آثار و فواید دعا

اشاره:

عبادات باید با نیت تقرب به خدا به جا آورده شود و دعا که از برترین عبادتهاست تنها با همین نیت باید انجام گیرد. همچون اولیای خاص الهی که تسلیم محض اوامر او هستند و از آن جهت دعا می‌کنند که اطاعت حق تعالی است و لذا دعایشان اجابت بشود یا نه، راضی هستند. هرچند آنان از دعا جز تقرب، چیزی نمی خواهند، اما خود دعا دارای آثار و فوایدی است که هر دعاکننده‌ای از آن بهره‌مند خواهد شد، البته در صورتی که آداب و شرایط آن را رعایت کند. در این مقاله با توجه به روایات به برخی از فواید دعا اشاره می کنیم:

  1. کسب معرفت: از شرایط دعا، به دست آوردن معرفت لازم برای شناخت خود و خداست. اینکه انسان بداند فقیر محض است و در همه چیز محتاج خداست و خداوند بی‌نیاز از دیگران و برآورنده نیاز دیگران است و بداند که هیچ چیزی بدون اراده خداوند واقع نمی‌شود و هرچه را او اراده کند بی‌درنگ محقق می‌شود. «انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون» [۱] با این معرفت انسان با تمام وجود و با اخلاص دعا خواهد کرد و همین باعث اجابت آن می‌شود. امام صادق (علیه‌السلام) در بیان آیه «فلیستجیبوا لی و لیؤمنوا بی«‌می‌فرمایند: «‌یعنی مردم بدانند که خداوند قادر است هر آنچه را بخواهند به آنان عطا کند.«[۲] و وقتی از آن حضرت درباره علت عدم استجابت دعا پرسیدند، فرمود: «‌چون شما کسی را می‌خوانید که او را نمی‌شناسید.»[۳]
  2. آرامش روانی: گاهی انسان در زندگی روزمره خود گرفتار مشکلاتی می‌شود که بر طرف کردن آن از توانش خارج است. و «‌وارد آمدن فشار برای انجام کارهایی فراتر از توانمندیهای آدمی در وی اضطراب ایجاد می‌کند و این اضطراب را نمی‌تواند مدت درازی تحمل کند.«[۴] بهترین راه حل برای از بین بردن اضطراب و به دست آوردن آرامش، دعا و راز و نیاز با خداست چرا که دعا برقراری ارتباط بنده با خداست. خدایی که بر هر کاری تواناست. این ارتباط انسان را امیدوار و دلگرم به قدرتی برتر می‌کند که اگر صلاح بداند به راحتی آن فشارها و سختی‌ها را برطرف می‌کند.
  3. خودسازی: برقراری ارتباط با خداوند و با او به راز و نیاز پرداختن در صورتی امکان‌پذیر است که اعمال او خلاف خواست پروردگار نباشد. قرآن کریم می‌فرماید: «‌خداوند دعای کسانی را اجابت می‌کند که ایمان داشته باشند و عمل صالح انجام دهند«‌(شوری، ۲۶) پس سخن گفتن با خدا و طلب حاجت از او، دلی پاک و عملی صالح لازم دارد. چنانکه حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند:«‌پرهیزگار باشید و اعمالتان را صالح و درونتان را برای خدا خالص کنید تا خداوند دعایتان را اجابت کند.[۵]» و چون شرط به اجابت رسیدن دعا، ترک گناه است، کسی که حقیقتا درخواستی از خدا دارد، مراقب اعمال و رفتار خود خواهد بود.
  4. از بین بردن خودخواهی: برای استجابت دعا بهتر است انسان اول برای دیگران دعا کند سپس برای خود. چنانکه امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «‌هر کس چهل مؤمن را قبل از خود دعا کند، دعایش مستجاب می‌شود.«[۶] همچنین پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) می‌فرمایند:«‌وقتی کسی از شما دعا می‌کند آن را عمومیت دهد – و برای دیگران هم دعا کند – چرا که باعث اجابت دعاست.»[۷] طلب خیر برای دیگران در واقع مبارزه درونی با انحصار طلبی و خودخواهی است.
  5. نجات از دوزخ: رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله) می‌فرمایند: «‌در قیامت امر می‌شود عده‌ای را به جهنم ببرند ، خداوند به مالک جهنم می‌فرماید: به آتش بگو پاهایشان را نسوزاند چونکه با آن به مساجد می‌رفتند، صورتشان را نسوزاند به خاطر وضو گرفتنشان و دستهایشان را نسوزاند چون هنگام دعا دستها را بالا می‌گرفتند…«[۸]
  6. تشویق به فعالیت: امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «‌دعای چهار نفر اجابت نمی‌شود: یکی از آنها کسی است که در خانه بنشیند و از خدا روزی طلب کند.[۹]» و حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «‌دعا کننده بدون عمل مانند تیرانداز بدون کمان است که هیچ گاه دعای او به اجابت نمی رسد.»[۱۰] کسی که واقعا می‌خواهد دعا کند باید حداکثر شرایط اجابت آن را رعایت کند. یکی از آن شرایط کار همراه دعاست.
  7. محبوبیت نزد خدا: انجام هر عبادتی انسان را محبوب درگاه حق تعالی می‌کند و دعا یکی از آن عبادات و بلکه افضل آن است. خداوند در قرآن کریم از حضرت ابراهیم به خاطر دعاکردنش تعریف و تمجید می‌کند.

«‌ان ابراهیم لحلیم اوّاه منیب»(هود،۷۵) امام باقر (علیه‌السلام) در بیان این آیه می‌فرمایند:«‌اواه کسی است که بسیار دعا می‌کند.[۱۱]»

  1. جلب روزی: خداوند روزی دهنده تمام مخلوقات است اما با دعا می‌توان نعمتهای بیشتر و بهتری به سوی خود جلب کرد. پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) می‌فرمایند: «رزق و روزی به عدد قطرات باران از آسمان بر زمین نازل می‌شود تا هر کس به اندازه خود دریافت کند، لکن خداوند زیاده دهنده است پس از فضل خداوند نعمتهای بیشتری درخواست کنید.[۱۲]
  2. دفع بلا: امام سجاد (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «‌دعا و بلا با هم هستند تا روز قیامت و دعا بلا را دفع می‌کند حتی در حالیکه نزول بلا قطعی شده باشد.«[۱۳] و حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «‌امواج بلا را با دعا دفع کنید.»[۱۴]
  3. تقویت روحیه احساس مسئولیت نسبت به جامعه: دین اسلام همه ابعاد زندگی اجتماعی و فردی انسان را مورد توجه قرار داده است. همه افراد را نسبت به یکدیگر و جامعه مسئول می‌داند و این مسئولیت را در قالب امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یکی از فروع دین واجب کرده است و یکی از شرایط استجابت دعا را این وظیفه می‌داند. امیرمؤمنان می‌فرمایند:«‌امر به معروف و نهی از منکر کنید تا خداوند دعایتان را مستجاب کند.[۱۵]«‌و همچنین در وصیت خود به فرزندانش می‌فرماید:«‌امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید، مبادا خداوند اشرار امت را بر شما مسلط کند، بعد شما هرچه دعا کنید، اجابت نشود.[۱۶]»
  4. شفای دردها: امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «دعا کنید چرا که دعا شفا دهنده دردهاست[۱۷]»
  5. به دست آوردن منزلت نزد خدا: امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «نزد خداوند متعال، مقام و منزلتی هست که کسی به آن نمی‌رسد مگر با درخواست و دعا[۱۸]»

پی نوشت:

[۱]. یس،۸۲

[۲] . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۲۳.

[۳]. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۹۳، ص ۳۶۸.

[۴]. ریچارد،تکینسون، روانشناسی هیلگارد، ج ۲، ص ۱۵۲.

[۵]. شیخ حر عاملی، مستدرک الوسایل، ج ۵، ص ۲۶۹.

[۶]. شیخ کلینی، کافی، ج ۲، ص ۵۰۹.

[۷]. همان، ص ۴۸۷.

[۸]. ابن ابی جمهور احسائی، عوالی اللآلی، ج ۱، ص ۳۶۰.

[۹]. شیخ کلینی، کافی، ج ۲، ص ۵۱۱.

[۱۰]. نهج البلاغه، ص ۵۳۴.

[۱۱]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۹، ص ۲۹۳.

[۱۲]. همان، ص ۲۸۹.

[۱۳]. شیخ کلینی، کافی، ج ۲، ص ۴۶۹.

[۱۴]. نهج البلاغه، ص ۴۹۵، کلمات قصار ۱۴۶.

[۱۵]. شیخ حد عاملی، مستدرک الوسایل، ج ۵، ص ۲۶۶.

[۱۶]. نهج البلاغه، نامه ۴۷.

[۱۷]. شیخ کلینی، کافی، ج ۲، ص ۴۷۰.

[۱۸]. همان، ص ۴۶۶.

منبع: اندیشه قم.

نویسنده : محمد حسین باقری

دعا از دیدگاه قرآن و روایات

اشاره:

دعا مسئله بسیار مهمّی است که در آیات قرآن و روایات معصومان (علیهم‌السلام) به گونه گسترده ای مطرح شده است. در این باره، سؤالات گوناگونی مطرح  است. مثلا فلسفه دعا چیست؟ وقتی که خداوند از درون ما خبر دارد چه نیازی به دعا است؟ شرایط اجابت دعا و موانع استجابت دعا چیست؟ برترین دعا چه دعایی است؟ چرا برخی از دعاها مقرون به اجابت نمی گردد؟ در این مقاله به این سؤالات پاسخ داده شده است.

دعا برترین عبادت

از آیات و روایات استفاده می شود که دعا نه تنها عبادت است، بلکه از برترین عبادتها به شمار رفته است.

به منظور روشن تر شدن اهمیت دعا، به سه آیه از قرآن مجید و شش روایت از معصومان (علیهم‌السلام) اشاره می شود:

۱. خداوند متعال در آیه ۶۰ سوره غافر (مؤمن) می فرماید: «وَ قالَ رَبُّکمُ ادْعونی اسْتَجِبْ لَکمْ انَّ الَّذینَ یسْتَکبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ»؛ پروردگار شما گفته است: مرا بخوانید تا دعای شما را بپذیرم! کسانی که از عبادت من تکبّر می ورزند به زودی با ذلّت وارد دوزخ می شوند!

آیه شریفه، نخست به «دعا» تعبیر می کند؛ سپس در ادامه تعبیر را عوض کرده، از آن به «عبادت» یاد می کند.

چرا از «دعا» به «عبادت» تعبیر شده است؟

برخی گفته اند: برای اینکه عبادت به معنای مطلق دعاست و شاید تعبیر برخی از روایات: «الدُّعا مُخُّ الْعِبادَهِ؛ دعا روح و جان عبادت است»[۱] بدین جهت بوده است.

۲. خداوند متعال در آیه ۷۷ (آخرین آیه) سوره فرقان می فرماید: «قُلْ ما یعْبَؤُ بِکمْ رَبّی لَوْ لا دُعاؤکمْ فَقَدْ کذَّبْتُمْ فَسَوْفَ یکونُ لِزاماً»؛ بگو: «اگر دعای شما نباشد، پروردگارم برای شما ارجی قائل نیست؛ شما [آیات خدا و پیامبران را] تکذیب کردید، و [این عمل] دامان شما را خواهد گرفت و از شما جدا نخواهد شد».

این تعبیر. که خداوند بخاطر دعاهایتان به شما اعتنا می کند و برای شما ارزش قایل است. در سایر عبادت ها؛ مانند حج، روزه، جهاد و.. . به کار نرفته است. و تنها درباره دعا ذکر شده است؛ یعنی علی رغم گناهان فراوانی که انجام می دهید و فسادهایی که مرتکب می شوید، تنها چیزی که سبب ارج نهادن خداوند به شما می شود، دعاهای شماست؛ قدر و ارزش آن را بدانید.

۳. خداوند متعال در آیه ۱۸۶ سوره بقره، پس از بیان آیاتی درباره فضیلت و احکام ماه مبارک رمضان، می فرماید: «وَ اذا سَأَلَک عِبادی عَنّی فَانّی قَریبٌ اجیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ اذا دَعانِ فَلْیسْتَجیبُوا لی وَلْیؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یرْشِدُونَ»؛ و هنگامی که بندگان من، از تو درباره من سئوال کنند، [بگو:] من نزدیکم؛ دعای دعاکننده را، به هنگامی که مرا می خواند، پاسخ می گویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند و به مقصد برسند.

بنابر آیه شریفه: «نَحْنُ اقْرَبُ الَیکمْ مِنْ حَبْلِ الْوَرید»، خداوند، نزدیک ترین کس به انسان است و حتّی از رگ گردن یا رگ قلب نیز به انسان نزدیک تر است.[۲]

بی شک تعبیری ظریف و زیباتر از این برای قرب و نزدیکی بین خالق و مخلوق، عابد و معبود و بنده و مولا وجود ندارد.

بنابراین، با تفکر در آیات سه گانه درمی یابیم که دعا از نظر اسلام چقدر مهم شمرده شده است؛ به گونه ای که هم عبادت است؛ و هم باعث اعتنای خدا به انسان؛ و هم وسیله تقرب بنده به مولاست.

دعا در آئینه روایات

همان گونه که قبلًا ذکر شد، روایات فراوانی مسائل دعا را بررسی نموده که در این مختصر تنها به ذکر شش روایت بسنده می گردد:

۱. در روایتی وجود نازنین پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله) فرموده است:

«الدُّعا سِلاحُ الْمُؤْمِنِ وَ عَمُودُ الدّینِ وَ نُورُ السَّماواتِ وَ الْارْضِ»؛ دعا و راز و نیاز به درگاه خداوند، اسلحه انسان با ایمان و ستون (خیمه) دین و نور آسمان ها و زمین است.[۳]

آری؛ دعا در درگاه خداوند هرچند عبادتی است بی رنج و زحمت؛ لیکن از کلمات گهربار پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) درمی یابیم که در نزد خداوند جایگاهی بس عظیم دارد که متأسّفانه، انسان ها به جهت سهل و آسانی آن کمتر بدان توجّه دارند.

۲. مولای متّقیان، حضرت علی علیه السلام می فرماید: «الدُّعا مِفْتاحُ الرَّحْمَهِ وَ مِصْباحُ الظُّلْمَهِ»؛ دعا کلید رحمت خداوند و چراغ روشنی برای تاریکی های دنیا و آخرت است.[۴] دعا نه تنها دنیا، بلکه آخرت انسان را نیز روشن می کند.

۳. در روایت دیگری پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله) فرموده است: «عَمَلَ الْبِرِّ کلُّهُ نِصْفُ الْعِبادَهِ وَ الدُّعا نِصْفٌ»؛ تمام اعمال نیک انسان، تنها نیمی از عبادت است و نیم دیگر آن، دعا و راز و نیاز با معبود است.[۵]

۴. امام صادق علیه السلام در روایتی می فرماید: «اکثِرْ مِنَ الدُّعا فَانَّهُ مِفْتاحُ کلِّ رَحْمَهٍ وَ نَجاحُ کلِّ حاجَهٍ وَ لا ینالُ ما عِنْدَ اللَّهِ الَّا بِالدُّعا وَ لَیسَ بابٌ یکثَرُ قَرْعُهُ الَّا یوشَک انْ یفْتَحَ لِصاحِبِهِ»؛ زیاد دعا کنید و در خواندن خدا اصرار کنید؛ زیرا کلید تمام رحمت ها و عامل پیروزی در هر حاجتی دعاست؛ نعمت ها و برکاتی که نزد خداوند است، بدون دعا به کسی نمی رسد، و هیچ دری وجود ندارد مگر اینکه با اصرار و سماجت و پافشاری گشوده می شود.[۶]

بنابراین چنانچه دعا مستجاب نگردد، نباید سبب ناامیدی انسان شود؛ زیرا چه بسا خداوند می خواهد با دعا انسان را تربیت کرده، قلب و دل او را شستشو بدهد.

۵. امام صادق علیه السلام در روایت دیگری دعا را چنین توصیف می فرماید: «افْضَلُ الْعِبادَهِ الدُّعا»؛ هیچ عبادتی بالاتر از دعا نیست.[۷]

۶. حضرت علی بن موسی الرضا. علیهما السلام. می فرماید: «عَلَیکمْ بِسِلاحِ الْانْبیاءِ، قیلَ ما سِلاحُ الْانْبیاءِ؟ قالَ: الدُّعاء»؛ شیعیان و پیروان اسلام! همواره به اسلحه پیامبران. که در کارها و برنامه های سخت تبلیغی بدان مسلّح بودند. مسلّح شوید. شخصی از آن حضرت پرسید: اسلحه پیامبران چیست؟ حضرت فرمود: دعا.[۸]

از مجموعه آیات قرآن و روایات معصومان (علیهم‌السلام) روشن می گردد که دعا در اسلام جایگاهی بس عظیم دارد و از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

راز اهمیت دعا در اسلام

چرا دعا از نظر دین دارای چنین ارزش و اهمیتی است که بنا بر آیات و روایات، برترین عبادت، اسلحه مؤمن، ستون دین، نور آسمان ها و زمین، کلید رحمت، چراغ هدایت، نیمی از عبادات، رمز پیروزی، اسلحه انبیا، مایه ارج انسان در پیشگاه خدا و… به شمار می رود؟

اگر این تحفه و هدیه الهی را مورد دقّت و بررسی قرار دهیم و آن را موشکافی کنیم، درمی یابیم که حقیقتاً، تمام این فضایل برای دعا سزاوار و شایسته است.

دعا آثار مهمّی در وجود انسان به ارمغان می آورد که مهم ترین اثر آن این است که انسان را تربیت می کند؛ و عامل خودسازی و تربیت انسان است.

تعلیم و تربیتی که بعثت انبیا بر آن نهاده شده و از مهم ترین اهداف بعثت به شمار رفته است.[۹] بی شک تعلیم مقدمه تربیت است. از این رو، هدف نهایی، تربیت شناخته شده است.

رابطه «دعا» و «تربیت»

دعا آثار تربیتی فراوانی دارد که به سه نمونه آن اشاره می شود:

۱. اوّلین اثر دعا، ایجاد نور امّید در دل انسان ها است. انسان ناامید در دریف مرده ها قرار دارد؛ انسان بیمار اگر به سلامت خود امّیدوار باشد، بهبود می یابد و اگر مأیوس شود و چراغ امّید در دلش خاموش گردد، دیگر امیدی به بهبودی او نیست. همان گونه که عامل اصلی پیروزی جنگجویان در میدان جنگ، امید و روحیه است. از این رو، سربازان ناامید اگر پیشرفته ترین سلاح های جنگی را نیز داشته باشند، بازنده میدان جنگ خواهند بود.

دعا در دل انسان نور امید می تاباند، انسانی که اهل دعا و متّکی به خداوند است. علی رغم مشکلات زیاد؛ دشمنان جسور، فقر مالی و.. .. اگر به درگاه خداوند روی آورد و به او امید ورزد و با او راز و نیاز کند، نور امید در دلش زنده می شود و به زندگی امیدوار می گردد و گویی حیات دوباره ای می یابد؛ چه اینکه این انسان دست نیاز به سوی کسی دراز نموده که مشکل ترین کارها در نزد او آسان ترین است. خدایی که اصلًا مشکل و آسان برای او معنا ندارد؛ زیرا مشکل یعنی چیزی که بالاتر از مقدار قدرت و آسان، یعنی چیزی که کمتر از آن است. آیا چیزی را می یابید که فوق قدرت خداوند باشد؟! بنابراین، برای خداوند مشکل و آسان تفاوتی ندارد او هرچه را اراده کند، در یک لحظه می آفریند اگرچه میلیون ها خورشید همانند خورشید خاکیان باشد! وقتی انسان به درگاه چنین قادر و عالمی روی می آورد و با او درد دل می کند و در مقابلش به سجده می افتد و برایش اشک می ریزد و مشکلاتش را به او عرضه می دارد، بی شک خداوند نور امید را در دل او تجلّی می دهد.

۲. دومین اثر دعا ایجاد نور تقوا در وجود انسان است.

تقوا؛ سبب تقرّب انسان به درگاه الهی است.[۱۰]

تقوا؛ زاد و توشه ای است که سبب نجات انسان در جهان آخرت می گردد.[۱۱]

تقوا؛ برات و گذرنامه بهشت است.[۱۲]

آن گاه دعا، نور چنین گوهر ارزشمندی را در دل انسان زنده می کند. وقتی انسان دست به دعا برداشته، به درگاه خداوند توسّل می جوید و خدا را با أسمای حسنی و صفات جلال و جمالش می خواند، آن صفات بازتابی در وجود انسان خواهد داشت و طبعاً انسان را به سمت خداوند سوق می دهد؛ به گونه ای که انسان احساس می کند که اگر بخواهد دعایش مقرون به اجابت شود، باید توبه کند. دعا انسان را به توبه فرامی خواند و توبه او را به تجدید نظر در زندگی، و در نتیجه سیر این حرکت نور تقوا را در زندگی انسان زنده می گرداند.

در حدیث جالبی آمده است: «آن دسته از افرادی که پیوسته. چه در حال گرفتاری و چه در حال آسایش و آرامش. با خداوند راز و نیاز دارند، در هنگام مکشلات و گرفتاری ها وقتی خداوند را می خوانند فرشتگان می گویند: «این صدا آشنا است مشکل او را حل کنیم»؛ ولی وقتی صدای انسان هایی را می شنوند که تنها به هنگام گرفتاری ها و سختی ها و ناراحتی ها دعا می کنند، آن صدا برای فرشتگان ناآشناست».[۱۳]

حضرت علی علیه السلام در خطبه ارزشمندِ همّام، در شرح حال متّقین می فرماید:

«نُزِّلَتْ انْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِی الْبَلاءِ کالَّتی نُزِّلَتْ فِی الرَّخاءِ»؛ پرهیزکاران کسانی هستند که در حال رخا و آسایش و آرامش همان گونه هستند که در حال بلا و سختی و گرفتاری هستند.[۱۴]

خداپرستی و راز و نیاز فرعونی که در حال غرق شدن «یا الله» می گوید، هیچ فایده ای ندارد. به همین جهت، در آن هنگام جبرئیل در پاسخ فرعون مشتی از لجنِ تهِ رودخانه را به دهانش می کوبد.[۱۵]

۳. سومین اثر تربیتی دعا، تقویت نور معرفت است. وقتی انسان به درگاه خداوند روی می آورد، در این فکر فرو می رود که او بر همه چیز توانا و قادر است و اسرار درون و برون ما را می داند. این مطلب سبب می شود که سطح معرفت انسان بالا برود؛ مخصوصاً اگر دعاهایی همچون: صحیفه سجّادیه، مناجات شعبانیه، صباح، کمیل و ندبه خوانده شود که اینها بالاترین درس های عرفان اسلامی است و با وجود این منابع معتبر شایسته نیست طالب عرفان در پی کتاب های مشکوک برود.

بنابراین، دعا نور امید، نور تقوا و نور معرفت را در دل انسان زنده می کند.

پرسش: در دعای ماه رجب. که خواندن آن پس از هر نمازی مستحب است.، می خوانیم: «یا مَنْ یعْطی مَنْ سَئَلَهُ، یا مَنْ یعْطی مَنْ لَمْ یسْئَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یعْرِفْهُ»؛ ای خدایی که به دعاکنندگان و به کسانی که دعا نمی کنند، به عارفان و به کسانی که تو را نمی شناسند، عطا می کنی و نعمت می دهی.

بر اساس این قسمت از دعای ماه رجب، خداوند به همه انسان ها. چه کسانی که خداشناس باشند و چه نباشند، چه کسانی که دعا کنند و چه نکنند. نعمت عطا می کند. بنابراین، چه نیازی به دعا و توسّل است؟.

پاسخ: فیض برکات خداوند اقسام و انواعی دارد: بخشی از آن را خداوند به همه انسان ها عطا می کند، همانند باران که در هنگام نزول کافر و مؤمن، عارف و غیرعارف و.. . همه از آن بهره مند می شوند.

بخش دیگر آن، برکاتی است که تنها به اهل معرفت عطا می شود و غیر مؤمن مشمول آن نمی گردد. و بخش سوم، نعمت هایی است که تنها دعاکنندگان از آن بهره می برند.

در روایتی آمده است: «در نزد خداوند کراماتی است که جز به دعا به کسی نمی دهند».[۱۶]

بنابراین، تنها بخش اوّل است که شامل همه می شود؛ ولی بخش دوم و سوم، ایمان و دعا در آن مؤثر است.

پی نوشت:

[۱] میزان الحکمه، باب ۱۱۸۹، حدیث ۵۵۱۹.

[۲] سوره ق: آیه ۱۶.

[۳] کافى، جلد ۲، ص ۴۶۸.

[۴] بحارالانوار، جلد ۹۰، ص ۳۰.

[۵] میزان الحکمه، باب ۱۱۸۹، حدیث ۵۵۳۳.

[۶] میزان الحکمه، باب ۱۱۹۶، حدیث ۵۵۸۵.

[۷] میزان الحکمه، باب ۱۱۸۹، حدیث ۵۵۱۶ و ۵۵۳۲.

[۸] کافى، جلد ۲، ص ۴۶۸.

[۹] سوره جمعه: آیه ۲.

[۱۰] سوره حجرات: آیه ۱۳.

[۱۱] سوره بقره: آیه ۱۹۷.

[۱۲] سوره مریم: آیه ۶۳.

[۱۳] میزان الحکمه، باب ۱۱۹۴، حدیث ۵۵۶۳.

[۱۴] نهج‏البلاغه، خطبه ۱۹۳.

[۱۵] تفسیر مجمع البیان، جلد ۵، صفحه ۱۳۱، ذیل آیه شریفه ۹۲ سوره یونس.

[۱۶] میزان الحکمه، باب ۱۱۸۹، حدیث ۵۵۲۱.

منبع : مثالهای زیبای قرآن، ج ۱، ص: ۲۷۲ , مکارم شیرازی، ناصر (پایگاه اطلاع رسانی حوزه)

آثار و فوائد و ویژگیهای دعا کردن برای تعجیل فرج حضرت ولی عصر(عج‌الله فرجه)

 

اشاره:

یک یاز دعاهای مأثور دعای برای تعجیل فرج و ظهور امام عصر(عج‌الله فرجه) است. این دعا عبارت از : اللهم عجل لولیک الفرج است. بر این دعا آثار زیادی مترتب می گردد که در نوشته زیر به این آثار اشاره شده است.

 

 

۱.   فرمایش حضرت ولی عصر(عج. : و بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که فرج شما در آن است.

۲.   این دعا سبب زیاد شدن نعمتها است.

۳.   و اظهار  محبت قلبی

۴. و نشانه انتظار

۵.   و زنده کردن امر ائمه اطهار علیهم اسلام

۶.   و مایه ناراحتی شیطان لعین

۷.   و نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان

۸.   و ادء قسمتی از حقوق آن حضرت است – که اداء حق هر صاحب حقی واجب ترین است

۹.   و تعظیم خداوند و دین خداوند است

۱۰. حضرت صاحبالزمان علیه اسلام در حق او دعا می کند

۱۱. و شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حالش می شود

۱۲.و شفاعت پیغمیر ص ان شاءالله شامل حالش می شود

۱۳. و این دعا امتثال امر الهی و طلب فضل و عنایت او است

۱۴. و مایه استجابت دعا می شود

۱۵. و اداء اجر رسالت است

۱۶. و مایه دفع بلا است

۱۷. و سبب وسعت روزی است ان شا<الله

۱۸. و باعث آمرزش گناهان می شود

۱۹.و تشرف به دیدار آن حضرت در بیداری یا خواب

۲۰.و رجعت به دنیا در زمان ظهور آن حضرت

۲۱.و از برادران پیغمبر صلی علیه و آله خواهد بود

۲۲.و فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان علیع السلام زودتر واقع می شود

۲۳.و پیروی از پیغمبر و امامان صلوات الله علیهم اجمعین خواهد بود

۲۴.و وفای به عهد و پیمان خداوندی است

۲۵.و آثار نیکی به والدین برای دعا کننده حاصل می گردد

۲۶.و فضیلت رعایت و اداء امانت برایش حاصل می شود

۲۷.و زیاد شدن اشراف نور امام علیه السلام در دل او

۲۸.و طولانی شدن عمر ان شاء الله تعالی

۲۹.و تعاون و همکاری در کارهای نیک و تقوی

۳۰.و رسیدن به نصرت و یاری خداوند و پیروزی بر دشمنان به کمک خداوند

۳۱.و هدایت به نور قرآن مجید

۳۲.و نزد اصحاب اعراف معروف می گردد

۳۳.و به ثواب طلب علم نائل می شود ان شاء الله

۳۴.و از عقوبتهای اخروی ان شاءالله در امان می ماند

۳۵.و هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود

۳۶.و این دعا اجابت دعوت خدا و رسول خواهد بود

۳۷.و با امیرالمومنین علیه السلام و در درجه آن حضرت خواهد بود

۳۸.و محبوبترین افراد نزد خداوند خواهد بود

۳۹.و عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد پیغمیر (ص. می شود

۴۰.و ان شاء الله از اهل بهشت خواهد بود

۴۱.و دعای پیغمیر (ص. شامل حالش می گردد

۴۲.و کردارهای بد او به کردارهای نیک مبدل شود

۴۳.و خداوند متعال در عبادت او را تائید فرماید

۴۴.و ان شاء الله با این دعا عقوبت از اهل زمین دور می شود

۴۵.و ثواب  کمک به مظلوم را دارد

۴۶.و ثواب احترام به بزرگتر و تواضع نسبت به او را دارد

۴۷.و پاداش خونخواهی مولای مظلوم شهیدمان حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام را دارد

۴۸.و شایستگی  دریافت احادیث ائمه اطهار علیهم السلام را می یابد

۴۹.و نور او برای دیگران نیز – روز قیامت – درخشان می گردد

۵۰.و هفتاد هزار نفر از گنهکاران را شفاعت می کند

۵۱.و دعای امیرالمومنین علیه السلام در حق او روز قیامت

۵۲.و بی حساب داخل بهشت شدن

۵۳.و در امان بودن از تشنگی روز قیامت

۵۴.و جاودان بودن در بهشت

۵۵.و مایه خراش روی ابلیس و مجروح شدن دل او است

۵۶.و روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت می دارد

۵۷.و خداوند عزوجل از خدمتگذاران بهشت نصیبش فرماید

۵۸.و در سایه گسترده خداوند قرار گرفته و رحمت بر او نازل می شود – مادامی که مشغول آن دعا باشد

۵۹.و پاداش نصیحت مومن را دارد

۶۰.و مجلسی که در آن برای حضرت قائم – عجل الله فرجه – دعا شود، محل حضور فرشتگان گردد

۶۱.و دعا کننده مورد مباهات خداوند است

۶۲.و فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.

۶۳.و از نیکان مردم – پس از ائمه اطهار علیهم السلام – می شود

۶۴.و این دعا اطاعت از اولی الامر است که خداوند اطاعتشان را واجب ساخته است

۶۵.و مایه خرسندی خداوند عزوجل است

۶۶.و مایه خشنودی پیغمبر صلی الله علیه و آله می گردد

۶۷.و این دعا خوشایندترین اعمال نزد خداوند است

۶۸.و از کسانی خواهد بود که در بهشت به او حکومت دهد ان شاءالله تعالی

۶۹.و حساب او آسان می شود

۷۰.و این دعا در عالم برزخ و قیامت مونس مهربانی خواهد بود

۷۱.و این عمل بهترین اعمال است

۷۲.و باعث دوری غصه ها می شود

۷۳.و دعای هنگام غیبت بهتر از دعای هنگام ظهور امام علیه السلام است

۷۴.و فرشتگان در باره اش دعا می کنند

۷۵.و دعای حضرت سیدالساجدین علیه السلام – که نکات و فوائد متعددی دارد – شامل حالش می شود

۷۶.و این دعا تمسک به ثقلین( کتاب و عترت . است

۷۷.و چنگ زدن به ریسمان الهی است

۷۸.و سبب کانل شدن ایمان است

۷۹.و مانند ثواب همه بندگان به او می رسد

۸۰.و تعظیم شعائر خداوند است

۸۱.و این دعا ثواب کسی که با پیغمبر (ص. شهید شده را دارد

۸۲.و ثواب کسی که زیر پرجم حضرت قائم علیه السلام شهید شده را دارد

۸۳.و ثواب احسان به مولای ما حضرت صاحب الزمان – عجل الله فرجه – را دارد

۸۴.و در  این دعا ثواب گرامی داشتن عالم است

۸۵.و پاداش گرامی داشتن شخص کریم را دارد

۸۶.و در میان گروه ائمه اطهار علیهم السلام محشور می شود

۸۷.و درجات او در بهشت بالا می رود

۸۸.و از بدی حساب در روز قیامت در امان ماند

۸۹.و نائل شدن به بالاترین درجات شهدا روز قیامت

۹۰.و رستگاری به شفاعت حضرت  فاطمه زهرا (س.

برگرفته از سایت:

عصر ظهور

آثار دنیوی دعا

 

 

اشاره:

دعا همانگونه که آثار اخروی دارد، آثار دنیوی نیز بر آن مترتب می شود. بسیاری از دعاهای مردم برای رفع حوائج دنیوی انجام می گیرد. در مقاله زیر به چند اثر دنیوی دعا اشاره شده است که از آحادیث معصومین (علیهم‌السلام) گرفته شده اند.

 

یکی از عباداتی که در قرآن و روایات مورد تأکید زیادی قرار گرفته، دعا است. اهمیت دعا آن‌قدر زیاد است که خدای متعال در کتاب آسمانی خود خطاب به پیامبر(صلی‌الله علیه و اله) می‌فرماید که به مردم بگوید: «اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمی‌کند».[۱] این عبادت با داشتن این مقدار اهمیت، طبیعتاً آثار معنوی و دنیوی زیادی دارد. برخی از آثار دنیوی آن به شرح زیر است:

  1. دفع بلاها: یکی از خصوصیات عالم دنیا، وجود بلاها و مصیبت‌های متعدد و مختلفی است که گریبان‌گیر موجودات آن می‌شود. یکی از راه‌های دفع این بلاها، دعا کردن است. لذا امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرماید: «هر کس که از بلایی ترسید، و سپس دعا کرد، خدا آن بلا را از او دور می‌کند».[۲]
  2. زیاد شدن روزی: یکی دیگر از آثار دعا، زیاد شدن روزی است. پیامبر اکرم(صلی‌الله علیه و اله) در این‌باره می‌فرماید: «دعا، روزی را فراوان می‌کند».[۳]
  3. نجات از دشمن: در روایات مختلف آمده است؛ دعا مانند سلاحی بُرّنده و شمشیری کُشنده، انسان را از شرّ دشمن نگه داشته و او را از آسیب او نجات می‌دهد؛ مانند این‌که امام جعفر صادق(علیه‌السلام) به نقل از پدر بزرگوارش نقل می‌کند، رسول خدا فرمودند: «آیا شما را راهنمایى ننمایم به جنگ افزارى که شما را از دشمنانتان نجات داده و روزی‌هایتان را افزون گرداند؟» گفتند: بله. فرمود: «شب و روز پروردگارتان را بخوانید؛ زیرا به‌راستى که دعا، سلاح مؤمنان است».[۴]
  4. شفای دردها و بیماری‌ها: علاء بن کامل گوید: حضرت صادق(علیه‌السلام) به من فرمود: «بر تو باد به دعا؛ زیرا آن درمان هر دردى است».[۵]

 پی نوشت:

[۱]. فرقان، ۷۷.

[۲]. سید ابن طاوس، علی بن موسی، فلاح السائل و نجاح المسائل، ص ۲۹، بوستان کتاب، قم، چاپ اول، ۱۴۰۶ق.

[۳]. همان، ص ۲۸.

[۴]. ر.ک: همان.

[۵]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ‏۲، ص ۴۷۰، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.

منبع: اسلام کوئیست

دعا و نیایش در نهج البلاغه

اشاره:

دعای هر کس متناسب با ظرفیت معنوی اوست. هر کس بر طبق آنچه که آن را نیاز خود می داند دعا می کند. دعاهای امامان اهل بیت (علیهم‌السلام) در قله از معرفت و عرفان قرار دارد که با دعاهای سایر مردمان بسیار تفاوت دارد. در نوشته زیر مطالبی در راستای اهمیت و ماهیت دعا طرح شده که در ضمن بیان حقیقت دعاهای امام علی(علیه‌السلام) تفاوت آن را با دعاهای انسانهای عادی به نمایش گذاشته است.

مقدمه:

دعا صمیمی ترین شیوه ارتباط بندگان با خداوند است که از رهگذر آن هر کس به فراخور جهان و جور خود با ساحت قدس ربوبی راز و نیاز می کند: یکی برآورده شدن نیازهای خرد و کلان دنیوی را می طلبد؛ دیگری شرمنده از سیاهی نامه عمل خویش، بخشایش الهی را درخواست می کند. بنده ای که گام در راه پر نشیب و فراز سلوک معنوی نهاده و شراب معنا، پیمانه ی جانش را لباب ساخته، توشه ای افزونتر طلب می کند، در مرتبه ای بس فراتر اولیای الهی از آن که بنا به ضرورت با ابنای زمان درآمیخته و از غرقه شدن در دریای عشق و تماشای جلوه ی جمال و جلال حق، ساعاتی محروم مانده اند، با اشک سوز، عذر تقصیر می آورند و توفیق جبران گذشته را از دوست انتظار می برند.

باری، در این سوی دعا، بندگانی با هزاران خواسته، با اشک و آه، یکسره جویای خواسته های خود هستند و در سوی دیگر وجودی ایستاده که پروردگاری زیبنده ی اوست و خود را بیش از همه به صفت «رحمان» و «رحیم» موصوف کرده، و در نخستین آیات کتابش خود را کریم دانسته است«اقْرَأْ وَرَبُّکَ الأکْرَمُ(۳) الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»؛ [۲]؛ خدایی که از راز درون بندگانش بهتر از خود آنان آگاه است و از میزان صدق نیازهایشان، حتّی اگر بر زبان جاری نکنند، باخبر است. خداوند چنان به بندگانش نزدیک است که در پاسخ پرسش آنان حتّی به پیامبرش اجازه ی وساطت در پاسخ گویی نمی دهد[۳]. و چنان بردبار است که از اصرار فزون از حد بندگانش رنجور نمی شود و چنان بر قلّه ی فرازمند جود و سخا ایستاده که هر چه ببخشد، خزینه های کرمش پایان نمی گیرد، و چنان قدرتمند است که در راه اجابت خواست بندگانش، هزاران مانع خرد و کلان را از سر راه برمی گیرد. از همه شیرین تر آنکه نه بارگاه او حاجبی دارد و نه لختی آسایش می طلبد تا نیازداران را براند و به زمانی دیگر حواله دهد. بندگانش همیشه و همه جا، در خلوت و جلوت، در مکنت و نکبت، ریسمان دل را به آسمان مهربانی اش پیوند می زنند و جانشان را با امید به او روشنایی می بخشند. آیا چنین معبودی زیبنده ی راز و نیاز و دعا و حاجت خواهی نیست؟

  1. مفهوم شناسی دعا

۲.۱. معنای لغوی دعا

دعا در لغت به معنای «خواندن»[۴] [۵]، «درخواست انجام دادن کار»[۶] و «حاجت خواستن»[۷] است. گفته اند اصل آن «دعاو» بوده و به دلیل قرار گرفتن «واو» پس از «الف» بر اساس قواعد اعلال تبدیل به همزه شده است[۸]. جوهری آن را از ماده ی «دعوت» به معنای «فراخواندن به غذا» دانسته است[۹]. همچنین در فرهنگ قرآن آمده که دعا یعنی سخنانی که بر خواستن خیری است و به معنای مختلفی همچون استغاثه و عبادت نیز آمده است. کسی که از او درخواست می شود باید بالاتر از درخواست کننده باشد. دعا درخواست از خداوند در قرآن گوناگون آمده است: توحید و ثنای الهی، طلب عفو رحمت و خواستن بهره دنیایی. نام گذاری به دعا بدین جهت است که انسان در این موارد کلام خویش را به «یا الله»، «یا ربّ» «یا رحمن» آغاز می کند[۱۰].

راغب معتقد است «دعاء» بسان «نداء» (آواز دادن) است، با این تفاوت که ندا با الفاظی همچون «یا» و «أیا» و نظایر آنها ادا شده و مخاطبی به آن ضمیمه می شود، در حالی که «دعا» در جایی به کار می رود که نام مخاطب برده شود، هر چند ممکن است این دو واژه به جای یکدیگر نیز به کار روند[۱۱]. ابوهلال عسکری ضمن تعریف دعا به «خواندن» در تفاوت میان آن و ندا گفته است: «دعا می تواند با صدای بلند یا کوتاه باشد اما ندا خواندن با آواز بلند است»[۱۲]. او همچنین درباره تفاوت میان دعا و «مسئلت» (درخواست) بر این باور است که مسئلت همواره با نوعی خضوع همراه است و مخاطب آن دارای مقامی برتر است، اما دعا اگر متوجه خداوند باشد، با کرنش همراه است، و اگر مخاطب آن با دعاکننده برابر باشد با کرنش همراه نیست[۱۳].

۲.۲. دعا در اصطلاح

در اصطلاح (دعا) درخواست عنایت و فضل خداوند و استمداد از او و سرانجام اظهار نیازمندی و عجز نزد او و هم ارتباط معنوی انسان ها و آفریدگار جهان و نجوای با او، به شمار می آید. چون نیایش و درخواست کمک از پروردگار، فطری است[۱۴].

دعا خواندنی است که در بیان شرح حال و ضعف خویش مطرح باشد و مدد خواستن و کمک خواهی و پاسخ خواستن به اتکای این دعوت که خود فرمود: «… ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ …»[۱۵]؛ «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم». دعا به صورت توسل و اعلام پناهندگی است و گاهی به صورت استغاثه و کمک خواهی است و در جمع آنها عامل آرامش، سادگی و رشد[۱۶]. دعا متنی است که می آموزد، آگاه می کند و نیکی و زیبایی را تلقین می کند و علمی است که روح را به معراج روحانی می برد، از روزمرگی خارج می کند، به خدا نزدیک می کند و تعلیم و تربیت می دهد[۱۷]. دعا برای اهل عرفان لذیذترین لذات محسوب می گردد چرا که سخن گفتن دلداده است با دلدار. همچنان که قرآن و قرائت آن سخن گفتن معشوق است با دلداده اش، پس دعا قرآنی است که فرا فرستاده می شود و در مقابل قرآن کتابی است فرو فرستاده شده[۱۸].

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست[۱۹].

به هر حال حقیقت دعا یعنی خدا را باور کردن و با تمام وجود به او روی آوردن و داشتن کامل یعنی بر اینکه او توان حل مشکل و یا نجات داعی را از بند هر نوع حوادث دارد، انسان وقتی می تواند به عالم دعا وارد بشود که به طور یقین این معنی را قبول داشته باشد در غیر این صورت دعا مفهومی پیدا نمی کند و انسان عاقل به کار بیهوده دست نمی زند پس داعی در هنگام دعا به حرکت خود ایمان دارد و به عظمت خالق خود در فضای قلب خویش یقین دارد و او را تنها کسی که قدرت برآورد ساختن خواسته هایش را دارد مورد توجه قرار می دهد وقتی که محتوای شیرین دعا برای انسان روشن بشود و او از لذتش کامیاب گردد به تدریج در تمام زمینه ها به خدا روی می آورد و از او استمداد می کند از مواردی که در معنای دعا مدنظر دارد عبارت است از:

۱. رسیدن به علاقه و خواسته هایش

۲. رفع کمبود در نقص و یا برداشتن موانع از سر راه زندگی

۳. نجات از چنگ حوادث و بیماری ها

۴. عافیت و امنیت را به دست آوردن

۵. از تنهایی و آزار آن نجات یافتن و … [۲۰].

پس بی گمان دعا و درخواست از خداوند در همه امور کارساز و راه گشا است. از جمله در درمان دردهای روحی و روانی و … و پیشگیری از ابتلا به آنها. امام علی (علیه السلام) در همین زمینه و برای پیشگیری از رخنه نفاق و منزه ماندن روح از این صفت زشت درتعقیب نماز عشا چنین دعا می کند: «اللَّهُمَ‏ طَهِّرْ لِسَانِی‏ مِنَ الْکَذِبِ وَ قَلْبِی مِنَ النِّفَاقِ وَ عَمَلِی مِنَ الرِّیَاءِ وَ بَصَرِی مِنَ الْخِیَانَه …؛[۲۱] «خدایا زبانم را از دروغ و دلم را از نفاق و عملم را از ریا و دیده ام را از خیانت پاک و منزه بدار.»

بنابراین دعا، تنها راه اخلاص و نجات انسان از چنگ فقر و احتیاج است یک نعمت و عنایت بزرگ الهی است که بر موجود ضعیف و ناتوان بخشیده است و روزنه ای برای تأمین خواسته هایش به روی وی گشوده است تا اینکه انسان از راه مناسب، زندگی خود را اداره نماید و هر لحظه با دعا کردن موانع و مشکلاتش را برطرف سازد[۲۲].

  1. اهمیت و جایگاه دعا

انسان بر آیین توحید نامحرم و بیگانه نمی باشد چون زمینه کامل آن را هنگام ولادت با خود دارد و در طول تاریخ بدون اعتقاد و گرایش زندگی نکرده است، پرستش بت، ماه، آفتاب و … از توجه به خالق هستی محروم گردیده است. بنابراین، فلسفه وجودی پیشوایان دینی هم این است که مانع انحراف بشر از مسیر آفرینش خود باشد.

وقتی که توجه به خالق هستی یک قانون فطری است و بشر از هنگام تولّد به آن آگاهی دارد و همیشه در جهت تقرّب به پیشگاهش تلاش می کند پس او در تمام حالاتش در محیط دعا قرار گرفته ولی در اکثر اوقات از آن غافل است پس دعا از مجموع علاقه های فطری انسان تشکیل می شود که با گیرنده ی قوی فطرت، می تواند صدای نجات بخش خدا را دریافت کند[۲۳].

علی (علیه السلام) در نهج البلاغه می فرمایند: «‌فَإِذَا نَادَیْتَهُ سَمِعَ نِدَاکَ وَ إِذَا نَاجَیْتَهُ عَلِمَ نَجْوَاک‏...»[۲۴] ؛«پس آنگاه که صدایش کنی نوای تو را می شنود، وقتی که با او نجوا نمایی، سخنانت را می داند، حاجات خود را به سوی او می بری، خودت را آنطور که هستی به پیشگاهش عرضه می کنی، و هرگاه علاقه مند شدی با او درد و دل می نمایی و تمامی مشکلات و ناراحتی هایت را گزارش می دهی».

امیرالمومنین (علیه السلام) در بخشی دیگر از سخنان گهربار خویش محبوب ترین کارها نزد خداوند را دعا می داند: «‌أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ‏عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْأَرْضِ الدُّعَاءُ »[۲۵]. شاید این تحلیل امام از آیه ی شریفه «وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ»[۲۶] برگرفته شده باشد، چه در این آیه از دعا، با عنوان «عبادت» یاد شده است.

امیر مومنان دعا را سلاح اولیا[۲۷]، بهترین سلاح[۲۸]، سپر مومن[۲۹] و کلید پیروزی و رستگاری[۳۰] دانسته اشت. بر این اساس مومن می تواند با کمک دعا، باران رحمت الهی را بر سرزمین تفتیده ی دل ها بباراند و زنگار گناه را از دل بشوید، چنانکه می تواند با حمایت این سلاح، تنهایی و بی کسی خود را از خود دور و ستمکاران را عقوبت کند. حیات تابناک اهل بیت (علیهم السّلام) نشانگر این امر است که از سلاح کارآمد دعا برای رفع آزاد دشمنان خود استفاده می کرده اند[۳۱].

به وسیله دعا، به مالکیّت واقعی خالق خویش اعتراف می کنیم و خود را در پوشش رحمت بی انتهای الهی قرار می دهیم چون که خالق متعال به انسان اجازه می دهد بلکه به او امر می کند به دعا روی آورد و از او درخواست حاجت نماید به خاطر اینکه عالم هستی در مالکیّت و قدرت کامل اوست و زمین و آسمان ها و تمام مخلوقات در قبضه ی قدرت او هستند و برای همه موجودات مخصوصاً برای انسان امتیاز قائل شده و روزنه ی دعا را به رویش گشوده است تا لیاقت و شایستگی هایش را به کمال رساند[۳۲].

دعا همانند کلیدی است که دری را به روی انسان باز می کند و هیچ واسطه ای در این میان به چشم نمی خورد به عبارت دیگر، دعا یک شماره تلفن اختصاصی است که خدای متعال آن را به بندگانش مرحمت فرموده تا در هر حال و یا در هر زمان و مکان بتواند با او تماس گرفته و خود را از چنگال حوادث و مشکلات نجات دهند. وقتی که کلمه ی «یا ربّ» و «یا الله» از دلتان برخواست بدون کمترین فاصله صدای شما را خود پروردگار می شنود[۳۳].

در قرآن کریم نیز آمده است:

«وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ؛[۳۴] و ما به او (انسان) از رگ گردنش نزدیکتر هستیم.»

«‌وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ...؛[۳۵] هر وقت بندگانم از من سوال کنند همانا من نزدیک آنها هستم.»

امام علی (علیه السلام) معتقد است که انسان همواره باید به درگاه خداوند تضرع آورد و چنان نباشد که تنها در حال عافیت اهل دعا باشد:«‌ما مِنْ أَحَدٍ ابْتُلِیَ وَ إِنْ عَظُمَتْ بَلْوَاهُ بِأَحَقَّ بِالدُّعَاءِ مِنَ الْمُعَافَى الَّذِی لَا یَأْمَنُ مِنَ الْبَلَاء »[۳۶] «آنکه به بلایی گرفتار آمده، هر چند گرفتاری اش بزرگ باشد، از آن کس که در عافیت و سلامت به سر برده و از بلا ایمنی ندارد، به دعا کردن سزاوارتر نیست.»

امام در سخنی دیگر خطاب به محمد بن حنفیه در این باره چنین فرمودند: «خود را در تمام کارها به خداوند یگانه ی قادر بسپار که در این صورت به دژی استوار و نگاهدارنده ای توانمند و پاسبانی استوار پناه برده ای. و خواسته ات را خالصانه از پروردگارت بخواه که خیر و شرّ و بخشش و منع و عطا و محروم ساختن در دست اوست.»[۳۷]

خلاصه آنکه گویی چنان است که خداوند صدای آدمی را می شنود و به آن پاسخ می گوید. نتایج نیایش یک توهّم نیست و نبایستی حس قدسی و روحانی را نوعی بیان اضطراب آدمی در برابر خطرات پیرامون و راز جهانی دانست. دعا کردن به یک قوم یا گروهی اختصاص ندارد تا گفته شود آنانکه به این آیین آسمانی اعتقاد دارند طرفدار دعا هستند. بلکه این عمل زیبا و ظریف از فضای روحی انسان به عالم معنا متّصل می شود حتی افراد ملحد و خداشناس هم در هنگام وقوع یک حادثه ی جدی و مرگبار، وقتی که خلع سلاح می شوند از درون به سوی دعا کشیده می شوند[۳۸].

  1. نیاز انسان به دعا

انسان از وقتی که به دنیا می آید مدّتی که در این عالم است هنگامی که از این عالم می رود الی الأبد به جمیع شئونش، احتیاج او را احاطه کرده است. ذاتاً و صفتاً و فعلاً از خودش هیچ استقلالی ندارد و آیه ی شریفه می فرماید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ؛[۳۹]«‌ای مردم شما به خدا نیازمندید، و خداست که بی نیاز ستوده است»

اوّلین مالدار یا قدرتمند دنیا سر تا پا نیاز است و فرقی بین افراد بشر نیست ذاتش محتاج به حق است به خدای هستی بخش لحظه به لحظه احتیاج دارد. دستگاه خلقت مانند بنّا و بنا نیست که بنّا بنایی بسازد و روی پای خود بایستد بلکه دستگاه خلقت مثل چراغ است که لحظه به لحظه باید به آن مدد برسد اگر یک لحظه برق نرسد خاموش می گردد نه طوریست که اگر یک لحظه روشن شد همین قسم باقی بماند. از لحظه هم کمتر اگر بشود تعبیر کرد نیاز مخلوق به خالق برطرف شدنی نیست مخلوق در اصل وجودش در استمرار و بقاء وجودش و در آثار و ظهور خواص وجودیش لحظه به لحظه نیاز به خالقش دارد.

دعا از توجه به نیاز برمی خیزد، حقیقت دعا التفات به این عجز و نیاز است احتیاجی که او را احاطه کرده متوجه بشود خواسته ای که در ذاتش پیدا می گردد زبان ترجمانش می گردد خدایا نعمت صحت بده و عافیت را از من نگیر می فهمد که نعمت صحت و عافیت بسته به اراده ی فوق است خدایا قوه را از من نگیر وقتی خواسته ی دل ظهور پیدا می کند می فهمد: «‌لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیم‏ ». حقیقت دعا یعنی نیازها و خواسته های درونی و فطری را ظاهر کردن و به زبان جاری ساختن.

امیرالمومنین در نهج البلاغه می فرمایند: «بدان به درستی که گنجینه های پادشاهی دنیا و آخرت در دست توست به تو اجازه داده تا او را بخوانی و اجابت تو را به عهده گرفته و فرمان داده که از او درخواست کنی تا به تو عطا فرماید و از او همت طلب کنی تا تو را رحمت آورد… هرگاه او را بخواهی آوازت را بشنود… پس ]حال که او را از این گونه شناختی[ نیازت را به سوی او می بری سفره ی دلت را نزد او می گسترانی، از غم هایت به سوی او شکوه می کنی و حل مشکلات را از او می خواهی و در کارهایت از او یاری می جویی، و از گنجینه ی رحمتش چیزهایی را می طلبی که دیگران قدرت بخشیدنش را ندارند، چیزهایی چون فزونی عمر، سلامت بدن و گشایش روزی و …»[۴۰].

امام علی (علیه السّلام) در این بخش از وصیت نامه ی پر نورش به چند موضوع مهم اشاره می فرماید: نخست به سراغ مسأله ی دعا می رود که بسیار سرنوشت ساز است و پر اهمیت است، می فرماید: «فرزندم، بدان آن کس که گنج های آسمان و زمین در دست اوست به تو اجازه ی دعا و درخواست را داده و اجابت آن را تضمین نموده است، به تو امر کرده که از او بخواهی تا عطایت کند و از او درخواست رحمت کنی تا رحمتش را شامل حال تو گرداند«‌وَ اعْلَمْ أَنَّ الَّذِی بِیَدِهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ قَدْ أَذِنَ لَکَ فِی الدُّعَاءِ وَ تَکَفَّلَ لَکَ بِالْإِجَابَهِ وَ أَمَرَکَ أَنْ تَسْأَلَهُ لِیُعْطِیَکَ وَ تَسْتَرْحِمَهُ لِیَرْحَمَک‏ »[۴۱]

در این چند جمله، امام (علیه السّلام) برای تشویق به دعا کردن به نکاتی اشاره فرموده است: نخست می گوید: از کسی تقاضا می کنی که همه چیز در اختیار اوست زمین و آسمان و مواهب و نعمت ها و روزی ها و در یک جمله تمام گنجینه های آسمان و زمین، بنابراین درخواست از او به یقین به اجابت بسیار نزدیک است. در جمله دوم می فرماید: به تو اجازه داده و در واقع دعوت کرده تا به درگاهش روی و دعا کنی و این نهایت لطف و رحمت است که کسی نیازمند را به سوی خود فرا خواند و بگوید: بیایید و درخواست کنید. اشاره به آیاتی همچون: «قُلْ مَا یَعْبَأُ بِکُمْ رَبِّی لَوْلا دُعَاؤُکُمْ»[۴۲] و مانند آن دارد.

در جمله سوم می فرماید: او تضمین کرده که دعای شما را مستجاب کند که اشاره به آیاتی مانند: «أدعونی أَستَجِب لَکُم»[۴۳] و امثال آن است.

در جمله ی چهارم مطلب را از اذن و اجازه فراتر می برد و می گوید: به شما امر کرده است که آزاد درخواست کنید و طلب رحمت نمایید تا خواسته های شما را عطا کند و این به آیاتی نظیر «وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا»[۴۴] اشاره دارد.

در جمله ی پنجم می فرماید: «و خداوند میان تو و خودش کسی را قرار نداده که در برابر او حجاب تو شود و تو را مجبور نساخته که به شفیعی پناه بری». (وَ لَمْ یَجْعَلْ [بَیْنَهُ] وَ بَیْنَکَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ مَنْ یَحْجُبُکَ عَنْهُ وَ لَمْ یُلْجِئْکَ إِلَى مَنْ یَشْفَعُ لَکَ إِلَیْه‏)

اشاره به این که اساس اسلام بر این است که انسان ها می توانند رابطه ی مستقیم با پروردگار خود پیدا کنند، همان گونه که همه روزه در نمازهای خود از آغاز تا پایان، مخصوصاً در سوره حمد، با پروردگارش خطاب مستقیم دارد به گونه ای که هیچ واسطه ای میان آنها و او نیست.

این افتخار بزرگی است برای اسلام و مسلمانان که اسلام راه ارتباط مستقیم با خدا را بر همه گشوده و جای جای قرآن مجید، شاهد و گواه بر آن است. به ویژه آیاتی که خداوند را با تعبیر «رَبَّنا» یاد می کند[۴۵].

انسان در راحتی نیز نیازمند دعا و نیایش است یعنی در هنگام خوشی ها هم دعا داشته باشد خدایا تو نعمتت را مستدام بدار و در هنگام ناخوشی ها خدایا تو خودت بلا را دور فرما و مصیبت را برطرف نما.

امام علی (علیه السلام) در جای دیگر نهج البلاغه نیاز انسان به دعا اشاره کرده می فرمایند: «‌مَا الْمُبْتَلَى الَّذِی قَدِ اشْتَدَّ بِهِ الْبَلَاءُ بِأَحْوَجَ إِلَى الدُّعَاءِ. [مِنَ] الْمُعَافَى الَّذِی لَا یَأْمَنُ الْبَلَاء »[۴۶]؛ «آن کسی که به شدّت گرفتار دردی است، نیازش به دعا، بیشتر از شخص تندرستی که از بلا در امان است نمی باشد».

پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نیز ما را به این مهم آگاه کرده و در روایتی فرموده اند:«‌إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَحَبَّ شَیْئاً لِنَفْسِهِ وَ أَبْغَضَهُ لِخَلْقِهِ أَبْغَضَ لِخَلْقِهِ الْمَسْأَلَهَ وَ أَحَبَ‏لِ نَفْسِهِ أَنْ یُسْأَلَ وَ لَیْسَ شَیْ‏ءٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَنْ یُسْأَلَ فَلَا یَسْتَحْیِی أَحَدُکُمْ أَنْ یَسْأَلَ اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ وَ لَوْ بِشِسْعِ نَعْل‏»[۴۷] نیازمندی های خود حتی در محکم کردن بند کفش را از خدا بخواهید. و این نشان دهنده این است که انسان در همه حال ها و در همه ی کارهای کوچک و بزرگ نیازمند به خدا و دعا می باشد.

بعد از این ما یده خواهیم از تو بس تا نپوشد بحر را خاشاک و خس[۴۸]

مقام تسلیم و رضا، در منازل چهل گانه و مراتب اربعین و تا رسیدن به اوج عرفان از منازل ابتدایی به شمار می رود و از آنجا که رسیدن به مراتب و مراحل برتر کاری بس دشوار و پیچیده و لغزان است باید با دعا و تضرّع از خداوند خواست تا سالک را به سلوک خویش موفّق بدارد. از این رو کسانی که در مقام تسلیم و رضا هستند از دعا برای سیر مدارج عالیه بی نیاز نخواهند بود. از آنجا که امیرالمومنین سر سلسله ی عارفان به شمار می رود، هیچ گاه خود را بر دعا بی نیاز نمی دید، با آنکه در مقامات عالیه عرفان قرار داشت و از صفت عصمت برخوردار بود.

  1. نتیجه گیری

دعا و تلاش دو بالی هستند؛ برای پرواز انسان به سمت کمال و کامیابی دین و دنیا و این دو، هماهنگ و همدوش وسیله ی رسیدن انسان به تعالی و ترقی است؛ انسان به طور طبیعی مجذوب کمال است، کششی فطری در درون انسان وجود دارد که او را به سوی بی نهایت سوق می دهد و انسان با تلاش، بدون دعا و توجّه به خدا به سرانجام مطلوب و سعادت بخش نخواهد رسید؛ لذاعبادات باید با نیت تقرب به خدا به جا آورده شود و دعا که از برترین عبادت هاست تنها با همین نیت باید انجام گیرد تا اینکه باشد وسیله ای برای رسیدن به مرام که درپیش رو دارید. چنانکه دعای شبانه روزی، بدون کار و کوشش، هرگز قدم به پیش نخواهد برد.

کتابنامه

* قرآن کریم

* نهج البلاغه ترجمه دشتی

  1. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، بیروت، موسسه اعلمی،بی تا.
  2. بلخی،مولانا جلال الدین(مولوی)؛ متن کامل مثنوی معنوی،تهران: انتشارات پژوهش،۱۳۷۵.
  3. جوهری، اسماعیل، صحاح تاج اللغه و صماح العربیه، بیروت، دارالعلم الملایین، ۱۴۰۷ق.، چ۴.
  4. دخیل، علی محمد علی، أئمتنا، بیروت، دارالمرتضی، ۱۴۰۲ق.
  5. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، تهران، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۷۲.
  6. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، تهران، انتشارات مرتضوی، ۱۳۶۲.
  7. شریعتی، علی، فرهنگ لغات، تهران، انتشارات قلم، چ سوم، ۱۳۷۶، ص۱۹۰.
  8. عسکری، ابوهلال، الفروق اللغویه، قم، موسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۲ق.
  9. فتاحی، سید حمید، پیشین، باجوانان در ساحل خوشبختی، قم، نشر الهادی، ۱۳۷۷.
  10. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، قم، موسسه دارالهجره، ۱۴۰۹ق.، چ۲.
  11. قائمی، علی، سازندگی و تربیت دختران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان جمهوری، ۱۳۶۹، بی جا.
  12. قمی، محمد بن علی بن بابویه، الامالی (شیخ صدوق)، بیروت:علمی، چ پنجم:۱۴۰۰ق،
  13. قمی، محمد بن علی بن بابویه، من لا یحضره الفقیه (شیخ صدوق)، تهران، موسسه بعثت، ۱۴۱۷ق.
  14. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ۱۴۰۳ق.
  15. محمد بن مکرم، ابن منظور، لسان العرب، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ق.
  16. مصطفوی کرمانی، محمد، دعا عامل پیشرفت یا رکود، بی جا، انتشارات حقیقت، ۱۳۵۱.
  17. مظاهری، حسین، شرح و تفسیر دعای کمیل، مترجم: محمد تحریرچی، انتشارات لا اله إله هو، چ دوم، ۱۳۶۴، بی جا .
  18. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، پیام امام، تهران، امیرالمومنین (ع)، ۱۳۷۵، چ دوم.
  19. هاشمی رفسنجانی، علی اکبر، فرهنگ قرآن، قم، موسسه بوستان کتاب، ۱۳۸۶.

پی نوشت:

[۱] . sobhe.omid68@gmail.com

 [۲] . علق(۹۶)، ۴. ۳

[۳] . بقره (۲)، ۱۸۶

[۴] . فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، قم، موسسه دارالهجره، ۱۴۰۹ق.، چ۲،ج۲، ص۲۲۲

[۵] . محمد بن مکرم، ابن منظور، لسان العرب، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ق.، ج۱۴، ص۲۵۸.

[۶] . عسکری، ابوهلال، الفروق اللغویه، قم، موسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۲ق.، ص۵۳۴.

[۷] . دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، تهران، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۷۲، ج۷، ص۹۶۰۲.

[۸] . ابن منظور، پیشین، ج۱۴، ص۲۵۸.

[۹] . جوهری، اسماعیل، صحاح تاج اللغه و صماح العربیه، بیروت، دارالعلم الملایین، ۱۴۰۷ق.، چ۴، ج۶، ص۲۳۳۷.

[۱۰] . هاشمی رفسنجانی، علی اکبر، فرهنگ قرآن، قم، موسسه بوستان کتاب، ۱۳۸۶، ج۱۳، ص۴۸۱.

[۱۱] . راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، تهران، انتشارات مرتضوی، ۱۳۶۲، ص۱۷۰.

[۱۲] . عسکری، ابوهلال، پیشین، ص۵۳۴.

[۱۳] . همان، ص۴۹۵.

[۱۴] . مصطفوی کرمانی، محمد، دعا عامل پیشرفت یا رکود، بی جا، انتشارات حقیقت، ۱۳۵۱، ص۳۵.

[۱۵] . مومن (غافر۴۰)، ۶۰.

[۱۶] . قائمی، علی، سازندگی و تربیت دختران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان جمهوری، ۱۳۶۹، بی جا، ص۱۷۲.

[۱۷] . شریعتی، علی، فرهنگ لغات، تهران، انتشارات قلم، چ سوم، ۱۳۷۶، ص۱۹۰.

[۱۸] . شرح و تفسیر دعای کمیل، مظاهری، حسین، مترجم: محمد تحریرچی، انتشارات لا اله إله هو، چ دوم، ۱۳۶۴، بی جا، ج۱، ص۱۶.

[۱۹] . فتاحی، سید حمید، پیشین، باجوانان در ساحل خوشبختی، قم، نشر الهادی، ۱۳۷۷، ص۲۱۳.

[۲۰] . همان، ص۲۱۴.

[۲۱] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ۱۴۰۳ق.ج۸۳؛ ص ۱۱۳.

[۲۲] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، بیروت، موسسه اعلمی،بی تا، ج۶، ص۱۹۱.

[۲۳] . فتاحی، سید حمید، پیشین، ص۲۲۵.

[۲۴] . نهج البلاغه، نامه ۳۱.

[۲۵] . کلینی، محمد بن یعقوب، پیشین، ج ۲، ص۴۶۷.

[۲۶] . مومن (۴۰)،۶۰

[۲۷] . «‌الدُّعَاءُ سِلَاحُ الْأَوْلِیَاء »، غررالحکم، ص۱۹۲، ح (۳۷۴۳).

[۲۸] . «‌نِعْمَ السِّلَاحُ الدُّعَاء »، همان، ص۱۹۲، ح (۳۷۴۵).

[۲۹] . «‌لدُّعَاءُ تُرْسُ الْمُؤْمِن‏ »، الکافی، ج۲، ص۴۶۸، ح۴

[۳۰] . «‌الدُّعَاءُ مَفَاتِیحُ النَّجَاحِ وَ مَقَالِیدُ الْفَلَاح‏ »، همان، ح۲.

[۳۱] . ر.ک. دخیل، علی محمد علی، أئمتنا، بیروت، دارالمرتضی، ۱۴۰۲ق.، ج۱، ص۲۲۲. ۲۱۴.

[۳۲] . فتاحی، سیدحمید، پیشین،ص۲۲۷.

[۳۳] . همان، ص ۲۲۹.

[۳۴] . ق (۵۰)، ۱۶

[۳۵] . بقره (۲)، ۱۸۶.

[۳۶] . قمی، محمد بن علی بن بابویه، الامالی (شیخ صدوق)، بیروت:علمی، چ پنجم:۱۴۰۰ق، ص۲۶۵.

[۳۷] . قمی، محمد بن علی بن بابویه، من لا یحضره الفقیه (شیخ صدوق)، تهران، موسسه بعثت، ۱۴۱۷ق.،ج۴، ص۳۸۶.

[۳۸] . فتاحی، سید حمید، پیشین،ص۲۱۳.

[۳۹] . فاطر (۳۵)، ۱۵.

[۴۰] . نهج البلاغه، نامه ۳۱.

[۴۱] . همان.

[۴۲] . فرقان (۲۵)، ۷۷

[۴۳] . غافر (۴۰)، ۳۲

[۴۴] . نساء(۴)، ۳۲

[۴۵] . مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، پیام امام، تهران، امیرالمومنین (ع)، ۱۳۷۵، چ دوم، ج۷، ص۵۸۳.

[۴۶] . نهج البلاغه، حکمت ۳۰۲.

[۴۷] . کلینی، محمد بن یعقوب، پیشین،ج۴، ص۲۱،ح۴.

[۴۸] . بلخی،مولانا جلال الدین(مولوی)؛ متن کامل مثنوی معنوی،تهران: انتشارات پژوهش،۱۳۷۵، دفتر ششم، ص۱۰۲۵

منبع: مرکز اطلاع رسانی آل البیت (نهج البلاغه)

دعا کردن را از امام علی (علیه السلام)بیاموزیم!

اشاره:

امام عارفان در صحنه دعا نیز چون میدان جنگ، تکاور بیان را به جولان آورده است و آنچنان مفاهیمی عرفانی به جای گذاشته است که عارفی بزرگ چون حضرت امام خمینی(رحمه الله)در وصفش می فرمایند:«من کوردل تاکنون نتوانستم بعض فقرات این دعای شریف را به جد بخوانم»!! نوشته پیش رو به برخی از شاخصه های دعاهای امام علی(علیه‌السلام) پرداخته است.

 

به زبان علی (علیه‌السلام) دعا بخوانیم

حضرت علی (علیه‌السلام) یکی از نیایشگران بی نظیر اسلام است که منابع عظیمی از دعا را با نیایش خویش برای ما به وجود آورده است. امام عارفان در صحنه دعا نیز چون میدان جنگ، تکاور بیان را به جولان آورده است و آنچنان مفاهیمی عرفانی به جای گذاشته است که عارفی بزرگ چون حضرت امام خمینی(رحمه الله) در وصف جمله: «فهبنی یا الهی و سیدی و مولایی و ربی صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک» می فرمایند: «من کوردل تاکنون نتوانستم این فقره و بعض فقرات دیگر این دعای شریف را به جد بخوانم، بلکه آن را به زبان علی (علیه‌السلام) می خوانم و ندانم آن چیست که صبر بر آن از عذاب خدا در جهنم مشکل تر است.»

این نیایش ها و درخواست های امام بزرگ عارفان است که او را در چشم دشمنانش نیز بسیار بزرگ می کند ترسیم گر چهره درونی و عارفانه امام است.

شاخص ترین دعاهای امام را می توان اینگونه بر شمرد:

دعاهایی در حق پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله)

بار خدایا، عرصه وسیعی از سایه بیکرانت را بر آن وجود نازنین بگستران. از خیرات فراوان فضل و احسانت بر او عنایت فرما، آن چنان که شایسته عظمت رسالتی که او در این دنیا تبلیغ نمود، بوده باشد و منزلت و مقام آن سرور کائنات را در دیار ابدیت از همه منزلت ها و مقامات بالاتر بفرما و بنائی را که او برای نجات انسان ها نهاده است بر همه بناهای بنیان گذاران بلند بدار. نوری که بر آن وجود پاک عنایت فرموده ای تکمیل و اتمام بفرما.

«ن به تو نیازی دارم که جز فضل تو نمی تواند آن را جبران کند و این فقر و پریشانی را جز احسان وجود تو نتواند رفع نماید، پس در این مقام، رضای خویشتن را به ما عطا کن و دست نیاز ما را از دامن غیر خود کوتاه گردان.»

در جای دیگر نیز در مورد حضرت رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله) می فرمایند: خداوند، از عدالت خود برای آن بزرگوار خطی وافر عطا فرما، و پاداشی از خیر فراوان از فضل خود به آن صاحب رسالت عنایت فرما، خداوندا، بنای او را بالاتر از بنای بناکنندگان قرار بده و او را از بهترین الطاف میزبانی در بارگاهت اکرام بفرما، و مقام و منزلت او را شریف بگردان، وسیله برای او عنایت بفرما و از عظمت و فضیلت برخوردارش بساز.

دعاهایی در خصوص استغفار

مقصود از آمرزش بنده به وسیله خداوند یا این است که حضرت حق در قیامت گناهانش را بپوشاند تا به هلاکت اخروی دچار نشود و یا گناهانش را برای مردم دنیا فاش نکند تا رسوا شود. مغفرت به هر دو معنی، نتیجه اش یک چیز است و آن توفیق دست یافتن به سعادت اخروی و دوری از پیروی شیطان بر انجام گناه است.

آمرزش طلبی امام در دعاهای ایشان، در موارد زیر است.

– بخشش گناهانی که خداوند به آنها آگاه تر است.

– آمرزش وعده هایی که در پیش خود برای رضای خدا انجام دادن آنها تعهد کرده، اما آنها را انجام نداده است.

– غفران خواستن از این که نفس، کارهای خیر مورد رضای خدا را با ریاکاری و خودبینی و غرور در می آمیزد و نیت قربت را به قصد غیر خدا تبدیل می کند.

– مغفرت خواستن از گناهانی که با اشاره چشم صورت می گیرد.

– مغفرت خواهی از شهوات نفسانی.

– آمرزش خواهی از گناهانی که از لغزش زبان حاصل شده است.

با توجه به موارد بالا، شارحین در رابطه با ارتکاب گناه یا عدم ارتکاب گناه توسط حضرت بحث نموده و بعضی گفته اند مغفرت خواستن آن حضرت بر فرض وقوع است و بعضی عنوان نموده اند که این دعا را امام(ع) برای تربیت افراد امت و آموزش دادن چگونگی آمرزش خواهی از گناهان آورده اند و یا به منظور تواضع و فروتنی در پیشگاه حق و اقرار به بندگی ذکر کرده اند.

درخواست شهادت یا منزلت و مقام شهداء

این درخواست در چند مورد به چشم می خورد از جمله:

مقصود از آمرزش بنده به وسیله خداوند یا این است که حضرت حق در قیامت گناهانش را بپوشاند تا به هلاکت اخروی دچار نشود و یا گناهانش را برای مردم دنیا فاش نکند تا رسوا شود.

«و ان اظهرتهم علینا، فارزقنا الشهاده و اعصمنا من الفتنه » و چنانچه آنها را بر ما غلبه دادی شهادت نصیب ما گردان و از شرک و فساد ما را نگاه دار » «نسأل اللّه منازل الشهداء و معایشه السعداء و مرافقه الانبیاء ؛ از خدا می خواهیم که درجات شهیدان، و زندگی سعادت مندان، و همنشینی پیامبران را به ما عنایت کند.».«و ان یختم لی و لک بالسعاده و الشهاده » و از او مسئلت دارم که زندگی من و تو را با سعادت و شهادت پایان بخشید.

عدم ستم در موقع پیروزی

وقتی برای روبه رو شدن با مردم شام در صفین مصمم می شوند از خداوند درخواست عدم ستم با دشمنان در موقع پیروزی را می نمایند، حضرت در حق کسانی که آماده رفتن به جنگ هستند دعا می کنند، از خداوند می خواهند که در صورت پیروزی در میدان نبرد، جنگجویان پیروز را از خطر غرور که باعث انحراف از جاده حق می شود، حفظ بفرمایند.

در خواست های معنوی

از زبان پرهیزکاران عرضه می دارد که: بار پروردگارا، ما را در مورد گناهانی که به ما نسبت می دهند مواخذه مفرما و نسبت به نیکی هایی که درباره ما گمان می برند و ما را از آن برتر قرار ده و گناهانی را که نمی دانند بیامرز.

یا می فرماید: از خدا می خواهیم که ما و شما را از کسانی قرار دهد که هیچ نعمتی آنها را مست و مغرور نمی کند، و هیچ هدفی او را از اطاعت پروردگار بازنمی دارد و بعد از فرارسیدن مرگ پشتیبانی و اندوه در او راه نمی یابد. که در خواست عدم طغیان است در برابر نعمت های خداوند.

یا درخواست می کند: پروردگارا، آبرویم را با بی نیازی نگاه دار و شخصیتم را در اثر فقر ساقط مگردان که از روزی خوران تو درخواست روزی کنم و از اشخاص پست خواستار عطوفت و بخشش باشم و به ستودن آن کس که کمکم می کند مبتلا گردم و به مذمات و بدگویی از آنکه به من نمی بخشد آزمایش شوم، و تو در ماورای همه اینها سرپرست منی که ببخشی یا منع نمایی.

از خدا می خواهیم که درجات شهیدان، و زندگی سعادت مندان، و همنشینی پیامبران را به ما عنایت کند و از او مسئلت دارم که زندگی من و تو را با سعادت و شهادت پایان بخشد»

من به تو نیازی دارم که جز فضل تو نمی تواند آن را جبران کند و این فقر و پریشانی را جز احسان وجود تو نتواند رفع نماید، پس در این مقام، رضای خویشتن را به ما عطا کن و دست نیاز ما را از دامن غیر خود کوتاه گردان.

علاوه بر موارد فوق، در خطبه های ۱۱۴ و ۱۴۳ و حکمت ۴۶۲ حضرت، طلب باران از خداوند می نمایند.

سخن پایانی

دعا مبحثی است گسترده و عمیق، دعا در نهج البلاغه نیز از چنین خصوصیتی برخوردار است، ما در این مقاله کوتاه امکان شرح و بررسی دعاهای آن حضرت را نداشتیم که اگر این دعاها شرح شود، دنیایی دیگر بر روی ما، می گشاید.

پی نوشت:

(۱).نهج البلاغه، ص ۳۹۹، حکمت ۳۰۲.ص ۶۰، خطبه ۷۲. دعا ۷۸، ص ۶۳. ص ۱۷۷، خطبه ۱۷۱.ص ۲۸، خطبه ۲۳، ص ۵۴، خطبه ۶۲، ص ۲۲۱، خطبه ۱۹۳، ص ۱۷۷، خطبه ۱۷۱، ص ۳۳۵، نامه ۵۳

(۲).دعای کمیل

(۳).امام خمینی قدس سره، ره عشق، ص ۳۴.

(۴).محمد تقی جعفری، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، ج ۱۱، ص ۱۶۵-۱۶۶.ج هجدهم، ص ۲۲۹ص ۳۰۰

(۵).نهج البلاغه و معجم المفهرس للالفا۱ خ ۱۰۶ ص ۱۰۸.

(۶).محمد جعفر امامی و محمد رضا آشتیانی، ترجمه گویا و شرح فشرده بر نهج البلاغه، ج دوم، ص ۲۰۹

(٧).ترجمه گویا و شرح فشرده بر نهج البلاغه، ج یک، ص ۹۹، ج اول، ص ۲۴۱، ج دوم، ص ۴۱۵، ج یک، ص ۱۵۹، ج دوم، ص ۳۲۹، ج سوم، ص ۱۶۷

منبع : پایگاه تبیان

هاجر نادعلی

احادیثی گهربار درباره دعا کردن

اشاره:

دعا در پیشگاه خداوند مصداق عبادت است. در دین اسلام دعا جایگاه بس بلندی دارد. از این رو در کلام معصومین(علیهم‌السلام) تأکید شده که مؤمنین در اوقات و مکان های خاصی به دعا بپردازند. در نوشته زیر به احادیثی از معصومین (علیهم‌السلام) اشاره شده که دلالت بر اهیت دعا دارند.

 

۱. امام صادق (علیه‌السلام):

عَلَیْکُمْ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّکُمْ لَا تَقَرَّبُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَا تَتْرُکُوا صَغِیرَهً لِصِغَرِهَا أَنْ تَدْعُوا بِهَا إِنَّ صَاحِبَ الصِّغَارِ هُوَ صَاحِبُ الْکِبَارِ.

شما را سفارش مى کنم به دعا کردن، زیرا با هیچ چیز به مانند دعا به خدا نزدیک نمى شوید و دعا کردن براى هیچ امر کوچکى را، به خاطر کوچک بودنش رها نکنید، زیرا حاجتهاى کوچک نیز به دست همان کسى است که حاجتهاى بزرگ به دست اوست.

کافى(ط.الاسلامیه) ج ۲ ، ص ۴۶۷ ، ح ۶

۲. امام حسن مجتبى (علیه‌السلام):

أَنَا الضَّامِنُ لِمَنْ لَمْ یَهْجُسْ فِی قَلْبِهِ إِلَّا الرِّضَا أَنْ یَدْعُوَ اللَّهَ فَیُسْتَجَابَ لَهُ.

کسى که در دلش هوایى جز خشنودى خدا خطور نکند، من ضمانت مى کنم که خداوند دعایش را مستجاب کند.

کافى(ط.الاسلامیه) ج ۲ ، ص ۶۲، ح ۱۱

۳. حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

مَن سَرَّهُ أن یَستَجیبَ اللّه  لَهُ عِندَ الشَّدائِدِ وَالکَربِ فَلیُکثِرِ الدُّعاءَ فِى الرَّخاءِ؛

هر کس دوست دارد خداوند هنگام سختى ها و گرفتارى ها دعاى او را اجابت کند، در هنگام آسایش، دعا بسیار کند.

نهج  الفصاحه  ص ۷۷۰ ، ح ۳۰۲۳

۴. حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

لَیْسَ شَیْ‏ءٌ أَسْرَعَ إِجَابَهً مِنْ دَعْوَهِ غَائِبٍ لِغَائِب‏

هیچ دعایى زودتر از دعایى که انسان در غیاب کسى مى کند، مستجاب نمى شود.

کافی(ط.الاسلامیه) ج ۲ ، ص ۵۱۰ ، ح ۷ . بحارالأنوار(ط.بیروت) ج ۹۰، ص ۳۵۹ ، ح ۱۷

۵. حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

اِغتَنِمُوا الدُّعاءَ عِندَ الرِّقَّهِ فَإِنَّها رَحمَهٌ؛

دعا کردن را در هنگام رقّت قلب غنیمت شمرید، که رقت قلب، رحمت است.

نهج الفصاحه ص ۲۲۶ ، ح ۳۷۳ . بحارالأنوار(ط.بیروت) ج۹۰، ص۳۴۷، ح۱۴

۶.  امام صادق (علیه‌السلام):

 إِذَا أَرَادَ أَحَدُکُمْ أَنْ یُسْتَجَابَ لَهُ فَلْیُطَیِّبْ کَسْبَهُ وَ لْیَخْرُجْ مِنْ مَظَالِمِ النَّاسِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَا یُرْفَعُ إِلَیْهِ دُعَاءُ عَبْدٍ وَ فِی بَطْنِهِ حَرَامٌ أَوْ عِنْدَهُ مَظْلِمَهٌ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ.

هر کس بخواهد دعایش مستجاب شود، باید کسب خود را حلال کند و حق مردم را بپردازد. دعاى هیچ بنده اى که مال حرام در شکمش باشد یا حق کسى بر گردنش باشد، به درگاه خدا بالا نمى رود.

بحارالأنوار(ط.بیروت) ج۹۰، ص۳۲۱، ح۳۱

۷.  امام صادق (علیه‌السلام):

 إِنَّ الْعَبْدَ لَیَدْعُو فَیَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْمَلَکَیْنِ قَدِ اسْتَجَبْتُ لَهُ وَ لَکِنِ احْبِسُوهُ بِحَاجَتِهِ فَإِنِّی أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَ صَوْتَهُ وَ إِنَّ الْعَبْدَ لَیَدْعُو فَیَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى عَجِّلُوا لَهُ حَاجَتَهُ فَإِنِّی أُبْغِضُ صَوْتَهُ.

هر آینه بنده دعا مى کند و خداوند عزوجل به دو فرشته مى فرماید: من دعاى او را مستجاب کردم اما حاجتش را نگه دارید، زیرا دوست دارم صداى او را بشنوم و همانا بنده دعا مى کند و خداوند تبارک و تعالى مى فرماید: زود خواسته اش را برآورید که من خوش ندارم صداى او را بشنوم.

کافى(ط.الاسلامیه) ج ۲، ص ۴۸۹، ح ۳

۸. امام سجاد (علیه‌السلام) :

مَنْ لَمْ یَرْجُ النَّاسَ فِی شَیْ‏ءٍ وَ رَدَّ أَمْرَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی جَمِیعِ أُمُورِهِ اسْتَجَابَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ فِی کُلِّ شَیْ‏ء

هر کس در هیچ کارى به مردم امید نبندد و همه کارهاى خود را به خداى عز و جل واگذارد، خداوند هر خواسته اى که او داشته باشد اجابت کند.

کافى(ط.الاسلامیه) ج ۲ ، ص ۱۴۸، ح ۳

۹. امام علی (علیه‌السلام) :

رُبَّمَا سَأَلْتَ الشَّیْ‏ءَ فَلَا تُؤْتَاهُ وَ أُوتِیتَ خَیْراً مِنْهُ عَاجِلًا أَوْ آجِلًا أَوْ صُرِفَ عَنْکَ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَکَ فَلَرُبَّ أَمْرٍ قَدْ طَلَبْتَهُ فِیهِ هَلَاکُ دِینِکَ لَوْ أُوتِیتَهُ فَلْتَکُنْ مَسْأَلَتُکَ فِیمَا یَبْقَى لَکَ جَمَالُهُ وَ یُنْفَى عَنْکَ وَبَالُهُ

گاه چیزى را (از خدا) مى خواهى اما به تو داده نمى شود و دیر یا زود بهتر از آن به تو داده مى شود، یا به خاطر آنچه خیر و مصلحت تو در آن است از برآورده شدن خواسته ات دریغ مى شود، زیرا بسا خواسته اى که اگر برآورده شود به نابودى و تباهى دین تو مى انجامد، پس، چیزى بخواه که زیبایى و نیکیش برایت مى ماند و پیامد سوئى ندارد.

مجموعه ورام  ج ۲ ، ص ۱۰۴

۱۰. حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

مَن أَرادَ أن تُستَجابَ دَعوَتُهُ و َأَن تُکشَفَ کُربَتُهُ فَلیُفَرِّج عَن مُعسِرٍ؛

هر کس مى خواهد دعایش مستجاب شود و غمش از بین برود باید گره از کار گرفتارى باز کند.

نهج الفصاحه ص ۷۵۹ ، ح ۲۹۶۱

۱۱. حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

الصَّدَقَهُ تَدْفَعُ الْبَلَاءَ وَ هِیَ أَنْجَحُ دَوَاءً وَ تَدْفَعُ الْقَضَاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً وَ لَا یَذْهَبُ بِالْأَدْوَاءِ إِلَّا الدُّعَاءُ وَ الصَّدَقَه

صدقه بلا را برطرف مى کند و مؤثرترینِ داروست. همچنین، قضاى حتمى را برمى گرداند و درد و بیمارى ها را چیزى جز دعا و صدقه از بین نمى برد.

بحارالأنوار(ط.بیروت) ج ۹۳ ، ص ۱۳۷ ، ح ۱۴

۱۲. امام سجاد (علیه‌السلام) :

أَمَّا حَقُّ ذِی الْمَعْرُوفِ عَلَیْکَ فَأَنْ تَشْکُرَهُ وَ تَذْکُرَ مَعْرُوفَهُ وَ تَکْسِبَهُ الْمَقَالَهَ الْحَسَنَهَ وَ تُخْلِصَ لَهُ الدُّعَاءَ فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ کُنْتَ قَدْ شَکَرْتَهُ سِرّاً وَ عَلَانِیَهً ثُمَّ إِنْ قَدَرْتَ عَلَى مُکَافَاتِهِ یَوْماً کَافَیْتَهُ

حق کسى که به تو نیکى کرده ، این است که از او تشکر کنى و نیکى اش را به زبان آورى و از او به خوبى یاد کنى و میان خود و خداى عزّوجلّ برایش خالصانه دعا کنى ، هرگاه چنین کردى بى گمان در پنهان و آشکار از او تشکر کرده اى . سپس اگر روزى توانستى نیکى او را جبران کنى ، جبران کن.

امالی(صدوق) ص ۳۷۲ . مکارم الاخلاق ص ۴۲۲

۱۳.  امام صادق (علیه‌السلام):

 الذُّنُوبُ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ الْبَغْیُ وَ الذُّنُوبُ الَّتِی تُورِثُ النَّدَمَ الْقَتْلُ وَ الَّتِی تُنْزِلُ النِّقَمَ الظُّلْمُ وَ الَّتِی تَهْتِکُ السُّتُورَ شُرْبُ الْخَمْرِ وَ الَّتِی تَحْبِسُ الرِّزْقَ الزِّنَا وَ الَّتِی تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ قَطِیعَهُ الرَّحِمِ وَ الَّتِی تَرُدُّ الدُّعَاءَ وَ تُظْلِمُ الْهَوَاءَ عُقُوقُ الْوَالِدَیْن‏

گناهی که نعمت ها را تغییر مى دهد، تجاوز به حقوق دیگران است. گناهى که پشیمانى مى آورد، قتل است. گناهى که گرفتارى ایجاد مى کند، ظلم است. گناهى که آبرو مى بَرد، شرابخوارى است. گناهى که جلوى روزى را مى گیرد، زناست. گناهى که مرگ را شتاب مى بخشد، قطع رابطه با خویشان است. گناهى که مانع استجابت دعا مى شود و زندگى را تیره و تار مى کند، نافرمانى از پدر مادر است.

علل الشرایع ج ۲، ص ۵۸۴ ، ح ۲۷

۱۴. امام محمد باقر (علیه‌السلام) :

إِنَّ الْحُسَیْنَ صَاحِبَ کَرْبَلَاءَ قُتِلَ مَظْلُوماً مَکْرُوباً عَطْشَاناً لَهْفَاناً [فَآلَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ‏] وَ حَقٌّ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لَا یَأْتِیَهُ لَهْفَانٌ وَ لَا مَکْرُوبٌ وَ لَا مُذْنِبٌ وَ لَا مَغْمُومٌ وَ لَا عَطْشَانٌ وَ لَا ذُو عَاهَهٍ ثُمَّ دَعَا عِنْدَهُ وَ تَقَرَّبَ بِالْحُسَیْنِ ع إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا نَفَّسَ اللَّهُ کُرْبَتَهُ وَ أَعْطَاهُ مَسْأَلَتَهُ وَ غَفَرَ ذُنُوبَهُ [ذَنْبَهُ‏] وَ مَدَّ فِی عُمُرِهِ وَ بَسَطَ فِی رِزْقِهِ فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصار

حسین، بزرگ مرد کربلا، مظلوم و رنجیده خاطر و لب تشنه و مصیب زده به شهادت رسید. پس خداوند، به ذات خود، قسم یاد کرد که هیچ مصیبت زده و رنجیده خاطر و گنهکار و اندوهناک و تشنه اى و هیچ بَلا دیده اى به خدا روى نمى آورد و نزد قبر حسین (علیه‌السلام) دعا نمى کند و آن حضرت را به درگاه خدا شفیع نمى سازد، مگر این که خداوند، اندوهش را برطرف و حاجاتش را برآورده مى کند و گناهش را مى بخشد و عمرش را طولانى و روزى اش را گسترده مى سازد. پس اى اهل بینش، درس بگیرید!

کامل الزیارات ص ۱۶۸

۱۵. حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

إِذَا لَمْ یَأْمُرُوا بِمَعْرُوفٍ وَ لَمْ یَنْهَوْا عَنْ مُنْکَرٍ وَ لَمْ یَتَّبِعُوا الْأَخْیَارَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ شِرَارَهُمْ فَیَدْعُو عِنْدَ ذَلِکَ خِیَارُهُمْ فَلَا یُسْتَجَابُ لَهُم‏

هرگاه (مردم) امر به معروف و نهى از منکر نکنند، و از نیکان خاندان من پیروى ننمایند، خداوند بدانشان را بر آنان مسلّط گرداند و نیکانشان دعا کنند امّا دعایشان مستجاب نشود.

امالى (صدوق) ص ۳۰۸

۱۶. حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

 صَلَاه اللَّیْلِ مَرْضَاهٌ لِلرَّبِّ وَ حُبُّ الْمَلَائِکَهِ وَ سُنَّهُ الْأَنْبِیَاءِ وَ نُورُ الْمَعْرِفَهِ وَ أَصْلُ الْإِیمَانِ وَ رَاحَهُ الْأَبْدَانِ وَ کَرَاهِیَهٌ لِلشَّیْطَانِ وَ سِلَاحٌ عَلَى الْأَعْدَاءِ وَ إِجَابَهٌ لِلدُّعَاءِ وَ قَبُولٌ لِلْأَعْمَالِ وَ بَرَکَهٌ فِی الرِّزْق‏

نماز شب، موجب رضایت پروردگار، دوستى فرشتگان، سنت پیامبران، نور معرفت، ریشه ایمان، آسایش بدن ها، مایه ناراحتى شیطان، سلاحى بر ضدّ دشمنان، مایه اجابت دعا، قبولى اعمال و برکت در روزى است.

ارشاد القلوب(دیلمی) ج ۱، ص ۱۹۱

۱۷. حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

مَنْ أَکَلَ مِنَ الْحَلَالِ الْقُوتَ صَفَا قَلْبُهُ وَ رَقَّ وَ دَمَعَتْ عَیْنَاهُ وَ لَمْ یَکُنْ لِدَعْوَتِهِ حِجَابٌ“.

هر کس از لقمه حلال بخورد، قلبش صفا و رقت مى یابد، چشمانش از ترس خداوند متعال پر اشک مى شود و براى (استجابت) دعایش مانعى نمى باشد.

مجمع البحرین ج ۵ ، ص ۳۵۳

۱۸.امام حسین (علیه‌السلام) :

أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء؛

عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند.

امالی(مفید) ص ۳۱۷ . امالی(طوسی) ص ۸۹ . تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۱۹۲ ، ح ۳۷۴۲ . مکارم الاخلاق ص ۲۶۸ . بحارالانوار(ط.بیروت) ج ۹۰ ، ص ۲۹۴

۱۹. امام موسی کاظم (علیه‌السلام) :

أوشَک دَعوَهً‌ وَ أسرَعُ إجابَهُ دُعاءُ المَرءِ لاِخیهِ‌ بِظَهرِ الغَیبِ؛

دعایی که بیشتر امید اجابت آن می رود و زودتر به اجابت می رسد،‌ دعا برای برادر دینی است در پشت سر او.

کافی(ط.الاسلامیه) ج ۲ ، ص ۵۰۷  ، ح ۱

۲۰.حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

 ادْعُوا اللَّهَ وَ أَنْتُمْ مُوقِنُونَ بِالْإِجَابَهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ لَا یَسْتَجِیبُ دُعَاءً مِنْ قَلْبِ غَافِلٍ لَاهٍ.

خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که خداوند دعا را از قلب غافل بیخبر نمی پذیرد.

بحار الانوار(ط.بیروت) ج ۹۰ ، ص ۳۲۱

۲۱.حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

لا یُرَدُّ دُعاءٌ أَوَّلُهُ بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

دعایى که با بسم اللّه  الرحمن الرحیم شروع شود، رد نمى شود.

الدعوات(راوندی) ص ۵۲ ، ح ۱۳۱

۲۲.حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

مَنْ أَرادَ تُسْتَجابُ دَعْوَتُهُ وَ أَنْ تُکْشَفَ کُرْبَتُهُ فَلْیُفَرِّجْ عَنْ مُعْسِرٍ؛

هر کس مى خواهد دعایش مستجاب و اندوهش برطرف شود، به تنگدست مهلت دهد.

نهج الفصاحه ص ۷۵۹ ، ح ۲۹۶۱

۲۳.امام رضا (علیه‌السلام) :

 إِنَّ اللَّهَ یُؤَخِّرُ إِجَابَهَ الْمُؤْمِنِ شَوْقاً إِلَى دُعَائِهِ وَ یَقُولُ صَوْتٌ أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَهُ وَ یُعَجِّلُ إِجَابَهَ دُعَاءِ الْمُنَافِقِ وَ یَقُولُ صَوْتٌ أَکْرَهُ سَمَاعَهُ.

خداوند اجابت دعاى مؤمن را به شوق (شنیدن) دعایش به تأخیر مى اندازد و مى گوید: «صدایى است که دوست دارم آن را بشنوم» و در اجابت دعاى منافق عجله مى کند و مى گوید: صدایى است که از شنیدنش بدم مى آید.

فقه الرضا (علیه‌السلام) ص ۳۴۵

۲۴. امام موسی کاظم (علیه‌السلام) :

دعوه الصائم تستجاب عند افطاره؛

دعاى شخص روزه دار هنگام افطار مستجاب مى شود.

مکارم الاخلاق ص ۲۷ . بحار الانوار(ط.بیروت) ج ۹۳، ص ۲۵۵، ح ۳۳

۲۵. امام صادق (علیه‌السلام):

مَن سَرَّهُ أن یُستَجابَ لَهُ فِی الشِّدَّهِ فَلیُکثِرِ الدُّعاءَ فِی الرَّخاءِ.

هرکه خوش دارد دعایش هنگام سختى مستجاب شود، هنگام آسایش، بسیار دعا کند.

کافی(ط.الاسلامیه) ج ۲ ، ص ۴۷۲ ، ح ۴

 ۲۶.امام علی (علیه‌السلام) :

لَا تَسْتَبْطِئْ إِجَابَهَ دُعَائِکَ وَ قَدْ سَدَدْتَ طَرِیقَهُ بِالذُّنُوب

اجابت دعایت را دیر مپندار، در حالی که خودت با گناه راه اجابت آن را بسته ای.

تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۱۹۳ ، ح ۳۷۶۸

منبع:

سایت بیتوته

چند دعای قرآنی برای رفع مشکلات

اشاره

 یکی از نیازهای فطری بشر، راز و نیاز با خداوند است. وقتی در زندگی پیامبران وارد می شویم می بینیم که این انوار الهی برای هر لحظه ای در زندگی یک دعای خاصی داشته اند. قرآن کریم کتاب زندگی ماست و هر آنچه که برای تکامل روح و سازندگی شخصیت انسان لازم است در آن آمده است. خداوند می خواهد بندگانش سعادت دنیا و آخرت را داشته باشند. برای این منظور خداوند اراده نموده که بندگانش با دعا با خدای خود ارتباط برقرا نمایند.در این مجال به مختصری از این دسته دعاهای قرآنی می پردازیم:

 متن دعاها و مناجات هایی که از زبان اهل معرفت و انسان های الهی و وارسته برخاسته است دارای ظرافت های لفظی و معانی گسترده ای است به گونه ای که در کلام و دعای دیگران یافت نمی شود. و این خود رمز جاودانگی و قابل سرمشق بودن این دعاهاست.

یک بخش از کتب احادیث ما، دعاها و مناجات هایی است که بر زبان اولیای الهی جاری شده است که با آن کلمات همواره خدا را می خوانده اند و یا این که به پیروانشان تعلیم داده اند که با آن خدا را بخوانند. عمده این گونه متون در «کتب دعا» گرد آمده است.

لیکن دعاهایی در قرآن کریم آمده است که از زبان فرشتگان و پیامبران و بندگان صالح صادر شده و یا تعلیم خداوند به بندگانش است که به آنها به طور مستقل کمتر پرداخته شده است. در ای مقاله به بخشی از این دعاها اشاره شده است.

دعای آدم و حوا علیهما السلام

آدم و حوا داستان پر رمز و رازی دارند. خداوند آنان را در بهشت جای داد و دستور داد تا از فلان میوه یا دانه نخورند. اما شیطان آنان را وسوسه کرد و آنان از آن خوردند و گرفتار شدند. خداوند به آنان گفت: «آیا من شما را از آن نهی نکردم و نگفتم که شیطان دشمن آشکار شماست.»

در این هنگام، آدم و حوا توبه کردند و دست به دعا برداشتند و گفتند: رَبّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکونَنَّ مِنَ الخاسِرینَ؛[۱]  بارالها، ما به خود ستم کردیم که نافرمانی تو کردیم اگر ما را نیامرزی و به ما رحم نکنی ما از زیان کاران خواهیم بود.

خوب است در این روزگاری که گناه، زیاد از ما آدم ها سر می زند به رسم توبه ی پدر و مادرمان حضرت آدم و حوا علیهما السلام توبه کنیم.

هر جایی منزل کردید، این دعا را بخوانید

در سوره مؤمنون آمده است: «ما نوح را به سوی قومش فرستادیم. او به مردم گفت: ای قوم من، خداوند را بپرستید، به جز او برای شما خدایی نیست، آیا پروا نمی کنید؟»

گروه کافران گفتند: «نوح چون شما بشر است که می خواهد بر شما برتری جوید؛ اگر خداوند می خواست پیامبری بفرستد فرشتگانی را به پیامبری می فرستاد، نوح دیوانه است.»

در این هنگام نوح دست به دعا برداشت و گفت: رَبِّ انْصُرْنی بِما کذَّبُونِ؛[۲] بارالها، در برابر تکذیب این مردم مرا یاری کن.

خداوند می فرماید: «به نوح وحی کردیم که زیر نظر و راهنمایی ما کشتی بساز، و هرگاه فرمان رسید و آب از تنور فوران کرد از هر یک از حیوانات دو عدد و خانواده ات را سوار بر کشتی کن، و هرگاه تو و همراهان در کشتی مستقر شدید بگو: اَلْحَمْدُ للّه الَّذی نَجّینا مِنَ الْقَوْمِ الظالمِینَ * وَقُلْ رَبِّ أَنْزِلْنی مُنْزَلاً مُبارَکاً وَأنْتَ خَیرُ المُنْزِلینَ؛[۳]. حمد برای خدایی است که ما را از دست ستمکاران نجات داد. و بگو: بارالها، مرا در منزلگاهی مبارک جای ده، [زیرا] تو بهترین فرود آورندگانی.»

پیامبر گرامی (صلی‌الله علیه و آله) و سلم به حضرت علی علیه السلام فرمود: «ای علی، هرگاه در جایی منزل کردی بگو: اللّهمّ أنزِلنی مُنْزَلاً مبارَکاً وأنت خیر المنزِلین؛ چرا که خیر و خوبی آن منزل روزی تو می شود و شرّ و بدی آن از تو دور می شود.»[۴]

از تأخیر دعا مأیوس نشو

ابراهیم و اسماعیل دست به دعا برداشتند: رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنّا إِنَّک أَنْتَ السَّمِیعُ العَلِیمُ * رَبَّنا وَاجْعَلْنا مُسْلِمَینِ لَک وَمِنْ ذُرِّیتِنا أُمَّهً مُسْلِمَهً لَک وَأَرِنا مَناسِکنا وَتُبْ عَلَینا إِنَّک أَنْتَ التَّوّابُ الرَّحِیمُ * رَبَّنا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِک وَیعَلِّمُهُمُ الکتابَ وَالحِکمَهَ وَیزَکیهِمْ إِنَّک أَنْتَ العَزِیزُ الحَکیمُ؛[۵]

بارالها، از ما بپذیر؛ تو شنوا و دانایی. بارالها، ما (دو نفر) را تسلیم خود قرارده و از فرزندان ما نیز تسلیم امر تو باشند، عبادات ما را به ما بیاموز و توبه ما را بپذیر، تو توبه پذیر مهربانی. بارالها، در میان فرزندان ما پیامبری برگزین که آیات تو را بر مردم بخواند و کتاب و حکمت به آنان آموزد و آنها را تزکیه کند؛ همانا تو عزیز و حکیمی.

  نتیجه:

در آیه ۱۲۹ سوره بقره ملاحظه شد که ابراهیم و اسماعیل از خداوند خواستند در میان امتی از ذریه آنان پیامبری برگزیند که آیات الهی را بر مردم بخواند و کتاب و حکمت به آنان آموزد و آنان را تزکیه کند، این دعای ابراهیم و اسماعیل چه زمانی مستجاب شد؟

در حدیث آمده است که پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: «أَنَا دَعْوَهُ أَبی إِبْراهیم؛[۶] من به واسطه دعای پدرم ابراهیم به دنیا آمدم و مبعوث شدم.»

بنگر بین زمان دعای ابراهیم، و مستجاب شدن آن و به دنیا آمدن و مبعوث شدن حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله) وسلم چقدر فاصله است! و از تأخیر استجابت دعا مأیوس مشو.

ایوب پیامبر هم امتحان می شود

ایوب یکی از پیامبران الهی است که به خاطر صبرش زبانزد همگان است. خداوند به ایوب نعمت بسیار داده و او هم به طاعت الهی کمر بسته و شکرگزار نعمت های الهی بود. شیطان به بندگی ایوب حسد برد و گفت: خداوندا، اگر ایوب فرمانبر است به خاطر نعمت هایی است که به او داده ای، و گرنه فرمان نمی برد.

سرانجام، زمینه و زمان آزمایش ایوب فرا رسید و گرفتار امتحان الهی شد.

ایوب ثروت و مکنت و فرزندان را یکی پس از دیگری از دست داد. در تمام مراحل این آزمایش بزرگ، صبر ایوب بر حوادث و پیشامدهای تلخ چیره شد و آن گاه که نیمه جانی بیش برایش نمانده بود دست به دعا برداشت و چنین گفت: أَنّی مَسَّنِی الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرّاحِمینَ؛[۷]

بارالها، ضرر و زیان به جان من رسید و تو ارحم الراحمین هستی.

شیخ طبرسی گوید: «این سخن ایوب، کنایه ای ظریف برای طلب حاجات است.»[۸]

به هر حال، دعای ایوب مستجاب شد و از این امتحان بزرگ سربلند برآمد و بر شیطان و پیروانش روشن شد که ایوب در شادی و غم، دارایی و نداری، تندرستی و بیماری خدا پرست و خدا دوست است.

ندا رسید: «با پایت زمین را بخراش، چشمه ای بر می آید که آبش بیماری های تو را مداوا می کند و هم نوشیدنی گوارا برای تو است.» خداوند سلامتی را به او بر گرداند و از فرزندان و خاندان دو چندان به او عنایت کرد. ثروت و مکنت رفته باز آمد و زندگی او بیش از پیش رونق یافت.

درباره تفسیر «از فرزندان دو چندان به او عنایت کرد» از امام صادق علیه السلام پرسیدند، آن حضرت فرمود: «علاوه بر فرزندانی که در این امتحان بزرگ از دنیا رفته بودند، فرزندانی که پیش از آن هم از ایوب وفات یافته بودند، زنده شدند.[۹] ».

کلام آخر:

چه خوب است در زندگی امروز نیز از این دعاها برای برهه های مختلف زندگی مدد بگیریم تا ان شاء لله از مشکلات بهتر و زودتر بیرون بیاییم.

پی نوشت:

[۱] . اعراف ـ آیه ۲۳.

[۲] . مؤمنون، ۲۶.

[۳] . مؤمنون، ۲۹.

[۴] . شیخ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه‏، ج۲، ص۲۹۸، قم،  دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۳ق.

[۵] . بقره، ۲۷-۲۹.

[۶] . تفسیرالبرهان، ج۱، ص۱۵۶.

[۷] . انبیاء ، ۸۳.

[۸] . مجمع البیان، ج۷، ص۵۹.

[۹] . صافی، ج۳، ص۳۵۱.

دعاهای قرآنی

اشاره

دعا و نیایش در قرآن و سنت اسلامی نقش اساسی و بنیادین دارد. و قرآن در عین تشویق به دعا خود به بیان بهترین دعاها پرداخته یا با بیان دعاهای انبیاء، اولیاء، ملائک و … نحوه دعا کردن را به مؤمنان می آموزد. دعاهای قرآنی محتوای بسیار بلندی دارند. این دعاها در حوزه‌ها و موضوعاتی متعدد منعکس شده و از ویژگیهای خاصی برخوردار هستند.  در این مقاله به این ویژگیها پرداخته شده است.

 

دعا در فرهنگ قرآنی

خداوند در قرآن بندگانش را امر به دعا می کند و امتثال نکردن این فرمان را معادل رویگردانی کبر آمیز از عبادت دانسته موجب داخل شدن در آتش جهنم می داند :

«وَ قَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ»؛ مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را و کسانی‌ که از پرستش و عبادت من کبر می‌ورزند بزودی‌ خوار در دوزخ درمی‌آیند.(سوره غافر، ۶۰)

در جهان‌نگری‌ قرآن، همه موجودات بنده و فرمانبردار خدا هستند و او را تسبیح و ستایش می‌کنند. (سوره مریم، ۳۹ و سوره انبیاء، ۹۱)

بدین‌ ترتیب دعا و نیایش، عبادت و پرستش و تسبیح و ستایش‌ پروردگار از ارکان عالم هستی‌اند. در این میان، انسان رابطه‌ ویژه و منحصر به‌ فردی با خدا دارد.

آیه‌ای در قرآن هست‌ که این ارتباط ویژه را به روشنی نشان می‌دهد: «وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ…»؛ هرگاه‌ بندگان من، از تو درباره من بپرسند، من نزدیکم و دعای‌ دعاکننده را به هنگامی‌ که مرا بخواند اجابت می‌کنم، پس‌ باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند باشد که راه‌ یابند. (سوره بقره، آیه ۱۸۶)

این تنها آیه‌ای است که خدا هفت بار به صورت متکلم وحده و بدون بکار بردن ضمیر جمع که‌ شیوه رایجی در زبان قرآن است، با انسان سخن می‌گوید.

دعاهای قرآنی بنابر ساختار کلی قرآن، در سوره یا بخش خاصی از قرآن گرد نیامده‌اند. حضور آنها در قرآن‌ به شکل گسترده و پاره پاره و در متن زندگی و تاریخ است‌؛ بسان روحی که در سراسر کلام وحی سریان دارد.

برخی ویژگیهای دعاهای قرآن

  1. از نظر ظرف وقوع، دعاهای قرآن با عالم قبل از دنیا، عالم برزخ، قیامت، بهشت و دوزخ ارتباط دارند. بنابراین‌ دعاهای قرآن از حیث وقوع دارای کیفیتی فرازمانی‌اند و به دوره خاصی محدود نمی‌شوند؛ گرچه بخش عمده‌ دعاها در بستر دنیا و از زبان پیامبران بیان می‌شود.
  2. از این ادعیه بخوبی معلوم می‌شود که از دیدگاه قرآن‌ دعا در همه ادیان حضور دارد و شمول و گستردگی آن‌ بقدری است که می‌توان آن‌ را از ابعاد وجود آدمی شمرد.

در قرآن پیامبرانی چون حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت نوح، حضرت زکریا، حضرت سلیمان، حضرت یوسف، حضرت عیسی، حضرت لوط، حضرت صالح و حضرت شعیب دعا می‌خوانند یا خداوند دعاهایی به ایشان آموزش می‌دهد.

اصحاب کهف، همسر فرعون، مؤمنان، خردمندان و سایر مردمان را هم می‌بینیم که به درگاه پروردگار دعا می‌کنند. این حس وجودی دعا، حالت و مقام پیامبران الهی است که‌ حتی در شکوه و جلال نیز دارای همین درک عمیق‌اند و همه‌ چیز را از خدا و به سوی خدا می‌دانند.

  1. بیشترین درخواست‌ها در دعاها، درخواست آمرزش و بخشش گناهان و طلب رحمت الهی است.
  2. بر دعاهای قرآن اصل توحید که مهمترین رکن اسلام‌ است، حاکم است. همه موجودات حتی شیطان و یا گناهکارانی که با عذاب دوزخ روبرو می‌شوند سر رشته همه‌ امور را در دست خدا می‌بینند و از او درخواست و تمنا می‌کنند.
  3. در قرآن فرشتگان و حاملان عرش الهی نیز دعا می‌کنند: “پروردگارا، رحمت و دانش تو بر هر چیز احاطه‌ دارد، کسانی‌ را که توبه کرده و راه تو را دنبال کرده‌اند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاهدار. پروردگارا، آنان‌ را در باغهای جاوید که وعده‌شان داده‌ای با هر که از پدران‌ و همسران و فرزندانشان که به صلاح آمده‌اند، داخل کن‌ زیرا تو ارجمند و حکیمی و آنان‌ را از بدی ها نگاهدار و هر که را در آن روز از بدی ها حفظ کنی رحمتش کرده‌ای و این‌ همان کامیابی بزرگ است‌.” (سوره غافر،۹-۷)

موضوعات دعاهای قرآنی

به یک اعتبار دعاهای قرآن را می‌توان به دو بخش‌ تقسیم کرد: ادعیه‌ای که خود کلام وحی آموزش‌ می‌دهد و ادعیه‌ای که بر زبان آفریدگان بیان می‌شود.

برخی موضوعات دعاهای قرآنی عبارتند از:

  1. استعاذه به خدا
  2. طلب ملحق شدن به نیکو کاران
  3. طلب پیروزی بر کافران
  1. طلب پیشوایی متقین
  2. تسبیح الهی
  3. تقاضای داوری و یاری از خداوند
  4. توبه و طلب آمرزش
  5. دعا برای پدر و مادر
  6. دعا برای همسر
  7. دعا برای فرزندان و نوادگان
  8. طلب روزی
  9. طلب نعمت الهی
  10. شِکوه از گرفتاری

    ۱۴٫ قبولی اعمال

    ۱۵٫ طلب مسلمانی واقعی

    ۱۶٫ نجات از دست ستمگران

    ۱۷٫ نبودن باستمگران

    ۱۸٫ نفرین بر بدکاران

     ۱۹٫ نجات از جهنّم

   و …

فهرست دعاهای قرآّنی

فاتحه (۱) آیه ۶-۷

دعا کننده: مومنان

اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ * صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ؛ ما را به راه راست هدایت کن.. راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی ؛ نه کسانی که بر آنان غضب کرده‌ای ؛ و نه گمراهان .

بقره(۲) آیه ۱۲۹

رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَیُزَکِّیهِمْ ۚ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ؛ پروردگارا! در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیز، تا آیات تو را بر آنان بخواند، و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد، و پاکیزه کند؛ زیرا تو توانا و حکیمی (و بر این کار، قادری)!»

بقره (۲) آیه ۱۲۶

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَٰذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ۖ قَالَ وَمَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَىٰ عَذَابِ النَّارِ ۖ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ؛ و (به یاد آورید) هنگامی را که ابراهیم عرض کرد: «پروردگارا! این سرزمین را شهر امنی قرار ده! و اهل آن را -آنها که به خدا و روز بازپسین، ایمان آورده‌اند- از ثمرات (گوناگون)، روزی ده!» گفت: «(ما دعای تو را اجابت کردیم؛ و مؤمنان را از انواع برکات، بهره‌مند ساختیم؛) اما به آنها که کافر شدند، بهره کمی خواهیم داد؛ سپس آنها را به عذاب آتش می‌کشانیم؛ و چه بد سرانجامی دارند»

بقره(۲) آیه ۱۲۷

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا ۖ إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ؛ و (نیز به یاد آورید) هنگامی را که ابراهیم و اسماعیل، پایه‌های خانه (کعبه) را بالا می‌بردند، (و می‌گفتند:) «پروردگارا! از ما بپذیر، که تو شنوا و دانایی!

بقره(۲) آیه ۱۲۸

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِنَا أُمَّهً مُسْلِمَهً لَکَ وَأَرِنَا مَنَاسِکَنَا وَتُبْ عَلَیْنَا ۖ إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ؛ پروردگارا! ما را تسلیم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتی که تسلیم فرمانت باشند، به وجود آور! و طرز عبادتمان را به ما نشان ده و توبه ما را بپذیر، که تو توبه‌پذیر و مهربانی!

بقره(۲) آیه ۲۰۰

دعا کننده: غیر مومنان:

فَإِذَا قَضَیْتُمْ مَنَاسِکَکُمْ فَاذْکُرُوا اللَّهَ کَذِکْرِکُمْ آبَاءَکُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکْرًا ۗ فَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَهِ مِنْ خَلَاقٍ؛ و هنگامی که مناسکِ (حج) ِ خود را انجام دادید، خدا را یاد کنید، همانند یادآوری از پدرانتان (آن‌گونه که رسم آن زمان بود) بلکه از آن هم بیشتر! (در این مراسم، مردم دو گروهند:) بعضی از مردم می‌گویند: «خداوندا! به ما در دنیا عطا کن!» ولی در آخرت، بهره‌ای ندارند.

سوره بقره(۲) آیه ۲۰۱

دعا کننده: مومنان:

وَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ؛ و بعضی می‌گویند: «پروردگارا! به ما در دنیا نیکی عطا کن! و در آخرت نیز نیکی مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار!»

بقره(۲) آیه ۲۵۰

دعا کننده: سپاه طالوت:

وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ؛ و هنگامی که در برابر جالوت و سپاهیان او قرارگرفتند گفتند: «پروردگارا! پیمانه شکیبایی و استقامت را بر ما بریز! و قدمهای ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعیّت کافران، پیروز بگردان!

بقره(۲) آیه ۲۶۰

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَىٰ ۖ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ ۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَٰکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِ ۖ قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَهً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَىٰ کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیًا ۚ وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ؛ و (به خاطر بیاور) هنگامی را که ابراهیم گفت: «خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟» فرمود: «مگر ایمان نیاورده‌ای؟!» عرض کرد: «آری، ولی می‌خواهم قلبم آرامش یابد.» فرمود: «در این صورت، چهار نوع از مرغان را انتخاب کن! و آنها را (پس از ذبح کردن،) قطعه قطعه کن (و در هم بیامیز)! سپس بر هر کوهی، قسمتی از آن را قرار بده، بعد آنها را بخوان، به سرعت به سوی تو می‌آیند! و بدان خداوند قادر و حکیم است؛ (هم از ذرات بدن مردگان آگاه است، و هم توانایی بر جمع آنها دارد)».

سوره بقره(۲) آیه ۲۸۶

دعا کننده: مومنان:

لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَهَ لَنَا بِهِ ۖ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۚ أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ؛

پروردگارا! اگر ما فراموش یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه مکن! پروردگارا! تکلیف سنگینی بر ما قرار مده، آن چنان که (به خاطر گناه و طغیان،) بر کسانی که پیش از ما بودند، قرار دادی! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداریم، بر ما مقرّر مدار! و آثار گناه را از ما بشوی! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مایی، پس ما را بر جمعیّت کافران، پیروز گردان!

سوره آل عمران(۳) آیه ۱۴۷

دعا کننده: ملازمان پیامبران:

وَمَا کَانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَنْ قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِی أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ؛ سخنشان تنها این بود که: «پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و از تندرویهای ما در کارها، چشم‌پوشی کن! قدمهای ما را استوار بدار! و ما را بر جمعیّت کافران، پیروز گردان!

سوره آل عمران(۳) آیه ۱۶

دعا کننده: عباد الله:

الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ؛ همان کسانی که می‌گویند: «پروردگارا! ما ایمان آورده‌ایم؛ پس گناهان ما را بیامرز، و ما را از عذابِ آتش، نگاهدار!»

سوره آل عمران(۳) آیه ۱۹۱

دعا کننده: مومنان:

الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ؛ همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده‌اند، یاد می‌کنند؛ و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می‌اندیشند؛ (و می‌گویند:) بار الها! اینها را بیهوده نیافریده‌ای! منزهی تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار!

سوره آل عمران(۳) آیه ۱۹۳

دعا کننده: مومنان:

رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلإِیمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ؛ پروردگارا! ما صدای منادی (تو) را شنیدیم که به ایمان دعوت می‌کرد که: «به پروردگار خود، ایمان بیاورید!» و ما ایمان آوردیم؛ پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بدیهای ما را بپوشان! و ما را با نیکان (و در مسیر آنها) بمیران!

سوره آل عمران(۳) آیه ۱۹۴

دعا کننده: مومنان:

رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِکَ وَلاَ تُخْزِنَا یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِنَّکَ لاَ تُخْلِفُ الْمِیعَادَ؛ پروردگارا! آنچه را به وسیله پیامبرانت به ما وعده فرمودی، به ما عطا کن! و ما را در روز رستاخیز، رسوا مگردان! زیرا تو هیچ‌گاه از وعده خود، تخلف نمی‌کنی.

ال عمران(۳) آیه ۳۵

دعا کننده: همسر عمران:

إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّی ۖ إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ: (به یاد آورید) هنگامی را که همسرِ «عمران» گفت: «خداوندا! آنچه را در رحم دارم، برای تو نذر کردم، که «محرَّر» (و آزاد، برای خدمت خانه تو) باشد. از من بپذیر، که تو شنوا و دانایی!

سوره آل عمران(۳) آیه ۳۸

دعا کننده: حضرت زکریا (علیه‌السلام):

هُنَالِکَ دَعَا زَکَرِیَّا رَبَّهُ ۖ قَالَ رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّهً طَیِّبَهً ۖ إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعَاءِ؛ در آنجا بود که زکریا، (با مشاهده آن همه شایستگی در مریم،) پروردگار خویش را خواند و عرض کرد: «خداوندا! از طرف خود، فرزند پاکیزه‌ای (نیز) به من عطا فرما، که تو دعا را می‌شنوی!»

آل عمران(۳) آیه ۴۱

دعا کننده: حضرت زکریا (علیه‌السلام):

قَالَ رَبِّ اجْعَلْ لِی آیَهً ۖ قَالَ آیَتُکَ أَلَّا تُکَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَهَ أَیَّامٍ إِلَّا رَمْزًا ۗ وَاذْکُرْ رَبَّکَ کَثِیرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِیِّ وَالْإِبْکَارِ؛ (زکریا) عرض کرد: «پروردگارا! نشانه‌ای برای من قرار ده!» گفت: «نشانه تو آن است که سه روز، جز به اشاره و رمز، با مردم سخن نخواهی گفت. (و زبان تو، بدون هیچ علّت ظاهری، برای گفتگو با مردم از کار می‌افتد.) پروردگار خود را (به شکرانه این نعمت بزرگ،) بسیار یاد کن! و به هنگام صبح و شام، او را تسبیح بگو!

سوره آل عمران(۳) آیه ۵۳

دعا کننده: حواریون حضرت عیسی (علیه‌السلام):

رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنزَلَتْ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ؛ پروردگارا! به آنچه نازل کرده‌ای، ایمان آوردیم و از فرستاده (تو) پیروی نمودیم؛ ما را در زمره گواهان بنویس!»

سوره آل عمران(۳) آیه ۸

دعا کننده: راسخانِ در علم:

رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً ۚ إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ؛ (راسخانِ در علم، می‌گویند:) «پروردگارا! دلهایمان را، بعد از آنکه ما را هدایت کردی، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش، زیرا تو بخشنده‌ای!

نساء(۴) آیه ۷۵

دعا کننده: ستم دیدگان:

وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیرًا؛ چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و کودکانی که (به دست ستمگران) تضعیف شده‌اند، پیکار نمی‌کنید؟! همان افراد (ستمدیده‌ای) که می‌گویند: «پروردگارا! ما را از این شهر (مکه)، که اهلش ستمگرند، بیرون ببر! و از طرف خود، برای ما سرپرستی قرار ده! و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما!

مائده(۵) آیه ۱۱۴

دعا کننده: حضرت عیسی مسیح (علیه‌السلام):

قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنْزِلْ عَلَیْنَا مَائِدَهً مِنَ السَّمَاءِ تَکُونُ لَنَا عِیدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآیَهً مِنْکَ ۖ وَارْزُقْنَا وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ؛ عیسی بن مریم عرض کرد: «خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده‌ای بر ما بفرست! تا برای اول و آخر ما، عیدی باشد، و نشانه‌ای از تو؛ و به ما روزی ده! تو بهترین روزی دهندگانی!»

مائده(۵) آیه ۲۵

دعا کننده: حضرت موسی (علیه‌السلام):

قَالَ رَبِّ إِنِّی لَا أَمْلِکُ إِلَّا نَفْسِی وَأَخِی ۖ فَافْرُقْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ؛ (موسی) گفت: «پروردگارا! من تنها اختیار خودم و برادرم را دارم، میان ما و این جمعیّت گنهکار، جدایی بیفکن!»

سوره اعراف(۷) آیه ۱۲۶

دعا کننده: ساحران فرعون:

وَمَا تَنْقِمُ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِآیَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءَتْنَا ۚ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِینَ؛ انتقام تو از ما، تنها بخاطر این است که ما به آیات پروردگار خویش -هنگامی که به سراغ ما آمد- ایمان آوردیم. بار الها! صبر و استقامت بر ما فرو ریز! (و آخرین درجه شکیبائی را به ما مرحمت فرما!) و ما را مسلمان بمیران!»

سوره اعراف(۷) آیه ۱۵۱

دعا کننده: حضرت موسی (علیه‌السلام):

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِأَخِی وَأَدْخِلْنَا فِی رَحْمَتِکَ ۖ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ؛ (موسی) گفت: «پروردگارا! من و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمت خود داخل فرما، و تو مهربانترین مهربانانی!»

اعراف(۷) آیه ۱۵۵

دعا کننده: حضرت موسی (علیه‌السلام):

وَاخْتَارَ مُوسَىٰ قَوْمَهُ سَبْعِینَ رَجُلًا لِمِیقَاتِنَا ۖ فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَهُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَکْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَإِیَّایَ ۖ أَتُهْلِکُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا ۖ إِنْ هِیَ إِلَّا فِتْنَتُکَ تُضِلُّ بِهَا مَنْ تَشَاءُ وَتَهْدِی مَنْ تَشَاءُ ۖ أَنْتَ وَلِیُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۖ وَأَنْتَ خَیْرُ الْغَافِرِینَ؛ موسی از قوم خود، هفتاد تن از مردان را برای میعادگاه ما برگزید؛ و هنگامی که زمین‌لرزه آنها را فرا گرفت (و هلاک شدند)، گفت: «پروردگارا! اگر می‌خواستی، می توانستی آنها و مرا پیش از این نیز هلاک کنی! آیا ما را به آنچه سفیهانمان انجام داده‌اند، (مجازات و) هلاک می‌کنی؟! این، جز آزمایش تو، چیز دیگر نیست؛ که هر کس را بخواهی (و مستحق بدانی)، به وسیله آن گمراه می‌سازی؛ و هر کس را بخواهی (و شایسته ببینی)، هدایت می‌کنی! تو ولیّ مایی، و ما را بیامرز، بر ما رحم کن، و تو بهترین آمرزندگانی!

اعراف(۷) آیه ۱۵۶

دعا کننده: حضرت موسی (علیه‌السلام):

وَاکْتُبْ لَنَا فِی هَٰذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الْآخِرَهِ إِنَّا هُدْنَا إِلَیْکَ ۚ قَالَ عَذَابِی أُصِیبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ ۖ وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ ۚ فَسَأَکْتُبُهَا لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَالَّذِینَ هُمْ بِآیَاتِنَا یُؤْمِنُونَ؛ و برای ما، در این دنیا و سرای دیگر، نیکی مقرّر فرما؛ چه اینکه ما به سوی تو بازگشت کرده‌ایم! «(خداوند در برابر این تقاضا، به موسی) گفت:» مجازاتم را به هر کس بخواهم می‌رسانم؛ و رحمتم همه چیز را فراگرفته؛ و آن را برای آنها که تقوا پیشه کنند، و زکات را بپردازند، و آنها که به آیات ما ایمان می‌آورند، مقرّر خواهم داشت!

اعراف(۷) آیه ۱۸۹

دعا کننده: آدم و حوا:

هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَهٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیَسْکُنَ إِلَیْهَا ۖ فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِیفًا فَمَرَّتْ بِهِ ۖ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَیْتَنَا صَالِحًا لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِینَ؛ او خدایی است که (همه) شما را از یک فرد آفرید؛ و همسرش را نیز از جنس او قرار داد، تا در کنار او بیاساید. سپس هنگامی که با او آمیزش کرد، حملی سبک برداشت، که با وجود آن، به کارهای خود ادامه می‌داد؛ و چون سنگین شد، هر دو از خداوند و پروردگار خود خواستند «اگر فرزند صالحی به ما دهی، از شاکران خواهیم بود!»

سوره اعراف(۷) آیه ۲۳

دعا کننده: آدم وحوا:

رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ؛ گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!»

اعراف(۷) آیه ۴۷

دعا کننده: اصحاب اعراف:

وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أَصْحَابِ النَّارِقَالُوا رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِین؛ و هنگامی که چشمشان به دوزخیان می‌افتد می‌گویند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده!»

اعراف(۷) آیه ۸۹

دعا کننده: قوم حضرت شعیب (علیه‌السلام):

قَدِ افْتَرَیْنَا عَلَى اللَّهِ کَذِبًا إِنْ عُدْنَا فِی مِلَّتِکُمْ بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْهَا ۚ وَمَا یَکُونُ لَنَا أَنْ نَعُودَ فِیهَا إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ رَبُّنَا ۚ وَسِعَ رَبُّنَا کُلَّ شَیْءٍ عِلْمًا ۚ عَلَى اللَّهِ تَوَکَّلْنَا ۚ رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنْتَ خَیْرُ الْفَاتِحِینَ؛ اگر ما به آیین شما بازگردیم، بعد از آنکه خدا ما را از آن نجات بخشیده، به خدا دروغ بسته‌ایم؛ و شایسته نیست که ما به آن بازگردیم مگر اینکه خدایی که پروردگار ماست بخواهد؛ علم پروردگار ما، به همه چیز احاطه دارد. تنها بر خدا توکل کرده‌ایم. پروردگارا! میان ما و قوم ما بحق داوری کن، که تو بهترین داورانی!»

یونس(۱۰) آیه ۲۲

دعا کننده: انسان های ضعیف الایمان:

هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُکُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ ۖ حَتَّىٰ إِذَا کُنْتُمْ فِی الْفُلْکِ وَجَرَیْنَ بِهِمْ بِرِیحٍ طَیِّبَهٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِیحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ کُلِّ مَکَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِیطَ بِهِمْ ۙ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ لَئِنْ أَنْجَیْتَنَا مِنْ هَٰذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِینَ؛او کسی است که شما را در خشکی و دریا سیر می‌دهد؛ زمانی که در کشتی قرارمی‌گیرید، و بادهای موافق آنان را (به سوی مقصد) حرکت می دهد و خوشحال می‌شوند، ناگهان طوفان شدیدی می‌وزد؛ و امواج از هر سو به سراغ آنها می‌آید؛ و گمان می‌کنند هلاک خواهند شد؛ در آن هنگام، خدا را از روی اخلاص می‌خوانند که: «اگر ما را از این گرفتاری نجات دهی، حتماً از سپاسگزاران خواهیم بود!»

یونس(۱۰) آیه ۸۵

دعا کننده: ساحران فرعون:

فَقَالُوا عَلَى اللَّهِ تَوَکَّلْنَا رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَهً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ؛ گفتند: «تنها بر خدا توکل داریم؛ پروردگارا! ما را مورد شکنجه گروه ستمگر قرار مده!

یونس(۱۰) آیه ۸۶

دعا کننده: ساحران فرعون:

وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِکَ مِنَ الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ؛ و ما را با رحمتت از (دست) قوم کافر رهایی بخش!

یونس(۱۰) آیه ۸۸

دعا کننده: حضرت موسی (علیه‌السلام):

وَقَالَ مُوسَىٰ رَبَّنَا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلَأَهُ زِینَهً وَأَمْوَالًا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا رَبَّنَا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ ۖ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَىٰ أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَلَا یُؤْمِنُوا حَتَّىٰ یَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِیمَ؛ موسی گفت: «پروردگارا! تو فرعون و اطرافیانش را زینت و اموالی (سرشار) در زندگی دنیا داده‌ای، پروردگارا! در نتیجه (بندگانت را) از راه تو گمراه می‌سازند! پروردگارا! اموالشان را نابود کن! و (بجرم گناهانشان،) دلهایشان را سخت و سنگین ساز، به گونه‌ای که ایمان نیاورند تا عذاب دردناک را ببینند!»

یوسف(۱۲) آیه ۱۰۱

دعا کننده: حضرت یوسف (علیه‌السلام):

رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْکِ وَعَلَّمْتَنِی مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ ۚ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنْتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ ۖ تَوَفَّنِی مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ؛ پروردگارا! بخشی (عظیم) از حکومت به من بخشیدی، و مرا از علم تعبیر خوابها آگاه ساختی! ای آفریننده آسمانها و زمین! تو ولیّ و سرپرست من در دنیا و آخرت هستی، مرا مسلمان بمیران؛ و به صالحان ملحق فرما!»

ابراهیم(۱۴) آیه ۳۵

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

رَبِّ اجْعَلْ هَٰذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِی وَبَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ؛ (به یاد آورید) زمانی را که ابراهیم گفت: «پروردگارا! این شهر [= مکّه‌] را شهر امنی قرار ده! و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار!

ابراهیم(۱۴) آیه ۳۷

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

رَبَّنَا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّم رَبَّنَا لِیُقِیمُوا الصَّلَاه فَاجْعَلْ أَفْئِدَهً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ؛ پروردگارا! من بعضی از فرزندانم را در سرزمین بی‌آب و علفی، در کنار خانه‌ای که حرم توست، ساکن ساختم تا نماز را برپا دارند؛ تو دلهای گروهی از مردم را متوجّه آنها ساز؛ و از ثمرات به آنها روزی ده؛ شاید آنان شکر تو را بجای آورند!

سوره ابراهیم(۱۴) آیه ۴۰

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام)

رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاَهِ وَمِن ذُرِّیَّتِی رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء؛ پروردگارا: مرا برپا کننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نیز چنین فرما)، پروردگارا: دعای مرا بپذیر!

سوره ابراهیم(۱۴) آیه ۴۱

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام)

رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَقُومُ الْحِسَابُ؛ پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در آن روز که حساب برپا می‌شود، بیامرز!

ابراهیم(۱۴) آیه ۴۴

دعا کننده: ستمگران:

وَأَنْذِرِ النَّاسَ یَوْمَ یَأْتِیهِمُ الْعَذَابُ فَیَقُولُ الَّذِینَ ظَلَمُوا رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِیبٍ نُجِبْ دَعْوَتَکَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ ۗ أَوَلَمْ تَکُونُوا أَقْسَمْتُمْ مِنْ قَبْلُ مَا لَکُمْ مِنْ زَوَالٍ؛ و مردم را از روزی که عذاب الهی به سراغشان می‌آید، بترسان! آن روز که ظالمان می‌گویند: «پروردگارا! مدّت کوتاهی ما را مهلت ده، تا دعوت تو را بپذیریم و از پیامبران پیروی کنیم!» (امّا پاسخ می‌شنوند که:) مگر قبلاً سوگند یاد نکرده بودید که زوال و فنایی برای شما نیست؟!

اسراء(۱۷) آیه ۲۴

دعا کننده: انسان مومن:

وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا؛ و بالهای تواضع خویش را از محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: «پروردگارا! همان‌گونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده!»

سوره اسراء(۱۷) آیه ۸۰

دعا کننده: پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله):

وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطَانًا نَصِیرًا؛ و بگو: «پروردگارا! مرا (در هر کار،) با صداقت وارد کن، و با صداقت خارج ساز! و از سوی خود، حجتی یاری کننده برایم قرار ده!»

سوره کهف(۱۸) آیه ۱۰

دعا کننده: اصحاب کهف:

إِذْ أَوَى الْفِتْیَهُ إِلَى الْکَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا؛ زمانی را به خاطر بیاور که آن جوانان به غار پناه بردند، و گفتند: «پروردگارا! ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن، و راه نجاتی برای ما فراهم ساز!»

مریم(۱۹) آیه ۱۰

دعا کننده: حضرت زکریا (علیه‌السلام):

قَالَ رَبِّ اجْعَلْ لِی آیَهً ۚ قَالَ آیَتُکَ أَلَّا تُکَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَیَالٍ سَوِیًّا؛ عرض کرد: «پروردگارا! نشانه‌ای برای من قرار ده!» فرمود: «نشانه تو این است که سه شبانه روز قدرت تکلّم (با مردم) نخواهی داشت؛ در حالی که زبانت سالم است!»

سوره مریم(۱۹) آیه ۵و۶

دعا کننده: حضرت زکریا (علیه‌السلام):

وَإِنِّی خِفْتُ الْمَوَالِیَ مِنْ وَرَائِی وَکَانَتِ امْرَأَتِی عَاقِرًا فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا * یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ ۖ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا؛ و من از بستگانم بعد از خودم بیمناکم (که حق پاسداری از آیین تو را نگاه ندارند)! و (از طرفی) همسرم نازا و عقیم است؛ تو از نزد خود جانشینی به من ببخش… که وارث من و دودمان یعقوب باشد؛ و او را مورد رضایتت قرار ده!»

طه(۲۰) آیه ۱۱۴

دعا کننده: پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله):

فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ ۗ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضَىٰ إِلَیْکَ وَحْیُهُ ۖ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْما؛ پس بلندمرتبه است خداوندی که سلطان حقّ است! پس نسبت به (تلاوت) قرآن عجله مکن، پیش از آنکه وحی آن بر تو تمام شود؛ و بگو: «پروردگارا! علم مرا افزون کن!»

سوره طه(۲۰) آیه ۲۵-۲۸

دعا کننده: حضرت موسی (علیه‌السلام):

رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی * وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی * وَاحْلُلْ عُقْدَهً مِّن لِّسَانِی * یَفْقَهُوا قَوْلِی؛ (موسی) گفت: «پروردگارا! سینه‌ام را گشاده کن؛ و کارم را برایم آسان گردان! و گره از زبانم بگشای؛ تا سخنان مرا بفهمند!

طه(۲۰) آیه ۲۹-۳۲

دعا کننده: حضرت موسی (علیه‌السلام):

وَاجْعَلْ لِی وَزِیرًا مِنْ أَهْلِی * هَارُونَ أَخِی * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی * وَأَشْرِکْهُ فِی أَمْرِی؛ و وزیری از خاندانم برای من قرار ده.. برادرم هارون را! با او پشتم را محکم کن ؛ و او را در کارم شریک ساز؛

انبیاء(۲۱) آیه ۱۱۲

دعا کننده: پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله):

قَالَ رَبِّ احْکُمْ بِالْحَقِّ ۗ وَرَبُّنَا الرَّحْمَٰنُ الْمُسْتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ؛ (و پیامبر) گفت: «پروردگارا! بحق داوری فرما (و این طغیانگران را کیفر ده)! و پروردگار ما (خداوند) رحمان است که در برابر نسبتهای ناروای شما، از او استمداد می‌طلبم!»

سوره انبیاء(۲۱) آیه ۸۳

دعا کننده: حضرت ایوب (علیه‌السلام):

وَأَیُّوبَ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ؛ و ایّوب را (به یاد آور) هنگامی که پروردگارش را خواند (و عرضه داشت): «بدحالی و مشکلات به من روی آورده؛ و تو مهربانترین مهربانانی!»

سوره انبیاء(۲۱) آیه ۸۹

دعا کننده: حضرت زکریا (علیه‌السلام)

وَزَکَرِیَّا إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِی فَرْدًا وَأَنْتَ خَیْرُ الْوَارِثِینَ؛ و زکریا را (به یاد آور) در آن هنگام که پروردگارش را خواند (و عرض کرد): «پروردگار من! مرا تنها مگذار (و فرزند برومندی به من عطا کن)؛ و تو بهترین وارثانی!»

مومنون(۲۳) آیه ۱۰۷

دعا کننده: خطاکاران:

رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ؛ پروردگارا! ما را از این (دوزخ) بیرون آر، اگر بار دیگر تکرار کردیم قطعاً ستمگریم (و مستحق عذاب)!»

مومنون(۲۳) آیه ۱۰۹

دعا کننده: عباد الله:

إِنَّهُ کَانَ فَرِیقٌ مِنْ عِبَادِی یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ؛ (فراموش کرده‌اید) گروهی از بندگانم می‌گفتند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم؛ ما را ببخش و بر ما رحم کن؛ و تو بهترین رحم کنندگانی!

سوره مومنون(۲۳) آیه ۱۱۸

دعا کننده: پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله):

وَقُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ؛ و بگو: «پروردگارا! مرا ببخش و رحمت کن؛ و تو بهترین رحم کنندگانی!

مومنون(۲۳) آیه ۲۶

دعا کننده: حضرت نوح (علیه‌السلام):

قَالَ رَبِّ انْصُرْنِی بِمَا کَذَّبُونِ؛ (نوح) گفت: «پروردگارا! مرا در برابر تکذیبهای آنان یاری کن!»

مومنون(۲۳) آیه ۲۹

دعا کننده: حضرت نوح (علیه‌السلام):

وَقُلْ رَبِّ أَنْزِلْنِی مُنْزَلًا مُبَارَکا وَأَنْتَ خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ؛ و بگو: «پروردگارا! ما را در منزلگاهی پربرکت فرود آر، و تو بهترین فرودآورندگانی!»

مومنون(۲۳) آیه ۹۴

دعا کننده: پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله):

رَبِّ فَلَا تَجْعَلْنِی فِی الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ؛ پروردگار من! مرا (در این عذابها) با گروه ستمگران قرار مده!»

مومنون(۲۳) آیه ۹۷

دعا کننده: پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله):

وَقُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ؛ و بگو: «پروردگارا! از وسوسه‌های شیاطین به تو پناه می‌برم!

مومنون(۲۳) آیه ۹۸

دعا کننده: پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله)

وَأَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَنْ یَحْضُرُونِ؛ و از اینکه آنان نزد من حاضر شوند (نیز) -ای پروردگار من- به تو پناه می‌برم!»

مومنون(۲۳) آیه ۹۹

دعا کننده: خطاکاران:

حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ؛ (آنها همچنان به راه غلط خود ادامه می‌دهند) تا زمانی که مرگ یکی از آنان فرارسد، می‌گوید: «پروردگار من! مرا بازگردانید

سوره فرقان(۲۵) آیه ۶۵

دعا کننده: عباد الرحمن:

وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ ۖ إِنَّ عَذَابَهَا کَانَ غَرَامًا؛ و کسانی که می‌گویند: «پروردگارا! عذاب جهنم را از ما برطرف گردان، که عذابش سخت و پر دوام است!

سوره فرقان(۲۵) آیه ۷۴

دعا کننده: عباد الرحمن:

وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا؛ و کسانی که می‌گویند: «پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنی چشم ما قرارده، و ما را برای پرهیزگاران پیشوا گردان!»

شعراء(۲۶) آیه ۱۱۸

دعا کننده: حضرت نوح(علیه‌السلام):

فَافْتَحْ بَیْنِی وَبَیْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِی وَمَنْ مَعِیَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ؛ اکنون میان من و آنها جدایی بیفکن؛ و مرا و مؤمنانی را که با من هستند رهایی بخش!»

سوره شعراء(۲۶) آیه ۸۳-۸۹

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

رَبِّ هَبْ لِی حُکْمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ وَاجْعَل لِّی لِسَانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ وَاجْعَلْنِی مِن وَرَثَهِ جَنَّهِ النَّعِیمِ وَاغْفِرْ لِأَبِی إِنَّهُ کَانَ مِنَ الضَّالِّینَ وَلَا تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ؛ پروردگارا! به من علم و دانش ببخش، و مرا به صالحان ملحق کن! و برای من در میان امّتهای آینده، زبان صدق (و ذکر خیری) قرار ده! و مرا وارثان بهشت پرنعمت گردان! و پدرم [= عمویم‌] را بیامرز، که او از گمراهان بود! و در آن روز که مردم برانگیخته می‌شوند، مرا شرمنده و رسوا مکن! در آن روز که مال و فرزندان سودی نمی‌بخشد، مگر کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید!»

سوره نمل(۲۷) آیه ۱۹

دعا کننده: حضرت سلیمان (علیه‌السلام):

فَتَبَسَّمَ ضَاحِکًا مِنْ قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَىٰ وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ؛ سلیمان از سخن او تبسّمی کرد و خندید و گفت: «پروردگارا! شکر نعمتهایی را که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشته‌ای به من الهام کن، و توفیق ده تا عمل صالحی که موجب رضای توست انجام دهم، و مرا برحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد کن!»

قصص(۲۸) آیه ۱۶

دعا کننده: حضرت موسی (علیه‌السلام):

قَالَ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی فَغَفَرَ لَهُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛ (سپس) عرض کرد: «پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم؛ مرا ببخش!» خداوند او را بخشید، که او غفور و رحیم است!

سوره قصص(۲۸) آیه ۲۱

دعا کننده: حضرت موسی (علیه‌السلام):

فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا یَتَرَقَّبُ ۖ قَالَ رَبِّ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ؛ موسی از شهر خارج شد در حالی که ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه‌ای؛ عرض کرد: «پروردگارا! مرا از این قوم ظالم رهایی بخش!»

سوره قصص(۲۸) آیه ۲۴

دعا کننده: حضرت موسی (علیه‌السلام):

فَسَقَىٰ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّىٰ إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ؛ موسی برای (گوسفندان) آن دو آب کشید؛ سپس رو به سایه آورد و عرض کرد: «پروردگارا! هر خیر و نیکی بر من فرستی، به آن نیازمندم!»

سوره عنکبوت(۲۹) آیه ۳۰

دعا کننده: حضرت لوط (علیه‌السلام):

قَالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ؛ عرض کرد: «پروردگارا! مرا در برابر این قوم تبهکار یاری فرما!»

سبا(۳۴) آیه ۱۹

دعا کننده: انسان های ناسپاس و ستمگر:

فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَیْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِیثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ؛ ولی (این ناسپاس مردم) گفتند: «پروردگارا! میان سفرهای ما دوری بیفکن» (تا بینوایان نتوانند دوش به دوش اغنیا سفر کنند! و به این طریق) آنها به خویشتن ستم کردند! و ما آنان را داستانهایی (برای عبرت دیگران) قرار دادیم و جمعیّتشان را متلاشی ساختیم؛ در این ماجرا، نشانه‌های عبرتی برای هر صابر شکرگزار است.

سوره صافات(۳۷) آیه ۱۰۰

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ؛ پروردگارا! به من از صالحان [= فرزندان صالح‌] ببخش!»

ص(۳۸) آیه ۱۶

دعا کننده: تکذیب کنندگان پیامبران:

وَقَالُوا رَبَّنَا عَجِّلْ لَنَا قِطَّنَا قَبْلَ یَوْمِ الْحِسَابِ؛ آنها (از روی خیره‌سری) گفتند: «پروردگارا! بهره ما را از عذاب هر چه زودتر قبل از روز حساب به ما ده!»

ص(۳۸) آیه ۳۵

دعا کننده: حضرت سلیمان (علیه‌السلام):

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْکًا لَا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی ۖ إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ؛ گفت: پروردگارا! مرا ببخش و حکومتی به من عطا کن که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد، که تو بسیار بخشنده‌ای!

ص(۳۸) آیه ۶۱

دعا کننده: طاغوتها:

قَالُوا رَبَّنَا مَنْ قَدَّمَ لَنَا هَٰذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِی النَّارِ؛ (سپس) می‌گویند: «پروردگارا! هر کس این عذاب را برای ما فراهم ساخته، عذابی مضاعف در آتش بر او بیفزا!»

سوره غافر(۴۰) آیه ۷

دعا کننده: ملائکه حامل عرش خدا:

الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَهً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ؛ فرشتگانی که حاملان عرشند و آنها که گرداگرد آن (طواف می‌کنند) تسبیح و حمد پروردگارشان را می‌گویند و به او ایمان دارند و برای مؤمنان استغفار می‌کنند (و می گویند:) پروردگارا! رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است؛ پس کسانی را که توبه کرده و راه تو را پیروی می‌کنند بیامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار!

سوره غافر(۴۰) آیه ۸

دعا کننده: ملائکه حامل عرش خدا:

رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدتَّهُم وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّیَّاتِهِمْ أَنتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ؛ پروردگارا! آنها را در باغهای جاویدان بهشت که به آنها وعده فرموده‌ای وارد کن، همچنین از پدران و همسران و فرزندانشان هر کدام که صالح بودند، که تو توانا و حکیمی!

غافر(۴۰) آیه ۹

دعا کننده: ملائکه حامل عرش خدا:

وَقِهِمُ السَّیِّئَاتِ ۚ وَمَنْ تَقِ السَّیِّئَاتِ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ ۚ وَذَٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛ و آنان را از بدیها نگاه دار، و هر کس را که در آن روز از بدیها نگاه داری، مشمول رحمتت ساخته‌ای؛ و این است همان رستگاری عظیم!

سوره دخان(۴۴) آیه ۱۲

دعا کننده: پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله):

رَبَّنَا اکْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ؛ (می‌گویند:) پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌آوریم.

احقاف(۴۶) آیه ۱۵

دعا کننده: انسان مومن:

وَوَصَّیْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا ۖ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَوَضَعَتْهُ کُرْهًا ۖ وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا ۚ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَهً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَىٰ وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی ۖ إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَإِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ؛ ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد؛ و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است؛ تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد می‌گوید: «پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی بجا آورم و کار شایسته‌ای انجام دهم که از آن خشنود باشی، و فرزندان مرا صالح گردان؛ من به سوی تو بازمی‌گردم و توبه می‌کنم، و من از مسلمانانم!»

سوره قمر(۵۴) آیه ۱۰

دعا کننده: حضرت نوح (علیه‌السلام):

فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ؛ او به درگاه پروردگار عرضه داشت: «من مغلوب (این قوم طغیانگر) شده‌ام، انتقام مرا از آنها بگیر!»

سوره حشر(۵۹) آیه ۱۰

دعا کننده: تابعین:

وَالَّذِینَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ؛ (همچنین) کسانی که بعد از آنها [= بعد از مهاجران و انصار] آمدند و می‌گویند: «پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دلهایمان حسد و کینه‌ای نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحیمی!»

سوره ممتحنه(۶۰) آیه ۴

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

قَدْ کَانَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْکُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ کَفَرْنَا بِکُمْ وَبَدَا بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمُ الْعَدَاوَهُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِیمَ لِأَبِیهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَکَ وَمَا أَمْلِکُ لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْءٍ ۖ رَبَّنَا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنَا وَإِلَیْکَ أَنَبْنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ؛ برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند وجود داشت، در آن هنگامی که به قوم (مشرک) خود گفتند: «ما از شما و آنچه غیر از خدا می‌پرستید بیزاریم؛ ما نسبت به شما کافریم؛ و میان ما و شما عداوت و دشمنی همیشگی آشکار شده است؛ تا آن زمان که به خدای یگانه ایمان بیاورید! -جز آن سخن ابراهیم که به پدرش [= عمویش آزر] گفت (و وعده داد) که برای تو آمرزش طلب می‌کنم، و در عین حال در برابر خداوند برای تو مالک چیزی نیستم (و اختیاری ندارم)!- پروردگارا! ما بر تو توکّل کردیم و به سوی تو بازگشتیم، و همه فرجامها بسوی تو است!

ممتحنه(۶۰) آیه ۵

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَهً لِلَّذِینَ کَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا ۖ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ؛ پروردگارا! ما را مایه گمراهی کافران قرار مده، و ما را ببخش، ای پروردگار ما که تو عزیز و حکیمی!»

سوره ممتحنه(۶۰) آیه ۵

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَهً لِلَّذِینَ کَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا ۖ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ؛ پروردگارا! ما را مایه گمراهی کافران قرار مده، و ما را ببخش، ای پروردگار ما که تو عزیز و حکیمی!»

تحریم(۶۶) آیه ۸

دعا کننده: مومنان:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحًا عَسَىٰ رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ یَوْمَ لَا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ ۖ نُورُهُمْ یَسْعَىٰ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا ۖ إِنَّکَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید بسوی خدا توبه کنید، توبه‌ای خالص؛ امید است (با این کار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است وارد کند، در آن روزی که خداوند پیامبر و کسانی را که با او ایمان آوردند خوار نمی‌کند؛ این در حالی است که نورشان پیشاپیش آنان و از سوی راستشان در حرکت است، و می‌گویند: «پروردگارا! نور ما را کامل کن و ما را ببخش که تو بر هر چیز توانائی!»

نوح(۷۱) آیه ۲۶

دعا کننده: حضرت نوح (علیه‌السلام):

وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْکَافِرِینَ دَیَّارًا؛ نوح گفت: «پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار!

نوح(۷۱) آیه ۲۸

دعا کننده: حضرت نوح (علیه‌السلام):

رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارًا؛ پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم و تمام کسانی را که با ایمان وارد خانه من شدند، و جمیع مردان و زنان باایمان را بیامرز؛ و ظالمان را جز هلاکت میفزا!»

سوره نوح(۷۱) آیه ۲۸

دعا کننده: حضرت نوح (علیه‌السلام):

رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارًا؛ پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم و تمام کسانی را که با ایمان وارد خانه من شدند، و جمیع مردان و زنان باایمان را بیامرز؛ و ظالمان را جز هلاکت میفزا!»

منبع :

دانشنامه اسلامی (موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت)

مفهوم مناجات و پاره ‌ای از مصادیق آن در قرآن

کلمه مناجات و نجوا که هم‌ خانواده هستند، در لغت عرب به معنای درگوشی سخن گفتن و راز گفتن و سخن گفتن خصوصی با دیگری می باشند. برخی برآنند که نجوای در کلام به این حاصل می شود که جمعی یا دو نفر در خلوت با یکدیگر سخن گویند، خواه سری سخن گویند و خواه آشکارا. پس سرّی و در گوشی سخن گفتن در معنای مناجات نهفته نیست و مناجات سخنی است که دور از اغیار باشد.(۱)

با این لحاظ مناجات با آهسته سخن گفتن بیشتر تناسب دارد تا با بلند سخن گفتن و آواز برآوردن. بر این اساس خواندن مناجاتی که از اهل بیت علیهم السلام وارد شده و یا اشعاری که برخی در نجوای خویش با خدا سروده اند، نجوا و مناجات نیست بلکه خواندن مناجات است. چه اینکه در دعا کردن، انسان به قصد انشا چیزی را می خواند و از خدا درخواست می کند و خواندن دعاهایی که از سوی اهل بیت علیهم السلام وارد شده، دعای خود انسان به حساب نمی آید، چون انسان به هنگام خواندن آنها قصد انشا ندارد و به قصد حکایت جملاتی را بیان می کند و در این صورت انسان دعا نمی کند، بلکه به خواندن دعا می پردازد و گاهی شخصی که آن دعاها را می خواند توجهی به معانی شان ندارد.
به هر حال، مناجات به معنای راز گفتن و خصوصی سخن گفتن است و گاهی مناجات بین دو انسان صورت می پذیرد و گاهی بین انسان و خدا و گاهی بین خدا و انسان. از شمار قسم اول و مصادیق نکوهیده آن، در برخی از آیات قرآن از نجوا و سخنان درگوشی منافقان و کسانی که ایمان به خدا نداشتند و با هدف توطئه و دسیسه، علیه مؤمنین خصوصی و درگوشی با یکدیگر صحبت می کردند و باعث حزن، اندوه و نگرانی مؤمنان می شدند نکوهش شده است و خداوند خطاب به مؤمنان می فرماید:
أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَیْتُمْ فَلاَ تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ وَ مَعْصِیَهِ الرَّسُولِ وَ تَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَ التَّقْوَى وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ‌ ؛(۲)
«ای کسانی که ایمان آورده اید، چون با یکدیگر راز گویید رازی مگویید که در آن گناه و ستم و نافرمانی پیامبر باشد و با یکدیگر به نیکوکاری و پرهیزکاری راز گویید و از خدایی که به سوی او برانگیخته می شوید، پروا کنید».
بر اساس آیه شریفه، سخنان خصوصی و درگوشی در حضور دیگران در صورتی رواست که دارای مصلحت و به جهت انجام کار خیری باشد و موجب حزن، اندوه و نگرانی دیگران نگردد والاّ در گوشی سخن گفتن، خود به ‌خود، خلاف ادب و نارواست و باید از آن پرهیز شود.
در آیه دیگر و در ارتباط با کسانی که با هدف کسب موقعیت و برای اینکه در نزد دیگران عزیز و موجه جلوه کنند، مکرر نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله می آمدند و به صورت خصوصی با آن حضرت سخن می گفتند و رنجش‌ و مزاحمت برای آن حضرت فراهم می آوردند، خداوند می فرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نَاجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَهً ذلِکَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ‌؛(۳) «ای کسانی که ایمان آورده اید، چون با پیامبر راز (سخن محرمانه) گویید، پیش از راز گفتن خود صدقه ای بدهید. این برای شما بهتر و پاک‌ تر است. پس اگر [ صدقه ای] نیافتید، همانا خدا آمرزگار و مهربان است [می‌ توانید بی‌ صدقه راز گویید]».
قبل از نزول آیه ی فوق، ثروتمندان و توانگران مدینه پیوسته نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله می آمدند و با آن حضرت گفت و گو می کردند و این را برای خود مایه فخر و مباهات می دانستند و می خواستند در برابر فقرا خود را از نزدیکان و خصیّصین رسول خدا وانمود کنند، اما پس از آنکه آیه نازل شد که برای رازگویی با آن حضرت صدقه بدهند و فقرا و تهیدستان از صدقه دادن معاف شدند، از بیم هزینه کردن، به جز علی علیه السلام کس دیگری حاضر به رازگویی با رسول خدا صلی الله علیه و آله نشد و آن حضرت دیناری را به ده درهم فروخت و در طی ده روز هر بار که می خواست با رسول خدا صلی الله علیه و آله خصوصی سخن گوید یک درهم صدقه می داد.(۴) درنهایت وقتی مسلمانان از بیم صدقه دادن از گفت و گوی با رسول خدا صلی الله علیه و آله خودداری کردند، خداوند حکم صدقه را نسخ کرد و در آیه بعد فرمود:
أأَشفَقتُم أن تُقدِّمُوا بَینَ یَدَی نَجواکم صَدَقاتٍ فَإذ لَم تَفعَلُوا وَ تَابَ اللهُ عَلیکُم فَاقیمُوا الصلاهَ و آتوا الزکاهَ و أَطیعوا اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللهُ خَبیرٌ بِمَا تَعمَلونَ؛(۵) «آیا ترسیدید که پیش از راز گفتن خود صدقه بدهید؟ پس چون نکردید [و از دل و دستتان برنیامد که صدقه بدهید] و خدا هم [ به بخشایش خویش] بر شما بازگشت، [ این حکم را برداشت]. پس نماز برپا دارید و زکات بدهید و خدا و پیامبر او را فرمان برید، و خدا به آنچه می کنید آگاه است».

مناجات با خدا در روایات و عرف متدینان

در عرف و ادبیات دینی ما، اغلب مناجات در مورد نجوا و سخنان خصوصی انسان با خدا به کار می رود و شرایط روحی خاص و شرایط بیرونی ایجاب می کنند که انسان آهسته با خداوند سخن گوید. مثلاً وقتی انسان می خواهد در پیشگاه خداوند به گناهان خود اعتراف کند، چون مایل نیست دیگران از گناهان و عیوب او باخبر شوند، آهسته در پیشگاه خداوند به گناهانش اعتراف می کند و به هیچ‌ وجه با داد و فریاد گناهش را برنمی شمارد تا دیگران از آن ها مطلع گردد. همچنین گفت و گوهای عاشقانه بین عاشق و معشوق به صورت رمزی و خصوصی مطرح می شوند و هنگامی که بنده عاشق در برابر معشوق و معبود خود قرار گرفته، آهسته به نجوای با معشوق می پردازد و طبع این گفت و گوهای عاشقانه و محبت‌آمیز ایجاب نمی کند که بلند و به گونه ای ادا شوند که اغیار از آنها باخبر شوند. در مقابل مناجات، «ندا» به صدایی گفته می شود که بلند و فریادگونه است که انسان از راه دور کسی را صدا می زند و یا از راه نزدیک، ولی نه به قصد رساندن صدا به طرف مقابل، بلکه با انگیزه ای دیگر، مانند آرام شدن و تخلیه روانی صدای خود را بلند می کند. بر این اساس، وقتی انسان خدا را ندا می دهد و با صدای بلند و فریادگونه او را می خواند که گرفتاری ها و سختی‌ ها او را در کمند خود گرفته اند و او برای رهایی از گرفتاری ها و سختی ها و با ناراحتی خداوند را به فریادرسی خود فرا می خواند. در برابر این دو واژه، «دعا» دارای مفهوم عام و معنایی گسترده است و به خواستن با هر زبانی و با هر کیفیتی، خواه از راه دور باشد یا نزدیک و خواه بلند باشد و خواه آهسته، دعا اطلاق می گردد. در آغاز مناجات شعبانیه هر سه واژه «دعا»، «ندا» و «مناجات» به کار رفته است و معصوم علیه السلام می فرماید: وَاسمَع دُعائِی اذَا دَعَوتُک وَاسمَع نِدائی اذَا نَادَیتُک وَاَقبِل عَلَیَّ اذا نَاجَیتُک؛(۶) « و بشنو دعایم را آن گاه که تو را می خوانم و بشنو ندایم را آن گاه که تو را ندا می کنم و رو به من آور آن گاه که با تو مناجات می کنم».
از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده که حضرت موسی علیه السلام در مناجات با خداوند فرمود: یَا رَبِّ اَبَعیدٌ اَنتَ مِنّی فَأُنادیِکَ أَم قَریبٌ فَأنَاجِیکَ فَاوحَی الله إلیهِ أنَا جَلیسُ مِن ذَکرَنی؛(۷) «خدایا، آیا تو از من دوری تا تو را ندا کنم. یا به من نزدیک هستی تا به نجوای با تو پردازم؟ خداوند به او وحی کرد: من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند».
در روایت دیگری، امیرمؤمنان علیه السلام، درباره پاره ‌ای از فضایل ماه رمضان و مناجات در آن می فرمایند:
بَشرِّ أَیُهَا الصّائِم فَإِنَّک فی شَهرٍ صیِامُک فِیهِ مَفروضٌ و نَفَسُک فِیه تَسبیحٌ وَ نَومُک فِیه عِبادَهٌ وَ طاعَتُک فِیه مَقبولَهٌ وَ ذُنُوبُک فِیه مَغفورَهٌ وَ أَصواتُک فِیه مَسموعَهٌ وَ مناجاتُک فِیهِ مَرحومَهٌ؛(۸) «بشارت باد بر تو ای روزه ‌دار، همانا تو در ماهی به سر می ‌بری که روزه تو در آن واجب است و نفَس تو در آن تسبیح و خواب تو در آن عبادت می ‌باشد و طاعت تو مقبول خداوند است و گناهانت بخشیده می شود و صداها و درخواست های تو شنیده می شود و مناجات تو مشمول عنایت و رحمت الهی قرار می گیرد».
در توضیح جمله «واصواتک فیه مسموعه» باید گفت که گاهی بچه یا سفیه و یا انسان دون‌ پایه ای در جمعی سخنی می گوید که بدان توجه نمی شود. در این صورت گفته می شود که سخن او مسموع نشد، یعنی کسی به سخن او اعتنایی نکرد. ممکن است بر اثر فاصله و حجابی که گناهان بین انسان خطاکار و خداوند ایجاد کرده، خداوند اعتنایی و توجهی به درخواست های او نکند. اما خداوند در ایام خاص و مبارک، نظیر ماه مبارک رمضان که بار عام به بندگانش می دهد و قول داده که آنان را از لطف و رحمت واسعه خود بهره مند سازد، به صداها و درخواست های آنان توجه می کند و آنها را به اجابت می رساند و این عنایت الهی حاکی از اهمیت مناجات و تأثیر آن در ایام خاص است و البته چنان که در روایات آمده است، به جز ماه مبارک رمضان و ایام خاص، در اوقات معینی نظیر وقت سحر مناجات با خدا دارای اهمیت ویژه است و مورد عنایت و توجه خاص خداوند قرار می گیرد. امام صادق علیه السلام در این باره می فرمایند:
وَ إنَّ العَبدَ إذَا تَخلّی بِسیِّده فِی جَوفِ اللَّیل [ المُظلِم] و نَاجَاهُ اَثبَتَ اللهُ النُّور فِی قَلبِه، فَاِذا قَالَ: یا رَبِّ یا رَبِّ، نَادَاهُ الجَلیلُ جَلَّ جَلالُه: لَبَّیک عَبدِی سَلنِی اُعطِک وَتوَکلَ عَلیَّ اَکفِک. ثُمّ یَقولُ جَل جَلالُه لِمَلائِکتِه: یا مَلائِکَتی، انظُروا إلَی عَبدی فَقَد تَخلّی بِی فی جَوفِ اللَّیلِ المُظلِم و البَطّالون لاهُونَ وَ الغافِلُونَ نِیامٌ اشهَدُوا اَنّی غَفَرتُ لَهُ؛(۹) «هنگامی که بنده در نیمه شب با مولای خویش خلوت می کند و به راز و نیاز با او مشغول می گردد، خداوند نور را در قلبش می گستراند. پس وقتی گفت: پروردگارا، پروردگارا، خداوند صاحب جلالت و عظمت در پاسخ او می فرماید: لبیک بنده من، درخواست کن تا به تو عطا کنم و بر من توکل کن تا تو را کفایت کنم. سپس خداوند به فرشتگان خود می فرماید: ای فرشتگان من، بنگرید به بنده ام که در حالی در نیمه شب تاریک با من خلوت کرده که خوش‌ گذرانان بیهوده ‌کار به لهو و لعب مشغولند و غافلان در خواب فرو رفته اند. گواه باشید که من او را مشمول مغفرت خویش قرار دادم».

نیاز انسان به مناجات با خدا

به طور طبیعی هر کس دوست دارد با انسان ‌های بزرگ خلوت کند و خصوصی با آنان سخن گوید. شاگرد دوست دارد توجه استاد را به خود جلب کند و از این روی پس از کلاس نزد استاد می رود و به صورت خصوصی سؤالاتش را مطرح می کند. علاوه بر فرصت هایی که شخصیت های بزرگ بار عام می دهند و همه از فیض حضور آنها بهره مند می شوند، انسان دوست می دارد که به افتخار انس و رفاقت با آنها نایل گردد و در خلوت آنها بار یابد و به صورت خصوصی با آنان سخن گوید و از محبت و عنایت آنها بهره مند گردد. گفت و گوی خصوصی با شخصیت های بزرگ برای انسان بسیار مهم و مطلوب است. اگر به ما بگویند که مقام معظم رهبری «ادام ‌الله ظله العالی»، به شما وقت داده اند که نزد ایشان بروید و جلسه خصوصی با ایشان داشته باشید، با جان و دل می پذیریم و از شوق دیدار با رهبر در پوست خود نمی گنجیم و هزینه ها و مشکلات سفر را با جان و دل می پذیریم تا به دیدار ایشان نایل گردیم و از نزدیک ایشان را ببینیم و از سخنان ایشان کام جان خود را شیرین سازیم.
بی شک مؤمن و کسی که به عظمت خداوند واقف است و مقام رحمانیت و نعمت های پروردگار را می شناسد، لذت نجوا و گفت و گوی خصوصی با خدا را درک می کند و همواره در پی آن است که محل خلوتی بیابد و به خصوص ماه مبارک رمضان که بهار دعا و مناجات است، با خدای خود سخن گوید و به خواندن دعاهایی چون دعای افتتاح و ابوحمزه ثمالی بپردازد و از این گذر پیوند عاشقانه خویش با معبود را استوارتر سازد. انسان های غافل طعم گفت و گوی با معبود را نچشیده اند، از این ‌روی علاقه ای به خلوت با خدا و مناجات با او ندارند، اما مؤمنان راستین نیک می دانند که گفت و گوی با خدا چه لذتی دارد و کسی که در پی دعوت خدا به توفیق خلوت با معبود و گفت‌ و گوی خصوصی و عاشقانه با او نائل آمده به چه مقام و منزلتی دست یافته است.
در برخی از روایات عواملی که توفیق مناجات با خدا و خلوت با معبود و انس با او را فراهم می آورند ذکر شده اند، از جمله در روایتی رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کنند که خداوند فرمود: إذَا عَلِمتُ انَّ الغَالِبَ عَلَی عَبدِیَ الاشتِغالَ بِی نَقَلتُ شَهوَتَهُ فِی مَسألتی و مُناجَاتِی؛(۱۰) «هرگاه دیدم که بنده اغلب در اندیشه من است و به من توجه دارد، علاقه و میلش را به درخواست از من و گفت‌ و گو و مناجات با خودم سوق می دهم».
انسان بالطبع به امور دنیایی و امور پست حیوانی تمایل دارد، اما وقتی بیشتر توجهات انسان معطوف به خداوند گردید، خداوند لطف و عنایت خویش را شامل حال او می گرداند و لذت و طعم مناجات و گفت ‌و گوی با خویش را به کام جانش می نشاند، آن‌ سان که برجسته ترین علاقه و میل او به مناجات با خدا و خلوت با او هدایت می شود. بر عکس، وقتی بیشترین وقت انسان و توجهات او مصروف امور دنیا و لذایذ آن گردید و محبت و تعلق به دنیا بر دلش حاکم گشت و پیوسته در این اندیشه بود که چه لباسی بپوشد و چه غذایی بخورد و در اندیشه تهیه مسکن مجلل و رسیدن به پست و مقام بالاتر و خوش گذرانی و مشاهده فیلم هایی بود که او را سرشار از لذت سازند، از لذت مناجات با خدا محروم می گردد.

عوامل حرمان از مناجات با خدا

با توجه به عظمت مناجات با خدا و اهمیت ارتباط با معبود و نقشی که مناجات در سعادت دنیوی و اخروی انسان دارد و خسارتی که حرمان از این توفیق بزرگ الهی متوجه انسان می کند، بایسته است عواملی را که باعث می گردند انسان از مناجات خدا لذت نبرد و از آن محروم بماند بشناسیم. در برخی از روایات این عوامل معرفی شده اند و از جمله در حدیث معراج درباره یکی از عوامل حرمان از درک مناجات با خدا، پروردگار عالم خطاب به حبیب خود رسول الله صلی الله علیه و آله می فرماید:
یا أحمد لو صَلّی العبدُ صلاهَ اهلِ السماءِ والارضِ و یَصومُ صیامَ اهلِ السماءِ والارضِ و یَطوِی مِنَ الطعامِ مثلَ الملائکهِ و لَبِسَ لباس العاری ثُمّ أری فی قلِبِه مِن حُبِّ الدّنیا ذرّهً او سُمعَتِها أو رِئاستِها او حُلیّها أو زینتِها لا یُجاورُنی فی داری و لانزِعَنّ من قلبِهِ مَحبتی (و لاظُلِمنَّ قلبَهُ حتّی یَنسانی و لا اذیقُه حلاوه مَحبتی)؛(۱۱) «ای احمد، اگر بنده ای به اندازه اهل آسمان و زمین نماز بخواند و روزه بگیرد و چونان فرشتگان از خوردن غذا دوری گزیند و لباس عابدان بپوشد، سپس در قلب او ذره ای از حب دنیا، خودنمایی و ریا، یا ریاست، یا شهرت ‌طلبی و یا علاقه به زینت دنیا ببینم، او را از جوار خویش محروم می سازم و محبت خود را از دلش خارج می سازم ( و چنان دلش را تاریک می گردانم تا مرا فراموش کند و هرگز شیرینی محبتم را به او نمی‌ چشانم)».
در اخبار حضرت داوود علیه السلام آمده است که خداوند خطاب به او فرمود: مَا لاَولِیائِی وَ الهَمَّ بِالدُّنیَا إنَّ الهَمَّ یُذهِبُ حلاوَهَ مُناجَاتِی مِن قُلُوبِهِم؛(۱۲) «نباید دوستان من هم و غم دنیا را داشته باشند، چون اهتمام و تعلق به دنیا شیرینی مناجات با من را از دلشان خارج می سازد».
کسانی که تعلق‌ خاطر و دلبستگی به دنیا دارند، نباید انتظار داشته باشند که از مناجات با خدا لذت ببرند. این گروه اگر هم به دعا و مناجات بپردازند، انگیزه آنها فراتر از امید به برآورده شدن حاجات و آمرزش گناهانشان نخواهد بود و در سراسر دعا بی ‌حالی و کسالت بر آنان چیره می گردد و لذت مناجات با خدا را درک نخواهند کرد.
از امام صادق علیه السلام روایت شده است که خداوند، در حدیث قدسی، به حضرت داوود علیه السلام وحی کرد و فرمود:
لا تَجعَل بَینی و بَینَک عَالِماً مَفتوناً بِالدُّنیا فَیَصُدَّک عَن طَریق مَحبَّتی، فَإنَّ أولئکَ قُطاعُ طَریقِ عِبادی المُریدینَ. انَّ أدنَی مَا أنا صانِعٌ بِهِم ان انزِعَ حَلاوَهَ مُناجاتِی عَن قِلوبهم؛(۱۳)«میان من و خودت، عالِم فریفته دنیا را واسطه قرار مده تا تو را از راه دوستی و محبت من باز دارد، زیرا ایشان رهزنان بندگان جویای من اند. همانا کمتر کاری که با ایشان می کنم این است که شیرینی مناجاتم را از دلشان بردارم».

پی نوشت ها :

۱٫ سید علی ‌اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج ۷، ص ۲۷٫
۲٫ مجادله(۵۸)، ۹٫
۳٫همان،۱۲٫
۴٫ حویزی، تفسیر نورالثقلین، ج۷، ص ۲۹۹٫
۵٫مجادله(۵۸)، ۱۴٫
۶٫ مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه.
۷٫ حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱، ابواب احکام الخلوه، باب ۷، ص ۳۱۱، ح ۸۲۰٫
۸٫ شیخ صدوق، فضائل‌ الا شهرالثلاثه، ص ۱۰۹٫
۹٫ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۲۰۷٫
۱۰٫ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۹۳، باب ۱۳،ص۱۶۲، ح ۴۲٫
۱۱٫ همان، ج ۷۴، باب ۲، ص۳۰، ح ۶٫
۱۲٫ همان، ج ۸۲، باب ۶۱، ص ۱۴۳، ح ۲۶٫
۱۳٫کلینی، کافی، ج ۱، باب المستاکل بعلمه و المباهی به، ص۴۶، ح ۴٫

منبع: مصباح یزدی، محمد تقی؛ (۱۳۹۰)، سجاده های سلوک: شرح مناجات های حضرت سجاد علیه السلام، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله، چاپ اول.

دعاء از منظر معصومین (علیهم السلام)

پیشوایان دین قولاً و فعلاً ما را به جایگاه ممتاز و حساس دعا در زندگی آگاه ساخته اند آنان اگر چه ما را به زبان به دعا و مناجات به درگاه خدا دعوت کرده اند ولی آنچه که ما را بیشتر به ارزش و اهمیت مقوله دعا آگاه ساخته و به انجام آن تحریک و تشویق می نماید در حقیقت عمل آن بزرگواران می باشد.پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) او که باب حوائج مردم بود خود فقیر ترین و محتاج ترین مخلوقین به درگاه بی نیاز بود شبها خواب را بر خود حرام می کرد و با معبود خویش به نیایش و راز و نیاز می پرداخت.در نیمه های شب ام سلمه از خواب بیدار می شود و رسول خدا را در بستر نمی یابد برمی خیزد و در اطراف خانه به جست و جوی آن حضرت می پردازد ایشان را در گوشه ای از خانه می یابد که برپا ایستاده و دست ها را به سوی آسمان بلند کرده و گریه می کند و می فرماید: پروردگارا نعمت های صالحی را که به من عطا کرده ای از من مگیر.۱
ابودرداء نقل می کند: حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در سحرگاهان در حال راز و نیاز دیدم به او نگاه می کردم که در سجده طولانی از خود بی خود شده ناگاه دیدم که خاموش بر زمین افتاد بالای سرش رفتم او را حرکت دادم دیدم تکان نمی خورد فوراً به خانه فاطمه زهرا (علیه  السّلام) رفته در زدم و عرض کردم: ای بانوی اسلام علی در حال راز و نیاز با معبود وفات کرد حضرت زهرا (علیه السّلام) می فرمود: او وفات نکرده است بلکه از خوف خدا مدهوش گشته »۲
در روایات اهل بیت نیز به دعاء و ضرورت آن بسیار پرداخته شده و راجع به فضیلت این عمل اخبار و احادیث بسیاری وارد شده که در این بخش به نمونه ای از آنها اشاره می نمائیم.پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هیچ چیز نزد خدا از دعا گرامی تر نیست۳ و نیز فرمود: عصاره و اصل و اساس عبادت دعا است ۴ امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: محبوب ترین اعمال نزد پروردگار در این جهان همانا دعاست و بس.۵ شخصی از امام باقر (علیه السلام) می پرسد : چه عبادتی از همۀ عبادتها بالاتر است؟ و حضرت می فرماید: هیچ چیز نزد خداوند از آن بافضیلت تر نیست که به درگاه او دعا کنی و از او حاجت بخواهی ۶ .
امام جعفر صادق (علیه السلام) می فرماید: … در نزد خدا مقامی است که به آن مقام کسی نرسد مگر با درخواست و مسئلت از پروردگار و اگر بنده ای دهان فرو بندد و از خدا سؤال نکند هیچ چیز به او داده نخواهد شد۷ .معاویه بن عمار گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: درباره دو شخص که همزمان با هم مشغول نماز می گردند و نیز همزمان با هم سلام دهند ولی یکی مشغول خواندن قرآن و دیگری مشغول دعا گردد چه می فرمائید؟ نماز کدام یک افضل باشد؟ حضرت فرمودند: نماز آن کس که دعا بیشتر خوانده افضل است و سپس آیه ۶۰ سوره غافر را تلاوت کردند.۸

پی نوشت ها:

۱. بحار ،ج۶ ، ص۲۱۷.
۲. مجموعۀ الگوهای رفتاری جلد۱۲ ،ص ۱۲۳ ، امام علی (علیه السلام) و امور معنوی و عبادی – محمد دشتی
۳. مکارم الاخلاق ،ج۲، ص۲ .
۴. صحیح ترندی ،ج۱۲ ، ص۲۶۶ .
۵. کافی ،ج۴، ص۲۱۳ .
۶. کافی ،ج۴، ص۱۰ .
۷. همان، ص۱۱ .
۸. ترجمه عده الداعی.

۹.سید محمد ابطحی

مناجات خدا با بندگان خویش

الف) مناجات خدا با انبیا

از روایات فراوانی استفاده می شود که خداوند با برخی از بندگانش مناجات و رازگویی می کند. بی ‌شک انبیای الاهی در مرتبه نخست کسانی هستند که خداوند به مناجات با آنها می ‌پردازد و برخی از وحی های او به آنها، مناجات به حساب می آیند. در این بین، حضرت موسی بن عمران علیه السلام که به صفت کلیم ‌الله و هم ‌سخن خدا اختصاص یافته کراراً مخاطب نجواهای الاهی بوده است. آن حضرت که فراوان برای عبادت خدا به کوه طور می‌ رفت و روزهای متوالی و گاهی چهل روز در آنجا به عبادت و گفت‌ و گو با خدا می ‌پرداخت، بهره فراوانی از مناجات الاهی داشت که برخی از آنها در احادیث قدسی مربوط به آن حضرت گرد آمده اند، و در قرآن نیز خداوند درباره توقف چهل روزه آن حضرت در کوه طور جهت عبادت و مناجات متقابل بین او و خداوند، می فرماید: وَ وَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَهً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَهً؛(۱) «و با موسی سی شب وعده نهادیم و آن را به ده شب دیگر کامل کردیم، پس هنگام وعده پروردگارش به چهل شب تمام شد».

ب) مناجات خداوند با غیر انبیا

اما گفت‌ و گوی خداوند با غیر انبیا را به دو صورت می توان تصویر کرد: صورت اول که با مسامحه مناجات خدا با انسان در آن فرض می شود، گفت‌ و گوی خدا با همه انسان هاست، با این توضیح که خداوند به همه انسان ها عقل داده و عقل،حقایقی را درک می کند و انسان را به برخی از خوبی ‌ها و بدی ‌ها هدایت می کند و بر اساس درکی که دارد، احکامی را متوجه انسان می کند. انسان را به کارهایی فرمان می دهد و از کارهایی باز می دارد و در واقع خداوند به وسیله عقل با انسان سخن می گوید و تشخیص و دریافت ‌های فطری عقل، راهنمایی‌ های الاهی است که از طریق عقل در اختیار انسان قرار می گیرد. این نحو گفت‌ و گوی الاهی برای همه عقلا حاصل است و اختصاص به افراد خاصی ندارد. اما صورت دوم که از روایات استفاده می شود، مناجات و گفت و گوی خداوند با بندگان خاص و نمونه است که به جهت شایستگی‌ ها و ظرفیت‌ هایی که آنان در خود پدید آورده اند، خداوند آنان را برای خلوت خویش و نجوای عاشقانه برگزیده است. بی‌ تردید این دسته از بندگان خاص که خداوند آنان را برای نجوا و گفت و گوهای خصوصی خویش برگزیده دارای مراتب هستند و هرکدام از آنها به تناسب درجه و مرتبه‌ ای که در پیشگاه خداوند دارد، به خداوند مقرب‌ تر و بهره بیشتری از گفت‌ و گوی با خداوند دارد.
امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه خود که مشتمل بر معارف ناب و ارزشمندی است و پس از تلاوت آیه رِجَالٌ لاَ تُلْهِیهِمْ تِجَارَهٌ وَ لاَ بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ إِقَامِ الصَّلاَهِ وَ إِیتَاءِ الزَّکَاهِ؛(۲) «مردانی که نه تجارت و نه داد و ستدی آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و دادن زکات، به خود مشغول نمی دارد»، می فرمایند:
وَ مَا بَرَحَ لله عَزَّت آلاوُهُ فِی البُرهَه بَعدَ البُرهَه وَفی أزمَانِ الفَتَراتِ عِبادٌ نَاجَاهُم فِی فِکرِهِم وَکلَّمَهُم فِی ذَات عُقُولِهِم؛(۳) « همواره خداوند که نعمت های او گران‌قدر است، در طول تاریخ و در دوران های گوناگون و در دوران جدایی از رسالت [تا آمدن پیامبری پس از پیامبر دیگر] بندگانی داشته که با آنان در گوش جانشان نجوا می کرده و در درون عقلشان با آنان سخن می گفته است».
بر اساس سخن امیرمؤمنان علیه السلام خداوند از درون عقل بندگان خاص خود با ایشان نجوا و گفت‌وگو می کند. عموم مردم گرچه از عقل برخوردارند و مسائل و حقایقی را به وسیله آن درک می کنند و درواقع خداوند آنها را به وسیله عقل به دریافت‌ های عقلانی راهنمایی می کند، اما از الهامات الاهی و اشراقات ربانی بهره ای ندارند. برای توضیح نحوه گفت‌ و گوی خصوصی خداوند از راه عقل بندگان خاص خود، بایسته گفتن است که همه ما در پرتو نیروی عقل خداداد، در ذهن خود، توانایی تنظیم یک سری مقدمات و استنتاج از آنها را داریم. اما در همه موارد تنظیم مقدمات ذهنی و استنتاج از آنها برای همه افراد مقدور نمی باشد و گاهی برخی با ترتیب مقدماتی که برای دیگران نیز معلوم هستند، استدلالی را تنظیم و شکل می دهند که از دیگران ساخته نیست و آن استدلال و نتیجه ای که آنان به دست آورده اند مورد تصدیق همگان قرار می گیرد. این از آن‌روست که تنظیم مقدمات ذهنی از راه های مشخص و معهود و با استفاده از اندوخته های پیشین و مثلاً تداعی معانی انجام می پذیرد و در فرایند مشخصی به کسب نتیجه منجر می گردد. اما گاهی ذهن انسان از تنظیم مقدمات و کسب نتیجه از آنها باز می‌ماند و ناگهان، بدون آمادگی قبلی نکته ای به ذهن انسان راه می یابد و راه را برای استدلال و کسب نتیجه ای علمی هموار می سازد.
به هر روی، خداوند از طریق الهامات، خطورات و اشراقات خود با بندگان خاص خود سخن می گوید و این الهامات و خطورات در قالب دریافت های ویژه معنوی، علمی و عقلانی در اختیار آنان قرار می گیرند و رمز بهره برداری و دریافت این ویژگی های معنوی و علمی که از راه های عادی به دست نمی آیند، یادکرد دائمی خدا و توجه خاضعانه و خالصانه و بی شائبه به معبود است. این معنا، یعنی توفیق برخورداری از عنایت خاص الاهی و گفت ‌و گوی عاشقانه معبود در مناجات شعبانیه نیز به روشنی تبیین گردیده است. آنجا که امیرمؤمنان علیه السلام می فرماید: الاهی و اجعَلنی مِمَّن نادَیتَه فاجابَک و لاحَظتَهُ فَصعِقَ لِجَلالِک فَناجَیتَهُ سِراً وَ عَمِلَ لَک جَهِراً؛(۴) «خدایا، مرا در شمار کسانی قرار ده که چون ایشان را ندا دادی تو را اجابت می کنند و وقتی به آنان توجه کردی از تجلی جلال و عظمتت مدهوش می گردند. پس تو در باطن با ایشان راز می‌ گویی و آشکارا به کار تو مشغول می‌ گردد».

بازتاب مناجات خدا با انسان و تجلی عظمت او

در فراز مزبور از مناجات شعبانیه، آمده است که خداوند بندگان خود را ندا می کند. «ندا» در جایی به کار می‌رود که دو نفر از هم دور باشند و از راه دور همدیگر را صدا زنند. پس با لحاظ فاصله بین خدا و بندگان، خداوند با تعابیری چون یا ایُّها النّاس و یا أیُّهَا الذّین آمَنُوا بندگان خود را فرا می‌خواند و آنان را به اطاعت خویش دعوت می کند. در این صورت وقتی مخاطبان به ندای الاهی لبیک گفتند و درصدد انجام دستورات الاهی برآمدند، عنایت و نظر خاص خداوند شامل آنان می گردد و آنان در مسیر بندگی خدا به مراتب عالی تری راه می یابند. معصوم علیه السلام می فرماید: خدایا، مرا در شمار کسانی قرار بده که آنان را ندا دادی و به سوی خود دعوت کردی، آنان نیز ندای تو را لبیک گفتند و در نتیجه، مشمول عنایت و توجه خاص تو گردیدند و لایق بار یافتن به محضر تو شدند و تجلی جلال و عظمت تو و درک حضور تو آنان را مدهوش و از خود بی‌خود کرد. همه ما می دانیم که خدا ناظر ماست و ما در محضر او هستیم و او به ما نگاه می کند، اما تفاوت بسیاری وجود دارد بین اینکه انسان احساس کند کسی از دور و یا از ورای چندین حجاب به او نظر می کند، یا اینکه احساس کند کسی در کنار اوست و چشم در چشم او دوخته است. اگر این معرفت در انسان پدید آید که درک کند خداوند عنایت و نظر خاصی به او دارد، از عظمت درک توجه الاهی و لذت بار یافتن به محضر الاهی مدهوش می گردد. چنان که حضرت موسی علیه السلام بر اثر تجلی پروردگار مدهوش گشت و خداوند درباره او فرمود:
وَ لَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِیقَاتِنَا وَ کَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِی أَنْظُرْ إِلَیْکَ قَالَ لَنْ تَرَانِی وَ لکِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِی فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکّاً وَ خَرَّ مُوسَى صَعِقاً فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ‌؛ (۵ ) «و چون موسی به وعده‌ گاه آمد و پروردگارش با او سخن گفت، گفت: پروردگارا، خود را به من بنمای تا به تو بنگرم. گفت: هرگز مرا نخواهی دید و لیکن به این کوه بنگر، پس اگر در جای خود قرار و آرام داشت مرا خواهی دید. و چون پروردگارش بر آن کوه تجلی کرد، آن را خرد و پراکنده ساخت و موسی مدهوش بیفتاد؛ و چون به خود آمد، گفت: [بار خدایا،] تو پاک و منزهی [از اینکه با چشم دیده شوی ]به تو بازگشتم و من نخستین باور دارنده ام».
آری، کسی که سرسپرده فرمان خداست و با همه وجود تسلیم خداوند است، خداوند نظر خاصی به او می افکند و وقتی او عنایت و توجه خاص معبود خویش را دریافت از شدت انبساط خاطر مدهوش و از خود بی‌ خود می گردد. در این مرحله که او لایق درک مقام جلال و عظمت الاهی گشت و در پرتو این معرفت، ما سوی‌ الله را فراموش کرد، خداوند به رازگویی و نجوای با او می پردازد. او نیز با همه وجود درصدد حفظ رازها و نجواهای الاهی برمی آید و آنها را از کف نمی دهد و به افشای زوایای خلوت خویش با معبود نمی پردازد، اما جلوه های نجواها و تعالیم خاص الاهی را در رفتارش ظاهر می سازد و به آنها نمود عینی می بخشد.

گفت و گوی خداوند با بنده محبوب خود در بهشت

در حدیث معراج که حاوی نجواها و سخنان خداوند با عزیزترین بنده و محبوب خویش، پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله است، خداوند درباره مقام و شأن مخاطبان خویش و کسانی که از نظر و عنایت خاص الاهی، در بهشت، بهره مند شده اند می فرماید:
یا احمد ان فی الجنهِ قصراً مِن لُولُؤٍ فَوقَ لُولُؤٍ و دُرهٍ فوق درهً لَیِسَ فیها قصمٌ ولا وصلٌ فیها الخواصُّ أنظُرُ إلیهِم کلَّ یَومٍ سَبعینَ مَرهً و أکلِّمُهُم کلَّما نَظَرتُ الَیهِم اَزیدُ فی مُلکهِم سَبعینَ ضعِفاً. و إذا تَلذَّذَ اهلُ الجنّه بِالطعامِ و الشَّرابِ تَلذَّذُوا اُولئک بِذِکری و کلامی و حَدیثی؛(۶) « ای احمد، در بهشت قصری است که از لؤلؤ و دُر و مروارید ساخته شده و آنها روی هم انباشته شده اند و شکستگی و گرهی ندارند. در این قصر خاصان درگاه من به سر می برند و هر روز هفتاد بار به آنها می نگرم و به وسعت و گستره ملکشان هفتاد برابر می افزایم و آن گاه که اهل بهشت از طعام و شراب بهشتی لذت می برند. آنان از یاد و کلام من لذت می برند».
شکی نیست که حقایق جهان آخرت با حقایق این عالم متفاوت می باشند و از این‌رو ما نمی توانیم از حقایق آن جهان تصویر دقیق و روشنی داشته باشیم و تصورات، ادراکات و تخیلات نمی توانند ما را به حقیقت آن جهان واقف سازند. به تعبیر دیگر، ما می توانیم از طریق حواس پنج‌گانه خود با برخی از موجودات این جهان ارتباط برقرار کنیم و تصوری از رنگ‌ها، شکل‌ها و خواص آنها به دست آوریم. اما نمی توانیم حقایق آن جهان را احساس کنیم، چون حقایق آن عالم دور از دسترس است و حواس ما را به قلمرو آنها راهی نیست. با این وجود ویژگی ها و خصوصیاتی که از جهان آخرت در روایات و آیات بیان شده، تنها نمای مبهمی از آن عالم را برای ما ترسیم می کنند و از شباهت های محدودی که آن عالم با جهان ما دارد و از مقایسه نعمت های آن عالم با جهان خاکی، تصویر مبهمی از آن عالم به دست می آوریم.
یکی از ویژگی هایی که خداوند برای بهشتیان در این حدیث ذکر می کند که درک آن برای ما ممکن نیست، این است که آنان در بهشت کاخی دارند که هر طبقه آن از گوهر (لؤلؤ) یکپارچه ساخته شده است و این گوهر بی ‌اندازه شفاف است و هیچ لکه و گرهی بر روی آن مشاهده نمی شود و بندبند نمی باشد. همه بهشتیان از چنین قصری برخوردار نمی باشند، بلکه بندگان خاص بهشتی خدا که به عالی ترین مراتب معرفت و قرب الی الله نایل آمده اند از چنین نعمتی برخوردار می گردند. شاید دلیل برخورداری از آن قصر یکپارچه، وجود ایمان خالص و خالی از شائبه شرک، تردید و ریا باشد.
در ادامه خداوند می فرماید که من هر روز هفتاد بار به آنها نظر می کنم و با آنان سخن می گویم. نظر خداوند به انسان عالی ترین نعمت الاهی و نیاز فطری هر انسانی است و بدترین عذاب انسان، حرمان از توجه و نظر خداوند است. چنان که بالاترین نیاز بچه توجه پدر و مادر است و بی‌ اعتنایی و قهر آنان عذاب بزرگی برای اوست. رفتارها، شیرین کاری ‌ها و حرف زدن بچه برای جلب توجه پدر و مادر است. ما در دنیا به دلیل توجه به امور دنیوی و نیازهای مادی، نمی توانیم به درستی نیاز واقعی به توجه و نظر الاهی را درک کنیم و اشتغالات مادی ما را از درک چنین نیازی باز می دارند، اما در عالم آخرت که نیازهای پنداری و پوچ دنیوی رخت برمی بندند و نیازهای واقعی و ابدی انسان رخ می نمایانند، ما عظمت و شکوه بی نهایت نیاز به عنایت، توجه و نظر خداوند را درک می کنیم و در مقابل درمی‌ یابیم که حرمان از نظر و توجه خداوند بالاترین عذاب الاهی است که به مراتب از عذاب جهنم و سوختن در آتش آن سخت ‌تر می باشد. از این روی خداوند در ترسیم عذاب شدید و سخت پیمان ‌شکنان می فرماید: وَ لاَ یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لاَ یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ لاَ یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ‌؛ (۷) «و خدا در روز رستاخیز با آنان سخن نگوید و به آنها ننگرد و [از آلودگی گناهان] پاکشان نسازد و ایشان ‌را عذابی است دردناک».
در بهشت هر نوع نعمتی که بهشتیان آرزو کنند در اختیار آنها قرار می گیرد و آنان از خوردنی ها و نوشیدنی های بی شمار بهره مندند و پیوسته از الطاف و تفضلات الاهی سرشار هستند و لذت می برند، اما بندگان برگزیده خدا در بهشت که عظمت توجه و نظر خداوند و سخن گفتن با او را درک کرده اند و حرمان از آن را بزرگ ‌ترین عذاب الاهی به حساب می آورند، در هنگامه ای که اهل بهشت به طعام و شراب بهشتی دل خوشند و از آنها لذت می برند، آنان از سخن گفتن با خدا لذت می برند و به قدری از هم ‌سخنی با خدا لذت می برند که سایر لذت های بهشتی را فراموش می کنند. آنان در دنیا نیز به مرتبه ای از تقرب الی الله رسیده اند که بی درنگ دعای آنان به عرش می ‌رود و پذیرفته می شود. چنان که آنان شیفته و شیدای شنیدن سخن خداوند هستند، خداوند نیز سخت علاقه ‌مند شنیدن سخن آنان است. خداوند خود در این باره می فرماید: یُحبُّ الربُّ ان یَسمَعَ کلامَهُم کما تُحِبُّ الوالدَهُ وَلَدَها؛(۸) «خداوند دوست می دارد سخن آنان را بشنود، آن ‌سان که مادر طفل خود را دوست می دارد».
مفاد جمله فوق از وجود تلازم و ارتباط وثیق بین محبت بنده نسبت به خدا و محبت خدا به بنده خویش حکایت می کند و این ارتباط دوسویه در تمام مظاهر و جلوه های محبت به خدا نمود و ظهور می یابد و بر این اساس خداوند در برخی از آیات قرآن از تلازم بین توجه و یادکرد بنده از خویش و توجه و یاد خود از بنده اش خبر می دهد و می فرماید: فَاذکُرونِی أذکُرکم…؛ (۹) «پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم».

فرجام نیک جست‌ و جوی رضوان الاهی

در آیه دیگری از ره یافتگان به رضوان الاهی که خالصانه درصدد انجام تکالیف الاهی برآمدند و هدفی جز جلب رضایت معبود نداشتند و چنان که آنان از خدا راضی بودند، خداوند نیز از آنان راضی گشت، سخن می گوید و می فرماید: رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ‌ ؛ (۱۰) «خدا از آنان [ره یافتگان به بهشت و رضوان الاهی] خشنود است و آنان از خدا خشنودند. این است کامیابی و رستگاری بزرگ».
در آیه دیگر خداوند می فرماید: یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَهً مَرْضِیَّهً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی‌ وَ ادْخُلِی جَنَّتِی‌ ؛ (۱۱) «ای جان آرام و اطمینان‌ یافته، به سوی پروردگارت بازگرد، در حالی که تو از او خشنودی و او از تو خشنود است. پس در میان بندگان [ویژه] من درآی، و در بهشت [ویژه] من درآی».
ما گاهی با انگیزه نیل به ثواب و بهشت، کارهای نیک و شایسته انجام می دهیم. اما بندگان خالص خداوند تنها برای رضایت خدا و از آن جهت که خداوند کاری را دوست می دارد، آن را انجام می دهند. حتی اگر خداوند به آنان پاداش ندهد، چون می دانند که خداوند کاری را دوست می دارد و با انجام آن به رضایت الاهی نایل می گردند بدان اقدام می کنند و چشم داشت به پاداش الاهی و یا ترس از عذاب خداوند محرک آنان نمی گردد.
شکی نیست کسی که به دنبال جلب رضایت خداست و هر کاری را برای خداوند انجام می دهد، علاوه بر آنکه در آخرت از نعمت ها و مواهب جاودانه الاهی بهره مند می گردد، خداوند در دنیا نیز به او پاداش می دهد و او را به خصلت های ارزشمند و متعالی آراسته می سازد. در حدیث معراج خداوند درباره خصلت های سه‌گانه ای که به ره یافتگان به رضای خویش عنایت می کند می فرماید:
فَمَن عمِلَ بِرضائی الزِمُهُ ثَلاثَ خِصالٍ: اعَرِّفهُ شکراً لا یُخالِطهُ الجهلُ وَذکراً لا یُخالِطهُ النِّسیانُ وَمحبّهً لا یُؤثرُ عَلی مَحبّتی مَحبّه المَخلوقین. فَإذا أحَبَّنی احبَبتُه وافتَحُ عَینَ قَلبِه إلی جَلالی. فَلا اُخفی عَلَیه خاصّه خَلقی، فاناجیهِ فی ظُلَمِ اللیلِ وَنور النّهار حَتی یَنقَطعَ حدیثُهُ معَ المَخلوقینَ وَمجالِستُهُ مَعَهُم؛ (۱۲)
«هر کس به خواست و رضای من عمل کند سه خصلت به او عطا می کنم: به او سپاسگزاری و شکری می آموزم که آمیخته با جهل نباشد و ذکری که با فراموشی همراه نگردد، و محبتی به او می دهم که با آن هیچ محبتی را بر محبت من ترجیح ندهد. پس آن گاه که او مرا دوست داشت، من نیز او را دوست می دارم و چشم دلش را برای نظاره به جلالم می گشایم. بندگان خاص و برگزیده ام را از او پنهان نمی کنم. در تاریکی شب و روشنی روز با او مناجات می کنم، تا از سخن گفتن با مردم و هم ‌نشینی با آنان جدا شود».
شکر نعمت کاری پسندیده و وظیفه ای فطری و انسانی است و هر کس باید سپاسگزار کسانی باشد که به او خدمت می کنند. حال با توجه به اینکه خداوند متعال نعمت های بی شماری به ما ارزانی داشته، بایسته است که ما در مقام شکرگزاری او برآییم؛ گرچه ما از شمارش نعمت های الاهی و در نتیجه سپاسگزاری از همه نعمت هایی که به ما ارزانی شده عاجز و ناتوانیم: وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَهَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ (۱۳)؛ « و اگر نعمت[های] خدا را شماره کنید، آن را نمی توانید بشمارید. قطعاً خدا آمرزنده مهربان است».
ما از نعمت هایی که خداوند به ما عنایت کرده غافلیم و حتی از شکر زبانی نعمت های الاهی خودداری می کنیم و گاهی چندین ساعت می گذرد و به نعمت هایی که خداوند به ما عنایت کرده نمی اندیشیم و توجهی نداریم که در نعمت های خداوند غرق گشته ایم و وظیفه انسانی ما شکرگزاری از آنهاست. در صورتی که هر قدر ما درصدد شکرگزاری و سپاسگزاری نعمت های خداوند برآییم، خداوند نعمت های فزون تری به ما عنایت می کند و تلاش خالصانه برای خدا و سپاسگزاری از او باعث فزونی یافتن عنایت و توجه خداوند به انسان و بهره مندی بیشتر او از نعمت های بی شمار مادی و معنوی می گردد. با توجه به اینکه درک نعمت های خداوند و شکر آگاهانه از آنها کمال و مقام بزرگی است که خداوند به بنده خودش عنایت می کند، اولین خصلتی که خداوند به بنده خالص خود که در جهت کسب رضای معبود، گام برداشته عنایت می کند، شناخت مقام حقیقی سپاسگزاری از خداوند است که همراه با آگاهی و باور است و عاری از جهل به عظمت نعمت های الاهی می باشد. ما چون به همه نعمت هایی که خداوند به ما عطا کرده واقف نیستیم، شکرگزاری ما محدود است و در کنار آن ناسپاسی و ناشکری فراوانی از ما سر می زند. در همان حال که پی به نعمتی برده ‌ایم و از آن شکرگزاری می کنیم، از نعمت‌ های فراوان دیگر غافلیم و در نتیجه، شکرگزاری ما همراه با غفلت و جهل به سایر نعمت‌ های خداست. اما خداوند چنان به ظرفیت وجودی بندگان خالص خود گسترش بخشیده و چنان معرفتی نسبت به خویش و نعمت های بی ‌شمارش به آنها عنایت کرده، که همواره به نعمت‌ های مادی و معنوی خدا توجه دارند و درصدد شکرگزاری آنها برمی‌ آیند.
دومین خصلتی که خداوند به مؤمن ره ‌یافته به رضوان خویش عنایت می کند، توجه و یادکرد همیشگی خداست و آنان در این دنیا پیوسته غرق یاد و توجه به خداوند هستند. برای ما بسیار دشوار است که به یاد خدا باشیم. حتی در شبانه ‌روز که برای چند دقیقه به نماز می‌ ایستیم، یا به ظاهر مشغول گفتن ذکر می گردیم، دلمان با خدا نیست و از یاد و توجه واقعی به او غافلیم و هرچه تلاش می کنیم نمی توانیم غفلت را از دلمان بزداییم و خالصانه خدا را یاد کنیم. برعکس، مؤمنی که رهین لطف و عنایت خداوند گشته و دلش سرشار از عشق و محبت به خداست، نمی تواند خدا را فراموش کند و از کمند مهر او خارج گردد. خدا یاد و توجهی به او داده که خالی از نسیان و فراموشی است، از این روی او هیچ ‌گاه از یاد معبود غافل نمی گردد. او عاشق خداست و عاشق هیچ گاه معشوقش را فراموش نمی کند.
سومین خصلت و ویژگی که خداوند به رضا دهنده به خواست خود عنایت می کند، این است که نسبت به خود محبتی در دل او ایجاد می کند که هیچ گاه محبت دیگری را بر محبت خدا ترجیح نمی دهد. شعاع محبت خدا سراسر دل او را فرا می گیرد و جایی برای محبت به دیگران در دل او باقی نمی گذارد. درک محبت کامل به خداوند دشوار است و برای ما بسیار دشوار است تصور اینکه جز خدا کس و چیز دیگری را دوست نداشته باشیم، چه رسد که حقیقتاً خدا را دوست داشته باشیم و به غیر او محبت نداشته باشیم. این موهبت و مقام رفیع تنها برای دوستان و اولیای خدا است که در ورای تعلقات و دلبستگی های حقیری که دیگران دارند، آنان به محبت اصیل و بی بدیل الاهی دست یافته ‌اند و عظمت و فراخنای بی ‌نهایت آن، مانع دل سپردن آنان به محبت ‌های حقیر و محدود غیر الاهی می‌ گردد.
وقتی بنده مؤمن ره‌ یافته به رضای حق این ‌سان به معبود خویش محبت و عشق ورزید، متقابلاً خداوند نیز او را دوست می ‌دارد و عاشق او می ‌گردد و چشم دلش را به تماشای جلال و عظمت خویش وا می دارد و بر اثر تجلی جلال الاهی او مدهوش می گردد. آن گاه خداوند بندگان برگزیده و خاص خود را که برای دیگران ناشناخته مانده اند به او می شناساند و توفیق رفاقت و هم ‌نشینی با آنها و استفاده از معارف، فضایل و کمالات آنها را به او عنایت می کند. چنین بنده ای در عالی ترین درجه تعالی و عروج به کمال انسانی، به مرتبه‌ ای می‌رسد که خداوند پیوسته به نجوا و گفت‌ و گوی با او می پردازد و چنان طعم و لذت گفت‌ و گوی خویش را به دلش می‌ نشاند که دیگر رغبتی به گفت‌ و گوی با انسان ها و هم ‌نشینی با آنها را ندارد، مگر در مواردی که خداوند بخواهد و او را موظف و مکلف کند که با دیگران معاشرت کند و با آنان سخن گوید و درصدد رفع نیازهای آنان برآید.

پی نوشت ها :

۱٫ اعراف(۷)، ۱۴۲٫
۲٫ نور(۲۴)، ۳۷٫
۳٫ نهج ‌البلاغه، خطبه ۲۲۲٫
۴٫ مفاتیح ‌الجنان، مناجات شعبانیه.
۵٫ اعراف(۷)، ۱۴۳٫
۶٫ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۷۷، باب ۲، ص ۲۳، ح ۶٫
۷٫ آل عمران(۳)، ۷۷٫
۸٫ محمد باقرمجلسی، همان، ص ۲۴٫
۹٫ بقره(۲)، ۱۵۲٫
۱۰٫ مائده(۵)، ۱۱۹٫
۱۱٫ فجر(۸۹)، ۲۷-۳۰٫
۱۲٫ محمد باقرمجلسی، همان، ص ۲۸، ۲۹٫
۱۳٫ نحل(۱۶)، ۱۸٫

منبع: مصباح یزدی، محمد تقی؛ (۱۳۹۰)، سجاده های سلوک: شرح مناجات های حضرت سجاد علیه السلام، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله، چاپ اول.

 

دعا مخ العبادت.

اشاره:

دُعا، طلب و درخواست بندگان از خدا یا آنچه معبود می‌پندارند، برای رسیدن به خواسته‌هاست. در متون دینی، دعا به عنوان یکی از راه‌های ارتباط با خدا و برترین عبادت‌ها تأکید و با تعابیری مانند سلاح مؤمن و نور آسمان و زمین توصیف شده است. برای دعا آداب و شرایطی از جمله خواندن خدا با اسماء الحسنی، طلب از پروردگار از سر بیم و امید و از روی تضرع و خشوع، در ابتدا باید معنی دعا روشن شده و بعد به معنای مغز بودن آن، بپردازیم .

دعا در فرهنگ لغت به مفهوم خواندن، صدا زدن، و عبادت و نیایش است. خواندن گاهی توأم با خواستن است و زمانی به شکل راز و نیاز و تضرع و ابتهال می باشد.(۱)

اقبال لاهوری می نویسد:

نیایش خواه به شکل فردی و خواه به صورت اجتماعی، تجلی اشتیاق درونی انسان برای دریافت جوابی در سکوت است.(۲) اگر بخواهیم تعریف جامع تری از دعا ارائه بدهیم، باید بگوئیم دعا تجلی عشق و میل به خدا برای نیل به تکامل و رفع نیازمندی هاست و (الدعا الرغبه الی الله) نیایش، گرایش و کشش به سوی خداست.
استاد شهید مرتضی مطهری می فرمایند:

اولیاء خدا هیچ چیزی را به اندازه دعا خوش ندارند، همه خواهش ها و آرزوهای دل خود را با محبوب واقعی در میان می گذارند و بیش از آن اندازه که به مطلوب های خود اهمیت دهند به خود این طلب و راز و نیاز اهمیت می دهند. هیچ گونه احساس خستگی و ملالت نمی کنند.(۳) آیه الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی که یکی از زاهدان و عارفان بلند مرتبه است، یکی از فواید دعا را گشوده شدن درهای مکاشفه و مشاهده و تحصیل معارف و حقایق عالیه در نزد عارفین و عابدان حقیقی می داند، آنجا که می گوید: «بیشتر مردم قدر نعمت مناجات را نمی دانند، مناجات شامل معارف بالایی ا ست که به جز اهلش که همان اولیای خدا هستند و از طریق کشف و شهود به آن رسیده اند کسی از آن آگاهی ندارد و رسیدن به این معارف و اراده مکاشفه از بهترین نعمت های آخرت است که قابل مقایسه با هیچ کدام از نعمت های دنیا نیست.(۴) روایتی از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده که می فرمایند: «در نزد خدا مقاماتی است که بدون دعا به کسی نمی دهند».(۵) و پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرموده اند: بهترین عبادت دعاست.(۶) اما مغز بودن دعا نسبت به عبادات دیگر که در کتابهای مختلفی چون بحارالانوار عده الداعی، و ارشاد القلوب و… وارد شده، در پاورقی محجه البیضاء، ج ۲، ص ۲۸۳ در توضیح این عبارت می فرماید: مخ خالص هر شی را گویند. علت اینکه دعا چنین است ، چون حقیقت عبادت همان خضوع و تذلل است و این در دعا بیش از سایر عبادات حاصل است.
و در پاورقی عده الداعی در توضیح (الدعا مخ العباده) می فرماید:

مخ هر چیزی خالص آن می باشد، وقتی دعا کننده از ما سوا و غیر خدا قطع امید می کند و در عالم وجود ، مؤثری غیر از ذات باریتعالی نمی داند و تمام امور را در دست حضرت حق می بیند، با تمام وجود متوجه آن قدرت غیر متناهی می شود و غرض از عبادت هم ثواب و پاداش معنوی و اخروی می باشد ، که آن هم منحصراً دست خداوند می باشد.(۷)
استاد حسن زاده آملی نیز در کتاب هزار و یک نکته می فرمایند:

لطائف و اسراری که در ادعیه استفاده شده در روایات دیده نمی شود و علتش این است که ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ در روایات با مردم محاوره داشتند وبه کنه عقل خودشان با آنها سخن نگفتند، بلکه به قدر عقول آنان (مردم) تکلم می کردند. اما با خداوند متعال، بکنه عقل خودشان مناجات و دعا داشتند.

و در ریاض السلاکین آمده است: عبادت اظهار کردن نهایت ذلت و خضوع و انکسار و حاجت می باشد و چیزی بالاتر از دعا برای این امر نداریم.(۹)

پی نوشت:

  1. ره توشه راهیان نور، ویژه رمضان ۷۸ .
  2. اقبال لاهوری، احیای تفکر دینی، احمد آرام، رسالت قلم، چاپ آفتاب، ص ۱۰۸٫
  3. مطهری، مرتضی، بیست گفتار، تهران، کتابفروشی صدوق، ص ۲۴۷
  4. ره توشه راهیان نور، ویژه رمضان ۷۶، ج ۲، ص ۱۱۳ . ۵٫ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج ۲، ص ۴۶۶٫
  5. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفا، ج ۹۳٫
  6. عده الداعی، ص ۲۹ ـ ۳۰ .
  7. هزار و یک نکته، ص ۸۹، نکته ۹۱ .
  8. ریاض السالکین، چاپ جامعه مدرسین، ج ۶، ص ۴۶ .

تقدّم در دعا پیش از بروز حاجت

 بنده خدا باید پیش از اینکه نیازمند شده و حاجتی برای او پیش آید مشغول دعا و نیایش با خدا شود.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم  به ابى ذرّ فرمود: «آیا کلماتى را به تو یاد ندهم که خداوند به سبب آنها به تو نفع رساند؟» عرض کرد: آرى اى پیامبر خدا. فرمود: «خدا را به یاد داشته باش تا او را در پیش روى خود ببینى، در خوشى با خدا آشنا باش، تا در سختى تو را بشناسد»[۱] هارون بن خارجه از ابى عبد اللّه علیه السلام  روایت کرده که فرموده است: «دعا در حال راحتى و آسایش نیازمندیهاى در حال بلا را برطرف مى‏ کند».[۲] در خبر صحیح آمده که آن حضرت فرموده است: «هر کس در دعا پیشى جوید دعایش به هنگام نزول بلا اجابت مى ‏شود، و گفته مى ‏شود: صداى آشنایى است و از بالا رفتن به آسمان ممنوع نمى ‏شود؛ و کسى که در دعا پیش دستى نکند چون بلا به او رسد دعایش مستجاب نمى ‏شود و فرشتگان مى ‏گویند: این آواز را نمى ‏شناسیم.»[۳] از آن حضرت روایت شده که فرموده است: «جدّم مى‏ فرمود: در دعا پیش دستى کنید، زیرا چون بنده‏ اى بسیار دعا کند و بلایى به او رسد و به دنبال آن دعا کند، گفته مى‏ شود: آوازى آشناست، و اگر بسیار دعا نکند و بلایى به او رسد و به دنبالش دعا کند به او گفته مى ‏شود: تا به امروز کجا بودى؟»[۴] و نیز فرموده است: «علىّ بن الحسین علیه السلام  مى ‏فرمود دعا پس از نزول بلا سودى ندارد».[۵] و نیز: «کسى که از بلایى بترسد که بدو رسد و پیش از رسیدن آن بلا براى دفع آن دعا کند خداوند هرگز آن بلا را به او نمى‏ نمایاند.»[۶]

پی نوشت ها:

[۱] . المکارم طبرسى. ص ۵۳۹ بطور مسند و معنعن( در تمام سلسله سند تصریح به لفظ عن فلان شده) از ابى الاسود دوئلى، او گفته است: به ربذه درآمدم و بر ابو ذر غفّارى وارد شدم. سپس حدیث مزبور را ذکر کرده است.

[۲] . کافى، ج ۲، ص ۴۷۲٫

[۳] . کافى، ج ۲، ص ۴۷۲٫

[۴] .کافى، ج ۲، ص ۴۷۲٫

[۵] .کافى، ج ۲، ص ۴۷۲٫

[۶] . کافى، ج ۲، ص ۴۷۲٫

منبع: راه روشن؛ ترجمه المحجه البیضاء فى تهذیب الإحیاء، ج‏۲٫

دعا از روى جزم و قطع

کسی که در پیشگاه خدا برای برآورده شدن حاجت خود می ایستد و او را می خواند، نباید تردید و دو دلی در او وجود داشته باشد بلکه باید با قطع و جزم دعا کرده و حجتش را از خدا بخواهد.

بنابر روایات اهل سنت پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «هرگاه يكى از شما دعا كند نگويد: خدايا اگر خواستى مرا بيامرز، خدايا اگر خواستى به من رحم كن بلكه بايد بطور قطع درخواست كند، چه خدا را وادار كننده‏ اى نيست».[1] و نيز فرموده است: «هرگاه يكى از شما دعا كند بايد آنچه را مى ‏خواهد بزرگ باشد، زيرا براى خداوند هيچ چيزى بزرگ نيست».[2] و نيز: «خداوند را بخوانيد و يقين به اجابت داشته باشيد. و بدانيد خداوند دعاى دل غافل را اجابت نمى‏كند.»[3]

از طريق شیعه نیز بر این مطلب روایاتی نقل شده است. كافى از امام صادق علیه السلام روايت كرده كه فرموده است: «هنگامى كه دعا مى‏كنى گمان كن كه حاجتت بر در خانه است.»[4] و نيز از آن حضرت روايت شده است: «خداوند دعاى دل غافل را اجابت‏ نمى‏كند؛ پس هرگاه دعا مى ‏كنى دلت را متوجّه او كن و يقين به اجابت داشته باش.»[5] و نيز فرموده است: «هرگاه خدا را مى‏ خوانى با دل رو به سوى او كن و بر اين گمان باش كه حاجتت بر در خانه است.»[6] و نيز فرموده است: «هنگامى كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم طلب باران كرد و به اندازه ‏اى باران آمد كه گفتند بيم غرق شدن است. آن حضرت با دستش اشاره ‏اى كرد و گفت: خدايا باران را به اطراف ما بفرست و بر ما نفرست. در اين موقع ابرها پراكنده شدند. مردم عرض كردند: اى پيامبر خدا يك بار ديگر براى ما طلب باران كردى امّا باران بر ما نباريد و اين بار كه طلب باران فرمودى بر ما باريد فرمود: من در آن بار كه دعا كردم نيّت آن را نداشتم سپس كه دعا كردم براى آن نيّت كردم.»[7]

منبع: راه روشن؛ ترجمه المحجة البيضاء فى تهذيب الإحياء، ج‏2.

[1] . ابن ماجه به شماره 3854؛ بخارى، ج 8، ص 92 از ابى هريره.

[2] . صحيح مسلم، ج 8، ص 64.

[3] . ترمذى، ج 13، ص 22، و گفته است حديث شگفتى است.

[4] . همان مأخذ، ج 2، ص 473، شماره 1 تا 3.

[5] . همان مأخذ، ج 2، ص 473، شماره 1 تا 3.

[6] . همان مأخذ، ج 2، ص 473، شماره 1 تا 3.

[7] . همان مأخذ، ج 2، ص 474، شماره 5.

فضيلت دعاء

 دعا از فضیلت ارزشمندی برخوردار است. خداوند فرموده است: «وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي‏»؛[1] یعنی و هرگاه بندگانم از تو درباره من سؤال كنند( بگو) من نزديكم دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا مى‏ خواند پاسخ مى‏ گويم پس آنها بايد دعوت مرا بپذيرند. و نيز فرموده است: «ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ‏»؛[2] پروردگارت را از روى تضرع و در پنهانى بخوانيد، او متجاوزان را دوست نمى ‏دارد. و نيز: «قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏»؛[3]  بگو« اللّه» را بخوانيد يا« رحمان» را هر كدام را بخوانيد( ذات پاكش يكى است) براى او نامهاى نيكو است. همچنین خداوند فرموده است: «وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ»‏؛[4]  پروردگار شما گفته است مرا بخوانيد تا( دعاى) شما را اجابت كنم، كسانى كه از عبادت من تكبّر مى‏ ورزند بزودى با ذلّت وارد دوزخ مى‏شوند.

نعمان بن بشير از پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم  روايت كرده كه فرموده است: «دعا عبادت است سپس آيه: ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ‏ را قرائت كرد.»[5] و نيز فرموده است: «دعا مغز عبادت است.»[6]

و نيز: «بنده در دعايش يكى از سه چيز را به دست مى‏ آورد، يا گناهى از او آمرزيده مى‏شود. يا خيرى در حال به او مى‏رسد و يا خيرى براى او ذخيره مى‏ گردد.»[7] و نيز: «از خداوند و فضل او بخواهيد، چه خدا دوست دارد كه از او بخواهند، و بهترين عبادت انتظار فرج است.»[8] مى‏گويم: از طريق خاصّه (شيعه) كافى به سند حسن از ابى جعفر امام باقر علیه السلام  روايت كرده است: «خداوند مى‏فرمايد: إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ‏، مراد از آن دعاست. و دعا بهترين عبادت است. عرض كردم: إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ‏. فرمود: أوّاه بسيار دعاكننده است.»[9] و نيز به سند موثّق روايت شده كه از آن حضرت پرسيدند كدام عبادت افضل است؟ فرمود: «هيچ چيزى نزد خدا افضل از آن نيست كه از او بخواهند و از آنچه نزد اوست درخواست كنند و مبغوض‏ترين مردم نزد خداوند كسى است كه از بندگى او تكبّر ورزد و از آنچه نزد اوست نخواهد.»[10] كافى به سند صحيح از ابى عبد اللّه  علیه السلام روايت كرده كه فرموده است: «بر شما باد به دعا زيرا هيچ چيزى مانند آن شما را به خداوند نزديك نمى‏كند. هيچ حاجت كوچكى را به خاطر كوچكى آن رها نكنيد، و براى آن به درگاه خدا دعا كنيد، زيرا آن كس كه حاجات كوچك به دست اوست همان است كه حاجات بزرگ در اختيار اوست.»[11] و نيز به سند صحيح از ميسر بن عبد العزيز نقل كرده‏اند كه گفته است: «امام صادق  علیه السلام  به من فرمود: اى ميسر دعا كن و مگو كه كار گذشته است (و آنچه مقدّر شده همان مى‏شود) همانا نزد خداى عزّ و جلّ منزلت و مقامى است كه جز به درخواست و مسألت بدان نتوان رسيد، و اگر بنده‏اى دهانش را ببندد و درخواست نكند چيزى به او داده نخواهد شد. پس درخواست كن تا به تو داده شود. اى ميسر هيچ درى نيست كه كوبيده شود جز اين كه اميد آن است كه به روى كوبنده باز شود.»[12] و نيز فرموده است: «هر كس از فضل خداوند درخواست نكند نيازمند مى‏ شود.»[13] و نيز از آن حضرت روايت شده: «امير مؤمنان علیه السلام فرموده است: محبوب‏ترين اعمال در زمين نزد خداوند دعاست، و بهترين عبادت عفاف و پرهيزگارى است، فرمود: امير مؤمنان علیه السلام مردى بود كه بسيار دعا مى‏كرد.»[14] و نيز از آن حضرت نقل شده است: «پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم  فرموده: دعا سلاح مؤمن، ستون دين و نور آسمانها و زمين است.»[15] و به همين سند از امام صادق علیه السلام روايت شده كه امير مؤمنان علیه السلام فرموده است: «دعا كليد نجات و وسيله رستگارى است. بهترين دعا آن است كه از سينه ‏اى پاك و دلى پرهيزگار برآيد، و آن سبب نجات در مناجات است و با اخلاص خلاصى حاصل مى‏ شود، و هنگامى كه فزع و بى‏تابى سخت شود مفزع و پناهگاه خداوند است.»[16] و نيز از آن حضرت روايت شده: «دعا قضاى الهى را كه مبرم و محكم شده برمى‏ گرداند، پس بسيار دعا كن، زيرا آن كليد هر رحمت و پيروزى در هر حاجت است، و به آنچه نزد خداوند متعال است جز به وسيله دعا نمى‏ توان رسيد، هيچ درى بسيار كوبيده نمى ‏شود جز آن كه اميد است باز شود.»[17] و نيز از آن حضرت نقل شده كه امير مؤمنان علیه السلام  فرموده است: «دعا سپر مؤمن است، و هرگاه درى را زياد بكوبى آن در به رويت باز مى‏شود.»[18] و نيز امام صادق  علیه السلام  فرموده است: «دعا از نيزه آهنين نافذتر است.»[19]

به سند حسن از عمر بن يزيد نقل شده كه گفته است: از ابى الحسن موسى بن جعفر علیه السلام  شنيدم كه مى‏ فرمود: «دعا آنچه را مقدّر شده و آنچه را مقدّر نشده برمى‏ گرداند، عرض كردم: مقدّر شده را دانسته‏ام، مقدر نشده كدام است. فرمود: تا اين كه واقع نشود.»[20] در خبر صحيح از ابى ولّاد آمده كه امام موسى بن جعفر علیه السلام  فرموده است: «بر شما باد به دعا، زيرا دعا به درگاه خدا و خواستن از او بلايى را كه مقدّر و بدان حكم شده و تنها اجراى آن باقى مانده است دور مى‏گرداند، از اين رو چون به درگاه خداوند دعا و از او خواسته شود يكباره بلا را برمى‏ گرداند.»[21] در كافى از ابى ولّاد از آن حضرت روايت شده كه فرموده است: «هيچ بلايى بر بنده مؤمن نازل نمى‏ شود كه خداوند به او الهام دعا كند جز اين كه آن بلا بزودى برطرف مى ‏شود؛ و هيچ بلايى بر بنده مؤمن نازل نمى‏ گردد كه از دعا كردن خوددارى كند جز اين كه آن بلا طولانى خواهد بود، پس هرگاه بلا نازل شد بر شماست كه به درگاه خداوند دعا و زارى كنيد.»[22] در خبر حسن از ابى عبد اللّه علیه السلام روايت شده كه فرموده است: «آيا بلاى طولانى از غير طولانى را مى ‏شناسيد؟» عرض كرديم: نه، فرمود: «هرگاه يكى از شما به هنگام بلا ملهم به دعا شد بدانيد آن بلا كوتاه است.»[23] از آن حضرت روايت است: «بر شما باد به دعا كردن، زيرا در دعا شفاى هر دردى است.»[24] و اخبار در فضيلت دعا بيش از آن است كه بشمار آيد.[25]

منبع: راه روشن؛ ترجمه المحجة البيضاء فى تهذيب الإحياء، ج‏2.

[1] . بقره/ 185.

[2] . اعراف/ 55.

[3] . اسراء/ 110.

[4] .مؤمن/ 63.

[5] . احمد بن حنبل: ترمذى، نسائى، ابو داود و ابن ماجه همگى از نعمان بن بشير، مشكاة المصابيح ص 149.

[6] . ترمذى، ج 12، ص 266 از حديث انس، اين كه دعا داراى چنين منزلتى است بدين سبب است كه حقيقت عبادت خضوع و تذلّل در برابر حقّ تعالى است و اين امر در دعا بطور كامل حاصل است.

[7] . الفردوس ديلمى از حديث انس، المغنى.

[8] . ترمذى، ج 13، ص 77 از حديث ابن مسعود به سند صحيح.

[9] . همان مأخذ، ج 2، ص 466، شماره 1.

[10] . همان مأخذ، ج 2، ص 466، شماره 2.

[11] . همان مأخذ، ج 2، ص 467، شماره 6.

[12] .همان مأخذ، ج 2، ص 466، شماره 3.

[13] . همان مأخذ، ج 2، ص 467، شماره 4 و 8.

[14] . همان مأخذ، ج 2، ص 467، شماره 4 و 8.

[15] . كافى، ج 2، ص 468، شماره 1 و 2.

[16] . كافى، ج 2، ص 468، شماره 1 و 2.

[17] . همان مأخذ، ج 2، ص 470، شماره 7.

[18] . همان مأخذ، ج 2، ص 468، شماره 4.

[19]. همان مأخذ، ج 2، ص 469، شماره 7 و 2.

[20] . همان مأخذ، ج 2، ص 469، شماره 7 و 2.

[21] .همان مأخذ، ج 2، ص 470، شماره 8.

[22] . كافى، ج 2، ص 471، شماره 2 و 1.

[23] . همان مأخذ.

[24] . همان مأخذ، ج 2، ص 470، شماره 1.

[25] فيض كاشانى، محمد بن شاه مرتضى، راه روشن: ترجمه كتاب المحجة البيضاء في تهذيب الإحياء، ج2، ص393، آستان قدس رضوى، بنياد پژوهشهاى اسلامى – مشهد مقدس (ايران)، چ 1، 1372 ش.