نقد و بررسی ادیان و فرق » مقایسه اسلام با سائر ادیان »

دلایل برتری دین اسلام در مقابل دین مسیحیت و یهودیت

اشاره:
این مطلب قابل توجه است که از دیدگاه قرآن فقط یک دین از سوی خداوند برای هدایت انسانها فرستاده شده است و اختلاف‌ها و تفاوت‌هایی که با نام‌ها و اسامی گوناگون وجود دارد و مردم را به گروه‌های مختلف تقسیم می‌کند، همگی ساخته هوی و هوس خود انسانها می‌باشد. در این نوشته به اثبات می رسد ماهیت دین خداوند یکی است و تعدد نمی پذیرد و سپس دلایل برتری دین اسلام بر ادیان مسیحیت و یهودیت رایج مطرح شده است.

 

خداوند می‌فرماید: «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَینَهُمْ وَ مَنْ یکْفُرْ بِآیاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَریعُ الْحِسابِ»[۲]؛ «دین در نزد خدا، اسلام است و کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شد، اختلافی در آن ایجاد نکردند مگر بعد از آگاهی و علم آن هم به خاطر ظلم و ستم در میان خود و هر کس به آیات خدا کفر ورزد (خدا به حساب او می‌رسد؛ زیرا) خداوند، سریع الحساب است».

از دیدگاه آیات و روایات اسلامی همه انبیاء دین اسلام را تبلیغ کرده‌اند.[۳] و به همین دلیل وقتی مفضل از امام صادق (علیه‌السلام) در مورد دین حضرت ابراهیم، نوح، موسی، عیسی و… می‌پرسد، امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: «دین همه‌ی آنها اسلام بوده، نه غیر آن و به آیات متعددی از جمله آیات ۱۹ آل عمران، حج، ۷۸؛ بقره، ۱۲۸ و… اشاره فرمودند…»[۴] بنابراین از دیدگاه آیات قرآن و روایات ائمه معصومین (علیهم‌السلام) فقط یک دین وجود دارد و آن هم دین اسلام است و دین دیگری وجود ندارد تا با دین اسلام مقایسه شده و وجوه امتیاز دین اسلام بر آنها بررسی شود. بنابراین مقایسه دین اصلی حضرت مسیح(علیه‌السلام) و حضرت موسی (علیه‌السلام) با دین اسلام قابل طرح نمی باشد؛ زیرا آنها عین اسلام بوده اند مگر اینکه در برخی امور شریعت تفاوتهایی با هم داشته اند که در عضر حاضر ما دسترسی با آنها نداریم تا با شریعت اسلام آنها را مقایسه کنیم.

بنابراین دین یهود و دین مسیح را همین ادیان موجودی که یهودیان و مسیحیان آنها را ساخته و به انبیاء الهی نسبت می‌دهند فرض نموده و امتیازات اسلام را نسبت به این ادیان بازگو می کنیم:

 غیر از امتیاز الهی بودن دین اسلام و غیرالهی بودن این ادیان امتیازات متعددی می‌توان شمرد که در ذیل به چند فرق و امتیاز عمده اشاره می‌شود:

امتیاز اول:

دین اسلام در بین ادیان موجود و به خصوص در مقایسه با دین یهودیت و مسیحیت فعلی تنها دینی است که توحید واقعی را تبلیغ می‌کند و مردم را از شرک به خداوند متعال که ظلم عظیم است، باز می‌دارد. در حالی که یهودیان و مسیحیان با بعضی از اعتقاداتی که دارند از توحید دور افتاده و در ردیف مشرکان درآمده‌اند. چنان‌که خداوند می‌فرماید: «یهود گفتند: عُزیر پسر خداست و نصاری گفتند: مسیح پسرخداست. این سخنی است که با زبان خود می‌گویند که همانند گفتار کافران پیشین است. خدا آنان را بکشد، چگونه از حق انحراف می‌یابند.»[۵] این شرک که در قرآن بدان اشاره شده، در سرتاسر کتاب‌های مقدس مسیحیت کنونی وجود دارد به عنوان مثال در اول انجیل یوحنا می‌گوید: «در ازل پیش از آن که چیزی پدید آید «کلمه» وجود داشت و نزد خداوند بود، او همواره زنده بوده و خود او خداست.»[۶] و بدین ترتیب حضرت عیسی را یکی از خدایان و بلکه خود خدا معرفی می‌کند. این شرک در یهودیت نیز به صورت‌های مختلفی نمود پیدا کرده است. گاهی به صورت تجسیم ، گاهی به صورت تشبیه وگاهی به صورت انسان انگاری به گونه‌ای که خدا را در شکل انسانی معرفی می‌کنند که با حضرت یعقوب کشتی می‌گیرد[۷] و یا غافل از همه جا در باغ عدن قدم می‌زند و به دنبال آدم و حوا می‌گردد.[۸]

یهودیان و مسیحیان علاوه برتحریف توحید ابلاغ شده از سوی انبیاء در مسأله نبوت و معاد نیز دچار گمراهی شده‌اند و پیامبران را مردمانی هوسران و گناه‌کار معرفی نموده[۹] و معاد را به صورتی غیرواقعی معرفی می‌کنند. همین انحرافات در بعد اعتقادی و جهان‌بینی باعث شده است که به جای این که نور و هدایت‌گر و موجب نجات انسان باشد به عاملی برای گمراهی و رواج فسق و فجور به نام دین، تبدیل شود.

امتیاز دوم:

قرآن از قول یهودیان و مسیحیان نقل می‌کند که آنها می‌گویند: «یهودی یا مسیحی شوید تا هدایت یابید.» و بعد سخن آنان را ردّ کرده تنها دین اسلام را که دین حضرت ابراهیم و دین حنیف بوده است را موجب هدایت می‌شمارد و می‌فرماید: «وَ قَالُواْ کُونُواْ هُودًا أَوْ نَصَارَى‏ تهَْتَدُواْ  قُلْ بَلْ مِلَّهَ إِبْرَاهِمَ حَنِیفًا  وَ مَا کاَنَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ[۱۰]» «اهل کتاب گفتند: یهودی یا مسیحی شوید تا هدایت یابید. بگو: بلکه از آیین خالص ابراهیم پیروی کنید و او هرگز از مشرکان نبود». امام صادق (علیه‌السلام) در مورد این آیه و در مورد معنای کلمه حنیف، می‌فرماید: «انّ الحنیفه هی الاسلام؛ حنیفیت همان اسلام است.»[۱۱] و در توضیح شریعت حضرت ابراهیم می‌فرماید: «شریعت حضرت ابراهیم توحید و اخلاص و … بود تا این که فرمود: ‌خداوند اضافه کرد در حنفیت، ختنه کردن، کوتاه کردن شارب، برداشتن موهای زیر بغل، گرفتن ناخن‌ها و برداشتن موهای زاید بدن را و هم چنین امر کرد تا کعبه را بسازد و حج و مناسک را به پا دارد و همه اینها شریعت حضرت ابراهیم است.»[۱۲]

دین اسلام با داشتن احکام عملی چون نماز، روزه، زکات، خمس، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، و … انسان را در حیات فردی و اجتماعی راهنمایی کرده و راه سعادت را به او نشان می‌دهد. این در حالی است که یهودیت با تغییر احکام شریعت موسی (علیه‌السلام) و مسیحیت با ترک آن به نوعی اباحی‌گری دچار شده‌اند و پیروان دو دین نه تنها برنامه عملی برای هدایت و رستگاری انسان در حوزه فردی ندارند و تنها به برخی از سنت‌های برگرفته از بت‌پرستان و مشرکان قبل از خود اکتفا می کنند بلکه در حوزه اجتماع نیز برنامه‌ای برای اداره جامعه ندارند و در طول تاریخ سر در آستان مکاتب مختلف سیاسی و فلسفی ساییده و «ایسم»‌های متعددی را تجربه کرده‌اند و در نهایت سکولاریسم را تنها راه نجات خود یافته و به صراحت خود را از ارائه برنامه‌ای برای اداره جامعه عاجز اعلام کرده‌اند.

امتیاز سوم:

پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) قبل از وفات خویش دو عامل مهم را به جامعه اسلامی معرفی کردند که حافظ دین اسلام هستند و در صورت پیروی مسلمانان از این دو هرگز گمراه نخواهند شد. آن دو عامل چیزی جز ثقل اکبر یعنی قرآن کریم و ثقل اصغر که همان اهل بیت عصمت و طهارت باشد، نیست. آن حضرت در این باره می‌فرماید: «من در میان شما دو ثقل را باقی می‌گذارم اگر به آن دو تمسک کنید، گمراه نمی شوید: کتاب خداوند و عترت و اهل بیتم و این دو از همدیگر جدا نمی‌شوند تا در حوض بر من وارد شوند.»[۱۳]

همین دو عامل باعث شده است که دین اسلام که مکتب فروزان شیعه نماد کامل آن است از تحریف بازماند و مایه هدایت انسانها باشد؛ اما مسیحیت و یهودیت از این دو عامل مهم یعنی کتاب وحی که مصون از تحریف باشد و هم چنین امامان و پیشوایان معصومی که مفسر دین باشند، بی‌بهره هستند و همین امر باعث شده تا دینی که از سوی حضرت موسی و عیسی تبلیغ شده بود از بین برود.

خود یهودیان معتقدند که تورات و سایرکتابهای مقدس آنها در حمله پادشاه بابل به فلسطین از بین رفت و سال‌های متمادی در بین آنها کتابی نبود تا این که عزراء کتابی به نام تورات بر آنها قرائت کرد.[۱۴] توماس میشل در این زمینه می‌نویسد: «تورات در طول نسل‌ها پدید آمده است. در ابتدا روایت‌هایی وجود داشت که قوم یهود آنها را به طور شفاهی به یکدیگر منتقل می‌کردند، سپس روایات مذکور در چند مجموعه نوشته شد که برخی از آنها در باب تاریخ و برخی در باب احکام بود. سرانجام در قرن پنجم قبل از میلاد این مجموعه‌ها در یک کتاب گرد‌ آمد. کسانی که در این کار طولانی و پیچیده شرکت کردند، بسیار بودند و نام اکثریت قاطع آنها را تاریخ فراموش کرده است.»[۱۵]

کتاب‌های مقدس مسیحیت تاریخی تاریک‌تر از تورات دارد؛ زیرا هیچ کدام از اناجیل موجود ادعا نمی‌کنند که کتاب وحی هستند و همان کتابی می‌باشند که برحضرت عیسی وحی شده، بلکه مدعی نوشتن زندگی نامه حضرت عیسی هستند[۱۶] و تنها در اواخر قرن چهارم و اوائل قرن پنجم میلادی بود که چهار انجیل از میان بیش از صد انجیل برگزیده شده و به عنوان کتاب رسمی مسیحیان پذیرفته شدند.[۱۷]

امتیاز چهارم : جهانی بودن دین اسلام:

 از ضروریات این آیین الهی جهانی بودن آن است و  محدود به منطقه جغرافیایی و قوم  خاصّی نبوده است. و لذا، پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) به سران کشورهایی مانند: قیصر روم، پادشاه ایران و فرمانروایان مصر و… نامه نوشتند و همه را دعوت به پذیرفتن دین اسلام کرده و از پیامدهای کفر بر حذر داشتند. و اگر دین اسلام، جهانی نبود چنین دعوتی عمومی انجام نمی گرفت و سایر اقوام و امتها هم عذری برای عدم پذیرش می داشتند. بنابراین، نمی توان بین ایمان به اسلام و ضرورت عمل بر طبق این شریعت الهی تفکیکی قایل شد و در نتیجه کسی یا کسانی را از این آیین الهی مستثنی دانست.[۱۸] اما دین یهودیت از نظر یهودیان اختصاص به قوم یهود دارد و غیر یهودیان را به این دین دعوت نمی کنند.

آیات قرآنی نیز دین اسلام را برای هدایت تمام مردم می داند (اِنْ هُوَ اِلاّ ذکرٌ لِلعالَمِین)[۱۹] در این آیه تأکید شده است که قرآن و پیامبر برای جهانیان نازل شده است.

ودر آیه دیگر خبر از پیروزی دین جهانی اسلام، بر همه ادیان خبر داده و می فرماید: «هو الذی ارسل رسوله بالهُدی و دین الحقِّ لِیظْهِرَهُ لی الّذین کُلِّهِ[۲۰]»؛ «او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان غالب سازد.»

امتیاز و برتری پنجم: کامل بودن دین اسلام:

یکی از ویژگیهای دین اسلام کامل بودن آن است. دلیل آن هم آیه قرآن است: «الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً[۲۱]»؛ «امروز کافران از دین شما ناامید شدند از آنها نترسید و از من بترسید، امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام ساختم و از اسلام به عنوان یک دین برای شما راضی شدم.»

در آیه از اتمام نعمت و اکمال دین سخن به میان آمده است و طبق این آیه دین در یک روز خاص به کمال می رسد که مراد از این روز روزی است که پیامبر علی(علیه السلام) را به امامت بر می‌گزیند یعنی پس از طرح مجموعه ای از معارف و احکام یک چیزی باقی می ماند که باید مطرح شود تا دین به کمال خود برسد و آن هم امر امامت است. البته کامل بودن دین اسلام را از آموزه های قرآنی وروایات معصومین در ابعاد مختلف نیاز های بشری به راحتی می توان به دست آورد. یعنی قرآن و روایات معصومین به نیازهای بشر چه در بعد مادی و دنیوی از قبیل مسائل اقتصادی ، اجتماعی، علمی، نظامی و سیاسی و چه در بعد معنوی ازقبیل عبادات، مسائل اخلاقی و عرفانی و عقاید مطابق با موازین و معیار های عقلی و امثال اینها به تمام و کمال پرداخته اند که در دین یهودیت و مسیحیت یک صدم آن هم به چشم نمی خورد. بنا بر این کمال دین اسلام مستلزم جامعیت آن هم می باشد. پس جامعیت دین اسلام برتری دیگری است که نسبت به دین یهودیت و مسیحیت دارد. قرآن هم به این مطلب تاکید کرده و می فرماید: «یوم نَبعثُ فی کُلّ اُمه شهیداً علیهم مّن أنفسهم و جئنابک شهیداً علی هؤلاء و نزّلنا علیک الکتب تبیاناً لکلّ شیء و هدی و رحمه و بُشری للمُسلمین[۲۲]»؛ (به یاد آورید) روزی را که از هر امتی، گواهی از خودشان بر آنها بر می انگیزیم و تو را گواه بر آنان قرار می دهیم. و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز، و مایه هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است.» یعنی قرآن بیانگر و روشنگر همه امور است که نظر صحیح آن است که قرآن بیانگر همه مسایل مربوط به هدایت انسان است.

 امتیاز و برتری ششم: ثابت و جاودانه بودن دین اسلام

در قرآن از دین الهی به عنوان اسلام یاد شده و درباره ثبات آن براهین اقامه شده است که به جهت اختصار به بعضی از براهین اشاره می‌شود:

۱ـ برهان اولی که برای ثبات دین اقامه شده است، مبتنی بر مبدأ فاعل دین است. این برهان از انضمام دو آیه حاصل می شود. آیه اول می فرماید: «اِن الدین عند الله الاسلام[۲۳]»؛ یعنی تسلیم و انقیاد در برابر حق تنها دینی است که در نزد خداوند به رسمیت شناخته شده است و آیه دوم نیز می فرماید: «ما عندکم ینفَدُ و ما عند اللّه باق[۲۴]» یعنی آنچه در نزد شماست فناپذیر و از بین رفتنی است و آنچه در نزد خدا است همیشگی و باقی است. ملحض برهان این است که دین اسلام نزد خداوند است و آنچه در نزد خداوند است باقی است، پس دین اسلام باقی است.

۲ـ دین برهان مبتنی بر فطرت انسانی است به این بیان که اسلام برای پرورش و شکوفایی فطرت انسانی نازل شده است و فطرت انسانی امری ثابت و تغییر ناپذیر است چنانکه فطرت اصیل همه انسانها متحد است آنچه که در زندگی انسان محل تغییر است آداب، عادات و رسومی است که متعلق به طبیعت و زندگی مادی است. اما ساختار درونی و روحی انسان که امری خدا خواه و خدا طلب است ثابت و مشترک بین همگان است، پس دینی که برای تربیت فطرت انسانها تنظیم می شود ثابت و مشترک خواهد بود.[۲۵]

به طور کلی می‌توان ویژگی‌های دین ثابت و جاودان را در امور زیر خلاصه نمود:

۱ـ توجه به انسان شناسی: دین جامع باید از انسان شناسی عمیق برخوردار باشد و در این دین به تمام ابعاد انسان توجه شده باشد. یعنی از معماهای وجود انسان، جایگاه انسان در هستی، عوامل تکامل انسان، نیازهای انسان و راههای ارضای آنها، روش رشد انسان در ارتباط‌های انسان یعنی رابطه انسان با خود، خدا، طبیعت و دیگران و سنتهای الهی حاکم بر حیات فردی و جمعی انسان سخن بگوید.

۲ـ هماهنگی با فطرت: اگر بنا شود که دین برای تمام اعصار دارای پیام باشد باید دستورات آن مطابق با فطرت باشد.

۳ـ سهولت و سادگی: دستورالعمل دین جاوید و جامع، باید آسان باشد زیرا که دین برای همه افراد بشر در تمام زمان‌ها آمده است پس باید به گونه ای باشد که التزام به آنها عسر و حرجی را برای مکلفین ایجاد نکند «یریدُ اللّهُ بِکُم الیسْرَ وَ لا یریدُ بِکُم العُسْر[۲۶]» ؛ «خداوند راحتی شما را می خواهد نه زحمت شما را.»

۴ـ انعطاف پذیری: دین ثابت و جامع باید انعطاف پذیر باشد تا بتواند نیازهای همه اعصار را جوابگو باشد.

۵ـ عقلانی بودن: تعالیم دین جامع و جاودانه باید بر مبنای عقل و منطق باشد. عقاید و احکام نیز مبتنی بر مصالح باشد که زمینه ساز تکامل انسان قرار گیرد.

دین اسلام دارای تمام این ویزگی ها می باشد و در دین یهود و مسیحیت این ویزگیها جایگاهی ندارد.  

نتیجه:

در پایان می‌توان نتیجه گرفت که دین اسلام از حیث جهان بینی و اعتقادی برنامه کاملی ارایه کرده و از انحرافاتی که مسیحیان و یهودیان در این زمینه دچار آن شده‌اند مصون مانده است. هم چنین دین اسلام از حیث عملی و ایدئولوژی برنامه کاملی را برای هدایت انسانها در حوزه فردی و اجتماعی ارایه کرده و کامل‌ترین برنامه زندگی را معرفی می‌کند. برخلاف ادیان مسیحی و یهودی که در هر دو حوزه عاجز بوده و ریزه‌خوار مکاتب دیگر هستند و در نهایت این که دین اسلام به دلیل داشتن معجزه جاودان به نام قرآن و امامان معصوم پویا و زنده است و از تحریف صاحبان زر و زور و تزویر در امان مانده ولی ادیان دیگر به خصوص مسیحیت و یهودیت فاقد این دو عنصر بوده و در همان ابتدا به دست صاحبان قدرت و شیاطین تحریف شده از بین رفته‌اند و آنچه امروز باقی مانده به درد جامعه بشری نمی‌خورد و مسیحیان و یهودیان در حوزه فردی و اجتماعی چاره‌ای جز پناه بردن به عرفان هندی و مکاتب اومانیسم، لیبرالیسم و… ندارند.

پی نوشت:

[۱] . ر.ک: طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه همدانی، سید محمد باقر، قم، انتشارات جامعه مدرسین، چ ۱۳۶۳ ش. ج ۱، ص ۴۶۸٫

[۲] . آل عمران، ۱۹٫

[۳] . ام تقولون انّ ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و الاسباط کانوا هوداً او نصاری قل أأنتم اعلم اَم الله…»؛ بقره، ۱۴۰٫

[۴] . مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، لبنان، داراحیاء التراث العربی،‌ چ دوم، ۱۴۰۳ ق، ج ۵۳، ص ۱٫

[۵] . توبه، ۳۰٫

[۶] . یوحنا، ج ۱، ص ۳، و هم چنین ر.ک: میشل، توماس، کلام مسیحی، ص ۷۲ تا ۷۸، ترجمه حسین توفیقی، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چ دوم، ۱۳۸۱٫

[۷] . سفرپیدایش، ج ۳۲، ص ۲۴ تا ۳۱٫

[۸] . همان، ج ۳،  ص ۸ ـ ۱۲٫

[۹] . همان، ج ۱۹، ص ۳۸ و انجیل لوقا، ج ۲۲، ص ۱۶ ـ ۱۹٫

[۱۰] . بقره، ۱۳۵٫

[۱۱] . ابونصر محمد بن مسعود، تفسیر عیاشی، تهران، مکتبه العلمیه الاسلامیه، نشر ج ۱، ص ۶۱٫

[۱۲] . حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، قم، انتشارات آل البیت، ج ۲، ص ۱۱۷٫

[۱۳] . وسایل الشیعه، انتشارات آل البیت. ج ۲۷، ص ۳۳٫

[۱۴] . عهد عتیق، کتاب زحمیا، باب ۸٫

[۱۵] . میشل توماس، کلام مسیحی، ترجمه توفیقی، حسین، انتشارات مرکز تحقیقات ادیان و مذاهب، چ دوم، ۱۳۸۱، ص ۳۲٫

[۱۶] . لوقا، باب ۱٫

[۱۷] . ویلسون، برایان، دین مسیح، ترجمه حسن افشار، نشر مرکز، چ اول، ۱۳۸۱٫ ص ۴۷ و ۴۸٫

[۱۸]. مصباح یزدی، محمد تقی، اصول عقاید، ج ۱ و ۲ (ناشر مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ سیزدهم، پائیز ۷۴) ص ۳۳۰ـ۳۲۹٫

[۱۹]. تکویر: ۲۷٫

[۲۰]. صف: ۹٫

[۲۱]. مائده: ۳٫

[۲۲]. نحل: ۸۹٫

[۲۳]. آل عمران: ۱۹۹٫

[۲۴]. نحل: ۹۶٫

[۲۵]. جوادی آملی، تلخیص از شریعت در آینه معرفت، (مرکز نشر اسراء، چاپخانه اسوه، چاپ اول، پائیز ۷۷) صص ۱۱۶ـ۱۱۵٫

[۲۶]. بقره: ۱۸۵٫

منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات حوزه . نویسنده: حمید رفیعی.