نقد و بررسی ادیان و فرق » جریان احمد الحسن »

زمان قیام یمانی

اشاره:

مطالبی که در زیر درباره زمان قیام یمانی بیان شده ادعای احمد الحسن و پیروان او را تکذیب نموده و او را از مدعیان دروغین قرار می دهد. تعیین زمان دقیق قیام یمانی نیز مانند زمان ظهور وسایر نشانه های آن برای ما میسور نیست، لیکن روایات متعددی به پیوستگی جنبش یمانی با قیام سفیانی دلالت دارند که در این نوشته به این روایات اشاره شده است.

 

امام صادق (علیه السلام) فرموده اند:

الیمانیُّ والسفیانیُّ کَفَرسَی رِهانٍ؛[۱] یمانی وسفیانی مانند دو اسب مسابقه اند.

این مطلب آن قدر مسلم بوده که امام صادق (علیه السلام) برای نفی قیام سفیانی در زمان خود بر عدم قیام یمانی استدلال فرموده اند. هنگامی که در محضر آن امام از خروج سفیانی سخن به میان آمد، فرمودند: أنّی یخرج ذلک ولمّا یخرج کاسر عَینیه بصنعاءَ؛[۲]کی وچگونه سفیانی قیام می کند، در حالی که کسی که چشم او را از کاسه در می آورد، هنوز از صنعا خروج نکرده است.

ابن حماد نیز از امام باقر (علیه السلام) چنین روایت کرده است:

اذا ظهر السفیانیُّ علی الابقع والمنصورِ الیمانیِّ خرج الترکُ والرومُ فظهر علیهم السفیانیُّ؛[۳]چون سفیانی بر ابقع ومنصور یمانی پیروز شود، ترک وروم خروج می کنند وسفیانی بر آن ها نیز غلبه می یابد.

در روایت دیگری فرموده اند:

ثم یسیرُ الیهم منصورُ الیمانیُّ من صنعاءَ بجنوده… فَیلتَقی هو والأَخوص… فیکون بینهما قتالٌ شدیدٌ ثم یظهر الأخوصُ السفیانیُّ علیه؛[۴] سپس منصور یمانی هم راه با سپاهیانش از صنعا به سمت آن ها ره سپار می شود… او با اخوص روبه ور می شود… میان آن دو جنگی سخت در می گیرد وسفیانی اخوص بر او غلبه می یابد.

از مجموع این روایات وروایاتی که خواهد آمد، به تلاقی جنبش یمانی وسفیانی حداقل در بخشی از زمان می توان مطمئن شد واز آن جا که بر اساس روایات متعدد ومعتبر خروج سفیانی از علایم سال ظهور است، قیام یمانی نیز از نشانه های نزدیک به ظهور خواهد بود. از جمله روایات معتبری که بر پیوستگی قیام سفیانی با ظهور – ودر نتیجه پیوستگی قیام یمانی با ظهور – دلالت دارند، این روایت از امام باقر (علیه السلام) است: …  فَینزِلُ امیرُ جَیشِ السفیانیِّ البیداءَ فیُنادی منادٍ من السماءِ «یا بیداءَ أبیدی القَوم» فیخسفُ بهم… والقائمُ یومئذٍ بمکه قد أسنَد ظهرَه الی البیتِ الحرامِ مستجیراً به فیُنادی یا ایها الناس…؛[۵]

امیر سپاه سفیانی در منطقه بیداء فرود می آید، پس ندا دهنده ای از آسمان ندا می دهد: «ای بیداء این گروه را در خود فرو ببر»، پس آن ها در زمین فرو می روند… قائم (علیه السلام) در آن روز در مکه حضور دارد ودر حالی که به خانه کعبه پناهنده شده وبه آن تکیه کرده ندا می دهد: ای مردم….

نکته یاد شده (پیوستگی قیام یمانی با ظهور امام مهدی (عجّل الله فرجه)) را می توان از این روایت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم) نیز به دست آورد:

ما القحطانیُّ بدون المهدیِّ؛[۶] قحطانی بدون مهدی نخواهد بود.

در مجموعه روایاتِ نشانه های ظهور، سه روایت وجود دارد که علاوه بر دلالت بر تلاقی قیام یمانی با خروج سفیانی، آغاز این دو جنبش وجنبش خراسانی را دقیقاً در یک سال ویک ماه ویک روز بیان کرده است. امام باقر (علیه السلام) در این خصوص فرموده اند:

… خروجُ السفیانیِّ والیمانیِّ والخراسانیِّ فی سَنَه واحده فی شهرٍ واحدٍ فی یومٍ واحدٍ؛[۷] خروج سفیانی ویمانی وخراسانی در یک سال ویک ماه ویک روز است.

از امام صادق (علیه السلام) نیز چنین روایت شده است:

وقد یکونُ خروجُه وخروجُ الیمانیِّ من الیمنِ مع الرایاتِ البیضِ فی یومٍ واحدٍ وشهرٍ واحدٍ وسنه واحده؛[۸]خروج سفیانی وخروج یمانی با پرچم های سفید از یمن در یک روز ویک ماه ویک سال خواهد بود.

آن حضرت در روایت دیگری فرموده اند: خروجُ الثلاثه الخراسانیِّ والسفیانیِّ والیمانیِّ فی سَنَه واحده فی شهرٍ واحدٍ فی یومٍ واحدٍ؛[۹] خروج سه نفری خراسانی، سفیانی ویمانی در یک سال ویک ماه ویک روز است.

به وثاقت تمامی راویان این سه حدیث، در کتاب های رجالی تصریح شده است، تنها در حدیث اول حسن بن علی بن ابی حمزه وجود دارد که عموماً او را به دلیل این که از سران واقفه بوده، تضعیف می کنند. حدیث دوم از کتاب مختصر اثبات الرجعه منسوب به فضل بن شاذان است. روایت سوم را شیخ طوسی در کتاب الغیبه بدون واسطه از فضل بن شاذان روایت می کند. به احتمال قوی منبعی که در اختیار شیخ طوسی بوده واین روایت را از آن نقل کرده کتاب اثبات الرجعه فضل بن شاذان است. هم چنان که این روایت با همین سند در مختصر اثبات الرجعه نیز وجود دارد.[۱۰] از سوی دیگر، شیخ طوسی در فهرست خود پس از اشاره به حدود سی کتاب از مصنفات فضل بن شاذان – که یکی از آن ها اثبات الرجعه است – وتذکر این نکته که وی کتاب های دیگری نیز دارد که اسم آن ها معلوم نیست، برای خود دو طریق به روایات وکتاب های فضل بن شاذان نقل می کند که یکی از آن ها طریق صحیحی است. شیخ طوسی پس از ذکر مصنفات فضل بن شاذان می نویسد: «ابو عبد الله مفید [شیخ مفید] از محمد بن علی بن حسین بن بابویه [شیخ صدوق] از محمد بن حسن[۱۱] از احمد بن ادریس[۱۲] از علی بن محمد بن قتیبه[۱۳] از فضل بن شاذان،[۱۴]از روایات وکتاب های فضل بن شاذان به من خبر داد».[۱۵]

افراد یاد شده که در طریق شیخ طوسی به کتاب های فضل بن شاذان قرار دارند، همگی ثقه ومورد اطمینان هستند. بر این اساس، روایت سوم از نظر سندی معتبر واعتمادپذیر خواهد بود.

به هر تقدیر، از مجموعه روایات یاد شده تلاقی قیام یمانی وسفیانی وهم چنین هم زمانی دقیق آغاز حرکت یمانی وسفیانی وخراسانی نیز اثبات می پذیرد. در این صورت قیام یمانی در ماه رجب آغاز خواهد شد، زیرا امام صادق (علیه السلام) در حدیث معتبری فرموده اند:

إنّ امرَ السفیانیِّ من الأمرِ المحتومِ وخروجُه فی رجبٍ؛[۱۶] حرکت سفیانی از نشانه های حتمی است ودر ماه رجب روی خواهد داد.

البته محمد بن مسلم بدون این که کلام خود را به معصوم (علیه السلام) نسبت دهد، چنین گفته است:
یخرج قبلَ السفیانیِّ مصریٌّ ویمانیٌّ؛[۱۷] پیش از سفیانی مصری ویمانی خروج می کنند.

در این روایت قیام یمانی پیش از قیام سفیانی دانسته شده است واین مطلب با آن چه پیش تر آمد، در تعارض است.
صرف نظر از این که این کلام از معصوم صادر نشده وقابلیت تعارض با روایات پیشین را ندارد، برای حل تعارض ظاهری این روایت با روایاتی که قیام سفیانی ویمانی را هم زمان می دانستند، راه حل های مختلفی می توان ارائه داد، از جمله:
۱. یمانی مذکور در روایت محمد بن مسلم غیر از یمانی معروف است، زیرا در تمام روایات از شخصیت موردنظر با عنوان «الیمانی» یاد شده، اما در این روایت از یمانی، به صورت نکره، یاد شده است. بنابراین، چه بسا پیش از قیام سفیانی یک شخصیت یمنی خروج کند، اما جنبش یمانی معروف هم زمان با جنبش سفیانی باشد.

۲. قیام یمانی وسفیانی در یک سال ویک ماه ویک روز، کنایه از شدت پیوستگی این دو رخداد است واین امر منافاتی با وجود فاصله اندک میان آن دو ندارد. قرینه ای که نکته فوق را تأیید می کند، جمله ای است که در ذیل حدیث امام باقر (علیه السلام) آمده است. آن حضرت پس از بیان این که قیام یمانی وسفیانی وخراسانی در یک سال ویک ماه ویک روز است، فرموده اند:

نِظامٌ کنظامِ الخرزِ یتبع بعضُه بعضا؛[۱۸] با نظام وترتیبی هم چون نظام یک رشته که به بند کشیده شده وهر یک از پی دیگری.

تصریح به این مطلب که این حوادث چون رشته ای منظم، پی در پی رخ خواهند داد، نشان از آن دارد که میان این سه حادثه فاصله ای هر چند اندک وجود دارد.

از دیگر حوادثی که با قیام یمانی تلاقی دارد، جنبش خراسانی است. علاوه بر دو روایت سابق که بر هم زمانی قیام یمانی وخراسانی وسفیانی دلالت می کردند، از امام علی (علیه السلام) نیز چنین روایت شده است:

… إذ أقبلت خیلُ الیمانیِّ والخراسانیِّ یستبقان کانَّهما فَرَسَی رهانٍ؛[۱۹] … در این هنگام سپاه یمانی وخراسانی که هم چون دو اسب مسابقه بر یک دیگر پیشی می گیرند، نمایان می شوند.

 اگرچه روایت اخیر مرفوعه است، اما یکی از دو روایت پیشین معتبر بود. بر این اساس، هم زمانی قیام یمانی وخراسانی نیز اثبات می پذیرد. تلاقی قیام خراسانی ویمانی خود قرینه دیگری بر قرب زمانی جنبش یمانی وظهور امام مهدی (عجّل الله فرجه) است، چون در روایت معتبری تلاقی قیام خراسانی وظهور امام مهدی (عجّل الله فرجه) گزارش شده است. در روایت معتبری امام باقر (علیه السلام) پس از اشاره به قتل وغارت کوفیان توسط سپاه سفیانی فرموده اند:
فبیناهم کذلک اذ أقبلت رایاتٌ من قِبَلِ خراسانَ؛[۲۰]

در حالی که سپاه سفیانی مشغول تاراج کوفه است، به ناگاه پرچم هایی از سوی خراسان روی می آورند.
آن حضرت در ادامه از فرورفتن سپاه سفیانی در سرزمین بیداء وظهور امام مهدی (عجّل الله فرجه) در مکه مکرمه در همان روز گزارش داده اند. بنابراین، به تصریح این روایت، قیام پرچمی از خراسان که به احتمال زیاد همان خراسانی است از حوادث متصل به ظهور است وبا اثبات پیوستگی قیام یمانی با جنبش خراسانی می توان پیوستگی قیام یمانی با ظهور امام مهدی (عجّل الله فرجه) را نتیجه گرفت.

در پایان تذکر این نکته مناسب است که روایات اهل سنت در مورد زمان قیام قحطانی (یمانی) به شدت با یک دیگر اختلاف دارند.

دسته ای از این روایات قیام قحطانی را پس از حیات امام مهدی (عجّل الله فرجه) دانسته اند، مثلاً از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم) چنین روایت کرده اند:

القحطانیُّ بعد المهدیِّ والذی بَعَثنی بالحقِّ ما هو دونَه؛[۲۱] قحطانی پس از مهدی (عجّل الله فرجه) است. سوگند به خدایی که مرا به حق برانگیخت مقام او کم تر از مهدی (عجّل الله فرجه) نیست.

دسته ای دیگر قیام قحطانی را پیش از ظهور امام مهدی (عجّل الله فرجه) دانسته اند. از ارطاه در این باره چنین نقل شده است:

بلغنی أنّ المهدیَّ یعیش اربعینَ عاماً… ثم یخرج رجلٌ من قحطانَ… ثم یموت… ثم یخرجُ رجلٌ من اهل بیت النبیِّ (صلّی الله علیه وآله وسلّم) مهدیُّ حُسنُ السیره یَفتح مدینه قیصرَ وهو اخرُ امیرٍ من امه محمدٍ (صلّی الله علیه وآله وسلّم) ثم یخرج فی زمانِه الدجالُ وینزلُ فی زمانه عیسی بنُ مریم؛[۲۲]

برای من چنین روایت شده که مهدی چهل سال زندگی می کند… سپس مردی از قحطان قیام می کند… سپس می میرد… سپس مردی از خاندان پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) قیام می کند. او مهدی ونیکو سیرت است وشهر قیصر را می گشاید. او آخرین امیر از امت محمد (صلّی الله علیه وآله وسلّم) است. در زمان او دجال خروج می کند وعیسی (علیه السلام) از آسمان فرود می آید.

در این روایت پیش از ذکر خروج قحطانی به قیام مهدی اشاره شده است، اما به قرینه خروج دجال ونزول عیسی (علیه السلام)، مهدیِ پس از قحطانی همان امام مهدی (عجّل الله فرجه) است.

دسته سوم روایات اهل سنت، قیام قحطانی را هم زمان با امام مهدی (عجّل الله فرجه) می داند، از جمله از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم) روایت شده است:

ما القحطانیُّ بدونِ المهدیِّ؛[۲۳] قحطانی بدون مهدی نخواهد بود.

بدون مهدی نبودن قحطانی ظهور در هم زمانی حیات این دو شخصیت دارد.

نیز از ارطاه چنین نقل شده است:

علی یَدَی ذلک الخلیفه الیمانیِّ الذی تُفتَحُ القسطنطنیه ورومیه علی یدیه یخرج الدجالُ فی زمانه وینزل عیسی بنُ مریمَ فی زمانِه؛[۲۴] خروج دجال ونزول عیسی (علیه السلام) در زمان آن فرمان روای یمانی است که استانبول وروم به دست او فتح می شود.

این روایت به دلیل روایات متعددی که بر نزول حضرت عیسی (علیه السلام) در زمان امام مهدی (عجّل الله فرجه) دلالت دارند، از هم زمانی خروج قحطانی وامام مهدی (عجّل الله فرجه) حکایت دارد.

دسته چهارم روایات اهل سنت نیز بر اتحاد قحطانی وامام مهدی (عجّل الله فرجه) دلالت دارند. از ابن سیرین چنین روایت شده است:

القحطانیُّ رجلٌ صالحٌ وهو الذی یُصَلّی خلفَه عیسی وهو المهدیُّ؛[۲۵] قحطانی مرد نیکوکاری است. او همان کسی است که عیسی (علیه السلام) پشت سرش نماز می گذارد. او همان مهدی است.

 علاوه بر این که عمده این روایات از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم) نقل نشده اند، به لحاظ ضعف سند نیز برای ما حجت نیستند وآن چه امر را سهل می کند، وجود روایات اهل بیت: است که قیام قحطانی را از علایم ظهور وپیش از آن دانسته اند واین روایات معیاری برای انتخاب وگزینش روایات اهل سنّت اند.

پی نوشت:

[۱] . الغیبه للنعمانی، ص۳۱۶، باب۱۸، ح۱۵.

[۲] . همان، ص۲۸۵، باب۱۴، ح۶۰.

[۳] . معجم احادیث الامام المهدی (عجّل الله فرجه)، ج۳، ص۲۷۵.

[۴] . همان، ص۲۷۶.

[۵] . الغیبه للنعمانی، ص۲۸۸، باب۱۴، ح۶۷. سند این حدیث به این صورت است:
اخبرنا احمد بن محمد بن سعیدی عن هولاء الرجال الاربعه (محمد بن المفضل وسعدان بن اسحاق بن سعید واحمد بن الحسین بن عبد الملک ومحمد بن احمد بن الحسن) عن ابن محبوب واخبرنا محمد بن یعقوب الکلینی قال: حدثنی علی بن ابراهیم بن هاشم عن ابیه قال: وحدثنی محمد بن عمران قال: حدثنا احمد بن محمد بن عیسی قال: وحدثنی علی بن محمد وغیره عن سهل بن زیاد جمیعاً عن الحسن بن محبوب وحدثنا عبد الواحد بن عبد الله الموصلی عن ابی علی احمد بن محمد بن ابی ناشر عن احمد بن هلال عن الحسن بن محبوب عن عمرو بن ابی المقدام عن جابر بن یزید الجعفی.
درباره وثاقت احمد بن محمد، نک: الفهرست، ص۶۸؛
درباره وثاقت احمد بن حسین بن عبد الملک، نک: همان، ص۵۸؛
درباره وثاقت حسن بن محبوب، نک: رجال الطوسی، ص۳۳۴؛
درباره وثاقت عمر بن ابی مقدام، نک: معجم رجال الحدیث، ج۱۴، ص۸۲؛
درباره وثاقت جابر بن یزید، نک: همان، ج۴، ص۳۴۴.

[۶] . الفتن، ص۲۳۷.

[۷] . الغیبه للنعمانی، ص۲۶۲ باب۱۴، ح۱۳. (سند این روایت به این صورت است:
اخبرنا احمد بن محمد سعید، عن احمد بن یوسف بن یعقوب، عن اسماعیل بن مهران، عن الحسن بن علی بن ابی حمزه عن ابیه ووهیب بن حفص عن ابی بصیر.
درباره وثاقت احمد بن محمد بن سعید نک: الفهرست، ص۶۸؛
درباره وثاقت احمد بن یوسف نک: معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۱۶۳؛
درباره وثاقت اسماعیل بن مهران نک: رجال النجاشی، ص۲۶؛
درباره ضعف حسن بن علی بن ابی حمزه نک: معجم رجال الحدیث، ج۶، ص۱۹؛
درباره وثاقت وهیب بن حفص، نک: رجال النجاشی، ص۴۳۱؛

[۸] . درباره وثاقت ابی بصیر نک: همان، ص۴۴۱).

[۹] . مختصر اثبات الرجعه، به نقل از مجله تراثنا، سال دوم، شماره۴، ص۴۵۵. سند این روایت به این صورت است:
حدثنا محمد بن ابی عمیر، قال حدثنا جمیل بن دراج، قال حدثنا زراره ابن اعین.
درباره وثاقت محمد بن ابی عمیر نک: الفهرست، ص۴۰۴؛
درباره وثاقت جمیل بن دراج نک: رجال النجاشی، ص۱۲۶؛
درباره وثاقت زراره، نک: همان، ص۱۷۵.

[۱۰] . الغیبه للطوسی، ص۴۴۶. (سند این روایت به این صورت است:
محمد بن ابی عمیر، عن سیف بن عمیره، عن بکر بن محمد الازدی.
درباره وثاقت محمد بن ابی عمیر نک: الفهرست، ص۴۰۴؛
درباره وثاقت سیف بن عمیره نک: رجال النجاشی، ص۱۸۹؛
درباره وثاقت بکر بن محمد نک: همان، ص۱۰۸).

[۱۱] . به نقل از مجله تراثنا، ص۴۵۶

[۱۲] . درباره وثاقت محمد بن حسن نک: رجال الطوسی، ص۴۳۹.

[۱۳] . درباره وثاقت محمد بن علی بن قتیبه، نک: قاموس الرجال، ج۷، ص۵۷۱؛ کتاب نکاح، ج۱۵، ص۵۰۷۵.

[۱۴] . درباره وثاقت فضل بن شاذان نک: رجال النجاشی، ص۳۰۷.

[۱۵] . الفهرست، ص۳۶۳.

[۱۶] . کمال الدین، ص۶۵۰، باب۵۷، ح۵. (سند این روایت به این صورت است:
حدثنا محمد بن الحسن بن احمد بن الولید، عن الحسین بن الحسن بن ابان، عن الحسین بن سعید، عن صفوان بن یحیی، عن عیسی بن اعین، عم المعلّی بن خنیس.
درباره وثاقت محمد بن حسن نک: رجال النجاشی، ص۳۸۳؛
درباره وثاقت حسین بن حسن نک: رجال ابن داود، ص۲۷۰؛
درباره وثاقت حسین بن سعید نک: الفهرست، ص۱۱۲؛
درباره وثاقت صفوان بن یحیی نک: رجال النجاشی، ص۱۹۷؛
درباره وثاقت عیسی بن اعین نک: همان، ص۲۹۶؛
درباره وثاقت معلی بن خنیس نک: معجم رجال الحدیث، ج۱۹، ص۲۶۸).

[۱۷] . الغیبه للطوسی، ص۴۴۷.

[۱۸] . الغیبه للنعمانی، ص۲۶۲، باب۱۴، ح۱۳.

[۱۹] . بحار الانوار، ج۵۲، ص۲۷۴.

[۲۰] . الغیبه للنعمانی، ص۲۸۸، باب۱۴، ح۶۷. (درباره اعتبار این حدیث نک: کتاب حاضر ص۸۱)

[۲۱] . الفتن، ص۶۷.

[۲۲] . همان، ص۲۴۸.

[۲۳] . همان، ص۲۳۷.

[۲۴] . همان، ص۲۵۰.

[۲۵] . معجم احادیث الامام المهدی (عجّل الله فرجه)، ج۱، ص۲۹۹.

برگرفته ذاز: تأملی در نشانه های حتمی ظهور  (نصرت الله آیتی)