نقد و بررسی ادیان و فرق » وهابیت »

دلایل بطلان مذهب وهابیت

بطلان مذهب وهابیت را می توان با دلایل زیر ثابت کرد:

  1. بدعت در ایجاد مذهب و خروج از مذهب اهل سنت از دلایل خاصی است که بر بطلان این مذهب حتی در نزد اهل سنت دلالت دارد.

وهابیت توسط محمد بن عبد الوهاب نجدی در قرن دوازدهم هجری به عنوان یک مذهب و فرقه در برابر مسلمانان مطرح گردید و حکومتی را با پشتوانه سیاست و قدرت نظامی محمد بن سعود (جد آل سعود) در عربستان به وجود آورد. این مذهب در حقیقت بر آرا و تفکرات ابن تیمیه استوار است. افزون بر اینکه ابن تیمیه و عقاید او از سوی علمای اهل سنت در معرض نقد و بطلان قرار گرفته[۱] و حتی شیخ زین الدین بن رجب حنبلی از کسانی است که معتقد به کفر ابن تیمیه بود و با صدای بلند اعلان می‌نمود که هر کسی ابن تیمیه و پیروان او را تکفیر کند معذور می‌باشد،[۲] محمد بن عبدالوهاب و فرقه او نیز از سوی علمای اهل سنت مردود شمرده شده و حتی این فرقه را در زمره فرقه های اهل سنت نمی پذیرند.

 برخورد و موضع گیری علمای اهل سنت در زمان محمد بن عبد الوهاب و بعد از آن نیز ادامه داشته است.

اول از همه پدرش عبدالوهاب که یکی از علما صالح حنبلی مذهبی به شمار می‌آمد عقاید او را مردود شمرده و او را از ابراز عقاید انحرافی باز می‌داشت و مردم را به دوری از او سفارش می‌نمود. همچنین برادرش سلیمان بن عبد الوهاب با عقاید او شدیداً مخالفت نموده و دو کتاب به نام های «الصواعق الالهیه فی الرد علی الوهابیه» و «فصل الخطاب فی الرّد علی محمد بن عبد الوهاب» نوشته است.[۳]

دانشمندان اهل سنت سخنان قاطعی در انحراف عقائد وهابیت و گمراه بودن وهابیان گفته اند که به عنوان نمونه به برخی از آنها اشاره می شود:

شیخ صدقی زهاوی یکی از علمای معروف اهل‌سنت بعد از طرح حدیث افتراق می‌گوید که از آخرین فرقه‌های که هلاکت کننده و دشمن دین و نسبت به عصای مسلمین شکافنده ترین است، فرقه وهابیت است که از زمانی که به وجود آمده پیوسته در گمراهی با دین بازی نموده و بر کشورهای اسلامی خروج کرده و به همین دلیل این فرقه یک فرقه باغیه است.[۴]

به علت انحرافات آشکار و گمراهی فرقه وهابیت در اوایل شهریورماه ۱۳۹۵ش از ۴ تا ۶ شهریور اجلاس با حضور علمای مطرح اهل سنت در گروزنی پایتخت چچن برگزار شد که شرکت‌کنندگان در بیانیه پایانی بر برائت خود از فرقه جعلی وهابیت تأکید کردند و آن را خارج از مذهب اهل سنت دانستند.

این کنفرانس با هدف شناسایی و معرفی هویت اهل سنت و جماعت، با حضور شمار زیادی از علمای اهل سنت به‌ ویژه احمد الطیب شیخ الازهر مصر به ‌میزبانی گروزنی پایتخت چچن و با حضور علما و اندیشمندان ارشد اهل سنت برگزار شد.[۵] در این کنفرانس بیش از ۱۰۰ مفتی و اندیشمند اهل سنت از کشورهای مختلف از جمله روسیه، سوریه، لبنان، اردن، ترکیه، هند، سودان، انگلیس، آفریقای جنوبی و مصر شرکت داشتند. [۶] این کنفرانس سه ‌روزه روز شنبه ۲۷ آگوست با صدور بیانیه‌ای به کار خود پایان داد. شیخ شوقی علام مفتی اهل سنت مصر، شیخ اسامه الزهری مشاور رئیس جمهور مصر و معاون کمیسیون دینی پارلمان این کشور، شیخ علی جمعه مفتی سابق مصر، شیخ عبدالفتاح البزم مفتی دمشق از جمله شخصیت‌های مهم شرکت کننده در این کنفرانس بودند.[۷]

در این کنفرانس شرکت کنندگان در ضمن بررسی مسائل مهم جهان اسلام از جمله سوء استفاده تروریسم و افراط گرایی از دین، توسل به این اقدام ها را محکوم و بر لزوم روشنگری اندیشمندان مذاهب اسلامی علیه رویکردهای ضد اسلامی تأکید کرده و اعلام کردند که تروریستها هیچ ارتباطی با مذهب اهل سنت ندارند.

مهمترین نتیجه این کنفرانس، خروج وهابیت از دایره اهل سنت بود و بر این مطلب تأکید شد که اهل سنت و جماعت در اعتقاد و مذاهب کلامی اشاعره و ماتریدیه، و پیروان مذاهب چهارگانه اهل سنت در فقه (حنبلی، حنفی، شافعی و مالکی) و اهل تصوف هستند».[۸]

  1. دشمنی با اهل بیت یکی از اموری است که باعث گمراهی و خلود در آتش می شود. بر این مطلب شیعه و سنی اتفاق نظر دارند. پیامبر اسلام فرمود: «وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لا یُبْغِضَنَّ أَهْلَ الْبَیْتِ رَجُلٌ إِِلا أَدْخَلَهُ اللَّهُ النَّارَ ؛ قسم به آن کسی که جان من در دست اوست کسی با اهل‌بیت دشمنی نمی‌کند مگر اینکه خداوند او را داخل آتش جهنم کند».[۹] آلوسی از این حدیث این نتیجه را گرفته که محبت اهل‌بیت بر همه مسلمانان فرض است.[۱۰]

با وجود این احادیث، دشمنی فرقه وهابیت با اهل بیت رسول خدا(ص) برای کسی پوشیده نیست و این دشمنی به گونه‌های مختلف در فرقه وهابیت به بروز و ظهور رسیده است. ابن تیمیه که در واقع شیخ الاسلام وهابیت است و  فرقه وهابیت بر تفکرات او مبتنی شده است، موضع گیری خصمانه خود را در قالب مطالب مختلف نسبت به اهل بیت اظهار داشته است. ابن تیمیه و وهابی‌ها می‌گویند: اعتقاد برتری و افضلیت اهل­بیت رسول الله بر دیگران از تفکرات عصر جاهلیت است که در آن عصر سران و رؤسای قبیله را بر دیگران مقدم می­داشته اند؟[۱۱] این اعتقاد وهابی ها در حقیقت تکذیب پیامبر اسلام است که اهل بیت را بر دیگران فضیلت داده و محبت آنان را بر مسلمانان واجب و فرض نموده است.

ابن باز مفتی اعظم وهابیت در راستای دشمنی با اهل بیت به صراحت گفته که باید قبه پیامبر اسلام تخریب شود او گفته است حق این است که باید این قبر تخریب شود. لکن بعضی جاهلان این کار را تحمل نمی‌توانند و تخریب کنندگان را متهم به بغض نسبت به پیامبر می‌کنند و به همین دلیل دولت سعودی این قبه را تخریب نکرده و همانطور باقی گذاشته است… .[۱۲]

ملاحظه می شود که وهابیها مسلمانان را که به پیامبر اسلام ارادت دارند جاهل خطاب کرده و نمی گوید که سعودیها و وهابیها از ترس مسلمانان نمی توانند قبر پیامبر اسلام(ص) تخریب کنند بلکه به جای آن می گوید که از ترس جاهلان نمی توانند این قبر را از بین ببرند.

  1. کارنامه یزید بن معاویه برای هیچ کسی پوشیده نیست. یزید به دلیل کارهای ضد اسلامی که انجام داده، در بین مسلمانان از منفورترین افراد است. سعدالدین تفتازانی از متکلمین اهل سنت در باره او می گوید: « اما ظلمی که از سوی یزید بر اهل بیت نبی(ص) جاری گردید به قدری آشکار است که مجالی برای پنهان شدن ندارد و به حدی شنیع است که هیچ شبهه ای در آن نیست بلکه جمادات و حیوانات بر آن شهادت می دهند و اهل زمین و آسمان بر آن گریه می کند و کوه ها برای آن از جا کنده شده و صخره ها تکه تکه می شود. بدی این کار در حدی است که با گذشته ماه ها و سالها باقیست؛ پس لعنت خدا بر کسی که در این کار مباشرت ورزیده یا به آن راضی شده و یا تلاش و سعی در این عمل داشته است همانا عذاب قیامت شدیدتر و ماندگار تر است».[۱۳] اما با وجود این، یزید بن معاویه در نزد وهابیت از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است تا حدی که وزارت معارف دولت عربستان سعودی کتابی را به عنوان «حقائق عن أمیر المؤمنین یزید بن معاویه» به چاپ رسانده و آن را یکی از متون درسی در مدارس رسمی این کشور قرار داده‌است.[۱۴]

کسی که به علت دشمنی او با دین اسلام و اهل بیت رسول خدا از سوی مسلمانان مستحق لعن و نفرین است، حمایت وهابیت از چنین شخصی نه تنها انحراف از اسلام بوده بلکه دشمنی آشکار با اسلام و رسول گرامی اسلام است.

وهابیان با تخریب قبور اهل بیت در قبرستان بقیع و حمله نظامی آنان به کربلا و نجف محل دفن امام حسین و امام علی(ع) و کشتار بی رحمانه مسلمانان و محبین اهل بیت، دشمنی و خصومت خود را با اهلبیت پیامبر(ص) عملا  ثابت کرده اند و این عمل­کرد آنان در خارج از تفکر انحرافی آنان مبنی بر دشمنی با اهل­بیت رسول الله(ص) و محبت با دشمنان اهل بیت به خصوص یزید و خاندان او، ناشی می شود[۱۵].

  1. چیزی دیگری که انحراف و بطلان فرقه وهابیت را ثابت می کند ، نفی شفاعت و تبرک است که از آموزه های مسلم دین اسلام است. وهابیت با همین سلاح مسلمانان را که اعتقاد به این امور دارند تکفیر کرده و می کنند. به علت طولانی نشدن مقاله از ذکر جزئیات صرف نظر می شود.
  2. عقیده وهابیت در توحید و خدا شناسی نیز از اموری است که انحراف و بطلان فرقه وهابیت را ثابت می کند. وهابی ها در مورد خداوند قائل به تجسیم است. ابن تیمیه در مورد اینکه خداوند دارای جسم است می‌گوید: «و لیس فی کتاب الله و لا سنه نبیه و لا قول أحد من سلف الأمه و أئمتها أنه لیس بجسم».[۱۶] یعنی نه در قرآن و نه در سنت و نه در اقوال بزرگان گذشته، یک جمله که گفته باشند خداوند جسم نیست، نداریم

 نظر علمای وهابی مسلک عربستان سعودی مبتنی بر عقیده ابن تیمیه است. از هیئت عالی إفتاء عربستان سعودی سوال کردند:  نظر شما نسبت به جسمانیت خداوند چیست؟ جواب دادند: «و نظرا إلی أن التجسیم لم یرد فی النصوص، نفیه و لا إثباته، لأن الصفات توقیفیه».[۱۷] یعنی در نصوص شرع، هیچ عبارتی که جسمانیت خداوند را نفی یا اثبات کند، نرسیده است.   این موضوع دارای بحث مفصلی است و به همین مقدار بسنده می شود.

  1. عمل کرد سران، علما و رهبران وهابیت نیز حاکی از انحراف اعتقادی این فرقه است. این فرقه در طول تاریخ موجودیت خود به نفع دشمنان اسلام قدم برداشته و پیوسته به نفع آنان بر علیه مسلمانان اقداماتی تا سر حد کشتار انجام داده اند. در حالی که هیچ فرقه از فرقه های اسلامی دیگر مانند ماتریدی و اشعری و یا شیعه تحت عنوان مذهب و فرقه با دشمنان اسلام هم پیمان نشده و نمی شود. ولی وهابیت همیشه در اختیار دشمنان دین بوده و خدماتی برای آنان انجام می دهند.

نویسنده: حمید رفیعی

پی نوشتها

[۱] . رک:  هیثمی، احمد بن حجر، الفتاوی الحدیثه، ص۸۶، مطبعه العلمیه، مصر، بیتا؛ سبکی، علی بن عبدالکافی، الدره المضیئه فی الرد علی ابن تیمیه، ص۵، مطبعه الترقی، دمشق، ۱۳۴۷؛ شوکانی، محمد علی، البدر الطالع، ج۲، ص۹۵، مطبعه السعاده، قاهره، مصر، چاپ اول، ۱۳۴۷ق.

[۲] . دمشقی، تقی الدین، دفع شبه من شبَّهَ و تمرَّد، ص۱۲۳، مکتبه الازهریه، مصر، بیتا.

[۳] . عاملی، سید محسن، کشف الارتیاب فی اتباع محمد بن عبد الوهاب، ص۷، چاپ دوم، ۱۳۸۲ق.

[۴] . زهاوی، جمیل صدقی، الفجر الصادق، ص۲٫

[۵]. http://www.tasnimnews.com/fa/news/ 1395

 

[۶]. خبرنامه سیاسی، فرهنگی اجتماعی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، شماره ۱۳۰۰، ص ۴۷٫

[۷]. http://www.tasnimnews.com/fa/news/ 1395

 

[۸]. خبرنامه سیاسی، فرهنگی اجتماعی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، شماره ۱۳۰۰، ص ۴۷٫

[۹] .  بستی تمیمی، محمد بن حبان بن أحمد ، صحیح ابن حبان، ج۴ص ۴۳۵، حدیث ۶۵۷۸؛ و حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک على الصحیحین،  ج۳ ص۱۶۲، حدیث: ۴۷۱۷٫

[۱۰] . آلوسی بغدادی، سید محمود، روح‌المعانی،ج۲۵ص۳۲٫

[۱۱] . منهاج السنه، ج۳ ص۲۶۹، (قرطبه)

[۱۲]. http://www.binbaz.org.sa/mat/10230 (الموقع الرسمی لسماحه الشیخ عبدالعزیر بن عبدالله ابن‌باز) بخش « نور علی الدرب»

[۱۳] . سعدالدین تفتازانی، شرح المقاصد فی علم الکلام،ج ۲، ص۳۰۷، دار المعارف النعمانیه – باکستان – ۱۴۰۱هـ – ۱۹۸۱م، چ۱٫

[۱۴] . تیجانی، سید محمد،  الشیعه هم أهل‌السنه، پاورقى ص ۹۴؛ و أسعد وحید القاسم، حقیقه‌الشیعه الإثنی عشریه، ص۸۲٫

[۱۵]. رک: تاریخ المملکه السعودیه، ج۱ص۷۳٫

[۱۶] .وهابیت از منظر عقل و وحی .حسینی قزوینی،  فصل چهارم (وهابیت وخدا شناسی)به نقل از التاسیس فی رد اساس التقدیس ، .ج ۱ ،ص ۱۰۱

[۱۷] . فتاوی اللجنه الدائمه للبحوث العلمیه و الإفتاء، ج۳، ص۲۲۷