ویژه نامه » نیمه شعبان » پرسش و پاسخ »

زنده بودن امام زمان (ع)

اشاره:

یکی از مسائلی که جزئیات آن مورد اختلاف شیعه و اهل سنت می باشد مسئله مهدویت است. این مسئله دارای ابعاد مختلفی می‌باشد، که عبارتند از: ۱- اصل مهدویت و انتظار ظهور امام زمان (ع)،  ۲- امامت امام زمان (ع) درسن پنج سالگی و طول عمر امام زمان (ع)،   ۳- فلسفه عقیده شیعه به وجود امام زمان ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ . مسئله اول نه تنها مورد اتفاق شیعه و اهل سنت می‌باشد بلکه تمام ملل و فرق و ادیان، منتظر ظهور مصلحی کل می‌باشند تا در آخر الزمان بر این عالم حکومت کند و بشریت را از ظلم رهایی بخشد. در زبور داود(ع)در این باره می‌خوانیم که: « … اما منتظران خداوند وارث زمین خواهند بود. هان بعد از اندکی شریر نخواهد بود…اما صالحان را خداوند تایید می‌کند… زیرا آنانکه از وی برکت یابند وارث زمین گردند…. و اما نسل شریر منقطع خواهد شد، صالحان وارث زمین خواهند بود و … [۱]».
در این باب ، زبور داود(ع)از ظلم و ستم و شر، سخن به میان آورده است و بیان شده که شر و ستم از بین خواهد رفت و صالحان وارث زمین خواهند شد. قرآن مجید نیز از این واقعه از زبور خبر داده و فرموده است: «ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون»[۲]. (ما در زبور نوشتیم که بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد.)
در اناجیل اربعه نیز از آمدن «پسر انسان» خبر داده شده است و به مردم دستور انتظار داده شده است[۳].
دراسلام نیز بر اساس آیات و روایات نبوی مردم باید به انتظار روزی باشند که شخصی از اهل بیت پیامبر(ص) و از فرزندان فاطمه(س) ظهور کند و بساط ظلم و ستم را برچیند و جهان را پر از عدل و داد نماید.
این عقیده در اسلام امری مسلم و غیر قابل انکار می‌باشد. تا جایی که محی الدین عربی حنفی در فتوحات مکیه جلد ۳ باب ۳۶۶ تحت عنوان «وزراء المهدی ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ » بحث مفصلی را مطرح کرده و حتی شمائل حضرت را توضیح داده و به نام مبارک او اشاره می‌کند.
ابن حجر در کتاب «الصواعق المحرقه» در شرح حال ائمه دوازده گانه(ع) به تفصیل سخن گفته و بابی به نام «الایات التی وردت فی ذریه فاطمه (س) » و «الایات التی وردت فی فضائل اهل البیت(ع)» آورده است و در رابطه با حضرت مهدی ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ آیات زیادی را مطرح کرده است.
در سنن ابی داود که یکی از کتب صحاح اهل سنت است بابی در این رابطه به نام «کتاب المهدی» موجود است. در سایر کتب و صحاح اهل سنت نیز روایات زیادی در این باره ذکر شده است. در این‌جا تنها به نقل سه روایت اکتفا می‌کنیم و اهل تحقیق را به کتابهای مفصل در این زمینه ارجاع می‌دهیم:
۱ـ در روایات نبوی در بسیاری از کتب اهل سنت آمده است که: «لاتقوم الساعه حتی یلی رجل من اهل بیتی یواطئ اسمه اسمی»[۴]. (قیامت بر پا نمی‌شود مگر این‌که مردی از اهل بیت من که نام او همانند نام من(محمد)است زمام امور را در دست گیرد).
۲ـ جابر بن سمره نقل می‌کند که : «قال النبی ـ صلی‌الله‌ علیه و آله ـ : یکون اثنا عشر امیراً کلهم من قریش»[۵]. (بعد از من دوازده امیر که همگی از قریش می‌باشند خواهند آمد).
۳ـ رسول خدا ـ صلی‌الله‌ علیه و آله ـ فرمود که: «المهدی من ولد فاطمه»[۶].(مهدی (ع) از فرزندان فاطمه(س)است.
اما مسئله دوم و سوم مورد اختلاف شیعه و اهل سنت قرار گرفته است. از این دو مسئله، مسئله دوم بیشتر مورد نزاع و بحث قرار گرفته است. مسئله دوم خود به دو بخش تقسیم می‌شود.
الف: امامت حضرت مهدی ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ در سن پنج سالگی ب: طول عمر آن حضرت.
چون شبهه در رابطه با طول عمر آن‌حضرت می‌باشد در این جا به طور اختصار به این قسمت پرداخته می‌شود تاجواب بخش سوم هم روشن شود.
در رابطه با این مسئله ما از طریق قرآن و حقایق دینی سخن می‌گوئیم. این مطلب که امام زمان ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ در سرداب از دنیا رفته است نیازمند به دلیل و برهان است و در منابع اهل سنت دلیل مورد اعتمادی بر آن وجود ندارد. علاوه بر این از آن جا که فرض بر این است که طرف سخن و صاحب شبهه کسانی هستند که قرآن را پذیرفته و به حقانیت آن معتقدند، می‌گوئیم نباید برای شما عمر طولانی یک ولی از اولیای خدا مایه تعجب باشد، زیرا قرآن کریم درباره افراد گوناگون عمرهای طولانی ذکر کرده است. در رابطه با حضرت نوح ـ علیه السلام ـ می‌خوانیم که او تنها قبل از طوفان نهصد و پنجاه سال در بین قومش بوده و پس از طوفان هم مدتی زنده بوده است. «فلبث فیهم الف سنه الا خمسین عاماً[۷]» تا جایی که در تاریخ عمر حضرت نوح ـ علیه السلام ـ را ۲۵۰۰ سال هم گفته‌اند.
هم‌چنین در رابطه با حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ وفتی یهودیان گفتند که ما او را به دار آویخته‌ایم، قرآن کریم نظر آن‌ها را رد می‌کند و می‌فرماید: «خداوند عیسی را به آسمان برده است» «و ما قتلوه یقیناً بل رفعه الله الیه[۸]» (او یقیناً کشته نشده بلکه خدا او را به سوی خود بالا برده است). بنا براین طبق آیات فوق و روایات زیادی که در این باره از پیامبر اسلام ـ صلی‌الله‌ علیه و آله ـ وارد شده است حضرت نوح ـ علیه السلام ـ عمری طولانی داشته و حضرت عیسی(ع) نیز در حدود دو هزار سال است که زنده است. پس چگونه نسبت به عمر امام زمان ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ این همه خدشه وارد می‌شود و آن را بعید فرض می‌کنند؟ به علاوه در تاریخ معمّرین بسیاری را نام برده‌اند که هر یک با این‌که بعضی ولی خدا نبوده‌اند عمرهای طولانی داشته‌اند. بالا تر از همه این‌ها، ما که خدا را قادر مطلق می‌دانیم چه بعدی دارد که روی مصالحی خداوند ولی خود را در مدتی طولانی حفظ نماید و او را دور از دسترس دیگران و غایب از دید مردم نگه بدارد و از این طریق بندگان خود را آزمایش نماید.
به هر حال مهم این است که از نظر قرآن کریم عمر طولانی برای یک انسان ممکن است و تعجب این است که کسانی که به آیات فوق عقیده دارند به طول عمر امام عصر ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ به شدت اعتراض می‌کنند و آن را منکر می شوند در حالی که وقتی چیزی ممکن شد، فرقی بین مصادیق آن نمی‌باشد.
حال عیسی ـ علیه السلام ـ زنده بماند یا مهدی موعود ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ هر دو برای خدا ممکن است و مانعی ندارد.

توضیح:
۱ـ کتب زیادی درباره امام زمان ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ و طول عمر آن حضرت نوشته شده است و به روایات زیادی استناد شده است. برای آگاهی بیشتر از این روایات به کتاب‌هایی از قبیل بحار الانوار،علامه مجلسی، منتخب الاثر، لطف الله صافی، العبقری الحسان، مرحوم نهاوندی ، احقاق الحق، قاضی نور الله شوشتری و خورشید مغرب، محمدرضا حکیمی و … مراجعه شود. در این کتب روایات زیادی از طریق شیعه و اهل سنت در این موضوع بیان شده است.
۲ـ آیه الله امامی کاشانی در خطبه نماز جمعه تهران گفت:
« … من در حال جمع آوری روایات مربوط به وجود حضرت صاحب الامر ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ و بررسی آن‌ها از لحاظ سند هستم و تاکنون هزار و سی و شش حدیث از دوهزار و پانصد راوی در رابطه با ولادت حضرت حجت ـ عجل ‌الله تعالی فرجه ‌الشریف ـ و این‌که او فرزند بلا فصل امام عسکری ـ علیه السلام ـ است و فعلاً زنده و موجود است، به دست آورده ام. در بین این احادیث سیصد حدیث از لحاظ سند صحیح است و در بین راویان هشتصد نفر از بزرگان جهان اسلام از شیعه و سنی هستند و … »[۹]

پی نوشت:
[۱] . کتاب مقدس، کتاب مزامیر داود، مزمور ۳۷، آیه ۹ به بعد.
[۲] . انبیاء، آیه ۱۰۵٫
[۳] . رجوع شود به: انجیل متی باب ۲۴، آیات ۴۰ و ۴۵ ـ انجیل مقدس، باب ۱۳، آیه ۲۷ ـ انجیل لوقا، باب ۱۳، آیات ۳۷ تا ۴۱ ـ انجیل یوحنا، باب ۱۴ ـ آیه ۳۰٫
[۴] . مسند احمدبن حنبل، ج۱، ص ۳۷۶و سنن ابی داود سجستانی،  ج۴، ص ۱۰۶ و صحیح ترمذی، ج۴، ص ۵۰۵ و … .
[۵] . صحیخ نجاری، مصر، ۱۳۵۵ ق ،ج۴ ،کتاب الاحکام،  ص ۱۷۵،و صحیح مسلم ، مصر، ۱۳۴۸، ج ۲، کتاب الاماره،باب الناس تبع لقزیش و الخلافه لقریش،  ص ۱۹۱، صحیح ترمذی، ج ۲، ص ۴۵ و … .
[۶] . در بیشتر کتب اهل سنت از قبیل سنن ابی داود ج ۴ و مستدرک حاکم نیشابوری جلد ۴ در جاهای مختلف ذکر شده است.
[۷] . عنکبوت، آیه ۱۴٫
[۸] . نساء، آیه ۱۵۸٫
[۹].  در تاریخ ۸/۱۰/۷۴ مطابق با ششم شعبان ۱۴۱۶