شیعه شناسی » سؤالات ما » وهابیت »

دلیل عقلی وهابیت بر حرمت سفر به سوی زیارت

وهابی­ها بر حرمت سفر برای زیارت، دلیل عقلی هم اقامه کرده اند. آنان می­ گویند دین مبنی بر دو اصل است یکی اینکه عبادت نشود مگر خدای یگانه­ ای که شریک ندارد و دوم اینکه این خدا هم عبادت نشود مگر با آنچه که تشریع شده است و نباید با بدعت عبادت شود چنانکه خداوند متعال فرموده است: «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَدا».[۱]

توضیح این دلیل ابن تیمیه این است که عبادت غیر خدا عقلا جایز نیست و همچنین عقل، عبادت خدا را با امر غیر مشروع هم جایز نمی‌داند. و از نظر او سفر به قصد زیارت قبر انبیاء و اولیاء یا عبادت غیر خداست و یا عبادت خدا به وسیله چیزی است که از طرف خدا تشریع نشده است. بنابراین هردو فرض از نظر عقل ممنوع است.

دلیلی را که ابن تیمیه در توجیه حرمت سفر برای زیارت قبور، عبادت نشدن غیر خدا و نیز عبادت شدن خدا به وسیله امر غیر مشروع و بدعت آمیز را به میان کشیده، به هیچ وجه شامل زیارت قبور نمی‌شود. اگر مسئله عبادت خدا یا عبادت خدا با امر غیر مشروع در اینجا مطرح گردد، باید خود زیارت مورد توجه قرار گیرد نه سفر به زیارت؛ زیرا سفر برای زیارت قبور از اسمش پیدا است که عبادت نیست بلکه سفر است و این سفر برای مقاصد و اغراض مختلف انجام می‌شود. بنابراین سفر به خودی خود نه عبادت خدا است و نه عبادت غیر خدا. اما اگر سفر به قصد زیارت قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و یا سایر قبور انجام شود این سفر تبدیل به عبادت غیر خدا نمی‌شود. اگر چیزی که سفر برای آن انجام می شود، عبادت غیر خدا نباشد معقول نیست که سفر برای آن چیز عبادت خدا گردد. پس اگر خود زیارت، عبادت غیر خدا و یا عبادت خدا با امر غیر مشروع نیست، سفری که به قصد آن انجام می‌شود با هیچ دلیلی نمی‌تواند عبادت غیر خدا یا عبادت خدا با امر غیر مشروع باشد. ولی وهابی­ها سفر برای زیارت قبور را به دلیل اینکه عبادت غیر خدا و یا عبادت خدا با امر غیر مشروع تحقق پیدا نکند آن را محکوم به بدعت و حرمت کرده اند. در حالی­که بزرگان و مؤسسین وهابیت اصل زیارت قبور را جایز می­ دانند. ابن تیمیه می­ گوید زیارت قبور با زیارت شرعی برای کسی که با این زیارت به آن نزدیک می­شود مانعی ندارد.[۲]

پی نوشتها

[۱] . کتب و رسائل وفتاوى شیخ الإسلام، ج۲۶ص۱۵۱.

[۲] . کتب و رسائل وفتاوى شیخ الإسلام، ج۲۶ص۱۵۰.