فضیلت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) از نگاه امام خمینی.

اشاره:

حضرت امام خمینی (ره) درباره بالاترین فضیلت حضرت زهرا(س) فرمود: فاطمه سلام الله علیها پس از پدرش ۷۵ روز زنده بودند و حزن و شدت بر ایشان غلبه داشت ، جبرئیل خدمت ایشان می‏آمد و به ایشان تعزیت عرض می‏کرد و مسائلی از آینده را نقل می‏کرد. من راجع به حضرت صدیقه- سلام اللَّه علیها- خودم را قاصر می‏دانم که ذکری بکنم، فقط اکتفا می‏کنم به یک روایت که در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده و آن روایت این است که حضرت صادق- سلام اللَّه علیه- می‏فرماید: فاطمه سلام اللَّه علیها بعد از پدرش ۷۵ روز زنده بودند در این دنیا، و حزن و شدت بر ایشان غلبه داشت و جبرئیل امین می‏آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض می‏کرد و مسائلی از آینده نقل می‏کرد.

ظاهر روایت این است که در این ۷۵ روز مراوده‏ای بوده است، یعنی رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیای عظام‏ درباره کسی این طور وارد شده باشد که در ظرف ۷۵ روز جبرئیل امین رفت و آمد داشته است و مسائل را در آتیه‏ای که واقع می‏شده، ذکر کرده باشد و آنچه که به ذریه او می‏رسیده است در آتیه، ذکر کرده است و حضرت امیر هم آنها را نوشته است، کاتب وحی بوده است حضرت امیر، همان طوری که کاتب وحی رسول خدا (ص) بوده است- و البته آن وحی به معنای آوردن احکام، تمام شد به رفتن رسول اکرم- کاتب وحی حضرت صدیقه در این ۷۵ روز بوده است.

مسئله آمدن جبرئیل برای کسی یک مسئله ساده نیست. خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی می‏آید و امکان دارد بیاید. این یک تناسب لازم است بین روح آن کسی که جبرئیل می‏خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است، …. تا تناسب بین روح این کسی که جبرئیل می‏آید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است نباشد، امکان ندارد این معنا و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیای درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسی و عیسی و ابراهیم و امثال اینها، بین همه نبوده است، بعد از این هم بین کسی دیگر نشده است.

حتی درباره ائمه هم من ندیده‏ام که وارد شده باشد این طور که جبرئیل بر آنها نازل شده باشد، فقط این است که برای حضرت زهرا- سلام اللَّه علیها- ست که آنکه من دیده‏ام که جبرئیل به طور مکرر در این ۷۵ روز وارد می‏شده و مسائل آتیه‏ای که بر ذریه او می‏گذشته است، آن مسائل را می‏گفته است و حضرت امیر هم ثبت می‏کرده است و شاید یکی از مسائلی که گفته است، راجع به مسائلی است که در عهد ذریه بلند پایه او حضرت صاحب- سلام اللَّه علیه- است، برای او ذکر کرده است که مسائل ایران جزو آن مسائل باشد، ما نمی‏دانیم، ممکن است.

در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی که برای حضرت زهرا ذکر کرده‏اند- با اینکه آنها هم فضایل بزرگی است- این فضیلت را من بالاتر از همه می‏دانم که برای غیر انبیا- علیهم السلام- آن هم نه همه انبیا، برای طبقه بالای انبیا- علیهم السلام- و بعض از اولیایی که در رتبه آنها هست، برای کسی دیگر حاصل نشده و با این تعبیری که مراوده داشته است جبرئیل در این هفتاد و چند روز، برای هیچ کس تا کنون واقع نشده و این از فضایلی است که از مختصات حضرت صدیقه- سلام اللَّه علیها- است.

* از بیانات امام خمینی در جمع بانوان جامعه الزهراء در یازدهم اسفند

فاطمه الزهراء بهجه قلب المصطفی (کتاب).

اشاره:

فاطِمَهُ الزّهْراء بَهْجَهُ قَلْبِ المُصْطَفی(صلی الله علیه و آله) کتابی به زبان عربی، درباره زندگی و فضائل حضرت زهرا(سلام الله علیها) تألیف احمد رحمانی همدانی. این کتاب با نام «فاطمه زهرا (سلام الله علیها) شادمانی دل پیامبر (صلی الله علیه و آله)» به فارسی ترجمه و منتشر شده است. احمد رحمانی همدانی متولد ۱۳۱۸ق در همدان و از شاگردان آخوند ملاعلی معصومی همدانی است. وی کتاب‌هایی هم درباره زندگانی امیرمؤمنان(ع) و امام حسن مجتبی (ع) دارد.

محتوای کتاب

این کتاب در ابتدا سخنان پژوهشگران مختلف درباره حضرت زهرا (سلام الله علیها) را نقل کرده و سپس سیر تاریخی زندگی، فضایل و مناقب او را بیان کرده است. در ادامه، مقام حضرت زهرا (سلام الله علیها) در نظر ائمه آمده و در فصل نخست، مقام او نزد مورخان، محدثان و نویسندگان قدیم و جدید ذکر شده است.

فصول بعدی تا فصل یازدهم با دسته‌بندی‌های مختلف به مناقب و فضائل وی پرداخته است. فصل دوازده تا هفده، درباره مادرش خدیجه، چگونگی ولادت، نام‌ها و القاب حضرت زهراست.

در فصل‌های بعدی، سخنان و آثار حضرت زهرا، دفاع از ولایت، خطبه فدکیه و مباحث مربوط به آن، ازدواج و خانواده و فرزندان، مصائب او و مباحث مربوط به شهادت، بیان شده است. فصل آخر کتاب به کتابشناسی اجمالی حضرت زهرا (سلام الله علیها) اختصاص دارد و به نام بیش از ۲۶۰ کتاب در این زمینه اشاره شده است.[۱]

بخشی از مطالب کتاب، نقل احادیثی است که در ابتدای آن‌ها قسم یاد شده و فضیلتی از فضایل حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بیان شده است.

فهرست مطالب

فصل اوّل: شخصیت حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کلمات پژوهشگران

فصل دوّم: فضایل مشترک حضرت زهرا (سلام الله علیها) با چهار معصوم دیگر در قرآن

فصل سوم: فضایل مشترک حضرت زهرا (سلام الله علیها) با چهار معصوم دیگر در اخبار و روایات

فصل چهارم: مناقب و فضائلی از حضرت زهرا (سلام الله علیها) که در آغازش سوگند یاد شده است.

فصل پنجم: فضایل و مناقب حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنّت

فصل ششم: فضایل و مناقب زهرا (سلام الله علیها) در احادیث شیعه

فصل هفتم: مقام برتر حضرت زهرا (سلام الله علیها)

فصل هشتم: زهرا (سلام الله علیها) بانوی زنان جهانیان

فصل نهم: کرامت و مقام حضرت زهرا (سلام الله علیها) در پیشگاه خداوند

فصل دهم: کرامت و مقام حضرت فاطمه (سلام الله علیها) نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله)

فصل یازدهم: منزلت و مقام حضرت زهرا (سلام الله علیها) نزد حضرت علی (ع)

فصل دوازدهم: فضیلت مادر حضرت زهرا (سلام الله علیها) حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها)

فصل چهاردهم: ولادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)

فصل پانزدهم: نام‌های حضرت زهرا (سلام الله علیها)

فصل شانزدهم: کنیه‌های حضرت زهرا (سلام الله علیها)

فصل هفدهم: لقب‌های حضرت زهرا (سلام الله علیها)

فصل هجدهم: اذکار و دعاهای حضرت زهرا (سلام الله علیها)

فصل نوزدهم: مکارم اخلاق حضرت زهرا (سلام الله علیها)

فصل بیستم: فرموده‌ها و سخنان زهرا (سلام الله علیها) با استناد به کتاب‌های شیعه و اهل سنت

فصل بیست‌و‌یکم: اشعار حضرت زهرا (سلام الله علیها)

فصل بیست‌ودوم: یاری علی(ع)و دفاع از حریم امامت

فصل بیست‌وسوم: خطبه فدک و عیادت

فصل بیست‌وچهارم: مدارک خطبه فدک

فصل بیست‌وپنجم: گفتار بزرگان درباره خطبه

فصل بیست‌وششم: موضوع خطبه و محور ایراد آن

فصل بیست‌وهفتم: انگیزه و هدف حضرت زهرا (سلام الله علیها) از ایراد خطبه

فصل بیست‌وهشتم: هجرت حضرت زهرا (سلام الله علیها)

فصل بیست‌ونهم: ازدواج حضرت زهرا(سلام الله علیها) به فرمان الهی

فصل سی‌ام: اخلاق خوش و رفتار نیکوی حضرت زهرا(سلام الله علیها) با حضرت علی

فصل سی‌ویکم: اموال و صدقات حضرت زهرا (سلام الله علیها)

فصل سی‌ودوم: مظلومیت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و ستم‌هایی که بر ایشان واقع شد.

فصل سی‌وسوم: مدت زندگی حضرت زهرا(سلام الله علیها) پس از پیامبر اکرم

فصل سی‌وچهارم: علت و کیفیت شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)

فصل سی‌وپنجم: زیارت و تحیت زهرا (سلام الله علیها)

فصل سی‌وششم: مصیبت‌های حضرت زهرا (سلام الله علیها) در اشعار

فصل سی‌وهفتم: منزلت و مقام حضرت زهرا(سلام الله علیها) در روز قیامت

فصل سی‌وهشتم: فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها)

فصل سی‌ونهم: تحریم ذرّیه و نسل حضرت زهرا (سلام الله علیها) بر آتش جهنّم توسّط خداوند

فصل چهلم: خادمه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

فصل چهل‌ویکم: کتاب‌های نگاشته شده درباره حضرت زهرا (سلام الله علیها).[۲]

کتاب فاطمه زهرا شادمانی دل پیامبر

منابع کتاب و جایگاه آن

مؤلف از منابع کهن و معاصر شیعه و سنی در تالیف این کتاب بهره برده است.[۳]

کتاب حاضر هر چند جنبه تحلیلی و تحقیقی چندانی ندارد، اما به دلیل جامعیت نسبی، در دوره‌های اخیر مورد توجه واقع شده است.[۴]

ترجمه کتاب

این کتاب با عنوان «فاطمه زهرا علیهاالسلام شادمانی دل پیامبر (صلی الله علیه و آله)» به قلم سید حسن افتخارزاده ترجمه شده و در دفتر تحقیقات و انتشارات بدر تهران انتشار یافته است.

ترجمه دیگر این کتاب را مهدی جعفری انجام داده و مرکز فرهنگی انتشارات منیر تهران آن را چاپ کرده است.[۵]

پی نوشت:

  1. رحمانی همدانی، فاطمه الزهراء بهجه قلب المصطفی، ۱۳۷۸ش، ص۱۶.
  2. رحمانی همدانی، فاطمه الزهرا سرور دل پیامبر، ۱۳۸۳ش، فهرست ترجمه کتاب.
  3. کتابخانه دیجیتال نور.
  4. کتابخانه دیجیتال نور.
  5. رحمانی همدانی، فاطمه الزهرا شادمانی دل پیامبر، ۱۳۸۱ش، ص۱۱.
  6. حمانی همدانی، احمد، فاطمه الزهراء بهجه قلب المصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم، تهران، منیر، ۱۳۷۸ش.
  7. رحمانی همدانی، احمد، فاطمه زهرا علیها السلام شادمانی دل پیامبر (صلی الله علیه و آله)، ترجمه سید حسن افتخارزاده، تهران، دفتر تحقیقات و انتشارات بدر، ۱۳۸۱ش.
  8. رحمانی همدانی، احمد، فاطمه الزهرا علیها السلام سرور دل پیامبر صلی الله علیه واله وسلم، ترجمه مهدی جعفری، تهران، مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر، ۱۳۸۳ش.
  9. کتاب شناخت سیره معصومان، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور.

چرا به حضرت زهرا(س) ام ابیها می گویند؟.

 

اشاره:

یکی از القاب حضرت زهرا(س) ام ابیهاست، که در خصوص دلیل این لقب دلایلی ذکر شده است. برای اطلاق لقب ام ابیها که به حضرت زهرا(س) دلایلی ذکر شده است. نخست اینکه عرب ها در نامگذاری سه چیز دارند: اسم، لقب و کنیه. اسم مانند فاطمه، لقب مثل زهرا، کنیه مانند ” ام ابیها” حضرت فاطمه(س) افزون بر نام، از چندین لقب و کنیه بهره مند است. انتخاب کنیه ها ممکن است به جهت خاصی باشد. رمز این نام گذاری ممکن است، برای اظهار محبت باشد، همان گونه که متداول است پدر در اظهار محبت نسبت به دخترش می گوید: مادرم ، و نسبت به پسرش می گوید: بابایم.

 

دیگر اینکه شاید بدین جهت باشد که در دوره غربت اسلام، حضرت با پدرش رفتاری داشت همانند رفتار مادر به فرزند(۱) و پیامبر (ص) نیز بسیار به دخترش علاقه مند بود، همانند رفتار فرزند نسبت به مادر.

پیامبر (ص) دست فاطمه (س) را می بوسید. هر گاه به سفر می رفت آخرین کسی که با او خدا حافظی می کرد ، حضرت فاطمه (س) بود و در بازگشت از سفر نخست از او دیدار می کرد. حضرت زهرا (س) مانند مادری دلسوز رسول خدا (ص) را در آغوش می گرفت، از او نگهداری می کرد، زخم هایش را مرهم می گذاشت رنج ها و دردهایش را کاهش می داد. این گونه ابراز عواطف دو سویه همانند ابراز عواطف مادر و فرزند است.

مادر هر چیزی اصل و اساس او است. ممکن است مقصود آن باشد که حضرت فاطمه(س) اصل و اساس درخت رسالت است، چنان که در روایت آمده است:

“شجره طیبه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و اله و سلم) ساقه اش علی و ریشه اش فاطمه، میوه اش فرزندان او و شاخ و برگش شیعیان حضرت می باشند”. اگر ریشه درخت نباشد، درخت خشک می گردد و طراوت خود را از دست می دهد. حضرت زهرا (س) اگر نبود، درخت اسلام سرسبزی و نشاط خود را از دست می داد.

ممکن است بدان جهت باشد که چون خداوند زنان پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) را به کنیه “ام المؤمنین” گرامی داشت، به ذهن خطور کند که آنان مهم ترین زنان روی زمین هستند، حتی از حضرت فاطمه (سلام الله علیه) بالاترند، از این جهت حضرت رسول او را به “ام ابیها” خطاب کرد تا از این وسوسه ها و خطورات ذهنی جلوگیری کند؛ یعنی ای زنان پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) اگر شما به منزله مادران مؤمنان هستید، حضرت فاطمه به منزله مادر پیامبر است.(۲)

منابع:

  1. سید جعفر شهیدی، زندگانی حضرت فاطمه(سلام الله علیه) ص ۴۰.
  2. احمد رحمانی همدانی، فاطمه زهرا شادمانی دل پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) ص ۴۵٫

۴۰ حدیث از منابع اهل سنت درباره حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها).

 

 

اشاره:

روایات مختلفی درباره فضایل دخت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیه) در کتاب‌های گوناگون از جمله کتب برادران اهل سنت نقل شده است… به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران ؛ به عنوان نمونه به چهل حدیث که در منابع اهل تسنن آمده است، اشاره می‌کنیم.

 

۱. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «إذا کانَ یَوْمُ القیامَهِ نادى مُنادٍ: یا أَهْلَ الجَمْعِ غُضُّوا أَبْصارَکُمْ حَتى تَمُرَّ فاطِمَه».

روز قیامت یک صدائی بلند می‌شود که إی مردم غضّ بصر کنید که فاطمه (سلام الله علیه) می‌خواهد عبور کند.

منابع: کنز العمّال ج ۱۳ ص ۹۱ و ۹۳/ منتخب کنز العمّال بهامش المسند ج ۵ ص ۹۶/ الصواعق المحرقه ص ۱۹۰/ أسد الغابه ج ۵ ص ۵۲۳/ تذکره الخواص ص ۲۷۹/ ذخائر العقبى ص ۴۸/ مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص ۳۵۶/ نور الأبصار ص ۵۱ و ۵۲/ ینابیع المودّه ج ۲ باب ۵۶ ص ۱۳۶٫

۲. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «کُنْتُ إذا اشْتَقْتُ إِلى رائِحَهِ الجنَّهِ شَمَمْتُ رَقَبَهَ فاطِمَه».

اگر به بوی بهشت اشتیاق می‌کردم فاطمه را بو می‌کردم.

منابع: منتخب کنز العمّال ج ۵ ص ۹۷/ نور الأبصار ص ۵۱/ مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص ۳۶۰٫

۳. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «حَسْبُک مِنْ نساءِ العالَمیَن أَرْبَع: مَرْیمَ وَآسیَه وَخَدیجَه وَفاطِمَه».

از زنان عالم ۴ نفر بهترینانند: مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه (سلام الله علیه).

منابع: مستدرک الصحیحین ج ۳ باب مناقب فاطِمَه ص ۱۷۱/ سیر أعلام النبلاء ج ۲ ص ۱۲۶/ البدایه والنهایه ج ۲ ص ۵۹/ مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص ۳۶۳٫

۴. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «یا عَلِی هذا جبریلُ یُخْبِرنِی أَنَّ اللّهَ زَوَّجَک فاطِمَه».

یاعلی! جبرئیل الآن به من خبر داد که خدا فاطمه را به ازدواج تو درآورد.

منبع: مناقب الإمام علی من الریاض النضره: ص ۱۴۱٫

۵. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «ما رَضِیْتُ حَتّى رَضِیَتْ فاطِمَه».

هیج گاه راضی نشدم تا فاطمه راضی می‌شد.

منبع: مناقب الإمام علی لابن المغازلی: ص ۳۴۲٫

۶. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «یا عَلِیّ إِنَّ اللّهَ أَمَرَنِی أَنْ أُزَوِّجَکَ فاطِمَه».

یا علی! خدا به من دستور داد تا تو را به ازدواج فاطمه در آورم.

منابع: الصواعق المحرقه باب ۱۱ ص ۱۴۲/ ذخائر العقبى ص ۳۰ و ۳۱/ تذکره الخواص ص ۲۷۶/ مناقب الإمام علی من الریاض النضره ص۱۴۱/ نور الأبصار ص۵۳٫

۷. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «إِنّ اللّهَ زَوَّجَ عَلیّاً مِنْ فاطِمَه».

خدا علی و فاطمه را به ازدواج در آورد.

منبع: الصواعق المحرقه ص ۱۷۳٫

۸. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «أَحَبُّ أَهْلِی إِلیَّ فاطِمَه».

فاطمه محبوب‌ترین أهل من است نزد من.

منابع: الجامع الصغیر ج ۱ ح ۲۰۳ ص ۳۷/ الصواعق المحرقه ص ۱۹۱/ ینابیع المودّه ج ۲ باب ۵۹ ص ۴۷۹/ کنز العمّال ج ۱۳ ص۹۳٫

۹. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «خَیْرُ نِساءِ العالَمین أَرْبَع: مَرْیَم وَآسیه وَخَدِیجَه وَفاطِمَه.

سروران زنان عالم ۴ نفرند: مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه.

منابع: الجامع الصغیر ج ۱ ح ۴۱۱۲ ص ۴۶۹/ الإصابه فی تمییز الصحابه ج ۴ ص ۳۷۸/ البدایه والنهایه ج ۲ ص ۶۰/ ذخائر العقبى ص ۴۴٫

۱۰. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «سیّدَهُ نِساءِ أَهْلِ الجَنَّهِ فاطِمَه».

سرور زنان بهشت فاطمه است.

منابع: کنز العمّال ج۱۳ ص۹۴/ صحیح البخاری، کتاب الفضائل، باب مناقب فاطمه/ البدایه والنهایه ج ۲ ص۶۱٫

۱۱. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «أَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ الجَنَّهَ: عَلیٌّ وَفاطِمَه».

اولین کسانی که وارد بهشت می‌شوند : علی و فاطمه هستند.

منابع: نور الأبصار ص ۵۲/ شبیه به آن در کنز العمّال ج ۱۳ ص ۹۵٫

۱۲. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «أُنْزِلَتْ آیَهُ التطْهِیرِ فِیْ خَمْسَهٍ فِیَّ، وَفِیْ عَلیٍّ وَحَسَنٍ وَحُسَیْنٍ وَفاطِمَه».

آیه تطهیر بر ۵ نفر نازل شد: بر من و علی و حسن و حسین و فاطمه علیهم‌السلام.

منابع: إسعاف الراغبین ص ۱۱۶/ صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابه.

۱۳. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «أَفْضَلُ نِساءِ أَهْل الجَنَّهِ: مَرْیَمُ وَآسیهُ وَخَدیجَهُ وَفاطِمَه.

بهترین زنان اهل بهشت مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه هستند.

منابع: سیر أعلام النبلاء: ج ۲ ص ۱۲۶/ذخائر العقبى: ص ۴۴٫

۱۴. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «أَوَّلُ مَنْ دَخَلَ الجَنَّهَ فاطِمَه».

أوّلین کسی که وارد بهشت می‌شود، فاطمه است.

منبع: ینابیع المودّه ج۲ ص۳۲۲ باب۵۶٫

۱۵. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «المَهْدِیِ مِنْ عِتْرَتی مِنْ وُلدِ فاطِمَه».

مهدی از عترت من از ولد فاطمه است.

منبع: الصواعق المحرقه ص۲۳۷٫

۱۶. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «إنّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ فَطـــَمَ ابْنَتِی فاطِمَـــه وَ وُلدَهـــا وَ مَنْ أَحَبًّهُمْ مِنَ النّارِ فَلِذلِکَ سُمّیَتْ فاطِمَه.

خدای تبارک و تعالى آتش را بر دخترم فاطمه و پسرانش و کسی که آنان را دوست بدارد دور و منع کرده است، و به همین دلیل است که اسمش فاطمه است.

منبع: کنز العمال ج۶ ص ۲۱۹٫

۱۷. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَه أَنْتِ أَوَّلُ أَهْلِ بَیْتی لُحُوقاً بِی».

ای فاطمه، تو أوّلین نفری هستی که از عترتم بعد از من به نزد من می‌آیی.

منابع: حلیه الأولیاء ج ۲ ص ۴۰/ صحیح البخاری کتاب الفضائل/کنز العمّال ج ۱۳ ص ۹۳/ منتخب کنز العمّال ج ۵ ص ۹۷٫

۱۸. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَه بَضْعَهٌ مِنّی یَسُرُّنِی ما یَسُرُّها».

فاطمه پاره تن من است، هر چه او را خوش حال کند مرا خوش می‌کند.

منابع: الصواعق المحرقه ص ۱۸۰ و ۲۳۲/ مستدرک الحاکم / معرفه ما یجب لآل البیت النبوی من الحق على من عداهم ص ۷۳/ ینابیع المودّه ج ۲ باب ۵۹ ص ۴۶۸٫

۱۹. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَه سِیِّدهُ نِساءِ أَهْلِ الجَنِّه».

فاطمه سرور زنان أهل بهشت است.

منابع: صحیح البخاری ج ۳ کتاب الفضائل باب مناقب فاطِمَه ص ۱۳۷۴/ مستدرک الصحیحین ج ۳ باب مناقب فاطِمَه ص ۱۶۴/ سنن الترمذی ج ۳ ص ۲۲۶/ کنز العمّال ج ۱۳ ص ۹۳/ منتخب کنز العمّال ج ۵ ص ۹۷/ الجامع الصغیر ج ۲ ص ۶۵۴ ح ۵۷۶۰/ سیر أعلام النبلاء ج ۲ ص ۱۲۳/ الصواعق المحرقه ص ۱۸۷ و ۱۹۱/ خصائص الإمام علیّ للنسائی ص ۱۱۸/ ینابیع المودّه ج ۲ ص ۷۹/ الجوهره فی نسب علیّ وآله ص ۱۷/ البدایه والنهایه ج ۲ ص ۶۰٫

۲۰. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَه بَضْعَهُ مِنّی فَمَنْ أَغْضَبَها أَغْضَبَنِی».

فاطمه پاره وجود من است، هر چه او را غضبناک کند مرا غضبناک کرده است.

منابع: صحیح البخاری ج ۳ کتاب الفضائل باب مناقب فاطِمَه ص ۱۳۷۴/ خصائص الإمام علیّ للنسائی ص ۱۲۲/ الجامع الصغیر ج ۲ ص ۶۵۳ ح ۵۸۵۸/ کنز العمّال ج ۳ ص ۹۳ ـ ۹۷/ منتخب بهامش المسند ج ۵ ص ۹۶/ مصابیح السنّه ج ۴ ص ۱۸۵/ إسعاف الراغبین ص ۱۸۸/ ذخائر العقبى ص ۳۷/ ینابیع المودّه ج ۲ ص ۵۲ ـ ۷۹٫

۲۱. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَه خُلِقَتْ حورِیَّهٌ فِیْ صوره إنسیّه»

فاطمه یک حوریّه خلق شد به صورت إنسان.

منبع: مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص ۲۹۶٫

۲۲. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَه حَوْراءُ آدَمیّهَ لَم تَحضْ وَلَمْ تَطْمِث».

فاطمه حوریّه إنسیّه است، حیض و نفاس ندارد.

منابع: الصواعق المحرقه ص ۱۶۰/ إسعاف الراغبین ص ۱۸۸/ کنز العمّال ج ۱۳ ص ۹۴/ منتخب کنز العمّال ج ۵ ص ۹۷٫

۲۳. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَه أَحَبُّ إِلیَّ مِنْکَ یا عَلِیّ وَأَنْتَ أَعَزُّ عَلَیَّ مِنْها».

فاطمه از تو یا علی نزد من محبوب تر است، و تو نزد من از او عزیزتر می‌باشی.

منابع: مجمع الزوائد ج ۹ ص ۲۰۲/ الجامع الصغیر ج ۲ ص ۶۵۴ ح ۵۷۶۱/ منتخب کنز العمّال ج ۵ ص ۹۷/ أسد الغابه ج ۵ ص ۵۲۲/ ینابیع المودّه ج ۲ باب ۵۶ ص ۷۹/ الصواعق المحرقه الفصل الثالث ص ۱۹۱٫

۲۴. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَه بَضْعَهٌ مِنّی وَهِیَ قَلْبِیْ وَهِیَ روُحِی التی بَیْنَ جَنْبِیّ».

فاطمه پاره وجود من است، او قلب من است و روحی که بین من است.

منبع: نور الأبصار ص ۵۲٫

۲۵. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَه سیِّدَهُ نِساءِ أُمَّتِی».

فاطمه سرور زنان أمّت من است.

منابع: سیر أعلام النبلاء ج ۲ ص ۱۲۷/صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابه، باب مناقب فاطمه/مجمع الزوائد ج ۲ ص ۲۰۱/إسعاف الراغبین ص ۱۸۷٫

۲۶. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَه بَضْعَهٌ مِنّی یُؤلِمُها ما یُؤْلِمُنِی وَ یَسَرُّنِی ما یَسُرُّها».

فاطمه پاره وجود من است، هر چه او را بیازارد مرا آزرده است و هر چه او را مسرور گرداند مرا مسرور کرده است.

منبع: مناقب الخوارزمی ص ۳۵۳٫

۲۷. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَه بَضْعَهٌ مِنّی مَنْ آْذاهَا فَقَدْ آذانِی».

فاطمه پاره وجود من است، هر که او را بیازارد مرا آزرده است.

منابع: السنن الکبرى ج ۱۰ باب من قال: لا تجوز شهاده الوالد لولده ص ۲۰۱/ کنز العمّال ج ۱۳ ص ۹۶/نور الأبصار ص۵۲/ ینابیع المودّه ج ۲ ص ۳۲۲٫

۲۸. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَه بَهْجَهُ قَلْبِی وَابْناها ثَمْرَهُ فُؤادِی».

فاطمه بهجت و سرور قلب من است و دو پسرش میوه دل من هستند.

منبع: ینابیع الموّده ج ۱ باب ۱۵ ص ۲۴۳٫

۲۹. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَه لَیْسَتْ کَنِساءِ الآدَمیّین».

فاطمه مثل زنان آدمیان نیست.

منبع: مجمع الزوائد ج ۹ ص ۲۰۲٫

۳۰. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَه إِنّ اللّهَ یَغْضِبُ لِغَضَبَکِ».

ای فاطمه، خدا با غضب تو غضبناک می‌شود.

منابع: الصواعق المحرقه ص ۱۷۵/ مستدرک الحاکم، باب مناقب فاطمه / مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص ۳۵۱٫

۳۱. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَه إِنّ اللّهَ غَیْرُ مُعَذِّبِکِ وَلا أَحَدٍ مِنْ وُلْدِکِ».

ای فاطمه خدا نه تو را عذاب می‌دهد نه کسی از پسرانت را.

منابع: کنز العمّال ج۱۳ ص۹۶/ منتخب کنز العمّال بهامش مسند أحمد ج۵ ص۹۷/ إسعاف الراغبین بهامش نور الأبصار ص۱۱۸٫

۳۲. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «کَمُلَ مِنَ الرِّجال کَثِیرُ وَ لَمْ یَکْمُلْ مِنَ النساءِ إِلاّ أَرْبَع: مَرْیـــم وَ آسِیَه وَ خَدیجـــَه وَ فاطِمـــَه»

از مردان خیلی به کمال رسیدند، ولی از زنان فقط ۴ نفر: مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه.

منبع: نور الأبصار ص ۵۱٫

۳۳. قال رسول الله صلى الله علیه وآله: «لیله عرج بی إلى السماء رأیت على باب الجنّه مکتوبا : لا إله إلا الله محمّد رسول الله علیّ حبیب الله الحسن والحسین صفوه الله فاطمه خیره الله على مبغضیهم لعنه الله»

شبی که به معراج رفتم بر در بهشت دیدم نوشته شده بود: لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله، حسن و حسین مصطفایان خدا، فاطمه برگزیده خدا، لعنت خدا بر مبغضین آنان.

منابع: تاریخ بغداد: ۱/۲۵۹ تاریخ دمشق: ۱۴/۱۷۰ لسان المیزان: ۵/۷۰

۳۴. قال رسول الله صلى الله علیه وآله: «لو کان الحسن شخصا لکان فاطمه، بل هی أعظم، إن فاطمه ابنتی خیر أهل الأرض عنصرا و شرفا و کرما».

اگر نیکویی شخص بود، فاطمه می‌بود، بلکه او أعظم است، فاطمه دختر من بهترین اهل زمین است در کرم و عنصر و شرف.

منبع: مقتل الحسین : ۱/۶۰٫

۳۵. خرج رسول الله صلى الله علیه وآله و هو آخذ بید فاطمه سلام الله علیها فقال: «من عرف هذا فقد عرفها و من لم یعرفها فهی فاطمه بنت محمّد وهی قلبی و روحی التی بین جنبی».

پیامبر أکرم (صلی الله علیه و آله) خارج شدند در حالی که دست حضرت فاطمه (سلام الله علیه) را گرفته بودند، سپس فرمودند: هر کس او را می‌شناسد شناخته است و هر که که او را نمی‌شناسد پس او فاطمه دختر محمد است و او قلب من است و روحی که بین من است.

منبع: الفصول المهمّه : ۱۴۶ نور الأبصار : ۵۳

۳۶. قال رسول الله صلى الله علیه وآله: «إنّما سمّیت فاطمه لأنّ الله عزّوجلّ فطم من أحبّها من النّار»

فاطمه، فاطمه نامیده شد چون که خدا محبّان او را از آتش دور گردانیده است.

منبع: مجمع الزوائد : ۹/۲۰۱

۳۷. قال رسول الله صلى الله علیه وآله: «أتانی جبرئیل قال : یا محمّد إنّ ربّک یحبّ فاطمه فاسجد فسجدت ثمّ قال: إنّ الله یحبّ الحسن والحسین فسجدت ثمّ قال: إنّ الله یحبّ من یحبّهما.

جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای محمّد، خدا فاطمه را دوست دارد، پس سجده کن، سجده کردم، سپس گفت: خدا حسن و حسین را هم دوست دارد، پس سجده کردم، سپس گفت: خدا دوست دارد هر کس که آن دو را دوست بدارد.

منبع: لسان المیزان : ۳/۲۷۵

۳۸. قال رسول الله صلى الله علیه وآله: «إن فاطمه شعره منی فمن آذى شعره منی فقد آذانی و من آذانی فقد آذى الله و من آذى الله لعنه ملء السماوات و الأرض.

فاطمه مویی از من است، پس کسی که مویی از من را بیازارد مرا آزرده است و کسی که مرا بیازارد خدا را آزرده است و کسی خدا را بیازارد خدا او را به اندازه زمین و آسمان لعنتش می‌کند.

منبع: حلیه الأولیاء : ۲/۴۰

۳۹. قال رسول الله صلى الله علیه وآله: «یا سلمان، حبّ فاطمه ینفع فی مئه من المواطن أیسر تلک المواطن: الموت و القبر والمیزان و المحشر و الصراط و المحاسبه فمن رضیت عنه ابنتی فاطمه رضیت عنه و من رضیت عنه رضی الله عنه و من غضبت علیه ابنتی فاطمه غضبت علیه و من غضبت علیه غضب الله علیه یا سلمان ویل لمن یظلمها و یظلم بعلها أمیر المؤمنین علیا و ویل لمن یظلم ذرّیتها و شیعتها».

ای سلمان، حبّ فاطمه در ۱۰۰ جا نافع و مفید است، میسّرترین و راحت‌ترین آنجاها: هنگام مردن، در قبر، در میزان، در محشر، در صراط، در محاسبه، پس هر که که دخترم فاطمه از او راضی شود من هم از او راضی می‌شوم و کسی که من از او راضی شوم خدا از او راضی می‌شود و هر کس که دخترم فاطمه بر او غضب کند من هم بر او غضبناک می‌شوم و هر کس که من بر او غضبناک شوم خدا بر او غضبناک می‌شود. ای سلمان وای بر کسی که به او و به شوهر او أمیر المؤمنین علی ظلم و ستم کند و وای بر کسی که به نسل و شیعه او ظلم و ستم کند.

منابع: فرائد السمطین: ۲ باب ۱۱ ح ۲۱۹ کشف الغم: ۱/۴۶۷

۴۰. قرأ رسول الله صلى الله علیه وآله هذا الآیه: «فی بیوت أذن الله أن ترفع و یذکر فیها اسمه» فقام إلیه رجل فقال: أی بیوت هذه یا رسول الله؟ قال: بیوت الأنبیاء، فقام إلیه أبوبکر فقال: یا رسول الله أهذا البیت منها ؟. مشیرا إلى بیت علی و فاطمه علیهما السلام. قال: نعم من أفاضلها»

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این آیه را خواند: (در خانه‌هائی که خدا اجازه داده است که بالا روند و ذکر او در آنها به بزرگی یاد شود) پس کسی بلند شد و سؤال کرد: کدام بیوتی هستند اینها یا رسول الله ؟ فرمودند: بیوت أنبیاء. پس ابوبکر بلند شد و گفت: یا رسول الله این خانه هم ضمن آنان است؟ .اشاره به خانه حضرت علی و حضرت فاطمه علیهما السلام کرده بود. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: بله از بهترینان آن بیوت است.

منابع: الدر المنثور : ۶/۲۰۳ تفسیر آیه النور، روح المعانی: ۱۸/۱۷۴ تفسیر الثعلبی: ۷/۱۰۷ الکشف والتبیان للمسفوی :

یازده فضیلت برای حضرت فاطمه علیهاالسلام درکلام اهل سنت.

 

 

اشاره:

علم انسانهای معمولی اکتسابی است ولی علم انبیاء و اولیاء الهی لدنی و الهی است، علم فاطمه زهرا علیها السلام هم لدنی بود. سلمان گوید: عمار به من گفت: از امر تعجب آوری برای تو خبر دهم! گفتم بگو، عمار گفت: (روزی. همراه با علی علیه السلام بر فاطمه زهرا…

 

یازده فضیلت برای حضرت فاطمه علیهاالسلام درکلام اهل سنت

حضرت زهرا علیها السلام هم به لحاظ نسب و خانواده و هم به جهت رفتار و منش شخصی و اوصاف فردی در اوج قله عظمت و بزرگی قرار دارد.

او در عظمت و بزرگی نسب خانوادگی شهره جهان است؛ زیرا پدری چون حضرت محمد صلی الله علیه و آله – اولین فرد جهان هستی در کمال و فضائل – و مادری چون خدیجه کبری علیها السلام – یکی از زنهای کامله جهان هستی و دومین مسلمان، و فداکارترین فرد در راه اسلام – و همسری چون امیرمؤمنان علی علیه السلام – که به منزله جان پیامبر صلی الله علیه و آله و برترین انسان بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله می‌باشد – و فرزندانی چون حسنین علیهما السلام و زینبین علیهما السلام دارد.

اگر محصول تربیت زهرا علیه السلام فقط زینب علیها السلام بود، در افتخار و عظمت حضرت زهرا علیها السلام کفایت می‌کرد. راستی کجا می‌توان خانواده‌ای یافت که مانند خانواده زهرا علیها السلام پدر معصوم، همسر معصوم، فرزندان ذکور معصوم و خود خانم نیز معصومه باشند و کجا می‌توان خانه‌ای یافت که چنین انسانهای بزرگی در آن جمع شوند، جز خانه گلی فاطمه.

و او در اوج فضایل قرار دارد به حدی که شناخت او جز برای معدودی از انسانها غیرممکن است.

امام صادق علیه السلام فرمود: «وهی الصدیقه الکبری وعلی معرفتها دارت القرون الاولی.» ؛ او صدیقه کبری است که بر محور شناخت او قرنهای گذشته دور زده است.» (۱.

شاعر عرب به همین نکته اشاره کرده و می‌گوید:

وحبها من الصفات العالیه علیه دارت القرون الخالیه«دوستی او از صفات ارزنده است، و قرنهای گذشته بر محور او چرخیده است.»

چگونه می‌توان او را شناخت، در حالی که خدای متعال به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده است: «یا احمد لولاک لما خلقت الافلاک ولولا علی لما خلقتک ولولا فاطمه لما خلقتکما؛ (۲. ‌ای پیامبر! اگر تو نبودی هستی را نمی‌آفریدم، و اگر علی علیه السلام نبود تو را خلق نمی‌کردم، و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را به وجود نمی‌آوردم.»

و پیامبر گرامی اسلام درباره او فرمود: «ولو کان الحسن شخصا لکان فاطمه بل هی اعظم؛ ان فاطمه ابنتی خیر اهل الارض عنصرا وشرفا وکرما؛ (۳.

اگر [خوبیها و] زیبائیها به صورت انسانی درآید، او فاطمه خواهد بود، بلکه او برتر [از آن] است؛ براستی که دخترم فاطمه برترین انسان روی زمین از نظر عنصر و ذات، و از نظر شرافت وبزرگواری است.»

و چگونه می‌توان به فضائل و خوبیهای او پی برد و حال آنکه قطب عالم امکان، مهدی صاحب الزمان؛ آنکه همه خوبیها در او جمع شده است، فاطمه علیها السلام را الگو و مقتدای خویش می‌داند، آنجا که می‌فرماید: «وفی ابنه رسول الله لی اسوه حسنه، وسیردی الجاهل رداءه عمله وسیعلم الکافر لمن عقبی الدار؛ (۴. دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله زیباترین الگو برای من است، و به زودی نادان پستی عمل خویش را خواهد دید و کافران در می‌یابند که پایان کار به نفع چه کسی می‌باشد.»

فاطمه لیله القدر ناشناخته است. امام صادق علیه السلام فرمود: ««انا انزلناه فی لیله القدر» الیله: فاطمه والقدر: الله، فمن عرف فاطمه حق معرفتها فقد ادرک لیله القدر، و… سمیت «فاطمه.» لان الخلق فطموا عن معرفتها؛ (۵. [اینکه خداوند می‌فرماید:] ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم، [مراد از] شب، فاطمه و مراد از قدر، خداوند است. در نتیجه هر کسی فاطمه را آنچنان که باید بشناسد، به حقیقت شب قدر را درک نموده است، و.. و اینکه فاطمه، فاطمه نامیده شده است برای این است که مخلوق از [کنه] معرفت او عاجز است.»

فضائل زهرا علیها السلام آنچنان که باید و شاید قابل درک نبوده و البته قابل انکار نیز نمی‌باشد.

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «الویل، ثم الویل، الویل لمن شک فی فضل فاطمه؛ وای [و عذاب باد،] سپس وای، وای بر کسی که در فضیلت زهرا علیها السلام شک روا دارد.»

زهرا علیها السلام در کلام محققین اهل سنت

  1. ابن صباغ مالکی: «در افتخار فاطمه همین بس که دختر پیامبر صلی الله علیه و آله خیرالبشر است، فاطمه‌ای که ولادتش پاک، و سیده است به اتفاق همه مسلمین.» (۶.
  2. محمد بن طلحه شافعی: «دقت کن در آیه مباهله (۷. و ترتیب و عبارات آن، و اشاراتی که به علو مقام فاطمه دارد، و چگونه او وسط قرار گرفته است، (چنانکه در حال رفتن بین پیامبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام بود. تا مقام و منزلت او بیشتر روشن گردد.» (۸.
  3. عباس محمود، العقاد المصری: «در هر دینی یک چهره از زن کامله وجود دارد که همه او راتقدیس می‌کنند. و گویا او نشانه خداوند بین مردان و زنان است، در مسیحیت چهره مریم پاکدامن، و در اسلام لاجرم آن چهره کامله فاطمه بتول می‌باشد. (۹. .»
  4. دکتر علی ابراهیم حسن: «در زندگی فاطمه انواع عظمتها را می‌بینیم که این عظمتها را همچون بلقیس و… از راه داشتن قصر و ثروت و زیبائی ظاهری به دست نیاورده است. و همچون عایشه، شهرت خویش را از راه رهبری جنگجویان (در جنگ جمل. ورویارویی با مردان به چنگ نیاورده، بلکه از راه حکمت و بزرگی شخصی خود، عالم را از حکمت و عظمت پر نموده است، حکمتی که مرجعش کتب فلاسفه و علماء نیست. بزرگی که ریشه‌اش پادشاهی و ثروت نیست بلکه از درون جانش و کمالات نفسش ریشه می‌گیرد. (۱۰. .»

آری او شخصیتی است که هر قدر فهم بشر در شناخت حقیقتش بیشتر فرو رود، با مسائل حل نشده و رازهای ناگشوده بیشتری روبرو می‌شود، و سرانجام عاجزانه باید بگویند که اندیشه‌ها از درک فضائل زهرا عاجزند.

فضائل حضرت زهرا علیها السلام

در این نوشتار به بعضی از فضائل حضرت زهرا علیها السلام اشاره می‌شود:

  1. ولادت زهرا علیها السلام

بعد از چهل شبانه روز عبادت و کناره گیری رسول خدا صلی الله علیه و آله از خدیجه کبری، فرشته خدا غذایی از بهشت برای آن حضرت آورد، بعد از افطار با آن غذای بهشتی و روحانی، جبرئیل عرض کرد:‌ای رسول خدا! امشب از نماز مستحبی درگذر و به سوی خانه خدیجه بشتاب! زیرا خداوند اراده نموده که از صلب تو فرزند پاکیزه‌ای بیافریند. بدنبال این فرمان، نور فاطمه علیها السلام از صلب پدر به رحم مادر انتقال یافت (۱۱. .

بعد از مدتی جبرئیل به پیامبر صلی الله علیه و آله این گونه بشارت داد: «ای رسول خدا! بچه‌ای که در رحم خدیجه علیها السلام می‌باشد، دختر ارجمندی است که نسل تو از وی بوجود خواهد آمد، او مادر امامان و پیشوایان دین است که بعد از انقطاع وحی جانشین تو خواهند شد. (۱۲. .»

بعد از اتمام دوران بارداری خدیجه، فرشتگان خدا و حوریان بهشتی و زنان آسمانی به یاری خدیجه شتافتند و بدین گونه، فاطمه عزیز، یعنی اختر فروزان آسمان نبوت پا به عرصه گیتی نهاد، و به نور تابناک خود، شرق و غرب عالم را روشن ساخت (۱۳. .

از سخنان پیش گفته، فضیلت حضرت زهرا علیها السلام در اصل انعقاد نطفه، دوران جنینی، و پا گذاشتن به عرصه گیتی به خوبی آشکار است.

  1. نور فاطمه علیها السلام

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «خلق نور فاطمه علیها السلام قبل ان تخلق الارض والسماء فقال بعض الناس: یا نبی الله! فلیست هی انسیه؟! فقال: فاطمه حوراء انسیه؛ (۱۴. نور فاطمه قبل از خلقت زمین و آسمان آفریده شد، بعضی از مردم عرض کردند:‌ای پیامبر خدا! پس زهرا از آدمیان نیست؟ فرمود: فاطمه حوریه بشری است.»

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جای دیگر فرمود: «لما خلق الله الجنه خلقها من نور وجهه، ثم اخذ ذالک النور فقذفه فاصابنی ثلث النور، واصاب فاطمه ثلث النور، واصاب علیا واهل بیته ثلث النور؛ فمن اصابه من ذلک النور اهتدی الی ولایه محمد، ومن لم یصبه من ذلک النور ضل عن ولایه آل محمد صلی الله علیه و آله؛ خداوند بهشت را از نور وجود خود آفرید، سپس آن را برگرفته و رها کرد. پس یک سوم آن به من [پیامبر صلی الله علیه و آله] و یک سوم آن به فاطمه، و ثلث باقیمانده به علی علیه السلام و اهلبیت او اصابت کرد. پس هر کس که از آن نور به او برسد، به ولایت آل محمد صلی الله علیه و آله رهنمون می‌شود، و هر کس از آن نور به او نرسد از ولایت آل محمد صلی الله علیه و آله گمراه [و به بیراهه خواهد رفت] .» (۱۵.

  1. نام زهرا علیها السلام

یونس می‌گوید، امام صادق علیه السلام فرمود: «لفاطمه علیها السلام تسعه اسماء عند الله عزوجل: فاطمه، والصدیقه، والمبارکه، والطاهره، والزکیه، والراضیه، والمرضیه والمحدثه والزهراء ثم قال علیه السلام اتدری‌ای شی ء تفسیر فاطمه؟ قلت اخبرنی یا سیدی، قال: فطمت من الشر؛ (۱۶.

برای فاطمه نزد خدای بلند مرتبه نه اسم است: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.

آنگاه فرمود: معنی و تفسیر فاطمه را می‌دانی؟ گفتم: آقای من شما بفرمائید. فرمود: فاطمه را از آن جهت فاطمه گویند که از شر بدور است.»

همچنین برای وجه تسمیه فاطمه علیها السلام وجوه دیگری نقل شده است که عبارتند از:

  1. فاطمه از اسم خداوند یعنی فاطر گرفته شده است (۱۷. .
  2. چون دوستان و شیعیان او از آتش جهنم در امان اند. (۱۸.
  3. چون از عادت ماهانه بریده و منقطع بوده است. (۱۹.
  4. عبادت فاطمه علیها السلام

امام صادق علیه السلام فرمود: «کانت اذا قامت فی محرابها زهر نورها لاهل السماء کما یزهر الکواکب لاهل الارض؛ (۲۰. هرگاه فاطمه علیها السلام در محراب عبادتش می‌ایستاد، نور او برای اهل آسمان می‌درخشید؛ آنگونه که ستارگان برای اهل زمین می‌درخشند.»

امام حسن علیه السلام فرمود:

«ما کان فی الدنیا اعبد من فاطمه علیها السلام حتی تورم قدماها؛ (۲۱. عابدتر از فاطمه در دنیا نبود، [آنقدر عبادت کرد] که پاهای [مبارکش] ورم کرد.»

  1. اخلاص فاطمه علیها السلام

از حسین بن روح سؤال شد: پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله چند دختر داشت؟ گفت: چهار دختر. سؤال شد: کدامیک برتر بود؟ گفت: فاطمه؛ به خاطر اینکه وارث [علم] نبی بود و نسل پیامبر صلی الله علیه و آله از طریق او انتشار یافت. و خداوند این دو خصلت را به خاطر اخلاص او عنایت فرمود. (۲۲.

سوره هل اتی هم که پاداش اخلاص و عطای اهل بیت است، بر اوج اخلاص فاطمه علیها السلام به عنوان یکی از اهلبیت علیهم السلام دلالت دارد.

  1. ذکر و تسبیح فاطمه علیها السلام

از علی علیه السلام نقل شده است که: یکی از پادشاهان عجم برده‌ای به پیامبر هدیه نمود، من به فاطمه گفتم نزد رسول خدا برو و خدمتگزاری برای خود درخواست کن، زهرا نزد رسول خدا رفته و این موضوع را با ایشان در میان گذارد، پیامبر علیه السلام فرمودند: فاطمه جان! چیزی به تو دهم که برایت از خادم و آنچه در دنیاست بهتر باشد؛ بعد از نماز، ۳۴ بار الله اکبر، و ۳۳ مرتبه الحمد لله و ۳۳ بار سبحان الله بگو.

آنگاه این اذکار سه گانه را با «لا اله الا الله.» پایان بخش، و این برای تو از آنچه خواسته‌ای و ازدنیا و آنچه در دنیاست بهتر خواهد بود. (۲۳.

فاطمه زهرا علیها السلام مقید بود که این تسبیحات را بعد از هر نماز بگوید و به همین علت تسبیحات فاطمه زهرا علیها السلام نامیده شده است.

فضیلت تسبیحات فاطمه علیها السلام

در فضیلت تسبیحات حضرت زهرا علیها السلام امام صادق علیه السلام فرمود: «من سبح تسبیح فاطمه الزهراء علیها السلام قبل ان یثنی رجلیه من صلاه الفریضه غفر الله له؛ (۲۴. هر کس تسبیح فاطمه را قبل از آنکه از حالت نماز فارغ شود بگوید؛ خداوند او را می‌آمرزد.»

و همچنین امام صادق علیه السلام بارها می‌فرمودند: «تسبیح فاطمه علیها السلام فی کل یوم فی دبر کل صلاه احب الی من الف رکعه فی کل یوم؛ (۲۵. تسبیح فاطمه زهرا علیها السلام درهر روز بعد از هر نماز نزد من محبوب‌تر از هزار رکعت نماز در هر روز است.»

و نیز فرمودند: «تسبیح فاطمه الزهراء علیها السلام من الذکر الکثیر الذی قال الله عزوجل «واذکروا الله ذکرا کثیرا»؛ (۲۶. تسبیح فاطمه زهرا علیها السلام مصداق ذکر کثیری است که خداوند فرمود: خدا را یاد کنید، یاد کردنی بسیار.»

  1. علم فاطمه علیها السلام

علم انسانهای معمولی اکتسابی است ولی علم انبیاء و اولیاء الهی لدنی و الهی است، علم فاطمه زهرا علیها السلام هم لدنی بود. سلمان گوید: عمار به من گفت: از امر تعجب آوری برای تو خبر دهم! گفتم بگو، عمار گفت: (روزی. همراه با علی علیه السلام بر فاطمه زهرا علیها السلام وارد شدیم. هنگامی که نگاه زهرا علیها السلام به علی علیه السلام افتاد، فرمود، نزدیک بیا تا حدیث گذشته، حال و آینده راتا روز قیامت، برایت بگویم. دیدم امیرالمؤمنین علیه السلام به حالت قهقری (و به عقب. برگشت و نزد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مشرف شد، حضرت فرمود:‌ای اباالحسن نزدیک بیا. علی علیه السلام نزدیک پیامبر صلی الله علیه و آله نشست، بعد از اینکه آرام گرفت، پیامبر اسلام فرمود: من خبر دهم یا خود خبر می‌دهی؟! عرض کرد: خبر دادن از شما زیباتر است. آنگاه حضرت جریانی که بر علی گذشته بود را شرح داد، علی علیه السلام عرض کرد آیا نور فاطمه از نور ما می‌باشد؟ حضرت فرمود: مگر نمی‌دانی؟ آنگاه علی علیه السلام سجده شکر انجام داد.

  1. فاطمه علیها السلام محدثه بود

دانشمندان شیعه و سنی بالاتفاق قائل به وجود محدث در اسلام می‌باشند و معتقدند که بعد از پیامبر اسلام یقینا بشر محدث وجود داشته است، منتهی در مصداق اختلاف است. در تعریف محدث می‌گویند: «المحدث یسمع الصوت ولا یری شیئا؛ (۲۷. محدث صدای فرشته را می‌شنود ولی چیزی را نمی‌بیند.»

امام صادق علیه السلام فرمود: «فاطمه بنت رسول الله کانت محدثه ولم تکن نبیه انما سمیت فاطمه محدثه لان الملائکه کانت تهبط من السماء فتنادیها کما تنادی مریم بنت عمران…؛ (۲۸. فاطمه دختر رسول خدا محدثه بود نه پیامبر. فاطمه را از این جهت محدثه نامیده اند که فرشتگان از آسمان بر او نازل می‌شدند و با او همانند مریم دختر عمران گفتگو داشتند.»

حضرت صادق علیه السلام سخن خود را چنین ادامه می‌دهند: شبی حضرت صدیقه علیها السلام به فرشتگان هم صحبت خویش فرمود: آیا آن زن که بر جمیع زنان عالم برتری دارد، مریم دختر عمران نیست؟ جواب دادند: نه؛ زیرا مریم فقط سیده زنان عالم در زمان خودش بود، ولی خدای متعال تو را سیده زنهای عالم خودت، و هم عالم زمان مریم و اولین و آخرین قرار داده است (یعنی تو را بانوی بانوان جهان قرار داد. .»

و باز فرمود: «فاطمه بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ۷۵ روز بیشتر زنده نماند، و غم جانسوز داغ پدر قلب او را لبریز کرده بود، به این جهت جبرئیل پی در پی به حضورش می‌رسید، و او را در عزای پدر تسلیت می‌گفت.» (۲۹. جبرئیل گاه از مقام و منزلت پدر بزرگوارش وگاه از حوادثی که بعد از رحلت او بر ذریه‌اش وارد می‌گردد، خبر می‌داد. امیرالمؤمنین علیه السلام نیز آنچه جبرئیل گزارش می‌داد، می‌نوشت. مجموعه این سخنان به مصحف فاطمه معروف شده است.

در زیارتنامه حضرت فاطمه علیها السلام هم می‌خوانیم: «السلام علیک ایتها المحدثه العلیمه.» (۳۰.

  1. عطای فاطمه علیها السلام

بهترین و برترین انفاق آن است که از محبوبترین چیز انفاق شود و انفاقهای فاطمه علیها السلام چنین بود، که به دو نمونه اشاره می‌شود.

الف. گلوبند پربرکت

جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید: روزی نماز عصر را با پیغمبر صلی الله علیه و آله خواندیم، ناگاه پیرمردی خدمت رسول خدا رسید که لباس کهنه‌ای پوشیده بود، و از شدت پیری و ناتوانی نمی‌توانست بر جای خودش قرار گیرد. عرض کرد یا رسول الله! گرسنه‌ام سیرم کن؛ برهنه‌ام لباسی به من عطا کن؛ تهیدستم چیزی به من بده. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من که اکنون چیزی ندارم ولی تو را به جایی راهنمایی می‌کنم، شاید حاجتت برآورده شود. سپس به بلال فرمود: پیرمرد ناتوان را به خانه فاطمه هدایت کن. او بعد از ورود به خانه زهرا علیها السلام سلام کرد، حضرت جوابش را داد و فرمود: کیستی؟ خود را معرفی نمود… فاطمه گلوبندی را که پسر عمویش به وی اهداء نموده بود، به او داد و فرمود: به فروش رسان و زندگی خودت را بدان اصلاح کن.

پیرمرد برگشت و جریان را خدمت پیغمبر عرض کرد. آن حضرت گریست و فرمود: گردنبند را به فروش رسان تا خدا به برکت عطای دخترم برای تو گشایشی فراهم سازد… پیرمرد بعد از فروختن گردنبند، به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: به برکت عطای فاطمه علیها السلام بی نیاز شدم (۳۱. .

ب. پیراهن شب عروسی

صفوری شافعی از ابن جوزی نقل می‌کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله در شب عروسی فاطمه علیها السلام برای او پیراهن تازه‌ای آماده کردند. جامه‌ای کهنه و وصله دار نیز در نزد ایشان بود. سائلی در زد و گفت: از خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله جامه‌ای کهنه می‌خواهم. فاطمه می‌خواست جامه کهنه را بدهد، ولی سخن خدا به یادش آمد که می‌فرماید: «لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون.» ؛ «به نیکویی نخواهید رسید مگر اینکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید.»

پس جامه نو را به وی داد. وقتی که هنگام زفاف حضرت شد، جبرئیل به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: یا رسول الله! پروردگارت سلام می‌رساند، و مرا نیز فرمان داده که به فاطمه علیها السلام سلام برسانم و برای فاطمه علیها السلام توسط من جامه‌ای از دیبای سبز از جامه‌های بهشتی فرستاده است.

  1. همسرداری فاطمه علیها السلام

در حدیثی می‌خوانیم که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از علی علیه السلام پرسید: «کیف وجدت اهلک؟ قال: نعم العون علی طاعه الله وسال فاطمه، فقالت: خیر بعل؛ (۳۲. فاطمه، همسرت را چگونه یافتی؟ گفت: بهترین یار بر اطاعت [و بندگی] خداوند، و از فاطمه سؤال کرد: گفت: او بهترین شوهر است.»

فاطمه در یک موقعیتی بسیار حساس و بحرانی در خانه علی زندگی می‌کرد، سپاه اسلام همیشه در حال آماده باش بود. در هر سال، چندین جنگ واقع می‌شد و علی علیه السلام در تمام یا اکثر آن جنگها شرکت داشت. هرگاه با پیکر خسته و کوفته به خانه باز می‌گشت، از مهربانیها و دلگرمیها و نوازشهای همسر عزیزش کاملا برخوردار می‌شد؛ زخمهای تنش را پانسمان می‌کرد، لباسهای خون آلود جنگ را می‌شست (۳۳. ، فداکاریها و شجاعتهایش را می‌ستود، و بدین وسیله دلش را گرم و برای جنگ آینده آماده‌اش می‌نمود.

حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: «ولقد کنت انظر الیها فتنکشف عنی الهموم والاحزان؛ (۳۴. به راستی همیشه این گونه بود که به او نگاه می‌کردم و تمام غمها و غصه هایم بر طرف می‌شد.»

فاطمه علیها السلام هرگز بدون اجازه علی علیه السلام از خانه خارج نشد و هیچ گاه او را غضبناک نکرد. او در ساعات وداع خویش به علی علیه السلام گفت: «یا ابن عم ما عهدتنی کاذبه ولا خائنه ولا خالفتک منذ عاشرتنی. فقال علیه السلام: معاذ الله انت اعلم بالله وابر واتقی واشد خوفا من الله ان اوبخک مخالفتی؛ (۳۵. پسر عمو! هرگز مرا دروغگو و خائن نیافتی، از روزی که با من معاشرت کردی، با دستورات تو مخالفت نکردم. علی علیه السلام فرمود: [ای دختر پیامبر!] معاذ الله [که تو در خانه من بدرفتاری نموده باشی، زیرا] مراتب خداشناسی و نیکوکاری و پرهیز کاری و بزرگی و خداترسی تو به حدی است که جای ایراد و خرده گیری در مورد مخالفت با من نیست.»

  1. شفاعت فاطمه علیها السلام

حسن ختام فضائل حضرت را مقام شفاعت حضرت قرار می‌دهیم.

  1. پیامبر اسلام خطاب به امام حسن و امام حسین علیهما السلام فرمود: «انتما الامامان ولامکما الشفاعه؛ (۳۶. شما دو نفر (حسنین. امام هستید، و برای مادر شما شفاعت است.»
  2. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: وقتی روز قیامت شود، از باطن عرش ندا می‌رسد:‌ای اهل قیامت! چشمهای خویش را پایین افکنید تا اینکه فاطمه دختر محمد با پیراهن خضاب شده به خون حسین عبور کند، در آن عرصه حضرت فاطمه پایه عرش را گرفته و عرضه می‌دارد: پروردگارا! تو جبار عادلی، بین من و کسانی که فرزندان مرا کشتند قضاوت فرما. رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: به حق خدای کعبه سوگند که پروردگارم به سنت من حکم خواهد فرمود.

آنگاه زهرا علیها السلام عرضه می‌دارد: «اللهم اشفعنی فیمن بکی علی مصیبته؛ پروردگارا به من اجازه شفاعت کسانی را بفرما که در مصیبت حسینم گریه کرده اند» و خدای تعالی اذن شفاعت آنان را به ایشان عنایت می‌فرماید.» (۳۷.

  1. جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید: به حضرت باقر علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم، یا بن رسول الله! برای من حدیثی در فضیلت جده ات فاطمه زهرا علیها السلام بفرمایید تا هنگامی که آن را برای شیعیان بیان می‌کنم خوشحال گردند. امام باقر علیه السلام فرمود: پدرم و او از جدم، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می‌فرمود که: در روز قیامت برای انبیاء و رسل منبرهایی از نور برپا می‌شود و منبر من در روز قیامت از همه بلندتر است. آنگاه خداوند می‌فرماید: خطبه بخوان، پس خطبه‌ای

بخوانم که احدی از انبیاء و رسل مانند آن را نشنیده است. پس برای اوصیاء نیز منبرهایی از نور برافراشته می‌شود و در میان آنها منبری برای وصی من علی بن ابی طالب نصب می‌گردد که از همه بلندتر است؛ آنگاه خداوند به علی علیه السلام می‌فرماید خطبه بخوان، پس خطبه‌ای می‌خواند که احدی از اوصیاء مانند آن نشنیده است.

آنگاه برای فرزندان انبیاء و رسل منبرهایی از نور نصب می‌گردد، پس برای دو فرزند و نوه و دو ریحانه ایام حیاتم (حسنین علیهما السلام. منبری برپا می‌شود و به آنان گفته می‌شود خطبه بخوانید و آن دو خطبه‌هایی می‌خوانند که هیچ یک از فرزندان انبیاء و رسل مانند آن را نشنیده اند.

آنگاه منادی که جبرئیل است ندا می‌دهد: فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله کجاست؟ آنگاه فاطمه علیها السلام برمی خیزد، [تا اینکه فرمود:] خدای تعالی می‌فرماید:‌ای اهل محشر کرامت و بزرگواری از آن کیست؟ محمد و علی و حسنین علیهم السلام عرض می‌کنند: برای خدای واحد قهار. آنگاه خداوند می‌فرماید:‌ای اهل محشر! من امروز کرامت وبزرگی را برای محمد و علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام قرار دادم.

ای اهل محشر! سرها را پایین افکنده و چشمها را ببندید، این فاطمه است که به سوی بهشت می‌رود. آنگاه جبرئیل شتر بهشتی می‌آورد، در حالی که دو طرفش را دیباج آویزان کرده اند، و مهار آن از لؤلؤ تازه است. حضرت بر آن سوار می‌شوند و خدای متعال صدهزار فرشته را در طرف راست و صدهزار فرشته در سمت چپ وی می‌فرستد، و صدهزار فرشته را مامور می‌فرماید تا حضرت فاطمه علیها السلام را بر روی بالهای خود سوار کنند تاایشان را به در بهشت برسانند. وقتی که به در بهشت می‌رسند، حضرتش می‌ایستد، خدای متعال می‌فرماید:‌ای دخت حبیب من چرا توقف کردی و حال آنکه من تو را امر کرده بودم به بهشت من درآیی؟ حضرت صدیقه علیها السلام عرض می‌کند: پروردگارا دوست می‌دارم که ارزش و قدر و قیمت من در مثل چنین روزی شناخته شود.

خداوند می‌فرماید: «یا بنت حبیبی! ارجعی فانظری من کان فی قلبه حب لک او لاحد من ذریتک خذی بیده فادخلیه الجنه!؛‌ای دختر حبیب من! برگرد و بنگر هر که در قلبش محبت تو و یا محبت یکی از فرزندان تو باشد، دستش را بگیر و او را داخل بهشت نما.»

آنگاه حضرت باقر علیه السلام فرمود: والله‌ای جابر! در آن روز حضرت زهرا علیها السلام شیعیان و دوستانش را بر می‌گزیند و انتخاب می‌کند؛ همان گونه که پرنده دانه نیکو را از دانه بد جدا می‌کند. وقتی که شیعیان سیده زنان دو عالم به آن بزرگوار نزدیک و بر در بهشت می‌آیند، خدای تعالی در قلب آنان چنین می‌افکند که در آنجا بایستند. وقتی می‌ایستند خداوند می‌فرماید:‌ای دوستان من! توقف شما برای چیست و حال آنکه فاطمه دخت حبیب من شفاعت شما را نموده است؟ پاسخ دهند: پروردگارا ما دوست داریم که در چنین روزی ارزش و منزلتمان شناخته شود. خداوند می‌فرماید:‌ای دوستان من! برگردید و ببینید چه کسی به خاطر آنکه شما فاطمه را دوست می‌داشتید، شما را دوست می‌داشت؟ چه کسی به شما به خاطر دوستی فاطمه زهرا علیها السلام غذا داد؟ چه کسی شما را به خاطر دوست داشتن فاطمه علیها السلام لباس پوشانید؟ چه کسی به شما بخاطر دوستی فاطمه علیها السلام شربتی نوشانید؟ چه کسی بخاطرفاطمه علیها السلام و دوستی فاطمه علیها السلام غیبت غیبت کننده‌ای را از شما رد کرد؟

پس دستش را بگیرید و او را وارد بهشت نمایید. (۳۸.

پی نوشـت:

۱. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، (بیروت، داراحیاء التراث العربی. ، ج ۴۳، ص ۱۰۵٫

۲. علامه مرندی، ملتقی البحرین، ص ۱۴؛ ر. ک: میرجهانی، الجنه العاصمه، ص ۱۴۸؛ صالح بن عبدالوهاب العرندس، کشف اللآلی، به نقل از فاطمه زهرا علیها السلام، بهجه قلب المصطفی، رحمانی همدانی (تهران، نشر المرضیه، دوم، ۱۳۷۲. ص ۹٫

۳. حموینی، فرائد السمطین، ج ۲، ص ۶۸٫

۴. بحارالانوار، (پیشین. ، ج ۵۳، صص ۱۷۹ – ۱۸۰٫

۵. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، (داراحیاء التراث العربی. ، ج ۴۳، ص ۶۵٫

۶. الفصول المهمه (بیروت. ، ص ۱۴۳٫

۷. آل عمران/۶۱٫

۸. مطالب السئول، چاپ ایران، ص ۶ و ۷٫

۹. توفیق ابواعلم، اهل البیت، ص ۱۲۸٫

۱۰. علامه دخیل، فاطمه الزهراء علیها السلام، ص ۱۷۱٫

۱۱. بحار (پیشین. ، ج ۱۶، ص ۷۸ و ر. ک: بانوی نمونه اسلام، ابراهیم امینی، ص ۲۷٫

۱۲. دلائل الامامه، ص ۸٫

۱۳. همان و ر. ک: بحارالانوار، (پیشین. ، ج ۴۳، ص ۲، و ج ۱۶، ص ۸۰٫

۱۴. عبدالله بحرانی، العوالم، (قم مدرسه المهدی. ، ج ۶، ص ۹٫

۱۵. بحارالانوار، (پیشین. ، ج ۴۳، ص ۴۴٫

۱۶. بحار (پیشین. ، ج ۴۳، ص ۱۰٫

۱۷. همان، ص ۶۵٫

۱۸. همان، ص ۱۶٫

۱۹. همان، ص ۱۶٫

۲۰. همان، ص ۱۲٫

۲۱. همان، ص ۴۹٫

۲۲. همان، ص ۳۷٫

۲۳. سید محمد کاظم قزوینی، فاطمه الزهراء از ولادت تا شهادت، ترجمه دکتر حسین فریدونی، نشر آفاق، چاپ سوم، ۱۳۶۵، ص ۲۲۴٫

۲۴. کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۳۴۲٫

۲۵. حسین طبرسی، مکارم الاخلاق، (بیروت، مؤسسه الاعلمی. ، ص ۲۸۱٫

۲۶. وسائل الشیعه، حر عاملی، (داراحیاء التراث العربی. ، ج ۴، ص ۱۰۲۲٫

۲۷. بحارالانوار، پیشین، ج ۲۶، ص ۷۵ – ۷۶٫

۲۸. همان، ج ۱۴، ص ۲۰۶ و ج ۴۳، ص ۷۸٫

۲۹. اصول کافی، ج ۱، ص ۲۴۱ و بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۵۴۶، و ج ۲۶، ص ۴۱٫

۳۰. بحار، ج ۹۷، ص ۱۹۵٫

۳۱. همان، ج ۴۳، ص ۵۶٫

۳۲. قاضی نورالله حسینی، احقاق الحق (طهران، مکتبه الاسلامیه. ، ج ۱۰، ص ۴۰۱؛ و ر. ک: صفوری شافعی، نزهه المجالس، ج ۲، ص ۲۲۶٫

۳۳. سیره ابن هشام، ج ۳، ص ۱۰۶، به نقل از ابراهیم امینی، بانوی نمونه اسلام، صص ۷۸ – ۷۹٫

۳۴. بحارالانوار، (پیشین. ، ج ۴۳، ص ۱۳۴، سطر سوم.

۳۵. همان، ص ۱۹۱، روایت ۲۰٫

۳۶. کشف الغمه، ج ۱، ص ۵۰۶٫

۳۷. اسد الغابه، ج ۵، ص ۵۲۳؛ گنجی شافعی، کفایه الطالب، ص ۲۱۲؛ ذهبی، میزان الاعتدال، ج ۲، ص ۱۸؛ همدانی، موده القربی، ۱۰۴٫

۳۸. بحارالانوار، (پیشین. ، ج ۸، ص ۵۱؛ تفسیر فرات بن ابراهیم کوفی، ص ۱۱۳٫

فضایل فاطمه زهرا(سلام الله علیها) در کلام ائمه معصومین(علیهم السلام).

اشاره:

در نگاه امام على(علیه السلام) فاطمه در چنان مرتبه والایى از زهد و خداترسى و عمل به احکام الهى قرار دارد که در کلامی مى فرماید: «من به رسول خدا(صلی اللهعلیه و آله) و فاطمه و فرزندانش مباهات و افتخار مى کنم»(۱). همچنین حضرت على(علیه السلام) در پاسخ به ادعاهاى بى اساس معاویه مبنى بر فضایل امویان در نامه اى مى نویسد: «… دو سید جوانان اهل بهشتاز ماست و«صبیه النار» از شماست. بهترین زنان جهان (فاطمه زهرا(سلام اللهعلیها)) از ماست. و«حماله الحطب» آنکه هیزم کشد براى دوزخیان از شماست. این فضلیت ها از ماست و آن فضیلت ها از شماست…».(۲)

فاطمه (سلام الله علیها) در آخرین لحظات عمر مبارکش می فرماید: «اى پسرعمو! توهرگز مرا در دوران زندگى دروغگو و خائن نیافتى و من هم هرگز با فرمانت مخالفت نکردم.» على(علیه السلام) که شاهد درگذشت تنها یاور و تسلى بخش خویش بود، مى فرماید: « پناه به خدا! تو داناتر و پرهیزگارتر و گرامى تر و نیکوتر از آنى که من تو را نکوهش کنم. دورى از تو و احساس فراقت بر من گران خواهد بود. به خداسوگند! با رفتنت مصیبت رسول خدا(صلی اللهعلیه و آله) را بر من تازه خواهی کرد. «انا لله و اناالیه راجعون» از این مصیبت بزرگ و دردناک و تا ثرآور و حزن انگیز!».(۳)

۲ . فاطمه(سلام الله علیها) از نگاه امام حسن مجتبى(علیه السلام)

امام حسن(علیه السلام) در موارد بسیارى از شایستگی مادرشان سخن گفته اند؛ از آن جمله می فرماید: «شبى دیدم مادرم در محراب به نمازایستاده است و تا طلوع خورشید مشغول رکوع و سجود بود و شنیدم براى یکایک مردان و زنان دعامى کرد و آنان را نام مى برد ولى براى خود چیزى نخواست. عرض کردم: مادر! چرا همان گونه که براى دیگران دعامى کنى, براى خود دعانمى کنى؟ فرمود: فرزندم! اول همسایه بعد از آن خانه».(۴)

۳ . فاطمه(سلام الله علیها) از نگاه امام حسین(علیه السلام)

امام حسین(علیه السلام) می فرماید:« رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در خانه ام سلمهبود که صرصائیل – یکى از فرشتگان الهى- نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: نور را به عقد نور درآور. پیامبر(صلی اللهعلیه و آله) فرمود: چه کسى را و براى چه کسى؟ گفت: دخترت فاطمه(سلام الله علیها) را براى على ابن ابى طالب(علیه السلام). سپس در حضور جبرئیل و میکائیل و صرصائیل، فاطمه(سلام الله علیها) را به عقد على(علیه السلام) درآورد.»(۵)

۴ . فاطمه(سلام الله علیها) از نگاه امام سجاد(علیه السلام)

امام سجاد(علیه السلام) مى فرماید: « وقتى که قیامتفرا رسد، فاطمه(سلام اللهعلیها) وارد محشر مى شود و گفته مى شود کسانى که به آیات الهی ایمانآوردند و مسلمان شدند به جز مسلمانانى که دوستدار اهل بیتهستند؛ همگى سرها را بزیر اندازید. آنگاه اعلام مى شود: این است فاطمه دخت محمد(صلی الله علیه و آله). او و همراهانش به سوى بهشتمى روند. خداوند فرشته اى را خدمت وى مى فرستد و مى گوید: حاجتت را از من بخواه!

فاطمه عرض مى دارد: پروردگارا! حاجت من آن است که مرا و کسانى را که فرزندان مرا یارى کردند مورد عفو قرار دهى»(۶).

۵ . فاطمه(سلام اللهعلیها) از نگاه امام محمد باقر(علیه السلام)

امام باقر(علیه السلام) می فرماید: چون قیامتشود جبرئیل ندا مى دهد: خدیجهدختر خویلد کجاست؟ مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم، ام کلثوم خوهر موسى(علیه السلام) کجایند؟ آنان از جاى بر مى خیزند…آنگاه ندا می شود؛ اى اهل محشر امروز من کرامت را براى محمد و على و حسن و حسین و فاطمه(علیهم السلام) قرار دادم. سرها را پایین بیاندازید و چشمها را فرو ببندید، چون فاطمه مى خواهد به بهشتوارد شود. سپس جبرئیل ناقه اى بهشتى مى آورد و آن حضرت را به بهشتمى برد و لیکن ایشان وقتى نزدیک بهشتمى رسد درنگ مى کند. خداوند مى فرماید: درنگت براى چیست؟

فاطمه مى گوید: پروردگارا! دوست دارم در چنین روزى مقامم شناخته شود. خداوند مى فرماید: اى دختر حبیبم! برگرد و نظر افکن و هرکس را که دوستى شما اهل بیتدر دلش است، او را وارد بهشتکن.» امام باقر(علیه السلام) مى فرماید: «به خداسوگند! در آن روز فاطمه شیعیان و دوستانش را همانند پرنده اى که دانه خوب را از دانه بد جدا مى کند، از بین جمعیت جدا مى کند»(۷).

۶ . فاطمه(سلام الله علیها) از نگاه امام جعفر صادق(علیه السلام)

سید هاشم بحرانى از امام صادق(علیه السلام) نقل مى کند که می فرماید: « نبوت هیچ پیامبرى تکمیل نشد مگر این که به فضیلت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) اقرار نموده، محبت او را دارا بود».(۸)

همچنین امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: « فاطمه، صدیقه کبرى است او در نزد خداوند ۹ اسم دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه ، راضیه ، محدثه، زهرا و بتول»(۹).

۷ . فاطمه(سلام الله علیها) از نگاه امام موسى کاظم(علیه السلام)

امام کاظم(علیه السلام) مى فرماید: «همانا فاطمه، صدیقه و شهیده است».(۱۰)

سلیمان جعفر مى گوید از امام کاظم(علیه السلام) شنیدم که فرمودند: «در خانه اى که اسم محمد یا على، حسن، حسین، جعفر و عبدالله، و از زنان فاطمه باشد؛ فقر و تنگدستى وارد نخواهد شد».(۱۱)

۸ . فاطمه(سلام الله علیها) از نگاه امام رضا(علیه السلام)

امام رضا(علیه السلام) از اجداد گرامیش نقل مى کند که پیامبر(ص) به على(علیه السلام) فرمودند: سه فضیلت به تو داده شد که به من داده نشده است. على(علیه السلام) عرض کرد: آن سه چیز چیست؟ پیامبر(صلی اللهعلیه و آله) فرمود: « تو پدر زنى چون من دارى که من چنین پدر زنى ندارم، همسرى چون فاطمه(س) به تو داده شده که به من داده نشده است، حسن و حسین(علیه السلام) به تو داده شده که به من داده نشده است».(۱۲)

همچنین امام رضا(علیه السلام) از پدران بزرگوار خود از رسول خدا(صلی اللهعلیه و آله) نقل مى کند که پس از ازدواج على و فاطمه(علیهما السلام) خداوند عزوجل فرمودند: «اگر على(علیه السلام) را نمى آفریدم براى دخترت فاطمه(سلام الله علیها) همتا و همسرى در روى زمین یافت نمى شد».(۱۳)

۹ . فاطمه(سلام اللهعلیها) از نگاه امام جواد(علیه السلام)

زکریا بن آدم نقل مى کند: در محضر امام رضا(علیه السلام) بودم که امام جواد(علیه السلام) در حالى که بیش از چهار سال از عمرش نگذشته بود، وارد شد. وقتى نشست دستش را روى زمین قرار داد و سر به آسمان بلند نمود و مدتى طولانى به فکر فرو رفت. امام رضا(علیه السلام) فرمود: جانم فدایت! چرا این چنین در اندیشه اى؟ پاسخ داد: به جهت ستم هایى که نسبت به مادرم فاطمه(سلام اللهعلیها) انجام داده اند».(۱۴)

و نیز امام جواد(علیه السلام) خطاب به موسى بن قاسم که گفت: در حجاز طرف فاطمه زهرا(سلام اللهعلیها) زیارت کردم امام فرمودند: «آن را زیاد کن؛ زیرا که آن برترین چیزى است که بدان عمل مى کنى»(۱۵).

۱۰ . فاطمه(سلام اللهعلیها) از نگاه امام هادى(علیه السلام)

آن حضرت در مورد علت نامگذارى حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) به «فاطمه»، از رسول خدا(صلی اللهعلیه و آله) نقل مى کند که رسول خدافرمود: « دخترم فاطمه(سلام الله علیها) را بدان جهت فاطمه نامیدند که خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مى دارد».(۱۶)

۱۱ . فاطمه(سلام الله علیها) از نگاه امام حسن عسکرى(ع)

امام حسن عسکرى(علیه السلام) از امام على(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل مى کند: «آن هنگام که خداوند آدم و حوا را آفرید، آنان در بهشتبه خود مباهات مى کردند. آدم به حوا گفت: خداوند هیچ مخلوقى بهتر از ما نیافریده است. خداوند به جبرئیل فرمود: این دو بنده ام را به فردوس برین ببر، زمانى که وارد فردوس شدند؛ چشمانشان به بانویى افتاد که جامه اى زیبا از جامه هاى بهشتى در برداشت و تاجى نورانى بر سرگذاشته و دو گوشواره درخشان به گوشش آویخته بود و بهشتاز پرتو نور چهره اش درخشان بود. حضرت آدم به جبرئیل گفت: حبیبم جبرئیل! این بانو که از زیبایى چهره اش بهشتنورانى گشته؛ کیست؟ گفت: او فاطمه دختر محمد(صلی الله علیه و آله)، پیامبرى از نسل تو است که در آخرالزمان خواهد آمد. گفت: این تاجى که برسردارد چیست؟ پاسخ داد: شوهرش على بن ابیطالب(علیه السلام) است. گفت: این دو گشواره که بر دو گوش او است چیست؟ پاسخ داد: دو فرزندش حسن و حسین(علیه السلام) مى باشند. آدم گفت: حبیبم! آیا اینان پیش از من آفریده شده اند؟ گفت: بلى؛ اینان در علم مکنون خداوند چهارهزار سال پیش از آن که تو آفریده شوى، وجود داشتند».(۱۷)

۱۲ . فاطمه(س) از نگاه امام مهدى (عج)

حضرت بقیه الله(عج) فرمودند: « دختر رسول خدافاطمه(سلام اللهعلیها) براى من سرمشق و الگوى نیکویى است.».(۱۸)

پی نوشت:

(۱). دیوان امام على ابن ابى طالب(ع)، محمدعبدالرحمن عوض، ص ۶۵٫

(۲). نهج البلاغه، نامه ۲۸٫

(۳). فاطمه الزهرا من المهد الى اللحد، ص ۶۰۹٫ و روضه الواعظین، ص ۱۵۱٫

(۴). بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۸۱ و ۸۲٫

(۵). بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۲۳٫

(۶). عوالم العلوم، ج۲، ص۱۷۸٫

(۷). بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۶۴٫

(۸). مدینه المعاجز به نقل: فاطمه الزهرا بهجه القلب المصطفى؛ ص .۸۶ و بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۶۵٫

(۹). بحارالانوار: ج ۴۳، ص ۱۰۵٫

(۱۰). مرآه العقول، ج ۵، ص ۳۱۵٫

(۱۱). سفینه البحار، ج۴، ص ۲۹۵٫

(۱۲). مسندالرضا، ج ۱، ص ۱۱۹٫

(۱۳). همان، ج۱، ص ۱۴۱٫

(۱۴). بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۵۹٫

(۱۵). اصول کافى، ج ۴، ص ۳۱۴٫

(۱۶). لسان المیزان، ج ۳، ص ۳۴۶٫

(۱۷). همان.

(۱۸). بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۸۰٫

فضایل ده‌گانه حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) از نگاه اهل تسنن.

اشاره:

در روایات فراوانی که در منابع معروف اهل سنت آمده تصریح شده است که فاطمه زهرا(س) افضل زنان جهان بود، آن سخنی است که پیغمبر اکرم(ص) آن را به تعبیرات مختلف بیان فرموده است: «اِنَّ اَفْضَلَ نِساءِ اَهْلِ الْجَنَّهِ خَدیجَهُ بِنْتُ خُوَیْلِد، وَ فاطِمَهُ بِنْتُ مُحَمَّد، وَ مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرانَ، وَ آسِیَهُ بِنْتُ مُزاحِم;(۲) برترین زنان بهشت خدیجه دختر خویلد، و فاطمه دختر محمّد، و مریم دختر عمران، و آسیه دختر مزاحم [همسر فرعون».[

بانوی بهشتی

نخستین سنگ بنای وجود انسان، انعقاد نطفه اوست، چرا که به هر حال نطفه است که قسمت مهمی از ارزش‌های وجودی انسان را در بر دارد، و به همین دلیل در روایات اسلامی دستورهای زیادی وارد شده که این سنگ زیر بنا درست نهاده شود.

هنگامی که به تاریخ زندگی بانوی اسلام فاطمه زهرا(علیها السلام) مراجعه می‌کنیم می‌بینیم او در این زمینه یک وضع استثنائی دارد که در تاریخ شخصیت‌های بزرگ جهان اعم از مرد و زن بی نظیر است، بهتر است این سخن را از زبان پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) بشنویم:

ابن عباس می‌گوید: پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) زیاد فاطمه را می‌بوسید، روزی عایشه عرض کرد: شما زیاد فاطمه را می‌بوسید؟

رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: (این دلیلی دارد) در شب معراج هنگامی که جبرئیل مرا وارد بهشت کرد، از تمام میوه‌های بهشتی به من داد، و از عصاره آنها نطفه فاطمه در رحم خدیجه منعقد شد.

«فَاِذَا اشْتَقْتُ لِتِلْکَ الثِّمارِ قَبَّلْتُ فاطِمَهَ فَاَصَبْتُ مِنْ رائِحَتِها جَمِیعَ تِلْکَ الثِّمارِ الَّتی اَکَلْتُها;(۲) هنگامی که مشتاق آن میوه‌های بهشتی می‌شوم، فاطمه را می‌بوسم و از بوی او بوی تمام آن میوه‌ها را که در آن شب خوردم استشمام می‌کنم».

.۳ فاطمه(علیها السلام) محبوب ترین افراد نزد پیامبر(صلی الله علیه وآله)

در حدیثی از زبان عایشه می‌خوانیم که می‌گوید:«ما رَاَیْتُ اَحَداً اَشْبَهَ کَلاماً وَ حَدِیثاً مِنْ فاطِمَهَ بِرَسُولِ اللهِ(صلی الله علیه وآله) وَ کانَتْ اِذا دَخَلَتْ عَلَیْهِ رَحَّبَ بِها، وَ قامَ اِلَیْها، فَاَخَذَ بِیَدِها فَقَبَّلَها، وَ اَجْلَسَها فِی مَجْلِسِهِ;(۳) من هیچ کس را در سخن گفتن از فاطمه شبیه تر به رسول خدا(صلی الله علیه وآله) ندیدم، هنگامی که وارد بر پدر می‌شد به او خوش آمد می‌گفت، و در برابر دخترش فاطمه بر می‌خاست، دست او را می‌گرفت و می‌بوسید، و او را در جای خود می‌نشاند».

. ۴مقام قرب فاطمه(علیها السلام) در پیشگاه خدا

در «صحیح ترمذی» از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله)نقل می‌کند که فرمود:

«اِنَّما فاطِمَهُ بَضْعَهٌ مِنِّی یُؤْذِینِی ما آذاها وَ یَنْصَبُنِی ما نَصَبَها;(۴) فاطمه پاره تن من است، آنچه او را آزار دهد مرا آزار می‌دهد و آنچه او را به زحمت افکند مرا به زحمت می‌افکند».

بدیهی است علاقه پدر و فرزندی هرگز نمی‌تواند چنین پدیده ای را توجیه کند، زیرا پیغمبر به عنوان «رسول الله» چیزی را اراده نمی‌کند جز آنچه خدا اراده کند، و هماهنگی خشنودی و رضای فاطمه با خشنودی و رضای خدا و پیامبر دلیلی جز محو اراده او در اراده و خواست خدا ندارد.

این نکته نیز شایان دقت است که معمولا جمله «فاطِمَهُ بَضْعَهٌ مِنِّی» را به معنای فاطمه پاره تن من است، تفسیر و ترجمه می‌کنند، در حالی که در این جمله سخنی از تن در میان نیست، بلکه مفهوم حدیث این است که فاطمه(علیها السلام)پاره ای از وجود و هستی پیامبر(صلی الله علیه وآله) است، هم از نظر جسمی و هم روحی، در خود روایات نیز شاهد بر این معنا داریم که به خواست خدا خواهد آمد.

.۵زهد و ایثار فاطمه(علیها السلام(

ابن حجر و دیگران در روایتی از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) نقل کرده اند، او هنگامی که از سفر باز می‌گشت نخست به سراغ دخترش فاطمه زهرا(علیهاالسلام) می‌آمد، و مدتی نزد او می‌ماند، ولی یک بار برای فاطمه زهرا(علیهاالسلام) دو دستبند از نقره و همچنین یک گردنبند و دو گوشواره ساخته بودند، و پرده ای بر در اطاق آویزان کرده بود.

هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه وآله) وارد شد و این منظره را دید بیرون آمد در حالی که آثار غضب در چهره اش نمایان بود، به مسجد آمد و بر منبر نشست.

فاطمه(علیها السلام) دانست که ناخشنودی پیغمبر(صلی الله علیه وآله) به خاطر همان مختصر زینت است، همه را نزد پدر فرستاد تا در راه خدا صرف کند.

هنگامی که چشم پیامبر(صلی الله علیه وآله) به آن افتاد سه بار فرمود:«فَعَلَتْ، فِداها اَبُوها».(۵)

فاطمه آنچه را که می‌خواستم انجام داد، پدرش به فدایش باد.

هر زمان زکریا وارد محراب او می‌شد غذای مخصوصی در آن جا می‌دید. از او پرسید: ای مریم! این را از کجا آورده ای؟ گفت: این از سوی خداست، خداوند به هر کس بخواهد بی حساب روزی می‌دهد.

  1. مقام علمی فاطمه(علیهاالسلام)

در «مسند احمد» از امّ سلمه (یا طبق روایتی ام سلمی) چنین آمده : وقتی فاطمه(علیهاالسلام) به همان بیماری که به وفاتش منتهی گشت، بیمار شد من از او پرستاری می‌کردم، روزی حالتش را از همه روز بهتر دیدم، علی(علیه السلام) به دنبال کاری رفته بود، فاطمه(علیها السلام) به من فرمود: آبی بیاور تا غسل کنم، آب آوردم و او غسل کرد، غسلی که بهتر از آن ندیده بودم.

سپس فرمود: لباس‌های تازه ای برای من بیاور، لباس‌ها را آوردم و به او دادم، و او پوشید.

سپس فرمود: بسترم را در وسط اطاق بیفکن، من این کار را کردم، او دراز کشید و رو به قبله کرد، و دستش را زیر صورتش گذاشت، سپس فرمود: ای ام سلمه! [ام سلمی] من الان از دنیا می‌روم (و به ملکوت اعلا می‌شتابم) در حالی که پاک شده ام، کسی روی مرا نگشاید. این سخن گفت و چشم از جهان پوشید!(۶)

این حدیث به خوبی نشان می‌دهد که فاطمه از لحظه مرگش آگاه و با خبر بوده، و بی آن که نشانه‌های آن در او باشد، آماده رحلت از این جهان گشت، و از آن جا که هیچ کس لحظه مرگ را جز به تعلیم الهی نمی‌داند این نشان می‌دهد که از سوی خدا به او الهام می‌شد.

آری، روح او با عالم غیب مربوط بود، و فرشتگان آسمان با او سخن می‌گفتند.

به علاوه مطابق روایات گذشته حتی او از مریم دختر عِمران و مادر حضرت عیسی برتر بود، و همین امر کافی است، زیرا قرآن با صراحت می‌گوید: مریم با فرشتگان خدا سخن می‌گفت، آیات متعددی در این زمینه در سوره مریم و آل عمران وجود دارد.

بنابراین فاطمه(علیها السلام) دخت گرامی پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) به طریق اولی باید بتواند با فرشتگان آسمان هم سخن شود.(۷)

.۷ کرامات فاطمه زهرا(علیها السلام)

بسیاری از مفسّران اهل سنّت مانند زمخشری و سیوطی در ذیل آیه شریفه :

«کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقاً قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّی لَکِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَاب);(۶) هر زمان زکریا وارد محراب او می‌شد غذای مخصوصی در آن جا می‌دید. از او پرسید: ای مریم! این را از کجا آورده ای؟ گفت: این از سوی خداست، خداوند به هر کس بخواهد بی حساب روزی می‌دهد»(.

از جابربن عبدالله نقل کرده اند که : رسول خدا(صلی الله علیه وآله) چند روز بود غذایی نخورده بود، و کار بر او مشکل شد، به منزل همسرانش سر زد هیچ کدام غذایی نداشتند، سرانجام به سراغ دخترش فاطمه(علیها السلام)آمد و فرمود: دخترم! غذایی داری من تناول کنم زیرا گرسنه ام؟

عرض کرد: نه بخدا سوگند!هنگامی که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) از نزد او خارج شد، زنی از همسایگان دو قرص نان و مقداری گوشت برای فاطمه(علیها السلام)هدیه آورد، و او آن را گرفت و در ظرفی گذاشت و روی آن را پوشاند و گفت: بخدا سوگند رسول الله(صلی الله علیه وآله) را بر خود و فرزندانم مقدم می‌دارم!

و این در حالی بود که همه گرسنه بودند.

حسن و حسین را به سراغ پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرستاد و از او دعوت کرد به خانه بیاید.

عرض کرد: فدایت شوم، چیزی خداوند برای ما فرستاده، و من آن را برای شما ذخیره کرده ام.

پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: بیاور. و او ظرف غذا را نزد حضرت آورد. هنگامی که پیغمبر سر ظرف را برداشت مملو از نان و گوشت بود، هنگامی که فاطمه آن را دید در تعجب فرو رفت، و فهمید این نعمت و برکتی است از سوی خدا، شکر آن را بجا آورد و بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) درود فرستاد.

پیغمبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: دخترم! این را از کجا آورده ای؟عرض کرد:

«هُوَ مِنْ عِنْدِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَاب); این از سوی خداست، خداوند به هر کس بخواهد،  بی حساب روزی می‌دهد!»(.

پیامبر(صلی الله علیه وآله) شکر خدا را بجا آورد و این جمله را فرمود:

«اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذِی جَعَلَکَ شَبِیهَهً بِسَیِّدَهِ نِساءِ بَنِی اِسْرائِیلَ».

شکر می‌کنم خدایی را که تو را شبیه [مریم]  بانوی زنان بنی اسرائیل قرار داد.

او را فاطمه نام نهاده، زیرا خداوند او و دوستانش را از آتش دوزخ باز داشته است

.۸نخستین کسی که وارد بهشت می‌شود!

ذهبی در «میزان الاعتدال» آورده است که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمود:

«اَوَّلُ شَخْص یَدْخُلُ الْجَنَّهُ فاطِمَهُ(علیها السلام);(۷) نخستین کسی که وارد بهشت می‌شود، فاطمه است!».

.۹ نام‌های پرمعنای فاطمه(علیها السلام)

از احادیث بر می‌آید که نامگذاری فاطمه زهرا(علیها السلام) بوسیله حکیم علی الاطلاق یعنی خدای عالم انجام گرفته است.

از سوی دیگر «فاطمه» از ماده «فطم» (بر وزن حتم) به معنای بازگرفتن کودک از شیر مادر است، سپس به هر گونه بریدن و جدایی اطلاق شده است.

در حدیثی از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) آمده است که فرمود:

«اِنَّما سَمَّاهَا فَاطِمَه لاَِنَّ اللهَ فَطَمَها وَ مُحِبِّیها عَنِ النّارِ;(۸) او را فاطمه نام نهاده، زیرا خداوند او و دوستانش را از آتش دوزخ باز داشته است».

از این تعبیر استفاده می‌شود که نامگذاری بانوی اسلام به این نام، از سوی خداوند صورت گرفته، و مفهومش این است که خدا وعده داده است او و کسانی که او را دوست دارند و در خط مکتب او باشند هرگز به دوزخ نروند.

.۱۰ هدیه پیامبر(صلی الله علیه وآله) به فاطمه(علیها السلام)

غیر از هدایای فوق العاده معنوی که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) به دخترش فاطمه زهرا(علیها السلام) داد که هر کدام از دیگری گرانبهاتر و پرارزش تر بود که بعضی از آنها در تاریخ ضبط شده مانند تسبیح حضرت زهرا(علیها السلام) و بعضی را مینمی دانیم. یک هدیه به ظاهر مادی نیز به او داد و عجب این که این هدیه نیز به فرمان خدا صورت گرفت چنانکه در حدیث زیر آمده است:سیوطی نقل می‌کند: هنگامی که آیه شریفه:

«(وَآتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ);(۹) و حق نزدیکان را بپرداز!».

نازل شد، پیغمبر(صلی الله علیه وآله) فاطمه(علیها السلام) را صدا زد و سرزمین «فدک» را به او واگذار کرد.(۱۰)

البتّه چنانکه در فصل «ماجرای غم انگیز فدک» می‌آید، بخشیدن فدک به فاطمه(علیها السلام) یک مسأله ساده نبود، پشتوانه ای بود برای مسأله ولایت علی(علیه السلام) و سندی برای تحکیم و تثبیت مقام والای این خانواده، و از این نظر یک هدیه معنوی نیز محسوب می‌شد.

پی‌نوشت‌:

۱ . این حدیث در «مستدرک الصحیحین»، جلد ۲، صفحه ۴۹۷ نقل شده و سپس تصریح می‌کند که اسناد این حدیث صحیح است.

  1. ذخائر العقبی، صفحه ۳۶ .
  2. مستدرک الصحیحین، جلد ۳، صفحه ۱۵۴ .
  3. صحیح ترمذی، جلد ۲، صفحه ۳۱۹ .
  4. الصواعق المحرقه، صفحه ۱۰۹ .
  5. مسند احمد بن حنبل، جلد ۶، صفحه ۴۶۱٫ این حدیث را ابن اثیر در «اسد الغابه» و جمعی دیگر در کتب خود آورده اند.
  6. البتّه دلایل علمی و دانش گسترده و فوق العاده آن حضرت در روایات شیعه وضع دیگری دارد که در زندگی نامه آن بزرگوار قبلا بدان اشاره شد
  7. آل عمران، آیه ۳۷ .
  8. میزان الاعتدال، جلد ۲، صفحه ۱۳۱ .
  9. تاریخ بغداد، جلد ۲، صفحه ۳۳۱ .
  10. اسراء، آیه ۲۶ .
  11. درّ المنثور، ذیل آیه; میزان الاعتدال، جلد ۲، صفحه ۲۸۸; کنزالعمّال، جلد ۲، صفحه ۱۵۸

بانوی آفتاب؛ گذری بر فضایل حضرت زهرا سلام الله علیها.

اشاره:

فضایل و کمالات حضرت زهرا سلام الله علیها، مانند فضایل سایر معصومان است چون آن حضرت دختر خاتم پیامبران است که برای تولدش رسول خدا چنین بشارت داده شد: «انا اعطیناک الکوثر: مابرای تو خیرفراوان عطا کردیم» برای درک مقام معنوی و فضایل آن حضرت کافی است که روایات رسیده از پیامبر اکرم صل الله علیه و اله را از خاطر بگذرانیم. فاطمه بهترین زنان دو عالم است، افضل از همه بانوان جهان از مقام عصمت کبری برخوردار بود، و از هر حیث نسبت به بانوان جهان برتری و الگوی زنان بعد از خود است «فاطمه سیده زنان عالمین است».

 

چنانکه در روایات فراوان آمده است، حضرت زهرا تنها بانویی بود که در شأن همسری امیرمؤمنان بود و اگر علی نبود برای زهرا کفوی نبود، این روایت و روایتهای دیگری که در منابع حدیثی درباره مقام و فضیلت حضرت زهرا آمده است همه نشانگر این است که این بانو فضایل و مقام معنوی و علمی بسیار بالایی داشت. از نظر علمی در حدّی بود که سایر ائمه در آن درجه قرار داشتند، اگر آن بانو هم کفوی غیر از علی نداشت این حقیقت بیانگر عظمت علمی حضرت زهرا(س) است.

از امام صادق  علیه السلام  نقل شده که سؤال فرمود: آیا میدانید تفسیر کلمه «فاطمه» چیست؟ راوی گوید: خیر مولایم مرا به تفسیر آن آگاه فرمایید. فرمود یعنی که شرّ و بدی در وجود او راهی ندارد و اگر برای همسری این بزرگوار علی نبود تا قیامت کسی همشأن ایشان نمیشد[۱] مقام علمی آن حضرت نیز چونان علی(ع) بعد از پیامبر سرآمد تمام بشریت است اگرچه عرصه را به آن حضرت به قدری تنگ نمودند که اندکی پس از پدر مهربانش دنیا را ترک کرد و با پهلوی شکسته به حضور پدرش شتافت.

«الله لقد فطمها الله تبارک و تعالی بالعلم و عن الطمث بالمیثاق: خداوند آن با نور را از علم مملو ساخت و از ناپاکیهای زنان در عالم در منع کرد و مبرا نمود.»[۲]

«به خدا سوگند خداوند متعال آن حضرت را به قدری در علم وسعت و ظرفیت داد که از علم بشری بینیاز نمود و هرگز نیازی به آموختن از دیگران نداشته باشد زیرا پدرش اولین معلم اسلام است و آخرین پیامبر است که خداوند او را با دین کامل و کتاب آسمانیش به سوی بشریت فرستاد».[۳]

همچنانکه علی می فرمود: «بپرسید از من از هر چیزی که نمیدانید و از هر چیزی که می خواهید زیرا که در این سینه من علومی انباشته شده که از پیامبر فراگرفتهام و همواره دنبال مردمی هستم که لیاقت داشته باشد، تا آن را به آنها بیاموزم. فاطمه نیز از این مقام رفیع علمی برخوردار بود، چون همشأن با علی در تمام فضایل معنوی و علمی بود، اگر ما به خطبه آن حضرت که درباره دفاع از ولایت که در مسجد ایراد فرمود خوب تأمل کنیم خطبهاش را همسنگ خطبههای امیرمؤمنان خواهیم یافت.[۴]

مرحوم مجلسی درباره تفسیر حدیث امام باقر علیه السلام که فرمود: «فطمها الله بالعلم» یعنی به سبب کثرت علم از جهل بریده شد و به قدری علم دارد که جهالت هرگز در آن راه ندارد و از آغاز آفرینش برخوردار از علوم ربانی شده[۵] بنابراین با توجه به اینکه آن حضرت تنها دختر پیامبر اکرم بوده است که فرزندانش امامان معصومی چون حسن و حسین هستند که هر یک معدن و مخرن علوم الهی بودند و در حضور آن بانو تعلیم و تربیت دیده بودند.

از طرفی آن بانو تنها هم شان امیرمؤمنان(ع) بود و از هر جهت خصوصاً از جهت علمی و همچنین یازده امام معصوم که وارث علم الهی هستند، فرزندان آن حضرت هستند و تمام آنها به فضائل آن حضرت تصریح کردهاند و آن حضرت در تمام فضائل با آنها شریک است[۶] و آنها وارث علم فاطمه (س) هستند که مصحف فاطمه به آنها رسید.

چند داستان در مورد زندگی حضرت فاطمه سلام الله علیها

اصل پوشش ظاهر(حجاب) و دارا بودن صفت کمالی عفاف برای زن مؤمنه یکی از وظایف دینی و انسانی به شمار می رود که زنان مسلمان جهت حفظ تقوی و کسب رضایت خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله و ابراز بندگی خدا از طرفی، و جهت حفظ امنیت اخلاقی اجتماع از سوی دیگر باید ملتزم به آن باشند.

یکی از پیام های صریح زندگی فاطمه زهرا سلام الله علیها اهمیت دادن آن بانوی گرامی به حجاب و پوشش در حد فوق العاده می باشد که در این مختصر به ذکر دو روایت کفایت می کنیم.

  1. از امام کاظم علیه السلام روایت است که علی علیه السلام فرمود: نابینائی اجازه خواست و بر فاطمه سلام الله علیها وارد شد پس حضرت زهرا خود را از او پوشاند، رسول خدا صلی الله علیه و آله به وی فرمود: برای چه خود را از او می پوشانی در حالی که تو را نمی بیند؟ فاطمه سلام الله علیها عرض کرد: اگر او مرا نمی بیند همانا من او را می بینم و وی بوی مرا استشمام می کند. آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: گواهی می دهم که بی شک تو پاره تن منی.[۷] از این روایت علاوه بر پوشاندن بدن، لزوم پوشش بوی عطر زنان هم از مردان نامحرم فهمیده می شود.
  2. و نیز علی علیه السلام می فرمایند: خدمت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله بودیم، آن حضرت پرسید چه چیزی برای زنان نیکو و رواست؟ حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: «خیر للنساء أن لا یرین الرجال و لا یراهنّ الرجال.»[۸] آنچه برای زنان نیکوست اینکه بدون ضرورت مردان نامحرم را نبینند و نامحرمان نیز او را ننگرند.

حضرت زهرا سلام الله علیها در عبادت و عصمت به حدّی رسیده بود که در حدیث متفق میان شیعه و اهل سنت آمده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در رابطه با عصمت و عبادت آن حضرت فرمودند: «إن الله یغضب لغضبک فاطمه و یرضا لرضاک» ای فاطمه سلام الله علیها: خداوند با خشم تو خشم می کند و با رضای تو راضی می شود.[۹] آن حضرت گاهی تا صبح مشغول عبادت می شد، حضرت امام حسن علیه السلام می فرمایند: شب جمعه ای دیدم که مادرم همواره در رکوع و سجود بود تا اینکه صبح شد و می شنیدم که برای مردان و زنان مؤمن دعا می کرد و نام می برد ولی برای خود دعا نکرد. گفتم: ای مادر چرا برای خویش دعا نمی کنی همانگونه که برای دیگران دعا می کنی؟ فرمود: پسرم اوّل همسایه بعد خانه.[۱۰]

این روایات علاوه بر اینکه تأکید بر شب زنده داری ها و عبادتهای آن حضرت دارد می رساند که حضرت زهراء نسبت به اطرافیان و همسایگان خویش بی تفاوت نبودند و همواره در حقّ بندگان خوب خدا خیرخواه و برای رفع حوائج آنان دعا می کردند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد دخت گرامیش می فرمود: فاطمه حوریه ای انسانی است، هرگاه در محراب در مقابل خداوند خویش می ایستد. نور او برای ملائکه آسمان همچون نور ستاره ها برای اهل زمین می درخشد، خداوند عزوجل می فرماید: ای فرشتگان من بنگرید به بنده من فاطمه، سرور بندگانم، که در مقابل من ایستاده و بند بند بدن او از خوف من می لرزد و با خشوع قلب خود به عبادت من روی آورده است، شما را گواه می گیرم که شیعیان او را از آتش جهنم امان دادم.[۱۱]

حسن بصری با اینکه از طرفداران اهل بیت علیهم السلام نیست می گوید: در این امت کسی عابدتر از فاطمه سلام الله علیها نبود، آنقدر به عبادت می ایستاد که قدمهایش وَرم می نمود.[۱۲]

حضرت زهرا سلام الله علیها در لحظات آخر عمر خویش همچون ایام گذشته مشغول عبادت و راز و نیاز با حضرت احدیت بود و شیعیان و پیروان اسلام و نیز در حقّ گنهکاران و خطا پیشه گان امت اسلامی دعا می کرد و طلب مغفرت برای آنان از بارگاه خداوند متعال داشت. اسماء همسر جعفر طیار نقل می کند که در لحظه های آخر عمر حضرت زهراء سلام الله علیها متوجه آن بزرگ بانوی عالم بودم، ابتداء غسل کرد و لباسهایش را عوض نمود و در خانه مشغول راز و نیاز با خدا شد. جلو رفتم، فاطمه سلام الله علیها را دیدم که رو به قبله نشسته و دستها را به سوی آسمان بلند کرده و چنین دعا می کند: «إلهی و سیدی أسئلک بالّذین اصطفیتهم و ببکاء ولدی فی مفارقتی أن تغفر لعصاه شیعتی و شیعه ذریتی. پروردگارا، بزرگوارا، بحقّ پیامبرانی که آنها را برگزیدی و به گریه های فرزندانم در فراق من، از تو می خواهم گناهکاران شیعیان من و شیعیان فرزندان مرا ببخشائی».[۱۳]

و اینها خود بزرگترین درس از زندگی سرشار از ایمان آن حضرت می باشند که می توانند تحولّی عمیق در دلهای خفته و پژمرده از غفلت و نادانی انسانها در تمامی قرون و بالاخص در عصر حاضر ایجاد کنند. امید است با پیروی از ائمه اطهار علیهم السلام بتوانیم زندگی پر از معنویت و ایمان برای خود و جامعه خود بسازیم. در پایان حدیثی از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله در رابطه با حضرت زهراء سلام الله علیها ذکر می کنیم. انشاءالله که بتوانیم در زمره محبان واقعی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام قرار گیریم.

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «من أحب فاطمه ابنتی فهو فی الجنه معی و من أبغضها فهو فی النار. یا سلمان، حبّ فاطمه ینفع مائه من المواطن: رسول خدا صلی الله علیه و آله به سلمان فرمودند: ای سلمان، هر کس دخترم را دوست بدارد او بامن در بهشت است و هر کس او را دشمن بدارد او در آتش است. ای سلمان، حبّ فاطمه سلام الله علیها در صد جایگاه سود می دهد، آسانترین آن جایگاه ها مرگ و قبر و میزان و صراط و محاسبه است. هر کس از او، دخترم راضی باشد من از او راضیم و هر کس من از او راضی باشم خدا از او راضی باشد و هر که بر او خشم کند من بر او خشم کنم و هر کس بر او خشم نمایم خدا بر او خشم کند. ای سلمان، وای بر کسی که به او و شوهرش ستم کند. وای بر کسی که به ذرّیه او ستم کند.»[۱۴]

تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها

روایتی در کتاب های متعدد از جمله «من لا یحضر الفقیه» آمده که امیر مؤمنان علی علیه السلام خطاب به مردی از بنی سعد فرمود: این جریان را از خود و فاطمه به شما می گویم: فاطمه نزد من بود و فاطمه کسی بود که در امور زندگی و کار منزل بسیار زحمت می کشید، با مشک آب می آورد، و آسیاب می کرد تا این که دست او زخم می شد، خانه را جارو می کرد تا این که لباس او غبارآلود می شد، و در کارهای پختن غذا زحمت می کشید و از این جهت بسیار خسته و لباس های او از دود هیزم سیاه می شد. من روزی به او گفتم اگر نزد پدرتان بروید و از او خدمت کاری بخواهید که در کارهای منزل به شما کمک کند، شاید از این زحمت ها مقداری راحت شوید.

فاطمه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفت، دید افرادی در حضور پیامبر هستند. فاطمه حیاء کرد و چیزی به پیامبر نگفت و برگشت، اما پیامبر فهمید که فاطمه برای کاری آمده بوده است. فردای آن روز، حضرت آمد و فرمود: یا فاطمه دیروز برای چه کاری نزد من آمده بودی؟ ما ترسیدیم که اگر چیزی نگوییم شاید حضرت بلند شود و برود، لذا جریان را مطرح کردیم و کارهای سنگینی را که فاطمه در منزل انجام می داد و سبب خستگی او می شد با حضرت بازگو نمودیم. حضرت در پاسخ فرمود: آیا به شما چیزی که از خدمت کار منزل بهتر باشد نیاموزم؟ بعد فرمود: ۳۴ مرتبه «الله اکبر»، و ۳۳ مرتبه «الحمد لله» و ۳۳ مرتبه «سبحان الله» بگویید. بعد فاطمه سر بلند کرد و سه بار گفت: ما از خدا و رسول خدا راضی شدیم.[۱۵] این اصل جریان بوجود آمدن تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها بود اما به دلیل اهمیت این ذکر شریف، چند نمونه از روایاتی را که درباره فضیلت آن وارد شده بازگو می کنم.

  1. امام صادق علیه السلام فرمود: «من سبح تسبیح فاطمه سلام الله علیها غفرالله له: یعنی هر کسی تسبیح حضرت فاطمه بجا آورد خداوند گناهان او را می آمرزد.»[۱۶]
  2. نیز امام صادق علیه السلام فرمود: «تسبیح الزهراء فاطمه سلام الله علیها فی دبر کل صلاه احبّ الی من صلاه الف رکعهٍ فی کل یوم: یعنی بجا آوردن تسبیحات حضرت فاطمه زهرا در تعقیب هر نماز برای من از هزار رکعت نماز در هر روز محبوب تر است.»[۱۷]
  3. یکی از روات می گوید نزد امام صادق علیه السلام از سنگینی گوشم شکایت کردم. حضرت فرمود: «علیک بتسبیح فاطمه سلام الله علیها: یعنی بر شما باد به گفتن تسبیحات حضرت زهرا.»[۱۸]

پی نوشت:

[۱]  موسوی، محمد کاظم، فاطمه از مهد تا لحد، نشر آقاق، چاپ چهارم، ۱۳۷۱، ص۶۵٫

[۲]  مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۴، ۱۵، و رحمانی همدانی، فاطمه الزهرا و بهجه قلب المصطفی، تهران، مرضیه، چاپ دوم، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۹٫

[۳]  موسوی، محمدکاظم، پیشین، ص ۶۴٫

[۴]  ر.ک: خطابه فدک، عزالدین زنجانی، شرح خطبه حضرت زهرا، مشهد، چاپ اول، ص۴۰٫

[۵]  مجلسی، پیشین، ج ۴۳، ص۶۵، ۱۰۱٫ و ر.ک: رحمانی همدانی، پیشین، ج۴۳، ص۱۴٫

[۶]  ر.ک: رحمانی همدانی، پیشین، ص۳۷، ۶۰ و ص۹، ۱۳٫ فضائل حضرت زهرا از زبان فرزندانش.

[۷]  قزوینی، سید محمدکاظم، فاطمه الزهرا از ولادت تا شهادت، ترجمه علی کرمی، انتشارات نشر مرتضی، چاپ چهارم، ۱۳۸۲ش، ص۳۳۰٫

[۸]  نیلی پور، مهدی، فرهنگ فاطمیه، اصفهان، انتشارات مرکز فرهنگی شهید مدرس، چاپ سوم، ۱۳۸۲ش، ص۲۵۰٫

[۹]  شیخ طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری با علام الهدی، مؤسسه آل البیت، لإحیاء التراث، چاپ اول، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۹۴٫

[۱۰]  علامه مجلسی، تاریخ چهارده معصوم(ع)، چاپ نهم، انتشارات سرور، ۱۳۸۲ش، ص۱۹۳٫

[۱۱]  قزوینی، سیدمحمدکاظم، فاطمه الزهرا از ولادت تا شهادت، ترجمه علی کرمی، انتشارات نشر مرتضی. چاپ چهارم، ۱۳۸۲ش، ص۳۰۱٫

[۱۲]  همان.

[۱۳]  فرهنگ فاطمیه، همان، ص۱۵٫

[۱۴]  همان، ص۱۳٫

[۱۵]  شیخ صدوق، محمد، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص ۳۲۰٫

[۱۶]  حلی، وسایل الشیعه، قم، نشر مؤسسه اهل البیت، ۱۴۱۶ ق، ج ۶، ص ۴۳۹، کتاب صلوه، باب ۷٫

[۱۷]  مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، نشر دار احیاء، ۱۴۰۳هـ ق، ج ۸۲، ص ۳۳۲٫

[۱۸]  همان، ص ۳۳۴٫

فضائل حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها).

اشاره:

ناطقه مرا مگر روح قدس مدد کند

تا که ثنای حضرت سیده نساء کند

نفخه قدس بوی او، جذبه انس خوی او

منطق او خبر ز «لا ینطق عن هوی» کند

«مفتقرا» متاب رو از در او به هیچ سو

ز آنکه مس وجود را فضه او طلا کند

در عظمت و بزرگی حضرت زهرا «سلام الله علیها» همین بس که در نسب خانوادگی شهره جهان است، زیرا پدری چون حضرت محمد«ص»، اولین فرد جهان هستی در کمال و فضائل و مادری چون خدیجه کبری«ع» یکی از زن های کامله جهان هستی و دومین مسلمان و فداکارترین فرد در راه اسلام و همسری چون امیرمؤمنان علی«ع» که به منزله جان پیامبر«ص» و برترین انسان بعد از ایشان است و فرزندانی چون حسنین«ع» و زینبین«سلام الله علیها» دارد. به راستی کجا می توان خانه ای جز خانه گلی فاطمه یافت که چنین انسان های بزرگی در آن جمع شوند.

امام صادق «ع» فرمود: «او صدیقه کبری است که قرن های گذشته بر محور شناخت او دور زده است.»(۱)

چگونه می توان او را شناخت، در حالی که خدای متعال به پیامبر اکرم«ص» فرموده است: «یا احمد لولاک لما خلقت الافلاک ولولا علی لما خلقتک ولولا فاطمه لما خلقتکما؛(۲) ای پیامبر! اگر تو نبودی هستی را نمی آفریدم و اگر علی نبود تو را خلق نمی کردم و اگر فاطمه نبود، شما دو نفر را به وجود نمی آوردم.»

پیامبر گرامی اسلام درباره او فرمود: «اگر [خوبی ها و] زیبایی ها به صورت انسانی درآید، او فاطمه خواهد بود، بلکه او برتر [از آن] است؛ به راستی که دخترم فاطمه برترین انسان روی زمین از نظر عنصر و ذات و از نظر شرافت وبزرگواری است.»(۳)

مهدی صاحب الزمان«عج»، فاطمه«ع» را الگو و مقتدای خویش می داند و می فرماید: «و فی ابنه رسول الله لی اسوه حسنه، وسیردی الجاهل رداءه عمله و سیعلم الکافر لمن عقبی الدار؛(۴) دختر رسول خدا«ص» زیباترین الگو برای من است، و به زودی نادان، پستی عمل خویش را خواهد دید و کافران درمی یابند که پایان کار به نفع چه کسی است.»

و امام صادق«ع» او را لیله القدر نامید.(۵)

اعترافات محققین اهل سنت

۱. ابن صباغ مالکی: «در افتخار فاطمه همین بس که دختر پیامبر«ص» خیرالبشر است، فاطمه ای که ولادتش پاک و سیده است به اتفاق همه مسلمین.»(۶)

۲. محمد بن طلحه شافعی: «دقت کن در آیه مباهله(۷) و ترتیب و عبارات آن و اشاراتی که به علو مقام فاطمه دارد و چگونه او در وسط قرار گرفته است تا مقام و منزلت او بیشتر روشن گردد.»(۸)

  1. عباس محمود، العقاد المصری: «در هر دینی یک چهره از زن کامله وجود دارد که همه او را تقدیس می کنند و گویا او نشانه خداوند بین مردان و زنان است. در مسیحیت چهره مریم پاکدامن و در اسلام لاجرم آن چهره کامله فاطمه بتول است».(۹)
  2. دکتر علی ابراهیم حسن: «در زندگی فاطمه انواع عظمت ها را می بینیم که این عظمت ها را همچون بلقیس و… از راه داشتن قصر و ثروت و زیبایی ظاهری به دست نیاورده است. و همچون عایشه، شهرت خویش را از راه رهبری جنگجویان (در جنگ جمل) و رویارویی با مردان به چنگ نیاورده، بلکه از راه حکمت و بزرگی شخصی خود، عالم را از حکمت و عظمت پر کرده است. حکمتی که مرجعش کتب فلاسفه و علما نیست. بزرگی که ریشه اش پادشاهی و ثروت نیست، بلکه از درون جانش و کمالات نفسش ریشه می گیرد.(۱۰)»

فضائل حضرت زهرا«سلام الله علیها»

در اینجا به برخی از فضائل حضرت فاطمه«ع» اشاره می شود:

۱. نور فاطمه«سلام الله علیها»

پیامبر اکرم«ص» فرمود: «خلق نور فاطمه «ع» قبل ان تخلق الارض و السماء فقال بعض الناس: یا نبی الله! فلیست هی انسیه؟! فقال: فاطمه حوراء انسیه؛(۱۱) نور فاطمه قبل از خلقت زمین و آسمان آفریده شد، بعضی از مردم عرض کردند: »ای پیامبر خدا! پس زهرا از آدمیان نیست؟» فرمود: «فاطمه حوریه بشری است.»

پیامبر اکرم«ص» در جای دیگر فرمود: «لما خلق الله الجنه خلقها من نور وجهه، ثم اخذ ذالک النور فقذفه فاصابنی ثلث النور، و اصاب فاطمه ثلث النور، واصاب علیا و اهل بیته ثلث النور؛ فمن اصابه من ذلک النور اهتدی الی ولایه محمد، ومن لم یصبه من ذلک النور ضل عن ولایه آل محمد«ص»، «خداوند بهشت را از نور وجود خود آفرید، سپس آن را برگرفته و رها کرد. پس یک سوم آن به من [پیامبر«ص» و یک سوم آن به فاطمه و ثلث باقیمانده به علی «ع»و اهل بیت او اصابت کرد. پس هر کس که از آن نور به او برسد، به ولایت آل محمد«ص» رهنمون می شود، و هر کس از آن نور به او نرسد، از ولایت آل محمد«ص» گمراه می شود [و به بیراهه خواهد رفت].»(۱۲)

۲. چرا فاطمه؟

یونس می گوید، امام صادق«ع» فرمود: «لفاطمه«ع» تسعه اسماء عندالله عزوجل: فاطمه، والصدیقه، والمبارکه، والطاهره، والزکیه، والراضیه، والمرضیه والمحدثه والزهراء ثم قال«ع» اتدری ای شیء تفسیر فاطمه؟ قلت اخبرنی یا سیدی، قال: فطمت من الشر؛(۱۳)

همچنین برای وجه تسمیه فاطمه«ع» وجوه دیگری نقل شده است که عبارتند از:

۱. فاطمه از اسم خداوند یعنی فاطر گرفته شده است.(۱۴)

۲. چون دوستان و شیعیان او از آتش جهنم در امان اند.(۱۵)

۳. چون از عادت ماهانه بریده و منقطع بوده است.(۱۶)

۳. نیایش زهرا«سلام الله علیها»

امام صادق«ع» فرمود: «کانت اذا قامت فی محرابها زهر نورها لاهل السماء کما یزهر الکواکب لاهل الارض؛(۱۷) هرگاه فاطمه«ع» در محراب عبادتش می ایستاد، نور او برای اهل آسمان می درخشید؛ آنگونه که ستارگان برای اهل زمین می درخشند.»

امام حسن«ع» فرمود:

«ما کان فی الدنیا اعبد من فاطمه«سلام الله علیها» حتی تورم قدماها؛ (۱۸) عابدتر از فاطمه در دنیا نبود، [آنقدر عبادت کرد] که پاهای [مبارکش] ورم کرد.»

۴. نیت خالص فاطمه«سلام الله علیها»

از حسین بن روح سؤال شد: پیامبر اسلام«ص» چند دختر داشت؟ گفت: چهار دختر. سؤال شد: کدامیک برتر بود؟ گفت: فاطمه؛ به خاطر اینکه وارث [علم] نبی بود و نسل پیامبر«ص» از طریق او انتشار یافت و خداوند این دو خصلت را به خاطر اخلاص او عنایت فرمود. (۱۹)

۵. تسبیح فاطمه«سلام الله علیها»

از علی«ع» نقل شده است که: یکی از پادشاهان عجم برده ای به پیامبر هدیه نمود، من به فاطمه گفتم نزد رسول خدا برو و خدمتگزاری برای خود درخواست کن. زهرا نزد رسول خدا رفت و این موضوع را با ایشان در میان گذارد، پیامبر«ص» فرمودند: فاطمه جان! چیزی به تو دهم که برایت از خادم و آنچه در دنیاست بهتر باشد؛ بعد از نماز، ۳۴ بار الله اکبر و ۳۳ مرتبه الحمدلله و ۳۳ بار سبحان الله بگو.

آنگاه این اذکار سه گانه را با «لااله الاالله.» پایان بخش، و این برای تو از آنچه خواسته ای و از دنیا و آنچه در دنیاست بهتر خواهد بود. (۲۰)

امام صادق«ع» در فضیلت تسبیحات حضرت زهرا«سلام الله علیها» فرمود: «من سبح تسبیح فاطمه الزهرا«سلام الله علیها» قبل ان یثنی رجلیه من صلاه الفریضه غفرالله له؛ (۲۱) هر کس تسبیح فاطمه را قبل از آنکه از حالت نماز فارغ شود بگوید؛ خداوند او را می آمرزد.»

و همچنین امام صادق«ع» بارها می فرمودند: «تسبیح فاطمه«سلام الله علیها» فی کل یوم فی دبر کل صلاه احب الی من الف رکعه فی کل یوم؛ (۲۲) تسبیح فاطمه زهرا«سلام الله علیها» درهر روز بعد از هر نماز نزد من محبوب تر از هزار رکعت نماز در هر روز است.»

و نیز فرمودند: «من الذکر الکثیر الذی قال الله عزوجل «واذکروا الله ذکرا کثیرا»؛ (۲۳) تسبیح فاطمه زهرا«سلام الله علیها» مصداق ذکر کثیری است که خداوند فرمود: خدا را یاد کنید، یاد کردنی بسیار.»

۶. محدثه بودن زهرا«سلام الله علیها»

دانشمندان شیعه و سنی بالاتفاق معتقدند که بعد از پیامبر اسلام یقیناً بشر محدث وجود داشته است، منتهی در مصداق اختلاف است. در تعریف محدث می گویند: «المحدث یسمع الصوت ولا یری شیئا؛ (۲۴) محدث صدای فرشته را می شنود، ولی چیزی را نمی بیند.»

امام صادق«ع» فرمود: «فاطمه بعد از رحلت پیامبر اکرم«ص» ۷۵ روز بیشتر زنده نماند و غم جانسوز داغ پدر قلب او را لبریز کرده بود، به این جهت جبرئیل پی در پی به حضورش می رسید، و او را در عزای پدر تسلیت می گفت.» (۲۵)

در زیارتنامه حضرت فاطمه«سلام الله علیها» هم می خوانیم: «السلام علیک ایتها المحدثه العلیمه.» (۲۶)

۷. بخشش زهرا«سلام الله علیها»

بهترین و برترین انفاق آن است که از محبوب ترین چیز انفاق شود و انفاق های فاطمه«ع» چنین بود، که به دو نمونه اشاره می شود.

الف) گردنبند پربرکت

جابربن عبدالله انصاری می گوید: «روزی نماز عصر را با پیغمبر«ص» خواندیم. ناگاه پیرمردی خدمت رسول خدا رسید که لباس کهنه ای پوشیده بود و از شدت پیری و ناتوانی نمی توانست بر جای خودش قرار گیرد. عرض کرد: «یا رسول الله! گرسنه ام، سیرم کن. برهنه ام، لباسی به من عطا کن. تهیدستم، چیزی به من بده.» رسول خدا«ص» فرمود: «من که اکنون چیزی ندارم، ولی تو را به جایی راهنمایی می کنم، شاید حاجتت برآورده شود.» سپس به بلال فرمود: «پیرمرد ناتوان را به خانه فاطمه هدایت کن». او بعد از ورود به خانه زهرا«سلام الله علیها» سلام و نیاز خود را بیان کرد. فاطمه گلوبندی را که پسر عمویش به وی اهداء کرده بود، به او داد و فرمود: «بفروش و زندگی خود را بدان اصلاح کن».

پیرمرد برگشت و جریان را خدمت پیغمبر عرض کرد. آن حضرت گریست و فرمود: «گردنبند را بفروش تا خدا به برکت عطای دخترم برای تو گشایشی فراهم سازد.» پیرمرد بعد از فروش گردنبند، به پیامبر«ص» عرض کرد: «به برکت عطای فاطمه«ع» بی نیاز شدم.» (۲۷)

ب) لباس عروسی

صفوری شافعی از ابن جوزی نقل می کند که رسول خدا«ص» در شب عروسی فاطمه«سلام الله علیها» برای او پیراهن تازه ای آماده کردند. جامه ای کهنه و وصله دار نیز در نزد ایشان بود. سائلی در زد و گفت: «از خانه رسول خدا«ص» جامه ای کهنه می خواهم.» فاطمه می خواست جامه کهنه را بدهد، ولی سخن خدا به یادش آمد که می فرماید: «لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون.»؛ «به نیکویی نخواهید رسید مگر اینکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید.»

پس جامه نو را به وی داد. وقتی هنگام زفاف حضرت شد، جبرئیل به محضر رسول خدا«ص» آمد و عرض کرد: «یا رسول الله! پروردگارت سلام می رساند و مرا نیز فرمان داده که به فاطمه«سلام الله علیها» سلام برسانم و برای وی توسط من جامه ای از دیبای سبز از جامه های بهشتی فرستاده است.

۸. مقام شفاعت

۱. پیامبر اسلام خطاب به امام حسن و امام حسین«ع» فرمود: «انتما الامامان ولامکما الشفاعه؛(۲۸) شما دو نفر (حسنین) امام هستید و برای مادر شما شفاعت است.»

۲. پیامبر اسلام«ص» فرمود: «وقتی روز قیامت شود، از باطن عرش ندا می رسد که ای اهل قیامت! چشم های خویش را پایین افکنید تا فاطمه دختر محمد با پیراهن خضاب شده به خون حسین عبور کند. در آن عرصه حضرت فاطمه پایه عرش را می گیرد و عرضه می دارد: پروردگارا! تو جبار عادلی. بین من و کسانی که فرزندان مرا کشتند قضاوت فرما. رسول اکرم«ص» فرمودند: «به حق خدای کعبه سوگند که پروردگارم به سنت من حکم خواهد فرمود.

آنگاه زهرا«سلام الله علیها» عرضه می دارد: «اللهم اشفعنی فیمن بکی علی مصیبته؛ پروردگارا به من اجازه شفاعت کسانی را بفرما که در مصیبت حسینم گریه کرده اند» و خدای تعالی اذن شفاعت آنان را به ایشان عنایت می فرماید.» (۲۹)

۳. جابربن عبدالله انصاری می گوید: به حضرت باقر«ع» عرض کردم: «فدایت شوم، یابن رسول الله! برای من حدیثی در فضیلت جده ات فاطمه زهرا بفرمایید تا هنگامی که آن را برای شیعیان بیان می کنم خوشحال گردند. امام باقر«ع» فرمود: پدرم و او از جدم، از رسول خدا«ص» نقل می فرمود که: در روز قیامت برای انبیاء و رسل منبرهایی از نور برپا می شود و منبر من در روز قیامت از همه بلندتر است. آنگاه خداوند می فرماید: «خطبه بخوان»، پس خطبه ای بخوانم که احدی از انبیاء و رسل مانند آن را نشنیده است. پس برای اوصیاء نیز منبرهایی از نور برافراشته می شود و در میان آنها منبری برای وصی من علی بن ابی طالب نصب می گردد که از همه بلندتر است؛ آنگاه خداوند به علی«ع» می فرماید خطبه بخوان، پس خطبه ای می خواند که احدی از اوصیاء مانند آن نشنیده است.

آنگاه برای فرزندان انبیاء و رسل منبرهایی از نور نصب می گردد، پس برای دو فرزند و نوه و دو ریحانه ایام حیاتم (حسنین«ع») منبری برپا می شود و به آنان گفته می شود خطبه بخوانید و آن دو خطبه هایی می خوانند که هیچ یک از فرزندان انبیاء و رسل مانند آن را نشنیده اند.

آنگاه منادی که جبرئیل است ندا می دهد: فاطمه دختر محمد«ص» کجاست؟ آنگاه فاطمه«ع» برمی خیزد، [تا اینکه فرمود:] خدای تعالی می فرماید: « ای اهل محشر! کرامت و بزرگواری از آن کیست؟» محمد و علی و حسنین«ع» عرض می کنند: «برای خدای واحد قهار. آنگاه خداوند می فرماید: ای اهل محشر! من امروز کرامت و بزرگی را برای محمد و علی و فاطمه و حسنین«ع» قرار دادم.

ای اهل محشر! سرها را پایین افکنده و چشم ها را ببندید، این فاطمه است که به سوی بهشت می رود. آنگاه جبرئیل شتر بهشتی می آورد، در حالی که دو طرفش را دیباج آویزان کرده اند و مهار آن از لؤلؤ تازه است. حضرت بر آن سوار می شوند و خدای متعال صدهزار فرشته را در طرف راست و صدهزار فرشته در سمت چپ وی می فرستد، و صدهزار فرشته را مأمور می فرماید تا حضرت فاطمه«سلام الله علیها» را روی بال های خود سوار کنند تا ایشان را به در بهشت برسانند. وقتی که به در بهشت می رسند، حضرتش می ایستد، خدای متعال می فرماید: «ای دخت حبیب من! چرا توقف کردی و حال آنکه من تو را امر کرده بودم به بهشت من درآیی؟» حضرت صدیقه«سلام الله علیها» عرض می کند: «پروردگارا دوست می دارم که ارزش و قدر و قیمت من در مثل چنین روزی شناخته شود». خداوند می فرماید: «یا بنت حبیبی! ارجعی فانظری من کان فی قلبه حب لک او لاحد من ذریتک خذی بیده فادخلیه الجنه!؛ ای دختر حبیب من! برگرد و بنگر هر که در قلبش محبت تو و یا محبت یکی از فرزندان تو باشد، دستش را بگیر و او را داخل بهشت نما.»

حضرت باقر«ع» فرمود: «والله ای جابر! در آن روز حضرت زهرا«سلام الله علیها» شیعیان و دوستانش را برمی گزیند و انتخاب می کند، همانگونه که پرنده دانه نیکو را از دانه بد جدا می کند. وقتی که شیعیان سیده زنان دو عالم به آن بزرگوار نزدیک و بر در بهشت می آیند، خدای تعالی در قلب آنان چنین می افکند که در آنجا بایستند. وقتی می ایستند خداوند می فرماید: «ای دوستان من! توقف شما برای چیست؟» و حال آنکه فاطمه دخت حبیب من شفاعت شما را نموده است؟ پاسخ دهند: پروردگارا ما دوست داریم که در چنین روزی ارزش و منزلت مان شناخته شود. خداوند می فرماید: « ای دوستان من! برگردید و ببینید چه کسی به خاطر آنکه شما فاطمه را دوست می داشتید، شما را دوست می داشت؟ چه کسی به شما به خاطر دوستی فاطمه زهرا«سلام الله علیها» غذا داد؟ چه کسی شما را به خاطر دوست داشتن فاطمه«سلام الله علیها» لباس پوشانید؟ چه کسی به شما به خاطر دوستی فاطمه«سلام الله علیها» شربتی نوشانید؟ چه کسی به خاطر فاطمه«سلام الله علیها» و دوستی وی، غیبت غیبت کننده ای را از شما رد کرد؟ پس دستش را بگیرید و او را وارد بهشت نمایید (۳۰)

پی نوشت:

۱. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، (بیروت، داراحیاء التراث العربی)، ج ۴۳، ص ۱۰۵٫

۲. علامه مرندی، ملتقی البحرین، ص ۱۴؛ ر. ک: میرجهانی، الجنه العاصمه، ص ۱۴۸؛ صالح بن عبدالوهاب العرندس، کشف اللآلی، به نقل از فاطمه زهرا«سلام الله علیها»، بهجه قلب المصطفی، رحمانی همدانی (تهران، نشر المرضیه، دوم، ۱۳۷۲) ص ۹٫

۳. حموینی، فرائد السمطین، ج ۲، ص ۶۸٫

۴. بحارالانوار، (پیشین)، ج ۵۳، صص ۱۷۹- ۱۸۰٫

۵. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، (داراحیاء التراث العربی)، ج ۴۳، ص ۶۵٫

۶. الفصول المهمه (بیروت)، ص ۱۴۳٫

۷. آل عمران، ۶۱٫

۸. مطالب السئول، چاپ ایران، ص ۶ و ۷٫

۹. توفیق ابواعلم، اهل البیت، ص ۱۲۸٫

۱۰. علامه دخیل، فاطمه الزهراء، ص«ع» ۱۷۱٫

۱۱. عبدالله بحرانی، العوالم، (قم مدرسه المهدی)، ج ۶، ص ۹٫

۱۲. بحارالانوار، (پیشین)، ج ۴۳، ص ۴۴٫

۱۳. بحار (پیشین)، ج ۴۳، ص ۱۰٫

۱۴. همان، ص ۶۵٫

۱۵. همان، ص ۱۶٫

۱۶. همان، ص ۱۶٫

۱۷. همان، ص ۱۲٫

۱۸. همان، ص ۴۹٫

۱۹. همان، ص ۳۷٫

۲۰. سیدمحمدکاظم قزوینی، فاطمه الزهراء از ولادت تا شهادت، ترجمه دکتر حسین فریدونی، نشر آفاق، چاپ سوم، ۱۳۶۵، ص ۲۲۴٫

۲۱. کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۳۴۲٫

۲۲. حسین طبرسی، مکارم الاخلاق، (بیروت، مؤسسه الاعلمی)، ص ۲۸۱٫

۲۳. وسائل الشیعه، حر عاملی، (داراحیاء التراث العربی)، ج ۴، ص ۱۰۲۲٫

۲۴. بحارالانوار، پیشین، ج ۲۶، ص ۷۵ – ۷۶٫

۲۵. همان، ج ۱۴، ص ۲۰۶ و ج ۴۳، ص ۷۸٫

۲۶. اصول کافی، ج ۱، ص ۲۴۱ و بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۵۴۶، و ج ۲۶، ص ۴۱٫

۲۷. بحار، ج ۹۷، ص ۱۹۵٫

۲۸. همان، ج ۴۳، ص ۵۶٫

۲۹. کشف الغمه، ج ۱، ص ۵۰۶٫

۳۰. اسد الغابه، ج ۵، ص ۵۲۳؛ گنجی شافعی، کفایه الطالب، ص ۲۱۲؛ ذهبی، میزان الاعتدال، ج ۲، ص ۱۸؛ همدانی، موده القربی، ۱۰۴٫

۳۱. بحارالانوار، (پیشین)، ج ۸، ص ۵۱؛ تفسیر فرات بن ابراهیم کوفی، ص ۱۱۳٫

۱. در عظمت و بزرگی حضرت زهرا«سلام الله علیها» همین بس که در نسب خانوادگی شهره جهان است، زیرا پدری چون حضرت محمد«ص»، اولین فرد جهان هستی در کمال و فضائل و مادری چون خدیجه کبری«سلام الله علیها»یکی از زن های کامله جهان هستی و دومین مسلمان و فداکارترین فرد در راه اسلام و همسری چون امیرمؤمنان علی«ع» که به منزله جان پیامبر«ص» و برترین انسان بعد از ایشان است و فرزندانی چون حسنین«ع» و زینبین«سلام الله علیها» دارد. به راستی کجا می توان خانه ای جز خانه گلی فاطمه یافت که چنین انسان های بزرگی در آن جمع شوند.

۲. پیامبر اکرم«ص» فرمود: «خلق نور فاطمه«سلام الله علیها» قبل ان تخلق الارض و السماء فقال بعض الناس: یا نبی الله! فلیست هی انسیه؟! فقال: فاطمه حوراء انسیه؛ نور فاطمه قبل از خلقت زمین و آسمان آفریده شد، بعضی از مردم عرض کردند: »ای پیامبر خدا! پس زهرا از آدمیان نیست؟» فرمود: «فاطمه حوریه بشری است.»

۳. از علی«ع» نقل شده است که: یکی از پادشاهان عجم برده ای به پیامبر هدیه نمود، من به فاطمه گفتم نزد رسول خدا برو و خدمتگزاری برای خود درخواست کن. زهرا«سلام الله علیها» نزد رسول خدا رفت و این موضوع را با ایشان در میان گذارد، پیامبر«ص» فرمودند: «فاطمه جان! چیزی به تو دهم که برایت از خادم و آنچه در دنیاست بهتر باشد، بعد از نماز، ۳۴ بار الله اکبر و ۳۳ مرتبه الحمدلله و ۳۳ بار سبحان الله بگو».

فاطمه قلب و روح رسول خدا(ص)

فاطمه قلب و روح رسول خدا(ص) و محبوب ترین افراد نزد آن حضرت

در متون اهل سنت احادیثی نقل شده است که جایگاه فاطمه سلام الله علیها را در نزد پیامبر گرامی اسلام باین می کند. با توجه به انی احادیث فاطمه سلام علیها محبوبترن افراد در نزد آن حضرت بوده است. فاطمه میوه قلب رسول خدا بوده و او را به حدی دوست داشته است که وقتی بر پیامبر اسلام وارد می شده حضرت در برابر او از جا بر می خاستند. در اینجا به برخی از این احادیث اشاره می کنیم:

قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): «أَحَبُّ أَهْلِی إِلی فاطِمَه؛ فاطمه محبوب ترین أهل من است نزد من».[۱]

قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): «فاطِمَه أَحَبُّ إِلی مِنْکَ یا عَلِی وَأَنْتَ أَعَزُّ عَلَی مِنْها؛ فاطمه از تو یا علی نزد من محبوب تر است , وتو نزد من از او عزیزتر می باشی».[۲]

قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): «فاطِمَه بَضْعَهٌ مِنّی وَهِی قَلْبِی وَهِی روُحِی التی بَینَ جَنْبِی؛ فاطمه پاره تن من است , و او قلب من است , و روحی که بین من است».[۳]

قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): «فاطِمَه بَهْجَهُ قَلْبِی وَابْناها ثَمْرَهُ فُؤادِی؛ فاطمه بهجت وسرور قلب من است , و دو پسرش میوه دل من هستند».[۴]

خرج رسول الله (صلى الله علیه وآله) وهو آخذ بید فاطمه (سلام الله علیها) فقال : «من عرف هذا فقد عرفها ومن لم یعرفها فهی فاطمه بنت محمّد وهی قلبی وروحی التی بین جنبی؛پیامبر أکرم (ص) خارج شدند در حالی که دست حضرت فاطمه (س) را گرفته بودند , سپس گفتند : (هر کس أو را میشناسد شناخته است , وهر که که او را نمی شناسد پس او فاطمه دختر محمد است , واو قلب من است وروحی که بین من است ».[۵]

رسول خدا رحمۀ للعالمین(صلوات الله علیه وآله) فرمودند: «کان أحب النساء الی رسول الله فاطمه و من الرجال علی؛ محبوب ترین زنان نزد پیامبر ، حضرت زهرا و از میان مردان حضرت علی(علیه السلام) می باشد».[۶]

و کانت إذا دخلت علیه قام إلیها فقبلها و رحب بها و اخذ بیدها، فأجلسها فی مجلسه؛ وقتی حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) وارد محضر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می شد، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تمام قد، برای ایشان بلند می شد. او را می بوسید و خوش آمد می گفت و دست او را می گرفت و در کنار خودش می نشاند».[۷]

و حال اینکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، این چنین برخوردی نسبت به هیچ یک از صحابه نداشته است. لذا روی این جهت، برخی بزرگان أهل سنت، مثل سُبکی که از علمای بزرگ و استوانه های علمی  أهل سنت است، گفته: «الذی نختاره و ندین الله به، ان فاطمه أفضل ثم خدیجه ثم عائشه و استدل لفضل فاطمه بما تقدم فی ترجمتها انها سیده نساء المؤمنین».[۸] یعنی آنچه که ما بر آن عقیده داریم و دیانت الهی را بر آن استوار کرده ایم، این است که فاطمه زهراء (سلام الله علیها)، از خدیجه و عایشه افضل بوده است و برای فضل فاطمه با آنچه که در ترجمه آن بیان شد استدال شده حدیثی که گفته است فاطمه سرور زنان مؤمن است.

پی نوشت ها:

[۱] . الجامع الصغیر ج ۱ ح ۲۰۳ ص ۳۷؛ الصواعق المحرقه ص ۱۹۱؛ ینابیع المودّه ج ۲ باب ۵۹ ص ۴۷۹؛  کنز العمّال ج ۱۳ ص۹۳٫

[۲] . مجمع الزوائد ج ۹ ص ۲۰۲؛ الجامع الصغیر ج ۲ ص ۶۵۴ ح ۵۷۶۱؛ منتخب کنز العمّال ج ۵ ص ۹۷؛ أسد الغابه ج ۵ ص ۵۲۲؛ ینابیع المودّه ج ۲ باب ۵۶ ص ۷۹؛ الصواعق المحرقه الفصل الثالث ص ۱۹۱٫

[۳] . نور الأبصار ص ۵۲٫

[۴] . ینابیع الموّده ج ۱ باب ۱۵ ص ۲۴۳٫

[۵] . الفصول المهمّه، ص ۱۴۶؛ نور الأبصار ، ص۵۳٫

[۶] . سنن ترمذی، احادیث شماره ی ۳۸۰۳-۳۸۰۹؛مستدرک الحاکم، ج۳ ص ؛ اسد الغابه، ج۷ ص ۲۲۳؛ البدایه و النهایه، ج۷ ص ۲۵۴

[۷] . مستدرک حاکم، ج۳، ص۱۶۰ ؛ فتح الباری ابن حجر، ج۸، ص۱۰۳٫

[۸] . فتح الباری ابن حجر، ج۷، ص۱۰۵ – فیض القدیر مناوی، ج۴، ص۵۵۵٫

منبع: شمیم شیعه.

مهدی از نسل فاطمه سلام الله علیها

یکی از فضایل حضرت فاطمه سلام الله علیها که در کتابهای اهل سنت نقل شده این است که مهدی از اولاد آن حضرت است.

در المستدرک حاکم نیشابوری چندین حدیث در این رابطه نقل شده و آنها را بر شرط بخاری و مسلم صحیح دانسته است که در برخی از آنها نشانه‌های جسمی آن حضرت بیان گردیده و در آنها گفته شده‌است که زمین را پر از عدل و قسط می‌کند بعد از اینکه پر از ظلم و جور می‌شود. و در برخی دیگر از آنها آمده که مهدی از اولاد فاطمه دخت گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است. در یکی دیگر از این احادیث آمده است که مهدی از عترت رسول خدا است.  صاحب مستدرک حدیثی در این مجموعه بیان می‌کند که امت اسلامی در حکومت آن حضرت از نعمت های فروانی بهره مند گردیده و زمین تمام ذخایر خود را بیرون می‌ریزد.[۱]

در سنن ابی داود در برخی از احادیثی که  تحت عنوان «کتاب المهدی» در ضمن بیان خصوصیات و اسم مهدی گفته شده که اگر از دنیا چیزی باقی نماند مگر یک روز، خداوند این روز را به قدری طولانی خواهد کرد تا مردی از اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مبعوث شود و زمین را پر از عدل و قسط گرداند. و نیز از پیامبر اسلام نقل شده که مهدی از عترت آن حضرت و از اولاد فاطمه سلام الله علیها است که در مکه بین رکن و مقام با او بیعت شده و لشکری که برای جنگ با آن حضرت از شام به سوی مکه می رود در سرزمین بیدا در زمین فرو خواهد رفت و او در بین مردم به سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عمل خواهد کرد.[۲]

پی نوشت ها:

[۱] . محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، المستدرک علی الصحیحین ج۴ ص۶۰۰ –  ۶۰۱ ، بیروت، دار الکتب العلمیۀ ، چ۱، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا.

[۲] . سلیمان بن الأشعث أبو داود السجستانی الأزدی، سنن ابی داود، ج۴ ص۱۰۶ – ۱۰۷ ، دار الفکر ، تحقیق: محمد محیی الدین عبد الحمید.

نویسنده: حمید رفیعی

وجه تسمیه حضرت فاطمه به فاطمه (سلام الله علیها)

در کتاب های اهل سنت از وجه تسمیه حضرت زهرا سلام الله علیها به اسم فاطمه سخن گفته شده است. از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده که فرمود:  « ابنتی فاطمه حوراء آدمیه لم تحض ولم تطمث ، وإنما سماها الله فاطمه لان الله تعالى فطمها ومحبیها من النار .  و با زنقل شده «إنما سمیت فاطمه لان الله فطمها ومحبیها عن النار».[۱]  یعنی پیامبر فرمود دخترم حوریه آدمی است که حیض نمی بیند و همانا خداوند او را فاطمه نام‌گذاری کرد برای اینکه خداوند متعال او را  و دوستداران او را از آتش دور نگه داشته است.

هم چنین نقل شده است: فی حدیث الصادق عن النبیّ ( صلى الله علیه وآله ) عن جبرئیل : « سُمّیت فاطمه فی الأرض فاطمه لأنها فَطَمت شیعتها من النار وفَطَمت أعداءها عن حبّها »[۲]  یعنی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم از جبرئیل نقل می کند که فاطمه در زمین به فاطمه نام گذاری شد به علت اینکه شیعیان او  از آتش دور و دشمنانش از محبتش دور گردانیده شده اند.

در روایتی دیگری از ابو هریره نقل شده که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «إنما سمیت فاطمه لأن الله فطم من أحبها من النار ».[۳] یعنی همانا فاطمه ، فاطمه نام نهاده شد برای اینکه خداوند دوستداران او را از آتش دور گردانیده است.

پی نوشت ها:

[۱] .متقی هندی، کنز العمال، ج۱۲ ، ص۱۰۹، مؤسسه الرساله – بیروت – لبنان، ۱۴۰۹ق، تحقیق : ضبط وتفسیر : الشیخ بکری حیانی / تصحیح وفهرسه : الشیخ صفوه السقا

[۲] . عادل عبد الرحمن البدری، نزهه النظر فی غریب النهج والأثر، ص ۶۵۶،  مؤسسه المعارف الإسلامیه – قم – ایران، چ۱، ۱۴۲۱ق.

[۳] . المقریزی، إمتاع الأسماع ، ج۴ ، ص ۱۹۶، منشورات محمد علی بیضون ، دار الکتب العلمیه – بیروت – لبنان، چ۱، ۱۴۲۰ق. تحقیق : تحقیق وتعلیق : محمد عبد الحمید النمیسی

نویسنده: حمید رفیعی.

مناقب حضرت فاطمه(س) در قرآن

مناقب حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در قرآن امروزه در شرایطی که فمینیسم جهانی بر افکار جهانیان چنبره زده و با شعار های دلفریب خود سعی دارد تعاریف، الگوها و نظام جدیدی از روابط بشری به وجود آورد و در بسیاری از کشورهای غربی نیز بدان دست یافته و به کشورهای اسلامی نیز تاحد زیادی تأثیر گذارده، شناخت و تأسی به الگوهایی که ادیان آسمانی بویژه اسلام ارایه کرده است، بیش از پیش ضرورت می یابد.

زنان بسیاری در طول تاریخ بشریت به مقام های بالای معرفتی و جایگاه رفیع قرب الهی رسیده اند؛ هرچند بسیاری از آنان مقربان بی نام و نشانند، لکن کم نیستند زنانی که خوش درخشیدند و نام و یادشان تا ابد زنده ماند و نزد پروردگارشان مقامی بس بلند یافتند. حضرت زینب(سلام الله علیها) که به فرموده امام زین العابدین(علیه السلام)، عالمهٔ غیرمعلمهٔ است[۱]، حضرت معصومه(سلام الله علیها)، حضرت حوا، هاجر، ساره، همسر عمران یا مادر مریم و… از جمله این زنان هستند، لکن در میان این زنان نمونه و نامی، چهار زن مقدس به قله های علم و معرفت صعود کرده و الگوی عالمیان شدند. پیامبر اکرم(ص) می فرماید: خداوند متعال از میان زنان عالم چهار زن را برگزید: مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه(سلام الله علیها).[۲]

اما بر احدی از اهل اسلام پوشیده نیست که صدیقه طاهره، فاطمه زهرا(سلام الله علیها) برترین بانوی مقرب درگاه خداوند و منشأ برکات بی پایان در عالم است. دختر بهترین پیامبران، همسر برترین امامان، مادر سید و سالار شهیدان و یازده نور پاک آسمانی که ولایتشان تا قیامت پابرجاست و وارثان همه فضیلت ها و کمالات هستند، تنها گوشه ای از افتخارات این بانوی با عظمت اسلام است.

در طول تاریخ بشریت، درباره هیچ بانویی تا این حد فضیلت، عظمت و بزرگی بیان نشده است، صدها روایت معتبر و متواتر در مناقب آن حضرت از پیامبر اکرم(ص) و دیگر معصومان(علیهم السلام) رسیده است. صدها کتاب در فضایل و مناقب او به رشته تحریر در آمده است؛ ارایه ۱۲۶ جلد کتاب در نرم افزار ریحانه (کتابخانه تخصصی حضرت زهرا(سلام الله علیها)) تنها بخشی از این آثار است. اما بدون تردید هیچ کتابی به اندازه قرآن کریم فضایل والا و بلند برای آن حضرت بیان نکرده است.

فضایل و مناقبی که قرآن کریم درباره فاطمه زهرا(سلام الله علیها) بیان کرده، به دو قسم قابل تقسیم است: نخست فضایلی که به عنوان اهل بیت عصمت(علیهم السلام) با دیگر معصومان مشترک است و دوم فضایلی که مخصوص آن حضرت است.

از آنجا که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) یکی از اهل بیت و یکی از معصومان(علیه السلام) است، هر فضیلتی که در قرآن کریم برای اهل بیت(علیهم السلام) بیان شده باشد، شامل حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز می شود. این قبیل فضایل بسیار است؛ عصمت، طهارت، شفاعت، امامت، اخلاص، سبقت در خیرات، نورانیت، شجره طیبه بودن، ائمه ایمان بودن و… از جمله این فضایل است که در این نوشتار درصدد شمارش آنها نیستیم و از باب نمونه به دو مورد اشاره می کنیم:

فاطمه(سلام الله علیها) کلمه بی پایان خداوند و الگوی کامل بشریت

خداوند متعال در قرآن کریم، با تعابیر مختلفی از انبیای بزرگ و اولیای خود یاد کرده است؛ یکی از این تعابیر که بیانگر حکمت های بسیاری است، «کلمه و کلمات» است. قرآن حضرت عیسی(علیه السلام) را کلمه نامیده و می فرماید: نَمَا الْمَسیحُ عیسَی ابْنُ مَرْیمَ رَسُولُ ا... وَ کَلِمَتُهُ أَلْقاها } لی مَرْیمَ؛ مسیح عیسی بن مریم فقط فرستاده خدا و کلمه اوست که او را به مریم القا نمود»[۳] و یا آنجا که از قول ملائکه فرموده: «یا مَرْیمُ }ِنَ ا… یبَشَرُکِ بِکَلِمَهٍٔ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسیحُ عیسَی ابْنُ مَرْیم ؛ ای مریم !خداوند تو را به کلمه ای از طرف خودش بشارت می دهد که نامش مسیح، عیسی پسر مریم است.»[۴]

قرآن کریم در آیات متعددی، اهل بیت(علیهم السلام) را «کلمات» نامیده است؛ یکی آیه ۳۷ سوره بقره است که ماجرای توبه حضرت آدم را بیان کرده که آن حضرت با توسل به کلمات خداوند توبه کرد و توبه او پذیرفته شد: «فَتَلَقَی آدَمُ مِنْ رَبَهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیهِ اِنَهُ هُوَ التَوَابُ الرَحیم؛ سپس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت و خداوند توبه او را پذیرفت چرا که خداوند توبه پذیر و مهربان است.»[۵] در روایات این کلمات به محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین (علیهم السلام) تفسیر شده است که حضرت آدم با توسل به این بزرگواران توبه کرد و خداوند توبه اش را پذیرفت.[۶]

در آیه ۱۰۹ از سوره کهف نیز کلمات خدا را بی پایان می شمارد و می فرماید: «قُلْ لَوْ کانَ الْبَحْرُ مِداداً لِکَلِماتِ رَبَی لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ کَلِماتُ رَبَی وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً ؛ بگو اگر دریاها برای (نوشتن) کلمات پروردگارم مرکب شود، دریاها پایان می گیرد پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان یابد، هر چند همانند آن (دریاها) را کمک آن قرار دهیم»[۷]در آیه ۲۷ سوره لقمان نیز مشابه آن را فرموده است: «وَ لَوْ أَنَ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَهٍٔ أَقْلامُ وَ الْبَحْرُ یمُدَهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَهُٔ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کَلِماتُ ا… ؛ و اگر همه درختان روی زمین قلم شود و دریا برای آن مرکب گردد، و هفت دریاچه به آن افزوده شود، اینها همه تمام می شود ولی کلمات خدا پایان نمی گیرد.»[۸]

ائمه(علیه السلام) در تفسیر این آیه شریفه فرموده اند: «وَ نَحْنُ الْکَلِمَاتُ الَتِی لَا تُدْرَکُ فَضَائِلُهَا وَ لَا تُسْتَقْصَی؛ ماییم کلماتی که فضایل آن درک نمی شود و به شماره در نمی آید.»[۹] نتیجه آن که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) یکی از کلمات بی پایان خداوند است که زبان از شمارش فضایل او و قلم از نوشتن آن عاجز است و نه قلمی هست که بتواند همه فضایل او را بنویسد و نه جوهری یارای این همه کمالات را داشته باشد. علاوه بر این، کیست که بتواند بر بلندای کمال او دست یابد تا بتواند به بیان یا نوشته درآورد. لکن بر ماست که قدر آنچه از یم بی مثالش به دل های ما محبان تراوش می کند بدانیم و بر محبت او استوار مانیم و در زندگی مادی و معنوی خود سیره و سخن او را شاهراه سعادت و نجات قرار دهیم و با پیروی از آن بانوی بزرگ، خود را از اسارت شعارهای دلفریب فمینیسم، لیبرالیسم و ایسم های دیگر آزاد سازیم.

نکته ای که تذکر آن در اینجا لازم می نماید این است که چگونه می توان از کسی که بر قله فضایلش صعود نتوان کرد، الگو گرفت؟ آیا اساساً موجودی که انسانها از شناخت کامل آن عاجزند، می تواند الگوی مردم باشد؟ پاسخ آن است که بله باید الگوی معنویت و کمال، خود بی نقص و عیب باشد و باید کمالاتش محدود نباشد، زیرا که اگر مردم بتوانند به الگوی خود برسند، دیگر او الگو نخواهد بود و حرکت نیز متوقف می شود، لذا باید الگو در حدی باشد که همه علما، فضلا، بزرگان و تمام مدعیان در برابر او تواضع کنند. بدین روی پیامبران از جمیع امت خود افضل بوده اند. پیامبر اکرم(ص) می فرماید: هیچ پیامبری را خدا مبعوث نکرد مگر آن که عقل او را کامل کرد و عقل او از جمیع امتش برتر شد و آنچه نبی در نفس و ضمیر خود دارد، از اجتهاد و تلاش همه مجتهدان برتر است.[۱۰]

بشر هم از ابتدا به الگوی قدسی گرایش نشان داده و این طور نبوده است که اگر الگویی خیلی عظمت داشت از آن گریزان باشد؛ لذا در همه ادیان مذاهب چنین الگوهایی مطرح است. به عنوان مثال، با اینکه حضرت عیسی(علیه السلام) در همان دوران نوزادی اش، به محض این که زبان به سخن می گشاید، خود را بنده خدا معرفی می کند؛ «}ِنَی عَبْدُ ا… آتانِی الْکِتابَ وَ جَعَلَنی نَبِیا»[۱۱] ولی میلیارد ها انسان که خود را پیروان او می دانند، به آن همه فضایل اکتفا نکرده و او را خدا خواندند.

خلاصه آنکه در اعتقاد ما مسلمانان، پیامبران و ائمه (علیه السلام) خلفای به حق خدا در زمین اند و در عین آن که موجوداتی ملکوتی و فوق معرفت بشر غیرمعصوم اند، لکن مشاکلت ظاهری و موانست با مردم[۱۲] از ویژگی های آنان است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «ما پیامبران مأموریم به اندازه عقول مردم با آنان سخن بگوییم»[۱۳] با فقرا بیشتر همنشین بوده اند تا اغنیا، از ضعیفان حمایت و دستگیری کرده اند و… . این خصایص موجب گشته هر کس بتواند در حد ظرفیت خود از آنان بهره گیرد. از این رو، تقدیس آنها منافاتی با الگوگیری از آنان ندارد.

حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نیز از این قاعده مستثنا نیست، با آن که سیده زنان عالمیان و کلمه بی پایان خداوند است و هیچ کس غیر از خدا و خود معصومان را یارای شناخت همه فضایلش نیست، در عین حال کامل ترین الگوی جهانیان است و بلکه به همان دلیل تا ابد الگوی همگان است.

عصمت و طهارت فاطمه(سلام الله علیها)

در اعتقاد شیعیان، هیچ گونه تردیدی در عصمت و پاکی اهل بیت(علیهم السلام) از هرگونه معصیت و پلیدی وجود ندارد. چنین عقیده ای محصول براهین عقلی و نقلی بسیار است که در مجموع هرگونه شکی را در این زمینه از بین می برد. روایات معتبر در این زمینه از نظر لفظی و معنوی بیش از حد تواتر است. در قرآن کریم نیز آیات متعددی بر این معنا صراحت یا اشارت دارند. مثلاً آیاتی که بر وجوب اطاعت بی چون و چرا از اهل بیت(علیهم السلام) دلالت دارند، لزوم عصمت آنها را نیز به ارمغان می آورند. لکن یکی از صریح ترین آیاتی که در این زمینه وجود رارد، آیه ۳۳ از سوره احزاب است که به آیه تطهیر شهرت یافته است: «}ِنَما یریدُ ا… لِیذْهِبَ عَنْکُمُ الرجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهرَکُمْ تَطْهیراً؛ خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد.»[۱۴]

شیعیان اتفاق نظر دارند که مراد از «اهل بیت(علیهم السلام)» در آیه شریفه، خمسه طیبه یعنی پیامبر اکرم(ص)، علی، فاطمه، حسن و حسین (علیهم السلام) هستند و به تبع آنها بقیه ائمه را نیز شامل می شود. روایاتی که در تفسیر این آیه شریفه بر خمسه طیبه وارد شده است، بسیار زیاد است. در تعدادی از این روایات متواتر آمده است که پیامبر(ص)؛ علی، فاطمه، حسن و حسین (علیهم السلام) را زیر کسا(عبا) قرار داد و این آیه در حق آنان نازل شد.[۱۵] اهل سنت نیز روایات بسیاری را نقل کرده اند که همین تفسیر در آنها ارایه شده است. حسکانی در «شواهد التنزیل» بیش از ۱۳۰ حدیث در این زمینه نقل کرده است. صحیح مسلم، صحیح ترمذی، مسند حنبل، تفسیر طبری، درالمنثور سیوطی و… نیز احادیثی در این زمینه نقل کرده اند. در «احقاق الحق» بیش از هفتاد منبع از منابع معروف اهل سنت گردآوری شده و منابع شیعه در این زمینه از هزار هم می گذرد.[۱۶]

از نگاه قرآن کریم، حضرت فاطمه(سلام الله علیها) کرامتهای منحصر به فرد نیز دارد؛ شب قدر بودن فاطمه(سلام الله علیها) که در تفسیر فرات کوفی[۱۷] از امام صادق(علیه السلام) نقل شده، از جمله اسراری است که به تصریح همان حدیث، فهم آن بر همگان میسر نیست و بحث از آن نیز مجالی دیگر می طلبد.

اختر تابناک زنان عالم

از دیگر ویژگی های فاطمه زهرا(سلام الله علیها) این است که سیده زنان عالمیان است و احادیث متواتر[۱۸] نیز در این زمینه وارد شده است که این عقیده آسمانی را تأیید می کند. هر چند این عقیده به لفظ «سیدهٔ نساء العالمین» در قرآن کریم نیامده است ولی قرآن کریم با تعبیر «کوکب دری» که ستاره فروزان عالم اختران است، به بهترین وجه بر این که فاطمه(سلام الله علیها) سیدهٔ زنان عالمیان است، اشاره کرده است؛ آیه ۳۵ سوره نور می فرماید: «ا… نُورُ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاهٍٔ فیها مِصْباحُ الْمِصْباحُ فی زُجاجَهٍٔ الزَجاجَهُٔ کَأَنَها کَوْکَبُ دُرِی؛ خداوند نور آسمانها و زمین است مثل نور خداوند همانند چراغدانی است که در آن چراغی (پر فروغ) باشد و آن چراغ در شیشه ای است. آن شیشه گویی ستاره ای فروزان است»[۱۹]. امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه فرمودند: «فَاطِمَهُٔ کَوْکَبُ دُرِی بَینَ نِسَاءِ أَهْلِ الدنْیا؛ فاطمه ستاره درخشان زنان دنیاست».[۲۰]

پی نوشت ها:

[۱] . الاحتجاج، ج۲، ص۳۰۵ بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۶۴: وَ أَنْتِ بِحَمْدِ ا… عَالِمَهُٔ غَیرُ مُعَلَمَهٍٔ فَهِمَهُٔ غَیرُ مُفَهَمَهٔ.

[۲] . الخصال، ج۱، ص۲۲۵ بحارالانوار، ج۹۶، ص۳۸۳: وَ اخْتَارَ مِنَ النِسَاءِ أَرْبَعاً مَرْیمَ وَ آسِیهَٔ وَ خَدِیجَهَٔ وَ فَاطِمَهٔ.

[۳] . النساء،۱۷۱.

[۴] . آل عمران ۴۵.

[۵] . البقرهٔ۳۷.

[۶] . الکافی، ج۸، ص۳۰۴، ح۴۷۲، وسائل الشیعهٔ، ج۷، ص۹۹، ح۸۸۴۵، بحارالانوار، ج۲۶، ص۳۲۶، ح۹.

[۷] . الکهف ۱۰۹.

[۸] . لقمان ۲۷.

[۹] . الاحتجاج، ج۲، ص۴۵۴، الاختصاص، ص۹۳، بحارالانوار، ج۴، ص۱۵۱.

[۱۰] . المحاسن، ج۱، ص۱۹۳، بحارالانوار، ج۱، ص۹۱.

[۱۱] . مریم ۳۰.

[۱۲] . براهیم ۱۱.

[۱۳] . الامالی للطوسی، ص۴۸۱، ح۱۰۵۰، بحارالانوار، ج۲، ص۶۹، ح۲۳: «}ِنَا أُمِرْنَا مَعَاشِرَ الْأَنْبِیاءِ أَنْ نُکَلِمَ النَاسَ بِقَدْرِ عُقُولِهِم».

[۱۴] . (۳۳)احزاب ۳۳.

[۱۵] . الکافی، ج۱، ص۲۸۶.

[۱۶] . دایرهٔالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص۴۲۴.

[۱۷] . تفسیرفرات الکوفی، ص۵۸۱، ح۵۸۱، بحارالانوار، ج۴۳، ص۶۵، ح۵۸.

[۱۸] . الکافی، ج۱، ص۴۵۸، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۱۷۹، تهذیب الاحکام، ج۳، ص۱۱۰.

[۱۹] . النور۳۵.

[۲۰] . الکافی، ج۱، ص۱۹۵، بحارالانوار، ج۴، ص۱۸.

منبع : بانک اطلاعات اخبار مجمع جهانی اهل بیت.

فاطمه(س) در سخنان اهل بیت علیهم السلام

همسر علی(علیه السلام)، شبیه نبی(علیه السلام)، ریحانه بهشتی، مائده آسمانی، سیده نساء العالمین، پاره تن پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و الگوی زنان عالم و در یک جمله باید گفت که فاطمه برای پیروانی واقعی فاطمه است زیرا که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «انی سمیت انبتی فاطمه لان الله عزوجل فطمها و فطم من اجها من النار. من دخترم را فاطمه(سلام الله علیها) گذاشتم، زیرا خدای عزوجل فاطمه و هرکس که او را دوست داشته باشد از آتش دوزخ دور نگه داشته است».[۱]

در طول تاریخ کتب و مقالات متعددی درباره یگانه گوهر عالم هستی، سر مستتر الهی و این بانوی بزرگ نوشته شده است ولی با این وجود هنوز نتوانسته اند فضائل و مناقب آن صدیقه کبری(سلام الله علیها) آن گونه که شایسته اوست را بیان نمایند.

ما در این مقاله مناقب و فضایل و ارزش های والای این بانوی عظمی را در چشم انداز احادیث و گفتار معصومین(علیه السلام) به طور فشرده و خلاصه بیان می کنیم:

ارزش شناخت فاطمه (سلام الله علیها)

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «هر کس به شناخت حقیقی فاطمه دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است».‌[۲]

خلقت فاطمه

پیامبر می فرمایند: «بی شک فاطمه(سلام الله علیها) حوریه ای است که به صورت انسان آفریده شده است.»[۳]

نورچشم و میوه دل

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «فاطمه(سلام الله علیها) پاره تن و نور چشم و میوه دل من است».[۴]

سرور زنان عالم

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «فاطمه(سلام الله علیها) سرور زنان جهانیان از اولین تا آخرین است.»[۵]

الگو و نمونه بودن

امام زمان(عج) در یکی از نامه هایش می فرماید: «فی ابنه رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) لی اسوه حسنه؛ دختر پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) برای من الگوی نیکویی است»[۶].

آثار محبت به او

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «هرکس فاطمه(سلام الله علیها) دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است، و هر کس با او دشمنی ورزد، در آتش دوزخ است.»[۷]

آثار نام او

امام کاظم(علیه السلام) فرمودند: «در خانه ای که نام محمد یا احمد یا علی و یا حسن و یا حسین و یا جعفر و یا طالب و عبدالله و یا از میان زنان فاطمه باشد فقر و تنگ دستی وارد نمی شود».[۸]

آثار تسبیحاتش

امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «خداوند در حمد و ستایش به چیزی برتر از تسبیح فاطمه(سلام الله علیها) عبادت نشده است».[۹]

آثار زیارتش

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «من زار فاطمه فکان مازارانی؛ هرکس فاطمه(سلام الله علیها) را زیارت کند مانند این است که مرا زیارت کرده است».[۱۰]

علم فاطمه

امام هفتم(علیه السلام) می فرمایند: «فاطمه از تمام صحابه داناتر بود جز از شوهرش»[۱۱]

ایمان و کمال او

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «مردان بسیاری از لحاظ ایمان کامل شده اند، اما زنان تنها مریم دختر عمران، آسیه همسر فرعون، خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) به کمال رسیدند». این روایت را مسلم و بخاری و ترمذی از علمای اهل سنت بیان کرده اند.[۱۲]

لباس عروسی فاطمه و گرایش به اسلام

روزی بعضی از یهودیان خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسیده و گفتند: ما حق همسایگی داریم، لذا درخواست می کنیم دخترتان فاطمه را به عروسی ما بفرستی تا مجلس جشن ما به قدوم آن حضرت مزین گردد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: فاطمه همسر علی بن ابی طالب است و در اطاعت او می باشد اما آنان اصرار داشتند که شما شفاعت کن که علی به او اجازه دهند بعد از اجازه علی(علیه السلام) به زهرا(سلام الله علیها) یهودیان خود را به آنچه از لباس های خوب و فاخر و جواهرات داشتند آراستند و گمان کردند که فاطمه(سلام الله علیها) با لباس فقری می آید و او را استهزا می کنند؛ اما جبرئیل نازل شد و یک لباس بهشتی با جواهرات بی نظیر با خود آورده و فاطمه آن را پوشید و به مجلس عروسی رفت. زنان یهودی تا این منظره رامشاهده کردند به سجده افتاده و مسلمانان شدند.[۱۳]

همسر علی(علیه السلام) بودن

از افتخارات فاطمه(سلام الله علیها) این است که پدری هم چون رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) و همسری هم چون علی(علیه السلام) داشتند. در روایتی از رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که فرمودند: «به فاطمه چهار چیز در دنیا داده شده:

۱٫ پدری هم چون من؛

۲٫ شوهری هم چون علی؛

۳٫ فرزندانی همانند حسن و حسین».[۱۴]

پی نوشت ها:

[۱] . عیون اخبارالرضا(علیه السلام) ج ۲، ص ۴۶٫

[۲] . بحارانوار، ج ۴۳،ص۶۵٫

[۳] . همان ج۷۸ص۱۱۲٫

[۴] . امالی شیخ صدوق،۴۸۶٫

[۵] . معانی الاخبار، ص ۱۰۷٫

[۶] . کافی ، ج۶، ص۴۸٫

[۷] . بحار،ج ۲۷، ص۱۱۶٫

[۸] . کافی ج۶، ص۱۹٫

[۹] . همان ج۳ ص۳۴۳٫

[۱۰] . بحار،ج۴۳ص۵۸٫

[۱۱] . زندگانی فاطمه(سلام الله علیها) حسین عمادزاده، ص۱۸۱٫

[۱۲] . فصول المهمه، ص۱۳۷٫

[۱۳] . بحار، ج۴۳، ص۳۰

[۱۴] . همان، ص۵۷٫

 منبع: تبیان

احادیثی از زبان عایشه در مناقب حضرت زهرا(س)

فاطمه حوراء أنسیه

عن عائشه، قالت: قلت: یا رسول‏ اللَّه ما لک؟ إذا جاءت فاطمه قبلتها حتى تجعل لسانک فى فیها کله، کأنک ترید أن تلعقها عسلا؟ قال: نعم یا عائشه، طنى لما أسرى بى إلى السماء أدخلنى جبرئیل الجنه، فناولنى منها تفاحه فأکلتها فصارت نطفه فى صلبى فلما نزلت واقعت خدیجه، ففاطمه من تلک النطفه و هى حوراء إنسیه، کلما إشتقت إلى الجنه قبلتها.[۱]

از عایشه نقل است که مى ‏گوید:

گفتم: اى رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! شما را چه شده است؟ هنگامى که فاطمه (سلام الله علیها) مى‏ آید او را مى ‏بوسید و حتى زبانتان را در دهانش مى‏ گذارید، مثل اینکه مى‏ خواهید عسل به او بخورانید؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: همین طور است عایشه! چون من به معراج رفتم، جبرئیل مرا وارد بهشت کرد، پس به من سیبى از سیبهاى بهشت خوراند و آن سیب در صلب من نطفه شد، چون از آسمان نزول کردم با خدیجه همبستر شدم، پس فاطمه (سلام الله علیها) از همان نطفه است و او حوریه‏اى است انسان‏ گونه، پس هرگاه مشتاق بهشت مى ‏شوم او را مى ‏بوسم.

حدیث کساء

قالت عائشه: خرج النبى صلى اللَّه علیه و سلم غداه و علیه مرط مرجل[۲] من شعر أسود، فجاء الحسن بن على فأدخله ثم جاء الحسین فدخله، معه، ثم قال: جاءت فاطمه فأدخلها، ثم جاء على فأدخله، ثم قال: (إنما یرید اللَّه لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا)[۳]

 صفیه دختر شیبه گفت که عایشه گفت:

صبحگاهى پیامبر (صلی الله علیه و آله) از منزل خارج شد و در حالى که ردائى از پشم یا خز از موى سیاه بر دوش او بود، پس حسن بن على (علیه السلام) آمد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) او را داخل رداء کرد، حسین (علیه السلام) آمد، او را هم زیر رداء جاى داد، فاطمه (سلام الله علیها) آمد، او را هم وارد کرد، بعد از آنها على (علیه السلام) آمد پیامبر (صلی الله علیه و آله) او را هم داخل کرد، پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: إنما یرید اللَّه لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا[۴]؛ منحصرا خداوند اراده کرده است تا رجس و پلیدى را از شما اهل‏بیت ببرد و شما را پاکیزه کند، پاکیزه کردنى.

قیل: و سئلت عائشه رضى‏ اللَّه‏ عنها عن أمیرالمؤمنین على بن أبى ‏طالب رضى‏اللَّه‏عنه، فقالت: و ما عسیت أن أقول فیه و هو أحب الناس إلى رسول‏ اللَّه صلى اللَّه علیه و سلم لقد رأیت رسول ‏اللَّه صلى اللَّه علیه و سلم قد جمع شملته على على و فاطمه والحسن والحسین و قال: هؤلاء أهل بیتى، أللهم أذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا.قیل لها: فکیف سرت ألیه قالت: أنا نادمه، و کان ذلک قدرا مقدورا[۵]؛

گفته شد، از عایشه درباره‏ى امیرالمؤمنین على (علیه السلام) پرسیدند. گفت:

خطا نمى ‏کنم اگر درباره‏ى او بگویم، او محبوبترین مردم به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود. به تحقیق دیدم، پیامبر (صلی الله علیه و آله) رداى خودش را بر على (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) و حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) کشیده بود و فرمود: اینان اهل‏ بیت منند، خدایا از آنان رجس و پلیدى را دور گردان و آنان را پاکیزه گردان، پاکیزه کردنى، به او گفته شد: پس چرا علیه او قیام کردى؟ گفت: من پشیمانم و آن حادثه (جنگ جمل) از پیش مقدر شده بود.

فاطمه سیده نساء الأمه

عن عائشه، قالت أقبلت فاطمه علیهاالسلام تمشى، لا واللَّه الذى لا اله إلا هو ما مشیها یخرم من مشیه رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم، فلما رآها، قال: مرحبا بإبنتى مرتین، قالت فاطمه علیهاالسلام: فقال لى: أما ترضین أن تأتى یوم القیامه سیده نساء المؤمنین، أو نساء هذه الأمیه.[۶]

عایشه گفت:

فاطمه (سلام الله علیها) آمد، راه مى ‏رفت، به آن خدائى که جز او خدایى نیست راه رفتن او با راه رفتن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرقى نداشت، پس چون پیامبر (صلی الله علیه و آله) او را دید فرمود: آفرین به دخترم، دوبار، فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: پدرم به من فرمود: آیا راضى نمى ‏شوى که روز قیامت سرور زنهاى مؤمن یا سرور زنهاى این امت باشى.

سیدات نساء أهل الجنه

أنها قالت لفاطمه: ألا یسرک أنى سمعت رسول‏ اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم یقول: مریم بنت عمران، و فاطمه بنت محمد، و خدیجه بنت خویلد و آسیه بنت مزاحم، إمرأه فرعون[۷]

عایشه به فاطمه (سلام الله علیها) گفت:

آیا چیزى را که از پیامبر (صلی الله علیه و آله) شنیدم، خوشحال نمى ‏کند تو را پیامبر (صلی الله علیه و آله) مى ‏فرمود: سروران زنهاى بهشت چهار تن مى‏ باشند: مریم دختر عمران، فاطمه دختر محمد (صلی الله علیه و آله)، خدیجه دختر خویلد، آسیه دختر مزاحم و همسر فرعون.

الرسول (صلی الله علیه و آله) یشم رائحه الجنه من فاطمه

عن عائشه رضى‏ اللَّه ‏عنها قالت: کان النبى صلى اللَّه علیه و آله و سلم: إذا قدم من سفر قبل نحر فاطمه و قال: منها أشم رائحه الجنه.[۸] از عایشه نقل شده که گفت:

هنگامى که پیامبر (صلی الله علیه و آله) از سفر بازمى‏ گشت، گودى زیر گلوى فاطمه (سلام الله علیها) را مى ‏بوسید و مى ‏فرمود: از او بوى بهشت را استشمام مى‏ کنم.

الرسول (صلی الله علیه و آله) یقبل نحر فاطمه (علیه السلام)

عن عائشه رضى ‏اللَّه‏ عنها أن النبى صلى اللَّه علیه و سلم قبل یوما نحر فاطمه، فقلت: یا رسول‏ اللَّه فعلت شیئا لم تفعله فقال: یا عائشه إنى إذا إشتقت إلى الجنه قبلت نحر فاطمه.[۹]

از عایشه روایت شده که روزى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گودى گلوى فاطمه (سلام الله علیها) را بوسید. گفتم: اى رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! عملى انجام دادى که قبل ازآن انجام نداده بودى. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: اى عایشه! هنگامى که به بهشت مشتاق مى‏ شوم، گودى گلوى فاطمه (سلام الله علیها) را مى ‏بوسم.

تقبیل الرسول (صلی الله علیه و آله) لفاطمه

عن عائشه بنت طلحه، عن عائشه بنت أبى‏ بکر و فى فضائل السمعانى بإسناده عن عکرمه قال: کان النبى صلى اللَّه علیه و آله و سلم إذا قدم من مغازیه قبل فاطمه، و رووا عن عائشه. أن فاطمه کانت إذا دخلت على رسول‏ اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم، قام لها من مجلسه و قبل رأسها و أجلسها مجلسه، و إذا جاء إلیها لقیته و قبل کل واحد منهما صاحبه و جلسا معا.[۱۰]

عایشه دختر طلحه از عایشه دختر ابوبکر، (در فضائل السمعانى به اسناد از عکرمه) گفت:

هنگامى که پیامبر (صلی الله علیه و آله) از جنگ برمى ‏گشت فاطمه (سلام الله علیها) را مى‏ بوسید و هم چنین از عایشه نقل کرده‏ اند که: فاطمه (سلام الله علیها) هنگامى که بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) وارد مى ‏شد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) براى او از جا بلند مى شد و سر او را مى‏ بوسید و او را در جاى خود مى‏ نشانید، و نیز هنگامى که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به سوى فاطمه (سلام الله علیها) مى‏ آمد، با او ملاقات مى‏کرد و هر کدام یکدیگر را مى‏ بوسیدند و با هم مى ‏نشستند.

الرسول (صلی الله علیه و آله) لاینام حتى یقبل فاطمه (علیه السلام)

عن عائشه، أن النبى صلى اللَّه علیه و آله و سلم، کان کثیرا ما یقبل عرف فاطمه علیهاالسلام[۱۱] از عایشه نقل است که:

همانا پیامبر (صلی الله علیه و آله) بیشتر اوقات پیشانى فاطمه (سلام الله علیها) را مى‏ بوسید.

فاطمه أعظم نساء المسلمین رزیه

عن عائشه، أن رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و سلم قال لفاطمه: إن جبرئیل أخبرنى أنه لیس امرأه من نساء المسلمین أعظم رزیه[۱۲] منک فلا تکونى أدنى امرأه منهن صبرا.[۱۳]

از عایشه نقل است که :

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: جبرئیل به من خبر داد که هیچ‏ کس از زنان مسلمان به اندازه‏ى تو مصیبت نمى ‏بیند، پس از آنان کم صبرتر مباش.

 نجوای پیامبر(صلی الله علیه و آله) با فاطمه

عن عائشه رضى‏ اللَّه‏ عنها قالت: کذا عند رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و سلم فى مرضه الذى مات فیه، ما یغادر منا واحده إذ جاءت فاطمه تمشى ما تخطى‏ء مشیتها من مشیه رسول‏ اللَّه صلى اللَّه و سلم شیئا فلما رآها قال: مرحبا بابنتى فأقعدها عن یمینه أو عن یساره ثم سارها بشى‏ء فبکت، فقلت لها أنا من بین نسائه: خصک رسول‏ اللَّه صلى اللَّه علیه و سلم من بیننا بالسرار و أنت تبکین؟ ثم سارها بشى‏ء فضحکت. قالت: فقلت لها: أقسمت علیک بحقى أو بمالى علیک من الحق لما أخبرتنى. قالت: ما کنت لأفشى على رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و سلم سره، قالت (عائشه): فلما تؤفى النبى صلى اللَّه علیه و سلم سألتها؟ فقالت (فاطمه): أما الآن فنعم.

أما بکائى فإن رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و سلم قال لى: إن جبرئیل علیه‏السلام کان یعرض على القرآن کل عام مره فعرضه على العام مرتین، و لا أرى إلا أجلى قد اقترب فبکیت، فقال لى: إتقى اللَّه واصبرى، فإنى نعم السلف، ثم قال: یا فاطمه أما ترضین أن تکونى سیده نساء العالمین أو نساء هذه الأمه، فضحکت.[۱۴]

عایشه گفت: نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) بودم، در آن مریضى که به همان از دنیا رفت، هیچ‏ کدام از ما (زنان پیامبر (ص» رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را تنها نگذاشتیم. در این هنگام فاطمه (سلام الله علیها) آمد. راه مى‏رفت و راه رفتنش فرقى با راه رفتن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نمى‏ کرد. چون پیامبر (صلی الله علیه و آله) او را دید فرمود: آفرین به دخترم! و او را در سمت راست یا چپ خود نشاند. بعد در گوش او سخن گفت، پس فاطمه گریه کرد! من از بین زنان به فاطمه (سلام الله علیها) گفتم: پیامبر (صلی الله علیه و آله) تو را در بین ما براى گفتن اسرار خود برگزید و تو گریه مى ‏کنى؟!

بعد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در گوش به او خبرى داد، و او خندید! عایشه گفت: به فاطمه گفتم: تو را به حق خودم با مال خودم که بر تو دارم قسم مى‏ دهم، که مرا از سخنانى که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به تو فرمود خبر دهى، فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: من اسرار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را فاش نمى‏ کنم.

پس چون پیامبر (صلی الله علیه و آله) وفات یافت، از فاطمه (سلام الله علیها) پرسیدم. فرمود، حال مى‏ گویم: گریه ‏ام براى این بود که پدرم فرمود:

جبرئیل هر سال یک بار قرآن را بر من عرضه مى‏ کرد، اما امسال دو بار عرضه کرد و دلیلى نمى‏ بینم مگر اینکه اجلم نزدیک شده، و من گریه کردم. پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) به من فرمود: تقواى خدا پیشه کن و صبر در مفارقت از من داشته باش، همانا من بهترین گذشتگان هستم، بعد فرمود: اى فاطمه آیا راضى نیستى که بوده باشى سرور زنان جهانیان، یا سرور زنان این امت! پس من خندیدم.

۱۲٫شباهت حضرت زهرا(سلام الله علیها) با پیامبر(صلی الله علیه و آله)

عن عائشه أم ‏المؤمنین رضى ‏اللَّه ‏عنها أنها قالت: ما رأیت أحدا کان أشبه کلاما و حدیثنا برسول‏ اللَّه صلى اللَّه علیه و سلم من فاطمه و کانت إذا دخلت علیه قام إلیها فقبلها و رحب بها کما کانت تصنع هى به صلى اللَّه علیه و سلم.[۱۸]

عایشه ام‏ المؤمنین گفت: از نظر گفتار و سخن احدى را شبیه ‏تر به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از فاطمه (سلام الله علیها) ندیدم، هنگامى که فاطمه (سلام الله علیها) بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وارد مى ‏شد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) پیش پاى او بلند مى‏ شد و او را مى ‏بوسید و به او خوش ‏آمد مى‏ گفت، آنچنان که هنگامى که پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر فاطمه (سلام الله علیها) وارد مى‏ شد او نیز چنان مى‏ کرد، یعنى پیش پاى پیامبر (صلی الله علیه و آله) قیام مى‏ کرد او را مى‏ بوسید و به او خوش ‏آمد مى‏ گفت.

۱۳٫ شباهت فاطمه (سلام الله علیها) در قیام و قعودش به پیامبر (صلی الله علیه و آله)

عن عائشه أم‏ المؤمنین، قالت: ما رأیت أحدا أشبه سمتا و هدیا برسول ‏اللَّه فى قیامها و قعودها من فاطمه بینت رسول‏ اللَّه صلى اللَّه علیه و سلم قالت: و کانت إذا دخلت على النبى صلى اللَّه علیه و سلم قام إلیها فقبلها و أجلسها فى مجلسه، و کان النبى صلى اللَّه علیه و سلم إذا دخل علیها قامت من مجلسها فقبلته و أجلسته فى مجلسها. فلما مرض النبى صلى اللَّه علیه و سلم، دخلت فاطمه فأکبت علیه فقبلته، ثم رفعت رأسها فبکت ثم أکبت علیه، ثم رفعت رأسها فضحکت. فقلت: إن کنت لأظن أن هذه من أعقل نسائنا فإذا هى من النساء، فلما توفى النبى صلى اللَّه علیه و سلم، قلت لها: أرأیت حین أکببت علیه فرفعت رأسک فضحکت، ما حملک ذلک؟! قالت: إنى إذا لبدره أخبرنى أنى أسرع أهله لحوقا به فذلک حین ضحکت.[۱۹]

از عایشه نقل شده است که گفت:

کسى را شبیه ‏تر از فاطمه (سلام الله علیها) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از نظر رفتار و روش فردى در قیام و قعود ندیدم.

هنگامى که فاطمه (سلام الله علیها) بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) وارد مى ‏شد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) پیش پاى او قیام مى‏ کرد و او را مى ‏بوسید و در جاى خود مى‏ نشاند و متقابلا هنگامى که پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر فاطمه (سلام الله علیها) وارد مى‏ شد، فاطمه (سلام الله علیها) پیش پاى پدر قیام کرده او را مى ‏بوسید و در جاى خود مى‏ نشاند.

چون پیامبر (صلی الله علیه و آله) مریض شد، فاطمه (سلام الله علیها) وارد شد و خودش را به روى پدر افکند و او را بوسید، بعد سرش را بلند کرد، و گریه کرد، دوباره خودش را به روى پدر افکند، بعد سرش را بلند کرد، و خندید.

گفتم: گمان مى‏ کردم که او (فاطمه (سلام الله علیها) داناترین زنان ما است، در حالى که او هم زنى از زنهاست. چون پیامبر (صلی الله علیه و آله) وفات یافت به او گفتم: هنگامى که خودت را به روى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) افکندى، سپس سرت را بلند کردى و خندیدى چه شد؟ چرا خندیدى؟! فاطمه (علیه السلام) فرمود: من در آن هنگام مانند کسى بودم که هستى‏ اش را از دست داده است. پیامبر (صلی الله علیه و آله) به من خبر داد نزدیکترین کس که به او ملحق شود من هستم، در این هنگام خندیدم.

۱۴٫صداقت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

قالت عائشه: ما رأیت أحدا قط أصدق من فاطمه غیر أبیها، و کان بینهما شیى‏ء، فقالت: یا رسول‏ اللَّه سلها فإنها لا تکذب.[۲۰]

عایشه گفت:

هرگز کسى را صادقتر از فاطمه (سلام الله علیها) ندیدم بجز پدرش (صلی الله علیه و آله). و بین آن دو (عایشه و فاطمه) مسأله‏ اى واقع شده بود. پس (عایشه) گفت: اى رسول خدا! از او بپرس، پس به درستى که او دروغ نمى ‏گوید.

۱۵٫ فاطمه زهرا(سلام الله علیها) پاره تن رسول خدا(صلی الله علیه و آله)

و عن عائشه رضى‏ اللَّه ‏عنها رفعته إلى رسول‏ اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم (قال): فاطمه بضعه منى فمن آذاها فقد آذانى[۲۱]

از عایشه است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

فاطمه (سلام الله علیها) پاره‏  تن من است، هرکس او را اذیت کند، پس به تحقیق مرا اذیت کرده است.

۱۶٫ عبور فاطمه زهرا(سلام الله علیها) از پل صراط در قیامت

عن عائشه قالت: قال رسول ‏اللَّه صلى اللَّه علیه و سلم: إذا کان یوم القیامه نادى مناد یا معشر الخلائق طأطئوا رؤسکم حتى تجوز فاطمه بنت محمد صلى اللَّه علیه و سلم.[۲۲]

 از عایشه نقل است که گفت:

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: هنگامى که روز قیامت فرارسد، منادى ندا کند: اى گروه انسانها! سرهایتان را پایین بیندازید تا فاطمه (سلام الله علیها) دختر محمد (صلی الله علیه و آله) از پل صراط عبور کند.

پی نوشت ها:

[۱] . خطیب بغدادى (متوفی۴۶۳) تاریخ البغداد، ج ۵، ص ۸۷ ، بیروت، تحت الرقم ۲۴۱۸٫

[۲] . هو کساء من صوف أو خز.

[۳] . مسلم بن حجاج نیسابورى، صحیح مسلم، ج ۴ ص ۱۸۸۳ ۲۴۲۴، بیروت.

[۴] . احزاب ۳۳٫

[۵] . شیخ إبراهیم بن محمد البیهقى فى المحاسن والمساوى، ص۳۳۸،  بیروت.

[۶] . علامه مجلسى، بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۲،  بیروت.

[۷] . ابن صباغ المالکى ( متوفی۸۵۵)، فصول المهمه، ص ۱۴۵؛ دار الأضواء، ص ۱۳۸٫

[۸] . ینابیع الموده ص ۲۶۰:

[۹] . و قال الحافظ محب‏الدین الطبرى المتوفى (۶۹۴) فى ذخائر العقبى ط الهند ص ۳۶:

[۱۰] . قال الشیخ البحرانى رحمه‏اللَّه فى کتابه العوالم، ج ۱۱ ص ۶۱، نقلا عن المناقب لابن شهرآشوب، والأربعین عن ابن المؤذن، بإسناده عن النضر بن شمیل عن میسره، عن المنهال:

[۱۱] . متقى الهندى، کنزالعمال، ج ۷، ص ۱۱۶، حدیث ۱۸۳۳۵٫

[۱۲] . جمع رزایا، مصیبت بزرگ، فرهنگ جدید عربى فارسى، ترجمه منجدالطلاب، مترجم محمد بندر ریگى.

[۱۳] . ابن‏حجر العسقلانى المتوفى (۸۵۲)،  فتح البارى، ج ۹ ص ۲۰۱٫

[۱۴] . سلیمان بن داوود الشهیر بأبى الطیالسى المتوفى (۳۰۴)، مسند طیالسی، ص ۱۹۶ ط الهند.

[۱۵] . حنا حنوا و أحنى علیه: عکف و مال الیه: به سوى او میل کرد، المنجد.

[۱۶] . اوشک- ایشاکا (و شک) در رفتن سرعت کرد فرهنگ دانشگاه. أوشکت: نزدیک بود- دروس دارالعلوم العربیه ص ۱۱۱٫

[۱۷] .  متقى الهندى المتوفى (۹۷۵)، کنزالعمال، ج ۷ ص ۱۱۱٫

[۱۸] . حافظ عبدالبر ، الاستیعاب ج ۴ ص ۳۷۵، ط- مصر.

[۱۹] . أبوعیسى، محمد بن عیسى بن سوره ترمذی، الجامع الصحیح الجزء الخامس، ص ۷۰۰٫

[۲۰] . أبویعلى الموصلى المتوفى (۳۰۷) ، مسند ابو یعلی، ج ۸ ص ۱۵۳ ط دمشق تحت رقم (۴۷۰۰).

[۲۱] . سلیمان بن ابراهیم القندوزى الحنفى المتوفى (۱۲۹۴)،  ینابیع الموده ص ۲۶۰ ط- استانبول.

[۲۲] .  أحمد بن على الخطیب البغدادى، تاریخ بغداد، ج ۸، بص ۱۴۱، ط بیروت.

ازدواج آسمانی فاطمه(س) با علی(ع)

 در برخی کتاب های اهل سنت احادیثی مبنی بر ازدواج فاطمه با علی علیه السلام نقل شده است که به آنها اشاره می شود:

قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): «یا عَلِی هذا جبریلُ یخْبِرنِی أَنَّ اللّهَ زَوَّجَک فاطِمَه؛ یاعلی , جبرئیل الآن به من خبر دادکه خدا فاطمه را به ازدواج تو درآورد».[۱]

قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): «یا عَلِی إِنَّ اللّهَ أَمَرَنِی أَنْ أُزَوِّجَکَ فاطِمَه؛ یا علی , خدا به من دستور داد تا تو را به ازدواج فاطمه درآورم».[۲]

قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): «إِنّ اللّهَ زَوَّجَ عَلیاً مِنْ فاطِمَه؛خدا علی و فاطمه را به ازدواج درآورد».[۳]

پی نوشت ها:

[۱] . مناقب الإمام علی من الریاض النضره، ص ۱۴۱٫

[۲] . الصواعق المحرقه ،  باب ۱۱ ص ۱۴۲؛  ذخائر العقبى، ص ۳۰ و ۳۱؛  تذکره الخواص، ص ۲۷۶؛  مناقب الإمام علی من الریاض النضره، ص۱۴۱؛ نور الأبصار ص۵۳٫

[۳] . الصواعق المحرقه ص ۱۷۳٫

منبع: شمیم شیعه.