شیعه شناسی » فروع دین » روزه »

روزه مستحب

چکیده

در دین اسلام افزون بر روزه واجب، روزه های مستحبی نیز تشریع شده است. روزه مستحبی آن است که گرفتنش ثواب را نصیب روزه دار می کند و باعث کمالات معنوی در او می شود و در صورت نگرفتن هیچ گناهی متوجه کسی نشده و تنها از کمالات معنوی که بر روزه مستحبی مترتب می شود محروم می گردد. روزه های مستحبی دارای اقسام مختلف است که به مناسبتهای خاصی گرفتن آن دارای استحباب هستند. 

 

اقسام روزه مستحب

روزه مستحب سه نوع است؛ زیرا استحباب آن یا به جهت عنوان اولی است؛ بدین معنا که روزه از این جهت که مستحب می‏باشد فی نفسه امری راجح و محبوب خدای متعال است، مانند روزه تمامی ایّام سال جز روزهایی که روزه گرفتن در آنها حرام است، یا به جهت سببی خاص، مانند روزه برای آمدن باران، یا به جهت زمانی خاص، مانند روزه‏های اول، سوم و هفتم محرّم؛ چهارم تا نهم شوال؛ نیمه جمادی الاولی؛ تمامی ماه رجب، روز مبعث (بیست و هفتم رجب)؛ تمامی ماه شعبان، بویژه نیمه آن؛ روز میلاد رسول اکرم صلّی اللَّه علیه وآله (هفده یا دوازدهم ربیع الاوّل)؛ روز دحو الارض (بیست و پنجم ذیقعده)؛ بیست و نهم ذیقعده؛ اوّل ذیحجه، بلکه اوّل تا نهم آن؛ عید غدیر (هیجدهم ذیحجه)؛ روزه سه روز در هر ماه، که به قول مشهور، پنج شنبه اوّل و آخر و چهارشنبه اوّل دهه دوم ماه است؛ روزهای سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم هر ماه به قول مشهور؛ هر پنج شنبه و جمعه یا جمعه تنها و روز نوروز. [۱][۲]

روزه مستحب گاهی به جهت عوارضی حرام یا مکروه می‏گردد؛ حرام مانند روزه مستحب زوجه در صورت منافات داشتن با حق زوج یا عدم اذن زوج و یا نهی او، بنابر اختلاف اقوال؛ روزه مستحب فرزند، درصورتی که موجب آزار پدر و مادر گردد؛ روزه مستحب برده در صورت تنافی با حق مولا [۳][۴][۵][۶]

و مکروه مانند روزه روز عاشورا؛ روزه روز عرفه برای کسی که بیم ضعف از دعا دارد؛ روزه مستحب مهمان بدون اذن میزبان، بنابر قول برخی. بعضی آن را بدون اذن یا با نهی میزبان، صحیح ندانسته اند؛ روزه فرزند بدون اذن پدر به قول برخی. بعضی در صورت عدم اذن یا نهی وی، آن را صحیح ندانسته‏اند؛ روزه مستحب برای کسی که به طعامی دعوت شده [۷]

و روزه استحبابی در سفر به قول جمعی، جز سه روز در مدینه جهت برآمدن حاجت. [۸][۹]

نیّت روزه مستحب

آیا در نیت روزه مستحب تعیین نوع آن شرط است یا نه؟ اقوال مختلف است. برخی، روزه مستحب معیّن همچون روزه ایّام البیض را به روزه ماه رمضان ملحق کرده و تعیین را شرط ندانسته اند. بعضی گفته اند: در روزه استحبابی دارای سبب خاص، مانند طلب باران، تعیین از جهت احراز خصوصیت و تحقق آن شرط است، نه آنکه شرط صحّت باشد، و در روزه استحبابی دارای زمان خاص، مانند ایّام البیض، وقوع روزه در آن زمان، تعیین آن به شمار می رود و نیازی به تعیین آن در نیّت نیست. [۱۰][۱۱]

زمان نیت در روزه مستحب بنابر قولی تا زوال ادامه دارد. قول دیگر در روزه مستحب، امتداد زمان تا قبل از غروب خورشید است. [۱۲][۱۳][۱۴]

سایر احکام روزه مستحب

بنابر قول مشهور، در روزه مستحب، علاوه بر شرایط عمومی روزه، عدم اشتغال ذمّه شخص به روزه واجب شرط صحّت آن است. [۱۵]

فروبردن سر در آب، بنابر قول مشهور بر روزه دار حرام است؛ لیکن در بطلان روزه به آن اختلاف می باشد. [۱۶]

برخی گفته اند: مقتضای اطلاق نصّ و کلمات فقها، عدم تفاوت در حکم یاد شده (حرمت) بین روزه واجب و مستحب است؛ [۱۷]

هرچند برخی در حرمت آن در روزه مستحب و واجب موسّع اشکال کرده اند. [۱۸]

معروف این است که افطار سهوی، روزه مستحب را- همچون روزه واجب- باطل نمی‏کند؛ [۱۹][۲۰][۲۱]

قول مقابل آن بطلان است. [۲۲]

در شرط بودن عدم سفر در روزه‏ مستحب اختلاف است. قول منسوب به اکثر فقها، کراهت (به معنای کم بودن ثواب) آن است، جز روزه سه روز (چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه) در مدینه جهت برآمدن حاجت که به اتفاق، جایز بلکه مستحب است. [۲۳][۲۴]

گرفتن روزه یوم الشّک (روز مردد بین آخر شعبان و اوّل رمضان) به نیّت ماه رمضان، بنابر قول مشهور صحیح نیست؛ لیکن به نیّت روزه استحبابی ماه شعبان صحیح است و چنانچه بعد معلوم شود آن روز اوّل رمضان بوده، از روزه واجب کفایت می کند. [۲۵]

افطار روزه مستحب بعد از زوال (ظهر) کراهت دارد. [۲۶]

کسی که روزه مستحب گرفته، اگر در اثنای روز مهمان مؤمنی شود، و وی غذایی تهیه کند، مستحب است بدون آنکه میزبان را از روزه خود مطّلع سازد، نزد او افطار کند. [۲۷]

مستحب است انسان روزه مستحب را از دیگران پوشیده بدارد. [۲۸]

پی نوشتها

۱.غنیه النزوع ص۱۴۸-۱۴۹.   

۲.العروه الوثقی ج۳، ص۶۵۸-۶۶۰.   

۳.مدارک الأحکام ج۶، ص۲۸۳-۲۸۴.   

۴.تذکره الفقهاء ج۶، ص۲۰۲-۲۰۳.   

۵.جواهر الکلام ج۱۷ف ص۱۳۰-۱۳۲.   

۶.العروه الوثقی ج۳، ص۶۶۱.   

۷.العروه الوثقی ج۳، ص۶۶۰.   

۸.کنز الفوائد ج۱، ص۲۲۹.

۹.ایضاح الفوائد ج۱، ص۲۴۳.

۱۰.جواهر الکلام ج۱۶، ص۱۹۱.   

۱۱.العروه الوثقی ج۳، ۴۲۳-۵۲۴.   

۱۲.جواهر الکلام ج۱۶، ص۱۹۶-۱۹۸.   

۱۳.العروه الوثقی ج۳، ص۵۳۴.   

۱۴.مستمسک العروه ج۸، ص۲۱۷-۲۱۸.

۱۵.مستمسک العروه ج۸، ص۴۲۵.

۱۶.جواهر الکلام ج۱۶، ص۲۲۷-۲۲۸.   

۱۷.مدارک الأحکام ج۶، ص۵۰.   

۱۸.جواهر الکلام ج۱۶، ص۲۳۱.   

۱۹.غنائم الأیام ج۵، ص۱۴۵-۱۴۶.

۲۰.مستند الشیعه ج۱۰، ص۳۱۸.   

۲۱.مصباح الهدی ج۸، ص۱۲۶.

۲۲.أجوبه المسائل المهنائیه ص۶۷.

۲۳.جواهر الکلام ج۱۶، ص۳۳۸-۳۴۱.   

۲۴.العروه الوثقی ج۳، ص۶۱۴-۶۱۵.   

۲۵.جواهر الکلام ج۱۶، ص۲۰۷-۲۱۲.   

۲۶.جواهر الکلام ج۱۷، ص۱۱۵.   

۲۷.جواهر الکلام ج۲۹، ص۵۰-۵۱.   

۲۸.وسائل الشیعه ج۱۰، ص۱۳۵.   

منبع: ویکی فقه دانشنامه حوزوی