خانواده شیعی » روانشناسی »

راز موفقیت(۶)

نیروی بی‌چون و چرای پرسش

علت این که نمی‌توانیم از تجارب خود استفاده کنیم، غالباٌ ضعف حافظه نیست، بلکه علتش آن است که سؤالات صحیحی از خود نمی‌کنیم تا نیروھای ما را فعال سازد. کامپیوتر مغز، ھمیشه آماده خدمتگزاری به شماست و ھر سؤالی را که به آن بدھید، مطمئناً پاسخی برایش خواھد یافت. اگر سؤال شما یاوه باشد(مثلاً چرا من ھمیشه بدبخت و گرفتارم؟) طبعاً جوابی یاوه ھم خواھید گرفت. از سوی دیگر، اگر سؤال بسیار خوب و ثمربخشی بکنید(مثلاً چگونه می‌توانم از این موقعیت استفاده کنم؟) خود به خود به راه‌حل‌ھای مناسب ھدایت خواھید شد.

پاسخ‌ھای تازه، از پرسش‌ھای تازه برمی‌خیزند. ھم اکنون چه سئوال نیروبخشی به نظرتان می‌رسد که از خود، یا از عزیزانتان بپرسید؟ دوست من آقای دابلیومیچل از نظر طرح سؤالات درخشان، نمونه است. وی در یک حادثه فجیع، تمام بدنش فلج شد. اما غصه و تاسف را به خود راه نداد و در عوض از خود پرسید(چه چیز‌ھای ھنوز برایم باقی مانده است؟) اندیشید (اکنون چه کارھایی از من ساخته است که حتی در گذشته نمی‌توانستم انجام دھم؟ به علت وقوع این حادثه، چه خدمت‌ھایی می‌توانم به دیگران بکنم؟) در بیمارستان، با پرستاری به نام آنی آشنا و بلافاصله به او علاقمند شد. بدن میچل چنان سوخته بود که شناخته نمی‌شد و به علاوه از کمر به پائین به کلی فلج شده بود، اما چنان جسارتی داشت که از خود پرسید(چگونه می‌توانم دل او را به دست آورم؟) و چندی نگذشت که با یکدیگر ازدواج کردند. اگر از شکست و یا جواب منفی نمی‌ترسیدید، ھم اکنون چه پرسش‌ھایی از خود می‌کردید؟

بعضی‌ھا در مسائل مربوط به عشق و زناشویی، پا پیش نمی‌گذارند، زیرا از خود سؤالاتی می‌کنند که آنان را مردد می‌سازد. مثلا (اگر خواستگاری بھتر از من داشت چه؟ اگر خود را گرفتار کردم و جواب رد شنیدم چه؟) و بدین ترتیب نمی‌توانند از امکاناتی که در اختیار دارند استفاده کنند.

در روابط زناشویی می‌توان پرسید(چه بخت بلندی داشتم که تو وارد زندگی من شدی؟) (از کدام خصوصیت تو بیش از ھمه خوشم می‌آید؟) (پیوند با تو، چقدر زندگی، ما را غنی‌تر کرده است؟) از خود و ھمسرتان، چه سؤالاتی می‌توانید بکنید که باعث شود خود را خوشبخت‌ترین افراد عالم بدانید؟

ھر قدر که در زندگی خود به موفقیت‌ھایی رسیده باشیم، بالاخره زمانی فرا می‌رسد که در مسیر پیشرفت فردی و شغلی خود به موانعی بر می‌خوریم. بروز مشکلات، به خودی خود چندان مھم نیست، بلکه واکنش شما در ھنگام بروز مشکل دارای اھمیت است. برای یافتن راه حل، به نکات زیر توجه کنید:

پرسش‌ھای مربوط به یافتن راه حل

۱ – در این مشکل، چه جنبه خوب و مثبتی می‌توان یافت؟

۲ – چه چیزی ھنوز کامل نیست؟

۳ – برای این که وضعیت را به صورت دلخواه در آورم چه باید بکنم؟

۴ – برای این که وضعیت را به صورت دلخواه در آورم چه کارھایی را نباید انجام دھم؟

۵ – ضمن انجام کارھایی که برای بھبود شرایط لازم است، چگونه می‌توانم از تلاش خود لذت ببرم؟

چه عاملی سبب شد که دونالد ترامپ، از راه معاملات املاک، ثروت بی‌حسابی بدست آورد؟ مسلما یکی از رموز موفقیت او، شیوه ارزیابی وی بوده است. او در ارزیابی ھر ملکی که از نظر او می‌توانست منافع اقتصادی قابل ملاحظه‌ای در بر داشته باشد، از خود می‌پرسید(بدترین حالت ممکن کدام است؟ و اگر آن بدترین حالت اتفاق بیفتد آیا من قادر به تحمل خسارت آن ھستم؟) و وقتی می‌دید که می‌تواند بدترین حالت ممکن را تحمل کند آن معامله را انجام می‌داد، زیرا اگر آن حالت اتفاق نمی‌افتاد، طبعاٌ سود سرشاری می‌برد. پس از آن که ترامپ رو به ورشکستگی رفت، ناظران اقتصادی متوجه شدند که وی دچار غرور شده و خود را شکست‌ناپذیر می‌دانسته است و به علاوه به سؤال(بدترین حالت ممکن چیست) دیگر توجه نمی‌کرده است.

به خاطر داشته باشید که نه تنھا سؤالاتی که از خود می‌پرسید، بلکه حتی سؤالاتی ھم که مطرح نمی‌کنید، در سرنوشتتان مؤثرند. پرسش‌ھایی که دائماٌ از خود می‌کنیم، موجب رخوت یا نشاط، کج‌خلقی یا خوشرویی و بدبختی یا خوشبختی ما می‌شوند. پرسش‌ھایی از خود بکنید که روحیه شما را تقویت کنند و شما را در جاده بھروزی انسان، به پیش برانند.

اگر تاکنون بارھا سعی کرده‌اید که وزن خود را کم کنید و موفق نشده‌اید، ممکن است به این علت باشد که سؤالات نادرستی از خود پرسیده‌اید. مثلاٌ: (چه بخورم که کاملاٌ سیر شوم؟) یا (شیرین‌ترین و مقوی‌ترین غذایی که می‌توانم بخورم چیست؟) به جای سؤالات بالا، چه می‌شد اگر می‌پرسیدید: (چه غذایی نیازھای بدن مرا واقعاٌ تامین می‌کند؟) یا (کدام غذای سبک و خوشمزه را می‌توانم بخورم که به من انرژی کافی بدھد؟) و ھنگامی که به پرخوری و سورچرانی وسوسه می‌شدید می‌گفتید: (اگر اکنون این غذا را بخورم، بعداٌ از خوردن چه غذاھایی باید خودداری کنم تا باز ھم به ھدف خود برسم؟ (اگر اکنون خود را کنترل نکنم بعداٌ به چه قیمتی برایم تمام خواھد شد؟).

اگر در سؤالات عادتی که ھمیشه از خود می‌کنید، تغییر کوچکی بدھید، تغییری اساسی در زندگیتان به وجود خواھد آمد. پرسش‌ھا بلافاصله باعث انحراف فکر در نتیجه موجب تغییر احساسات ما می‌شوند در زندگی ھر کسی، لحظات و خاطرات زیبایی وجود دارد که یادآوری آنھا احساسی دلپذیر به وجود می‌آرود. مثلاٌ اولین روزی که به تنھایی از منزل خارج شدید، یا تولد اولین فرزندتان، یا صحبت با دوستی که باعث تقویت اعتماد به نفس در شما شده است. پرسش‌ھایی از این قبیل که (به خاطر چه چیزھایی باید شکرگزار باشم؟) و یا (در حال حاضر چه چیزھای عالی در زندگی خود دارم؟) باعث می‌شود که این لحظات را به خاطر آوریم و نه فقط احساسی خوب نسبت به زندگی خود پیدا کنیم، بلکه به عزیزان و اطرافیان خود نیز بیشتر خدمت نماییم.

میان پرسش و استفاده از عبارات تاکیدی، تفاوت بزرگی است. ممکن است به عنوان تاکید و تلقین به نفس، یک روز تمام با خود بگویید: (من خوشبختم، من خوشبختم، من خوشبختم). اما اثر این تلقین در ایجاد ایمان و یقین، غیر از این است که از خود بپرسید: (اکنون به چه دلیل خوشبختم؟ اگر بخواھم احساس رضایت کنم، از چه چیزھای می‌توانم راضی باشم؟) پرسش، تنھا تکرار مکررات یک جمله نیست، بلکه باعث تغییر مرکز توجه می‌‌شود و دلایلی واقعی و قاطع برای تغییر احساس به وجود می‌آورد. بدین ترتیب، به جای تکرار صرف عبارات تاکیدی، عملاٌ تغییری در احساس به وجود می‌آید. تغییری که واقعی و پایدار است.

چگونه می‌توان بھبودی فوری در زندگی ایجاد کرد؟

راھش، کشف و الگوبرداری از پرسش‌ھای عادتی افرادی است که مورد احترامتان ھستند. اگر کسی را یافتید که بی‌نھایت خوشحال و راضی است، یقین داشته باشید که دلیلش یک چیز است: این شخص، دائماٌ به چیزھایی توجه می‌کند که موجب رضایت و شادی‌اند، و دائماٌ چیزھایی از خود می‌پرسد که شادمانی او را افزون می‌سازند. کسانی ھم که به موفقیت‌ھای بزرگ مالی دست می‌یابند، عموماٌ در زمینه سرمایه‌گذاری سؤالات متفاوتی را مطرح می‌کنند.

برای این که به سطحی تازه از موفقیت در هر یک از جنبه‌ھای زندگی دست یابید، در جستجوی کسانی باشید که قبلاٌ به ھدف‌ھای دلخواه شما رسیده‌اند. آنگاه سؤالاتی را که آنان می‌کنند، الگوبرداری کنید.

یکی از عوامل اصلی موفقیت، آمادگی برای گرفتن پاسخ است. والت دیسنی در زمانی که فیلم (سرزمین عجایب) را می‌ساخت، راه منحصر به فردی را برای پرسش یافته بود. وی سر تا سر یک دیوار را به معرفی مراحل گوناگون طرح، اختصاص داده و از کلیه کارکنان پرسیده بود: (چه پیشنھاد اصلاحی به نظرتان می‌رسد؟) بدین ترتیب وی به قدرت خلاقه یک گروه عظیم دسترسی پیدا کرد و در پاسخ به آن سؤالات خوب، به نتایج خوبی رسید.

لازم نیست که حتماٌ در راس یک سازمان بزرگ باشید تا بتوانید از این شیوه استفاده کنید. آیا می‌توانید راه‌ھای دیگری برای استفاده از این روش پیدا کنید؟ از میان افرادی که ھر روز با آنھا سر و کار دارید، چه کسانی می‌توانند گنجینه منابع اطلاعاتی خود را در اختیارتان بگذارند: (البته اگر بخواھید و بپرسید)؟

پاسخ‌ھایی که می‌گیریم، به سؤالاتی که می‌خواھیم بپرسیم بستگی دارد. نکته آن است که باید سؤال خاصی را پیدا کنید که روحیه شما را نیرومند سازد. به عنوان مثال اگر آموزش و پیشرفت، در نظرتان دارای اھمیت است، سؤالی از این قبیل: (چگونه می‌توانم از وضعی که پیش آمده استفاده و در آینده، بھتر عمل کنم؟) برای بھبود روحیه و از میان بردن عواطف منفی کاملاٌ مفید و مؤثر است.

در موقعیت‌ھای دشوار زندگی، از خود بپرسید(آیا ده سال دیگر ھم این موضوع اھمیت خواھد داشت؟) ھنگام برخوردھای شخصی و بگو مگو با اشخاص، از خود بپرسید (چه عامل دیگری ممکن است باعث ناراحتی این شخص شده باشد و من چگونه می‌توانم به او کمک کنم؟) و این پرسش باعث می‌شود که اختلافات، به سرعت حل شود و بتوانید محبت خود را ابراز کنید.

نوع بشر، قدرت چشم‌پوشی و فراموشی عجیبی دارد. در ھر لحظه معین، امور بی‌شماری ھست که می‌تواند مورد توجه ما قرار گیرد، اما فقط می‌توانیم به چند مورد به طور آگاھانه منمرکز شویم.

با طرح یک سؤال، خواه آن را از خودتان بپرسید یا از دیگری، بلافاصله مرکز توجه شما تغییر می‌کند. مثلاٌ اگر از ھمکار یا یکی از اعضای گروه خود بپرسید(می‌دانی کاری که می‌کنیم چه اثری در جامعه باقی می‌گذارد؟) بلافاصله ھمه جزئیات پر دردسر طرح را فراموش می‌کند و متوجه منافع درازمدت آن می‌شود. آیا می‌توانید از این شیوه برای کمک به فردی که می‌شناسید استفاده کنید؟

در جستجوی ھر چیزی که باشیم، ھمان را خواھیم یافت. برای این که این موضوع ثابت شود، تمرینی را انجام دھید. در جایی که اکنون نشسته‌اید به مدت یک دقیقه به اطراف توجه کنید، آنگاه از خود بپرسید: (چه چیزھایی به رنگ قھوه‌ای در اینجا وجود دارد؟) نام اشیاء قھوه‌ای را روی کاغذ بنویسید. سپس چشمان خود را ببندید و سعی کنید اشیاء سبز رنگ را به خاطر آورید. اگر قبلاٌ به موقعیت محل آشنایی داشته باشید این کار کمی دشوار است، اما اگر در محل نا آشنایی باشید به طور قطع بسیار دشوار خواھد بود! به خاطر آوردن اشیاء قھوه‌ای، آسان است اما اشیاء سبز را نمی‌توان به آسانی به خاطر آورد. برای این که به نتیجه برسید چشمان خود را باز کنید و بار دیگر اشیاء اطراف را از نظر بگذرانید. این بار بیشتر اشیاء سبز را خواھید دید! به خاطر داشته باشید، (ھر چه را بجویید ھمان را می‌یابید.) متوجه باشید که در جستجوی چه چیزی ھستید.

این که چه کاری را ممکن و چه کاری را غیر ممکن بدانیم، بسته به سؤالاتی است که از خود می‌کنیم. کلمات خاص و ترتیبی که از آنھا استفاده می‌شود باعث می‌شود که بعضی امکانات را در نظر نگیریم و یا بعضی از امکانات را کاملاٌ مسلم بپنداریم. مثلاٌ وقتی می‌پرسید چرا من ھمیشه کارھا را خراب می‌کنم؟ به طور ناخواسته فرضیه‌ای را قبول کرده‌اید و آن این است که واقعاٌ کار را خراب می‌کنید، در حالی که ممکن است واقعاٌ چنین نباشد.

سعی کنید فرضیات را به نفع خود بنا کنید. برای تقویت باورھای تازه از خاطرات و اطلاعات خود کمک بگیرید. از خود بپرسید: (این تجربه چگونه مھارت‌ھای مرا کامل می‌کند؟) یا (صحبت‌ھایی که با ھم کردیم چگونه روابط ما را قویتر و محکمتر می‌سازد.) پرسش باعث می‌شود پاسخ‌ھایی که ظاھراٌ اصلاٌ وجود ندارد پیدا شود. در اوایل کارم یکی از ھمکاران من، مبالغ ھنگفتی از پول‌ھای شرکت را اختلاس کرد. مشاورانم بارھا به من گفتند که اعلام ورشکستگی کنم. اما من از خود پرسیدم: (چگونه می‌توانم این کار را سر و سامان دھم؟ چگونه می‌توانم کاری کنم که شرکت من حتی مؤثرتر از گذشته عمل کند؟ چگونه می‌توانم حتی ھنگامی که خواب ھستم به مردم کمک کنم؟) این پرسش‌ھا باعث شد بتوانم یک برنامه تلویزیونی بسیار موفق را طراحی کنم که تاکنون به زندگی میلیون‌ھا نفر کمک کرده است.

اگر پاسخی را که انتظار دارید، دریافت نکنید آیا دلسرد می‌شوید؟ یا این که ھمچنان به پرسیدن ادامه می‌دھید تا به پاسخ مورد نیاز برسید؟

یک برنامه روزانه شبیه مراسم دعا یا عبادت برای خود در نظر بگیرید. سعی کنید ھر روز دو یا سه پاسخ به ھر یک از پرسش‌ھای زیر بدھید و از نوری که در وجودتان ایجاد می‌شود لذت ببرید. اگر پاسخ دادن به این سؤالات برایتان دشوار است تغییر کوچکی در جمله‌بندی آنھا بدھید. مثلاٌ به جای (در حال حاضر، چه چیزی بیش از ھمه موجب رضایت و خوشبختی من است؟)، می‌توانید بپرسید: (اگر بخواھم از چیزی در زندگی خود راضی باشم، آن چیز کدام است؟).

پرسش‌ھای نیروبخش صبحگاھی

۱ – در حال حاضر در زندگی من چه چیزی باعث خوشحالی است؟ چه چیزی مرا راضی می‌کند؟ نسبت به آن چه احساسی دارم؟

۲ – در حال حاضر چه چیزی در زندگی من مایه شور و ھیجان است. کدام جنبه آن مرا به ھیجان می‌آورد؟ نسبت به آن چه احساسی دارم؟

۳ – در حال حاضر در زندگی خود به چه چیزی افتخار می‌کنم؟ چه جنبه‌ای از آن مایه افتخار است؟ نسبت به آن چه احساسی دارم؟

۴- در حال حاضر در زندگی خود، نسبت به چه چیزی شکرگزارم؟

۵ – در حال حاضر در زندگی خود از چه چیزی لذت می‌برم؟ کدام جنبه آن لذتبخش است؟ نسبت به آن چه احساسی دارم؟

۶ – در حال حاضر در زندگی خود به چه چیزی پای‌بندم؟ کدام جنبه آن مرا متعھد می‌سازد؟ نسبت به آن چه احساسی دارم؟

۷ – چه کسی را دوست دارم؟ چه کسی مرا دوست دارد؟ چه چیزی عشق‌آفرین است؟ نسبت به آن چه احساسی دارم؟

بعد‌ھا یاد خواھید گرفت که چگونه دعای موفقیت روزانه را به شکل مؤثرتری انجام دھید. برای تکمیل پرسش‌ھای نیروبخش صبحگاھی، سه پرسش نیروبخش شامگاھی را نیز پیشنھاد می‌کنیم، تا بتوانیم وقایع روز گذشته را به کمک آنھا مجسم و ارزیابی کنید. شما که در طول روز پرسش‌ھای ثمربخشی از خود کرده‌اید خوب است با طرح پرسش‌ھای شامگاھی روحیه بگیرید و آنگاه به بستر بروید.

پرسش‌ھای نیروبخش شامگاھی

۱ – امروز چه چیزھایی را بخشیده‌ام؟ چه کمک‌ھایی به دیگران کرده‌ام؟

۲ – امروز چه چیزھایی یاد گرفته‌ام؟ چه مھارت‌ھا و امتیازات تازه‌ای کسب کرده‌ام؟

۳ – امروز تا چه حد کیفیت زندگی خود را بالا برده‌ام؟ چگونه می‌توانم ذخیره امروز را سرمایه فردای خودسازم؟

۴ – (اگر دلتان می‌خواھد پرسش‌ھای نیروبخش صبحگاھی را تکرار کنید؟)

تنھا چیزی که نیروی پرسش را محدود می‌سازد، عقاید ما درباره امور ممکن و غیر ممکن است. یکی از اعتقادات اساسی که تاثیر مثبتی بر سرنوشت من داشته است، این است که اگر من به پرسیدن ادامه دھم مسلما پاسخ لازم را خواھم گرفت. پاسخ ھمیشه کافی ھست. کافی است سؤال صحیحی را مطرح کنیم. سؤالات مناسبی که می‌توانید مرتبا از خود بپرسید کدام است؟ در زندگی من در سؤال ساده و نیرومند برای غلبه بر مشکلات نقش داشته است: (چه حسنی در این کار وجود دارد؟) و (چگونه می‌توانم از این موقعیت استفاده کنم؟) پرسش اول، افکار منفی ما را از بین می‌برد و باعث می‌شود که معنای دلخواه را به وقایع زندگی خود بدھیم. پرسش دوم، توجه ما را از (چرا) به (چگونه) و پیدا کردن راه‌حل‌ھا معطوف می‌کند.

دو پرسش را که موجب تغییر روحیه و دستیابی به نیروی درونی می‌شود طرح کنید. این پرسش‌ھا را به پرسش‌ھای نیروبخش صبحگاھی بیفزایید تا جزء لاینفک دعاھای روزانه شما برای مو فقیت باشند.

لئوبو سکالیا پرسش ساده‌ای را مطرح کرده است که می‌تواند تغییری بزرگ پدید آورد. این شخص در زمینه روابط انسانی، خدمات بزرگی را انجام داده است. پدر بوسکالیا ھر شب از او می‌پرسید: (امروز چه چیزی را یاد گرفته‌ای؟) و کودک که می‌دانست که باید پاسخی را برای این این سؤال آماده داشته باشد، اگر اتفاقا در آن روز چیز جالبی را در مدرسه یاد نگرفته بود، فورا به سراغ دائره المعارف می‌رفت. چندین دھه بعد، باز ھم بوسکالیا به بستر نمی‌رفت مگر این که چیزی تازه و ارزشمند یاد گرفته باشد.

اگر این پرسش یا پرسشی نظیر آن را جزو برنامه روزانه خود قرار دھید، چه تاثیری در زندگی شما و یا فرزندانتان خواھد داشت؟ آیا می‌توانید به این کار به اندازه خواب و خوراک اھمیت دھید؟ زمانی فرا می‌رسد که باید از پرسش دست بردارید و عمل را آغاز کنید پرسش‌ھایی از این قبیل که (ھدف واقعی از زندگی چیست؟) (به چه چیزی بیش از ھمه پای‌بندم؟) و (علت وضعیت فعلی من چیست؟) سؤالات بسیار خوبی ھستند اما اگر خود را برای یافتن پاسخ معذب کنید نتیجه چندانی نخواھید گرفت. حد پاسخ به هر یک از این سؤالات، آن است که موجب اطمینان و اقدام به عمل شود. پس برای گرفتن نتیجه، ابتدا ببینید چه چیزی (دست‌کم در حال حاضر) برایتان بییشترین اھمیت را دارد و با استفاده از نیروی فردی به دنبال آن بروید و کم‌کم، کیفیت زندگی خود را تغییر دھید.

ادامه دارد…

منبع: آنتونی رابینز؛ راز موفقیت؛ ص ۲۶-۳۱