پرسمان مهدویت

۱. مهدویت شخصیه و نوعیه چیست؟

در باب مهدویت عقیده مذهب شیعه این است که مهدویت خاصه، صحیح و مقبول است و به تعبیر دیگر آنچه مورد پذیرش است مهدویت شخصیه است نه مهدویت نوعیه.

اما برخی از صوفیه و عرفا قائل به مهدویت نوعیه بوده یا هستند. به این معنا که عقیده دارند در هر عصر و دوره ای باید یک مهدی وجود داشته باشد که ویژگی ها و خواص مهدویت و هادویت را داشته باشد و می گویند هیچ عصری خالی از یک مهدی هادی نیست و ضرورتی هم ندارد که مشخص شود از نسل چه کسی است و چه خصائصی را داراست؟ این عقیده بعضی صوفیه و عرفا است که البته از نظر ما نامفهوم بلکه مردود است. عقیده مبرهن و مستدل مذهب شیعه آن است که مهدویت، مهدویت شخصیه است، یعنی یک فرد است که مهدی این امت و موعود امت ها و ملت هاست و ابعاد و ویژگی های او مشخص است. خانواده، پدر و مادر، محل ولادت و غائب شدن و نشانه های ظهور و حتی خصوصیات جسمی او و در یک کلام همه ابعاد مربوط به او اعلام شده است و با این مشخصات و ویژگی های ذکر شده، ما فقط یک مهدی را قبول داریم. آری یک فرد به عنوان مهدی است که واجد و جامع تمامی این خصائص و ویژگی ها و نشانه هاست.

برای آنکه مفهوم مهدویت نوعیه مقداری روشن تر شود، به اشعاری از ملای رومی درباره امام حی غائب دقت کنید که می گوید هر دوری یک ولی دارد ولی ما معتقدیم که در تمام ادوار و اعصار تنها و تنها یک ولی هست.

پس به هر دوری ولیی قائم است

تا قیامت آزمایش دائم است

هر کرا خوی نکو باشد برست

هرکسی کوشیشه دل باشد شکست

پس امام حی قائم آن ولی است

خواه از نسل عمر، خواه از علی است

مهدی و هادی وی است ای راه جو

هم نهان و هم نشسته پیش رو

این که در ابیات بالا ملاحظه می نمایید مفاد مهدویت نوعیه است. ما قائل هستیم که این ادعا هیچ دلیل و برهانی در مقام اثبات ندارد؛ بلکه تمامی ادله مهدویت شخصیه و خاصه به گونه ای است که هر نوع مهدویت دیگری را نفی می کند و مهدویت شخصیه خاصه را با همان ابعاد و جزئیات و شرایط و صفات و علاماتی که بیان داشتیم؛ اثبات می نماید. پس اگر در مطالعات و بررسی ها پیرامون امام زمان، (علیه السلام)، مهدویت نوعیه به بیان فوق یا هر بیان دیگر ارایه و مطرح شد باید توجه داشت که این نظر و عقیده اصیل و پذیرفته شده شیعه امامیه نیست بلکه دیدگاه مذهب شیعه همان مهدویت خاصه شخصیه است که به آن معتقدیم.

۲. آیا ذکر نام امام زمان(عج) به طور صریح جایز است؟

در بعضی روایات وارد شده که نباید صریحا اسم امام زمان، (علیه السلام)، را بیان کنیم بلکه باید بگوییم (م ح م د) در روایتی آمده است: «لا یحل لکم ذکره باسمه»

بنابراین اصلا ذکر نام حضرت، مباح نیست. بعضی از اعاظم و علمای دین مستقلاً در این موضوع کتاب نوشته اند. شیخ حر عاملی در این مسئله کتاب مستقلی تألیف نموده است. مرحوم میرداماد کتاب مستقلی در این مسئله به نام «شرعه التسمیه» تألیف و بر حرمت ذکر نام اصلی امام زمان، (علیه السلام)، استدلال کرده است.

شیخ صدوق که متخصص و استاد جمع روایات مربوط به امام زمان، (علیه السلام)، است در کمال الدین می فرماید: «والذی اذهب الیه ما روی فی النهی من التسمیه» آنچه من به آن مایل شده ام روایاتی است که در آنها از تسمیه نهی شده است.

درباره فتوا به حرمت ذکر نام صریح امام زمان(علیه السلام)، معتقدان به این رای چون شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ طبرسی، سید اسماعیل عقیلی مولف «کفایه الموحدین»، میرداماد، علامه مجلسی، محدث نوری… هر کدام به گونه ای به حرمت فتوا داده و آن را به زمان خاص و یا با شرایط مخصوص مقید نموده و برداشت های گوناگونی از روایات مربوطه نجم الثاقب تألیف محدث نوری و دیگر مصادر مربوطه از مشروح مباحث و مطالب آگاهی حاصل نمود. لکن الان قول دیگری حاکم است و آن اینکه هیچ یک از مراجع معظم تقلید ما ذکر نام امام زمان(علیه السلام)، را حرام نمی دانند زیرا روایاتی را که در این خصوص صادر شده ناظر به زمان تقیه می دانند و استدلال می نمایند که در روایات مربوطه به امام زمان(علیه السلام)، بیان شده که نام و کنیه آن حضرت، نام و کنیه پیامبر(صلی الله وعلیه وآله)، است. خوب وقتی بنا باشد کنیه پیامبر درباره ایشان علناً مطرح باشد؛ نام پیامبر نیز علنا در مورد ایشان مطرح شود، این زمینه ای می شد برای اینکه دشمنان، حضرت مهدی(ع) را شناسایی کرده و جان ایشان را مورد خطر و تهدید قرار دهند و این مربوط به زمان تقیه و خطر بوده است. پس توجه می شود که این مسئله از مسائلی است که به تعبیر امام راحل(قدس سره)، شرایط زمان و مکان به عنوان عناصر مؤثری در اجتهاد دخالت دارد و تاثیر می گذارد. برداشت و استنباط فقهای ما این است که این روایات ناظر به زمان تقیه است یعنی زمانی که خلفای عباسی با شدت هر چه تمامتر از همه احتمالات و اخبار برای ردیابی امام زمان(علیه السلام)، استفاده می کردند تا آن حضرت را یافته و نابود نمایند. اما الان آن تقیه وجود ندارد آن حرکت هم منتفی است. بنابراین ذکر نام امام زمان(علیه السلام) «حرمت مادامی» است یعنی مادامی که تقیه حاکم بوده ذکر نام صریح امام(علیه السلام) حرام بوده است اما وقتی تقیه مرتفع شد حرمت هم مرتقع می شود.

در این میان بعضی از بزرگان بین دو قول مطرح در این مسئله جمع کرده اند و گفته اند به استناد بعضی از روایات ذکر نام صریح حضرت، (علیه السلام)، در ملاء عام و محافل و مجالس جائز نیست اما در غیر این موارد، بیان نام امام زمان، (علیه السلام)، اشکال ندارد. کما اینکه شیخ مفید در ارشاد و محدث نوری در النجم الثاقب و شیخ صدوق دراعتقادات نام شریف آن حضرت را ذکر کرده اند و چنانکه گفته شد تفصیل و تشریح موضوع را باید از مدارک و مصادر خاصه به دست آورد.

۳. آیا برخاستن هنگام ذکر نام امام زمان (علیه السلام) واجب است؟

مدرکی که برای این مسئله وجود دارد یکی روایتی است مشتمل بر داستان سفر «دعبل بن علی خزاعی» به خراسان و تشرف وی به محضر حضرت رضا(علیه السلام)، که دعبل در آنجا قصیده ای را که برای ائمه اطهار(علیهم السلام) سروده خدمت حضرت رضا(علیه السلام)، مطرح می کند تا آنجا که در شعر خود به نام حضرت صاحب الامر(علیه السلام)، می رسد، امام هشتم(علیه السلام) با شنیدن نام مبارک حضرت صاحب الامر(علیه السلام)، از جای خود برخاسته قیام می فرماید و دست بر روی سرگذارده و می فرماید: «اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه»

چنانکه در روایت دیگری نیز آمده است که روزی محضر حضرت صادق(علیه السلام)، نام حضرت صاحب الامر(علیه السلام)، برده شد، امام ششم(علیه السلام) به منظور تعظیم و احترام نام آن حضرت از جای برخاسته قیام فرمود. بدیهی است عملکرد دو امام بزرگوار حضرت صادق و حضرت رضا، (علیهماالسلام)، برای همیشه سند و حجت بوده و حداقل مراتب آن اثبات استحباب شرعی است و چنانچه در سند روایت ضعفی هم وجود داشته باشد اولاً: می توان سیره مستمره شیعه را که از سوی علمای اعلام و جامعه مؤمنین همیشه وجود داشته است جبران کننده این ضعف اصطلاحی دانست. ثانیاً: طبق قاعده علمی متداول میان فقها و اصولیان، این مورد را در کلیت روایات «من بلغ» قرار داد. توضیح مطلب آنکه چنانچه سند روایتی یک مسئله مستحب و یا مکروه ثابت و مستند و واجد شرایط حجیت باشد که در این صورت عمل نخست را به عنوان یک موضوع مستحب و شرعی قطعی می توان به جا آورد و عمل دوم را به عنوان یک مکروه قطعی شرعی ترک نمود. اما در جایی که سند روایتی دارای ضعف باشد و برخوردار از شرایط حجیت خبر نباشد؛ در این صورت با پشتوانه اخبار و روایات متعددی که می گویند: «من بلغه شی ء من الثواب…»

یعنی هر کس که ثوابی را بر عملی مطلع شد و به امید آن ثواب عمل مورد نظر را انجام داد؛ البته ثواب و اجر آن عمل را خواهد دید هر چند ثواب آن عمل واقعا از طرف پیامبر(صلی الله علیه وآله)، یا ائمه اطهار(علیهم السلام)، صادرنگردیده باشد. البته تفاوت این موارد با استحباب و کراهت قطعی الصدور آن است که در اینجا باید عمل مورد بحث را به قصد رجاء و امید اینکه شرعا مطلوب است انجام داد نه به عنوان یک مستحب قطعی و عمل مکروه را به قصد رجاء و امید اینکه مورد کراهت شارع اسلام است ترک نمود نه به نیت یک مکروه قطعی.

آیا استحباب برخاستن هنگام شنیدن نام مبارک امام عصر(علیه السلام)، شامل هر کدام از نام های آن حضرت است یا منحصر به کلمه «قائم آل محمد» است؟ این نیز مورد بحث و گفتگو میان بزرگان علم و دین است که با مراجعه به مصادر مربوطه روشن و استفاده می گردد.

۴. آیا امام زمان(علیه السلام) همسر و فرزند دارد؟

البته در اطراف این سئوال پرسش های دیگری هم مطرح است که اگر امام ازدواج نکرده است چگونه سنت پیامبر(ص) را ترک نموده؟ و اگر ازدواج کرده آیا اولاد دارد یا خیر؟ و اگر اولاد دارد آنها کجا هستند؟ و اگراولاد ندارد آیا همسر ایشان نازاست یا خیر؟ و اگر فوت کرده اند کی و کجا بوده و اگر زنده اند آیا آنها نیز همانند خود حضرت طول عمر دارند یا خیر؟ و سئوالهای پیوسته و سلسله وار که در این خصوص مطرح می شود. لکن حق مطلب این است که هیچ دلیلی برهمسر و اولاد داشتن امام زمان(علیه السلام) نیست، بلکه احیاناً دلیل بر نفی آن هم در شرایط فعلی وجود دارد. اما در رابطه با اینکه ازدواج سنت نبوی(صلی الله علیه وآله)، است به احتمال عقلی دو مسئله مطرح است یکی اینکه بگوییم ازدواج فی نفسه سنتی است از سنن پیامبر(صلی الله علیه وآله) هر چند هیچ مسئله ای هم به دنبال آن نباشد «ان من سنتی النکاح» ولی معلوم نیست که این صورت صحیح باشد. لذا احتمال دوم مطرح می گردد زیرا روایات دیگری ناظر بر این هستند که انسان ازدواج کند و بچه دار شود تا نسل مبارک اسلام فزونی یافته و زیاد شود «تثقل الارض بلااله الاالله» که البته این که در روایات آمده چیز واجبی نیست زیرا اگر ضرورت جامعه اسلامی و نیازهای قطعی عالم ایجاب کند که امام زمان(علیه السلام) تنها زندگی کند؛ دیگر عنوان سنت، پیامبر به هرمعنا باشد، هر چند به صورت مقطعی،منتفی خواهد بود و بحث اهم و مهم مطرح است که سنت پیامبر(صلی الله علیه وآله) برای مصالح عامه و جامعه اسلامی ترک شده و این اشکالی ندارد. البته بحث ما در وجود همسر و فرزندان بر امام زمان(علیه السلام)، قبل از ظهور است و گر نه ما بر وجود همسر و فرزند برای حضرت صاحب الامر(علیه السلام)، بعد از ظهور دلائلی داریم.

برای این ادعا که امام زمان(علیه السلام)، قبل از ظهور، همسر وفرزندانی دارد به روایتی که از حضرت صادق(علیه السلام) نقل شده است استدلال شده که فرمودند: «لایطلع علی موضعه احد من ولده و لاغیره؛ مطلع نیست بر مکان امام زمان(علیه السلام) در ایام غیبت هیچ کس نه از اولاد امام و نه غیر اولاد مگر غلامی که متصدی کارهای آن حضرت است و فقط او ازمحل امام مطلع است.»

پس معلوم می شود که امام زمان(علیه السلام) اولاد دارد و وقتی فرزند داشت قطعاهمسر هم دارد. لکن مرحوم نعمانی که از اجله علمای اسلام است در کتاب «الغیبه» خود روایت را «من ولیه» نقل کرده نه «من ولده» یعنی هیچ کس نه دوست نه غیر دوست بر جایگاه امام زمان(علیه السلام) مطلع نیست مگر خدمتکاری که متصدی کارهای آن حضرت است.

با نقلی که مرحوم نعمانی آورده است نمی توان به نقل شیخ طوسی استدلال کرد؛ زیرا «اذاجاء الاحتمال بطل الاستدلال» و به نظر می آید کلمه «ولی» هم بهتر است چون با کلمه مولی که در انتهای روایت آمده سازگارتر است.

سیدبن طاووس، در «جمال الاسبوع» که اعمال هفته از شنبه تا جمعه را با مستحبات و زیارات و اعمال ذکر نموده از حضرت رضا(علیه السلام) زیارتی نقل می کند که حضرت فرموده است: «این زیارت را برای امام زمان(علیه السلام) بخوانید». در فقره ای از این زیارت آمده است: «اللهم اعطه فی نفسه و اهله وولده و ذریته و امته و جمیع رعیته ما تقر عینه و تسر به نفسه؛ خدایا به امام زمان(علیه السلام)، درمورد خودش، خانواده و اولاد، و ذریه و امت و رعایایش آن قدر عطا فرما که چشمش روشن و دلش شادمان گردد.

بنابراین زیارت، امام زمان(علیه السلام)، نه فقط اولاد بلکه ذریه هم دارد. اما به این زیارت نامه دو اشکال وارد شده است. یکی اشکال سندی که سندش ضعیف است و از اعتبار کافی برخوردار نیست و دیگر اینکه نظارتی به این مطلب که اهل و ذریه آن حضرت مربوط به دوران غیبت باشند ندارد بلکه شاید مربوط به دوران ظهور و حضور آن بزرگوارباشند.

سیدبن طاووس همچنین از امام هشتم(علیه السلام)، زیارت دیگری برای امام زمان(علیه السلام)، نقل کرده که در فقره ای از آن آمده است: «اللهم صل علی ولاه عهده والائمه من ولده»

اما باید توجه داشت که در این مورد نیز دو نقل وجود دارد یکی «الائمه من ولده» و دیگری «الائمه من بعده» و چون دو نقل محتمل هستند به هیچ کدام نمی توان بر مدعا استدلال کرد. البته ما می دانیم که بعد از امام زمان(علیه السلام)، ائمه ای وجود ندارد، حال یا فقها، یعنی نواب عام امام زمان(علیه السلام) منظور هستند که به قرینه کلمه «ولاه عهده» دارای مقام ولایت می باشند یا مطلب دیگری مورد نظراست لکن به هر حال با وجود دو نقل نمی توان به طور قطع به هیچ کدام استدلال و استناد کرد.

علامه مجلسی در بحارالانوار از امام صادق(علیه السلام)، درباره حضرت صاحب الامر(علیه السلام) روایتی نقل می کند که فرمودند: «کانی اری نزول القائم فی مسجد السهله باهله و عیاله.»

این روایت هم سوای اشکال سندی نظارت به تشریف فرمایی و ظهور حضرت دارد چون نزول درمسجد سهله را بیان می فرمایدبنابراین نمی توان از آن دلالت برزمان غیبت رابرداشت کرد.

روایت دیگری که بسیار جالب است و مسعودی که شیعیان و سنیان قبولش دارند آن را نقل کرده چنین است که می گوید: «علی بن حمزه» «وابن السراج» و «ابن ابی سعید» خدمت حضرت رضا(علیه السلام) مشرف شدند. علی بن حمزه می گوید: «عرض کردم یابن رسول الله ما از زبان شما برای شیعیان نقل کرده ایم که هیچ امامی ازدنیا نمی رود مگر اینکه فرزند خود را می بیند.» که ملاحظه می کنید این فقره روایت شامل امام زمان(علیه السلام)، هم می شود لکن این را هم جواب داده اند که این ناظر به وقت شهادت یافوت امام، علیه السلام، است پس این روایت نیز به اعتبار شمول و صدق برامام زمان(علیه السلام) ناظر به بعد ازظهور آن حضرت و قبل از شهادت ایشان است، و جالب این است که وقتی علی بن حمزه این را عرض می کند امام هشتم(علیه السلام) می فرماید: اضافه کردید الا امام زمان که معلوم می شود امام زمان(علیه السلام)، درهنگام شهادت یا فرزند ندارد یا اگردارد در آن وقت حضور ندارند.

به هر صورت از مجموع روایات ذکر شده هیچ دلیلی بر اینکه الان امام زمان(علیه السلام)، زن و فرزندداشته باشد نداریم. ظاهرا اولین کسی که صریحا به این مطلب متعرض شده مرحوم آیت الله شیخ محمد تقی شوشتری(قدس سره)، است که در بعضی تألیفاتش نوشته است امام زمان(علیه السلام)، بعد از ظهور اگر مجالی باشد ازدواج می کند اما در دوره غیبت هیچ دلیلی برانجام این مسئله نداریم.

پی نوشت:

*. استاد درس خارج فقه و اصول و نماینده محترم مجلس خبرگان رهبری از استان خوزستان.

۱. در این رابطه به کتاب مولوی نامه تالیف مرحوم جلال الدین همائی، ج دوم، صفحات ۸۵۰ تا۸۴۳ و ۹۰۱ تا۸۹۷ مراجعه شود که این عقیده را به گروهی از عرفاو صوفیه از جمله محیی الدین و مولوی نسبت داده و می گوید: این عقیده با مهدویت شخصیه منافاتی ندارد زیرا همان گروه از عارفان و صوفیان در عین حال به وجود امام عصر(علیه السلام) که همان مهدی موعود باشد نیز اعتقاد جازم دارند که در کلمات و تالیفات آنان موجود است. در کتاب یاد شده مهدی نوعی را به گونه ای تفسیر می نماید که با صرف نظر از مرحله ثبوت اما در مرحله اثبات، اقامه برهان بر آن ممتنع نباشد لکن بسی مشکل است.

۲. مثنوی معنوی، تصحیح نیکلسون، ص ۲۳۹.

۳. روایت از امام حسن عسکری، (علیه السلام)، در کتاب شریف کافی، ج ۱، ص ۳۳۲; همچنین کمال الدین، صدوق، ج ۲، باب ۵۶، ص ۶۴۸، نقل شده است. همچنین در کمال الدین، ج ۲، ص ۳۳۳، باب ۳۳، حدیث ۱، از امام صادق(علیه السلام) روایتی نقل شده که پیرامون حضرت مهدی(علیه السلام) فرمودند: «یغیب عنکم شخصه ولایحل لکم تسمیته.»

۴. مرحوم علامه شیخ آقابزرگ طهرانی در کتاب ارزشمند «الذریعه الی تصانیف الشیعه» از حدود ده رساله در این خصوص یاد نموده است.

۵. علامه محقق شیخ محمد بن الحسن الحرالعاملی کتابی به نام کشف التعیمه فی حکم التسمیه نوشته که در واقع جواب رساله میرداماداست و در آن جواز تسمیه رااثبات کرده است.

۶. سید محمدباقرحسینی استرآبادی مشهور به میرداماد در کتاب شرعه التسمیه بیست روایت را که به نظر وی دلالت بر حرمت ذکر نام امام زمان (عج) دارند بیان نموده است. صاحب کفایه المهتدی که نزد میرداماد تلمذ نموده می نویسد: مدتی فیمابین میرداماد و شیخ بهایی، علیهماالرحمه، بر سر جوار تسسمیه وحرمت آن در زمان غیبت مناظره روی نموده و لهذا میرداماد کتاب مذکور راتالیف نمود.

۷. کمال الدین و تمام النعمه، ص ۳۰۷.

۸. محمد تقی موسوی اصفهانی، مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم، ج ۲، ص ۱۳۶ -۱۰۹،۱۸. میرزاحسین نوری طبرسی، النجم الثاقب فی الاحوال الامام الغائب .

۹. صحیفه نور، ج ۲۱، ص ۹۸ حضرت امام(قدس سره)، می فرمایند: زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند.

۱۰. شیخ مفید، الارشادفی معرفه حجج الله علی العباد، ج ۲، صص ۳۴۳-۳۴۲.

۱۱. النجم الثاقب، ص ۵۸.

۱۲. شیخ صدوق در کتاب «اعتقادات» ص ۹۵-۹۳ می فرماید: «و نعتقد حجه الله فی ارضه و خلیفه علی عباده و هو القائم المنتظر،محمد بن الحسن بن علی بن محمد…»

۱۳. منتخب الاثر، ص ۵۰۶ و ۵۰۸ به نقل از کتاب «مرآه الکمال» علامه مامقانی و «الزم الناصب» شیخ علی یزدی حائری و «النجم الثاقب» تالیف محدث نوری.

۱۴. مکیال المکارم، ج ۲، صص ۱۷۲-۱۷۱ به نقل از النجم الثاقب، محدث نوری، ص ۵۲۳ و خود نویسنده دانشمند کتاب «مکیال المکارم» میگوید: سیره و روش مذهب شیعه دوازده امامی بر این سنت حسنه جاری است.

۱۵. به کتب علم اصول مانند رسائل شیخ انصاری و… و کتب روایات مانند بحارالانوار، وسائل الشیعه و… مراجعه شود.

۱۶. مکارم الاخلاق تالیف شیخ جلیل حسن بن الفضل الطبرسی، ص ۱۹۶.

۱۷. همان، ص ۱۹۶.

۱۸. عن المفضل بن عمر قال: سمعت اباعبدالله،علیه السلام، یقول: ان لصاحب هذاالامرغیبتین.احاهماتطول حتی یقول بعضهم مات و یقول بعضهم قتل و یقول بعضهم ذهب، حتی لایبقی علی امره من اصحابه الانفریسیر، لایطلع علی موضعه احد من ولده ولاغیره الا المولی الذی یلی امره. شیخ طوسی، «کتاب الغیبه» ص ۱۶۱ – ۱۶۲ و نیز «بحارالانوار» ج ۵۲، ص ۱۵۳.

۱۹. «… لایطلع علی موضعه احد من ولی و لاغیره الاالمولی یلی امره»، کتاب الغیبه، ص ۱۱۴، ح ۱.

۲۰. مکیال المکارم، ج ۲، ص ۷۳، به نقل از جمال الاسبوع، سید ابن طاووس، ص ۵۰۶.

۲۱. همان، ص ۷۶ به نقل از جمال الاسبوع.

۲۲. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۱۷.

۲۳. مسعودی، اثبات الوصیه، ص ۲۰۱.

۲۴. ضروری است به کتاب نفیس و تحقیقی تاریخ النبی والال، علامه تستری، صفحات ۱۱۲ و۱۳۴ تا ۱۳۱ مراجعه شود.

منبع :معارف – مرداد و شهریور ۱۳۸۹ – شماره ۷۸ –

فضایل و کرامات امام زمان (عج)

گوشه ای از فضایل و کرامات امام زمان (عج)را بیان کنید؟

امام زمان(علیه السلام) فرزند امام حسن عسکری (علیهم السّلام)می باشد که اکنون در غیبت کبری به سر می‎برد وحجت خدا بر بندگان در زمین می‎باشد که در ذیل به برخی از فضائل و کرامات ایشان اشاره می‎شود:

الف: فضایل:

۱. آن حضرت دارای بهترین و شریفترین نسب هاست .از طرف مادر به وصی حضرت عیسی(علیه السلام)، شمعون و از طرف پدر به پیامبر خاتم حضرت محمد ( صلّی الله علیه و آله ) منسوب می‎باشد.
۲. از فضایل دیگر آن حضرت اینکه: آن حضرت را در روز ولادتش به سرا پرده عرش بردند و از جانب خداوند به او خطاب شد: مرحبا به تو ای بنده من!  برای نصرت دین واظهار امر من و هدایت بندگان من خواهی بود و من قسم خوردم بخاطر تو بیامرزم بندگان گناهکار را و به خاطر تو گناهکاران را عذاب کنم (معیار رحمت و خشم خدائی).[۱]
۳. امام زمان (عج) بنا به تصریح ۴۸ حدیث همنام و هم کنیه پیامبر اسلام ( صلّی الله علیه و آله ) و همچنین شبیه‎ترین مردم به آن حضرت می‎باشد و برکات زمین و آسمان در عصر آن حضرت فراوان می‎شود.[۲]
۴. آیات متعددی از قرآن کریم در رابطه با آن حضرت نازل شده[۳]  از جمله ایه ۵۵ سوره نور که می‎فرماید: و خدا به کسانی که از شما ایمان آورد و نیکوکار گردد وعده فرمود که (در ظهور امام زمان (عج))  در زمین خلافت دهد چنانکه امم صالح پیامبران گذشته جانشین پیشینیان خود شدند و دین پسندیده آنان را بر همه ادیان تمکین عطا کند و به همه مؤمنان پس از خوف و اندیشه از دشمنان ایمنی کامل دهد که مرا به یگانگی بی‏هیچ شائبه شرک و ریا پرستش کنند و بعد از آن هر که کافر شود به حقیقت همان فاسقان تبهکارند.[۴] همچنین آیه ۵ سوره قصص که می‎فرماید: ما اراده کردیم که بر آن طایفه ضعیف ذلیل در آن سرزمین منت گذارده و آنها را پیشوایان خلق قرار دهیم و وارث ملک و جانشین فرعونیان گردانیم.[۵]

ب: کرامات:

۱. نقل است که حکیمه خاتون ،عمه امام حسن عسکری(علیه السلام) گفت: وقت ولادت امام زمان (عج) سوره توحید، قدر و آیه  الکرسی را بر نرجس خاتون قرائت می‎کردم، نوزاد هنوز به دنیا نیامده بود و در شکم مادرش بود که شنیدم بعد از خواندن من سوره‎های مذکور را قرائت نمود و بعد از تولد روبه قبله و در حال سجده پدرش او را برداشت و گفت: به اذن خدا قرآن بخوان و نوزاد آیات ۵ و ۶ سوره قصص را قرائت نمود و صلوات بر محمد و علی و فاطمه و تک‎تک ائمه فرستاد و در بازوی راستش نوشته شده بود:[۶] «جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقاً»[۷] یعنی حق آمد و باطل رفت بدرستیکه باطل از بین رفتنی است.
۲. نصیر خادم امام حسن عسکری(علیه السلام) نقل می‎کند: روزی خدمت امام (علیه السلام) وارد شدم و حضرت حجت در گهواره بود و شنیدم که می‎گفت: من آخرین وصی پیامبر(ص) هستم و توسط من خداوند بلا را از خاندان من و شیعیان من دفع می‎کند.[۸]
۳. از محمد بن ابراهیم بن مهزیار نقل است که گفت: بعد از رحلت امام حسن عسکری (ع ) در شناخت امام بعدی به شک افتادم و نزد پدرم اموال (وجوهات) فراوانی بود و پدرم آنها را برداشته راهی عراق شد و من هم همراهش بودم که در بین راه پدرم از دنیا رفت و مرا سفارش کرد که اموال را به صاحبش برسانم. من با خود گفتم می‎روم بغداد و کسی را خبر نمی‎کنم اگر امام بحق را شناختم اموال را تحویل می‎دهم و اگر نشناختم خودم اموال را صرف خوش گذرانی می‎کنم و با این نیت وارد بغداد شدم و خانه‎ای کرایه کردم بعد از چند روز ناگاه فرستاده‎ای دیدم که با خود نامه‎ای همراه خود آورد و تحویلم داد آن را باز کرده خواندم نوشته بود: ای محمد همراه تو این مقدار از اموال ما وجود دارد و آدرس دقیق آنها را نوشته بود و حتی از قصد و نظر من هم خبر داده بود آنچه را هم نمی‎دانستم برای من نوشته بود. پس از آن اموال را تسلیم نموده و با حال اندوه و غم چند روزی را در بغداد سپری کردم تا اینکه فرستاده‎ای آمد و نامه‎ای به من داد که در آن نوشته بود: ما تو را جانشین پدرت نمودیم و تو را وکیل در اموال خود نمودیم سپس من هم حمد خدا را گفتم و به ولایت خود برگشتم.[۹]
۴. مردی از اهالی عراق اموال فراوانی خدمت امام زمان (عج) برد، حضرت قسمتی از آن را برگرداند و فرمود: حق اقوام خود را از آن جدا کرده و پرداخت کن و من هم از بدهی خود نسبت به پسر عموهایم چیزی به کسی نگفته بودم وقتی که مال را مشاهده کردم دیدم همان مقدار است که از اموال پسر عموهایم همراه من بود.[۱۰]
۵. از ابوعلی بغدادی نقل است که گفت: من در بخارا بودم شخصی بنام «جاوشیر» ده قطعه طلا به من داد تا آنها را خدمت حسین بن روح. نائب امام، در بغداد برسانم در بین راه یکی از طلاها گم شد و من متوجه نشدم ولی بعد از ورود به بغداد وقتی که خواستم طلاها را آماده کنم تا به خدمت نائب امام بدهم متوجه شدم که یکی از طلاها گم شده است از پول خودم شبیه آن قطعه را خریدم و به ضمیمه طلاهای دیگر خدمت حسین بن روح بردم و همه را تحویل دادم ولی وی همان سکه‎ای را که خودم خریده بودم به من برگرداند و گفت: سکه‎ای که گم کرده‎ بودی به دست ما رسید.[۱۱]

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱. ترجمه منتخب الاثر  ، نویسنده:طف الله صافی گلپایگانی.
۲. سیره پیشوایان،نویسنده:مهدی پیشوائی.

پی نوشت:
[۱] . میرزا حسین طبرسی نوری، نجم الثاقب، قم، جمکران، ۱۳۷۵، ص ۱۴۳،
[۲] . لطف الله صافی گلپایگانی، امامت و مهدویت، قم، انتشارات حضرت معصومه(س)، ۱۳۷۷، ج ۳ ، ص ۶۶.
[۳] . نعمانی، الغیبه، تحقیق: علی اکبر غفاری، تهران، مکتبه صدوق ص ۲۴۰.
[۴] . سوره نور.ایه /۵۵.
[۵] . سوره قصص، آیه /۵.
[۶] . علی بن یونس عاملی، الصراط المستقیم، تحقیق: محمد باقر بهبودی، مکتبه الحیدریه، ج ۲، ص ۲۰۹.
[۷] . سوره اسراء / ۸۱.
[۸] . عاملی پیشین، ص ۲۱۰.
[۹] . کلینی، اصول کافی، ترجمه سید جواد مصطفوی، تهران، انتشارات مجد، ج ۲، ص ۴۵۹ومفید، الارشاد، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ج۲، ص۴۸۹.
[۱۰] . همان، ص ۴۵۷.
[۱۱] . شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، قم انتشارات هجرت، ۱۳۷۳، ج ۲، ص ۷۹۸.

بشارت به ظهور قبل از تولد امام زمان (عج)

آیا پیامبر اکرم ( صلّی الله علیه و آله ) قبل از تولد امام زمان (عج) بشارت به ظهور ان حضرت داده است؟

در روایات متعددی پیامبر اکرم ( صلّی الله علیه و آله ) از ظهور حضرت مهدی (عج)خبر داده و ظهورش را بشارت داده است . نقل این احادیث اختصاص به راویان و محدّثان شیعه ندارد، بلکه محدّثان بزرگ اهل سنّت نیز مانند ابوداود، ترمذی، ابن ماجه، طبرانی، ابوطیلی، بزّاز، احمد بن حنبل، و حاکم نیشابوری،[۱] و… احادیث مربوط به آن حضرت را از طریق گروه بسیاری از صحابه و تابعین در کتاب‌های خویش نقل کرده‌اند.[۲] حتّی تعدادی از دانشمندان اهل سنّت درباره احادیث نبوی در مورد حضرت مهدی(ع) اعتراف به تواتر کرده‌اند. که خبر متواتر هم یقین‌آور است و کذب نیز در آن راه ندارد.[۳] از جمله: گنجی شافعی ،متوفای سال ۶۵۸ هجری قمری، در کتاب البیان فی اخبار صاحب الزمان،
ابن حجر عسقلانی متوفای سال ۸۵۲هجری قمری، در کتاب فتح الباری،[۴]
مؤمن شبلنجی در کتاب نورالابصار،[۵]
شیخ محمد صبّان در کتاب اسعاف الراغبین در حاشیه نورالابصار،[۶]
شیخ منصور علی ناصف در کتاب التاج الجامع و الاصول[۷]و
علامه شوکانی کتابی به خصوص در متواتر بودن اخبار امام زمان(ع) به نام التوضیح فی تواتر ما جاء فی المنتظر و الدجال و المسیح نوشته و در آن کتاب بعد از نقل احادیث مربوط به حضرت مهدی(ع) گفته: همه احادیثی که آوردیم به حد تواتر می‌رسد.[۸] و بالاخره ابن ابی الحدید ادعا کرده که تمام فرق اسلامی اجماع و اتفاق دارند در این‌که عمر دنیا پایان نمی‌پذیرد مگر پس از ظهور مهدی.[۹]
به جهت شهرت این روایات و مسلم بودن این امر نزد مسلمانان در همان قرون اولیه و قبل از تولد حضرت افرادی ادعای مهدویت کرده‌اند و تعداد زیادی از مسلمانان اولیه نیز اطراف آنان جمع شده‌اند… و یا این‌که عدّه‌ای از مسلمانان آنها را مهدی پنداشته‌اند و قائل به مهدی بودن آنان شده‌اند.[۱۰] اکنون ما برای نمونه تعدادی از احادیث نبوی را در این مورد ذکر می‌کنیم. از جمله در سنن ابن ماجه آمده است که رسول خدا ( صلّی الله علیه و آله ) فرمود: «مهدی از ما اهل‌بیت است، خداوند امر او را در یک شب اصلاح خواهد فرمود.»[۱۱] همچنین در سنن ابی داود آمده است که علی ( علیه السّلام ) از رسول خدا(ص) نقل می‌کند که رسول خدا ( صلّی الله علیه و آله ) فرمود: «اگر باقی نمانده باشد از روزگار مگر یک روز هر آینه می‌فرستد خدا مردی از اهل‌بیتم را که جهان را پر از عدل و داد کند چنانچه پر از ستم شده باشد.[۱۲]
ونیز در سنن ابی داود آمده است که ام سلمه می‌گوید: از رسول خدا ( صلّی الله علیه و آله ) شنیدم که فرمود: «مهدی از عترت من و از فرزندان فاطمه می‌باشد.»[۱۳]
همچنین ابن مسعود از رسول خدا ( صلّی الله علیه و آله ) نقل می‌کند که رسول خدا ( صلّی الله علیه و آله ) فرمود: «اگرباقی نمانده باشد از روزگار مگر یک روز، هر آینه طولانی می‌کند خدا آن روز را تا این ‌که بفرستد در آن روز مردی از امّتم و از اهل‌بیتم را که اسمش همانند اسم من است و زمین را پر از عدل و داد کند چنانکه پر از ظلم و جور شده باشد.» . همچنین در صحیح ترمذی آمده است که رسول خدا ( صلّی الله علیه و آله ) فرمود:
«می‌آید مردی از اهل‌بیتم اسم او اسم من است.»[۱۴] . همچنین  از ابی هریره نقل می کند که رسول خدا ( صلّی الله علیه و آله ) فرمود: «اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نماند خداوند آن روز را آن قدر طولانی می‌کند که مهدی ظهور کند.»
همچنین طبرانی از ابن مسعود روایت کرده که پیامبر اکرم ( صلّی الله علیه و آله ) فرمود: «خلفا بعد از من از دوازده نفرند و همه از قریش می‌باشند.»[۱۵] .همچنین حموئی در فرائد السمطین و سید علی همدانی در «موده القربی» از ابن عباس روایت کرده‌اند که رسول خدا ( صلّی الله علیه و آله ) فرمود: «من سرور پیغمبران هستم و علی ابن ابی‌طالب سرور جانشینانم می‌باشد و این‌که جانشینانم دوازده نفرند اول آنها علی ابن ابی‌طالب و آخر آنها قائم می‌باشد.»[۱۶]
این ها نمونه‌ای از روایات نبوی بود که رسول خدا ( صلّی الله علیه و آله ) درباره حضرت مهدی (عج) و ظهور آن حضرت فرموده بودند و کسانی که تمایل دارند منابع بیشتری از روایات را ببینند به کتب ذکر شده در این باب مراجعه کنند.

پی نوشت:
[۱] . منصور علی ناصف،  التاج الجامع و الاصول، قاهره، دار احیاء الکتب العربیه،دوم، ج ۵، ص ۳۱۰ ـ ۳۲۷٫
[۲] . سنن ابی داود، ج ۲، ص ۲۰۷، ابی داود از ابن مسعود نقل می‌کند که رسول خدا ( صلّی الله علیه و آله ) فرمود: اگر باقی نمانده باشد از روزگار مگر یک روز، هر آینه طول می‌دهد خدا آن روز را تا این‌که بفرستد در آن روز مردی از امتم و از اهل‌بیت بیتم که اسمش اسم من است و زمین را پر از عدل و داد می‌کند چنانکه پر از ظلم و جور شده باشد.
[۳] .گنجی شافعی، البیان فی اخبار صاحب الزمان باب ۱۱، تواترت الاخبار و استفاضت بکثره رواتها عن المصطفی فی امر المهدی (منتخب الاثر، ص ۵، پاورقی).
[۴] .ابن حجر، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، بیروت، دارالمعرفه، ج ۶، ص ۳۹۳ ـ ۳۹۴٫
[۵] . نورالابصار، قاهره، مکتبه المشهد الحسینی، ص ۱۷۱٫
[۶] . اسعاف الراغبین، درحاشیه نورالابصار، ص ۱۴۰٫
[۷] .منصور علی ناصف ،همان، قاهره، دار احیاء الکتب العربیه، ،دوم، ج ۵، ص ۳۱۰٫
[۸] . نقل از عایه المأمول فی شرح التاج الجامع للأصول، در حاشیه التاج، قاهره، دار احیاء الکتب العربیه،دوم، ج ۵، ص ۳۲۷٫
[۹] .ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، قاهره، دار احیاء الکتب العربیه، ۱۹۶۰ م، ج ۱۰، ص ۹۶٫
[۱۰] . نوبختی، فرق الشیعه، نجف، المطبعه الحیدریه، ۱۳۵۵ ق، ص ۲۷و شهرستانی الملل و النحل، قم، منشورات الرضی، ج ۱، ص ۱۳۲٫
۱٫ سنن ابن ماجه، جزء ثانی فی باب خروج المهدی، من ابواب الفتن و منتخب کنزل العمال، ج ۶، ص ۳۰٫
[۱۲] . سنن ابی داود، (ط مصر المطبعه التاریخیه)، ج ۲، ص ۲۰۷، فی کتاب المهدی.
[۱۳] . سنن ابی داود ، ج ۲، ص ۲۷، سنن ابن ماجه جزء ثانی فی باب خروج المهدی من ابواب الفتن.
[۱۴] . صحیح ترمذی، ج ۲، ص ۴۶٫
[۱۵] .متقی هندی، کنزالعمال، ج ۱، ص ۳۳۸، ج ۶، ص ۲۰۱٫
[۱۶] .قندوزی، ینابیع الموده، ص ۲۵۸، و کشف الاستار، ص ۷۴٫

سبک زندگی خانوادگی امام زمان (ع )

اشاره:

محمد بن حسن (متولد ۲۵۵ق)، مشهور به امام مهدی، امام زمان و حجت بن الحسن، دوازدهمین و آخرین امام شیعیان امامی است و به باور آنان، او همان مهدی موعود است، که پس از یک دوران طولانی غیبت، ظهور خواهد کرد. بر اساس منابع شیعی، تولد امام زمان مخفی بود و جز چند تن از یاران خاص امام حسن عسکری(ع)، کسی او را ندید از این رو پس از شهادت امام حسن عسکری(ع)، برخی از شیعیان دچار تردید شدند و توقیعات امام زمان که عموماً خطاب به شیعیان نوشته می‌شد و توسط نائبان خاص به اطلاع مردم می‌رسید، موجب تثبیت دوباره تشیع شد. امام زمان پس از شهادت پدرش، در غیبت صغری به سر برد و در این مدت، به وسیله چهار نائب خاص، با شیعیان ارتباط داشت، اما با آغاز غیبت کبری در سال ۳۲۹ق، ارتباط شیعیان با امام زمان توسط نایبان خاص پایان یافت.

سبک زندگی خانوادگی امام زمان (ع ) چگونه است؟

هر چند در باره همسر وفرزند داشتن امام زمان(ع)اختلاف نظر وجود داردامادر جواب به این سؤال  ابتدا مقدّمه‌ای را تقدیم می‌کنیم که در فهم این گونه سؤالات ضروری به نظر می‌رسد. اصولاً باید توجّه داشت که اگر در موضوع غیبت، این گونه نقاط پوشیده بماند، ایجاد شکّ و شبهه‌ای نمی‌نماید، چنانکه روشن شدن آن نیز در ثبوت و اثبات اصل غیبت مداخله‌ای ندارد؛  وقتی غیبت شخص امام ( علیه السلام ) و مخفی بودن ایشان معقول و منطقی باشد (چنانکه هست و به آن ایمان داریم) مخفی بودن این خصوصیات به طریق اولی معقول و منطقی خواهد بود و جهل به این‌گونه امور، دلیل بر هیچ مطلبی نخواهد شد.
این پرسش‌ ما، با پرسش از این‌که امام(ع) هم اکنون در چه نقطه‌ای است؟ یا با ما چند متر یا چند هزار کیلومتر فاصله دارد؟ یا امروز چه غذایی میل فرموده است؟ یا چند ساعت استراحت کرده و چه مقدار راه‌پیمائی نموده فرق ندارد و بی‌اطلاعی ما از آن به جائی ضرر نمی‌زند، و عقیده‌ای را متزلزل نمی‌سازد. خدایی که به حکمت بالغه و قوّه قاهره و مصلحت تامّه خود، امام را در پرده غیبت قرار داده است، قادر است این خصوصیات را نیز طبق مصلحت از مردم پنهان سازد.
با توجّه به مقدمه فوق به پرسش مطرح شده پاسخ مختصری داده می‌شود؛ جواب این پرسش در پرده قدس غیبت امام ( علیه السلام ) قرار دارد. پوشیده بودن امر امام ( علیه السلام ) که یکی از نشانه‌ها و خصایص آن حضرت است، در پاسخ به این سؤال اثر می‌گذارد، لذا به طور تحقیق و یقین نمی‌توان به آن پاسخ داد، چون در این زمینه احادیث و روایات اطمینان بخشی در دست نداریم، و اگر در عصر ائمّه ( علیهم السّلام ) و در وقت صدور سایر روایات، این‌گونه پرسش‌ها مطرح شده باشد، شاید بعضی از ناقلین احادیث، برای این‌که در اصل مطلب دخالت نداشته‌اند، به حفظ و ضبط احادیث آن همّت نگماشته‌اند‌ و بعضی دیگر، همچون فقرات برخی از «ادعیه و زیارات» نیز صراحت ندارد، و قابل حمل بر عصر ظهور امام زمان (ع) می‌باشند. علاوه بر این، با فرض قبول دلالت متعرض خصوصیات و تفصیلات نبوده، فقط بطور اجمال، ازدواج کردن و فرزند داشتن آن حضرت را بیان می‌کنند.[۱]
خلاصه سخن آن‌که: اگر چه همسر و فرزند داشتن آن حضرت محتمل است، امّا در بررسی اخبار و احادیث به حدیث معتبری که موجب اطمینان باشد، خصوصاً متضمن تفاصیل این نوع موضوعات باشد نرسیدیم و دنبال کردن و تعقیب این موضوع هم لزومی ندارد. چنانکه وضع جناب «خضر» که به اتفاق شیعه و سنّی در قید حیات است، و بنابر تفاسیر، همان بنده‌ای است که در سوره کهف، سرگذشت حضرت «موسی» با سرگذشت ایشان آمده است از این جهات نیز بر ما نامعلوم  است. همچنین وضع حضرت «عیسی» با این‌که زنده است، در این امور عادی از جهات متعدد نامعلوم است.
در پایان شما را به مطالعه کتاب‌هائی که پیرامون «امام زمان» و «غیبت» ایشان به تحریر در آمده و بویژه مطالعه کتاب «امامت و مهدویّت» نوشته آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی توصیه می‌نمائیم.

پی نوشت:
[۱] . ر.ک: محمد باقر مجلسی،  بحارالانوار، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چ ۵۳٫

چهره ی ظاهری حضرت ولی عصر

اشاره:

بعد از غیبت صغری امام زمان (عج) در قیافه پیرمرد دیده شده اند بنا بر این به طریق اولی بعد از گذشت چندین قرن به صورت فردی پیر خواهد بود، از طرفی افرادی هم امام را دیده‎اند و افرادی گفته‎اند که امام با قیافه تقریباً فرد سی یا چهل ساله ظهور خواهند کرد. چگونه این دو مسئله در مورد چهره امام زمان (عج) قابل قبول است؟

درباره سیمای مبارک و نورانی آن حضرت نمی‎توان به گفته‎ها و نوشته‎های غیر معتبر و یا اقوال و گفتار مردم عادی و یا گاهی وقت ها مدعیان دروغین اعتماد کرد. درباره سیمای نورانی آن حضرت باید به اخبار و احادیث ماثور از ائمه(ع) یا گفتار علمای مورد وثوق توجّه نمود. و از راه هایی وارد شد که اطمینان آور باشد مثلاً از طریق نواب اربعه و نواب خاص یا ملاقات کنندگان در دوران غیبت صغری و دوران غیبت کبری که اطمینان کامل به آنها داریم مطلع شویم. درباره سن آن حضرت باید گفت که سنش زیاد است و کهنسال است امّا از لحاظ قوای جسمی و روحی کاملاً جوان است چنان که در این روایت امام رضا ( علیه السّلام ) فرموده‎اند: «ان القائم اذا خرج کان فی سن الشیوخ و منظر الشباب قویاً فی بدنه، لو مدّ یده الی اعظم شجرهٍ علی وجه الارض لقلعها،ها! ولو صاح بالجبال تدکدکت صُخُورها لا یَضَعُ یدهُ علی عبدٍ الا صار قَلبَهُ کزُبرُ الحدید»[۱] «قائم (عج) هنگامی که ظهور کند در سن کهولت خواهد بود ولی با سیمای جوانی و نیروی عضلانی، آنچنان نیرومند خواهد بود که اگر قوی ترین درخت روی زمین را با دست مبارکش بکشد از بیخ بر می‎کند و اگر به کوهها بانگ بزند، سنگ هایش فرو ریزد اگر بنده‎ای را با دست مبارکش نوازش کند قلبش چون قطعه آهنی محکم و استوار می‎گردد.» زیرا دعایش مستجاب است، و از ولایت تکوینی برخوردار است چون خلیفه الله است و می‌تواند در تمامی هستی باذن خدا تصرف کند.
در روایت دیگر سیمای آن حضرت را چنین توصیف کرده اند:
از نشانه‎های او سیمای جوانی است در سن پیری، که بیننده او را چهل ساله یا کم‎تر از آن تصور می‎کند و از نشانه‎هایش این است که گذشت زمان در او اثر نکند و تا پایان عمرش آثار پیری در او ظاهر نشود.
روایات متواتر زیادی در این باب وجود دارد که سیمای حضرت مهدی(ع) با وجود این که قرن‎ها از عمر شریفش می‎گذرد ولی جوان است و چهره آن حضرت هرگز به علت گذشت زمان پیر نمی‎شود. در این مسئله هیچ تردیدی نیست چون اوّلاً: خداوند متعال چنین خواسته است و اگر با دید وسیع به مسئله نگاه کنیم و به اهمیت مسئله امامت که غایت خلقت است بنگریم به خوبی متوجه می‎شویم که خداوند فعال ما یشاء است و این مسئله از جمله مشیّت‎های خاص پروردگار است زیرا که خداوند اراده فرموده است عدالت را با وجود او در زمین برقرار سازد.[۲]
ثانیاً: جوان ماندن سیمای ظاهری و نیروی باطنی حضرت از لحاظ طبیعی امری غیر عادی نیست، چون تا به حال بوده‎اند کسانی که از عمر طولانی برخوردار باشند و سیمای جوان داشته باشند . در تمام جوامع مخصوصاً در جوامعی که انسان از زندگی سالم و بهداشتی و طبیعی برخوردار باشد دیرتر پیر می‌شود و از عمر زیاد نیز برخوردار است. لذا در منابع معتبر تاریخی آمده است که انسان‎های اولیه عمری طولانی داشتند که میانگین عمر آنها بالاتر از چهارصد سال بوده است که قرآن نیز برای نمونه به عمر طولانی حضرت نوح(ع) اشاره می‌کند . علت طولانی شدن عمر انسان‎ها[۳] را دانشمندان علم ژنتیک و زیست‎شناسان برخورداری از زندگی آرام و غذاهای سالم و طبیعی می‎دانند.
شیخ صدوق (ره) در کتاب گران‎سنگ خود «اکمال الدین و اتمام النعمه « بابی دارد به نام معمرین (زیاد عمرکنندگان) که در آنجا فهرستی از آنها را ارائه می‎دهد. مثلاً از فردی به نام عرّام بن منذر نام می‎برد که مدت طولانی در جاهلیت (قبل از بعثت پیامبر) زندگی کرد تا زمان عمر بن عبدالعزیزی خلیفه اموی را درک کرد و لقمان کبیر هزاران سال عمر کرد.[۴] اگر عمر حضرت خضر(ع) را از زمان حضرت موسی(ع) حساب کنیم سن آن حضرت شش هزار سال است که تمام ادیان آسمانی به زنده بودن او گواهی داده‎اند و در کتب آسمانی موجود است. در حالی که از عمر شریف و مبارک حضرت امام زمان (عج) (ولادت ۲۵۵،‌الآن ۱۴۲۳ق)، با این حساب هزار و صد و شصت و هشت، ۱۱۶۸)، سال می‎گذرد و سن ایشان از حضرت خضر ( علیه السّلام ) در حدود چهار هزار و پانصد سال (۴۵۰۰) کم‌تر است. بنابراین عمر طولانی برای انسان غیر عادی نیست چنان که دانشمندان علم بیولوژی ثابت کرده‎اند که حیات طولانی دلیل نمی‎خواهد بلکه مرگ و فنا دلیل می‎خواهد چون بافت سلول‎های بدن انسان برای مدت بسیار طولانی قابل حیات هستند. بنابراین طولانی بودن عمر حضرت صاحب (عج) و جوان بودن سیمای آن حضرت، علاوه بر مشیت خداوندی از لحاظ طبیعی نیز استبعاد ندارد.
بنابراین امام عصر (عج) در سیمای جوانی ظاهر می‌شود و در دوران غیبت صغری و کبری هم هر کس به حضورش مشرف شده سن ایشان را در حدود چهل سال و کم‎تر و یا سی سال ذکر کرده است. تنها یک روایت به نقل از سید بن طاوس آن حضرت را در سن شصت سالگی گزارش نموده است . این روایت هم در مقابل ده‎ها روایت که آن حضرت را سی ساله و چهل ساله معرفی کرده‎اند نادر بوده و قدرت مقابله ندارد و شاید استثنا شده که حضرتش قادرند در برخی از موارد به چشم برخی پیر دیده شوند. ولی قطعاً طبق اسناد و روایات معتبر در هنگام ظهور چهره‎ای جوان خواهند داشت و تا آخر عمرشان به همان چهره و سیما خواهند ماند چنان که روایات این مسئله گذشت. مهم‌ترین علت آن مشیت الهی است .همان مشیت الهی که درباره یونس(ع) فرموده: «… للبثَ فی بطنهِ الی یومٍ یبعثون…» اگر تسبیح خداوند نمی‎گفت تا قیامت در شکم ماهی ماندگار بود.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
ترجمه مکیال المکارم ،اصفهانی ، عصر ظهور،علی کورانی و ترجمه منتخب الاثر، آیت الله صافی گلپایگانی مراجعه کنید.

پی نوشت:
[۱] . محمد باقر مجلسی ، بحارالانوار، انتشارات اسلامیه، ۱۳۷۲،ج۵۲، ص ۳۲۲، و لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، قم، انتشارات داوری،هفتم، بی‎تا، ص ۲۲۱، و شیخ صدوق، اکمال الدین تحقیق علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین،سوم، ۱۴۱۶،ج۲ ،ص ۳۷۶٫
[۲] . «و نرید ان نحن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثین». قصص، آیه ۵٫
[۳] . «… فلبث فیهم الف سنه الاخمسین عاماً…» عنکبوت، آیه ۱۴٫
[۴] . صدوق، پیشین، ص ۵۵۵ الی ۵۷۸ که تفصیلاً نمونه‎هایی ذکر کرده است.

تاریخ وفات آخرین نایب امام زمان (ع)

اشاره:

آخرین نایب امام زمان (ع) در چه سالی دار فانی را وداع گفت و محل دفنش کجاست؟ اولین مرجع تقلید شیعیان چه کسی بود و در چه سالی مرجعیت ایشان شروع شد؟امام زمان (ع) در سال ۲۵۵هجری قمری در شهر سامرا متولد شد. پدر گرامیشان، امام حسن عسکری (ع) در سال ۲۶۰هجری قمری به شهادت رسیدند و غیبت صغری امام دوازدهم (ع) از این تاریخ شروع شد. در این غیبت، چهار وکیل و نماینده عهده دار کارهای ایشان و ارتباط بین مردم و امام (ع) گردیدند:

آخرین نایب امام ابوالحسن علی بن محمد سمری از یاران باوفای امام حسن عسکری (ع) و اهل بغداد بود که از سال ۳۲۶هجری قمری تا ۳۲۹ هجری قمری عهده دار وکالت امام دوازدهم (ع) شد.[۱] پس از انجام وظیفه در نیمه ماه شعبان سال ۳۲۹ هجری قمری در بغداد وفات نمود. آرامگاه او که مأوی وپناهگاه عامه و خاصه شده در شهر بغداد در خیابان خلنجی، کنار رودخانه ابی عتاب، واقع است.[۲]
بعد از وفات علی بن محمد سمری، دوره غیبت کبری آغاز و تاکنون ادامه دارد. این دوره که به «دوره سوم (ادوار فقهی( و عصر آغاز اجتهاد» شهرت دارد مقارن با آغاز غیبت کبری است. ادوار فقهی دوره های زیادی دارد که دوره سوم آن با ابن عقیل عمانی و ابن جنبد اسکافی آغاز شد و نزدیک یک قرن و نیم دوام یافت و در زمان شیخ مفید متوفای ۴۱۳هجری قمری و شاگرد او، سید مرتضی متوفای ۴۳۶هجری قمری قوت گرفت.
در این دوره علم فقه بصورت اجتهادی در آمد و به برکت علم اصول رونق گرفت و برای اولین بار بدست دانشمندان شیعه امامیه مسایل فقهی از نصوص استخراج و تحقیق و تنقیح شد و فروعی که فاقد نص بود، از اصول کلی استنباط گردید. لذا این دوره به طور مطلق دوره اجتهاد نام گرفت.[۳]
در زمان غیبت کبری، نیاز شیعه در امر استنباط احکام حوادث واقعه رو به ازدیاد گذاشت، زیرا نه دسترسی به امام بود و نه نایبان آنها. و هر چه از زمان آنها فاصله شد و تنوع پدیده ها و رویدادها و مسایل نوین بیشتر می شد، نیاز آنها به اجتهاد بیشتر احساس می گشت.
در این ایام، نخستین کسی که مسایل اصولی و بحث های اجتهادی را به گونه علمی و فنی مطرح و تدوین نمود، مجتهد بزرگ و فقیه نوپرداز، ابومحمد حسین بن علی عمانی معروف به ابن عقیل، متوفای ۳۲۹ هجری قمری است.[۴]معاصر او علی بن بابویه قمی متوفای ۳۲۹ هجری قمری و بعد از او ابن جنید اسکافی که از اساتید شیخ مفید (ره) است و به سال ۳۸۱ هجری قمری در گذشت. شیخ مفید، متکلم و فقیه که در سال ۴۱۳هجری قمری وفات یافت یکی از چهره های بسیار درخشان شیعه در جهان اسلام به حساب می آید. سید مرتضی معروف به علم الهدی متوفای ۴۳۶ هجری قمری نیز فقیه و متکلم شیعی بود. شیخ طوسی، ابن برّاج، ابوالصلاح حلبی و… از دیگر فقیهان نامدار شیعه این عصر به حساب می آیند.[۵]
ابوعلی محمد بن ابی بکر بن سهیل بن بیزان (کاتب) نیز از محدثان ایرانی تبار امامی مذهب، معروف به اسکافی، یکی از دیگر فقهای این قرن است که در ۳۳۶ هجری قمری وفات کرد. ابن همام اسکافی در عصر خود به عنوان یکی از بزرگترین محدثان بغداد شناخته می شده است. چنانکه نجاشی و طوسی او را با عناوین «شیخ اصحابنا و متقدمهم» و «جلیل القدر» تمجید و امانت وی را در نقل حدیث مورد تاکید قرار داده اند. او به عنوان یک عالم برجسته امامی در بخش عمده ای از دوره غیبت صغری و در زمان مقارن با ایام نواب چهارگانه امام دوازدهم (ع) توانست در موقعیت های حساس به تبیین مبانی اعتقادی و سیاسی امامیه بپردازد. رابطه نزدیک اسکافی با محمد بن عثمان عمری (یکی از نواب اربعه امام (ع)) قابل ذکر می باشد. کتابهای الانوار فی تاریخ الائمه (ع)، المزار و التمحیص به او نسبت داده شده است.[۶] ظاهرا وی جزو اولین مجتهدین دوره غیبت کبری است.
بنابراین در تاریخچه فقه و فقهاء از هشت دوره نام برده می شود؛ که دوره سوم آن (آغاز عصر اجتهاد) همزمان با شروع غیبت کبری است. از علمای معروف آن زمان می توان به ابن عقیل عمانی، ابن جنید اسکافی، شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی، ابن همام اسکافی و… اشاره نمود. با مراجعه به ادوار فقهی، عنوان «اولین مرجع تقلید شیعیان» ذکر نگردید و کاملا مشخص نیست که چه کسی اولین مرجع شیعیان محسوب می شود. بر اساس منابع رجالی و تاریخی افراد نام برده شده بزرگترین علما بودند که مردم به آنها مراجعه می نمودند از این رو مرجعیت آنان در مقطعی محرز بوده است.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱٫ دایره المعارف تشیع، ج ۲، ص ۱۴۳٫
۲٫ ادوار فقه، نویسنده:دکتر محمود شهابی.

پی نوشت:
[۱]. شهید محمد صدر، تاریخ الغیبه الصغری، مکتبه الرسول الاعظم، دوم،  ۱۴۰۰ ق ، ص ۴۱۲٫
[۲]. طوسی، الغیبه، موسسه المعارف الاسلامیه، قم، اول، ۱۴۱۱ ق ، ص ۳۹۳٫
[۳]. ابوالقاسم گرجی، تاریخ فقه و فقهاء، تهران،  سمت، اول،  ۱۳۷۹، چ اول، ص ۱۴۰٫
[۴]. ابراهیم جناتی، ادوار اجتهاد، تهران،  موسسه کیهان، اول، ۱۳۷۲، ص ۲۲۹٫
[۵]. شهید مطهری، مجموعه آثار، ج ۲۰، صدرا، تهران، دوم، ۱۳۷۸، ص ۷۰٫
[۶]. دایره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی،  مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، اول،  ۱۳۷۲، ج ۵،ص ۱۲۱٫

مفهوم غیبت امام زمان (ع)

اشاره:

یکی از موضوعاتی که پیرامون وجود حضرت مهدی (ع) مطرح است، مسأله چگونگی غیبت آن حضرت می‏باشد، بدین معنی که آیا دیده نشدن آن عزیز همان ناپیدایی وغیبت جسمی است، یا به معنای ناشناسی وغیبت معرفتی می‎باشد.برای روشن شدن امر انواع غیبت را مورد بررسی قرار می دهیم.

انواع غیبت
۱. غیبت معرفتی: غیبت معرفتی، همان غیبت شخصیتی وحقوقی است. در این فرض امام زمان (ع) از دید معرفتی ما مخفی است، یعنی آن حضرت به طور عادی زندگی می‎کند و مردم کوچه و بازار او را ملاقات کرده و با او نشست و برخاست و معاشرت می‎کنند وحضرت با مردم همدم و هم صحبت می‎‏شود ولی مردم شناخت و معرفت به این که، این شخص امام زمان (ع) است ندارند. حکمت الهی چنین اقتضا کرده که حضرت به وسیله ناشناس ماندن از خطرات احتمالی ستمگران و ظالمان در امان بماند تا ذخیره‏ای برای روزی که بشر نیاز به حضور او دارد باشد. روایاتی بر این نظریه دلالت می‎کند .از جمله روایتی از امام صادق(ع)که فرموده: « در صاحب این امر (حضرت مهدی) سنت‏هایی از پیامبران(ع) است … و سنتی از یوسف (ع) دارد که مستور بودن است. خداوند بین او و مردم حجابی قرار می‏دهد، به طوری که او را می‏بینند ولی نمی‎شناسند[۱].
۲. غیبت جسمانی به دلیل نامرئی بودن امام زمان (ع): به این معنی که امام روی همین زمین است و اینجا زندگی می‏کند و به جاهای مختلف می‏رود و از احوالات و رفتار شیعیان مطلع می‎شود و آنها را مورد عنایت و لطف خود قرار می‏دهد، ولی هیچ کس وجود حضرت را با چشمان ظاهری نمی‎بیند، چنانکه حضرت خضر(ع) چنین است. امام رضا (ع) فرموده: «خضر (ع) آب حیات نوشیده و تا نفخ صور زنده است، او به نزد ما می‏آید و سلام می‎دهد ما صدای او را می‏شنویم… و در هر سال در مراسم حج حاضر است … ولی ما او را نمی‏بینیم» [۲].
این نوع اختفا که همان ناپیدائی است، با اختفا به صورت ناشناس بودن، فرق دارد، زیرا اختفا به صورت ناشناسی به طور عادی صورت می‏‎گیرد و هیچ گونه مؤونه‏ای ندارد. و اما استتار به شکل نامرئی بودن نیاز به اعجاز دارد، تا حضرت در حین حضور، ظهور نداشته باشد…
۳. غیبت جسمانی به دلیل تصرف در چشمان مردم: در این فرض ناپیدائی حضرت مهدی (ع) به خاطر دخل و تصرف ایشان در چشمان مردم است. در این مورد نیز نیاز به اعجاز و قدرت الهی است تا در حین حضور و ظهور امام (ع) در میان مردم و حضور و ظهورشان در اجتماعات و تجمعات، دیده نشود. در قرآن کریم و روایات به مواردی اشاره شده که با معجزه الهی، افرادی نمی‎توانستند یک موجود قابل دیدن را مشاهده نمایند مثل ایه نهم سوره یس که می فرماید: «پیش روی آنان سدی قرار دادیم، و در پشت سرشان سدی و چشمانشان را پوشانده‏ایم، لذا نمی‎بینند»[۳] از عبد الله بن مسعود در شان نزول این ایه نقل شده: که قریش کنار در خانه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) جمع شدند، آن حضرت از منزل بیرون آمدند و بر سر آنان خاک پاشید و آنان حضرت را نمی‎دیدند.[۴] و در آیه دیگر میفرماید: وقتی قرآن می‎خوانی، بین تو و کسانی که به آخرت ایمان نمی‎آورند پرده‏ای پوشیده قرار می‎دهیم. [۵]
معجزه به دو صورت متصور است یا در بیننده اثر می‏گذارد، یا در دیده شده، تصرف در بیننده به این صورت است که او را از دیدن چیزی که در جلو اوست ناتوان کند و مکان را تهی از امام ببیند و اما تصرف در دیده شده (چیزی که قابل دیدن است) واضحترین راهش این است که معجزه میان رسیدن صورت نوری (تصویر) صادر شده از جسم حضرت مهدی (ع) یا ابداع صورتی او و غیر این ها از آنچه که حواس پنج‎گانه دریافت می‎کند حایل شود و نگذارد که به بیننده یا شنونده برسد. بدین ترتیب این شخص از ادراک واقعیتی که پیش روی او نهاده شده است عاجز می‎شود. هر دو صورت در امام متصور است. از سخنان صاحبان فن و بزرگان علم و ادب استفاده می‌شود از انواع غیبتی که برای امام زمان(ع) متصور است نوع اول بیشتر محتمل است، یعنی غیبت معرفتی به این صورت که امام زمان(ع) به طور عادی در میان ما زندگی می‌کند ولی ما او را نمی‌شناسیم و ممکن است روزی حضرت ایشان را زیارت نماییم ولی نمی‌شناسیم و معرفت به او نداریم. اگر چه آیت الله صافی می‌فرمایند: هر دو صورت در رابطه با امام(ع) متصور است.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱- ماهنامه مبلغان شماره ۲۴ از معاونت تبلیغ و آموزش‎های کاربردی حوزه علمیه تهران ۱۴۲۲ق(چگونگی غیبت امام زمان)
۲- امامت و مهدویت نویسنده:آیه الله صافی گلپایگانی، جلد ۳.
۳- منتخب الاثر،نویسنده: آیه الله صافی گلپایگانی،قم، مؤسسه سیده معصومه، چاپ اول.

پی نوشت:
[۱] . صدوق،  کمال الدین و تمام نعمه، قم، مؤسسه النشر الاسلامی ،ج ۲، باب ۳۳ ح ۴۶.
[۲] .محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، تهران ، کتابفروشی اسلامی، سوم ج ۵۱، ص ۲۲۱ – ۲۲۲.
[۳] . سوره یس، آیه ۹.
[۴] .طبرسی، مجمع البیان، تهران، کتابفروشی اسلامی ۱۳۹۰ق، ج ۸، ص ۴۱۶.
[۵] .طبرسی،همان، سوره اسراء، ذیل آیه ۴۵.

عدم انجام وظائف در دوران غیبت

چرا ما به وظیفه‌های دوران غیبت عمل نمی‌کنیم؟
پاسخ این سئوال آن است که ما به عصر غیبت خو گرفته‌ایم و به تیرگی‌ها و تاریکی‌ها عادت نموده‌ایم.
اعتیاد و خو گرفتن انسان به هر چیزی، مانند مسأله‌ی فطرت و طبیعت، انسان را به سوی آن جذب می‌کند، به طوری که گویی اراده و اختیار را از او گرفته است.
این قدرت را خدا به انسان داده تا با خو گرفتن به خوبی‌ها بدون زحمت به سوی آنها جذب شوند و از بدی‌ها کناره گیرند.
لذا امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ فرمود: العاده طبع ثان.
اعتیادهای اجتماعی، قدرتی بسیار بیشتر از اعتیادهای فردی دارند، یکی از عادت‌های شوم اجتماعی، خو گرفتن به وضع موجود است.
در حالی که اگر کسی بتواند عادت‌های اشتباه را کنار زده و خود را به خصلت‌های ارزنده‌ی انسانی زینت دهد، به بهترین مقامات عالی دست می‌یابند.
حضرت علی ـ علیه السّلام ـ : بغلبه العادات الوصول الی أشرف المقامات.
ترک اعتیاد اجتماعی و رها شدن از قید و بند غفلت از ظهور حضرت انسان را به برترین مقامات می‌رساند و در پرتو انتظار ظهور. نه تنها از قید و بند غفلت از آن حضرت رها می‌شود، بلکه غیبت برای او به منزله‌ی مشاهده، می‌شود:
امام سجاد ـ علیه السّلام ـ می فرماید: یا أبا خالد! إنّ اهل زمان غیبته، القائلون بإمامته، المنتظرین لظهوره افضل اهل کلّ زمن. لأن الله تعالی ذکره أعطاهم من العقول و الأفهام و المعرفه ما صارت به الغیبه عندهم بمنزله المشاهده و جعلهم فی ذلک الزمان بمنزله المجاهدین بین یدی رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ بالسیف، اولئک المخلصون حقّاً و شیعتنا صدقاً و الدعاه الی دین الله سرّاً و جهراً.
و قال ـ علیه السّلام ـ : انتظار الفرج من أعظم الفرج.
منبع :مرتضی نائینی – ره توشه مهدی یاوران ،ص۱۸۵

فعالیت انجمن حجتیه

درباره فعالیت انجمن حجتیه و مدعیان نیابت امام زمان(ع) توضیح دهید؟

انجمن حجتیه به عنوان یکی از جریان های ایستای مذهبی است که در خنثی سازی و سیاست گریز نمودن قشر مذهبی، خصوصاً نسل جوان، نقش موثری را ایفا نموده است. مرحوم شیخ محمود (ذاکر زاده) تولایی معروف به شیخ محمود حلبی که از اعضای فعال انجمن تبلیغات اسلامی مشهد بود ماموریت یافت درباره فرقه بهائیت تحقیق کند.در پی این امر ایشان در سال ۱۳۳۵ هجری شمسی اقدام به تشکیل انجمن حجتیه مهدویه کرد.[۱]
اصلی­ترین و عمده­ترین هدف از تشکیل انجمن، فعالیت های فرهنگی برای پیشگیری از تبلیغ و ترویج بهائیت و منزوی نمودن بهائیان در جامعه و دعوت به دین مبین اسلام بود . لکن این جریان با پوشش آماده نمودن شرایط برای ظهور حضرت حجت ( ع ) معتقد به اشاعه فساد بود، لذا به دلیل این که بر قراری حکومت اسلامی مانع ظهور امام زمان (ع)  می­باشد از هیچ مخالفتی با نظام اسلامی دریغ نکرد.
اصول سه گانه انجمن عبارت بودند از ۱. خودداری از تعرض به شاه ۲. خوداری از تعرض به آمریکا و اسرائیل ۳. خوداری از تعرض به مسائل سیاسی
مرحوم حلبی می­گفت: شاه از همه سلاطین قبلی با عفت ­تر است.[۲] در سال ۱۳۵۷هجری شمسی که مردم فوج فوج در خون خویش غوطه ور بودند انگشتری را که روی سطح آن نوشته بود یدالله فوق ایدیهم برای سلامت شاه ارسال نمود.[۳]
این انجمن با بزرگ نمایی بهائیت تکلیف را فقط مبارزه با بهائیت می­دانست در حالی که علت قوت و پرورش بهائیت شاه و رژیم اسرائیل و امریکا بود. اگر شاه از بین می­رفت بهائیت هم از بین می­رفت. پس باید مبارزه با شاه می­شد تا با رفتن علت، معلول هم از بین برود.
امام خمینی(ره) در پیام خودشان در ۲۶ تیر ماه ۱۳۶۲ فرمودند:
یک دسته دیگر هم تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد شود تا حضرت صاحب(ع) بیاید، حضرت صاحب(ع) مگر برای چه چیزی می­آید، حضرت صاحب(ع) می­آید معصیت را بر دارد ما معصیت کنیم که او بیاید این اعوجاجات را بر دارد، این دسته بندی ها را برای خاطر خدا اگر مسلمان هستید و برای کشورتان اگر ملی هستید، این دسته بندی­ها را بر دارید. در این موجی که الآن این ملت را به پیش می­برد در این موج خودتان را وارد کنید و بر خلاف این موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست.[۴]
پس از این بود که با پیام مرحوم حلبی جلسات انجمن تعطیل شد.
نکته­ای که باید به آن توجه داشته باشیم این است که عده­ای از آقایان به خاطر اعتقاد به وجود امام زمان ( ع )  شاید چند روزی هم با آنها همکاری می­کردند ولی بعد از اینکه مخالفت انجمن و امام را دیدند از انجمن جدا شدند.
در رابطه با قسمت دوم سوال باید گفت: که هنوز مدتی از عهد سفارت ناحیه مقدسه نگذشته بود که این دستگاه مقدس مبتلا به مصیبت مدعیان دروغین سفارت گشت.هر چند انان اصل سفارت نایبان امام را منکر نبودند اما از این ادعای دروغین خود اهدافی را دنبال می­نمودند که عبارت بود از:
۱. از آنجا که ایمان ضعیفی داشتند با این ادعا در صدد انحراف مردم و جامعه شیعی بودند.
۲. طمع به دست آوردن اموال مردم و حقوق شرعیه، زیرا از آنجا که امام زمان (ع) در غیبت به سر می­بردند اینها می­توانستند در اموال تصرف نمایند.
۳. گسترش موقعیت خود در جامعه، زیرا با این ادعا و انتساب خود به امام زمان (ع) در صدد گسترش شهرت خود بر می­آمدند.[۵]
شروع تزویر در امر سفارت به عصر سفیر دوم محمد بن عثمان عمری باز می­گردد، زیرا پدر او عثمان بن سعید به قدری معروف بود که هیچ کس جرأت معارضه با او را نداشت.
اولین کسی که ادعای سفارت نمود ابو محمد شریعی بود و بعد از او محمد بن نصیر نصیری و احمد بن هلال کرخی و ابو طاهر محمد بن علی بن بلال و ابوبکر محمد بن احمد بن عثمان بغدادی و اسحاق بن احمد و فردی معروف به باقطانی[۶].
برخی از آنان در ابتدا از مردان صالح بودند ولی به جهات مختلف راه انحراف را پیشه نموند. سفیر دوم با تمام قدرت به مقابله با آنها پرداخت. از ناحیه مقدسه نیز توقیعات و بیانات شدیدی در لعن و تبری از آنان صادر شد که دلالت بر دروغ گویی و سوء باطن آنان داشت.
در زمان سفارت حسین بن روح سفیر سوم مصیبت در این زمینه بیشتر شد، زیرا شخصی به نام محمد بن علی شلمغانی ادعای سفارت نمود و بیشترین تأثیر را در انحراف جامعه به جای گذاشت. او گرچه در ابتدای امر، مردی مومن به نظر می­رسید و وکیل حسین بن روح بود ولی عاقبت به انحراف کشیده شد.[۷] آخرین کسی که ادعای دروغین سفارت داشت ابی دلف کاتب بود که بر این ادعای خود تابعد از وفات سمری سفیر چهارم باقی بود.[۸]

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
در زمینه انجمن حجتیه:
۱. نهضت امام خمینی، نویسنده:سید حمید روحانی، ج۳.
۲. چشم به راه مهدی (ع)،  نویسنده:گروهی از محققین،قم، نشر بوستان کتاب.
۳. در شناخت حزب قاعدین، نویسنده:عماد الدین باقی.

در زمینه مدعیان مهدویت:
۱. امام مهدی (ع)،  تحقیق مرکز مطالعات و پژوهشهای فرهنگی حوزه­ علمیه، رسول رضوی، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم.
۲. صد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان ( ع)  علیرضا رجالی تهرانی، انتشارات نبوع.

پی نوشت:
[۱]. روزنامه جمهوری اسلامی ایران، ۹ آبان ۱۳۸۱ ولی آقای طاهر احمد زاده در نشریه چشم انداز یاران صفحه اول ش دوم، ۱۳۷۸ سال تاسیس انجمن را ۱۳۳۶ به بعد می­گوید.
[۲]. شناخت حزب قاعدین، عماد الدین باقی، ص۲۳۹.
[۳]. همان، ص۲۳۹.
[۴]. پیام حضرت امام(ره) در ۲۶ تیر ماه ۱۳۶۲.
[۵]. مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان،  موسسه امام صادق ( ع) ، هیجدهم، با تلخیص و دخل و تصرف، ص۶۸۹.
[۶]. محمد باقر مجلسی،  بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء،  ۱۴۰۴‍ ق، ج۵۱، ص۳۶۹، ۳۶۸، ۳۶۷، ۳۰۱.
[۷]. طوسی، الغیبه،  قم، موسسه معارف اسلامی،  ۱۴۱۱ ق، ص۴۰۸.
[۸]. طوسی، همان، ص۴۱۲.

ظهور امام زمان (عج) یا آخر الزمان

آیا ظهور امام زمان (عج) همان آخر الزمان است؟

آخر الزمان دو کاربرد معنایی دارد:
۱. از زمان پیامبر اکرم ) صلّی الله علیه و آله ( به بعد، آخر الزمان نامیده می‌شود و به پیامبر(ص) نیز پیامبر(ص) آخر الزمان می‌گویند.
۲. طلیعه برپایی قیامت و پایان یافتن دوره زندگی انسان در عالم مادی و مردن همه انسان‌ها و برپایی قیامت. پس از گذشت دوره آخر الزمان، عمر دنیا به پایان خواهد رسید و همه انسان‌ها مرده ، آن گاه قیامت برپا می‌شود. آیات قرآن نیز به آن اشاره دارد: «اذا الشمس کورت، و اذا النجوم انکدرت، واذا الجبال سیرت…» در روایات برای دوران آخرالزمان علائم و نشانه‌هایی ذکر شده است و مقصود از این نشانه‌ها بیان مطالبی است که قبل از به آخر رسیدن دنیا، محقق خواهد شد مثلاً خود ظهور امام زمان(ع) یکی از علائم است یعنی تا حضرت ظهور نکند دنیا به پایان نمی‌رسد و قیامت برپا نمی‌‌‌‌شود.
آقای دشتی می‌گوید: آخر الزمان، بخش واپسین دوران را گویند که به قیامت می‌پیوندد. این واژه، اصطلاحی شناخته شده در بین پیروان ادیان آسمانی است و برگرفته از مضمون مجموعه روایاتی است که به پیش گویی از روی دادهای مهم در پایان دوران نسل بشر پرداخته‌اند.[۱]
می‌توان نتیجه گرفت که آخر الزمان، به زمان پیش از ظهور حضرت مهدی (عج) و هنگام ظهور آن حضرت اطلاق می‌شود و چون امری نسبی است تعیین دقیق آن ـ مثلاً یک قرن یا دو قرن ـ مشکل است. از این رو برای آن علایم و خصوصیاتی را ذکر کرده اند که در کتاب های حدیثی به طور مفصل بیان گردیده است.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱- آخرالزمان درآینه ی روایات.
۲- علائم آخر الزمان، نویسنده:محمودی گلپایگان.
۳- آخرالزمان در آیینه روایات، نویسنده:جابر رضوانی.
۴- اوضاع در آخرالزّمان نویسنده:رضا کوشاری

پی نوشت:
[۱] . حسین دشتی،  معارف و معاریف، واژه آخرالزمان.

علل غیبت‌ امام‌ زمان‌ (ع‌)

علل غیبت‌ امام‌ زمان‌ (ع‌) چیست‌؟

درطول تاریخ، مسئله ی غیبت ،برای پیامبران وبرخی از اولیاء روی داده ازاینروی غیبت امام زمان مسئله ی تازه  وناشناخته برای مسلمانان ودیگرامتها نیست، برای آن دلایل فراوانی وجوددارد ،چنانکه برای غیبت دیگراولیا دلایل فراوانی وجود داشته ، شیخ صدوق درکتاب کمال الدین که آنرا به اشاره ی آن حضرت نوشته درباره غیبت پیامبران وعمرطولانی آنها وعلل غیبتشان مطالب جالبی نوشته است .
غیبت‌ امام‌ زمان‌ (ع) از اموری‌ است‌ که‌ عقل‌ بشر به‌ تنهایی‌ از کشف‌ همه‌ اسرار آن‌ ناتوان‌ است‌ و پیوسته‌ مورد سؤال‌ قرارگرفته‌ و فکرها را مشغول‌ نموده‌ است‌، ولی‌ باید توجّه‌ داشت‌ که‌ بر اساس‌ برخی‌ روایات‌ علّت‌ و فلسفه واقعی‌ غیبت‌ امام‌ مهدی‌(ع) سرّی‌ از اسرار الهی‌ است‌ که‌ حکمت‌ آن‌ بر بندگان‌ پوشیده‌ است‌ و جز خدا و امامان‌ معصوم‌(ع) کسی‌ نسبت‌ به‌ آن‌ اطلاع ‌کافی‌ و کامل‌ ندارد و تنها بعد از ظهور آن‌ حضرت‌ این‌ مطلب‌ روشن‌ خواهد شد. لذا پیامبر اکرم‌(صلی الله علیه وآله) می‌فرماید: (یا جابر! ان‌ّهذا لامر من‌ أمراللّه‌ و سرّ من‌ سرّ اللّه‌، مطوّی‌  عن‌ عباده‌ فایّاک‌ و الشّک‌ فی‌ أمر اللّه‌ فهو کفر)
«ای‌ جابر! (غیبت‌ امام‌ زمان‌) سرّی‌ از اسرار الهی‌ می‌باشد که‌ بر بندگان‌ پوشیده‌ است‌، مبادا در امر خدا شک‌ کنی‌، چرا که‌تردید در امر خدا کفر است‌.»
چنانکه‌ عبداللّه‌ بن‌ فضل‌ هاشمی‌ روایت‌ کرده‌ که‌ از امام‌ صادق‌(علیه السلام) شنیدم که‌ می‌فرمود: «همانا برای‌ «صاحب‌ الامر» غیبتی ‌تخلف ‌ناپذیر است‌، به‌ طوری که‌ اهل‌ باطل‌ در آن‌ تردید می‌کنند.
عرض‌ کردم‌: یابن‌ رسول‌ اللّه‌! چرا غیبت‌ می‌کند؟
فرمود: به‌ علّتی‌ که‌ به‌ ما اجازه‌ نداده‌اند ان را آشکار سازیم‌.
عرض‌ کردم‌: چه‌ حکمتی‌ در غیبت‌ اوست‌؟
فرمود: همان‌ حکمتی‌ که‌ در غیبت‌ حجّت های‌ پیش‌ از او بوده‌ است‌. حکمت‌ غیبت‌ قائم‌ بعد از آمدن‌ خود او ظاهر می‌شود،چنانکه‌ حکمت‌ سوراخ‌ کردن‌ کشتی‌ توسط‌ خضر(ع) و کشتن‌ آن‌ بچه‌ و تعمیر دیوار، برای‌ حضرت‌ موسی(علیه السلام) ظاهر نگشت‌، مگرموقعی‌ که‌ خواستند از هم‌ جدا شوند.»
بنابراین‌ هر چند نمی‌توان‌ به‌ همه‌ اسرار غیبت آن‌ حضرت‌ پی‌برد، امّا با استفاده‌ از روایات‌ معصومین(علیهم السلام)‌ به‌ برخی‌ از این‌ علل‌ وحکمت ها اشاره‌ می‌کنیم‌:
الف‌) آزمایش‌ مردم‌
چنان‌ که‌ می‌دانیم‌ یکی‌ از سنت های‌ ثابت‌ الهی‌ آزمایش‌ بندگان‌ و گزینش‌ صالحان‌ و پاکان‌ است‌، به‌ طوری‌ که‌ صحنه‌ زندگی ‌همواره‌ صحنه امتحان‌ و آزمایش‌ است‌ تا بندگان‌ از این‌ راه‌ در پرتو ایمان‌ و استقامت‌ و تسلیم‌ خویش‌ در پیروی‌ از اوامر خداوند تربیت‌ یافته‌ و به‌ کمال‌ برسند و استعدادهای‌ نهفته‌ آنان‌ شکوفا گردد. لذا در برخی‌ از روایات‌ آمده‌ است‌ که‌ فلسفه ‌غیبت‌ امام‌ زمان‌ (ع‌) آزمایش‌ مردم‌ است‌. در این‌ زمینه‌ به‌ چند روایت‌ توجه‌ فرمائید:
۱) رسول‌ اکرم‌(صلی الله علیه وآله) می‌فرماید: «ذاک‌ الّذی‌ یغیب‌ عن‌ شیعته‌ و اوْلیائه‌ غیْبه‌ً، لا یثْبت‌ فیها علی‌ القوْل‌ بامامته‌ الاّ من‌ امْتحن‌اللّه‌ قلْبه‌ للاْیمان‌».
او (امام‌ زمان‌ ـ علیه السلام ـ ) کسی‌ است‌ که‌ از یاران‌ و شیعیانش‌ غایب‌ می‌شود، غیبتی‌ که‌ در آن‌ غیبت‌ کسی‌ در اعتقاد به‌ امامت‌ حضرت‌ ثابت‌ نمی‌ماند، مگر کسی‌ که‌ خدا قلبش‌ را به‌ ایمان‌ آزموده‌ باشد.
۲) امام‌ علی(علیه السلام) می‌فرماید:
(اما و اللّه‌ لاقتلن‌ّ انا و ابنای‌ هذان‌، ولیبعثن‌ّ اللّه‌ من‌ ولدی‌ فی‌ آخر الزمان‌ یطالب‌ بدمائنا، و لیبعثن‌ّ عنهم‌ تمییزاً لأهل‌الضلاله‌ حتی‌ یقول‌ الجاهل‌: ما للّه‌ فی‌ آل‌ محمد من‌ حاجه)
«به‌ خدا قسم‌ من‌، و این‌ دو فرزندم‌ (حسن‌ و حسین‌) شهید خواهیم‌ شد، خداوند در آخر الزمان‌ مردی‌ از فرزندانم‌ را به ‌خون خواهی‌ ما بر خواهد انگیخت‌ و او مدتی‌ غایب‌ خواهد شد تا مردم‌ آزمایش‌ شوند و گمراهان‌ جدا گردند، تا جایی‌ که‌ نادان‌می‌گوید: خداوند دیگر نیازی‌ به‌ آل‌ محمد ندارد.»
۳ـ امام‌ حسین(علیه السلام) می‌فرماید: «برای‌ امام‌ مهدی‌ (ع‌) غیبتی‌ است‌. در این‌ غیبت‌ برخی‌ از دین‌ بر می‌گردند و برخی‌ ثابت‌ قدم‌می‌مانند. هر کس‌ در این‌ غیبت‌ صبر کند و بر مشکلاتی‌ که‌ از سوی‌ دشمنان‌ ایجاد می‌شود استقامت‌ کند، به‌ قدری‌ از اجر خداوند بهره‌مند می‌گردد که‌ انگار در کنار پیامبر(ص) به وسیله شمشیر با دشمنان‌ جنگیده‌ است‌.»
۴ـ پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) ضمن‌ حدیث‌ مفصلی‌ می‌فرماید: «مهدی‌ از دیدگان‌ پیروانش‌ غایب‌ می‌شود و جز کسانی‌ که‌ خدا دل های‌آنان‌ را جهت‌ ایمان‌، شایسته‌ قرار داده، در اعتقاد و امامت‌ او استوار نمی‌مانند.»
۵ـ امام‌ صادق(علیه السلام)‌ فرمود: این‌ غیبت‌ امام‌ مهدی‌ (ع‌) امتحان‌ پیروان‌ و شیعیان است‌. (ان‌ اللّه‌ عزوجل‌ّ یحب‌ّ أن‌ْ یمتحن‌الشیعه‌)
۶ـ امام‌ موسی‌ بن‌ جعفر(علیه السلام) می‌فرماید: هنگامی‌ که‌ پنجمین‌ فرزندم‌ غایب‌ شد مواظب‌ دین‌ خود باشید، مبادا کسی‌ شما را ازدین‌ خارج‌ کند. او ناگزیر غیبتی‌ خواهد داشت‌، به‌ طوری‌ که‌ گروهی‌ از مؤمنان‌ از عقیده خویش‌ بر می‌گردند. خداوند به‌ وسیله ‌غیبت‌، بندگان‌ خویش‌ را آزمایش‌ می‌کند…»
۷ـ امام‌ موسی‌ بن‌ جعفر(علیه السلام) در روایت‌ دیگر می‌فرماید: (انّما هی‌ من‌ اللّه‌ ـ عزّوجل‌ّ ـ امتحن‌ بها خلقه‌) «غیبت‌ امام‌مهدی‌ (ع‌) خود مایه‌ امتحان‌ بندگان‌ از سوی خداوند بزرگ‌ است‌”.
شیخ‌ طوسی‌ می‌گوید: از سخنان‌ پیشوایان‌ اسلام‌ بر می‌آید که‌ آزمایش‌ به‌ وسیله‌ غیبت‌ حضرت‌ مهدی‌ (ع‌) از سخت‌ترین‌آزمایش‌های‌ الهی‌ است‌.
ب‌) آزادی‌ از بیعت‌ طاغوت‌های‌ زمان‌
در برخی‌ از روایات‌ اسلامی‌ آمده‌ است‌ که‌ علت‌ و حکمت‌ غیبت‌ امام‌ مهدی(علیه السلام) این‌ است‌ که‌ آن‌ حضرت‌ به وسیله‌ غیبت‌ از یوغ ‌بیعت‌ با طاغوت‌های‌ زمان‌ آزاد می‌شود و تعهد و بیعت‌ با هیچ‌ حاکمی‌ را بر عهده‌ ندارد، تا بتواند در زمان‌ قیام‌ خود، آزادانه‌تلاش‌ کند. دیگر امامان‌(ع) از روی‌ تقیه‌  حکومت ها را به‌ رسمیت‌ می‌شناختند، ولی‌ امام‌ مهدی(علیه السلام) مأمور به‌ تقیه‌ نیست‌ و به‌ همین‌جهت‌ با حکومت‌ها و طاغوت‌های‌ زمان‌ بیعت‌ نمی‌کند. اگر غیبت‌ آن‌ حضرت‌ نباشد، این‌ امر شدنی‌ نیست‌.
امام‌ حسن‌ مجتبی(علیه السلام) در این‌ باره‌ فرمود: (ما منّا احد الاّ و یقع‌ فی‌ عنقه‌ بیعه‌ لطاغیه‌ زمانه‌ الاّ القائم‌ الّذی‌ یصّلی‌ روح‌ اللّه ‌عیسی‌ بن‌ مریم‌ خلفه‌ فان‌ّ اللّه‌ ـ عزّوجل‌ّ ـ یخفی‌ ولادته‌ و یغیب‌ شخصه‌ لئلاّ یکون‌ لاحد فی‌ عنقه‌ بیعه‌ اذا خرج‌، ذاک‌ التاسع‌من‌ ولد اخی‌ الحسین‌…)
«هر کدام‌ از ما (امامان‌ اهل‌ البیت‌(علیهم السلام)) در زمان‌ خود بیعت‌ حاکمان‌ و طاغوت‌های‌ زمان‌ را از روی‌ تقیه‌ به‌ عهده‌ گرفته‌ایم‌، مگرامام‌ مهدی(علیه السلام) که‌ عیسی‌ بن‌ مریم‌ به‌ امامت‌ آن‌ حضرت‌ نماز می‌گذارد. خداوند ولادت‌ او را مخفی‌ نگه‌ داشت‌ و برای‌ او غیبتی‌در نظر گرفت‌، تا زمانی‌ که‌ قیام‌ می‌کند بر گردنش‌ بیعت‌ حاکمی‌ نباشد.»
ج‌) حفظ‌ جان‌ امام‌ مهدی‌ (ع)
خداوند به‌ وسیله‌ غیبت‌ امام‌ دوازدهم(علیه السلام) جانش‌ را از شر دشمنان‌ حفظ‌ نموده‌ است‌. اگر مسأله‌ غیبت‌ امام‌ مهدی(علیه السلام) مطرح‌نبود «معتمد» عباسی‌ که‌ به‌ خون‌ آن‌ حضرت‌ تشنه‌ بود، مانند پدران‌ بزرگوار آن‌ حضرت‌، امام‌ مهدی(علیه السلام) را نیز شهید می‌کرد وزمین‌ از حجت‌ خداوندی‌ خالی‌ می‌شد.
در این‌ باره‌ روایات‌ فراوانی‌ از امامان‌ معصوم(ع)‌: به‌ ما رسیده‌ است‌.
امام‌ محمد باقر(علیه السلام) فرمود: (ان‌ّ للقائم‌ غیبه‌ قبل‌ ان‌ یقوم‌، قال‌: قلت‌: و لم‌، قال‌: یخاف‌.)
«برای‌ قائم‌ ما (امام‌ مهدی(علیه السلام)) قبل‌ از آن‌که‌ به‌ پا خیزد غیبتی‌ است‌.»
راوی‌ پرسید: «برای‌ چه‌؟» حضرت‌ فرمود: «به‌ جهت‌ این‌ که‌ ترس‌ از کشته‌ شدن‌ او وجود دارد.»
هـ) آمادگی‌ جهان‌
ظهور حضرت‌ مهدی‌ (ع) به‌ عنوان‌ «خاتم‌ الاوصیا» و منجی‌ بشریت‌ و کسی‌ که‌ در کره‌ زمین‌ دین‌ اسلام‌ را برتمامی‌دین‌ها پیروز می‌گرداند، قطعاً به‌ زمینه‌ و آمادگی‌ جهانی‌ نیازمند است‌. زیرا روش‌ و سیره‌ آن‌ حضرت‌ مبنی‌ بر رعایت‌ امور ظاهری‌ و حکم‌ به‌ ظاهر نیست‌ بلکه‌ مبنی‌ بر رعایت‌ حقایق‌ و حکم‌ به‌ واقعیّات‌ ، ترک‌ تقیّه‌ ، مسامحه‌ نکردن‌ در اموردینی‌ ، احقاق‌ حقوق‌ ، برقراری‌ عدالت‌ واقعی‌ و اجرای‌ تمام‌ احکام‌ اسلامی‌ است‌.
معلوم‌ است‌ که‌ انجام‌ این‌ برنامه‌ و انقلاب‌ بزرگ‌ و همه‌جانبه‌ نیازمند ترقی‌ و رشد بشر در ناحیه‌ علوم‌، معارف‌، فکر، اخلاق‌ وآمادگی‌ جامعه‌ برای‌ پذیرش‌ و استقبال‌ این‌ نهضت‌ و لیاقت‌ زمامداری‌ آن‌ رهبر الهی‌ می‌باشد.
از این‌ رو جهان‌ باید زمینه این‌ پذیرش‌ را داشته‌ باشد تا این‌ هدف‌ محقق‌ شود. بنابراین‌ می‌توان‌ ‌ آمادگی‌ نداشتن جهان‌ را یکی‌ ازفلسفه‌ها و حکمت‌های‌ غیبت‌ امام‌ مهدی‌ (ع) بر شمرد.

نتیجه
علت‌ و فلسفه‌ واقعی‌ غیبت‌ حضرت‌ ولی‌ عصر (ع) ‌ یکی‌ از رازهای‌ الهی‌ است‌ که جز خداوند وپیشوایان‌ معصوم‌: کسی‌ نسبت‌ به‌ آن‌ اطلاع‌ کافی‌ و کامل‌ ندارد.
با این‌ حال‌ طبق‌ بیان‌ معصومین(ع)‌: راز اصلی‌ غیبت‌ آن‌ حضرت‌ عبارت‌ است‌ از: ۱ـ فراهم‌ نبودن‌ شرایط‌ ظهور، برای‌ تحقق‌بخشیدن‌ به‌ آرمانی‌ بزرگ‌ (گسترش‌ عدل‌ و قسط‌ جهانی‌ و به‌ اهتزاز در آوردن‌ پرچم‌ توحید در تمام‌ کره‌ خاکی‌). این‌ آرمان ‌بزرگ‌ نیاز به‌ گذشت‌ زمان‌ و شکوفایی‌ عقل‌ و دانش‌ بشر و آمادگی‌ روحی‌ بشریت‌ دارد، تا جهان‌ به‌ استقبال‌ آن‌ امام‌ عدل‌ وآزادی‌ برود. طبیعی‌ است‌ اگر آن‌ حضرت‌ پیش‌ از فراهم‌ شدن‌ مقدمات‌ در میان‌ مردم‌ ظاهر شود، سرنوشتی‌ مانند دیگر امامان‌(شهادت‌) یافته‌ و قبل‌ از تحقق‌ آن‌ آرمان‌ بزرگ‌ دیده‌ از جهان‌ برخواهد بست‌.
۲ـ محفوظ‌ ماندن‌ از شرّ جباران‌ و ستمگران‌ است‌.
۳ـ در بعضی‌ از روایات‌ حکمتهای‌ دیگری‌ از جمله‌ آزمایش‌ مردم‌ و اندازه‌ پایبندی‌ و پایداری‌ آنان‌ به‌ دین‌ و ولایت‌ بیان‌ شده‌است‌. غیبت‌ آن‌ حضرت‌ سبب‌ می‌شود تا نفاق‌ پنهان‌  عدّه‌ای‌ آشکار شود، ایمان‌ حقیقی‌ دوست داران‌ و شیعیان‌ واقعی‌ امام(ع) ازافراد ناخالص‌ و سست‌ ایمان‌ جدا و پاک‌ شود و در یک‌ جمله‌ مؤمن‌ از منافق‌ معلوم‌ گردد.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱ـ مهدویت‌،نویسنده:لطف الله صافی‌ گلپایگانی‌،
۲ـ مجموعه‌ مقالات‌ و گفتارها، نویسنده:آثار جمعی‌ از محققین‌.
۳ـ خورشید پنهان‌،نویسنده: ستاد برگزاری‌ جشنهای‌ میلاد حضرت‌ مهدی‌ (ع).
۴ـ آخرین‌ سفیر،نویسنده: ذبیح‌ اللّه‌ محسنی‌ کبیر.
۵ـ آخرین‌ تحول‌، زیر نظر سید محمد مهدی‌ خلخالی‌.

همسر و اولاد امام زمان (عج)

آیا امام زمان (عج)دارای همسر و اولاد می باشند؟

در مورد این ‎که، امام زمان (عج)دارای همسر و فرزندانی هستند یا نه؟ دلیل قطعی بر وجود یا عدم آن نداریم و بین علما اختلاف است و هر کدام برای اثبات مدعای خود و ردّ ادله دیگری، تلاش نموده‎اند. کسانی که قائل هستند برای حضرت همسر و فرزندانی است ادله‎ای دارند که عبارتند از:
۱٫ قواعد کلی:
احکام کلی شریعت محمدی ( صلی الله علیه و آله و سلّم ) اقتضا دارد که امام زمان (عج) نیز مانند دیگر پیشوایان معصوم(ع)، تشکیل خانواده داده و از سنت جدّ بزرگوارش پیروی نماید. مرحوم «محدث نوری» می‎فرماید: «(امام زمان (عج)) چگونه ترک خواهند نمود چنین سنت عظیمه جدّ بزرگوار خود را، با آن همه ترغیب و تشویق، که در فعل آن، و تهدید و تخویف که در ترک آن شده است. سزاوارترین امّت در گرفتن سنت پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلّم ) امام هر عصر است و تاکنون کسی ترک آن را از خصایص آن جناب نشمرده است»[۱] . علمای دیگر، نیز به این مطلب اشاره نموده‌اند[۲]. بنابراین، طبق قواعد کلی باید حضرت(ع)، دارای همسر و فرزندانی باشد.
۲٫ روایات:
در رابطه با همسر یا همسران امام زمان (عج) تنها یک روایت به دست ما رسیده است که مرحوم «کفعمی» در کتاب شریف «مصباح» نقل کرده است،[۳] امّا درباره اولاد آن حضرت روایات زیادی نقل شده است که مرحوم مجلسی در کتاب «بحارالانوار» بابی را به اولاد حضرت مهدی(ع) اختصاص داده است[۴] . مرحوم شیخ حر عاملی نیز در کتاب «الایقاظ من الهجعه» از صفحه «۳۹۲ تا ۴۰۵» بابی را به بحث از دولت فرزندان مهدی ( علیه السّلام ) اختصاص داده است.
امام صادق ( علیه السّلام ) می‎فرماید: «برای صاحب این امر، دو غیبت است، یکی از آنها به قدری طولانی می‎شود که برخی مردم می‎گویند: وفات کرده و برخی می‎گویند: کشته شده، و برخی می‎گویند: آمده و رفته است. جز تعدادی اندک از شیعیان،کسی بر باور خود استوار نمی‎ماند. و کسی از اقامتگاه او مطلع نمی‎شود، حتی فرزندان او جایگاه او را نمی‎دانند، به جز کسی که متصدی امور اوست.»[۵] در روایت دیگر از امام صادق ( علیه السّلام ) آمده است که می‎فرماید: « گویا نزول قائم را با اهل و عیالش، در مسجد سهله می‎بینم».[۶] چنان‎که ملاحظه کردید روایات متعددی وارد شده است که امام زمان (عج) دارای همسر و اولاد می‎باشد.
۳٫ دعاها:
علاوه بر روایات و قواعد کلی، برخی دعاها نیز که از معصومین ( علیهم السّلام ) صادر شده، دلالت دارند بر این‎که برای حضرت اهل و عیال و فرزندانی است و در حق آنها دعا شده است. در این دعاها تعبیر «وُلد»، «ذرّیه»، «اهل‎بیت»، «آل‎بیت» به کار رفته، که همه این‎ها وجود فرزندان و همسر را برای آن حضرت اثبات می‎کند. ما به اختصار به دو دعا اشاره می‎کنیم:
الف:در دعایی که به هنگام وداع سرداب مقدّس وارد شده، چنین امده است: «و صلّ علی ولیّکَ و وُلاتِ عهدک و الائمهِ مِن وُلده…»[۷] «درود و سلام خود را به ولی امرت و اولیای هم پیمانت  و پیشوایان از فرزندانش بفرست…».
ب: دعایی را که امام رضا ( علیه السّلام ) تعلیم فرموده که در عصر غیبت خوانده شود چنین است: «اللهم اعطه فی نفسه و اهله و ولده و ذُرّیّته و اُمّته و جمیع رعیّته…»[۸] «بار خدایا! به او درباره خودش و اهلش و فرزندانش و امتش و همه رعیتش عطا بفرما…».[۹]
امّا کسانی که قائل به عدم وجود همسر و فرزندان برای امام زمان (عج) هستند (مانند: شیخ مفید، طبرسی، بیاضی،…) تمام ادله و سند احادیث و اسناد دعاها را ضعیف و غیرموثق و غیر قابل اعتنا می‎دانند[۱۰]. آنها نیز در مقابل این روایات یک روایت که مدعای انان را اثبات می‎کند آورده‎اند: آن روایت این است که: «علی بن حمزه به امام رضا ( علیه السّلام ) عرض کرد: که از پدرانت روایت کرده‎ایم که امام از دنیا نمی‎رود تا این‎که فرزندش را ببیند. حضرت فرمود: آیا در حدیث روایت کردید: الا القائم،به جز قائم؟ عرض کردم، بلی».[۱۱] ولی بزرگان شیعه، مانند محدث نوری،[۱۲] و شیخ طوسی،[۱۳] و… این روایت را با این بیان که امام زمان (عج) مانند سایرائمه(ع)، پسر امام ندارد ، نه آن‎که اصلاً پسر ندارد،تفسیر کرده اند.
علاوه بر مطالب فوق، شبهات دیگری نیز پیش می‎آید، مانند: اگر داشتن عمر طولانی، اختصاص به امام زمان (عج) دارد؛ آیا همسر امام (عج) از این عمر طولانی بهره‎مند است؟ یا این‎که حضرت دارای همسران متعدد است؟ فرزندان آن حضرت در کجا زندگی می‎کنند؟ … همه این شبهات سبب می‎شود، انسان به داشتن فرزند و همسر برای امام زمان(ع) با تردید نگاه کند. در نتیجه، با وجود این‎که، هر دو گروه برای خود دلیل‎هایی آورده‎اند، باز هم نمی‎توان به وجود یا عدم وجود همسر و اولاد برای امام زمان (عج) قطع و یقین پیدا کرد آن‎چه مهم است وجود مقدس آن حضرت است که هم‎چون، خورشید در پشت ابرها می‎درخشد و مردم از نعمت انوارش بهره‎مند می‎شوند.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱٫ سیمای آفتاب، نویسنده:حبیب‎الله طاهری، انتشارات مشهور، ص ۴۹۸ـ۴۹۴٫
۲٫ جزیره خضراء، نویسنده:سید جعفر مرتضی عاملی،قم، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم ، ص ۲۲۵ـ۲۱۷٫
۳٫ زندگانی حضرت صاحب‎الزمان(ع)، نویسنده:حسین عمادزاده، انتشارات محمودی، ششم.
۴٫ ،دادگستر جهان،نویسنده: ابراهیم امینی قم،شفق،شانزدهم،۱۳۷۶٫

پی نوشت:
[۱] . میرزا حسین نوری،نجم الثاقب، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چ ۱، ص ۲۲۴٫
[۲] . نهاوندی، العبقری الحسان، ج ۲، ص ۱۳۴٫
[۳] . میر زا حسین نوری، همان، ص ۲۲۵٫
[۴] . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، داراحیاء التراث العربی، دوم ، ۱۴۰۳ ق، ج ۵۳، ص ۱۴۹ـ۱۴۵ .
[۵] . محمد باقر مجلسی، همان، ج ۵۳، ص ۱۴۸٫
[۶] . میرزا حسین نوری،همان، ص ۲۲۵٫
[۷] . محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۲، ص ۲۲۸٫
[۸] . محمد باقر مجلسی، همان، ج ۹۵، ص ۳۳۲٫
[۹] . ر.ک: حبیب‎الله طاهری، سیمای آفتاب، قم،انتشارات مشهدی، اول ، ۱۳۷۸، ص ۴۹۸ـ۴۹۴٫
[۱۰] . جعفر مرتضی عاملی، جزیره الخضراء، ترجمه:محمد سپهری،قم، انتشارات دفتر تبلیغات، دوم، ۱۳۷۴، ص ۲۲۵ـ۲۱۷٫
[۱۱] . طوسی،الغیبه، قم،  معارف اسلامی، دوم ، ۱۴۱۷ ق، ص ۱۳۴٫
[۱۲] .میرزا حسین نوری، نجم الثاقب، ص ۲۲۶٫
[۱۳] . طوسی،همان، ص ۱۳۷٫

شمه ای از سیمای نورانی حضرت مهدی (ع)

شمه ای از سیمای نورانی حضرت مهدی (علیه السلام) را بیان کنید؟

غیبت حضرت صاحب الامر (علیه السلام) و طول عمر آن حضرت از جمله مسائلی است که گاه ممکن است از سوی برخی مورد شک قرار گیرد. لذا از آنجائی که ایمان به آن حضرت و وجود با برکت ایشان جزو ضروریات دین شمرده می شود، از این رو توسط معصومین (علیهم السّلام) اشارات فراوانی در مورد وجود مبارک حضرت مهدی(علیه السلام) صورت گرفته و از جنبه های مختلفی معرفی گردیده است تا مسلمین با آن حضرت احساس انس و الفت نمایند از جمله اخباری که وارد شده است، توصیف سیمای آن حضرت و مشخصات و خصوصیات ظاهری امام عصر (علیه السلام) می باشد که از میان این روایات به چند مورد اشاره می کنیم:
الف. بدن مبارک حضرت و چهره ایشان
۱. امام باقر (علیه السّلام) می فرماید: روزی عمر بن خطاب از امیر المؤمنین(علیه السلام) در مورد حضرت مهدی (علیه السلام) سؤال نمود. آن حضرت فرمودند: «او جوانی است چهار شانه، دارای صورتی زیبا، و موئی نیکو، موهای مبارکش بر شانه هایش ریخته، چهره اش آن چنان نورانی است که بر سیاهی محاسن و مویش غلبه می کند».[۱]
۲. و نیز حضرت علی (علیه السّلام) می فرمود: در آخر الزمان مردی از فرزندان من قیام می کند که چهره اش سفید آمیخته با سرخی است… .[۲]
۳. رسول خدا (صلّی الله علیه و اله) فرمود: «بر گونه راست مهدی خالی است که گویی ستاره ای درخشان می باشد»[۳] و نیز فرموده است «بر دست راست او خالی است».[۴]
۴. همچنین وقتی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله)  در مورد مهدی (علیه السلام) پرسیدند فرمود: مهدی (علیه السلام) مردی از اولاد من است. صورتی چون کوکب دری دارد. رنگ چهره اش بسان اعراب است امّا جسمش چون اجسام مردان بنی اسرائیل.»[۵] (هیکل درشت و قوی).
۵. و نیز رسول خدا(ص) فرموده است: مهدی پیشانی فراخ دارد و استخوان میانه بینی اش بر آمده است و چشمانی سرمه کشیده دارد…»[۶] (چشمانی سیاه و درشت).
۶. و نیز آن حضرت می فرماید: خداوند مردی از عترت مرا مبعوث خواهد کرد که دندانهای ثنایای او از هم فاصله دارد.»[۷]
ب. سن آن حضرت
۱. اباصلت هروی گوید از امام رضا (علیه السلام) در مورد مهدی(علیه السلام) پرسیدم. فرمود: از علامات او این است که سنش زیاد است امّا سیمائی جوان دارد آن گونه که هر کس به او نگاه کند او را مردی چهل ساله یا کمتر خواهد پنداشت. علامت دیگر او، این است که با گذشت زمان پیر و سالخورده نمی شود تا زمان رحلتش فرا رسد.»[۸]
۳. در همین راستا امام باقر (علیه السّلام) فرموده است: نه در موهای سر مهدی و نه در موهای ریش او تار سفیدی نخواهد بود.»[۹]
ج. قدرت حضرت صاحب الامر(علیه السلام)
چنان چه گذشت آن حضرت، بدنی قوی و درشت چون مردمان بنی اسرائیل دارد و قدرت او چنان است که رسول خدا ( صلّی الله علیه و آله ) فرموده: «قوت و قدرت ده مرد به مهدی داده شده است»[۱۰].
د. لباس و خوراک:
امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «او همواره لباسی خشن (نه حریری تن آسا) می پوشد و غذای غیر لذیذی دارد و نفس و جسم خود را در طاعت و عبادت الهی به رنج و زحمت می اندازد.»[۱۱]
هـ. شباهت به رسول اکرم ( صلّی الله علیه و آله ):
۱. پیامبر اکرم ( صلّی الله علیه و آله ) می فرماید: نهمین فرزند حسین، قائم خاندان من است. او شبیه ترین فرد به من در شمایل و گفتار و کردار است .»[۱۲]
۲. و نیز فرموده است: مهدی از فرزندان من است. نام او نام من است و کنیه او کنیه من است و از حیث خوی و خصلت و آفرینش از همه به من شبیه تر است.»
۳. همچنین در بیان سیره آن حضرت آمده است که: چونان امیر المؤمنین علی(علیه السلام) لباس می پوشد و چون او عمل می کند و سیره اش همانند سیره اوست.[۱۳]
هـ. همچنین ابن عباس در توصیف بهشتیان از پیامبر اکرم ( صلّی الله علیه و آله )نقل کرده که  می فرمود: مهدی طاووس اهل بهشت است.[۱۴] یعنی زیباترین اهل بهشت است که در دنیا به جمال او کسی نمی رسد ـ صلّی الله علیه و علی آبائه ـ.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱ـ. روزگاررهایی(یوم الخلاص) ،نویسنده:کامل سلیمان.ترجمه مهدی پور.
۲ـ ملاحم، نویسنده:سید بن طاووس.

پی نوشت:
[۱] . اربلی، کشف الغمه، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ق، ج ۳، ص ۲۶۲.
[۲] . طبرسی، اعلام الوری، قم، آل بیت، اول، ۱۴۱۷ق، ج ۲، ص ۲۹۴.
[۳] . اربلی، پیشین، ص ۲۸۷.
[۴] . طبسی ، الشیعه و الرجعه، ترجمه سید محمد میرشاه ولد، قم، انصاریان، ۱۳۷۱، ج ۱، ص ۲۳۷.
[۵] . صدوق،  شرح الاخبار، قم، مؤسسه نشر اسلامی، بی تا، ج ۳، ص ۳۷۸.
[۶] . طبسی، پیشین، ص ۲۳۷.
[۷] . اربلی، پیشین، ص ۲۸۹.
[۸] . طبرسی، پیشین، ص ۲۹۴.
[۹] .قاضی نعمان مغربی، ص ۳۷۹.
[۱۰] . همان.
[۱۱] . نعمانی، الغیبه، تهران، مکتبه الصدوق، بی تا، ص ۲۴۴.
[۱۲] . مجلسی، بحار الانوار،ج۵۳.
[۱۳] . احمد الرحمانی، امام علی ( علیه السّلام )، تهران، المنیر، ۱۴۱۷، ص ۶۲۰.
[۱۴] . اربلی، پیشین، ص ۲۸۲.

ارتباط امام زمان (عج) با حکومت‌های شیعی

اشاره:

در این سؤال باید به معنای کلمه “ارتباط” دقت شود. که اگر منظور از ارتباط رفت و آمد و یا مشاوره و مشورت دادن و حمایت علنی و سیاست‌گذاری و دخالت در امور سیاسی و نظامی حکومت‌ها، باشد امکان‌پذیر نیست، بنابراین ارتباط امام (عج) با حکومت‌های شیعی به معنی نظارت و هدایت و ارشاد مستقیم و یاری در درگیری‌ها نظامی غیر ممکن است. امّا اگر منظور از ارتباط حمایت‌های غیبی و امدادهای غیر ظاهر باشد بعید نیست که امام از شیعیان و حکومت‌های شیعی حمایت نمایند به دلیل این‌که روایاتی وجود دارد که حضرتش از حمایت خویش نسبت به شیعیان در دوران غیبت کبری خبر داده است. “… انا غیر مهملین لرعایتکم و لا ناسین لذکرکم و لولا ذلک لنزل بکم اللأواءُ و اصطلمکم الاعداء…” و “… فَانا یحیط علمنا بأنبائکم و لا یعزب عنا شیء من اخبارکم…” بنابراین امام (عج) از تمامی امور مسلمانان باخبر هستند و شیعیان را مورد لطف و دعای خویش قرار می‌دهند و آنها را مراعات می‌نمایند و طبیعی است هر حکومتی که در پی فراهم نمودن آمال و منویات حضرتش باشد مورد حمایت‌های معنوی حضرت صاحب‌الامر باست، و تنها ارتباطی که می‌توان درباره حضرتش نسبت به حکومت‌های شیعه در طول تاریخ تصور کرد حمایت‌های معنوی است از علمای شیعه که در امور حکومت در طول تاریخ دخالت داشته‌اند، همان‌طوریکه علی بن یقطین در خلافت عباسیان مورد حمایت سرّی امام کاظم ـ علیه‌السّلام ـ بود.[۱] پس ارتباط به معنی دقیق و آمد و شد و دخالت در امور بطور مستقیم امکان نداشته ولی ارتباط به معنای حمایت‌های معنوی از شیعه متصور است چون در زمان ائمه دیگر نیز چنین حمایتی واقع شده است.
در طول تاریخ اگر تمام حکومت‌های شیعه را در دوران غیبت برشماریم بسیار محدود است که با نام دولت شیعی آل‌بویه، حکومت شیعی سربداران، و حکومت شیعی صفویان که گسترده‌ترین و قوی‌ترین دولت شیعی در طول تاریخ بوده است که شاید سردمداران این حکومت‌ها مورد تأیید امام (عج) نبوده باشند ولی علمای بزرگی که در این دولت‌ها مخصوصاً در آل‌بویه و صفویه به شیعه خدمت کرده‌اند مورد عنایت و توجّه حضرت ولی‌عصر (عج) بوده و از طرف آن حضرت حمایت شده‌اند.
پس درباره ارتباط امام عصر (عج) با حکومت‌ها اولاً‌ باید بدانیم که رابطه امام نسبت به حکومت‌های شیعه و هر حکومت دیگر نمی‌تواند مستقیماً و دوجانبه باشد و اساساً ارتباط در این مورد مصداق ندارد. ثانیاً امام تا به حال علاوه بر حکومت‌های شیعی بطور مستقیم با هیچ احدی ارتباطی نداشته است که شناخته شود (در دوران غیبت کبری) ثالثاً امام حمایت‌های معنوی خویش را از شیعیان دریغ نمی‌فرماید و همیشه در حل مشکلات جوامع اسلامی و در کل مشکلات علمای شیعه حمایت و عنایت داشته است. و از روایات معتبر زیادی می‌توان نتیجه گرفت که امام نسبت به هیچ دولت و حکومتی عهد و بیعت و تبعیت نداشته و نخواهد داشت و تحت هیچ حکومتی زندگی نمی‌کند و بطور مطلق هیچ حکومتی را مورد تأیید قرار نمی‌دهد و فقط در انتظار فرج و تشکیل حکومت جهانی عدالت‌گستر خویش است. روایاتی که بیعت و عهد را از حضرتش نسبت به حکومت‌ها نفی می‌کند برای نمونه به چند مورد اشاره می‌شود: “یقوم القائم و لیس فی عنقه بیعهُ لاحدٍ…”[۲] و “یقوم القائم و لیس لاَحد فی عنقه عقدٌ و لا عهدٌ و لا بیعهُ…” و “… صاحب هذا الامر لیس لاحدٍ فی عنقه عهد و لا عقد و لا ذمّه…” از این روایت می‌توان استنباط کرد که حضرت صاحب ـ علیه‌السّلام ـ نسبت به هیچ حکومت و حاکمی تعهد و بیعت برگردن ندارد، لذا ارتباطی با هیچ حکومت بطور مستقیم برای آن حضرت نمی‌توان تصور و ممکن دانست و تنها می‌توان معتقد بود که حضرتش در پرده غیبت از انسان‌های مؤمن و صالح و شیعیان خالص و علمای اسلام و فقهای شیعه حمایت و پشتیبانی می‌نماید.

 پی نوشت:
[۱] . شیخ طوسی، اختیار معرفه الرجال، تحقیق، مصطفوی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، مشهد، ص ۴۳۳، و مجلسی بحارالانوار، ج ۴۸، چاپ سوم، اسلامیه، تهران ۷۳، ص ۱۵۸٫
[۲] . لطف‌الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، چاپ هفتم، قم، مکتبه الداوری، بی‌تاریخ، ص ۲۸۹٫

زنده بودن امام زمان (ع)

اشاره:

یکی از مسائلی که جزئیات آن مورد اختلاف شیعه و اهل سنت می باشد مسئله مهدویت است. این مسئله دارای ابعاد مختلفی می‌باشد، که عبارتند از: ۱- اصل مهدویت و انتظار ظهور امام زمان (ع)،  ۲- امامت امام زمان (ع) درسن پنج سالگی و طول عمر امام زمان (ع)،   ۳- فلسفه عقیده شیعه به وجود امام زمان ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ . مسئله اول نه تنها مورد اتفاق شیعه و اهل سنت می‌باشد بلکه تمام ملل و فرق و ادیان، منتظر ظهور مصلحی کل می‌باشند تا در آخر الزمان بر این عالم حکومت کند و بشریت را از ظلم رهایی بخشد. در زبور داود(ع)در این باره می‌خوانیم که: « … اما منتظران خداوند وارث زمین خواهند بود. هان بعد از اندکی شریر نخواهد بود…اما صالحان را خداوند تایید می‌کند… زیرا آنانکه از وی برکت یابند وارث زمین گردند…. و اما نسل شریر منقطع خواهد شد، صالحان وارث زمین خواهند بود و … [۱]».
در این باب ، زبور داود(ع)از ظلم و ستم و شر، سخن به میان آورده است و بیان شده که شر و ستم از بین خواهد رفت و صالحان وارث زمین خواهند شد. قرآن مجید نیز از این واقعه از زبور خبر داده و فرموده است: «ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون»[۲]. (ما در زبور نوشتیم که بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد.)
در اناجیل اربعه نیز از آمدن «پسر انسان» خبر داده شده است و به مردم دستور انتظار داده شده است[۳].
دراسلام نیز بر اساس آیات و روایات نبوی مردم باید به انتظار روزی باشند که شخصی از اهل بیت پیامبر(ص) و از فرزندان فاطمه(س) ظهور کند و بساط ظلم و ستم را برچیند و جهان را پر از عدل و داد نماید.
این عقیده در اسلام امری مسلم و غیر قابل انکار می‌باشد. تا جایی که محی الدین عربی حنفی در فتوحات مکیه جلد ۳ باب ۳۶۶ تحت عنوان «وزراء المهدی ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ » بحث مفصلی را مطرح کرده و حتی شمائل حضرت را توضیح داده و به نام مبارک او اشاره می‌کند.
ابن حجر در کتاب «الصواعق المحرقه» در شرح حال ائمه دوازده گانه(ع) به تفصیل سخن گفته و بابی به نام «الایات التی وردت فی ذریه فاطمه (س) » و «الایات التی وردت فی فضائل اهل البیت(ع)» آورده است و در رابطه با حضرت مهدی ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ آیات زیادی را مطرح کرده است.
در سنن ابی داود که یکی از کتب صحاح اهل سنت است بابی در این رابطه به نام «کتاب المهدی» موجود است. در سایر کتب و صحاح اهل سنت نیز روایات زیادی در این باره ذکر شده است. در این‌جا تنها به نقل سه روایت اکتفا می‌کنیم و اهل تحقیق را به کتابهای مفصل در این زمینه ارجاع می‌دهیم:
۱ـ در روایات نبوی در بسیاری از کتب اهل سنت آمده است که: «لاتقوم الساعه حتی یلی رجل من اهل بیتی یواطئ اسمه اسمی»[۴]. (قیامت بر پا نمی‌شود مگر این‌که مردی از اهل بیت من که نام او همانند نام من(محمد)است زمام امور را در دست گیرد).
۲ـ جابر بن سمره نقل می‌کند که : «قال النبی ـ صلی‌الله‌ علیه و آله ـ : یکون اثنا عشر امیراً کلهم من قریش»[۵]. (بعد از من دوازده امیر که همگی از قریش می‌باشند خواهند آمد).
۳ـ رسول خدا ـ صلی‌الله‌ علیه و آله ـ فرمود که: «المهدی من ولد فاطمه»[۶].(مهدی (ع) از فرزندان فاطمه(س)است.
اما مسئله دوم و سوم مورد اختلاف شیعه و اهل سنت قرار گرفته است. از این دو مسئله، مسئله دوم بیشتر مورد نزاع و بحث قرار گرفته است. مسئله دوم خود به دو بخش تقسیم می‌شود.
الف: امامت حضرت مهدی ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ در سن پنج سالگی ب: طول عمر آن حضرت.
چون شبهه در رابطه با طول عمر آن‌حضرت می‌باشد در این جا به طور اختصار به این قسمت پرداخته می‌شود تاجواب بخش سوم هم روشن شود.
در رابطه با این مسئله ما از طریق قرآن و حقایق دینی سخن می‌گوئیم. این مطلب که امام زمان ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ در سرداب از دنیا رفته است نیازمند به دلیل و برهان است و در منابع اهل سنت دلیل مورد اعتمادی بر آن وجود ندارد. علاوه بر این از آن جا که فرض بر این است که طرف سخن و صاحب شبهه کسانی هستند که قرآن را پذیرفته و به حقانیت آن معتقدند، می‌گوئیم نباید برای شما عمر طولانی یک ولی از اولیای خدا مایه تعجب باشد، زیرا قرآن کریم درباره افراد گوناگون عمرهای طولانی ذکر کرده است. در رابطه با حضرت نوح ـ علیه السلام ـ می‌خوانیم که او تنها قبل از طوفان نهصد و پنجاه سال در بین قومش بوده و پس از طوفان هم مدتی زنده بوده است. «فلبث فیهم الف سنه الا خمسین عاماً[۷]» تا جایی که در تاریخ عمر حضرت نوح ـ علیه السلام ـ را ۲۵۰۰ سال هم گفته‌اند.
هم‌چنین در رابطه با حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ وفتی یهودیان گفتند که ما او را به دار آویخته‌ایم، قرآن کریم نظر آن‌ها را رد می‌کند و می‌فرماید: «خداوند عیسی را به آسمان برده است» «و ما قتلوه یقیناً بل رفعه الله الیه[۸]» (او یقیناً کشته نشده بلکه خدا او را به سوی خود بالا برده است). بنا براین طبق آیات فوق و روایات زیادی که در این باره از پیامبر اسلام ـ صلی‌الله‌ علیه و آله ـ وارد شده است حضرت نوح ـ علیه السلام ـ عمری طولانی داشته و حضرت عیسی(ع) نیز در حدود دو هزار سال است که زنده است. پس چگونه نسبت به عمر امام زمان ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ این همه خدشه وارد می‌شود و آن را بعید فرض می‌کنند؟ به علاوه در تاریخ معمّرین بسیاری را نام برده‌اند که هر یک با این‌که بعضی ولی خدا نبوده‌اند عمرهای طولانی داشته‌اند. بالا تر از همه این‌ها، ما که خدا را قادر مطلق می‌دانیم چه بعدی دارد که روی مصالحی خداوند ولی خود را در مدتی طولانی حفظ نماید و او را دور از دسترس دیگران و غایب از دید مردم نگه بدارد و از این طریق بندگان خود را آزمایش نماید.
به هر حال مهم این است که از نظر قرآن کریم عمر طولانی برای یک انسان ممکن است و تعجب این است که کسانی که به آیات فوق عقیده دارند به طول عمر امام عصر ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ به شدت اعتراض می‌کنند و آن را منکر می شوند در حالی که وقتی چیزی ممکن شد، فرقی بین مصادیق آن نمی‌باشد.
حال عیسی ـ علیه السلام ـ زنده بماند یا مهدی موعود ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ هر دو برای خدا ممکن است و مانعی ندارد.

توضیح:
۱ـ کتب زیادی درباره امام زمان ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ و طول عمر آن حضرت نوشته شده است و به روایات زیادی استناد شده است. برای آگاهی بیشتر از این روایات به کتاب‌هایی از قبیل بحار الانوار،علامه مجلسی، منتخب الاثر، لطف الله صافی، العبقری الحسان، مرحوم نهاوندی ، احقاق الحق، قاضی نور الله شوشتری و خورشید مغرب، محمدرضا حکیمی و … مراجعه شود. در این کتب روایات زیادی از طریق شیعه و اهل سنت در این موضوع بیان شده است.
۲ـ آیه الله امامی کاشانی در خطبه نماز جمعه تهران گفت:
« … من در حال جمع آوری روایات مربوط به وجود حضرت صاحب الامر ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ و بررسی آن‌ها از لحاظ سند هستم و تاکنون هزار و سی و شش حدیث از دوهزار و پانصد راوی در رابطه با ولادت حضرت حجت ـ عجل ‌الله تعالی فرجه ‌الشریف ـ و این‌که او فرزند بلا فصل امام عسکری ـ علیه السلام ـ است و فعلاً زنده و موجود است، به دست آورده ام. در بین این احادیث سیصد حدیث از لحاظ سند صحیح است و در بین راویان هشتصد نفر از بزرگان جهان اسلام از شیعه و سنی هستند و … »[۹]

پی نوشت:
[۱] . کتاب مقدس، کتاب مزامیر داود، مزمور ۳۷، آیه ۹ به بعد.
[۲] . انبیاء، آیه ۱۰۵٫
[۳] . رجوع شود به: انجیل متی باب ۲۴، آیات ۴۰ و ۴۵ ـ انجیل مقدس، باب ۱۳، آیه ۲۷ ـ انجیل لوقا، باب ۱۳، آیات ۳۷ تا ۴۱ ـ انجیل یوحنا، باب ۱۴ ـ آیه ۳۰٫
[۴] . مسند احمدبن حنبل، ج۱، ص ۳۷۶و سنن ابی داود سجستانی،  ج۴، ص ۱۰۶ و صحیح ترمذی، ج۴، ص ۵۰۵ و … .
[۵] . صحیخ نجاری، مصر، ۱۳۵۵ ق ،ج۴ ،کتاب الاحکام،  ص ۱۷۵،و صحیح مسلم ، مصر، ۱۳۴۸، ج ۲، کتاب الاماره،باب الناس تبع لقزیش و الخلافه لقریش،  ص ۱۹۱، صحیح ترمذی، ج ۲، ص ۴۵ و … .
[۶] . در بیشتر کتب اهل سنت از قبیل سنن ابی داود ج ۴ و مستدرک حاکم نیشابوری جلد ۴ در جاهای مختلف ذکر شده است.
[۷] . عنکبوت، آیه ۱۴٫
[۸] . نساء، آیه ۱۵۸٫
[۹].  در تاریخ ۸/۱۰/۷۴ مطابق با ششم شعبان ۱۴۱۶

سیره و روش حکومتی امام زمان (ع)

اشاره:

 سیره حکومتی امام زمان  (ع) و پیامبر (ص)و ائمه (ع) فرقی وجود ندارد. احادیث بسیاری دلالت می‌کند که سیره و رفتار مهدی (ع) همان سیره و رفتار جدش رسول خدا (ص) است. از باب نمونه به چند روایت اشاره می‌کنیم:پیامبر  (ص)فرمود: فردی از اهل بیت من قیام می‌کند و به سنت و روش من عمل می‌نماید[۱] و فرمود: قائم از فرزندان من، هم‌نام و هم‌کنیه من است، خُویش خُوی من و رفتارش رفتار من می‌باشد. مردم را به طاعت و دین من وادار نماید و به سوی قرآن دعوتشان می‌کند.[۲] همچنین یکی از دوستان امام صادق  (ع)به نام عبدالله‌بن عطا می‌گوید: از امام(ع) پرسیدم روش و سیره مهدی (ع) چگونه است؟ امام فرمود: همان کار و سیره‌ای که رسول خدا  (ص)انجام داد او انجام می‌دهد.

دسته ای از روایات نیز به تغییرات اساسی تاکید دارند؛
۱- امام صادق  (ع)فرمود: «آنگاه اسلام را از نو بنا می‌کند»[۳].
۲- ابوخدیجه از امام صادق(ع)نقل کرده که حضرت می فرماید:هنگامی‌که قائم ظهور کرد با امر جدیدی خواهد آمد چنانچه رسول خدا (ع)در آغاز اسلام مردم را به امر جدید دعوت می‌کرد.[۴]
۳- امام صادق  (ع) فرمود: هنگامی‌که قائم ظهور کند با امر جدید و کتاب جدید و رفتار و قضاوت تازه ظهور می‌کند که بر عرب سخت است.[۵]
آیت الله ابراهیم امینی در تفسیر این روایات می‌فرماید: در زمان غیبت بدعت هایی در دین گذاشته می‌شود و احکامی از قرآن و اسلام بر طبق میل مردم تاویل و تفسیر می‌شود. بسیاری از حدود و احکام چنان فراموش می‌شود که گویا اصلاً از اسلام نبوده است. وقتی مهدی (ع) ظهور کرد بدعت‌ها را ابطال می‌کند و احکام خدا را به همان جور که صادر شده ظاهر می‌نماید. حدود اسلامی را بدون سهل‌انگاری اجرا می‌کند و معلوم است که چنین برنامه‌ای کاملاً برای مردم تازگی دارد. مردمی که ارکان و اصول مسلم اسلام را رها کرده، به بعض ظواهر آن اکتفا نموده‌اند، در بازار و کوچه و خیابان و خانه اثری از اسلامشان پیدا نیست، اخلاقیات و دستورات اجتماعی را اصلا از اسلام محسوب نمی‌دارند. صفات زشت در نظرشان هیچ اهمیت ندارد، محرمات الهی را با حیله‌های گوناگون جائز می‌شمارند، از قرآن فقط به ظواهر قرائت اکتفا می‌کنند . اگر امام زمان  (ع) ظاهر شود و به آنان بگوید: شما از حقیقت و گوهر دین دور افتاده‌اید و آیات قرآن و احادیث پیغمبر(ص) را بر خلاف واقع تفسیر و تاویل کرده‌اید، چرا حقیقت اسلام را رها کرده به ظواهرش قناعت کردید؟ شما اعمال و رفتارتان را با دین تطبیق نکرده‌اید، باید دستورات اخلاقی و اجتماعی اسلام را عمل کنید و خلاف واجب را انجام دهید و فلان بدعت را رها کنید، چنین دین و برنامه‌ای برایشان تازگی داشته از آن وحشت می‌کنند و اصلاً‌ اسلامش نمی‌دانند زیرا اسلام را جور دیگر تصور کرده بودند.
آیت الله ناصر مکارم شیرازی در این رابطه می‌فرماید:
روشن است که تازگی این برنامه‌ها و روش‌ها و وراثت‎ها نه به خاطر آن است که مذهب جدیدی با خود می‌آورد بلکه آن چنان اسلام را از میان انبوه خرافات و تحریف ها و تفسیرهای نادرست و تلقی‌های غلط بیرون می‌آورد که بنایی کاملاً نو و جدید جلوه می‌کند. یکی از رسالت های آن حضرت پیدایش اسلام از همین وصله‌ها و پیرایه‌ها و به تعبیر دیگر نوسازی و تجدید بنای کاخ شکوهمند آن است که مجموعه این نوسازی در عرصه‌های مختلف اعتقادات، اخلاقیات، اجتماعیات و فرهنگ و سیاست آن چنان زیاد و دگرگون کننده است که درپاره‌ای از روایات از آن به «دین جدید» یا «روش جدید» تعبیر شده است. و داوری کردن او بر طبق قانون دادرسی محمد   (ص)و داود(ع) و سلیمان (ع) گویا اشاره به این نکته لطیف است که او هم از موازین ظاهری دادرسی‌ اسلامی همچون اقرار و گواهی گواهان و مانند آن استفاده می‌کندو هم از طریق روانی و علمی برای کشف مجرمان اصلی، آنچنان که پاره‌ای از نمونه‌های آن از عصر داود  (ع) نقل شده است. به علاوه در عصر او به موازات پیشرفت علوم و دانش‌ها و تکنیک ها و صنعت آن قدر وسایل کشف جرم تکامل می‌یابد که کمتر مجرمی می‌تواند ردپایی که با آن شناخته شود از خود به جا نگذارد.
لذا آیه الله مکارم شیرازی برای تاکید این مطلب می‌گوید:
برای چندمین بار تکرار می‌کنم این اشتباه است اگر ما تصور کنیم که در عصر حکومت او همه این مسایل از طریق اعجاز حل می‌شود چرا که اعجاز حکم یک استثناء را دارد و برای مواقع ضروری، و مخصوصاً اثبات حقانیت دعوت پیامبر   (ص)است نه برای تنظیم زندگی روزمره و جریان عادی زندگی، که هیچ پیامبری برای این مقصد از معجزه استفاده نکرده است. بنابراین مسیر حکومت جهانی او از همان نمونه است نه اعجاز!
بنابر این به خاطر پیرایه‌هایی که در طول تاریخ توسط زمامداران نالایق و دیگران به اسلام بسته‌اند و بدعت‌ها و تحریفات زیادی که شده اگر امام(ع) حقیقت را آشکار کند مردم خیال می‌کنند مکتب جدید، روش جدید و قضاوت جدیدی غیر از اسلام آورده است وگرنه  سیره وروش حضرت مهدی (ع) درحکومت داری همان سیره و روش پیامبر   (ص)و علی  (ع) است.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱- انقلاب جهانی مهدی  (ع)، نویسنده:آیت الله ناصر مکارم شیرازی، انتشارات هدف.
۲- دادگستر جهان، نویسنده:آیت الله ابراهیم امینی،قم، انتشارات شفق.
۳- حضرت مهدی  (ع) فروغ تابان ولایت، نویسنده:محمد محمدی اشتهاردی، انتشارات مسجد مقدس جمکران.
۴- امام زمان (ع) ، نویسنده:آیت صافی گلپایگانی.

پی نوشت:
[۱]-محمد باقرمجلسی، بحار الانوار ج ۵۱ ص ۸۲٫
[۲]-شیخ حر عاملی، اثبات الهداه، ج ۷، ص ۵۲٫
[۳]-محمد باقر مجلسی،همان، ج ۵۲، ص ۳۵۲٫
[۴]-شیخ حر عاملی، همان، ج ۷، ص ۱۱۰٫
[۵]-شیخ حر عاملی، همان، ج ۷، ۸۳٫