ویژه نامه » نیمه شعبان » غیبت »

زمینه سازی ائمه(علیهم السلام) برای غیبت(۴)

بنابراین، وظیفه امام عسکری(علیه السلام) علاوه بر روشنگری در اصل مساله مهدی- عجل الله تعالی فرجه الشریف – و غیبت او، در اثبات وجود مهدی و ولایت او نیز متجلی می شد. از این رو، آن حضرت بر بعضی از خواص شیعه که مورد اعتماد بودند، منت نهاده و آنها را مفتخر به دیدن سیمای نیک فرزندش مهدی(علیه السلام) می نمود، در عین حال که لازم بود ولادت آن حضرت از دیده اغیار مخفی بماند.
از جمله کسانی که موفق به این امر شد، صحابی خاص آن امام؛ یعنی «احمد بن اسحاق قمی» بود، او می گوید: بر مولای خود وارد شدم و قصد داشتم درباره جانشین او سؤ ال کنم، حضرت آغاز به سخن کرده، فرمود: ای احمد بن اسحاق! خداوند – تبارک و تعالی – هیچ گاه زمین را از «حجت» خود خالی نگذاشته است، حجتی که به وسیله او بلا را از اهل زمین دور، و باران را نازل، و برکات زمین را خارج می سازد.
عرض نمودم : ای فرزند رسول خدا! امام و خلیفه پس از شما کیست ؟ حضرت با سرعت برخاسته، داخل خانه شد و سپس در حالی که بر دوش او پسر بچه ای سه ساله، با چهره ای همچون ماه در شب بدر، قرار داشت خارج شده، و فرمود: ای احمد بن اسحاق! اگر نبود کرامت تو در نزد خداوند، فرزندم را به تو نشان نمی دادم. او همنام و هم کنیه رسول خدا، و کسی است که زمین را از عدل و داد پر می سازد، در حالی که ظلم و جور پر شده باشد. ای احمد بن اسحاق! مثل او مثل «خضر(علیه السلام)» و«ذوالقرنین» است. قسم به خدا، غیبتی خواهد داشت که در آن غیبت ، جز کسی که خداوند او را استوار در قبول امامت او قرار داده و او موفق به دعا برای تعجیل فرجش کرده، نجات نخواهد یافت.
«احمد بن اسحاق» عرض کرد: مولای من، آیا علامتی هست که قلبم بدان مطمئن شود؟ به محض پرسش، آن پسر به سخن آمد و به زبان عربی فصیح فرمود: «من بقیه الله در زمین، انتقام گیرنده از دشمنان خدا هستم، پس ای احمد بن اسحاق! بعد از رویت و مشاهده به دنبال نشانه نگرد.»
«احمد بن اسحاق» می گوید: من مسرور و شادمان خارج شدم، فردای آن روز وقتی به محضر امام عسکری(علیه السلام) رسیدم، عرض نمودم. ای فرزند رسول خدا! شادی و سرور من نسبت به منتی که بر من نهادی بسیار است. آن سنت جاری از «خضر» و «ذوالقرنین» در فرزندت چیست ؟ فرمود: طول غیبت، ای احمد! به نحوی که بیشتر معتقدان به امامت او، از این عقیده بازگردند و جز کسانی که ایمان راسخ در قلبشان است و مورد تایید الهی هستند براین عقیده باقی نمی مانند. ای احمد بن اسحاق ! این امری از امور الهی و سری از اسرار او و غیبی از غیب او است. آنچه گفتم بگیر و کتمان کن و از شاکرین باش تا فردا در علیین با ما باشی.[۱]
در بعضی از موارد، امام عسکری(علیه السلام) زمان دقیق غیبت را مشخص فرموده است.
«ابوغانم» می گوید: از امام عسکری(علیه السلام) شنیدم که می فرمود: «در سال (۲۶۰ ه‍ ) شیعه من دچار جدایی و افتراق خواهند شد.»[۲]
و در مواردی دیگر، حضرت، تصریح به اختلاف شیعه پس از شروع عصر غیبت فرموده است.
«موسی بن جعفر بن وهب بغدادی» می گوید: شنیدم که امام عسکری(علیه السلام) می فرمود:« گویا می بینم که پس از من در مورد جانشینم دچار اختلاف شده اید… بدانید که برای فرزندم غیبتی است که در آن، مردم دچار تردید می شوند، مگر آن کسی که خداوند او را حفظ نماید.»[۳]
آن حضرت در روایاتی، شیعه را به صبر و انتظار فرج در زمان غیبت فرمان داده است؛ از جمله این موارد، نامه آن حضرت به «ابوالحسن، علی بن الحسین بن بابویه قمی» است که در آن چنین فرموده است: بر تو باد صبر و انتظار فرج؛ پیامبر اکرم- صلی اللّه علیه و آله- فرموده است: برترین اعمال امت من انتظار فرج است و شیعه ما دائم در حزن و اندوهند تا زمانی که فرزندم – که پیامبر- صلی اللّه علیه و آله- بشارت او را داده ظاهر شود و زمین را پر از عدل و داد نماید. پس ای شیخ و معتمد من، ای ابوالحسن علی، صبر کن و همه شیعیانم را به صبر دعوت کن چرا که زمین از آن خدا است و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد به ارث خواهد داد و عاقبت از آن پرهیزگاران است … .»[۴]
۲ـ کاهش ارتباط مستقیم با شیعه
از دیگر اقداماتی که دو امام هادی و عسکری- علیهماالسلام- برای آماده سازی زمینه غیبت حضرت مهدی(علیه السلام) انجام دادند پرده گام به گام از شیعیان بود. این واقعیت با توجه به کلامی که«مسعودی»، در«اثبات الوصیه» آورده است به خوبی روشن می شود، او می گوید:
«امام هادی(علیه السلام) از بسیاری از موالیان خود، به جز معدودی از خواص، دوری می گزید، و زمانی که امر امامت به امام حسن عسکری علیه السلام منتهی شد، آن حضرت از پس پرده با خواص و غیر آنان سخن می گفت ، مگر در اوقاتی که به قصد خانه سلطان سوار بر مرکب می شد.»[۵]
گرچه کلام مسعودی، به خصوص در مورد امام عسکری(علیه السلام)، خالی از مبالغه نیست، ولی در مجموع، اثبات کننده مدعای ما است. نزدیکی عصر آن دو امام، به عصر غیبت نیز می تواند مؤ ید صحت این مدعا باشد؛ چرا که احتجاب و غیبت ناگهانی امام معصوم(علیه السلام) می توانست وضع دشوار و غیر قابل تحملی را برای شیعه پدید آورد.
به هر حال این دو امام بزرگوار، هم به لحاظ آن که در پادگان نظامی سامرا تحت کنترل حکام عباسی بودند و هم به لحاظ آن که در عصری نزدیک به عصر غیبت می زیستند، غالبا نسبت به شیعه پنهان بودند، و غالب امور و ارتباط آنان با شیعیان از طریق مکاتبات ، توقیعات و وکلا بود و به دلیل همین مکاتبات فراوان بود که به عنوان مثال : احمد بن اسحاق قمی از امام عسکری(علیه السلام) طلب دست خطی می کند تا بدان وسیله ، خط حضرت را از غیر آن باز شناسد.[۶]
و از این رو جماعت شیعیان، دیدن آن حضرت و ملاقات با او را در مسیر رفت و آمد – هفتگی آن بزرگوار به منزل خلیفه – مغتنم شمرده، در راه می نشستند و منتظر آن حضرت می ماندند. از جمله نمونه های این مطلب، ملاقات شخصی است که در دل، شبهه ثنویت داشته و امام علیه السلام هنگام بازگشت از منزل خلیفه، با انگشت سبابه اشاره می کند که: احد احد![۷]
و شخص دیگری که در مسیر امام(علیه السلام) به منزل خلیفه نشسته و قصد می کند تا با صدای بلند مردم را به امامت آن حضرت فرا خواند، اما حضرت با اشاره انگشت بر دهان مبارک ، او را از این کار باز می دارد![۸]
۳ـ ساماندهی و تقویت وکالت
یکی دیگر از چاره اندیشی های دو امام هادی و عسکری- علیهماالسلام- برای ورود شیعه به عصر غیبت ، تقویت «سازمان وکالت» بود. این سازمان که همان نظام ارتباط امام با شیعیان به وسیله وکلا بود، ریشه در عصر امام صادق(علیه السلام) داشت، و در طی ده ها سال فعالیت خود با فراز و نشیب هایی مواجه بود.
در عصر امام هادی وامام عسکری- علیهماالسلام- اقداماتی از سوی آن بزرگواران برای سازماندهی و تقویت این سازمان صورت گرفت. این کار از آن رو انجام شد که شیعه ، رفته رفته به عصر غیبت نزدیک تر می شد و در چنین عصری ، این نهاد وکالت بود که تنها راه ارتباطی شیعه با امام معصوم علیه السلام بود.
از جمله اقدامات امام هادی(علیه السلام) در جهت تقویت و سامان مند کردن فعالیت های سازمان وکالت، می توان به سفارش مؤ کد آن حضرت به وکلا برای حفظ نظم در امور و رعایت محدوده و قلمرو خاص خود و عدم دخالت در امور سایر وکلا اشاره کرد. به عنوان نمونه، به نامه امام(علیه السلام) به دو تن از وکلایش؛ یعنی«ایوب بن نوح» و «ابوعلی بن راشد»، در این زمینه توجه شود.[۹]
اهتمام آن امام بر تعیین جانشین برای وکیل قبل و عدم بروز گسستگی در کار وکالت نواحی، از دیگر اقدامات بود.[۱۰]
امام عسکری(علیه السلام) نیز با ادامه دادن این گونه اقدامات، راه را برای حرکت سازمان در مسیر خودش هموار نمود. آن جناب نیز همچون پدر بزرگوارش، وکلای ارشدی را برای نواحی مختلف نصب نمود که بر کار سایر وکلا نظارت داشتند. علاوه بر این، «عثمان بن سعید عمری» را به عنوان «وکیل الوکلای» خود معرفی نمود تا همه وکلا به او مراجعه کنند. این امر، از آن جهت حائز اهمیت بود که وی در عصر غیبت ، بنا بود سفیر و نائب اول امام عصر(علیه السلام) باشد.
همین طور نامه های آن جناب به بعضی نواحی شیعه نشین ؛ مثل«نیشابور»، و تاکید بر اطاعت شیعیان از وکلا و پرداخت وجوه شرعی به آنان، و محور قرار دادن وکلا در حل و فصل امور را می توان از دیگر اقدامات امام عسکری(علیه السلام) برای تقویت و سامان مندی «سازمان وکالت» قلمداد کرد. به عنوان نمونه، می توان به نامه مفصل آن جناب به«اسحاق بن اسماعیل نیشابوری» و شیعیان و بزرگان نیشابور اشاره کرد که در آن، ضمن معرفی وکیلی به نام«ابراهیم بن عبده»، از مردم این دیار به خاطر عدم اطاعت و عدم مراجعه نزد وکیل پیشین، گلایه نموده اند.[۱۱]
شناخت هر چه بیشتر این سازمان، کیفیت سیر تکاملی آن و وضعیت آن در عصر امام هادی(علیه السلام) و عصر امام عسکری(علیه السلام) و عصر غیبت، مستلزم توجهی مستقل به این نهاد مهم ، و شناخت سیر پیدایش و تکوین و تکامل آن و سایر ویژگی ها و وظایف آن است که مباحث زیر متکفل انجام این مهم می باشند:
الف – تعریف لغوی و اصطلاحی واژه وکالت و معرفی اجمالی سازمان وکالت
ب – علل تشکیل سازمان وکالت و گسترش و استمرار فعالیت آن تا پایان عصر غیبت
ج – محدوده زمانی و جغرافیائی فعالیت سازمان وکالت
د – وظایف و مسئولیت های سازمان وکالت
ه‍- ویژگی ها و مشخصات وکلا و کارگزاران سازمان وکالت
و – معرفی مهم ترین وکلای ائمه علیهم السلام
این مباحث به لحاظ گستردگی ، در کتابی دیگر به صورت مستقل به تفضیل بررسی شده است.[۱۲] در فصل آتی، هر یک از موضوعات فوق را به اجمال ، مورد بررسی قرار خواهیم داد.

پی نوشت:

[۱] . همان ، ج ۲، ص ۳۸۴-۳۸۵، ح ۱
[۲] . همان ، ص ۴۰۸، ح ۶
[۳] . همان ، ص ۴۰۹، ح ۸
[۴] . مناقب ، ابن شهر آشوب ، ج ۴، ص ۵۲۷؛ تاریخ الغیبه الصغری ، سید محمد صدر، ص ۲۱۷
[۵] . اثبات الوصیه ، ص ۲۶۲؛ تاریخ الغیبه الصغری ، ص ۲۲۲
[۶] . الکافی ، ج ۱، ص ۵۱۳، ح ۲۷؛ مناقب ، ابن شهر آشوب ، ج ۴، ص ۳۳-۳۴؛ تاریخ الغیبه الصغری ، ص ۲۲۴
[۷] . تاریخ الغیبه الصغری ، ص ۲۲۴
[۸] . اثبات الوصیه ، ص ۲۴۳
[۹] . رجال کشی ، ص ۵۱۴، ح ۹۹۲
[۱۰] . ر. ک: همان، ص ۵۱۳-۵۱۴، ح ۹۹۱ و ۹۹۲(جریان نصب ابوعلی بن راشد به جای علی بن الحسین بن عبدریه توسط امام هادی علیه السلام).
[۱۱] . همان ، ص ۵۷۹-۵۸۰، ح ۱۰۸۸٫
[۱۲] . ر. ک: پژوهشی جامع پیرامون وکالت، وکلا و ابواب ائمه علیهم السلام، دکتر محمد رضا جباری، قم مؤ سسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۹ ش.

منبع :آقایان پورسید آقایی، جباری، عاشوری- تاریخ عصر غیبت، ص۱۵۱