آثار و برکات تربت پاک سید الشهداء(ع)

سخنى پیرامون تربت سیدالشهدا (علیه السلام)

سجده بر خاک تو شایسته بود وقت نماز

اى که از خون جبینت به جبین آب وضوست

فضیلت و آثار و برکاتى که براى تربت حسینى است ، براى هیچ تربتى و قطعه اى از قطعات زمین نیست . خاک کربلا قطعه اى از بهشت است که خداوند قادر متعال به واسطه قدردانى از یک فداکار در راه دین که تمام هستى خود را فدا کرده ، در آن خاک، برکت و فضیلت و شفا قرار داده است .

کربلایش قطعه اى از جنت است

باب نور و باب لطف و رحمت است

اما در اینکه چرا تنها این خاک داراى چنین ویژگی ها و آثار و برکات است؟باید گفت : هر چیزى که در این عالم ، شرافت ظاهرى و یا معنوى پیدا مى کند، یا به خاطر انتساب آن به خداوند سبحان و شرافت ذاتى است، و یا به خاطر وقوع امر خارق العاده و مهمى است که به آن شرافت و برکت داده است .

در تربت کربلاى سیدالشهدا (علیه السلام) هر دو امر محقق شده است ، زیرا خاک کربلا بنا بر روایاتى ، هم شرافت ذاتى و خدا دادى ، و هم امر عظیم و واقعه اى مهم در آنجا واقع گردیده که آن شهادت حسین بن على (علیه السلام) و یاران وفادارش مى باشد ، لذا داراى فضیلت و آثارى خاص است .

آمده است که چون بر قبر امام حسین (علیه السلام) آب بستند، پس از چهل روز آب فرو نشست و اثر قبر محو گردید، یکى از اعراب بنى اسد آمد و از خاک قبضه قبضه برداشت و بویید تا بر قبر حسین رسید، و چون او را مى بوسید گریه مى کرد و مى گفت : پدر و مادرم به فدایت ، چه اندازه خوشبویى که قبر و تربت تو چنین خوشبو است ، سپس شروع کرد به سرودن :

خواهند نهان سازند قبرش ز حبیبش

خوشبویى خاک قبر گردیده دلیلش

آرى خاک مزار حسین (علیه السلام) سرمه چشم عاشقان و شیفتگانش بوده و ایشان را مجنون وار به سوى خود مى کشاند.

از آنجایى که هدف این کتاب بر شمردن آثار و برکات سیدالشهدا (علیه السلام) است ، از تفصیل در مطلب پرهیز کرده و علاقه مندان به این مقوله را به کتابهاى مربوط ارجاع مى دهد .

و اما آثار و برکاتى که مى توان براى تربت پاک حسینى برشمرد عبارتنداز:

۱- تأثیر تماس اعضاى بدن با تربت

یکى از آثار و برکات تربت سیدالشهدا (علیه السلام) این است که متبرک نمودن بدن و صورت با آن تربت شریف تأثیر معنوى زیادى بر انسان خواهد گذاشت ، از این رو از بعضى بزرگان دین و امامان معصوم نقل شده که بعد از نماز ، بدن و صورت خویش را با مهر کربلا متبرک مى کنند. و نیز دستور داده اند که قبل از خوردن تربت جهت شفا گرفتن، آن را بوسیده و با اعضاى بدن تماس داده شود.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

 «خداوند متعال تربت جدم حسین (علیه السلام) را شفاى هر درد، و ایمنى از هر خوفى قرار داده است؛ پس هرگاه یکى از شما خواست از آن خاک تناول کند، ببوسد و آن را به چشم گذارد و بر سایر اعضاى بدنش تماس دهد…» ۷۴

۲- سجده بر تربت

یکى دیگر از برکات و آثار خاک مزار امام حسین (علیه السلام) این است که سجده بر آن تربت پاک حجاب هاى ظلمانى را کنار زده و در توجه حق تعالى به نمازگزار مؤثر است . امام صادق (علیه السلام) در این باره مى فرماید: «همانا سجود بر تربت حسین (علیه السلام) حجاب هاى هفت گانه را پاره مى کند». ۷۵

لازم به ذکر است که مراد از «حجاب» در کتاب و سنت ، همان حجاب هایى است که بین بنده و خالق حایل شده و او را از شهود خداوند محجوب مى سازد که در مرحله اول، حجاب هاى ظلمانى و در مرحله دوم ، حجاب هاى نورانى بر طرف مى شود اما مراد از حجاب هاى هفتگانه ، ظاهراً حجاب هاى ظلمانى است . سجده بر تربت حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) این خاصیت را دارد که در صورت معرفت به حق حضرت و ولایت او، حجاب ها را دریده و راه گشاى وصول به کمالات انسانى باشد.

سجده بر خاک سرکوى تو آرند خلایق

جان فداى تو که هم قبله و هم قبله نمایى

و اما در خصوص اینکه در میان شیعه معمول است از خاک مقدس کربلا یعنى تربت کنار قبر سیدالشهدا (علیه السلام) خاک برداشته و با آن مهر درست کرده و غالباً در نماز، به آن سجده مى کنند بدین خاطر است که از خاک زمین بوده و به تمامى خاکها مى توان سجده کرد، و از طرفى خاک کربلا به لحاظ شهادت امام حسین (علیه السلام) و یاران باوفایش شرافت پیدا کرده است ، به طورى که اهل بیت (علیهم السلام) نیز به ما فرموده اند در هر نمازى که سجده بر تربت کربلا باشد خداوند آن نماز را به خاطر آن حضرت قبول مى کند.چنانکه حضرت صادق (علیه السلام) از خاک کربلا درون کیسه اى ریخته و در سجاده همراه داشت، در هنگام نماز آن کیسه را باز مى کرد و بر آن سجده مى نمود.

۳- شفا یافتن

از جمله آثار و برکات قطعى تربت پاک سیدالشهدا (علیه السلام) شفا بودن آن براى دردهاو آلام انسان است . روایاتى که دلالت بر این امر دارند به سه دسته تقسیم مى شوند:

دسته اول : روایاتى است که شفا بودن را براى تربتى که از خود قبر شریف برداشته شود مخصوص کرده است ، چنانکه امام صادق (علیه السلام) فرمود: «به درستى که نزد سر حسین (علیه السلام) تربت سرخى است که شفاى هر دردى غیر از مرگ مى باشد» . ۷۶

دسته دوم : روایاتى است که با تعبیرات مختلف توسعه اى از بیست ذراع تا پنج فرسخ و یا ده میل را براى آن قائل است . چنانکه امام صادق (علیه السلام) فرمود: «حریم مزار حسین (علیه السلام) پنج فرسخ از چهار جانب قبر است ». ۷۷

دسته سوم : روایاتى است که به طور مطلق جنبه شفا بودن تربت را مطرح نموده اند . چنانکه امام صادق (علیه السلام) فرمود: «خاک مزار امام حسین (علیه السلام) براى هر دردى شفاست». ۷۸

تا شفا بخشد روان و جسم هر بیمار را

در حریم وصل خود خاک شفا دارد حسین

و نیز امام رضا (علیه السلام) فرمود: «خوردن گل، مانند خوردن مردار و خون و گوشت خوک، حرام است مگر گل مزار حسین (علیه السلام) ، بدرستى که در آن شفاى هر درد و امنیت از هر ترسى است». ۷۹

حکایت: عالم زاهد پرهیزگار حجهالاسلام و المسلمین مرحوم آقاى حاج شیخ محمد حسن عالم نجف آبادى قدس سره نقل فرمودند: «من در زمان مرجعیت مرحوم آیه الله آخوندى خراسانى (ره) که در نجف اشرف مشغول تحصیل بودم مریض شدم و این بیمارى مدتى طول کشید و پرستارى مرا بعضى از طلاب در همان حجره مدرسه بر عهده داشتند . پس از چندى بیمارى من به قدرى شدید شد که اطبا از شفا یافتنم مأیوس شدند و دیگر براى معالجه ام نیامدند، و من در حال تب شدید گاهى بیهوش مى شدم و گاهى به هوش مى آمدم.

یکى از رفقا که مرا پرستارى مى کرد شنیده بود که عالم زاهد مرحوم آیه الله آقاى حاج على محمد نجف آبادى قدس سره مقدارى از تربت اصلى حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) را دارد. او به منزل معظم له رفته و از وى خواسته بود که قدرى از آن تربت را بدهد که به من بخورانند تا شفا یابم. ایشان فرموده بود : من به قدر یک عدس تربت دارم و آن را گذاشته ام که بعد از مرگم در کفنم بگذارند . آن آقا ناراحت شده و گفته بود : حالا که ما از همه جا مأیوس شده و به شما پناه آورده ایم شما هم از دادن تربت خوددارى مى کنید؟ این بیمار در حال احتضار است و مى میرد.

مرحوم آیه الله آقاى حاج على محمد، دلش به حال بیمار سوخته و قدرى از آن تربت که از جان خودش عزیزترش مى داشت به آن شخص داده بود . تربت را با آب مخصوصى که وارد شده در آب حل کرده و به حلق من ریخته بودند . من که در حال بیهوشى به سر مى بردم ، ناگهان چشمان خود را باز کرده و دیدم رفقا اطراف بسترم نشسته اند ، خوب دقیق شدم و آنان را شناختم و قصه تربت را که به حلقم ریخته بودند برایم شرح دادند.

کم کم در خود احساس نیرو و نشاط کردم و حرکتى به خود داده نشستم ، دیدم نشاط بیشترى دارم برخاستم و ایستادم ، و چون یقین کردم که به برکت ترتبت مقدس امام حسین (علیه السلام) شفا یافتم حال خوشى پیدا کردم و به رفقا گفتم : از شما خواهش مى کنم که از حجره بیرون بروید، چون مى خواهم زیارت عاشورا را بخوانم رفقا از حجره بیرون رفتند و من درب حجره را بستم و بدون احساس ضعف با آن حال خوشى که قابل و صف کردن نیست مشغول خواندن زیارت حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) شدم ». ۸۰

آرى ، شفاى بیماران به وسیله تربت آن حضرت یکى از برکاتى است که خداوند متعال در عوض شهادت امام حسین (علیه السلام) به وى عطا فرموده است .

تربتت راز شفاى همه درد است حسین

تن و جان را نبود مثل تو آگاه طبیب

۴- تأثیر کام برداشتن اطفال با تربت

کام برداشتن اطفال با تربت امام حسین (علیه السلام) موجب ایمنى کودک مى شود چنانکه امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«کام فرزندانتان را با تربت حسین (علیه السلام) باز کنید که آن امان است ». ۸۱

۵- تأثیر تربت حسین ، همراه جنازه

صاحب کتاب «مدارک الاحکام» مى نویسد: در زمان حضرت صادق (علیه السلام) زن زاینه اى بود، بچه هایى که از زنا بدنیا مى آورد در تنور مى انداخت و مى سوزانید. وقتى که مرد، پس از غسل و کفن او را به خاک سپردند ، اما زمین جنازه اش را بیرون انداخت .جاى دیگر او را دفن کردند باز زمین او را نپذیرفت تا سه مرتبه ، آنگاه مادرش به امام صادق (علیه السلام) متمسک شد: اى پسر پیغمبر به فریادم برس.

فرمود: کارش چه بود ؟

 عرض کردند زنا و سوزاندن بچه هاى حرامزاده . فرمود: هیچ مخلوقى حق ندارد مخلوقى را بسوزاند، سوزاندن به آتش مخصوص خالق است عرض کرد حالا چه کنم؟ فرمود:

 مقدارى از تربت حسین (علیه السلام) با او در قبر بگذارید . تربت حسین (علیه السلام) امان است . همراهش گذاشتند زمین او را پذیرفت.

در توقیع مبارک حضرت حجه بن الحسن (عج) نیز اذن داده شده است . یکى از شیعیان به حضرت (در زمان غیبت صغرى توسط نایب خاص حضرت مى نویسد:

آیا جایز است ما تربت حسین (علیه السلام) را با میت در قبر بگذاریم ، یا با تربت حسین روى کفن بنویسیم؟

حضرت در پاسخ مرقوم مى فرمایند: هر دو کار پسندیده است . البته باید رعایت احترام تربت بشود . مهر یا تربت، مقابل یا زیر صورت میت باشد ، بلکه به برکت خاک قبر حسین (علیه السلام) قبر میت محل امنى از هر بلا و آفت و عذابى گردد. ۸۲

۶- تسبیح تربت

از حضرت صاحب الزمان (عج) روایت شده که فرمود: «هر کس تسبیح تربت امام حسین (علیه السلام) را در دست گیرد و ذکر را فراموش کند، ثواب ذکر براى او نوشته مى شود». ۸۳

و امام صادق فرمود: «یک ذکر یا استغفار که با تسبیح تربت حسین (علیه السلام) گفته شود برابر است با هفتاد ذکر که با چیز دیگر گفته شود». ۸۴

پى نوشتها:

۷۴ وسائل الشیعه , شیخ حر عاملى , ج ۴ ص ۱۰۳۳

۷۵ کافى , مرحوم کلینى , ج ۴ ص ۵۸۸

۷۶ کامل الزیارات , ابن قولویه , ص ۲۷۲

۷۷ مکارم الاخلاق , طبرسى , ج ۱ ص ۳۶۰

۷۸ کافى , مرحوم کلینى , ج ۱ ص ۳۶۰

۷۹ تهذیب الاحکام , شیخ طوسى , ج ۶ ص ۷۴

۸۰ نقل از کتاب <سید الشهدا> آیت الله شهید دستغیب , ص ۱۶۶

۸۱ وسائل الشیعه , شیخ حر عاملى , ج ۴ ص ۱۰۳۳

۸۲ وسائل الشیعه , شیخ حر عاملى , ج ۴ ص ۱۰۳۳

۸۳ بحارالانوار , علامه مجلسى , ج ۴۴ ص ۲۸۰

۸۴ نقل از کتاب <درسى که حسین (ع ) به ما آموخت؛ شهید هاشمى نژاد, ص ۴۵۱

منبع: علیرضا رجالى تهرانى؛آثار و برکات سید الشهدا

تلخ شدن گوشت و دیده شدن آتش در شتر غنیمت گرفته شده از امام

 

عَنْ جَمِیلِ بْنِ مُرَّهَ قَالَ أَصَابُوا إِبِلًا فِی عَسْکَرِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) یَوْمَ قُتِلَ فَنَحَرُوهَا وَ طَبَخُوهَا قَالَ فَصَارَتْ مِثْلَ الْعَلْقَمِ فَمَا اسْتَطَاعُوا أَنْ یُسِیغُوا مِنْهَا شَیْئا .[۱]

جمیل بن مره گوید : شترى از لشکرگاه حسین بن علی را در روز شهادت او غارت گرفتند ، و سپس او را نحر کرده و طبخ نمودند ، راوى گوید : گوشت او آن چنان تلخ شد که آنان نتوانستند از آن گوشت استفاده کنند .

وقال محمد بن عبد الله الحضرمی : حدثنا أحمد بن یحیى الصوفی ، قال : حدثنا أبو غسان ، قال : حدثنا ، أبو نمیر عم الحسن ابن شعیب ، عن أبی حمید الطحان ، قال : کنت فی خزاعه فجاؤوا بشئ من ترکه الحسین فقیل لهم : ننحر أو نبیع فنقسم ؟ قالوا : انحروا ، قال : فجعل على جفنه فلما وضعت فارت نارا .[۲]

از حمید طحان روایت شده است که در قبیله خزاعه بودم، از جمله چیزهائى که از امام حسین علیه السلام چپاول شده بود و به آن قبیله آورده بودند، یک شتر بود. مردم آن قبیله گفتند : این شتر را نحر کنیم و یا معامله نمائیم ؟ کسى که شتر را آورده بود گفت : مى‏خواهم آن را نحر کنید .

حمیدگفت : سپر را براى نحر کردن آن حیوان آماده ساختم ، همین که شتر را خوابانیده و سپر را به زمین گذاشتم و آماده کشتن آن بودیم، ناگهان آتشى از آن سپر مانند آب فوران کرد !

( وقال ) ابن معین حدثنا جریر ثنا زَیْدِ بْنِ أَبِی الزِّنَادِ قَالَ قُتِلَ الْحُسَیْنُ وَ لِی أَرْبَعَ عَشْرَهَ سَنَهً وَ صَارَ الْوَرْسُ رَمَاداً الَّذِی کَانَ فِی عَسْکَرِهِمْ وَ احْمَرَّتْ آفَاقُ السَّمَاءِ وَ نَحَرُوا نَاقَهً فِی عَسْکَرِهِمْ فَکَانُوا یَرَوْنَ فِی لَحْمِهَا النِّیرَان‏ .[۳]

ابن معین از جریر از یزید بن زیاد روایت مى‏کند که او گفت : سالى که امام حسین علیه السلام به شهادت نائل آمد ، من چهارده سال داشتم ( و همان روزها شنیدم که آثارى در پى شهادت آن حضرت در لشکر مخالفان ظاهر گردیده ، از جمله آن که) گیاهان ورس در لشکرگاه آنها خاکستر شد ، و آسمان سرخ‏گون گردید ، و در لشکرگاه شترى را نحر کردند ولى مثل این بود که آتش در آن نهاده بودند !

پی نوشتها

[۱] . تهذیب التهذیب ، ابن حجر ، ج ۲ ، ص ۳۰۶ و تهذیب الکمال ، المزی ، ج ۶ ، ص ۴۳۵ – ۴۳۶ و تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج ۵ ، ص ۱۶ و تاریخ مدینه دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۳۱ .

[۲] . تهذیب الکمال ، المزی ، ج ۶ ، ص ۴۳۵ و تاریخ مدینه دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۳۱ .

[۳] . تهذیب التهذیب ، ابن حجر ، ج ۲ ، ص ۳۰۵ و تهذیب الکمال ، المزی ، ج ۶ ، ص ۴۳۴ – ۴۳۵ و سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج ۳ ، ص ۳۱۳ و تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج ۵ ، ص ۱۵ و تاریخ مدینه دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۳۰

خاکستر شدن گیاه ورس (اسپرک) در روز شهادت امام حسین(ع)%

( وقال ) ابن معین حدثنا جریر ثنا یزید بن أبی زیاد قال قتل الحسین ولی أربع عشره سنه وصار الورس الذی فی عسکرهم رمادا.[۱]

یزید بن ابی زیاد می گوید : من چهارده ساله بودم که حسین بن علی به شهادت رسید گیاه ورس در بین لشکر به خاکستر تبدیل شد .

( وقال ) الحمیدی عن أبن عیینه عن جدته أم أبیه قالت لقد رأیت الورس عاد رمادا ولقد رأیت اللحم کأن فیه النار حین قتل الحسین.[۲]

ابن عیینه از مادر بزرگ پدری اش نقل می کند که گفت : هنگام شهادت حسین گیاه ورس را دیدم که تبدیل به خاکستر شد و در گوشتها آتش می دیدم .

وقال محمد بن المنذر البغدادی ، عن سفیان بن عیینه : حدثتنی جدتی أم عیینه : أن حمالا کان یحمل ورسا فهوى قتل الحسین ، فصار ورسه رمادا.[۳]

ام عیینه می گوید : شخصی در حال حمل گیاه ورس بود به ذهنش افتاد که برای جنگ باحسین او هم شرکت کند که ناگهان گیاه تبدیل به خاکستر شد .

أخبرنا أبو محمد السلمی أنا أبو بکر الخطیب وأخبرنا أبو القاسم بن السمرقندی أنا أبو بکر قالا أنا أبو الحسین أنا عبد الله نا یعقوب نا أبو نعیم نا عقبه بن أبی حفصه السلولی عن أبیه قال إن کان الورس من ورس الحسین یقال به هکذا فیصیر رمادا.[۴]

ورس : همان اسپرک است که گیاهى است شبیه به کنجد با برگ هاى سبز رنگ که از رنگ آن براى رنگ کردن لباس ها استفاده مى‏شود و در یمن زیاد مى‏روید و لباس ورسى ، لباس سرخ رنگ را گویند .

پی نوشتها

[۱] . تهذیب التهذیب ، ابن حجر ، ج ۲ ، ص ۳۰۵ و تهذیب الکمال ، المزی ، ج ۶ ، ص ۴۳۴ – ۴۳۵ و سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج ۳ ، ص ۳۱۳ و تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج ۵ ، ص ۱۵ و تاریخ مدینه دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۳۰ .

[۲] . تهذیب التهذیب ، ابن حجر ، ج ۲ ، ص ۳۰۵ و تهذیب الکمال ، المزی ، ج ۶ ، ص ۴۳۵ و سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج ۳ ، ص ۳۱۳ و تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج ۵ ، ص ۱۶ .

[۳] . تهذیب الکمال ، المزی ، ج ۶ ، ص ۴۳۵ و تاریخ مدینه دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۳۱ .

[۴] . تاریخ مدینه دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۳۰ – ۲۳۱ .

فضيلت زمين كربلا و حائر حسينى

روايات فراوانى در ارتباط با شرافت و فضيلت زمين كربلا و حائر حسينى وارد شده كه به بعضى از آنها اشاره مى شود:

1ـ اميرمؤمنان(عليه السلام) از زمين كربلا به همراه جمعى از اصحابش گذشتند، وقتى به آن جا رسيدند اشك از چشمان حضرت جارى شد و فرمود: اين جاست جايگاه اقامت سوارانشان و اينجاست محلّ انداختن بارهايشان و اين جاست كه خونشان ريخته مى شود، خوشا به حال تو اى تربتى كه خون ياران حق روى تو ريخته مى شود (هذا مُناخُ رُكّابِهِمْ، وَ هذا مَلْقى رِحالِهِمْ، وَ هُنا تُهْرَقُ دِماءُهُمْ، طُوبى لَكَ مِنْ تُرْبَة عَلَيْكَ تُهْرَقُ دِماءُ الاَْحِبَّةِ).(1)

2ـ در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: جايگاه قبر حسين بن على(عليهما السلام) از روزى كه آن حضرت در آن دفن شد، باغ پرارزشى از باغ هاى بهشت است.(2)

3ـ ابوهاشم جعفرى مى گويد: امام هادى(عليه السلام) در ايّام بيماريش مى فرمود: كسى را به سوى «حائر» (حائر حسينى براى طلب شفاى من) بفرستيد. عرض كردم: فدايت شوم اجازه مى فرماييد كه من بروم؟ فرمود: برو امّا با رعايت تقيّه… عزم بر حركت گرفتم ولى قبل از حركت، جريان را براى علىّ بن بلال ذكر كردم، او با تعجّب گفت: حضرت هادى(عليه السلام) خودش حائر است او را با «حائر» چه كار؟! خدمت حضرت رسيدم سؤال علىّ بن بلال را براى او نقل كردم، فرمود: آيا رسول الله خانه خدا را طواف نمى كرد و حجرالاسود را نمى بوسيد با آن كه حرمت رسول گرامى(صلى الله عليه وآله) وحرمت مؤمن از حرمت خانه خدا بيشتر است؟ بدان كه اين مكان ها مكان هايى هستند كه خداوند دوست دارد ياد او در آنها زنده شود، من هم دوست دارم براى شفاى من در مكان هايى دعا شود كه خدا دوست دارد و حائر حسينى يكى از آن مكانهاست.(3)

محلّ حائر حسينى:

بحثى كه در اين جا مطرح است اين است كه چه مقدار از اطراف قبر مطهّر امام حسين(عليه السلام) «حائر» محسوب مى شود و آن مكانى كه آن همه روايات در فضيلت آن و استجابت دعا در آن، در فصل فضيلت زيارت ذكر شد، كدام است و چه مقدار مساحت دارد؟

مرحوم «علاّمه مجلسى» اقوال متعدّدى را از علما در اين رابطه نقل كرده است و آنچه در نظر شريف خود ايشان تقويت دارد اين است كه مراد از «حائر»(4) آن مقدار از مساحتى است كه ديوارهاى صحن، آن را احاطه كرده است در نتيجه خود صحن از جميع اطراف و ساختمان هايى كه به قبّه شريفه متّصل است و همچنين مسجدى كه در پشت آن قبّه قرار دارد جزء حائر محسوب مى شود. و آنچه مشهور ميان اهالى كربلاست و از گذشتگان، به آنها به ارث رسيده و همچنين ظاهر كلمات اكثر اصحاب، همين است.(5)

مرحوم «صاحب جواهر» نيز در تفسير حائر همين معنا را انتخاب كرده است(6) هر چند احتياط آن است كه صحن مطهر را جزء حائر ندانند و به حرم مطهّر و رواق ها و مسجد بالاسر قناعت كنند، به خصوص اين كه در گذشته حرم تا اين حد توسعه نداشت.

از خداوند بزرگ توفيق بهره ورى همه عاشقان مكتب آن حضرت را از فيوضات عظيم اين اماكن مقدّسه مسألت داريم.

1. كامل الزيارات، باب 88، صفحه 270، حديث 11.
2.
كامل الزيارات، باب 89، صفحه 271، حديث 1.
3.
همان مدرك، باب 90، حديث 1 و بحارالانوار، جلد 98، صفحه 112 .
4. «
حائر» در لغت (از حَيَرَ است نه از حَوَرَ) به مكانى گفته مى شود كه آب در آن جا جمع شود و دَوَران پيدا كند (صحاح اللغة و مصباح المنير) در هر حال: گويا از زمانى كه متوكّل عبّاسى ـ لعنة الله عليه ـ قبر آن حضرت را به آب بست، ولى آب در اطراف قبر، دور زد و به خود قبر نرسيد، به اين محوّطه حائر گفته شد. (بحارالانوار، جلد 98، صفحه 117).
5.
بحارالانوار، جلد 98، صفحه 117.

 6.جواهرالكلام، جلد 14، صفحه 339.