خانواده شیعی » روانشناسی »

راز موفقیت(۱)

تصمیم‌گیری و هدف‌گذاری

همه ما، رویاها و آرزوهایی داریم … همه ما در اعماق روح خود، می‌خواهیم باور کنیم که دارای موهبت خاصی هستیم، می‌توانیم تغییر و تفاوتی ایجاد کنیم، می‌توانیم به طریق خاصی در دیگران نفوذ کنیم و می‌توانیم جهان فعلی را به صورت دنیای بهتری در آوریم.

آرزوی شما چیست‌؟ شاید رویایی است که آن را فراموش کرده‌اید و یا در شرف زوال و نابودی است. اگر آرزوی شما عملی می‌شد، وضع امروزی شما چگونه بود؟ اکنون چند لحظه وقت صرف کنید و در رویا و آرزوی خود فرو بروید و ببینید خواسته واقعی شما در زندگی چیست‌؟

کارهایی که گاه به گاه انجام می‌دهیم، ملاک نیستند، بلکه اعمال دائمی ما هستند که نقش تعیین‌کننده دارند. پدر همه اعمال ما کدام است‌؟ چه عملی در نهایت، تعیین‌کننده شخصیت و راه زندگانی ماست‌؟ پاسخ این پرسش، در کلمه تصمیم نهفته است. در لحظات تصمیم‌گیری است که سرنوشت ما رقم زده می‌شود. من بیش از هر چیز، اعتقاد دارم که آنچه سرنوشت ما را تعیین می‌کند، شرایط زندگی‌مان نیست، بلکه تصمیم‌های ماست.

چه کسی باور می‌کرد که ایمان مردی آرام و بی‌ادعا (حقوقدانی که به اصل مسالمت معتقدبود)، چنان قدرتی داشته باشد که امپراطوری وسیعی را واژگون کند‌؟ مع ذالک تصمیم مهاتما گاندی و اعتقاد او به این که بدون توسل به خشونت، می‌توان به مردم هند کمک کرد تا دوباره زمام کشور خود رابه دست گیرند، یک رشته وقایع زنجیره‌ای غیر‌منتظره را سبب شد.

ببینید یک تصمیم، که به موقع و با ایمان کامل به آن عمل می‌شود، چه نیرویی دارد. هنگامی که خیلی‌ها این کار را رویایی غیر‌ممکن تصور می‌کردند، استقامت و پابندی گاندی به تصمیمی که گرفته بود، آن رویا را به واقعیتی غیر‌قابل انکار مبدل کرد. نکته آن است که خود را متعهد کنیم به طوری که نتوانیم از تصمیم خود بر گردیم.

اگر شما همین اندازه شور و شوق، ایمان و عمل در خود سراغ داشتید که بتوانید حرکتی توقف‌ناپذیر را به وجود آورید، دست به چه اقداماتی می‌زدید؟

در درون هر یک از ما، منابع نیروی عظیمی به ودیعه نهاده شده است که می‌تواند ما را به کلیه آرزوهای خود و حتی به چیزی بیش از آن برساند. یک تصمیم، می‌تواند دریچه‌های بسیاری را به روی ما باز کند و شادمانی یا غم، سعادت یا بی‌نوایی، با هم بودن یا انزوا، عمر طولانی و یا مرگ زودرس را به ارمغان آورد.

از شما می‌خواهم که همین امروز، تصمیمی بگیرید که بلافاصله موجب دگرگونی یا بهبود کیفیت زندگی‌تان شود. کاری را که به تعویق انداخته‌اید، انجام دهید… مهارت تازه‌ای فرا بگیرید… با دلسوزی و احترام بیشتری نسبت به دیگران رفتار کنید… و یا به کسی که چند سال است با او صحبت نکرده‌اید، تلفن کنید. فقط بدانید که همه تصمیم‌ها، دارای پیامد‌هایی هستند. حتی اگر هیچ تصمیمی نگیرید، این خود، نوعی تصمیم است.

در گذشته، چه تصمیم‌هایی گرفته یا نگرفته‌اید که بر زندگی امروزی شما تاثیر شدیدی داشته است‌؟

در سال ۱۹۵۵ خانم روزاپارکس تصمیم گرفت که از یک قانون غیرعادلانه و مبتنی بر تبعیض نژادی سرپیچی کند. وی از این که در اتوبوس، جای خود را به سفیدپوستی واگذارد، امتناع کرد و این عمل او، نتایجی به بار آورد که در آن لحظه به ذهنش خطور نمی‌کرد. آیا قصد او این بود که ساختار اجتماع را دگرگون سازد‌؟ قصد او هر چه بود، پای‌بندی وی به معیارهای عالی‌تر زندگی، او را به انجام این عمل واداشت.

اگر معیارهایی را که دارید، بالا ببرید و تصمیم واقعی بگیرید که بر اساس آن معیارها زندگی کنید، چه تغییرات شگرفی ایجاد خواهد شد؟ همه ما، داستان زندگی افرادی را شنیده‌ایم که علیرغم محدودیت‌های شرایط، دست به کاری شگرف زده و به صورت نمونه‌هایی از نیروی بی‌کران روح انسان در آمده‌اند.

من و شما نیز می‌توانیم زندگانی خود را به صورت یکی از این افسانه‌ها در آوریم، به شرط این که شهامت داشته باشیم و بدانیم که قادریم اختیار اتفاقاتی را که در زندگیمان می‌افتد، به دست گیریم؛ و اگر هم نتوانیم همیشه اتفاقاتی را که در زندگیمان می‌افتد کنترل کنیم، دست‌کم می‌توانیم بر واکنش‌های خود نسبت به آن وقایع، و بر اعمالی که در مقابل آنها انجام می‌دهیم مسلط باشیم.

اگر در زندگی شما چیزی هست که از آن ناراضی هستید(مثلاٌ در زمینه روابط، سلامت جسمی و یا شغل)، هم اکنون تصمیم بگیرید که بلافاصله تغییری در آن به وجود آورید.

هر چه بیشتر تصمیم بگیرید، قدرت تصمیم‌گیری شما بیشتر می‌شود. همچنان که عضلات بدن در اثر ورزش نیرومندتر می‌شوند، قدرت تصمیم نیز با تمرین افزایش می‌یابد.

همین امروز، در مورد دو کار که به تاخیر انداخته‌اید تصمیم بگیرید: یک تصمیم که گرفتن آن، آسان و یک تصمیم که کمی دشوارتر باشد. بلافاصله در جهت عملی کردن هر یک از آنها قدمی بردارید و این کار را با قدم دیگری که فردا بر می‌دارید ادامه دهید. با این عمل، عضلات تصمیم‌گیری شما نیرومند می‌شوند و می‌توانید بزودی تغییراتی بزرگ، در تمامی جهات زندگی خود به وجود آورید.

باید خود را مقید کنیم که از اشتباه‌های خود پند بگیریم، نه این که به خود بپیچیم و خویشتن را ملامت کنیم. اگر از خطاهای خود درس نگیریم، ممکن است در آینده نیز آنها را تکرار کنیم. اگر موقتاٌ کشتی‌تان به گِل نشست، به خاطر آورید که در زندگی انسان، شکست معنی ندارد، بلکه فقط نتیجه وجود دارد. این ضرب‌المثل را در نظر داشته باشید: ناشی از تجربه‌ است، و تجربه غالباٌ نتیجه قضاوت غلط است!

در گذشته خود، مرتکب چه اشتباهی شده‌اید که بتوانید از آن برای بهبود زندگی امروزی خود استفاده کنید؟ موفقیت و شکست، معمولاٌ منشاء واحدی ندارند. شکست، نتیجه خودداری از انجام عملی (مثلاٌ زدن یک تلفن، رفتن یک کیلومتر راه یا اظهار عشق و محبت) است. همان طور که شکست، ناشی از یک رشته تصمیمات جزیی است، موفقیت نیز ناشی از آغازگری و ابتکار، پشتکار و بیان واضح عشق و محبت عمیق قلبی است.

امروز چه عمل کوچکی می‌توانید انجام دهید که حرکتی را در جهت موفقیت‌های زندگی به وجود آورد؟ تحقیقات پژوهشگران، پیوسته نشان داده است که افراد موفق، معمولاٌ به سرعت تصمیم می‌گیرند و وقتی انجام کاری را درست بدانند به آسانی از تصمیم خود بر‌نمی‌گردند. بر عکس، اشخاص شکست خورده، معمولاٌ دیر تصمیم می‌گیرند و تصمیم خود را به آسانی عوض می‌کنند.

هر گاه تصمیم شایسته‌ای گرفتید، آن را رها نکنید.

او تقریباٌ نیمی از عمرش را در یک ریه آهنی و نیم دیگر را در صندلی چرخدار گذرانده است. با وجود این همه مشکلات فردی، او لابد در شرایطی نیست که بتواند کیفیت زندگی دیگران را بهتر سازد. آیا نظر شما غیر‌از این است‌؟ ادرابرتس، مجسمه لحظات بی‌همتای تصمیم و اراده انسانی است. وی، نخستین فرد معلولی است که بدون داشتن دست و پا، از دانشگاه کالیفرنیا و برکلی فارغ التحصیل شده و به ریاست اداره توانبخشی ایالت کالیفرنیا رسیده است. وی که مدافع خستگی‌ناپذیر افراد معلول است، توانسته است قوانینی را برای حفظ کلیه حقوق انسانی معلولین به تصویب برساند و برای اجرای آن قوانین نیز ابتکارات بسیاری را نشان دهد. شما هیچ بهانه قابل قبولی ندارید. هم اکنون سه تصمیم بگیرید که وضع سلامت، شغل، روابط زندگیتان را بهتر سازد و آنگاه بر اساس آن تصمیم‌ها عمل کنید.

چگونه می‌توانید چیزی نامریی را قابل دیدن کنید؟ اولین قدم آن است که رویا و آرزوی خود را با دقت و روشنی تعریف کنید. تنها چیزی که حد توانایی‌های شما را مشخص می‌کند، همین است که بتوانید با دقت، خواسته خود را تعریف کنید. اکنون می‌خواهیم آرزوها و رویاهای شما را متبلور سازیم و ظرف چند روز آینده برنامه‌ای بریزیم که مطمئناٌ شما را به هدف برساند.

همه ما، چه بدانیم و چه ندانیم، دارای هدف‌هایی هستیم. این هدف‌ها، هر چه باشند، بر زندگی ما تاثیر اساسی دارند. مع ذالک بعضی از هدف‌ها، نظیر این که(من باید قبض‌ها و صورتحساب‌های خود راپرداخت کنم) هیچ شور و هیجانی در انسان ایجاد نمی‌کند. رمز آزاد کردن نیروهای واقعی، آن است که هدف‌های هیجان‌آوری برای خود قرار دهید که حقیقتاٌ نیروی خلاقه را در شما زنده کند و محرک شور و شوق باشد.

هم اکنون آگاهانه هدف‌های خود را انتخاب کنید.

هدف‌هایی را که به نظرتان ارزش تعقیب کردن دارند در نظر آورید، آن گاه یک هدف را که مهیج‌تر باشد بر گزینید. چیزی باشد که به خاطر آن، صبح‌ها زودتر از خواب برخیزید و شب‌ها دیرتر به بستر بروید. برای رسیدن به آن هدفِ، تاریخ معینی را در نظر بگیرید و در چند سطر بنویسید که چرا حتماٌ باید تا آن تاریخ به هدف برسید. آیا این هدف، آن قدر بزرگ هست که برایتان شورآفرین باشد؟ یا باعث شود که از چهارچوب محدودیت‌های خود، فراتر بروید یا ظرفیت‌های نهفته خود را آشکار کنید؟

اگر تاکنون اتومبیل یا وسیله تازه‌ای خریده باشید، متوجه شده‌اید که پس از خرید، مشابه آن در همه جا مشاهده می‌کنید. البته آن اشیاء، قبل از آن هم در اطراف شما وجود داشته‌اند، اما متوجه آنها نمی‌شده‌اید.

موضوع، ساده است. بخشی از مغز، مسئوول است تا کلیه اطلاعات را غربال کند و فقط آنچه را که برای بقا و یا موفقیت، ضروری است، وارد ذهن نماید. بسیاری از چیزها در اطراف‌تان وجود دارند که به کار موفقیت و عملی شدن رویا‌های شما می‌آیند، اما متوجه وجود آن‌ها نمی‌شوید؛ زیرا هدف‌‌های خود را به روشنی تعریف نکرده‌اید و به عبارت دیگر، به مغز خود نیاموخته‌اید که آن چیز‌ها دارای اهمیت هستند.

پس از آن که هدف‌ها یا امور مهم را به ذهن خود یادآور شدید، نوعی غربال ذهنی به نام (سیستم فعال‌کننده شبکه ذهنی) به کار می‌افتد. این بخش از ذهن، مانند آهن ربا عمل می‌کند و کلیه اطلاعات و فرصت‌هایی را که ممکن است موجب موفقیت سریع و رسیدن شما به هدف شود، جذب می‌نماید. بکار انداختن این کلید نیرومند عصبی، می‌تواند ظرف چند روز یا چند هفته، شکل زندگی شما را واقعاٌ دگرگون کند.

راهنمای هدف‌گذاری (برنامه‌ریزی سیستم فعال‌کننده RAS)

۱- از امروز به مدت چهار روز و هر روز به مدت ده دقیقه، وقت خود را صرف هدف‌گذاری کنید.

توجه: هدف‌های خود را در دفترچه‌ای یادداشت کنید.

۲- در هنگام انجام این تمرین، مرتباٌ از خود بپرسید: (اگر مطمئن بودم که به هر خواسته‌ای خواهم رسید و در هیچ زمینه‌ای شکست نخواهم خورد، در آن صورت چه چیزی را می‌خواستم و چه می‌کردم)‌؟

۲- خوش باشید و به عوالم کودکی بر گردید. در یک فروشگاه بزرگ اسباب‌بازی، روی زانوی عمو نوروز نشسته‌اید. در آن حالت هیجان و انتظار، هیچ خواهشی آن قدرها بزرگ نیست. بهای هیچ چیزی، آن قدرها گزاف نیست. همه چیز در دسترس است…

روز اول: هدف‌های مربوط به رشد فردی

احساس رفاه و دارندگی، پایه‌ای است برای رسیدن به هر نوع موفقیت دیگر در زندگی.

۱- پنج دقیقه فکر کنید و همه امکانات را در نظر بگیرید: دلتان می‌خواهد چه مطالبی را بیاموزید؟ چه مهارت‌هایی را می‌خواهید فرا بگیرید؟ چه خصلت‌هایی را می‌خواهید در خود به وجود آورید؟ دوستان شما چه کسانی باید باشند‌؟ خود شما چه کسی می‌خواهید باشید؟

۲- برای رسیدن به هر هدف، مهلت معینی قائل شوید (مثلا شش ماه، یک سال، پنج سال، ده سال یا بیست سال).

۳- بزرگترین هدفی را که می‌خواهید تا یک سال دیگر به آن دست یابید، مشخص کنید.

۴- ظرف دو دقیقه، شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید که چرا باید حتما و به طور قطع، ظرف یک سال آینده به آن هدف برسید.

روز دوم: هدف‌های شغلی واقتصادی

خواه آرزوی شما این باشد که در رشته حرفه‌ای خود، سرآمد و پیشتاز باشید و میلیون‌ها بر ثروت خود بیافزایید و خواه علاقه‌مند باشید که به عنوان دانشجوی رشته تخصصی، سرمایه‌ای از علم بیندوزید، اکنون فرصت دارید که نسبت به هدف‌های خود اطمینان یابید.

۱- پنج دقیقه فکر کنید و همه امکانات را در نظر بگیرید. چه مبلغ پول می‌خواهید بیندوزید؟ از شغل خود و یا شرکتی که در آن کار می‌کنید، چه انتظاراتی دارید؟ درآمد سالانه مورد انتظار شما چقدر است‌؟ چه تصمیم‌هایی در زمینه مالی باید بگیرید؟

۲- برای رسیدن به هر یک از هدف‌های خود، مهلتی قائل شوید(مثلا شش ماه، یک سال، پنج سال، ده سال یا بیست سال).

۳- بزرگ‌ترین هدفی را که می‌خواهید ظرف یک سال آینده به آن دست یابید، مشخص کنید.

۴- ظرف دو دقیقه، شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید که چرا باید حتماٌ ظرف یک سال آینده به آن هدف برسید.

روز سوم: هدف‌های تفریحی و ماجراجویانه

اگر از نظر مالی، هیچ محدودیتی نداشتید، دلتان می‌خواست چه کنید و یا چه چیزهایی را داشته باشید؟ اگر هم اکنون یک غول جادویی در مقابل شما حاضر می‌شد تا شما را به آرزوهای‌تان برساند، چه آرزویی می‌کردید؟

۱- پنج دقیقه فکر کنید و همه امکانات را در نظر بگیرید. دلتان می‌خواهد چه چیزهایی را بسازید یا بخرید؟ دلتان می‌خواهد در چه اتفاقاتی حضور داشته باشید؟ به چه ماجراهایی علاقمند هستید؟

۲- برای رسیدن به هر یک از هدف‌های خود، مهلت معینی قائل شوید(مثلا شش ماه، یک سال، پنج سال، ده سال یا بیست سال).

۳- بزرگ‌ترین هدفی را که می‌خواهید ظرف یک سال آینده به آن دست یابید، مشخص کنید.

۴- ظرف دو دقیقه، شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید که چرا باید به طور قطع، ظرف یک سال آینده به آن هدف برسید.

روز چهارم: هدف‌های معنوی و اجتماعی

اکنون فرصت دارید که اثری از خود باقی بگذارید. میراثی به وجود آورید که تغییری واقعی در زندگی دیگران پدید آورد.

۱- پنج دقیقه فکر کنید و همه امکانات را در نظر بگیرید. چه خدمتی از شما ساخته است‌؟ در چه اموری و به چه کسانی می‌توانید کمک کنید‌؟ چه چیزهایی را می‌توانید ایجاد کنید؟

۲- برای رسیدن به هر یک از هدف‌های خود، مهلت معینی قائل شوید(مثلا شش ماه، یک سال، پنج سال، ده سال یا بیست سال).

۳- بزرگ‌ترین هدفی را که می‌خواهید ظرف یک سال آینده به آن دست یابید مشخص کنید.

۴- ظرف دو دقیقه، شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید که چرا باید به طور قطع ظرف یک سال آینده به آن هدف برسید.

هرگز هیچ هدفی را رها نکنید، مگر این که ابتدا قدم مثبتی درجهت تحقق آن برداشته باشید. هم اکنون لحظه‌ای فکر کنید و اولین قدمی را که باید در جهت رسیدن به هدف بردارید مشخص سازید. برای این که پیشرفت کنید، چه قدمی را باید امروز بردارید؟ حتی یک قدم کوچک(مثلا زدن یک تلفن، یک قول و یا یک برنامه‌ریزی مقدماتی) شما را به هدف نزدیک‌تر می‌کند؛ آن گاه کارهای ساده‌ای را که باید از امروز تا ده روز دیگر انجام دهید، به صورت برنامه‌ریزی به روی کاغذ بیاورید. این برنامه ده روزه، یک رشته عادت‌ها را در ما ایجاد می‌کند و نیروی محرکه توقف‌ناپذیری را به وجود می‌آورد که موفقیت درازمدت شما را تضمین می‌کند. از هم اکنون شروع کنید!

اگر یک سال دیگر، به همه هدف‌های خود برسید، چه احساسی خواهید داشت‌؟ چه نظری نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد‌؟ زندگی را چگونه خواهید دید؟ پاسخ با این سئولات باعث می‌شود تا دلایل قاطعی برای رسیدن به هدف پیدا کنید. اگر بدانید که چرا باید کاری را انجام دهید، چگونگی انجام آن به آسانی معلوم خواهد شد.

از فرصت استفاده کنید و چهار هدف یک ساله خود را مشخص سازید. زیرا هر یک از هدف‌ها، در یک پاراگراف شرح دهید که چرا مطلقاٌ خود را مقید می‌دانید که ظرف یک سال به آن هدف‌ها نایل شوید.

رمز رسیدن به هدف‌ها، شرطی کردن ذهن است. دست‌کم روزی دوبار، هدف‌هایی را که نوشته‌اید بررسی کنید. آن‌ها را در جایی قرار دهید که هر روز چشم‌تان به آنها بیافتد: مثلاٌ در دفتر یادداشت‌های روزانه، روی میز کار، در کیف پول یا روی آینه دستشویی که در هنگام اصلاح صورت، آن‌ها را ببینید. به خاطر داشته باشید که اگر دائماٌ راجع به چیزی فکرکنید و افکار خود را روی آن متمرکز سازید، به سوی آن حرکت می‌کنید. این، راهی ساده و بسیار پر اهمیت برای برنامه‌ریزی نظام فعال‌کننده شبکه ذهنی (RAS) است.

اگر تلاش‌تان برای رسیدن به هدف، عبث به نظر رسید، آیا باید هدف خود را تغییر دهید؟ پاسخ مطلقاٌ منفی است! پشت‌کار، ارزشمندترین عامل شکل‌دهنده کیفیت زندگی است و حتی از استعداد نیز مهم‌تر است. به هر حال، هیچ کس تاکنون صرفاٌ به علت داشتن علاقه، به هدفی نرسیده است. انسان باید خود را متعهد و پای‌بند کند. آیا ممکن است که در اثر یک شکست موقتی، بینش و توانایی‌هایی پیدا کنیم که در آینده حتی به موفقیت‌های بزرگتری دست یابیم؟ مسلم است!

اکنون به تلاش‌های ظاهراٌ (بی‌ثمر) گذشته خود بنگرید و ببینید از آنها چه آموخته‌اید؟ چگونه می‌توانید با استفاده از این بینش‌ها، چه در زمان حال و چه در آینده، موفقیت‌های بزرگی کسب کنید؟ همه افراد موفق، آگاهانه یا ناآگاهانه از فرمول مشابهی برای رسیدن به هدف‌های خود استفاده می‌کنند. شما هم برای رسیدن به خواسته‌های خود، این چهار دستور ساده را بکار بندید:

فرمول موفقیت نهایی

۱- ابتدا خواسته خود را مشخص کنید. (دقیق باشید! روشنی بیان، نوعی قدرت است).

۲- دست به عمل بزنید. (زیرا داشتن آرزو، کافی نیست).

۳- ببینید نحوه عملکرد شما برای رسیدن به هدف، مفید و موثر است یا نه. (برای یک فرضیه بی‌ارزش، نیرو خود را بیهوده هدر ندهید).

۴- فرضیات و شیوه کار خود را آن قدر عوض کنید تا به هدف برسید. (قابلیت انعطاف، باعث می‌شود که نظرات تازه‌ای پیدا کنید و به نتایج تازه‌تری برسید).

هنگام تعقیب هدف‌ها، غالباٌ به نتایجی غیر‌منتظره دست می‌یابیم. آیا زنبور عسل عمداٌ می‌خواهد گل‌ها را بارور سازد؟ خیر، بلکه زنبور در پی جمع‌آوری شهد، پاهایش به گرده گل‌ها آغشته می‌شود و هنگامی که روی گل دیگر می‌نشیند، ندانسته یک رشته عکس‌العمل‌های زنجیره‌ای را باعث می‌شود و در نتیجه، دامنه کوهسار، هر روزی به رنگی دلپذیر در می‌آید.

به همین ترتیب، شما نیز هنگامی که به دنبال هدف‌های ارزشمند خود می‌روید، ممکن است منابع پیش‌بینی نشده‌ای هم نصیب دیگران سازید. حتی تصمیم ساده‌ای، نظیر این که به فلان دوست قدیمی تلفن کنید، ممکن است پیامدهای مثبتی داشته باشید که اصلاٌ فکرش را نمی‌کردید.

ادامه دارد…

منبع: آنتونی رابینز؛ راز موفقیت؛ ص ۳-۹