راز  کثرت پیامبران

پس از پذیرش اصل لزوم نبوت پرسش دیگر آنست که چرا یک برنامه براى تمام انسانها نیامد به عبارت دیگر راز تعدد انبیا و تجدید نبوت چپست؟

مى دانیم که: اولاً عمر هر انسانى ـ و از جمله پیامبران ـ محدود است و مقتضاى حکمت آفرینش، این نبوده که نخستین پیامبر تا پایان جهان، زنده بماند و همه انسانها را شخصاً راهنمایى کند. ثانیاً شرایط و اوضاع و احوال زندگى انسانها در زمانها و مکانهاى مختلف، یکسان نیست و این اختلاف و تغییر شرایط و بویژه، پیچیده شدن تدریجى روابط اجتماعى مى تواند در کیفیت و کمیت احکام و قوانین و مقررات اجتماعى، مؤثر باشد و در پاره اى از موارد، تشریع قوانین جدیدى را مى طلبد و اگر این قوانین بوسیله پیامبرى که هزاران سال قبل، مبعوث شده بیان مى شد کار لغو و بیهوده اى مى بود چنانکه حفظ و تطبیق آنها بر موارد خاص، کار بسیار سخت و دشوارى مى باشد.ثالثاً در بسیارى از زمانهاى گذشته امکانات تبلیغ و نشر دعوت انبیا علیه السلام بگونه اى نبوده که یک پیامبر بتواند پیام هاى خود را به همه جهانیان، ابلاغ نماید.

رابعاً تعالیم یک پیامبر در میان مردمى که آنها را دریافت مى داشتند بمرور زمان و تحت تاثیر عوامل مختلفى دستخوش تحریف و تفسیرهاى نادرست قرار مى گرفت و پس از چندى تبدیل به یک آیین انحرافى مى شد، چنانکه آیین توحیدى عیسى بن مریم علیه السلام پس از چندى تبدیل به آیین تثلیث و سه گانگى گردید.

با توجه به این نکات، حکمت تعدد انبیا (ع) و اختلاف شرایع آسمانى در پاره اى از احکام عبادى یا قوانین اجتماعى، روشن مى شود۲ با اینکه همه آنها علاوه بر یکسانى در اصول عقاید و مبانى اخلاقى، در کلیات احکام فردى و اجتماعى نیز هماهنگى داشته اند ۳ هر چند کیفیت ادا یا قبله نماز امتها متفاوت بوده است، یا زکات و انفاق در همه شرایع بوده گرچه مقدار یا موارد آن یکسان نبوده است .

بهر حال، ایمان به همه پیامبران و فرق نگذاشتن بین آنها از نظر تصدیق نبوت، و نیز پذیرفتن همه پیام ها و معارفى که بر آنان نازل شده و عدم تبعیض بین آنها، بر هر انسانى لازم است ۴ و تکذیب هیچیک از پیامبران و تکذیب هیچ حکمى از احکام آنان روا نیست بلکه تکذیب یک پیامبر، بمنزله تکذیب همه ایشان، و انکار یک حکم الهى، بمثابه انکار همه احکام خداست .۵ البته وظیفه عملى هر امتى و در هر زمانى، پیروى از دستورالعملهاى پیامبر همان امت و همان زمان مى باشد.

نکته اى را که باید در اینجا خاطرنشان کنیم این است که هر چند عقل انسان مى تواند با توجه به نکات یاد شده، حکمت تعدد انبیا و کتب آسمانى و تفاوت شرایع الهى را درک کند اما نمى تواند فرمول دقیقى براى تعداد پیامبران و شرایع آسمانى بدست بیاورد بگونه اى که بتواند قضاوت کند که در چه زمان و در چه مکانى مى بایست پیامبر دیگرى مبعوث شود یا شریعت جدیدى نازل گردد. همین اندازه مى توان فهمید که هرگاه شرایط زندگى بشر بگونه اى باشد که دعوت پیامبر به همه جهانیان برسد و پیامهاى او براى آیندگان، محفوظ و مصون بماند و دگرگونى شرایط اجتماعى، مستلزم تشریعات اساسى جدید و تغییر احکام و قوانین موجود نباشد ارسال پیامبر دیگرى ضرورت نخواهد داشت .

تعداد پیامبران

چنانکه اشاره شد عقل ما، راهى براى تعیین تعداد پیامبران و کتب آسمانى ندارد و اثبات اینگونه مطالب، جز از راه دلیل نقلى، میسر نیست. در قرآن کریم هم با اینکه تاکید شده براینکه خداى متعال براى هر امتى پیامبرى مبعوث فرموده ۶، اما شماره امتها و پیامبران ایشان مشخص نگردیده و تنها نام بیست و چند نفر از انبیاء الهى (ع) ذکر شده و به داستان چند نفر دیگر ـ بدون ذکر نام ایشان ـ نیز اشاره شده است . ولى در چند روایت منقول از اهل بیت عصمت و طهارت (سلام الله علیه اجمعین ـ آمده است که خداى متعال یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر، مبعوث فرموده، و سلسله انبیا با حضرت آدم ابوالبشر (ع) آغاز، و با حضرت محمد بن عبدالله (ص) پایان یافته است .

پیامبران خدا علاوه بر عنوان «نبى» که نشانه این منصب خاص الهى است داراى صفات دیگرى از قبیل «نذیر» و «منذر» و «بشیر» و «مبشر» بوده اند و نیز از «صالحین» و «مخلصین» بشمار مى رفته اند و شمارى از ایشان، منصب «رسالت» را هم داشته اند و در بعضى از روایات، عده رسولان الهى سیصد و سیزده نفر، تعیین شده است.

منبع: محمد تقی مصباح یزدى آموزش عقاید، ج ۲، ص ۱۰۵ ـ۱۰۲