شیعه شناسی » پاسخ به شبهات » فقهی »

رفتن زنان شیعه به زیارت اهل قبور

شبهه: چرا زنان شیعه به زیارت اهل قبور میروند ولى اهل تسنّن از ورود زنها به قبرستان بقیع و حجون (ابوطالب) جلوگیرى میکنند و بین زن و مرد فرق میگذارند؟

پاسخ:

 در فقه شیعه ثابت و محرز است که زیارت اهل قبور براى مرد و زن مستحب است و فرقى بین زن و مرد نیست – البته مشروط بر اینکه بی صبرى و جزع نکنند – چون غرض از زیارت اهل قبور، عبرت گرفتن و تذکّر و توجه به امر آخرت و طلب آمرزش براى اموات است و در این امر فرقى بین زن و مرد نیست ولى بین اهل تسنّن اختلاف وجود دارد.

 حنبلیها و شافعیها گفته اند:

 زیارت اهل قبور براى زنها مکروه است مطلقاً – چه سالمند باشند و چه جوان – مگر اینکه رفتن آنها به زیارت مفسده داشته باشد که در این صورت حرام است.

 حنفی ها و مالکی ها گفته اند:

 براى زنان سالمند که خروجشان از منزل مفسده ندارد، زیارت مستحب است و براى زنهاى جوان که خروجشان از منزل مفسده دارد حرام است.(۱)

 از این اختلاف که بین چهار مذهب اصلى اهل تسنّن وجود دارد معلوم میشود آنها دلیل قابل ذکرى براى عدم جواز ندارند.

 ولى بن باز مفتى پیشین عربستان و به تبع او پیروان وى گفته اند: زیارت اهل قبور براى زنها جایز نیست و حرام است.(۲)

 دلیل بن باز بر عدم جواز، روایتى است که در کتابهاى غیر معروف آنها نقل شده، به این مضمون که :

 رسول اللَّه(ص) لعن کرد زنهایى را که قبرها را زیارت کنند.(۳)

 اما این روایت از چند جهت مردود و غیر قابل عمل است:

 الف – چهار مذهب اصلى اهل تسنّن به این روایت عمل نکرده و طبق آن فتوا نداده اند و از آن اعراض کرده اند و این امر نشان میدهد که روایت از جهت سند و دلالت تمام نبوده است.

 ب – «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» که به گفته آنها صحیح ترین کتابها، بعد از قرآن عزیز و از کتب دست اوّل اهل تسنّن است این روایت را نقل نکرده اند.

 ج – در «صحیح بخارى و «صحیح مسلم» که اصحّ کتب آنهاست روایاتى وجود دارد دالّ بر اینکه در زمان رسول خدا(ص) زنها به زیارت اهل قبور میرفته اند.

 در یکى از آن روایات است که عایشه میگوید:

 شبى رسول اللَّه(ص) به گمان اینکه من خواب رفته ام از منزل خارج شد، من همراه او رفتم، آن حضرت به قبرستان بقیع رفت و مقدارى ایستاد و دعا کرد و برگشت من با عجله برگشتم منزل [تا آنکه گوید] به رسول اللَّه(ص) گفتم: من چگونه اهل بقیع را زیارت کنم؟ فرمود: بگو.

 «السلام على أهل الدیار من المؤمنین و المسلمین و یرحم اللَّه المستقدمین منّا و المستأخرین و انّا ان شاء اللَّه بکم لَلاحقون(۴)».

 در روایت دیگر است که:

 رسول اللَّه(ص) عبور میکرد، زنى را دید که نزد قبرى گریه میکند. حضرت به آن زن فرمود: «از خدا بترس و صابر باش» زن گفت: از نزد من دور شو، مصیبتى که به من رسیده است به تو نرسیده است و آن زن رسول اللَّه(ص) را نمیشناخت وقتى رسول اللَّه(ص) رفت به زن گفتند این شخص رسول اللَّه(ص) بود، زن به خانه آن حضرت آمد و گفت: یا رسول اللَّه شما را نشناختم، حضرت فرمود: صبر نزد صدمه، أولى است «انّما الصبّر عند الصّدمه الأولی»(۵) [روایت را تلخیص کردم.]

 در صحیح مسلم نیز به این روایت اشاره شده است.(۶)

 از این رویات نیز معلوم میشود که زمان رسول اللَّه(ص) زنها، کنار قبر میرفته و گریه میکرده اند و حضرت به آن زن نفرمود چرا کنار قبر آمدى و او را نهى نکرد بلکه او را امر به صبر و تقوى نمود.

 همچنین در کتابهاى اهل تسنّن است که:

 فاطمه زهرا علیها الصلاه و السّلام در زمان پدرش رسول اللَّه(ص) و بعد از آن حضرت به زیارت قبر حمزه و شهداى احد میرفت و نماز و دعا میخواند و گریه میکرد.(۷)

 در وسایل الشیعه، کتاب الحج، ابواب المزار، باب ۱۲، ضمن روایتى است که:

 فاطمه زهرا (س) بعد از رسول اللَّه(ص) هر هفته دو مرتبه به زیارت شهداى احد میرفت، دوشنبه و پنجشنبه.

 نیز اهل تسنّن نقل کرده اند که:

 فاطمه (س) پس از دفن رسول اللَّه(ص) مقدارى از خاک قبر رسول اللَّه(ص) را برداشت و بویید و این اشعار را قرائت فرمود.

 ماذا على من شمّ تربه احمد               أن لا یشمّ مدى الزّمان غوالیاً

 صبّت علیّ مصائب لو اَنّها               صبّت على الأیّام صِرْنَ لیالیاً(۸)

نیز نقل کرده اند که:

 عایشه در مکّه مکرّمه قبر برادرش را زیارت میکرد.(۹)

 همچنین نقل کرده اند که عایشه در حجره اى که رسول اللَّه(ص) و ابوبکر مدفون بودند به سر میبره [و قهراً کنار قبرها نماز و دعا میخوانده] تا اینکه عمر را در آنجا دفن کردند پس از دفن عمر، عایشه بین قبرها و خودش دیوارى بنا کرد(۱۰) و از عایشه نقل کرده اند که گفت:

 همیشه در حجره مقنعه و پوشیه ام را برمیداشتم «صورتم را باز میگذاشتم» و به لباس کم اکتفا میکردم تا اینکه عمر را دفن کردند، پس از دفن عمر دائماً خودم را به لباس محفوظ میداشتم [روسرى و پوشیه و لباسم را به طور کامل میپوشیدم] تا وقتى که بین خودم و بین قبور دیوارى بنا کردم.(۱۱)

 همچنین احمد حنبل نقل کرده که عایشه گفت:

 هنگامى که داخل حجره ام که رسول اللَّه و پدرم در آن دفن شده بود، میشدم، لباسم را در میآوردم و میگفتم اینها شوهرم و پدرم میباشند ولى آنگاه که عمر با آنها دفن شد، پس به خدا قسم داخل حجره ام نشدم مگر این که لباسم رإ؛ّّت به خودم میپیچیدم به خاطر حیا از عمر.(۱۲)

 از این قضیه که خود اهل تسنّن نقل کرده اند معلوم میشود عایشه زائر تمام وقت قبور بوده است، چون زیارت حضور عند المزور یعنى حضور در کنار قبر است پس معلوم میشود نماز و عبادت نزد قبر شرکت و نامشروع نیست و اینکه عایشه دیوار کشیده به خاطر این بوده که عمر نامحرم بود و عایشه نمیتوانست آزادانه و بدون حجاب زندگى کند.

 البته عمر تا زنده بود نامحرم بود و بر عایشه لازم بود خود را از او بپوشاند نه بعد از مردن و دفن شدن او، و این کار عایشه مبناى شرعى نداشته و ندارد و زن باید از مرد نامحرم زنده شرم و حیا کند و خود را بپوشاند ولى طبق این روایت، عایشه میخواهد بگوید من آنقدر مقدّس و پرهیزکار هستم که حتى از مرده نیز حیا میکنم و سر و صورتم را میپوشانم.

 امّا از عایشه سؤال نشد که چرا از مرده آن هم دفن شده حیا میکنى و خود را میپوشانى ولى برخلاف صریح آیه مبارکه (وَ قَرْنَ فِى بُیُوتِکُنَّ) از خانه خارج و سوار بر شتر و همراه مردان نامحرم تا بصره میروى آن هم به منظور جنگ با خلیفه رسول اللَّه(ص) و در جنگ پرهیز نمیکنى و چنین منکرى بیّن را مرتکب میشوی؟ (فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِى الأَبْصَارِ).(۱۳)

 همچنین در صحیح بخارى(۱۴) است که:

 حسن بن حسن بن على علیهما السلام، از دنیا رفت، زن او خیمه اى روى قبر او زد و تا یکسال آن خیمه سر پا بود، پس از یک سال خیمه برچیده شد پس شنیدند، ندا دهنده اى ندا داد که آیا گمشده شان را یافتند؟ ندا دهنده دیگرى پاسخ داد، بلکه ناامید شدند، پس بازگشتند.

 از این روایت معلوم میشود که در صدر اسلام حتى یک زن، آن هم از نزدیکان رسول اللَّه(ص) به مدت یک سال شبانه روز در کنار قبر و روى قبرستان به سر برده و آن را حرام نمیدانسته و صحابه و خلفا نیز او را نهى نکرده اند.

 در هر حال راجع به جواز زیارت اهل قبور براى زنها، گذشته از آنچه بیان شد، و اکثر اهل تسنّن خود نوشته و پذیرفته اند، هم اکنون همه مسلمانان شاهد هستند که زنان مانند مردان به زیارت قبر رسول اللَّه(ص) مشرّف میشوند.

 به زیارت قبر حضرت زهرا (س) در مسجد النبى(ص) در کنار حجره آن حضرت و در روضه مبارکه میروند و در زمان فعلى (سال ۱۳۸۲ هـ ش) شبانه روز دو نوبت مسجد و قسمتى از روضه مبارکه را براى زیارت زنها اختصاص میدهند و حتى زنان غیر شیعه ظاهراً دو خلیفه را نیز زیارت میکنند و براى آنها زیارت نامه میخوانند، همچنین زنان شیعه و سنّى به طور مرسوم و متعارف و بدون هیچ شک و شبهه اى براى زیارت قبور ائمه بقیع(علیهم السلام) و سایر مدفونین در قبرستان بقیع پشت بقیع حاضر و مانند مردها زیارت میخوانند. همچنین به زیارت شهداى احد میروند.

 اکنون از اهل تسنّنى که معتقدند رفتن زنها به زیارت اهل قبور جایز نیست و اجازه ورود آنها را به قبرستان بقیع و ابوطالب نمیدهند و میگویند رسول اللَّه(ص) زنانى را که به زیارت قبور بروند لعن کرده است سؤال میکنیم آیا رسول اللَّه(ص) این حکم را به دختر و همسرش نفرموده بود؟ آیا آنها حکم را میدانستند و مخالفت میکردند؟ آیا العیاذ باللَّه رسول اللَّه(ص) دختر و همسر و تمام زنهایى را که به زیارت او یا به زیارت مدفونین در بقیع و شهداى احد رفته و می روند مورد لعن قرار داده است؟ هرگز.

 خداوند همه مسلمانان را از سخت گیری هاى افراد کوته بین و بداندیش و بی توجّه به تمام آنچه در تاریخ اسلام رخ داده است نجات دهد .

پی نوشتها

[۱]. الفقه على المذاهب الأربعه، ج ۱، کتاب الصلاه «خاتمه فى زیاره القبور».

[۲]. مجموع فتاوى بن باز، ج ۱۳، ص ۳۲۴٫

[۳]. ترمذى در کتاب الجنائز، ح ۱۰۵۶ و ابن ماجه نیز در کتاب الجنائز، ح ۱۵۷۶ از ابى هریره و غیره نقل کرده اند که: لعن رسول اللَّه (ص) زوّارات القبور.

 ضمناً کیفیت استدلال بن باز به این روایت، در کتاب وى «مجموع فتاوى بن باز، ج ۱۳، ص ۳۲۴» و در کتاب «صلاه المؤمن القحطانى، ص ۱۳۸۵» آمده است.

[۴]. صحیح مسلم: کتاب الجنائز، ص ۴۱۲، باب ۳۵، ح ۹۷۴٫

[۵]. صحیح بخارى: کتاب الجنائز، ص ۲۰۵، باب زیاره القبور، ح ۱۲۸۳٫

[۶]. کتاب الجنائز، باب ۸، ذیل ح ۹۲۶٫ روایت طبق نقل صحیح بخارى چنین است: مرّالنبى(ص) بامرأه عند قبر و هى تبکى، فقال: اتقى اللَّه و اصبرى [إلى ان قال الراوی] فقال النّبى(ص) انّما الصبر عند الصّدمه الأولی» (صحیح بخارى، کتاب الجنائز، باب زیاره القبور، ح ۱۲۸۳).

[۷]. السنن الکبرى: تألیف: عبدالرازق، ج ۳، ص ۵۷۲ و ج ۴، ص ۱۳۱ و مستدرک الحاکم، ج ۱، ص ۵۳۳٫

[۸]. التاریخ القویم، تألیف: محمد طاهر الکردى المکّى، ج ۱، ص ۱۹۶٫

[۹]. مستدرک الحاکم، ج ۱، ص ۳۷۶٫

[۱۰]. التاریخ القویم، ج ۱، ص ۱۹۳٫

[۱۱]. قالت «عائشه» ما زلت اضع خمارى و اتفضّل فى ثیابى حتّى دفن عمر، فلم ازل متحفظه فى ثیابى حتّى بنیت بینى و بین القبور جداراً. (التاریخ القویم، ج ۱، ص ۱۹۳).

 و الخمار بالکسر: غطائ الوجه. و معنى اتفضّل فى ثیابى اى اقتصر فى لباسی… (پایان عبارت التاریخ القویم، ج ۱، ص ۱۹۳).

[۱۲]. عن عائشه قالت: کنت ادخل بیتى الذى فیه رسول اللَّه(ص) و أبى و انى واضعه ثوبى و اقول انما هو زوجى و ابى فلما دفن عمر معهما فواللَّه ما دخلته الا و انا مشدوده علیّ ثیابى حیاءَ من عمر. (همان ص ۲۰۸).

[۱۳]. ضمنا از این روایت معلوم میشود که عایشه قبول داشته که انسان بعد از مرگ و دفن شدن – هر چند سال هم بگذرد – از وضع و حال زنده ها آگاه است و بر رفتار و کردار زنده ها نظارت دارد، یعنى عایشه معتقد بوده که پدرش و عمر به او توجه دارند – هر چند مرده و در زیر خاک مدفونند – لذا از عمر حیا میکرده و لباسش را در نمیآورده است.

[۱۴]. کتاب الجنائز: ص ۲۱۲ ذیل ح ۳۲۹٫