فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » مستشرقین »

دفاع توماس کارلایل از پیامبر اسلام(ص)+

اشاره:

دشمنان اگر به نظر حقیقت بنگرند خواند فهمید در نفس این مرد بزرگ افکارى فوق طمع و دنیوى و جاه و سلطنت بوده است. ۱  به رغم دشمنان هرگز پیامبر مرد شهوت پرست نبوده از روى ستم و عناد او را متهم به شهوت رانى نموده اند چقدر ستم و بى انصافى است که شخصى مانند پیامبر را به شهوت رانى متهم کنیم یا اینکه بگوئیم جز شهوت و لذت نفسى خود همتى نداشت. میانه پیامبر و شهوت و لذت پرستى چقدر فاصله بود.۲

جنجالى که برخى از نصارى اخیرا بر پا کرده اند که پیامبر اسلام چرا نه زن داشت؟ البته روى کیل و غرض رانى بوده و گرنه قضیه آفتابى و پیش منصف محتاج به بیان نمى باشد، زیرا که پیامبر اکرم در ریحان شباب و عنفوان جوانى ( ۲۵ سالگى ) که موقع بروز شهوت انسانى است به یک زن بیوه، چهل ساله قناعت و اکتفا کرده تا فوت خدیجه کبرى ( سه سال به هجرت مانده ) زن دیگرى را نگرفت در صورتى که آن اوقات (دوره جاهلیت) گرفتن ده زن نیز بین عرب شایع و متداول بود و نیز در عین حال که تازیان در آن هنگام دختران را وقعى نگذاشته و آنها را زنده به گور مى کردند. و فرزند نرینه از خدیجه بخردى در گذشته و دیرى نمى زیست ، آن حضرت به همین منظور نیز زن دیگرى را علامه نکرد و به همان زن بیوه و سالخورده بسنده کرده واو را بغایت دوست داشته و بسى نوازش مى کرد حتى روزى عایشه از او سؤال کرد که او یا من ؟ فرمود: او اول زنى بود که به من ایمان آورد محترمه بود وعالمه پرهیزکار بود و با تقوا ، بارى مسئله تعدد زوجات بعد از فوت خدیجه بود که پیامبر در آن زمان بین پنجاه و شصت بود کسیکه مردم او را به جلوست و عفت نسبت مى دادند و محمد امینش مى خواندند کسى که در بیست و پنج سالگى زن چهل ساله را مى گیرد و تا سن پنجاه سالگى به یک زن سالخورده بسنده مى کند چگونه میشود به او نسبت شهوت رانى داد.۳

و نیز آن بار سنگین نبوت و سیاست در تربیت مردم و تهیه وسائل مدنیت و تحمل آن اذیت ها و زنج ها و تصدى آن همه جنگلها و مدافعه ها چگونه همتى از براى شهوت مى گذارد. اگر قصه درست مى بود بایستى آن وقت که جوان و بیکار وآسوده فکر بود زنهاى متعدد داشته باشد ( با توجه به وضعیت آن زمان که امرى راحت و از راه مشروع و نامشرع هر دو موجود بود) نه در هنگام پیرى و تراکم روشن مى باشد که تعدد زوجات چنانچه از تعمق و تمحیص تاریخى مى باشد. پس از بیانات گذشته بر شخص با انصاف و خبیر راجع به تقویت و پیشرفت دین مقدس اسلام مى بوده ند بر روى عیش و شهوترانى.۴

گر چه قرآن مشتمل بر آیات بلیغه توحید و تمجید مقام ارجمند خداوندیست ولیکن یگانه چیزیکه در راى من سزاوار تقدیس و تقدیر ومورد اعجاب است همانا شعاع نظرهاى نافذ محمد(ص) اسبت به اسرار امور ، که در میان آیات قرآنى ساطع و نمایان و تاثیر عمیقى در آیینه دلهاى بى رنگ دارد. و این بزرگترین مزیتیست که حقا باعث تقدیس واعجاب است واگر بدیده عقل بنگریم این معنى موهبت و فضل خداوندیست که بمحمد (ص) از طرف خداوند حکیم اعطاء گردیده.۵

خوشا بحمد (ص) با لباس خشن و طعام خشن سعى در اصلاح عالم و تبلیغ توحید خداوند حق نموده روز و شب در رنج و تعب کوشش درنشر عدل و فضائل اخلاق میکرد وابدا مانند اشخاص ضعیف النفس در تحمل شدائد و رنجها طمع و میل بشهرت اسم یا نیل بسلطنت نداشت و هرگز نمیخواست هیچ قسم سیطره در عالم داشته باشد بلکه نشر دین توحید و عدل را در عالم ، وظیفه روحى و انسانى خود میشمرد.۶

پی نوشت:

۱- زندگى محمد : ۳۴

۲- زندگانى محمد : ۶۵

۳- همان مصدر : ۱۱۴

۴- زندگانى محمد :۱۱۵

۵- همان مصدر : ۵۷

۶- همان مصدر : ۶۶