پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » تاریخ و سیره » امام کاظم(ع) »

رابطه امام کاظم (علیه السّلام) با نقاط مختلف شیعه‌نشین جهان اسلام

اشاره:

با توجه به اینکه دوران زندگی ائمه (علیهم‌السلام) بعد از شهادت امام حسین (علیه‌السلام) همیشه با خفقان و فشار سیاسی از جانب خلافت چه از نوع اموی و چه از نوع عباسی مواجه بود و ائمه (علیهم‌السلام) را از ارتباط مستقیم با پیروان و شیعیان‌شان منع می‌کردند. ائمه (علیهم‌السلام) هم سعی داشتند با استفاده از سیاست تقیه و تربیت افراد مورد اطمینان برای ارتباط با یاران و پیروان جهت گسترش تشیع و تعلیم و آموزش عقاید و احکام دینی به نقاط مختلف جهان اسلام اعزام می‌کردند. این نوشته کوتاه به این امر پرداخته است.

از زمان امام موسی کاظم (علیه‌السلام) سازمان وکالت توسط آن حضرت تاسیس گردید بدین نحو که امام از شاگردان مخصوص و قابل اعتماد و آگاه به شرایع دین مبین اسلام از طرف آن حضرت به نقاط مختلف جهان اسلام که تشیع در آن حضور داشته می‌فرستاد تا مردم را با اسلام راستین و مکتب اهل بیت و همچنین در برابر ظلم و فساد دستگاه خلافت آگاه می ساخت ونیازهای شرعی آنان را رفع می نمود.

نهاد ونیرویی که امام و اصحاب و یاران حضرت سازماندهی کرده و دور از چشم حکومت در مناطق مختلف فرستادند مردم را سوی اهل بیت و علویان جذب کرده و خلافت را با خطرات جدی مواجه کردند در دوران امام رضا (علیه‌السلام) نتیجه آن نمایان تر شد و مأمون برای در امان ماندن از این خطر به فکر احضار امام به مرو و طرح ولایتعهدی آن حضرت افتاد و لذا با این سیاست توانست حکومت خود را نگهدارد .(۱)

دیگر روشی که امام با مناطق شیعه‌نشین ارتباط داشت گسیل گروه‌های مختلف مردم و نمایندگان از مناطق دور بود که بعد از شهادت امام جعفر صادق (علیه‌السلام) در مناطقی شیعیان سکونت داشتند و خبر شهادت امام صادق (علیه‌السلام) را دریافت کرده بودند برای شناخت امام بعدی و جانشین امام صادق (علیه‌السلام) نمایندگان خود را به مدینه (یثرب) ‌فرستادند که این نمایندگان بعد از شناخت امام و ایمان به امامت و ولایت حضرت موسی بن جعفر (علیه‌السلام) و بیان دوستی و اطاعت به سوی سرزمین‌های خود می‌رفتند.(۲)

۱٫ یکی از نمایندگان محمّد بن علی نیشابوری است که از طرف مردم نیشابور برای دیدار با امام به مدینه می‌رود. و او از ثقات شیعه است و از امام روایاتی هم نقل کرده است.(۳)

۲٫ مفضل بن عمر جُعفی کوفی یکی از وکلای امام صادق (علیه‌السلام) و امام کاظم (علیه‌السلام) در کوفه بوده

۳٫ فضاله بن ایوب ازدی عربی ساکن اهواز و از اصحاب امام صادق (علیه‌السلام) و امام کاظم (علیه‌السلام) بوده و از طرف آنها وکالت داشته.(۴)

۴٫ عثمان بن عیسی رواسی یکی دیگر از نمایندگان امام کاظم (علیه‌السلام) در مصر بود.(۵)

و این ارتباط تا حدی بود که شیعیان از اقصی نقاط قلمرو اسلامی خمس و وجوهات شرعیه خود و همچنین هدایا ونذورات را برای امام کاظم (علیه‌السلام) توسط وکلا و نمایندگان می‌فرستادند و امام نیز آن وجوهات را در حفظ ورشد مکتب اهل بیت مصرف می کرد واز فقرا حمایت می نمود . .(۶)

از جمله عواملی که باعث حسد و کینه هارون نسبت به امام موسی بن جعفر (علیه‌السلام) شد همین مسأله ارتباط امام با مناطق مختلف و حکومت حضرت بر دلها بود و همچنین سرازیر شدن وجوهات به جانب حضرت بود که دستور انتقال آن حضرت به بغداد را داد و در آنجا حضرت را زندانی کرد تا تحت نظر باشد.(۷)

امام مرکزیت این ارتباط بود طوری که سازمان وکالت همان طور که گفته شد در اقصی نقاط جهان اسلام در ایران و آفریقا و جاهای دیگر در دوره امام کاظم (علیه‌السلام) فعالیت داشت البته این مطالب را نیز باید خاطر نشان ساخت که عده‌ای از این وکلا بعد از شهادت امام کاظم (علیه‌السلام) گول مال دنیا را خورده و از پس وسوسه‌های شیطانی نیامدند و لذا از قبول امامت امام رضا (علیه‌السلام) اِبا کردند که این هم خود مؤید ارتباط امام با مناطق مختلف و داشتن وکیل در جاهای مختلف بود طوری یونس بن عبد الرحمن گوید: وقتی امام کاظم (علیه‌السلام) از دنیا رفت نزد هر یک از نمایندگان و کارگزاران آن حضرت اموال زیادی جمع شده بود و همین امر باعث شد مرگ آن حضرت را انکار کنند و در امامت امام ایشان توقف کنند.(۸)

افرادی چون زیاد بن مروان قندی (قندهاری)،(۹) عثمان بن عیسی رواسی و عده‌ای دیگر از این گروه محسوب می‌شود که فرقه واقفیه را به وجود آوردند.(۱۰)

فهرستی از افرادی از طرف امام کاظم (علیه‌السلام) وکالت داشتند عبارتند از:

  1. مغضل بن عمر جعفی در کوفه، ۲. عبدالرحمان بن حجاج در بغداد، ۳. عبدالله بن جندب در اهواز، ۴. علی بن یقطین در کوفه، ۵. اسامه بن حفص، ۶. ابراهیم بن سلام نیشابوری در نیشابور، ۷. یونس بن یعقوب در کوفه، ۸. علی بن حمزه بطائنی، ۹. زیاد بن مروان قندی (در قندهار)، ۱۰. احمد بن بشر سرّاج، ۱۱. عثمان بن عیسی رواسی در مصر، ۱۲. منصور بن یونس بزرج، ۱۳. حیان سرّاح.(۱۱)

بنابراین امام موسی بن جعفر (علیه‌السلام) با تربیت افرادی عالم و مطمئن و دادن وکالت به آنها و فرستادن آنها به مناطق مختلف جهان اسلام. با شیعیان ارتباط داشتند و آنها را علیه ظلم و جور خلفا آگاه می‌ساختند و در مواقعی که فشار سیاسی از طرف خلفا شدت می‌گرفت و ارتباط مستقیم با مردم غیر ممکن می‌نمود با ارسال پیام و نوشتن نامه‌هائی البته با رعایت سیاست تقیه این ارتباط را برقرار می‌کردند.

پی نوشت:

  1. ادیب، عادل، زندگانی تحلیلی ائمه دوازده‌گانه، ترجمه مبشری، اسدالله، تهران، نشر و فرهنگ اسلامی، چاپ ششم، ۱۳۶۶، ص ۲۱۴.
  2. شریف قرشی، باقر، حیاه الامام موسی بن جعفر، نجف، مطبعه آداب، چاپ دوم، ۱۳۸۹ هـ، ج ۱، ص ۴۱۸.
  3. همان. ج ۲، ص ۲۱۹.
  4. علامه مامقانی، تنقیح المقال، ج ۲، ص ۶، (بی جا)، (بی تا).
  5. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا (علیه‌السلام) ، ترجمه غفاری، علی اکبر، تهران، نشر صدوق، چاپ اول، ۱۳۷۳، ج ۱،ص ۲۲۷.
  6. ابن شهر آشوب، مناقب الی ابی‌طالب، قم، مطبعه العلمیه، (بی تا)، ج ۴،ص ۲ ـ ۲۹۱.
  7. ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ترجمه رسول محلاتی، سید هاشم، تهران، نشر صدوق، چاپ دوم، (بی تا)، ص ۲۶۷.
  8. شیخ صدوق، پیشین، ص ۲۲۵.
  9. مامقانی، پیشین، ج ۱، ص ۴۵۷.
  10. صدوق، پیشنین، ص ۲۲۷.
  11. ر.ک: جباری، محمد رضا، سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه (علیه‌السلام) قم، انتشارات مؤسسه امام خمینی (ره)، چاپ دوم، ۱۳۸۲، صص ۴۲۳ – ۵۹۹.

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه.