زیارت قبر امام حسین (علیه‌السلام)

اشاره:

زیارت هریک از قبور اهل بیت (علیهم السلام) از اعمال ارزشمندى است که در شریعت اسلام، بسیار بدان تأکید و سفارش شده است. در این میان، زیارت قبر امام حسین علیه السلام به جهت حادثه عظیمى که براى آن حضرت در تاریخ اتفاق افتاد و منشأ تقویت دین و حرکت و جوشش تشیع گردید و نیز ظلمى که بر او و خاندان او روا داشتند، اهمیت ویژه ‏اى دارد؛ و روایات فراوانى شیعیان مأمور شده ‏اند که آن حضرت را از نزدیک زیارت نمایند.

امام صادق علیه السلام فرمود:

«مَن لَم یَأتِ قَبرَ الحُسینِ و هُوَ یَزعَمُ أَنَّهُ لَنا شیِعَهٌ حَتّى یَموتَ فَلَیسَ هُوَ لَنا بِشیِعَه»؛

«کسى که خود را شیعه ما مى‏پندارد، ولى تا هنگام مرگ به زیارت امام حسین علیه السلامنمى‏رود، شیعه [واقعى ]ما نیست.»[۱] در روایتى دیگر آن حضرت فرمود:

«عَجَبٌ لاِقوامٍ یَزعُمُونَ أَنَّهُم شیِعَهٌ لَنا، یُقالُ: إِنَّ اَحَدَهُم یَمُرُّ بِهِ دَهرُهُ لا یَأتِى قَبرَ الحُسینِ جَفاءً مِنهُ و تَهاوُنا و عَجزا و کَسَلاً»؛

«در تعجبم از مردمى که گمان مى‏کنند شیعه ما هستند؛ اما در مورد آنان گفته مى‏شود که عمرشان تمام مى‏شود، اما از روى جفا یا بى‏مبالاتى یا تنبلى به زیارت امام حسین علیه السلام نمى ‏روند».[۲] زیارت امام حسین علیه السلام واجب یا مستحب مؤکّد؟

زیارت هریک از قبور اهل بیت (علیهم السلام)از اعمال ارزشمندى است که در شریعت اسلام، بسیار بدان تأکید و سفارش شده است. در این میان، زیارت قبر امام حسین علیه السلام به جهت حادثه عظیمى که براى آن حضرت در تاریخ اتفاق افتاد و منشأ تقویت دین و حرکت و جوشش تشیع گردید و نیز ظلمى که بر او و خاندان او روا داشتند، اهمیت ویژه‏اى دارد؛ و روایات فراوانى شیعیان مأمور شده‏اند که آن حضرت را از نزدیک زیارت نمایند.

امام باقر علیه السلام در روایتى مى‏ فرماید:

«مُروُا شیِعَتَنا بِزیارَهِ قَبرِ الحُسینِ علیه السلامفَاِنَّ اِتیانَهُ مُفتَرَضٌ عَلى کُلِّ مُؤمِنٍ یُقِرُّ لِلحُسینِ بِالاِمامَهِ مِنَ اللّهِ عَزَّوجَلَّ»؛

«شیعیان ما را به زیارت قبر امام حسین علیه السلام امر و سفارش نمایید؛ زیرا رفتن به زیارت آن حضرت بر هر مؤمنى، که به امامت آن حضرت از جانب خدا اقرار کرده، واجب است».[۳] امام صادق علیه السلام نیز در این باره مى‏فرماید:

«لَو أَنَّ اَحَدَکُم حَجَّ دَهرَهُ ثُمَّ لَم یَزُرِ الحُسینَ علیه السلام لَکانَ تارِکا حَقّا مِن حُقوقِ رَسُولِ اللّهِ (صلی الله علیه و آله وسلم)  لِأَنَّ حَقَّ رَسولِ اللّهِ فَریضَهٌ مِنَ اللّهِ، واجِبَهٌ عَلى کُلِّ مُسلِمٍ»؛

«اگر کسى تمام عمر خود را به حج برود، اما به زیارت قبر امام حسین علیه السلام نرود حقى از حقوق پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم)  را ترک کرده است و حق رسول خدا تکلیفى است که خداوند بر هر مسلمانى واجب کرده است».[۴] با توجّه به روایات مذکور، آیا رفتن به زیارت قبور امام حسین و ائمه دیگر (علیهم السلام)واجب است یا مستحب؟ برخى از فقهاى امامیه از جمله مرحوم شیخ حرّ عاملى در کتاب شریف «وسائل‏ الشیعه» ابوابى به نام «باب وجوب زیاره الحسین والائمه (علیهم السلام)على شیعتهم کفایه»[۵] و «باب تأکّد زیاره‏الحسین‏بن على علیه السلام و وجوبها کفایه»[۶] آورده و با ذکر روایات متعدد بر وجوب کفایى زیارت هر یک از ائمه (علیهم السلام)فتوا داده است.

اما دیگر فقیهان امامیه با توجه به روایات دیگرى که در این باره وارد شده، روایات یاد شده را بر استحباب مؤکد حمل نموده ‏اند و زیارت قبور اهل‏بیت (علیهم السلام) را مستحب مؤکد مى‏ دانند، نه واجب.[۷] در هر صورت، رفتن به زیارت قبور ائمه، به ویژه قبر امام حسین علیه السلام، نشانه محبت و ارادت شیعیان به امامان و پیشوایان معصوم خود و حلقه وصلى بین آنان است و محب و پیرو واقعى کسى است که این ارادت و پیروى خود به این خاندان را در عمل و آشکارا ثابت نماید؛ وگرنه ادعاى تشیع ـ بدون اینکه نشانه عملى بر محبت و ارادت خود داشته باشد ـ سودى ندارد. بنابراین اهل بیت (علیهم السلام) در روایات متعدد ـ که به دو روایت در آغاز بحث اشاره کردیم ـ رفتن به زیارت قبر امام حسین علیه السلام را از نشانه‏هاى شیعه دانسته‏اند و کسانى را که زیارت آن حضرت را [بدون عذر و محدودیت] در طول دوران حیات خویش ترک مى‏کنند، مورد مذمت و نکوهش قرار داده‏اند و آنان را از زمره شیعیان واقعى خود خارج دانسته‏اند.

البته چنان که در روایت دوم بدان اشاره شد، نکوهش این دسته از شیعیان از سوى اهل‏بیت (علیهم السلام) و نفى اسم شیعه از آنان مربوط به کسانى است که امکانات رفتن به زیارت آن حضرت براى‏شان فراهم است؛ اما به علّت جفا و ظلمى که به امام حسین علیه السلام روا مى‏دارند و یا زیارت آن حضرت را بى‏اهمیت و سبک مى‏شمارند و یا انسانهایى تنبل و بى‏تحرک‏اند، زیارت آن بزرگوار را ترک مى‏کنند. طبیعى است آن دسته از شیعیانى که امکان تشرف به بارگاه آن حضرت براى‏شان میسر نیست و موانع مختلفى اعم از مادى و معنوى در مسیر آنان قرار دارد، چنین مذمتى متوجه آنان نیست.

فضیلت و ثواب زیارت امام حسین علیه السلام

روایاتى که از پیامبراکرم و اهل‏بیت (علیهم السلام) درباره ثواب و فضیلت رفتن به کربلا و زیارت قبر امام سوم شیعیان نقل شده، به قدرى فراوان است که اگر بخواهیم همه آنها را در این بحث ذکر کنیم، کتابى مستقل مى‏شود؛ به همین دلیل، تنها تعدادى از روایاتى را که نشانگر عظمت و پاداش بسیار زیارت آن حضرت است، نقل مى‏کنیم:

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم)  پس از آنکه از شهادت امام حسین علیه السلام خبر داد، فرمود:

«مَن زارَهُ عارِفا بِحَقِّهِ کَتَبَ اللّهَ لَه ثَوابَ أَلفِ حَجَّهٍ و اَلفِ عُمرَهِ، أَلا و مَن زارَهُ فَقَد زارَنِى و مَن زارَنِى فَکَأَنَّما زارَ اللّهَ و حَقٌّ عَلَى اللّهِ أَن لا یُعَذِّبَهُ بِالنّارِ، أَلا و إِنَّ الاِجابَهَ تَحتَ قُبَّتِهِ والشَّفاءَ فِى تُربَتِهِ»؛

«کسى که حسین علیه السلام را زیارت کند، در حالى که عارف به حق اوست، خداوند ثواب هزار حج و هزار عمره براى او مى‏نویسد. آگاه باشید! هرکس حسین را زیارت کند مرا زیارت کرده و کسى که مرا زیارت نماید، گویا خدا را زیارت کرده و بر خداوند است که او را در آتش عذاب نکند. آگاه باشید! که اجابت دعا زیر گنبد حسین است و شفاى دردها در خاک قبر حسین است».[۸] حضرت امام موسى‏ بن جعفر علیه السلام نیز فرمود:

«اَدنى ما یُثابُ بِهِ زائِرُ الحُسینِ بِشاطِى الفُراتِ اِذا عَرَفَ حَقَّهُ و حُرمَتَهُ و وِلایَتَهُ أَن یُغفَرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ و ما تَأَخَّرَ»؛

«کمترین ثواب زائر حسین در کنار فرات ـ که حق و حرمت و ولایت آن حضرت را بشناسد ـ این است که گناهان گذشته و آینده او بخشیده مى‏شود».[۹] «معاویه بن وهب» ـ یکى از اصحاب امام صادق علیه السلام ـ مى‏گوید:

«روزى به منزل امام صادق علیه السلام رفتم و اجازه ورود خواستم. پس از وارد شدن به منزل آن حضرت، داخل اتاق امام صادق علیه السلام شدم، دیدم امام مشغول نماز است. نشستم تا نمازشان را به پایان برسانند. امام در حالى که مشغول نماز بودند دستشان را به دعا بلند کردند و دعاى فراوانى در حق زائران قبر اباعبدالله کردند: براى دنیایشان، آخرتشان، حفظ آنان از انواع بلاها، حفظ آنان از شر شیطان، بخشش گناهانشان در قیامت، علو درجاتشان در بهشت و دعاهاى فراوان دیگر؛ به‏گونه‏اى که من به شوق افتادم. پس از پایان نماز به آن حضرت عرض کردم: یابن رسول‏اللّه‏! با این همه دعایى که شما براى زائران حسین کردید اگر اینان خدا را نیز نمى‏شناختند، خداوند گناهان آنان را مى‏بخشید. به خدا سوگند! دوست داشتم به زیارت آن حضرت مى‏رفتم؛ ولى به حج نمى‏رفتم. امام علیه السلام فرمود: چه چیز تو را از رفتن به زیارت حسین علیه السلامبازمى‏دارد؟ سپس فرمود: اى معاویه! زیارت امام حسین را رها نکن. من گفتم: تا کنون نمى‏ دانستم که زیارت آن حضرت این همه ثواب دارد. امام علیه السلام فرمود: کسانى که در آسمانها براى زائر قبر حسین دعا مى‏کنند بیش از کسانى هستند که بر روى زمین براى آنان دعا مى‏کنند. سپس حضرت در پایان فرمودند:

اَما تُحِبُّ اَن یَرَى اللّهُ شَخصَکَ و سَوادَکَ فیِمَن یَدعُو لَهُ رَسُولُ اللّهِ و عَلىٌّ و فاطِمَهُ والأَئِمَّهُ (علیهم السلام)اَما تُحِبُّ اَن تَکونَ غَدَا مِمَّن تُصافِحُهُ المَلائِکَهُ؟ اَما تُحِبُّ اَن تَکونَ غَدا فیِمَن یَخرُجُ و لَیسَ لَهُ ذَنبٌ فَیُتبَعَ بِهِ؟ اَما تُحِبُّ اَن تَکونَ غَدا مِمّا یُصافِحُ رَسُولَ اللّهِ (صلی الله علیه و آله وسلم) ؟»؛

«اى معاویه! آیا دوست ندارى که خداوند نام تو را در میان کسانى ببیند که رسول‏الله و على و فاطمه و تمام ائمه (علیهم السلام)براى او دعا مى‏کنند؟ آیا دوست ندارى از کسانى باشى که ملائکه الهى با او مصافحه مى‏کنند؟ آیا دوست ندارى در میان کسانى باشى که فرداى قیامت بدون گناه از قبر خارج مى‏شوند؟ آیا دوست ندارى که فرداى قیامت رسول خدا با تو مصافحه نماید؟».[۱۰] در روایتى دیگر امام باقر علیه السلام فرمود:

«لَو یَعلَمُ النّاسُ ما فِى زِیارَهِ الحُسَینِ مِنَ الفَضلِ لَماتُوا شَوقا و تَقَطَّعَت اَنفُسُهُم عَلَیهِ حَسَراتٍ، قُلتُ: و ما فِیهِ؟ قال: مَن زارَهُ شَوقا اِلَیهِ کَتَبَ اللّهِ لَهُ اَلفَ حَجَّهٍ مُتَقَبَّلَهٍ و اَلفَ عُمرَهٍ مَبرُورَهٍ و اَجرَ اَلفِ شَهیدٍ مِن شُهداءِ بَدرٍ و اَجرَ اَلفِ صائِمٍ و ثَوابَ اَلفِ صَدَقَهٍ مَقبُولَهٍ و ثَوابَ اَلفِ نَسَمَهٍ اُریدَ بِها وَجهُ اللّهِ … و یُعطى لَهُ یَومَ القِیامَهِ نورا یُضِى‏ءُ لِنورِهِ ما بَینَ المَشرِقِ والمَغرِبِ و یُنادِى مُنادٍ، هذا مِن زُوّارِ قَبرِ الحُسینِ بنِ عَلىٍ شَوقا اِلَیهِ، فَلا یَبقِى اَحَدٌ فِى القِیامَهِ إلاّ تَمَنّى یَومَئِذٍ أَنَّهُ کانَ مِن زُوّارِ الحُسینِ بنِ عَلىٍ علیهماالسلام»؛

«اگر مردم ثواب و فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام را مى‏دانستند، هر آینه از خوشحالى مى‏مردند و جانهایشان از حسرت نرسیدن به این ثواب قطعه قطعه مى‏شد. راوى گوید: به امام گفتم: زیارت آن حضرت چقدر ثواب دارد؟ امام فرمود: هرکس امام حسین را با اشتیاق زیارت نماید، خداوند ثواب هزار حج و عمره قبول شده و هزار شهید از شهداى بدر و هزار روزه‏دار و هزار صدقه قبول شده و هزار بنده‏اى که در راه خدا آزاد مى‏شود، به او خواهد داد و در قیامت به او نورى داده مى‏شود که مشرق و مغرب زمین را روشن مى‏کند و منادى ندا مى‏دهد که این نور زائر قبر حسین است که با اشتیاق به زیارتش رفته است. وقتى مردم این را مى‏شنوند احدى در قیامت باقى نمى‏ماند جز اینکه آرزو مى‏کند که اى کاش از زائران قبر امام حسین علیه السلام مى‏ بود!»[۱۱] روایاتى که درباره فضیلت و ثواب فراوان زیارت امام حسین علیه السلام بیان شد، بخش اندکى از روایات پرشمارى است که در این باره از رسول اکرم و اهل بیت (علیهم السلام) نقل گردیده است.

در پایان این بخش، لازم است درباره این روایات و امثال آنها که در مورد ثواب اعمال خیر در کتب حدیثى شیعه و اهل‏سنّت وارد شده به دو نکته اشاره کنیم:

نکته اول: در مورد تفاوت و نوع این پاداشهاست؛ به این معنا که مشاهده مى‏کنیم گاه در روایات اسلامى براى یک عمل خیر پاداشهاى مختلفى ذکر شده است مثلاً در روایتى، ثواب زیارت امام حسین  علیه السلام معادل یک حج و عمره دانسته شده؛ در روایتى دیگر زیارت آن حضرت، معادل یکصد حج شمرده شده و در روایتى نیز ثواب آن، معادل هزار حج و عمره قرارداده شده است؛ همین‏طور در دیگر اعمال خیر مشاهده مى‏شود که ثوابهاى مختلفى براى یک عمل ذکر شده است. لذا این سؤال در ذهن انسان به وجود مى‏آید که علت تفاوت این پاداشها چیست؟ و آیا این پاداشها تنها شامل تمام افرادى مى‏شود که به زیارت امام حسین و یا دیگر ائمه مى‏روند؟

در پاسخ باید گفت، علت تفاوت این پاداشها به نوع عمل، انگیزه و مراتب ایمان افراد و مقدار مشکلات و دشواریهایى که این افراد در انجام این اعمال متحمل مى‏شوند بستگى دارد؛ مثلاً زیارت امام حسین علیه السلام براى عالم متقى ثوابى دارد و براى غیر او ثوابى دیگر؛ براى کسى که عارف به حق و امامت اهل بیت (علیهم السلام) باشد، ثوابى دارد و کسى که عارف به حق آنان نباشد و یا از معرفت و شناخت کمترى برخوردار باشد ثواب دیگرى دارد، چنان‏که ثواب کسى که در راه زیارت آن حضرت متحمّل مشقت شده بیشتر از فردى است که کمتر در این راه زحمت کشیده است و نیز ثواب زیارت فردى که عمل او از اخلاص بالاترى برخوردار است بیشتر از زائرى است که در عمل و زیارتش اخلاص کمترى دارد. اگر به روایاتى که درباره ثواب زیارت امام حسین و دیگر ائمه (علیهم السلام)نظرى بیفکنیم مى‏بینیم برخى از همین ویژگیها در همین روایات ذکر شده است؛ مثلاً در برخى از آنها در مورد زائر امام حسین علیه السلام آمده است: «عارفا بحقّه»؛ «زائرى که عارف به حق امام باشد»، یا «و هُوَ یَعلَمُ أَنَّهُ اِمامٌ مِن قَبِلِ اللّهِ مُفتَرضُ الطّاعَهِ عَلَى‏العِبادِ»؛ «زائر بداند که او امامى است که اطاعت او بر بندگان از طرف خداوند واجب است» و یا «عارِفا بِحَقِّهِ یَأتَمُّ بِه»؛ «زائر عارف به حق امام باشد و به او اقتدا کند» و مانند آنها.

از این قیدهاى ذکر شده استفاده مى‏شود که افرادى مى‏توانند همه این پاداشهاى عظیم را نصیب خود کنند که این شرطها را در خود عملى سازند؛ یعنى عارف به حق و جایگاه و حرمت اهل بیت (علیهم السلام)باشند؛ آنان را امامى واجب الطاعه بدانند، در عمل به دستورات الهى به آنان اقتدا نمایند و…؛ در غیر این صورت، زیارت آنان از ثواب و اجر کمترى برخوردار خواهد بود و گاه نیز ممکن است عمل آنان هیچ اجر و پاداشى نداشته باشد!

نکته دوم: این است که به قدرى براى برخى از اعمال خیر از جمله زیارت قبر امام حسین علیه السلام پاداشهاى بزرگ و فراوانى ذکر شده که گاه براى برخى انسانها قابل تحلیل نیست و آنان نمى‏توانند این مقدار ثواب را براى چنین عملى ـ که گاه زحمت بسیار اندکى براى انسان دارد ـ هضم نمایند و ممکن است براى این افراد ایجاد شک و شبهه نماید و آنان در صحت و درستى این احادیث تردید نمایند.

درباره دیدگاه چنین افرادى باید گفت: در حقیقت منشأ چنین شبهه‏اى ناشى از آن است که این گونه افراد، تقدیر و سنجش الهى و عالم دیگر را با سنجش خود و عالم مادیت مقایسه مى‏کنند و چنین پاداشهایى را با این عالم ناسازگار مى‏دانند؛ در حالى که ملاکهاى سنجش اعمال نزد خداوند و عالم غیب با دنیاى محدود مادیت بسیار متفاوت است. چه بسا عملى در چشم انسان مادى‏گرا کوچک و ساده جلوه مى‏کند، ولى نزد خداوند متعال و در عالم ملکوت از عظمت بسیار زیادى برخوردار باشد و خداوند براى انجام آن پاداش فراوانى در نظر گرفته باشد. افزون بر اینکه این پاداشها و ثوابها مربوط به عالم و ظرف دیگرى است که عقل و درک ما تا زمانى که در این عالم قرار داریم توان درک و فهم محدوده و میزان آن را ندارد، بنابراین، انسان نباید در موردى که از حیطه عقل و ادراک او خارج است، قضاوت نماید و اخبار کسانى را که از عالم آخرت آگاهى کامل دارند، نامتناسب با عقل خود بداند و یا آن را مردود شمارد. براى روشن‏تر شدن بیشتر این موضوع، به کلام حضرت امام خمینى(ره) در این باره اشاره مى‏کنیم:

«آنچه لازم است اشاره به آن، آن است که بعضى از نفوس ضعیفه غیر مطمئنه به امثال این ثوابهاى بسیار براى امور جزئیه خدشه مى‏کنند. غافل از آنکه اگر چیزى درنظر ما در این عالم کوچک آمد دلیل نمى‏شود که صورت غیبیه ملکوتیه آن نیز حقیر و ناچیز است. چه بسا باشد که موجود کوچکى ملکوت و باطن آن در کمال عظمت و بزرگى باشد؛ چنان‏که هیکل مقدس و صورت جسمانى رسول اکرم خاتم و نبى مکرم معظم (صلی الله علیه و آله وسلم) یکى از موجودات کوچک این عالم بوده، ولى روح مقدسش محیط به ملک و ملکوت و واسطه ایجاد سماوات و ارضین بود؛ پس حکم کردن به حقارت و کوچکى چیزى به سبب صورت باطنى ملکوتى، فرع علم به عالم ملکوت و باطن اشیاء است و از براى امثال ماها حق این کلام نیست و ما باید چشم و گوشمان باز به فرمایشات علماى عالم آخرت یعنى انبیاء و اولیاء (علیهم السلام) باشد؛ و دیگر آن که بناى آن عالم بر تفضل و بسط رحمت غیر متناهیه حق ـ جل و علا ـ گذاشته شده است و تفضلات حق تعالى را حدّ و انتهایى نیست و استعباد از تفضل جواد على الاطلاق و صاحب رحمت غیر متناهیه از کمال جهل و نادانى است». حضرت امام خمینى «ره» در ادامه مى‏نویسد:

«اى عزیز! راجع به این‏گونه ثوابها اخبار و احادیث شریفه یکى و دوتا و ده تا نیست که انسان را مجال انکارى بماند؛ بلکه فوق حد تواتر است. جمیع کتب معتبره معتمده احادیث، مشحون از این نحو احادیث است. مثل آن است که ما به گوش خود از معصومین (علیهم السلام) شنیده باشیم و طورى نیست که باب تأویل را انسان مفتوح کند. پس این مطلبى که مطابق نصوص متواتره و مصادم با برهان هم نیست، بلکه با یک نحو برهان نیز موافق است. بى‏سبب انکار کردن از ضعف ایمان و کمال جهالت است. انسان باید در مقابل فرموده انبیاء و اولیاء (علیهم السلام)تسلیم باشد. هیچ چیز براى استکمال انسانى بهتر از تسلیم پیش اولیاى حق نیست؛ خصوصاً در امورى که عقل براى کشف آنها راهى ندارد و جز از طریق وحى و رسالت براى فهم آنها راهى نیست. اگر انسان بخواهد عقل کوچک و اوهام و ظنون خود را دخالت دهد در امور غیبیه اخرویه و تعبدیه شرعیه، کارش منتهى مى‏شود به انکار مسلّمات و ضروریات، و کم کم از کم به زیاد و از پایین به بالا منجر مى‏شود. فرضاً شما در اخبار و سند آنها خدشه داشته باشید با آنکه مجال انکار نیست، در کتاب کریم الهى و قرآن مجید آسمانى که خدشه ندارید! در آنجا نیز امثال این ثوابها مذکور است؛ مثل قوله تعالى: «لَیلَهُ الْقَدرِ خَیْرٌ مِنْ اَلْفِ شَهْر»؛ «شب قدر از هزار شب بهتر است.[۱۲] و…».[۱۳]

فلسفه زیارت

سؤالى که در اینجا مطرح است این است که علت رفتن به زیارت قبور اولیاى الهى چیست؟ و چرا اهل‏بیت (علیهم السلام) این همه شیعیان خود را سفارش و توصیه کرده‏اند که ارتباط خود را با قبور آنان قطع نکنند و هر وقت که براى آنان میسر شد ـ هرچند در شرایط سخت و دشوار ـ این قبور را از نزدیک زیارت نمایند؟

زیارت قبر امام حسین علیه السلام و دیگر اولیاى الهى دلایل و رازهاى فراوانى دارد.

برخى از مهم‏ترین رازها و اهداف زیارت آن بزرگواران به شرح ذیل است:

الف. تقرب به خداوند

یکى از روشهاى همه عقلاى عالم این است که وقتى مى‏خواهند به بزرگى نزدیک شده، محبت او را به خود جلب نمایند، ابتدا سراغ واسطه‏ها و وابستگانى مى‏روند که در نزد آن بزرگ تقرب دارند و آن بزرگ به آنان علاقه و محبت ویژه‏اى دارد؛ لذا با واسطه قرار دادن آن شخص، خود را به آن بزرگ مورد نظر خویش نزدیک مى‏سازند و اهدافى را که براى تحقق آن تلاش مى‏کنند با تمسک به آن واسطه و وارد شدن از طریق آنان محقق مى‏سازند.

نزدیک شدن به خداوند متعال نیز از این قاعده و سیره عقلا جدا نیست؛ اگر کسى مى‏خواهد به خداوند متعال نزدیک شود و ترحم خدا را نسبت به خود برانگیزد و کمک الهى را یاور و مددکار خود سازد، باید به وسیله‏هایى که در درگاه الهى قرب و منزلت دارند متوسل شود و از طریق آنان خود را به خداوند متعال نزدیک سازد. وسیله قرار دادن دیگران به درگاه خداوند آن‏قدر مهم است که خداوند، خود در قرآن کریم مؤمنان را نسبت به این امر فرمان داده است.

«یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا اتَّقُوا اللّهَ وابتَغوا اِلَیهِ الوَسیلَهَ وجـهِدوا فى سَبیلِهِ لَعَلَّکُم تُفلِحون»

«اى کسانى که ایمان آورده‏اید، پرهیزگارى پیشه کنید و وسیله‏اى براى تقرب به خدا انتخاب نمایید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید».[۱۴] در روایتى پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم)  فرمود:

«نَحنُ الوَسیلهُ اِلى اللّهِ والوُصلَهُ اِلى رِضوانِ اللّهِ»؛ «ما وسیله به سوى خدا و حلقه اتصال به رضوان او هستیم».[۱۵] در زیارت امیرالمؤمنین علیه السلاممى‏خوانیم:

«اَللّهُمَّ عَبدُکَ و زائِرُکَ مُتَقَرِّبٌ اِلیکَ بِزیارَهِ قَبرِ اَخِى رسولِکَ»؛ «خدایا بنده و زائر تو به وسیله زیارت قبر برادر رسولت به تو تقرب مى‏جوید».[۱۶] در زیارت امام حسین علیه السلام نیز چنین مى‏خوانیم:

«اَللّهُمَّ إِنّى اِلیکَ اَتَوَجَّهُ و اِلَیکَ تَوَجَّهتُ و اِلَیکَ خَرَجتُ و اِلَیکَ وَفَدتُ و بِخَیرِکَ تَعَرَّضتُ و بِزیارَهِ حَبیبِکَ تَقَرَّبتُ»؛

«خدایا من به سوى تو توجه مى‏کنم و به سوى تو رو کردم و به سوى تو خارج شدم و به سوى تو کوچ کردم و به وسیله خیر و احسان تو چنگ زدم و به زیارت حبیب و دوست تو به سوى تو تقرب جستم».[۱۷] همچنین در روایات متعدد دیگرى و نیز ادعیه فراوان، از اهل‏بیت (علیهم السلام)، به عنوان «باب الله» یعنى درى که به سوى خدا باز مى‏شود یاد شده است؛ یعنى اگر کسى مى‏خواهد به خدا نزدیک شود و به او تقرب جوید باید از درب آن ـ که اهل بیت (علیهم السلام) و دیگر اولیاى الهى هستند ـ وارد شود.[۱۸] بنابراین فلسفه عمده زیارت قبور اهل بیت (علیهم السلام)، تقرب به خدا و نزدیک شدن به اوست. زائر این قبور مطهره با زیارت اولیا و مقربان الهى و استمداد از ارواح مطهره آنان، در حقیقت خود را به خداوند سبحان نزدیک مى‏کند و بدین وسیله بر مقامات معنوى و الهى خود مى‏افزاید.

ب. ارتباط با حجت خدا و امام

هدف عمده دیگرى که اهل بیت (علیهم السلام)شیعیان خود را به زیارت قبور اولیاى الهى موظف و ترغیب کرده‏اند، برقرارى پیوند و داشتن ارتباط با این حجتهاى الهى است. ارتباط با حجت خدا ـ که از بالاترین نعمتهاى خدا براى بشر است ـ باعث مى‏شود که انسان از دام شیاطین و هواهاى نفسانى نجات پیدا کند و به راه حق و هدایت رهنمون گردد. برهمین اساس شناخت حجت خدا و داشتن ارتباط با او در هر زمان و در همه احوال یکى از تکالیف بندگان خدا به ویژه مسلمانان و شیعیان است. قرآن کریم در آیات گوناگون، مؤمنان را به برقرارى پیوند و داشتن ارتباط با اولیاى الهى و اهل‏بیت (علیهم السلام) ترغیب و تشویق نموده است. در آیات ۲۲ و ۲۳ سوره رعد مى‏فرماید:

«والَّذینَ یَصِلونَ ما اَمَرَ اللّهُ بِهِ اَن یوصَلَ ویَخشَونَ رَبَّهُم ویَخافونَ سوءَ الحِساب *… اُولکَ لَهُم عُقبَى الدّار»؛

«آنها که پیوندهایى را، که خدا به آن امر کرده، برقرار مى‏سازند و از پروردگارشان و بدى حساب مى‏ترسند * … براى آنان پایان نیکى است».[۱۹] در روایات متعددى که از اهل‏بیت (علیهم السلام) نقل شده، یکى از مصادیق برقرارى پیوند ـ که آیه یاد شده به آن اشاره کرده ـ پیوند با رحم آل محمد یعنى اهل بیت (علیهم السلام) دانسته شده است[۲۰] و ارتباط با این خاندان، مخصوص دوران حیات آنان نیست؛ بلکه زمان شهادت و مرگ ظاهرى آنان را نیز شامل مى‏شود؛ زیرا مرگ و حیات اولیاى الهى و معصومین با یکدیگر تفاوتى ندارد. آنان بعد از شهادت نیز همانند دوران حیات خویش محیط بر عالم و تمام انسانها هستند. سخن دیگران را مى‏شنوند و کلام‏شان را پاسخ مى‏دهند و تمام مشکلات را مى‏توانند برطرف سازند؛ بنابراین شیعیان همچنان که در زمان حیات این خاندان با آنان ارتباط داشته‏اند، بعد از شهادت آنان نیز وظیفه دارند تا از طریق زیارت قبور با آنها ارتباط داشته باشند.

افزون بر این، زیارت قبور اهل بیت (علیهم السلام)عمل به عهد و پیمانى است که بین شیعیان و امامان آنان بسته شده است.

امام رضا علیه السلام در این باره مى‏فرماید:

«اِنَّ لِکُلِّ اِمامٍ عَهدا فِى عُنُقِ اَولِیائِهِ و شیِعَتِهِ و إِنَّ مِن تَمامِ الوَفاءِ بِالعَهدِ و حُسنِ الاَداءِ زِیارَهَ قُبورِهِم …»؛

«براى هر یک از امامان عهد و پیمانى بر عهده موالیان و شیعیان آنان است و کمال وفا به این عهد و اداى نیکوى آن زیارت قبور آنان است».[۲۱] در روایتى دیگر آمده است:

«إِنَّ زِیارَتَنا تَجدیدُ العَهدِ والمِیثاقِ المَأخُوذِ فِى رِقابِ العِبادِ»؛ «زیارت قبور ما تجدید عهد و پیمانى است که از بندگان خدا گرفته شده است».[۲۲]

منابع

[۱]. کامل الزیارات، ص ۳۵۶؛ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۴۳۲.

[۲]. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۴۴۳.

[۳]. همان، ص ۴۴۴.

[۴]. همان.

[۵]. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۴۴۳.

[۶]. همان، ص ۴۰۸.

[۷]. المقنعه، ص ۴۶۸؛ تذکره الفقها، ج ۱، ص ۴۰۳؛ ج ۸، ص ۴۵۳.

[۸]. وسائل‏الشیعه، ج ۱۴، ص ۴۵۲؛ بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۲۸۶.

[۹]. الکافى، ج ۴، ص ۵۸۲؛ کامل الزیارات، ص ۲۸۸.

[۱۰]. تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۶۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۴۱۳.

[۱۱]. مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۳۰۹؛ ج ۱۱، ص ۲۲۶.

[۱۲]. قدر ۹۷ ۳.

[۱۳]. چهل حدیث، امام خمینىره، ص ۴۸۴ ـ ۴۸۵.

[۱۴]. مائده ۵ ۳۵.

[۱۵]. بحارالانوار، ج ۲۵، ص ۲۳.

[۱۶]. من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۸۸.

[۱۷]. تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۵۶؛ کامل الزیارات، ص ۳۹۴.

[۱۸]. الامالى، طوسى، ص ۲۰۶؛ الاحتجاج، ج ۱، ص ۳۳۸؛ المزار، ص ۱۸۸ و ۲۱۷ و ۲۳۶ و ۴۳۰.

[۱۹]. رعد ۱۳ ۲۲ و ۲۳.

[۲۰]. المیزان، ج ۱۱، ص ۳۴۹؛ نورالثقلین، ج ۲، ص ۴۹۳.

[۲۱]. الکافى، ج ۴، ص ۵۶۷.

[۲۲]. مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۲۲۳.

منبع: کاروان صادقیه.

سید جعفر صادقی فدکی.

توضیحی درباره زیارت

اشاره:

زیارت عملی عبادی به معنای حضور در پیشگاه پیشوایان دینی یا نزد قبور آنان یا دیدار از مکانی مقدس یا محترم برای اظهار ارادت و احترام و کسب فیض معنوی است. زیارت از اعمال پسندیده اسلام بوده و در طول تاریخ، مسلمانان به آن عنایت و اهتمام داشته‌اند. این عمل عبادی، نزد شیعیان جایگاهی ویژه و اثرات معنوی و ثواب بسیاری دارد. به دلیل جایگاه مهم زیارت در فرهنگ شیعه، این عمل، از ویژگی‌ها و نمادهای شیعیان به شمار می‌رود. این مقاله درباره زیارت مطالبی را در راستای معنا، مفهوم و انواع آن توضیح داده است.

مفهوم زیارت

زیارت دیدارکردن با قصد را گویند که در ریشه این واژه مفهوم میل و گرایش نهفته است؛ گویى زیارت کننده از دیگران روى گردانده و به سوى زیارت شونده تمایل و قصد کرده است و نیز در معناى زیارت، قصد اکرام زیارت شونده و انس گرفتن با او نیز نهفته است.[۱]

یکی از راههای بزرگداشت مفاخر و صاحبان کمال، زیارت آنان است که در حقیقت موجب بقا و استمرار حیات علمی، هنری و معنوی آنان می گردد. افزون بر این که عامل پیوند نسل حاضر و نسلهای آینده با نسلهای گذشته و وسیله ارتباط روحی با آنان و کمالاتشان است.[۲]

زیارت در دین اسلام

در دین اسلام به صورت خاصی از این واقعیت بشری بهره برداری شده است و برای دیدار و زیارت قبور پیشوایان و فداکاران بزرگ آداب و زیاراتی رسیده است که رعایت آن آداب و خواندن آن زیارتها و توجه به مضامین آنها و تأمل در آنها می تواند به صورتی شگفت انگیز، شخصیت ساز و حماسه گستر باشد و این موضوع – چنان که معلوم است – اختصاص به شیعه ندارد. علمای بزرگ اهل سنت نیز درباره ی زیارت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) و آداب آن، دهها کتاب و رساله نوشته اند همچنین فلاسفه نیز به این واقعیت توجه کرده اند از جمله ابن سینا شرحی مفصل نوشته است در جواب شیخ ابوسعید ابوالخیر، درباره ی اهمیت و فایده ی زیارت قبور صالحان و مردم بزرگ و کامل.

زیارت در مذهب شیعه

در مذهب شیعه، مکتب زیارت، یکی از آموزنده ترین و سازنده ترین مکاتب بوده است زیرا بزرگان شیعه نوعا شهید شده اند و در زیارتهای آنان دو مضمون همواره ذکر شده است که خواندن و توجه به آن دو مضمون در حال زیارت و صفای دل و کنار تربت شهید، تأثیری غیرقابل انکار دارد.

آن دو مضمون، یکی مربوط به این جهت است که این شهیدان، در راه خدا از همه چیز خود و جان و خون خویش گذشتند و پیوستن به ابدیت را در جوار رحمت حق، بر چند صباح دیگر عمر ترجیح دادند و در راه ابدیت مطلق و پیوند زدن هستی روح خود با آن بیکرانها تأمل و تردید روا نداشتند و از این جهت به والاترین مفهوم بلوغ انسان، در عرصه ی رابطه ی «انسان – خدا» و «انسان – ابدیت» دست یافتند.

مضمون دوم مربوط است به این جهت که این شهیدان در راه اقامه ی عدل و ایستادگی در برابر جباران و ستمگران و امر به معروف و نهی از منکر خون خود را دادند و جان خود را باختند و از این جهت به والاترین مفهوم بلوغ انسان، در عرصه ی رابطه ی «انسان – جامعه» دست یافتند.[۳]

انواع زیارت

  1. زیارت اهل قبور
  2. زیارت برادر دینی
  3. زیارت پیغمبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله)
  4. زیارت جامعه کبیره: متن معروفی مشتمل بر اوصاف و نعوت معصومین که در اوساط شیعه شهرتی بسزا دارد.
  5. زیارت حاج: رفتن به دیدار کسی که از حج بازگشته باشد.
  6. زیارت قبور معصومین
  7. زیارت وارث: از زیارت معروفه حضرت ابی عبدالله الحسین (علیه‌السلام).
  8. زیارت بیت: حج خانه خدا را زیارت بیت گویند.
  9. زیارت در قرآن

خداوند در قرآن به پیامبر فرمان می‌دهد که هیچ‌گاه بر جنازه‌ منافق نماز نگذار و بر جنازه آنها به دعا نایست که آنها به خدا و رسولش کافر شدند و در حال فسق و بدکارى مردند. آنجا که می‌فرماید: «وَلاتُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَلاتَقُمْ عَلى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ».[۴]

از این آیه جواز زیارت قبور به روشنى فهمیده مى شود چنانچه ایستادن بالاى قبر مؤمن و دعاکردن براى او مشروعیت دارد چون آن را در ردیف نماز میت مى آورد و این کار را فقط درباره منافقان ممنوع مى کند.[۵]

زیارت در روایات

زیارت از جمله موضوعاتی است که در روایات اسلامی مورد تأکید و تأیید قرار گرفته است در این باره روایات فراوانی از منابع شیعه در مورد زیارت وارد شده است که بر اهمیت و ارزش آن سفارش کرده اند که به برخی از آنها اشاره می ‌شود:

    ۱- شیخ مفید نقل مى کند: رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) در حیات خود، دستور داد که مسلمین به زیارت قبر حمزه (علیه‌السلام) بروند و خود آن حضرت پیوسته کنار قبر حمزه و سایر شهداء مى آمد و پس از رحلت آن حضرت، حضرت فاطمه سلام الله علیها کنار قبر حمزه (علیه‌السلام) رفت و آمد مى کرد و مسلمین نیز پیوسته کنار قبر حمزه مى آمدند و شهداء را یاد مى کردند.[۶]

    ۲- از حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله) روایت شده: «من زار قبرى بعد موتى کان کمن هاجر الى فى حیاتى فان لم تستطیعوا فابعثوا الى بالسلام فانه یبلغنى: هر که قبر مرا بعد از مردنم زیارت کند مانند کسى است که به جانب من در زندگیم هجرت کرده باشد، پس اگر نمى توانید به زیارت من بیائید به طرف من سلام بفرستید به من می رسد».[۷]

    ۳- از امام رضا (علیه‌السلام) روایت شده که فرمود: «من زارنى على بعد دارى و مزارى اتیته یوم القیمه فى ثلاث مواطن حتى اخلصه من اهوالها اذا تطایر الکتب یمینا و شمالا و عندالصراط و عندالمیزان: هر که مرا با دورى خانه و مزار من زیارت کند روز قیامت در سه موضع نزد او بیایم و او را از هول و هراس نجات دهم در وقت دادن نامه ها به راست و چپ و هنگام صراط و هنگام میزان». [۸]

    ۴- از حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله) نقل شده است که فرمود: هر کس قبر مرا زیارت کند من نیز او را حتماً شفاعت خواهم کرد.[۹]

    ۵- رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: «من زارنی فی حیاتی و بعد موتی کان فی جواری یوم القیامه: کسی که مرا در حیات و بعد از مرگم زیارت کند در روز قیامت در جوار و همسایگی من خواهد بود».[۱۰]

پی نوشت:

  1. فرهنگ قرآن، جلد۱۵، صفحه۴۳۹.
  2. ادب فنای مقربان (شرح زیارت جامعه کبیره)، ج۱، ص۱۷ و ۲۱.
  3. حماسه غدیر صفحه ۳۰۳-۳۰۴.
  4. سوره توبه، آیه ۸۴.
  5. تفسیر کوثر، ج۴، ص۵۴۹.
  6. سیرت پیامبر اعظم و مهربان، ص۲۱۹.
  7. أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۰۱.
  8. أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۱۹۸.
  9. بیان در مسائل قرآن، ص۶۸۳.
  10. وسائل الشیعه، ج۱۴، أَبوَابُ المَزَارِ وَ مَا یُنَاسِبُهُ، باب ۳ روایت ۱۹۳۳۵.

منابع

  1. فرهنگ قرآن (کلیات راهیابی به موضوعات و مفاهیم قرآن کریم)، اکبر هاشمی رفسنجانی و جمعی از محققان مرکز فرهنگ و معارف قرآن؛ قم: مؤسسه بوستان کتاب قم، چاپ دوم، ۱۳۸۳.
  2. حماسه غدیر، محمدرضا حکیمی؛ تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
  3. تفسیر آسان، محمدجواد نجفى خمینى؛ تهران: انتشارات اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۹۸ق.
  4. تفسیر کوثر، جعفرى یعقوب.
  5. سیرت پیامبر اعظم و مهربان، محمد محمدى اشتهاردى؛ قم: انتشارات ناصر، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
  6. أطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب؛ تهران: انتشارات اسلام، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.
  7. بیان در علوم و مسائل کلى قرآن، نجمى هاشم زاده هریسى.
  8. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، قم: مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث، چاپ اول، ۱۴۰۹هجری.

   منبع: دانشنامه اسلامی

احادیثی پیرامون زیارت امام رضا (علیه‌السلام)

 

اشاره:

درباره زیارت و ارزش معنوی آن از جمله زیارت امام رضا (علیه‌السلام) احادیثی از رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) و اهل بیت علیهم السلام نقل شده که به برخی از آنها اشاره می شود:

 

 

حدیث ۱

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «ستدفن بضعه منی بأرض خراسان ما زارها مکروب الا نفس الله کربته و لا مذنب الا غفر الله ذنوبه.»

رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: «پاره‏ای از تن من در سرزمین خراسان دفن می‏شود که هیچ گرفتاری او را زیارت نمی‏کند، جز این که خداوند پریشانی را از او می‏زداید و هیچ گنهکاری به زیارت او نائل نمی‏شود، مگر آن که خداوند گناهانش را می‏آمرزد.»[۱]

حدیث ۲

فی حدیث دعبل ان الرضا علیه‏ السلام قال له: «لا تنقضی الأیام و اللیالی حتی تصیر طوس مختلف شیعتی و زواری ألا فمن زارنی فی غربتی بطوس کان معی فی درجتی یوم القیامه مغفورا له.»

دعبل از امام رضا (علیه‌السلام) نقل می کند که ضمن حدیثی فرمود:

«روزها و شبها نمی ‏گذرد تا این که طوس جایگاه آمد و رفت شیعیان و زائرانم می‏ شود؛ آگاه باشید کسی که مرا در غربتم در طوس زیارت کند، روز قیامت با گناهان آمرزیده هم درجه‏ من خواهد بود.»[۲]

حدیث ۳

قال الرضا (علیه ‏السلام): «من زارنی علی بعد داری و مزاری أتیته یوم القیامه فی ثلاثه مواطن حتی أخلصه من أهوالها: اذا تطایرت الکتب یمینا و شمالا، و عند الصراط، و عند المیزان.» .

امام رضا (علیه‌السلام) فرمود:

«کسی که با دوری راه سرا و مزار من به زیارت من بیاید، روز قیامت در سه جا (برای دستگیری) نزد او خواهم آمد و او را از بیم و گرفتاری آن موقفها رهایی خواهم بخشید: هنگامی که نامه ‏ها (ی اعمال) در راست و چپ به پرواز درآیند، نزد (پل) صراط و نزد میزان (محل سنجش اعمال).»[۳]

حدیث ۴

قال الرضا (علیه ‏السلام): «و الله ما منا الا مقتول أو شهید» فقیل له: فمن یقتلک یا ابن رسول الله؟ قال: «شر خلق الله فی زمانی یقتلنی بالسم ثم یدفننی فی دار مضیعه و بلاد غربه، ألا فمن زارنی فی غربتی کتب الله عزوجل له أجر مائه ألف شهید، و مائه ألف صدیق و مائه ألف حاج و معتمر و مائه ألف مجاهد و حشر فی زمرتنا، و جعل فی الدرجات العلی من الجنه رفیقنا.» .

امام رضا (علیه ‏السلام) فرمود:

«به خدا سوگند کسی از ما (ائمه اطهار علیه‏م السلام) نیست جز آن که کشته یا شهید می‏ شود.» گفته شد: چه کسی شما را ای فرزند رسول خدا می‏ کشد؟ فرمود: «بدترین آفریدگان خدا در زمانم مرا با زهر می‏ کشد، سپس مرا در دیار غربت و سرایی دور افتاده دفن می‏کند؛ آگاه باشید کسی که مرا در غربتم زیارت کند، خدای عزوجل ثواب یکصد هزار شهید، یکصد هزار صدیق، یکصد هزار حج گزار و عمره گزار و یکصد هزار مجاهد را برای او می ‏نویسد و در زمره‏  ما محشور می‏ شود و در درجات والای بهشت رفیق و همراه ما خواهد بود.»[۴]

حدیث ۵

قال أبو عبد الله علیه‏السلام: «یقتل حفدتی بأرض خراسان فی مدینه یقال لها طوس، من زاره الیها عارفا بحقه أخذته بیدی یوم القیمه و أدخلته الجنه و ان کان من أهل الکبائر.» قیل له: جعلت فداک و ما عرفان حقه قال: «تعلم أنه مفترض الطاعه، غریب شهید، من زاره عارفا بحقه أعطاه الله عزوجل أجر سبعین شهیدا ممن استشهد بین یدی رسول الله صلی الله علیه و سلم علی حقیقه» .

امام صادق (علیه ‏السلام) فرمود:

«نوه‏ مرا در سرزمین خراسان در شهری به نام طوس می‏ کشند؛ کسی که او را با شناخت حق وی زیارت کند، من روز قیامت از او دستگیری می‏ کنم و وارد  بهشتش می‏ سازم، هر چند که مرتکب گناهان کبیره شده باشد.» راوی گفت: فدایت شوم، شناخت حق او را به چیست؟ فرمود: «این که بدانی او امام واجب الطاعه و غریب و شهید است ؛ کسی که با شناخت حقش، او را زیارت کند، خدای صاحب عزت و جلال پاداش هفتاد شهید از شهدای راستین در رکاب رسول خدا صلی الله علیه و سلم را به او عطا می‏ فرماید.»[۵]

حدیث ۶

قال علی بن محمد بن علی الرضا (علیهم ‏السلام): «من کانت له الی الله حاجه فلیزر قبر جدی الرضا علیه‏السلام بطوس و هو علی غسل و لیصل عند رأسه رکعتین، و لیسأل الله تعالی حاجته فی قنوته، فانه یستجیب له ما لم یسأل مأثما أو قطیعه رحم، ان موضع قبر لبقعه من الجنه لا یزورها مؤمن الا أعتقه الله تعالی من النار، و أدخله دار القرار.».

امام علی النقی علیه ‏السلام فرمود:

«کسی که از خدا حاجتی می‏ خواهد، قبر جدم (حضرت) رضا علیه ‏السلام را در طوس زیارت کند، در حالی که غسل نموده باشد و سپس بالای سر آن حضرت دو رکعت نمازگزارد و در  قنوت آن از خدای تعالی حاجت خود را بخواهد. در این صورت است که دعایش مستجاب می‏ شود، مادام که گناه یا بریدن از خویشاوندی را درخواست نکرده باشد. همانا جایگاه قبر او قطعه ‏ای از بهشت است که هیچ مؤمنی آن را زیارت نمی‏کند، مگر این که خدای تعالی او را از آتش (دوزخ) رهایی می ‏بخشد و به سرای آرامش (بهشت) وارد می ‏سازد.»[۶]

حدیث ۷

قال الرضا (علیه ‏السلام) «انی سأقتل بالسم مظلوما و أقبر الی جنب هارون الرشید و یجعل الله عزوجل تربتی مختلف شیعتی و أهل محبتی، فمن زارنی فی غربتی و جبت له زیارتی یوم القیامه، و الذی أکرم محمدا (صلی الله علیه و آله) بالنبوه و اصطفاه علی جمیع الخلیقه لا یصلی أحد منکم عند قبری الا استحق – امیرالمؤمنین المغفره من الله عزوجل یوم یلقاه، و الذی أکرمنا بعد محمد صلی الله علیه و سلم بالامامه و خصنا بالوصیه ان زوار قبری أکرم الوفود علی الله عزوجل یوم القیامه، و ما من مؤمن یزورنی فتصیب وجهه قطره من الماء الا حرم الله جسده علی النار.».

 امام رضا علیه‏ السلام فرمود:

«من بزودی مظلومانه یا زهر کشته می‏ شوم و کنار قبر هارون دفن می‏گردم، و خداوند خاک (قبر) مرا جایگاه رفت و آمد (و زیارتگاه) شیعیان و دوستارانم می‏گرداند. پس کسی که در غربتم مرا زیارت کند، روز قیامت زیارت او بر من واجب می‏ شود؛ قسم به آن که محد صلی الله علیه و سلم را به پیامبر گرامی داشت و او را بر تمامی مردم برگزید، کسی که از شما نزد قبرم نماز نمی‏ گذارد، جز آن که روزی که خدای صاحب عزت و جلال را ملاقات می‏ کند، شایسته ‏ی آمرزش می ‏شود، و قسم به آن که بعد از محمد صلی الله علیه و سلم ما را به امامت گرامی داشت و به وصایت (و جانشینی آن حضرت) اختصاص گرامی ‏ترین گروه ها خواهند بود که روز قیامت بر خدای صاحب عزت و جلال وارد می ‏شوند؛ و هیچ مؤمنی نیست که مرا زیارت نماید و قطره‏ای آب (باران) به صورت او بخرود، جز آن که خداوند پیکرش را بر آتش (دوزخ) حرام می‏کند.»[۷]

حدیث ۸

قال الرضا علیه ‏السلام «لا تشد الرحال الی شی‏ء من القبور الا الی قبورنا، ألا و انی مقتول بالسم ظلما، و مدفون فی موضع غربه فمن شد رحله الی زیارتی أستجیب دعاؤه و غفر له ذنبه.» .

امام رضا علیه ‏السلام فرمود:

«بار به سوی هیچ قبر (و زیارتگاهی) بر نبیندید مگر این که به زیارت قبور ما بیایید. آگاه باشید که مرا مظلومانه مسموم ساخته و می‏ کشند و در جایی غریبانه به خاک می‏ سپارند پس هر کس که بار سفر برای زیارت من بربندد، دعایش مستجاب می‏ شود و گناهش مورد آمرزش واقع می‏ گردد.»[۸]

حدیث ۹

قال علی بن مهزیار: قلت لأبی جعفر (علیه ‏السلام): جعلت فداک زیاره الرضا (علیه‏ السلام) أفضل أم زیاره أبی عبدالله الحسین (علیه‏ السلام)؟ فقال: «زیاره أبی أفضل و ذکل أن أبا عبد الله (علیه ‏السلام) یزروه کل الناس و أبی لا یزروه الا الخواص من الشیعه.».

علی بن مهزیار گوید:

به امام جواد علیه‏ السلام عرض کردم: فدایت شوم، زیارت حضرت رضا (علیه‏ السلام) فضیلت بیشتری دارد یا زیارت ابا عبد الله الحسین (علیه ‏السلام)؟ فرمود: «زیارت پدرم فضیلت بیشتری دارد، زیرا ابا عبد الله (علیه ‏السلام) را همه‏ مردم زیارت می ‏کنند، ولی پدرم را جز شیعیان برگزیده زیارت نمی ‏کنند.»[۹]

حدیث ۱۰

قال جعفر بن محمد الصادق علیه ‏السلام: «یخرج ولد من ابنی موسی اسمه اسم أمیرالمؤمنین علیه الصلاه و السلام الی أرض طوس، و هم بخراسان، یقتل فیها بالسم، فیدفن فیها غریبا، من زاره عارفا بحقه أعطاه الله تعالی أجر من أنفق من قبل الفتح و قاتل.»

 امام جعفر صادق علیه ‏السلام فرمود:

»فرزندی از پسرم موسی که همنام امیرالمؤمنین علیه الصلاه و السلام است، به جانب سرزمین طوس در خراسان می‏ رود و در آن جا با زهر کشته شده و غریبانه دفن می‏ شود، کسی که او را با شناخت حق وی (به اینکه آن حضرت اما واجب الاطاعه  است) زیارت کند، خدای تعالی پاداش کسی را که قبل از پیروزی، انفاق نموده و جنگیده است به وی عطا می ‏نماید.»[۱۰]

حدیث ۱۱

عن أبی الصلت الهروی قال: کنت عند الرضا علیه ‏السلام فدخل علیه قوم من أهل قم فسلموا علیه فرد و قربهم، ثم قال لهم: «مرحبا بکم و أهلا، فأنتم شیعتنا حقا، یأتی علیکم زمان تزورون فیه تربتی بطوس، ألا فمن زارنی و هو علی غسل خرج من ذنوبه کیوم ولدته أمه.».

اباصلت هروی گوید:

خدمت امام رضا علیه ‏السلام بودم که گروهی از مردم قم وارد شدند و سلام نمودند. حضرت پاسخ آنها را فرمود و ایشان را نزدیک خویش جای داد. سپس فرمود: «آفرین بر شما! شما شیعیان راستین ما هستید، زمانی بر شما فرامی‏رسد که خاک (قبر) مرا در طوس  می‏ کنید، آگاه باشید کسی که مرا در حالی که غسل نموده باشد زیارت کند، از گناهانش پاک می‏شود، مانند روزی که از مادر زاییده شده است.»[۱۱]

حدیث ۱۲

عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی قال: «قلت: لأبی جعفر علیه‏ السلام: قد تحیرت بین زیاره قبر أبی‏ عبدالله علیه‏ السلام و بین زیاره قبر أبیک علیه ‏السلام بطوس، فما تری؟ فقال لی: مکانک، ثم دخل و خرج و دموعه تسیل علی خدیه، فقال: زوار أبی‏ عبدالله علیه ‏السلام کثیرون، و زوار قبر أبی علیه‏ السلام بطوس قلیلون.».

عبدالعظیم حسنی گوید:

به ابوجعفر (امام جواد علیه‏السلام) گفتم: من در تردیدم که به زیارت قبر اباعبدالله الحسین علیه ‏السلام مشرف شوم یا به زیارت قبر پدرتان در طوس، نظر شما چیست؟ فرمود: در جای خود باش» سپس (حضرت) وارد (خانه) شد و پس (از اندکی) بیرون آمد در حالی  پس (از اندکی) بیرون آمد در حالی که اشک از گونه‏ هایش جاری  بود، فرمود: زائران اباعبدالله علیه‏ السلام بسیارند و زائران قبر پدرم در طوس اندک.».[۱۲]

حدیث ۱۳

عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی قال: سمعت محمد بن علی الرضا علیه‏ السلام یقول: «ما زار أبی علیه ‏السلام احد فأصابه أذی من مطر أو برد أو حر الا حرم الله جسده علی النار.».

(حضرت) عبدالعظیم حسنی از امام محمد تقی علیه ‏السلام نقل می‏ کند که فرمود:

«کسی که به زیارت پدرم نائل شود، و (در راه زیارت) به او آزاری مانند باران یا سرمایی یا گرمایی برسد، جز این نیست که خداوند پیکرش را بر آتش (دوزخ) حرام می‏ نماید.»[۱۳]

حدیث ۱۴

عن عبدالعظیم الحسنی قال: سمعت علی بن محمد العسکری علیه‏ السلام یقول: «أهل قم و أهل آبه مغفور لهم لزیارتهم لجدی علی بن موسی الرضا علیهماالسلام بطوس، ألا و من زاره فأصابه فی طریقه قطره من السماء حرم الله جسده علی النار» .

(حضرت) عبدالعظیم حسنی گوید:

از امام علی النقی علیه‏ السلام شنیدم که فرمود: «مردم قم و آبه  به جهت زیارت جدم علی بن موسی الرضا علیهماالسلام در طوس گناهانشان آمرزیده شده. آگاه باشید کسی که آن حضرت را زیارت کند و در راه (زیارت) او قطره‏ای (باران) از آسمان بر او فروبارد، خداوند پیکرش را بر آتش (دوزخ) حرام می‏کند.»[۱۴]

حدیث ۱۵

عن علی بن أسباط قال سألت أباجعفر علیه‏ السلام: ما لمن زار أباک بخراسان؟ قال: «الجنه و الله، الجنه و الله.».

علی بن اسباط گوید:

از ابوجعفر (امام جواد) علیه‏ السلام پرسیدم: کسی که پدرتان را در خراسان زیارت کند، چه (پاداشی) خواهد داشت؟ فرمود: به خدا قسم بهشت، به خدا قسم بهشت.»[۱۵]

حدیث۱۶

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «ستدفن بضعه منی بأرض خراسان لا یزورها مؤمن الا أوجب الله له الجنه و حرم جسده علی النار.» .

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

«به زودی پاره‏ تن من در سرزمین خراسان دفن می‏ شود که هیچ مؤمنی او را زیارت نمی‏ کند، مگر این که خداوند بهشت را بر او واجب ساخته و پیکرش را بر (آتش) دوزخ حرام می‏ سازد.»[۱۶]

حدیث ۱۷

قال أبوالحسن موسی علیه‏ السلام فی حدیث: «من زار قبر ولدی علی و بات عنده لیله کان کمن زار الله فی عرشه. قیل: کمن زار الله فی عرشه؟ فقال: نعم. اذا کان یوم القیامه کان علی عرش الرحمن أربعه من الأولین، و أربعه من الآخرین، فاما الأربعه الذین هم من الأولین: فنوح، و ابراهیم، و موسی، و عیسی علیهم ‏السلام و أما الأربعه من الآخرین: محمد و علی و الحسن و الحسین علیهم ‏السلام، ثم یمد الطعام فیقعد و معنا زوار قبور الأئمه، ألا أن أعلاهم درجه و أقربهم حبوه زوار قبر ولدی علیه ‏السلام»  .

 امام موسی کاظم علیه‏ السلام در ضمن حدیثی فرمود:

«کسی که قبر فرزندم علی علیه‏ السلام را زیارت کند و شبی را نزد او به سر برد، مانند کسی است که خداوند را در عرش زیارت کرده است.» راوی (از روی تعجب) گفت: مانند کسی که خدا را در عرش زیارت کرده است؟ حضرت فرمود: «آری، چون روز قیامت شود، چهار نفر از پیشینیان و چهار نفر از پسینیان بر عرش خدای رحمان قرار می‏ گیرند. چهار نفر پیشینیان نوح و ابراهیم و موسی وعیسی علیهم‏ السلام هستند و چهار نفر پسینیان محمد و علی وحسن و حسین علیهم‏السلام؛ بعد از آن خوان طعام گسترده می‏شود و زائران قبور ائمه علیهم ‏السلام به (گرد) آن می‏ نشینند؛ بدانید که (در میان زائران قبور ائمه علیهم ‏السلام) مقام زائران قبر فرزندم از همه بلندتر و پر ارج‏تر است.»[۱۷]

حدیث ۱۸

قال الامام الجواد علیه ‏السلام: «ضمنت لمن زار قبر أبی الرضا علیه‏ السلام بطوس عارفا بحقه الجنه علی الله تعالی.» .

امام جواد علیه ‏السلام فرمود:

«کسی که قبر پدرم رضا علیه ‏السلام را در طوس با شناخت حق او (به اینکه حضرتش امام واجب الاطاعه است) زیارت کند، من نزد خدای تعالی بهشت را برای او ضمانت می‏کنم.»[۱۸]

حدیث ۱۹

قال الرضا علیه‏ السلام: «ما زارنی أحد من أولیائی عارفا بحقی الا شفعت فیه یوم القیامه.» .

امام رضا علیه‏ السلام فرمود:

«هیچ یک از دوستانم مرا با آگاهی به حقم (که امام واجب الاطاعه هستم) زیارت نمی‏کند مگر این که روز قیامت او را شفاعت خواهم کرد.»[۱۹]

حدیث ۲۰

قال الرضا علیه ‏السلام: «من شد رحله الی زیارتی أستجیب دعاؤه و غفرت له ذوبه، فمن زارنی فی تلک البقعه کان کمن زار رسول الله صلی الله علیه و آله، و کتب الله له ثواب ألف حجه مبروره و ألف عمره مقبوله، و کنت أنا و آبائی شفعاءه یوم القیامه، و هذه البقعه روضه من ریاض الجنه، و مختلف الملائکه، لا یزال فوج ینزل من السماء و فوج یصعد، الی أن ینفخ فی الصور.» .

امام رضا علیه ‏السلام فرمود:

«کسی که بار سفر به سوی من بربندد دعایش مستجاب و گناهانش آمرزیده می‏ شود، پس کسی که مرا در آن مکان زیارت کند، مانند کسی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله را زیارت کرده باشد، خداوند برای او پاداش هزار حج و عمره‏ پذیرفته شده می ‏نویسد و من و پدرانم شفیعان او روز قیامت خواهیم بود؛ این بقعه بوستانی از بوستان های بهشت و محل رفت و آمد فرشتگان است؛ آن گونه که گروهی از آسمان فرو می‏ آیند و گروهی بالا می ‏روند، تا این که در صور دمیده شود.»[۲۰]

پی نوشت:

[۱] . وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۳۷.

[۲] . وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۳۸.

[۳] . وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۳۳

[۴] . بحار الانوار ج ۴۹ص ۲۸۳-۲۸۴

[۵] . اثبات الهداه ج۳ ص ۲۳۳

[۶] . وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۴۷

[۷] . وسائل الشیعه  ۲ ص۴۳۹.

[۸] . بحار الانوار ج ۱۰۲ ص۳۶.

[۹] . الکافی ج۴ ص ۵۸۴.

[۱۰] . بحار الانوار ج ۴۹ ص۲۸۶.

[۱۱] . وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۴۶.

[۱۲] . وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۴۲.

[۱۳] . وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۳۹.

[۱۴] . عیون اخبار الرضا  ج۲ ص ۲۶۰.

[۱۵] . وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۳۷.

[۱۶] . الوافی ج۱۴ ص۱۵۵۱.

[۱۷] . وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۴۳.

[۱۸] . وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۳۷.

[۱۹] . وسائل الشیعه  ج۱۰ ص۴۳۴.

[۲۰] . بحار الانوار ج ۱۰۲ ص۴۴.

فضیلت زیارت امام حسین (علیه السّلام) در روز عرفه

اشاره:

نهم ماه ذی الحجه روز عرفه است که در تمام سال ممتاز به دعا و عبادت می باشد . همانطور که در میان شبهای سال هیچ شبی به اندازه شب قدر اهمیت ندارد بعداز ظهر روز عرفه نیز در میان روزهای سال امتیازی ویژه دارد. کسانی که در این روز از حضور در روز  در کنار قبر مطهر سید الشهدا (علیه السلام) ونیز تشرف به حج و وقوف در صحرای عرفات محروم هستند، دعا و درخواست از پیشگاه خداوند رحمان و رحیم در عصر روز عرفه برای هرکس در هر کجا که باشد بسیار مغتنم است. یک از اعمالی که در این روز سفارش شده زیارت امام حسین(علیه‌السلام) است.

احادیث در رابطه با فضیلت زیارت امام حسین (علیه السّلام) در روز عرفه، نزد اهل معرفت، متواتر و فراوان است، از جمله: «ابو جعفر ابن بابویه» در کتاب «ثواب الاعمال» نقل کرده است که امام صادق (علیه السّلام) فرموده :

فِی ثَوَابِ مَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ (علیه‌السلام) فَقَالَ مَنْ أَتَاهُ فِی یَوْمِ عَرَفَهَ عَارِفاً بِحَقِّهِ کُتِبَ لَهُ أَلْفُ حَجَّهٍ وَ أَلْفُ عُمْرَهٍ مَقْبُولَهٍ وَ أَلْفُ غَزْوَهٍ مَعَ نَبِیٍّ مُرْسَلٍ أَوْ إِمَامٍ عَادِلٍ‏؛

درباره‌ ثواب زیارت امام حسین (علیه السّلام) فرمود: «هرکس در روز عرفه در حالى که حق امام حسین (علیه السّلام) را مى‌شناسد، به زیارت او برود، براى او پاداش  ١٠٠٠  حج و  ١٠٠٠  عمره‌ى پذیرفته شده و  ١٠٠٠  بار شرکت در جنگ در رکاب پیامبر مرسل یا امام عادل نوشته مى‌شود.»[۱]

در همان کتاب در روایت دیگر آمده است:

«وَ مَنْ أَتَاهُ فِی یَوْمِ عَرَفَهَ عَارِفاً بِحَقِّهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَیْ حَجَّهٍ وَ أَلْفَیْ عُمْرَهٍ مَقْبُولَهٍ [مُتَقَبَّلَاتٍ‏] وَ أَلْفَ غَزْوَهٍ مَعَ نَبِیٍّ مُرْسَلٍ أَوْ إِمَامٍ عَادِلٍ قَالَ فَقُلْتُ وَ کَیْفَ لِی بِمِثْلِ الْمَوْقِفِ قَالَ فَنَظَرَ إِلَیَّ شِبْهَ الْمُغْضَبِ ثُمَّ قَالَ یَا فُلَانُ إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَتَى قَبْرَ الْحُسَیْنِ (علیه‌السلام) یَوْمَ عَرَفَهَ وَ اغْتَسَلَ بِالْفُرَاتِ ثُمَّ تَوَجَّهَ إِلَیْهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَهٍ حَجَّهً بِمَنَاسِکِهَا وَ لَا أَعْلَمُهُ إِلَّا قَالَ وَ عُمْرَهً»

«هرکس در روز عرفه در حالى که حق امام حسین (علیه السّلام) را مى‌شناسد به زیارت او برود، خداوند پاداش  ١٠٠٠  حج و  ١٠٠٠  عمره‌ى مقبول و  ١٠٠٠  بار شرکت در جنگ در رکاب پیامبر مرسل یا امام عادل را براى او مى‌نویسد. راوى مى‌گوید به امام (علیه السّلام) عرض کردم : مگر جاى دیگر هم ثواب «موقف» عرفات را دارد؟ حضرت با نگاهى مشابه نگاه خشمگین به من نگریست و آن ‌گاه با نام به من خطاب فرمود: هرگاه مؤمن در روز عرفه به زیارت مزار امام حسین (علیه السّلام) برود و با آب «فرات» غسل کند و آن‌گاه رو به سوى قبر آن حضرت حرکت کند، خداوند براى هر گام او یک حج کامل با تمام مناسک آن مى ‌نویسد. راوى در ادامه مى‌گوید: به نظرم حضرت، حج و عمره را با تمام مناسک آن دو فرمود.»[۲]

در کتاب یادشده، در حدیث دیگر آمده است که امام صادق (علیه السّلام) فرمود:

«أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَتَجَلَّى لِزُوَّارِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع قَبْلَ أَهْلِ عَرَفَاتٍ وَ یَقْضِی حَوَائِجَهُمْ وَ یَغْفِرُ ذُنُوبَهُمْ وَ یُسْعِفُهُمْ [یُشَفِّعُهُمْ‏] فِی مَسَائِلِهِمْ ثُمَّ یَأْتِی أَهْلَ عَرَفَهَ فَیَفْعَلُ بِهِمْ ذَلِکَ‏»؛«خداوند تبارک و تعالى پیش از اهل «عرفات» براى زایران امام حسین (علیه السّلام) تجلى نموده و حوایج آنان را برآورده و گناهانشان را مى‌آمرزد و در مورد خواسته‌هایشان شفاعت مى‌کند، آن‌گاه به سراغ اهل عرفات مى‌رود و این عنایات را به آنان مى‌کند.»[۳]

در روایت دیگر در غیر کتاب «ثواب الاعمال» نقل شده است که امام صادق (علیه السّلام) فرمود:

«إِذَا کَانَ یَوْمُ عَرَفَهَ نَظَرَ اللَّهُ تَعَالَى إِلَى زُوَّارِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع فَقَالَ ارْجِعُوا مَغْفُوراً لَکُمْ مَا مَضَى وَ لَا یُکْتَبُ عَلَى أَحَدٍ ذَنْبٌ سَبْعِینَ یَوْماً مِنْ یَوْمِ یَنْصَرِفُ‏»؛ «وقتى روز عرفه فرامى‌ رسد، خداوند متعال به زائران قبر حسین بن على (علیهما السّلام) نظر [رحمت]مى ‌کند و خطاب به آنان مى ‌فرماید: بازگردید در حالى که گناهان گذشته‌ شما آمرزیده شده است و از روزى که زائران بازمى‌ گردند تا  ٧٠  روز براى آنان گناه نمى‌ نویسد.»[۴]

نیز در حدیث دیگر آمده است که امام صادق (علیه السّلام) فرمود:

«مَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ع یَوْمَ عَرَفَهَ کَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ أَلْفَ أَلْفِ حَجَّهٍ مَعَ الْقَائِمِ وَ أَلْفَ أَلْفِ عُمْرَهٍ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عِتْقَ أَلْفِ أَلْفِ نَسَمَهٍ وَ حُمْلَانَ أَلْفِ أَلْفِ فَرَسٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ سَمَّاهُ اللَّهُ عَبْدِیَ الصِّدِّیقُ آمَنَ بِوَعْدِی»؛ ‏«هرکس در روز عرفه به زیارت حسین بن على (علیهما السّلام) برود، خداوند عزّ و جل یک میلیون حج در رکاب حضرت قائم (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف) و یک میلیون عمره در رکاب رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) و آزادى یک میلیون برده و گسیل داشتن یک میلیون اسب [براى سوار شدن جنگجویان]در راه خدا را براى او مى‌نویسد و به این صورت از او یاد مى‌کند: بنده‌ى صدیق و بسیار راستگوى من به وعده‌ام ایمان آورد.»[۵]

و احادیث در فضل زیارت امام حسین (علیه السلام) در روز عرفه متواتر است در نزد اهل معرفت

پی نوشت:

[۱] ) ثواب الاعمال، ص ۱۱۵. نیز ر.ک: امالی صدوق، ص ۱۴۳؛ امالی طوسی، ج۱، ص ۲۰۴.

[۲] ) ر.ک: ثواب الاعمال، ص ۱۱۵؛ من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص ۵۸؛ کامل الزیارات، ص ۱۶۹.

[۳] ) ثواب الاعمال، ص ۱۱۶. نیز ر.ک: مصباحا لمتهجد، ص ۷۱۵؛ کامل الزیارات، ص ۱۷۰.

[۴] ) ر.ک: مصباح المتهجد، ص ۷۱۶؛ کامل الزیارات، ص ۱۷۱.

[۵] ) ر.ک: کامل الزیارات، ص ۱۷۲؛ مصباح المتهجد، ص ۷۱۵؛ تهذیب، ج۶، ص ۴۹.

منبع: العتبه الحسینه المقدسه

معنای این که: «زیارت امام حسین (علیه‌السلام) بمنزله زیارت خدا در عرش است»

اشاره:

زیارت هریک از قبور اهل بیت (علیهم السلام) از اعمال ارزشمندى است که در شریعت اسلام، بسیار بدان تأکید و سفارش شده است. در این میان، زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) به جهت حادثه عظیمى که براى آن حضرت در تاریخ اتفاق افتاد و منشأ تقویت دین و حرکت و جوشش تشیع گردید و نیز ظلمى که بر او و خاندان او روا داشتند، اهمیت ویژه ‏اى دارد؛ و روایات فراوانى شیعیان مأمور شده ‏اند که آن حضرت را از نزدیک زیارت نمایند.

 

حضرت حسین بن علی (علیه‌السلام) (امام سوم شیعیان) به خاطر اهداف، ویژگی ها، اعمال، فداکاری ها، ایثار گری ها و مصیبت هایی که در راه خدا دیده دارای مقام بسیار بلندی در نزد خداوند متعال است. خداوند پاداش های زیادی به ایشان داده است که یکی از آنها عزت و عظمت در این دنیا است به حدی که همه مردم را تشویق و ترغیب به زیارت مرقد مطهر آن حضرت کرده و اجر و پاداش زیادی به زائرین آن حضرت وعده داده است. یکی از این وعده های الهی حدیثی است که شیخ مفید ره و دیگران بصورت متواتر نقل کرده اند. امام جعفر صادق (علیه‌السلام) فرمود: “…و کسی که در روز عاشوراء قبر امام حسین را زیارت کند همانند این است که خداوند را در بالای عرش او ملاقات کرده است. ما نظیر این روایت را در باره زیارت قبر پیامبر نیز داریم. امام رضا (علیه‌السلام) در باره معنای زیارت خداوند فرموده است: از آنجا که رؤیت و زیارت خداوند ممکن نیست خداوند زیارت پیامبرش را به منزله زیارت خود قرار داده است.

البته باید توجه داشت که زیارت امام حسین (علیه‌السلام) موجب زنده ماندن اهداف بلند آن حضرت که همانا زنده نگه داشتن دین خدا و دستورات قرآن است می باشد.

توضیح:

اسلام دین ارزش هاست و پاداش های الهی وعد داده شده در آن، نتیجه اعمال خالصانه انسان ها برای خداست؛ زیرا خداوند متعال بهترین و عادل ترین پاداش دهنده هاست و اجر هیچ نیکو کاری را ضایع نمی کند. [۱] هرچه اعمال نیک انسان خالصانه تر باشد و هرچه در راه خداوند سختی ها و مشقت های بیشتری را تحمل کرده باشد پاداش و ارزش او در پیشگاه خداوند بیشتر است. بر همین اساس است که انبیاء الهی و ائمه طاهرین دارای مقام بسیار والایی در پیشگاه خداوند متعال هستند. همچنین حضرت حسین بن علی (علیه‌السلام) (امام سوم شیعیان) دارای مقام بسیار بلندی در نزد خداوند متعال است. این مقام نه به جهت نسبت نسبی آن حضرت با شخص رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) است بلکه به خاطر اهداف، ویژگی ها، اعمال، فداکاری ها، ایثار گری ها و مصیبت هایی است که آن امام حسین (علیه‌السلام) در راه حفظ اسلام و قرآن و انجام تکلیف الهی خود متحمل گردید حسین بن علی ‏(علیه‌السلام)  در نبرد با یزید و یزیدیان هدف خدایی داشت و به دنبال ارضای تمنیات نفسانی نبود.  امروزه بر همگان روشن است که اگر امام حسین (علیه‌السلام) ،در برابر انحرافات بزرگ و فاحش بنی امیه سکوت می کرد، از اسلام تنها اسمی باقی مانده بود. واقعیت و حقیقت آن در بند بنی امیه اسیر می‏شد و به دست ما نمی‏رسید. فداکاری حسینی که آمیختگی عشق و عقل برین بود، اسلام را از خطر نابودی و سقوط به دست اراذل بنی­امیه محفوظ داشت؛ [۲]

از سویی دیگر؛ امام حسین ‏(علیه‌السلام) می ‏دانست که هیچ شانسی برای زنده ماندن ندارد، می‏داند که آنها می‏ خواهند او را شهید کنند و نیز از سابقه مردم کوفه در سست عهدی نسبت به پدر و برادر، با خبر بود، با این حال با همه سرمایه خود (جان خود، نزدیکان، فرزندا ن و یاران و…) به میدان آمد و با روی باز، با رضایت کامل از قضاء الهی به دفاع از دین خدا پرداخت و با خون خود درخت اسلام را آبیاری کرد و جان تازه ای به اسلام بخشید.

گرچه همواره در راه خدا انسان های بزرگی از اولیاء خدا و پیامبران الهی جان خود را فدا کرده اند اما واقعه شهادت مظلومانه امام حسین (علیه‌السلام) و یارانش به لحاظ تعداد شهداء و نحوه به شهادت رسیدن و جنایات دیگری که بعد از شهادت آنان نسبت به اجساد شهداء و غارت و اسارت زن و فرزندان شهدا توسط یزیدیان انجام شد در تاریخ نظیر ندارد!

خداوند متعال می فرماید: ما اجر صابران را بدون حساب می دهیم ! [۳]

آیا تاریخ بشریت مصیبتی سنگین تر از مصیبت های بیشمار امام حسین و صبری بالاتر از صبر حسین علی(علیه‌السلام) سراغ دارد ؟ از طرف دیگر همه مصیبت ها و صبر آن حضرت خالصانه و در راه خدا بوده و ذره ای از آن در راه منافع شخصی و هواهای نفسانی نبوده است.

با توجه به این مسائل، خداوند متعال چه پاداشی به امام حسین بدهد که هم در خور مصیبت های آن حضرت و هم در شأن عدالت و جود و کرم خدا وند رب الارباب باشد.

براین اساس خداوند پاداش های زیادی به ایشان داده است که یکی از آنها عزت و عظمت در این دنیا است به حدی که همه مردم را تشویق و ترغیب به زیارت مرقد مطهر آن حضرت کرده و اجر و پاداش زیادی به زائرین آن حضرت وعده داده است. یکی از این وعده های الهی  حدیثی است که شیخ مفید ره و دیگران بصورت متواتر نقل کرده اند. امام جعفر صادق (علیه‌السلام) فرمود: “…و کسی که در روز عاشوراء قبر امام حسین را زیارت کند همانند این است که خداوند را در بالای عرش او ملاقات کرده است”. [۴]

البته این چیز عجیبی نیست؛ زیرا ما نظیر این روایت در باره زیارت قبر پیامبر نیز بسیار داریم. امام جعفر صادق (علیه‌السلام) فرمود :” کسی که رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) را زیارت کند همانند این است که خداوند را در بالای عرش او ملاقات کرده است “. [۵]

امام رضا (علیه‌السلام) در باره معنای زیارت خداوند فرموده است: از آنجا که ر ؤیت و زیارت خداوند ممکن نیست خداوند زیارت پیامبرش را به منزله زیارت خود قرار داده است. [۶]

البته باید توجه داشت که زیارت امام حسین (علیه‌السلام) موجب زنده ماندن اهداف بلند آن حضرت که همانا زنده نگه داشتن دین خدا و دستورات قرآن است می باشد.

پی نوشت:

[۱] . آل عمران،۱۷۱:”أَنَّ اللَّهَ لا یُضیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنینَ”؛ توبه ،:”۱۲۰إِنَّ اللَّهَ لا یُضیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنینَ”.

[۲] . برگرفته از سوال ۴۲۱۸ (سایت: ۴۴۵۶)، نمایه: عاقلانه یا عاشقانه بودن کارهای امام حسین (علیه‌السلام) در روز عاشورا .

[۳] . الزمر،۱۰:”   قُلْ یا عِبادِ الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذینَ أَحْسَنُوا فی‏ هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَهٌ وَ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَهٌ إِنَّما یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِساب”‏

[۴] .   ۱۹۶۱۹- جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَیْهِ فِی الْمَزَارِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْمُوسَوِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ نَهِیکٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ مَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ ع لَیْلَهَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ مَنْ زَارَهُ یَوْمَ عَرَفَهَ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حَجَّهٍ مُتَقَبَّلَهٍ وَ أَلْفَ عُمْرَهٍ مَبْرُورَهٍ وَ مَنْ زَارَهُ یَوْمَ عَاشُورَاءَ فَکَأَنَّمَا زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ.

[۵] . تهذیب‏الأحکام ج : ۶ ص : ۳ قاْلِ الصَّادِقِ ع مَنْ زَارَ رَسُولَ اللَّهِ ص کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ ؛   وسائل‏الشیعه ج : ۱۴ ص : ۳۳۵،حدیث ۱۹۳۴۰، وَ عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَهَ عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مَا لِمَنْ زَارَ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ الْحَدِیثَ.

[۶] . ۶- ید، [التوحید] ن، [عیون أخبار الرضا علیه السلام‏] لی، [الأمالی للصدوق‏] الْهَمْدَانِیُّ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْهَرَوِیِّ قَالَ قُلْتُ لِعَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا تَقُولُ فِی الْحَدِیثِ الَّذِی یَرْوِیهِ أَهْلُ الْحَدِیثِ أَنَّ الْمُؤْمِنِینَ یَزُورُونَ رَبَّهُمْ مِنْ مَنَازِلِهِمْ فِی الْجَنَّهِ فَقَالَ ع یَا أَبَا الصَّلْتِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فَضَّلَ نَبِیَّهُ مُحَمَّداً ص عَلَى جَمِیعِ خَلْقِهِ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الْمَلَائِکَهِ وَ جَعَلَ طَاعَتَهُ طَاعَتَهُ وَ مُبَایَعَتَهُ مُبَایَعَتَهُ وَ زِیَارَتَهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ زِیَارَتَهُ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ.

منبع: اسلام کوئیست

فلسفه زیارت ائمه (علیهم‌السلام)

اشاره:

زیارت در لغت به معنای دیدن کردن، به دیدار کسی رفتن، و … می باشد. اما در فرهنگ مذهبی در معنای  نوعی دیدار خاص(توام با اکرام) از قبور بزرگان و بزرگزادگان دینی اصطلاح یافته است به گونه ای که از این لغت بلافاصله چنین معنایی به ذهن متبادر می شود. زائر اسم فاعل زیارت؛ به معنای زیارت کننده، و مزور اسم مفعول و به معنای زیارت شونده است. این مقاله بر آن است که به فسلفه زیارت پرداخته و بیان نموده که چرا در اسلام زیارت مورد توجه قرار گرفته است.

 

زیارت در لغت عرب به معنای میل کردن و تمایل به کار رفته است.[۱] و در اصطلاح به معنای حضور در نزد مزور به خاطر تکریم و تعظیم او است.[۲] و دارای سه رکن است:

  1. زائر: عبارت است کسی که میل و گرایش به کسی یا چیزی دارد.
  2. مزور: شخص یا چیزی که میل و گرایش زائر به سوی او است.
  3. صفت باطنی گرایش و میل که با تکریم و تعظیم زائر همراه است.

هر گاه یکی از این سه رکن مختل شود یا به معنای واقعی و حقیقی تحقق نیابد، زیارت صحیح واقع نمی گردد و هر چه زائر معرفت و شناخت بیشتر و عمیق تری از مزور داشته باشد و مزور نیز از کمالات بیشتری برخوردار باشد تأثیرات زیارت بهتر و بیشتر خواهد بود.

از آن جا که روح (نفس) انسان موجودی مجرد است و فنا و نابودی در آن راه ندارد، پس هرگز با مرگ نابود نمی شود، بلکه از جهانی کوچک به جهانی وسیع تر انتقال می یابد. در حقیقت روح از زندان تن رها می گردد. بنابراین، حتی هنگامی که زائر تربت و محل دفن بدن شخصی را زیارت می کند و با او ارتباط برقرار می سازد، این ارتباط از نوع ارتباط زنده با زنده است.

شیخ الرئیس ابن سینا می گوید: “زائر که با وجود مادی و روحی خویش به سوی مزور می رود از نفس مزور استمداد می طلبد تا خیری را تحصیل یا زیانی را دفع کند. نفس مزور نیز به جهت جدا شدن از عالم ماده و مشابهتی که با عقول مجرد یافته است، منشأ اثر فراوان و کامل تری خواهد بود. و چون زائر با جسم و جان سراغ مزور رفته است هم بهره های مادی می برد و هم فوائد روحی”.[۳]

با توجه به این معنا از زیارت، حیات و ممات مزور برای زائر یکی خواهد بود و او را حاضر و شاهد خواهد دانست. روایات بسیاری اشاره یا تصریح به این معنا دارد که حیات و ممات معصوم (علیه‌السلام) یکی است. رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) می فرماید: “کسی که پس از مرگ و وفات مرا زیارت کند؛ مانند کسی است که مرا در حال حیات ملاقات کرده است و من در هر دو حال شاهد بر او هستم و شفاعت او در روز رستاخیز بر عهده من است”.[۴] همچنین دور و نزدیک برایش تفاوت نخواهد داشت. رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله) می فرماید: “هر کس مرا پس از مرگم زیارت کند؛ مانند کسی است که در زمان حیاتم به سوی من شتافته است و اگر نتوانستید، درود و سلام برایم بفرستید این صلوات شما به من می رسد”.[۵] این که در برخی از زیارت نامه ها به حیات مزور اعتراف می شود، به خاطر این است که زائر متوجه باشد که با زنده حرف می زند و زنده ای را زیارت می کند. در زیارت امام حسین (علیه‌السلام) می خوانیم : “گواهی می دهم که سخنم را می شنوی و جواب می دهی”.[۶]

درست است که روح مجرد مزور جا و مکان ندارد و لذا انسان زائر می تواند در هر مکان و زمانی به او توجه کرده و از او طلب یاری کند، ولی به لحاظ عنایت خاصی که نفس مزور به بدن خویش دارد در کنار آن بدن موقعیت ویژه ای ایجاد می شود. در این مکان ها فرصت تقرب و بهره مندی فراهم تر است؛ زیرا روح پس از جدا شدن از بدن باز یک نحوه علاقه و ارتباطی با آن بدن مادی دارد، لذا گاهی مشاهده می شود که برخی از بدن ها مدت ها پس از قرار گرفتن در زیر خاک پوسیده نمی شوند. هر چند که در نحوه و چگونگی این ارتباط اقوال مختلفی وجود دارد.[۷] به همین جهت در زیارت گاه ها حالت معنوی بیشتری در فرد ایجاد می شود و زمینه برای ارتباط روحی مهیا تر است و ذهن انسان از تیرگی های روزمره پاک و مشغولیت ها به حداقل می رسد در این حالت نفس با داشتن قوت و شرافت افزون، از زیارت بهره می برد.

در زیارت آگاهانه و از روی معرفت ائمه معصومین (علیه‌السلام) به عنوان زیارت انسان کامل و ولی خداوند، بهره های مادی و معنوی بسیار ارزشمندی قابل دریافت است که می تواند فلسفه آن باشد، ما در این جا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

  1. ارتباط با خدا: همان گونه که اطاعت از ائمه (علیه‌السلام) اطاعت از خدا و نافرمانی از آنها نافرمانی در برابر خدا است و هر کسی از آنها تبعیت کند از خدا تبعیت کرده است. هر کس آنها را بزرگ بشمارد، خدا را بزرگ شمرده است.
  2. زیارت اعلام و ابراز محبت به خدا است؛ چرا که دین چیزی جز محبت نیست. ائمه محب و محبوب خدا هستند و حب محبوب خدا حب خدا است. زیارت مرقد مطهر اهل بیت (علیه‌السلام) جلوهایی از این عشق و محبت و دلدادگی است.[۸]
  3. تکریم و تعظیم انسان کامل: نمونه بارز انسان کامل، ائمه اطهار (علیه‌السلام) هستند که هر کمال ممکنی را بدون نقص دارا هستند؛ از این رو است که در حدیث متواتر ثقلین عدل (همتای) قرآن معرفی شده اند؛ چرا که آنان نسخه عملی قرآن هستند. تکریم و تعظیم اهل بیت تکریم مقام انسانیت و خلیفه اللهی است. زیارت قبور آنان یکی از مظاهر این تکریم است.
  4. تجدید بیعت با انسان کامل: ائمه اطهار (علیه‌السلام) در طول حیات مادی خود به دنبال انجام وظایف مقدس و محقق کردن اهداف بلندی بودند که نیاز به یاری و مساعدت یارانی ایثارگر داشت که در آن زمان بسیار کمیاب بودند و به همین جهت بسیاری از آن اهداف بلند هنوز محقق نشده است. زیارت مزور، بیعت و وفاداری به تحقق آن اهداف است.
  5. زیارت، ارتباط با انسان کامل و وصل شدن به جوهر انسانیت است.
  6. زیارت امامان، ایمان و اظهار تواضع در برابر دین است.
  7. اعراض از دنیا، یاد مرگ و دور ساختن موانعی که او را از مسیر کمال باز می دارد.
  8. دین اسلام به بعد اجتماعی مسائل تأکید زیادی دارد؛ مانند حج، نماز جماعت و حضور در اجتماعات و …

بدیهی است که بر این اجتماعات فواید زیادی مترتب است.

ما وقتی به تحلیل این مسئله می پردازیم، مشاهده می کنیم که در این مسئله (زیارت) فوائد و آثار و برکات زیادی مترتب است. یکی از آثارش این است تا یک مسلمان به ارزش جامعه اسلامی پی ببرد. هنگامی که برای مدتی در جامعه اسلامی با مؤمنان زندگی می کند برایش  حالت اطمینان نسبت به جامعۀ اسلامی ایجاد می شود.

همچنین افراد غیر مؤمن و مسلمان با مشاهدۀ این اجتماعات، حداقل برای مدتی از انجام اعمال خلاف دست بر می دارند. این حداقل فائده ای است که برای جامعۀ اسلامی دارد. کارشناسان مسائل جنائی اعلام می دارند که در ایام این چنینی مانند ماه رمضان مسائل خلاف به حداقل می رسد. فوائد این چنینی فراوان است که این جا مجال برشمردن آن نیست.

اما فوائد سیاسی که بر این گونه مسائل مترتب می شود بسیار بدیهی و روشن است. یکی از آنها اتحاد و همدلی است که این وحدت و همدلی عامل اساسی در مقابل دشمنان است.

دوم: دشمن زمانی که اجتماع زائران را می بیند برای آنان حساب جداگانه ای باز می کند. لذا می بینیم حتی احزاب لائیک برای مقابله و ایستادگی و قدرت نمایی خود در برابر مخالفان اقدام به برپایی متینگ و تجمعات می کنند.

 پی نوشت:

[۱]. اصفهانی، راغب، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق داوودی، صفوان عدنان، ص ۳۸۷، چاپ اول، الدار الشامیه، بیروت، ۱۴۱۶هـ.ق.

[۲]. طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، ج ۳، ص ۳۲۰، چاپ دوم، مکتبه المرتضویه، ۱۳۶۵.

[۳]  رسائل ابن سینا، ص ۳۳۸ به نقل از جوادی، مرتضی، فلسفه زیارت و آیین آن.

[۴] . قمی، ابن قولویه، کامل الزیارات، ص ۴۵، چاپ اول، مرتضویه، نجف، ۱۳۵۶هـ.ق.

[۵] . قمی، عباس، سفینه البحار، ج ۳، ص ۵۱۸، چاپ دوم، اسوه، قم، ۱۴۱۶هـ.ق.

[۶] . قمی، عباس، مفاتیح الجنان، زیارت امام حسین در نیمه ماه رجب، ص ۷۹۸، چاپ دوم، آرمان، قم، ۱۳۸۰هـ. ش.

[۷] . ر. ک، فلسفه زیارت و آیین آن، ص ۲۷.

 .[۸]ر. ک، جوادی آملی، عبدالله، صهبای حج، ص ۴۸۹، چاپ دوم، اسراء، قم، ۱۳۷۸هـ.ش.

منبع: اسلام کوئیست

فلسفه و آثار زیارت قبر پیامبر(صلی‌الله علیه و آله)

 

اشاره:

بطور کّلى مى توان گفت زیارت قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امامان(علیهم السلام) و شهدا و شایستگان، نتایج سازنده اى دارد که در این نوشته به آن اشاره شده است. همچنین احادیثى را یاد مى کنیم که درباره زیارت قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) است، تاپاسخ هم آمیخته به تحلیل باشد، هم همراه دلیل.

 

امّا تحلیل: زیارت قبور این شخصیت ها نوعى سپاس و تقدیر از فداکارى هاى آنان است، واعلام به نسل حاضر است تا بدانند که این، پاداش کسانى است که راه حق و هدایت و فضیلت و دفاع از عقیده را مى پویند. این هدف، نه تنها ما را به زیارتقبورشان برمى انگیزد، بلکه به ماندگارى نام و خاطره هاى آنان و حفظ آثار و برپایى جشن ها و مراسم به یاد میلادشان مى انجامد و برپایى مجالس و ایراد سخنرانى هاى سودمند در ایام رحلتشان را در پى دارد و این نکته بر هر عاقل هوشیارى روشن است.

از همین جاست که ملت هاى زنده، به زیارت مدفن پیشوایان و شخصیت هاى خود مى شتابند که جان و مالشان را در راه نجات مردم و آزادى آنان از چنگال استعمارگران و ستمگران فدا کرده اند و براى زنده نگه داشتن یاد آنان مجالس برپا مى کنند و بر ذهن هیچ کدامشان نمى گذرد که اینگونه بزرگداشت ها پرستش آنان است. بزرگداشت خاطره شخصیت ها کجا و پرستش آنان کجا؟ این بزرگداشت، ارج نهادن به تلاش هاى آنان است، ولى عبادت، خدا شمردن و ربّ گرفتن آنان است، آیا کسى از ما یا دیگران هست که این دو را در هم آمیزد؟ هرگز، به شرط آنکه در مقوّمات و مفهوم اصلى عبادت و تعریف آن نیک بنگرد.

اینک که آثار سازنده زیارت قبور به نحو مطلق و زیارت قبور اولیا و نیکان روشن شد، به روایاتى مى پردازیم که به زیارت پیامبر اعظم(صلى الله علیه وآله) تشویق مى کند: پیشوایان مذاهب چهارگانه و راویان و حدیث نگاران آنان در مجموعه هاى حدیثى، روایات فراوانى درباره زیارت قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل کرده اند که به پاره اى از آنها اشاره مى شود:(۱)

  1. عبدالله بن عمر روایت کرده است که پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: هرکس قبر مرا زیارت کند، شفاعتم براى او واجب مى شود.
  2. عبدالله بن عمر: پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: هر که مرا زیارت کند و جز زیارت من انگیزه اى نداشته باشد. بر من است که او را روز قیامت شفیع باشم.
  3. عبدالله بن عمر: پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: هر کس حج گزارد و قبر مرا پس از وفاتم زیارت کند، همچون کسى است که مرا در حال حیاتم زیارت کرده است.
  4. عبدالله بن عمر: پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: هر که خانه خدارا زیارت کند و مرا زیارت نکند به من جفا کرده است.
  5. عمر: پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: هر کس قبر مرا یا مرا زیارت کند، شفیع او یا گواه او خواهم بود.
  6. حاتم بن ابى بلتعه: پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: هر کس پس از وفاتم مرا زیارت کند، گویا مرا در حال حیاتم دیدار کرده است.
  7. ابوهریره: پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: هر کس پس از وفاتم مرا زیارت کند، گویا مرا در حال حیات زیارت کرده است و هرکه مرا زیارت کند، روز قیامت شفیع یا شاهد و گواه او خواهم بود.
  8. انس بن مالک: پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: هر کس در مدینه به خاطر خدامرا زیارت کند، شفیع او خواهم بود.
  9. انس بن مالک: پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: هر کس مرا در حال ممات زیارت کند، گویا مرا در حال حیات دیدار کرده است و هرکس قبر مرا زیارت کند، شفاعت او در روز قیامت بر عهده من است و هیچ کس از امتم که وسعت و توان مالى داشته باشد ولى مرا زیارت نکند، معذور نیست.
  10. ابن عباس: پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: هر کس مرا در حال مرگم زیارت کند، چونان کسى است که مرا در حال حیات دیدار کرده است و هرکس مرا زیارت کند تا آنجا که به قبر من برسد، روز قیامت، شاهد یا شفیع او خواهم بود

این ده حدیث را حدیث نگاران روایت کرده اند و اسناد همه را تقىّ الدین سبکى (متوفاى ۷۵۶ هـ) در کتاب «شفاء السقام» خود آورده و آن ها را صحیح دانسته است. هرکه جویاى تفصیل است به آنجا رجوع کند.(۲)(۳)

پی نوشت:

(۱). این احادیث به صورت مرفوعه، از قول پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل شده است.

(۲). شفاء السّقام فى زیاره خیر الأنام، باب اول، احادیث زیارت پیامبر(صلى الله علیه وآله)؛ نیز ر.ک: وفاء الوفا بأحوال دار المصطفى: ج ۴، ص ۱۳۳۶.

(۳). گردآوری از کتاب: سیماى عقاید شیعه، آیت الله جعفر سبحانی، مترجم: جواد محدثی، نشر مشعر، چاپ: دارالحدیث، بهار ۱۳۸۶، ص ۱۱۶.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

آداب زیارت

اشاره:

رعایت ادب و آداب در هر امری، سبب دست یافتن بهتر به اهداف آن کار است. هر چیزی هم برای خود آدابی دارد؛ مثل آداب تجارت، آداب معاشرت، آداب کسب علم، آداب جنگ و مبارزه، آداب نماز و قرائت و … که شناخت و مراعات آنها، آن امر را موفقیت آمیز تر می سازد و عامل را به هدف نزدیک تر می سازد.از جمله برای زیارت هم آدابی ذکر شده است. مراعات آنها هم ثواب بیشتر دارد، هم زائر را در دستاورد های معنوی زیارت کامیاب تر می سازد و هم تربیت کننده است و مایه ارتباط روحی بهتر  که در این نوشتار به این امر پرداخته شده است.

آداب زیارت، برخی ظاهری است و برخی باطنی. در کتب حدیث هم عنوان آداب ظاهری و آداب باطنی برای برخی از اعمال و سنن مطرح شده است. بی شک همان آداب ظاهری هم به حصول توجّه قلبی و آداب باطنی کمک می کند.

کیفیت زیارت کردن و جزئیات زیارت خواندن و کمّ و کیف تشرّف و دیدار معنوی را نیز باید از اولیای دین آموخت. امام صادق(علیه‌السلام) به محمد بن مسلم ـ که از اصحاب بزرگ اوست چنین دستورالعمل می دهد:

«هر گاه به زیارت مرقد امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) رفتی، غسل زیارت کن، پاکیزه ترین جامه هایت را بپوش، بوی خوش و عطریات استعمال کن، با آرامش و وقار و آرام آرام حرکت کن ، وقتی به باب السّلام رسیدی، رو به قبله بایست و سه بار تکبیر بگو، آن گاه زیارت را بخوان…».[۱]

این نکات، از جمله آداب ظاهری زیارت است.

مرحوم کلینی در کتاب کافی، مرحوم شهید اول در کتاب دروس و همچنین مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان، آداب فراوانی برای زیارت نقل کرده اند.

آنچه در ین نوشته می خوانید، برخی از مهم ترین آن آداب، با تبیینی روشن و شرح و بسط آن است.

  1. غسل زیارت

برای حضور در حرم ها، زائر باید پاک باشد، هم پاکی ظاهری، هم درونی. غسل زیارت از آنجا که به عنوان یک عمل عبادی انجام می گیرد، علاوه بر تمیزی جسم و لباس، طهارت روح و روان را هم در پی دارد. هم قبل از آغاز سفر زیارتی و هنگام بیرون رفتن از خانه و شهر و پیش از شروع مسافرت مستحب است، هم قبل از تشرف به حرم های مطهّر معصومان:

غسل، یک طهارت جسمی است، ولی صفای روحی و معنوی هم دارد؛ چون همراه با نیت، ذکر خدا و دعاست و تنها دوش گرفتن و شستن بدن نیست؛ مثل وضو که صرف شستن صورت و دست ها نیست. نورانیت و آثار معنوی و روحی آن در سایه توجه و قصد قربت و عبادت فراهم می شود. وضو به عنوان مقدمه نماز و غسل به عنوان مقدمه زیارت است.

در زیارت هفتم امام حسین (علیه السلام) که حضرت صادق(علیه‌السلام) به صفوان جمّال آموخته، حضرت می فرماید: وقتی خواستی به زیارت بروی، از آب فرات غسل کن و هنگام غسل بگو: بسم الله و بالله، اللهم اجعله نوراً و طهوراً و حرزاً و شفاءً مِن کُلِّ داءٍ وَ سُقمٍ و آفهٍ و عاههٍ، الّلهم طهّر به قلبی و اشْرَح به صَدری و سهّل به اَمری.

با این دعا و امثال آن، هم کار با نام و یاد خدا آغاز می شود، هم طلب نورانیت و پاکی و شفا و یمنی است و هم دعا برای طهارت قلب و شرح صدر و آسانی کار.

غسل زیارت، یک معنی نمادین هم دارد؛ یعنی شستشوی جسم و تمیزی بدن، نمادی از طهارت روح است: «شستشویی کن و آنگه به خرابات خرام».

کسی که برای تشرف به حرم آلایش جسمی را می زداید، آلایش روح را هم باید بشوید تا هم با جسم پاک، هم روح پاک، هم لباس نو، هم با روحیه نو تشرف یابد؛ چرا که توبه و خشوع، لباس روح است. در احادیث توصیه شده وقتی زائر از غسل فارغ شد، جامه پاک و تمیز بپوشد و دو رکعت نماز بخواند و با ذکر خدا و «الله اکبر» و «لااله الا الله» و با قدم های کوچک به طرف مزار برود. همه اینها در تأمین حال معنوی مؤثر است. برای غسل زیارت، دعاهای دیگری نیز وارد شده است.

طهارت روحی شرط ارتباط با پاکدلان و پاک جانان و حضور در اماکن مقدس است. رعایت این ادب در حال حیات امامان هم مورد تأکید است. چند نفر در مدینه قصد تشرّف به حضور امام صادق(علیه‌السلام) داشتند. در راه یکی از اصحاب از کوچه ی بیرون آمد و به این جمع پیوست؛ در حالی که جنب بود و اینان نمی دانستند. وقتی خدمت امام رسیدند و سلام دادند، حضرت خطاب به آن شخص فرمود: آیا نمی دانی که سزاوار نیست شخص جنب به خانه انبیا وارد شود؟ او برگشت و بقیه به خدمت امام شرفیاب شدند.[۲]

امام صادق(علیه‌السلام) توصیه فرموده است: هر گاه به قصد زیارت قبر امیرمؤمنان(علیه‌السلام) رفتی، وضو بگیر، غسل کن و با آرامش راه برو. امام هادی(علیه‌السلام) نیز به موسی بن عبدالله نخعی ـ که از آن حضرت، زیارتی کامل و جامع برای هر یک از ائمّه درخواست کرد، و حضرت هم زیارت جامعه را به او آموخت ـ قبل از بیان متن زیارت فرمود: هر گاه به آستانی مرقد آن حضرت رسیدی، بایست در حالی که با غسل هستی، شهادتین را بگو و اذن دخول بخوان …، و آداب دیگر. در حدیثی هم که صفوان جمال از حضرت صادق(علیه‌السلام) می پرسد: امیرالمؤمنین را چگونه زیارت کنم؟ می فرماید: هر گاه اراده زیارت کردی، غسل کن، دو جامه تمیز و شسته شده ات را بپوش، عطر بزن و با بوی خوش به زیارت برو.[۳]

خوش بویی و تمیزی از اخلاق انبیاست و برای زیارت اولیای الهی تأکید بیشتری بر آن شده است.

جنبه دیگری غسل زیارت، به بعد اجتماعی آن مربوط می شود. معمولاً در تجمع ها و مسافرت ها، ممکن است بدن عرق کند، فضا از نظر بوی بدن و عرق پاها و غبار آلودگی زائران و … ناهنجاری هایی داشته باشد که تحمّل آن برای دیگران خوب و خوشایند نباشد. غسل زیارت، گامی برای ایجاد فضای مطلوب تر در اماکن زیارتی و در مجموعه های زائران است. ادب تشرف به محضر یک شخصیت والا ایجاب می کند که دیدار کننده با بهترین لباس و نیکو ترین وضع و هیئت و با آراستگی کامل برود تا ادای احترام کرده باشد. غسل پیش از زیارت، تا حدّی تامین کننده این هدف است و بدون آن نوعی بی احترامی می شود.

از امام صادق(علیه‌السلام) درباره «خذوا زینتکم عند کلِّ مسجد» پرسیدند، فرمود: «الغُسل عِندَ لقاءِ کُلِّ امامٍ»[۴].

آن حضرت غسل هنگام دیدار هر امام را مصداقی از آراستگی هنگام عبادت یا حضور در عبادتگاه به شمار می آورده است و این برای زائران درس تمیزی و خوش بویی و ادب ظاهری است.

  1. لباس تمیز و آراستگی و خوش بویی

پوشیدن جامه نو و لباس تمیز و استفاده از عطر، آداب دیگر تشرف به حرم های مطهّر است. در روایات، هم بر «ثوب جدید» تأکید شده، هم بر «ثوب نظیف» که می رساند تمیزی و تازگی هر دو مورد عنایت است. مرحوم فیض کاشانی به نقل از شیخ صدوق، یکی از آداب زیارت قبور ائمه در عراق و خراسان را همین نکته می داند؛ مثلاً در زیارت سید الشهدا(علیه‌السلام) می گوید:

«هر گاه به زیارت آن حضرت رفتی، از کنار فرات غسل کن، لباس های پاکیزه بپوش و پا برهنه به سوی حرم عزیمت کن».

ایشان در مورد زیارت حضرت کاظم(علیه‌السلام) در بغداد و زیارت امام رضا (علیه السلام) در طوس هم غسل و تمیزی و پوشیدن لباس نو را بیان می کند، و نیز در زیارت قبر عسکریین(علیه‌السلام) در سامرا هم همین توصیه را دارد: «… فاغتسِل و تَنَظَّفْ و البسْ ثوبَیک الطاهِرَینِ».[۵]

از آنجا که حالت روحی و جسمی و ظاهر و باطن در یکدیگر تأثیر متقابل دارند، نوع لباس و وضع ظاهری زائر در پدید آمدن حال مناسب روحی و ایجاد نشاط معنوی مؤثر است. لباس تمیز و نو هم همین اثر روحی را دارد. به علاوه، حرمت گذاری به شخصیتی که به دیدارش می رویم، بخشی هم در آراستگی ظاهر و مرتب و معطّر بودن لباس و سر و وضع جلوه می کند.

  1. وقار و طمأنینه

آرامش و وقار ظاهری، نشانه طمأنینه درونی است. رفتار شتاب زده هم گویای باطن آشفته و نابسامان است. در توصیه مربوط به زیارت آمده است که: با وقار و آرامش راه بروید، قدم ها را کوچک بردارید، حالت طمأنینه داشته باشید، با حالت ذکر و تسبیح و تکبیر، وارد حرم و مزار شوید. اینها جهات شکلی و آداب ظاهری است که در باطن و درون زائر هم اثر می گذارد.

پیاده رفتن بعضی از ائمه به سفر حج را شنیده اید؛ مثل امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) و امام کاظم(علیه‌السلام) . پیاده روی هم اثرگذار بر روح و درون است. صفوان جمال نقل می کند که با حضرت صادق(علیه‌السلام) همسفر بود، به کوفه که رسیدند، امام دستور داد تا مرکب را بخواباند و فرمود: اینجا قبر جدم امیرمؤمنان(علیه‌السلام) است. سپس حضرت غسل کرد، لباس دیگری پوشید، به طرفه تپه ای که قبر علی (علیه السلام) آنجا بود، راه افتاد و به صفوان فرمود: تو هم مثل من کن، گام هایت را کوچک بردار، نگاهت را به طرف پایین بگیر، متواضعانه راه برو… . سپس خودش با صفوان به طرف قبر حرکت کردند؛ در حالی که سکینه و وقار بر آن دو حاکم بود و تسبیح و تقدیس و تهلیل می گفتند، تا به قبر شریف رسیدند.[۶]

در حدیث دیگری، امام هادی(علیه‌السلام) هنگام آموختن زیارت جامعه کبیره به موسی بن عبدالله نخعی، پیش از بیان متن زیارتنامه به وی فرمود: هر گاه وارد حرم شدی و قبر را دیدی، بیست و سی بار، الله اکبر بگو، سپس کمی جلو برو، در حالی که همراه با آرامش و وقار باشی، فاصلی گام هایت را کوتاه کن، بیست، بازهم سی بار تکبیر بگو، سپس نزدیک قبر برو، چهل بار تکبیر بگو، سپس بگو: «السلام علیکم یا اهل بیت النبّوه..».[۷]

  1. خضوع و خشوع

از جمله آداب زیارت، داشتن خضوع و خشوع هنگام زیارت است. خشوع ، حالتی قلبی و درونی است که از معرفت و محبت به یک مقام و شخصیت در دل ایجاد می شود. تأثیر عظمت او در قلب، حالتی پدید می آورد که رعایت احترام در ظاهر را در پی دارد؛ حتی نوع ایستادن، نشستن، نگاه کردن، سخن گفتن، وارد و خارج شدن، همه تحت تأثیر آن حالت درونی است. پس خشوع قلبی، خضوع اعضا و جوارح را پدید می آورد. این هم از نمونه های دیگر «تأثیر درون بر برون» است.

هر چه معرفت به مقام پیشوا زیادتر باشد، خشوع دل هم عمیق تر و بیشتر و رعایت ادب و خضوع ظاهری هم افزون تر خواهد شد. اینکه بعضی هنگام خروج از حرم، عقب عقب می روند و حاضر نیستند پشت به ضریح کنند و بیرون روند، جلوه ای از همین خضوع و ادب ظاهری است که ریشه در درون دارد. همچنان که در نماز، اگر حضور قلب باشد، رعیت وقار ظاهری را در پی خواهد داشت، در زیارت هم چنین است. در زیارتگاه ها تنها با جسم و بدن به یک امام معصوم نزدیک نمی شویم، بلکه قرب روحی هم باید پیدا کنیم. زائر باید خود را در محضر امام حس کند و امام را ناظر و مراقب رفتارش ببیند و چنین تصور کند که از راه دور آمده و اجازه یافته به حضور معصوم برسد. در این حال، چه حالتی خواهد داشت؟

به علاوه، وقتی تربت پاک و مطهّر ولی خدا مقدس است، زائر باید به تناسب قداست مکان و جایگاه شئون آنجا را رعایت کند. خداوند به حضرت موسی فرمان می دهد که ای موسی! تو در وادی مقدس طور کفش هایت را درآور.[۸] همین نکته سبب شده که بزرگان در توصیه های خود بر بیرون آوردن کفش در حریم قدسی زیارت گاه ها، تأکید کنند و خودشان هم در عمل، پابرهنه به حرم ها مشرّف شوند. شیخ بهایی در شعری که به مناسبت تشرف به حرم علوی سروده، می گوید: این افق روشن که بر تو آشکار گشته، در حریمش خضوع کن و این طورسیناست، کفش از پی در آور: … هذا حرمُ العِزَّهَ فاخَلع نعلیک».[۹]

  1. ذکر تکبیر و تسبیح

از آدابی که برای زیارت مرقد های مطهر بیان شده، گفتن تکبیر و تهلیل هنگام تشرّف است. یاد خدا و حمد و ستایش او و ذکر توحید و تسبیح و تنزیه، هم توجّه دادن به عظمت خداوند است؛ چرا که عظمت چنین شخصیت هایی در عبودیت و تواضع در پیشگاه خداست، هم نوعی تعدیل نگاه و توجه انسان زائر است تا درباره این پیشوایان الاهی، دچار غلّو نشود و نسبت های غلّوآمیز ندهد و محوریت توحید در همه مسائل حفظ شود؛ مثلاً در زیارت امام حسین (علیه السلام) روایت شده که قبل از زیارت و در بدو ورود، حتی وقتی به فرات می رسد تا غسل زیارت کند، صد مرتبه الله اکبر، صد مرتبه لا اله الا الله و صد مرتبه صلوات بگوید. نیز در روایت است: هنگام زیارت وقتی مقابل قبر امام معصوم قرار گرفت، بگوید: «لا اله الا الله وحده لا شریک لَهُ»، ثواب بسیار برای او نوشته می شود.[۱۰]

ذکر گفتن و خدا را به یکتایی ستودن و او را بزرگ شمردن، در همه حال خوب است و در حرم های مطهر اولیایی که مظهر اخلاص و توحید و ذکر و تسبیح اند، خوب تر.

  1. اذن دخول

خواندن «اذن دخول» هنگام زیارت، یکی دیگر از آداب است. این اقتضای ادب است که بی اجازه وارد حریم حرم نشویم و با خواندن اذن ورود، هم ادای احترام کنیم، هم دل را آماده تر سازیم. اینکه در آغاز این بخش، از قول شهید اول نقل شد که زائر، بر درگاه حرم بایستد، دعا کند و اذن بطلبد و اگر در دل خود خشوعی احساس کرد و رقت قلب حاصل شد، وارد شود، و گر نه بهتر است که برای ورود، زمان دیگری را انتخاب کند تا رقت قلب و خشوع حاصل شود،[۱۱] برای این است که غرض مهم تر از ورود به حرم، حضور قلب است، تا انسان از رحمت نازل شده از سوی خدا برخوردار شود.

دقت در متن «اذن دخول» های روایت شده، آموزندای نکاتی است که در افزایش ایمان و معرفت و توجّه زائر به موقعیتی که در آن قرار دارد و کسی که به زیارتش آمده، مؤثر است. حضور در اعتاب مقدس با توجّه به این حقایق و معارف و فضایل، زمینه ساز فیض بیشتر در زیارت است.

در روایت است: هنگام زیارت حضرت رسول(صلی‌الله علیه و آله) و هر یک از معصومان: این گونه اذن دخول بخوان:

«اللّهم إِنی وقفْتُ علی بابٍ من بیوتِ نبیک و آل نبیک…؛ خداوندا! بر درگاه یکی از خانه های پیامبر و دودمان پیامبرت ایستاده ام. خدایا! مردم را از اینکه بی اجازه وارد خانه پیامبر شوند، منع کرده ای. من به حرمت پیامبرت در حال غیبتش مثل حال حضور و حیاتش عقیده مندم و می دانم که فرستادگان تو زنده اند و نزد تو روزی می برند، جایگاه مرا در اینجا و این لحظه می بینند و سخنم را می شنوند. پروردگارا! ابتدا از او اذن می طلبم، سپس از پیامبرت و از جانشین تو که اطاعتش بر من واجب است، اجازه می خواهم که در ین لحظه وارد خانه اش شوم، از فرشتگان گماشته به این بارگاه مقدّس هم اذن می طلبم. به اذن خدا و رسول و خلفی او و اذن همه شما وارد این خانه می شوم و جویی تقرّب در پیشگاه خدایم… .[۱۲]

در زیارت حضرت علی (علیه السلام) هم دعاها و اذن ورودهایی که نقل شده، چه در هنگام ورود به نجف، چه وقت ورود به حرم، چه هنگام ایستادن در صحن و آستانه، چه وقت ورود به رواق. مضمون این دعاها و اجازه خواهی ها ، اظهار ادب و درخواست اذن برای ورود به این مکان مقدس و حریم نورانی است و از آن امام به عنوان مولا، امیرمؤمنان، حجّت خدا، امین پروردگار و … یاد شده است تا زائر، قبل از زیارت بداند که در کجاست و به دیدار چه انسان کامل و حجت عظیمی آمده است. اغلب، مستند این اذن طلبی برای ورود به حرم را آیه«یا ایها الذّین آمنوا لا تَدخُلوا بُیوتَ النّبی اِلاّ اَنْ یؤَذنَ لَکم( [۱۳] دانسته اند که نهی از ورود بی اذن به خانه پیامبر است و در متن «اذن دخول» هم به این آیه اشاره شده است.

  1. عتبه بوسی

احترام و ارج نهادن به جایگاه والای حرم های مطّهر، گاهی هم به بوسیدن در و درگاه به هنگام ورود است. در برخی سروده های عالمان عارف درباره زیارت نیز به این عتبه بوسی و ابراز تواضع و اداب و محبّت اشاره شده است.

علامه مجلسی سخن شهید اول را در ین مورد به عنوان یکی از آداب زیارت نقل می کند و می افزید که دلیل مستندی برای استحباب بوسیدن آستان و درگاه نداریم، ولی سجود برای خدا به عنوان شکر الاهی بر این توفیق، مانعی ندارد.[۱۴]

البته باید توجه داشت که بوسیدن زمین و درگاه به عنوان احترام و شکر، نباید به عنوان سجده بر امام تلقی شود و بهانه ای به دست مخالفان نیافتد تا چنین وانمود کنند که شیعیان در پیشگاه امامان خود سجده می کنند؛ در حالی که سجده بر غیر خدا جایز نیست! بوسیدن زمین به شکرانه توفیق الهی و بر نعمت زیارت، غیر از سجده به یک انسان است. صورت بر زمین نهادن یا بوسه بر آستان زدن، نهایت ادب و ارادت و محبت به یکی از اولیای مقرّب درگاه خداست و هیچ ربطی به شرک و پرستش غیر خدا ندارد.

  1. حضور در کنار قبر و بوسیدن ضریح

ادب دیگر در زیارت، که نشانه محبت و ارادت بیشتر است، نزدیک شدن به قبر، دست نهادن به آن، بوسیدن و ابراز اشتیاق است. داستان زیارت اربعین جابربن عبدالله انصاری و عطیه عوفی گواه این زیارت عاشقانه است که دست روی قبر سیدالشهدا نهاد و بر او درود و سلام داد.

در حدیث امام صادق(علیه‌السلام) آمده است:

«صَلّوا إِلی جانبِ قبر النّبی، و إِنْ کانَتْ صلاه المؤمنین تَبْلُغُه ینما کانُوا؛[۱۵] کنار قبر پیامبر بر او صلوات و درود بفرستید؛ هر چند درود مؤمنان هر جا که باشند، به او می رسد».

مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان، ضمن بحث از آداب زیارت به این نکته اشاره می کند که برخی می پندارند رعایت ادب به حریم امامت، به آن است که زائر هر چه دورتر بیستد و به قبر و ضریح نزدیک نشود. ایشان این را وهم و اشتباه می دانند و تأکید می کنند که نزدیک شدن به قبر و ضریح و بوسیدن آن یکی از آداب است.

البته رعایت این ادب و استحباب وقتی است که ازدحام جمعیت نباشد و عمل به آن مزاحمتی بر دیگران نداشته باشد و فشار نیاورد، یا حال معنوی زائر را هم به هم نزند. چه بسا یک کار مستحب، در شریطی تبدیل به امر غیر مطلوب می گردد؛ مثل بوسیدن حجرالاسود که در شریط خلوت و عادی بسیار پسندیده است، ولی در ازدحام جمعیت بوسیدن یا لمس آن به قیمت له کردن دیگران یا اذیت و آزار، روا نیست. در شریط ازدحام در حرم ها، بهتر است که انسان کناری بایستد و با فاصله و حالت آرامش خود و راحتی دیگران زیارتنامه را بخواند و این تصور عوامانه را که اگر دست به ضریح نرسد، زیارت قبول نیست، از ذهن خود بیرون کند.

کسی هم که کنار ضریح می رود و لمس می کند یا بوسه بر آن می زند، خوب است که توقف نکند و فرصت و امکانی برای دیگران هم بدهد که به این فیض برسند و استفاده از ضریح را حق اختصاصی خویش نشمارد.

بوسیدن ضریح، نوعی ابراز عشق و علاقه به صاحب قبر است. بوسه بر درگاه و درها و دیوارها و ضریح و سنگ قبر ، به خاطر انتساب اینها به آن چهره های محبوب است، و گر نه سنگ و چوب و آهن خود به خود قداستی ندارند.

ببوس ای خواهرم قبر برادر

شهادت، سنگ را بوسیدنی کرد

آنان که به رمز و راز ین قضیه توجه ندارند، شیعه را بر ین ابراز ارادت مورد انتقاد قرار می دهند؛ در حالی که شوق به محبوب است که هر چه را به آنها منسوب است، در نظر محبّ، عزیز و دوست داشتنی می سازد. به قول صائب تبریزی:

اگر از حسن عالم گیر او واقف شدی زاهد

پرستیدی به جای کعبه هر سنگ نشانی را

  1. ادب نسبت به قبر مطهر

زائری که توفیق تشرّف به حرم ها را می یابد، باید خود را در حریم خانه امام یا امامزاده احساس کند و هر نوع ادب لازم را به جا آورد. سید بن طاووس توصیه می کند: زائر، مثلاً در حرم حضرت رسول(صلی‌الله علیه و آله)، در بدو ورود، دو رکعت نماز تحیت مسجد بخواند، سپس رو به طرف روضه نبوی و حجره شریف پیامبر کند، سلام دهد، دست به آن بکشد و استلام کند، ببوسد.[۱۶]

سپس می افزید: دست ها را بر دیوار حجره مطهر حضرت بگذارد و بگوید: «اَتَیتُکَ یا رَسُول الله مُهاجراً الیک … .» و خود را مهاجری معرفی کند که به حضور پیامبر خدا ره سپرده و برای ادای این وظیفه به زیارت آمده و اگر در حال حیات توفیق دیدار نداشته، پس از وفات آمده و می داند که احترام آن حضرت در حال ممات، مثل حرمت او در حال حیات است، و از آن حضرت بخواهد که نزد خدا شاهد این زیارت باشد. دست ها را به صورت خود بکشد و این زیارت را نوعی بیعت به حساب آورد و دعا کند که تا آخر عمر بر همین عهد و پیمان استوار بماند.[۱۷]

سپس رو به قبر و پشت به قبله زیارت بخواند. بعد از آن قبر را پشت سر قرار دهد و رو به قبله دعاهایی بخواند که نقل شده، سپس سراغ منبر پیامبر برود، آن را لمس کند، تبرّک بجوید دست هایش را به صورت و چشمانش بکشد، این آداب، نشان دلدادگی و محبّت است، زیارت هم قلمرو عشق و وادی دل است و زائر، این گونه جذبه درونی خود را ابراز می کند.

شهید ثانی می گوید: زائر در حال زیارت، رو به مزار و پشت به قبله بایستد، با حالت دعا تضرع کند و سمت چپ صورت را بر قبر بگذارد، دعا کند و از خدا حاجت بطلبد و به صاحب قبر توسل جوید تا خدا حاجتش را برآورد و او را مشمول شفاعت گرداند و در دعا اصرار و مبالغه کند، آن گاه به طرف بالای سر برود و رو به قبله دعا بخواند.[۱۸]

کیفیت ایستادن کنار قبر و نحوه زیارت، باید گویای ادب زائر باشد. در حالات حضرت رضا (علیه السلام) آمده است که وقتی می خواست از قبر حضرت رسول خدا وداع کند و برای اعمال عمره به مکه رود، کنار قبر پیامبر آمد، در طرف بالای سر ایستاد، مشغول نماز شد، سپس شانه چپ را به قبر چسباند و در نزدیک یکی از ستون ها چند رکعت نماز خواند.[۱۹] شبیه این رفتار، در حدیثی از امام صادق(علیه‌السلام) نقل شده که چنین توصیه فرمود.[۲۰]

علامه مجلسی در مورد برخی از این نقل ها می افزید: گر چه پشت به پیامبر کردن هنگام دعا، به ظاهر نوعی خلاف ادب به شمار می رود، ولی وقتی توّجه به خدا باشد و قصد زائر، پشتگرمی به حضرت رسول(صلی‌الله علیه و آله) باشد، اشکالی ندارد. کنار قبر ایستادن و تکیه بر قبر کردن و دعا رو به قبله، از امام سجاد(علیه‌السلام) و سیره او هم نقل شده است.[۲۱]

  1. پرهیز از حرف های بیهوده و کارهای لغو

ادب دیگر در تشرّف به حرم های مطهر، پرهیز از هر کاری است که مغایر با ادب حضور است؛ از جمله کلمات لغو و حرف های بیهوده و حرکات سبک و ناپسند و دور از شأن زیارتگاه. محدث قمی در مفاتیح الجنان (ادب بیست و یکم زیارت) می گوید:

«ترک نمودن سخنان ناشایست و کلمات لغو و اشتغال به صحبت های دنیویه که همیشه در هر جا مذموم است و قبیح و مانع رزق و جالب قساوت قلب است، خصوصاً در ین بقاع مطهّره…».

هدف از زیارت، بهره وری از فیض های معنوی است. پرداختن به سخنان و کارهای لغو، مانع آن فیض ها می شود و چه بسا اوقات کسی در داخل حرم ها به چنین حرف ها و کارهایی سر می شود و از مائده معنوی گشوده در آن ضیافت خانه های آسمانی بی بهره بماند. به علاوه، این گونه حرف ها و حرکات و رفتارها، توّجه و حضور قلب زائران دیگر را هم بر هم می زند و بیهوده گوی غافل، هم خودش محروم می ماند، هم مانع بهره وری روحی دیگران می شود.

صحبت های بلند بلند هم، علاوه بر اینکه خلاف ادب در محضر ولی خداست، برای دیگران هم مزاحمت و حواس پرتی می آورد. مستند این نکته، به گفته بعضی از علما یه شریفه «لاترفعو اصواتکم فوقَ صوتِ النبی»[۲۲] است؛ یعنی صدهایتان را از صدی پیامبر بلندتر نکنید. رعایت این نکته یک ادب اجتماعی و معاشرتی است؛ حتی نه حرف های عادی، بلکه زیارتنامه را هم بلند بلند خواندن، به نحوی که تمرکز روحی و حضور قلبی دیگران را به هم بزند، مناسب نیست.

آنچه در ین اماکن مطلوب است، آرامش و فضای آرام است تا برای پیدایش حضور قلب و روح عبادت و زیارت مؤثر باشد. سر و صدهای بسیار یا صلوات و زیارت بلند بلند، مخلّ این حالت است و رشته پیوند و اتصال زائران دیگر را از هم می گسلد.

  1. خواندن زیارت مأثوره

تأکید بر آن است که در زیارت ها، بیشتر از متون زیارتی نقل شده از ائمه معصوم (علیه السلام) استفاده شود که به آن گونه دعاها و زیارت های مستند مأثوره گفته می شود. زیارت اربعین، زیارت جامعه کبیره، زیارت امین الله، زیارت حضرت معصومه(س) و بسیاری از زیارتنامه هایی که از ائمه اطهار نقل شده و کلام امام است. خواندن اینها بهتر از متون زیارتی دیگر است. مضامینی هم که در این گونه زیارتنامه ها است، متعالی تر است و از زبان اولیای الهی تراویده است.

امامان ما، کیفیت انجام زیارت را با همه جزئیات و آدابش بیان فرموده اند و متن های منقول از آنان هم فراوان است و محتوای آنها در خور توجّه.[۲۳] گاهی این آموزه ها بسیار کوتاه است، ولی رجحان آن به این است که از امام نقل شده است؛ مثلاً یونس بن ظبیان از حضرت صادق(علیه‌السلام) می پرسد: یا بن رسول الله(صلی‌الله علیه و آله)! من بسیار به یاد حسین بن علی (علیه السلام) می افتم. در آن لحظه چه بگویم؟ فرمود: هنگام یاد از او سه بار بگو: «صلّی الله علیک یا ابا عبدالله»[۲۴] که سلام تو از دور یا نزدیک به او می رسد.

در نقل دیگر، امام صادق(علیه‌السلام) به سدیر می آموزد که هر گاه خواستی سید الشهدا را زیارت کنی، بالای بام خانه ات برو و نگاهی به چپ و راست کن. آن گاه رو به قبر آن حضرت بکن و بگو: «السلام علیک یا ابا عبدالله السلام علیک و رحمه الله و برکاته»، تا خداوند ثواب یک زیارت شایسته به تو عطا کند.[۲۵]

این گونه توصیه ها و متن آموزی ها، درباره زیارت حضرت رسول و ائمه دیگر هم نقل شده است.

  1. دعا و تلاوت و عبادت کنار قبر

نماز در برخی مکان ها فضیلت و ثواب بیشتری دارد، یکی هم در حرم های مطهر معصومان:

غیر از اصل نماز خواندن که مطلوب است، خواندن نماز و اهدای آن به روح امام یا شخصیتی که مورد زیارت است، فضیلت دارد و به آن نماز زیارت گفته می شود که دو رکعت، گاهی هم چهار رکعت یا شش رکعت (دو رکعت دو رکعت) است و اغلب توصیه شده پس از زیارت خوانده شود و بعد از آن نماز، حاجت ها را از خدا بطلبند.

نماز زیارت، پس از زیارت عاشورا، پس از زیارت شهدای کربلا، پس از زیارت عاشورای غیر معروفه و موارد دیگر نقل شده است. محدث قمی نقل می کند: امام صادق(علیه‌السلام) به زیارت قبر جدش امیرالمؤمنین رفت، پس از فراغت از زیارت در بالی سر آن حضرت خطاب به امام حسین (علیه السلام) سلام داد و زیارت خواند، آن گاه دو رکعت نماز خواند و پس از فراغت از آن دعایی خواند، با این آغاز: «یا الله یا الله یا الله یا مجیب دعوهِ المضطرّین».

به هر حال، خواندن نماز و دعا در حرم های مطهر، پس از زیارتنامه مطلوب است. در روایات متعددی آمده است که پس از زیارت و نماز، دست به دعا بردار و هر چه می خواهی، از خداوند بطلب. امام هادی(علیه‌السلام) فرمود:

«مَنْ کانَت له إلی الله حاجَهٌ فَلْیزُرْ قبرَ جَدّی الرّضا بِطوسٍ و هو علی غُسلٍ وَ لْیصَلِّ عندَ رأسهِ رکعتَینِ وَ لْیسألِ الله تعالی حاجَتَه فی قُنوته، فاِّنُه یستَجیبُ مالم یسْئلْ مَأثماً او قطیعهَ رَحِمٍ..؛ هر کس به درگاه خدا حاجتی دارد، قبر جدم حضرت رضا (علیه السلام) را در طوس زیارت کند؛ در حالی که غسل کرده باشد، بالای سر آن حضرت دو رکعت نماز بخواند و در قنوت نمازش حاجتش را از خدا بخواهد، خداوند اجابت می کند، تا وقتی که خواسته اش گناه یا قطع رحم (نفرین به خویشاوندان) نباشد.

امام باقر(علیه‌السلام) هم درباره زیارت اباعبدالله الحسین و دعا در حرم او می فرماید:

«ما مِنْ آتٍ أَتاهُ یصِلّی عنده رکعتینِ أو أربعاً ثُمَّ سَئلَ الله حاجَتَه إلاّ قضاها؛[۲۶] هیچ کس نیست که کنار قبر آن حضرت برود و دو رکعت یا چهار رکعت نماز بخواند و از خداوند حاجتش را بطلبد، مگر آنکه خداوند آن را برآورد».

دعا در قبور مطهر ائمه اطهار ،مقبولیت و ثواب بیشتری دارد. نماز فریضه و مستحب هم در حرم ها از فضیلت بسیار برخوردار است. امام با قر(علیه‌السلام) به شخصی فرمود: چه مانع دارد که هر وقت حاجتی داشتی، نزد قبر حسین بن علی (علیه‌السلام) بروی و چهار رکعت نماز بخوانی و حاجت خود را از خدا بخواهی؟ سپس اضافه فرمود: نماز فریضه در کنار قبر او برابر است با حجّ، و نماز نافله معادل عمره است، و ثواب های دیگر. سید بن طاووس هم توصیه می کند: اگر به زیارت امام حسین (علیه السلام) مشرف شدی، جدّ و جهد کن که از تو فوت نشود فریضه و نافله در حائر شریف حسینی که ثواب بسیار دارد.[۲۷]

بسیاری از اهل دل و مجاوران اعتاب مقدسه، مقید بوده اند که هر سه وعده نماز خویش را در حرم های مطهّر بخوانند، به خصوص در حرم سید الشهدا که هم نماز ثواب بیشتری دارد و هم دعا در زیر قبّه حرم آن شهید، مستجاب است. محّدث قمی می نویسد:

«بدان که عمده اعمال در روضه مطهّره امام حسین (علیه السلام)، دعاست؛ زیرا اجابت دعا تحت آن قبّه سامیه، یکی از چیزهایی است که در عوض شهادت، حق تعالی به آن حضرت لطف فرموده و زائر باید آن را غنیمت دانسته، در تضرّع و انابه و توبه و عرض حاجت کوتاهی نکند و در طی زیارات آن حضرت، ادعیه بسیاری با مضامین عالیه وارد شده است. بهتر آن است که از دعاهای صحیفه کامله آنچه تواند بخواند، که بهترین دعاهاست».[۲۸]

متن دعاهایی که از ائمه پس از زیارت نقل شده، بسیار است. کافی است کتاب های دعا و زیارت را مطالعه کنید و با این دعاهای گوناگون و ژرف و زیبا که پس از زیارت پیامبر، ائمه بقیع، امام حسین، روز غدیر، زیارت امام رضا و … توصیه شده، آشنا شوید.

تلاوت قرآن در حرم های مطهر نیز از جمله کارهای با فضیلت است. در زیارت حج نیز از بهترین اعمال در مسجد الحرام، تلاوت قرآن است. خواندن قرآن، هم برای بهره بردن خود انسان می تواند باشد، هم برای اهدای ثواب آن به روح پیامبر یا امام مورد زیارت، یا هدیه به ارواح مؤمنان و درگذشتگان. و چه خوب که تلاوت قرآن هم همراه با تدّبر و تأمّل باشد تا انس با کلام الهی در اماکن مقدس، تأثیر معنوی بیشتری داشته باشد.

رعایت آداب و مستحبات، برای زائر حالت تنبّه و بیداری دل پدید می آورد و اگر هم آلوده به برخی لغزش هاست ، زمینه اصلاح و جبران و توبه و استغفار پدید می آورد و چه عملی شایسته تر از توبه درکنار حرم های امامان و تعهّد بر پاک زیستن و رهایی از سلطه شیطان و نفس امّاره؟

  1. تکریم خادمان و کمک به فقیران

خادمان حرم ها، با سرمایه عشق و محبت در آستان اهل بیت خدمت می کنند و انتظار می رود که برخوردشان با زوّار، بر اساس محبت و دلسوزی و راهنمایی باشد. زائران نیز باید جایگاه آنان را بشناسند و قدر بدانند و مورد تکریم قرار دهند.

شهید اول می نویسد: سزاوار است خدام حرم ها از اهل خیر و صلاح و متدین و صاحب مروّت و تحمّل و صبوری باشند، عصبانی نشوند، برخورد خشن نداشته باشند، حالت کمک رسانی، خدمتگزاری، تکریم زوّار، ارشاد گمشده ها، کمک به ضعیفان و برخورد محبت آمیز با واردین داشته باشند، اگر از کسی حرکت نامناسب و قصور و سهل انگاری دیدند، هشدار و تذکّر دهند و موعظه کنند و اگر کار خلاف و گناه دیدند، نهی از منکر کنند.[۲۹]

در مقابل این خدمات و حسن خلق، زائران نیز برخورد کرامت آمیز و همراه با احترام و ادب و همکاری با خدمتگزاران آستان اولیای خدا داشته باشند و مسئولان، مأمور نظافت و شستشو و انتظامات، پذیرایی کنندگان، نگهبانان، کفشداری ها، امانت داران، راهنمایی کنندگان و خدّام رسمی و افتخاری و هر کس را که به نوعی افتخار خدمت دارد، مورد تکریم قرار دهند و از احسان و نیکی متناسب با شأن آنان دریغ نورزند.

از سوی دیگر، در اماکن و شهر های زیارتگهاه، نیازمندان آبرومندی هستند که چشم امیدشان به خیر و مساعدت زائران است. زائران، مستمندان را شناسایی و کمک رسانی کنند، با حفظ آبرو و حیثیت آنان، بدون آنکه تحقیری صورت بگیرد و به سادات فقیر و بینوایان غریب رسیدگی کنند.

چنین خرج ها و کمک هایی گاهی از روی عشق به صاحب مرقد و مزار انجام می گیرد و همانجا شوق یاری رسانی شکوفا می شود، گاهی هم بر اساس نذر قبلی، کمک های مالی می کنند. طبعاً این گونه نذرها و کمک ها، صرف تعمیر و بازسازی حرم ها و تأمین نیازها و برگزاری مراسم و اطعام و احسان هایی می شود که از سوی حرم برپا می شود. زائر، خوب است که در ین گونه سفرهای زیارتی به طور کلی در هر مسافرتی دست و دل باز باشد و خیرش به دیگران برسد.

  1. زیارت وداع و خداحافظی

از آداب زیارت، وداع در آخرین روز یا آخرین لحظات است. برای زائری که ایامی در جوار یک مرقد مقدّس به سر برده و بارها به زیارت مشرف شده است، دل کندن از شهر محبوب دشوار است.

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران

کز سنگ ناله خیزد، روز وداع یاران

حسّ و حال زائر هنگام وداع، باید به گونه ای باشد که دستاوردهای نفیسی از این زیارت برداشته و حال او بهتر از گذشته شده باشد و با انسی که به حرم و صاحب حرم پیدا کرده، وداع برایش مشکل باشد، ولی به هر حال خداحافظی هنگام برگشت، جزء آداب مسافرت و زیارت است و نشانه احترام به صاحب خانه و صاحب مرقد.

زائر وقتی زیارت خود را انجام داد و از نظر روحی اشباع شد، چه در مکه و مدینه باشد، چه در نجف و کربلا یا هر شهر زیارتی دیگر، خوب است که زود خداحافظی کند و برگردد، تا شوق و علاقه همچنان در دل بماند و زدگی و خستگی ایجاد نشود. این همان گسستن برای پیوستن دوباره است.

من رشته محبت خود از تو می بُرم

شاید گره خورد، به تو نزدیک تر شوم

امام صادق درباره زیارت خانه خدا فرموده است:

«إذا فرغْتَ مِنْ نُسُکِکَ فارجع، فإنّه أَشْوَقُ لکَ إلِی الرّجوع؛[۳۰] وقتی از اعمال و عبادتت هایت فارغ شدی، برگرد، تا شوق دوباره آمدن را در تو بیشتر کند».

ادب، اقتضا دارد که زائر پس از اتمام ایام زیارت، برای خداحافظی به حرم مشرّف شود و ضمن سپاس، آرزوی خود را برای بازگشت دوباره اعلام کند و از خدا بخواهد. هم در سفر حج، مستحب است «طواف وداع» انجام دهد، هم در زیارت حرم پیامبر و ائمه بقیع، زیارت وداع مستحب است، هم در حرم های دیگر.

آداب خاصی برای طواف و نیز از سیره معصومان نمونه هایی از آنان نقل شده است؛ مانند وداع حضرت صادق، حضرت کاظم، حضرت هادی: که همراه با حالت خاشعانه، سر به سجده گذاشتن، سجده های طولانی، نماز و دعای ویژه بوده است.[۳۱]

از خواسته های زائر هنگام وداع، این است که آخرین زیارت نباشد و دوباره برگردد؛ مثلاً در زیارت وداع قبر حضرت رسول و ائمه دیگر آمده است.

«اللهم لا تَجْعَلْهُ آخر العهد مِنّی لِزیارَهِ قبر نَبیک …»، یا «استودِعُکَ الله» یا «لا جَعَله الله آخرَ تسلیمی علیک» یا «جَعَله الله آخر العهد من زیاره قبورکم و اتیانِ مشاهِدِکم» یا «رزقنی العودَ ثُمَّ العَوْدَ ثُمَّ العودَ ما اَبْقانی ربّی» و … که همه حاکی از این درخواست است که آخرین نوبت زیارت نباشد، باز هم قسمت شود، آخرین سلام نباشد، برگشت همراه با سلامتی و بهره و فضل و کامیابی و رضامندی باشد.[۳۲]

زائری که با چشم اشک بار و قلبی لرزان، از جوار حرم محبوب های خود به شهر و وطن خویش برمی گردد، تن خود را باز می گرداند، ولی دلش در آنجا می ماند تا بار دیگر توفیق تشرف حاصل شود: «و من رفتم و هوای تو از دل نمی رود».

دیده از دیدار خوبان بر گرفتن مشکل است

هر که ما را این نصیحت می کند بی حاصل است

من قدم بیرون نمی یارم نهاد از کوی دوست

دوستان، معذور داریدم که پایم در گل است

گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست

همچنانش در میان جان شیرین، منزل است.[۳۳]

امید است آشنایی با ادب و آداب زیارت، چه ظاهری و چه باطنی، چه قلبی، و چه قالبی ما را در بهره وری بیشتر از چشمه سار زلال زیارت موفق تر و کامیاب تر سازد.

پی نوشت:

[۱] . وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۰۵.

[۲] . بحارالانوار ، ج۹۷، ص۱۲۶.

[۳] . وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۰۴.

[۴] . همان، ص۳۰۳.

[۵] . محجّه البیضاء، ج۴، ص۹۱.

[۶] . وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۰۵.

[۷] . همان، ص۳۰۴.

[۸] . طه/۱۱.

[۹] . منتخب التواریخ، ص۶۸۳.

[۱۰] . مفاتیح الجنان، ادب پنجم از آداب زیارت.

[۱۱] . بحارالانوار، ج۹۷، ص۱۲۶.

[۱۲] . همان، ص۱۳۴ و۱۳۶.

[۱۳] . احزاب /۵۳

[۱۴] . بحارالانوار، ج ۹۷، ص۱۳۴و۱۳۶.

[۱۵] .همان، ص۱۵۶.

[۱۶] . همان، ص۱۶۱.

[۱۷] . همان، ص۱۶۲.

[۱۸] . همان، ص۱۳۴.

[۱۹] . همان، ص۱۴۹.

[۲۰] . همان، ۱۰۰.

[۲۱] . همان، ص۱۵۳.

[۲۲] . در فصل تحلیل محتویی زیارتنامه ها به ین موضوع پرداختیم.

[۲۳] . وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۸۵.

[۲۴] . همان، ص۳۸۵.

[۲۵] . همان، ص۳۸۶.

[۲۶] . همان، ص۴۰۷.

[۲۷] . مفاتیح الجنان، آداب زیارت امام حسین (علیه السلام).

[۲۸] . همان، ادب سیزدهم آداب زیارت امام حسین (علیه السلام).

[۲۹] . بحارالانوار، ج۹۷، ص۱۳۵، به نقل از دروس.

[۳۰] . الحج و العمره فی الکتاب و السنه، محمدی ری شهری، ص۲۶۸.

[۳۱] . همان، ص۳۶۵.

[۳۲] . ر.ک: مفاتیح الجنان، اواخر مفاتیح، زیارت وداع، نیز در وداع ائمّه بقیع، وداع حضرت رسول.

[۳۳] . سعدی.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

تعریف زیارت

 

 اشاره:

مسئله زیارت در ادیان ابراهیمی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. البته با توجه به معنای لغوی زیارت، این کلمه در امور مختلف کابرد دارد. در مقاله پیش رو به معنا، تعریف و موارد به کارگیری آن مطالبی ارائه شده است.

 

 

زیارت در لغت به معنای میل و قصد (آهنگ) چیزی یا کسی را کردن است و در عرف، زیارتِ کسی، عبارت است از آمدن نزد او به قصد تکریم و تعظیم و انس گرفتن با وی. [۱][۲]

زیارت اهل قبور، اعم از معصومین (علیهم‌السلام) و غیر آنان با حضور در محل دفن آنان به قصد گرامیداشت ایشان و سلام دادن بر آنان تحقق می یابد. [۳][۴][۵]

علاوه بر آن به زیارت معصومان (علیهم‌السلام) از راه دور و نیز زیارت امام زمان (عجل اللّه  تعالی فرجه) با توجه کردن و سلام دادن به ایشان زیارت اطلاق شده است. به زیارت کننده «زائر»، به زیارت شونده «مَزور» و به زیارت و نیز مکان و محل دفن مزور «مزار» گویند؛ چنان که به کلماتی که معصومان (علیهم‌السلام) بدانها زیارت می شوند، همچون زیارت جامعه کبیره و عاشورا، «زیارت» اطلاق می شود.

کاربرد زیارت در فقه

از احکام و آداب زیارت در بابهای طهارت و حج و به مناسبت در باب نذر سخن گفته اند. برخی نیز برای آن با عنوان مزار پس از حج و عمره بابی مستقل منعقد کرده و از احکام و آداب آن به تفصیل در این باب سخن گفته اند؛ [۶][۷][۸]

چنان که برخی با عنوان یاد شده کتابی مستقل نوشته اند، مانند مزار ابن قولویه، معروف به کامل الزیارات؛ مزار مفید؛ مزار ابن مشهدی و مزار شهید.

زیارت معصومان (علیهم‌السلام)

زیارت رسول اکرم

زیارت رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله)، بویژه برای حج گزار مستحب مؤکد است و چنانچه زیارت آن حضرت از سوی همگان ترک شود، بر حاکم اسلامی واجب است مردم را به زیارت وادارد؛ [۹][۱۰]

از این رو، برخی، زیارت آن حضرت را در هر سال واجب کفایی دانسته اند. [۱۱]

زیارت دیگر انبیای الهی و معصومین

زیارت دیگر انبیای الهی، همچون حضرت هود و صالح و نیز آدم و نوح، دفن شده در جوار مرقد امیر مؤمنان علی (علیه‌السلام)، [۱۲][۱۳][۱۴]

همچنین زیارت ائمه (علیهم‌السلام) بویژه پس از گزاردن حج [۱۵]

و نیز حضرت زهرا (سلام اللّه  علیها) در روضه [۱۶]

(محدوده بین قبر شریف رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) و منبر آن حضرت) مستحب مؤکد و در روایات بر آن تأکید شده است. در این میان زیارت سالار شهیدان، حضرت ابا عبداللّه ، حسین بن علی (علیه‌السلام) از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار و بر آن تأکید مضاعف شده است؛ به گونه ای که زیارت آن حضرت در بسیاری از اوقات، اعم از شب و روز، همچون شب و روز عرفه، شبهای قدر، شب عید فطر و قربان، روز اول و نیمه رجب، نیمه شعبان و شب و روز جمعه مستحب مؤکد است؛ چنان که زیارت آن گرامی در شب و روز عاشورا و نیز روز اربعین استحباب دارد. [۱۷][۱۸][۱۹][۲۰]

زیارت امام زمان (علیه‌السلام) در هر زمان و مکان بویژه در سامرا و سرداب مقدس، مستحب است. [۲۱]

برخی زیارت ائمّه معصوم (علیهم‌السلام) را واجب کفایی دانسته اند. [۲۲]

آداب زیارت

آداب زیارت معصومان (علیهم‌السلام) که رعایت آنها در همه مشاهد مشرفه مستحب است عبارتند از: غسل زیارت قبل از تشرف به حرم؛ خواندن دعای مأثور هنگام غسل؛ طهارت از حدث اکبر (جنابت، حیض و نفاس) و اصغر؛ پوشیدن لباس پاک و پاکیزه و سفید و نو؛ کوتاه برداشتن گامها هنگام حرکت به سمت روضه مقدس و با آرامی و وقار حرکت کردن؛ پا برهنه بودن هنگام تشرف به روضه منوّر؛ خوش بو کردن خود در غیر زیارت امام حسین (علیه‌السلام)؛ توجه و حضور قلب داشتن در وقت رفتن به حرم مطهّر؛ توقف در آستانه حرم شریف و اذن دخول خواستن( اذن دخول)با کلمات مأثور یا با سلام کردن؛ بوسیدن آستانه مبارک؛ سجده کردن برای خدا به شکرانه توفیق زیارت؛ بوسه زدن بر زمین رو به روی امام (علیه‌السلام)؛ داخل شدن به حرم با پای راست و خارج شدن از آن با پای چپ؛ نزدیک شدن به ضریح از پیش روی ـ جز در حرم عسکریین (علیهم‌السلام) ـ به گونه ای که بتواند خود را به آن بچسباند؛ بوسیدن قبر مطهّر و گذاشتن و مالیدن طرف راست صورت بر آن؛ پشت به قبله و رو به قبر ایستادن هنگام زیارت؛ ایستاده بودن هنگام زیارت، مگر آنکه عذری داشته باشد؛ به زیر افکندن سر و به بالا و چپ و راست التفات نکردن هنگام تشرف به حرم و زیارت کردن؛ گفتن تکبیر به تعدادی که وارد شده پیش از خواندن زیارت؛ خواندن زیارت مأثور و وارد شده؛ رفتن نزد سر مبارک و رو به قبله ایستادن و دعا کردن؛ خواندن نماز زیارت پس از اتمام زیارت نزد سر امام (علیه‌السلام) و در زیارت پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) در روضه مطهّر؛ دعا کردن پس از نماز زیارت و افضل دعای مأثور است؛ خواستن حاجت برای خود و برادران دینی؛ زیارت کردن به نیابت از خویشان و دوستان؛ تلاوت قرآن کنار قبر مطهّر و هدیه کردن ثواب آن به امام (علیه‌السلام)؛ اجتناب از سخنان ناشایسته و بیهوده و لغو؛ بلند نکردن صدا در محضر پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) و امام (علیه‌السلام)؛ شتاب کردن در خروج پس از اتمام زیارت و بیهوده ننشستن در حرم؛ به عقب گام نهادن هنگام خروج از روضه مقدس؛ تصمیم بر بازگشت برای زیارت؛ وداع کردن با قبر مطهر با کلمات مأثور. [۲۳][۲۴][۲۵]

زیارت از راه دور

زیارت پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) و امامان (علیهم‌السلام) و نیز حضرت زهرا (سلام اللّه  علیها) از راه دور نیز مستحب است، چنان که پس از زیارت امام حسین (علیه‌السلام)، زیارت جناب علی اکبر و حضرت عباس (علیهما السّلام) و دیگر شهدای کربلا نیز از راه دور استحباب دارد. در زیارت از راه دور نیز غسل زیارت کردن و پوشیدن لباس پاک و پاکیزه و نیز زیارت کردن در زیر آسمان، مانند پشت بام یا بیابان، به زیارت مأثور و خواندن نماز زیارت قبل از آن استحباب دارد، هرچند خواندن نماز پس از زیارت نیز جایز است. [۲۶]

نذر زیارت

از موارد انعقاد نذر، نذر زیارت معصومان (علیهم‌السلام) و صالحان و بزرگان دین است. چنانچه نذر، مطلق زیارت ـ بدون تقیید به دور و نزدیک ـ باشد، بنابر تصریح برخی منصرف به زیارت از نزدیک خواهد بود، و اگر اطلاق، نسبت به زمان باشد وقت آن موسّع است و هر زمان بخواهد می تواند زیارت کند و در صورت مقید بودن به زمانی خاص واجب است در همان زمان صورت گیرد و اخلال عمدی به آن موجب ثبوت کفاره است؛ لیکن در اینکه قضا نیز واجب است یا نه، اختلاف می باشد. در صورت اخلال غیر عمدی تنها قضای زیارت واجب است.

اگر نذر مقید به زیارت امامی خاص باشد، زیارت امامی دیگر مجزی نخواهد بود.

ملاک تحقق نذر زیارت

در تحقق نذر زیارت، صرف حضور نذر کننده نزد مزور کفایت می کند؛ هرچند به تصریح برخی، سلام دادن نیز واجب است، لیکن دعا و نماز زیارت واجب نیست. [۲۷][۲۸][۲۹]

زیارت قبور بزرگان دین، شهدا و امام زادگان

زیارت قبور یاران برگزیده پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) و امامان (علیهم‌السلام) همچون جناب سلمان در مدائن، ابوذر در ربذه؛ شهدا همچون عمار در صفین، جعفر بن ابی طالب و دیگر شهدای مدفون در موته؛ [۳۰]

بویژه حمزه بن عبد المطلب در احد، [۳۱]

نیز جد، عمو و همسر رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله)؛ جناب عبد المطلب، ابوطالب و حضرت خدیجه در ق برستان حجون [۳۲]؛ امام زادگان عظیم الشّأن، مانند حضرت معصومه در قم، حضرت عبدالعظیم حسنی در ری، [۳۳][۳۴]

همچنین نایبان خاص امام زمان (علیه‌السلام) در عصر غیبت صغری در بغداد [۳۵]

و دیگر بزرگان و عالمان دینی، مستحب مؤکد است.

زیارت قبور مؤمنان

زیارت قبر مؤمن، بویژه در روزهای جمعه قبل از طلوع خورشید، صبح شنبه، دوشنبه و عصر پنج شنبه و طلب مغفرت برای وی و خواندن هفت بار سوره قدر، مستحب است [۳۶][۳۷][۳۸][۳۹]

( اهل قبور).

زیارت مؤمنان

زیارت مؤمنان مستحب مؤکد و دارای فضیلت بسیار است. در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) آمده است: «کسی که برادر دینی خود را زیارت کند، خداوند به او می فرماید من را زیارت کردی و پاداش تو بر من است و من برای تو به کمتر از بهشت رضایت نمی دهم». [۴۰]

در حدیثی دیگر از امام کاظم (علیه‌السلام) آمده است: «کسی که توفیق زیارت ما را نمی یابد اگر صالحان از برادران ایمانی را زیارت کند، ثواب زیارت ما برای او نوشته می شود». [۴۱]

استقبال مزور از زائر، مصافحه و معانقه و بوسیدن پیشانی یکدیگر، و به زحمت و تکلّف نینداختن مزور از آداب زیارت مؤمن است. [۴۲]

از موارد استثنای کراهت سفر در ماه رمضان، مسافرت کردن جهت زیارت مؤمن است. [۴۳]

پی نوشت:

۱.المصباح المنیر، واژه «زور»

۲.مجمع البحرین ج۲، ص۳۰۵   

۳.الدروس الشرعیه ج۲، ص۲۳   

۴.الدروس الشرعیه ج۲، ص۱۵۳   

۵.جواهر الکلام ج۳۵، ص۴۳۰   

۶.تحریر الأحکام ج۲، ص۱۰۹   

۷.تحریر الأحکام ج۲، ص۱۱۷   

۸.الدروس الشرعیه ج۲، ص۵   

۹.وسائل الشیعه ج۱۴، ص۳۲۰   

۱۰.جواهر الکلام ج۲۰، ص۵۱ ۵۲   

۱۱.وسائل الشیعه ج۱۴، ص۳۳۲   

۱۲.وسائل الشیعه ج۱۴، ص۳۸۴   

۱۳.وسائل الشیعه ج۱۴، ص۳۹۷   

۱۴.جواهر الکلام ج۲۰، ص۱۰۳   

۱۵.وسائل الشیعه ج۱۴، ص۳۲۰   

۱۶.جواهر الکلام ج۲۰، ص۸۵   

۱۷.وسائل الشیعه ج۱۴، ص۴۰۹   

۱۸.وسائل الشیعه ج۱۴، ص۴۵۹ ۴۷۹   

۱۹.منتهی المطلب ج۱۳، ص۲۹۲ ـ ۲۹۵

۲۰.جواهر الکلام ج۲۰، ص۹۵ ۹۷   

۲۱.الدروس الشرعیه ج۲، ص۱۶   

۲۲.وسائل الشیعه ج۱۴، ص۴۴۳   

۲۳.الدروس الشرعیه ج۲، ص۲۳ ۲۵   

۲۴.بحار الأنوار ج۱۰۰، ص۱۳۴ ـ ۱۳۷

۲۵.جواهر الکلام ج۲۰، ص۱۰۱ ۱۰۲   

۲۶.جواهر الکلام ج۲۰، ص۱۰۰   

۲۷.الدروس الشرعیه ج۲، ص۱۵۳   

۲۸.جواهرالکلام ج۳۵، ص۴۲۹ ۴۳۰   

۲۹.وسیله النجاه، ص۵۸۲

۳۰.جواهر الکلام ج۲۰، ص۱۰۳   

۳۱.وسائل الشیعه ج۱۴، ص۳۵۲   

۳۲.مستند الشیعه ج۱۳، ص۹۶ ۹۷   

۳۳.وسائل الشیعه ج۱۴، ص۵۷۵ ۵۷۶   

۳۴.جواهر الکلام ج۲۰، ص۱۰۳   

۳۵.بحار الأنوار ج۱۰۲ ، ص۲۹۲

۳۶.وسائل الشیعه ج۷، ص۴۱۵   

۳۷.وسائل الشیعه ج۳، ص۲۲۳   

۳۸.وسائل الشیعه ج۱۴، ص۵۹۱   

۳۹.الحدائق الناضره ج۴، ص۱۶۹ ۱۷۰   

۴۰.الکافی (کلینی) ج۲، ص۱۷۶   

۴۱.وسائل الشیعه ج۱۴، ص۵۸۵   

۴۲.الدروس الشرعیه ج۲، ص۱۸   

۴۳.کشف الغطاء ج۴، ص۶۲

منبع: فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج‌۴، ص‌۳۲۶ – ۳۳۱

بررسی معنای سلام در زیارت عاشورا

اشاره:

زیارت عاشورا که از احادیث قدسى است و سند آن از طریق جبرییل، به خداوند- عزّوجلّ- منتهى مى ‏شود[۱] در آغاز و در فقرات متعددی به همراه سلام و تهیّت به امام حسین (علیه‌السلام) و اصحاب با وفای آنحضرت است؛ چنانچه در ابتدای آن می خوانیم: «أَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ.»[۲]سلام بر تو اى خون خدا و پسر خون خدا، و اى تنهاى بى ‏همتا. در نوشتار زیر بیان شده که مقصود از سلام‏ هایى که در قرآن شریف و نماز و یا زیارت‏ها و دعاها نسبت به‏ پیامبران و معصومان(علیهم ‏السّلام) وجود دارد، چیست.

در توضیح این بحث مطالب زیر قابل توجه است:

اوّلًا: «سلام»، به معناى امنیّت و اسمى از اسماى الهى است؛ زیرا خداوند ذاتى است که از هرگونه ضعف و حاجت و فقر و نقص و محدودیّت به دور و از همه‏ ى شوائب و نواقص ممکنات، حتّى از کثرت صفات بر ذات در سلامت و امن است؛ چنان که این آیه بدان اشاره دارد:

(هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ‏)؛[۳]اوست خدایى که جز او معبودى نیست؛ همان فرمانرواى پاک سلامت.

ثانیاً: «سلام»، همان گونه که اشاره شد، به معناى «امنیت» مى ‏باشد؛ چنان که این آیه بدان ناظر است:

(إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَ عُیُونٍ* ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِینَ‏)؛[۴]بى‏ گمان، پرهیزگاران در باغ‏ها و چشمه ‏سارانند. [به آنان گویند:] با سلامت و ایمنى در آن جا داخل شوید.

و استعمال این گونه امنیّت، در قرآن، درباره‏ ى بندگان الهى، بر دو قسم است:

الف) امنیّت ظاهرى (دنیوى و اخروى)

چنان که آیات بسیارى بر آن دلالت دارد، از جمله:

۱. (وَ إِذا جاءَکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ‏)؛[۵]و چون کسانى که به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند، بگو: درود بر شما.

۲. (قِیلَ یا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَ بَرَکاتٍ عَلَیْکَ وَ ..)؛[۶] گفته شد: اى نوح، با درودى از ما و برکت‏هایى بر تو و بر گروه‏هایى که باتواند، فرود آى.

۳. (وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّهِ أَنْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ)؛‏[۷]و بهشتیان را- که هنوز وارد آن نشده و [لى بدان‏] امید دارند- آواز مى‏ دهند که:سلام بر شما.

ب) امنیّت معنوى و فطرى‏

و عصمت از هر ناهموارى توحیدى و فطرى، و بهره‏ مندى از شهود جمال و کمال حقّ سبحانه؛ خواه در دنیا و خواه در آخرت، که این گونه امنیّت در مرحله‏ ى اوّل (به نصّ آیات شریفه ‏ى ذیل) شامل پیامبران و معصومان- علیهم‏ السّلام- و سپس براى دیگر مؤمنان واقعى (به پیروى از ایشان) است.

۱. خداوند درباره‏ ى حضرت یحیى- علیه‏ السّلام- مى ‏فرماید:

(وَ سَلامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ یَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا)؛[۸]و درود بر او، روزى که زاده شد و روزى که مى‏ میرد و روزى که زنده برانگیخته مى ‏شود.

۲. و درباره‏ ى حضرت عیسى- علیه‏ السّلام- از زبان خود وى مى ‏فرماید:

(وَ السَّلامُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدْتُ وَ یَوْمَ أَمُوتُ وَ یَوْمَ أُبْعَثُ حَیًّا)؛[۹]و درود بر من، روزى که زاده شدم و روزى که مى‏ میرم و روزى که زنده برانگیخته مى‏ شوم.

۳. و درباره‏ ى حضرت نوح- علیه‏ السّلام- فرموده است:

(سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ فِی الْعالَمِینَ)؛‏[۱۰] درود بر نوح در میان جهانیان.

۴. و نسبت به حضرت ابراهیم(علیه‏ السّلام) مى ‏فرماید:

(سَلامٌ عَلى‏ إِبْراهِیمَ‏)؛[۱۱]درود بر ابراهیم.

۵. درباره‏ ى حضرت موسى و هارون(علیهماالسّلام) مى ‏فرماید:

(سَلامٌ عَلى‏ مُوسى‏ وَ هارُونَ‏)؛[۱۲]درود بر موسى و هارون.

۶. و نسبت به حضرت الیاس(علیه‏ السّلام) فرموده است:

(سَلامٌ عَلى‏ إِلْ‏یاسِینَ)؛‏[۱۳]درود بر پیروان الیاس.

۷. به صورت عمومى، درباره‏ ى پیامبران و بندگان برگزیده و مؤمنان واقعى مى‏ فرماید:

الف) (وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِینَ)؛‏[۱۴]و درود بر فرستادگان.

ب) (قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ سَلامٌ عَلى‏ عِبادِهِ الَّذِینَ اصْطَفى)؛‏[۱۵]بگو: سپاس براى خداست، و درود بر آن بندگانش که [آنان را] برگزیده است.

ج) (إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ یَهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ بِإِیمانِهِمْ‏ … دَعْواهُمْ فِیها سُبْحانَکَ اللَّهُمَّ وَ تَحِیَّتُهُمْ فِیها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏)؛[۱۶] کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده ‏اند، پروردگارشان به پاس ایمانشان آنان را هدایت مى ‏کند … نیایش آنان در آن جا سبحانک اللّهم [خدایا! تو پاک و منزّهى‏] و درودشان در آن جا سلام است، و پایان نیایش آنان این است که: الحمدللَّه رب العالمین [ستایش ویژه‏ى پروردگار جهانیان است‏].

د) (سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ)؛[۱۷] [آن شب‏] تا دَمِ صُبح، صلح و سلام است.

اکنون پس از این مقدّمه ‏ى کوتاه باید دید مقصود از سلام‏ هایى که در قرآن شریف، نماز، زیارت‏ها و دعاها درباره‏ ى پیامبران و معصومان (علیهم‏ السّلام) وارد شده، چه معنى دارد؟

۱. ممکن است مراد از آن‏ها، مخاطب قرار دادن مقام نورانیّت‏ و ولایت ایشان باشد؛ چنان که در سلام (استحبابى) نماز گفته مى ‏شود:

«أَللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلامُ وَ مِنْکَ السَّلامُ وَ لَکَ السَّلامُ وَ إِلَیْکَ یَعُودُ السَّلامُ.»[۱۸]خدایا، تو خود سلامى و سلام از توست، و سلام براى توست، و سلام به سوى تو باز مى ‏گردد.

نیز درباره ‏ى صلوات بر محمّد و آل محمّد(علیهم‏ السّلام) در حدیثى آمده است که امام موسى بن جعفر(علیه‏ السّلام) به نقل از پدر بزرگوارش مى ‏فرماید:

«مَنْ صَلّى‏ عَلَى النَّبِىِّ وَ آلِهِ، فَمَعْناهُ أَنّى أَنَا عَلَى المیثاقِ وَ الوَفاءِ الّذى قُلْتُ حینَ قَوْلِهِ: أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى‏.»[۱۹]

هر کس بر پیامبر اکرم(صلّى اللَّه علیه وآله وسلّم) و آل او صلوات بفرستد، معناى آن این است که من، خود، بر همان پیمان و وفایى که هنگام فرمایش الهى: «آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بله» گفتم: استوارم.

۲. ممکن است مراد، همان امنیّتِ از خطا و اشتباه، و عصمت از گناه و غفلت و خطاى در پیاده کردن امر رسالت (نسبت به رسول) و وصایت (نسبت به وصىّ) باشد، و با خطاب سلام به آنان اظهار بداریم که: شما از آن امور مبرّا هستید؛ چنان که در یکى از زیارت‏هاى سیّدالشّهدا- علیه‏ السّلام- آمده است:

«أَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَوْمَ وُلِدْتَ، وَ یَوْمَ تَمُوتُ، وَ یَوْمَ تُبْعَثُ حَیّاً.»[۲۰]سلام بر تو روزى که تولّد یافتى، و روزى که جان مى ‏سپارى، و روزى که زنده، مبعوث مى‏ شوى.

۳. ممکن است مقصود، مخاطب قرار دادن ایشان به سلام- که اسمى از اسماى الهى است- باشد، به این ترتیب مى ‏خواهند به ما یادآور شوند که: برجستگان الهى را با تشریف اسم الهى بخوانید.

۴. ممکن است منظور از سلام بر آن بزرگواران، همان معنایى باشد که براى «صلوات» بر آنان گفته شده، یعنى؛ درخواست رحمت خاصّ الهى براى ایشان، در برابر تلاش‏هایى که براى هدایت ما انجام داده ‏اند، و امنیّت مطلق و عصمت از هر خطا و غفلت هم از رحمت‏هاى خاصّ الهى است (گرچه این خواسته‏ ى ما در مقابل آنان، ناچیز است)، در واقع، ما با این خواسته، رحمت خاصّ الهى را براى خود تمنّا مى ‏نماییم؛ زیرا خداوند آنان را در همه‏ ى کمالات، بى ‏نیاز گردانیده است.

گرچه مى ‏توان گفت: همه‏ ى احتمال‏هاى مذکور نسبت به پیامبران و اولیا و اوصیا(علیهم ‏السّلام) صحیح است، امّا نسبت به سلام‏ هاى معمولى مؤمنان به یکدیگر و یا در سلام‏ هاى نماز و غیره، شاید منظور یکى از وجوه گذشته، و یا درخواست امنیّت ظاهرى از بلاهاى دنیوى و ابتلائات اخروى باشد، که در ابتداى این بیان، به ‏آن اشاره شد، واللَّه اعلم.[۲۱]

  پی نوشت

[۱]. ر. ک: بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۳۰۰.

[۲]. کامل الزیارات، ص ۱۷۶، باب ۷۱، از روایت ۸.

[۳]. سوره ‏ى حشر، آیه ى ۲۳.

[۴]. سوره‏ ى حجر، آیات ۴۵ و ۴۶.

[۵]. سوره ‏ى انعام، آیه‏ ى ۵۴.

[۶]. سوره ‏ى هود، آیه‏ ى ۴۸.

[۷]. سوره ‏ى اعراف، آیه‏ ى ۴۶.

[۸]. سوره‏ ى مریم، آیه‏ ى ۱۵.

[۹]. سوره ‏ى مریم، آیه‏ ى ۳۳.

[۱۰]. سوره‏ ى صافّات، آیه‏ ى ۷۹.

[۱۱]. سوره ‏ى صافّات، آیه‏ ى ۱۰۹.

[۱۲]. سوره‏ ى صافّات، آیه‏ ى ۱۲۰.

[۱۳]. سوره ‏ى صافّات، آیه‏ ى ۱۳۰.

[۱۴]. سوره‏ى صافّات، آیه‏ ى ۱۸۱.

[۱۵]. سوره ‏ى نمل، آیه ‏ى ۵۹.

[۱۶]. سوره ‏ى یونس، آیات ۹ و ۱۰.

[۱۷]. سوره ‏ى قدر، آیه‏ ى ۵.

[۱۸]. مستدرک الوسایل، ج ۵، ص ۲۲، ابواب تسلیم، باب ۲، روایت ۳.

[۱۹]. فلاح السّائل، ص ۱۲۰.

[۲۰]. کامل الزیارات، ص ۲۲۰.

[۲۱]. فروغ شهادت، علی سعادت پرور، ص۳۸۹.

منبع : موسسه آموزشی پژوهشی مذاهب اسلامی.

زیارت در سیره اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) در روایات شیعه

اشاره:

در سیره اهل بیت علیهم السلام روایات فراوانی در باب زیارت وارد شده که رهروان خویش را به این امر مهم سفارش و توصیه نموده اند، پس با درک جایگاه و اهمیت این مسئله ، بر سالکان کوی عشق و معرفت لازم است تا از انوار قدسیه حضرات معصومین (علیهم‌السلام) نهایت بهره وافی را ببرند. این نوشتار با عنایت به جایگاه رفیع زیارت در فرهنگ اسلامی، گام کوچکی برای شناخت ابعاد وسیع این موضوع است. در این نوشته از لسان روایات اهتمام بیشتری دشده و نظر علمای شیعه و سنی را در این رابطه آورده است.

مقدمه

در سیره اهل بیت علیهم السلام روایات فراوانی در باب زیارت وارد شده که رهروان خویش را به این امر مهم سفارش و توصیه نموده اند، پس با درک جایگاه و اهمیت این مسئله ، بر سالکان کوی عشق و معرفت لازم است تا از انوار قدسیه حضرات معصومین (علیهم‌السلام) نهایت بهره وافی را ببرند.

معنای زیارت

زیارت از ریشه زَور است. اصل این واژه به معنای میل و عدول از چیزی به کار رفته است، و زائر را از آن جهت زائر می گویند که وقتی به زیارت می آید از غیر عدول می کند و رو برمی گرداند.[۱] بعضی از لغت شناسان ، زیارت را به معنای قصد و توجه در نظر گرفته و گفته اند: زیارت ، در عرف آن است که انسان با انگیزه اکرام و بزرگداشت کسی و انس با او به وی روی آورد.[۲]

زیارت در فرهنگ و آموزه های اسلامی جایگاهی رفیع و سابقه ای بس دیرینه دارد. اولیای الهی و اهلبیت (علیهم‌السلام) پیروان خود را به زیارت و ملاقات یکدیگر و با خبر شدن از احوال هم و زدودن غم ها و ناراحتی های زندگی و تقسیم شادی ها در بین مسلمانان دعوت می کردند. از سویی دیگر حضرات معصومین (علیهم السلام) سفارش های فراوانی برای زیارت قبور مطهر خویش می نمودند.

شیخ طوسی از امام رضا(علیه‌السلام) نقل می کند که حضرت فرمود:ان لکل امام عهداً فی عنق اولیائه و شیعته و ان من تمام الوفاء بالعهد و حسن الاداء زیاره قبورهم …؛همانا برای هر امامی عهدی بر گردن اولیاء و شیعیان آنان است، وفا کامل و حسن ادای به این عهد، زیارت قبور آنان است.[۳]

زیارت،سفری مشتاقانه، آگاهانه و عاشقانه است که از سرای دل آغاز می شود، از راه دل عبور می کند و سرانجام نیز در منزل دل به مقصد می رسد و بار بر زمین می نهد.[۴]آری ، زیارت نشانه جهت گیری انسان و الهام بخش و تعظیم شعائر است. الهام گرفتن از اسوه هاست. تقدیر از فداکاری ها و تجلیل گرامیداشت فضیلت هاست. زمینه ساز شناخت وتربیت و پرورش یافتن از فیض نگاه است و به قول حافظ:

بلبل از فیض گل آموخت سخن،    ورنه نبوداین همه قول و غزل، تعبیه در منقارش

و به دیگر سخن؛ زیارت تجدید عهد با خط امامت و ولایت ، میثاق با خون شهیدان پیمان با محور توحید و بیعت با رسالت و وحی است.

مشروعیت زیارت

همه مذاهب و فرق مسلمان به جز یک فرقه از حنبلی های متاخر به نام وهابیت ، بر مشروعیت زیارت اتفاق نظر دارند .وهابیون به استناد روایات صحیح بخاری به نقل از ابوهریره که رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرمود :شدّ رحال و بار سفر بستن جایز نیست، مگر بسوی سه مسجد: مسجد النبی ، مسجد الحرام و مسجد الاقصی[۵]. ادعا می کنند که زیارت مشاهد و قبور ائمه هدی (علیهم السلام) امری غیر شرعی و حرام است .این درحالی است که علاوه بر سند روایت مذکور ، دلالت آن نیز محل اشکال است.ثانیاً: در این روایت بحث از مسجد است نه صرف زیارت ، از سویی دیگر بحث در مطلوبیت و استحباب زیارت سه مسجد فوق الذکر است نه حصر زیارت در آنها . ثالثاً: نهی از شدرحال برای زیارت غیر از این سه مسجد، نهی تحریمی و مولوی نیست بلکه نهی ارشادی و تنزیهی است.

زیارت از منظر روایات

امام صادق (علیهم‌السلام) فرمودند: من زارنا فی مماتنا فکانما زارنا فی حیاتنا[۶]؛ هر که پس از مردنمان ما را زیارت کند، چنان است که در زمان حیاتمان زیارت کرده است. و در روایتی دیگر فرمودند: من زار الحسین (علیه السلام) عارفاً بحقه کتب الله ثواب الفِ حَجَّهٍ مقبولهٍ و الف عمره مقبوله و غفرله ما تقدم من ذنبه و ما تاخر[۷]؛ هرکه حسین(علیه‌السلام) را با معرفت و به حق و مقام او زیارت کند، خداوند ثواب هزار حج پذیرفته و هزار عمره پذیرفته شده را برایش بنویسد و گناهان گذشته و آینده او را ببخشد.

اسحاق بن عمار از امام صادق (علیه‌السلام) روایت می کند که فرمود:مروا بالمدینه فسلموا علی رسول الله(صلی‌الله علیه و آله)و ان کانت الصلاه تبلغه من بعید[۸]؛ به مدینه بروید و بر پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) سلام بدهید، هرچند که سلام و درود از راه دور به آن حضرت نیز می رسد.

زیارت از راه دور در مواقعی که امکان زیارت از نزدیک به هر دلیلی فراهم نباشد(مشکلات مادی زندگی، کهولت سن و …) مورد قبول و توصیه اهل بیت (علیهم‌السلام) است ، اما حدیث فوق ؛نشان می دهد که حضور زائر در کنار مزور و قبر وی خصوصیتی دارد که مورد سفارش قرار گرفته است.

نکات مهمی که از امثال این روایات باید مورد دقت و تامل قرار گیرد ، این است که:

الف.یکی از دلایل حضور فیزیکی زائر در حرم های شریف، بهرمند شدن از فضای معنوی آن که محل تردد فرشتگان، ارواح انبیاء و اولیاء و محل تردد و تعلق ویژه روح بلند آن مزور است.و دعا کردن در مظان استجابت دعاست و همچنین نشانه صداقت و وفاداری زائر در دوستی و محبت نسبت به مزور می باشد.

ب.زیارت همه اهل بیت (علیهم‌السلام) از نظر فضیلت یکسان است، چرا که زیارت هر کدام از معصومان (علیهم‌السلام) در حقیقت زیارت همه آنان است، اما برخی از عوارض خارجی ، مانند : دوری راه ، غربت ، فشار ، سخت گیری های حاکمان ستم گر و … سبب شده که به زیارت برخی از معصومان (علیهم‌السلام) همچون پیامبر اکرم(صلی‌الله علیه و آله) ، امام حسین و امام رضا (علیهم‌السلام) توصیه بیشتر و ثواب مخصوصی ذکر شود.

ج.علت اینکه معصومان (علیهم‌السلام) توصیه به زیارت عارفاً بحقه کرده اند آن است که آنچه مایه کمال زائر می گردد، معرفت و شناخت مقام و موقعیت مزور است ، نه اعمال بی روح و همراه با غفلت او.

تولی و تبری

زیارت قبور اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) یکی از بارزترین مصادیق تولی به ساحت آن انسانهای والا مقام است. از سویی دیگر با رو آوردن به ساحت مقدس معصومان در واقع نوعی اظهار انزجار از دشمنان ایشان است. بی شک تولی و تبری بدون یکدیگر کفایت نمی کنند، یعنی نه انسان با تولی محض می تواند به سعادت برسد و نه با تبری تنها می تواند به سرمنزل مقصود برسد.

تولی و تبری همانند دو بال برای سلوک به سوی کمال و تعالی به شمار می روند و بدون یکی از اینها نمی توان اوج گرفت و صعود کرد، همچنین این دو همانند دو چشم برای انسان می مانند که برای پیمودن راه حق و رسیدن به سرچشمه نور ، به کار گرفتن هر دوی آنها ضروری است. زائر وقتی که در مشاهد اولیای الهی می ایستد و یا وقتی از مکان دور از مرقد مطهر اهل بیت (علیهم‌السلام) است با ذکر کلماتی پر مضمون ولایت آنها را با جان و دل می پذیرد و بدین وسیله ارادت و محبت خویش را ابراز می نماید و از سوی دیگر عداوت و دشمنی خودش را از دشمنان ایشان اظهار می نماید، که این مساله هم در قالب لعن و نفرین و بیزاری نسبت به دشمنان اهل بیت (علیهم‌السلام) در زیارت نامه ها متجلی شده است. البته این تولی و تبری باید خودش را منحصر در اظهار و نظر و اعتقاد قلبی محدود ننماید؛ بلکه در مقام تصمیم گیری و عمل زائر هم منعکس بشود. بنابراین زائر با هربار زیارت چه از راه دور و چه از راه نزدیک پیوند خود را با مقام ولایت پررنگ و عمیق تر می سازد و با این عمل غبار غفلت و بی توجهی را که در طول مسیر زندگی به آن عارض شده است، از ضمیر جانش شست وشو می کند تا نسیم ولایت فقط در آن بوزد.

زیارت در فقه

فقهای شیعه با استناد به توصیه ها و تاکیدات فراوانی که درباره زیارت شده است، فتوا به استحباب زیارت داده اند. به عنوان مثال: پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) فرمودند:من زارنی أو زار أحداً من ذریتی زرته یوم القیامه فأنقذته من اهوالها؛[۹] کسی که من یا یکی از فرزندانم را زیارت کند، روز قیامت به زیارت و دیدار او خواهم رفت و از هراس ها و وحشت های آن نجاتش خواهم داد.

علمای اهل سنت عموماً فتوا به جواز بلکه استحباب زیارت قبر پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) داده اند، که به برخی از آنها اشاره می کنیم: جزیری می گوید:زیاره قبر النبی(صلی‌الله علیه و آله) من افضل المندوبات[۱۰]؛ زیارت قبر پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) از بهترین مستحبات است.

قاضی عیاض مالکی (متوفای ۵۴۴ ه ق) می گوید:و زیارت پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) سنتی است که بر آن اجماع شده و فضیلتی است که در آن رغبت شده است.[۱۱]

وابن قدامه مقدسی حنبلی(متوفای ۶۲۰ ه ق) می گوید:یستحب زیاره قبر النبی(صلی‌الله علیه و آله)[۱۲]؛زیارت قبر پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) مستحب است.

خطیب بغدادی از ابی علی خلال شیخ حنابله نقل می کند که در عصر خود هیچ گاه امر مهمی برایم اتفاق نمی افتاد مگر آنکه به قصد زیارت قبر حضرت موسی بن جعفر(علیه‌السلام) حرکت می کردم و بعد از توسل به آن حضرت، از خداوند متعال آنچه می خواستم عطا می فرمود.[۱۳]

پیشوایان چهارگانه اهل سنت (مالک ، شافعی، ابوحنیفه و احمد حنبل) بر استحباب زیارت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) اتفاق کرده اند.[۱۴]

زیارت ماثور و غیر ماثور

زائر گاهی از زبان معصوم حمد و ثنا الهی می خواند که در اصطلاح به این گونه زیارت نامه ها، زیارت ماثور گفته می شود. این چنین زیارت نامه هایی نه تنها کیفیت اظهار ارادت و ابراز تولی و تبری را می آموزد، بلکه متنی برای شناخت مقام و منزلت مزور است. علت اینکه ما را به خواندن ادعیه و زیارت نامه ها تشویق و ترغیب کرده اند، مقصود تلفظ و لقلقه زبانی محض و شمارش صرف ؛ نیست، بلکه منظور این است که زائر با شمارش این اسماء و صفات و آشنایی با مضمون و محتوای آنها، خود را بسازد و به آنها متخلّق شود.

زیارت نامه های ماثور دو گونه است:

۱. زیارت نامه های اختصاصی، که امامی خاص با آن زیارت می شود و زائر به سلام و اظهار محبت و وفاداری به یکی از اولیای الهی می پردازد.

مانند: السلام علیک یا رسول الله و رحمه الله و برکاته، السلام علیک یا محمد بن عبدالله… [۱۵]، السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک…[۱۶]،اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی الامام التقی النقی…[۱۷].

۲.زیارت نامه هایی که محتوایی کلی و مضمونی عام دارند و هر امامی را با آن می توان زیارت نمود، مانند: زیارت جامعه کبیره، زیارت امین الله ، زیارت جامعه صغیره.

زیارت غیر ماثور

زائر گاهی با عبارات، گفتار ها و بیان از ناحیۀ خودش؛ کمالات مزور را ترنم می کند و به این وسیله اعلام محبت و مودت نسبت به اهلبیت (علیهم‌السلام) می کند و با ابراز احساسات و علایق خویش به توسل و استشفاع و تعظیم و تکریم و ارتباط از ساحت حضرات معصومین (علیهم‌السلام) می پردازد، و به بیان دیگر این نوع زیارت فاقد پشتوانه روایی است و از حضرات معصومین (علیهم السلام) صادر نشده است که در اصطلاح غیر ماثور گفته می شود.

فلسفه و اسرار زیارت

۱.تقرب به خدا

اهلبیت(علیهم‌السلام)، بهترین پل ارتباطی برای رسیدن به خداوند هستند ؛ چرا که اینان ،راهنمایی کنندۀ مردم بر انجام اعمال صالح و پرتو پُرفروزان هدایت اند. زیارت، در حقیقت تجدید میثاق با بندگان شایسته الهی است و زمینه ساز مهمی در جهت اخذ صفات پسندیده و عامل رشد دینی و معنوی شیعیان و در نتیجه سبب تقرب به خداوند می گردد. بنابراین به وسیله اهلبیت (علیهم السلام) است که انسانها می توانند به کمالات واقعی و شکوفایی معنوی رهنمون شوند چنانکه در دعای توسل زمزمه می کنیم: فانکم و سیلتی الی الله و بحبکم و بقربکم ارجو نجاه من الله… و در زیارت عاشورا ترنم می کنیم اتقرب الی الله بموالاتکم.

۲.شناخت و معرفت به ساحت اهل بیت (علیهم‌السلام)

برای بهره مندی کامل از فیوضات زیارت بهترین کلید؛ شناخت مقام و جایگاه اهلبیت (علیهم‌السلام) است.

یکی از توصیه های مهم در زیارت آن بزرگواران ، شناخت حق و مقام زیارت شونده است ؛یعنی زائر باید بداند پیروی و تبعیت از معصومین (علیهم‌السلام) واجب و عمل به سیره و روش آن حضرات جزو دستورات مهم دینی بشمار می رود. در حقیقت سر و روح اصلی زیارت ، معرفت و شناخت جایگاه و منزلت آنان است. به همین سبب در متون روایی ما به شناخت امام(علیه‌السلام)بسیار توصیه شده و عدم شناخت را، به زندگی در جهالت و گمراهی تفسیر گشته است که من مات ولم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه.[۱۸]

۳. بزرگداشت و تعظیم اولیای الهی

بزرگداشت مقام شامخ اولیای الهی و زنده کردن سیره و یاد ایشان در ضمیر دلهای غفلت زده و ایجاد تحول در زندگی مردم به عنوان یکی از مسائل مهم به شمار می رود. تعظیم و تکریم بندگان برگزیده و صالح الهی مصداقی از آیه ذلک و من یعظم شعائر الله فانها من التقوی القلوب است. [۱۹]

زیارت عارفانه و خالصانه اهلبیت(علیهم‌السلام)، در واقع تقدیر و قدردانی از هدایت گری و زحمات طاقت فرسای ایشان است و اذعان به مقام والای ایشان در پیشگاه خداوند است.

۴. کسب طهارت و دوری از گناهان

در زندگی روزمره بر اثر غفلت و وسوسه های شیطان، انسانها هر لحظه در معرض سقوط و نزول قرار دارند؛ پس زیارت اهل بیت (علیهم السلام)، پرده از حجاب ها و ظلمات بی حد و حصر ما برمی دارد و موجب از بین رفتن آلودگی های درون می شود. آنان چون خود طاهرند. انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً.[۲۰]

بنابراین، یکی از برکات و آداب حضور در مرقدهای معصومین (علیهم‌السلام) توبه نصوح و استغفار واقعی از معاصی است که سبب آمرزیده شدن معصیت ها می شود.در همین زمینه امام صادق (علیه‌السلام) می فرمایند: من زارنی غفرت له ذنوبه ولم یمت فقیراً [۲۱] ؛ هر که مرا زیارت کند، گناهانش آمرزیده شود و در فقر نمیرد.اهلبیت (علیهم‌السلام) چون نور واحد هستند زیارت هر کدام از آنها ، این خاصیت را به همراه خواهد داشت.

۵. محبت و مودت با اهل بیت(علیهم‌السلام)

یکی از جلوه ها و نمودهای محبت و سپاس از کوشش های بی دریغ اهلبیت (علیهم‌السلام)؛ در زیارت آنها متجلی می شود.

زیارت اظهار عمق محبت و دوستی مسلمانان نسبت به خاندان وحی است. حضوری عارفانه و عاشقانه در پیشگاه اولیای الهی، نشانه ایمان و رستگاری است. از سویی دیگر همه رهپویان و ارادتمندان حضرات معصومین (علیهم‌السلام) سفارش شده اند بر: لا اسألکم علیه اجرا الّا الموده فی القربی. [۲۲]

زیارت علاوه بر تمسک و توسل به آل طاها همنوایی و همراهی عملی با آنان و اعلام انزجارو برائت از دشمنان ایشان است. زیارت آن اسوه های جاوید باعث جلب خشنودی و رضایت حضرت احدیت می شود و از این راه برکات معنوی فراوانی برای زائر به همراه دارد.

۶. پیروی و الگو برداری از اهل بیت (علیهم‌السلام)

در جهان امروز هر مکتب و آیینی برای ماندگاری و حرکت خویش نیازمند معرفی الگو برای جامعه خویش است. بعضی از مکاتب با برجسته کردن اسطوره ها و افسانه پردازی ها سعی دارند تا به گونه ای به دیگران این طور القاء نمایند که مکتب شان زنده و پویاست، در حالی که تهی از الگوهای ناب مثل اهل بیت (علیهم‌السلام) هستند و آن سرمایه های ارزشمند انسان کامل را ندارند.

بنابراین باید زمینه های الگو برداری ازآن بزرگواران و تأسی جستن به سیره الهی گونه آنان را فراهم نمود که لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر و ذکر الله کثیراً[۲۳] و این مسئله با زیارت آنها و شنا خت مقام و منزلت آنها همواره می شود. پس ثمره ی پیروی والگو قرار دادن اهلبیت(علیهم‌السلام) سبب می شود تا زائر همه فاصله های زمانی را پشت سر بگذارد و حس حضور در محضر معصو مین (علیهم‌السلام) نماید وخود را در محضر ولی خدا ببیند و نیز خودرا با خواسته ها و اراده های آنان تطبیق دهد و از هر گونه کجروی و افراط و تفریطی مبرا شود .

۷.کسب برکات و فواید فراوان (مادی ومعنوی)

امام رضا (علیه‌السلام) در روایتی می فرمایند : من زارنی علی بعد داری ، اتیته یوم القیامه فی ثلاث مواطن حتی اخلطه من اهوالها : اذا تطایرت الکتب یمیناً و شمالاً ، و عند الصراط و عند المیزان[۲۴] ؛ هرکه مرا در دیار غربت زیارت کند روز قیامت من در سه جا به داد او می رسم و از هراس ها و سختی های آنها نجاتش می دهم: در وقتی که نامه های اعمال از راست و چپ پراکنده شوند و در هنگام گذاشتن از صراط و در موقع سنجیدن اعمال(میزان).

مرقدهای نورانی اولیای الهی مورد نظر ولطف خاص حضرت سبحان ومکان نزول برکات وخیرات فراوان ومحل آمد وشد فرشتگان وارواح مطهر پیامبران و اوصیای آنان است . یکی از حکمت ها و فواید زیارت ، بهره مندی زائران از ثوا ب و پا داش های بسیاری ؛ چون قرار گرفتن در جوار نبی گرامی اسلام (کا ن فی جواری یوم القیامه) [۲۵]؛ ورود به بهشت (وجبت له الجنه) [۲۶]؛ پاک شدن از گناهان (خرج من ذنوبه حتی یرجع من زیارتکم لیوم ولدته امه) [۲۷]؛ معادل ده ها عمره و حج مقبول (من زار قبورکم عدل ذلک ثواب سبعین حجه بعد حجه السلام)[۲۸] ؛ رهایی ازشداید واهوال سخت رستا خیز (أخلصه من اهوالها و شدائدها حتی اصیره معی فی درجتی )[۲۹] و. . . تنها بخشی از الطاف وعنایت بی کران الهی ، در حق زائران حرم های معصومین است . این تشو یق ها و تر غیب ها ، آثار گران قدری برای شیعیان به همراه دارد .از دیگر فواید زیارت حرم های حضرات معصو مین (علیهم‌السلام) می توان به : ( استجابت دعا ها، برآورده شدن حا جت های دنیوی واخروی ، زیاد شدن رزق و روزی ، برطرف شدن مشکلا ت ، زایل شدن غم واندوه ، عاقبت به خیری ، شفاعت و. . .) اشاره کرد .

۸.تجدید میثاق با ولایت

حضور عاشقانه در بارگاه پاک اهل بیت (علیهم‌السلام) ؛ باعث تجدیدعهد و میثاق با ایشان و همراهی و پیروی از مسیر امامت و ولایت است . همچنین اعلام بیعت همیشگی با امام معصو م (علیهم‌السلام) و تمسک به ثقل اکبر و تلاش برای رسیدن به حیات طیبه و رضوان الهی است. عالم ربانی مولا احمد نراقی در همین زمینه آورده است : زیارت ایشان، اظها ر اخلاص وتجدید عهد ولایت است وباعث سرور ایشان ورواج امرشان وغمناکی دشمنان است … [۳۰] .

۹.یادآوری مرگ وآخرت

زیارت مو جب عبرت و پند گیر ی انسان وزنده شدن یاد مرگ در نزد او می گردد و ازاین طریق آثار تربیتی بسیاری برای رشد وتعالی انسان به همراه دارد ؛ از جمله اینکه باعث کو تاه شدن آرزوها ی غیر الهی و رهایی انسان از قساوت قلب می شود. نکته ای که در اینجا لازم است به آن اشاره شود این است که شاید علت پافشاری بر مذمت دنیا در لسان ائمه هدی (علیهم‌السلام) بخاطر غفلت انسان ها از آخرت باشد. چون دیدنی ها و شنیدنی های فریبا و جذاب این دنیا همیشه در برابر دیدگان انسان خود نمایی می کنند و همچون صاعقه ای تمام وجود وی را تحت تاثیر قرار داده و رغبت وی را برای تحصیل آنها بر می انگیزند[۳۱] بنابراین علت این همه سفارش اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) به زیارت ، زدودن غفلت از فضای ذهن و قلب آدمی است تا انسان از خواب ناز غفلت بیدار شده و حیات طیبه و رضوان الهی در نظر بگیرد. یادآوری مرگ و اهوال قیامت از جمله عوامل بسیار سازنده و تعیین کننده مسیر زندگی در جهت درست است.

آداب زیارت

بی شک یکی از مهم ترین ارکان زیارت ، توجه به آداب و رعایت حدود آن است. در خصوص آداب زیارت معصومین(علیهم‌السلام)، مستحب است زائران نکات زیر را که در کتب مختلف آمده ، رعایت کنند:

۱.غسل پیش از بیرون رفتن برای سفر زیارت ۲.ترک کلام بیهوده و لغو و مجادله در راه ۳.غسل برای زیارت ۴.پوشیدن لباس های پاک و نو ۵.موقع رفتن به روضه مقدسه گام ها را کوتاه برداشتن و با وقار و سکینه سیر نمودن ۶.خوشبو نمودن خود را (معطر کردن) در غیر زیارت امام حسین(علیه‌السلام)۷.در وقت رفتن به طرف حرم و مرقد مطهر، زبان را به ذکر تکبیر و تسبیح و صلوات فرستادن بر محمد وآل محمد(علیهم‌السلام) معطر نمودن ۸.اذن دخول طلبیدن و سعی در تحصیل رقت قلب و خضوع و فکر در عظمت و جلالت قدر صاحب آن مرقد منور و توجه به این نکته که اهلبیت(علیهم‌السلام) او را می بیند و کلام او را می شنود و جواب سلام او را می دهند. ۹.بوسیدن عتبه عالیه و آستانه مبارکه ۱۰.مقدم داشتن پای راست در وقت داخل شدن و مقدم کردن پای چپ در وقت بیرون آمدن مانند مساجد. ۱۱.رفتن به نزد ضریح مطهر به نحوی که خود را بتواند به آن بچسباند و توهم آنکه دور ایستادن ادب است وهم می باشد. ۱۲.ایستادن در وقت خواندن زیارت اگر عذری ندارد از ضعف و درد کمر و درد پا و غیره ۱۳.خواندن زیارات ماثوره ۱۴.دو رکعت نماز زیارت بجا آوردن ۱۵.توبه و استغفار نمودن به جهت گناهان ۱۶.سزاوار است وقتی که زوار بسیاراند کسانی که سبقت به ضریح گرفته اند تخفیف دهند زیارات را تا دیگران نیز مثل آنها به قرب ضریح فائز گردند.[۳۲]

پیام و نتیجه این نوشتار حکایت گر این نکته است که زیارت را ظاهر و باطنی در برگرفته است . زائر آل یاسین و آستان ملکوتی را سزاوار و شایسته است با رعایت آداب ظاهری قدم را فراتر نهاده و به اسرار و فلسفه زیارت التفاوت نماید که آن همان بطن زیارت را شامل می شود. همچنین زائر حقیقی تنها حوایج مادی و دنیوی را از حضرات معصومین (علیهم‌السلام) در خواست نمی کند بلکه با تجدید عهد و پیمان با ولایت، خواستار بصیرت در دین و احیای امر ولایت در جامعه و … می شود..

فهرست منابع

*قرآن مجید

۱.ابن فارس، ابوالحسین ، معجم مقاییس اللغه، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، جمادی الاخره، ۱۴۰۴

۲.امینی نجفی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب والسنته والادب، ۱۱ج، چاپ چهارم،، بیروت: دارالکتاب العربی

۳.جوادی آملی ، عبدالله، ادب فنای مقربان، ج اول ، چاپ سوم ، قم: اسراء ، ۱۳۸۲

۴.حافظ،شمس الدین محمد، دیوان حافظ، تصحیح قزوینی.غنی، چاپ پنجم، تهران:اساطیر، ۱۳۷۴

۵.حرعاملی،محمد ابن حسن؛ وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه؛ قم: موسسه آل البیت ،۱۴۰۹

۶.طریحی،فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، ۲ج، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۴۰۸ه ق

۷.فرهنگ نامه ای اسرار و معارف حج ؛ قم : دارالحدیث ، آذر ۱۳۸۵

۸. الفیومی، المصباح المنیر، قم: موسسه دارالهجره، ۱۴۰۵

۹.قمی، شیخ عباس، کلیات مفاتیح الجنان، پیدایش، چاپ چهارم ،تابستان ۱۳۷۶

۱۰.مجلسی ، محمد باقر، بحارالانوار، الطبعه الثانیه، ۱۱۰ج، بیروت: موسسه الوفاء

۱۱.محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ۱۵ج،قم:دارالحدیث،۱۳۷۷

۱۲.مصباح یزدی، محمد تقی، پند جاوید، ج اول، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) چاپ اول، پاییز ۱۳۷۹ ه ش

۱۳……………….. ، بر درگاه دوست، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ سوم، پاییز ۱۳۸۰

۱۴.نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، تهران:مطبوعاتی حسینی، چاپ سوم، ۱۳۷۵

[۱]مقاییس اللغه، ج۳،ص۳۶، ماده زور

[۲] المصباح المنیر، ص۲۶۰

[۳] تهذیب الاحکام،ج۶،ص۷۸و۷۹،ح۳ و کافی ، ج۴،ص۵۶۷

[۴] ادب فنای مقربان،ص۱۷

[۵] صحیح بخاری، ج۲،ص۱۳۶، کتاب الصلاه

[۶] میزان الحکمه، ح۷۹۵۲

[۷] همان، ح۷۹۶۱

[۸] وسائل ، کتاب الحج ، ابواب المزار، باب ۴ح۳،ج۱۴،ص۳۳۸

[۹] وسائل ، کتاب الحج، ابواب المزار، باب ۲ ح۲۳، ج۱۴،ص۳۳۲

[۱۰] الفقه علی المذاهب الاربعه،ج۱،ص۷۱۱

[۱۱] شرح الشفا،خفاجی،ج۳،ص۵۱۵

[۱۲]شرح مختصر الخرقی فی فروغ الحنابله،ج۶،ص۵۸۸

[۱۳] تاریخ بغداد،ج۱،ص۱۲۰

[۱۴]الغدیر،ج۵،ص۱۱۰

[۱۵] مفاتیح الجنان ، ص۸۷ زیارت رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله) در روز شنبه

[۱۶] همان ،ص۷۵۰ زیارت امام حسین(علیهم‌السلام) در روزعاشورا

[۱۷] همان،ص۸۳۰ زیارت امام رضا(علیهم‌السلام)

[۱۸] بحارالانوار ،ج۸،ص۳۶۸

[۱۹] حج،۳۲

[۲۰] احزاب،۳۳

[۲۱] میزان الحکمه،ح۷۹۷۰

[۲۲] شوری ؛ ۲۳

[۲۳] احزاب،۲۱

[۲۴] میزان الحکمه؛ح ۷۹۷۹

[۲۵] بحارالانوار،ج۹۷،ص۱۴۰

[۲۶] کامل الزیارات،ص۴۷

[۲۷] بحارالانوار،ج۹۷،ص۱۴۰

[۲۸] کامل الزیارات،ص ۴۷

[۲۹] همان،ص۱۲۱

[۳۰] معراج السعاده، ص۷۰۳

[۳۱] پند جاوید ،ج ۱،ص۲۲۲

[۳۲] مفاتیح الجنان؛ ص۵۰۵

منبع: پورتال جامع پژوهه تبلیغ

زیارت قبور از نگاه مذاهب اسلامی

اشاره:

یکی از مسائل مورد مناقشه بین مذاهب اسلامی و جریان وهابیت، موضوع زیارت قبور انبیا، اولیا و مومنین است که وهابی­ها آن را حرام و غیر جایز می­ پندارند. در حالی که در منابع روایی متعدد از رسول گرامی اسلام(صلی‌الله علیه و اله) نقل شده است که فرمودند: «مَن زارَ قَبرِی وَجَبَت لَهُ شَفاعَتِی»[۱]. در این مقاله، مشروعیت زیارت از دیدگاه مذاهب فقهی اهل سنت (حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی) بررسی و تبیین شده است که همه آنها بالاتفاق، به جواز آن تصریح نموده ­اند.

معنای زیارت

زیارت، از ریشه «زَور» و اصل آن به معنای میل و عدول از چیزی است[۲]  که با انگیزه بزرگداشت کسی و اُنس گرفتن با او به وی روی آورد[۳]. برخی «زَور» را به معنای بالای سینه گفته‌اند[۴]، یعنی وقتی گفته می­شود فلانی را زیارت کردم، یعنی با بالای سینه‌ام، او را ملاقات کردم[۵]. در اصطلاح، نیز زیارت عملی عبادی به معنای حضور در پیشگاه پیشوایان دینی یا نزد قبور آنان یا دیدار از مکانی مقدس یا محترم برای اظهار ارادت و احترام و کسب فیض معنوی است. این عمل عبادی، نزد همه پیروان مذاهب و به خصوص شیعیان جایگاهی ویژه و اثرات معنوی و ثواب بسیاری دارد.

فواید زیارت

زیارت اقسام متفاوتی دارد که هر کدام از آنها فواید منحصر به فردی دارد. به عنوان مثال، زیارت خانه خدا فلسفه و آداب ویژه‌ای دارد که در کتاب­های مربوط به آن به طور مفصل بیان شده است. زیارت مؤمنان و قبور آنان هم رابطه‌ای دو سویه است که هم برای زائر و هم برای شخص زیارت­شونده دارای برکات و فوایدی است. علاوه بر ثواب زیاد دیدار مؤمن، در روایات مختلف تأکید شده که صاحب قبر متوجه حضور زائرانش شده و از حضور آنان خشنود می‌گردد. از فواید دیگر زیارت قبور مؤمنان می‌توان به یاد مرگ افتادن، عبرت گرفتن و آماده اصلاح گذشته شدن اشاره کرد.

انبیاء و اولیا، انسان‌های کامل و محبوب‌ترین بندگان نزد خدا هستند که در اوج تقوا و قرب به حضرت حق قرار دارند. محبت ورزیدن به آنان نیز دستور الهی است و دشمنی با آنان به منزله دشمنی با خداوند است. رسیدن به مقامات قرب الهی بدون دوست داشتن دوستان خدا و پذیرفتن ولایت آنان امکان­پذیر نیست. از این بیان می‌توان فضیلت زیارت را دریافت؛ چرا که زیارت از بهترین راه‌های ارتباط با پیشوایان دین است که موجب توفیق و جلب معنویت خواهد شد[۶]. همچنین تکریم آنان، ارتباط قلبی بین زائر و مزور را تحکیم می‌بخشد و در حقیقت، موجب استمرار راه و مسیر معنوی آنان خواهد شد. آمرزش گناهان، بهره‌مندی از شفاعت آنها[۷] () و برآورده شدن حاجات از دیگر نتایج معنوی است که زیارت اولیای الاهی در پی دارد.

زیارت در تاریخ اسلامی

از داده­های تاریخی استفاده می­شود که رسول­ اکرم(صلی‌الله علیه و اله) هم خود به زیارت قبور بقیع می‌‌رفت و به آنها سلام می­فرمود و هم به دیگران سفارش می­نمود. متن  زیارت رسول خدا(صلی‌الله علیه و اله) هم در منابع معتبر آمده است. در مسلم، بن حجاج حدیثی را از عایشه نقل نموده است که وی می­گوید: هر موقع آخر شب فرا می‌رسید، پیامبر به سوی بقیع می‌رفت و می‌گفت: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ، وَأَتَاکُمْ مَا تُوعَدُونَ غَدًا، مُؤَجَّلُونَ، وَإِنَّا، إِنْ شَاءَ اللهُ، بِکُمْ لَاحِقُونَ، اللهُمَّ، اغْفِرْ لِأَهْلِ بَقِیعِ الْغَرْقَدِ: درود بر شما اى ساکنان خانه افراد با ایمان، خداوند آنچه را به شما وعده داده فردا به شما عطا فرماید، شما میان مرگ و رستاخیز به سر مى­برید و ما نیز به شما خواهیم پیوست، پروردگارا اهل بقیع غرقد را بیامرز»[۸]

همچنین پیامبر(صلی‌الله علیه و اله) هر سال به زیارت شهدای احد می­رفت و بر آنان درود می­فرستاد و چنین می­فرمود: «سلام و درود بر شما به واسطه صبر و تحملی که از خود نشان دادید! سرای آخرت چه سرای نیکویی است.»[۹] در روز فتح مکه نیز با هزار سوارِ پوشیده از سلاح، قبر مادرش را زیارت کرد و هیچ گاه دیده نشده بود که مانند آن روز، آن قدر زیاد گریه کند[۱۰].

فاطمه زهرا(س) با تأسی از رسول­الله(صلی‌الله علیه و اله) هر صبح­گاه شنبه به زیارت شهدا می­رفت، آن­گاه نزد قبر حمزه می­شتافت و برای او درخواست رحمت و استغفار می‌کرد[۱۱]. امام حسین(ع) پس از آن که ولید بن عقبه، حاکم مدینه از ایشان خواست تا با یزید بیعت کند به زیارت جدش رسول خدا (صلی‌الله علیه و اله) رفت و به ایشان متوسل شد[۱۲].

عبدالله بن عمر هر وقت عازم سفر می­گردید، به مسجد می رفت و نماز می خواند و سپس به زیارت قبر رسول­الله(صلی‌الله علیه و اله) می­­رفت و به حضرت سلام می‌نمود[۱۳]. سرخسی روایتی را نقل می‌کند که در آن آمده است که عایشه(رض) مرتب به زیارت قبر نبی(صلی‌الله علیه و اله) می‌رفت.

بیهقى به نقل از هاشم بن محمد العمرى (از فرزندان عمر بن على) مى‏گوید: «در مدینه، روز جمعه، صبح­گاهان میان فجر و طلوع خورشید، پدرم مرا به زیارت قبر شهیدان برد. من پشت سر او مى‏رفتم تا به مزار شهیدان رسیدیم. پدرم با صداى بلند گفت: سلام بر شما که چون صبورى کردید، خوب جایگاهى دارید. [اهل قبور] جواب سلام پدرم را دادند که: سلام بر تو اى ابا عبدالله. پدرم به من نگاهى کرد و پرسید: تو جواب سلام مرا دادى؟ گفتم: نه. او مرا در سمت راست خود قرار داد و دوباره سلام داد. باز جواب سلام را شنید، سه بار این کار را تکرار کرد و هر سه بار، جواب سلامش را دادند، آن‏گاه پدرم به سجده افتاد و شکر خدا را به جا آورد.»[۱۴]

یحیى به نقل از «عطاف» مى‏گوید: «خاله‏ام از زنان پارسا و پرهیزکار بود. او برایم تعریف مى‏کرد که سوار مرکب شدم و بر سر قبر حمزه رفتم، غلام من نیز همراهم بود. در آنجا تا مى‏توانستم نماز خواندم و به جز من و آن غلام، هیچ کس دیگرى بر سر قبر نبود. او ایستاده بود و افسار مرکب را به دست داشت. پس از نماز، ایستادم و با دستم به قبر حمزه اشاره کردم و گفتم: سلام بر شما، صداى جواب سلام خود را از زیر زمین شنیدم. آرى! به همان وضوح که مى‏دانم خدا مرا آفریده، صدا را نیز به همان وضوح شنیدم، موهاى تنم سیخ شد، همان لحظه، غلام را صدا زدم و او مرکب را آورد و سوار شدم.»[۱۵]

ابوعلی غسانی از ابوالفتح نصر بن حسن سکتی سمرقندی نقل می­کند که در سال ۴۶۴ ق نزد ما آمد و این حکایت را برای ما بیان کرد که در سمرقند، بعضی سال­ها باران نمی­بارید و قحطی باران می­شد، مردم بارها نماز استسقاء می­خواندند؛ ولی جواب نمی­گرفتند. مرد صالحی نزد قاضی سمرقند آمد و به او گفت: من نظری دارم که می­خواهم آن را به شما بگویم، این­که همه به سمت قبر امام محمد بن اسماعیل بخاری برویم که قبر ایشان در خرتنک (یکی از شهرهای ازبکستان) است. در کنار قبر محمد بخاری، استسقاء کنیم و امید است که خداوند برای ما باران ببارد. این کار را انجام دادیم و قاضی طلب باران کرد و مردم در کنار قبر او گریه کردند و طلب شفاعت از صاحب قبر نمودند. خداوند با این توسلی که ما به قبر بخاری کردیم، باران فراوانی را فرستاد به حدی که مردم هفت روز در خرتنک ماندند و راه نبود که مردم بروند.»

زیارت در روایات

روایات مربوط به زیارت در منابع اهل سنت به چند دسته تقسیم می­شود: دسته اول روایاتی است که از آنها به دست می‌آید که در یک مقطع زمانی خاصی، اصل زیارت قبور ممنوع اعلام شده بود، اما پس از مدتی این منع توسط پیامبر برداشته شد. حاکم در «المستدرک» به نقل از پیامبر اکرم(صلی‌الله علیه و اله) آورده است: «قَدْ کُنْتُ قَدْ نَهَیْتُکُمْ عَنْ زِیَارَهِ الْقُبُورِ أَلَا فَزُورُوهَا: شما را از زیارت قبور نهی کردم، از این پس زیارت کنید.»[۱۶]

دسته دوم روایاتی است که از زیارت قبور برای زنان، نهی می‌کند؛ به عنوان نمونه، «لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ زُوَّارَاتِ الْقُبُورِ»[۱۷]. مستمسک اصلی برای قائلین به حرمت رفتن زنان به زیارت قبر در بین اهل سنت، این دسته از روایات است. در عین حال برخی مانند البانی سند این گونه روایات را ضعیف و برخی راویان را متهم می دانند[۱۸]. افزون بر اینکه احادیث متعدد دیگر بر جواز زیارت زنان، دلالت دارد[۱۹].

دسته سوم، روایاتی است که امر به زیارت قبور کرده است و اشاره به نهی گذشته ندارد. به عنوان مثال ابوذر از پیامبر نقل می‌کند: «زُرِ القُبُورَ تَذْکُرُ بِها الآخِرَهَ: قبرها را زیارت کن که تو را به یاد آخرت مى‏اندازد.».[۲۰]

دسته چهارم، روایاتی است که می­گوید سنت و سیره همیشگی پیامبر بر زیارت قبور بوده است. این روایات از ام المومنین عایشه(رض) نقل شده است که پیامبر(صلی‌الله علیه و اله) هر شبی که ایشان نزد او بود، در آخر شب به بقیع مى‏رفتند و آنان مورد خطاب قرار می­دادند و می‌فرمودند: «سلام بر شما، خانه قومی مؤمن، آمد شما را آنچه که خدا وعده‌تان داده بود»[۲۱]

زیارت از دیدگاه مذاهب

  1. مذهب حنفی

بنا به تصریح سرخسی که خود از فقیهان صاحب­نام مذاهب حنفی است، دیدگاه احناف رخصت در زیارت قبور هم در حق مردان و هم زنان ثابت است و آنچه در زیارت ممنوع است، بیهوده سخن گفتن است[۲۲]. شرنبلانی نیز در کتاب «مراقی الفلاح» که آن را بر اساس نظرات امام ابوحنیفه جمع­آوری کرده است، می­گوید: «بعضی گفته­اند زیارت برای زنان حرام است، ولی اصح این است که رخصت زیارت قبور هم برای مردان و هم برای زنان است. پس به قول صحیح برای زنان هم مستحب است.»[۲۳]

علاءالدین الحصکفی، می­گوید: «زیارت قبر پیامبر(صلی‌الله علیه و اله) مستحب است و بعضی از علماء گفته­اند، برای کسی که استطاعت دارد، واجب است»[۲۴]

ملاعلى قارى حنفی در شرح روایت نهی زن­ها از رفتن به زیارت قبور مى‏گوید: «ظاهر روایت «نَهَیتُکُم عَن زیارَهِ القُبورِ فَزوروها» عموم را مى‏رساند و خطاب در «نَهَیتُکُم» و «زوروا» از باب تغلیب (غلبه داشتن) است و یا اینکه اصل در خطاب مردان هستند، گرچه فعل آن براى مذکر آمده ولى در واقع هم مردان و هم زنان را شامل مى‏شود. پس زنان نیز با رعایت شرایط مى‏توانند به زیارت قبور بروند.»[۲۵]

ابن عابدین حنفی در باره زیارت قبور مى‏گوید: «آیا زیارت قبر پیامبر (صلی‌الله علیه و اله) براى زنان مستحب است؟ بنا بر قول صحیح، مستحب است و کراهتى هم ندارد. البته در صورتى کراهت ندارد که شرایطى را که برخى علما براى زیارت برشمرده‏اند، رعایت شود. ولى به نظر ما قول درست‏تر، همان نظر کرخى و دیگران است. بنا بر نظر کرخى، زیارت براى مردان و زنان جایز است و هیچ اشکالى هم ندارد. بنا بر نظر غیر کرخى به دلیل اینکه اصحاب، بدون هیچ قید و شرطى گفته‏اند که زیارت مستحب است، پس زیارت براى زنان نیز استحباب دارد، حتى نویسنده کتاب «نثر اللبات» اعتقاد دارد که زیارت قبور واجب است.»[۲۶]

محمدعلی تهانوی، یکی از علمای برجسته و صاحب­نام حنفی دربارۀ فلسفه زیارت قبور این چنین تفسیری دارد: «وقتی کسی از دنیا می­رود، نفس او مجرد می­گردد و به جهان فراخ­تر می­رود و نفس مجرد مراحل کمال را همچنان در جهان دیگر می­پیماید. هنگام زیارت چون زائر نزد زیارت­شونده می­رود، از گستردگی او بهره می‌گیرد و بر کمالش افزوده می­شود. زیارت قبور اولیا و انبیا باعث بخشش انوار فراوان از سوی آن بزرگواران بر زائر می­گردد، چنان­که صاحبان بصیرت آن را مشاهده نموده و بر آن شهادت داده­اند.»[۲۷]

  1. مذهب شافعی

محمد بن ادریس شافعی از ائمه بزرگ اهل سنت با استناد به حدیثی از رسول­الله(صلی‌الله علیه و اله) به صراحت تمام به جواز زیارت قبور فتوا داده است و گفته است:« وَلَا بَأْسَ بِزِیَارَهِ الْقُبُورِ: هیچ اشکالی در زیارت قبور نیست»[۲۸]  و نیز از وی نقل شده است که می­گفت: «من به ابوحنیفه تبرک مى‏جویم و هر روز بر سر قبرش مى‏آیم. اگر مشکلى برایم پیش بیاید، دو رکعت نماز مى‏خوانم و سر قبرش مى‏آیم. کنار قبر او، حاجتم را از خدا مى‏خواهم و هنوز حاجتم بالا نرفته، برآورده مى‏شود.»[۲۹]

ابن حجر عسقلانی شافعی که یکی از بزرگترین علمای اهل سنت است، گفته که حرام شمردن زیارت رسول اکرم(صلی‌الله علیه و اله)، یکی از زشت­ترین مسائل ذکر شده از ابن تیمیه است، زیرا غیر از ابن تیمیه، سایر فقها بر جایز بودن زیارت قبور به اجماع استدلال کرده‌اند[۳۰]

حافظ ذهبی از بزرگان شافعی که هم­عصر ابن تیمیه است می‌گوید: «خوشا بحال کسی که در کنار مرقد پیامبر با فروتنی درود بر ایشان می‌فرستد. این بهترین زیارت است، به خدا سوگند فریاد زدن و شیون مسلمانان و بوسیدن دیوار‌ها چیزی غیر محبت به خدا و رسولش نیست، و محبت به پیامبر(صلی‌الله علیه و اله) جدا کنندۀ اهل بهشت و جهنم است. از این رو زیارت قبر پیامبر(صلی‌الله علیه و اله) ما را به خدا نزدیک‌تر می‌کند.»[۳۱]

  1. مذهب مالکی

مذهب مالکى اگرچه پیروان زیادى ندارد، ولى در عین حال نظریه‏پرداز آن مالک‏ بن انس از محدثان و فقهاى بزرگ جهان اسلام است. کتاب موطا وى از اهمیت والایى در بین اهل سنت برخوردار است و حاوى نظرات این رهبر سنى مذهب است که بر مبناى روایات منسوب به رسول­اللّه(صلی‌الله علیه و اله) ذکر شده است در این کتاب روایاتی از رسول الله(صلی‌الله علیه و اله) نقل شده است که مشروعیت زیارت قبور را می رساند[۳۲].

ابن حاج مالکی در کتاب المدخل خود با نقل کلامی از عبدالله بن نعمان قائل به جواز زیارت اهل قبور به خاطر تبرک شد، وی دراین باره چنین نقل می کند: «برای اهل بصیرت و موعظه یقینی است که زیارت قبور صالحین به خاطر تبرک و موعظه محبوب (مستحب) است، چون برکت صالحان بعد از وفات­شان هم مثل زمان حیات­شان ادامه دارد و دعا نزد قبور ایشان و شفیع قرار دادن آنها عملی است که علمای محقق ما از امامان دین انجام می‌دادند.»[۳۳]

  1. مذهب حنبلی

هر چند ابن تیمیه از حنابله، زیارت قبور اهل بقیع و شهدای اُحد را برای دعا کردن و طلب استغفار جهت ایشان مستحب می­دانست، اما وی بر این باور است که زیارت قبور پیامبران و صالحین برای طلب حاجت یا دعا از ایشان گمراهی، شرک و بدعت است[۳۴]. ولی در میان علمای این مذهب، کسانی هستند که بر خلاف دیدگاه ابن تیمیه قرار دارند و بر جواز زیارت قبور تأکید دارند.

ابن قُدامه مقدسى که دانشورى بسیار مشهور است و به گفته ذهبى کتابى در فقه اهل سنت به جامعیت المغنى وى نگارش نیافته، در مورد زیارت مى‏گوید: «زیارت قبور براى مردان بنا بر نص صحیح «کنت نهیتکم عن زیاره القبور فزوروها...» مباح است و مخالفى هم براى آن دیده نشده است و نیز اهداى ثواب به ارواح مردگان که نصوص فراوانى دلالت بر جواز آن دارد، بلااشکال است.»[۳۵] وى درباره جواز زیارت قبرها براى زنان نیز مى‏نویسد: «از احمد بن حنبل در این باره فتاوى گوناگونى نقل شده است، ولى مسلماً مى‏توان گفت که ابتدائاً با توجه به روایت «لعن اللَّه زوّارات القبور» زنان از آن نهى شده‏اند، اما بعداً با صدور روایت نبوى با کلام «فزوروها» که عام است و بر زن و مرد شمول دارد، باید گفت که آن نهى قبلى نسخ شده است.»[۳۶]

قبرهای زیارتی

تاریخ اسلام نشان مى‏دهد که مسلمانان از گذشته دور تا به امروز، به زیارت قبور اصحاب و مؤمنان مى‏رفتند و به قبور آنها توسل و تبرک مى‏جستند. اکنون به برخى از این موارد اشاره مى‏کنیم:

  1. قبر سلمان فارسى

خطیب بغدادی می‌گوید: «قبر آن‌جناب در نزدیکى ایوان کسرى قرار دارد و هم‏اکنون مشخص و معروف است، براى آن بنایى ساخته‏اند و خادمى هم دارد که از آن، مراقبت و نگهدارى مى‏کند. من آن مکان را دیده‏ام و بارها به زیارت آن رفته‏ام.»[۳۷] ابن جوزى هم مى‏گوید: «قلانسى و سمنون گفته‏اند که قبر سلمان را زیارت کرده‏اند.»[۳۸]

  1. قبر ابوایوب انصارى

وى در سال ۵۲ ه.ق در روم درگذشت. حاکم نیشابورى مى‏گوید: «مردم از قبرش مراقبت مى‏کنند و به زیارتش مى‏روند و به هنگام خشک‏سالى در کنار قبر وى از خداوند باران مى‏طلبند.»[۳۹]

  1. محمد بن ادریس شافعى

شافعی پیشواى شافعیان در سال ۲۰۴ ه. ق درگذشت. وى را در «قرافه» صغرى نزدیکى مکانى به نام «مقطم» به خاک سپردند و قبرش زیارتگاه مردم است[۴۰].

  1. احمد بن حنبل

پیشواى حنبلیان در سال ۲۴۱ق درگذشت. ذهبى مى‏گوید: «مردم به زیارت ضریح او در بغداد مى‏روند.»[۴۱] ابوبکر بن مکارم می­گوید: «در یکی از سال‌ها قبل از ماه رمضان، باران زیادی آمد، من خوابیده بودم و در خواب دیدم که آمدم کنار قبر امام احمد بن حنبل تا زیارت کنم و مشاهده کردم که قبر او به زمین چسبیده است و اندازه نصف ساق یا دو برابر آن بیشتر از قبر باقی نمانده است. من ناراحت شدم که باران باعث خرابی قبر امام احمد بن حنبل شده است، اما شنیدم صدایی از قبر آمد که می‌گوید: نه به خاطر باران قبر من خراب نشده است، بلکه از عظمت خداوند متعال قبر من خراب شده و به زمین چسبیده است، زیرا خداوند عزوجل یک روزی به زیارت من آمده بود.»[۴۲]

  1. ابوحنیفه

پیشواى حنفى‏ها در سال ۱۵۰ ه.ق درگذشت. ابن جوزی در این باره می نویسد:«در این ایام، آقای ابوسعید مستوفی ملقب به شرف­الملک بارگاهی برای ابوحنیفه درست کرد و آنجا را زیارتگاه ابوحنیفه نامید. برای قبر او ضریح و قبه‌ای و در کنار او مدرسه‌ای درست کرد و دستور داد فقها آنجا بیایند و مدرس‌هایی درست کردند.»[۴۳]

نتیجه گیری

از مجموع مطالب مطرح در این نوشتار این نتیجه به دست می­آید که به جز جریان وهابیت، مذاهب اسلامی دیگر زیارت قبور را جایز و مشروع می­دانند. در طول تاریخ اسلامی نیز سیره مسلمانان رفتن به زیارت انبیاء و اولیا بوده است و آنها نه تنها زیارتگاه­ها را تخریب نمی­کردند، بلکه  در عمران و آبادانی در هر قرن و عصری تلاش می­نمودند و سهولت­های لازم را برای زائرین فراهم می­کردند تا از فیوضات معنوی آن بزرگواران بیشتر استفاده نمایند. بر این اساس، در بیشتر کشورهای اسلامی زیارت­گاه­هایی برای علما و اولیای اسلامی ساخته شده که حکایت از مشروعیت آنها در میان مسلمانان و فقهای اسلامی می‌باشد.

پی نوشت:

[۱] . کنزالعمال، ج ۱۵: ۶۵۱.

[۲] . ابن فارس، ج ۳: ۳۶.

[۳] . فیومی، ج۱: ۲۶۰.

[۴] . خلیل بن أحمد، ج۷: ۳۷۹

[۵] . راغب، ۳۸۷.

[۶] . تهانوی، ج‏۲: ۱۰۸۲.

[۷] . کنزالاعمال، ج ۱۵: ۶۵۱.

[۸] . صحیح مسلم، ج۲: ۶۶۹.

[۹] . ابن عابدین، ج۲: ۲۴۲.

[۱۰] . بیهقی، ج۱۱: ۴۶۹.

[۱۱] . المستدرک، ج۱: ۵۳۳.

[۱۲] . أحمد، الفتوح، ج۵: ۱۸.

[۱۳] . ابن أبی شیبه، المصنف، ج۳: ۵۷۶.

[۱۴] . سمهودی، ج ۳: ۱۱۲.

[۱۵] . همان، ج۳: ۱۱۱.

[۱۶] . المستدرک، ج۱: ۵۳۰.

[۱۷] . ابن ماجه، ج۱: ۵۰۲.

[۱۸] . البانی، ج۲: ۳۷۰.

[۱۹] . المستدرک، ج۱: ۵۳۳.

[۲۰] . مناوی، ج ۳: ۱۶۲.

[۲۱] . بستی، ج۷: ۴۴۴.

[۲۲] . سرخسی، ج۲۴: ۱۰.

[۲۳] . شرنبلانی، ج۱: ۲۲۹.

[۲۴] . ابن عابدین، ج۲: ۶۲۶.

[۲۵] . قاری، ج۴: ۱۲۵۵.

[۲۶] . ابن عابدین، ج ۲: ۶۲۶.

[۲۷] . تهانوی، ج‏۲: ۱۰۸۲.

[۲۸] . شافعی، ج۱: ۳۱۷.

[۲۹] . خطیب، ج ۱: ۴۴۵.

[۳۰] . ابن حجر، ج۳: ۶۶.

[۳۱] . ذهبی، ج۴: ۴۸۴.

[۳۲] . ابن انس، ج۲: ۴۸۵.

[۳۳] . ابن الحاج، ج۱: ۲۵۵.

[۳۴] . ابن تیمیه، ج۲۴: ۳۱۷.

[۳۵] . مقدسى، ج ۲: ۵۶۵-۵۷۰.

[۳۶] . همان.

[۳۷] . خطیب، ج ۱: ۵۰۸.

[۳۸] . ابن جوزی، المنتظم، ج ۱۲: ۲۴۱.

[۳۹] . المستدرک، ج ۳: ۵۱۸.

[۴۰] . ابن خلکان، ج ۴: ۱۶۵.

[۴۱] . ذهبی، ج ۱: ۱۱۴.

[۴۲] . ابن جوزی، مناقب، ج ۱: ۶۰۷ و ۶۰۸.

[۴۳] . ابن جوزی، المنتظم، ج۱۶: ۱۰۰.

مراجع

  1. ابن الحاج، أبوعبدالله محمد بن محمد، المدخل، دارالتراث، بی­تا.
  2. ابن الحجاج النیسابوری، مسلم، صحیح مسلم، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بی تا.
  3. ابن أنس، مالک، موطأ، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۶ق.
  4. ابن تیمیه الحرانی، تقی­الدین أبوالعباس، مجموع الفتاوى، المدینه النبویه، مجمع الملک فهد لطباعه المصحف الشریف، ۱۴۱۶ق.
  5. ابن حجر العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی، فتح­الباری شرح صحیح البخاری، بیروت، دارالمعرفه، ۱۳۷۹ق.
  6. ابن خلکان، أبوالعباس شمس­الدین أحمد، وفیات الأعیان، بیروت، دار صادر، بی­تا.
  7. ابن عابدین، محمد أمین الحنفی، رد المحتار على الدر المختار، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۲ق.
  8. ابن ماجه، أبوعبدالله محمد بن یزید القزوینی، سنن ابن ماجه، دارإحیاء الکتب العربیه، بی تا.
  9. الألبانی، أبوعبدالرحمن محمد ناصرالدین، موسوعه الألبانی فی العقیده، صنعاء، مرکز النعمان للبحوث والدراسات الإسلامیه وتحقیق التراث والترجمه، ۱۴۳۱ق.
  10. البستی، محمد بن حبان، صحیح ابن حبان بترتیب ابن بلبان، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۴۱۴ق.
  11. البیهقی، أحمد بن الحسین، شعب الإیمان، مکتبه الرشد للنشر والتوزیع بالریاض بالتعاون مع الدار السلفیه ببومبای بالهند، ۱۴۲۳ ق.
  12. التهانوى‏، محمدعلى، کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم‏، بیروت، مکتبه لبنان ناشرون‏، بی­تا.‏
  13. الجوزی، جمال­الدین أبوالفرج، المنتظم فی تاریخ الأمم والملوک، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق.
  14. الجوزی، جمال­الدین أبوالفرج، مناقب الإمام أحمد، دار هجر، ۱۴۰۹ق.
  15. الحاکم، أبوعبدالله محمد بن عبدالله النیسابوری، المستدرک على الصحیحین، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۱ق.
  16. الخطیب البغدادی، أبوبکر أحمد بن علی، تاریخ بغداد، بیروت، دارالغرب الإسلامی، ۲۰۰۲م.
  17. ذهبی، شمس­الدین احمد بن محمد، سیر اعلام النبلاء، تحقیق شعیب الارنؤوط، بیروت، مؤسسه الرساله، بی­تا.
  18. الراغب الأصفهانى، أبوالقاسم الحسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، محقق: صفوان عدنان الداودی، بیروت، دارالقلم، بی­تا.
  19. السرخسی، محمد بن أحمد، المبسوط، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۱۴ق.
  20. السمهودی، علی بن عبدالله، وفاء الوفاء بأخبار، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۹ق.
  21. الشافعی، أبوعبدالله محمد بن إدریس، الأم، بیروت، دارالمعرفه،۱۹۹۰م.
  22. الشرنبلالی الحنفی، حسن بن عمار، مراقی الفلاح شرح متن نور الإیضاح، مکتبه العصریه، ۱۴۲۵ق.
  23. الصنعانی، أبوبکر عبدالرزاق بن همام، المصنف، بیروت، المجلس العلمی، ۱۴۰۳ق.
  24. طریحى، فخرالدین، مجمع البحرین، تهران، مرتضوى، ۱۳۷۵ش.
  25. الفراهیدی البصری، أبوعبدالرحمن الخلیل بن أحمد، کتاب العین.

منبع: فصلنامه علمی تخصصی حبل المتین.

زیارت در ادیان و بررسی فواید و آفات آَن

اشاره:

زیارت در سیره انبیاء و ائمّه اطهار(علیه‌السلام)، به‌ویژه فرهنگ شیعه، جایگاه و اهمیّت خاصّی دارد، امّا این امر از سوی برخی جریان‌های روشنفکرنما و فِرَق ساختگی، نظیر وهابیّت، مورد تخطئه قرار گرفته است. از این روی، این نوشتار درصدد بررسی جایگاه زیارت از دیدگاه ادیان و اقوام گذشته تا زمان اسلام و پس از آن، با روش استدلال عقلی و نقلی است. در این مسیر، شناخت اهداف و فواید زیارت، کسب آرامش روحی و معنوی، ایجاد رقّت قلب، افزایش یاد خدا و آخرت، شناخت ائمّه(علیه‌السلام) از طریق متونِ برخی از زیارات مأثور و مهم‌تر از همه، شفاعت، ضروری به نظر می‌رسد.

مقدّمه

«زیارت، تعظیم، تکریم، گرامیداشت و یادکرد انسان‌های شایسته، هنرمند، فرهیخته، فرهنگ‌ساز، نقش‌آفرین، مصلح، متحوّل‌کننده تاریخ… و نیز زنده نگه داشتن نام و یاد آنها پس از مرگ، لازمه محبّت، عشق و ارادت انسان‌ها به نیکی‌ها و کمالات است و ریشه در فطرت و سرشت آدمی دارد» (جوادی آملی، ۱۳۸۱: ۱۷.۱۸).

در باب برخی زیارات، از جمله زیارت عاشورا، جامعه، زیارت امام رضا(علیه‌السلام) و زیارات مربوط به امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)، تحقیقات نسبتاً زیادی صورت گرفته است، امّا با توجّه به اشکال‌هایی که برخی برای نفی مسئله زیارت مطرح می‌کنند و آن را نمود شرک می‌دانند، در این نوشتار، جزءبه‌جزء این مسئله بررسی شده است. ابتدا مروری اجمالی برتاریخچه زیارت از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاکنون صورت گرفته است تا پاسخ پرسش‌های زیر روشن گردد: آیا مسئله زیارت مقابر و بزرگان هر قوم در دوره شیعیان مرسوم شده یا قبل از آن نیز وجود داشته است؟ جایگاه زیارت در میان اقوام دیگر چگونه است؟ اهداف، فواید، آفات و آسیب‌های زیارت چیست؟ علل تکفیر زائران بهترین مخلوقات خداوند، توحیدی یا مغرضانه است؟

برای پاسخ به پرسش‌های مذکور در این مبحث، برخی دلایل قائلان به شرک زوّار مطرح شده است و با ادلّه متناقض خود آنان مورد نقد قرار گرفته است. همچنین، به دلیل مخالفت ایشان با خواندن زیارت‌نامه (به‌ویژه در اطراف قبرستان بقیع)، یک بررسی محتوایی پیرامون عبارات، مفاهیم و آداب زیارات مأثور صورت گرفته است تا مشخّص گردد تناقضی با توحید دارد یا اهداف مغرضانه باعث منع آن می‌گردد. این مفاهیم و آداب شامل توحید، نبوّت، معاد، امامت و جایگاه امام، درخواست شفاعت و توسّل به امام می‌باشد و به نظر نمی‌رسد منافاتی با توحید داشته باشد. برخی مفاهیم، از اصول دین است و در قرآن نیز موجود است و برخی مانند شفاعت با ادلّه قرآنی قابل تأیید است.

هدف بیان برخی حقایق با ذکر دلایل قرآنی، روایی و عقلی است، تا حق‌جویان، حقیقت را دریابند و الفت و وحدت بین مسلمانان ایجاد شود و مغرضان رسوا گشته، از اهداف تفرقه‌انگیز خود بازمانند.

۱. بررسی لغوی و اصطلاحی واژه زیارت

لغت‌شناسان این واژه را از سه ریشه گرفته‌اند:

«۱. زَوَر (به فتحِ «ز» و «واو»): میل، انحراف، کجی و عدول از چیزی، یا میل در وسط سینه، بالا و وسط سینه. زُرتُ فُلاَناً؛ او را زیارت کردم یعنی با سینه خود، [از روبه‌رو] وی را ملاقات کردم» (فراهیدی، ۱۴۱۰ق.، ج ۷: ۳۷۹؛ راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق.: ۳۸۶ و ابن‌منظور، ۱۴۱۴ق.، ج ۴: ۳۳۴). بنابراین، از بابِ «علم، یعلم» به معنی میل و انحراف است؛ مثل «وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن کَهْفِهِمْ… ذَاتَ الشِّمَالِ…: خورشید را مى‏دیدى که به هنگام طلوع به غارشان متمایل مى‏گردد … به سمت چپ …» (الکهف/ ۱۷). همچنین، از باب «نصر، ینصر» به معنی قصد و توجّه (به‌خلاف ظاهر) و زیارت نیز از آن است؛ مثلِ «حَتَّی زُرْتُمُ الْمَقابِرَ: تا آنجا که به دیدار قبرها رفتید» (التّکاثر/۲)؛ یعنی عدول از غیر (ر.ک؛ قرشی، ۱۳۷۱، ج ۳: ۱۸۹ و مصطفوی، ۱۳۶۰، ج ۴: ۳۶۴ و ۳۶۵).

۲. «زَور (به فتحِ «ز» و سکونِ «واو»): دیدن کردن (از کسی)، ملاقات کردن (کسی)، سَر زدن (به کسی)، دیدار کردن (از جایی). زُرْتُ فُلاَناً: تَلَقَّیتُهُ. یا برخی از مادّه ’’زَوره“ گرفته‌اند، به معنای ملاقات، زیارت و دیدار. مزار به معنای محلّ زیارت، مرقد ضریح و زیارتگاه آمده است» (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق.: ۳۸۶؛ آذرنوش، ۱۳۱۶: ۴۲۲ و طریحی، ۱۳۲۰، ج ۳: ۳۱۹.۳۲۰). ابن‌فارس آورده است: «زائر را از آن روی زائر می‌گویند که وقتی به زیارت تو می‌آید، از غیر تو عدول می‌کند و رو برمی‌گرداند» (ابن‌فارس، ۱۴۰۴ق.، ج ۳: ۳۶).

۳. «زُور (به ضمِّ «ز»): سخن کذب و شهادت باطل است، از آن روی که باعث انحراف از راه حق می‌گردد. پس ظاهراً مراد، کلامِ منحرف از حقّ و سخن باطل است، اعمّ از آنکه دروغ باشد یا غیرِ آن. به دروغ، زُور گفته‌اند؛ زیرا از جهت راست [عدول کرده است و از حقیقت دور و] منحرف شده است. در قرآن فرموده است:«...ظُلْمًا وَزُورًا: ظلم و دروغ بزرگى» (الفرقان/ ۴). بنابراین، گفتار ظالمانه، زور است» (فراهیدی، ۱۴۱۰ق.، ج ۷: ۳۸۰؛ راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق.: ۳۸۷؛ قرشی، ۱۳۷۱، ج ۳: ۱۸۹؛ ابن‌منظور، ۱۴۱۴ق.، ج ۴: ۳۳۴؛ طریحی، ۱۳۲۰، ج ۳: ۳۱۹ و مصطفوی، ۱۳۶۰، ج ۴: ۳۶۴).

بنابراین، معنای اصلی واژه «زیارت» بر اساس ریشه اوّل و دوم آن، دیدار از کسی یا چیزی و عدول از سایرین است و قصد و توجّه به او، خواه آن شخص زنده باشد یا از دنیا رفته باشد و یا حتّی مکان مقدّسی باشد. همچنین، زیارت در عرف آن است که انسان با اندیشه بزرگداشت کسی و اُنس گرفتن با او، با تمام توجّه به وی روی آورد و از دیگران عدول نماید.

۲. زیارت در ادیان گذشته

در این بخش، به بررسی تعظیم و تکریم انبیاء سلف و رهبران و بزرگان جوامع از سوی پیروانشان پرداخته می‌شود. مسئله دیدار و گرامیداشت بزرگان هر قوم یا اماکن مقدّس، از گذشته‌ها مرسوم بوده است. مردم به دیدار یکدیگر یا به آرامگاه افراد، مکان‌های مذهبی مثل مساجد، معابد، نمادهای مذهبی می‌روند و با این کار، احساس آرامش می‌کنند.

آدم ابوالبشر برای دیدار و زیارت قبر هابیل رفت و بر او گریست و مرثیه خواند (ر.ک؛ طبری، ۱۳۷۵، ج ۱: ۹۲) و پیامبر خاتم(صلی‌الله علیه و آله) بر مرگ فرزندش، ابراهیم گریست (ر.ک؛ مجلسی، ۱۴۱۴ق.، ج ۲: ۴۶۸). بنابراین، گریه بر مردگان در سنّت و روش انبیاء و اولیاء بوده است.

با مطالعه تاریخ مشاهده می‌گردد که همواره بزرگمردان تاریخ به نیکی یاد شده‌اند و به یاد بزرگداشت آنها مقابری ساخته‌اند که حتّی بسیاری از آنها باگذشت قرن‌ها هنوز باقی است، اگرچه در محلّ واقعی برخی از آنها اختلاف هست، ولی مورد اقبال مردم می‌باشد که به عنوان نمونه، برخی از معروف‌ترین آنها ذکر می‌شود.

۲.۱) معرّفی برخی از مقابر و زیارتگاه‌ها در جهان

در باب قبر حضرت آدم(علیه‌السلام)، طبری دو نقل آورده است. یکی در مکّه و در غار ابوقبیس و در روایتی از ابن‌عبّاس آمده است: «وقتی نوح از کشتی درآمد، آدم(علیه‌السلام) را در بیت‌المقدّس به خاک سپرد» (طبری، ۱۳۷۵، ج ۱: ۱۵۶). البتّه ابن‌طاووس۱ (م. ۶۹۳ ق.) در کتاب فرحه‌الغری در روایاتی از امام صادق(علیه‌السلام) می‌گوید: «حضرت نوح تابوت حضرت آدم را از کشتی بیرون آورد و در نجف دفن کرد و هنگام زیارت در نجف، آدم(علیه‌السلام)، نوح(علیه‌السلام) و امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) را زیارت کن» (ابن‌طاووس، بی‌تا: ۷۳.۷۴). از متن زیارتنامه‌های نجف که هر سه بزرگوار را مورد خطاب قرار داده است، نقل قول آخری صحیح به نظر می‌رسد.

برای مرقد شیث نقل‌های دیگری نیز هست؛ از جمله در شهر موصل، مسجد و مزاری هست که به شیث نسبت داده می‌شود و در شهر کرک نوح لبنان، مشهد شیث معروف است. همچنین در بقاع لبنان مقبره‌ای است که به مقبره نبیّ شیث معروف است (ر.ک؛ بی‌آزار شیرازی، ۱۳۸۲: ۱۲۱.۱۲۳).

برای آرامگاه حضرت نوح(علیه‌السلام) نقل‌های مختلفی شده است؛ از جمله: ۱. قریه ثمانین نزدیک کوه جودی در موصل. ۲. نخجوان. ۳. بر کوه بوذ در هند. ۴. در مکّه بین زمزم و رکن مقام. ۵. در کوفه. ۶. در مغاره قدس در کنار آدم، سام، ابراهیم، اسحاق ویعقوب(علیه‌السلام). ۷. در نجف اشرف و در کنار آدم(علیه‌السلام) و امام علی(علیه‌السلام). ۸. در کرک بعلبک لبنان که از زمان قدیم منسوب به حضرت نوح و فرزند اوست. در این محل، کتیبه و نقوشی از زمان‌های مختلف وجود دارد که مردم همواره آن را زیارت می‌کنند و به آن تبرّک می‌جویند (ر.ک؛ همان: ۴۶). ابن‌حجر عسقلانی، سبط ابن‌جوزی و حموی، روایاتی مبنی بر تأیید مدفن حضرت نوح(علیه‌السلام) در شهر مذکور نقل کرده‌اند (ر.ک؛ همان: ۱۲۳). بی‌آزار شیرازی به نقل از تاریخ کرک نوح آورده است: «در این شهر، مشهد بسیاری از پیامبران و در رأس آنها، مزار شیث، نوح، الیاس و جانشین وی، الیسع(علیه‌السلام) است. از آنجا که این منطقه مربوط به پرستش الهه سوری (عزیز) بوده، آن را بقاع عزیزی می‌نامیدند» (همان).

حضرت دانیال(علیه‌السلام) که از نوادگان و خاندان ملوکانه داوود(علیه‌السلام) است، در شوش (نام قدیمی آن: سوس یا دشت سوسیانا) به خاک سپرده شده است. روی سنگ مزار وی، روایتی از حضرت علی(علیه‌السلام) نوشته شده است: «مَن زَارَ أَخِی دَانِیَالَ کَمَن زَارَنِی» (ر.ک؛ همان: ۴۴۱ و ۴۴۳).

آرامگاه حزقیل در ساحل رود فرات قرار دارد. این آرامگاه، زیارتگاه مقدّسی برای یهودیان به شمار می‌آید و از سال ۱۳۲۷، چند سال پس از جنگ جهانی دوم و تحوّلات سیاسی عراق، از آن خبری در دست نیست (ر.ک؛ جلالی،۱۳۸۰: ۱۳۲).

قبر حضرت عزیر(علیه‌السلام) یا ارمیا یا یرمیا که یکی از پیامبران مهمّ بنی‌اسرائیل است و نسب او به بنیامین فرزند حضرت یعقوب(علیه‌السلام) می‌رسد، در ۶۰ کیلومتری شاهرود به طرف خراسان، در روستای ارمیان است. مرقد اشموئیل (معرّب صموئیل یا صمویل) در یازده کیلومتری ساوه۲ قرار دارد و از گذشته زیارتگاه عام و خاص بوده است. نقل است او کسی بوده که از طرف خدا طالوت را به فرماندهی مردم برگزید. رشیدرضا نظر بیضاوی و دیگر مفسّران که اشموئیل را پیامبر مورد اشاره قرآن دانسته‌اند، قوی‌تر می‌شمارد. گنبد و بارگاه اشعیاء(علیه‌السلام) از کهن‌ترین ابنیّه تاریخی در اصفهان به شمار می‌رود و در مسجدی قدیمی درجوار امامزاده اسماعیل است. همچنین، قبر یوشع نبی(علیه‌السلام) در تخت فولاد اصفهان (لسان‌الأرض) می‌باشد و زیارتگاه مردم است (رک؛ بی‌آزار شیرازی، ۱۳۸۲: ۴۱۲.۴۲۴).

ضریح مقدّس پیامبراکرم(صلی‌الله علیه و آله) در مسجدالنّبی و مرقد مطهّر چهار امام از اهل بیت ایشان، در قبرستان بقیع است. قبر منوّر ائمّه اطهار(علیه‌السلام) تا حدود صد سال پیش، گنبد و بارگاه داشته است.

علاوه بر مقابر، برخی مکان‌ها نیز به سبب حضور انسان‌های صالح یا وقوع مسئله‌ای مهم، مقدّس شمرده شده، زیارتگاه شده است؛ از جمله محلّ هبوط آدم(علیه‌السلام) که چندین نقل برای آن شده است؛ مثلاً در بسیاری روایات، کوه سراندیب یا سری‌لانکا را در جنوب هندوستان ذکر کرده‌اند. در این جزیره، کوهی است که پرتقالی‌ها آن را «کوه آدم» نامیده‌اند و گفته می‌شود در آن کوه، جای پای آدم حک شده است و مسلمانان، مسیحیان و بودائیان به زیارت آنجا می‌روند (ر.ک؛ همان: ۲۴.۲۵).

در قرآن آمده که مردم در محلّ فوت اصحاب کهف، برای بزرگداشت آن جوانمردان مسجدی ساختند و قرآن منعی از آن نکرده است:«...فَقَالُوا ابْنُوا عَلَیْهِم بُنْیَانًا رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِم مَّسْجِدًا: … گروهى مى‏گفتند بنایى بر آنان بسازید. پروردگارشان از وضع آنها آگاه‌تر است، ولى آنها که از رازشان آگاهى یافتند، گفتند که ما مسجدى در کنار آنها مى‏سازیم» (الکهف/۲۱). طبرسی ذیل این آیه آورده است: «مشرکان گفتند در مقابل غار بنایی بسازید و آنان را از چشم مردم پنهان کنید… و درباره «قَالَ الَّذِینَ غَلَبُواْ عَلیَ أَمْرِهِمْ…» آورده، پادشاه مؤمن و یارانش و به قولی، دوستان اصحاب کهف که از مؤمنین بودند و به قولی، بزرگان شهر، گفتند: در اینجا معبد و مسجدی می‌سازیم تا عبادتگاه مردم باشد و مردم از برکات آنان عبادت کنند» (طبرسی، ۱۳۷۲، ج ۶: ۷۱۰). از این آیه استنباط می‌شود که مشرکان قصد محو کردن مقابر اولیای الهی را دارند و موحّدان قصد ساخت مسجد و محلّ نماز و عبادت در محلّ مقبره صلحاء را داشته‌اند و دارند. در صورتی که وهّابیّون اعتقاد دارند که هیچ انسانی نه موحّد است و نه مسلمان، مگر اینکه اموری را ترک کند؛ از جمله اینکه گفته‌اند زائران به قصد زیارت به آرامگاه رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) وارد نشوند و بر قبر آن حضرت دست نگذارند و در آنجا دعا نخوانند و نماز نگزارند و ساختمان و مسجدی بر روی قبر نسازند (ر.ک؛ سجّادی، ۱۳۸۹: ۱۵۹). ابن‌تیمیه می‌گوید: «إِنَّهُ لاَ یَجُوزُ بنَاءَ المَسَاجِدِ عَلَی القُبُورِ…»(ابن‌تیمیه، ۱۴۱۸ق.، ج ۱: ۱۸). حال آنکه طبق آیه قرآن مسجد کهف برای یادبود جوانمردانی موحّد ساخته شد و مسجدالحرام کنار قبر هاجر و اسماعیل(علیه‌السلام) می‌باشد و مسجدالنّبی در جوار مرقد خاتم پیامبران(صلی‌الله علیه و آله) است و علاوه بر آن، اکنون که خودشان ساختمان و مسجد کنار قبر پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) و دو قبر همجوار ایشان را هر روز توسعه می‌دهند، پس طبق نظر خود آنان، از جرگه مسلمین خارج‌اَند.

از جمله مکان‌های مقدّس دیگر از زمان‌های بسیار قدیم که محلّ عبادت هفتاد و پنج پیامبر بوده است، مسجد خیف می‌باشد. در دوران عثمانی، محراب و گنبدی بزرگ در محلّ نماز رسول‌الله(صلی‌الله علیه و آله) ساختند، امّا در دوران بازسازی و توسعه دوران سعودی برداشته شد (ر.ک؛ قائدان، ۱۳۸۸: ۱۵۶). درب مسجد خیف فقط در ایّام تشریق، در موسم حجّ واجب باز است و بقیّه ایّام سال برای نماز و عبادت از آن استفاده نمی‌شود. از این نمونه مکان‌های مقدّس در سراسر جهان و در همه ادیان، بسیار است و مجال یادآوری آنها نیست.

۳. زیارت در تاریخ اسلام

در اسلام، طبق سنّت پیامبر، زیارت قبور مرسوم بوده است و ایشان به زیارت قبر پدرشان رفتند. همچنین، در حجّهالوداع، قبر مادرشان را زیارت کردند. پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) و دخترشان فاطمه(س) به زیارت شهدای اُحُد می‌رفتند، چنان‌چه به سند قوی از امام صادق(علیه‌السلام) منقول است که حضرت فاطمه(س) هر صبح شنبه به زیارت قبور شهدا و حمزه(س) می‌آمدند و برای آنان طلب مرحمت و استغفار می‌نمودند (ر.ک؛ مجلسی، ۱۴۱۴ ق.، ج ۲: ۴۶۸). همچنین، گریه حضرت فاطمه(س) در رحلت پدر گرامیشان و سوگواری امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) بر مدفن دخت رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) و بالأخره، زیارت جابر از حائر مقدّس سیّدالشّهدا(علیه‌السلام) نمونه نخستین زیارت‌ها و بهترین زائرین است (ر.ک؛ رکنی یزدی، ۱۳۶۲» ۸. ۹).

زیارت در بین اهل سنّت نیز رواج دارد، چنان‌چه قبر شیخ معین‌الدّین چشتی، از بزرگان متصوّفه در شهر اجمیر هند، همه‌ساله از شبه قارّه هند (هند، پاکستان و بنگلادش) زائرین زیادی را پذیرا می‌شود (ر.ک؛ رکنی یزدی، ۱۳۶۲: ۲۶).

۳.۱) زیارت در اسلام طبق روایات و آثار آن

پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) مسلمانان را به زیارت خود و خاندانشان و مؤمنین دعوت می‌نمود و این مطلب در احادیث بسیاری مورد تأکید ایشان قرار گرفته است؛ به عنوان نمونه چند مورد بیان می‌شود. پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) می‌فرماید: «وَ کُنْتُ نَهَیْتُکُمْ عَنْ زِیَارَهِ الْقُبُورِ أَلَا فَزُورُوهَا وَ لَا تَقُولُوا هُجْراً فَإِنَّهُ بَدَا لِی أَنْ یُرِقَ الْقَلْبَ» (نوری، ۱۴۰۸ ق.، ج ۲: ۳۶۴). پیامبر در این روایت می‌فرماید: ابتدا شما را از زیارت قبور نهی کرده بودم (به سبب آنکه به زیارت مشرکان می‌رفتند که ممنوع است. اکنون که قبور مسلمانان و شهیدان درمقابل شماست،) زیارت کنید و یکی از اثرات زیارت را نیز در اینجا می‌گویند که ایجاد رقّت قلب است. در حدیث دیگر نیز اضافه می‌کنند که زیارت، دل‌ها را نرم و دیدگان را اشکبار می‌سازد و آخرت را به خاطر می‌آورد و برای شما عبرت است. همچنین ایشان فرمودند: «مَنْ زَارَنِی أَوْ زَارَ أَحَداً مِنْ ذُرِّیَّتِی زُرْتُهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ فَأَنْقَذْتُهُ مِنْ أَهْوَالِهَا» (حرّ عاملی، ۱۴۰۹ ق.، ج ۱۴: ۳۳۲). از امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) نیز نقل است: «أَتِمُّوا بِرَسُولِ اللَّهِ(صلی‌الله علیه و آله) حَجَّکُمْ إِذَا خَرَجْتُمْ إِلَی بَیْتِ اللَّهِ فَإِنَّ تَرْکَهُ جَفَاءٌ وَ بِذَلِکَ أُمِرْتُمْ وَ أَتِمُّوا بِالْقُبُورِ الَّتِی أَلْزَمَکُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ زِیَارَتَهَا وَ حَقَّهَا وَ اطْلُبُوا الرِّزْقَ عِنْدَه» (همان). در این حدیث، امام سفارش می‌نمایند که حجّتان را با زیارت رسول خدا تمام کنید و اگر کسی این کار را ترک کند، جفا کرده است و یا حتّی سفارش شده به طلب رزق و روزی نزد قبر ایشان، در حالی‌که برخی این نوع درخواست‌ها را مصداق شرک می‌دانند.

۴. هدف از زیارت

در زیارت باید خود را نزد زیارت‌شونده حاضر دید و همه هدف زیارت در این حضور است که اصطلاحاً می‌گویند: «الزِّیَارَهُ حُضُورُ الزَّائِرِ عِندَ المَزُورِ». در واقع، زیارتِ با معرفت، یعنی بریدن از آنچه مورد توجّه و علاقه بوده است و توجّه به آنچه قصد شده است (مزور).

«زیارت، اعلام وفاداری صادقانه مرید است به مراد. ابراز علاقه مطیع است به مطاع، و اعلام خودفراموشی جان بر کفِ مخلص است نسبت به جانان. زیارت عرضه خویشتن بر ترازو و ابزار سنجش است و ایستادن در برابر آینه و معیار کمال و نشانی کوی کمال به انسان تعالی‌طلب است که به کجا می‌توان رسید» (جوادی آملی، ۱۳۸۱: ۱۷).

زیارت فرصتی است در بازشناسی پیمان‌ها و تجدید و تحکیم آنها، انسان در پناه این میثاق‌ها از لغزش‌ها مصون و از خطرات در امان است (ر.ک؛ واعظ جوادی، ۱۳۹۱: ۱۰۶). در زیارت، مزور حقیقی پروردگار است، لیکن خداوند هر آنچه را دیدنی است، در وجود ائمّه(علیه‌السلام) به صورت بارز نمایان ساخته است؛ زیرا آنان مظهر کامل اسماء و صفات الهی و نشانه جمال و جلال الهی هستند و همه شئون آنان الهی است (ر.ک؛ همان: ۷۹.۸۰). از این روی، امام صادق(علیه‌السلام) در اهمیّت زیارت پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) می‌فرماید که زیارت آن حضرت همانند زیارت خداوند در عرش او می‌باشد: «مَنْ زَارَ رَسُولَ اللهِ(صلی‌الله علیه و آله) کَانَ کَمَن زَارَ اللهَ فَوقَ عَرشِهِ» (طوسی، ۱۴۰۷ق.، ج ۶: ۴). گویا این زیارت در زمان حیات یا پس از آن تفاوتی نمی‌کند؛ چراکه پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) فرمودند: «مَنْ زَارَنِی فِی حَیَاتِی وَ بَعدَ مَوتِی کَانَ فِی جَوَارِی یَومَ القِیَامَهِ» (مازندرانی، ۱۴۲۹ق.، ج ۵: ۵۲۱).

دیدار در زیارت با سایر ملاقات‌ها تفاوتی دارد. در رؤیت، چشم می‌افتد، امّا حضور لازم نیست، ملاقات هم یعنی انسان قصد چیزی را بکند، امّا حضور لازم نیست. هر جا حضور باشد، شرافت است. در زیارت، هم می‌بیند و هم قصد می‌کند. هم شرافتی است که در رؤیت و ملاقات نیست. این شرافت، آثار همان حضور زائر نزد مزور است که انسان خودش را حاضر ببیند و نفس او متوجّه آنجا باشد. این معنا اگر درست فهمیده شود، معنای زیارت از راه دور هم تفهیم می‌شود. غیر این باشد، غفلت است. آن حضور نفس انسان است که شخص را زائر می‌کند، به‌ویژه زیارت اولیاء از باب وسعتی که دارند، غیر از زیارت سایرین است.

۵. فوائد و برکات زیارت

یکی از مهم‌ترین ابعاد مثبت زیارت، نقش الگوگیری از بزرگان است، به گونه‌ای که شخصیّت انبیاء، اولیاء و صالحان می‌تواند برای نسل‌های پس از خود در جوامع مختلف الگو باشد و مردم با زیارت آنان (از نزدیک یا دور) با ویژگی‌های ایشان بیشتر آشنا می‌شوند. امروزه یکی از راه‌های میانبر برای رسیدن به هدف، انتخاب الگوست. علاوه بر این، زیارت قبر شهید و کسانی که با فداکاری جان خویش را فدای مردم میهن خود کرده‌اند، گذشته از نقش الگوگیری، نوعی تکریم و پاسداری از آرمان‌های آنان است.

اثر دیگر زیارت، آرامش روحی و معنوی است که انسان‌ها در مکان‌های مقدّس، به‌ویژه حرم‌های ائمّه پیدا می‌کنند، معمولاً مردم با انبوهی از مشکلات زیارت می‌روند و سبکبار بازمی‌گردند. وقتی انسان مشکلات خود را برای فرد دیگری بیان می‌کند، همین گفتگو مقداری از بار مشکلات او می‌کاهد. بنابراین، وقتی فردی به زیارت امامی می‌رود و او را رازدار و شنونده مشکلات خویش می‌داند و به بیان آنها می‌پردازد و امید به بهبود اوضاع دارد، قطعاً باعث جذب تفکّرات مثبت، امید و شادابی و کسب آرامش می‌گردد.

از آثار دیگر آن، روح توحیدی است که انسان در زیارات پیدا می‌کند و به دنبال آن، یاد معاد تقویت می‌گردد، چنان‌که پیامبر نیز فرمودند در سایه زیارت، رقّت قلب و یاد آخرت افزایش یافته، به طوری که کمّیّت و کیفیّت عبادات در زیارت و یا حتّی مدّت‌ها پس از آن بهتر می‌شود و در یک نگاه کلّی، به نظر می‌رسد افراد اهل زیارت در توحید قوی‌ترند و در شرایع دین، مستحکم‌تر عمل می‌کنند؛ چراکه مقام معنوی معصوم را بالاتر از شهدا می‌دانند و طبق نصّ صریح قرآن، شهدا زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌خورند: «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ: هرگز گمان مبر کسانى که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‏اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند» (آل‌عمران/ ۱۶۹). بر این اساس، حیات معنوی معصوم پس از رحلت از این دنیا ثابت می‌شود و در زیارت، انسان بیشتر متوجّه حیات امام خود می‌شود. زائران طبق آیه «وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ: همان‏گونه شما را نیز امّت میانه‏اى قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید» (البقره/ ۱۴۳) و حدیث امام صادق(علیه‌السلام) ذیل آن: «نَحْنُ الْأُمَّهُ الْوُسْطَی وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ حُجَجُهُ فِی أَرْضِه» (کلینی، ۱۴۰۷ق.، ج ۱: ۱۹۰) معتقدند که ائمّه(علیه‌السلام) از شاهدان اعمال هستند و از این رو، مراقبت بیشتری در اعمال خود می‌نمایند.

از جمله آثار زیارت، امام‌شناسی به عنوان مقدّمه‌ای برای خداشناسی برتر، از طریق توصیف و تبیین‌های متون برخی زیارات مانند زیارت جامعه و امین‌الله است (ر.ک؛ واعظ جوادی، ۱۳۹۱: ۹۹. ۱۰۰).

از اثرات بسیار مهمّ زیارت، مشمول شفاعت شدن است. از این رو، در ادامه، بخشی به مسئله شفاعت اختصاص یافته است. رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) فرمودند: «مَنْ زَارَنِی حَیّاً وَ مَیِّتاً کُنْتُ لَهُ شَفِیعاً یَوْمَ الْقِیامَهِ» (مجلسی، ۱۴۰۳ق.: ۱۴۱). چنان‌چه در این حدیث آمده، پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) شفیع زائر خود در قیامت می‌باشد؛ چه او را در زمان حیات زیارت کرده باشد، چه پس از رحلت وی به زیارت وی رفته باشد.

۶. آفت‌ها و آسیب‌های زیارت

مطالب فوق نشان می‌دهد که انسان‌ها همواره به دنبال هستند و فطرتاً خداجو هستند و در پی تعظیم شعائر او هستند. به همین دلیل، انسان‌های صالح و موحّد را گرامی می‌داشتند (به منظور تولّی) و این کار اگر برای عبرت گرفتن نسل‌های بعدی از آن الگوها باشد، کاری شایسته است، ولی اگر برای تفاخر و تکاثر باشد، بُعد منفی پیدا می‌کند و موجب مرده‌پرستی و نبود تحرّک و پویایی می‌گردد. این گونه افراد مورد مذمّت خداوند واقع گردیده، مصداق این آیه از قرآن می‌شوند: «أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ* حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ: افزون‌طلبى (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (، از خدا غافل نموده) است، * تا آنجا که به دیدار قبرها رفتید (و قبور مردگان خود را برشمردید و به آن افتخار کردید)!» (التّکاثر/ ۱.۲). همچنین اگر در بزرگداشت کسی افراط شود و او را در حدّ خالقِ مستقل بالا ببرند، دچار آفت شرک جلی و غلو می‌شوند و مورد لعن ائمّه(علیه‌السلام) قرار می‌گیرند، چنان‌چه در طول تاریخ، غالیان این مسیر را پیمودند و به انحراف کشیده شدند. برای پیشگیری از این آفت مهم، باید عبارات و آداب زیارت را از معصومین فراگرفت. بدین روی، در بخش‌های بعدی به بررسی این مهم پرداخته می‌شود.

از دیگر آفت‌های بزرگداشت و زیارت الگوها در ادیان، آلوده به شرک خفی شدن این عمل است. از این رو، همانند سایر اعمال عبادی که ممکن است همراه ریا۳ شود و مراقبت لازم دارد، در نحوه تعظیم شعائر و الگوها در زندگی نیز به منظور جلوگیری از این آسیب، باید عقلانی و مطابق شریعت عمل کرد تا زیارات خالص و به دور از شرک، با نیّت قربهً إلی‌الله باشد.

۷. انواع زیارت

زیارت به لحاظ منبع صدور انواعی دارد که در ذیل بیان می‌گردد:

۷.۱) زیارت مأثور

زیارت مأثور از زبان معصوم ثنا می‌خواند که گاه مختصّ هر امامی است؛ مثل زیارت عاشورای معروفه که از امام باقر(علیه‌السلام) رسیده است و یا زیارات مخصوص أبا عبدالله در اوّل رجب، نیمه آن، عید فطر و قربان، نیمه شعبان، عرفه و نیز زیارت اربعین که همه از امام صادق(علیه‌السلام) رسیده است و زیارت ناحیه مقدّسه هم چنین است. زیارت مأثور برخی اوقات مفهوم عام و کلّی دارد و برای زیارت همه ائمّه خوانده می‌شود؛ مانند زیارت امین‌الله به نقل از امام سجّاد(علیه‌السلام) و زیارت جامعه کبیره از امام هادی(علیه‌السلام).

۷.۲) زیارت غیرمأثور

زیارت غیرمأثور از زبان زائر ثنا می‌خواند و از جانب معصوم نرسیده است. به نقل از محدّث قمی و علاّمه حلی، این گونه زیارت‌های اختراع‌شده توصیه نشده است و استحبابی ندارد (ر.ک؛ واعظ جوادی، ۱۳۹۱: ۲۰۲. ۲۰۳). در بخش‌های بعدی، به بررسی محتوایی زیارات مأثور پرداخته می‌شود که شامل مفاهیم توحید، نبوّت، امامت، جایگاه آن و … است؛ زیرا اگر آثار زیارت مدّ نظر است، باید آداب و شرایط آن را نیز از خزانن علم الهی، یعنی ائمّه(علیه‌السلام) فراگرفت.

۸. آداب زیارت

به دلیل مخالفت برخی فرقه‌ها با زیارت، در این قسمت آداب آن بررسی می‌گردد تا مشخّص شود که آیا منافاتی با توحید در آنها یافت می‌شود یا خیر!

۸.۱) اذن دخول

اوّلین ادب زیارت را قرآن می‌آموزد، آنجا که در باب زیارت پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلَّا أَن یُؤْذَنَ لَکُمْ إِلَى طَعَامٍ غَیْرَ نَاظِرِینَ إِنَاهُ وَلَکِنْ إِذَا دُعِیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِینَ…: اى کسانى که ایمان آورده‏اید! در خانه‏هاى پیامبر داخل نشوید، مگر به شما براى صرف غذا اجازه داده شود، در حالى‌که (قبل از موعد نیایید و) در انتظار وقت غذا ننشینید، امّا هنگامى که دعوت شدید، داخل شوید و وقتى غذا خوردید، پراکنده شوید، و (بعد از صرف غذا) به بحث و صحبت ننشینید» (الأحزاب/۵۳). در این آیه، صراحتاً مسئله اذل دخول برای زیارت پیامبر در زمان حیات آن حضرت مطرح شده است و چنان‌که ذکر شد، پس از رحلت نیز نزد پروردگار حیات دارند. پس برای زیارت ایشان، اذن دخول لازم است. از طرفی، همه ائمّه طبق روایتِ «کُلُّهُم مِن نُورٍ وَاحِدٍ» (کلینی، ۱۳۷۵، ج ۲: ۷۵۲ و مجلسی، ۱۴۰۴ق.، ج ۱: ۱۷۶)، از یک نور واحدند. از این رو، برای ورود به حرم سایر ائمّه نیز اجازه لازم است و جزء مستحبّات زیارت می‌باشد و در آداب زیارات مأثور نیز ابتدا، اذن دخول است.

۸.۲) غسل زیارت به همراه ادعیّه مخصوص آن

از جمله «اَللَّهُمَّ طَهِّرنِی، وَ طَهِّر لِی قَلبِی، وَاشرَح لِی صَدرِی، وَأجرِ عَلَی لِسَانِی مِدحَتَکَ، وَالثَّنَاءَ عَلَیکَ، فَإِنَّهُ لاَ قُوَّهَ إِلاَّ بِکَ، اَللَّهُمَّ اجعَلهُ لِی طَهُوراً وَ شِفَاءً» (ابن‌بابویه قمی، ۱۳۶۷، ج ۳: ۵۲۸؛ ابن‌قولویه، ۱۳۵۶: ۳۰۹).

۸.۳) گفتن شهادتین

به عنوان نمونه در آداب زیارت امام رضا(علیه‌السلام) آمده است: «بِسمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَی مِلَّهِ رَسُولِ‌اللَّهِ صَلَّی‌اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ، أَشهَدُ أَن لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحدَهُ لاَ شَرِیکَ لَهُ، وَ أَشهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ، وَ أَنَّ عَلِیّاً وَلِیُّ اللَّهِ» (ابن‌بابویه، ۱۳۶۷، ج ۳: ۵۲۹ و ابن‌مشهدی، ۱۴۱۹ق.: ۶۴۸).

۸.۴) گفتن تکبیر، تهلیل، تسبیح، تحمید و تمجید

شاید چنانچه مجلسی اوّل گفته است، وجه تکبیرات پیش از زیارت جامعه کبیره این باشد که بیشتر طبع‌های انسان‌ها به غلو مایل‌اَند. بنابراین، با بزرگتر دانستن خداوند از عبارات امثال این زیارت، دچار غلو نشوند و از بزرگی حق‌ . سبحانه و تعالی‌. غافل نگردند (ر.ک؛ قمی، ۱۳۸۴: ۹۱۴).

۸.۵) فرستادن صلوات بر محمّد و آل محمّد

در قرآن نیز به این ادب امر شده است: «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا: خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود مى‏فرستد. اى کسانى که ایمان آورده‏اید، بر او درود فرستید و سلام گویید و کاملاً تسلیم (فرمان او) باشید» (الأحزاب/ ۵۶).

۸.۶) نماز زیارت که خود بالاترین ذکر توحیدی است

علقمه‌بن محمّد حضرمی از قول امام باقر(علیه‌السلام) قبل از زیارت عاشورا، دو رکعت نماز و تکبیر ذکر کرده است (ر.ک؛ قمی، ۱۳۸۴: ۷۷۶). یا در اکثر زیارات، بعد از خواندن زیارت‌نامه، نماز توصیه شده است. نماز زیارت مانند سایر نمازها به نیّت قربهً إلی‌الله است و ثواب آن را هدیّه به مزور می‌کنند. بحث هدیّه در اسلام نیز مستحب است، خصوصاً برای کسانی که دستشان از دنیا کوتاه است۴٫ چنان‌چه ملاحظه گردید، هیچ یک از این آداب، مخالف توحید نیستند و برعکس در راستای سایر دستورهای دین است و منشاء قرآنی دارد.

۹. دسته‌بندی مفاهیم عبارات زیارات مأثور

بررسی و دسته‌بندی این مفاهیم از نظر دستیابی به میزان نسبت آن با توحید و شرک است و اینکه آیا در قرآن کریم نمونه دارد یا خیر.

۹.۱) سلام بر مزور

معمولاً زیارات با سلام بر مزور و معرّفی شخصیّت او شروع می‌شود، چنان‌چه در زیارت جامعه کبیره از قول امام هادی(علیه‌السلام) برای زیارت همه ائمّه(علیه‌السلام) آمده است: «اَلسَّلاَمُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّهِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَهِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلَائِکَهِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْی…» (ابن‌بابویه قمی، ۱۳۷۸ق.، ج ۲: ۲۷۲ و مجلسی، ۱۴۰۳ق.، ج ۹۹: ۱۲۷). سلام به انبیاء و اولیاء، حتّی پس از رحلت آنان، سند قرآنی دارد، چنان‌چه خداوند در باب حضرت عیسی(علیه‌السلام) می‌فرماید: «وَسَلاَمٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَیَوْمَ یَمُوتُ وَیَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا: سلام بر او، آن روز که تولّد یافت، و آن روز که مى‏میرد، و آن روز که زنده برانگیخته مى‏شود!» (مریم/ ۱۵). یا درباره دیگر انبیاء و اولیاء می‌فرماید: «سَلاَمٌ عَلَى نُوحٍ فِی الْعَالَمِینَ: سلام بر نوح در میان جهانیان باد!» (الصّافّات/ ۷۹)؛ «سَلاَمٌ عَلَى إِبْرَاهِیمَ: سلام بر ابراهیم» (همان/ ۱۰۹)؛ «سَلاَمٌ عَلَى مُوسَى وَ هَارُونَ: سلام بر موسى و هارون» (همان/۱۲۰)؛ «سَلاَمٌ عَلَى إِلْ یَاسِینَ: سلام بر آل یاسین» (همان/ ۱۳۰)؛ «وَسَلاَمٌ عَلَى الْمُرْسَلِینَ: و سلام بر رسولان» (همان/ ۱۸۱). همچنین، به بهشتیان نیز خطاب می‌شود: «أُدْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِینَ: داخل این باغ‌ها شوید با سلامت و امنیّت» (الحجر/ ۴۶). این دستور به سلام، اجابت فرمان خداست که اگر می‌خواهید در امنیّت و سلامتی باشید، با سلام وارد شوید.

۹.۲) شهادت به وحدانیّت حق

شهادت به وحدانیّت حقّ و گواهی به رسالت پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) و اقرار به امامت ائمّه اطهارکه در بخشی از زیارات به آن پرداخته شده است؛ مانند شهادتی که در زیارت جامعه آمده است: «أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیکَ لَهُ … وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ الْمُصْطَفَی وَ رَسُولُهُ الْمُرْتَضَی… وَ أَشْهَدُ أَنَّکُمُ الْأَئِمَّهُ الرَّاشِدُونَ الْمَهْدِیُّونَ الْمَعْصُومُونَ…» (ابن‌بابویه قمی، ۱۳۷۸ق.، ج ۲: ۲۷۳ و مجلسی، ۱۴۰۳ق.، ج ۹۹: ۱۲۸). شهادت به وحدانیّت خداوند متعال مکرّر بیان شده است.

۹.۳) ابراز علاقه به مزور و همدردی با او در مصائب وارده

ابراز علاقه به مزور و همدردی با او در مصائب وارده؛ مانند این فراز از زیارت عاشورا: «یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الْمُصِیبَهُ بِکَ عَلَیْنَا…» (مجلسی، ۱۴۰۳ق.، ج ۹۸: ۲۹۱). این کار باعث افزایش محبّت به او می‌گردد و به طور کلّی، محبّت، اطاعت‌آور است و هر کس محبوبی را دوست دارد، امر او را اطاعت می‌نماید. اطاعت از ولیّ خدا، اطاعت از پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) و در نهایت، اطاعت از خداست و در یک راستا قرار گرفته است. از سویی، اطاعت از پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) باعث جلب محبّت خداوند می‌شود، چنان‌چه می‌فرماید: «قُلْ إِنْ کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ: بگو اگر خدا را دوست مى‏دارید، از من پیروى کنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد؛ و خداوند آمرزنده مهربان است»(آل‌عمران/ ۳۱). در این صورت، این قسمت از متون زیارت که محبّت اولیای الهی و پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) را در دل مزور زیاد می‌کند، در نهایت، منجر به جلب محبّت خداوند می‌گردد که آثاری در پی دارد که از جمله آنها، بخشیده شدن گناهان (طبق آیه مذکور) است.

۹.۴) توسّل، دعا و درخواست شفاعت

این قسمت معمولاً در پایان زیارت در قالب‌های مختلف می‌آید؛ از جمله درخواست از خداوند به حقّ مزور و آبرویی که او نزد خدا دارد؛ مانند فراز آخر زیارت امین‌الله که می‌فرماید: «اَللَّهُمَّ فَاسْتَجِبْ دُعَائِی وَ اقْبِلْ ثَنَائِی وَ أعطِنِی رَجَائِی [جَزَائِی] وَ اجْمَعْ بَیْنِی وَ بَیْنَ أَوْلِیَائِی بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَهَ وَ الحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ(علیه‌السلام) إِنَّکَ وَلِیُّ نَعمَائِی وَ مُنْتَهَی رَجَائِی…» (ابن‌قولویه، ۱۳۵۶: ۴۰). یا به صورت دعا و طلب از پروردگار، برای بهره بردن از شفاعت مزوری که خداوند اذن شفاعت به او داده است؛ مانند ائمّه، شهدا و…؛ به عنوان نمونه، در عبارت پایانی زیارت عاشورا آمده است: «اَللَّهُمَّ ارْزُقْنِی شَفَاعَهَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ...» (همان: ۱۷۹). یا درخواست از خودِ مزور که برای زائر دعا کند و به اذن خدا شفیع او شود؛ مانند دعای پس از نماز استغاثه به حضرت زهرا(س): «یَا مَولاَتِی یَا فَاطَمَهَ أَغِیثِینِی» (مجلسی، ۱۴۰۳ق.، ج ۹۹: ۱۵۴). یا اینکه افراد حتّی بر سَرِ قبر پدر و مادرشان از آنان می‌خواهند برایشان دعا کنند؛ چراکه معتقدند دعایشان در حقّ فرزند مستجاب است. در این صورت، دعای صالحان، شهدا و معصومین(علیه‌السلام) به مراتب افضل است.

بحث درخواست دعا و استغفار از سوی وسیله‌ای چون انسانِ مقرّب‌تر مانند انبیاء در قرآن کریم آمده است؛ به عنوان نمونه، چند آیه در این زمینه مطرح می‌شود:«...وَابْتَغُواْ إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ…: و وسیله‏اى براى تقرّب به او بجویید» (المائده/ ۳۵). برای توبه نیز راه پیشنهادی قرآن کریم مراجعه به رسول است که او برای گنهکار طلب استغفار کند:«...وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوکَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ…: … و اگر این مخالفان، هنگامى که به خود ستم مى‏کردند، به نزد تو مى‏آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏کردند و پیامبر هم براى آنها استغفار مى‏کرد…» (النّساء/ ۶۴). پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) نیز فقط رسول مردم در ۲۳ سال زمان حیات خود نبوده است، بلکه راه توبه تا آخرالزّمان و برای کلّ امّت این رسول و با طلب استغفار از سوی پیامبر رحمه للعالمین باز است. شهید مطهّری با استناد به آیه فوق می‌گوید:

«فعل خدا دارای نظام است. اگر کسی بخواهد به نظام آفرینش بی‌اعتنا باشد، در گمراهی است. به همین سبب، خداوند گنهکاران را ارشاد نموده که در خانه رسول او بروند و علاوه بر اینکه خود طلب مغفرت می‌کنند، از آن بزرگوار هم بخواهند که برای ایشان بخشش بخواهد» (مطهری، ۱۳۷۷، ج ۱: ۲۶۴).

همچنین برادران حضرت یوسف(علیه‌السلام) به سبب خطای خود، نزد حضرت یعقوب(علیه‌السلام) آمدند و گفتند: «قَالُواْ یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ * قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّیَ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ: گفتند پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه که ما خطاکار بودیم. * گفت به‌زودى براى شما از پروردگارم آمرزش مى‏طلبم، که او آمرزنده و مهربان است» (یوسف/ ۹۷. ۹۸).

علاوه بر آمرزش، برای رفع عذاب دنیا نیز می‌توان اولیای الهی را واسطه قرار داد، چنان‌که درباره قوم موسی(علیه‌السلام) نیز در قرآن کریم آمده است: «وَلَمَّا وَقَعَ عَلَیْهِمُ الرِّجْزُ قَالُواْ یَا مُوسَى ادْعُ لَنَا رَبَّکَ…: هنگامى که بلا بر آنها مسلّط مى‏شد، مى ‏گفتند اى موسى! از خدایت براى ما بخواه» (الأعراف/ ۱۳۴). پس اولیاء‌الله را واسطه قرار دادن، شرک نیست و تأیید قرآنی دارد و منافاتی هم با درخواست مستقیم از خدا ندارد و فقط مسیر انسان را هموارتر می‌کند. امّا در باب مسئله شفاعت، با وجود ادلّه قرآنی و روایی، شبهات فراوانی وجود دارد و از این رو، این بحث به صورت مبسوط‌ و مجزا مطرح می‌گردد.

۱۰. ارتباط زیارت با شفاعت

یکی از فواید بسیار مهمّ زیارت که در جملات زیارات مأثور نیز درخواست می‌شود، شفاعت است، امّا از نظر لغوی، «شفع» یعنی انضمام چیزی به مثل آن و شفاعت، پیوستن به دیگری است که یاور و درخواست‌کننده از او باشد و بیشترین کاربرد شفاعت، در پیوستن به کسی است که از نظر حرمت و مقام، بالاتر از فردی باشد که مادون اوست و این معنی شفاعت در قیامت است (ر.ک؛ راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق.: ۴۵۷). در معنای لغوی شفع، دو نکته وجود دارد:

۱. پیوستن و انضمام به شفیع ۲. انضمام به«مثل». بنابراین، اگر انسان بخواهد به امام معصوم بپیوندد و از او درخواست یاوری و شفاعت داشته باشد، باید همانندی با امام پیدا کند. به هر میزان به امام شبیه شود، به همان نسبت می‌تواند از شفاعت امام بهره ببرد. از این رو، شفاعت شامل حال کفّار نمی‌شود؛ زیرا هیچ شباهتی با شفیع ندارند. در زیارت ائمّه(علیه‌السلام)، زائر با فراگیری یک دوره امام‌شناسی، طیّ متون زیارات مأثور به مقام و شخصیّت امام واقف شده، سعی در الگوگیری از وی می‌نماید. با ایجاد این شباهت، ارتقای روحی‌. معنوی زائر به اوج می‌رسد و زائر با امام در راستای لقاء‌الله جفت می‌شود؛ زیرا قرار است با زیارت امام به زیارت خدا برسد. چنان‌که در معنای لغوی بیان شد، زیارت یعنی عدول از دیگران و توجّه تمام به مزور. این نوع از زیارتِ با حضور قلب، باعث جفت شدن با مزور (شفیع)، هم در دنیا و هم در آخرت می‌گردد.

امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام)درباره ارزش شفیع می‌فرماید: «الشَّفِیعُ جَنَاحُ الطَّالِبِ: شفاعت‌کننده پر و بال طلب‌کننده است» (شریف‌الرّضی، ۱۴۱۴ق.: ۴۷۹). پس بهتر است هر کس که چیزی طلب می‌کند، شفیعی برای خود برگزیند، اگر از خدا طلب می‌نماید، به مقرّبین درگاه کبریایی متوسّل شود و ایشان را شفیع خود گرداند و اگر از دیگران طلب می‌کند، هم بر همین قیاس (ر.ک؛ خوانساری، ۱۳۶۶، ج ۱: ۱۰۲).

۱۰.۱) ادلّه قرآنی شفاعت

شفاعت کلّی به معنی وساطت یک موجود (مخلوق) میان خدا و موجود دیگر است؛ چه در دنیا، چه در قیامت. لحن و تعبیر آیات در این نوع شفاعت دو گونه است: ۱. اثباتی. ۲. سلبی (ر.ک؛ شجاعی، ۱۳۸۸: ۷۵).

۱۰.۱.۱) آیات اثباتی شفاعت

در این دسته از آیات، مسئله شفاعت با «اذن خدا» مطرح شده است: «… مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ…: … کیست که در نزد او، جز به فرمان او شفاعت کند؟!» (البقره/ ۲۵۵). یا «... مَا مِنْ شَفِیعٍ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ...: … هیچ شفاعت‌کننده‏اى جز با اذن او نیست…»(یونس/ ۳)؛ «یَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَهُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ…: در آن روز، شفاعت هیچ کس سودى نمى‏بخشد، جز کسى که خداوند رحمان به او اجازه داده است» (طه/ ۱۰۹) و «…وَلاَ یَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضَى…: و آنها جز براى کسى که خدا راضى است، شفاعت نمى ‏کنند» (الأنبیاء/ ۲۸). آیه اخیر شفاعت را برای بندگان شایسته تأیید می‌کند.

۱۰.۱.۲) آیات سلبی شفاعت

بررسی آیاتی که شفاعت را به طور کلّی یا برای غیرخدا نفی می‌کند، نشان می‌دهد که این دسته از آیات، عام نیست و روی سخنش با گروه‌های خاصّی است؛ از جمله در آیه«أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ شُفَعَاءً قُلْ أَوَلَوْ کَانُوا لَا یَمْلِکُونَ شَیْئًا وَلاَ یَعْقِلُونَ * قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَهُ جَمِیعًا لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ: آیا آنان غیر از خدا شفیعانى گرفته‏اند؟! به آنان بگو آیا هرچند مالک چیزى نباشند و درک و شعورى براى آنها نباشد؟! * بگو تمام شفاعت از آنِ خداست؛ (زیرا) حاکمیّت آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست و آنگاه همه شما را به سوى او بازمى ‏گردانند!» (الزّمر/۴۳.۴۴). خطاب خداوند با مشرکین است:«…الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ…: … دل‌هاى کسانى که به آخرت ایمان ندارند…» (الزّمر/۴۵) که واسطه‌های مستقلّی را در وجود، شفیع قرار می‌دادند و عقلاً هم این کار باطل است.

در دو آیه ۴۸ و ۱۲۳ از سوره بقره هم کُلاًّ شفاعت رد شده است، امّا روی سخن خداوند طبق خطاب آیه قبل از آن دو، با بنی‌اسرائیل است۵٫ طبرسی از قول دیگر مفسّران می‌گوید حُکم این آیه مخصوص یهود است که گفتند ما فرزندان پیامبران هستیم و پدرانمان ما را شفاعت می‌کنند. خداوند با این آیات، آنان را ناامید کرده است و منظور ابطال عقیده یهود است، نه ردّ شفاعت به طور کلّی (ر.ک؛ طبرسی، ۱۳۷۲، ج ۱: ۲۲۳). قرطبی، از مفسّران اهل سنّت، نیز می‌گوید منظور از نفی شفاعت، برای کافرین است، نه برای عموم، به دلیل اخبار وارده و آیاتی چون «فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَهُ الشَّافِعِینَ: از این رو شفاعتِ شفاعت‏کنندگان به حال آنها سودى نمى ‏بخشد» (المدّثّر/ ۴۸) و«…وَلاَ یَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضَى…: … و آنها جز براى کسى که خدا راضى (به شفاعت براى او) است، شفاعت نمى‏کنند» (الأنبیاء/ ۲۸) و «وَلاَ تَنفَعُ الشَّفَاعَهُ عِندَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ…: هیچ شفاعتى نزد او، جز براى کسانى که اذن داده، سودى ندارد…» (سبأ/ ۲۳) (ر.ک؛ قرطبی، ۱۳۶۴، ج ۱: ۳۷۹).

در آیه ۲۵۴ سوره بقره نیز شفاعت در قیامت نفی شده، امّا علاّمه معتقد است این آیه دلالت دارد بر اینکه سرپیچی از انفاق، کفر و ظلم است (ر.ک؛ طباطبائی، ۱۴۱۷ق.، ج ۲: ۳۲۳) و شفاعت مطلقاً برای غیرمؤمنین نیست (ر.ک؛ طبرسی، ۱۳۷۲، ج ۲: ۶۲۵). طبق تعریف‌هایی که از معنای شفاعت بیان شد، این امر کاملاً عقلی و منطقی است؛ زیرا شباهتی بین شافعان قیامت و کافر نیست.

۱۱. رابطه درخواست حاجت و شفاعت در زیارت با توحید و شرک

پیش از این، بحث درخواستِ دعا و استغفار از سوی وسیله‌ای چون انسان مقرّب‌تر، مانند انبیاء در قرآن بیان شد و اکنون این دلایل قرآنی با سخن ابن‌تیمیه مقایسه می‌گردد که اعلام کرده هر کس کنار قبر پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) یا یکی از افراد صالح بیاید و از آنان حاجت بخواهد، مشرک است. پس واجب است چنین شخصی را وادار به توبه کنند و اگر توبه نکرد، باید کُشته شود. «مَن یَأْتِی إِلَی قَبْرِ نَبِیٍّ أَوْ صَالَحَ وَ یَسْأَلُهُ حَاجَتَهُ وَیَسْتَنْجِدُهُ…فَهَذَا شِرْکٌ صَرِیحٌ، یَجِبُ أَنْ یَسْتَتَابَ صَاحِبُهُ، فَإِنْ تَابَ وَإِلاَّ قُتِل» (به نقل از؛ سجّادی، ۱۳۸۹: ۱۵۶). همچنین محمّدبن عبدالوهّاب می‌گوید: «کسانی که به انبیاء و اولیاء متوسّل می‌شوند، از آنان شفاعت می‌جویند و هنگام سختی‌ها آنها را می‌خوانند، در واقع، عبادت‌کنندگان و پرستندگان همان انبیاء و اولیاء هستند…[البتّه] در توحید ربوبی این افراد خللی وارد نشده، امّا توحید الوهی آنان از بین رفته است؛ زیرا آنان عبادت مختصّ خدا را ترک کردند و این مسئله در باب زوّار قبور و متوسّلان به آنان که چیزی از ایشان درخواست می‌کنند که جز خدا بر آن قادر نیست نیز صادق است (ر.ک؛ همان: ۱۵۸).

مطالب ضدّ و نقیض در کتاب‌های این گروه، فراوان است؛ به عنوان مثال، چنان‌چه گذشت، محمّدبن عبدالوهّاب شفاعت جستن از انبیاء را معادل پرستش آنها دانسته است و در عین حال، در کتاب‌هایی که دولت سعودی چاپ و بین حجّاج توزیع می‌کند، به عنوان دعا آمده است:

«ایمان می‌آوریم به شفاعت عظمی و بزرگی که مختصّ پیامبر، و آن هم از خداوند شفاعت می‌طلبد تا اینکه بین مردم به مصیبتی که بر آنان وارد شده است، از همّ و غمّ و سختی و شدّت روز محشر قضاوت نماید. پس مردم نزد آدم، سپس نزد نوح، سپس نزد ابراهیم، سپس نزد موسی، سپس نزد عیسی(علیه‌السلام) رفته تا اینکه سرانجام به پیامبر می‌رسند. ایمان می‌آوریم به شفاعتی که مردم را از جهنّم بیرون می‌آورد و آن شفاعت برای رسول‌الله(صلی‌الله علیه و آله) و پیامبران دیگر و مؤمنان و فرشته‌ها می‌باشد» (العثمین، ۱۴۳۲ ق.: ۷۰.۷۱).

درکتاب دیگری به نام پناهگاه توحید که به تعداد بسیاری به زبان‌های مختلف بین حجّاج توزیع می‌کنند، مطالب متضاد با قبلی آمده است. نویسندگان این کتاب (که یکی از آنها همان نویسنده کتاب قبلی است)، در مفهوم «لاَ إِلَهَ إِلاَّ الله» آورده‌اند: «هر کس اموات (پیامبر یا غیرپیامبر) یا بُت‌ها و اشجار و دیگر مخلوقات را فراخواند و یا به آنها استغاثه نماید و یا با قربانی و نذر به آنها تقرّب جوید و یا آنها را نماز و سجده کند، آنها را اربابِ غیر از خدا ساخته است و انبازهایی برای خداوند قرار داده است و این با اصل (توحید)، متناقض و با مفهوم لاَ إِلَهَ إِلاَّ الله منافات دارد…» (السّعدی، ۱۴۲۷ق.: ۷۰). ابن‌تیمیه۶ نیز می‌گوید: «از بزرگترین مصادیق شرک، استغاثه به میّت هنگام گرفتاری است؛ زیرا درخواست از پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) یا صالحین در زمان حیات ایشان با پس از آن فرق می‌کند» (ابن‌تیمیه، ۱۴۱۸ق.، ج ۱: ۱۹. ۲۰). مایه تأسّف است که این شیوخ، مقام پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) را از شهدا (که طبق نصّ صریح قرآن، زنده هستند)، پایین‌تر می‌دانند و در ردیف اموات شمرده‌اند و خواندن او را شرک شمرده‌اند. بنابراین، از نگاه آنان، رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) پس از رحلت، میّت تلقّی شده است و دیگر پیامبرِ تا آخرالزّمان امّت خویش نمی‌باشد و فقط پیامبر مردم ۲۳ سال زمان دعوت خویش بوده است! و بقیّه امّت حقّ خواندن و استغاثه به او و طلب استغفار از او را (که در قرآن توصیه شده،) ندارند، وگرنه مشرک‌اَند.

البتّه از این قبیل حرف‌های مغرضانه و ضدّ و نقیض با صحبت‌های خودشان و احادیث پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) در منابع آنها فراوان است؛ از جمله سخن ابن‌تیمیه و بِن‌باز است که گفته‌اند، صدا زدن و خواندن اموات، شرک و کفراست: «وَ دَعَا الأَموَاتِ…مِنَ الشِّرکِ بِاللهِ وَالکُفرِ» (ابن‌تیمیه و بن‌باز، به نقل از؛ سجّادی، ۱۳۸۹: ۱۶۰). در صورتی که پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) با کشته‌شدگان جنگ بدر حرف زدند و آنها را مورد خطاب قرار دادند. پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) کار عبث نمی‌کند و اگر آنان نمی‌شنیدند و فهم و ادراکی نداشتند، قطعاً با آنها حرف نمی‌زد، به طوری‌که در کتاب فقیه۷ آمده است:

«رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) بر سَرِ کشتگان جنگ بدر ایستاد و خطاب به آنان فرمود: ای کسانی که در اینجا جمع شده‌اید! ما آنچه را که پروردگارمان به ما وعده فرموده بود، درست یافتیم و تحقّق پیدا کرد. آیا شما نیز آنچه پروردگارتان وعده فرموده بود، راست یافتید؟! منافقان با خود گفتند: رسول خدا با مردگان که از سخن گفتن عاجزند، گفتگو می‌کند. رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) این را دریافت و فرمود: اگر به آنها رخصت سخن گفتن داده می‌شد، حتماً پاسخ می‌دادند» (ابن‌بابویه قمی، ۱۳۶۷، ج ۱: ۲۶۱).

از سویی، همه مسلمانان به‌اتّفاق در تشهّد تمام نمازهایشان می‌گویند: «السَّلاَمُ عَلَیکَ أَیُّهَا النَّبِیُّ…». اگرخطابِ «یا رسول‌الله(صلی‌الله علیه و آله)» و «یا علی(علیه‌السلام)» و مانند اینها شرک باشد و صدا زدن اموات حرام و موجب شرک و کفر می‌شود، پس . العیاذ بالله . این موضوع شامل حال پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) در جنگ بدر هم می‌شود. در هر حال، صدا زدن مردگان، عبادت آنها نیست (سجّادی، ۱۳۸۹: ۱۶۲).

در نهایت، با ارزیابی آداب، اهداف و مفاهیم زیارت و درخواست‌های مطرح در زیارتنامه‌های مأثور (از جمله شفاعت و توسّل) روشن می‌گردد که زیارت در راستای تقویت توحید است و زیارت با شرایط آن قابلیّت دارد که منجر به زیارت الله شود.

۱۲. شرایط زیارت

ائمّه(علیه‌السلام) که مظهر علم خداوند هستند، برای دستیابی به بالاترین نتایج دنیوی و اُخروی زیارت، علاوه بر آداب و روش آن که در روایات و زیارت‌نامه‌های مأثور آموزش داده‌اند، یک شرط «عارفاً بحقّه» گذاشته‌اند که بحث معرفت کامل امام، آن‌گونه که حقّ اوست، مطرح است؛ چراکه شناخت ائمّه(علیه‌السلام) باعث حُب به آنان می‌شود و اصل دین، محبّت است. امام باقر(علیه‌السلام) می‌فرماید: «…هَلِ الدِّینُ إِلاَّ الحُبّ» (فیض کاشانی، ۱۴۰۶ق.، ج ۵: ۸۲۶). زیارت با رعایت شرایط آن، انسان را به این اصل نزدیک می‌کند. محبّت ائمّه منجر به تبعیّت و الگوگیری از ایشان می‌گردد و این یعنی در صراط مستقیم قرار گرفتن.

در زیارت اولیاء‌الله، بحث زیارت الله است. به قصد زیارت خدا و ملاقات اوست که آنان زیارت می‌شوند و تبعیّت از اولیاء‌الله و محبّت به آنان هم در واقع، تبعیّت از خدا و محبّت به اوست. در کلام امام باقر(علیه‌السلام) آمده است:

«مَعنَی زِیَارَهِ اللهِ . عَزَّ وَ جَلَّ . زِیَارَهُ حُجَجِ الله(علیه‌السلام). مَن زَارَهُم فَقَد زَارَ اللهَ وَ مَن یَکُونُ لَهُ فِی الجَنَّهِ مِنَ المَحَلِّ مَا یَقدِرُ عَلَی الإِرتِفَاعِ إِلَی دَرِجَهِ النَّبِیِّ وَ الأَئِمَّهِ(علیه‌السلام) حَتَّی یَزُورُهُم فِیهَا فَمَحَلُّهُ عَظِیمٌ وَ زِیَارَتُهُم زِیَارَهُ اللهِ کَمَا أَنَّ طَاعَتَهُم طَاعَهُ اللهِ وَ مَعصِیَتُهُم مَعصِیَهُ اللهِ وَ مُتَابِعَتُهُم مُتَابِعَهُ اللهِ وَ لَیسَ ذَلِکَ عَلَی مَن یَذکُرُهُ أَهلُ التَّشبِیهِ تَعَالَی اللهُ عَمَّا یَقُولُونَ عُلُوًّا کَبِیراً» (مجلسی، ۱۴۰۳ق.، ج ۹۴: ۸۲).

شیخ صدوق نیز در توضیح زیارت خدا می‌گوید: «زِیَارَهُ اللهِ تَعَالَی زِیَارَهُ أَنبِیَائِهِ وَ حُجَجِهُ(صلی‌الله علیه و آله) مَن زَارَهُم فَقَد زَارَ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ، کَمَا أَنَّ مَن أَطَاعَهُم فَقَد أَطَاعَ اللهَ وَ مَن عَصَاهُم فَقَد عَصَی اللهَ وَ مَن تَابَعَهُم فَقَد تَابَعَ اللهَ، وَ لَیسَ ذَلِکَ عَلَی مَا تَتَأَوَّلُهُ المُشبِّهَهُ تَعَالَی عَن ذَلِکَ عُلُوّاً کَبِیراً» (وافی، ۱۴۰۶ق.، ج ۱۴: ۱۳۲۹؛ مجلسی، ۱۴۱۴ق.، ج ۶: ۲۸۹ و طریحی، ۱۳۲۰، ج ۳: ۳۱۹. ۳۲۰).

بنا بر روایات فوق، زیارت انبیاء و اولیاء، زیارتِ خداست و صحبت کسانی که درخواست از اولیاء را شرک می‌دانند، رد می‌شود. این طرز تفکّر به نشناختن مقام اولیاءالله برمی‌گردد. مَثَل آنان و خدا، همچون جسم و روح است، چنان که نفس، مرتبه نازله روح است، امّا با هم ارتباط دارند و از هم جدا نیستند.

نتیجه‌گیری

۱. تاریخ زیارت به تاریخ آفرینش انسان و حضرت آدم(علیه‌السلام) برمی‌گردد و همواره انسان‌ها بر غم عزیزان از دست‌رفته خود به سوگ می‌نشستند، به‌ویژه اگر آن افراد، جزو انسان‌های برتر یا انبیاء و اولیاء بودند، قرن‌ها مورد توجّه و احترام مردم بوده‌اند و هستند. این مسئله در بین مردم ادیان مختلف وجود داشته است و بناها، مقابر و زیارتگاه‌هایی هم برای بزرگان خود ساخته‌اند. بنابراین زیارت و بزرگداشت افراد مهمّ هر قوم، به سبب الگوسازی برای نسل‌های آینده، تکریم آنان و آرامش فرد زائر، عقلی و عرفی بوده است و نتایج مثبتی دارد.

۲. پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) که اسوه حسنه است، خود به زیارت پدر و مادرشان و شهدا رفته‌اند و با مردگان در جنگ بدر حرف زده‌اند و آنان را مورد خطاب قرار داده‌اند و بر مرگ فرزند خود، ابراهیم گریسته‌اند. این موارد تأییدی است بر زیارت اموات، جواز گریه بر آنها، داشتن حیات برزخی و فهم اموات.

۳. با بررسی منصفانه و غیرمغرضانه متون زیارات مأثور روشن می‌گردد، حاوی مطالب بلند توحیدی و اسماءالله است و در این چهارده قرن که مسلمانان، به‌ویژه شیعیان، زیارات ائمّه(علیه‌السلام) را خوانده‌اند، نه تنها مشرک نشده‌اند، بلکه چون با حُبّ ولیّ خدا، مسیر إلی‌الله را پیموده‌اند، زودتر به مقصد رسیده‌اند. البتّه زیارت نیز مانند سایر عبادات، آفاتی دارد؛ ازجمله شرک و ریا که باید در تمام اعمال عبادی مواظب آن بود. علاوه بر مفاهیم زیارت که شامل اسم خاصّ خدا (سلام)، شهادت به اصول دین (توحید، نبوّت و امامت) ابراز علاقه به معصوم، دعا، توسّل و درخواست شفاعت معصوم از خداست، بررسی آداب زیارت نیز نشان می‌دهد، منافاتی با توحید ندارد و مطابق قرآن و سنّت است و در راستای تقویت توحید و رسیدن به قرب إلی‌الله می‌باشد. بنابراین، مطالب و تناقض‌گویی‌های فرقه‌های ساختگی مانند وهّابیّت روشن می‌نماید. آنان مغرض‌اَند و به دنبال برهم ‌زدن وحدت مسلمانان هستند، نه حقیقت، و تهمت‌های آنان علیه آداب زیارت شیعیان منتفی می‌گردد.

۴. هدف والای زیارت، حضور و توجّه به مزور است. این کار باعث محبّت به مزور می‌شود و محبّت سبب اطاعت از آنان می‌گردد. طبق قرآن، اطاعت از پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) و ائمّه سبب جلب محبّت خدا می‌شود. همه ائمّه از یک نورند؛ چراکه پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) فرمود: «…یَا مُحَمَّدُ إِنِّی خَلَقتُ عَلِیّاً وَ فَاطَمَهً وَ الحَسَنَ وَ الحُسَینَ وَ الأَئِمَّهَ مِن نُورٍ وَاحِدِ…» (ابن‌ أبی‌زینب، ۱۳۹۷ق.: ۹۳). بنابراین، با زیارت اولیاء‌الله همراه با معرفت حقّ آنان، زائر محبوب خدا می‌شود. به نظر می‌رسد که از این نظر زیارت اولیاء‌الله، زیارت خداست. چنان‌چه در وسائل‌الشّیعه از شیخ صدوق نقل است: «زِیَارَهُ اللَّهِ زِیَارَهُ أَنْبِیَائِهِ وَ حُجَجِهِ مَنْ زَارَهُمْ فَقَدْ زَارَ اللَّهَ» (حرّ عاملی، ۱۴۰۹ق.، ج ۱۰: ۴۸۹).

پی‌نوشت‌:

۱. سیّد غیاث‌الدّین، عبدالکریم‌بن احمد حلّی، فرزند سیّد احمدبن طاووس و برادرزاده سیّد علیّ‌بن طاووس، صاحب إقبال‌الأعمال است.

۲. در جادّه بوئین زهرا واقع است.

۳. مطابق فرمایش امام صادق(علیه‌السلام): «کُلُّ رِئَاءٍ شِرْکٌ…» (کلینی، ۱۴۰۷ق.، ج ۲: ۲۹۳).

۴. لازم به ذکر است شبهه‌ای که وهّابیّون در باب نبود جواز نماز خواندن در جوار مقابر مطرح می‌کنند، منتفی است. این طرز فکر، به‌ویژه هنگام نماز خواندن برخی زوّار در اطراف حرم بقیع به صورت بی‌حرمتی به نمازگزار و شکستن نماز وی بارها از سوی نگارنده مشاهده شده است. در صورتی که پس از رحلت پیامبر(صلی‌الله علیه و آله)، به اذن صحابه، ایشان در منزل خویش به خاک سپرده شدند و همسرشان عایشه تا مدّت‌ها در آن خانه و در جوار مرقد پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) نماز می‌خواند و کسی از صحابه به او ایراد نگرفت. در سال ۸۸ نیز در زمان خلافت ولیدبن عبدالملک و به فرمان او در طرح توسعه مسجد مرقد پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) در داخل مسجد قرار گرفت و در طول این ۱۳ قرن که مسلمانان و یا حتّی خود وهّابیّون در آنجا نماز می‌خوانند، اَحَدی از فقیهان یا ائمّه اطهار به نمازهای مسلمانان در مسجدالنّبی در جوار مرقد پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) ایراد نگرفته‌اند (ر.ک؛ سبحانی، بی‌تا: ۲۸). علاوه بر این، احادیث افضیّلت نماز در مسجدالنّبی بعد ازمسجدالحرام مشهور است؛ به عنوان نمونه، امام صادق(علیه‌السلام) از پدرانش(علیه‌السلام) روایت نموده که پیامبر خدا(صلی‌الله علیه و آله) فرمود: «قَالَ: رَسُولُ اللهِ(صلی‌الله علیه و آله) الصَّلاَهُ فِی مَسجِدِی تَعدِلُ أَلفَ صَلاَهٍ فِی غَیرِهِ إِلاَّ المَسجِدِالحَرَامِ فَهُوَ أَفضَلُ» (کلینی، ۱۴۰۷ق.، ج ۴: ۵۵۵ و حرّ عاملی، ۱۴۰۹ق.، ج ۵: ۲۷۹)؛یعنی یک نماز در مسجد من با دَه هزار نماز در مسجدهای دیگر معادل است، مگر مسجدالحرام که برتر است. یا از امام صادق(علیه‌السلام): «صَلاَهٌ فِی مَسْجِدِالنَّبِیِ(صلی‌الله علیه و آله) تَعْدِلُ عَشَرَهَ أَلْفِ صَلاَهٍ» (ابن‌قولویه، ۱۳۵۶: ۲۱). در هر صورت، عموم مسلمانان خواندن نماز در مسجدالنّبی و در جوار قبر پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) را جایز می‌شمارند، امّا اگر مسلمانی چند قدم آن طرف‌تر در جوار قبرستان بقیع نماز بخواند، به او تهمت شرک می‌زنند، نماز وی را می‌شکنند و بی‌حرمتی می‌کنند (برای ممانعت از یک عمل حلال، چندین حرام مرتکب می‌شوند).

۵. هر دو آیه عیناً مثل هم است: Pیَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُواْ نِعْمَتِیَ…: اى بنى‌اسرائیل! نعمت‌هایى را که به شما ارزانى داشتم، به خاطر بیاوریدO (البقره/ ۴۷ و ۱۲۲).

۶. «وَهَذَا مِمَّا یُظهِرُ بِهِ الفَرقُ بَینَ سُؤَالِ النَّبِیِّ . صَلَّی‌اللهُ عَلَیهِ وَ سَلَّم . فِی حَیَاتِهِ وَ بَعدِ مَوتِهِ، وَ سُؤَالِ العَبدِ الصَّالِحِ فِی حَیَاتِهِ وَبَعدِ مَوتِهِ…وَ مِن أَعظَمِ الشِّرکِ أَن یَستَغِیثَ الإِنسَانَ بِرَجُلٍ مَیِّتٍ عِندَ المَصَائِبِ» (ابن‌تیمیه، ۱۴۱۸ق.، ج ۱: ۱۹. ۲۰).

۷. این حدیث در صحیح بخاری نیز نقل شده است.

مراجع

  1. قرآن کریم.
  2. آذرنوش، آذرتاش. (۱۳۹۱). فرهنگ معاصر عربی فارسی. تهران: نشر نی.
  3. ابن أبی‌زینب، محمّدبن ابراهیم. (۱۳۹۷ق.). الغیبه للنّعمانی. تصحیح علی‌اکبر غفّاری. چ ۱٫ تهران: نشر صدوق.
  4. ابن‌بابویه قمی، محمّدبن علی. (۱۳۸۲). ثواب‌الأعمال و عقاب‌الأعمال. ترجمه صادق حسن‌زاده. تهران: ارمغان طوبی.
  5. ……………………… . (۱۳۷۸ق.). عیون أخبار الرّضا(علیه‌السلام). تصحیح مهدی لاجوردی. تهران: نشر جهان.
  6. ……………………… . (۱۳۶۷). من لا یحضره الفقیه. ترجمه علی‌اکبر غفّاری و محمّدجواد غفّاری و صدر بلاغی. چ ۱٫تهران: نشر صدوق.
  7. ابن‌تیمیه الحرانی، أحمدبن عبدالحلیم. (۱۴۲۱ق.). المستدرک علی مجموع فتاوی شیخ‌الإسلام. به کوشش محمّدبن عبدالرّحمن بن قاسم. بی‌جا: بی‌نا.
  8. ابن‌طاووس، عبدالکریم‌بن احمد. (بی‌تا). فرحهالغری فی تعیین قبر أمیرالمؤمنین علیّ بن أبی‌طالب(علیه‌السلام) فی النّجف. قم: منشورات الرّضی.
  9. ابن‌فارس، أحمدبن فارس. (۱۴۰۴ق.). معجم مقاییساللّغه. تصحیح عبدالسّلام محمّد هارون. قم: مکتب الأعلام الإسلامی.
  10. ابن‌قولویه، جعفربن محمّد. (۱۳۵۶). کامل‌الزّیارات. تصحیح عبدالحسین امینی. نجف اشرف: دار المرتضویّه.
  11. ابن‌منظور، محمّد بن مکرم. (۱۴۱۴ق.). لسان‌العرب. چ ۳٫ بیروت: دار صادر.
  12. ابوالمعالی، محمّدبن حسین العلوی. (۱۳۴۲). بیان‌الأدیان. تهران: چاپخانه سپهر.
  13. بی‌آزار شیرازی، عبدالکریم. (۱۳۸۲). باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن. چ ۳٫ تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
  14. جلالی، غلامرضا. (۱۳۸۰). آشنایی با تاریخ ادیان ابراهیمی. چ ۱٫ بی‌جا: بی‌نا.
  15. جوادی آملی، عبدالله. (۱۳۸۱). ادب فنای مقرّبان. تحقیق محمّد صفایی. چ ۱٫ قم: مرکز نشر اسراء.
  16. حرّ عاملی، محمّدبن حسن. (۱۴۰۹ق.). وسائل الشّیعه. قم: مؤسّسه آل‌البیت(علیه‌السلام).
  17. خوانساری، محمّدبن حسین. (۱۳۶۶). شرح آقا جمال خوانساری بر غُرَر الحِکَم و دُرَر الکلم. تصحیح جلال‌الدّین حسینی ارموی محدّث. تهران: دانشگاه تهران.
  18. راغب اصفهانی، حسین بن محمّد. (۱۴۱۲ق.). المفردات فی غریب القرآن. چ ۱٫ دمشق . بیروت: دار العلم . الدار الشّامیه.
  19. رکنی یزدی، محمّدمهدی. (۱۳۶۲). شوق دیدار. مشهد: دانشگاه مشهد . اداره امور فرهنگی آستان قدس.
  20. سبحانی، جعفر. (بی‌تا). پاسداری از مرقد پیامبران و امامان. مشعر مرکز تحقیقات رایانه‌ای قائمیّه اصفهان.
  21. سجّادی، ابوالفضل و مهدی آشناور. (۱۳۸۹). «بررسی و نقد آرای وهّابیّت در انتساب عنوان شرک به شیعه از منظر قرآن کریم». پژوهشنامه علوم معارف قرآن کریم. ش ۷٫ صص ۱۵۳.۱۷۱٫
  22. السّعدی، عبدالرّحمن و همکاران. (۱۴۲۷ق.). پناهگاه توحید. ترجمه اسحاق‌بن عبدالله العوضی. چ ۲٫ ریاض: بی‌نا.
  23. شریف‌الرّضی، محمّد‌بن حسین. (۱۴۱۴ق.). نهج‌البلاغه. تصحیح صالح صبحی. قم: هجرت.
  24. شجاعی، محمّد. (۱۳۸۸). تجسّم اعمال و شفاعت. چ ۴٫ تهران: کانون اندیشه جوان.
  25. طبرسی، فضل‌بن حسن. (۱۳۷۲). مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن. تهران: انتشارات ناصرخسرو.
  26. طبری، محمّدبن جریر. (۱۳۷۵). تاریخ طبری یا تاریخ‌الرّسل والملوک. چ ۵٫ ایرانشهر: انتشارات امامیّه (اساطیر).
  27. طریحی، فخرالدّین. (۱۳۷۵). مجمع‌البحرین. تحقیق سیّد احمد حسینی. چ ۳٫ تهران: کتابفروشی مرتضوی.
  28. طوسی، محمّدبن الحسن. (۱۴۰۷ق.). تهذیب‌الأحکام. تصحیح حسن الموسوی خرسان. تهران: دار الکتب الإسلامیّه.
  29. طیّب، سیّد عبدالحسین. (۱۳۷۸). أطیب‌البیان فی تفسیر القرآن. چ ۲٫ تهران: انتشارات اسلام.
  30. العثمین، محمّدبن صالح. (۱۴۳۲ق.). عقیده اهل سنّت و جماعت. ترجمه اسحاق‌بن عبدالله دبیری العوضی. چ ۸٫ ریاض: وزارت امور اسلامی، اوقاف، دعوت و ارشاد.
  31. فراهیدی، خلیل‌بن احمد. (۱۴۱۰ق.). العین. چ ۲٫ قم: انتشارات هجرت.
  32. فیض کاشانی، محمّدمحسن بن شاه مرتضی. (۱۴۰۶ق.). الوافی. اصفهان: نشر کتابخانه امام أمیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام).
  33. قائدان، اصغر. (۱۳۸۸). تاریخ و آثار اسلامی مکّه مکرّمه و مدینه منورّه. تهران: چ ۱۰٫ نشر مشعر.
  34. قرشی، سیّد علی‌اکبر. (۱۳۷۱). قاموس قرآن. چ ۶٫ تهران: دار الکتب الإسلامیّه.
  35. قرطبی، محمّدبن احمد. (۱۳۶۴). الجامع لأحکام القرآن. تهران: انتشارات ناصرخسرو.
  36. قمی، عبّاس. (۱۳۸۴). کلّیّات مفاتیح‌الجنان. تصحیح و ترجمه محمّدحسین سجّاد. چ ۷٫ اصفهان: انتشارات مهر ثامن‌الأئمّه.
  37. کلینی، محمّدبن یعقوب. (۱۴۰۷ق.). الکافی. تصحیح علی‌اکبر غفّاری و محمّد آخوندی. تهران: دار الکتب الإسلامیّه.
  38. ………………… . (۱۳۷۵). أصول الکافی. ترجمه محمّدباقر کمره‌ای. چ ۳٫ قم: انتشارات اسوه.
  39. مازندرانی، محمّدهادی بن محمّدصالح. (۱۴۲۹ق.). شرح فروع الکافی. تصحیح محمّدجواد محمودی و محمّدحسین درایتی. قم: دار الحدیث للطّباعه والنّشر.
  40. مجلسی، محمّدباقر. (۱۴۰۳ق.). بحار‌الأنوار، الجامعه لِدُرَرِ أخبارِ الأئِمَّهِ الأطهار. بیروت: دار إحیاء التّراث العربی.
  41. ……………… . (۱۴۰۴ق.). مرآه العقول فی شرح أخبار آل‌الرّسول. تصحیح هاشم رسولی محلاّتی. چ ۲٫ تهران: دار الکتب الإسلامیّه.
  42. مجلسی، محمّدتقی. (۱۴۱۴ق.). لوامع صاحب‌قرآنی (مشهور به شرح فقیه). قم: مؤسّسه اسماعیلیان.
  43. مصطفوی، حسن. (۱۳۶۰). التّحقیق فی کلمات القرآن الکریم. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
  44. مطهّری، مرتضی. (۱۳۷۷). مجموعه آثار. تهران: صدرا.
  45. نوری، حسین‌بن محمّدتقی. (۱۴۰۸ق.). مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل.قم: مؤسّسه آل‌البیت(علیه‌السلام).
  46. واعظ جوادی، مرتضی. (۱۳۹۱). فلسفه زیارت و آیین آن. چ ۷٫ قم: اسراء.
  47. آمار
  48. تعداد مشاهده مقاله: ۱,۷۴۲
  49. تعداد دریافت فایل اصل مقاله: ۵۱۲
  50. صفحه اصلی | واژه نامه اختصاصی | اخبار و اعلانات | اهداف و چشم انداز | نقشه سایت
  51. ابتدای صفحه ابتدای صفحه
  52. Journal Management System. Designed by sinaweb.

نویسندگان: محسن صمدانیان؛ نازیلا عادل فر

منبع: فصلنامه سراج منیر (دانشگاه علامه طباطبایی)

آثار و برکات زیارت امام رضا (علیه السلام)

اشاره:

زیارت شمس الشموس ، امام رئوف حضرت علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) را حکایت دیگری است، زیارت محبوب همه ؛ زیارتی که آرزوی همه اولیاء است ؛ زیارتی که در فضیلت و عظمت یگانه است ، آن قدر که انسان از بلندای بزرگی و شکوه آن در شگفتی و تحیّر می ماند . در زیر به برخی از آثار و برکات زیارت امام رضا(علیه‌السلام) اشاره شده است.

 

زیارت غریب خراسان … زیارتی که:

عقده ها و اندوه ها را از دل می گشاید و غم را از قلب ها می برد ، غبار گناه را می زداید و ذوب می کند . [۱]

زیارتی که پاداش هفتاد شهید در رکاب رسول خدا را دارد . [۲]

زیارتی که اجر جهاد و ایثار قبل از هجرت پیامبر را دارد . [۳]

زیارتی که مانند زیارت خدا و زیارت رسول الله است . [۴]

زیارتی که مقامی چون مقام شهیدان را به ارمغان می آورد . [۵]

زیارتی که همراهی صدها هزار فرشته را به همراه دارد . [۶]

زیارتی که ثواب هفتاد حج مقبول ! هزار حج و عمره مقبول ! هزار هزار حج مقبول !!! را دارد .[۷]

زیارتی که پاداش صد هزار شهید ، صد هزار صدّیق ، صد هزار مجاهد را دارد . [۸]

و زیارتی که ثواب آن و فضیلت آن از فضیلت زیارت کربلا برتر است . !!![۹]

زیارتی که می آیی تا در سه عرصه نفس گیر به سراغت بیایند و به فریادت برسند . [۱۰]

این همه آثار و برکات دنیوی و اخروی که بر لسان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه ی معصومین علیهم السلام جاری شده است ، العیاذ بالله . سخنانی مبالغه آمیز است ؟ ! یا اینکه گنجینه ای از حقایق آسمانی را با خود به همراه دارد ؟ راز این همه عظمت و بزرگی در زیارت چیست ؟ !

اگر در همه یا بیشتر این روایات جستجو کنیم ، این همه پاداش و اجر و ثواب یک قید مهم و اساسی دارد . « عارِفاً بِحَقِّهِ » . به راستی حق معرفت و معرفت حقیقی امام رضا (علیه‌السلام) چیست ؟ راه آن کدام است ؟

راه آن خواندن با اندیشه همین زیارت مخصوصه حضرت است ؛ تامّل در زیارت امین الله است ؛ تدبّر در زیارت بی نظیر جامعه کبیره است ؛ خواندن عارفانه زیارت جامعه ائمه المؤمنین است ! مطالعه عمیق زندگی و سیره امام رضا (علیه‌السلام) است . بیاییم و قدر این لحظات را بدانیم و از این رهگذر گشت و گذاری عارفانه در زیارات امام رضا (علیه‌السلام) داشته باشیم …

پی نوشت:

۱ . بحارالانوار ج ۱۰۲ ص ۳۴.

۲ . همان ص ۳۵.

۳ . همان ص ۳۳.

۴ . همان ص ۴۲.

۵ . همان ص ۳۸.

۶ . همان ص ۴۱.

۷ . همان ص ۳۱.

۸ . همان ص ۳۳.

۹ . همان ص ۳۲.

۱۰ . همان ص ۳۴.

آثار و برکات زیارت معصومان(علیهم السلام)

 

اشاره:

روایات زیادی در ثواب زیارت حضرات معصومین(علیهم‌السلام) وجود دارد و در آنها به بخشی از این ثواب عظیم اشاره شده است، در این نوشتار، ثواب زیارت امام سجاد، امام باقر، امام صادق، امام کاظم و امام رضا(علیهم‌السلام) را بیان شده است.

 

ثواب زیارت امام زین العابدین(علیه‌السلام) در روایات

الف) «ابو حمزه ثمالی» از امام صادق(علیه‌السلام) پرسید: اصحاب را می بینم که از تربت حائر [امام حسین(علیه‌السلام) ] و حرمها، برای استشفا برمی دارند، «هَلْ فِی ذَلِکَ شَیْ ءٌ مِمَّا یَقُولُونَ مِنَ الشِّفَاءِ قَالَ قَالَ یُسْتَشْفَى بِمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْقَبْرِ عَلَى رَأْسِ أَرْبَعَهِ أَمْیَالٍ وَ کَذَلِکَ قَبْرُ جَدِّی رَسُولِ اللَّهِ وَ کَذَلِکَ طِینُ قَبْرِ الْحَسَنِ وَ عَلِیٍّ وَ مُحَمَّد؛۱ آیا در آن شفایی که می گویند، وجود دارد؟ فرمود: طلب شفا کنند با خاک اطراف قبر امام حسین تا چهار میل، و همین طور خاک قبر رسول و حسن و علی بن الحسین و محمد باقر(علیهم‌السلام).»

ب) «اِنَّ النبی قالَ لِعَلیٍّ: مَنْ زَارَ قُبُورَکُمْ عَدْلُ ذَلِکَ لَهُ ثَوَابُ سَبْعِینَ حَجَّهً بَعْدَ حَجَّهِ الْإِسْلَامِ وَ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ حَتَّى یَرْجِعَ مِنْ زِیَارَتِکُمْ کَیَوْمِ وَلَدَتْهُ أُمُّه ؛۲ پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) به علی(علیه‌السلام) فرمود: کسی که قبور شما را زیارت کند، برای او به جای آن، ثواب هفتاد حج بعد از [انجام] حجه الاسلام [واجب] است و از گناهانش پاک می شود تا زمانی که از زیارت شما برمی گردد، همچون روزی که از مادر متولد شده.»

از «زراره» نقل شده است که: به امام باقر(علیه‌السلام) عرض کردم: چه می گویی دربار? کسی که پدرت [علی بن الحسین- علیهما السلام -] را با حال ترس زیارت کند؟، فرمود: «یؤمِنُهُ اللهُ یَوْمَ الفَزَعِ الاَکْبَرِ وَ تَلَقّاهُ الْملائِکَ?ُ بِالْبَشَارَهِ وَ یُقَالُ لَهُ لاَ تَخَفْ وَ لاَ تَحْزَن هَذَا یَوْمُکَ الذّی فیهِ فَوْرُکَ؛۳ در روز قیامت خداوند به او امان دهد و ملائکه او را با مژده و بشارت استقبال کنند و به او گفته می شود به خود ترس و اندوه راه مده! این روز رستگاری [و سعادت] تو است.»

زیارت امام باقر(علیه‌السلام)

الف) «مَنْ زَارَ الْبَاقِرَیْنِ لَمْ یَشْکُ عَیْنُهُ وَ لَمْ یُصِبْهُ سُقْمٌ وَ لَمْ یَمُتْ فَقِیراً؛۴ کسی که امام باقر(علیه‌السلام) و امام صادق(علیه‌السلام) را زیارت کند [هیچ گاه] به چشمش شکوه و بیماری نمی رسد و فقیر از دنیا نمی رود.»

ب) شخصی خدمت امام صادق(علیه‌السلام) عرض کرد: «هَل یُزَارُ والِدُک فَقَالَ نَعَمْ قَالَ فَمَا لِمَنْ زَارَهُ قَالَ(علیه‌السلام) اَلْجَنَّهُ اِنْ کَانَ یَأتَمُّ بِهِ قَالَ فَمَا لِمَن تَرَکَهُ رَغبَهً قَالَ الْحَسرَهُ یَوْمَ الْحَسْرَهِ؛۵ آیا می شود پدرتان(علیه‌السلام) را زیارت کرد؟ امام(علیه‌السلام) فرمود: بله، [آن شخص] پرسید: کسی که او را زیارت کند، چه پاداشی دارد؟ امام(علیه‌السلام) فرمود: پاداش او بهشت است، به شرطی که امامتش را پذیرفته [و از پیروان او] باشد. [آن شخص] پرسید: کسی که زیارتش را از روی بی اعتنایی ترک کند، چه عاقبتی دارد؟ امام(علیه‌السلام) فرمود: روز حسرت [قیامت] اندوه و حسرت خواهد داشت.»

زیارت امام صادق(علیه‌السلام)

الف) «مَنْ زَارَنِی غُفِرَتْ لَهُ ذُنُوبُهُ وَ لَمْ یَمُتْ فَقِیراً؛۶ حضرت صادق(علیه‌السلام) فرمود: کسی که مرا زیارت کند، گناهان او بخشیده می شود و فقیر نمی میرد.»

ب) امام باقر(علیه‌السلام) فرمودند: «إِذَا حَجَّ أَحَدُکُمْ فَلْیَخْتِمْ حَجَّهُ بِزِیَارَتِنَا لِأَنَّ ذَلِکَ مِنْ تَمَامِ الْحَج ؛۷ هرگاه یکی از شما حج انجام داد، حج را با زیارت ما تمام کند؛ زیرا زیارت ما، کامل کنند? حج است.»

ج. امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: «مَنْ زَارَنَا فِی مَمَاتِنَا فَکَأَنَّمَا زَارَنَا فِی حَیَاتِنَا؛۸ هر کسی بعد از مرگ ما، ما را زیارت کند، گویا در دوران زنده بودن ما، ما را زیارت کرده است.»

د. امام حسن عسکری(علیه‌السلام) فرمود: «مَنْ زَارَ جَعْفَراً وَ أَبَاهُ لَمْ یَشْکُ عَیْنُهُ وَ لَمْ یُصِبْهُ سُقْمٌ وَ لَمْ یَمُتْ مُبْتَلًى؛۹ هر کس جعفربن محمد الصادق(علیه‌السلام) و پدر [بزرگوارش امام باقر(علیه‌السلام) ] را زیارت کند، چشمانش به درد نیاید و [هیچ گونه] بیماری به او نرسد، و به حالت ابتلا [به حوادث سخت] از دنیا نرود.»

زیارت امام کاظم(علیه‌السلام)

  1. مثل زیارت قبر امام حسین(علیه‌السلام)

«حسن بن علی بن وشّا» می گوید: به امام رضا(علیه‌السلام) عرض کردم: «مَا لِمَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِیکَ أَبِی الْحَسَنِ(علیه‌السلام) فَقَالَ زُرْهُ قَالَ فَقُلْتُ فَأَیُّ شَیْ ءٍ فِیهِ مِنَ الْفَضْلِ قَالَ لَهُ مِثْلُ مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ(علیه‌السلام) ؛۱۰ چه پاداشی است برای کسی که قبر پدرت ابوالحسن(علیه‌السلام) را زیارت کند؟ فرمود: او را زیارت کن!

راوی می گوید: گفتم: چه فضیلتی در زیارت ایشان است؟ امام(علیه‌السلام) فرمود: برای زائر ایشان، پاداشی مانند پاداش زائر قبر حسین(علیه‌السلام) است.»، این تعبیر بلندی است که تمام ثوابهای مترتب بر زیارت قبر امام حسین(علیه‌السلام) را برای زیارت حضرت موسی بن جعفر به اثبات می رساند.

  1. مثل زیارت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) و علی(علیه‌السلام)

«حسین بن محمد قمی» نقل کرده است که حضرت رضا(علیه‌السلام) فرمود: «مَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِی بِبَغْدَادَ کَمَنْ زَارَ قَبْرَ رَسُولِ اللَّهِ(صلی‌الله علیه و آله) وَ قَبْرَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ إِلَّا أَنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ وَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا فَضْلَهُمَا؛۱۱ کسی که پدرم را در بغداد زیارت کند، مانند کسی است که قبر پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) و قبر امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) را زیارت کرده است؛ جز آنکه رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) و امیرمؤمنان(علیه‌السلام) برتری و مقام خود را دارند.»

  1. بهشت رفتن

الف. «ابن سنان» می گوید: به امام رضا(علیه‌السلام) عرض کردم: پاداش زیارت [قبر] پدر بزرگوارتان چیست؟ «قَالَ الْجَنَّهُ فَزُرْه؛۱۲ امام(علیه‌السلام) فرمود: بهشت، پس او را زیارت کن!»

ب. «عبدالرحمان بن ابی نجران» می گوید: از امام باقر(علیه‌السلام) پرسیدم: کسی که رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) را [در مدینه] زیارت کند، چه پاداشی دارد؟ فرمود: «لَهُ الْجَنَّهُ وَ مَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِی الْحَسَنِ(علیه‌السلام) فَلَهُ الْجَنَّه؛۱۳ برای او بهشت است، و کسی [هم] که قبر ابوالحسن [موسی بن جعفر- علیهما السلام -] را زیارت کند، پس برای او بهشت است.»

  1. برآورده شدن حاجات

الف. «احمد بن جعفر حمدان» می گوید: از «حسن بن ابراهیم ابو علی خلّال» شنیدم که می گفت: «مَا اَهَمَّنِی اَمْرٌ فَقَصَدْتُ قَبْرَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ- علیهما السلام – فَتَوَسَّلْتُ بِهِ، اِلّا سَهَّلَ اللهُ تَعَالَی لِی مَا اُحِبُّ؛۱۴ کار (و مشکلی) برایم پیش نیامد، مگر نزد قبر موسی بن جعفر- علیهما السلام – رفتم، پس به او متوسل شدم، جز اینکه خداوند آنچه را دوست داشتم، برای من آسان نمود.»

ب. روایت شده است که زنی در بغداد با [سرعت و با] حالت هروله می رفت، گفته شد: کجا می روی؟

گفت: نزد موسی بن جعفر- علیهما السلام – می روم برای اینکه پسرم زندانی شده است، یکی از پیروان «احمد حنبل» به او گفت: پسرت در حبس از دنیا رفت. آن زن گفت: [خدایا] به حق کشته شد؟ در زندان [موسی بن جعفر]، قدرت خویش را به من نشان بده.

بلافاصله پسرش از زندان آزاد شد و پسر استهزاء کننده [مرد حنبلی] به زندان افتاد.»۱۵

جامع ترین زیارت

«ابراهیم بن عقبه» می گوید: به امام هادی(علیه‌السلام) نامه ای نوشتم و: «أَسْأَلُهُ عَنْ زِیَارَهِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ وَ عَنْ زِیَارَهِ أَبِی الْحَسَنِ وَ أَبِی جَعْفَرٍ- علیهما السلام – أَجْمَعِینَ فَکَتَبَ إِلَیَّ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(علیه‌السلام) الْمُقَدَّمُ وَ هَذَا أَجْمَعُ وَ أَعْظَم ؛۱۶ از زیارت امام حسین(علیه‌السلام) و ابی الحسن [امام کاظم] و ابی جعفر [امام جواد](علیه‌السلام) سؤال کردم، حضرت(علیه‌السلام) در جوابم نوشت: زیارت امام حسین(علیه‌السلام) مقدّم است؛ ولی زیارت این[دو امام- علیهما السلام -] جامع تر و بزرگ تر است.» برای این حدیث توضیحاتی وارد شده است، از جمله: مراد آن است که زیارت امام حسین(علیه‌السلام) به تنهایی مقدّم و بهتر است، ولی مجموع زیارت کاظمین جامع تر و افضل است؛ یا آنکه زیارت امام حسین(علیه‌السلام) مقدّم است و اگر زیارت دو امام اضافه گردد، جامع تر و موجب اجر بیشتر می شود.۱۷ توجیه دیگر این است که هر کسی امام هفتم و نهم- علیهما السلام – را زیارت کند، یقیناً دوازده امامی است؛ ولی شش امامیها و… به زیارت کاظمین نمی روند.

زیارت امام هشتم علی بن موسی الرضا- علیهما السلام –

بر زیارت امام علی بن موسی الرضا(علیهما السلام) نیز همچون دیگر زیارات آثاری مترتب است که در روایات به آنها اشاره شده است.

  1. وجوب بهشت

پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: «سَتُدْفَنُ بَضْعَهٌ مِنِّی بِخُرَاسَانَ لَا یَزُورُهَا مُؤْمِنٌ إِلَّا أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّهَ وَ حَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَى النَّار؛۱۸ به زودی پاره ای از تن من در خراسان دفن می شود، مؤمنی او را زیارت نمی کند، مگر آنکه بهشت برای او واجب و بدنش بر آتش حرام می شود.»

گاه این پرسش به ذهن می آید که: چگونه یک زیارت باعث بهشت رفتن می شود؟ آیا ممکن است شخصی سراپا گناه با یک زیارت بهشتی شود؟ جواب این است که: زیارت امامان از جمله امام هشتم(علیه‌السلام) آنگاه باعث بهشت رفتن می شود که زائر شرایط را دارا باشد، از جمله این که عارف به حق امام باشد.

«حمز? بن حمران» می گوید: امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: نو? من در خراسان کشته می شود: «مَنْ زَارَهُ إِلَیْهَا عَارِفاً بِحَقِّهِ أَخَذْتُهُ بِیَدِی یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ أَدْخَلْتُهُ الْجَنَّهَ وَ إِنْ کَانَ مِنْ أَهْلِ الْکَبَائِرِ؛ هر کس او را در آن شهر از سر شناخت نسبت به حقش زیارت کند، من دست او را در روز قیامت گرفته، وارد بهشت می کنم، هر چند اهل گناهان کبیره باشد.»

راوی عرض کرد: فدایت بشوم! شناخت حق او چیست؟ فرمود: «یَعْلَمُ أَنَّهُ إِمَامٌ مُفْتَرَضُ الطَّاعَهِ غَرِیبٌ شَهِیدٌ مَنْ زَارَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَجْرَ سَبْعِینَ شَهِیداً مِمَّنِ اسْتُشْهِدَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ(صلی‌الله علیه و آله) عَلَى حَقِیقَهٍ؛۱۹ بداند او امامی است که اطاعتش واجب و غریب و شهید است، هر کس «عارفاً بحقّه» او را زیارت کند، خداوند پاداش هفتاد شهید حقیقی از شهدایی که همراه پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) شهید شده اند، به او می دهد.»

  1. بخشش گناهان و رفع گرفتاریها

حضرت علی(علیه‌السلام) از رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) نقل کرده است که آن حضرت(علیه‌السلام) فرمود: «سَتُدْفَنُ بَضْعَهٌ مِنِّی بِخُرَاسَانَ، مَا زَارَهَا مَکْرُوبٌ إِلَّا نَفَّسَ اللَّهُ کَرْبَهُ وَ لَا مُذْنِبٌ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَه ؛۲۰ به زودی پاره تن من در سرزمین خراسان دفن می شود، هیچ غمگینی او را زیارت نمی کند جز آنکه غمش برطرف می شود، و گناهکاری او را زیارت نمی کند جز آنکه خداوند گناهان او را می بخشد.»

  1. اجر شهید

از امام هفتم، موسی بن جعفر- علیهما السلام – نقل شده است که: روزی فرزندش[علی] در حالی که تازه جوانی بود بر او گذر کرد و حضرت در جمع فرزندان خود نشسته بود، فرمود: «إِنَّ ابْنِی هَذَا یَمُوتُ فِی أَرْضِ غُرْبَهٍ فَمَنْ زَارَهُ مُسَلِّماً لِأَمْرِهِ عَارِفاً بِحَقِّهِ کَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ کَشُهَدَاءِ بَدْر؛۲۱ به راستی این پسرم در سرزمین غربت از دنیا می رود، پس هر کسی او را زیارت کند، در حالی که تسلیم امامت او و آگاه به حق اوست، در نزد خدا اجر شهدای بدر را دارد.»

  1. استجابت دعا

«یاسر خادم» می گوید: امام هشتم، علی بن موسی الرضا(علیهما السلام) فرمود: «لَا تُشَدُّ الرِّحَالُ إِلَى شَیْ ءٍ مِنَ الْقُبُورِ إِلَّا إِلَى قُبُورِنَا أَلَا وَ إِنِّی مَقْتُولٌ بِالسَّمِّ ظُلْماً وَ مَدْفُونٌ فِی مَوْضِعِ غُرْبَهٍ فَمَنْ شَدَّ رَحْلَهُ إِلَى زِیَارَتِی اسْتُجِیبَ دُعَاؤُهُ وَ غُفِرَ لَهُ ذُنُوبُهُ؛۲۲ مسافرت کردن برای زیارت قبور روا نیست، جز قبور ما. بیدار باشید که من با سمّ از روی ظلم کشته می شوم و در محل غریبی دفن می گردم، پس کسی که برای زیارت من کمر سفر ببندد، دعایش مستجاب و گناهانش بخشیده می شود.»

  1. ثواب حج

امام هشتم(علیه‌السلام) می فرماید: «أَلَا فَمَنْ زَارَنِی فِی غُرْبَتِی کَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ أَجْرَ مِائَهِ أَلْفِ شَهِیدٍ وَ مِائَهِ أَلْفِ صِدِّیقٍ وَ مِائَهِ أَلْفِ حَاجٍّ وَ مُعْتَمِرٍ وَ مِائَهِ أَلْفِ مُجَاهِدٍ وَ حُشِرَ فِی زُمْرَتِنَا وَ جُعِلَ فِی الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجَنَّهِ رَفِیقَنَا؛۲۳ آگاه باشید! کسی که مرا در حال غربتم زیارت کند، خداوند برای او پاداش صد هزار شهید، صد هزار صدّیق، صد هزار حج گذار و عمره گذار می نویسد و در صف ما محشور خواهد شد و در درجات بالای بهشت، رفیق ما خواهد بود.»

  1. شفاعت روز قیامت

امام هشتم(علیه‌السلام) فرمود: «مَن شَدَّ رَحَلَهُ الی زیارتی، استجیبَ دُعاؤُهُ… وَ کُنتُ انا و آبائی شَفَعاءَهُ یَوم القیامه؛۲۴ کسی که برای زیارت من کمر مسافرت ببندد، دعایش مستجاب می شود … و من و پدرانم او را در روز قیامت شفاعت می کنیم.»

«حسن بن علی بن فضال» از امام علی بن موسی الرضا (علیهما السلام) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: در خراسان سرزمینی است که در آینده محل رفت و آمد ملائکه می شود، همیشه گروهی از آسمان فرود آمده، تا روز قیامت گروهی به آسمان صعود می کنند.

گفته شد: ای پسر رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) آن کدام بقعه است؟ فرمود: «هِیَ بِأَرْضِ طُوسَ- وَ هِیَ وَ اللَّهِ رَوْضَهٌ مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّهِ- مَنْ زَارَنِی فِی تِلْکَ الْبُقْعَهِ کَانَ کَمَنْ زَارَ رَسُولَ اللَّهِ – صلی الله علیه وآله وَ کَتَبَ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ ثَوَابَ أَلْفِ حَجَّهٍ مَبْرُورَهٍ وَ أَلْفِ عُمْرَهٍ مَقْبُولَهٍ وَ کُنْتُ أَنَا وَ آبَائِی شُفَعَاءَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ؛۲۵ آن بقعه زمین طوس است. به خدا آن زمین باغی از باغهای بهشت است. کسی که مرا در این بقعه زیارت کند، گویا رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) را زیارت کرده است و خداوند ثواب هزار حج و عمر? قبول شده برای او می نویسد و من و پدرانم روز قیامت او را شفاعت می کنیم.»

  1. فریادرسی در سه جا

از «ابراهیم بن اسحاق نهاوندی» نقل شده است که امام رضا(علیه‌السلام) فرمود: «مَنْ زَارَنِی عَلَى بُعْدِ دَارِی وَ مَزَارِی أَتَیْتُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ فِی ثَلَاثَهِ مَوَاطِنَ حَتَّى أُخَلِّصَهُ مِنْ أَهْوَالِهَا إِذَا تَطَایَرَتِ الْکُتُبُ یَمِیناً وَ شِمَالًا وَ عِنْدَ الصِّرَاطِ وَ الْمِیزَان ؛۲۶ کسی که مرا با دوری منزل و مزارم زیارت کند، در روز قیامت در سه جا نزد او می آیم تا او را از سختی رهایی بخشم: هنگام تحویل پرونده به دست راست یا چپ، وقت گذشتن از پل صراط و کنار میزان [اعمال]».

  1. برتر از زیارت امام حسین(علیه‌السلام)

در روایات متعددی، زیارت امام هشتم(علیه‌السلام) برتر از زیارت امام حسین(علیه‌السلام) دانسته شده و راز آن نیز بیان گردیده است؛ که تمام اقشار و گروهها برای زیارت امام حسین(علیه‌السلام) می روند [چهار امامی، شش امامی، هفت امامی و…]؛ ولی برای زیارت امام هشتم(علیه‌السلام) جز دوازده امامی نمی روند.

«علی بن مهزیار» می گوید: به ابوجعفر (امام جواد(علیه‌السلام) ) عرض کردم: فدایت گردم! «زِیَارَهُ الرِّضَا(علیه‌السلام) أَفْضَلُ أَمْ زِیَارَهُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ(علیه‌السلام) فَقَالَ زِیَارَهُ أَبِی أَفْضَلُ وَ ذَلِکَ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه‌السلام) یَزُورُهُ کُلُّ النَّاسِ وَ أَبِی لَا یَزُورُهُ إِلَّا الْخَوَاصُّ مِنَ الشِّیعَه؛۲۷ زیارت [حضرت] رضا(علیه‌السلام) برتر است یا زیارت اباعبدالله الحسین(علیه‌السلام) ؟ فرمود: زیارت پدرم [رضا(علیه‌السلام) ] برتر است و این برای آن است که اباعبدالله(علیه‌السلام) را هم? مردم زیارت می کنند؛ ولی پدرم را جز خواصی از شیعه [از آنهایی که دوازده امامی هستند] زیارت نمی کنند.»؟

فهرست منابع

  1. باقرزاده، عبدالرحمن، زیارت در آیینه روایات، سازمان تبلیغات اسلامی قم، ۱۳۷۵ش.
  2. بهبهانی، محمدباقر، الدمعه الساکبه، مؤسس? الاعلمی، بیروت.
  3. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، دارالکتب العلمیّه، بیروت، ۱۴۱۷ ق.
  4. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، نشر آل البیت، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
  5. شیخ صدوق، الفقیه، مؤسس? نشر الاسلامی، قم، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
  6. خصال، النشر الاسلامی، قم، ۱۴۰۳ق.
  7. علل الشرائع، المکتب? الحیدریه، نجف، ۱۳۸۵ق.
  8. عیون اخبار الرضا؛ مطبع? الحیدریه، نجف، ۱۳۹۰ق.
  9. شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۶۵ش.
  10. شیخ کفعمی، المصباح، مؤسس? الاعلمی للمطبوعات، بیروت، چاپ دوم، ۱۳۹۵ق.
  11. شیخ مفید، المقنع?، مؤسس? نشر الاسلامی، قم، چاپ چهارم، ص۱۴۱۷ق.
  12. قمی، ابن قولویه، کامل الزیارات، دارالفکر، بیر۷وت، ۱۴۰۹ق.
  13. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، انتشارات اسلامیه، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۲ش.
  14. مؤسس? الامام الهادی(علیه‌السلام) ، موسوع? الزیارات المعصومین، قم، چاپ اول، ۱۴۲۵ق.
  15. مالکی، ابن صبّاغ، الفصول المهمّه فی معرف? الائم?، بی جا، بی تا، ۱۳۰۳ق.
  16. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، مؤسس? الوفاء، بیروت، ۱۴۰۳ق.
  17. نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، مؤسسه آل البیت، چاپ اول، ۱۴۰۷ق.

پی نوشت:

۱) کامل الزیارات، ابن قولویه، ص ۲۸۰؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۱، ص ۱۲۶.

۲) تهذیب، شیخ طوسی، ج ۶، ص ۲۲، ح ۶.

۳) الدمعه الساکب?، محمد باقر بهبهانی، ج۵، ص ۱۶۲.

۴) المصباح الکفعمی، ص ۴۷۵.

۵) بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۰، ص ۱۴۵.

۶) المقنع?، شیخ مفید، ص ۴۷۴؛ تهذیب، شیخ طوسی، ج ۶، ص ۷۸؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۱۰۰، ص ۱۴۵، ح ۳۴.

۷) عیون اخبار الرضا(علیه‌السلام) ، شیخ صدوق، ج ۲، ص ۲۶۵، ح ۲۸.

۸) وسائل الشیع?، شیخ حر عاملی، ج ۱۴، ص ۳۳۲، باب ۲؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۰، ص۱۲۴، ح ۳۴؛ مستدرک الوسائل، میرزای نوری، ج ۱۰، ص ۱۸۳، ح ۶.

۹) بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۹۷، ص ۱۴۵، ح ۳۵؛ وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج ۱۰، ص۴۲۶.

۱۰) کامل الزیارات، ابن قولویه، ص ۴۹۹، باب ۹۹، ح ۳.

۱۱) کافی، شیخ کلینی، ج ۴، ص ۵۸۳؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۲، ص ۴ و ۲۰؛ مستدرک الوسائل، میرزای نوری، ج ۱۰، ص ۳۵۲، ح ۲؛ وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج ۱۴، ص ۵۴۵.

۱۲) تهذیب، شیخ طوسی، ج ۶، ص۸۲، ح ۳؛ وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج ۱۴، ص ۵۴۵، باب ۸۰، ح ۳؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۲، ص ۵، ح ۲۲ و۲۳.

۱۳) کامل الزیارات، ابن قولویه، ص ۲۹۹، ح ۷، وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج ۱۴، ص ۵۴۷، باب ۸۰، ح ۸؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۲، ص ۵، ح ۲۲ و۲۳.

۱۴) بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۲، ص۱، ح۱؛ تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج ۱، ص ۱۳۳.

۱۵) بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۲، ص۱، ح ۲.

۱۶) کافی، شیخ کلینی، ج ۴، ص ۵۸۳، ح ۳.

۱۷) زیارت در آیین? روایات، عبدالرحمن باقر زاده، ص ۷۱.

۱۸) بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۲، ص ۳۱، ح ۱؛ وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، ج ۱۴، ص ۵۵۵، باب ۸۲، ح ۲؛ الفقیه، شیخ صدوق- رحمه الله -، ج ۲، ص ۵۸۵، ح ۳۱۹۲.

۱۹) وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج ۱۴، ص ۵۵۴، ح ۱۰؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۲، ص۳۵، ح ۱۷ و ۱۸.

۲۰) وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج ۱۴، ص ۵۵۳؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۲، ص ۳۳، ح۱۰.

۲۱) کامل الزیارات، ابن قولویه، ج۵، ص ۳۰۴؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۲، ص ۴۱، ح ۴۳؛ مستدرک الوسائل، میرزای نوری، ج ۱۰، ص ۳۵۶، ح ۴.

۲۲) وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج ۱۴، ص ۵۶۲؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۲، ص ۳۶، ح۲۱.

۲۳) وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج ۱۴، ص ۵۶۸؛ الفقیه، شیخ صدوق، ج ۲، ص ۵۸۵، ح ۳۱۹۴؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۲، ص ۳۲، ح ۲.

۲۴) بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۲، ص ۴۴، ح ۵۱.

۲۵) وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج ۱۴، ص ۵۶۷، ح ۴؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۲، ص ۳۱، ح ۲؛ الفقیه، شیخ صدوق، ج ۲، ص ۵۸۵، ح ۳۱۹۵.

۲۶) تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج ۶، ص ۸۵، ح ۵؛ کامل الزیارات، ابن قولویه، ص ۳۰۴، باب ۱۰۱، ح۴؛ وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج ۱۴، ص ۵۵۱، باب ۸۲، ح ۲؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۱۰۲، ص ۳۴، ح ۱۳ و ۱۴؛ خصال، شیخ صدوق، ص ۱۶۸.

۲۷) کافی، شیخ کلینی، ج ۴، ص ۵۸۴، ح ۱؛ وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج ۱۴، ص ۵۶، باب ۸۵، ح۱؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۲، ص ۳۸، ح ۳۴؛ کامل الزیارات، ابن قولویه، ص ۳۰۶، ب ۱۰۱، ح۱۱.

منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره۱۵۱.(کتابخانه دیجیتالی تبیان)

سیدجواد حسینی

ثواب خواندن زیارت عاشورا در کلام امامان معصوم (علیه‌السلام)

اشاره:

زیارت عاشورا از زیارتها معروف امام حسین(علیه‌السلام) است که معمولا در روز عاشورا خوانده و در آیام دیگر نیز خواندن آن از سوی امامان معصوم(علیهم‌السلام) سفارش شده است. خواندن زیارت عاشورا دارای ثوابی است که در کلام معصومین(علیهم‌السلام) و علمای شیعه از آن سخن گفته شده است. در این نوشته به صورت مختصر به این موضوع پرداخته شده است. 

 

 امام محمد باقر(علیه‌السلام) به فردی به نام علقمه که درباره چگونگی زیارت امام حسین (علیه‌السلام) از راه دور سوال پرسیده بود، فرمودند: پس از آنکه به آن حضرت با سلامی اشاره کردی، دو رکعت نماز بخوان و سپس زیارت عاشورا را بخوان، هنگامی که این زیارت را خواندی در حقیقت او را به چیزی خواندی که هر کس از ملائکه که بخواهند او را زیارت کنند، به آن می‌خوانند و خداوند برای تو هزار هزار حسنه می‌نویسد و از تو هزار هزار سیئه دور می‌نماید و تو را هزار هزار مرتبه بالا می‌برد. همانند کسانی هستی که در رکاب آن حضرت به شهادت رسیدند. حتی در درجات آنها هم شریک می‌شوی.[۱]

 امام صادق (علیه‌السلام) به یکی از یاران خود به نام صفوان، درباره اثرات زیارت عاشورا می‌‎فرمایند: زیارت عاشورا را بخوان و از آن مواظبت کن، به درستی که من چند خیر را برای خواننده آن تضمین می‌نمایم؛ اول: زیارتش قبول شود، دوم: سعی و کوشش او شکور باشد، سوم: حاجات او هرچه باشد، از طرف خداوند بزرگ برآورده می‌گردد و نا امید از درگاه او برنخواهد برگشت؛ زیرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد.[۲]

 در روایت دیگر از امام باقر (علیه‌السلام) می‌خوانیم: اگر مردم می‌دانستند زیارت امام حسین (علیه‌السلام) چه ارزشی دارد، از شدت شوق و علاقه می‌مردند و حسرت رسیدن به آن پاداش ها، جسم و روح آنها را پاره پاره می‌کرد.[۳]

 امام صادق‏ (علیه‌السلام) همچنین فرموده‌اند: خداوند سوگند یاد کرده که زیارت زائری که زیارت عاشورا را تلاوت نماید، بپذیرد و نیازمندی‌هایش را برآورده سازد. او را از آتش جهنم برهاند و در بهشت برین جای دهد و همچنین حق شفاعت و دستگیری کردن از دیگران را به وی عطا نماید.

 در کتاب مفاتیح الجنان و قبل از متن زیارت عاشورا، حدیثی از امام باقر در ثواب این زیارت آمده است که می‌فرمایند: به تحقیق این دعا دعایی است که ملائکه آن را می‌‏خوانند و خداوند در قبال آن برای تو صد هزار هزار درجه می‏‌نویسد و مثل کسی خواهی بود که با امام حسین (علیه‌السلام) شهید شده باشد. نوشته شود برای تو ثواب زیارت هر پیغمبری و رسولی و ثواب زیارت هر که زیارت کرده حسین‏‌ (علیه‌السلام) را از روزی که شهید شده است.

برکات خواندن زیارت عاشورا در کلام علما و بزرگان دین

۱٫ عالم جلیل، شیخ عبدالهادی حائری مازندرانی از پدر خود، حاجی ملا ابوالحسن نقل کرده است که من حاج میرزا علی نقی طباطبایی را بعد از رحلتش در خواب دیدم، و به او گفتم: «آیا آرزویی داری؟»، گفت: «یک آرزو دارم و آن این است که چرا در دنیا هر روز زیارت عاشورا نخواندم.» رسم سید این بود که در تمام دهه اول محرم، زیارت عاشورا می‌خواند، ولی بعد از مرگ، افسوس می‌خورد که چرا در تمام ایام سال، موفق به این زیارت نبوده است.

۲٫ آیت اللّه شبیری زنجانی، از مراجع تقلید می‌گوید: «یکی از چشم‌های فرزند آقای حاج سید محمد بجنوردی بر اثر عارضه‌ای نابینا شده بود و به نظر پزشکان، حتی پزشکان خارج از کشور، به علت رشد آن عارضه، چشم دیگرش نیز نابینا می‌شد. ولی آن شخص شفا یافت؛ یکی از بستگان وی، سیدالشهداء را در عالم رؤیا دید که به او فرمود: «ما به جهت اینکه او به زیارت عاشورا مداومت داشت، سلامتی چشم دیگرش را از خدا گرفتیم».

۳.مرجع بزرگ آیت اللّه العظمی بهجت، درباره زیارت عاشورا می‌گوید: «مضمون زیارت عاشورا گواه و روشن کننده عظمت آن است. در سندها آمده است که زیارت عاشورا از حدیث‌های قُدسی است. برای همین، با وجود فراوانی کارهای علمی موجود نزد علما و اساتیدمان، آنان همیشه مراقب خواندن زیارت عاشورا بودند. مرحوم آیت اللّه شیخ محمدحسین اصفهانی از خداوند متعالی می‌خواست کلمات پایانی عمرش، زیارت عاشورا باشد و پس از آن به سوی باری تعالی بشتابد؛ خداوند نیز دعای وی را اجابت کرد و پس از اتمام خواندن زیارت عاشورا روحش به ملکوت اعلی شتافت و قرین رحمت گردید».

۵.مرحوم شهید دستغیب(ره) حکایتی درباره برکت خواندن زیارت عاشورا را این‌گونه نقل می‌نماید: «یکی از علما نجف حدود یکصد سال پیش، در خواب، حضرت عزراییل را می بیند، پس از سلام می‌پرسد: «از کجا می آیی؟»، ملک الموت می‌فرماید: «از شیراز!، روح مرحوم میرزا ابراهیم محلاتی را قبض کردم.»، شیخ می‌پرسد: «روح او در چه حالی است؟»، عرزاییل می‌فرماید: «در بهترین حالات و بهترین باغ‌های عالم برزخ، خداوند هزار ملک را برای انجام دستورات شیخ قرار داده است.»، آن عالم پرسید: «آیا برای مقام علمی و تدریس و تربیت شاگرد به چنین مقامی دست یافته است؟»، فرمود: «نه!»، گفتم: «آیا برای نماز جماعت و بیان احکام!»، فرمود: «نه!»، گفتم پس برای چه؟ فرمود: «برای خواندن زیارت عاشورا».

نقل است که مرحوم میرزا، سی سال آخر عمرش، زیارت عاشورا را ترک نکرد و هر روز که به سبب بیماری یا امر دیگری نمی‌توانست بخواند، نایب می‌گرفت.

از عارف بزرگ، مرحوم آیت الله میرزا سید علی آقای قاضی (ره) (استاد آیت الله بهجت و علامه طباطبایی) نقل شده که بعد از رحلت‌شان، کسی ایشان را در خواب دید و سوال کرد: «چه عملی در آنجا مهم‌تر است؟»، فرمود: «زیارت عاشورا، و من پشیمانم که چرا روزی یک بار زیارت عاشورا را قرائت کردم و دوبار نخواندم!». مرحوم قاضی(ره) می‌گفتند: «هر چه دارم از سید الشهداء(علیه‌السلام) و قرآن دارم».

تأکید امام زمان (عج) به خواندن زیارت عاشورا

در کتاب مفاتیح الجنان، قبل از زیارت جامعه کبیره و بعد از دعای علقمه، سفارش امام زمان (عج) به سید رشتی این‌گونه بیان شده است: «شما چرا زیارت عاشورا را نمی‌خوانید؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا».

پی نوشت:

[۱] . کامل الزیارات- ص ۷۴.

[۲] . بحارالانوار-جلد ۹۸-ص ۳۰۰.

[۳] . بحارالانوار-جلد ۱۰۱ –ص ۱۸.

منبع : باشگاه خبرنگاران