دلائل امامت امام علی (ع)

شبهه

آیا حدیثی از ایشان وجود دارد که بیان کند امیر مومنان از جانب خداوند به مقام جانشینی رسول خدا انتخاب شده است؟ در صورتی که جانشینی رسول خدا از جانب خدا انتخاب می شود چگونه و به چه مجوزی امام علی این امر را رها کردند و خلافت را به کس دیگر واگذار کردند

پاسخ شبهه

شبهه اول: «آیا حدیثی در باره امامت امام علی(ع) از جانب خداوند وجود دارد؟»

پیش از آن که به پاسخ این سوال بپردازم لازم است به این نکته اساسی اشاره نمایم و آن اینکه طبق نص قرآن کریم تمام فرمایشات پیامبر اکر(ص) وحی و مورد تأید خداوند تبارک و تعالی می ­باشد:« و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی؛[۱] و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى ‏گوید! آنچه مى‏ گوید چیزى جز وحى که بر او نازل شده نیست»

پس هر آنچه که پیامبر اسلام فرموده است وحی است و از طرف خداوند متعال می­ باشد.

با توجه به این نکته، احادیث زیادی در منابع شیعه و اهل سنت وجود دارد که می­ رساند، امام علی(ع) از جانب خداوند متعال به امامت برگزیده شده است. مانند حدیث یوم الدار، حدیث سفینه، حدیث منزلت، حدیث ثقلین، حدیث غدیر، و احادیث دیگری که ذیل برخی آیات مانند آیه ولایت آمده است، این­ها همه احادیثی است که پیام صریح آنها امامت امام علی(ع) است که در اینجا تنها به دو روایت یکی در أوائل بعثت و دوم در حجت الوداع یعنی آواخر عمر پیامبر (ص) اشاره می­ شود:

الف: حدیث «یوم الدار» که پیامبر صلى الله علیه و آله غذائى آماده کرد و بستگان نزدیکش را از قریش دعوت نمود و آنها را به اسلام فرا خواند و فرمود: نخستین کسى که دعوت او را براى دفاع از اسلام بپذیرد برادر، وصى و جانشین او خواهد بود، هیچ کس دعوت آن حضرت را نپذیرفت جز على بن أبی طالب علیه السلام که گفت من تو را یارى مى‏کنم و با تو بیعت مى ‏نمایم، و پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود تو برادر ، وصى من و جانشین منى‏. [۲]

در صحت سند این حدیث شخصیت ­های بزرگ و علمی اهل سنت تصریح نموده که به برخی اشاره می ­گردد:

متّقى هندى در کنزالعمال.[۳]؛ ۲- حافظ علی بن ابی بکر هیثمی در مجمع الزوائد.[۴]؛

حاکم نیشابوری در مستدرک علی الصحیحن؛[۵] بیهقی در کتاب السنن الکبری؛[۶]  احمد بن علی نسائی، در کتاب خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب؛[۷]  عبید الله بن احمد حسکانى در کتاب شواهد التنزیل لقواعد التفضیل؛[۸] اسماعیل بن کثیر دمشقی در کتاب تفسیرش[۹] ؛ محمد بن جریر طبری در کتاب تاریخ الأمم و الملوک.[۱۰]

این حدیث شریف که آغاز بعثت بیان شده است به مسأله مهم امامت علی (ع) به طور روشن و واضح تصریح نموده که جای هیچ­ گونه توجیه و شرح را ندارد.

ب: حدیث دیگری که در اینجا لازم است اشاره شود، حدیث معروف و متواتر «غدیر» است که پیامبر (ص) در سال آخر عمر مبارکش در حج الوداع به دستور خداوند امام علی(ع) را در حضور ۱۱۰هزار نفر به عنوان امام و جانشین بعد از خویش به مردم معرفی نمودند، این حدیث در اکثر منابع درجه یک اهل سنت و شیعه آمده است و در سند آن کسی تردید ننموده است، علامه امینی رحمت الله علیه در آثر گرانسنگ «الغدیر» که آن را در ده مجلد در باره همین حدیث شریف نوشته است. از نگاه و سنت و دلالت بررسی نموده و به شبهات که از سوی مخالفین مطرح شده است پاسخ داده است.

در این به برخی منابع حدیث غدیر اشاره می­ شود:

سنن الترمذی، محمد بن عیسى بن سَوْره بن موسى بن الضحاک، الترمذی، أبو عیسى (المتوفى: ۲۷۹هـ)، شرکه مکتبه ومطبعه مصطفى البابی الحلبی – مصر، ج۵، ص ۶۳۳؛ صحیح ابن حبان بترتیب ابن بلبان، محمد بن حبان بن أحمد بن حبان بن معاذ بن مَعْبدَ، التمیمی، أبو حاتم، الدارمی، البُستی (المتوفى: ۳۵۴هـ)، مؤسسه الرساله -، ۱۵، ص ۳۷۴؛ المصنف فی الأحادیث والآثار، أبو بکر بن أبی شیبه، عبد الله بن محمد بن إبراهیم بن عثمان بن خواستی العبسی (المتوفى: ۲۳۵هـ)، مکتبه الرشد – الریاض، الأولى، ۱۴۰۹، ج ۶، ص ۳۶۵ ؛السنن الکبرى، أبو عبد الرحمن أحمد بن شعیب بن علی الخراسانی، النسائی (المتوفى: ۳۰۳هـ)، مؤسسه الرساله – بیروت، الأولى، ۱۴۲۱ هـ – ۲۰۰۱ م، ج ۷، ص ۳۰۸؛ مسند أبی یعلى، أبو یعلى أحمد بن علی بن المثُنى بن یحیى بن عیسى بن هلال التمیمی، الموصلی (المتوفى: ۳۰۷هـ)، حسین سلیم أسد، دار المأمون للتراث – دمشق، الأولى، ۱۴۰۴ – ۱۹۸۴، ج ۱، ص ۴۲۸٫

بنابر این پیامبر اکرم (ص) امامت امام علی(ع) را به طور روشن و شفاف هم در ابتدای رسالتش با مردم مطرح نمود و هم در پایان رسالتش در حجه الوداع به گونه واضح با مردم در میان گذاشت و همچنین در ۲۳سال دعوت بارها این مسأله را با بیان­ های گوناگون بازگو نمود.

شبهه دوم

چرا امام علی خلافت را به دیگران واگذار کرد؟

پاسخ

در پاسخ به این سوال لازم است که به این مسأله توجه گردد که امام علی(ع) در خطبه شقشقیه از واگذاری خلافت سخن نگفته است، بلکه ­فرموده است که از خلافت چشم پوشیدم، البته که فرق است بین واگذاری و چشم پوشی، در واگذاری یک نوع مشروعیت دادن و لو ضعیف به طرف مقابل است ولی در چشم پوشی چنین چیزی وجود ندارد،  کسی که از چیزی چشم پوشی می­ کنند، ممکن است مصلحت بالاتر در میان باشد که فعلاً به جهت در نظر گرفتن مصلحت مهمتر از آن دست بر می­ دارد. همین مصلحت سنجی را در کلام امام در همان خطبه می ­توان اتفاده نمود ، امام می­ فرماید:« هان! به خدا قسم ابوبکر پسر ابوقحافه جامه خلافت را پوشید در حالى که مى دانست جایگاه من در خلافت چون محور سنگ آسیا به آسیاست، سیل دانش از وجودم هم چون سیل سرازیر مى شود، و مرغ اندیشه به قلّه منزلتم نمى رسد. اما از خلافت چشم پوشیدم، و روى از آن برتافتم، و عمیقاً اندیشه کردم که با دست بریده و بدون یاور بجنگم، یا آن عرصه گاه ظلمت کور را تحمل نمایم، فضایى که پیران در آن فرسوده، و کم سالان پیر، و مؤمن تا دیدار حق دچار مشقت مى شود! دیدم خویشتن دارى در این امر عاقلانه تر است، پس صبر کردم در حالى که گویى در دیده ام خاشاک بود، و غصه راه گلویم را بسته بود! مى دیدم که میراثم به غارت مى رود.»[۱۱]

این متن به خوبی علت چشم پوشی امام (ع)از خلافت بیان می­ کند که نیاز به شرح و تفصیل ندارد.

لازم به یاد آوری است که آنچه امام علی(ع) از آن چشم پوشی نمود خلافت بود، نه امامت، خلافت شأن از شئون امامت است، آنچه در غدیر نصب شد و در سقیفه غصب گردید مربوط به جنبه و سمت مُلکی آن حضرت است نه سمت و جنبه ملکوتی، و چیزی که صبغه مُلکی داشته باشد قابل نصب و غصب است، ولی امامت ملکوتی آن حضرت که خلافت واقعی او و علم غیب اوست این‌ها سر جایش محفوظ بوده و این‌ها قابل نصب اعتباری یا غصب سقفی نیست. و قابل واگذاری و چشم پوشی هم نمی ­باشد.[۱۲]

پی نوشت ها:

[۱] . النجم، آیات، ۲و۳٫

[۲] . عبد الرحمن بن أبی بکر، جلال الدین السیوطی (المتوفى: ۹۱۱هـ) الدر المنثور، دار الفکر – بیروت، ج۶، ص ۳۲۸؛

. [۳] علاء الدین علی بن حسام الدین ابن قاضی خان القادری الشاذلی الهندی البرهانفوری ثم المدنی فالمکی الشهیر بالمتقی الهندی (المتوفى: ۹۷۵ه، کنزالعمال، مؤسسه الرساله، الطبعه الخامسه، ۱۴۰۱هـ/۱۹۸۱م

، ج۱۲، ص ۱۲۸

. [۴]. على بن ابى بکر الهیثمى، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۷، ص۱۱۹

. [۵]. حاکم نیشابوری، ابو عبدالله، مستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۳۰

. [۶]. بیهقی، حسین بن علی، السنن الکبری، ج۵، ص۱۲۶

. [۷]. نسائی، احمد بن علی، خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب، ص۸۶

. [۸]. حسکانى عبید الله بن احمد، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج ۱، ص۵۴۵

. [۹]. اسماعیل بن کثیر دمشقی، تفسیر ابن کثیر، ج۳، ص۳۶۳

. [۱۰]. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری: تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۶۴

[۱۱] نهج البلاغه، خطبه شقشقیه.

[۱۲] . عبد الله جوادی آملی، نسیم اندیشه دفتر سوم ، ص ۱۱۸٫

منبع: ضیائی