شیعه شناسی » فروع دین » خمس »

دیدگاه هایی درباره مصارف خمس

چکیده

در باره مصارف خمس و نیز انفال که در قرآن از آنها سخن گفته شده است، دیدگاه هایی دربین فقهائ وجود دارد. آیا مصارف خمس و انفال یکی است و آیا می توان خمس را در امور عام امنفعه مصرف کرد یا خیر و آیا مصرف خمس موار خاصی دارد و چه کسی حق تصمیم گیری در امصارف آن دارد، در این مقاله مختصر به این امور پرداخته شده است.

 

دیدگاه هایی درباره مصارف فیء- تفسیر سوره حشر

 «للفقراء المهاجرین الذین اخرجوامن دیارهم و اموالهم یبتغون فضلا من الله ورضوانا و ینصرون الله و رسوله اولئک هم الصادقون والذین تبووا الدار والایمان من قبلهم یحبون من هاجر الیهم و لایجدون فی صدورهم حاجه مما اوتوا و یوثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصه و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون والذین جاوا من بعدهم یقولون ربنا اغفر لنا و لاخواننا الذین سبقونا بالایمان و لا تجعل فی قلوبنا غلا للذین آمنوا ربنا انک رؤف رحیم».

این اموال برای فقیران مهاجرانی است که از خانه و کاشانه و اموال خود بیرون رانده شدند در حالی که فضل الهی و رضای او را می طلبند و خدا و رسولش را یاری می کنند؛ و آنها راستگویانند! و برای کسانی است که در این سرا [سرزمین مدینه] و در سرای ایمان پیش از مهاجران مسکن گزیدند و کسانی را که به سویشان هجرت کنند دوست می دارند، و در دل خود نیازی به آن چه به مهاجران داده شده احساس نمی کنند و آن ها را بر خود مقدم می دارند هرچند خودشان بسیار نیازمند باشند؛کسانی که از بخل و حرص نفس خویش باز داشته شده اند رستگارانند! (هم چنین)

کسانی که بعد از آنها [بعد از مهاجران و انصار] آمدند و می گویند:

 «پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، ودر دل هایمان حسد و کینه ای نسبت به مومنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان ورحیمی.»

اگر «ما افاء الله علی رسوله من اهل القری» خمس است این تقسیم صحیح است که «فلله و للرسول و لذی القربی والیتامی والمساکین وابن السبیل» چون آیه خمس در سوره انفال همین سهام شش گانه را مشخص کرد ولی سیاقش سیاق آیه فیء وانفال است و با سیاق سازگار نیست.

و اگر این سیاق را حفظ کردیم موضوع مربوط به انفال است انفال فقط مال خدا وپیامبر است و دیگر مال یتامی و مساکین و ابن السبیل نیست. چرا قرآن مصارف شش گانه خمس را اینجا بازگو کرده است؟

این اشکال، فقها را به زحمت انداخته و هر کدام راه حلی را ارائه کرده اند.

مطلبی را که سیدنا الاستاد، علامه طباطبائی رضوان الله علیه – فرمودند و باآن از مفسران دیگر در تفسیر «للفقراء الهاجرین» جدا شدند این بود که سایرمفسران نوعا «للفقراء المهاجرین» را بدل برای ذی القربی یا یتامی و مساکین و ابن السبیل می گرفتند ولی ایشان بدل برای ذی القربی و یتامی و مساکین و ابن السبیل نگرفتند بلکه بیان مصرف «لله» گرفتند که لله را به معنای «فی سبیل الله» معنا کردند، یعنی «ما افاء الله علی رسوله من اهل القری فلله…»

یعنی فی سبیل الله، چون باید در سبیل خدا مصرف بشود برای بیان سبیل خدا فرمود: «للفقراء المهاجرین» که این للفقراء بیان آن فی سبیل الله است نه بدل برای یتامی. این خلاصه فرمایش ایشان بود. اثبات فرمایش ایشان از نظر فقهی کار آسانی نیست، زیرا «لله» که در باب انفال و در باب خمس ذکر شد غیر از «فی سبیل الله» است که درباب زکات ذکر می شود. در باب زکات، فی سبیل الله یکی از مصارف هشت گانه است و این جهت یکی از هشت سهم را می برد. یعنی جهت فی سبیل الله صاحب سهم است، زکات را به هشت سهم تقسیم می کنند یکی از سهام هشت گانه را «فی سبیل الله» می برد.

اما کلمه «لله» که در انفال ذکر شد در کریمه «یسئلونک عن الانفال قل الانفال لله والرسول» و هم چنین کلمه «الله» که در خمس ذکر شد که:

 «واعلموا انما غنمتم من شیء فان لله خمسه» این «لله» غیر از «فی سبیل الله» است، چون در انفال و در خمس هر چه مال خداست به رسول می رسد پیامبر دوسهم می برد. این غیر از فی سبیل الله باب زکات است که پیغمبر (صلی الله علیه و آله) از این فی سبیل الله هیچ سهم نمی برد فقط متولی تقسیم است، مثل این که مالی وقف باشد و متولی عهده دار حفظ و توزیع آن است، سهم بر نیست. این لله که در انفال و خمس ذکر شده سهم بر است، غیر از فی سبیل الله است. در فی سبیل الله یعنی جهت سهم می برد و رسول خدا متولی حفظ و تقسیم این سهم است باید دریافت، حفظ و توزیع کند. پس فرق فقهی فراوانی است بین این که ما «للفقراء» را بدل برای «یتامی و مساکین» بگیریم یا بیان برای مصرف لله بگیریم. علت ذکر کلمه «الله» در مصارف فیء امامیه معتقد است:

کلمه «الله» که در انفال و خمس ذکر شده برای تبرک نیست بلکه یک سهمی است برای خدا، اما برادران اهل سنت می گویند این کلمه فقط تبرکا ذکر شده است.

گرچه همه آسمان و زمین ملک و ملک خداست و نام خدا همه جا مبارک است، اما ذکرآن فرق فقهی فراوانی دارد: اگر کلمه «الله» تبرک باشد مال را باید پنج قسم کرد: دو قسم را به پیامبر و ذی القربی داد و سه قسم آن را به یتامی و مساکین و ابن سبیل. یعنی این ۲۰ درصد را باید به پنج قسم تقسیم کرد، هشت قسم راباید به رسول داد و دوازده قسم دیگر را که سه پنجم،است به یتامی ومساکین و ابن سبیل. این نظر افرادی است که قائل به تخمیس هستند یعنی این خمس را باید تخمیس کند نه تسدیس (شش سهم) که ما معتقدیم.

ما که می گوییم این لام که برای بیان اختصاص است و تنها تبرک نیست می گوییم این خمس (۲۰%) را به شش قسم تقسیم می کنند: سه ششم، آن مال رسول است وسه ششم،دیگر مال یتامی و مساکین و ابن سبیل. قهرا این ۲۰ درصد را به دو قسم تقسیم می کنند: ده قسمش به رسول می رسد و ده قسم دیگر به یتامی و مساکین و ابن سبیل.

این فرق فراوان فقهی که آیا لله تبرک است یا واقعا برای بیان سهم است. اگرخدای سبحان در باب خمس یا انفال منظورش این بود که یکی از این سهام باید فی سبیل الله صرف شود آیه انفال و آیه خمس را هم نظیر آیه زکات ذکر می کرد، درحالی که این چنین نیست.

در آیه زکات این چنین فرموده است:

 «انما الصدقات للفقراء والمساکین والعاملین علیها و المولفه قلوبهم و فی الرقاب والغارمین و فی سبیل الله وابن السبیل فریضه من الله والله علیم حکیم»

در این جا هیچ سهمی برای پیامبر نیست، پیامبر و امام (صلوات الله علیهما) متولی هستند؛ یعنی همان طوری که متولی موقوفه هیچ سهمی نمی برد وفقط عهده دار حفظ و توزیع مال موقوفه است درباره زکات امام و پیامبر (صلوات الله علیهما) متولی در اخذ و توزیع هستند و هیچ سهمی نمی برند.

ولی در آیه انفال و در آیه خمس مستقیما این ها را صاحب سهم معرفی کرد؛ دراولین آیه سوره انفال فرمود:

 «یسئلونک عن الانفال قل الانفال لله و الرسول»،

در روایات ما هم نیامده است که: «ما کان لله یصرف فی سبیل الله»، بلکه آمده که: «ما لله فهو للرسول». اگر ما لله یصرف فی سبیل الله بود، بیان سیدنا الاستاد تام است اما «ما لله فهو للرسول» است نه این که «یصرف فی سبیل الله» رسول هر کجا که بخواهد آن را مصرف می کند.

پس آیه انفال این است که «قل الانفال لله والرسول» چه این که آیه خمس هم که آیه چهل و یکم همین سوره انفال است این چنین است: «واعلموا انما غنمتم من شیء فان لله خمسه و للرسول و لذی القربی» یعنی این خمس و این ۲۰ درصد شش قسم می شود سه قسمش مال خدا و پیامبر و ذی القربای او است و سه قسم بقیه مال یتامی و مساکین و ابن سبیل است که رسول (صلی الله علیه و آله) و ذات اقدس اله چه در انفال و چه در خمس سهمی دارند.

بنابراین اثبات فرمایش سیدنا الاستاد، علامه طباطبائی، کار آسانی نیست و چون این آیه از نظر مصرف شش قسم ذکر کرد اگر آیه کریمه سوره حشر را که می فرماید:

 «ما افاء الله علی رسوله من اهل القری» این آیه بیان آیه قبل نباشد و وحدت سیاق نداشته باشد؛ یعنی آیه قبل مربوط به انفال باشد و آیه بعد مربوط به جنگ و غنیمت باشد یا باید تقیید کرد که یک پنجم، مال این ها است یا اگر همه رافرمودند در اینها صرف کنید این تفضل است.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه