نقد و بررسی ادیان و فرق » مقایسه اسلام با سائر ادیان »

دلایل برتری اسلام در مقابل یک زرتشتی

اشاره
اسلام نام دین خداست که یگانه است و همه‌ی پیامبران برای آن مبعوث شده اند و به آن دعوت کرده اند، به حکم این که صورت کامل و جامع دین خداست، می توان با این معیارها برتریت دین اسلام را ثابت کرد. برای اثبات برتری دین اسلام در مقابل ادیان دیگر فقط می توان از راه عقلانی بودن آموزه های دین اسلام استدلال نمود و استدلال با دلایل نقلی یعنی از کتاب و روایات سودمند نمی‌باشد و لذا در پاسخ به این سؤال به اموری پرداخته می شود که برتری دین اسلام با معیارهای عقل و هنجارهای عقلانی قابل پذیرش باشد.

الف) توحید: دین اسلام بر توحید مبتنی است و هیچ گونه خدشه‌ای را در توحید، چه توحید نظری و چه توحید عملی، نمی پذیرد. اندیشه ها و رفتارها و کردارهای اسلام از خدا آغاز می‌شود و به خدا پایان می‌یابد، از این رو هر نوع ثنویت یا تثلیث یا تکثیر را که به این اصل خدشه وارد آورد به شدّت طرد می‌کند از قبیل ثنویت خدا و شیطان، یا خدا و انسان، یا خدا و خلق. در حالی که دو گانه پرستی آیین زرتشت با عنصریت اهورا مزدا و اهریمن نمایان شده که هر کدام به نوعی دعوی خالقیت دارند.
در اینجا سؤال های جدی پیش می‌آید که آیا اهورامزدا، بر الله قابل تطبیق است؟ یا اهریمن همان شیطان است؟ بعضی از محققان می‌کوشند معتقدات خودشان را راجع به آیین زرتشت که در آن تناقض است با افکار اسلامی تعبیر و تفسیر کنند از آن جمله دو سؤال بالا که می خواهند خود را از هر نوع اشکالی بری جلوه نمایند.
ب) قرآن: کتاب آسمانی مسلمان‌ها که برای هدایت بشر و سوق دادن آنها به سعادت دنیوی و اخروی نازل شده، مختص به هیچ قوم و ملتی نمی باشد بلکه برای هر فرد صاحب فکر و عقلی قابل فهم و عمل است و برای زندگی بشر و نیازهای فطری و مادی آنان برنامه های مقبول و قابل اجراء دارد. ولی کتاب مقدس زرتشت که اوستا نام دارد و اکنون در دست پیروان این آئین می باشد با این که نویسنده آن مشخص نیست از آموزهای علمی و عملی مفید بی بهره است و نیز در حمله اسکندر مقدونی از میان رفته و بعدها به شکل های مختلف جمع آوری شده و هیچ سعی در اثبات وجود خدا، زندگی پس از مرگ یا نبوت خویش ندارد حال آن که قرآن مجید بخش های فراوانی را به این امور اختصاص داده است.
ج) امکان همزیستی با اهل توحید: از نظر اسلام مسلمانان می توانند در داخل کشور خود با پیروان ادیان دیگری که ریشه‌ای توحیدی دارند از قبیل یهود و نصاری و مجوس، هر چند بالفعل از توحید منحرف شده اند، تحت شرایط معینی همزیستی داشته باشند، ولی در مقابل، روحانیان زرتشتی بسیار متعصب بودند و هیچ دیانتی را در داخل کشور تجویز نمی‌کردند. دین زرتشت دیانت تبلیغی نبود و رؤسای آن داعیه نجات و رستگاری کلیه ابناء بشر را نداشتند امّا در داخل کشور مدعی تسلط تام و مطلق بودند؛ پیروان سایر ادیان را که در ایران بودند رعیت به شمار می آورند و محل اطمینان قرار نمی دادند.
د) ممنوعیت استثمار و قداست دفاع از حقوق: اسلام استثمار، یعنی بهره کشی بلا عوض از کار دیگران را به هر شکل و هر لباس، ناروا و مطرود می شمارد و دفاع از حقوق فردی و حقوق اجتماعی در برابر متجاوز را واجب و مقدّس می شمارد، ولی در آیین زرتشت روحانیان که موبدان و هربدان باشند، اختیارات نامحدود داشتند و مخصوصا موبدان و پیشوای بزرگ‌شان «موبد موبدان» در دربار ساسانی مهم ترین مقام را داشته و ایشان حق هرگونه تعبیر و تفسیر و جرح و تعدیل و ابرام و ناسخ و منسوخ در احکام مدنی یعنی زناشویی و ارث و مالکیت داشته اند.
ﻫ) شمولیت دین مقدس اسلام: دین اسلام در بخش های عبادی، اقتصادی، اجتماعی، معنوی، روحی و سیاسی، فردی و اجتماعی تعالیم و آموزه های خدشه ناپذیر دارد امّا در دین زرتشت به این برنامه ها پرداخته نشده است.
و) حقوق و آزادی فرد: اسلام در عین این‌که دینی اجتماعی است و به جامعه می‌اندیشد و فرد را مسئول جامعه می شمارد، حقوق و آزادی فرد را نادیده نمی‌گیرد و فرد را غیر اصیل نمی شمارد، در دوره ساسانی که آیین زرتشت در اوج قدرت بود چیزی که بیش از همه دستخوش تصرف و ناسخ و منسوخ و جرح و تعدیل موبدان بود «حقوق شخصی» است. مخصوصا احکام نکاح و ارث به اندازه ای پیچیده و مبهم بود که موبدان هر چه می‌خواستند می‌کردند.
ز) برخورداری از اسناد تاریخی: دین اسلام با برخوردار از اسناد تاریخی مدّون و بی وقفه می‌باشد که این ویژگی باعث می شود که بتوان صحت استناد یک مطلب به صاحب آن دین را بررسی نموده در غیر این صورت راهی برای تشخیص صحیح بودن یا جعلی بودن مطلب یک دین باقی نمی‌ماند در حالی که تاریخ ادیان گذشته از جمله دین زرتشت کاملا مبهم و تاریک است.
ح) اصلاح جویی و مبارزه دائم با فساد: اصل امر به معروف و نهی از منکر در اسلام اصلی است که به تعبیر امام باقر ـ علیه السلام ـ پایه و استوانه سایر فرائض اسلامی است. این اصل، مسلمان را در حال یک انقلاب فکری مداوم و اصلاح جویی جاویدان و مبارزه پیگیر و نا آرام با فسادها و تباهی‌ها نگه می دارد: «شما به این دلیل با ارزش ترین جامعه ها هستید که امر به معروف و نهی از منکر می کنید».
ط) قداست شغل و حرفه: شغل و حرفه علاوه بر این که یک تکلیف است یک امر مقدّس و محبوب خداست و شبیه جهاد است «خداوند مؤمن صاحب حرفه را دوست می دارد». در حالی در آیین زرتشت این طور نیست بلکه جامعه دارای طبقات و بعضی شغل ها مقدس و بعضی دیگر رعیت و بیچاره می‌باشند.
ی) زندگی گرایی: اسلام یک دین زندگی گر است نه زندگی گریز، لهذا با «رهبانیت» به شدت مبارزه کرده است: «لا رهبانیه فی الاسلام».
ک) سماحت و سهولت: اسلام به تعبیر رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله) «شریعت سمحه و سهله» است در این شریعت به حکم این که «سهله» است، تکالیف دست و پاگیز و شاقّ و حرج آمیز وضع نشده است: خدا در دین تنگنایی قرار نداده است در حالی که احکامی که در کتاب اوستا بیان شده نه تنها غیر عقلایی است بلکه انجام دادن آنها بسیار ظالمانه و حرج آور است به طور مثال درباره زنی که بچه‌ای مرده به دنیا بیاورد چنین حکم شده که آن زن باید به نقطه ای دوردست برده شده و دور از آب و آتش نگهداری شود و تنها بعد از خوردن چندین جام «گمیز» (پیشاب گاو نر) آمیخته با خاکستر می تواند شیر بنوشد ولی باز حق نوشیدن آب را تا چندین روز ندارد.
ل) جامعیت: آیات متعددی بر جاودانگی و جهانی بودن قرآن دلالت دارند که از آنها می توان جامعیت و جاودانگی دین اسلام را ثابت نمود.
در آیات قرآن، مانند سوره اعراف / ۱۵۸، سوره انبیاء / ۱۰۷ خداوند اسلام را برای تمام بشریت هدیه کرده است نه برای یک گروه و یا منطقه‌ای خاصی. لازمه جهانی بودن دین خاتم آن است که متناسب با جوامع مترقی دیگری غیر از جامعه جزیره العرب که نیازهای بشری داشته و معارف در سطح بالاتری را می طلبید، سخنی داشته باشد تا مایه هدایت و راهنمای آنها نیز باشد و این امر شاهدی بر جامعیت دین اسلام است.

منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات حوزه. نویسنده حمید رفیعی