شیعه (جعفریه یا اثنا عشریه) در ترکیه

 

اشاره:

در ترکیه کنونی حدود یک میلیون جعفری مذهب وجود دارد. اکثریت این شیعیان در جنگ جهانی اول از ایران، آذربایجان و ارمنستان وارد سرزمین ترکیه شدند. عده دیگری از آنان هم بعد از جنگ جهانی دوم از روسیه فرار کردند و از طریق دولت آلمان به ترکیه مهاجرت نمودند. جعفری های دیگر ترکیه را هم مستبصران تشکیل می دهند. در این دو دهه اخیر، جوانان شافعی، مذهب جعفریه را پذیرفته اند.

در سالهای بعد از ۱۹۷۰م، شیعیان برای اشتغال از دو شهر ترکیه (قارص و اغدیر) به شهرهای بزرگ ترکیه و نیز خارج از کشور، به ویژه آلمان مهاجرت کردند. همچنین در زمان درگیری ارتش و پ.ک.ک. جعفری ها باز هم به غرب ترکیه کوچ کردند و این موجب شد نام جعفریه در ترکیه بر زبان ها بیفتد. شهر هم مرز ایران، قارص، پیش تر مرکز شیعیان ترکیه به حساب می آمد، ولی امروزه مرکز آنان استانبول است.

بعد از انقلاب اسلامی ایران، شیعیان نیز مانند سایر مذاهب ترکیه، مشغول فعالیت شدند. در سال ۱۹۸۹م در استانبول فقط یک مسجد از آن شیعه بود و آن هم به ایرانیان تعلق داشت، ولی امروزه در استانبول بیش از سی مسجد جعفریه وجود دارد. همچنین در شهرهای مختلف کشور، اعم از آنکارا، بورسا، ازمیر، قارص و اغدیر بیش از ۲۵۰ مسجد شیعه برای عبادت باز است. اما متأسفانه نماز در بین جوانان شیعه، همانند نماز در میان جوانان اهل سنت و حتی بدتر از آن است. مساجد اغلب محل نگهداری سالمندان اند و اندکی از جوانان نماز را به جا می آورند.

آنچه موجب بیشتر شناخته شدن جعفری ها در ترکیه شده، عاشورای حسینی بوده است. در آغاز جعفری ها فقط در دو شهر هم مرز ایران این مراسم را به جا می آوردند و آیین قمه زنی و زنجیر زنی آنان در شبکه های تلویزیونی کشور پخش می شد، ولی بعد از پراکنده شدن شیعیان در ترکیه و همراه با برگزاری مجالس و آیین های عاشورا در خیابان ها و مساجد، شیعیان مورد توجه بیشتر رسانه ها قرار گرفتند.

مردم ترکیه بیش از این جعفری ها را منسوب به طریقتی قدیمی می دانستند، اما امروزه عده بسیاری از مردم، جعفریه را به عنوان یک مذهب بزرگ اسلامی قبول دارند. امروزه در استانبول یک میدان بزرگ به نام میدان عاشورا وجود دارد که شیعیان ترکیه آن زمین را از دولت برای پنجاه سال کرایه کرده اند. از سالهای گذشته در آن میدان، در روز عاشورا مراسم بزرگی برگزار می شود. در آن روز، در شهرهای مختلف ترکیه نیز دهها هزار نفر با صدای «لبیک یا حسین» و «علی ولی الله» زمین و آسمان را می لرزانند.

چند هفته پیش بزرگان شیعه ترکیه در استانبول گرد آمدند که برای حل مسائل و مشکلات خود چاره اندیشی کنند. همچنین در سال ۲۰۰۳ در استانبول، یکی از اهل سنت با بیان سخنان تحریک آمیز، به جعفریان ترکیه و جهان اهانت کرد و آنان را به اعتراض درآورد. شیعیان نیز در یک میدان بزرگ استانبول علیه او تظاهرات کردند و این موجب شد که آن شخص از جعفری ها عذرخواهی کند.(۲۰)

در سالهای پیش مراسم شیعیان به علت قمه زدن با جاری شدن خون همراه بود، ولی امروزه آنان با شعار «خون نریز، خون بده»، با هلال احمر ترکیه مشارکت می کنند که سال گذشته نیز این کار با موفقیت انجام شد.(۲۱) شهر اغدیر در عاشورای حسینی با تعطیلی گسترده مدارس دولتی، اتوبوسرانی، شبکه های تلویزیونی آن شهر و… همراه است.

شیعیان و علویان ترکیه که نزدیک به بیست میلیون جمعیت ترکیه را تشکیل می دهند، سعی بر آن دارند که روز عاشورا را به عنوان تعطیل رسمی کشور ثبت کنند. متأسفانه در بین شیعیان ترکیه اتحاد وجود ندارد و آنان به چند گروه «زینبیه جیلر» (مسجدی در استانبول)، «کوثر جیلر» (انتشارات اسلامی جعفریان ترکیه) و «سایانجیلر» (روحانی مسجد استانبول) تقسیم شده اند.

امروزه به مدد الطاف الهی و تلاش های فردی و جمعی شیعیان و روحانیان شیعه، تشیع اندک اندک در ترکیه گسترش می یابد. مؤسسه ای به نام کوثر در استانبول وجود دارد که امروز پنجاه و هشتمین کتاب خود را به زبان ترکی به چاپ رسانده است. همچنین مجلات و روزنامه های مخصوص شیعه و علویان در ترکیه وجود دارد. علاوه بر این، بعضی از مؤسسات اهل سنت، اندیشه ها و آثار امام خمینی، علی شریعتی، مرتضی مطهری، جوادی آملی و… را ترجمه و چاپ می کنند که همین موجب گسترش افکار شیعه می شود.

در بین جعفری های ترکیه رفتن به مراکز مقدس شیعه رسم است، زیارت کربلا و مشهد رواج دارد و هزاران نفر برای زیارت قبور ائمه(ع) به خارج از کشور می روند.

 پی نوشت:

www.fortunecity.co.uk Fetullah Gulen Grubu 2001.

  1. www.haberbilgi.com Rusen Cakir NTV Magazin 2001.

موقعیت جغرافیایی شیعیان در کشورافغانستان

اشاره:

کشور افغانستان در بخش جنوب غربی آسیا و با وسعتی معادل ۶۴۷/۴۹۷ کیلومتر مربع است که در شمال، با سه کشور آسیای میانه (تاجیکستان، ازبکستان و ترکمستان) مرزی به طول ۲/۳۸۴ کیلومتر و در منتهی الیه شمال شرقی، از طریق تنگه ی «واخان» با ایالت «سین کیانگ» کشور چین مرزی به طول ۴۰کیلومتر، با ایران ۸۵۰ کیلومتر و با پاکستان، جامو و کشمیر ۲/۲۴۰ کیلومتر مرز مشترک دارد. (۱) به لحاظ تنوع قومی، افغانستان سیمای ناهمگونی دارد؛ اقوام و نژادهای گوناگون مانند «پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک، ترکمن و قزلباش» با هم زندگی می کنند.

بدون شک، افغانستان در دو دهه ی اخیر، از بحرانی ترین کشورهای منطقه و جهان محسوب می شود. موقعیت استراتژیک این کشور و دخالت بیگانگان، سیمای ناهمگون قومی، شکاف های مذهبی، و ظهور جریانات تندروی مذهبی، بخصوص دیدگاه ارتجاعی طالبان را می توان به عنوان زمینه های بحران ذکر کرد که منجر به ناامنی و جنگ در افغانستان شده است. در حال حاضر، علاوه بر مسئله ی امنیت، مهم ترین مشکل و مسئله ی اجتماعی افغانستان، بحران هویت ملی است؛ زیرا افغانستان دارای یک جامعه ی چند پارچه است، تنوع و ناهمگونی اقوام و فقدان همکاری های وحدت بخش موجب شده است روند ملیت سازی در این کشور نتواند بحران را پشت سر بگذارد. (۲)
پراکندگی جغرافیایی شیعیان: توزیع جمعیت شیعیان در افغانستان در سه منطقه، به شرح ذیل است: (۳)
الف. شیعیان هزاره جات؛ این منطقه در قلب افغانستان واقع شده و شامل استان های «بامیان، غزنی، ارزگان، غور، جوزجان، سمنگان» و قسمتی از «بلخ» است. در افغانستان، موقعیت جغرافیایی و محل زندگی شیعیان به شدت از مسائل مذهبی متأثر بوده است. بسیاری از شیعیان، که اکنون در قلب افغانستان و ارتفاعات مرکزی زندگی می کنند، از روی میل و علاقه آنجا را برای زندگی انتخاب نکرده اند، بلکه فشار حکومت مرکزی، بخصوص سیاست کوچ اجباری، آنها را از دامنه ی کوه ها به داخل ارتفاعات سوق داده که به لحاظ دفاعی، به خاطر گردنه های صعب العبور، مناسب به نظر می رسد، اما شرایط زندگی در آنجا سخت است.
ب. شیعیان کابل که به دو دسته ی عمده ی قومی تقسیم می شوند:
اول. قزلباش ها که از زمان تصرف کابل توسط نادرشاه در همان جا ساکن شدند و در بعضی مقاطع، نقش مهمی در جریانات تاریخی داشته اند.
دوم. هزاره ها که به دلیل شرایط دشوار زندگی در هزاره جات، سرکوب مضاعف حکومتی و کمبود عمومی تسهیلات اولیه، مثل بیمارستان و مدرسه به کابل مهاجرت کرده اند.
ج . شیعیان شمال؛ ناحیه ی ترکستان افغانستان یا همان (ساحه شمال) از مناطقی است که به جرئت، می توان گفت: ۵۰ درصد جمعیت آن، بخصوص در استان های بلخ و جوزجان، متعلق به شیعیان است.
وضعیت سیاسی . اقتصادی شیعیان: شیعیان افغانستان از دیرباز، شهروندان درجه دو و بلکه پایین تر از آن شناخته شده اند و هیچ گاه با حاکمیت سیاسی کشور به علت حمایت مذهبی از اهل سنت و تحت فشار قرار دادن شیعیان، احساس هم سویی نداشته اند. از نظر فرهنگی و اقتصادی، مناطق شیعه نشین از زمان حاکمیت عبدالرحمان خان، که یکی از تاریک ترین مقاطع تاریخ کشور افغانستان از نظر کشتار، ویرانی و غارت مردم است، تاکنون از مناطق اهل سنت جدا بوده و با اختصاص دادن همه ی امکانات معیشتی و رفاهی به برادران اهل سنت، بی عدالتی و محرومیت اقتصادی و سیاسی برای شیعیان به ارمغان آورده است. این سیاست، که توسط حکام و زمام داران پس از وی نیز دنبال شده، بی تردید، تعارض مذهبی میان تشیع و تسنن را عمیق تر ساخته، زمینه های نارضایتی مردم و به ویژه شیعیان را از حکام مستبد فراهم آورده است. اما شیعیان، که به سیاست قوم محورانه و تبعیض مذهبی دولت های مستبد افغانستان واقف بوده اند، هیچ گاه در هم سویی با حاکمیت سیاسی کشور قرار نگرفته و همواره موضعی منفی و متعارض با دستگاه حاکم داشته اند. (۴)

پی‌نوشت:

۱. عزت الله عزتی، جغرافیایی سیاسی جهان اسلام، ص ۱۲۰٫
۲. رضا حسینی، «شیعیان افغانستان»، فصل نامه ی شیعه شناسی، ش ۵، ص ۱۶۰٫
۳. همان، ص ۱۶۵٫
۴. سید عبدالقیوم سجادی، جامعه شناسی سیاسی افغانستان، ص ۱۰۲.۱۰۵٫

منبع: کتاب ژئوپلیتیک شیعه و نگرانی غرب از انقلاب اسلامی

امارات متحده عربی و جایگاه شیعیان

اشاره:

امارات متحده عربی، در انتهای جنوب شرقی شبه جزیره عربستان، بر کرانه جنوبی خلیج فارس قرار گرفته و از شعم در کرانه ی جنوبی دهانه ی تنگه ی هرمز، تا خور العدید در جنوب شرقی شبه جزیره قطر امتداد دارد. این کشور از هفت امارت ابوظبی، دوبی، رأس الخیمه، عجمان، شارجه، ام القوین و فجیره تشکیل شده است. امارت، ۷/۷۰۰ کیلومتر مربع وسعت و ۳/۷۵۴/۰۰۰ نفر سکنه دارد و هشتاد درصد جمعیت آن را مهاجران به وجود آورده اند که غالباً آسیایی هستند. با این حال، ۴۲ درصد آن ها عرب و پنجاه درصد آن را مهاجران ایرانی، پاکستانی و هندی تشکیل داده اند. دین رسمی آن اسلام است و ۹۷ درصد مسلمان و بقیه مسیحی اند. از کل مسلمانان، حدود هفت درصد شیعه هستند.
این شیخ نشین ها تا قبل از سلطه ی انگلستان، جزء امپراتوری عثمانی بود و با ضعف تدریجی این امپراتوری، تسلط انگلستان بر آن آغاز شد. در سال ۱۳۴۷ ش، دولت یاد شده به دلیل گرفتاری های اقتصادی و سیاسی و نیز توافق با آمریکا، اعلام کرد که تا سال ۱۳۵۰ ش نیروهای خود را از شرق سوئد فرا خواهد خواند. پس از خروج بریتانیا، اجتماعی با شرکت حاکمان امارات به وجود آمد و طرح موافقت نامه ی تأسیس اتحادیه امارات متحده عربی تهیه گردید. بر این اساس، عالی ترین قدرت امارات، شورای عالی است که از اجتماع حاکمان هفت امیرنشین تشکیل شده است و یک رئیس و یک نائب رئیس دارد، که از سوی اعضای شورای عالی و از میان خود آن ها به مدت پنج سال انتخاب می شود.
مرکز حکومت آن ابوظبی است، ولی دوبی، کانون اقتصادی آن است و شارجه، مرکز فرهنگی آن به شمار می آید. زبان رسمی عربی است، ولی انگلیسی هم در آن رواج دارد.
امارات متحده ی عربی عضو سازمان اوپک است و روزانه بیش از دو میلیون بشکه نفت تولید می کند. صادرات نفت، هشتاد درصد درآمدهای ارزی آن را تأمین می نماید.
در امارات، مسجد از جایگاه مهمی برخوردار است و دولت از طریق وزارت دادگستری، اوقات و امور اسلامی آن ها را اداره می کند. در این کشور ۳۵۰۰ مسجد وجود دارد.
امارات تنها کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس است که تا کنون هیچ گونه انتخابات مردمی، حتی در سطح شوراهای شهر در آن برگزار نشده است. در این کشور، اجازه تأسیس احزاب نیز به مردم داده نمی شود. مجلس ملی فدرال امارات با عضویت چهل نماینده انتصابی از سوی حاکمان بدون داشتن حق قانون گذاری و تصویب قوانین، یا حق رد صلاحیت و تأیید وزیران، فقط به عنوان نهادی مشورتی عمل می کند. (۱)

جغرافیای سیاسی امارات متحده عربی
جغرافیای سیاسی سرزمین و ویژگی های فیزیکی آن

کشور امارات متحده عربی، با مساحتی حدود ۸۳۶۰۰ کیلومتر مربع، بین عرض جغرافیایی ۲۲ تا ۲۶ درجه و ۳۰ دقیقه، و ۵۱ تا ۵۶ درجه و ۳۰ دقیقه طول شرقی واقع شده است و بخشی از منطقه خلیج فارس به شمار می آید که
با کشورهای عمان در شمال شرقی، عربستان در جنوب و غرب، و قطر در شمال غربی مرز مشترک دارد. این کشور سرزمینی است کم ارتفاع که قسمت اعظم آن را بیابان ها و صحراها پوشانده و تنها در قسمت کناره ای دریای عمان، از جمله رشته کوه اخضر مرتفع یافت می شود. از مهم ترین جزایر آن می توان از: داس، سر بنی یاس، دلما و مقیشط نام برد. آب و هوای آن عمدتاً گرم و خشک و کم باران است. (۲)
پوشش گیاهی منطقه، غالباً از گیاهان خاردار است. انبوه ترین این گیاهان خاردار و خارزارهای دشت های غرب در سلسله جبال حجر واقع است… مهم ترین پوشش گیاهی ناحیه، بدین ناحیه قرار است: خرما، کهوز، اکاسیا، گز، گل ابریشم، تمر، گل کاغذی، یاس، رازقی، خرزهره و سایر گیاهان گرمسیری و بیابانی. (۳)
به لحاظ جغرافیایی، این کشور از هفت امیرنشین ابوظبی، دوبی، شارجه، ام القوین، عجمان و فجیره و رأس الخیمه متشکل شده است که از میان آن ها، امیرنشین های ابوظبی و دبی اهمیت بیش تری دارد.

ابوظبی

شیخ نشین ابوظبی که پایتخت امارات متحده عربی نیز به شمار می آید، مهم ترین امیرنشین این کشور است که هم به لحاظ ثروت و هم از لحاظ نظامی اهمیت دارد.
ابوظبی، وسیع ترین و از لحاظ نظامی، نیرومندترین «نه شیخ نشین» (۴) در حاشیه ی پایینی خلیج فارس است و مهم ترین عضو امارات متحده عربی به شمار می رود… بر حسب درآمد سرانه، ابوظبی ثروتمندترین دولت جهان است و ثروت ابوظبی به تنهایی، مقام منحصر به فرد آن را در حکومت فدرال توجیه می کند. (۵)

دبی

دومین شیخ نشین امارات متحده که به لحاظ تجاری و جمعیتی اهمیت دارد، امیرنشین دبی است که از جنبه ی جمعیتی، پر جمعیت ترین شهر امارات و از بعد تجاری، شهر بندری و پر رونق امارات متحده و منطقه آزاد تجاری به شمار می آید. حاکمان این کشور با توسل به بازرگانی و سیاست تجارت آزاد، به رغم درآمدهای اندک حاصل از فروش نفت وسعت و مساحت کم، این امیرنشین را به یکی از پر رونق ترین مناطق تبدیل نموده اند. این امارت دارای یک منطقه آزاد تجاری به نام «جبل علی» است. در «جبل علی» سرمایه گذاران سال هاست که به داد و ستد کالا می پردازند. این بندر آزاد، دروازه ی ورود کالاهای ساخته شده شرق آسیا و مرکز صادرات مجدد این گونه کالاها به کشورهای حوزه خلیج فارس است. دبی با جمعیتی بالغ بر ۷۵۰ هزار نفر، به عمده فروشی و خرده فروشی بیش از نفت متکی است. (۶)
دیگر شیخ نشین ها به لحاظ امکانات شهری و مدنیت بسیار عقب افتاده تر از این دو شیخ نشین هستند. مهم ترین صنایع این کشور، پالایش نفت و سیمان بوده و در زمینه تولید نفت، ابوظبی از دیگر امیرنشین ها موفق تر عمل نموده است.
تا پیش از کشف نفت، اقتصاد شیخ نشین ها یا امارات بر اساس صید مروارید، ماهی گیری، تجارت و کشاورزی به طور محدود استوار بود. از سال ۱۹۵۸، هنگامی که نفت برای اولین بار در سواحل ابوظبی کشف شد و خصوصاً از ژوئن ۱۹۶۲، یعنی هنگامی که برای اولین بار نفت به خارج صادر گردید، اقتصاد این منطقه تغییر کلی یافت. (۷)
به نقل از دایره المعارف این کار تا، این کشور حدود سه درصد ذخایر گاز طبیعی کل جهان را دارا می باشد و در مجموع، نود درصد ذخایر نفت و گاز کشور در دو امیرنشین ابوظبی و دبی قرار دارد.

جغرافیایی سیاسی مرزهای بین المللی

از مسایل و مشکلات مهمی که این کشور همواره با آن دست به گریبان بوده،
اختلافات مرزی میان شیخ نشین های هفتگانه از یک طرف، و میان هر یک از آن ها با دیگر کشورهای همسایه می باشد که حتی موجب درگیری های مرزی بین شیخ نشین ها و همسایگان شده است. (۸)
البته به اعتقاد برخی صاحب نظران، امارات متحده برای حفظ هویت فدرالی، حل اختلافات داخلی و جلوگیری از تجزیه کشورش، نیازمند گسترش اختلافات مرزی و تهدیدات خارجی است.
از مهم ترین اختلافات منطقه ای، ادعای ارضی این کشور بر جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی است که اینک در کنف حاکمیت جمهوری اسلامی ایران هستند. این ادعا، هر از چند گاهی از سوی امارات متحده در مجامع بین المللی و همایش های منطقه ای مطرح می شود و البته جمهوری اسلامی ایران نیز طرح چنین ادعایی را بی مورد و بی اساس تلقی می کند.
هم چنین بین سه کشور عمان، امارات متحده و عربستان سعودی، همواره بر سر واحه ی «بوریمی» منازعه و کشمکش وجود داشته است؛
«بوریمی» واحه ی پر آب و سرسبز و دارای ذخایر نفتی است و در فاصله یکصد مایلی جنوب شرق امارات ابوظبی واقع شده و شامل چند دهکده مصفا و فلات نسبتاً پر آب و نخل است. اختلافات بر سر حاکمیت، «بوریمی» به سال ۱۹۵۲ بر می گردد و به تدریج ابعاد بین المللی به خود گرفت. (۹)
گر چه در سال ۱۹۷۴ این اختلافات با توافق نامه ای که بین سه کشور منعقد گردیده، به ظاهر فیصله پیدا کرد، اما همواره به عنوان یک منبع بالقوه ی تنش و درگیری بین سه کشور باقی ماند.
از سوی دیگر عمان و امارات متحده عربی علاوه بر واحه بوریمی که شرح آن گذشت، در منطقه «العین» در امارات شارجه و مناطق مرزی «ربع، روضه و دبا» در امارات الخیمه اختلافات دیرینه دارد. (۱۰)

جغرافیای سیاسی و عوامل جمعیتی

بر اساس آخرین سرشماری در سال ۱۹۹۹، میزان جمیعت این کشور حدود ۲۳۴۴۴۰۲ نفر برآورده شده است که از این میزان، حدود ۳۱ زیر ۱۴ سال، ۶۷ درصد جمعیت فعال (بین ۱۵ تا ۶۴ سال) و ۲ درصد جمعیت پیر و بالای ۶۵ سال هستند.
جمعیت: (۲۳۴۴۴۰۲)
سن ۰ تا ۱۴ سال: (% ۳۱ «۳۶۸۸۴۴ مرد، ۳۵۵۱۸۳ نفر زن»)
سن ۱۵ تا ۶۴ سال: (% ۶۷ «۱۰۱۵۶۹۰ مرد، ۵۵۸۹۰۲ زن»)
سن ۶۵ سال به بالا: (% ۲ «۳۲۹۳۵ مرد، ۱۴۸۴۸ زن»)
درصد رشد جمعیت: (% ۱/۷۸)
میزان تولد: (در هر ۱۰۰۰ نفر): (۱۸/۸۶)
گروه های قومی: (% ۱۹ اماراتی، % ۲۳ ایرانی ها و عرب های دیگر)
مذهب: (% ۹۶ مسلمان «% ۱۶ شیعه، و بقیه سنی» % ۴ بقیه مذاهب) (۱۱)
جدول شماره ۵: جدول جمعیتی امارات متحده
بافت اجتماعی این کشور نیز به صورت قبیله ای است. در واقع، نظام اجتماعی این کشور و جهت گیری آن، تحت تأثیر فرهنگ عربی، ارزش های اسلامی و آداب و رسوم قبیله ای قرار دارد.

ابوظبی

این امیرنشین که پایتخت امارات نیز می باشد، بیش از سایر شیخ نشین ها قبایل پراکنده دارد که مهم ترین آن ها عبارت اند از: بنی یاس که از پانزده قبیله تشکیل شده، قبیله مناصر و قبیله ظواهر که آن هم از پانزده قبیله دیگر تشکیل شده است.

دبی

یکی از شاخه های قبیله بنی یاس، آل بوفله نام دارد که در دوبی زندگی می کنند و خانواده ی شیخ راشد، حاکم دبی نیز از این قبیله است. بحارینه، قبیله دیگری است که در دبی ساکن اند و مذهب تشیع را پذیرفته اند. همچنین قبایل سوران و شاوی هین نیز در این شهر مسکن گزیده اند.

شارجه

خاندان قاسمی، خاندان حاکم این شیخ نشین هستند و پس از آنان، دو خاندان آل مدفع و طریم با در اختیار گرفتن برخی مشاغل دولتی، در این حکومت سهیم شده اند. افزون بر این ها، خاندان های عبادالله، العلی، حواله، مارا، شادی هین، سودان و طنیج نیز در این شهر زندگی می کنند.

رأس الخیمه

خاندان حکومتی، خاندان بنی محمد هستند که پر نفوذترین خاندان این امیر نشین به شمار می آیند. پس از آنان، بنی سلطان، رقیب سیاسی خاندان حکومتی است که البته این دو قبیله، در اصل متعلق به قبیله قاسمی هستند. افرادی از قبایل دیگری چون طنیج، غفاله و بنی شمیل نیز در این شیخ نشین زندگی می کنند.

عجمان وام القوین و فجیره

جوامع عجمان، ام القوین و فجیره، مانند شیخ نشین های دیگر و حتی کمی بیش از آن ها حالت و خصوصیت قبیله ای دارند. حتی آن ها را می توان از جهاتی، سنتی ترین جوامع قبیله ای دانست. (۱۲)
قبایل مسلط این امیرنشین ها، به ترتیب عبارت اند از: قبیله نعیم در عجمان، قبیله نعیم در ام القوین و قبیله الشرقی در فجیره.
نکته قابل توجه آن است که:
همه ی این قبایل، از لحاظ جغرافیایی در شیخ نشین متبوع خود زندگی نمی کنند و در سراسر امارات متحده عربی پراکنده اند. (۱۳)
که این پراکندگی، مشکلات بسیاری را برای این شیخ نشین ها به وجود آورده است.
وجود چنین تنوع قومی . قبیله ای در امارات متحده عربی، چه به لحاظ مذهبی چه فرهنگی، تبعات سیاسی گوناگونی به همراه دارد که اتحاد کنفدراسیون را قدری با مشکل مواجه می سازد. آن چه این گسستگی را مانع می شود، وجود دشمن خارجی مشترک است. به ویژه آن که در برخی مرزهای شیخ نشین ها، قبیله های مختلفی که با کشورهای همسایه سنخیت قومی . مذهبی دارند، تعارضات و گرایش های گریز از مرکزی به بار آورده اند.
از سوی دیگر، با وجود آن که حدود ۹۶ درصد از ساکنین این کشور مسلمان هستند، ولی شاهد مذاهب مختلفی چون حنبلی ها، شافعی ها، مالکی ها، شیعیان و گروه اقلیت وهابی ها می باشیم که این تنوع مذهبی، می تواند تأثیر فراوانی بر بافت اجتماعی و سیاسی آن داشته باشد.

شبکه های ارتباطی

حمل و نقل کالا برای بنادر آزاد و نیز سایر بنادر عمده امارات متحده عربی در خلیج فارس، از طریق تنگه هرمز انجام می پذیرد. امارات متحده در ساحل خلیج فارس، بنادر مهمی را چون بندر زاید در ابوظبی، بندر راشد و جبل علی در دبی، بندر خالد در شارجه، عجمان و بندر سقر در رأس الخیمه در اختیار دارد. ناگفته نماند که امارات، در ساحل دریای عمان نیز دو بندر عمده ی فجیره و خورفکان را جهت تخلیه و بارگیری کالا در اختیار دارد که در دوران جنگ عراق علیه ایران و به خصوص جنگ نفتکش ها در خلیج فارس، فعالیت گسترده ای داشت. دو بندر خورفکان و فجیره، به وسیله ی شبکه راه زمینی اتوبان به ساحل غربی . یعنی شارجه و دبی . متصل می شود و از کشش و ظرفیت خوبی برخوردار است. هر چند حمل و نقل هوایی و زمینی در بیلان حمل و نقل کالا و مواد نقش دارد، ولی نسبت به حمل و نقل دریایی سهم ناچیزی را به خود اختصاص می دهد. (۱۴)
در این کشور هشت روزنامه فعالیت می کنند که مهم ترین آن ها «الاتحاد» است.

جغرافیای سیاسی نظام اجرایی

این کشور به لحاظ شکل سازمان دهی داخلی، به صورت کنفدراسیونی و متشکل از هفت شیخ نشین است که در رأس هر کدام از آن ها امیری حکومت می کند.
نظام حکومتی در این شیخ نشین ها آمرانه و پدر سالاری است در واقع حکومت پادشاهی به شمار می آید و همان گونه که یک کنفدرال اداره می شود، امیرنشین های امارات نیز به رغم این که به لحاظ سیاسی، اقتصادی، اداری و… مستقل هستند، توسط اتحادی که در سال ۱۹۷۱ بین آن ها بسته شد، یک کنفدراسیون را تشکیل می دهند.
البته از آنجا این کشور از هفت امیرنشین جداگانه تشکیل شده که در هر یک از آن ها، ساختارهای اجتماعی و سیاسی مجزایی حکم فرماست و هم چنین به دلیل وجود بافت اجتماعی متنوع، کنترل سیاسی تمام سرزمین ها، برای پایتخت، به یک میزان و هم سطح امکان پذیر نیست.

شیعیان امارات متحده عربی

در خصوص شیعیان امارات متحده، اطلاعات چندانی در اختیار نیست و متأسفانه تلاش نگارنده برای کسب اطلاعاتی در این زمینه، بی نتیجه ماند. آمار ارائه شده در مورد جمعیت شیعیان این کشور نیز متفاوت است. به گفته اطلس جهانی، حدود ۱۶ درصد از کل جمعیت این کشور شیعه هستند؛ در حالی که در برخی منابع، جمعیت آنان بین ۶ تا ۲۰ درصد تخمین زده شده است. به هر حال، بیش تر این شیعیان در امارت دبی ساکن اند که از مهم ترین و در عین حال، یکی از پر جمعیت ترین امیرنشین های امارات متحده به شمار می آید.
دبی، شهر بندری و پر رونق امارات متحده عربی، منطقه آزاد تجاری می باشد که اکثریت شیعیان این کشور در این شهر ساکن می باشند. (۱۵)
در برخی مقالات، مطرح شده که بیش از ۲۳ درصد جمعیت دبی را شیعیان تشکیل می دهند.
این تمرکز در مهم ترین امیر نشین امارات متحده عربی، مسائلی از همان نوع را ایجاد می کند که در دیگر امیرنشین ها به وجود آورده است، ضمن آن که در دبی نیز مانند بحرین، نفوذ شدید ایران وجود دارد. (۱۶)
اصولاً کشور امارات متحده عربی، کشوری مهاجر پذیر است، به گونه ای که می گویند حدود چهار پنجم جمعیت آن را مهاجرین تشکیل داده اند و بنابراین، این که گفته می شود بیشتر شیعیان این کشور ایرانی اند، دور از انتظار نیست. بعضی ها هم می گویند شیعیان این کشور، متعلق به قبیله ی بحارینه می باشند که:
ممکن است این قبیله در حدود سیصد سال پیش، با قبول مذهب تشیع از قبایل نعین . از قبیله ی عرب . به وجود آمده باشد؛ گر چه بعضی ها معتقدند این مردمان، از ساکنان اصلی و بومیان ناحیه هستند که به دست اعراب شکست یافته اند. تمام مردم قبیله شیعه مذهب اند و به تجارت و کشاورزی اشتغال دارند. (۷)
شیعیان این کشور نیز نفوذ چندانی در ساختار سیاسی کشور نداشته و عموماً به تجارت و بازرگانی مشغول اند.

پی نوشت:

۱ . جهان اسلام، ذیل امارات متحده عربی؛ «امارات متحده ی عربی»، روزنامه جام جم، شماره ۹۴۶؛ روزنامه اطلاعات، شماره ی ۲۲۹۳۷؛ گلبانگ مسجد، شماه ۱۹، ص ۱۲٫
۲ . فرامرز پاوری، گیتاشناسی جغرافیایی طبیعی، سیاسی و اقتصادی و تاریخی محجوب، ص ۳۷٫
۳ . دونالد هاولی، دریای پارس و سرزمین های متصالح، ترجمه: حسن زنگنه، ص ۳۲۴٫
۴ . نه شیخ نشین: بحرین و قطر را نیز جزء آن ها حساب کرده است.
۵ . مهدی مظفری، امارات خلیج فارس، پژوهش اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، ترجمه: مهدی مظفری، ص ۸۶٫
۶ . «اقتصاد دبی از کاهش شمار گردشگران روس آسیب دیده است» نشریه ی بررسی های بازرگانی، ش ۱۴۲، ص ۱٫
۷ . امارات متحده، از سری انتشارات نظری اجمالی به کشورها، شماره ۷ دی ماه ۱۳۶۴، مؤسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی، ص ۶۹٫
۸ . غلامرضا محمدی، «امارات با بحران زنده است»، رسالت، ۲۹ فروردین ماه ۱۳۷۸٫
۹ . سید محسن توکلی، «نگاهی به اختلافات عمان و امارات متحده عربی» نشریه ی دیدگاه ها و تحلیل ها، ش ۱۲۸٫
۱۰ . همان، ص ۲٫
۱۱ . world atlas.cd 2003
۱۲ . مهدی مظفری، پیشین، ص ۱۱۵٫
۱۳ . همان، ص ۱۵۷٫
۱۴ . محمدرضا حافظ نیا، خلیج فارس و نقش استراتژیک تنگه هرمز، ص ۲۴۷٫
۱۵ . همان، ص ۲۲۴٫
۱۶ . رسول جعفریان، جغرافیای تاریخی و انسانی شیعه در جهان اسلام، ص ۱۰۱٫
۱۷ . دونالد هاولی، پیشین، ص ۳۲۵٫

فهرست منابع:
گلی زواره، غلامرضا: جغرافیای جهان اسلام، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ اول، ۱۳۸۵، صفحات ۲۲۶ – ۲۲۷٫
متقی زاده، زینب: جغرافیای سیاسی شیعیان منطقه خلیج فارس، انتشارات مؤسسه شیعه شناسی، چاپ اول ۱۳۸۴، صفحات ۸۹ – ۹۶ و ۱۵۴ – ۱۵۵٫

مراکز شیعه نشین منطقه خلیج فارس

اشاره:
نحوه ی توزیع و پراکندگی جمعیت های شیعی کشورهای حوزه ی خلیج فارس، از جنبه های مختلف اهمیت دارد. در برخی از این کشورها همانند امارات متحده ی عربی، عربستان، عراق و عمان، حضور آن ها را به صورت متمرکز در برخی شهرها شاهدیم که این تمرکز، از جنبه های مختلف می تواند برای این کشورها خطرآفرین باشد. از یک سو زندگی در کنار یکدیگر، به حس مشترک محرومیت دامن زده و زندگی جمعی، جسارت و شهامت مبارزه را تقویت نموده، احتمال شورش و اغتشاش آنان را افزایش می دهد.
 مسائلی از قبیل جدایی طلبی و گرایش های گریز از مرکز، به ویژه در شهرهای مرزی مطرح می شود. نیز در برخی از این کشورها، تجمع آنان در مناطق استراتژیک و به ویژه مراکز نفتی، سبب شده نفوذ قابل توجهی در اقتصاد کشورها داشته باشند و این مسأله، از جنبه های مختلف برای دولت ها بحران زاست.
حضور آن ها در کارخانه ها، پالایشگاه ها، مراکز تجاری و…، درصد بالای احتمال اعصاب و امکان فلج نمودن اقتصاد کشور را به همراه دارد و یا حتی دور و نزدیکی به پایتخت، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نزدیک بودن محل تمرکز آنان به مراکز سیاسی، از یکسو میزان آگاهی سیاسی آنان را از حقوق شهروندی خویش بالا برده و از سوی دیگر، بازتاب شورش و اعتراض آنان را گسترش داده، احتمال انتشار آن را به مراکز دیگر افزایش می دهد. در مجموع، محل تجمع شیعیان منطقه خلیج فارس، ممکن است از چند جهت قابل توجه و استراتژیک باشد:
۱.به لحاظ دور و نزدیکی به پایتخت
۲.به لحاظ دور و نزدیکی به مرزها
۳.قرار گرفتن در مراکز نفتی و استراتژیک
۴.واقع شدن در مراکز زیارتی و مهاجرپذیر
۵.قرار گرفتن در مراکز تجارتی
برای مثال در کشور عمان، تعداد زیادی از شیعیان در نزدیکی شهر مسقط، پایتخت سیاسی این کشور زندگی می کنند و بنابراین، این حضور می تواند برای دولت سنی عمان بسیار خطرآفرین باشد. هم چنین در پایتخت عراق نیز شاهد چنین تمرکزی در محله های کرخ و براثا هستیم و آن گونه که در کتاب های تاریخی آمده، حضور این شیعیان به گذشته های دور باز می گردد.
کرخ در سمت غربی دجله واقع و از محله های دیگر آبادتر و محل سکنای بازرگانان ثروتمند بوده است. این محله از آغاز بنای بغداد، شیعه نشین بوده و جزء محله های کوچک تری که ویژه شیعیان بودهاست. با اشاراتی که ابن جوزی به شورش های محله ای دارد، می توان گفت که علاوه بر کرخ در غرب بغداد، محله های مسکونی دیگری در همان منطقه در نهر الطابق و در شهر بغداد، محل های سوق السلاح باب الطاق، سوق یحی، قلایین، ثلاثاء، اساکنه و اهل درب سلیمان مرکز شیعیان بوده است.(۱)
حضور در مراکز سیاسی و پایتخت ها افزون بر اهمیت سیاسی، به لحاظ اقتصادی نیز می تواند حائز اهمیت باشد. برای مثال، یکی از بزرگ ترین بازارهای بغداد، بازار بزرگ کرخ بوده که به دلیل قرار گرفتن در محله ی شیعیان، همواره در انحصار این گروه بوده است و بیش تر کسبه ی آن را شیعیان تشکیل می دهند. به واقع،
می توان گفت تجارت بغداد، در دست همین بازاریان شیعه مذهب بوده است.(۲)
از سوی دیگر، مراکز سیاسی کشورها موقعیت مرکزی دارند، هم به لحاظ تمرکز مهم ترین تشکیلات دولتی و سازمان های اداری و شرکت های تجاری داخلی و بین المللی، و هم به لحاظ وجود رسانه های گروهی و فضای باز سیاسی و تبادل اطلاعات و ارتباطات گسترده در سطح داخلی و بین المللی. بنابراین، تمرکز شیعیان در پایتخت ها یا حتی در حواشی آن ها، همواره به عنوان عاملی تنش زا از سوی دولت های سنیِ منطقه تلقی شده است. این طرز تلقی، باعث شده تا دولت مردانِ برخی از این کشورها هم چون عربستان سعودی، همواره بکوشند از تمرکز شیعیان در پایتخت ها و حواشی آن جلوگیری کنند. البته حاکمان سعودی، درگیر مشکل ژئوپولیتیکی در پایتخت ها و حواشی آن جلوگیری کنند. البته حاکمان سعودی، درگیر مشکل ژئوپولیتکی بزرگ تری شده اند؛ چرا که شیعیان، در محل هایی زندگی می کنند که یکی از استراتژیک ترین مناطق عربستان است. مناطقی که اینک عمیق ترین میادین نفتی خلیج فارس را در بردارد؛ یعنی مناطق الاحساء و قطیف واقع در استان شرقیه عربستان.
عمده ی ذخایر نفتی عربستان سعودی، دقیقاً در این منطقه واقع است و هفتاد درصد کارکنان شاغل در این میدان های نفتی، اعراب شیعی هستند. وجود جمعیت های شیعی، مشکل دائمی حاکمیت ریاض است.(۳)
چرا که آنان ناخواسته بر شاهرگ حیات اقتصادی عربستان سایه انداخته اند.
گرچه حاکمان سعودی با فشارهای روزافزون و محرومیت ها در طول تاریخ، همواره این اقلیت مذهبی را تضعیف نموده اند، ولی وجود آنان، واقعیت این سرزمین هاست و خواه ناخواه باید پذیرفته شود. این حقیقتی است که سیاست مداران سعودی نیز بدان آگاهی یافته و به این نتیجه رسیده اند که برای برقراری امنیت منطقه، به ناچار باید از جمعیت های محلی و به ویژه شیعیان بهره برد. افزون بر عربستان، در کشورهای عمان، عراق، بحرین، امارات، کویت و قطر نیز شیعیان در مناطقی زندگی می کنند که از مهم ترین مراکز نفت خیز منطقه به شمار می آید.

برای مثال، در عراق

شیعیان در جاهایی قرار دارند که اهمیت آن ها فوق العاده استراتژیک است. در جنوب، علاوه بر سیطره بر حوزه های مهم نفتی عراق، بر گلوگاه ارتباط دریایی عراق تسلط دارند. … در تمام حاشیه ی دجله، شیعیان ساکن هستند و سنی ها دورتر سکونت دارند. در کرکوک هم که بالاترین نقطه ی نفتی عراق است و کردها به آن چشم دوخته اند، شیعیان نیز حضور فعال دارند.(۴)
به لحاظ فرهنگی نیز منطقه جنوب حائز اهمیت است. این منطقه که محل تلاقی دو رود دجله و فرات در آن واقع است،
محل افسانه ای سومر. اولین تمدن بین النهرین. است. دو رودخانه ی مذکور، پس از منطقه ی باتلاقی، به مصبّ گسترده ای جریان می یابند که وسیع ترین مناطق نخلستانی عراق است. منطقه سرسبز و پرآب بین النهرین جنوبی، به اندازه ی شهرهای مقدس نجف و کربلا، درخودآگاهی فرهنگی شیعی نقش دارد.(۵)
در برخی از این کشورها نیز تجمع شیعیان را در مراکز تجاری شاهدیم. برای مثال، در امارات متحده عربی، بیش تر شیعیان در امیرنشین دوبی زندگی می کنند و جالب این جاست که این شیخ نشین، پس از ابوظبی مهم ترین شیخ نشین امارات است و از بعد تجاری، یکی از پر رونق ترین شهرهای منطقه به شمار می آید و به لحاظ جمعیتی نیز از پرجمعیت ترین امیرنشین های امارات است.
بارزترین ویژگی این شیخ نشین، موقعیت آن به عنوان یک مرکز تجارتی پیشرو در میان بقیه شیخ نشین های متحده عربی است.(۶)
گرچه دبی به لحاظ منابع معدنی، پس از ابوظبی مهم ترین منابع نفتی کشور امارات را در بردارد، ولی رونق واقعی این شیخ نشین، مرهون تجارت و بازرگانی است.
دبی با جمعیتی بالغ بر ۷۵۰ هزار نفر، به عمده فروشی و خرده فروشی کالاها، بیش از نفت متکی است. حضور گردشگران خارجی و تجار و سرمایه گذاران ملل مختلف که از مالیات کم بهره جسته و به تجارت کالا در دبی می پردازند، به اقتصاد این امیرنشین در سالهای گذشته رونق زیادی بخشیده بود.(۷)
این شهر دارای یک منطقه آزاد تجاری به نام «جبل علی» است. در جبل علی، سرمایه گذاران سالهاست که به داد و ستد کالا می پردازند. این بندر آزاد، دروازه ی ورود کالاهای ساخته شده ی شرق آسیا و مرکز صادرات مجدد این گونه کالاها به کشورهای حوزه ی خلیج فارس است.(۸)
بندر جبل علی، یکی از بزرگ ترین بندرهای منطقه است و مکان جذابی برای فعالیت های صنعتی و تجاری به شمار می آید.
با این اوصاف، این مهم ترین امیرنشین امارات متحده عربی که مرکز تجمع بازرگانان و تاجران سراسر منطقه آسیای شرقی و خاورمیانه است، محل تمرکز شیعیان این کشور می باشد و بنابراین، شیعیان نیز از موقعیت خاص تجاری و مرکزی این شهر استفاده و بهره ی لازم را می برند.تعداد دیگری از این شهرها، از جنبه های مذهبی مورد توجه هستند. شهرهای مکه و مدینه در عربستان و کربلا، نجف، کاظمین و سامرا در عراق، از این دسته می باشند. برای مثال کربلا، به دلیل وجود مرقد مطهر امام حسین علیه السلام برای تمامی مسلمانان به ویژه شیعیان جهان اهمیت دارد. از این رو، هر ساله شاهد هزاران زائر هستیم که برای زیارت مرقد مطهر ایشان مشتاقانه به این مکان مسافرت می کنند. نجف نیز میزبان قبر مطهر امام علی علیه السلام است. به علاوه، این شهر از دیرزمان، مرکز تجمع هزاران طلبه شیعه بوده و همواره مدارس علمیه در آن دایر بوده است.
مرکز علمی شیعه در این شهر، برای قرن ها، صدها عالم شیعی را پرورش داده که محقق حلی و بعداً علامه حلی، از بزرگ ترین این عالمان به شمار می رفتند.(۹)
خلاصه ی کلام آن که، شیعیان زیادی از کشورهای کشمیر، لبنان، افغانستان، هندوستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس، به ویژه بحرین و عربستان برای تحصیل علوم دینی به این حوزه آمده و مدارج علمی را در آن می گذراند. البته مدارس علمیه در کاظمین و سامرا و برخی شهرهای دیگر عراق نیز برقرار است، ولی در این میان، نجف اشرف موقعیت ویژه ای دارد و توجه تمام شیعیان جهان به این خطه دوخته شده است.
هم چنین باید دانست که کربلا و سایر عتبات شیعی در بغداد و به ویژه نجف، تأثیر فراوانی در کوچ دادن شیعیان نقاط دیگر به این دیار داشته و این خود در رواج تشیع تأثیر فراوانی داشته است.(۱۰)
بارگاه شش امام بزرگ شیعیان در شهرهای مختلف عراق قرار دارد و همین رفت و آمد زائران و طلبه ها، شیعیان این کشور را با سراسر جهان تشیع مرتبط می سازد.
در عربستان نیز عده ی زیادی از شیعیان این کشور در حواشی دو شهر مهم و زیارتی، یعنی مکه و مدینه سکنی گزیده اند و بنابراین، از موقعیت مرکزی این شهرها بهره مند می شوند.
ملاحظه فرمودید که تمامی شهرهای شیعی نشین خلیج فارس، از موقعیت استراتژیک و مرکزی برخوردارند و از این رو، حائز اهمیت می باشند. نکته دیگر قابل تأمل آن است که تقریباً در همه ی این کشورها، شیعیان در یک خط ساحلی، مرزهای آبیِ خلیج فارس را در انحصار خویش دارند. این خط ساحلی، مهم ترین منابع نفتی را در خود دارد.
حضور در این سواحل، از جنبه های دیگر، مشکلات ژئوپولیتیکی فراوانی را به بار می آورد. برای مثال، مسائلی چون جدایی طلبیِ این گروه ها و فعالیت های گریز از مرکز را موجب می شود، به ویژه آن که مهم ترین همسایه شمالی خلیج فارس یعنی ایران اسلامی، هم کیش این اقلیت است.

نتیجه گیری

بر اساس آن چه در این فصل بدان پرداختیم، شیعیان حاشیه ی خلیج فارس در یک خط ساحلی که تقریباً تمامی سواحل خلیج فارس را در بردارد، ساکن بوده و با توجه به نفت خیز بودن این سرزمین ها، به طور کلی می توان گفت به لحاظ جغرافیایی، مهم ترین بخش های خلیج فارس در انحصار شیعیان است. این بخش ها که هم شامل سواحل شمالی (سواحل ایران) و هم سواحل جنوبی است، در بخش جنوب، سواحل عراق، کویت، استان های شرقی عربستان سعودی، سواحل بحرین و قسمت هایی از سواحل قطر و بندر دوبی را در امارات متحده در بر می گیرد و حتی تا سواحل باطنه دریای عمان نیز امتداد می یابد. به بیان دیگر،
خلیج فارس از نظر جغرافیای مذهبی، تحت سلطه ی شیعیان است.(۱۱)
از بعد جمعیتی نیز کشورهای ایران، عراق و بحرین، اکثریت قابل توجهی از شیعیان را در خود جای داده اند که از میان این سه کشور، ایران و عراق از پرجمعیت ترین کشورهای منطقه هستند. افزون بر آن، کشور کویت نیز با جمعیت چهل درصدی شیعیان خود مورد توجه است.
حتی بر اساس آمارهای رسمی ارائه شده. گرچه در صحت و سقم آنان شک و تردید وجود دارد. این منطقه از نظر جمعیتی نیز تحت سلطه ی شیعیان است و تقریباً حدود هفتاد درصد جمعیت منطقه شیعی مذهب هستند.
اما از بعد اقتصادی، گرچه شیعیان همواره در تلاش بوده اند تا جایگاه ویژه ای را در این حوزه به خود اختصاص دهند و در برخی کشورها تا حدودی نیز موفق عمل کرده اند، ولی از آن جا که به لحاظ سیاسی همواره تحت سیطره اقلیت سنی مذهبی بوده و می باشند، در بیش تر موارد ناکام مانده اند. محرومیت های اقتصادی که تماماً تحمیلی بوده و بر مبنای سیاست های اقتصادی حاکمان سنی اعمال شده، در کشورهایی چون عربستان و عراق بیش از دیگر کشورها به چشم می خورد.
اما محرومیت های این گروه مذهبی از بُعد سیاسی اسف بارتر است. آنان نه تنها از دسترسی به شغل های کلیدی و حساس بازداشته شده اند، بلکه حتی در برخی کشورها چون عربستان سعودی، از حداقل آزادی ها و حقوق سیاسی نیز محروم گشته اند، به گونه ای که اطلاق شهروند درجه دوم به آن ها، بر اساس وضعیتی که در آن به سر می برند، توصیف به جایی است.
تأسف برانگیز است در دنیایی که در آن حتی حیوانات از حقوق و آزادی هایی برخوردارند و کوچک ترین تعدی به آن ها، اعتراض عده ای را برمی انگیزد، در حق شیعیان تا به این حد اجحاف صورت می گیرد و در حالی که آن ها حتی از حداقل حقوق انسانی نیز محروم گشته اند، هیچ کس حتی منادیان حقوق بشر هم، سری به علامت تأسف تکان نمی دهند.

پی نوشت:

۱. حسن موسوی، زندگی سیاسی و فرهنگی شیعیان بغداد، ص ۳۵.
۲. همان، ص ۴۰.
۳. فرانسوا توال، پیشین، ص۹۸.
۴. علی اصغر محمدی، پیشین، ص ۲۰۹.
۵. گراهام ای. فولر و رند رحیم فرانکه، پیشین، ص۱۶۱.
۶. مهدی مظهری، پیشین، ص۱۱۳.
۷. «اقتصاد دبی از کاهش شمار گردشگران روس آسیب دیده است»، نشریه بررسی های بازرگانی، ش ۱۴۲، ص۱.
۸. همان، ص۱.
۹. رسول جعفریان، پیشین، ص۵۵.
۱۰. همان، ص۵۴.
۱۱. فرانسوا توال، پیشین، ص۱۰۲.

منبع: کتاب جغرافیای سیاسی شیعیان منطقه خلیج فارس

جغرافیای سیاسی و عوامل جمعیتی عراق

اشاره:
عراق با نام رسمی جمهوری عراق از کشورهای خاورمیانه و جنوب غرب آسیا است. بیشتر مردم این کشور شیعه‌اند و غالباً در مناطق جنوبی و مرکزی سکونت دارند. مرقد ۶ تن از ائمه شیعه در شهرهای نجف، کربلا، کاظمین و سامرا و نیز مساجد مشهور شیعه مانند مسجد کوفه و مسجد سهله و سرداب غیبت، و حوزه علمیه نجف در این کشور واقع است. وقایع تاریخی صدر اسلام همچون جنگ جمل، صفین، نهروان، واقعه کربلا و قیام مختار در عراق به وقوع پیوست. شیعیان بسیاری از سراسر جهان برای زیارت حرم امامان شیعه به عراق سفر می‌کنند. بزرگترین اجتماع شیعیان جهان هر ساله در ایام اربعین، در کربلا شکل می‌گیرد.
آخرین سرشماری ها، حاکی از آن است که جمعیت این کشور در سال ۱۹۹۹، حدود ۲۲۴۲۷۱۵۰ نفر می باشد. از این میان، حدود % ۴۴ جمعت زیر ۱۴ سال و % ۵۳ جمعیت فعال بین ۱۵ تا ۶۴ سال و % ۳ بالای ۶۵ سال سن دارند.
جمعیت                            (۲۲۴۲۷۱۵۰)
۰ تا ۱۴ سال                              % ۴۴ (۴۹۸۲۵۱۰ نفر مرد، ۴۸۲۵۱۲۹ نفر زن)
۱۵ تا ۶۴ سال                   % ۵۳ (۶۰۳۰۴۱۷ نفر مرد، ۵۸۸۹۵۴۳ نفر زن)
۶۵ سال به بالا                   %۳ (۳۲۶۲۲۳ نفر مرد، ۳۷۳۳۲۸ نفر زن)
رشد جمعیت                 %۳/۱۹
موالید (در هر ۱۰۰۰ نفر)         ۳۸/۴۲
مرگ و میر (در هر ۱۰۰۰ نفر)         ۶/۵۶
مذهب                         % ۹۷ مسلمان (%۶۰ الی %۶۵ شیعه، %۳۲ الی %۳۷ سنی، %۳ بقیه مذاهب)
گروه های قومی          %۸۰ الی %۷۵ عرب، %۱۵ الی %۲۰ کرد، %۵ دیگران (۱)

جدول جمعیتی عراق

به لحاظ ساختار، اجتماعی باید گفت بافت اجتماعی این کشور قابل توجه و بحران زاست.
در بین انسان های ساکن این کشور، دو گروه اصلی وجود دارند: یکی کردها که در مناطق مرتفع و نفت خیز عراق متمرکزند و محل سکونت آنان، تقریباً از مدار ۳۶ درجه عرض شمالی در عراق شروع شده و حدود ۰/۷ درصد از کل مساحت و ۲۰ درصد جمعیت عراق را دربر می گیرد؛ و دیگری ساکنین جلگه های جنوبی عراق است که از لحاظ مذهبی با ایران وجه مشترک دارند. این دو گروه، هم در استراتژی های جهانی در مورد خاورمیانه و هم در استراتژی های منطقه ای و محلی حائز اهمیت می باشند. (۲)

به گواه تاریخ،

کردها در اصل، بخشی از اقوام آریایی هستند که در کوهستان های غربی ایران، عراق و ترکیه و بخش کوچکی از سوریه ی شمالی زندگی می کنند.و آنها تیره ای از نژادهای قدیم ایران اند که از چندین قرن پیش، در کوه های زاگرس مسکن گزیده اند. بعد از ساسانیان که ایران به چنگ اعراب افتاد، کردها از آنان اطاعت نکرده و به کوهستان های غرب رفتند که منطقه ای صعب العبور بود و آن را به صورت پناهگاه خوبی برای خود درآوردند… کشور عراق، ریشه دارترین مشکل را در رابطه با کردها دارد؛ چرا که کردها، سالیان درازی برای احراز خودمختاری با حکومت های وقت دشمنی داشته اند. (۳)
و آنکه بیش از همه از این عداوت و دشمنی سود برد، استعمار انگلستان بود. با فروپاشی شوروی، ترس از اتحاد ترکیه، آذربایجان ایران، انگلستان را واداشت از جامعه کرد به عنوان ابزار اعمال سیاست خویش استفاده کند. پراکندگی کردها در سه کشور ایران، عراق و ترکیه، می توانست مانع بسیار مهمی برای استقرار چنین اتحادی باشد.
کردهای عراق، ترکیه و ایران از نظر وضع استقرار، نسبت به حکومت های مرکزی حالتی حاشیه ای و پیرامونی دارند. این حالت سبب شده است تا این حکومت ها، در گذشته به دلیل دوری و کوهستانی بودن این مناطق، نه تنها نتوانند تابعیت سیاسی آنها را به دست بیاورند، بلکه برای استقرار سلطه نیز دچار مشکل باشند. کردهای شمال عراق تحت تاثیر انشعابات خویشاوندی شاخه شاخه نشده اند و این ارتباط خویشاوندی است که در مناطق کردنشین بر آنها حکومت دارد. (۴)
اما دلیل اصلی این همگرایی چه می تواند باشد. شواهد نشان دهد که:
علاوه بر هم زبانی و هم کیشی، کردها خود را قربانی تقسیم نادرست استعمار انگلیس می دانند… در مقابل این عوامل همگرایی، عوامل بسیار زیادی نیز در جهت واگرایی کردها نسبت به حکومت های مرکزی کمک کرده است، از جمله: زبان، فرهنگ، اقتصاد، فراهم نبودن زمینه مناسب جهت مشارکت کردها در اداره کشور و سرنوشت سیاسی آن، عدم وجود شبکه های ارتباطی، وضعیت بد معیشتی و اقتصادی به دلیل سرمایه گذاری حکومت های وقت و بخش های مختلف، و بالاخره ریشه های تاریخی، (۵) به طور کلی باید گفت این کشور، فاقد یک انسجام ملی و همبستگی نژادی و قومی و مذهبی است و بنابراین، حس منافع مشترک ملی در آنها قدری ضعیف است. گر چه حضور آمریکا در یک سال گذشته و وجود دشمنی مشترک، در تقویت این حس ملی موثر بوده است. به هر حال، با توجه به وضعیت کنونی عراق و عدم تثبیت حاکمیتی مقتدر در این کشور، همچنین پافشاری مردم در برقراری حکوکتی دموکراتیک، استقرار یک دولت دایمی در آینده، تا حد بسیاری تحت تاثیر بافت اجتماعی این کشور و عوامل جمعیتی آن خواهد بود.

شبکه های ارتباطی

عراق سه بندر بصره، ام القصر و خاوه دارد:
الف) بندر بصره، در شمال اروند رود و در ۱۲۰ کیلومتری خلیج فارس واقع شده است و تنها راه دسترسی به آن، اروندرود می باشد.
ب) بندر ام القصر در کنار خور ام القصر که خوری پر از جزر و مد است، واقع شده است. راه دسترسی به بندر مذکور نیز خور عبدالله و خور شطنه می باشد که آبهای آن، میان عراق و کویت مشترک است. به عبارت دیگر، جزایر وربه و بومیان کویت، مشرف بر بندر ام القصر می باشند. به همین جهت، عراق اظهار می داشت به راحتی نمی تواند به آبهای خلیج فارس دسترسی داشته باشد، مگر اینکه دو جزیره ی وربه و بومیان را تصرف کند. همچنین راه ها دسترسی به بنادر مذکور، باریک و نگهداری آنها بسیار پرهزینه است…
ج) سومین بندر عراق، بندر خاوه می باشد که در دهانه اروند رود واقع شده است. این بندر هم برای کشتی رانی مناسب نمی باشد؛ زیرا سواحل دو طرف آن باتلاق و رسوبی است. به همین جهت، عراق ناگزیر بوده که اسکله ی شناوری به صورت جزایر مصنوعی در فاصله نزدیکی با این بندر احداث کند. در این مورد، می توان از اسکله های البکر و الامیه نام برد. (۶)
بندر معروف خاوه بندر صادراتی بوده است که به وسیله ی خط لوله ی پنجاه میلیون تنی، نفت حوزه های رمایله و الزبیر و حتی کرکوک را صادر می نمود. خطوط لوله عمده نفتی عبارت اند از:
۱ . دو خط لوله از منطقه کرکوک به ساحل اسکندورن در ترکیه؛
۲ . خط لوله نفتی کرکوک . رمایله . خاوه؛
۳ . خط لوله نفتی کرکوک به بایناس در سوریه و تریپولی در لبنان؛
۴ . خطوط لوله نفتی بصره به بندر ینبوع در عربستان. (۷)
به نقل از روزنامه شرق (۳ دی ماه ۱۳۸۲) در حال حاضر، حدود ۱۱۰ تا ۱۲۰روزنامه و نشریه در این کشور منتشر می شود.

جغرافیای سیاسی سیستم اجرایی

با تهاجم گسترده ی آمریکا به این کشور در مارس سال ۲۰۰۳ (۲۱ اسفند ماه ۱۳۸۱) و تصرف آن توسط نیروهای آمریکایی . انگلیسی، دولت صدام حسین سقوط کرد و پس از آن، حکومت عراق به حاکم غیر نظامی آمریکایی، بلر واگذار گردید. گر چه به صورت فرمایشی حکومت انتقالی عراق وامدار حاکمیت عراق شد، ولی در اصل این آمریکا بود که بر عراق حکومت می کرد تا اینکه در مارس سال ۲۰۰۴ (اسفند ماه ۱۳۸۲) و پس از حوادث روز عاشورای کربلا و کاظمین و بمب گذاری های متعدد در نقاط مختلف عراق، مجلس اعلای این کشور پس از ماه ها جدال و بحث و ممنازعه، بالاخره با فدرالی شدن عراق به صورت موقتی موافقت نمود و این کشور، در حال حاضر (در زمان نگارش این نوشتار) شاهد حکومتی فدرالی است که البته موقتی می باشد. به دلیل حوادثی که در یک سال گذشته رخ داده است، هنوز حکومت مقتدری بر عراق حاکم نشده و ناامنی و بی نظمی بر این کشور حاکم است و دولت مرکزی، نتوانسته کنترل کاملی بر تمامی نقاط کشور داشته باشد.

جغرافیای سیاسی کویت
جغرافیای سیاسی سرزمین و ویژگی های فیزیکی آن

این کشور در منتهی الیه شمال غربی خلیج فارس، میان سه کشور قدرتمند منطقه ای؛

تاثیر شیعیان عراقی بر فرهنگ سیاسی عرب

شمار ۱۲ میلیون نفری شیعیان عراقی، بیشتر از کل جمعیت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس است. (برای مقایسه، جمعیت شیعیان لبنان که دومین جامعه بزرگ شیعی عرب را تشکیل می دهد، ۱/۲ میلیون نفر است). این امر جلوه و نفوذی را برای شیعیان عراقی در منطقه تضمین می کند که هیچ جامعه شیعی دیگری دارای آن نیست. شمار شیعیان و نیز جایگاه عراق در جهان عرب، این فرصت منحصر به فرد را در اختیار جامعه ی شیعی این کشور قرار خواهد داد تا نگرش مردم منطقه را شکل داده، حتی به تدریج برداشت رایج از عرب گرایی و نیز کشور عربی را که تحت تاثیر حکومت های موجود پدید آمده است، اصلاح کنند. گذشته از این، هیچ کشور دیگری، حتی ایران، به اندازه عراق ارتباطی تنگاتنگ با تشیع ندارد. جنوب عراق خاستگاه معنوی اصلی تشیع و جایگاه حوادث حماس و غمبار آن در سال های نخستین اسلام است. از اوایل قرن نوزدهم تا اواخر دهه ی۱۹۶۰، شهرهای مقدس عراق مراکز مهم پژوهش و تحصیل علوم دینی برای شیعیان جهان بودند و نقش و نفوذ عراق در رشد فکری و معنوی تشیع درگذر تاریخ انکارناپذیر است؛ هر چند این نقش در چند دهه ای که از حاکمیت رژیم بعث گذشته است خدشه دار و تضعیف شده، وپس از انقلاب ایران تحت الشعاع این کشور قرار گرفته است.
پس از جنگ جهانی اول، شیعیان عراقی به همراه سنیان در فرایند تشکیل دولت ملی در این کشور مشارکت داشتند. تاریخ دهه های نسخت قرن بیستم عراق با مبارزاتی که به رهبری شیعیان برای استقلال از بریتانیا انجام گرفت، پیوندی تنگاتنگ دارد. « انقلاب » ۱۹۲۰ علیه بریتانیا، که از نظر تاریخی مقدم بر تشکیل حکومت عراق به دست ملک فیصل و به جهاتی عامل تسریع آن بود، از سوی قبایل و روحانیان شیعی هدایت می شد. در صف مقدم انقلاب، شخصیت های غیر روحانی شیعه، تجار و شیوخ قبایل حضور داشتند که از سوی روحانیان شیعه حمایت می شدند. این انقلاب، هر چند جنبشی صرفاً شیعی نبود و چهره های سرشناس سنی بسیاری در آن حضور داشتند، برخی از رهبران شیعی همچون جعفر ابوالتیمن (Jafar Abul – Timman) را . که بسیار محبوب بود . در سطح ملی مطرح کرد. وی بعدها احزاب ملی گرا تشکیل داد یا درآنها مشارکت داشت و به منزله مدافع استقلال عراق از بریتانیا نقشی فعال ایفا کرد.
تشیع سیاسی در عراق، در دهه ی ۱۹۵۰ آغاز شد. ایده های روحانیون جوان و سیاسی جهان عرب در کوره ی حوزه های علمیه و مدارس نجف شکل می گرفت و به بیان در می آمد. محمد باقر صدر، روحانی جوان و تیزهوش عراقی که خویشاوندانی در سراسر جهان شیعی داشت، متفکر عمده ای بود که اندیشه ی اسلام سیاسی را در جهان تشیع دنبال می کرد. نقد او بر فسلفه های سیاسی کمونیستی و غربی و ارائه ی فلسفه ی سیاسی اسلامی و نگرش او در باب حاکمیت مردمی در تشیع، پس از گذشت ۳۵ سال همچنان بخشی از مرام نامه شیعیان اسلام گرا را تشکیل می دهد (که بسیاری از سنتهای رایجی که امروزه در ایران پیرو خمینی حاکم است، تضاد دارد) (۸) برخی روحانیان عرب غیر عراقی، همچون محمد حسین فضل الله از لبنان (که بعدها هدایت معنوی حزب الله لبنان را برعهده گرفت)، با صدر همکاری نزدیکی داشتند. صدر و دیگر روحانیان عرب تحصیل کرده و در حوزه ی نجف، در شکل گیری جنبش های سیاسی شیعی در سراسر جهان عرب عمیقاً اثر گذار بودند.
کشور عراق، افزون بر اعتبارش به منزله ی مرکز تشیع، در شکل دادن به هویت و تاریخ عرب نقش محوری داشته و به صورتی جدی در پیشرفت های اجتماعی، سیاسی و فکری مشرق عربی موثر بوده است.پس از جنگ جهانی اول، عراق نخستین کشور عربی بود که به استقلال دست یافت؛ هر چند این امر با قیمومیت انگلستان همراه بود. این کشور پس از استقلال در کانون تاریخ عرب قرار داشته و به شکل گیری گفتمان و سیاست های عربی کمک کرده است. محض نمونه، در ۱۹۴۰، عراق نیروی محرکی برای تشکیل اتحادیه عرب بود و عراقی ها از دهه ۱۹۳۰ به بعد در تعریف ملیت عربی نقش داشتند. کشور عراق، در کنار مصر و سوریه در زمینه ی تعلیم و تربیت، هنر، ادبیات و دانش پژوهی عامل مهمی در شکل گیری فرهنگ عربی بوده است. شیعیان عراقی سهم خود را در این فرایند بسیار مهم می دانند و آن را بخشی از میراث ملی اعراب تلقی می کنند.
اگر شیعیان در عراق به جایگاهی سیاسی دست یابند، بی تردید همچون شیعیان لبنان خواستار تدوام فعالیت فرهنگی و سیاسی کشور خود در جهان عرب خواهند بود و البته درصدد تغییر برخی برداشت های متدوال در میان اعراب نیز برخواهند آمد؛ به ویژه برداشتهای متعصبانه ای که به شیعیان لطمه زده اند. (۹)
پیشینه ای که شیعیان در عراق بر جای می گذارند مورد توجه جدی مردم و حکومت های منطقه قرار خواهد گرفت. با وجود نگرانی های نخبگان سنی در جهان عرب، شیعیان احتمالاً با این اعتقاد جزمی که حکومت های عربی ضرورتاً باید سنی باشند، مخالفت می ورزند و به عرف مستقر در فرهنگ عربی که عربیت را با سنی گرایی یکی می داند، پشت پا می زنند. به بیانی جسورانه تر، شیعیان عراقی می توانند گذشته را نیز تحت تاثیر قرار دهند. آنان می توانند تاریخ نگاری عربی را به گونه ای بازسازی کنند که تشیع را به مثابه ی مؤلفه ای اساسی از این تاریخ دربر گیرد. مثبت یا منفی بودن پیامدهای احیای سیاسی شیعه در عراق برای شیعیان عرب به منزله ی یک کل، بسته به عوامل زیر است: حل تنشهای درونی جامعه ی شیعی و نیز تنش میان شیعیان و سنیان، چگونگی تصمی گیری آنها درباره ی مسایل داخلی و نحوه ی ارتباط آنها با کشورهای منطقه.
اگر قرار باشد شیعیان به سطحی از مشارکت دست یابند که تناسب بیشتری با تعدادشان داشته باشد، باید تحولی ساختاری در حکومت عراق صورت گیرد که دست کم به گستردگی تغییر انقلابی رژیم پادشاهی به جمهوری در ۱۹۵۸ باشد. شیعیان ناگزیر خواهند بود که روند سی سال حاکمیت شخصی بعثی ها را معکوس کرده، و عادات و تعصباتی را که طی هشتاد سال گذشته ریشه دوانیده اند، دگرگون سازند. نکته ی مهمتر آن است که شیعیان باید سنیان را متقاعد کنند که آنان خطری مهلک برای منافع سنیان نیستند و دموکراسی نیز یک « برنامه ی شیعی» و بهانه ای برای تبعیض معکوس [علیه سنیان] نیست. حتی با فرض حسن نیت شیعیان، این امر برای آنان کاری بسیار دشوار خواهد بود.

پی نوشت:

۱ . world atlas.CD.2003
۲ . عزت الله عزتی، پیشین، ص ۱۱۱٫
۳ . همان، ص ۱۱۳٫
۴ . همان، ص ۱۱۵٫
۵ . همان.
۶ . دکتر اصغر جعفری ولدانی، کانون بحران در خلیج فارس، ص ۲۹۱٫
۷ . محمد رضا حافظ نیا، پیشین، ص ۲۵۹٫
۸ . این سخن برداشتی نیست که بر داده های منطقی و واقع مبتنی باشد؛ بلکه ایده ای است که نویسنده بر القای آن تلاش دارد.
۹ . بر خلاف تصور نویسنده باید گفت تعصباتی که به شیعیان لطمه زده، دست کم در سطح جهان عرب اغلب منشا عراقی دارد.
فهرست منابع :
*متقی زاده، زینب: جغرافیای سیاسی شیعیان منطقه ی خلیج فارس ، مؤسسه شیعه شناسی ، چاپ اول ۱۳۸۴ ، صفحات ۱۱۲-۱۱۶
**فولر، گرامام ای و رحیم فرانکه: شیعیان عرب، مسلمانان فراموش شده، ترجمه خدیجه تبریزی ، مؤسسه شیعه شناسی، چ اول ، قم ۱۳۸۴، صفحات ۱۸۴-۱۸۸

منبع: کتاب نگاهی به تاریخ -تاریخ اسلام -تشیع در جهان

آشنایی با شیعیان کشور هند

 

اشاره:

 هند در قارهء آسیا واقع شده و از جنوب به اقیانوس هند و از شمال به رشته کوه‌های هیمالیا منتهی می‌شود. دریای عرب و خلیج بنگال به ترتیب در غرب و شرق آن قرار گرفته‌اند. هند با کشورهای پاکستان‌، چین‌، نپال‌، بوتان‌، برمه و بنگلادش هم مرز است‌. مساحت آن ۳۲۸۷۵۹۰ کیلومتر مربع است که ۲۹۷۳۱۹۰ کیلومتر مربع آن را خشکی تشکیل می‌دهد.
مشخصه‌های اقلیمی‌:
سرزمین هند به سه بخش تقسیم می‌شود: ۱٫ فلات‌های مرتفع شمالی که از مرتفع‌ترین فلات‌های جهان است‌. ۲٫ جلگه‌های جنوبی که از نظر کشاورزی بسیار اهمیت دارد. ۳٫ فلات‌های جنوب که از صخره‌های سخت آتشفشانی تشکیل شده است‌.
آب و هوا: شبه قاره هند به دلیل وسعت فراوان و همجواری با آب‌های اطراف‌، از تنوع آب و هوایی ویژه‌ای برخوردار است و به طور کلی چهار فصل اصلی در آن دیده می‌شود.

جغرافیای انسانی

جمعیت‌: ۱۰۲۹۹۹۱۱۴۵ نفر
جمعیت شهری‌: ۲۷%
جمعیت روستایی‌: ۷۳%
نرخ رشد جمعیت‌: ۱/۵۵%
اقوام و نژادها: هندواروپایی‌: ۷۲%، دراویدی‌: ۲۵%، مغولی و غیره ۳%.
زبان و خط‌: زبان رسمی هندی است‌. البته انگلیسی نیز در برخی موارد به کار گرفته می‌شود. و به طور کلی‌، قانون اساسی هند پانزده زبان را به رسمیت می‌شناسد، خط رایج نیز خط هندی است‌.
هند از نظر وسعت جغرافیایی یکی از بزرگ‌ترین کشورهای جهان است و موقعیت سوق‌الجیشی آن به لحاظ دسترسی به آب‌های آزاد و قرار گرفتن آن در حد فاصل آسیای جنوب غربی و آسیای شرقی حایز اهمیت می‌باشد. این کشور همچنین از نظر سلاح‌های استراتژیک‌، سازمان نظامی بسیار فعال بوده و تاکنون در زمینه‌های گوناگون به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته است و دارای توان تسلیحاتی بالایی‌، از جمله تسلیحات اتمی‌، می‌باشد. هند با همهء کشورهای دنیا، به ویژه با کشورهای غربی‌، رابطه دارد بسیاری از مسائل آن تحت تأثیر ارتباط و مسائل فی‌مابین با کشور پاکستان است‌. در این کشور حدود ۸۵۰۰ کالج و ۲۲۶ دانشگاه وجود دارد. نظام آموزش هند از نظام آموزش انگلیس اقتباس شده است‌. دولت سعی فراوانی در گسترش آموزش و سواد دارد. این کشور قریب به ۲۰۰ ایستگاه رادیویی دارد. تلویزیون ملی هند نیز دارای ۳ کانال ملی‌، ۲ کانال اشتراکی مخصوص و ۱۰ کانال منطقه‌ای است‌.

ادیان

ادیان و درصد پیروان آنها: هندو ۸۱/۳%، مسلمان ۱۲%، مسیحی ۲/۳%، سیک ۱/۹%، ادیان دیگر ۲/۵%.

اسلام

مذاهب و فرق اسلامی‌: اهل سنت (حنفی‌)، اهل حدیث‌، بریلوی‌ها، دیوبندی‌ها، قادیانی‌ها، وهابیت‌، شیعهء اثنا عشری‌، بهره‌، خوجه (آغاخانی‌).
مناطق مسلمان‌نشین‌: جامو و کشمیر، کلکته‌، لکنهو، دهلی‌، احمدآباد، گجرات‌، بنگلور، مبارک پور و… .
جمعیت شیعیان‌: ۳۰ میلیون نفر (البته از ۷ میلیون تا ۱۱۰ میلیون گفته شده است‌).
شیعیان بومی‌: در قرون گذشته شیعیان بسیاری به این کشور مهاجرت کردند ولی می‌توان گفت اغلب شیعیان بومی هستند، گرچه اجداد برخی از آنها مهاجر بودند.
شیعیان مهاجر: شیعیان مهاجر یزدی و بلوچ ایرانی در شهر بومبالی‌، حیدرآباد و پونه سکونت دارند.
مناطق مهم‌: جامو و کشمیر، کلکته‌، لکنهو، دهلی‌، احمدآباد، گجرات و بنگلور و…
فرق رایج‌: اثنا عشری‌، بهره‌، خوجه (آغاخانی‌).
اماکن مهم‌: فاطمان (منسوب به حزین لاهیجی‌)، حسینیه‌ها و تکایا که در آن مراسم مذهبی برگزار می‌شود، امام باره‌ها و آستانه‌ها و….
مساجد مهم‌: مسجد جامع شهدای بدگام‌، مقال‌، چاتاپال و دال گیت‌، مسجد جامع شیعیان لکهنو، مسجد جامع شیعیان دهلی‌، مسجد آصف‌نگر حیدرآباد و… .
مراسم مذهبی‌: عزاداری‌ها برای ائمه به ویژه برای امام حسین(ع) که البته همراه با تعصب است‌. برای مثال‌، در عزاداری برای امام حسین(ع) برگزاری مراسمی شبیه به قمه‌زنی بسیار رایج است که در آنها حمام خون جاری می‌شود. به طور کلی‌، ویژگی اصلی شیعه در هند تکیه تام بر انجام مراسم سوگواری در محرم است‌.
احزاب و گروه‌های وابسته به شیعیان‌: اتحادالمسلمین‌، انجمن شرعی شیعیان‌، شیعه ایسوسی ایشن‌، انجمن شیعه‌، انجمن علما و واعظین‌، آل ایندیا و شیعه کنفرانس‌.
مراکز و موسسات وابسته به شیعیان‌: تنظیم‌المکاتب (با ۹۳۷ مکتب آموزش دینی‌)، کمیته یادبود امام خمینی‌، کمیته امدادالعباسی‌، اداره ابوالفضل عباس‌، بنیاد امام حسین‌، مدرسه مشارع‌الشرایع‌، حوزهء علمیه امام رضا، حوزهء علمیه امام حسین‌، حوزهء علمیهء امام خمینی‌، جامعه باب العلم‌، معارف علوم اسلامی (دارالجواد)، سلطان المدارس‌، مدرسه جوادیه‌، شیعه کالج‌، مدرسه ایمانیه‌، مدرسه الواعظین‌، جامعه الزهرا، توحید المسلمین‌.
سطح زندگی شیعیان از نظر اقتصادی‌: بیشتر شیعیان وضع خوبی ندارند، البته تعداد کمی در حد بالا و تعداد کمی نیز در حد متوسط قرار دارند. سطح زندگی شیعیان از نظر فرهنگی‌: وضعیت فرهنگی آنها خوب نیست و از لحاظ اطلاعات مذهبی نیز در سطح خوبی قرار ندارند.
شیعیان در بین مسلمانان در اقلیت می‌باشند و مسلمانان نیز در کشور هند اقلیت محسوب می‌گردند، از این رو، شیعیان در هند اقلیت در اقلیت می‌باشند. شیعیان از نظر سیاسی جایگاه خاصی در هند ندارند ولی به دلیل موازنه موجود در قدرت‌، رأی جامعه شیعیان در انتخابات عمومی هند با اهمیت محسوب می‌گردد.
مسلمانان که به طور رسمی حدود ۱۵ و به طور غیررسمی حدود ۲۰ درصد از جمعیت بیش از یک میلیاردی هند را تشکیل می‌دهند جامعه جداگانه‌ای در هند به شمار می‌روند. آنان دارای قوانین اجتماعی خاص خود برای ادارهء اموری همچون ازدواج‌، طلاق و ارث هستند. بر اساس برخی از گزارش‌ها، مسلمانان در هند خود را به طور کلی از روند تحولات جامعهء این کشور دور نگاه داشته و فعالیت‌های خود را بیشتر به دلیل فقدان انگیزه و امکان تبعیض بر ضد آنان به حرفه‌های آزاد همچون تجارت‌، خیاطی‌، مغازه‌داری و مکانیکی محدود کرده‌اند، به گونه‌ای که حضور آنان در همه زمینه‌های اجتماعی‌، از نیروهای مسلح گرفته تا پزشکی‌، مهندسی و مدیریت‌، به مراتب کمتر از نسبت جمعیت آنان در هند است‌، هرچند که ای پی جی عبدالکلام رئیس جمهوری و پدر برنامه موشکی هند و اعظم پرمجی صاحب شرکت رایانه‌ای ویپرو (ثروتمندترین افراد هند) مسلمان هستند، اما عملکرد علمی مسلمانان به دلیل قطع ارتباط مؤسسات و مراکز آموزشی آنان از روند اصلی جامعه هند، نامطلوب می‌باشد. آنان اغلب دانش‌آموزانی را تحویل جامعه می‌دهند که دانش آنها با شرایط امروز هند و جهان سازگاری ندارد. وضعیت مسلمانان در شهر علیگر، که زمانی یکی از مراکز مهم آموزش عالی به شمار می‌رفت‌، روز به روز وخیم‌تر می‌شود، به گونه‌ای که اکثر آنان اکنون در حلبی‌آبادها و مناطق غیربهداشتی این شهر زندگی می‌کنند و نرخ باسوادی در میان آنان روز به روز کاهش می‌یابد. بر اساس آخرین سرشماری دولت هند، حدود ۶۳ درصد از مردم این کشور باسواد هستند، اما این رقم در جامعهء مسلمانان تنها ۱۷/۲۴ درصد است‌. از تحقیقات مؤسسه دوستان تحصیل‌ چنین برمی‌آید که از مجموع ۴۲۶ مقام بلندپایه موجود در همهء وزارت‌خانه‌ها تنها ۹ نفر مسلمان هستند. وضعیت مسلمانان در جبهه انتخاباتی نیز مطلوب نیست‌، به گونه‌ای که آنان با وجود تشکیل ۲۰ درصد از جمعیت در اوتارپرادش‌، ۴/۱۷ درصد در بیهار، ۱۴ درصد در مادیاپرادش‌، ۶۵ درصد در جامو و کشمیر، ۲/۱۴ درصد در کارناتاکا، ۱۱ درصد در هیماچل‌پرادش‌، ۸/۱۵ درصد در گجرات‌، ۱۲ درصد در بنگال غربی و حدود ۹ الی ۱۰ درصد در ایالت‌های دیگر، از اهمیت چندانی برخوردار نیستند و تنها به صورت یک بانک آراء برای احزاب سیاسی عمل می‌کنند. دلایل گوناگونی برای عقب‌ماندگی تحصیلی‌، علمی‌، اقتصادی و اجتماعی مسلمانان در هند ذکر شده است‌. برخی از کارشناسان امور اجتماعی هند معتقدند که مسلمانان این کشور به دلیل سوء استفاده رهبران مذهبی و سیاسی از آزادی آنان در جهت تأمین منافع شخصی خود در یک شرایط تبعیض‌آمیز غیررسمی به سر می‌برند. به گفتهء این کارشناسان‌، هندوها و مسلمانان از همدیگر دوری می‌کنند و این امر منجر به ظهور طبقه‌ای از سیاست‌مداران شده که به عنوان رابط میان جامعه مسلمان و مابقی جامعه هند عمل می‌کنند. عدهء کمی از کودکان مسلمان به مدرسه می‌روند و عده زیادی از آنان نیز تحصیل را نیمه تمام گذاشته به مشاغل آزاد کوچک روی می‌آورند. این وضعیت نامطلوب تحصیلی ریشهء اصلی مشکلات مسلمانان در هند است‌. فاصله بسیار وسیعی بین مسلمانان مشغول کسب تحصیلات نوین و برادران آنان در حوزه‌های علمیه‌و مدارس اردو زبان وجود دارد و این شکاف روز به روز وسیع‌تر می‌شود. خانم مقبول نیکت مهدی از فعالان اجتماعی‌، تنبلی و فقدان انگیزه در میان مسلمانان هند را به عنوان یکی از عوامل عمدهء عقب‌ماندگی جامعه مسلمان این کشور توصیف کرده و می‌گوید: متأسفانه مسلمانان فاقد انگیزه لازم برای نیل به جایگاه‌های بلند هستند و اکثر آنان ادامه شغل پدری را ترجیح می‌دهند. عده‌ای از کارشناسان نیز تقسیم شبه قاره هند را در سال ۱۹۴۷ به عنوان عامل مهمی در عقب‌ماندگی مسلمانان در هند ذکر می‌کنند. به گفتهء این کارشناسان‌، اکثر مسلمانان باسواد و مرفه بعد از تقسیم شبه قاره هند، به پاکستان مهاجرت کردند و مسلمانان باقی در هند اغلب فقیر و بی‌سواد بودند و این وضعیت همچنان به قوت خود باقی مانده است‌. امور سیاسی هند نیز موفقیت جبهه دموکراتیک متحد آسام را در انتخابات اخیر مجلس این ایالت به عنوان گشایش روزنه امیدی برای مسلمانان دیگر ایالت‌های هند توصیف و تشکیل اخیر جبهه دموکراتیک مردم تحت رهبری یک روحانی شیعه به نام کلب جواد را به عنوان دلیلی برای صحت این ادعای خود ذکر می‌کنند. این کارشناسان معتقدند که تشکیل جبهه دموکراتیک مردم هرچند می‌تواند به نفع حزب ملی‌گرای بهارتیاجاناتا بی جی پی در انتخابات آتی مجلس اوتارپرادش تمام شود، اما این جبهه می‌تواند نقش چشمگیری را در بیداری مسلمانان و ایجاد انگیزه در آنان ایفا کند. آنان اکنون امکان گزینش یک مسلمان را به عنوان سروزیر ایالت اوتارپرادش کاملاً محتمل توصیف کرده و می‌گویند: اگر یاداوها با حدود هفت درصد جمعیت می‌توانند بر اوتارپرادش حکومت کنند چه دلیلی دارد که مسلمانان با حدود ۲۰ درصد جمعیت نتوانند زمام امور این ایالت را به دست گیرند.
منبع:مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی

وضعیت اردن و شیعیان آن

اشاره:

اردن با ۸۹۲۰۶ کیلومتر مربع مساحت، در جنوب غربی آسیا قرار دارد و با سوریه در شمال، عربستان در شرق و جنوب، فلسطین اشغالی در غرب، و عراق در شمال شرقی همسایه است. این کشور شامل فلاتی وسیع و بیابانی است که ارتفاعش از شرق به غرب کاهش می یابد. تنها بخشی از شمال غربی آن حالت جلگه ای دارد. نواحی مجاور بحرالمیت در غرب آن که چهار صد متر پایین تر از سطح دریا است، گودترین ناحیه ی جهان به شمار می آید. اردن در واقع بخشی از دشت های وسیع گوشه شمال غربی شبه جزیره عربستان محسوب می شود. مهم ترین رود آن با سیصد کیلومتر طول، رود اردن یا نهر الاردن است که از ارتفاعات شرقی سرچشمه می گیرد و به دریای مرده می ریزد. این کشور، آب و هوای معتدل مدیترانه ای دارد.
اردن به سیزده ناحیه تقسیم می شود و مرکز حکومت آن شهر امان است. این کشور به عنوان کشوری مستقل، پدیده ای متعلق به قرن بیستم میلادی است و قبل از آن هیچ گاه موجودیت مستقلی نداشته است. بزرگ ترین گروه قومی آن، اعراب بدوی هستند که در ابتدای تأسیس امیرنشین اردن چهل درصد سکنه ی آن را تشکیل می دادند، ولی امروزه هفت درصد مردم اردن از این قوم هستند. آنها به رغم کمی جمعیت، نقش عمده ای در رژیم سیاسی دارند. اقلیت های دیگر، چرکس ها و شیشانی ها (چچن ها. می باشند که اولی سنی مذهب و دومی شیعه هستند. زبان رسمی اردن عربی است. جمعیت اردن به حدود چهار میلیون نفر بالغ می گردد که نیمی از آنها را فلسطینیان تشکیل می دهند. اردن در سیاست خارجی وابسته به غرب است و در مناسبات با کشورها از این الگو پیروی می کند.
اردن از نظر تولید فسفات، در جهان مقام مهمی را دارا است و پنجمین صادر کننده ی این محصول به شمار می آید. صنایع عمده اش سیمان سازی، دخانیات، تولید مواد غذایی و پوشاک است. مهم ترین بخش در اقتصاد کشور اردن، کشاورزی است که بیست درصد تولید ملی کشور به آن اختصاص دارد، اما کشاورزان با کمبود باران و محدودیت اراضی قابل کشت مواجه اند؛ زیرا ۸۸ درصد این زمین ها را صحراهای خشک و سوزان پوشانیده است. اردن هیچ گونه منبع انرژی معدنی ندارد. (۱.
۲. ماوراء اردن کشوری فقیر، توسعه نیافته و کم جمعیت بود، اما به انسجامی اجتماعی و سیاسی دست یافت که فلسطین فاقد آن بود. بریتانیا در واقع مفاد پیمان ۱۹۲۸ م / ۱۳۴۷ هـ. ق را اجرا کرد که، به استناد آن، یک مقام انگلیسی مقیم در اردن به انتخاب کمیسر عالی فلسطین، امیر عبدالله را در مسایلی از قبیل روابط خارجی، امور مالی و قضائی مربوط به اتباع بیگانه با نظر بریتانیا راهنمایی می کرد. به رغم فقر و عقب ماندگی کشور، به کمک انبوهی از مشاوران انگلیسی و کمک های مالی اندک دولت بریتانیا (۱۰۱۰۰۰ پوند از کل بودجه ی ۲۵۷۰۰۰ پوندی دولت در ۱۹۲۵ – ۱۹۲۶. پیشرفت های آرام ولی پیوسته ای به دست آمد. راه ها و مدارس احداث شدند. هر چند پانزده سال طول کشید تا تعداد مدارس متوسطه بیشتر بشود.
در ۱۹۳۱ م / ۱۳۵۰ هـ. ق، کاپیتان جان بگت گلاب یا گلاب پاشا (لقب بعدی او.، پس از ده سال تجربه در عراق، به اردن رفت تا واحد ویژه ی ارتش ماوراء اردن (لژیون عرب. را برای حفظ امنیت صحرا تأسیس کند. نکته ی جالب این بود که برای تأمین آرامش میان قبایل بدوی از همان افراد قبایل استفاده کرد. گلاب در جلب اعتماد بدوی ها و ترغیب آنان به پاسداری از ثبات و نظم موفقیت های چشمگیر داشت. بدین طریق آنها به دولت ماوراء اردن وفادار بار آمدند و بسیاری از آنان به خدمت نیروهای مسلح رسمی و منظم وارد شدند.
برای مقابله با مسئله ی فلسطین، بریتانیا از تقویت و استقلال روز افزون عبدالله به عنوان رهبر بلامنازع ماوراء اردن راضی بود. اگرچه سلطنت را بر پایه پان – عربیسم حق خانواده ی هاشمی می دانست، مهارت سیاسی فراوانش باعث شد تا وفاداری کامل اغلب سران قبایل محلی را به نفع خود و خانواده اش تأمین کند. در ۱۹۳۴ م / ۱۳۵۳ هـ. ق، با موافقت بریتانیا، امیر در سایر کشورهای عربی هیئت نمایندگی کنسولی تعیین کرد، و در ۱۹۳۹ م / ۱۳۵۸ هـ. ق، با تشکیل شورای وزیران مسئول بخش های حکومتی و پاسخگو در مقابل امیر موافقت شد. در ۱۹۴۶ م / ۱۳۶۶ هـ. ق، ماوراء اردن در حالی که هنوز به حمایت و کمک مالی بریتانیا احتیاج مبرم داشت، رسماً مستقل گردید. امیر عبدالله عنوان پادشاهی یافت.
هر چند ماوراء اردن راه توسعه جداگانه و متفاوت خود را می پیمود، از تأثیر حوادث فلسطین و غرب رود اردن مبرا نبود. میان مردم دو کرانه ای رود اردن پیوندهای خونی فراوان وجود داشت، سطح تحصیلات بالاتر فلسطینی ها عده ای از آنان را به کسب مشاغل اداری در نظام نوپای عمان نایل کرده بود. اردنی ها از نظر احساساتی خود را با تراژدی آشکار فلسطین درگیر می دانستند. با این حال، مثل سایر ایالات عربی پیشین امپراتوری عثمانی، در ماوراء اردن نیز عنصر ملی گرای سرزمینی در حال شکل گیری بود (و از آنجا که مردم ماوراء اردن خود را از اعقاب نبطیان پترا می دانستند، ملی گرایی آنان ریشه تاریخی داشت.. «شعار ماوراء اردن برای ماوراء اردنی ها» به تدریج به قانونی تبدیل شد که تصدی مشاغل دولتی را به ماوراء اردنی ها محدود و منحصر کرد. این امر با مخالفت ملی گرایان عرب رو به رو شد که معتقد بودند هیچ چیز نباید جدایی های ساختگی و تحمیلی را بر اعراب تقویت کند، ولی در عمل توسعه ی جداگانه ی ماوراء اردن حمایت اکثریت قریب به اتفاق کشور را به همراه داشت.
عبدالله تمام توجه خود را به این نکته معطوف کرد که پایگاه قدرتش را در ماوراء اردن قرار دهد که، اگرچه کشوری فقیرتر و کوچک تر از فلسطین یا سوریه بود، این امتیاز را داشت که می توانست آن را به میل خود اداره کند. ولی این امر به معنای ترک بلند پروازی های پان – عربی خاندان هاشمی نبود. این بلند پروازی ها شامل مصر یا شبه جزیره ی عربستان نمی شد که تا ۱۹۲۵ م / ۱۳۴۴ هـ. ق از دست خانوده ی هاشمی خارج و به ابن سعود داده شد، ولی او هرگز ادعای خانوادگیش را در مورد سوریه ی بزرگ از یاد نبرده بود. ملک عبدالله در سوریه ی تحت سلطه ی فرانسه چندان فرصت نداشت، اما فلسطین فرق می کرد. در اوایل قیمومیت بریتانیا، قدرت و خواسته های صهیونیست ها را هشیارانه و واقع گرایانه ارزیابی کرد و کاملاً آماده ی مذاکره با آنها شد، او زمانی را پیش بینی می کرد که اعراب فلسطین به دنبالش راه بیفتند و حکومتش را قبول کنند، به همین دلیل بود که در ۱۹۳۷ پیشنهاد کمیسیون لرد پیل را برای تقسیم فلسطین و الحاق بخش عربی آن به ماوراء اردن فوراً قبول کرد.
موضع گیری عبدالله طبیعتاً دشمنانی از بین ملی گرایان عرب که مخالف خاندان هاشمی بودند، برایش درست کرد که طیفی از خانواده ی حاج امین الحسینی فلسطینی، تا جمهوری خواهان سوری را فرا می گرفت. ملک عبدالله در هر دوی این کشورها طرفدارانی داشت، ولی قدرت مسلط نبودند. روابطش با پسر عموهای هاشمی اش در عراق بهتر بود، ولی آنها به رهبری او تن نمی دادند از این رو در انتظار حوادث فلسطین نشست.

۳. اردن

اردن با ۸۸،۹۳۰ کیلومتر مربع مساحت از شمال به سوریه، از شمال شرقی به عراق و از شرق و جنوب عربستان محدود است. جمعیت اردن در حال حاضر ۵،۶۱۲،۰۰۰ نفر می باشد. در ۲۵ مه ۱۹۴۶ نام امارات شرقی اردن تبدیل به کشور پادشاهی اردن شد و در فوریه ۱۹۴۷ قانون اساسی کشور اردن تنظیم و به تصویب رسید.

تاریخچه روابط ایران و اردن

شروع روابط رسمی ایران با این سرزمین به ایام سلاطین عثمانی باز می گردد. در آن زمان ایران در شام، نمایندگی کنسولی داشت و پس از سلطه انگلستان بر اردن و فلسطین، ایران در بیت المقدس کنسولگری ایجاد کرد که بعداً به سفارت تبدل شد. پس از استقلال شرق اردن، دولت ایران این کشور را به رسمیت شناخت. در سال ۱۳۲۸ ملک عبدالله، پادشاه وقت اردن به ایران مسافرت کرد و عهدنامه مودت بین طرفین منعقد شد. در اواخر سال ۱۳۲۸ سفارت ایران در امان (پایتخت اردن. در سطح وزیر مختار تأسیس شد و پس از سفر رسمی شاه مخلوع در سال ۱۳۳۸ به اردن که طی آن یک موافقت نامه فرهنگی میان دو کشور نیز به امضا رسید، روابط دیپلماتیک دو کشور به سطح سفارت کبری ارتقا یافت. (۲.
تا پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، روابط بسیار نزدیک و صمیمانه ای میان دربارهای دو کشور برقرار بود. روابط سیاسی در طی این مدت عمدتاً در مناسبات میان دربارهای سلطنتی دو کشور تبلور یافته و در خلال دیدارهای خصوصی سران دو رژیم تعیین می شد.
این حسن روابط دو کشور در جهت منافع غرب بود. از آنجا که روابط سران دو کشور با غرب به ویژه آمریکا و انگلیس بسیار نزدیک بود، روابط دو کشور به تبع آن، بسیار دوستانه بوده است. در اجرای همین سیاست دوستانه، سران رژیم شاه پس از جنگ اعراب و اسرائیل (۱۹۶۷. از طریق جمعیت هلال احمر ایران در سال ۱۹۶۸ شهرکی به نام طالبیه متشکل از ۲۰۰ واحد مسکونی، حمام، مدرسه و بیمارستان در ناحیه زیزیا برای اسکان پناهندگان فلسطینی احداث و یک هیأت ایرانی تا سال ۱۹۷۱ بیمارستان آن اردوگاه را اداره می کرد. همچنین می توان از موافقت نامه های اقتصادی و فرهنگی و موافقت نامه هایی که در زمینه یهمکاری های هوایی در سال ۷۸ – ۱۹۷۷ میان دو کشور منعقد شد، نام برد. روابط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی میان دو کشور به موازات روابط سیاسی گسترش چشمگیری داشته است.

روابط سیاسی با ایران بعد از انقلاب اسلامی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، دولت اردن، جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت شناخت. ملک حسین در اسفند ۱۳۵۷ طی پیامی، پیروزی انقلاب اسلامی ایران را به بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران تبریک گفت. اولین هیأت ایرانی بعد از انقلاب برای شرکت در کنفرانس اسرا در تیرماه ۱۳۵۸ به اردن عزیمت نمود و به موجب قطعنامه ای که در پایان کنفرانس انتشار یافت قرار گردید یک هیأت ۸ نفره به ریاست کامل الشریف، وزیر اوقاف اردن و سخن گوی رسمی کنفرانس مذکور به حضور امام خمینی برسند. در ۱۵ بهمن ۱۳۶۸ نیز یک هیأت ۱۰ نفره به همراه جمعی از متفکرین و اندیشمندان اسلامی اردن برای شرکت در جشن های سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به تهران وارد شدند. دولت اردن اگرچه ظاهراً خشنودی خود را از انقلاب اسلامی اعلام داشت، لیکن در واقع از صدور انقلاب اسلامی و احتمال گسترش فعالیت اسلام گرایان شدیداً نگران بود. دولت اردن در واقع از همان آغاز انقلاب اسلامی روشی خصمانه اتخاذ کرده بود، ولی به علت حمایتی که مردم اردن از این انقلاب داشتند، به ظاهر روشی مسالمت آمیز اتخاذ نمود. روابط جمهوری اسلامی به خاطر شانه خالی کردن اردن از شرکت در کنفرانس کمپ دیوید و حمایت ظاهری از حقوق مردم فلسطین و در جهت همگامی با جهان عرب و دنیای اسلام ادامه داشت، ولی به مجرد عدول اردن از مسیر خود، ایران روابط دیپلماتیک خود را به سطح کاردار تنزل داد. (۳.
در دسامبر ۱۹۸۰ حافظ اسد، اردن را به حمایت از گروه بنیادگرای اخوان المسلمین برای براندازی رژیم سوریه متهم کرد. صف آرایی نظامی دو کشور در مرزهای مشترک، تیرگی روابط را تا حد برخورد مسلحانه پیش برد. روابط حسنه جمهوری اسلامی ایران با سوریه، تیرگی روابط اردن با سوریه و روی آوردن اردن به سوی عراق، از عواملی بود که به دنبال شروع جنگ تحمیلی، قطع روابط دو کشور را به دنبال داشت.
عوامل که باعث گردید اردن در دهه ی هشتاد و در طول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، از عراق حمایت کند و این حمایت و وابستگی به عراق در طول بحران کویت نیز مشهود بود، بدین قرار است: (۴.
۱. کمک های مالی عراق به اردن؛ این کمک ها بیشتر از سوی حامیان عراق نظیر عربستان و کویت از طریق اردن به این کشور پرداخت می شد.
۲. تهدیدات سوریه علیه اردن و حمایت جمهوری اسلامی ایران از سوریه.
۳. نیاز شدید عراق به بندر عقبه که می توانست درآمد عمده ای برای اردن داشته باشد.
۴. ملک حسین قصد داشت در جریان جنگ ایران و عراق نقش یک عرب را بازی کند. نباید فراموش کرد که عامل تعیین کننده سیاست خارجی اردن، علی الظاهر قومیت عرب و وحدت و یکپارچگی آن است و دین اسلام در درجه ی دوم اهمیت قرار دارد. ملک حسین با شعار «ما در کنار برادران خود هستیم» حمایت خود را از عراق اعلام کرد.
۵. اردن می خواست از ثمرات مادی و معنوی این جنگ به نفع خود استفاده کند. در حالی که با پایان یافتن جنگ تحمیل و بحران خلیج فارس، سیاست ملک حسین نتیجه ای جز خسران و صدمات اقتصادی و اجتماعی برای کشورش در پی نداشت.
پس از مدتی به علت حمایت علنی و گشاده دستانه اردن از عراق در جنگ آن کشور علیه ایران و مخالفت علنی با ایران در تاریخ ۵۹/۱۱/۱۱ دولت جمهوری اسلامی ایران طی یادداشتی به کلی با این کشور قطع رابطه کرد.
واکنش دولت اردن در واقع با توجه به روابط حسنه ای که با پادشاه ایران داشت و از ترس این که مبادا انقلاب اسلامی ایران در جریانات سیاسی و مذهبی آن کشور اثرگذار باشد و سرنوشت او نیز دچار سرنوشت شاه ایران گردید، از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ناخشنود بود. شاه اردن اگرچه پیروزی انقلاب را به بنیان گذار جمهوری اسلامی در ایران تبرک گفت، ولی در باطن از این تحول بزرگ در منطقه چندان راضی به نظر نمی رسید و این ناخشنودی را در مصاحبه ها و سخنرانی های خود، هر از گاهی ابراز می کرد. ملک حسین در تاریخ ۱۳۵۹/۱/۲۰ ضمن شرکت در جلسه ی عادی کابینه اردن، موضع آن کشور را در قبال بحران روابط ایران و عراق چنین بیان کرد:
وظیفه اعراب است که برای وحدت خود و جلوگیری از سرایت خطرات هر کجا که باشد همکاری کند، ما وظیفه داریم که جهان اسلام را آرام و قرین هم بستگی داشته باشیم، ما می خواهیم ایران پشتیبان ما باشد و در آن آرامش برقرار و دارای خط مشی درستی باشد. عراق کشوری عربی و برادری است که نباید مورد هیچ گونه تهدید خارجی قرار گیرد و یا آسیبی از هر منبعی که باشد به آن برسد. ما به عنوان عرب نباید اجازه دهیم هیچ گونه تجاوز از هر مصدر که باشد به هیچ جزیی از خاک میهن عرب صورت گیرد. (۵.
بعد از کنفرانس سران کشورهای عربی در بغداد و تونس، روابط بین عراق و اردن روز به روز نزدیک تر و عمیق تر شد و ملک حسین به صراحت به نفع عراق و علیه ایران موضع گیری کرد و با کمک های سیاسی، اقتصادی و نظامی فراوان، حمایت و پشتیبانی خود را از عراق تداوم بخشید.
در طول جنگ هشت ساله بین ایران و عراق، تنها سیستم حمل و نقل به عراق از طریق اردن صورت می گرفت. در این چارچوب، شبکه حمل و نقل وسیعی بین دو کشور ایجاد گردید و بندر عقبه برای حمل و نقل سلاح و تجهیزات نظامی سبک و سنگین در اختیار عراق قرار گرفت. به علاوه دولت اردن نیروهای نظامی خود را نیز برای سرکوبی مردم مسلمان عراق و ایران، به عراق گسیل داشت و ملک حسین در نطقی اظهار داشته بود:
اگر ضرورت ایجاب کند نیروهای بیشتری را به عراق اعزام خواهد نمود. (۶.
پس از حدود ده سال قطع روابط، دولت اردن در جلسه کابینه مورخ ۶۹/۱۰/۲۲ تصمیم گرفت رابطه خود را با جمهوری اسلامی از سر گیرد. اردن که از جریان جنگ تحمیل عراق علیه ایران، حمایت قوی از بغداد به عمل آورده بود، پس از خاتمه این جنگ در پی ترک مخاصمه به میانجی گری سازمان ملل در اوت ۱۹۹۸ تلاش کرد تا روابط خود را با ایران بهبود بخشد. در ادامه تماس های قبلی و اظهار علاقه مقامات دولت اردن و گروه های اسلامی و مردمی این کشور نسبت به تجدید روابط دیپلماتیک بین دو کشور، با امضا متنی توسط سفرای دو کشور در نیویورک توافق شد که روابط سیاسی برقرار و سفارتخانه های دو کشور در ۶۹/۱۰/۲۴ بازگشایی شود. پس از ایجاد روابط هیأت هایی از دو کشور دیدار کردند. از جمله سفر رهبر اخوان المسلمین اردن به تهران و سفر نمایندگان مجلس شورای اسلامی به اردن بود که با مقامات سیاسی دیدار کردند. (۷.

روابط فرهنگی و اجتماعی

جمهوری اسلامی ایران آمادگی خود را به منظور همکاری در بازسازی مقبره صحابه به خصوص مسجدالاقصی و مسجد قبه الصخره اعلام کرد. همچنین توافق شد اردن تسهیلات لازم را در اختیار کاروان های حجاج ایرانی که از طریق اردن عازم عربستان هستند، قرار دهد.
بررسی امکان بازگشایی دفاتر خبری در هر یک از دو کشور و زمینه بررسی امکانات دو کشور پیرامون تولید مشترک تلویزیون مورد توافق دو کشور قرار گرفته است.
لازم به ذکر است که اغلب توافقات مذکور در نیمه دوم سال ۱۳۷۰ انجام گرفت و هنوز بسیاری از آنها به مرحله عمل نرسیده است و گروه های دو کشور مشغول فراهم آوردن وسایل لازم می باشند. در حال حاضر پس از برقراری مجدد روابط میان دو کشور، تاکنون سفیر مبادله نشده و تنها در سطح کاردار، سفارتخانه های دو کشور فعال هستند. (۸.
با توجه به این که موقعیت جغرافیایی اردن که با چند کشور مسلمان عرب و همچنین با اسرائیل هم مرز است و در عین حال با وضعیتی که در داخل کشور اردن وجود دارد، از جمله فعال بودن اخوان المسلمین و آگاهی روز افزون مسلمانان آن کشور و آوارگان فلسطینی ساکن اردن که می توان بهره برداری وسیع تری در جهت صدور انقلاب و گسترش فرهنگ انقلاب به عمل آورد و از این طریق رابطه ی خوبی با ملت مسلمان اردن برقرار کرد، دولت ایران سعی نموده است رابطه دیپلماتیک خود را با این کشور محفوظ نگه بدارد.
اخوان المسلمین مهم ترین جنبش اسلامی کشور اردن است که در مسائل متعدد سیاسی، مواضع آنان با مواضع انقلاب اسلامی منطبق است و در حال حاضر ۳۱ کرسی از ۸۰ کرسی مجلس اردن را در اختیار دارد. پارلمان اردن از مواضع ایران در جنگ خلیج فارس ستایش کرد و تمامی اعراب و مسلمانان را به مقابله با این تجاوز وحشیانه به ضربه زدن به نیروهای مهاجم و منابع آنان در آمریکا و دیگر کشورهای مهاجم فرا خواند. (۹.
اخوان المسلمین ۶ وزیر در کابینه اردن داشت که در اعتراض به کنفرانس به اصطلاح صلح اعراب و اسرائیل ۴ وزیر از جمله وزیر امور خارجه از پست های خود برکنار یا استعفا کردند.
ملک حسین ضمن حمله شدید به مسلمانان بنیادگرا گفته بود:
اخوان المسلمین اردن به دلیل نگرانی از درگیر شدن در مذاکرات صلح با اسرائیل، دولت جدید اردن (المصری. را تحریم کرده اند.
علیرغم ماهیت به شدت وابسته ملک حسین و جانشینش ملک عبدالله وضعیت داخلی مسلمانان، پارلمان و اخوان المسلمین، تا حدود زیادی بسط و گسترش روابط دو کشور را می طلبید. کمک به آوارگان فلسطینی ساکن اردن در درجه اول و کمک به نیروها و گروه های سیاسی فلسطینی ساکن اردن و گروه های مسلمان اردنی طرفدار انقلاب اسلامی – خصوصاً اخوان المسلمین – از این طریق امکان پذیر بوده است. البته عربستان سعود در حال حاضر به جنبش اخوان المسلمین در کشورهای مختلف از جمله اردن کمک های مالی ارائه می دهد که در جهت مقابله با نفوذ انقلاب اسلامی و بینادگرایی بوده است. (۱۰.

علل نزدیکی اردن به کشورهای بزرگ منطقه از جمله ایران

یکی از دلایل نزدیک شدن اردن به کشورهای بزرگ منطقه از جمله ایران، تهدید عمده ی اسرائیل علیه اردن می باشد. این مسأله در حالی است که این کشور یکی از راه های کاهش تهدید اسرائیل بر علیه خود را، نزدیک و ایجاد رابطه با آن کشور می داند. ارتباطات مخفی و نیمه مخفی این رژیم با اسرائیل نیز مشخص است. از دلایل روی آوردن و اشتیاق مجدد اردن برای برقراری مجدد روابط با ایران بحران خلیج فارس بود. پس از تجاوز عراق به کویت و اشغال این کشور توسط ارتش بعث، رژیم اردن به خاطر حمایت نسبی از حمله عراق به کویت در جهان عرب، منزوی شد و فشارهای زیادی را به لحاظ اقتصادی، سیاسی و غیره متحمل گشت و تجاوز عراق باعث تهدید این کشور از جانب رژیم اسرائیل گردید. لذا رژیم اردن تصمیم گرفت خلأ حمایت کشورهای منطقه از خود را با بهبودی رابطه با ایران که از کشورهای غیر درگیر در بحران و دارای نفوذ سیاسی و نظامی در منطقه بود، جبران کند. مضافاً این که ایران، اسرائیل را دشمن مسلمانان می داند. موضوع جالب توجه این است که به محض برخورد جهان عرب با عراق و فروپاشی ارتش این کشور و پیدایش ضعف در رژیم عراق و بازگشت امیر کویت به کشور، دولت اردن در جهت بهبودی رابطه با کشورهای کویت، عربستان و غیره نیز شروع به فعالیت کرد و به همین جهت روابط ایران و اردن در همان سطحی که در طی بحران خلیج فارس به وجود آمده بود، باقی ماند که این مسأله از جهت ماندن روابط در حد کاردار بسار محسوس است. (۱۱.

پی نوشت:

۱. محمد رضا مناقبتی، مباحث کشورها (اردن.، ج ۶۴، ص ۳ – ۱، ۹ – ۸، ۳۷ – ۳۶؛ مرتضی اسعدی، جهان اسلام، ذیل اردن.
۲. وزارت امور خارجه، کتاب سبز اردن هاشمی، ص ۲۵.
۳. وزارت امور خارجه، روابط خارجی ایران.
۴. منصور قدر، تاریخ جاری کشور اردن هاشمی، ص ۵۸.
۵. وزارت امور خارجه، گزارش های سفارت ایران در امان.
۶. مرتضی اسدی، جهان اسلام، ج ۱، ص ۵۹.
۷. اداره هشتم سیاسی وزارت امور خارجه، اطلاعاتی درباره اردن هاشمی، ص ۱۵.
۸. فهرست معاهدات معتبر ایران با سایر دول.
۹. گزارش های دفتر حفاظت منافع ج.ا.ا در امان.
۱۰. اطلاعات، از سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۰.
۱۱. مصاحبه با یکی از کارشناسان اردن در وزارت امور خارجه.

فهرست منابع:
۱. گلی زواره، غلامرضا: جغرافیای جهان اسلام، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ اول، ۱۳۸۵، صفحات ۲۱۹ و ۲۲۰.

۲. منسفیلد، پیتر: تاریخ خاورمیانه، ترجمه عبدالعلی اسپهبدی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۸۵، صفحات ۲۴۱ – ۲۴۲.
۳. محمدی، منوچهر: بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ج اول، تهران، ۱۳۸۵، صفحات ۲۲۱ – ۲۲۸.

شیعیان پاکستان

اشاره:

جمهوری اسلامی پاکستان در جنوب آسیا قرار گرفته و وسعت آن ۹۴۳/۸۰۳ کیلومتر مربع است. (در این رقم، مناطق گلگت و بتستان به وسعت ۵۲۰/۷۲ کیلومتر مربع و کشمیر آزاد به مساحت ۶۳۹/۱۱ کیلومتر مربع، جوناگری و مناوادر در نظر گرفته نشده اند.)(۱) پاکستان از غرب با ایران و از شمال با افغانستان و از شمال شرق با چین و از شرق با هند هم مرز است و از جنوب به دریای عمان و آب های آزاد راه دارد. این کشور از لحاظ جمعیت، دومین کشور اسلامی به شمار می رود. بنابر سرشماری سال ۱۳۷۷ ه/ ۱۹۹۸ م میزان جمعیت آن ۵۷۱/۵۷۹/۱۳۰ نفر بوده است.(۲) پاکستان در گذشته جزو سرزمین هند بود.

پاکستان دارای نظام فدرالی و جمهوری اسلامی است. قوانین اسلامی در محاکم قضایی آن تا حدی اجرا می شوند. در دهه ۸۰ میلادی رئیس جمهور ضیاء الحق (۱۹۷۷ ۱۹۸۸) کوشید تا گام های بیشتری در جهت اسلامی کردن کشور بردارد، اما پس از او این تلاش ها دوباره متوقف شدند. پاکستان دارای چهار ایالت است: پنجاب، سند، بلوچستان و سرحد، اما در تقسیمات اداری آن، دو ناحیه دیگر نیز وجود دارند که خارج از محدوده ایالات چهارگانه می باشند: یکی نواحی شمالی که گلگت و بتستان را در برمی گیرد؛ دوم اسلام آباد پایتخت آن کشور. تقسیمات اداری معمولاً بر مبنای توزیع و ترکیب گروه های قومی صورت گرفته است. پنج گروه قومی عمده در این کشور وجود دارند: پنجابی، سندی، بلوچ، پتان / پشتون، گلگتی و بلتی.

زبان رسمی کشور «اردو» است. هرچند اردو اصالتا گویندگان بسیار کمی در این کشور دارد، اما از این که در دوران قبل از استقلال پاکستان، زبان رسمی مسلمانان به شمار می آمد، پس از استقلال به عنوان زبان رسمی پاکستان انتخاب شد. زبان انگلیسی نیز در ادارات رایج است. اسناد اداری عمدتا به زبان انگلیسی و یا اردو انگلیسی تنظیم یافته اند و در دانشگاه ها به عنوان زبان علمی، اهمیت بیشتری نسبت به زبان اردو دارد. غیر از اردو، که زبان ملّی کشور است، زبان پنجابی، سندی، بلوچی، پشتو، فارسی، بلتی، گلگتی و تبتی نیز در این کشور رایج است.

ادیان و مذاهب

در پاکستان، ادیان و مذاهب متعددی وجود دارند، اما اکثریت قاطع مردم آن را مسلمانان تشکیل می دهند. طبق سرشماری سال ۱۹۸۱ م / ۱۳۶۰ ه.، ۶۸/۹۶ درصد مسلمان، ۵۵/۱ درصد مسیحی و ۵۱/۱ درصد هندو و بقیه بودایی، سیک، زرتشتی و از دیگر ادیان می باشند.(۳) در میان مسلمانان آن، اهل سنّت، که اکثرا حنفی مذهب هستند، اکثریت دارند. مسلمانان اهل سنّت به سه گرایش مختلف تقسیم شده اند: «دیوبندی» که منسوب به پیروان مدرسه دیوبند هستند که در سال ۱۲۸۳ ق در قصبه ای به همین نام در ایالت اُتار پرادش هند به وسیله مولانا محمد قاسم ناناتوی تأسیس شد.(۴) «بریلوی» که منسوب به پیروان احمد رضا خان بریلوی اند که مدرسه ای در شهر بریلی هند بنا کرد و در مقام مخالفت با مکتب دیوبندی برآمد. بریلوی ها معمولاً صوفی مسلک و معتقد به تقدّس اولیا و رهبران مذهبی هستند و زیارت قبور اولیا و شفاعت و یاری طلبیدن از ارواح آنان را در حل مشکلات و برآوردن حاجات خود مؤثر می دانند.(۵) گرایش سوم، گرایش اهل حدیث است که گروهی به شدت سنّتی و محافظه کار، شبیه گروه اخباری در میان شیعیان، می باشند. اهل حدیث پاکستان روابط نزدیکی با وهّابیان عربستان دارند و مذهبیان عربستان کمک های زیادی در تأسیس مدارس و تأمین هزینه های آموزشی این گروه کرده اند.

پس از اهل سنّت، دومین گروه مذهبی عمده را شیعیان تشکیل می دهند. شیعیان پاکستان به دو گروه دوازده امامی و اسماعیلیه تقسیم می شوند. اکثریت قاطع شیعیان جزو گروه اول هستند، اما تعدادی از فرقه اسماعیلیه نیز در کراچی، گلگت، ملتان و سند زندگی می کنند.

پیشینه تشیّع در پاکستان

بر اساس برخی شواهد تاریخی، تشیّع در نیمه اول قرن یکم هجری به سرزمین شبه قاره هند راه پیدا کرده است. در دوران حکومت حضرت علی علیه السلام نیروهای عرب از مرزهای سند عبور کردند. بخشی از مردم «جات» ارادتی عمیق به حضرت پیدا کردند، به طوری که به غلو و الوهیت کشیده شدند.(۶)

«شنسب جد غوریان که فاتح شمال هند بود به دست حضرت علی بن ابی طالب اسلام آورد و با امام پیمان وفاداری بست و از ایشان مقررات و دستورالعمل هایی را گرفت. در مراسم تاج گذاری حاکم جدید، میثاقی که توسط حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام نوشته شده بود، به زمامدار جدید تحویل داده شد و او نیز متعهد شد که به شرایط و مفاد آن عمل کند. آنان مریدان حضرت علی بودند و عشق آن حضرت و اهل بیت پیامبر عمیقا در عقایدشان ریشه دوانده بود.»(۷)

محمد قاسم فرشته، مورّخ معروف هندی، نیز در کتاب خود می نویسد که شنسب و قبیله او همیشه بر دوستی و طرف داری خاندان اهل بیت باقی ماندند.(۸) سلسله «شنسبانی» در جریان قیام ابومسلم، که منجر به سقوط اموی ها گردید، از قیام ابومسلم حمایت کرد.

مردم سند پس از تشرّف به اسلام، روابط خود را با اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله حفظ کردند. به گفته ابن قتیبه، یکی از همسران امام سجّاد علیه السلام به نام حمیدان از اهالی سند بود و زید شهید نیز از فرزندان همسر سندی امام سجّاد علیه السلام بوده است. در عصر امام صادق علیه السلام نیز افراد زبده ای از ناحیه سند نزد امام صادق علیه السلام مشغول فراگیری علوم اسلامی بودند که از آن میان می توان به ابان سندی، خلاد سندی و فرج سندی اشاره نمود.

در زمان منصور، خلیفه دوم عباسی، عمرو بن حفص به فرمان داری سند منصوب شد. او یکی از طرفداران جدّی حضرت علی علیه السلام بود و از قیام محمّد «نفس زکیّه» حمایت کرد و برای عبدالله اشتر، فرزند محمّد، که در بصره مشغول جمع آوری سلاح و تجهیزات بود، پول هایی فرستاد تا اسب و شمشیر تهیه کند. پس از جریان شهادت محمّد نفس زکیه، عبدالله اشتر، فرزند وی، به عمرو بن حفص در سند پناهنده شد و عمرو او را نزد یکی از راجه های هندی فرستاد تا از ایشان نگه داری نماید. عبدالله ده سال در سرزمین راجه هندی به تبلیغ آیین تشیّع پرداخت.(۹)

در قرن سوم و چهارم هجری، تشیّع اسماعیلی در هند گسترش یافت. در سال ۲۷۰ ق / ۸۸۳ م هیثم از طرف ابن جوثب منصور الیمان، داعی اسماعیلی مذهب یمنی، برای تبلیغ به سند فرستاده شد و او این مذهب را در ناحیه سند گسترش داد. در سال ۳۷۳ ق العزیز، خلیفه فاطمیان، سپاهی به فرمان دهی ابن شیبان به سمت ملتان اعزام کرد. او ملتان را تسخیر نمود و به نام خلیفه فاطمی خطبه خواند، اما در سال های ۳۹۹ و ۴۰۰ در پی لشکرکشی سلطان محمود غزنوی به هند، حکومت طرفدار خلیفه فاطمی سرنگون و تعدادی از طرفداران این فرقه به قتل رسیدند. هجوم غزنوی هادرکل نتوانست به حکومت و اقتدار اسماعیلیه در سند پایان بخشد.

اسماعیلی ها پس از اندک زمانی دوباره به سازمان دهی خود پرداخته، سلسله حکومت مستقل «سومره» را در سند به وجود آوردند که تا چهار قرن استمرار یافت.(۱۰)

شیعیان به تدریج در سده های بعد، قدرت بیشتری کسب کردند. آن ها در نواحی گوناگون هند، به ویژه شمال آن، حکومت های مستقلی تأسیس نمودند. سلسله حکومت های شیعی«اوده»،«بیجاپور» و «عادل شاهان» در هند معروفند.

پس از سلطه استعمار انگلیس بر شبه قاره هند در قرن هجدهم، قدرت مسلمانان، به ویژه شیعیان، رو به زوال نهاد. در واقع، دوران سلطه دو قرنه استعمار بر هند، دوران انتقال قدرت از مسلمانان به هندوها بود که تا امروز نیز این وضعیت در سرزمین هند ادامه دارد. اما در پاکستان، که در سال ۱۹۴۷ استقلال خود را از هند و انگلیس به دست آورد، قدرت دوباره در دست مسلمانان قرار گرفت، اما شیعیان به دلیل در اقلّیت بودن نتوانسته اند نقش سرنوشت سازی در صحنه سیاسی پاکستان ایفا نمایند.

جمعیت شیعه

شیعه در پاکستان دومین گروه مذهبی را از لحاظ جمعیت تشکیل می دهد، اما آمار دقیقی از میزان جمعیت آن وجود ندارد. محققان و کارشناسان مسائل پاکستان ارقام بسیار متفاوتی ذکر کرده اند که از ۱۰ تا ۲۵ درصد را در برمی گیرد. در دائره المعارف مسیحی جهان در سال ۱۹۸۰، جمعیت شیعیان ۵/۱۴ درصد ذکر شده است.(۱۱) دانشنامه جهان اسلام میزان جمعیت شیعیان این کشور را بین ۱۵ تا ۲۰ درصد تخمین زده است.(۱۲) نویسنده دائره المعارف تشیّع در سال ۱۳۷۳ جمعیت شیعه را ۶/۲۰ درصد ذکر کرده که در مجموع ۰۰۰/۸۸۵/۱۶ نفر از کل جمعیت ۸۳ میلیونی آن کشور را در دو دهه قبل تشکیل می داده اند.(۱۳) فرانسوا توال جمعیت شیعی پاکستان را ۰۰۰/۰۰۰/۳۰ نفر تخمین می زند.(۱۴)

در پاکستان، ارائه آمار دقیق از پیروان مذاهب اسلامی بسیار مشکل است؛ زیرا برخی پیروان مذاهب اسلامی به دلایل مذهبی و یا سیاسی، هویّت مذهبی خود را پنهان نگه می دارند، چنان که عده ای از شیعیان روستایی ایالت سرحد، که در مناطق سنّی نشین هم مرز با افغانستان واقع شده اند و همچنین برخی روستانشینان شیعه مذهب بلوچستان و سند همیشه در تقیّه زندگی می کنند و شیعه بودن خود را مخفی نگه می دارند.

توزیع جمعیت

بر خلاف بسیاری از کشورهای اسلامی که شیعیان در آن ها از نوعی تمرکز جغرافیایی برخوردارند، در پاکستان چنین چیزی به چشم نمی خورد. شیعیان این کشور در تمام شهرها و شهرستان ها پراکنده اند و این پراکندگی در سطح روستاها نیز به چشم می خورد. مهم ترین شهرهایی که شیعیان در آن ها سکونت دارند، عبارتند از: کراچی، لاهور، ملتان، راولپندی، اسلام آباد، جنگ، سیالکوت، حیدرآباد، پیشاور، پاراچنار، کوهات، اسکردو و کوئته.

پنجاب پر جمعیت ترین ایالت این کشور، بیشترین جمعیت شیعه را در خود جای داده است. در لاهور، مرکز پنجاب، قریب نیم میلیون شیعه در سال های آخر دهه ۶۰ شمسی زندگی می کردند(۱۵) که امروز با توجه به رشد زاد و ولد در آن کشور و همچنین مهاجرت روستاییان به آنجا، ممکن است این تعداد به دو برابر افزایش یافته باشد. شیعیان لاهور عمدتا در محلّه «موچی دروازه» و «بازار حکیمان» ساکن هستند و عده ای نیز به طور متفرقه در سایر نقاط شهر سکونت گزیده اند.

لاهور یک شهر مهم تاریخی و فرهنگی است که نزد شیعیان نیز همین موقعیت را دارا می باشد. در این شهر، گروه ها و انجمن های مذهبی و فرهنگی زیادی مستقرند که برخی در محدوده لاهور و پنجاب مشغول فعالیت می باشند و برخی دیگر در سراسر پاکستان فعالیت می کنند. مهم ترین انجمن ها و گروه های شیعی مستقر در آنجا عبارتند از: «اداره تحفّظ حقوق شیعه»، «کنفرانس سراسری شیعیان پاکستان»، «وفاق علمای شیعه پاکستان» که این سه گروه در سطح کل شیعیان پاکستان فعالیت دارند «انجمن رضاکاران حسینی»، «حمایت اهل البیت»، انجمن اقامه نماز به نام «معین الصلاه»، انجمن حمایت از امور اموات به نام «معین الاموات» و مؤسسات فرهنگی دیگر مانند «امامیه مشن» و «معارف اسلام».(۱۶)

یکی دیگر از شهرهای مهم پنجاب، «ملتان» است که در جنوب غرب لاهور واقع شده است. ملتان شهری بسیار قدیمی است و مرکز برخورد تمدن های بودا، هندوئیسم و اسلام شناخته شده. اسلام در قرن اول هجری، به وسیله محمد بن قاسم در این سرزمین راه یافت و به مرور زمان، تشیّع نیز در آنجا نفوذ کرد. امروز بیش از ۳۰% جمعیت این شهر را شیعیان تشکیل می دهند.(۱۷) آن ها در نواحی جلال پور پیراله، سالار وطن سادات، جک حیدرآباد، قتال پور، خانیوال، دهاری، میلسی، لودهران و تنکسی زندگی می کنند. گفته می شود که قدیمی ترین حسینیه جهان نیز در همین شهر تأسیس گردیده است که تاریخ آن به عصر همایونازسلاطین مغول برمی گردد.

در کراچی مرکز ایالت سند، نیز جمیعت زیادی از شیعیان زندگی می کنند. پس از تقسیم شبه قاره هند، تعداد زیادی از شیعیان هند به این شهر مهاجرت کردند که امروز به نام «خوجه ها» یاد می شوند. خوجه ها قوم ثروتمند و تحصیل کرده ای هستند که در ادارات دولتی نیز نفوذ قابل توجهی دارند. قدیمی ترین محله شیعه نشین کراچی محله «کرادر» است، اما پس از مهاجرت شیعیان هندی به این شهر، محلّه های ناظم آباد، لیاقت آباد، حیدرآباد، بحش، محمودآباد، بهادرآباد، محلّه محمدعلی، محلّه سادات، سعودآباد، شارع دریغ، ملیر، حسین آباد، محمدآباد، ولانی و بنکلور نیز بر آن افزوده شدند.(۱۸) امروز تعدادی از شیعیان فارسی زبان قوم هزاره نیز در محلّه «حسین گوت» این شهر زندگی می کنند که ا کثرا از کوئته به آنجا مهاجرت کرده اند.

شهر مهم دیگری که تعداد قابل توجهی جمعیت شیعه را در خود جای داده، شهر «کوئته»، مرکز ایالت بلوچستان، است. شیعیان این شهر عمدتا در جنوب شهر (علمدار رود و مری آباد) و شمال غرب آن (بروری و کرانی) تمرکز یافته اند. آن ها از لحاظ قومی، به قومیت های هزاره، قندهاری، پنجابی، گلگتی، بلتی و تبتی تقسیم می شوند، اما اکثریت عمده آن ها را مردم هزاره تشکیل می دهند. هزاره ها به زبان فارسی تکلّم می کنند و از نظر فرهنگی و آداب و رسوم اجتماعی، تفاوت های محسوسی با سایر اقوام دارند. آنان نسبت به باورهای مذهبی، سنّت های اجتماعی خود و حجاب زنان حساسیت فوق العاده ای نشان می دهند. مراسم دینی، به ویژه ایّام محرّم و صفر، با جوش و حرارت زاید الوصفی از سوی آنان برگزار می شود.

یکی از مراسم دینی مهم آنان، برگزاری مراسم نماز جمعه است که به نوبت، به امامت حجج اسلام یعقوبعلی توسّلی و شیخ مهدی نجفی در مسجد جامع شیعیان واقع در مرکز شهر برگزار می شود. در سیزدهم شهریور ماه سال ۱۳۸۲ ش یک حمله تروریستی وحشتناک از سوی افراد وابسته به «لشکر جنگوی» علیه نمازگزاران در حین ادای نماز صورت گرفت که در اثر آن ۵۱ تن از نمازگزاران کشته وبیش از۷۰نفرزخمی شدند.

در آخرین نقطه های شمال شرقی پاکستان، سرزمین کوهستانی گلگت و بتستان واقع شده که دست کم از قرن هشتم هجری به این طرف، مسکن ثابت شیعیان بوده است. گسترش شیعه به این ناحیه دور دست کوهستانی، به داستان مهاجرت میرسید علی همدانی (۷۱۴ ۷۸۶ ه) با جمعی از یارانش از ایران در دوران سلطه تیمور لنگ برمی گردد. نواحی گلگت و بتستان در پی تلاش های سیدمیر علی همدانی به آیین شیعه رو آوردند که امروز یکی از پایگاه های مستحکم شیعه در پاکستان به شمار می روند. به گفته یکی از نویسندگان، «ناحیه گلگت دارای پانصد تا ششصد هزار نفر جمعیت، و ناحیه بتستان نیز دارای پانصدهزار نفر جمعیت است. تقریبا عموم سکنه آن مسلمانند و در بتستان، اکثریت قریب به اتفاق با شیعیان است. در گلگت نیز قبلاً اکثریت با پیروان مذهب شیعه بوده است که کوششی مصروف گشته است تا با اسکان وهّابی ها و افاغنه سنّی مذهب، شیعیان آن را از اکثریت بیندازند.»(۱۹)

در ایالت سرحد نیز شیعیان حضور چشم گیری دارند. گرچه در خود شهر پیشاور، مرکز این ایالت، تعداد شیعیان چندان چشمگیر نیست، اما در برخی مناطق دیگر این ایالت، به ویژه پاراچنار و کوهات، شیعیان حضور نسبتا وسیعی دارند. در پاراچنار، نزدیک به نیمی از جمعیت شهر را شیعیان تشکیل می دهند.(۲۰) رهبر پیشین شیعیان پاکستان شهید عارف حسین حسینی نیز از همین ناحیه بود. او با فعالیت های اجتماعی، علمی و فرهنگی خود، نقش مهی در رشد فرهنگ شیعی در پاراچنار ایفا کرد. شیعیان پاراچنار به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و سیاسی آن، که در جوار مرز با افغانستان و مناطق قبایل آزاد واقع شده است، همیشه در معرض تهدید و درگیری های مذهبی قرار دارند. مردم این نواحی اکثرا مسلّح می باشند و پس از آغاز جنگ و جهاد در افغانستان، انواع سلاح های سبک و نیمه سنگین به این مناطق سرازیر شده اند که در درگیری های قومی و مذهبی، مورد استفاده قرار می گیرند. در مناطق قبایلی این ایالت، که دولت بر آن ها کنترل ندارد، هر نوع سلاح و مهمّات جنگی خرید و فروش می شود. در کوهات نیز، که در ۴۰ کیلومتری شهر پیشاور واقع شده است، تعداد قابل توجهی شیعه زندگی می کنند. یکی از قبایل مهم شیعه مذهب این شهر، «بنگش» می باشد که در اعتقادات مذهبی خود، بسیار متعصّب و سرسخت است.

روحانیت و اجتماع

جامعه پاکستان در کل، یک جامعه سنّتی و مذهبی است که مردم آن برای ارزش ها و سنّت های دینی اهمیت فراوانی قایلند. دین و مذهب عنصر اصلی شکل دهنده هویّت مردم به شمار می آید. اسلام تنها عنصر مشترک قومیت های گوناگون کشور است که به جامعه چند قومی و چند زبانی کشور روح وحدت و یگانگی می دمد. زمانی که پاکستان به عنوان یک کشور مستقل شکل گرفت، اسلام به عنوان نماد اصلی وحدت در برابر ملت هندو مطرح شد و هم اکنون نیز این نماد مورد احترام دولت و ملت می باشد.

در جامعه مذهبی پاکستان، روحانیان از موقعیت اجتماعی خوبی برخوردارند. روحانیان نه تنها اداره امور مذهبی را در اختیار دارند، بلکه در اداره امور اجتماعی و سیاسی نیز نقش فعّالی ایفا می کنند. در برخی مناطقی که شیعیان تمرکز دارند مانند بلتستان روحانیان در ایفای نقش قضاوت نیز فعّال هستند. به گفته نویسنده کتاب سیمای پاکستان، «در مسائل سیاسی، اجتماعی و قضایی، روحانیت [در بلتستان [نقش ویژه ای دارد: محاکم آن ها محاکم شرعی و دارای شرع است. چنانچه محکمه دولتی دیگری هم باشد، مردم ترجیح می دهند مشکلات حقوقی و قضایی خود را نزد رهبران دینی حل و فصل کنند. ناحیه بلتستان دارای حاکم شرع (رئیس دیوان عالی ایالت) است، گرچه اداره آن شورایی است. رئیس آن شیخ غلام محمّد است.»(۲۱)

روحانیان اداره امور مدارس و مساجد را نیز در اختیار دارند. در مساجد، نماز جماعت برپا می شود. هر مسجدی دارای یک هیئت امنا می باشد، اما روحانیان نیز در اداره برخی از آن ها نقش اساسی دارند. مهم ترین وظیفه روحانیان محلّه ها تشکیل کلاس های قرآن و احکام است. مردم فرزندان خود را نیمه وقت نزد علمای محل برای آشنایی با احکام اسلامی می فرستند و این یکی از مهم ترین مجاری ارتباطی روحانیان با مردم است.

همچنین روحانیان در مراسم شادی و غم مردم شرکت دارند. در مراسم عقد، پس از خواندن عقد توسط روحانی، ازدواج زوجین به صورت رسمی نزد روحانیان ثبت می شود. حکومت پاکستان این اجازه را به علمای شیعه داده است که در احوالات شخصیه، بر مبنای فقه خود عمل کنند. از این رو، علما برای ثبت ازدواج ها از فرم های رسمی دولتی و مهر رسمی خودشان استفاده می کنند و اسناد آن ها نزد محاکم دولتی کاملاً اعتبار دارد.

در برخی شهرها، روحانیان برای ارائه خدمات رفاهی به اقشار آسیب پذیر جامعه مؤسسات و مراکز خیریه تشکیل داده اند؛ چنان که در کراچی و کوئته و لاهور مواردی از آن را می توان مشاهده کرد. در کوئته، «شهدا ویلفر» از طرف حجه الاسلام محمدجمعه اسلامی و جمعی از افراد خیّر دیگر برای کمک به خانواده شهدا تأسیس شده است. همچنین ایشان یک مرکز کمک به ایتام و خانواده های فقیر را نیز سرپرستی می کند که به مستمندان کمک های نقدی و جنسی ارائه می دهد.

در پاکستان، روحانیت یک سازمان مذهبی فراگیری دارد که مرکز آن در لاهور است. «وفاق علمای شیعه پاکستان» بزرگ ترین سازمان مذهبی روحانیان است که ریاست آن را حافظ ریاض حسین، سرپرست مدرسه «جامعه المنتظر» لاهور به عهده دارد. «وفاق علما» در پنجاب از نفوذ ویژه ای برخوردار است و در تمام مدارس مهم این ایالت دارای شعبه می باشد و در خارج از پنجاب نیز شعبه هایی دارد. «وفاق»سالانه یک نشست عمومی در سطح پاکستان برگزار می کند که در آن، گزارشی از فعالیت های یک ساله ارائه می دهد و برنامه ریزی برای سال بعد انجام می گیرد. فعالیت این سازمان معمولاً فرهنگی و تبلیغی است، اما گاهی در فعالیت های سیاسی نیز دخالت می کند.

در پاکستان، مدارس دینی زیادی وجود دارند. با توجه به این که جمعیت شیعه در تمام شهرها پراکنده اند، مدارس دینی آنان نیز این پراکندگی را حفظ کرده اند؛ مهم ترین آن ها عبارتند از: «جامعه المنتظر» در لاهور، «جامعه اهل البیت» در اسلام آباد، «مدرسه آیت الله حکیم» در راولپندی، مدرسه «مشارع العلوم» در حیدرآباد، مدرسه «امام صادق» و «دارالعلم جعفری» در کوئته، مدرسه «جعفریه» در پاراچنار، و مدرسه «باب العلوم» در راولپندی.

اعیاد و مناسبت ها

اعیاد رسمی مسلمانان پاکستان عید فطر و قربان است. در این اعیاد، دست کم سه روز تعطیل عمومی اعلام می شود. مردم با پوشیدن لباس های نو، رفتن نزد بزرگان و دوستان و نزدیکان، پذیرایی با انواع شیرینی ها و برگزاری بازارهای موقّت، آن ها را گرامی می دارند. روبرت لانگ آمریکایی، که در سال های ۱۹۶۰ و ۱۹۶۱ در دانشگاه پنجاب سمت استادی داشت، مشاهدات خود را در این باره چنین می نویسد: «به همان اندازه که مسیحیان در عید قیامت مسیح احساس سرور می کنند، مسلمانان در عید فطر خرسند و خوشحال هستند. فطر روز شادی و سرور عمومی است. مردان و پسران برای نماز فطر به مسجد می روند. صحن مسجد از ده ها هزار نمازگزار موج می زند… پس از نماز و مجلس موعظه، انبوه جمعیت، که در صورت استطاعت مالی لباس های نو بر تن دارند، در خیابان ها به راه می افتند. بعضی از زنان صورت خود را با برقع سیاه یا کم رنگ معمولی پوشانده اند، ولی دختران با گیسوهای بافته و آویخته از پشت سر، لباس های فاخر روشن، اطلس صورتی یا آبی مزیّن به نقره یا طلا بر تن می کنند. همه جا سلام است و “عید شما مبارک”. همه رفتار دوستانه دارند. بازار فروش شیرینی و نقل و مربّاجات گرم است و فروشندگان سوغاتی ها را به غریبه ها قالب می کنند. اقوام به دیدار یکدیگر می روند یا برای هم هدیه می فرستند …»(۲۳)

همچنین ایشان درباره عید قربان می گوید: «در جریان آخرین ماه از سال اسلامی (هجری) عید قربان فرا می رسد. این عید بزرگی است به یادکرد ماجرای اجابت حضرت ابراهیم به قربانی نمودن فرزندش. معمولاً به این مناسبت، گوسفند سر بریده می شود، نماز خوانده می شود وسپس با گوشت قربانی زعفران پلو می پزند. کشاورزان فرادست گاو قربانی می کنند. … خانواده های فرادست روستایی برای عید قربان به قدر کافی غذا می پزند، طوری که به همه برسد. گوشت قربانی را به سه قسمت تقسیم می کنند. یک قسمت برای اهل خانه، یک قسمت برای اقوام و نزدیکان و قسمت دیگر برای فقرا …»(۲۴)

شیعیان علاوه بر عید فطر و قربان، تولّد حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام را نیز با برگزاری مراسم جشن و سخنرانی گرامی می دارند. در برخی مناطق، «نوروز» نیز جشن گرفته می شود؛ مانند کوئته و بلتستان، اما این جشن تنها مربوط به اولین روز از ماه فروردین است و این روز، تعطیل رسمی نیست.

مهم ترین و باشکوه ترین مراسم شیعیان پاکستان، مراسم عزاداری دهه محرّم و اربعین شهادت امام حسین علیه السلام است. عزاداری دهه محرّم قداست و احترام فوق العاده ای نزد شیعیان دارد. محرّم از نظر شیعیان این کشور صرفا یک تجلیل ساده از نهضت امام حسین علیه السلام نیست، بلکه نمادی از شکوه و اقتدار شیعیان به شمار می رود. این تنها فرصتی است که شیعیان در آن ضمن راه اندازی راهپیمایی های گسترده در سطح شهر، قدرت خود را به طور همه جانبه به نمایش می گذارند و سخنرانان و خطیبان به تبلیغ از مکتب تشیّع در اثبات حقّانیت شیعه می پردازند. به اعتقاد آن ها، مراسم محرّم تأثیر بسزایی در گسترش شیعه در شبه قاره هند داشته است و هر سال تعدادی تحت تأثیر معنویت عزاداران حسینی قرار گرفته و یا از طریق شرکت در مجالس سخنرانی و آگاه شدن از حقایق تاریخی، به شیعه گرایش پیدا می کنند.

یکی از مسائل قابل توجه در ارتباط با ایّام محرّم در این کشور، احترام عزاداری امام حسین علیه السلام نزد سنّیان این کشور است. اکثریت قاطع سنّیان این کشور نسبت به عزاداری دهه محرّم احساسی مثبت دارند و تنها عده اندکی تحت تأثیر افکار افراطی، با مراسم شیعیان مخالفت ورزیده و با تهدید و اعمال خشونت، کوشیده اند با آن مبارزه کنند. در تقویم دولت، روز دهم محرّم (عاشورا) تعطیل رسمی اعلام شده و رادیو و تلویزیون دولتی اخبار عزاداری را به خوبی پوشش می دهد و به خطبای مشهور فرصت می دهند تا در شب یازدهم از رادیو و تلویزیون سخنرانی نموده، ذکر مصیبت بخوانند. دولت پاکستان تاکنون به سیاست «تکثّرگرایی مذهبی» و آزادی های مذهبی به نحو شایسته ای احترام گذاشته و در روز عاشورا، با بسیج ده ها هزار نیروی پلیس و ارتش، امنیت مراسم را تأمین کرده است.

شیعه و سیاست

نظام سیاسی کشور و دولت پاکستان یک نظام باز است که تبعیضات مذهبی کم تر در آن اعمال می شوند. شیعیان گرچه در میان اکثریت سنّی، اقلّیت به شمار می روند، اما از نظر سیاسی، از موقعیت خوبی برخوردار بوده اند. گفته می شود که قائد اعظم محمدعلی جناح، بنیانگذار پاکستان، شیعه بوده و همچنین اسکندر میرزا، رئیس جمهور بین سال های ۱۹۵۵ تا ۱۹۵۸ م، نیز شیعه مذهب بوده است. هرچند در چند دهه اخیر تمام رؤسای جمهور و نخست وزیران این کشور از میان سنّیان انتخاب شده اند، اما شیعیان در سطوح پایین تری در تمام نهادهای دولتی حضور دارند. امروز افسران و ژنرال های زیادی از شیعیان در ارتش مشغول خدمتند و در مجلس سنا و ملّی نیز شیعیان کم و بیش حضور دارند که از آن میان می توان به سناتور حجه الاسلام سیدمحمدجواد هادی روحانی، شیعه مذهب اهل پاراچنار، در حکومت نواز شریف (قبل از ۱۹۹۹) اشاره نمود.

شیعیان تا اوایل دهه ۸۰ میلادی فاقد یک حزب سیاسی مستقل بودند. حضور آن ها در سیاست از طریق عضویت در احزاب «مسلم لیگ» و «مردم» و یا به صورت آزاد تأمین می شد، اما در سال ۱۹۷۹ شیعیان حزب «نهضت اجرای فقه جعفری» را در شهر «بکر» تأسیس کردند. مفتی جعفر حسین روحانی، انقلابی خوش نام کشور، ریاست این حزب را به عهده گرفت. او اولین حرکت سیاسی خود را در ژوییه ۱۹۸۰ با راه اندازی راهپیمایی بزرگی در اسلام آباد با پیروزی به پایان برد.(۲۵) پس از او شهید عارف حسین حسینی، که در دهم فوریه ۱۹۸۴ به رهبری حزب برگزیده شده بود، روند مشارکت فعّال تر شیعیان در سیاست را تسریع بخشید. او در کنگره حزبی سال ۱۹۸۷ در لاهور، با ایجاد اصلاحات جدّی در «نهضت اجرای فقه جعفریه» آن را به سطح یک حزب رسمی سیاسی ارتقا داد.(۲۶)

شهید حسینی در پنجم اوت ۱۹۸۸ بر اثر یک اقدام تروریستی در پیشاور به شهادت رسید و پس از او حجه الاسلام والمسلمین ساجد علی نقوی معاون اول او به جانشینی او تعیین گردید.

در دوران رهبری ساجد علی نقوی، فعالیت «تحریک جعفریه»(۲۷) در صحنه سیاسی همچنان ادامه پیدا کرد. شیعیان تحت رهبری «تحریک» در انتخابات حضور پیدا می کنند و به کاندیداهای حزب رأی می دهند، «تحریک» تاکنون در صحنه مبارزات انتخاباتی چندان موفق نبوده، ولی ائتلاف آن با احزاب سیاسی و یا اسلامی دیگر توانسته است دست کم آن را از انزوا و مرگ سیاسی نجات دهد.

پس از حادثه ۱۱ سپتامبر امریکا و بسیج جامعه جهانی برای مبارزه با احزاب تندرو اسلامی، گروه های تندرو اسلامی در پاکستان غیر قانونی اعلام شدند که این حکم شامل «تحریک جعفریه» نیز گردید. بنابراین، شیعیان پاکستان اکنون فاقد یک حزب قانونی فعّال در صحنه سیاسی هستند، اما تشکیلات «تحریک» و رهبری آن به فعالیت های زیر زمینی خود ادامه می دهد. «تحریک» در انتخابات سال ۲۰۰۲ به ائتلاف احزاب اسلامی تحت عنوان «مجلس متحده عمل» پیوست که ائتلاف مزبور در انتخابات موفقیت شایانی به دست آورد و ۴۴% آراء را از آن خود کرد.(۲۸) هم اکنون سید ساجد علی نقوی مقام معاونت ریاست «مجلس متحده عمل» را داراست.

تهدیدات و آسیب ها

جامعه شیعی پاکستان با برخی تهدیدها و آسیب ها روبه روست که تاکنون صدمات فراوانی از ناحیه آن ها متوجه شیعیان گردیده. بزرگ ترین تهدید و خطر، تهدید تروریسم فرقه ای است که توسط «سپاه صحابه» و «لشکر جنگوی» هدایت می شود. افراطیون مذهبی اهل سنّت از سال ۱۹۸۵ به این طرف، به صورت سازمان یافته و فعّال مبارزه با شیعیان را آغاز کرده اند. تاکنون چهره های سیاسی، مذهبی و اجتماعی زیادی قربانی این ترور گردیده اند که از آن جمله، می توان به ترور رهبر فقید شیعیان علاّمه عارف حسین حسینی (پنجم اوت ۱۹۸۸) و دبیر کل نهضت جعفریه، انور علی آخوندزاده (۲۳ نوامبر ۲۰۰۰ / ۳ آذر ۱۳۷۹) و ده ها عضو فعّال دیگر «تحریک» اشاره نمود. تنها در سال ۱۳۸۲ ده ها تن از شیعیان قربانی تروریسم شدند که فقط در دو حادثه مهم آن، که در کوئته اتفاق افتادند، به ترتیب ۱۲ تن (در تاریخ ۱۸/۳/۱۳۸۲) و ۵۱ تن (در مراسم نماز جمعه روز ۱۳/۴/۱۳۸۲) از شیعیان کشته و ده ها نفر نیز زخمی گردیدند.

خطر تروریسم مذهبی با این که یکی از خطرات بسیار جدّی کشور پاکستان است، اما دولت این کشور تاکنون نتوانسته بر این بحران غلبه کند. «لشکر جنگوی»، گروه تندرو دیوبندی مذهب، نقش اصلی را در این ترورها به عهده دارد. گرچه دولت پرویز مشرّف در دو سال اخیر فشارهایی بر «سپاه صحابه» و «لشکر جنگوی» اعمال کرده و سرکردگان «لشکر جنگوی»، اکرم لاهوری و ریاض بسرا، را به بهانه هایی به قتل رسانده (۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۱ / ۱۴ می ۲۰۰۲)، اما این فشارها تاکنون نتوانسته است تأثیری جدّی بر رفتار تندروان بگذارد. در اوایل مهرماه سال ۱۳۸۲، اعظم طارق، سرکرده «سپاه صحابه» و چهره جنجالی تندروان مذهبی، که حزب او قریب دو دهه حوادث خشونت های مذهبی را رهبری می کرد، مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت و به قتل رسید. هنوز هیچکس نمی تواند به درستی پیش بینی کند که مناقشات مذهبی چه وقت در این کشور فروکش می کنند؟

نتیجه گیری

پاکستان در کل، شرایط مناسبی برای شهروندان خود در عرصه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی فراهم کرده است. علی رغم آن که تعصّب مذهبی در میان توده های عوام به شدت ادامه دارد، اما ساختار سیاسی در مجموع کمتر از آن متأثر شده است. هرچند نفوذ برخی تندروان مذهبی در ساختار دولت، زمینه خشونت های فرقه ای را به نحوی فراهم ساخته و در مواردی مانع اجرای قانون نسبت به مجرمان گردیده، اما بدنه اصلی دولت بر مشی غیرمذهبی خود ادامه داده و بی طرفی را در ارائه خدمات و استخدام افراد تا حد زیادی رعایت نموده است. شیعیان پاکستان می توانند از شرایط موجود به خوبی استفاده نمایند، اما پراکندگی جمعیتی آنان مانع از حضور قدرتمندانه آنان در عرصه انتخابات و مشارکت سازمان یافته در دولت می گردد. در عرصه های فرهنگی، آن ها از شرایط بسیار خوبی برخوردارند، اما سنّت گرایی بیشتر رهبران مذهبی و توده های جامعه مانع از تحولات جدّی در آینده ای نزدیک خواهد شد.

پی نوشت:

  1. دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دائره المعارف اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۵، ج ۵، ذیل واژه «پاکستان».
  2. همان، ص ۴۴۵٫
  3. همان، ص ۱۹۴٫
  4. قاسم صافی، سفرنامه پاکستان، تهران، کلمه، ۱۳۶۶، ص ۱۹۲٫
  5. همان، ص ۱۹۴٫
  6. سیدعباس اطهر رضوی، شیعه در هند، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ج ۱، ۱۳۷۶، ص ۲۲۹٫
  7. همان، ص ۲۳۰ به نقل از: طبقات ناصری، کلکته، ۱۸۴۶، ص ۲۹٫
  8. محمدقاسم فرشته، تاریخ فرشته، ج ۱، ص ۳۱۲٫
  9. سیدعباس اطهر رضوی، پیشین، ص ۲۳۲۲۳۳٫
  10. علی حسین رضوی، تاریخ شیعیان علی، کراچی، امامیه اکیدمی، ۱۹۹۲، ص ۳۶۶٫
  11. دائره المعارف تشیّع، تهران، مؤسسه دائره المعارف تشیّع، ۱۳۷۱، ج ۴، ص ۳۹۸
  12. دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۹، ج ۵، ص ۴۴۶٫
  13. دائره المعارف تشیّع، ج ۴، ص ۳۹۸٫
  14. فرانسوا، توال، ژئوپولیتیک شیعه، ترجمه قاسم آقا، تهران، آمن، ۱۳۷۹، ص ۱۴۵٫
  15. همان، ج ۳، ص ۶۲۴٫
  16. حسن الامین، دائره المعارف الاسلامیه الشیعه، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ج ۱۰، ص ۵۴٫
  17. همان، ص ۳۰۶٫
  18. همان، ص ۳۰۵٫
  19. محمدکاظم محمدی، سیمای پاکستان، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۸، ص ۳۲٫
  20. دانشنامه جهان اسلام، ج ۵، ۱۳۷۹، ص ۳۶۷٫
  21. محمدکاظم محمدی، پیشین، ص ۳۴٫
  22. همان، ص ۳۴٫
  23. روبرت لانگ، سرزمین و مردم پاکستان، ترجمه داود حاتمی، شرکت انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۷۲، ص ۲۰۰٫
  24. همان، ص ۲۰۱۲۰۲٫
  25. محمد اکرم عارفی، جنبش اسلامی پاکستان، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۲، ص ۱۲۱٫
  26. همان، ص ۱۲۲٫
  27. «نهضت اجرای فقه جعفری» یا «تحریک نفاز فقه جعفری» که به صورت مخفف «تحریک جعفریه» گفته می شود.
  28. روزنامه جمهوری اسلامی، دوشنبه، ۲۲ مهر ۱۳۸۱، ص آخر.

۱ عضو هیئت پژوهشی مؤسسه شیعه شناسی.

منبع : فصلنامه شیعه شناسی، شماره ۳ و ۴ , عارفی، محمد اکرم

شیعه در اسرائیل!!

اشاره:

آن چه در پی می خوانید خلاصه مقاله یک نویسنده عرب است که به نظر می رسد لااقل در بعضی از قسمت ها با اهدافی خاص نوشته شده است تا ترس از هلال شیعی را گسترش دهد. انتشار این مقاله به معنی تایید محتوای آن نیست ولی برای اهل دقت و تفکر توجه به مطالب آن و بررسی رویکرد بسیاری از ساکنان فلسطین اشغالی به شیعه و گسترش شیعه در قلب رژیم صهیونیستی حائز اهمیت و قابل تامل می باشد. از سوی دیگر ترس از ایران در میان رهبران اسرائیل به وضوح در گزارش های ارائه شده این مقاله به چشم می خورد. مانند ادعای اینکه ایران هزینه های بسیار زیادی در گسترش فضای چت و سایبر برای ارتباط با شیعیان ساکن در سرزمین های اشغالی صرف می کند.

شیعیان از دیرباز در سرزمین تاریخی فلسطین و پاره ای از مناطق شمالی در مرزهای کنونی لبنان و سوریه زندگی می کردند. و شماری از این مناطق شاهد اتفاقات دینی و تاریخی متعلق به شیعیان بوده است، که کفرمندا و کفرکنا یا حتی شفاعمرو و مجدالکرم که در حال حاضر در فلسطین اشغالی قرار دارند از آن جمله اند. شیعیان پیش از برپایی اسرائیل در این منطقه می زیستند. تعدادی از این شیعیان مجبور به خروج از فلسطین اشغالی شدند، که بخش بزرگی از آن ها به عراق رفتند و بقیه به سوریه و برخی به کشورهای خلیج و مصر پناه بردند.

مرکز کل آمار در قدس اشغالی در گزارش سالانه ی خود، «شیعیان رسمی» در اسرائیل را نزدیک به ۶۰۰ نفر اعلام کرد، اما این عدد را قابل اطمینان ندانست. غیر دقیق بودن این آمار از این روست که شیعیانی در اسرائیل وجود دارند که به این مذهب گرویده اند و به صورت «سری» مراسم دینی خود را برگزار و به گونه ای عمل می کنند که کار شناسایی آنان برای اسرائیلی ها مشکل باشد؛ زیرا در صورت شناسایی شدن توسط اسرائیلی ها، کار برای آنان مشکل خواهد شد، لذا تعداد شیعیان در سرزمین های اشغالی بسیار بیش از این عدد است.

سایت کانال هفت یمن در صفحه ای که توسط عرب های ساکن اسرائیل اداره می شود، با استناد به منابع امنیتی مطلع، شمار شیعیان اسرائیل را ده برابر تعداد اعلام شده توسط مرکز آمار اسرائیلی؛ یعنی نزدیک به ۶۰۰۰ نفر اعلام نمود، که این رقم با گرایش صدها نفر از عرب های اسرائیل به تشیع به ۱۰ هزار نفر هم می رسد. این افراد به دلیل ناامیدی از اصلاح اوضاع موجود و نیز «بحران های سیاسی و اجتماعی» که عرب ها با آن روبرو هستند، «راه حل شیعی» را راهی برای گریز از این بحران می بینند.

جالب این جاست که این آمار موجب نگرانی اسرائیلی ها شده است؛ زیرا وجود این مذهب در اسرائیل و نفوذ آن، خود به تنهایی بحران و مشکل بسیار بزرگی به شمار می اید و به معنای پیروزی چند تئوری ضد اسرائیلی است. یکی از این نظریه ها، تئوری صدور انقلاب شیعی ایران به خارج از مرزهای خود است، که یکی از اصول انقلاب اسلامی در تهران است و تهران موفق شده است که در قلبِ کشور دشمنش (اسرائیل) به این مهم دست یابد. هم چنین باید پیروزی فکری و استراتژیک حزب الله بر اسرائیل و موفقیت این حزب در جذب افراد جدید به این مذهب را نیز به شمار آورد که به یمن پیروزی نظامی اخیرش به دست آمد.

در این گزارش هم چنین آمده است، که عرب های اسرائیلی که به این مذهب گرایش دارند از زمان برپایی این رژیم در سال ۱۹۴۸، فعالیت های دینی خاصی را با هدف جذب افراد بیشتری به این مذهب دنبال می کنند. این مسئله باعث نگرانی های ویژه ای شده است. شماری از پیروان جنبش اسلامی در اسرائیل به رهبری شیخ رائد صلاح در شمال و شیخ ابراهیم مرمور در جنوب به مذهب تشیع گرویده اند و در مناطق عربی؛ نظیر کفرکنا، الناصره، شفاعمرو، الجلیل، المثلث، یافا، مجدالکرم و النقیب منتشر شده اند و گردهمایی های «سری» شیعیان را به صورت دوره ای برگزار می کنند.

البته گروه های دیگری، مانند «شیعه ی ابرار» و «فرزندان حسین» و «شیعه در دل ها» در اسرائیل فعال هستند که تمام این گروه ها به شکلی سری و از طریق ارسال نامه های الکترونیکی برای کاربران اسرائیلی به فعالیت می پردازند.

خروج ممنوع!

یک گروه شیعی با نام «فرزندان عبدالرافع» در ژوئیه ی گذشته از حکومت اسرائیل خواست که به شیعیان فلسطین اشغالی اجازه دهد که به زیارت اماکن مقدسه در عراق؛ مانند «نجف» و «کربلا» یا اماکن مقدس دیگر در ایران، مانند «قم» بروند، اما حکومت و دستگاه امنیتی به شدت این درخواست را رد کرد.

اخیراً به دلیل سفر برخی از اعضای عرب کنیسه به سوریه و لبنان، قانونی در اسرائیل به تصویب رسید که در آن اسرائیلی ها اجازه ی سفر به کشورهایی مانند ایران که به صراحت دشمنی خود را با اسرائیل اعلام می کنند و مایل به پاک کردن آن از نقشه ی جهان هستند، را ندارند.

زنگ خطر

مدرسه ی عالی علوم دینی در قدس اشغالی در نوزدهم اکتبر سال گذشته، خلاصه ی پژوهشی با عنوان «ایا شیعیان بیشتر خواهند شد؟» را منتشر نمود، که توسط پروفسور بیرتس حاییم ارولیه استاد دین شناسی تطبیقی انجام شده بود. این پژوهش که پاره هایی از آن در سایت مدرسه ی عالی علوم دینی منتشر شد، هشدار می دهد که تشیع در مناطق عربی پر جمعیت، مخصوصاً در منطقه ی النقیب در حال گسترش است. این پژوهش یادآور می شود که بیشتر ساکنان عرب این منطقه را صحرانشین ها تشکیل می دهند، که نسبت رشد جمعیت و زاد و ولد آن ها به ۸/۵ درصد می رسد، که از بالاترین درصدهای رشد در جهان به شمار می اید. بدین ترتیب جمعیت صحرانشین ها هر ۱۴ سال دو برابر می شود. و در صورتی که پیشگیری های لازم صورت نگیرد، ممکن است باعث تشکیل یک حکومت شیعی در فلسطین اشغالی شود!

در پایان بخش منتشر شده ی این گزارش آمده است: وجود شیعیان در اسرائیل رخنه و نفوذ به آن است و نباید فراموش کرد که به جز وجود تاریخی شیعیان در سرزمین تاریخی فلسطین، انتشار تشیع در اسرائیل به چالش وخیم و بحرانی میان اسرائیل و حزب الله و پیروزی چندباره ی این حزب در مواجهه با اسرائیل منجر می شود. این مساله باعث شده تا جوانان عرب درون سرزمین فلسطین و مخصوصاً مناطق معروف به عرب های ۴۸ نگاه بسیار مثبتی به مذهب تشیع پیدا کنند. این عرب ها از رفتار حکومت اسرائیل در برخورد با آن ها و محرومیت آن ها از بسیاری اعتبارهای مالی یا اقتصادی یا اجتماعی که یهودیان در فلسطین اشغالی از آن ها بهره می برند و همچنین برخوردهای نژادپرستانه ی حکومت با آنان آزرده شده اند، که این امر باعث شده تا در بسیاری از این جوانان نسبت به حزب الله که یک حزب شیعی است یک عشق درونی به وجود اید.

گفتمان دینی سیاسی ایران

پروفسور گال تال استاد پژوهش های اسلامی در دانشگاه حیفا در گزارشی که در همین موضوع تهیه کرد، بر این نکته تاکید می کند که کشورهای عربی که با اسرائیل توافق نامه ی صلح امضا کرده اند، اساساً کشورها و نظام هایی سنی هستند؛ کشورهایی مانند مصر که در سال ۱۹۷۹ با اسرائیل پیمان صلح امضا کرد. همچنین بسیاری از کشورهای عربی سنی دیگر مانند مراکش و الجزایر یا حتی شماری از کشورهای حوزه ی خلیج فارس که بیشترین تلاش را برای ایجاد روابط با اسرائیل انجام داده اند، کشورهایی سنی مذهب هستند، در حالی که شیعیان از همان لحظه ی آغازین تاسیس اسرائیل به شدت با آن از در دشمنی در آمدند.

تال این دشمنی را به آن چه «گفتمان دینی سیاسی» ایران خواند، مربوط می داند و آن را ناشی از تلاش ایران برای سیاسی کردن دین و پوشاندن لباس سیاست به آن و تلاش برای حضور در تمام عرصه ها دانست تا در نهایت منافع ایشان حفظ شود و جریان انقلاب شیعی ایرانی گسترده تر گردد.

حماس

روزنامه ی اسرائیلی شبه رسمی یدیعوت احارنوت در گزارشی که به «منابع مطلع» نسبت داد، نوشت: شیعیان در اسرائیل مهم ترین گروهی بودند که با گروه های اسلامی فلسطینی در درون مرزهای ۶۷، از جمله حماس و برخی گروه های دیگر همکاری نمودند.

این گزارش به وجود ارتباط تاریخی میان عرب های شیعی فلسطین اشغالی که از دیرباز در این سرزمین ساکن هستند با این گروه ها، به ویژه جنبش «حماس» اشاره می کند. در آغاز تاسیس اسراییل دو مذهب تشیع و تسنن در کنار هم با حضور یهودیان در سرزمین فلسطین مبارزه کردند. این «اتحاد نیرومند اسلامی» (آن گونه که رسانه های عمومی اسرائیل از آن یاد می کنند) پس از اخراج مردم فلسطین از سرزمین شان و اشغال مناطقی از کرانه ی غربی و غزه در سال ۱۹۶۷، نیز پایدار ماند.

این گزارش در ادامه، بر اساس اطلاعاتی که از واحد پژوهش های شیعی در موساد دریافت کرده است از ۸ یگان سری پرده بر می دارد که عرب های شیعه ی اسرائیل به شکلی سری و برای ایجاد هماهنگی میان جنبش های مقاومت اسلامی و به ویژه «حماس» تشکیل داده اند. اما رژیم صهیونیستی به دلایلی که آن ها را «تاکتیکی» و سری نامیده و تنها رهبران و رؤسای تشکیلات امنیتی اسرائیل از آن ها باخبرند، تاکنون اقدامی برای دستگیری اعضای این یگان ها ننموده است.

جالب این جاست که این یگان ها عملیات هایی را در قلب فلسطین اشغالی طراحی و اجرا نمودند، که وزیر امنیت داخلی اسرائیل به آن ها اعتراف نمود و اشاره کرد: «عرب هایی که به اعضای تشکل های مسلح فلسطینی یاری می رسانند از عرب های شیعی یا عرب هایی که به صورت سری به این مذهب گرایش دارند؛ هستند، که برای ضربه زدن به اسرائیل، پیمان های شیطانی تشکیل دادند.»

او از ۷۳ عملیات نظامی گفت که به قصد ضربه زدن به امنیت اسرائیل در فاصله ی بین سال های ۱۹۹۶ تا نیمه های سال ۲۰۰۶ در اسرائیل یا مرزهای آن یا در مراکز بازرسی که در مناطق اشغالی قرار دارند، انجام شده اند و در آن ها عرب های اسرائیلی شیعی با سنی های «حماس» یا دیگر تشکل های مسلح فلسطینی؛ مانند جهاد اسلامی همکاری کرده اند. این مساله باعث شده تا سرانِ تشکیلات امنیتی در تل آویو خواستار ریشه کن کردن شیعیان در اسرائیل شوند. در اوضاع امنیتی کنونی و با توجه به پیروزی «حماس» و اداره ی حکومت فلسطین توسط آن و همچنین فشارهای نظامی که سربازان اسرائیلی علیه فلسطینی ها و لبنانی ها وارد می سازند، وجود شیعیان در اسرائیل یک خطر امنیتی به شمار می اید.

چیزی که باعث شد تا اسرائیل در رفتار با شیعیان دقت بیشتری در پیش بگیرد، این بود که شماری از شیعیان در حساس ترین نهاد اسرائیل؛ یعنی ارتش حضور داشته و شبهه ای مبنی بر همکاری آن ها با «حزب الله» برای آسیب رساندن به امنیت اسرائیل وجود دارد. به طور مثال سایت اینترنتی «اسرائیل امروز» در گزارشی اعلام کرد که شیعیان به ارتش رخنه کرده اند و بارزترین نشانه ی آن سرهنگ عمرالهیب است که یک سال و نیم پیش به جرم جاسوسی به سود «حزب الله» محاکمه و به ۱۵ سال زندان محکوم شد. این سایت ادعا کرد که «الهیب» در گروه «شیعه در دل» عضو بوده و اطلاعاتی از ارتش اسرائیل را به حزب الله منتقل نموده است. البته دادگاه نظامی هیچ کدام از این مسائل را در فهرست اتهام های «الهیب» نیاورد و تنها او را به رساندن اطلاعات به «حزب الله» در برابر رشوه های مالی و مواد مخدر متهم کرد.

تلویزیون رژیم صهیونیستی در برنامه ی «لوندون فاکیرشنباوم» که یکی از برنامه های تحلیلی مهم به شمار می اید، گزارشی درباره ی احتمال وجود واحدهای شیعی در ارتش که به «حزب الله» اطلاعات می رسانند را پخش کرد. در این گزارش به جنگ اخیر رژیم صهیونیستی علیه لبنان اشاره و عنوان شد که روش و شیوه ی رویارویی «حزب الله» با اسرائیل به گونه ای بود که نشان می داد «حزب الله» به مقدار زیادی از اسرار نظامی و استراتژیک ارتش اسرائیل آگاهی دارد. این مساله باعث شد تا به ارتش اسرائیل زیان های سختی وارد اید و چندین فرمانده ی اسرائیلی از منصب خود کنار گذاشته شوند، که از آن جمله می توان به ژنرال اودی ادام، فرمانده ی منطقه ی شمالی اشاره کرد که به جای او ژنرال موشیه کبلینسکی منصوب گردید.

از این رو رخنه در گروه ها و تجمع های شیعی در فلسطین اشغالی و گرفتن حاشیه ی امنیت از آن ها و ستاندن آزادی اعطا شده به آن ها ضروری به نظر می رسید، به ویژه آن که پاره ای از آن ها در تلاش بودند تا دین را با سیاست در هم آمیزند و در خفا و به صورت پنهانی به این مذهب گرویده اند و مراسم و مناسک مذهبی خود را مخفیانه انجام می دادند.

نبرد سایبر

سایت اینترنتی دیبک در گزارشی اعلام کرد: «یگان های الکترونیکی وابسته به اطلاعات ایران فعالیت های قابل توجهی در این زمینه دارند. این سایت ادامه داد که این یگان ها موفق شده اند تا با شیعیان ارتباط برقرار کنند و ایات، احادیث و آموزه های دینی که شیعیان فلسطین اشغالی به آن ها احتیاج دارند را به شیعیان می رسانند. این دقیقاً همان کاری است که ده ها گروه دینی تندرو مانند گروه تندروی «حریدیم» یا گروه «ستاره ی یهودی» یا «قلب مقدس» در گذشته انجام دادند. این گروه ها به سیستم پست الکترونیکی کاربران «یاهو» و «هات میل» که بزرگ ترین سیستم های پست الکترونیکی جهان به شمار می ایند، نفوذ می کردند و آن ها را به یهودی شدن تشویق می کردند. پاره ای از این گروه ها توانستند، در کار خود در بسیاری از کشورهای آفریقایی، به ویژه کشورهای آفریقای غربی و میانه و آمریکای جنوبی که شرایط اجتماعی و معیشتی در آنها نابسامان است، موفق باشند.

این مساله باعث شد که یکی از روسای دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی اعتراف کند که ایرانی ها به خوبی و با مهارت تمام از دشمنانشان درس گرفته اند. اسرائیل اولین کشوری بود که سیاست چت و گفت و گوهای الکترونیکی را به کار گرفت و در این راه به بسیاری از اهداف خود جامه ی عمل پوشاند. به طور مثال رژیم صهیونیستی تنها به یهودی کردن فقرا از طریق گفت و گوی های الکترونیکی اکتفا نکرد، بلکه از همان طریق توانست جاسوس هایی برای خود پرورش دهد. اسرائیل نامه های کد گذاری شده برای آن ها می فرستاد و در سخت ترین شرایط و به ویژه در زمان رویارویی مسلحانه با فلسطینی ها آن را به کار می گرفت و با آن ها ارتباط برقرار می کرد.

این ارتباط های اینترنتی صدای بسیاری از روسای رژیم صهیونیستی را در آورد. به ویژه که ایران سلاح آن ها را به کار گرفته بود. این مساله باعث شد که فرمانده ی کنونی ارتش اسرائیل ژنرال دان حالوتس از دولت بخواهد، که اوضاع مالی و شرایط معیشتی اعضای یگانِ جنگ الکترونیکی رژیم صهیونیستی را بهبود ببخشند، که تقاضای او پذیرفته شد و ۵۰۰ میلیون شیکل؛ یعنی نزدیک به ۱۱۰ میلیون دلار برای ارتقای فعالیت های این یگان ها و مواجهه با تشیع الکترونیکی که ایرانی ها در پیش گرفته اند اختصاص داده شد که در عرض دو سال در این واحدها هزینه شود. این کار در شرایطی که تهران بودجه و پول زیادی را برای ارتقای فعالیت های یگان های الکترونیکی هزینه می نمود و برای ارتباط با شیعیان در اسرائیل از آن ها استفاده می کرد، برای اسرائیل ضروری می نمود.

سایت اینترنتی دیبکا از هشدار یکی از روسای امنیتی اسرائیل درباره ی رخنه ی ایرانی ها خبر داد. به ویژه آن که ایرانی ها در رخنه به سیستم پست الکترونیکی که عرب های فلسطین اشغالی یا دیگر اسرائیلی ها به کار می گرفتند، موفق بوده اند.

چه می شود؟!

این ها نظریه های کارشناسان بود، اما مساله اصلی همچنان پابرجا خواهد بود: اینده ی شیعیان در فلسطین اشغالی چگونه خواهد بود؟ ایا رژیم صهیونیستی آن ها را به عنوان یک نیروی دینی تاثیرگذار به رسمیت خواهد شناخت؟ ایا ارتباط شیعیان با تهران ادامه خواهد یافت؟ همچنین یک سوال مهم باقی می ماند: اسرائیل با پیگیری مساله ی «نشت» اطلاعات و دست داشتن شیعیان در این قضیه، چه اهدافی را دنبال می کند؟ چرا همه ی آن را در قالب یک پژوهش کلی گرد نمی آورد؟ ایا هدف اسرائیل از رو کردن این مسئله، وارد آوردن فشار دیپلماتیک بر رژیم حاکم بر تهران است؟ مهم تر از همه ایا این مساله پس از چراغ سبز سوریه به ایجاد روابط با رژیم صهیونیستی و قبول آن از سوی اسرائیل، می تواند اهرم فشاری برای عادی سازی روابط اسرائیل با ایران باشد؟

سو تیتر

اخیراً به دلیل سفر برخی از اعضای عرب کنیسه به سوریه و لبنان، قانونی در اسرائیل به تصویب رسید که در آن اسرائیلی ها اجازه ی سفر به کشورهایی مانند ایران که به صراحت دشمنی خود را با اسرائیل اعلام می کنند و مایل به پاک کردن آن از نقشه ی جهان هستند، را ندارند.

چیزی که باعث شد تا اسرائیل در رفتار با شیعیان دقت بیشتری در پیش بگیرد، این بود که شماری از شیعیان در حساس ترین نهاد اسرائیل؛ یعنی ارتش حضور داشته و شبهه ای مبنی بر همکاری آن ها با «حزب الله» برای آسیب رساندن به امنیت اسرائیل وجود دارد.

منبع :امید انقلاب – شهریور ۱۳۸۸ – شماره ۴۰۳ –

اندونزی

اشاره:

اندونزی در آسیای جنوب شرقی و اقیانوسیه قرار دارد. این کشور یک مجمع‌الجزایر متشکل از ۱۷٬۵۰۸ جزیره و ۳۳ استان است. اندونزی با جمعیت ۲۳۸ میلیون نفر، چهارمین کشور پرجمعیت دنیا است. نظام سیاسی این کشور جمهوری با انتخابات مجلس و ریاست جمهوری می‌باشد. پایتخت اندونزی، جاکارتا است. سوماترا، کالیمانتان (بُورنِئُو)، سولاوِسی، و پاپوآ (گینه نو) دیگر جزایر بزرگ اندونزی هستند. جزیره جاوه نیمی از جمعیت اندونزی را در خود جای داده و قلب فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و تاریخی اندونزی محسوب می‌شود و موقعیت مرکزی را در مجمع الجزایر اندونزی دارد. جزیره سوماترا در معنای لغوی به‌معنی زمین است.

اسلام در اندونزیاندونزی بزرگ‌ترین مجمع الجزایر کره خاکی و چهارمین کشور پرجمعیت جهان می‌باشد و از این لحاظ بزرگترین کشور اسلامی به‌شمار می‌رود. با آن‌که اسلام دیرتر از بسیاری کشورهای مسلمان وارد این کشور شد، به تدریج سراسر جزایر مسکونی آن‌را تحت پوشش قرار داد و البته ورود و گسترش آن نیز برخلاف برخی از نقاط، اسلام نه از راه لشکر کشی، بلکه به‌گونه مسالمت آمیز و فرهنگی بوده است.[۲] نشر اسلام یکی از برجسته‌ترین و در عین حال مبهم‌ترین مراحل تاریخ اندونزی است. بازرگانان مسلمان، ظاهراً قرن‌ها قبل از تثبیت اسلام در اجتماعات بومی در این کشور حضور داشته‌اند. زمان و علت و چگونگی گرایش مردم اندونزی به پذیرش اسلام مورد بحث بسیاری از دانشمندان بوده و هست؛ و چون مدارک موجود در این زمینه بسیار اندک و اغلب نارسا است، وصول به نتایجی مشخص و قطعی امکان پذیر نیست. در این خصوص به نظر می‌رسد دو جریان کلی به وقوع پیوسته است؛ بدین ترتیب که از یک طرف بومیان اندونزی در تماس با اسلام واقع شده آن را پذیرفته‌اند و از سوی دیگر بیگانگان مسلمان آسیایی (اعراب، هندیان، چینیان و…) در مناطقی از اندونزی سکنای دائم گزیده و با ازدواج جذب آداب و زندگی محلی شده و به‌حدی با بومیان در آمیخته‌اند که سرانجام خود جاوه‌ای یا ملایو و… شده‌اند. این دو جریان شاید اغلب در اختلاط با یکدیگر واقع شده باشند و هر گاه سندی حاکی از این باشد که برای مثال سلسله‌ای از مسلمانان در منطقه‌ای تأسیس شده، اغلب درک این قضیه دشوار است که کدام یک از دو جریانِ یاد شده در ایجاد آن مؤثرتر بوده‌است.[۳]لذا با توجه به توضیح بالا می‌توان گفت که کشور اندونزی دراوایل قرن هفتم هجری (چهاردهم میلادی) با اسلام که از طریق جزیره سوماترا به‌ویژه شهر آچه، وارد آن شد، آشنا گشت و اسلام به‌سرعت در آن توسعه یافت. برخی از مورخان می‌گویند اسلام در قرن سیزدهم میلادی وارد این کشور شده و برخی دیگر، همچون “دمشقی” و “مقریزی” تاریخ ورود اسلام را قرن اول هجری می‌دانند. دین اسلام توسط بازرگانان هندی، ایرانی و عرب در کشور اندونزی منتشر گردیده است.[۴] نام جاوه، نامی است که مسلمانان اندونزی بدان نام در جهان اسلام شناخته می‌شدند و از دیر باز حجاج جاوه‌ای شهرتی در جهان اسلام داشتند. این نام، اختصاص به اصلی‌ترین جزیره اندونزی دارد که شهر جاکارتا نیز در آن قرار دارد. در حال حاضر ۸۸ درصد از جمعیت این کشور مسلمان و اکثریت آنان بر مذهب شافعی هستند.[۵]

تشیع در اندونزی

ورود تشیع به‌اندونزیتاریخ شیعه در این سرزمین به آغاز دعوت اسلامی و ورود مسلمانان به این مجمع الجزایر باز می‌گردد. بنا بر اسناد(از قبیل سنگ قبر، آثار قدیمی و باستانی)، جمعی از پژوهشگران بر این باورند که تاریخ تشیع در اندونزی نیز همراه با ورود اسلام به این کشور، به سده‌های اولیه هجری باز می‌گردد. آثاری هم که از قبور مسلمین در این سرزمین بر جای مانده است؛ نشانگر این حقیقت است که حداقل از سده چهارم هجری، تشیع در آنجا وجود داشته است. اگر این مطلب با قرائن و شواهد محکم، تأیید و تثبیت گردد که علت رسوخ تشیع به اندونزی، فرار شیعیان علوی به‌سمت مشرق جهت یافتن پناهگاهی امن بوده، می‌بایست قبول کرد که شمار شیعیان نیز در گذشته‌های دور در این کشور قابل توجه بوده است.[۶]

نخستین شیعیانپروفسور جایادیننگراد، تاریخ نگار سنی مذهب اندونزیایی و استاد دانشگاه‌اندونزی، عقیده دارد که دین اسلام توسط شیعیان به این سرزمین راه یافته است. گروهی از شیعیان امروز این کشور از نوادگان محمد بن علی و حسن بن علی بن جعفر الصادق(ع) هستند که برای حفظ جان خود از ممالک دیگر گریخته و در این سرزمین ساکن شدند. سردسته این مهاجران شیعه که پس از مبارزه‌های فراوان با خوارج اباضیه به‌اندونزی، هند، فیلیپین، مالایا و جزایر سلیمان هجرت کرده‌اند، احمد بن عیسی بن محمد بن علی بن الامام جعفر صادق(ع)، ملقب به مهاجر قرار داشته است. برخی از آن مهاجران با دختران پادشاهان و حاکمان محلی ازدواج کرده و در پاره‌ای موارد، به مراتب و مقامات عالی و حتی سلطنت رسیده بودند. خاندان این افراد که تا امروز در اندونزی ادامه دارد، همگی شیعه امامیه‌ هستند. علاوه بر این، در سال ۷۱۷ ه‍.ق نیز یک گروه از کشتی‌های تجاری ایرانی، که شامل سی و پنج کشتی بود، تعداد زیادی از مبلغان شیعه را در سواحل این کشور پیاده کرده و به بخش‌های مختلف این سرزمین رسانده بود.از مهم‌ترین علویان مهاجر احمد بن عیسی بن محمد بن علی بن جعفر بن محمد(ع) است که در سال ۳۱۷ هجری وارد این منطقه شده است. او و دیگر مهاجران در جزایری که امروز معروف به مالایا، اندونزی، فیلیپین و جزایر سلیمان است وارد شده‌اند. این افراد با ازدواج که با مردم این دیار داشتند، نفوذ خود را حفظ کرده، به موقعیت بالای اجتماعی دست یافتند، به‌گونه‌ای که هنوز هم خاندان‌های آنها مشهور است.[۷]

سادات اندونزیسادات اندونزی از نسل علی بن جعفر عریضی هستند که در قرن نهم با کشتی به اندونزی آمده‌اند. در اندونزی به جای کلمه «سید» کلمه «حبیب» (حبائب یعنی سادات) را به کار می‌برند.سادات و هاشمی‌های اندونزی که اغلب آنها سادات حضرمی (حضرموت یمن) هستند و طبقه اشرافی را در میان مردم اندونزی تشکیل می‌دهند، از احترام ویژه‌ای در میان مردم برخوردارند و مردم برای احترام، دست آنها را می‌بویند (چرا که بوسیدن دست برای احترام در میان آنها متداول نیست.) بعضی از سادات در پست‌های مهمی در دولت به کار گماشته شده‌اند. شمار سادات حدود نیم میلیون نفر برآورد شده است. سادات مورد نظر شامل سادات شیعی، شافعی و حتی نواصب می‌باشند. سادات اندونزی به‌شدت علاقه‌مند به حفظ اصالت عربی و هاشمی خود هستند، از این رو، در یادگیری زبان عربی تلاش جدی دارند و ارتباط خود را با حضرموت همچنان حفظ کرده‌اند.[۸]

آداب و رسوم شیعیان

نوشتار اصلی: مراسم تابوتاز جمله مهم‌ترین مراسم‌های شیعیان، مراسم تابوت است. مسلمانان غیرشیعه نیز به این مراسم احترام می‌گذارند. مردم برخی از مناطق کشور هنوز پایبند مراسم عاشورای حسینی(ع) بوده، به این روز تاریخی husein hona (روز حسین) می‌گویند. همچنین به‌مناسبت تاسوعا و عاشورا در بسیاری از شهرها تابوتی را با آداب خاصی حمل می‌کنند و به سوگواری می‌پردازند. یکی از دانشگاه‌های شهر را نیز “حوض شیعه” نام گذاشته‌اند.

تشیع در روزگار معاصرعواملی از قبیل فشار و تسلط دولت استعمارگر هلند در سال‌های طولانی و بروز جنگ‌های مختلف داخلی از یک سو، عدم استمرار حرکت مبلغان شیعه پس از منقرض شدن نسل پیشین از سوی دیگر و سرانجام ورود مذهب شافعی موجب شد که مردم از تشیع دور بمانند.تاکنون ده‌ها کتاب از علامه طباطبایی، شهید مطهری و شهید صدر و دیگر دانشمندان شیعه، به زبان اندونزی ترجمه و چاپ شده است. حتی دیده شده که علمای اهل سنّت به مؤسسات شیعه مراجعه و از آنها درخواست کتاب‌های شیعهپس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران شیعه حیات مجدد یافته و از لحاظ رشد فکری و سیاسی، راه تعالی را طی می‌نماید.[۹]

تقسیم بندی شیعیان اندونزیشیعیان اندونزی را می‌توان به دو گروه شیعیان قدیم و شیعیان جدید تقسیم بندی کرد.    گروه اول را عمدتاً سادات تشکیل می‌دهند که علی‌رغم گذشت زمان و تغییر مذهب، بخش عمده‌ای از این گروه، هنوز هم خود را شیعه امامیه دانسته، انتساب خود به اهل بیت(ع) را موجب شرافت و افتخاری بزرگ برای خود می‌دانند.    گروه دوم، آن گروه از شیعیان هستند که اکثر قریب به اتفاق آن‌ها، پس از پیروزی انقلاب اسلامی به مذهب شیعه روی آورده‌اند. این گروه که جمعیتی بین پنجاه تا هشتاد هزار نفر را تشکیل می‌دهند، امروزه در نواحی و مناطق مختلف اندونزی، از جمله جاکارتا، سولاوی، باندونگ و برخی مناطق دیگر، پراکنده هستند و از جایگاه و موقعیت اجتماعی مناسبی نیز نسبت به دیگر همکیشان خود در کشورهای تایلند و مالزی برخوردار می‌باشند.امروزه مذهب شیعه در میان اندیشمندان، دانشگاهیان، تجّار و اقشار مختلف این کشور، اعم از عرب و غیر عرب، سید و غیر سید، پیروانی دارد و اقلیت شیعه در اندونزی با بهره‌گیری از معارف اهل بیت(ع) و تکیه بر وحدت اسلامی، توانسته‌اند زندگی مسالمت‌آمیزی با برادران شافعی مذهب خود در این کشور داشته باشند و از وجهه و اعتبار مناسبی نیز برخوردار گردند.[۱۰]

تأثیر انقلاب اسلامی ایرانانقلاب اسلامی همراه با نوشته‌های شهید مرتضی مطهری،جعفر سبحانی، علامه طباطبایی و دکتر علی شریعتی و دیگر اندیشمندان شیعی، که به زبان اندونزیایی ترجمه شده‌، به اجتماع راه یافت، به گونه‌ای که پس از سال‌های طولانی انفعال نسبت به علما و روحانیان، آنان را از نو به علما و دانشمندان علوم اسلامی امیدوار ساخت و این پدیده مثبت را می‌توان در چند برابر شدن علاقه‌مندی آنان به فراگیری علوم اسلامی مشاهده کرد.

آمار شیعیانگرچه آزادی دین در قانون اساسی اندونزی آمده است، اما دولت رسماً تنها شش دین را به رسمیت می‌شناسد: اسلام، پروتستان، آیین کاتولیک روم، هندوئیسم، بودیسم و کنفسیوس. اندونزی اگرچه دولتی اسلامی نیست؛ با این حال کشوری است با بیشترین جمعیت مسلمان. بیش از ۸۶/۱ درصد از کل جمعیت اندونزی مسلمان، ۸/۷ درصد مسیحی، ۳ درصد هندو و ۱/۸ درصد نیز به بوداییان و پیروان ادیان دیگر اختصاص دارد. بیشتر بودایی‌ها در اندونزی معاصر چینیان بومی‌اند. اگرچه اکنون آیین هندو و بودا در اقلیت هستند، با اینحال تأثیرات قابل توجهی بر فرهنگ اندونزیایی گذاشته‌اند. در قرن سیزده اولین دین پذیرفته شده از سوی اندونزیایی‌ها تحت تأثیر تاجران شمال سوماترا اسلام بوده که در قرن ۱۶ دین مسلط در اندونزی گردید.[۱۱]بر اساس گزارش‌های رسمی، تعداد شیعیان در کشور اندونزی به چند میلیون نفر میرسد. بسیاری از شیعیان برای حفظ امنیت و سلامتی خانواده هایشان، مذهب خود را پنهان نگه می‌دارند. متأسفانه در دهه‌های گذشته، شیعیان در اندونزی با تبعیض‌های شدیدی از جانب دولت این کشور رو‌به‌رو شده‌اند. آمارهای غیر رسمی، هم حاکی از آن است که جمعیت شیعه در اندونزی، در حال حاضر بیش از ده میلیون نفر است که نیمی از آن‌ها را شیعیان کاملاً اعتقادی تشکیل میدهند؛ یعنی از نظر اعتقادی مانند یک شیعه ایرانی هستند. به‌علاوه، گرایش به شیعه در اندونزی، روز به روز در حال افزایش است؛ تا جایی که نفوذ شیعه در بخش‌های اقتصادی و سیاسی این کشور، کاملاً محسوس است.[۱۲]با وجود اینکه از شمار شیعیان این کشور اطلاع دقیقی در دست نیست، اما با توجه به برخی شواهد قابل اطمینان تاریخی و قرائن زیادی که در جامعه کنونی مسلمانان اندونزی وجود دارد، می‌توان پذیرفت که امروز در تمام جزایر مسکونی اندونزی تعداد زیادی شیعه وجود دارد. در این زمینه سه آمار وجود دارد:[۱۳]

مؤسسات و سازمان‌های فعال شیعی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، عالمان شیعی علناً مذهب تشیع را در میان مردم مطرح کردند و در حال حاضر کشور اندونزی شاهد حرکت بزرگ مذهب تشیع است، به‌نحوی که جمعیت شیعیان امروز به چند میلیون نفر می‌رسد. شیعیان اندونزی مناطقی را برای زندگی کردن انتخاب کرده‌اند که برخی از آن‌ها عبارتند از جاکارتا (پای تحت اندونزی)، باندوغ، باغیلی، سورابایا، مالانخ، سوماترا، سولاوسی، سامرانخ، کالیمنتن، جمرو بانداوا. در همان شهرها مراکز مهمّ تشیع وجود دارد و شیعیان فعالیت‌های مذهبی، برنامه‌های آیینی و تبلیغی خود را در آن‌ها اجرا می‌کنند.[۱۴]

مرکز اسلامی جاکارتا

نوشتار اصلی: مرکز اسلامی جاکارتااین مرکز توسط یک روحانی ایرانی به نام حکیم الهی در سال ۲۰۰۰ پایه‌گذاری شده است. این مرکز یکی از مراکز شیعی در اندونزی می‌باشد که جزء نهاد‌های دینی غیر دولتی بوده و توسط شیعیان اداره می‌گردد.ترجمه کتاب‌های آموزشی، کتاب‌فروشی، برقراری کتابخانه، برگزاری جلسات دعای کمیل، عزاداری و کمک به مبلغان و طلاب بومی از فعالیت‌های این مرکز است. فعالیت‌های این مرکز با حمایت دفترِ رهبر جمهوری اسلامی ایران آیت الله خامنه‌ای و مجمع جهانی اهل بیت(ع) صورت می‌پذیرد.[۱۵]

سازمان اهل بیت اندونزی(ابی)

نوشتار اصلی: سازمان اهل بیت اندونزیسازمان اهل بیت اندونزی یا شورای جامعه اهل بیت(ع) با نام اختصاری ایجابی، در جولای سال ۲۰۰۰ میلادی توسط پروفسور جلال‌الدین رحمت و هواداران وی در شهر باندونگ تأسیس شد و تاکنون نزدیک به سی شعبه در سراسر اندونزی دایر نموده. این سازمان از انسجام قوی‌ای برخوردار است و تقریبا تنها تشکلی است که به‌صورت سازمان یافته و قانونی به فعالیت‌های مذهبی می‌پردازد.از جمله اهداف این سازمان براساس اساسنامه مدون آن، عبارت است از:    روشن‌سازی اذهان مسلمانان نسبت به وقایع روز جهان اسلام

دفاع از مستضعفان در مقابل ستمکاران

ایجاد الفت بین قلوب مسلمانان

حمایت از پیروان اهل بیت(ع) در مقابل دشمنان

ترویج اندیشه‌های عقلی، عرفانی و اخلاقی

تأمین نیازهای روحی و مادی زندگی مورخان.[۱۶]سایر مؤسسه‌هاغیر از مؤسساتی که ذکر شد، مؤسسات فراوان دیگری نیز در اندونزی مشغول به فعالیت هستند که بزرگ‌ترین و فعال‌ترین این مؤسساتی که می‌توان از آن نام برد، عبارتند از:    مؤسسه مطهری که توسط جلال الدین رحمت تأسیس شد.

مؤسسه الهادی که توسط سید احمد بارقبه تأسیس شد.

مؤسسه المعهد الاسلامی که توسط سید حسین حسینی‌الحبشی تأسیس گردید.

مؤسسه اولوالالباب در شهر آچه که به‌وسیله (سید زاهر یحیی)پایه‌گذاری شد.

مؤسسه الکوثر در شهر مالانگ که یکی از فعال‌ترین مؤسسات شیعی است.

مؤسسه المنتظر(عج) در جاکارتا و…این مؤسسات که ذکر شد خیلی فعال هستند.درباره مراکز شیعی باید گفت که شیعیان معمولا در هر شهری که ساکن هستند، برای خودشان مرکزی تأسیس می‌کنند و این مراکز دارای مؤسسات آموزشی، خدماتی، فرهنگی و حتی بعضا ورزشی نیز می‌باشد؛ بنابراین در همه شهرهای کشور اندونزی، مؤسسات مذهبی شیعی با اسامی و نام‌های گوناگون وجود داشته و فعالیت می‌نمایند.

شخصیات مهم شیعی

حمزه فنصوری

نوشتار اصلی: حمزه فنصوریحمزه فَنْصوری صوفی و ادیب نامدار شیعی اندونزیایی در قرن دهم قمری/ شانزدهم میلادی. او در پنسور (باروس) واقع در کرانه غربی سوماترا به‌دنیا آمد و فعالیت بسیاری برای گسترش تصوف و ادبیات در اندونزی انجام داد.

آزادی عقیده و مذهب در قوانین داخلی اندونزیآزادی عقیده و مذهب در قوانین داخلی اندونزی در مواد زیر منعکس شده است:    در اصل ۲۷ قانون اساسی این کشور تأکید بر موضع و جایگاه برابر همه اتباع در برابر قانون و حکومت دارد، در بند ۲ همین ماده صراحتاٌ بیان داشته:”هر تبعه ایی حق کار و حیات شایسته انسان را دارد».

در ماده ۲۹ در بند ۲ قانون اساسی اندونزی نیز قانون گذار به آزادی‌های مذهبی پرداخته و اعلام داشته که: «دولت آزادی هرکس را به پیروی از دین و مذهب و اجرای مراسم و وظایف مذهبی خود تضمین می‌کند».

در ماده ۳۱ بند ۱ قانون اساسی اندونزی حق تحصیل و برخورداری از آموزش برای اتباع این کشور به‌رسمیت شناخته شده است.آینده شیعیان اندونزیدر اندونزی، چند جریان به درجات مختلف تأثیرگذار است: یکی اینکه مردم اندونزی در حدود چند قرن زیر سلطه حاکمیت استعمار هلندی‌ها بودند و این دوره طولانی استعمار غربی‌ها در آنجا، تأثیرات خود را گذاشته؛ بدین معنا که آن‌ها تاریخ خودشان را تقریباً از دست داده‌اند. به‌عبارتی سال و ماه میلادی دارند، خطشان هم لاتین است، ولی خوشبختانه زبانشان را حفظ کرده‌اند. در عمق فرهنگ آن‌ها تأثیرات حاکمیت استعمار هلند به چشم می‌خورد. بعد از هلند نیز حاکمیت پنجاه ساله انگلیس در فرهنگ و دانشگاه آن‌ها تأثیرات خود را به جای گذاشته است. مسیحیت موجود تا حد زیادی ارمغان این دوره از حاکمیت غرب است. مسیحیان همیشه مورد حمایت غرب بودند؛ به نحوی که از نظر اجتماعی جزء طبقه برتر جامعه بوده و از نظر رفاه و امکانات در وضعیت خوبی به سر می‌بردند. این در گذشته بوده است. در حال حاضر هم فرهنگ غربی به شدت تأثیر خود را در کشور اندونزی گذاشته و در حال تغییر فرهنگ جامعه است. در این میان، نکته‌ای که در اینجا جالب توجه است، گرایش نخبگان در اندونزی به تشیع است. تعدادی از اساتید دانشگاه و حتی سیاست‌مداران یا فرزندان آنان در شمار این افراد هستند، اما در مقابل، وهابی‌ها برای جلوگیری از رشد تشیع، تلاش زیادی دارند. حدود دو دهه پیش، آنان از دولت خواستند تشیع را مانند کشور مالزی، مذهبی ممنوع اعلام کند، اما عبدالرحمان وحید، این برخورد را مخالف با آزادی دانست. آنان کتابی با نام «چرا شیعه را نفی می‌کنیم» در این باره نوشتند.[۱۷]

ارتباطات علمی-فرهنگی با ایرانروابط جمهوری اسلامی با اندونزی در سال‌های پس از انقلاب اسلامی ایران، از روند متعادل و روبه رشدی در تمام دوره‌ها برخوردار بوده و در سال‌های اخیر، گسترش چشمگیری داشته است. تشابه و نزدیکی مواضع دو کشور در قبال مسائل مختلف بین‌المللی مانند حقوق بشر، استعمارزدایی، نژادپرستی، فلسطین، محیط زیست و… زمینه‌ساز همکاری‌های متقابل میان هیئت‌های دوطرف در مجامع بین‌المللی، مانند سازمان ملل متحد، جنبش عدم تعهد، سازمان کنفرانس اسلامی، کمیسیون حقوق بشر، و اوپک بوده است. این همکاری‌ها آثار مثبتی در روابط سیاسی دوجانبه میان ایران و اندونزی بر جای نهاده است. نگاه مشترک دو کشور به خلع سلاح، و عدم اشاعه و فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای، بستری مناسب برای پیگیری ایده‌های مشترک در کنفرانس بازنگری NPT است.[۱۸]انجمن دوستی ایران و اندونزی یک مؤسسه غیردولتی، غیرسیاسی، غیرانتفاعی و عام‌المنفعه و متکی بر مشارکت اعضا می‌باشد که اهداف اصلی آن تحکیم و گسترش روابط دوستانه و برادری بین مردم جمهوری اسلامی ایران و اندونزی و پیشبرد اهداف مشترک دو کشور در زمینه‌های فرهنگی، ادبی، هنری، علمی، فنی، اقتصادی، بازرگانی، اجتماعی و ارتباطات است. در راستای گسترش مناسبت‌ها و تبادل‌های فرهنگی دو کشور، نخستین دوره آموزش زبان فارسی در ساختمان تحصیلات تکمیلی و مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه ملی اندونزی در سال جاری افتتاح شد.[۱۹]همچنین می‌توان به فعالیت‌های فرهنگی ایران در اندونزی به شرح ذیل اشاره کرد:

  1.  انتشار مجله اندونزیایی زبان «یوم القدس» توسط سفارت جمهوری اسلامی ایران در جاکارتا
  2. برگزاری نمایشگاه‌های متعدد فرهنگی در جاکارتا
  3. اهدای مجموعه کتب مرجع شیعی به کتابخانه دانشگاه اسلامی شریف هدایت الله جاکارتا
  4. تأسیس «رادیو ملایو» در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.[۲۰]
  5. پانویسام. سی. ریکلفس، تاریخ جدید اندونزی، ترجمه عبدالعظیم هاشمی‌نیک، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی،۱۳۷۰‌، ص۷۴
  6. اسمیت دتیوس، سرزمین و مردم اندونزی، ترجمه پرویز داریوش، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۵۰، صص ۲۳ تا ۳۰
  7. مرتضی اسدی، جهان اسلام، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۶، ص۵۱
  8. آشنایی با شیعیان اندونزی
  9. جعفریان، رسول، اطلس شیعه، ص۶۲۷
  10. منصوری خلیل، شیعیان اندونزی، تهران، مجله فرهنگ کوثر- شماره ۲۵، فروردین ۱۳۷۸
  11. آشنایی با شیعیان اندونزی
  12. آشنایی با شیعیان اندونزی
  13. فاطمی زاده، انقلاب اسلامی ایران و شیعیان جهان، تهران، دفتر مطالعات اجتماعی و فرهنگی‌، ۱۳۷۹‌، ص۴۴
  14. منصوری خلیل‌، شیعیان اندونزی، تهران، مجله فرهنگ کوثر، شماره ۲۵، فروردین ۱۳۷۸
  15. اشرافی، مرتضی، «بررسی وضعیت شیعیان اندونزی»،
  16. اشرافی، مرتضی، بررسی وضعیت شیعیان اندونزی،
  17. سایت وضعیت شیعیان (اندونزی)
  18. اشرافی، مرتضی، بررسی وضعیت شیعیان اندونزی، قم، جامعه‌المصطفی(ص)العالمیه، پژوهشگاه بین‌المللی المصطفی(ص)، ۱۳۹۴
  19. مجله اخبار شیعیان و فصلنامه پژوهه / مرداد – آبان ۱۳۸۶، شماره ۲۵ و ۲۶
  20. مقاله آشنایی با شیعیان اندونزی؛ مجله اخبار شیعیان-فروردین و اردیبهشت سال ۱۳۹۰، شماره ۶۵-۶۶
  21. اشرافی، مرتضی، بررسی وضعیت شیعیان اندونزی، قم، جامعه المصطفی(ص)العالمیه، پژوهشگاه بین المللی المصطفی(ص)، ۱۳۹۴
  22. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، کتاب سبز اندونزی، تهران، مرکز چاپ و نشر وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۷۵، ص۷۵-۷۸
  23. اشرافی، مرتضی، بررسی وضعیت شیعیان اندونزی، قم، جامعه المصطفی (ص) العالمیه، پژوهشگاه بین المللی المصطفی (ص)، ۱۳۹۴    وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، کتاب سبز اندونزی، تهران، مرکز چاپ و نشر وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۷۵، ص۷۵-۷۸

فهرست منابع:

  1.    فصلنامه پژوهه / مرداد – آبان ۱۳۸۶، شماره ۲۵ و ۲۶
  2. رهاورد سفر به اندونزی
  3. آشــنایی با شـیعـیان اندونزی
  4. آمارهای موجود از شیعیان اندونزی
  5. معرفی مراکز اسلامی اندونزی
  6. طباطیایی مؤتمنی،منوچهر، آزادیهای عمومی و حقوق بشر، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۹۰.
  7. اشرافی، مرتضی، بررسی وضعیت شیعیان اندونزی، قم، جامعه المصطفی(ص)العالمیه، پژوهشگاه بین المللی المصطفی(ص)، ۱۳۹۴
  8. زارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، کتاب سبز اندونزی، تهران، مرکز چاپ و نشر وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۷۵
  9. م. سی. ریکلفس، تاریخ جدید اندونزی، ترجمه عبدالعظیم هاشمی نیک، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، ۱۳۷۰
  10. اسمیت دتیوس ، سرزمین و مردم اندونزی، ترجمه پرویز داریوش، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۵۰
  11. مرتضی اسدی، جهان اسلام، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۶
  12. منصوری خلیل ، شیعیان اندونزی، تهران، مجله فرهنگ کوثر- شماره ۲۵، فروردین ۱۳۷۸
  13. فاطمی زاده، محمد ، انقلاب اسلامی ایران و شیعیان جهان، تهران، دفتر مطالعات اجتماعی و فرهنگی ، ۱۳۷۹
  14. سایت حقوقی دادخواهی
  15. هاشمی، سید محمد،حقوق بشر وآزادیهای اساسی،تهران: میزان، ۱۳۸۴،–Rezapighan (بحث) ‏۱۶ ژوئن ۲۰۱۵، ساعت ۱۳:۲۰ (IRDT)–Rezapighan (بحث) ‏۱۶ ژوئن ۲۰۱۵، ساعت ۱۳

کویت

 

اشاره:

کُوِیت کشوری در منطقه خاورمیانه در شمال غربی خلیج فارس. این کشور با کشورهای عراق و عربستان سعودی مرزهای خاکی و با ایران از طریق خلیج فارس مرز آبی دارد. پایتخت آن، شهر کویت است. این کشور با مساحت ۱۷۸۱۸ کیلومتر مربع، جزو کشورهای کوچک طبقه‌بندی می‌شود که طبق آخرین سرشماری، ۳٬۳۹۹٬۶۳۷ نفر جمعیت دارد و حدود ۳۵% آنها شیعه هستند. کویت در سال ۱۹۶۲م به استقلال رسید و از همان سال تا کنون، خاندان آل صباح بر آن حکومت می‌کنند.

 

واژه «کوت» به شهری گفته می‌شود که در اطراف آن دژی وجود داشته باشد. در دوره عباسیان، کویت را «کاظمه البحار» می‌خواندند اما دریانوردان و جهانگردان پرتقالی، هلندی و انگلیسی آن را قرین نیز می‌خواندند[۱] احتمالا اروپایی‌ها به خاطر مجاورت جزیره «کورین» «QURAIN» یا «قرین» (مصغر قرن به معنای شاخ، چون خلیج کوچک کویت مانند شاخ است)، آنجا را به آن نام می‌شناختند.[۲] «کوت» لغتی هندی است که در زبان اعراب محلی وارد گردیده و معنای آن قلعه کوچک است.[۳]دلیل این نام‌گذاری وجود قلعه کوچکی بود که محمد بن عریعر رهبر بنی خالد در قرن ۱۱ هجری قمری ساخت و آن را محل ذخیره توشه و بار قرار داد و زمانی که آل صباح به این منطقه آمدند، ابن عریعر این قلعه را به آل صباح بخشید و این قلعه آغازی برای ایجاد کویت بود.[۴] تا چندی پیش مردم کویت لفظ کویت را به صیغه مکبر یعنی «کوت» استعمال می‌کردند و مقصودشان از آوردن این لفظ کلبه صحرایی بود که آبیاران و چاهبانان در زمستان از سرما و در تابستان از گرما بدان پناه می‌بردند و همچنین آن را بر محلی که تعدادی از چاههای آب آشامیدنی در آن جا وجود دارد اطلاق می‌کردند. البته کویت در نزد عرب و غیر عرب چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام معروف بوده و هر کدام در این سرزمین سوابقی داشته‌اند و در فترت‌های مختلف در آن سکنی گزیده‌اند.[۵]

تاریخچهساکنان اولیه کویت جماعتی از طوایف عتبی ساکن عربستان مرکزی بوده‌اند. در گذشته کویت محلی شبیه به اقامتگاه‌های معمولی عرب بوده است که به وسیله قلعه کوچکی از آن مدافعه و حفاظت می‌شده است. بعدا این محل به سرعت رو به آبادی و اهمیت نهاد و اعراب قبلی ساکن آن جا به وسیله عقد اتحادی با قبایل و طوایف مجاور موقعیت خود را بر علیه تجاوزات طایفه خالد که در آن زمان در شمال شرقی ساحل عربستان قدرت و نفوذ داشتند مستحکم ساختند.[۶]تاریخ بنای کویت به شیخ برّاک بن غریر آل‌حمید، شیخ قبیلهٔ بنی خالد و حاکم امارت احساء می‌رسد که در اواخر سال ۱۱۱۰ هجری قلعه‌ای را با نام کوت برای ذخیرهٔ آذوقه و همچنین انبار کردن اسلحه بنا کرد که بعدها نام کویت از آن گرفته شد و سپس این شهر در عهد شیخ سعدون بن محمد آل‌حمید به خاندان آل صباح بخشیده می‌شود.[۷] بازرگانی کویت در قدیم بیشتر بدست ایرانیان به ویژه مردم فارس و خوزستان انجام می‌شد. در آغاز رشد شهر، چند صد خانوار بهبهانی نیز از هر صنف در این بندر ساکن شدند.[۸]

اطلاعات جغرافیایی

نقشه کویتکویت دشت وسیع شنی است که در خلال آن گاهی تپه‌های کم ارتفاع وجود دارد.[۹] بیشترین ارتفاع این تپه‌ها سیصد متر است.ناحیه شمالی کشور با تپه‌ای که به صورت پراکنده در آن وجود دارد، متمایز می‌شود. این تپه‌ها با نزدیک شدن به ساحل، شکل زنجیره‌ای متصل در طول ساحل شمالی به خود می‌گیرد که نام «جان الزور» بر آن اطلاق می‌شود. ارتفاع این تپه‌های زنجیره‌ای شکل به حدود ۱۴۵ متر می‌رسد و به بیابان «ام الرمم» ختم می‌شود.[۱۰] در اطراف کویت جزیره‌هایی وجود دارد که جزیره بوبیان از همه بزرکتر است. در شمال جزیره وربه قرار دارد و در مدخل جون الکویت جزیره فیلیکه قرار دارد.[۱۱]کویت به دلیل قرار گرفتن در نهایی‌ترین نقطه شمال غربی خلیج فارس و همسایگی با سه کشور ایران، عربستان و عراق اهمیت استراتژیکی دارد بویژه این که در کنار راه باریک دریایی خور عبدالله و خور موسی واقع شده است. وجود منابع معدنی و عظیم نفتی و کشف ذخایر گاز طبیعی در کویت نیز از دیگر ویژگی‌های این کشور است. سواحل و بنادر کویت نهایی‌ترین بنادر خلیج فارس هستند که با توجه به منابع عظیم نفت در این کشور اهمیت ویژه آن بیشتر می‌شود.[۱۲]

ساختار سیاسینظام حکومتی کویت از سه قوه مقننه، مجریه و قضائیه تشکیل شده است و مطابق قانون اساسی، این سه قوه از یکدیگر تفکیک شده‌اند اما در عمل، امیر کویت در هر سه قوه اعمال نفوذ می‌کند. وی ریاست قوه مجریه را به عهده دارد ضمن آن در قوه مقننه و مجلس امت، نقش ریاست را ایفا می‌کند. افزون بر آن، حکم قضایی با نام وی صادر می‌شود از این رو در عمل، نوعی اختلاط قوا در نظام حکومتی کویت وجود دارد. در نظام سیاسی و حکومتی کویت، امیر، شخص اول مملکت است و ریاست قوه مجریه، فرماندهی کل قوا و ریاست کشور را بر عهده دارد. وی می‌تواند در امور مجلس دخالت کند و علاوه بر آن، حق انحلال مجلس و اعلان جنگ تدافعی را نیز دارد.[۱۳] امیر کویت توسط اعضای مذکر و بالغ خاندان سلطنتی انتخاب می‌گردد. امیر، نخست وزیر و شورای وزیران را انتخاب می‌کند. پنج عضو مجمع ملی برای دوره‌ای چهار ساله با رای افرا د مذکر بالغ و باسواد تبعه کویت انتخاب می‌گردند. خانواده رای دهندگان می‌باید حائز شرایط کامل اقامت باشند. هرچند در مجلس کویت هیچ حزب سیاسی وجود ندارد اما گروه بندی‌های غیر رسمی درون مجمع وجود دارند.[۱۴]حکومت در کشور کویت در خاندان «الصباح» موروثی است و ولیعهد باید ظرف یک سال پس از تعیین امیر، با پیشنهاد وی و تصویب مجلس امت از میان افراد صلاحیت‌دار همین خاندان انتخاب شود. ولیعهد و امیر کویت همواره پسر عمو هستند بنابراین هرگاه امیر از یک خاندان باشد، ولیعهد باید از خاندان دیگر باشد. نخست وزیر و معاونان وی را امیر انتخاب می‌کند و ورای وزیران پس از معرفی از سوی نخست وزیر، به تایید امیر می‌رسند و او فرمان تشکیل کابینه را صادر می‌کند. نمایندگان مجلس با رای مردم و مقامات عالی قضایی از سوی امیر انتخاب می‌شوند. امیر همچنین در مقام فرمانده کل قوا، مقامات عالی نظامی را برمی‌گزیند.[۱۵]Circle frame.svgپراکندگی ادیان و مذاهب در کویت      سنی (۴۵٪)     شیعه (۴۰٪)     دیگر (۱۵٪)

زبان رسمیزبان رسمی در کویت عربی است.[۱۶] که با لهجه‌های عربی فصیح، عربی خلیجی و عربی مهری –منسوب به مهر ایران– تلفظ می‌شود و از سایر زبان‌های غیر بومی می‌توان به زبان انگلیسی، هندو و اردو اشاره کرد.[۱۷] خط رسمی نیز در کویت عربی است.[۱۸]

دین در کویت۸۵ ٪ مردم کویت مسلمان هستند و اسلام دین رسمی این کشور است. ۴۵٪ ساکنان این کشور سنی اند[۱۹] که مذهب اکثر آنان، مالکی است.[۲۰] ۴۰/۵ ساکنان کویت شیعه و بقیه پیرو دیگر ادیان هستند[۲۱]

تشیع در کویت

بافت جمعیتی و نژادی شیعیانشیعیان کویت عمدتا از دیگر کشورها به این سرزمین آمده و در آن ساکن شده‌اند. عمده شیعیان کویت اصلیتی ایرانی، عراقی، عربستانی و بحرینی دارند. شیعیان ایرانی‌الاصل که در اصطلاح «عجم کویتی» نامیده می‌شوند عموما از سواحل جنوبی ایران و استان‌های بوشهر، فارس، خوزستان به این کشور آمده‌اند. اغلب شیعیان عراقی از مناطق جنوبی عراق، بصره، نجف و کربلا هستند. شیعیان عربستان از منطقه شرقیه و از احساء هستند. گروهی از شیعیان بحرینی نیز به کویت آمده‌اند که به بحارنه و قلالیف مشهورند. این مهاجرت‌ها به دلایل مختلف و از جمله بهبود اوضاع اقتصادی و کارهای تجاری صورت گرفته است.[۲۲]

گرایش‌های مذهبی شیعیان

جامعه شیعیان کویت شامل چهار گروه عمده بود: سلاله عرفی ساکنان اولیه بحرین؛ مهاجرینی که از حصه واقع در عربستان شرقی به آنجا آمده بودند؛ عرب‌های شیعه که در ابتدا از عربستان به ایران مهاجرت کرده و دوباره برگشته بودند؛ و بزرگترین گروه ایرانی‌هایی که در خود ایران ریشه داشتند. گروه اخیر به زبان فارسی صحبت می‌کردند و پیوندهای تجاری و خانوادگی شان را با ایران حفظ کرده بودند. یکی از افراد برجسته ایرانی‌الاصل، یوسف بهبهانی بود که در دهه ۱۹۳۰ به حمل اجساد ایرانیان به عراق، از طریق کویت برای دفن در جوار عتبات عالیات اشتغال داشت.[۲۴]شیعیان در کویت به چهار مدرسه مذهبی گرایش دارند:    شیخیه: نسبتش به شیخ احمد بن زید الدین احسایی می‌رسد که دیدگاه خاصی در مورد اهل بیت دارد، آن‌ها معتقدند که خدا اهل بیت را مورد فیض قرار داده و به آن‌ها اجازه داده که روزیِ مردم را توزیع کنند، اما امروزه این اعتقاد دیگر رایج نیست. در دوره اخیر میرزا حسن احقاقی رهبری این گروه را بر عهده داشت و به اعتبار او، به آنها جماعت میرزا اطلاق می‌شود. مرکز تجمع این گروه مسجد امام صادق(ع) در مرکز پایتخت است که در تیرماه ۱۳۹۴ش. انفجاری تروریستی در آن رخ داد.[۲۵] بیشترین مقلدان شیعه آن‌ها کسانی هستند که که از احساء به کویت مهاجرت کرده‌اند و معروف‌ترین خانواده‌های این جماعت؛ أریش، خریبط، الشواف، والوزان هستند. جماعت میرزا و رهبری مذهبی آن به دلیل اتخاذ مواضع بی‌طرفانه در قبال رویداد‌های سیاسی منطقه‌ای و بین‌المللی مورد انتقاد دیگر مدارس شیعه کویت قرار گرفته است.

اخباریه: آن‌ها بحرینی و از مقلدان میرزا ابراهیم جمال الدین هستند که پیشوای شیعیان بحرینی به شمار می‌رود. مهم‌ترین خانواده‌های وابسته به این جماعت خانواده های؛ قلاف، خیاط، مکی، جمعه، حاجی حامد می‌باشند.

أصولیه: این مکتب معتقد است که حدیث نبوی باید موضوع مطالعه و بررسی باشد و نباید بر آن ایراد واشکال گرفت، این مکتب علاوه بر شیعیان کویت در بین شیعیان عراق، ایران و لبنان نیز رواج دارد.

خوئیه: که بقیه شیعیان کویتی ایرانی تبار را شامل می‌شود. آن‌ها از سید ابوالقاسم خویی که در نجف زندگی می‌کرد تقلید می‌کنند. مساجد زین العابدین، مقامس و نقی از مراکز تجمع این گروه در کویت به شمار می‌رود. مهم‌ترین خانواده‌های منتسب به این جماعت خانواده‌های؛ موسوی، قبازر، دشتی، اشکانی، بهمن، بهبهانی، و معرفی هستند.[۲۶]فعالیت‌های سیاسی شیعیانعلل گوناگونی شیعیان کویت را به فعالیت سیاسی واداشت از جمله:    بروز انقلاب اسلامی ایران که الهام بخش و حامی حرکت سیاسی شیعیان در همه نقاط جهان بود.

قلع و قمع حزب الدعوه عراق که فرار بسیاری از اعضای آن به کویت را در پی آورد.

پیدایش جنبش‌های اسلام‌گرای امل و حزب الله در لبنان.

و بالاتر از همه، حمایت شدید حکومت کویت از عراق طی جنگ ایران و عراق.نقشی که شیعیان کویت طی جنگ خلیج فارس در مقابل صدام ایفا کردند تغییر شگرفی در وضعیت آنان پدید آورد و به پذیرش مجدد و بازگشت آنان به درون جامعه کویت – و از جمله نظام سیاسی- انجامید. در زمان حمله عراق به کویت بسیاری از سنیان ثروتمند کویت برای گذراندن تعطیلات در خاج از کشور به سر می‌بردند لذا در این زمان تعادل جمعیتی کشور به نفع شیعیان به هم خورد و شیعیان در مقابل هجوم قوای عراق به شدت ایستادگی کرده و بسیاری از شیعیان به دست قوای اشغالگر عراقی کشته شدند یا به زندان افتادند. در این میان ابراز میهن دوستی شیعیان دو نتیجه در بر داشت:    تردید سنیان درباره وفاداری شیعیان به کویت را کاهش داد.

میان جوامع سنی و شیعی همبستگی برقرار ساخت.در واقع تجربه دشوار و مشترک اشغال کویت از سوی عراق، چنان حس ملیت گرایی را در میان کویتی‌ها قوت بخشید که امروزه نظیر آن را در کشورهای عربی، کمتر می‌توان یافت. بازتاب این اتحاد ملی آن بود که بلافاصله پس از جنگ خلیج فارس، شیعه و سنی مشترکا خواستار احیای قانون اساسی و مجلس ملی شدند.[۲۷] به دلیل ساختار دموکراتیک کویت، شیعیان با سازماندهی فعالیت‌های سیاسی خود و تشکیل احزاب در ساختار سیاسی کشور نقش آفرینی می‌کنند.[۲۸] جنبش‌های شیعیان کویت، مرکب از عرب زبان‌ها و ایرانیان مقیم این کشور هستند که تفاوت‌های نژادی و گرایش‌های سیاسی مختلف باعث اختلافاتی میان آن‌ها شده بود اما پس از انتخابات دهمین دوره مجلس ملی، به وحدت نسبی رسیدند.[۲۹]

احزاب و تشکل‌های شیعهمهمترین تشکیلات شیعیان در کویت عبارتند از:    حزب الدعوه: تشکیلات حزب الدعوه متاثر از مرکزیت حزب الدعوه الاسلامیه در عراق بود. از آنجا که طبق قانون اساسی کویت، وجود احزاب در این کشور مشروعیت ندارد، این مجموعه به صورت غیر علنی و در قالب فعالیت‌های مذهبی و اجتماعی محدود به کار خود ادامه داد. تشکیلات این حزب مستقل از مرکزیت آن در عراق فعالیت می‌کرد.

انجمن دانشجویان شیعه: دانشجویان شیعه دانشگاه کویت در رقابت با سایر گروه‌های سیاسی فعال در دانشگاه در انتخابات انجمن دانشجویی در دهه هفتاد اقدام به تشکیل گروه خاصی نمودند که اعضای این گروه با توجه به زمینه‌های قوی مذهبی، بعد از پیروزی انقلاب به پیروی خط امام روی آوردند. با ایجاد شکاف در میان شیعیان و با تشدید فعالیت جماعت شیرازی در میان شیعیان و تشدید فعالیت این جماعت در دانشگاه، گروه مزبور به دو قسمت به نام‌های قائمه الاسلامیه الحره (خط امام) و قائمه الحره (جماعت شیرازی) تقسیم شده و اختلاف فیما بین موجب تنزل شیعیان به رده‌های آخر جدول در انتخابات انجمن دانشجویان دانشگاه کویت گردید.

جمعیه الثقافیه الاجتماعیه: در سال‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، شیعیان پیرو خط امام که در فعالیت‌های سیاسی، از سوی دولت تحت فشار بودند اقدام به تشکیل انجمن فرهنگی – اجتماعی تحت عنوان جمعیه الثقافیه الاجتماعیه نمودند که در قالب آن به جذب جوانان و فعالیت‌های عقیدتی – سیاسی مبادرت می‌شد. تحرکات این گروه در سال‌های ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ به اوج خود رسید. در سال ۱۳۶۶ با دستگیری گروهی از شیعیان وابسته به این گروه، شورای اداری آن منحل و دولت گروه جدیدی را که وابسته به دولت بودند به عنوان اعضاء شورا تعیین و عملا این انجمن تعطیل شد.

ائتلاف الاسلامی الوطنی: این گروه در سال ۱۳۷۰ بعد از آزادی کویت با ائتلاف جناح‌های مختلف شیعه تشکیل گردید. هدف از تشکل این گروه سازماندهی فعالیت‌های سیاسی شیعیان در انتخابات سال ۱۹۹۲ میلادی (۱۳۷۳) مجلس الامه بود. این ائتلاف با توجه به جو موجود و روحیه همکاری ناشی از صدمات جنگ توانست از وحدت نسبی بهره برداری و ۵ نفر از شیعیان را بعنوان نماینده وارد مجلس هفتم نماید. این ائتلاف پس از انتخابات به علت اوجگیری اختلافات شیعیان عملا از هم پاشید و اکنون وجود خارجی ندارد.[۳۰]اوضاع مذهبی شیعیان کویتقانون اساسی کویت برطبق آنچه که به اسم آزادی ادیان تدوین شده به شیعیان حق انجام آزادانه مناسک و مراسم‌های مذهبی را می‌دهد و دولت از انجام فعالیت‌های مذهبی که براساس عادت‌های مرسوم باشد و نظم عمومی را بر هم نزند و مخالف با عرف جامعه نباشد حمایت می‌کند.[۳۱] مهمترین پدیده‌های مثبتی که می‌توان در این رابطه به آن‌ها اشاره کرد شامل:    شیعیان کویتی در مورد مسائل و امور شخصی مانند شیعیان بحرینی به دادگاه‌های اولیه شیعه جعفری و استیناف مراجعه می‌کنند، همچنین در سال ۲۰۰۳ دولت موافقت کرد که شیعیان در مسائلی مانند آن به دادگاه‌های عالی جعفری مراجعه کنند.

شیعیان در کویت به طور آزادانه مراسم مذهبی خود را انجام می‌دهند و در ساخت و برپایی مساجد و حسینه‌ها حتی در محله‌های سنی نشین از آزادی برخوردارند و به همین دلیل تعداد مساجد شیعیان در کویت به ۵۶ مسجد می‌رسد به اضافه ۱۱۶ حسینیه، گرچه طبق منابع دیگر تعداد مساجد شیعیان در کویت ۳۵ یا ۳۸ مسجد می‌باشد و به طور کلی نمی‌توان تعداد مساجد شیعیان کویت را به طور دقیق معین کرد چرا که تعداد آن‌ها با توجه به زمان تغییر می‌کند.

برخی ازافراد خانواده حکومتی کویت بسیار علاقمند به زیارت حسینیه‌ها در مناسبت‌های شیعیان ویژه در روز عاشورا هستند.

بعد از این که دسته‌های عزاداری حسینی در کویت ممنوع شد در سال ۲۰۰۶ حکومت با برپایی دسته عزاداری در رمیثیه موافقت کرد و حمایت امنیتی از آن به عمل آورد و در سال ۲۰۰۳ حکومت کویت هیئتی برای اداره اوقاف جعفری و نظارت بر آن تاسیس کرد.[۳۲]

شیعیان برای جذب روحانیان و علماء از قم و نجف به جز در زمان جنگ ایران و عراق ممنوعیتی نداشتند برخلاف وضعیت شیعیان در برخی کشورهای مجاور که شیعیان از نبود آزادی برای انجام امور مذهبی خود رنج می‌برند.[۳۳]اوضاع اقتصادی شیعیان کویتاز بعد اقتصادی باید اذعان کرد که برخی از خانواده‌های شیعه از بزرگترین تاجران در زمینه اقتصادی و تجاری کویت شدند. از مهم‌ترین این خانواده ها: الوزان، بهبهانی، دشتی و معرفی هستند. علاوه بر این شیعیان از تعلیم و آموزش در توسعه و بهبود اوضاع اجتماعی خود استفاده کرده‌اند. به گونه‌ای که دولت مرکز آموزش مجانی را تاسیس کرده که شیعه و سنی به طور مساوی از آن بهره می‌برند.[۳۴] وضع اقتصادی نقش مهمی در از بین بردن شکاف میان شیعیان و اهل سنت از جهت اجتماعی و فرهنگی داشت که شیعیان از توزیع ثروت نفتی استفاده کردند. در آغاز دهه ۵۰ کویت شاهد بهره برداری‌های کلان نفتی بود که به بهبود سطح اقتصادی شهروندان کویتی کمک کرد، امری که زمینه را برای شیعیان فراهم کرد تا در امور اقتصادی فعالیت کنند، به طوری که بعضی خانواده‌های شیعه از بزرگترین طبقات تجاری کویت شدند، همچنین تحولات اقتصادی واجتماعی که در آن زمان کویت شاهد آن بود به شیعیان فرصت داد که پست‌های مهم مدیریتی را در دولت عهده‌دار شوند و همچنین به توسعه و گسترش آموزش در کویت کمک کرد، امری که شیعیان واهل سنت به طور یکسان از آن استفاده کردند و دولت آموزش رایگان را در تمام مقاطع تحصیلی از جمله تحصیلات عالیه فراهم کرد که به توسعه وضعیت اجتماعی وعلمی کمک کرد.[۳۵]

روابط ایران و کویت

دیدار امیر کویت باآیت الله خامنه ای و ریاست جمهوری ایراندو مناسبت موجب ارتباطات نزدیک بین ایران و کویت شد از جمله:    هم کیشی که از بدو پیدایش اسلام به صورت یک رشته ناگسستنی این دو ملت را به هم پیوند داده است.

همجواری ایران و کویت که خود یکی دیگر از عوامل نیرومند همبستگی و دوستی و سرمنشاء هزاران مناسبات دوستانه و صمیمانه دیگر خواهد بود. پس از اعلام استقلال کویت، ایران اولین کشور غیر عربی بود که استقلال این کشور را به رسمیت شناخت و هیاتی از رجال و شخصیت‌های برجسته ایران برای تبریک به کویت رفتند.[۳۶]تاریخ روابط ایران و کویت را می‌توان در دو مقطع جداگانه و در بطن حاکمیت مورد تجزیه و تحلیل قرار داد: بخشی از روابط در دوران حاکمیت شاهنشاهی شکل گرفته و فضای حاکم بر این فصل نشان از حرکت دو طرف در راستای منافع طرفین و هم سویی با منافع ابر قدرت‌ها داشته است.[۳۷] در زمینه روابط کویت با ایران قبل از انقلاب اسلامی باید گفت که پس از اعلام استقلال کویت در سال ۱۹۶۱ ایران از جمله نخستین کشورهایی بود که کویت را به رسمیت شناخت.[۳۸] این شناسایی با توجه به این که بعضی از کشورها نسبت به شناسایی استقلال کویت تردید داشتند و حتی عراق مدعی حاکمیت بر کویت بود؛ اثر عمده‌ای در حسن رابطه بین ایران و کویت داشته است. پس از شناسایی کویت از سوی ایران هیات حسن نیتی به کویت اعزام گردید و این امر در تحکیم مبانی دوستی بین دو کشور تاثیر بیشتری به جای گذاشت.[۳۹]اما روابط دو دولت بعد از انقلاب اسلامی به نوعی بود که رویدادهای ایران در پایان سال ۱۹۷۸ و آغاز سال ۱۹۷۹ به دلیل نداشتن شناخت دقیق از تحولات نوعی «وحشت» و «اضطراب» برای مقامات رسمی کویت ایجاد کرد. به رغم نوسان و سردی واکنش‌های رسمی، مقامات کویت تصریح کردند که رویدادهای ایران ماهیتاً یک مسئله داخلی است و باید به شیوه‌ای که ایران آن را مشخص می‌سازد با آن برخورد کرد، به عبارت دیگر کویت در این رویدادها دخیل نیست. به هر حال کویت از جمله اولین کشورهایی بود که نظام جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت شناخت. دیدار شیخ صباح الاحمد وزیر خارجه کویت از تهران در ژوئن ۱۹۷۹ نیز نخستین دیدار وزیر خارجه یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس از تهران بود. هدف این دیدار بررسی امنیت در منطقه و توسعۀ مناسبات ایران و اعراب عنوان گردید. وزیر خارجه کویت با ابراز خشنودی از انجام این دیدار اعلام نمود روابط دو کشور از امروز به بعد بهتر خواهد شد.[۴۰]

پی نوشت:

  1. موسوی، ۱۳۸۵: ۱۹.
  2. سیوری و کلی،۱۳۷۷: ۱۴۷.
  3. کویت، ۶۵۱۳: ۳۷.
  4. الشرباصی، ۱۹۵۳: ۷-۶.
  5. جواهری، ۱۹۶۱: ۷ – ۶.
  6. کویت،۱۳۶۵: ۳۷.
  7. سایت رسمی دیوان امیری کویت http://www.da.gov.kw/ara/picsandevents/riseofkuwait.php؛ Kuwait: a Beacon of Humanity؛ Kuwait Information</History of Kuwait:: Rulers of Kuwait؛ !– عنوان تصحیح شده توسط ربات –>؛ کتاب The reign of Mubarak al-Sabah ص۶
  8. سلطانی، سلطان‌علی، بیست و هشت گفتار در باب فرهنگ و مردم ایران، تهران: مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۱خ.، ص۱۶۳-۱۶۴.
  9. جواهری، ۱۹۶۱: ۱۷.
  10. فیلی رودباری، ۱۳۳۵: ۱.
  11. جواهری، ۱۹۶۱: ۱۷.
  12. موسوی، ۱۳۸۵: ۲۱- ۲۰؛ سنان، ۱۹۵۶: ۱۳۶-۱۳۵.
  13. کاظمی دینان، ۱۳۸۸: ۲۱۸ – ۲۱۷.
  14. کتاب سبز کویت، ۱۳۹۱: ۱۴۵.
  15. کاظمی دینان، ۱۳۸۸: ۲۱۸.
  16. مجتهد زاده، ۱۳۴۹: ۵۷۳.
  17. ژئوپلیتیک منطقه خلیج فارس با تاکید بر شیعیان، ۱۳۸۷: ۵۱.
  18. کویت، ۱۳۷۵: ۱۴.
  19. میر رضوی و لفورکی، ۱۳۸۳: ۳۵۰.
  20. اطلاعاتی درباره کشور کویت،۱۳۶۲: ۳۰.
  21. میر رضوی و لفورکی، ۱۳۸۳: ۳۵۰.
  22. میر رضوی و لفورکی، ۱۳۸۳: ۳۵۰.
  23. پورتال مجمع جهانی
  24. کریستال،۱۳۷۷: ۶۹.
  25. مشرق نیوز
  26. المدیرس، ۱۹۹۹: ۸ – ۷.
  27. فولر و فرانکه، ۱۳۸۴: ۳۱۰.
  28. متقی زاده، ۱۳۸۴: ۱۹۳.
  29. حیدری، ۱۳۸۳:ش ۱۵۲.
  30. سیفی،۱۳۸۶: ۷۵، ۷۴.
  31. ناصر، ۲۰۱۱: ۱۵۸.
  32. ناصر، ۲۰۱۱: ۱۵۹.
  33. منبع: ویکی شیعه

بررسی جایگاه شیعیان در اوکراین

اشاره:

ورود اسلام به اوکراین به نیمه‌های اول قرن دهم میلادی بازمی‌گردد که تاجران مسلمان به این کشور تردد می‌کردند. اسلام از جنوب و کشورهای عربی و ترکیه و از شرق و قفقاز وارد این کشور شد، اوکراین، یکی از کشورهای اروپای شرقی می باشد که اسلام در این کشور پس از مسیحیت، بیشترین پیرو را دارد.مقدمه: مساحت اوکراین که سرزمین پست و هموار است و  بیشتر قسمت های آن را جلگه در بر گرفته ۶۰۳ هزار و ۷۰۰ کیلو متر مربع می باشد. نام محلی “آناوکراین” با تلفظ «اوکرائین» به معنای پایان قلمرو و یا «کرانه» می باشد.

 

اوکراین – بزرگترین کشور اروپا پس از روسیه – متشکل از جلگه‌ ها (استپ ها) است که فلات های پست و آبگیرها آن را قطع می‌کند. این کشور در شمال دریای سیاه قرار گرفته و طول سواحل سواحل آن ۲۷۸۲ کیلومتر می باشد. دریای آزوف در جنوب شرقی اوکراین جزئی از دریای سیاه به حساب می آید که به وسیله تنگه کرچ به آن متصل است و میان روسیه، شبه جزیره کریمه و خاک اصلی اوکرا ین قرار دارد.[۱]این کشور از شمال به بلاروس، از شمال شرق و شرق به روسیه، از جنوب و جنوب غربی به رومانی و ملداوی و از غرب به کشورهای لهستان، مجارستان و اسلواکی محدود می شود. همچنین از طریق دریای سیاه با ترکیه، بلغارستان، و گرجستان دارای مرز مشترک دریائی می باشد. [۲]  در شمال بخشی از مانداب های پریپت و در کنار دریای سیاه و دریای آزوف زمین پست ساحلی جای دارد. [۳] مرکز اوکراین متشکل است از زمین پست دنپر و فلات دنپر، گسترده‌ترین زمین مرتفع دراین جمهوری. شرق اوکراین متشکل است از دره دم و بخشی از زمین مرتفع روسیه مرکزی. متنوع ترین مناظر در غرب کشور است، جایی که زمین های پست به داخل مجارستان گسترده است و کوه های کارپات که بیش از ۲۰۰ متر ارتفاع دارد. [۴] اوکراین بیش از ۴۵ میلیون نفر جمعیت دارد، نژاد اوکراینی از گروه نژادهای اسلاو شرقی می باشد. اوکراینی ها ۷۳ درصد جمعیت را تشکیل می دهند. روس ها بزرگترین اقلیت نژادی در این کشور به حساب می آیند که بیش از یک پنجم جمعیت اوکراین را تشکیل می دهند. طبق آخرین آمار در حدود ۵۰۰ هزار نفر یهودی در اوکراین زندگی می کنند که حدود یک درصد جمعیت اوکراین را شامل می شود. اقوام ساکن دیگر در اوکراین شامل بلاروسها ۸ درصد، ملداویائی ها ۶ درصد، لهستانی ها ۸/۱ درصد و مابقی مجارها،یونانیها، رومانیائی ها و تاتارها می باشند. [۵]      اوکراینی ۷۷/۸%

روس ۱۷/۳%

روس سفید ۰/۶%

بقیه ۴/۳%. تاریخ و روابط قومی مسلمانان اوکراینقومیت اوکراینی در ناحیه کایون راس و از اتحاد قبایل آنتیان در قرن های ۶ و ۹ به وجود آمد. مورخان اروپایی نخستین بار در ۸۳۹ پس از میلاد به راس اشاره کردند. ناحیه کایون در قرن های ۹ تا ۱۱ با حکمرانی ولادیمیر اول (سنت ولادیمیر)، پسرش یارسلف اول و ولادیمیر منماخ به رشد فرهنگی و اقتصادی رسید. نخستین حکمران از سه حکمران فوق در سال ۹۸۸ پس از میلاد مسیحیت را به راس وارد کرد. دو حکمران دیگر به این منطقه هویت قانونی دادند. مسیحیت موجب رواج نخستین نظام الفبایی در راس شد که توسط قدیسان مقدونی سیریل و متودیوس رواج یافت. تجزیه طوایف و حملات مغول ها و تاتارها در قرن سیزدهم موجب فروپاشی کیف شد. حاکمان مناطق شاهزاده‌نشین هالیچ[۶](گالیسیا) و وولین در مقابل حملات مغول ها و تاتارها ایستادگی کرده، تبدیل به سنگر راس در قرن ۱۴ شدند. از مشخص­ترین حاکمان آن زمان، دانیل روومانویچ بود که تنها پادشاه تاریخ اوکراین است که توسط پاپ چهارم در سال ۱۲۶۴ به سلطنت رسید. [۷]پس از قرن چهاردهم، سرزمین راس به قوانین قدرت های خارجی چون مغول های گلدن هورد[۸]، لیتوانی و پادشاه لهستان تن داد. لیتوانی بخشهای زیادی از سرزمین اوکراین به غیر از بخشهای شاهزاده‌نشین وولین و هالیچ را پس از نزاع های طولانی و مطیع ساختن لهستان تحت کنترل گرفت. استپ های جنوبی سواحل دریای سیاه تحت کنترل یکی از پایگاه های امپراطوری چنگیز خان با نام گلدن هورد قرار گرفت. خان‌های کریمه ساکن در منطقه رعیت ­نشین اتومانز پس از سال ۱۴۷۵ در پایگاه گلدن هورد مستقر شدند. متعاقبا نواحی شمال غرب و مرکز اوکراین به دوک اعظم لیتوانی پیوست. وی پس از آن تقریبا تمام اوکراین را با وجود استقلال اوکراینی­ها و بلاروسی­ها تحت کنترل درآورد. دوک اعظم لیتوانی قوانین مدیریتی و نظام قانونی راس را بنا نهاد و زبان اسلوونی کهن که سرشار از واژه­های اوکراینی و بلاروسی بود را رواج داد. لیتوانی که با لهستان تحت پیمان حکومتی ۱۳۸۶ متحد شده بود به تدریج کاتولیسم رومی و زبان و رسوم لهستانی را رواج داد. در سال ۱۵۶۹ اتحاد لوبلین کشور مشترک المنافع لهستان-لیتوانی را به وجود آورد و اوکراین به لهستان ملحق شد. در سال ۱۵۹۶ اتحاد برست‌-لیتوسک اوکراینی­ها را به دو گروه ارتودوکس و کاتولیک تقسیم کرد. مرزهای شمالی که در ابتدا مستعمره پادشاه راس بودند، با به قدرت رسیدن دوک مسکو، به سرعت از فرهنگ کایون فاصله گرفتند. در قرن پانزدهم اوکراین با خان های کریمه درگیر شد. مورخان سال ۱۴۹۰ از سربازان اوکراینی که قزاق نامیده می­شدند، یاد می­کنند که از سرزمین اوکراین در مقابل تاتارهای کریمه دفاع می­کردند. پایگاه قزاق ها در زاپوروژیان که در جزیره­ای آن سوی آبشار دنیپرو بود، قرار داشت.قزاق های زاپوروژیان به علت عدم تبعیت از سلطنت لهستان، تبدیل به نمادهای هویت ملی اوکراین شدند. کشمکش و نزاع میان اوکراینی­ها و حاکمان لهستانی­شان در سال ۱۵۹۰ به رهبری قزاقها آغاز شد. در سال ۱۶۴۸، قیام اوکراینی­ها علیه لهستانیها به رهبری قزاق هتمان به تشکیل یک حکومت مستقل شد. وی در سال ۱۶۵۴ طی معاهده­ای با مسکو درخواست کمک علیه لهستان کرد. مسکو از این معاهده به عنوان دستاویزی برای اشغال اوکراین استفاده کرد. لهستان حکومت مطلقه مسکو بر کیف و سرزمین های شرق دنیپرو را به رسمیت شناخت و “هتمانت” اوکراین به تدریج تحت سلطه مسکو درآمد. با این وجود هتمانت تحت سلطه ایوان مازپا (۱۷۰۹-۱۶۸۷)به اوج رسید. با حمایت او، ادبیات، هنر، معماری به سبک باروک و آموزش به رشد و شکوفایی رسیدند. مازپا در ابتدا یک حکومت متحد اوکراینی با حاکمیت تزار می­خواست. وقتی تزار پیتر، استقلال اوکراین را مورد تهدید قرار داد مازپا در اتحاد با چارلز هفتم سوئد بر علیه او برخواست. این اتحاد طی نبرد پلتاوا در سال ۱۷۰۹ شکست خورد. مازپا و پیروانش با گریز از انتقام پیتر تبدیل به نخستین مهاجران سیاسی تاریخ اوکراین شدند. [۹]احساس هویت ملی بر اساس همذات پنداری های افراد بر مبنای زبان مشترک، سنت های خانوادگی و فرهنگی، مذهب و اسطوره­های تاریخی حاصل می­شود. در اوکراین فعلی، در سطح نوینی از گسترش فرهنگی، بازگشت قابل توجهی به این عناصر وجود دارد. موضوعات زبانی بر بازگشت به نظام آوایی که نظام املایی آن از نظام روسیه پاک شده باشد و  همچنین بر شعر ملمع اوکراینی-روسی سورژیک متمرکز است. احیای سنت های فرهنگی شامل تعطیلات مذهبی، روزهای یادبود، ازدواج های کلیسایی، آیین غسل تعمید و مراسم ترحیم نیز وجود دارد. کلیسای کاتولیک اوکراین از حالت محرمانه و زیرزمینی خارج شد و کلیسای تبعید­شده ارتودوکس به صورت رسمی با کایون متحد شد. پروتستان های اوکراینی با القاب مختلف، فعالیت های مذهبی خود را بدون هیچ مانعی انجام می­دادند.انجام ۹۸۸ غسل تعمید در راس، اعلام بروز عقاید مذهبی در کنار رسوم جاری بود که منجر به ارتباط و اتصال هویت راس با مذهب و میهن شد. در قرن ۱۷، هویت اوکراینی خود را در مقابل هویت لهستانی و کلیسای کاتولیک روم حفظ کرد. در دوران امپراطوری روسیه، اوکراینی ها هویت خود را از طریق فرهنگ و زبان حفظ کردند، زیرا مذهب به تنهایی موجب اشتراک آنها با روس ها می­شد. دین و دینداری در اوکراینتا سال  ۹۸۸ میلادی ساکنین اوکراین فعلی نیز به مانند بسیاری از مردم اروپا بت پرست بودند، ولی با پذیرش آئین مسیحیت از سوی پرنس ولادیمیر این کشور نیز مسیحی شد. در سال ۱۰۵۴ به دنبال تکفیر متقابل پاپ روم و پاتریاک بیزانس مذهب ارتدوکس توسط پاتریاک بیزانس به وجود آمد و کشور های زیادی از جمله دولت شهر روس کیف (اوکراین، روسیه و بلاروس) ارتدوکس گردیدند و به همین دلیل، بیشتر مردم اوکراین تابع کلیسای ارتدوکس بوده و اقلیتی تابع کلیسای کاتولیک می باشند که بیشتر ساکن نواحی غرب اوکراین نواحی غرب اوکراین هستند. علاوه بر ارتدوکس ها و کاتولیک ها، پیروان مذهب پروتستان و برخی فرق مسیحی نیز در اوکراین وجود دارند. یهودیان هم دارای کنیسه های مختلف هستند (در کیف ۲ کنیسه) که مراسم مذهبی خود را انجام می دهند.

تقسیم بندی بر اساس مذهب در اوکراین:    ارتدوکس ۴۶%

کاتولیک ۸%

پروتستان ۲%

مسلمان ۱%

بقیه ۴۳% عقاید دینی: باورهای مذهبی در مرکز فرهنگ اوکراینی قرار دارند. اوکراین حضور و احیای بسیاری از ادیان را تجربه کرده: ارتودکس اوکراین، کاتولیک اوکراین، پروتستانیسم، یهودیت (شامل هاسیدیسم ) و اسلام. قانون اساسی و قانون سال ۱۹۹۱ مبنی بر آزادی در روحانیت و مذهب، منجر به رهایی از کلیسا و تاثیر انتخاب های شخصی در تعیین موقعیت و فعالیتهای مذهبی شد. متولیان دین:مسلمانان اوکراین روحانیون ارتودکس اوکراین در مدارس الهیات مانند آکادمی الهیات کیف آموزش می‌بینند. کلیسای کاتولیک اوکراین که در دوران جمهوری شوروی بسته شده بود، برای تامین نیاز به کشیش برنامه­های آموزشی منظم و گسترده­ای را در مدرسه علوم دینی لویو برگزار می­کند. مجریان مراسم نامگذاری پروتستانها (خصوصا غسل تعمید و روز هفتم) با استفاده از ماموریت های مذهبی در امریکا و اروپای غربی آموزش می­بینند. تعداد کمی از روحانیون کاتولیک از دیدارکنندگان موسیقی های شبانی­اند که از اطراف شرکت جسته­اند. از زمان استقلال، خاخام های یهودی تحصیلات خود را در سرزمین های اشغالی صهیونیست ها در فلسطین، به اتمام می رسانند. روحانیون مسلمان نیز در آسیای میانه و ترکیه تحصیل می­کنند. مراسم مذهبی و اماکن مقدس: کلیساهای کاتولیک و ارتودکس اوکراین حامل میراث تاریخی، مذهبی و ملی هستند. فرهنگ عامه، بسیاری از تشریفات مذهبی غیرمسیحی را با گونه­های محلی مسیحیت درهم آمیخته است. کشیشان ارتودکس هنوز هم ارواح پلید را با استفاده از قوانین سنت باسیل یونان طرد می­کنند. باور عام این است که تمثال ویرژین مقدس و چشمه خانقاه ارتودکس پوچایو دارای نیروهای معجزه­گر شفابخش هستند. زاروانیتسیا در اوکراین غربی، مکانی برای زیارت کاتولیک های اوکراینی است. قبرستان خاخام های یهودی هاسیدیسم در نزدیکی اومان زیارتگاهی برای یهودیان هاسیدیک است. مرگ و زندگی پس از آن: اوکراینی ها مراسم سنتی تدفین را  دقیقاً اجرا می­کنند. یک خوراک جمعی در مراسم تدفین و پس از آن در روزهای نهم و چهلم و سپس در ماه های ششم و دوازدهم داده می‌شود. خانواده­ها در یک روز یادبود سالیانه با عنوان پروودی در یکشنبه پس از عید پاک به منظور زیارت دوباره روحِ متوفی به دور هم جمع می­شوند. مراسم پروودی در بین اوکراینی های معاصر به وفور دیده می­شود. در دوران جمهوری شوروی، این روز به عنوان یک سنت قدیمی نامگذاری شد. نماد مسیحی آن بازتاب پیروزی و غلبه مسیح بر مرگ بود. ریشه­های پیش از مسیحیت آن به حیات دوباره طبیعت در بهار و آیین های دینی نیاکان قدیمی باز می­گردد. مسلمانان اوکراین :اگرچه آمار رسمی از مسلمانان اوکراین موجود نیست، ولی رقم تقریبی مسلمانان اوکراینی بین یک تا دو میلیون نفر برآورد شده که در شبه جزیره کریمه، دانتسک، زاپاروژیه، لوگانسک و … زندگی می کنند و عمدتا از اقوام تاتار،داغستانی و آذربایجانی می باشند. آذری ها شیعه اثنی عشری بوده و مابقی اهل تسنن هستند. دین مبین اسلام توسط ترک های عثمانی و بازرگانان کشورهای شرقی در اوکراین رواج پیدا نموده و گفتنی است در حال حاضر ۳۲۷ تشکل اسلامی در اوکراین مشغول فعالیت می باشند. در شبه جزیره کریمه مساجد زیادی وجود دارد، ولی در سایر شهرها مسلمانان به دلیل عدم وجود مسجد برای انجام تکالیف دینی مشکل دارند. در شهر کیف نیز مسجد یا حداث شده که هنوز به اتمام نرسیده لکن روزهای جمعه از آنان برای اقامه فریضه جمعه بهره برداری می شود. تشیع در اوکراین:انتشار تشیع در اوکراین نتیجه تلاش مبلغان جمهوری اسلامی ایران بود که پس از سقوط نظام کمونیسم، اجازه فعالیت در این کشور را پیدا کرده‌ بودند. بیشتر شیعیان اوکراین از کشورهای ازبکستان، قزاقستان و آذربایجان وارد این کشور شده‌اند. البته برخی از اوکراینی‌ها نیز از مذهب اهل بیت(ع) تاثیر پذیرفته‌اند. شیعیان این کشور، سال‌ها است که مراسم عاشورا را برگزار می‌کنند.[۱۰] البته همان طور که گفته شد، تعداد قابل توجهی از شیعیان این کشور را مهاجران آذری تشکیل می دهند، آذری‌های اوکراین، گروهی از مردم آذری ساکن و کوچ کرده به اوکراین هستند، غالب جمعیت آنها را اهالی کشور آذربایجان تشکیل می‌دهند، پیشنه روابط شهروندان آذربایجانی و اوکراینی به امپراتوری روسیه و اتحاد جماهیر شوروی باز می‌گردد، که دو کشور در قالب قلمروی واحد بودند. جمعیت آذربایجانی‌های اوکراین ۴۵،۰۰۰ تن شمارش شده‌است. آنان بیشتر در استان‌های دونتسک(۸ هزار نفر)، استان خارکف(۵-۶ هزار نفر) و استان دنیپروپتروفسک(۵-۶ هزار نفر) متمرکز هستند. در بین سال‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۹۰، عمدتاً به دلیل بی‌ثباتی در قفقاز جنوبی ۵٫۵٪ تعداد مهاجران افزایش یافته‌ بود. اکثریت آذربایجانی‌های اوکراین مسلمان و شیعه هستند.[۱۰] مراکز شیعی     حسینیه اهل بیت کیف؛مسلمانان اوکراین سید احمد صابونچی، مؤسس حسینیه اهل بیت(ع) کی‌یف است، او در این حسینیه علاوه بر روضه خوانی، به مشکلات مردم نیز رسیدگی می‌کند، اجرای شهادتین برای مستبصرین و قرائت خطبه عقد مسلمانان از دیگر اقدامات وی در این حسینیه است. بیش از ۴ تا ۵ هزار نفر با حسینیه اهل بیت(ع) در ارتباط هستند. تاسیس سایت اینترنتی (www.ahlul-bayt-ukraine.com) به دو زبان انگلیسی و روسی از مهمترین فعالیت‌های این حسینیه است.[۱۱] انجمن اسلامی شهر «زاپاروژیه»:این شهر حدود یک میلیون نفر جمعیت دارد که ده هزار نفر از آنان مسلمان هستند. از سال ۱۹۹۱م انجمن اسلامی آن مشغول فعالیت می‌باشد. در روزهای یکشنبه در مدرسه جهت تعلیم قرآن و آموزش زبان عربی کلاس دایر می‌باشد. همچنین سنت‌های اسلامی و اساس مذهب شیعه به بزرگسالان و کودکان آموخته می‌شود. این انجمن، نمازهای جمعه، مراسم و جشن‌های اسلامی را نیز برگزار می‌کند. انجمن اسلامی «زاپاروژیه» روابط نزدیکی با دیگر مؤسسات اسلامی اوکراین و روسیه دارد.[۱۲] از مهم‌ترین مراکز شیعی در این کشور می‌توان به «بیت الزهراء(س)» در شرق اوکراین اشاره کرد. مرکز تحقیقات “العقیده” اولین مسجد بعد از سقوط نظام کمونیسم در این کشور، با همکاری و حمایت حوزه‌های علمیه قم، نجف و به خصوص حمایت جمهوری اسلامی ایران ساخته شد. کشور ایران، عامل اصلی رشد تشیع و نشر مذهب اهل بیت(ع) در این کشور به شمار می‌رود.[۱۳] مرکز اسلامی کوثر:با هدف به انعکاس اخبار و فعالیتهای شیعیان اوکراین شروع به فعالیت نموده است. یکی از فعالیتهای این مرکز در آینده انسجام بخشی و هماهنگی فعالیتهای مسلمانان شیعه در اوکراین خواهد بود.[۱۴] مرکز فرهنگی شرق:یک سازمان اجتماعی اوکراینی ـ ایرانی می‌باشد. این مرکز درحدود یک سال است که با هدف آشناسازی مردم اوکراین با فرهنگ وسنن کشورهای شرق، بخصوص ایران گشایش یافته است. فعالیت های این مرکز غیر سیاسی ودرجهت دوستی بین ملت‌ها بویژه دو ملت اوکراین وایران می‌باشد. این مرکز درصدد است با برگزاری نمایشگاهها، کنفرانس‌ها، سمینارها و برنامه های هنری _ فرهنگی فاصله مکانی بین اوکراین و کشورهای شرقی را از بین ببرد. یکی از اصلی ترین فعالیت هایی که این مرکز به آن می‌پردازد، تحقیق و ترجمه می‌باشد. درحال حاضر چند کتاب با کمک این مرکز ترجمه و منتشر شده است و تعدادی کتاب نیز در دست ترجمه می‌باشد.[۱۵]  دین در قوانین و مقرراتسازمان های مذهبی اوکراین در جهت ارتباط با سازمان های مذهبی بین المللی بسیار فعال هستند. پیروی از کلیسای ارتدوکس شرق کماکان ترکیب اصلی زندگی مذهبی اوکراینی ها را تشکیل می دهد. در حال حاضر کلیسای ارتدوکس بیشترین پیرو را در مقایسه با کلیساهای کاتولیک و پروتستان دارد. این کلیسا با ۱۱۸۰۰ کلیسای زیر پوشش خود و ۳۵ شعبه سرپرستی در اوکراین و یک نهاد اموزشی با نام سمینار و یک آکادمی تربیت کشیش، بزرگترین تشکیلات مسیحیت را نیز در اختیار دارد. [۱۶]اکنون دولت اوکراین در رفتار خود نسبت به کلیساها بر هنجار های بین المللی تکیه کرده و قوانین مصوب عملا تمام جنبه های زندگی مذهبی در این کشور از جمله روابط دموکراتیک بین دولت و کلیسا را شامل می شود . [۱۷]ماده ۵۰ قانون اساسی اوکراین می گوید که کلیسا از دولت و مدارس از کلیسا جدا هستند. دولت سعی دارد برای کلیه مذاهب، سازمان ها و جوامع مذهبی هم وضعیت قانونی ایجاد کند و همه آنها را در فعالیت های عادی کمک نماید. پس از استقلال تعداد جوامع مذهبی به سه هزار و پانصد جامعه افزایش یافت. [۱۸]*  دکتر مرتضی اشرافی ؛ کارشناس مسایل روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز.

پی نوشت:

[۱] . احمدیان شالچی، نسرین؛نگاهی گذرا به اوکراین، فصلنامه مشکوه، شماره ۴۱، ص ۵۶[۲] . http://www.jasjoo.com/books/countries[3] . جمهوری اوکراین، جزوه موجود در پژوهشکده مطالعات منطقه ای پژوهشگاه المصطفی(ص).[۴] .  کتاب سبز اوکراین، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، تهران، مرکز چاپ و نشر وزارت امور خارجه، چاپ اول، ۱۳۸۸، ص  ۶[۵] . جمهوری اوکراین، جزوه موجود در پژوهشکده مطالعات منطقه ای پژوهشگاه المصطفی(ص).[۶] Halych[7] . جمهوری اوکراین، جزوه موجود در پژوهشکده مطالعات منطقه ای پژوهشگاه المصطفی(ص).[۸] Golden Horde[9] . جمهوری اوکراین، جزوه موجود در پژوهشکده مطالعات منطقه ای پژوهشگاه المصطفی(ص).[۱۰] . ویکی شیعه، به نقل از مرتضی اشرافی، کشور شناسی اوکراین، پژوهشگاه بین المللی المصطفی(ص)، ۱۳۹۱[۱۱] . ویکی شیعه، به نقل از گفت‌وگو با مؤسس نخستین حسینیه اوکراین، خبرگزاری فارس، گروه فرهنگی، ۹۳/۰۴/۲۲[۱۲] . نشریه طلایه،  شماره۱۰۶، ص ۶۶٫[۱۳]. سایت شفقنا، گزارشی از وضعیت شیعیان اوکراین، ۲۴/۱۲/۱۳۹۰٫[۱۴]. http://www.bfnews.ir/vdch.inwt23nw-ftd2.html[15]. http://www.shia-news.com/fa/print/3177[16]. سفارت جمهوری اوکراین در ایران: http://www.mfa.gov.ua[17] . احمدیان شالچی، نسرین؛نگاهی گذرا به اوکراین، فصلنامه مشکوه، شماره ۴۱، ص ۵۶[۱۸] .  کتاب سبز اوکراین، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، تهران، مرکز چاپ و نشر وزارت امور خارجه، چاپ اول، ۱۳۸۸، ص  ۱۱۶ و ص ۱۱۷

تاجیکستان

اشاره:

تاجیکستان، یکی از پنج جمهوری آسیای مرکزی، به پایتختی شهر دوشنبه. این کشور تا قبل از استقلال در سال ۱۹۹۱م یکی از جمهوری‌های پانزده‌گانه شوروی بود.بیشتر مردم تاجیکستان سنی حنفی هستند. شیعیان تاجیکستان به دو دسته شیعیان امامی و شیعیان اسماعیلی تقسیم می‌شوند. حدود ۹۰ درصد شیعیان تاجیکستان ساکن بدخشان در شرق و جنوب شرقی تاجیکستان در کوهپایه‌های پامیر، پیرو مذهب اسماعیلیه، و ۱۰ درصد از آن‌ها شیعه دوازده امامی هستند. تاجیکستان با ۱۴۳۰۰ کیلومتر مربع مساحت و پنج میلیون نفر جمعیت، یکی از پنج جمهوری آسیای مرکزی است.

تاجکستان

این کشور، کوهستانی و زلزله‌خیز است. ۹۳ درصد آن را کوه‌های مرتفع پوشانده است. به علت کوهستانی بودن، آب و هوای آن در ارتفاعات و مناطق پست، متفاوت است. زمستان‌ها کوتاه و سرد، و تابستان‌ها گرم و مرطوب است. تاجیکستان رودهای بسیاری دارد. شمار رودخانه‌هایی که طول آنها از ۱۰ کیلومتر بیشتر است، به ۹۴۷ می‌رسد. این کشور، ۱۸ شهر و ۴۹ شهرک دارد. پایتخت تاجیکستان دوشنبه است که از نظر تاریخی سابقه نام دوشنبه به سبب تشکیل (دوشنبه بازار) در قدیم در این محل است.دومین شهر تاجیکستان از لحاظ جمعیت، شهر خجند در شمال این کشور با ۱۶۳ هزار نفر جمعیت است. زبان ملی این جمهوری، تاجیکی و متعلق به گروه زبان‌های جنوب شرقی ایران است. زبان فارسی با زبان تاجیکی قرابت نزدیک دارد و هر دو وارث خصوصیات و ادبیات مشترکی هستند. در اکثر مدارس تاجیکستان، زبان تاجیکی تدریس می‌شود و دوره کامل تحصیلی با این زبان صورت می‌گیرد.رسم الخط مردم تاجیک تا سال ۱۹۳۰ عربی بود و در این سال رسم‌الخط لاتین جانشین رسم‌الخط عربی شد.[۱]

ویژگی‌های قوم تاجیکقوم تاجیک به داشتن عدالت و زندگی مسالمت‌آمیز وصف شده‌اند[۲] و آنان را مردمانی غیرمتظاهر، قدرشناس، گشاده‌رو و آرام دانسته‌اند.[۳] تاجیک‌ها با زادگاه خود پیوندی ناگسستنی دارند، عمدتا رعیت و زحمتکش‌اند و زمین مرده را احیا و سرسبز می‌سازند، به عهد خود وفادارند و بر داشتن روابط حسنه با ملت‌های دیگر و روابط خویشاوندی و حُسن معامله تأکید دارند.[۴] تاجیک‌های کوهستان‌نشین نیز به صلح‌طلبی، داشتن روحیه روستایی و همگرا مشهورند.[۵]

تاریخچه از صدر اسلام تا حکومت تیموریان

مسلمانان حدودا از سال ۵۰ تا اوایل دهه ۱۳۰ هجری قمری، مهمترین ولایات این منطقه را فتح کردند و اسلام به تدریج در میان مردم نفوذ یافت.[۶] با ورود مغولان به آسیای مرکزی از ۶۱۷ تا ۶۱۹ دولت خوارزمشاهیان فروپاشید. از آن پس تا ۱۵۰ سال بعد قبایل مختلفی از جمله جغتایی‌ها بر آسیای مرکزی مسلط بودند تا اینکه تیمور در ۷۷۱ دولت مستقل خود را در این منطقه بنا نهاد و از جمله تاجیکستان کنونی را به تصرف درآورد.[۷]از انقراض دولت تیموریان تا الحاق به شوروی

دولت تیموریان در اوایل سده دهم با حمله ازبک‌های شیبانی از میان رفت. در سال ۱۰۰۷ق ازبک‌های اشترخانی جای شیبانیان را گرفتند. در ۱۱۵۳ نادرشاه بخارا را تصرف کرد و اشترخانیان تا ۱۱۶۰ که نادرشاه کشته شد، خراجگزار ایران بودند.[۸] پس از درگیری‌هایی در دهه ۱۲۸۰ق/۱۸۶۰م، شمال تاجیکستان به روسیه تزاری و جنوب آن به امارت بخارا ملحق شد.[۹] در رجب ۱۳۳۶/ آوریل ۱۹۱۸ شمال تاجیکستان بخشی از جمهوری خودمختار شوروی ترکستان شد. با این حال باسماچیان در بخش‌های مختلف منطقه، از جمله در تاجیکستان شمالی، در برابر نیروهای شوروی مقاومت کردند و تا بهمن ۱۳۰۰/ فوریه ۱۹۲۱ نیروهای شوروی موفق به تصرف کامل بخارای شرقی و از جمله دوشنبه نشدند.[۱۰] در مهر ۱۳۰۳/ اکتبر ۱۹۲۴ در نتیجه مرزبندی‌های ملی در آسیای مرکزی، جمهوری شوروی سوسیالیستی ازبکستان تأسیس شد.پس از الحاق به شوروی سوسیالیستی

در دوره شوروی مبارزه با مذهب منجر به تعطیلی بیشتر مساجد و مدارس دینی گردید. از ۱۳۰۶ش / ۱۹۲۷م. تغییر تدریجی خط از فارسی به الفبای لاتینی آغاز شد تا اینکه در ۱۳۰۸ش / ۱۹۲۹ خط لاتینی رسمیت یافت و در ۱۳۱۹ ش /۱۹۴۰ الفبای سیریلی جای آن را گرفت.[۱۱] از دهه ۱۳۵۰ ش /۱۹۷۰ به تدریج باورهای اسلامی در میان مردم تاجیکستان رشد یافت.[۱۲]در بهمن ۱۳۶۸/ فوریه ۱۹۹۰ به دنبال شایعاتی مبنی بر اسکان آوارگان ارمنی در شهر دوشنبه، مردم اعتراض کردند و در نتیجه درگیری آنان و نیروهای پلیس عده‌ای زخمی یا کشته شدند. مردم در تظاهرات خود خواستار اصلاحات اقتصادی و سیاسی، بازگشایی مساجد و احیای فرهنگ ملی خود بودند. به دنبال این درگیری‌ها، فعالیت حزب رستاخیز و حزب دموکراتیک تاجیکستان و حزب نهضت اسلامی غیرقانونی اعلام شد.[۱۳] در هجدهم شهریور ۱۳۶۹ش/ نهم سپتامبر ۱۹۹۰م، شورای عالی تاجیکستان به استقلال تاجیکستان رأی داد.در دسامبر ۱۹۹۱م سه کشور روسیه، بلاروس و اوکراین در شهر مینسک گرد هم آمدند و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تشکیل اتحادیه کشورهای مستقل مشترک المنافع را اعلام کردند. تاجیکستان که مانند سایر جمهوری‌های آسیای مرکزی آمادگی برای استقلال کامل نداشت، بلافاصله به اتحادیه جدید کشورهای مستقل مشترک المنافع پیوست.[۱۴]

جغرافیای سیاسیتاجیکستان در جنوب شرقی آسیای مرکزی قرار دارد و داشتن مرز مشترک با چین و افغانستان و نزدیکی آن به پاکستان و هندوستان، این جمهوری را دروازه آسیای مرکزی با کشورهای چین و هند و افغانستان و پاکستان قرار داده است.وجود یخچال‌های طبیعی متعدد در کوه‌های تاجیکستان که منبع اصلی آب دو رود آمودریا یا جیهون و سیردریا یا سیحون است، به این کشور کوهستانی اهمیتی استراتژیک داده است. رودخانه‌های تاجیکستان به علت گذشتن از مناطق کوهستانی، در زمینه تولید انرژی برق از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و یکی از منابع عمده تولید برق اتحاد شوروی سابق بوده است.وجود معادن طلا و مخصوصا اورانیوم که برای مصارف نیروگاه‌های اتمی روسیه و کشورهای منطقه اهمیت زیادی دارد و همچنین وجود تعدادی کارخانه تولید سلاح‌های هسته‌ای در خاک تاجیکستان که توسط روس‌ها اداره می‌شود، اهمیت ویژه‌ای به این جمهوری می‌دهد. تاجیکستان عمده‌ترین تولیدکننده پنبه الیاف در شوری سابق بوده و کماکان پنبه تولید اصلی کشاورزی را تشکیل می‌دهد.[۱۵]

قانون اساسی تاجیکستانتا سال ۱۹۹۱م تاجیکستان یکی از جمهوری‌های اتحادیه جماهیر شوروی بود و از سیاست‌های مسکو پیروی می‌کرد. قانون اساسی جدید تاجیکستان بعد از فروپاشی شوروی در ۱۹۹۳ م به تصویب رسید. در این قانون اساسی، تاجیکستان جمهوری یکپارچه، غیردینی، دمکراتیک و مبتنی بر قانون بوده و زبان رسمی کشور، تاجیکی (فارسی) است و به همه مردم امکان استفاده از زبان مادری خود داده شده است. در ماده هشتم قانون اساسی تصریح شده که هیچ باوری حتی باورهای دینی جنبه دولتی ندارد و تشکیلات دینی بایستی جدا از دولت فعالیت کنند.[۱۶]

احزاب سیاسی تاجیکستان    حزب کمونیست: از نخستین روزهایی که تاجیکستان زیر سیطره حکومت کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی قرار گرفت، حزب کمونیست در این جمهوری تشکیل یافت و در تمامی دوران حاکمیت، حزب کمونیست تنها حزب در تاجیکستان بوده.[۱۷]

حزب دموکرات تاجیکستان: این حزب در سال ۱۹۹۰م تأسیس شد و بیشتر اعضای آن در ابتدا تحصیلکرده‌های شهری بودند. حزب دموکرات از تمامی ملیت‌ها عضو دارد و در میان جوامع دانشگاهی نیز نفوذ و اهمیت دارد. پس از جنگ‌های داخلی سال ۱۹۹۳-۱۹۹۲م، فعالیت سیاسی حزب دموکرات در تاجیکستان ممنوع اعلام شد ولی با حزب‌های نهضت اسلامی و رستاخیز تاجیکستان ائتلاف نمود و تا سپتامبر ۱۹۹۴م با آن‌ها همکاری می‌کرد، سپس در یک چرخش سیاسی به دولت تاجیکستان نزدیک شد و با تأیید انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی و همه‌پرسی قانون اساسی، در ژوئیه ۱۹۹۵م، از دولت اجازه فعالیت گرفت.[۱۸]

حزب نهضت اسلامی تاجیکستان: حزب نهضت اسلامی تاجیکستان در سال ۱۹۷۳ تأسیس شد و مؤسس آن سید عبدالله نوری بود که بلافاصله پس از تأسیس این حزب به جرم تبلیغات اسلامی دستگیر و زندانی شد. این حزب تنها حزب اسلامی در آسیای مرکزی است.[۱۹] حزب نهضت اسلامی که از مدت‌ها پیش به صورت زیرزمینی و مخفیانه مشغول فعالیت بود، در تاریخ ۲۶ اکتبر ۱۹۹۱ پس از آزادی تشکیل احزاب، به صورت مخفیانه فعالیت خود را آغاز کرد. حزب نهضت اسلامی ابتدا وابسته به حزب نهضت اسلامی شوروی بود. پس از بروز تمایلات پان‌ترکیسم از طرف نهضت اسلامی، شاخه تاجیکستان از این حزب جدا شد و نهضت اسلامی تاجیکستان را تشکیل داد. حزب نهضت اسلامی از بین روحانیت و روستائیان حامیان زیادی دارد و حدود ۶۰ درصد از حامیان این حزب در روستا‌ها زندگی می‌کنند. برنامه این حزب پاسداری از استقلال و برقراری سیستم پارلمانی برای توسعه اسلام است. رهبران این نهضت معتقد به برقراری ارتباطات نزدیک با کشورهای اسلامی هستند.[۲۰] امروزه حزب نهضت اسلامی از احزاب مخالف دولت است[۲۱] و محی الدین کبیری رئیس کنونی آن است.[۲۲]

حزب رستاخیز: حزب رستاخیز در سپتامبر ۱۹۸۹م، برای پشتیبانی از پروستروئیکا به وجود آمده است. اعضای آن را روشنفکران شهری تشکیل می‌دهند و پیرو اندیشه ملی‌گرایی در چارچوب مردم فارسی‌زبان هستند. نخستین خواسته این جنبش مردمی، انتخاب زبان تاجیکی/فارسی به عنوان زبان رسمی دولت و بازگشت به خط و الفبای فارسی و استقلال اقتصادی بوده است.[۲۳]تقسیمات اداریاز نظر اداری تاجیکستان به چهار ولایت تقسیم می‌شود:    ولایت سغد در شمال به مرکزیت خجند. شهرهای مهم: کانی بادام، پنجکنت، اوراتپه.

دوشنبه و نواحی تابعه مرکز.

ولایت ختلان در جنوب به مرکزیت قرقان تپه. شهرهای مهم: کولاب و دنغره.

ولایت خودمختار بدخشان کوهی در شرق به مرکزیت خاروق.[۲۴]روابط خارجیتاجیکستان تا قبل از استقلال در سال ۱۹۹۱ م یکی از جمهوری‌های پانزده‌گانه شوروی بود و سیاست خارجی آن توسط مسکو تعیین می‌شد. پس از استقلال، سیاست خارجی تاجیکستان بر اساس احترام به موازین عمومی انسانی و اصول حقوق بین‌المللی و با در نظر گرفتن مصالح عالی تاجیکستان پایه‌ریزی شده است.دولت تاجیکستان در سیاست خارجی خود، برای کشورهای مشترک المنافع اولویت‌هایی قائل و با تعدادی از این کشور‌ها مثل روسیه، ازبکستان، قزاقستان، بلاروس و ترکمنستان پیمان‌های دوستی و همکاری منعقد کرده است.تاجیکستان روابط دیپلماتیک در حد سفارت را تنها با ۹ کشور جهان برقرار کرده است که عبارتند از ایران، روسیه، آمریکا، چین، ترکیه، پاکستان، کره جنوبی، آلمان و اندونزی. تاجیکستان تنها در آلمان و تهران سفارتخانه مستقل دایر کرده است. در بقیه کشور‌ها سفارت روسیه امور مربوط به روابط دیپلماتیک تاجیکستان را انجام می‌دهد.تاجیکستان از سال ۱۹۹۱م به عضویت سازمان ملل متحد درآمد.[۲۵]

ادیان و مذاهبمذهب اکثر مردم تاجیکستان سنی و از شاخه حنفی است. گروه کوچکی از شیعیان اسماعیلی در کوه‌های پامیر در منطقه بدخشان زندگی می‌کنند. اهل سنت تاجیکستان به اهل بیت و ائمه شیعه و به ویژه برای امام علی(ع) و امام حسین(ع) و امام جعفر صادق(ع) احترام خاصی قائلند و بسیاری آرزوی زیارت مرقد امام رضا (ع) دارند. گروهی از اقلیت‌های مسیحی، زرتشتی و یهودی در تاجیکستان زندگی می‌کنند. امروزه با استقلال این کشور انجام فرائض دینی آزاد شده، اما سیاست دولت تاجیکستان بر جدایی مذهب از سیاست استوار است. به علت ۷۰ سال سلطه کمونیسم در آسیای مرکزی و تاجیکستان و تبلیغات آنان، اعتقادات مذهبی در میان مردم رنگ باخته است. افراد سالخورده و میانسال از روحیه مذهبی و فرهنگ اسلامی برخوردارند و فرهنگ ایرانی در تمام شئون زندگی فردی و اجتماعی و خصوصیات اخلاقی آنها متجلی است. نام علی (ع) در تاجیکستان نام مقدسی است و بیشترین نامی که برای فرزندان ذکور انتخاب می‌شود علی می‌باشد و برای زنان نام فاطمه و زهرا را استفاده می‌کنند. مراسم نامگذاری فرزندان و درج نام آنان در پشت قرآن مجید، مراسم ازدواج، مراسم تدفین، برگزاری مراسم فوت و شب هفت و چهلم و سال و نوع عزاداری زنان و…، به شکل اسلامی ایرانی است.[۲۶] در تاجیکستان حدود ۴ هزار مسجد وجود دارد.[۲۷]

آمار مسلمانان و شیعیان تاجیکستاندر ادامه برخی از آمارهای مسلمانان و شیعیان تاجیکستان بر اساس منابع زیر ذکر می‌شود:

ردیف   جمعیت             مسلمانان           شیعیان درصد شیعیان    زمان سرشماری منبع

۱          ۸,۱۵۰,۰۰۰        ۶,۲۸۰,۰۰۰        ۴۳۰,۰۰۰           ۸/۸۴     ۲۰۱۴م سایت CIA

۲          ۸,۱۷۶,۰۰۰        ۶,۰۰۰,۰۰۰        ۵۰۰,۰۰۰           ۹/۶       ۲۰۱۴م سایت Nation Master

۳          ۸,۰۸۰,۰۰۰        ۶,۴۵۰,۰۰۰        ۴۸۰,۰۰۰           ۹/۱۲     ۲۰۱۵م سایت religious freedom

۴          ۸,۰۰۰,۰۰۰        ۶,۱۰۰,۰۰۰        ۳۵۰,۰۰۰           ۸/۱۲     ۲۰۱۴م سایت religiousintelligence

۵          ۸,۳۰۰,۰۰۰        ۵,۸۰۰,۰۰۰        ۴۳۰,۰۰۰           ۹/۵۲     ۲۰۱۴م سایت swivel

۶          ۸,۲۸۰,۰۰۰        ۶,۵۰۰,۰۰۰        ۴۷۰,۰۰۰           ۹/۱۲     ۲۰۱۵م سایت Pewforum

فعالیت‌های ادیان و مذاهبعملکرد تبلیغی ادیان و مذاهب به شرح ذیل است:

مسیحیتمسیحیان تاجیکستان از مراکز واتیکان، کانادا، آمریکا، سوئد، فنلاند، نروژ و… پشتیبانی می‌شوند و فعالیت‌های تبلیغی گسترده‌ای در این کشور دارند. بسیاری از مبلغان مسیحی در کوچه‌ها دیده می‌شوند که به خانه‌ها مراجعه می‌کنند و کتاب‌ها و مجلات خود را رایگان بین مردم تقسیم می‌کنند. [۲۸]

بهائیانمبلغین بهائی در دوران بازسازی توسط آوازخان معروف بهایی ایرانی‌تبار وارد تاجیکستان شده و در حال حاضر از همه فعال‌ترند. آنها در شهر دوشنبه، سغد و ختلان مشغول گسترش آیین خود هستند. بیشتر بهائیان تاجیکستان، یهودیان ایرانی‌تبار هستند و زبان فارسی را خوب می‌دانند. [۲۹]

شیعیان اسماعیلیمردم منطقه بدخشان تاجیکستان که اکثرشان از مذهب اسماعیلی پیروی می‌کننند، از محافظان اصلی این مذهب در تاجیکستان و آسیای مرکزی به شمار می‌روند. مرکز اسماعیلیه در بدخشان شهرستان شیغنان است و پیروان این مذهب عموما در واخان، لغمان و دره‌های اطراف آن ساکن هستند. در ارتفاعات پامیر، نزدیک مرز چین و منطقه اشکاشم نیز جمعیت قابل توجهی از اسماعیلیه سکونت دارند. این گروه از نظر قومی عموما تاجیک هستند. اسماعیلیان تاجیکستان و افغانستان، از اسماعیلیان نزاری محسوب می‌شوند.[۳۰]مرکز اسماعیلیان که در سال ۲۰۰۹ م در شهر دوشنبه افتتاح شد، روزهای یک شنبه هر هفته درهای خود را به روی بازدیدکنندگان باز نموده و راهنمایان آن ضمن معرفی بنا و معماری آن به معرفی و تبلیغ اسماعیلیه می‌پردازند. درباره تعداد افراد دارای این مذهب در تاجیکستان اطلاعات زیادی در دست نیست، اما جمعیت آنها را حدود ۲۰۰ هزار نفر تخمین می‌زنند که بیشتر در منطقه پامیر و شهر دوشنبه ساکنند. اسماعیلیان تاجیک به‌خاطر شرایط دوران حکومت کمونیستی و قاعده تقیه، از آداب، رسوم و اعتقادات خود فاصله گرفته و جوانان اسماعیلی، عموما چندان چیزی از آئین و مرام خود نمی‌دانند. از این روی تشکیلات اسماعیلیان تلاش وسیعی را برای آشنا کردن پیروان سابق و جذب افراد تازه که به آنها مستجیب گفته می‌شود انجام می‌دهد.[۳۱]

عزاداری شیعیان اسماعیلیه در محرم و صفرشیعیان اسماعیلی بدخشان در تاجیکستان، احترام و ارادت ویژه‌ای نسبت به اهل بیت، امام علی (ع)، حضرت زهرا (س) و اولاد ایشان دارند و حضرت فاطمه زهرا (س) را مادر خویش می‌دانند. اسماعیلیان بدخشان، ماه محرم و صفر را «شدّه» یا «عشورا» می‌نامند و در این مدت سوگواری و عزاداری می‌کنند، لباس سیاه به تن می‌کنند، و همه مناطق شهر غرق در ماتم است. مردان در این دو ماه محاسن خود را نمی‌تراشند و در خانه‌ها عزاداری برپا می‌کنند.مردم بدخشان تاجیکستان همچنین در عزاداری‌های خود مشت بر سینه می‌کوبند و «یا حسن، وای حسین» می‌گویند و قاتلان امام حسین (ع) و خاندان او را پلیدترین و بی‌رحم‌ترین موجود عالم می‌دانند. «یزید» در این شهر مصداق روشن انسان منافق و رذل است و هر گاه بخواهند کسی را با این صفات یاد کنند، او را یزید می‌خوانند.[۳۲]علی اشرف مجتهد شبستری سفیر سابق ایران در تاجیکستان درباره رنج‌های مردم تاجیکستان در برپایی عزاداری برای امام حسین(ع) در دوران حاکمیت کمونیسم گفت: «در زمان حضورم در تاجیکستان، یکی از دوستان تاجیک می‌گفت ما خیلی امام حسین(ع) را دوست داریم و در ایام دهه عاشورا وقتی می‌خواستیم مجلس عزاداری برپا کنیم، به زیرزمین‌هایی می‌رفتیم و یک نفر را جلو پله‌های زیرزمین به نگهبانی می‌گماشتیم. اگر آن فرد نگهبان علامت می‌داد و متوجه می‌شدیم که ماموران KGB آمده‌اند، به سرعت مقابلمان ورق می‌گذاشتیم و وقتی ماموران می‌آمدند ما را در حالی می‌دیدند که گویی در حال ورق بازی کردن هستیم.»[۳۳]

مبلغان وهابیت در تاجیکستان فعال هستند.[۳۴]

شیعه اثنی عشریدرباره ورود مذهب امامیه اثنی عشری به این منطقه، قول متقن و محکمی موجود نیست. اولین نامی که از شیعیان بدخشانی در تاریخ وجود دارد، به ۱۰۸۲ قمری برمی‌گردد که عبدالحسین خاتون آبادی از عده‌ای از شیعیان بدخشانی یاد کرده که در آن روزگار برای درخواست مبلغ و روحانی به مشهد آمده بودند.در دوران انقلاب روسیه، تعداد شیعیان این منطقه بالغ بر ۵ هزار خانوار بود، ولی با ورود یک مبلغ قدرتمند اسماعیلی از بخارا و دیگر مبلغان از سایر مذاهب و همچنین وجود جو اختناق و تفتیش عقاید بر ضد شیعه اثنی عشری و فقدان مبلغ و روحانی، بسیاری از آن‌ها به فرقه‌های اسماعیلیه و حنفیه گرویده‌اند؛ به گونه‌ای که به تدریج در طول سالیان متمادی از جمعیت ۵ هزار خانواری شیعه، فقط ۶۰۰ خانواده مؤمن به این آئین و مذهب باقی مانده‌اند.[۳۵]شمار تقریبی شیعیان اثنی عشری تاجیکستان به قرار زیر است:    حدود ۴۰۰ خانوار شیعه در دوشنبه

حدود ۵۰۰ خانوار در اطراف دوشنبه (قرقان تپه، کولاب و وحدت)

بیش از ۵۰۰ خانوار در شمال تاجیکستان در ولایت سغد که مرکز آن خجند است[۳۶]آداب ماه مبارک رمضان در تاجیکستانمردم تاجیکستان هر سال ماه مبارک رمضان را که همراه با آیین‌های ویژه‌ای است گرامی می‌دارند.    حضور پرشور در مساجد، کنار گذاشتن کدورت‌های گذشته، بخشش یکدیگر، آشتی کردن و هدیه دادن به خویشاوندان و همسایگان از رسم‌های تاجیکان در این ماه است.

نماز تراویح هر شب در ماه مبارک رمضان در همه مساجد تاجیکستان و یا در خانه‌ها به صورت گروهی اقامه می‌شود.

در بیشتر مساجد تاجیکستان هر شب هنگام به جای آوردن نماز تراویح، یک جزء قرآن مجید قرائت می‌شود تا نمازگزاران بتوانند تا پایان ماه مبارک، قرآن را ختم کنند.

حافظان قرآن مجید که وظیفه قرائت آیات قرآن در نماز تراویح را دارند و نماز به امامت آنان برگزار می‌شود‌، گاه یک یا دو ماه پیش از ماه رمضان به اصطلاح تاجیکان چله می‌نشینند و محفوظات خود را دوره می‌کنند.

ماه مبارک رمضان از منظر مسلمانان تاجیک بستر اصلی دینداری، عبادت و ارتباط با خداست و بر این اساس آنان سعی می‌کنند با قرائت قرآن، برگزاری نماز تراویح و سرودن اشعار ویژه، جلوه‌های ماه مبارک رمضان را حفظ و به کودکان خود و نسل آینده منتقل کنند.

جمله «رمضان مبارک» تا آخر این ماه بین تاجیکان رد و بدل می‌شود و آیین موسوم به «رب من» از معروف‌ترین و رایج‌ترین شعائر تاجیکان در این ماه است که تا حد زیادی توانسته در ۸۰ سال حاکمیت کمونیست که مخالف هر گونه شعائر دینی بود، سنت‌های رمضان را حفظ کند. مراسم «رب من»خوانی در گذشته در تمام مناطق فارسی‌زبان آسیای مرکزی نظیر بخارا، سمرقند، خجند، پنجکنت، اوراتپه، قشقه دریا، سرخان، حصار، قراتگین، درواز، ختلان و بدخشان با تفاوت‌های لهجه‌ای وجود داشت. اگرچه این سنت دیرین اکنون در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان کمتر به چشم می‌آید اما در روستا‌ها و مناطق کوهستانی آن همچنان پابرجاست. مراسم «رب من»خوانی بعد از ضیافت افطار برگزار می‌شود و کودکان در گروه‌های چند نفره با یک سرگروه که صدای بهتر دارد در کوچه‌ها به راه می‌افتند و به در خانه‌ها می‌روند.

کودکان پس از تبریک ماه رمضان به صاحبخانه همزمان شروع به همخوانی اشعار «رب من» با مضمون حمد و سپاس خدا و طلب بخشش و برکت از درگاه او می‌کنند و صاحبخانه نیز به آن‌ها هدیه می‌دهد.

مردم تاجیکستان در ماه رمضان سفره‌های خود را که «دسترخوان» گفته می‌شود برای پذیرایی از میهمانان روزه‌دار خود با انواع خوردنی‌ها اعم از نان، شیرینی، آجیل و میوه و غذاهای گرم پهن می‌کنند. خوراکی‌ها و شیرینی‌های محلی موسوم به نشالا، حلوا کنجدی و شیرچای، شوربا و‌ آش پلو معمولا در ضیافت‌های افطار به چشم می‌خورد.

مردم تاجیک قبل از افطار، در مساجد قرآن کریم تلاوت می‌کنند و بعد از اقامه نماز مغرب به سفره‌های ضیافت افطار می‌روند.

افطاری دادن در بین تاجیکان بسیار زیاد است و پذیرایی از میهمانان و اطعام مستمندان در این ماه، فراوان دیده می‌شود.

تاجیکان در ماه رمضان به دادن زکات و دستگیری افراد نیازمند هم اهمیت زیاد می‌دهند و سعی می‌کنند فقرای محله خود را در این ماه کمک کنند.

مردم مسلمان تاجیکستان همچنین عید فطر را از بزرگ‌ترین اعیاد خود می‌دانند و در این روز به دیدار همدیگر شتافته و عید را تبریک گفته و از خداوند طلب قبولی طاعات و عبادات ماه رمضان را می‌کنند.[۳۷]وضع قوانین خلاف اسلام توسط در تاجیکستاندولت و مجلس تاجیکستان اقداماتی در جهت اسلام‌زدایی در این کشور انجام داده است؛ از جمله این اقدامات می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:    منع حجاب در دانشگاه‌ها[۳۸]

ممنوعیت نماز خواندن افراد زیر ۱۸ سال در مساجد

بستن تعداد زیادی از مساجد به بهانه عدم ثبت رسمی

ممنوعیت نامگذاری فرزندان به نام‌های اسلامی مانند محمد

ممنوعیت ریش گذاشتن برای مردان زیر ۴۰ سال

فراخواندن کسانی که برای تحصیل به کشورهای اسلامی رفته‌اند[۳۹]

تدریس غیرمجاز احکام و معارف دینی

ممنوعیت سرمایه‌گذاری در موسسات آموزشی مذهبی[۴۰]آیت الله صافی گلپایگانی در تابستان ۱۳۹۰ پیامی در اعتراض به وضع قوانین خلاف اسلام در تاجیکستان صادر کرد و گفت: اینجانب به هیئت مسلّط بر تاجیکستان اعلام خطر می‌نمایم. بدانند راهی که پیش گرفته‌اند به شکست منتهی می‌شود. باید از این جسارت‌ها از ملّت غیور تاجیکستان و از همه‌ مسلمانان جهان رسما عذرخواهی نمایند.»[۴۱]آیت الله مکارم شیرازی نیز به رئیس جمهور و دولتمردان تاجیکستان درباره مخالفت آنان با حجاب هشدار داد و گفت: «بهتر است مردم را به حال خودشان بگذارید تا وظایف شرعی را درباره حجاب انجام دهند، اصل حجاب چیزی نیست که آن را بتوان انکار کرد و یا مسلمانان را از آن منصرف نمود.»[۴۲]

اوضاع اجتماعی، فرهنگی و آموزشیتاجیکستان از دیرباز در حوزه فرهنگی ایران قرار داشته است. دانشمندان زیادی از جمله ابوعلی سینا از کتابخانه‌های شهر بخارا پایتخت سامانیان استفاده کرده‌اند. دلبستگی به میراث فرهنگی و ادبی ایرانی و علاقمندی به شخصیت‌های ادبی فارسی همچون فردوسی، جامی، سعدی، حافظ، رودکی در روح و جان تاجیکی‌ها جای گرفته است. ادبیات و شعر در تاجیکستان جایگاه ویژه‌ای دارد. اشعار فارسی نیز در میان مردم رواج دارد. فردوسی و شاهنامه در رأس فرهنگ عامیانه رایج است.موسیقی در تاجیکستان جایگاه ویژه‌ای دارد. گوش مردم تاجیکستان با موسیقی آرام و سنتی چندان آشنا نیست و به موسیقی شاد توجه بیشتری داشته‌اند. رسوم و سنت‌های ایرانی در جای جای زندگی مردم خود را می‌نمایاند. عید نوروز و اعیاد مذهبی مانند عید فطر و عید قربان در این جمهوری مانند سایر جمهوری‌های آسیا مرکزی گرامی داشته می‌شود.[۴۳]

سطح علمی و فرهنگی جامعهدر سال ۱۹۲۶ م تنها ۲ درصد تاجیک‌ها باسواد بودند و امروزه می‌توان گفت که ۱۰۰ درصد مردم در تاجیکستان در زبان مادری خود باسواد هستند و بسیاری از آنها به زبان روسی نیز تسلط دارند. در مجموع در تاجیکستان تمایل به تحصیلات عالی بیشتر از قبل است، حتی در خانواده‌های روستایی، پسر‌ها بیشتر در زمینه حقوق، مهندسی و یا حسابداری به تحصیل می‌پردازند و زنان به معلمی در مدارس و یا مهد‌ها و کتابداری و خیاطی علاقمند هستند. در این کشور دو دانشگاه و ۴۳ آموزشگاه معلمی وجود دارد.[۴۴]

آثار مهم فرهنگی و تاریخی

آرامگاه رودکی در روستای پنج رود سمرقندتاجیکستان مانند ازبکستان آثار تاریخی بسیاری را در خود جای داده است. پنج کنت یکی از مهمترین مراکز باستانی آسیای مرکزی است که از نفوذ هنر ایرانی حکایت می‌کند. یکی از آثار تاریخی تاجیکستان، بقایای شهر باستانی حصار واقع در ۵ کیلومتری شمال غربی دوشنبه است. از این شهر فقط یک دروازه با دو برج دیده‌بانی که در بین دو کوه ساخته شده باقی مانده است.[۴۵]

آرامگاه میر سید علی همدانی در شهر کولابمکان‌های زیارتی تاجیکستان عبارتند از:    آرامگاه رودکی: آرامگاه ابوعبدالله رودکی در روستای پنج رود سمرقند قرار دارد. ساختمان کنونی آن در سال ۱۹۵۸م با حضور نمایندگان ۳۸ کشور از جمله ایران گشایش یافت.

آرامگاه علاءالدین: آرامگاه علاءالدین محمد از آثار تاریخی تاجیکستان به شمار می‌رود که در جنوب روستای ده نو قرار دارد.

آرامگاه سید علی همدانی: آرامگاه سید علی همدانی در کنار خیابان اصلی شهر کولاب، در فاصله حدود ۱۹۰ کیلومتری شهر دوشنبه قرار دارد. بنای آرامگاه را در سال‌های اخیر تعمیر کرده‌اند.

آرامگاه ابواسحاق ختلانی: آرامگاه ابواسحاق ختلانی در ۱۵ کیلومتری شهر کولاب قرار دارد و مورد احترام بسیار مردم است. آرامگاه دارای ایوان بلند و آجری می‌باشد. خواجه اسحاق سر سلسله شیخ‌های ذهبیه بوده است که سه تن از پیشوایان این سلسله و بازماندگان خواجه اسحاق در مشهد و پیرامون آن مدفون‌اند: سید عبدالله برزش آبادی در برزش آباد، شیخ محمد المقتدی کارندهی مشهور به پیر پالان‌دوز و شیخ محمد مومن عارف.[۴۶]رسانه‌های گروهیدر سال ۱۹۹۰ بر اساس آمار رسمی در تاجیکستان ۷۴ روزنامه چاپ می‌شده که ۶۶ رسانه آن به زبان تاجیکی و خط سیریلیک بوده‌ است. خبرگزاری ملی تاجیکستان «خاور» نام دارد. در تاجیکستان رادیو و تلویزیون انحصاری و تحت کنترل دولت است.[۴۷]

اوضاع اقتصادیاوضاع اقتصادی تاجیکستان تا قبل از استقلال مبتنی بر برنامه‌ریزی متمرکز از مسکو بوده و در واقع نقش محدودی در اقتصاد شوروی داشته است. تاجیکستان فقیر‌ترین جمهوری شوروی به شمار می‌آمد. تاجیکستان به شدت به بودجه اتحادیه وابسته بود و بعد از قطع شدن آن در سال ۱۹۹۱ و همچنین جنگ‌های داخلی که منجر به مهاجرت گروهی از متخصصین روسی و متوقف شدن فعالیت واحدهای تولیدی صنعتی و کشاورزی شد، صدمات زیادی دید. جنگ داخلی سبب شد کشاورزی که رکن اقتصادی این جمهوری بود، با افت شدید محصولات روبرو شود. از عوامل دیگر نابسامانی اقتصادی و تورم، سیستم پولی این کشور بود که به واسطه افزایش بی‌رویه روبل‌های خارج شده از گردش در روسیه و سایر جمهوری‌های آسیای مرکزی، با مشکل روبه رو شده بود.[۴۸]

پی نوشت:

  1. نگاهی به موقعیت مسلمانان تاجیکستان
  2. نوبهار، ص ۲۲۰-۲۲۱
  3. همان، ص ۲۱۷؛ پاشینو، ص ۲۹۶؛ سیدی، ص ۳۰۵
  4. نوبهار، ص ۲۱۸ـ۲۲۲؛ شیروانی، ص ۱۸۴؛ صدیقی، ص ۲۳۵
  5. همام، ص ۹۸
  6. غفوروف، ج ۱، ص ۲۳۱ـ۲۳۳، ۳۰۴ـ۳۳۷، ۴۷۷؛ افشار سیستانی، «مقدمه ای بر شناخت قوم تاجیک»، ص ۸۵
  7. غفوروف، ج ۱، ص ۵۲۶، ۵۳۷، ۶۱۱، ۶۳۰، ۶۳۷، ۶۴۵، ۶۹۹، ۷۰۶، ۷۰۸، ۷۴۹، ۷۵۵
  8. همان، ج ۲، ص ۸۰۳ ـ۸۰۴، ۸۶۵ ـ۸۶۶، ۸۹۹، ۹۰۱ـ۹۰۲
  9. همان، ج ۲، ص ۹۹۱، ۹۹۵، ۱۰۰۱
  10. احمد رشید، ص ۱۶۷ـ ۱۶۸؛ نیکولایوا، ص ۲۹، ۳۱، ۴۹؛ ابوالحسن شیرازی، ص ۸۵
  11. احمد رشید، ص ۱۷۰ـ۱۷۱؛گاه شمار سیاسی آسیای مرکزی، جنوبی و شرقی، ص ۲۸۶ـ۲۸۷
  12. گاه شمار سیاسی آسیای مرکزی، جنوبی و شرقی، ص ۲۸۷
  13. همانجا؛ احمد رشید، ص ۱۷۳
  14. منتظمی، تاجیکستان، ص ۵۶
  15. نگاهی به موقعیت مسلمانان تاجیکستان
  16. افشار، جغرافیای تاریخی تاجیکستان، ص ۱۱۳ ـ ۱۱۲
  17. منتظمی، تاجیکستان، ص ۶۲ ـ ۶۱
  18. منتظمی، تاجیکستان، ص ۶۳ ـ ۶۲
  19. مراسم چهلمین سالگرد تاسیس «حزب نهضت اسلامی تاجیکستان» برگزار شد
  20. منتظمی، تاجیکستان، ص ۶۵
  21. انتخابات پارلمانی و توسعه سیاسی در تاجیکستان
  22. انتخاب مجدد کبیری به ریاست حزب نهضت اسلامی تاجیکستان
  23. منتظمی، تاجیکستان، ص ۶۵
  24. ساختار سیاسی تاجیکستان
  25. منتظمی، تاجیکستان، ص ۷۸ ـ ۷۷
  26. نگاهی به موقعیت مسلمانان تاجیکستان
  27. تاجیکستان تعداد مساجد خود را افزایش می‌دهد
  28. ره آورد سفر به تاجیکستان
  29. ره آورد سفر به تاجیکستان
  30. بهمن، ژئوپلتیک تشیع در آسیای مرکزی، ص ۱۴۰
  31. مشکور، محمد جواد، تاریخ شیعه و فرقه‌های اسلام، انتشارات اشراقی، چاپ پنجم، ۱۳۷۲. همچنین دفتری، فرهاد، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ترجمه فریدون بدره‌ای، تهران، نشر فرزان، چاپ اول، ۱۳۷۵ و اشرافی مرتضی، گفتگو با مطراب مطراب اف، دکترای حقوق،‌کارمند مرکز اسمائیلیان تاجیکستان، گروه مطالعات راهبردی، فروردین ماه ۱۳۹۴
  32. آداب و رسوم عاشورایی مردم دنیا
  33. تاجیک‌ها در عزاداری ماه محرم KGB را فریب می‌دادند
  34. ره آورد سفر به تاجیکستان
  35. بهمن، ژئوپلتیک تشیع در آسیای مرکزی، ص ۱۴۷ ـ ۱۴۶
  36. ره آورد سفر به تاجیکستان
  37. آداب ماه مبارک در تاجیکستان
  38. منع حجاب در تاجیکستان
  39. واکنش احتمالی مراجع عظام تقلید نسبت به وقایع اخیر تاجیکستان
  40. تشدید مجازات آموزش غیر‌ رسمی علوم دینی در تاجیکستان
  41. آیت‌الله صافی گلپایگانی: به هیات مسلط بر تاجیکستان اعلام خطر می‌کنم
  42. آیت الله مکارم شیرازی: حجاب را نمی توان انکار کرد
  43. نگاهی به موقعیت مسلمانان تاجیکستان
  44. نگاهی به موقعیت مسلمانان تاجیکستان
  45. نگاهی به موقعیت مسلمانان تاجیکستان
  46. افشار، جغرافیای تاریخی تاجیکستان، ص ۱۰۳-۱۰۵
  47. نگاهی به موقعیت مسلمانان تاجیکستان    نگاهی به موقعیت مسلمانان تاجیکستانمنابع    شعیب بهمن، ژئوپلتیک تشیع در آسیای مرکزی، موسسه مطالعات اندیشه سازان نور، تهران، ۱۳۹۳ش.
  48. ایرج افشار سیستانی، جغرافیای تاریخی تاجیکستان، انتشارات بین المللی الهدی، تهران ۱۳۸۳ش.
  49. رؤیا منتظمی، تاجیکستان، موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، تهران، ۱۳۷۴ش.
  50. در تاجیکان در مسیر تاریخ، گردآوری و تحقیق میرزا شکورزاده، تهران: الهدی، ۱۳۷۳ش.
  51. عبدالغیاث نوبهار، «تاجیکان افغانستان»، در تاجیکان در مسیر تاریخ، چاپ میرزا شکورزاده، تهران ۱۳۷۳ ش.
  52. پاشینو، «در احوالات و اصل و نسبت طایفه سارت»، در تاجیکان در مسیر تاریخ، چاپ میرزا شکورزاده، تهران ۱۳۷۳ ش.
  53. مهدی سیدی، «تاجیک‌ها و تاجیکستان تا حمله مغول»، در تاجیکان در مسیر تاریخ، چاپ میرزا شکورزاده، تهران ۱۳۷۳ ش.
  54. زین العابدین بن اسکندر شیروانی، بستان السیاحه، یا، سیاحت نامه، چاپ سنگی تهران ۱۳۱۵، چاپ افست، بی‌تا.
  55. جلال الدین صدیقی، «تاجیکان»، در تاجیکان در مسیر تاریخ، چاپ میرزا شکورزاده، تهران ۱۳۷۳ ش.
  56. همام، «تاجیک‌ها»، در تاجیکان در مسیر تاریخ، چاپ میرزا شکورزاده، تهران ۱۳۷۳ ش.
  57. باباجان غفوروف، تاجیکان، دوشنبه ۱۳۷۷ش.
  58. ایرج افشار سیستانی، «مقدمه‌ای بر شناخت قوم تاجیک»، در تاجیکان در مسیر تاریخ، چاپ میرزا شکورزاده، تهران ۱۳۷۳ ش.
  59. لاریسا نیکولایوا، تاجیکستان: تحولات سیاسی ـ اجتماعی در یکصد سال اخیر، تهران ۱۳۸۰ ش.
  60. حبیب اللّه ابوالحسن شیرازی، ملّیتهای آسیای میانه، تهران ۱۳۷۰ ش.
  61. غلامرضا گلی زواره، سرزمین اسلام؛ شناخت کشورهای اسلامی و نواحی مسلمان نشین جهان، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ۱۳۷۶ش.
  62. Ahmed Rashid, The resurgence of Central Asia: Islam or nationalism?, Karachi 1995.
  63. محمد جواد شکور، تاریخ شیعه و فرقه‌های اسلام، انتشارات اشراقی، چاپ پنجم، ۱۳۷۲
  64. مرتضی اشرافی، گفتگو با مطراب مطراب اف، دکترای حقوق،‌ کارمند مرکز اسمائیلیان تاجیکستان، گروه مطالعات راهبردی، فروردین ماه ۱۳۹۴
  65. مجیداسدی، تاجیکان اسماعیلی، فرهنگ نغز، ۱۳۸۹، www.farhangnagz.blogfa.com
  66. فرهاد دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ترجمه فریدون بدره‌ای، تهران، نشر فرزان، چاپ اول، ۱۳۷۵پیوند به بیرون    آمار شیعیان تاجیکستان
  67. نگاهی به موقعیت مسلمانان تاجیکستان
  68. داشتن ریش در تاجیکستان ممنوع اعلام شد
  69. ممنوعیت پخش اذان در مساجد تاجیکستان
  70. دانشنامه جهان اسلام
  71. دائره المعارف بزرگ اسلامی
  72. منبع: ویکی شیعه

شیعیان چین

اشاره:

چین با نام رسمی جمهوری خلق چین کشوری کهن در شرق آسیا است. بیشتر مسلمانان چین در شرق این کشور و در استان سین کیانگ زندگی می‌کنند، به طوری که اکثریت ساکنان این منطقه را مسلمانان تشکیل می‌دهند. شمار رسمی شیعیان چین اندک، اما نفوذ غیر رسمی اندیشه شیعی بین مسلمانان آنجا بسیار است. شیعیان دوازده امامی بیشتر در شهرهای ختن و یارغند و مناطق اطراف آن در ایالت خودمختار سین کیانگ سکونت دارند. تشیع مانند اصل اسلام از طریق ایران و شبه قاره وارد چین شده است. این شیعیان همچنان که خود اظهار می‌کنند غالباً کشمیری الاصل هستند که در اثر دشورای زندگی اقتصادی یا سیاسی آن نواحی به سمت شرق رفته‌اند.

ورود اسلام به چین

نقشه چین با همسایگان آنپنج سال بعد از رحلت پیامبر(ص)، اسلام به چین راه یافت. سعد بن ابی وقاص اولین مسلمانی است که وارد چین شد و نخستین مسجد را در بندر شانگهای تأسیس کرد. اولین برخورد مسلمین با چینی‌ها در سال ۱۳۰ هجری وقتی بود که ارتش چین به رهبری “کوهسین چعیه” با مسلمانان به رهبری زیاد روبرو شدند و نبرد سختی در مرز چین بین آنان درگرفت. در آغاز، پیروزی با چینی‌ها بود اما با شکست آنان مسلمانان بر آسیای مرکزی دست یافتند و این فتح، مقدمه نفوذ اسلام در این سرزمین و آسیای مرکزی شد.[۳]غالبا زمان ورود اسلام به «سین کیانگ» با ورود اسلام به آسیای مرکزی ارتباط داده می‌شود. طبری مورخ در کتاب خود تحت عنوان «تاریخ الرسل و الملوک»، زمان مذکور را ۷۱۵ -۷۱۴ میلادی دانسته است. بنا به نوشته او قتیبه که در سال ۷۰۵ حکمران کل خراسان بزرگ شده بود، بر بلخ، بخارا، سمرقند، خوارزم و سایر مناطق آسیای مرکزی حمله برد و پس از سلطه بر آنجا، در سال ۷۱۴ آخرین حمله را آغاز کرد و در سال ۷۱۵ میلادی کاشغر را فتح کرد و وارد سرزمین چین شد. در «دایره المعارف بریتانیکا بخش ترکستان شرقی» آمده است که قتیبه در سال ۹۵ هجری (۷۱۳ میلادی) پس از تصرف خجند، به پیشروی ادامه داد و پس از گذشتن از معبر تنگ «دیلک»، در اواخر آن سال وارد کاشغر شد، سپس ختن، «آق سو» و «تورفان» و سرزمین‌های دیگری را فتح کرد و به این ترتیب بخش بزرگی از «سین کیانگ» جنوبی را در حیطه حکمروایی «ولید» در آورد.گسترش اسلام در «سین کیانگ» هم به صورت مسالمت آمیز و هم از طریق جنگ تحقق پذیرفت. ویژگی ورود اسلام به چین این است که اسلام به طور عمده از دو راه وارد چین شد؛ راه دریایی و راه زمینی. در دوره سلسله‌های «تانگ» و «سونگ»، راه دریایی عمومیت داشت. در دوره «یوآن» مغول، ورود اسلام به صورت وسیع از منطقه «سین کیانگ» صورت گرفت و به طور کلی به راه‌های زمینی متکی بود. این وضع نسبت به کشورهایی که فقط راه زمین دارند و یا وابسته به راه‌های دریایی هستند، به کلی متفاوت است.[۴]

موقعیت جغرافیایی مسلمانانبیشتر مسلمانان چین در شرق این کشور و در استان سین کیانگ زندگی می‌کنند، به طوری که اکثریت ساکنان این منطقه را مسلمانان تشکیل می‌دهند. سنت‌های اسلامی در این نواحی، تابعی از سنت‌های اسلامی موجود در ایران و ماوراءالنهر قرن هشتم هجری به بعد است که به تدریج به چین نفوذ کرده است. اسلام موجود در چین، چندان رنگ مذهبی به این معنا که شیعه یا سنی باشد ندارد. دلیل آن نیز این است که اسلام قرن هشتم تا دهم هجری در ایران که به چین رفت، اسلامی صوفیانه بود که تسنن و تشیع در آن جمع شده و چیزی بود که می‌توان به آن نام تسنن دوازده امامی داد.[۵] امروزه در سراسر چین ۳۵ هزار مسجد و چهل هزار روحانی دینی وجود دارد.[۶]

وضعیت امروز مسلمانان چیندر چند سال اخیر فعالیت‌های مسلمانان چین از سوی دولت چین محدود می‌شود و این محدودیت‌ها، نمازهای روزانه و مراسم کفن و دفن مسلمانان را نیز شامل می‌شود و معلمان، استادان دانشگاه، دانشجویان و سایر کارمندان دولتی در چین از روزه‌داری در ماه رمضان، برگزاری نمازهای روزانه، پخش آثار مذهبی و پوشش حجاب محروم هستند.[۷]در اوائل سال ۱۳۸۸ ش در درگیری‌های گسترده در استان سین کیانگ چین و به ویژه شهر ارومچی میان «ایغور»‌های مسلمان و «هان»‌های کمونیست، بیش از ۱۶۰ نفر بنا بر آمار رسمی و بیش از هشتصد نفر بنا بر آمارهای غیر رسمی از مسلمانان کشته شدند.[۸] آیت‌الله مکارم‌شیرازی،[۹] آیت الله نوری همدانی[۱۰] و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم[۱۱] با صدور بیانیه‌هایی، کشتار وسیع و سرکوب مسلمانان ایالت سین‌کیانگ چین را محکوم کردند و آیت الله صافی گلپایگانی[۱۲] این کشتار را در سخنرانی خود محکوم کرد.

شیعیان دوازده امامی شمار رسمی شیعیان چین اندک، اما نفوذ غیر رسمی اندیشه شیعی بین مسلمانان آنجا بسیار است.[۱۳] آمار غیر رسمی از شمار شیعیان چین بین پانزده تا بیست هزار نفر است.[۱۴] اندیشه شیعی در چین در دو گروه اساسی تجلی می‌یابد. اول شیعیان به معنای اخص در کوه‌های پالیر (اسماعیلیه) و اطراف شهرهای ختن و یارغند (دوازده امامی) و دومی در شیعیان به معنای اعم که در طریقت‌های متعددی چون نقشبندیه، قادریه، کبرویه و غیره تشکیل یافته‌اند.[۱۵] تشیع در میان قوم تاجیک در کاشغر و معدودی از دسته‌های قوم ایغور در «یارغند» پیروانی دارد. تاجیک‌های کاشغر به فرقه اسماعیلیه و اویغورهای «یارغند» به شیعه دوازده امامی تعلق مذهبی دارند.[۱۶]شیعیان دوازده امامی بیشتر در شهرهای ختن و یارغند و مناطق اطراف آن در ایالت خودمختار سین کیانگ اسکان دارند. تشیع مانند اصل اسلام از طریق ایران و شبه قاره وارد چین شده است. این شیعیان همچنان که خود اظهار می‌کنند غالبا کشمیری الاصل بوده‌اند که در اثر دشواری زندگی اقتصادی یا سیاسی آن نواحی به سمت شرق رفته‌اند.در حال حاضر نیز شیعیان شهرهای یاد شده ارتباط خود را با شهر گلیگیت که از شهرهای شیعه نشین پاکستان است حفظ کرده و از آن طریق تغذیه فکری می‌شوند. دوری راه این شیعیان با عتبات سبب شده است تا آنان، اماکن متبرکه‌ای را به نام امامان ساخته و آنها را زیارت کنند. یکی از معروف‌ترین آنها آرامگاه جعفر صادق(ص) در شهر یارغند است. همچنین امامان جماعت شیعه که عنوان پیشنماز را دارند، افزون بر مسجد، تکیه و تالار هم دارند که در ایام سوگواری در آنها، نوحه‌هایی را به عنوان «خاک کربلا» می‌خوانند.یکی از مناطق مسلمان نشین، استان خَتَن است که شهر جنگجو در آن واقع شده و دارای بیست مسجد است. روستای قدندین از توابع شهر خوجیا در همین شهر است. در این شهر با حمایت مالی ایران در کنار مسجد، مدرسه‌ای برای برادران و مدرسه‌ای به نام فاطمیه برای خواهران بنا شده است.در جزیره «سَنُ یا» مسلمانان فراوانی زندگی می‌کنند. در روستای خوی شین در شهر سنُ یا، مدرسه‌ای با نام مدرسه علوم اسلامی اهل بیت در پنج کلیومتری سنُ یا وجود دارد که در سال ۱۹۸۱ تأسیس شده است. طی سال‌های اخیر شماری از طلاب چینی به مشهد آمده و در دانشگاه رضوی این شهر تحصیلات خود را به پایان برده‌اند. افزون بر شیعیان امامی در چین، سنی‌های نقشبندی این کشور که غالباً از مسلمانان صوفی به شمار می‌روند علاقه فراوانی به دوازده امام داشته و نام آنان را در سینه خود محفوظ نگاه داشته‌اند.آثار شیعی در بین مسلمانان چین مانند شمشیر ذوالفقار در بین مسلمانان زیاد است، اما به دلیل نبود مبلغ شیعه، آنها شیعه بودن خود را فراموش کرده‌اند.[۱۷]

تأثیر فرهنگ شیعه در بین مسلمانان چین

مسلمانان چین به لحاظ عرفانی و مذهبی خیلی به شیعه نزدیک هستند، مثلا در نماز‌های جمعه خود نام ائمه معصومین را به عنوان فرزندان پیامبر(ص) مورد احترام قرار می‌دهند.[۱۸] برخی از محققان بر اساس دلایل ذیل حضور فرهنگ شیعی در سراسر جامعه اسلامی چین را اثبات می‌کنند:    برای فارغ التحصیلان حوزه‌های علمیه در چین مراسمی به عنوان «قباپوشان» برپا می‌شود که در آن لباس بلند سبز رنگی می‌پوشند. احترام به رنگ سبز یکی از ویژگی‌های شیعیان است.

در چین سرپرست امور دین را «امام» و طلبه حوزه علمیه را «خلیفه» می‌نامند و این، برتری دادن مقام امام بر مقام خلیفه است.

متون درسی در حوزه‌های علمیه چین بیشتر به زبان فارسی است. از جمله «خطبات»، «اربعون»، «گلستان»، «مرصاد»، «حسینی» و غیره. همچنین در وضو، غسل و نماز هم جملات متعددی به زبان فارسی است. حضور زبان فارسی به حضور و تقویت اندیشه شیعی در بین اهل سنت چین کمک کرده است.

احترام به تفسیر قرآن که از ویژگی‌های تفکر شیعی است در سراسر جامعه سنتی اسلامی چین جایگاه دارد.

یاد علی(ع) و حضرت فاطمه(س) توسط اغلب مسلمانان چین

عمومیت نام‌های علی، حسن، حسین، فاطمه بین مسلمانان چین و کمبود نام‌های ابوبکر، عمر، عثمان و عایشه نشانه دیگری از گسترش وسیع تشیع در چین است.

اغلب طریقت‌های عارفانه در چین از جمله نقشبندیه، قادریه، کبرویه و غیره اگر چه ممکن است برخی از ظواهر اهل سنت، مانند بسته نگه داشتن دو دست هنگام ادای نماز را رعایت کنند، اما از نظر باطن و اعتقادات و اسامی، در زمره شیعیان هستند.[۱۹]شیعیان اسماعیلیدر حال حاضر شماری اسماعیلی تاجیک در چین زندگی می‌کنند که تابع آقاخان بوده و نمایندگان وی در میان آنان حضور دارند. آئین اسماعیلی که از هند به چین راه یافته شامل چند هزار نفر (به طور خاص ۲۶ هزار نفر) تاجیک است که در کوه‌های پامیر سکونت دارند. مرکز اسماعیلیان چین در شهر تاشقورقان است. آئین اسماعیلی چندان در رعایت شریعت سختگیر نیست، اما در عین حال آقاخانی‌ها، هویت مذهبی خود را که به ویژه ارتباط با مرکز اسماعیلیان و رهبری آن یعنی آقاخان است، حفظ کرده‌اند. مهمترین اعیاد اسماعیلی چین، عید قربان و نوروز است. آنان تحت تأثیر اشعار ناصرخسرو بوده و در اعیاد خویش اشعار وی را می‌خوانند.[۲۰]

تعداد شیعیان چین در حدود ۲۱۵۰۰۰ نفر هستند.

سادات در چین در چین

نشانی از سادات وجود دارد از جمله در کتاب “حاضر العالم الاسلامی” آمده است: سید شمس الدین در قرون گذشته به چین رفته و اسلام را در آن مرز و بوم نشر داده است.یحیی احمد دانشجوی چینی دانشگاه علوم اسلامی رضوی مشهد راجع به شمس الدین می‌گوید: «شمس الدین با لقب سید الاجل بزرگترین شخصیت مذهبی و سیاسی مسلمانهای چینی است، مزار وی، در استان (یوننان) در سمت جنوب غربی چین واقع و مورد احترام همه مسلمانهای چین است که گویا همراه تاتارها در قرن هفتم از بخارا به چین آمده است و احتمال دارد از سادات آن ناحیه باشند. خاندانش در محله‌ای به نام «ناجاین» هم اکنون در همین استان زندگی می‌کنند و حدود ۲۰ هزار نفرند. من هم از همین خاندانم، فرزندش ناصرالدین و پس از وی اولاد او جانشین پدر شده‌اند و عده‌ای از آنان به حکمرانی رسیده‌اند، بسیاری از اسامی مسلمانها با کلمه «نا» آغاز می‌شودکه از نام ناصرالدین ماخوذ است».شمس الدین با ۳۱ واسطه به پیامبر(ص) می‌رسد که نمی‌تواند درست باشد زیرا از شش قرن پیش تا رسول اکرم این اندازه واسطه متصور نیست، بلی احتمال این که سادات کنونی از نسل شمس الدین، با ۳۱ واسطه به پیامبر (ص) برسند قابل قبول است.[۲۱]

پی نوشت:

  1. مقاله «چین» در سایت C.I.A
  2. مقاله «چین» در سایت C.I.A
  3. گلی زواره‌ای، سرزمین اسلام، ص ۲۷۱
  4. نمادهای تشیع در چین
  5. جعفریان، اطلس شیعه، ص ۶۲۴ ۶۲۳
  6. ۲۰میلیون مسلمان و۴۰هزار روحانی در چین زندگی می‌کنند
  7. تشدید محدودیتها علیه مسلمانان چین
  8. کشتار مسلمانان ارومچی
  9. در مقابل کشتار مسلمانان چین سکوت نکنیم
  10. دولت جمهوری اسلامی در قبال سرکوب مسلمانان چین سکوت نکند
  11. کشتار مسلمانان در چین تاسف‌آور است
  12. آیت الله صافی گلپایگانی کشتار مسلمانان را در چین محکوم کرد
  13. شیعیان در چین
  14. جعفریان، اطلس شیعه، ص ۶۲۴
  15. اسلام در چین
  16. نمادهای تشیع در چین
  17. شیعیان چین شیعه بودن خود را به دلیل فقدان مبلغ فراموش کرده‌اند
  18. تحلیل شرایط اسلام و مسلمانان در چین
  19. شیعیان در چین
  20. جعفریان، اطلس شیعه، ص ۶۲۴    جایگاه اهل بیت علیهم السلام در جوامع اسلامیمنابع    جعفریان، رسول، اطلس شیعه، انتشارات سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ۱۳۸۷ش.
  21. گلی زواره، غلامرضا، سرزمین اسلام؛ شناخت کشورهای اسلامی و نواحی مسلمان نشین جهان، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ۱۳۷۶ش.
  22. مقاله «چین» در سایت C.I.A، تاریخ بازبینی ۲۵ شهریور ۱۳۹۶پیوند به بیرون
  23. منبع: ویکی شیعه

شیعیان ازبکستان.

اشاره:

ازبکستان از کشورهای آسیای مرکزی که با کشورهای افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قرقیزستان و قزاقستان مرز مشترک دارد و پایتخت آن تاشکند است. همزمان با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، جمهوری ازبکستان در اول سپتامبر سال ۱۹۹۱م اعلام استقلال کرد.شهرهای ازبکستان، از جمله سمرقند و بخارا، تا قبل از قرن حاضر از مراکز اسلامی در آسیای مرکزی و ماوراءالنهر بوده‌اند. در دو شهر سمرقند و کش، از نواحی دوردست خراسان بزرگ، مذهب تشیع از اواخر قرن دوم هجری به تدریج رواج یافت. فعالیت‌های دانشمندان بزرگ شیعه در این نواحی، حوزه علمی فعالی را در آستانه غیبت امام دوازدهم به وجود آورد.

رجال شیعی

حسین بن اشکیب سمرقندی، ابوعمرو کشی و محمد بن مسعود عیاشی از رجال شیعی می‌باشند. بیشتر شیعیان در بخارا و سمرقند زندگی می‌کنند و اکثراً به زبان فارسی تاجیکی صحبت می‌کنند. گروه دیگری نیز شیعیان آذری هستند که در زمان استالین از آذربایجان شوروی به این منطقه تبعید شدند. تعداد شیعیان در ازبکستان به درستی معلوم نیست ولی آمار آن‌ها را یک و نیم میلیون نفر ذکر می‌کنند.

جمهوری ازبکستان از کشورهای مهم آسیای مرکزی است که در موقعیت جغرافیایی ۳۷ تا۴۶ درجه عرض شمالی و۵۶ تا ۷۴ درجه طول شرقی قرار دارد.وسعت این کشور تا سال ۱۹۶۵ میلادی حدود ۴۰۳۸۶۵ کیلومتر مربع (۱۵۶۰۰۰ مایل مربع) بود. در آن سال با الحاق بخشی از قزاقستان جنوبی به ازبکستان، مساحت آن به ۴۴۷۴۰۰ کیلومتر مربع (۱۷۳۵۹۱ مایل مربع) افزایش یافت.ازبکستان را کشورهای آسیای مرکزی احاطه کرده‌اند و این کشور فقط در طول مسافت کوتاهی در جنوب با افغانستان مرز مشترک دارد، رودخانه آمودریا (جیحون) مرز طبیعی بین این دو کشور را تشکیل می‌دهد. ازبکستان در شمال و غرب با قزاقستان، در جنوب با ترکمنستان و افغانستان، در شرق با تاجیکستان و در شمال شرقی با قرقیزستان مرز مشترک دارد.

کشور ازبکستان و همسایه‌های آن

تاریخبا ورود اعراب به منطقه در نیمه دوم قرن هفتم میلادی، زمینه لازم برای تشکیل حکومت‌های اسلامی فراهم شد. اسماعیل سامانی در سال ۸۷۳ م ماوراءالنهر و خوارزم را به تصرف خود درآورد و سلسله سامانیان را در بخارا پایه گذاری کرد. در اواخر سده دهم میلادی قبایل سلجوق وارد ماوراءالنهر شدند و تا اوایل قرن دوازدهم میلادی سراسر محدوده فعلی ازبکستان را تسخیر کردند. در اواسط همین قرن قراختاییان آنان را شکست دادند و کشور را تصرف کردند. چندی نگذشت که در اواخر همان قرن خوارزمشاهیان، که از پشتیبانان اولیه قراختاییان بودند، آنان را از حکومت به زیر افکندند. اما فرمانروایی اینان نیز چندان نپایید و با حمله مغول در سال ۱۲۱۹م، از قدرت برکنار شدند. هجوم مغول که ویرانی بسیاری به بار آورد، به تدریج تسلط ازبک‌ها را بر ماوراءالنهر قطعی کرد، اندکی بعد بابر بر ازبکستان تاخت، و آنجا را فتح کرد. اما ازبک‌ها از یک سو و حکومت شاه اسماعیل صفوی از سوی دیگر، برای تصرف این سرزمین سال‌ها با بابر جنگیدند، تا سرانجام خاندان شیبانی، مجددا حکومت ازبک‌ها را برقرار کرد. با مرگ آخرین رهبر این خانواده، حکومت و سرزمین واحد و متحد ازبکستان متلاشی شد و حکومت‌های محلی کوچک و مستقل به رهبری حکام محلی در گوشه و کنار سربرداشتند. در میان آنان، آستراخانی‌ها در بخارا، خانات خیوه در خوارزم و خانات خوقند در فرغانه، قدرت بیشتری یافتند و برای تصرف اراضی یکدیگر دائما در نبرد با هم بودند. این دشمنی‌های پایدار زمینه‌ای مساعد برای روسیه که در فکر تصرف ناحیه بود، فراهم کرد.روس‌ها به روش‌های مختلف به ویژه از طریق ارتباطات اقتصادی و سیاسی بر نفوذ خود در منطقه افزودند و آن‌گاه شهر‌ها و مراکز مهم این سرزمین را تسخیر کردند. آنان در سال ۱۸۶۵م، تاشکند و در سال ۱۸۶۸م سمرقند را به تصرف خود درآوردند. همزمان با تصرف سمرقند توسط روس‌ها، خانات بخارا تحت الحمایگی روسیه را پذیرفتند. سال بعد خانات خیوه همین گونه عمل کردند. با ضمیمه شدن کامل خانات خوقند به روسیه در سال ۱۸۷۶ م تسلط این کشور بر ناحیه کامل شد و ولایت ترکستان تشکیل گردید، که در سال ۱۸۸۶م، به سرزمین ترکستان تغییر نام یافت. پس از آن روس‌ها به سرعت در منطقه نفود کردند و با ایجاد خطوط ارتباطی و ارائه خدمات مختلف ناحیه را کاملا تحت کنترل خود درآوردند. آن‌ها به سرعت تاشکند را به یک مرکز شهری بزرگ و جدید تبدیل کردند، و شمار زیادی از روس‌ها را به آن شهر و سایر شهرهای ازبکستان روانه ساختند، این جمعیت غیربومی، با ویژگی‌های فرهنگی متفاوت به تدریج با جمعیت محلی درآمیختند. تا زمان انقلاب کمونیستی قیام‌های محلی متعددی صورت گرفت که همگی نافرجام بود.با پیروزی انقلاب کمونیستی در سال ۱۹۱۷م نیروهای دولتی روسیه در شهر تاشکند مستقر شدند و یک سال بعد جمهوری خودمختار سوسیالیستی ترکستان تشکیل شد که محدوده آن همان اراضی ترکستان بود. از این زمان تا سال ۱۹۲۴م، ترکستان محل درگیری‌های گروه‌های مختلف بود و در سال مذکور با پیوستن کامل خانات آسیای مرکزی به حکومت سوسیالیستی شوروی، طرح مرزبندی جمهوری‌های آسیای مرکزی بر اساس معیارهای قومی و زبانی به مرحله اجرا درآمد. در نوامبر سال ۱۹۲۴م جمهوری خودمختار شوروی سوسیالیستی ازبک اعلام موجودیت کرد، که جمهوری خودمختار تاجیکستان نیز ضمیمه آن بود. در سال ۱۹۲۹م تاجیکستان از ازبکستان جدا شد و در سال ۱۹۳۶م با الحاق جمهوری خودمختار قراقالپاق و بخشی از اراضی قزاقستان به ازبکستان، محدوده سیاسی فعلی ازبکستان تثبیت شد.همزمان با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، جمهوری ازبکستان در اول سپتامبر سال ۱۹۹۱م اعلام استقلال کرد و در تاریخ هشت دسامبر سال ۱۹۹۲م قانون اساسی کشور از تصویب مجلس گذشت. رئیس جمهور ازبکستان اسلام کریم اف است، وی که قبلا دبیر اول حزب کمونیست ازبکستان بود، در انتخابات ریاست جمهوری دسامبر سال ۱۹۹۱م با کسب ۸۶ درصد آرا به پیروزی رسید.[۱]

احزاب ازبکستانپس از استقلال ازبکستان فعالیت‌های سیاسی در قالب تشکیل احزاب آزاد‌تر شد و چند حزب تاسیس شد، در بین احزاب موجود سه حزب فعالیت بیشتری دارند:    حزب دموکراتیک خلق: همان حزب کمونیست پیشین می‌باشد که در سال ۱۹۹۱م. تغییر نام داد، خط مشی آن همان راه و روش کمونیستی است و رئیس جمهور ازبکستان از اعضای آن به شمار می‌رود.

جنبش دموکراتیک بیریلیک: این حزب با سیستم حاکم بر کشور و دست اندرکاران دولت مخالف است.

حزب احیای اسلامی:[۲] این حزب مهم‌ترین حزب اسلامی ازبکستان محسوب می‌شود که طرفدار ایجاد نظام سیاسی کشور براساس اصول اسلامی است، مرکز فعالیت آن در شهر تاشکند قرار دارد. بیشتر فعالیت حزب در زمینه جذب جوانان به اسلام متمرکز است.قانون اساسی و تشکیلات حکومتیقانون اساسی جمهوری ازبکستان در تاریخ هشت دسامبر ۱۹۹۲ در یک مقدمه، ۶ بخش، ۲۶ فصل و ۱۲۸ ماده به تصویب رسید. و تشکیلات حکومتی ازبکستان به شرح ذیل است:    قوه مجریه: رئیس جمهور ازبکستان رئیس مملکت بوده، ریاست قوه مجریه را بر عهده دارد وی همزمان ریاست هیأت وزیران را نیز عهده‌دار می‌باشد. رئیس جمهور از میان شهروندان ازبکستان که کمتر از سی و پنج سال سن نداشته باشد انتخاب می‌شود.

قوه مقننه: مجلس عالی ازبکستان ارگان عالی قانونگذاری در ازبکستان می‌باشد و نمایندگان برای ۵ سال توسط مردم انتخاب می‌شوند. اتباع ازبکستان که تا روز انتخابات ۲۵ سال داشته باشند حق داوطلب شدن برای مجلس عالی را دارند.

قوه قضائیه: قوه قضائیه در ازبکستان قوه‌ای است مستقل که بدون وابستگی به سایر قوا و گروه‌ها فعالیت دارد. سیستم قضایی ازبکستان از دادگاه مشروطه (شورای نگهبان)، دیوانعالی، دیوانعالی در امور اقتصاد ملی، دیوانعالی جمهوری خودمختار قره قالپاقستان و دیوانعالی در امور اقتصادی جمهوری خودمختار قره قالپاقستان تشکیل گردیده و برای ۵ سال انتخاب می‌شوند.[۳]جمعیتجمعیت ازبکستان تا پایان نیمه اول سال ۱۹۹۵ به ۲۳ میلیون نفر رسید. این کشور پرجمعیت‌ترین کشور آسیای مرکزی می‌باشد. بر اساس سرشماری حدود ۹ میلیون نفر جمعیت ازبکستان شهر نشین بوده و چهارده میلیون نفر ساکن روستا می‌باشند.[۴]نام ازبکستان گویای برتری ازبک‌ها در این سرزمین است. کلمه ازبک تا سال ۱۹۱۷، در روسیه معرف گروه‌های کوچرو و نیمه کوچرو ترک بود.[۵] تحرک این افراد که از ویژگی‌های شیوه معیشت آنان بود، محدودیت مرزی را از بین می‌برد و یکی از دلایل عمده پراکندگی گسترده ازبک‌ها در سایر کشورهای آسیای مرکزی همین نوع گذران زندگی آن‌ها بوده است. گرچه در این سرزمین بیش از ۱۱۰۰ ملیت زندگی می‌کنند،[۶] اما حدود ۷۱ درصد از جمعیت کشور را ازبک‌ها تشکیل می‌دهند. روس‌ها، تاجیک‌ها، قزاق‌ها، تاتار‌ها، قرقیز‌ها، ترکمن‌ها از سایر اقوام ساکن در ازبکستان هستند که به ترتیب بیشترین سهم را در جمعیت کشور دارند.ازبکستان، پرجمعیت‌ترین کشور در میان جمهوری‌های آسیای میانه است و از لحاظ شمار جمعیت، سومین کشور در بین اتحادیه کشورهای مشترک المنافع بعد از روسیه و اوکراین می‌باشد.[۷] در سال ۲۰۰۴ میزان جمعیت ازبکستان به ۲۶ میلیون نفر رسید که حدود ۶۳درصد آن در روستاها زندگی می‌کنند. البته جمعیت فعلی ازبکستان یعنی در نیمه سال ۲۰۱۵ میلادی ۳۰ میلیون نفر اعلام شده است.از لحاظ ترکیب جنسیتی ۴۹/۵ درصد جمعیت را مردان و ۵۰/۵ درصد آن را زنان تشکیل می‌دهند. همچنین از لحاظ ترتیب سنی، کودکان و نوجوانان تا ۱۴ ساله ۴۰/۸ درصد و جوانان از ۱۵ تا ۲۹ ساله ۲۸/۳ درصد جمعیت کل کشور را تشکیل می‌دهند و بدین ترتیب سهم کودکان، نوجوانان و جوانان در جمعیت کشور، ۷۰ درصد است، یعنی بیش از دو سوم مردم ازبکستان را کودکان، نوجوانان و جوانان تشکیل می‌دهد.[۸]

زبان و خطاز سال ۱۹۸۹م، زبان ازبکی، زبان ملی و رسمی ازبکستان اعلام شده است تا قبل از این تاریخ، در ازبکستان نیز مشابه سایر کشورهای آسیای مرکزی، زبان روسی، زبان اصلی بود. اکنون نیز در امور دولتی و اداری از هر دو زبان ازبکی و روسی استفاده می‌شود. زبان ازبکی از گروه زبان‌های ترکی خاوری است که لهجه‌های مختلفی دارد و لغت‌هایی از زبانهای فارسی، عربی و روسی در واژگان آن وارد شده است.تا سال ۱۹۳۰م، خط عربی در ازبکستان رواج داشت، در حد فاصل سال‌های ۴۰-۱۹۳۴م، خط لاتین بتدریج جایگزین خط عربی شد. در سال ۱۹۴۰م، خط سیریلی، خط رسمی مردم ازبکستان معرفی شد، پس از استقلال این کشور در سال ۱۹۹۱م، درباره جایگزین کردن خط لاتین به جای خط سیریلی اقدام‌هایی انجام شده است.

آموزشتعلیم و تربیت در کلیه مقاطع تحصیلی رایگان است و تعداد دانش آموزان ازبکستان در سال تحصیلی ۱۹۸۴-۳۱۹۸۳/۴ میلیون نفر بوده که در ۹۴۰۰ مرکز آموزشی شاغل به تحصیل بوده‌اند. در همین سال ۴۲ دانشگاه و مرکز آموزش عالی فعالیت می‌کرده‌اند که از جمله دو دانشگاه به نام‌های تاشکند و امیر علیشیر نوایی و همچنین تعدادی انستیتو را می‌توان نام برد.[۹]

وسایل ارتباط جمعیمطبوعات ازبکستان به زبان‌های مختلف چاپ می‌شود، اما به دلیل کثرت ازبک‌ها، بیشتر مجلات و نشریات به زبان ازبکی منتشر می‌شوند. نخستین روزنامه ازبک در سال ۱۸۷۰م چاپ شد. از نشریات کنونی ازبکستان می‌توان به روزنامه سوویت ازبکستان (سال انتشار ۱۹۱۸م) روزنامه مدنیت ازبکستان (سال انتشار ۱۹۵۷م). مجله ستاره شرق (سال انتشار۱۹۳۳م) و مجله گلستان (سال انتشار ۱۹۲۵م) اشاره کرد.تلویزیون ازبکستان دارای چند کانال است و به سه زبان ازبکی، روسی و قزاقی برنامه تولید می‌کند. در رادیو علاوه بر زبان‌های فوق، برنامه‌هایی به سایر زبان‌ها تهیه می‌شود که برخی از آن‌ها برنامه‌های برون مرزی هستند.رسانه‌های گروهی ازبکستان تا قبل از استقلال کشور تحت کنترل شدید دولت بودند، پس از استقلال با حفظ نظارت و کنترل دولت، از آزادی بیشتری برخوردار شدند.

تقسیمات کشوریازبکستان سرزمینی است که یک جمهوری خودمختار به نام قراقالپاق ضمیمه آن است. قراقالپاق در شمال غربی کشور واقع است و ۱۶۵ هزار کیلومتر مربع وسعت دارد.[۱۰] دریاچه آرال در شمال این جمهوری خودمختارقرار گرفته و بخش بزرگی از اراضی آن در ردیف نواحی بیابانی جهان است. خوارزم که از عهد باستان در تمدن و فرهنگ آسیای مرکزی نقش حیاتی داشته،[۱۱] و شهرهای مهمی مانند جرجانیه، خیوه، کاث و اورگنج در آن واقع بودند، و در گذشته از آن به عنوان شمالی‌ترین پایگاه تمدن نام برده می‌شد،[۱۲] در جمهوری قراقالپاق فعلی واقع است و بیشتر قسمت‌های آن تقریبا خالی از سکنه است. مرکز قراقالپاق، نوکوس، با۱۶۹ هزار نفر جمعیت (سال ۱۹۹۰م) از شهرهای مهم ازبکستان است.ازبکستان ۵ استان و۱۲۳ شهر و شهرستان دارد.[۱۳] بسیاری از شهرهای مهم آسیای مرکزی که سابقه تاریخی طولانی داشته و از مراکز فرهنگی و سیاسی منطقه بوده‌اند، در محدوده سیاسی ازبکستان فعلی قرار دارند.[۱۴] پراکندگی شهر‌ها در سطح کشور به گونه‌ای است که جز چند شهر صنعتی، اکثر شهرهای بزرگ و مهم کشور در حوضه فرغانه قرار دارند.تاشکند پایتخت ازبکستان از شهرهای مهم آسیای مرکزی و بزرگ‌ترین شهر ازبکستان است.بخارا، از جمله شهرهای کهن ازبکستان است که زمانی پایتخت حکومت بخارا بود. این شهر پس از ورود اسلام به آسیای مرکزی یکی از مهم‌ترین مراکز اسلامی شد که نقش مهمی در نشر و گسترش فرهنگ اسلامی در طی قرون متوالی، ایفا کرد. به طوری که در آن ایام، از قرن اول تا قرن دوازدهم هجری، بخارا را «مهد اسلام» نام نهادند.[۱۵] آرامگاه امیر اسماعیل سامانی و مزار چشمه ایوب در نزدیکی آن، مجموعه معماری متشکل از مسجد جامع کلان، مناره کلان و مدرسه میرعرب در مرکز بخارای قدیم از بقایای شاهکارهای معماری اسلامی آن دوران است.[۱۶] امروزه شهرت بخارا به سبب وجود منابع طبیعی و تولیدات نساجی آن است. جمعیت این شهر در سال ۱۹۹۰م، ۲۲۴ هزار نفر بوده است.شهر تاریخی سمرقند در دره حاصلخیز فرغانه واقع است. این شهر در دوره حکومت تیموریان به ویژه در زمان حیات امیرتیمور عظمت و اعتبار زیادی کسب کرد و در قرون ۱۴ و ۱۵ میلادی از مراکز علمی و هنری مهم جهان اسلام شد. یادگارهای معماری بی‌نظیری از آن زمان به جا مانده است. مجموعه بزرگ آرامگاه‌های معروف به «شاه زند» که مقبره قاسم بن عباس پسر عموی حضرت محمد(ص) در آنجا قرار دارد، مجموعه میدان ریگستان شامل سه بنای مدرسه الغ بیک، مدرسه شیردار و مدرسه طلاکاری، و همچنین آرامگاه امیرتیمور، مسجد بی‌بی خانم و رصدخانه قدیمی در زمره آثار باستانی سمرقند به شمار می‌آیند.شهر باستانی ترمذ در قرن دوم یا سوم قبل از میلاد در کنار رودخانه آمودریا ساخته شد. این شهر که بر سر راه ارتباطی سمرقند به بلخ واقع بود به صورت پایگاهی برای کاروان‌ها و مسافرانی که عازم چین و ترکستان شرقی بودند، درآمده بود. پس از تخریب ترمذ باستانی، شهر کنونی ترمذ در فاصله ۱۰ کیلومتری آن بنا شد.خیوه نیز از شهرهای قدیمی ازبکستان است، که در دوره رونق و شکوه خوارزم یکی از مهم‌ترین شهرهای ناحیه بوده است، این شهر در حال حاضر به دلیل دارا بودن آب و هوای مناسب و آثار تاریخی و باستانی متعدد، یکی از شهرهای توریستی ازبکستان است.اندیجان، خوقند، نامنگان، فرغانه، خجند، آلمالیج، آنگرن، مارجلان، چرچیک و گازلی از دیگر شهرهای بزرگ و مهم ازبکستان هستند.

ویژگی‌های اقتصادیدر زمان تسلط روس‌ها بر ازبکستان، این سرزمین نیز همچون سایر کشورهای اتحاد جماهیر شوروی اقتصاد دولتی داشت. از سال ۱۹۹۱م، دولت ازبکستان سعی کرد، نظام اقتصادی سرمایه داری را جایگزین اقتصاد دولتی کند.[۱۷]کشاورزی محور اصلی اقتصاد ازبکستان است و با وجود صنایع متعدد، تولیدات زراعی مهم‌ترین منبع درآمد کشور را تشکیل می‌دهد. در میان محصولات مختلف، پنبه ارزش ویژه‌ای دارد و ازبکستان در اقتصاد کشاورزی، تک محصولی و متکی به تولید پنبه می‌باشد.روابط تجاری ازبکستان تا قبل از فروپاشی شوروی سابق محدود به روسیه و سایر جمهوری‌های اتحاد جماهیر شوروی بود.[۱۸] پس از کسب استقلال، مقام‌های دولتی ضمن حفظ روابط سابق، ارتباطات جدیدی با سایر کشور‌ها برقرار کردند و در این راستا، از یک سو پیمان اقتصادی با کشورهای مستقل مشترک‌المنافع (جمهوریهای اتحاد جماهیر شوروی سابق) را امضا کردند و از سوی دیگر قراردادهای اقتصادی متعددی با سایر ممالک جهان بستند. با این وجود هنوز به دلیل وابستگی، بیشتر مبادلات تجاری این کشور با دیگر جمهوری‌های شوروی سابق است.

مذهب در ازبکستانبا استقلال کشور ازبکستان، در حیات دینی جامعه ازبکستان مرحله جدیدی آغاز شده است. در این مرحله، برای ازبکستان که یک کشور کثیر المله و کثیر الادیان به حساب می‌آید، حفاظت از استقلال کشور، تحکیم امنیت در جامعه و تأمین رشد منظم اجتماعی و سیاسی و اقتصادی از عوامل مهم و محرک احیای هویت ملی و رشد معنوی و فرهنگی عموم مردم محسوب می‌شود. در دوران شوروی سابق، کمیته مرکزی حذب کمونیست، به جمعیت‌های مذهبی در قلمرو کشور به چشم یک رقیب نگاه می‌کرد و برای از بین بردن معارف دینی به تنظیم برنامه‌های ویژه‌ای پرداخته بود. به‌همین خاطر، هزاران مسجد و مدرسه دینی که جزء‌ آثار گرانمایه تاریخی و معماری محسوب می‌شدند، تحت تصرف دولت شوروی قرار گرفت. دین به طور مصنوعی، به یکی از جبهه‌ها در برابر ایدئولوژی حاکم تبدیل گردید. ورود به معارف اسلامی و معارف ادیانی از قبیل یهودیت و مسیحیت ممنوع گردید. دولت جمهوری ازبکستان و پیش از همه اسلام‌ کریم‌اف، رئیس جمهور ازبکستان، اصولاً این نکته را که بیان می‌دارد که دین با تقویت نمودن اعتقادات و صفای باطن، به انسان‌ها، روحیه‌ و توانایی بیشتری برای حل مشکلات زندگی و سختی‌ها و شکست‌های روزگار می‌بخشد و دین است که ارزش‌های معنوی بشر را از نسلی به نسل دیگر به امانت انتقال می‌دهد.[۱۹] در قانون اساسی ازبکستان در فصل هفتم این قانون آمده که همه مردم از آزادی اعتقاد برخوردارند، هر شخصی حق دارد به یکی از ادیان بگرود و یا اصلاً‌ به هیچ کدام از آنها اعتقاد نداشته باشد. تحصیل اجباری عقاید دینی ممنوع است.[۲۰]

اسلام در ازبکستاناکثریت جمعیت ازبکستان را مسلمانان سنی مذهب پیرو مذهب حنفی تشکیل می‌دهند. بیشتر شهرهای ازبکستان، از جمله سمرقند و بخارا، تا قبل از قرن حاضر از مهم‌ترین مراکز اسلامی در آسیای مرکزی و ماوراءالنهر بوده‌اند که اعتقادات سکنه آن‌ها شهرت جهانی یافته بود. پس از حاکمیت ایده ئولوژی کمونیستی، سعی شد، افکار و اعتقادات سوسیالیستی جایگزین اصول اسلامی شود و برای نیل به این هدف، انجام فعالیت‌ها و مراسم مذهبی ممنوع شد و مسلمانان در اجرای عبادات و فرایض دینی خود با محدودیت شدیدی روبرو شدند. با کسب استقلال کشورهای آسیای مرکزی، مسلمانان که مذهب خود را فراموش نکرده بودند، روحیه‌ای تازه یافتند و در انجام امور مذهبی فعال شدند. بسیاری از مساجد بازسازی شد و ظرفیت برخی از آن‌ها افزایش یافت، که می‌توان به عنوان نمونه به مسجد طلاشیخ و مسجد جامع یکه سرای در شهر تاشکند اشاره کرد.[۲۱]علاوه بر پیشینه درخشان ازبکستان در جهان اسلام، در حال حاضر نیز مهم‌ترین مساجد و مراکز اسلامی آسیای مرکزی در این کشور قرار دارد. دفتر مرکز روحانی آسیای مرکزی و قزاقستان، در تاشکند قرار دارد. این مرکز که وظیفه اصلی آن تعلیم و تربیت علمای مذهبی است، هزینه لازم برای انتشارات اسلامی در کشورهای آسیای مرکزی را تأمین می‌کند.ازبکستان که بیش از ۹۰ درصد سکنه آن مسلمان هستند، دارای دو مدرسه علمیه است. این مدارس تحت نظر مرکز روحانی آسیای مرکزی و قزاقستان اداره می‌شوند. و تعلیم و تربیت روحانیون را عهده‌دار هستند.نام این مدارس، مدرسه میرعرب و انستیتوی عالی امام اسماعیل بخاری است. مدرسه میرعرب در سال ۱۵۳۶م در شهر بخارا تاسیس شد، و انستیتوی عالی امام اسماعیل بخاری در اواسط قرن شانزدهم میلادی به نام برک خان در شهر تاشکند احداث شد و در سال ۱۹۷۴م به یادبود هزار و دویستمین سالگرد تولد امام بخاری به اسم فعلی تغییر نام یافت.[۲۲]از ابتدای ورود اسلام به این سرزمین، تصوف نیز مورد توجه گروهی از مردم قرار گرفت. شهرهای بخارا و خیوه از مهم‌ترین مراکز تعلیمات صوفیه در قرون وسطی بود. نجم الدین کبری در شهر خیوه پایه گذار راه و روش کبرویه شد و در بخارا، بهاءالدین نقشبندی مسلک نقشبندی را رواج داد. در آن عصر این دو شهر در اشاعه تصوف در جهان اسلام نقش عمده داشتند.[۲۳] اکنون نیز گروه کوچکی از وهابیون ازبک طرفدار گسترش و رواج تصوف، بخصوص طریقت نقشبندی هستند.[۲۴]جمهوری ازبکستان صاحب قلب سرزمین‌های مسلمان ‌نشین یعنی شهرهای بخارا و سمرقند و دره فرغان، و کهن‌ترین تمدن شهرنشینی در منطقه نیز میباشد. شهرهای ازبکستان امروزی در طول تاریخ، پایتختهای امپراتوری‌های متعددی در آسیای میانه قرار گرفته‌اند و دره حاصلخیز فرغانه نیز همیشه موطن بزرگ‌ترین تجمعات انسانی منطقه و مرکز فرهنگی دینداران و شورشیان مسلمان هر دو بوده است. به طوری که می‌توان گفت چه از لحاظ فرهنگی و چه از لحاظ دینی، امروزه ازبکستان بزرگ‌ترین جمهوری آسیای میانه به شمار می‌رود.[۲۵]

شیعه در ازبکستاناسلام در حوالی سال‌های ۵۵-۶۰ برای نخستین بار به آن سوی جیحون راه یافت و طبق معمول، با قرارداد صلح راه مراوده گشوده شد. نام تشیع علوی در این دیار با تبلیغات عباسیان آغاز گشت و در نهایت با قیام شریک بن شیخ مهری در سال ۱۳۳ که به تعبیر تاریخ بخارا «خلق عظیم بر او گرد آمدند» به نام علویان و بر ضد عباسیان استوار گشت. سادات در آن دیار محبوب بودند و امیر اسماعیل سامانی سنی هم روستای برکه را وقف علویان و فقرای بخارا کرد. به تدریج پای تبلیغات اسماعیلیان به آن ناحیه گشوده شد و حتی به دربار سامانی هم نفوذ یافت.حسین بن علی مروزی (م ح ۲۹۵)، محمد بن احمد نخشبی (م ح ۳۰۶) جیهانی (م ح ۳۲۸) و حتی حسنک وزیر (م ۴۲۳) به قرمطی‌گری گرایش یافته یا متهم شدند و اعدام گشتند. خانواده ابوعلی سینا نیز یک خانواده اسماعیلی بود. ابن سینا در قریه افشنه از روستاهای خرمسین در اطراف بخارا به دنیا آمد. اسماعیلیان تا به امروز در برخی از نواحی ماوراءالنهر حضور دارند. برخی از آثار اسماعیلیان مانند کتاب وجه دین ناصر خسرو که تصور می‌شد مفقود گشته در این اواخر در همین بخارا یافت شد. برخی از دیگر آثار اسماعیلیان نیز پس از یک هزار سال در این منطقه به دست آمد.با این حال ماوراء النهر به نام سنیان حنفی یا ماتریدی شهرت یافته و شیعیان اندکی از قرون نخستین در آن نواحی می‌زیسته‌اند. برخی از معروف‌ترین محدثان سنی و از جمله شهیر‌ترین آنان یعنی محمد بن اسماعیل بخاری (۲۶۵۱۹۵) به همین شهر منسوب‌اند.از میان اصحاب امامان(ع) و برخی از راویان شیعه کسانی به شهرهای ماوراء النهر مانند بخارا و کش و سمرقند شهرت دارند. به ویژه که با توجه به کثرت آنان در نیمه نخست قرن چهارم هجری می‌توان یک حوزه علمی شیعی را در آن ناحیه ترسیم کرد.در قرون ششم تا نهم آگاهی چندانی از شیعیان این ناحیه نداریم؛ آنچه مسلم است شیعه بسیار اندک بود و فضای ماوراء النهر جای مناسبی برای شیعه نبوده است. در دوره تیموریان و بیشتر در قرن نهم، بخشی از خراسان بزرگ نوعی تسامح مذهبی را تجربه کرد، اما بلافاصله، آمدن ازبکان و قوت گرفتن آن‌ها، راه را بر این فضا بست. پدید آمدن دولت صفوی، دولت تسنن را در آن ناحیه علیه صفویان قوت بخشید.در دهه دوم و سوم قرن دوازدهم هجری و همزمان با ضعف صفویان، حملات ازبکان و افغانان به خراسان گسترش یافت و در حملاتی که صورت گرفت به مرور تعداد زیادی ایرانی شیعه به عنوان اسیر به بخارا برده شد. نادرشاه در سال ۱۱۵۸ موفق شد شش هزار خانواده ایرانی که اسیر خان خیوه بودند را آزاد کند. ازبکان که نزدیک به سه قرن با صفویان درگیر بودند، فتاوایی برای اثبات کفر شیعیان داشتند و اسرای ایرانی را مانند برده خرید و فروش می‌کردند. شماری از ایرانیان در آن نواحی ماندند و به مقاماتی هم رسیدند که از آن جمله حسین خان ایرانی حاکم قراکول بود. وی مذهب تشیع خویش را پنهان می‌کرد.[۲۶]

شیعیان مسختی

نوشتار اصلی: شیعیان مسختیشیعیان مِسخِتی از اقلیت‌های شیعه هستند که در دره فرغانه ازبکستان زندگی می‌کنند. اگرچه از چگونگی گرایش این دسته به مذهب شیعه، اطلاع درستی در دست نیست، با این حال مسخت‌ها در حال حاضر از وضعیت چندان مناسبی برخوردار نیستند.[۲۷][۲۸]

آمار شیعیان ازبکستان

جمعیت کل              مسلمانان شیعیان     درصد شیعیان         سال         منبع

۲۶۴۰۰۰۰۰           –              ۱۳۹۳۹۲۰             ۵/۳         ۲۰۰۸م   آمار مجمع جهانی اهل بیت(ع)

۲۸۲۶۸۴۴۰           ۲۶۴۶۹۰۰۰           ۲۶۵۰۰۰                ۱             ۲۰۰۹م   آمار انجمن دین و زندگی اجتماعی «مؤسسه PEW»[۲۹]

۲۹۵۰۰۰۰۰           ۲۸۰۰۰۰۰۰           ۱۵۰۰۰۰۰             ۴             ۲۰۱۵م   آمار جمعیتی «سایت Pewforum»[۳۰]

شهرهای مهم شیعه‌نشینشهرهای سمرقند، بخارا، زیرآباد از توابع بخارا، تاشکند، جیزخ، نوایی، خوارزم، قشقوریا و شهر سیردریا از شهرهای مهم شیعه نشین هستند. از میان ۸۵% جمعیت مسلمان ازبکستان، ۵% آن را شیعیان تشکیل می‌دهند که در ذیل مناطق شیعه نشین ازبکستان با توجه به تاریخچه پیدایش، و موقعیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آنان بیان می‌گردد.[۳۱]

شیعیان سمرقند

سمرقند از مراکز عمده شیعیان در آسیای مرکزی بوده است و علمای بزرگی از آن دیار برخاسته‌اند. به خصوص در قرن چهارم هجری، که محمد بن مسعود عیاشی، حوزه علمیه فعالی در این شهر تاسیس کرد، سمرقند از مراکز مهم شیعی به شمار می‌رفت. عیاشی از بزرگترین عالمان شیعه در سمرقند و در آسیای مرکزی بود و استادان و مشایخ او جمعی از محدثان قم، کوفه و بغداد بودند.[۳۲]از دیگر چهره‌های شاخص سمرقند، حسین بن اشکیب سمرقندی، از اصحاب امام حسن عسکری(ع) بود که پرورش یافته مکتب علمی قم بود. او فقیهی متکلم بود. حوزه علمیه سمرقند که توسط عیاشی و ابن شکیب شکل گرفت، بعد از ایشان توسط شاگردان این دو که مبرزترین آن‌ها حیدر بن محمد بن نعیم بود، اداره می‌شد. او تمام مصنفات و اصول شیعه را از طریق مشایخ قمی روایت می‌کرد.علاوه براین تعدادی از اصحاب ائمه و راویان حدیث، برخاسته از این منطقه هستند که از آن جمله می‌توان به افرادی همچون جعفر بن ابی جعفر سمرقندی، جعفر بن ایوب سمرقندی، محمد بن نعیم و محمد بن ابراهیم وراق و… اشاره نمود.[۳۳]همچنین سید امام، ابوالقاسم علی بن عقیل از سادات بزرگی است که در مشهدالسادات سمرقند مدفون و قبر وی مورد احترام مردم منطقه می‌باشد.در سمرقند اکثر شیعیان در محله پنجاب یا محله ایرانی‌ها زندگی می‌کنند. اجداد اهالی این محل اغلب از ایران آمده و در آن جا سکنی گزیده‌اند. در حال حاضر در محله ایرانی‌ها، مسجد اهل بیت(ع)، با کمک و مساعدت سفارت ایران در ازبکستان، در کنار مدرسه علوم دینی این شهر احداث شده است، در این مسجد علاوه بر اقامه نماز جماعت، دعای کمیل، دعای توسل و سایر مراسم‌های مذهبی نظیر ماه مبارک رمضان و مراسم دهه محرم و… نیز برگزار می‌شود.[۳۴]

حوزه علمیه سمرقند

سمرقنددر دو شهر بزرگ سمرقند و کش، از نواحی دور دست خراسان بزرگ، مذهب تشیع از اواخر قرن دوم هجری به تدریج رواج یافت. آغاز تشیع در این ناحیه معلوم نیست و نمی‌دانیم از چه طریق مذهب تشیع به این ناحیه دوردست راه پیدا کرد و اولین شیعیان آنچه کسانی بودند؛ اما فعالیت‌های دانشمندان بزرگ شیعه در این نواحی، حوزه علمی فعالی را در آستانه غیبت امام دوازدهم به وجود آورد که دستاوردهای ارزنده‌ای در دور‌ترین نقطهٔ شیعه نشین جهان اسلام در آن روزگار حاصل نمود.بنیانگذاران حوزهٔ علمی سمرقند در این عصر، شماری از اصحاب ائمه و وکیلان ایشان و اغلب از مردمان همین نواحی بودند که مدتی از عمر خویش را به منظور کسب علم و دانش و درک محضر امامان در دیگر مراکز علمی شیعه سپری کرده یا در زمرهٔ عالمان شیعه در همین مرکز علمی قرار داشتند که به سمرقند یا اطراف آن مهاجرت نموده بودند.[۳۵]

شیعیان بخاراازجمله قراین حضور تشیع در بخارا، وجود اسامی شیعی در منابع رجالی است که منسوب به بخارا هستند؛ همچون احمد بن ابی عوف و فرزندش محمد که علامه حلی، بخاری بودن آنها را تصریح کرده است. علاوه براین، در بخارا نیز سادات علوی و شیعیان می‌زیستند، شماری از آنان از بزرگان جامعه بودند و در میان مردم، احترام خاصی داشتند. یکی از این بزرگان، “محمد بن احمد بن علی بن عبدالرحمان علوی” بود که حدیث روایت می‌کرد و اشعاری به زبان عربی می‌سرود.این شهر در دوره‌های مختلف تاریخ به‌ویژه در دوران اسلامی، از اهمیت سیاسی، علمی و فرهنگی- دینی برخوردار بود و مرور تاریخ گذشته و معاصر آن موجب درک اهمیت نفوذ فرهنگ ایرانی اسلامی بر گذشته تاریخ ماوراءالنهر کمک خواهد کرد. با گذشت بیش از سه سده از تسلط فرهنگ غرب بر حیات فرهنگی و اقتصادی این شهر، وجود گنجینه‌های معماری اصیل اسلامی در آن، موهبتی عظیم برای درک عمق اصالت و زیبایی‌های آن در اعصار گذشته محسوب می‌شود. در این شهر مدارس علوم دینی مهمی بنیاد نهاده شده که در سایه فعالیت آن‌ها بزرگانی در عرصه‌های مختلف معارف و علوم اسلامی تربیت یافته‌اند.در این شهر با توجه به همه تحولاتی که صورت می‌گیرد، مردم همچنان به آداب و رسوم و سنت‌های قدیمی ایرانی- اسلامی خود پایبند هستند. بسیاری از شیعیان حاضر در بخارا، نوادگان ایرانیانی هستند که توسط قبایل ترکمن به ازبکستان آورده شده بودند. وجود اصناف متعلق به اهل تشیع نشانگر نیرومند بودن شیعیان در بازار بخارا می‌باشد. به‌نحوی که در حال حاضر نیز اکثر شیعیان بخارا به کار تجارت و بازرگانی مشغول هستند. البته برخی از آنها در سال‌های گذشته به ایران، کشورهای آسیای مرکزی و برخی از کشور‌های منطقه خلیج فارس مهاجرت کرده‌اند.[۳۶]

رجال و علمای شیعی بخارا و سمرقندجمعی از رجال و علمای شیعی بخارا و سمرقند به شرح ذیل می‌باشند:[۳۷]

جعفر بن احمد بن ایوب سمرقندی          نویسنده کتابی با عنوان رد بر کسی که تصور می‌کند رسول خدا(ص) بر دین قومش بوده است.[۳۸]

محمد بن مسعود بن محمد عیاشی سمرقندی صاحب کتاب تفسیر؛ وی سنی بود و شیعه شد و منزلش محفل درس و حدیث شیعیان گشت.[۳۹]

طاهر بن عیسی بن وراق کشی              صاحب چند کتاب.[۴۰]

جعفر بن ابی جعفر سمرقندی وی و فرزندش از اصحاب عیاشی بوده است.[۴۱]

حیدر بن محمد بن نعیم سمرقندی               عالم جلیل.[۴۲]

حسین بن اشکیب مروزی مقیم سمرقند متکلم و مؤلف چندین کتاب.[۴۳]

محمد بن عمر بن عبدالعزیز ابوعمرو کشی               نویسنده کتاب رجال که شیخ طوسی آن را به اسم اختیار معرفه الرجال تلخیص و تهذیب کرده است.[۴۴]

موسی بن ابراهیم مروزی      از اصحاب امام کاظم علیه‌السلام.[۴۵]

محبت اهل بیت(ع) در ازبکستانمردمان تاشکند همانند غالب نقاط دیگر آسیای میانه، به استثنای برخی از نواحی اسماعیلیه، سنی حنفی هستند. هر چند هر ساله مراسم عاشورا در مرکزی که سفارت ایران و دفتر فرهنگی معین می‌کن برگزار می‌شود.[۴۶]بیشتر شیعیان در بخارا و سمرقند زندگی می‌کنند و اکثراً به زبان فارسی تاجیکی صحبت می‌کنند. گروه دیگری نیز شیعیان آذری هستند که در زمان استالین از آذربایجان شوروی به این منطقه تبعید شده و بیشتر آن‌ها در راه آهن به کار گماشته شده‌اند. امروز هم بسیاری از فرزندان آن‌ها در کنار راه‌آهن تاشکند و در محله تزی کوفکا و نیز در روستای چرنی کوفکا سکونت دارند. تعداد شیعیان در ازبکستان به درستی معلوم نیست ولی آمار آن‌ها را یک و نیم میلیون نفر ذکر می‌کنند.مفهوم شیعه و سنی در کشورهای آسیای مرکزی و ازبکستان با دیگر کشورهای مسلمان تفاوت فاحشی دارد. به این معنی که اصولاً مفاهیم مذهبی و دینی کم رنگ‌تر و مذاهب به‌یکدیگر نزدیک ترند. بسیاری از اهل سنت در این کشور به اهل بیت(ع) علاقه‌مندند. برحسب عادت به خلفای راشدین احترام می‌گذارند و در عین حال سخت عاشق «امام علی(ع)» و «امام حسین(ع)» هستند و «حضرت زهرا(س)» را «بی‌بی فاطمه» خطاب می‌کنند. سابقه سوگواری امام حسین(ع) در منطقه «ترکستان» که شامل ازبکستان نیز می‌شود، به قرن سوم هجری بازمی‌گردد. در آن زمان عده‌ای از خراسان به این منطقه مهاجرت‌ کردند و در اوایل قرن سوم در بخارا و خیوه ساکن‌شدند و عزاداری امام حسین(ع) را برپا کردند. در آن دوران از ترس کمونیست‌ها، مجالس عزاداری در منازل به‌صورت پنهانی برگزار ‌می‌شد اما پس از فروپاشی شوروی عزاداری‌ها آزاد شد. امروز در ترکمنستان، قزاقستان، آذربایجان و ازبکستان مراسم سوگواری حسینی با شکوه تمام برگزارمی‌شود و در این مراسم اهل سنت نیز حضور خوبی ‌دارند. البته در مقاطعی وهابیون سعی می‌کنند با ترفند‌های مختلف، مانع این مراسم شوند ولی با گذشت‌ زمان این عزاداری‌ها باعث غنای فرهنگ تشیع شده و خطبا، نویسندگان و شاعران به گرامیداشت محرم همت گمارده‌اند. معمولاً ازبک‌های اهل سنت با دیدن سوگواری‌ها و نوحه‌سرایی و محافل حزن متأثر‌شده و با عزاداران همراهی‌می‌کنند. در سمرقند و بخارا، حسینیه‌هایی نیز ساخته شده و در آن به سوگواری می‌پردازند.[۴۷]

مساجد و حسینیه‌های شیعیانسال ۱۳۷۷، کلنگ مسجد اهل بیت(س) در محله پنجاب سمرقند زده شد؛ در محله پنجاب، قطعه زمین بزرگی به وسعت حدود یکهزار متر قرار داشت که محل مناسبی برای ساخت مسجد بود. شیعیان سمرقند با کوشش «شیخ محمد علی» امام مسجد پنجاب و «روشن پهلوان» از شیعیان فعال و پرشور، موفق به ثبت این زمین به عنوان مایملک شیعیان شدند. این مسجد موجب اتحاد و برادری بین مسلمانان شد. بدین صورت آن روز سنگ بنای ساختمانی که قرار بود بزرگ‌ترین مسجد شیعیان ازبکستان شود، در شهر سمرقند گذارده شد. این مسجد که در سال ۱۳۷۸ افتتاح شد و بزرگ‌ترین مسجد شیعیان ازبکستان است می‌تواند تا ۲۰ هزار نفر نمازگزار را در خود جای دهد. جامعه شیعیان سمرقند معتقدند که ساخت این مسجد آرزوی دیرینه آن‌ها را برآورده کرده است، چرا که آن‌ها ۴۰ سال در انتظار ساخت این مسجد بودند. این مسجد که جلوه‌ای از هنر ایرانی را هم دارد، یادگار خوبی از دوستی ایران و ازبکستان است. نکته جالب اینکه بدون طراحی قبلی و به‌طور اتفاقی، چهارده لچکی در اطراف گنبد مسجد تعبیه شده که از آن‌ها برای نوشتن نام چهارده معصوم بر هر لچکی استفاده شده است. این مسجد امروز فعال‌ترین مسجد شیعیان ازبکستان است.[۴۸]

ماه رمضان در ازبکستانکشور ازبکستان قبل از ورود به ماه مبارک رمضان فضای معنوی خاصی پیدا می‌کند. یکی از سنت‌های خوب در این کشور این است که مردم قبل از ورود ماه مبارک، به صله رحم و زیارت خویشاوندان به خصوص بزرگسالان می‌روند.ازبک‌ها نیز مانند دیگر مسلمانان، در ایام ماه مبارک رمضان بیشتر به قرآن کریم توجه می‌کنند. مردم در منازل یکدیگر دور هم جمع می‌شوند و یکی از آن‌ها که می‌تواند قرآن را بخواند، می‌خواند و بقیهٔ افراد که با حروف عربی آشنا نیستند به امید کسب ثواب به قرائت او گوش می‌دهند. قاریان نیز به مساجد اعزام می‌شوند تا مردم به همراه آنان روزانه یک جزء از قرآن کریم را تلاوت کنند.مردم این سرزمین در ایام ماه مبارک رمضان برنامه‌ها و عبادات مخصوصی در مساجد خود برگزار می‌کنند. مساجد ازبکستان در این ماه از مردم متدین پر می‌شوند. یکی از این عبادات خواندن نماز تراویح در آخر شب و بعد نماز عشا است. امام جماعت سعی می‌کند که هر شب در اثنای خواندن تراویح یک جزء قرآن را ختم کند.مردم ازبکستان برای مراسم افطاری، شیرینی مخصوصی می‌پزند «نشالده neshalde» نام دارد. این شیرینی از سفیدهٔ تخم مرغ، شکر و… تهیه می‌شود. نشالده را همراه با خرما در سفره افطاری می‌گذارند و میل می‌کنند.بازار اطعام و میهمانی نیز بین ازبک‌ها داغ است. مردم غالبا همدیگر را برای افطاری دعوت می‌کنند تا در کنار هم افطار کنند.بزرگ‌ترین اعیاد در ازبکستان «عید فطر» و «عید قربان» هستند. مردم این دو عید را سه شبانه‌روز جشن می‌گیرند و به آن‌ها بسیار اهمیت می‌دهند. مثلا همهٔ مردم چه بزرگسال و چه کودک، مرد باشند یا زن حتماً در این عید‌ها لباس نو می‌پوشند.یکی دیگر از سنت‌های عید فطر در این کشور این است که نوعروسان در این روز، در منزل خود میهمانی می‌دهند و خویشاوندان و همسایگان را به این میهمانی دعوت می‌کنند.در عید فطر شیرینی‌های خاصی از گندم و عسل درست می‌شود و بزرگ‌تر‌ها به همهٔ اقوام عیدی می‌دهند.[۴۹]

روابط خارجیازبکستان، پس از استقلال در سال ۱۹۹۱م، از یک سو تلاش می‌کند تا روابط خود را با کشورهای جهان توسعه دهد و از سوی دیگر بسیاری از کشور‌ها، با اهداف گوناگون، سعی می‌کنند روابط سیاسی و اقتصادی با جمهوری ازبکستان برقرار کنند.ازبکستان در این مدت کوشیده است روابط خود را در درجه اول با کشورهای آسیای مرکزی و روسیه و در مرحله دوم با کشورهایی مانند ترکیه و ایران و سرانجام با سایر کشورهای جهان، گسترش دهد.ازبکستان برای جلب سرمایه‌های خارجی و دریافت کمک‌های فنی و تأمین نیازهای خود با کشورهای متعدد روابط تجاری و سیاسی برقرار کرده است. هند در زمینه احداث کارخانه‌ها[۵۰] رژیم صهیونیستی در اجرای طرح‌های آبرسانی،[۵۱] عربستان سعودی با سرمایه گذاری در حمایت از نهادهای اسلامی،[۵۲] در این کشور فعالیت می‌کنند و کشورهای مصر، چین، کره جنوبی، مالزی، بنگلادش، افغانستان، چکسلواکی و مجارستان، با ازبکستان پیمان‌های تجاری متعددی منعقد کرده‌اند.

روابط دینی – فرهنگی ایران و ازبکستانوجوه مشترک تاریخی، فرهنگی و مذهبی شرایط و زمینه‌های لازم برای اشتراک مساعی، برقراری روابط پایدار و گسترش تبادلات فرهنگی و اقتصادی بین دو کشور را فراهم کرده است. ازبکستان می‌تواند کالاهای مورد نیاز خود را از ایران دریافت کند و از طریق کشور ما به راه‌های دریایی و آب‌های آزاد، دست یابد. برقراری خط هوایی بین تهران و تاشکند، عضویت ازبکستان در «اکو»،[۵۳] و امضای قراردادهای تجاری گوناگون، حاصل دید و بازدید‌ها و گفتگوهای مقامات بلندپایه دو کشور است. تداوم و گسترش همکاری‌های میان دو کشور، علاوه بر آن‌که منافع متقابل اقتصادی را به‌همراه دارد، امید به برقراری صلح و امنیت و وحدت کشورهای منطقه را افزایش می‌دهد. در خاک ادب‌پرور ازبکستان، که شاید مهمترین مشخضه و ویژگی باشد که می‌توان در رابطه فراهنگی ایران با ازبکستان بدان اشاره نمود، ستاره‌های درخشان ادب فارسی، چون رودکی، سمرقندی، نظامی عروضی سمرقندی، رشید الدین و طواط، ادیب صابر ترمذی، بدرالدین چاچی، خواجه عصمت بخارایی، شمس الدین شاهین، میرزا سراج حکیم و… به سر برده و میراث گران‌مایه‌ای از خود به یادگار گذاشته‌اند. در اوایل قرن بیستم میلادی نیز ادبیان و روشنفکران زیادی چون عبدالکریم سپندی، سید احمد وصلی سمرقندی، سید احمد عجزی و محود خواجه بهبودی و… ادامه دهنده گان سبک و شیوه سنت‌های هنری، ادبی، فرهنگی و تاریخی گذشتگان خود بوده‌اند.[۵۴]چه زمینه‌هایی برای پی ریزی روابط قوی و فعال بین دو کشور وجود دارد و به طور کلی چرا این دو کشور می‌توانند از قویترین ارتباطات برخوردار باشند؟    وابستگی‌های فرهنگی، قومی، مذهبی و تجاری در طول تاریخ: مطالعه در تاریخ به خوبی نشان می‌دهد که این کشورها با وجود پشت سرگذاشتن یک دوران پر از جنگ و نزاع و خونریزی همیشه ارتباطات خود را حفظ کرده‌اند و در طول تاریخ تحت تاثیر و تاثر یک‌دیگر بوده‌اند.

محصور بودن ازبکستان در بین خشکی‌ها و عدم دسترسی به آب‌های گرم برای تجارت با دنیا و در مقابل دسترسی گسترده ایران به آب‌های گرم و وجود راه‌های مطمئن و مناسب برای اتصال این کشور به دنیا.

وجود مشکلات مشترک منطقه‌ای مانند قاچاق مواد مخدر، تروریسم و قاچاق اسلحه که لزوم اقدامات مشترک را ضروری می‌سازد.

هم مرز بودن دو کشور با کشور افغانستان و وجود دیدگاه‌های مشترک در مورد مسایل موجود در این کشور.

هم نظر بودن دو کشور در مورد یافتن راه‌حل‌های منطقه‌ای برای مسائل و مشکلات امنیتی و عدم لزوم حضور نیروهای خارجی برای حل این‌گونه مسایل در منطقه.[۵۵]

پی نوشت:

  1. اولکات، مارتا بریل، «سیاست در آسیای مرکزی پس از فروپاشی امپراطوری»، ترجمه الهه کولائی، مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال ۱،ش ۲، ص۶۲.
  2. حزب احیای اسلامی در برخی منابع حزب تجدید حیات اسلام ذکر شده است.
  3. چرمی، ازبکستان، ۹۱-۸۸.
  4. چرمی، ازبکستان، ص۹.
  5. ابوطالبی، مرتضی، «آسیای مرکزی: جغرافیای سیاسی»، مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز،ش ۲، ص۳۳.
  6. «ازبکستان کشوری کشف نشده»، مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، ش۲، ص۱۵۰.
  7. وفایی عباس، گروه نویسندگان، سیمای فرهنگی ازبکستان، تاشکند، رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، انتشارات بین المللی الهدی، ۱۳۸۴، ص۱۶
  8. مهدی امانی، نظری اجمالی بر جمعیت جمهوریهای آذربایجان، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان، ترجمه رویا درانی، مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، ش۳، ص۲۰۸.
  9. اقوام مسلمان اتحاد شوروی، ص۳۵۲-۳۵۳.
  10. آمار و ارقام ذکر شده، جمهوری قراقالپاق را نیز شامل می‌شود.
  11. بارتولد، گزیده مقالات تحقیقی، ترجمه کریم کشاورز، ص۱۹-۳۱.
  12. باستان‌شناسی در آسیای مرکزی، ص۳۱۷.
  13. «آسیای مرکزی: جغرافیای سیاسی»، مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال ۱،ش ۲، ص۲۷.
  14. برای آشنایی بیشتر با جغرافیای تاریخی شهرهای قدیمی ازبکستان نگاه کنید به: رنجبر، احمد. خراسان بزرگ، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳.
  15. سارلی، اراز محمد، ترکستان در تاریخ، ص۱۶-۱۸.
  16. سیر و سیاحت در اتحاد شوروی، ص۱۶۲.
  17. «ازبکستان کشوری کشف نشده»، مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال ۲، ش۲، ص۱۵۰.
  18. «ازبکستان کشوری کشف نشده»، مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال ۲، ش۲، ص۱۵۰.
  19. زبکستان به سوی آینده بزرگ، تاشکند، انتشارات ازبکستان، ۱۹۹۸، ص۴۴۱.
  20. وفایی عباس، گروه نویسندگان، سیمای فرهنگی ازبکستان، تاشکند، رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، انتشارات بین‌المللی الهدی، ۱۳۸۴، به نقل از قانون اساسی ازبکستان، فصل هفت، اصل ۳۱، تاشکند، انتشارات ازبکستان، سال ۲۰۰۱، ص۱۲.
  21. دلدم، اسکندر، سیر و سیاحت در اتحاد شوروی، ص۱۶۲.
  22. اقوام مسلمان اتحاد شوروی، ص۳۵۸.
  23. ملیت‌های آسیای میانه، صص ۸۰-۸۱.
  24. می‌رفخرایی، هوشمند، «گزارش کامل کنفرانس دگرگونیهای اتحاد شوروی سابق و پیامدهای آن برای جهان سوم»، مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال ۱،ش ۱، ص۱۴۲.
  25. احمد رشید، اسلام پیکارجو در آسیای میانه، ترجمه جمال آرام، تهران، نشر عرفان، ۱۳۸۷، ص۱۰۴.
  26. جعفریان، اطلس شیعه، ص۶۲۱-۶۲۰
  27. بهمن، ژئوپلتیک تشیع، ص۱۵۶
  28. شیعیان آسیای مرکزی
  29. آمارهای موجود از شیعیان ازبکستان
  30. آمارهای موجود از شیعیان ازبکستان
  31. مرتضی اشرافی، گزارش راهبردی شیعیان آسیای مرکزی، مجمع جهانی اهل بیت(ع)، گروه مطالعات راهبردی، ۱۳۹۴.
  32. احمد بن علی نجاشی، الرجال النجاشی، قم، موسسه نشر الاسلامی، ۱۴۰۷ قمری، ص۳۵۴.
  33. محمد رضا جباری، نمایندگان ائمه علیه‌السلام در ایران(از عصر امام صادق علیه‌السلام تا پایان غیبت صغری)، فصلنامه تاریخ در آینه پژوهش، پیش شماره یک، پاییز ۱۳۸۱، ص۱۱۶.
  34. مرتضی اشرافی، گزارش راهبردی شیعیان آسیای مرکزی، مجمع جهانی اهل بیت(ع)، گروه مطالعات راهبردی، ۱۳۹۴.
  35. حوزه‌های علمی شیعه در دوران غیبت صغری (بغداد، ری، نیشابور و سمرقند)
  36. مرتضی اشرافی، گزارش راهبردی شیعیان آسیای مرکزی، مجمع جهانی اهل بیت(ع)، گروه مطالعات راهبردی، ۱۳۹۴.
  37. به نقل از: جعفریان، اطلس شیعه، ص۶۲۲
  38. نجاشی، ص۱۲۱.
  39. نجاشی، ص۳۵۰.
  40. رجال طوسی، ص۴۲۸.
  41. رجال طوسی، ص۴۱۹.
  42. رجال طوسی، ص۴۲۰.
  43. نجاشی، ص۴۵.
  44. نجاشی، ص۳۷۲.
  45. نجاشی، ص۴۰۷.
  46. جعفریان، اطلس شیعه، ص۶۲۳
  47. روزنامه ایران: تجدید حیات اسلامی در ازبکستان
  48. روزنامه ایران: تجدید حیات اسلامی در ازبکستان
  49. ماه مبارک رمضان در تاجیکستان
  50. ثقفی عامری، ناصر، «ایران، هند و آسیای مرکزی»، مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال ۲،ش ۴، ص۳۶۰.
  51. فریدمن، رابرت، «رژیم صهیونیستی و آسیای مرکزی: تحلیل مقدماتی»، ترجمه بدرالزمان شهبازی، مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال ۲،ش ۲، ص۱۶۴.
  52. مؤسسه صلح ایالات متحده، «افغانستان و آسیای مرکزی، چشم اندازهای تحول سیاسی و نقش اسلام»، ترجمه کاملیا احتشامی، مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال ۱،ش ۴، ص۵۳-۵۴.
  53. «اکو» مخفف «سازمان همکاری اقتصادی منطقه‌ای»، با عضویت کشورهای ایران، ترکیه، پاکستان و جمهوری‌های آسیای مرکزی است.
  54. مرتضی اشرافی، گزارش راهبردی شیعیان آسیای مرکزی، مجمع جهانی اهل بیت(ع)، گروه مطالعات راهبردی، ۱۳۹۴.    مرتضی اشرافی، گزارش راهبردی شیعیان آسیای مرکزی، مجمع جهانی اهل بیت(ع)، گروه مطالعات راهبردی، ۱۳۹۴.منابع    قسمت‌هایی از این مدخل از فصلنامه مشکوه، شماره ۴۹، احمدیان شالچی، نسرین، اخذ شده است.
  55. ابوالحسن شیرازی، حبیب الله، ملیت‌های آسیای میانه، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، ۱۳۷۰، ۳۶۰ ص.
  56. ابوطالبی، مرتضی، «آسیای مرکزی: جغرافیای سیاسی»، مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال اول، شماره ۲، پاییز ۱۳۷۱، صص ۲۱-۴۶.
  57. اکنیر، شیرین، اقوام مسلمان اتحاد شوروی، ترجمه محمدحسین آریا، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۷، ۵۸۷ص.
  58. امانی، مهدی، «نظری اجمالی بر جمعیت جمهوریهای آذربایجان، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان و ترکمنستان»، ترجمه رؤیا درانی، مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال اول، شماره ۳، زمستان ۱۳۷۱، صص ۲۰۳-۲۱۵.
  59. اوکحات، مارتابریل، «سیاست در آسیای مرکزی پس از فروپاشی امپراطوری»، ترجمه الهه لاکویی، مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال اول، شماره ۲، پاییز ۱۳۷۱، صص ۷۳-۴۷.
  60. بارتولد، و. و. گزیده مقالات تحقیقی، ترجمه کریم کشاورز، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۸، ۵۰۰ص.
  61. ثقفی عامری، ناصر، «ایران، هند و آسیای مرکزی»، مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال ۲، شماره ۴، بهار۱۳۷۳، صص ۳۵۳-۳۶۴.
  62. دلدم، اسکندر، سیر و سیاحت در اتحاد شوروی، تهران، نشر دی، ۱۳۶۸، ۱۰۴ص.
  63. مرتضی اشرافی، گزارش راهبردی شیعیان آسیای مرکزی، مجمع جهانی اهل بیت(ع)، گروه مطالعات راهبردی، ۱۳۹۴.
  64. وفایی عباس، گروه نویسندگان، سیمای فرهنگی ازبکستان، تاشکند، رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، انتشارات بین المللی الهدی، ۱۳۸۴
  65. را‌تر، ایگور، «آیا آسیای مرکزی منفجر می‌شود»، مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال ۲، شماره ۱، تابستان ۱۳۷۲، صص ۱۹۵- ۲۰۴.
  66. ریوکین، مایکل، حکومت مسکو و مساله مسلمانان آسیای مرکزی شوروی، ترجمه محمود رمضان‌زاده، م

منبع: ویکی شیعه

شیعیان اوکراین.

اشاره

اوکراین، از کشورهای اروپای شرقی که اسلام پس از مسیحیت، بیشترین پیروان را در این کشور دارد. بنا بر بالاترین آمار، حدود صد هزار نفر از جمعیت اوکراین، شیعیان هستند. شیعیان این کشور غالباً مهاجرانی از کشورهای آذربایجان، قزاقستان و ازبکستان هستند. دین رایج در اوکراین مسیحیت است.  این کشور از شرق با روسیه، بلاروس، لهستان، اسلوواکی، مجارستان، رومانی و مولداوی هم مرز است. پایتخت آن کِیف و زبان رسمی آن اوکراینی است، زبان روسی نیز در آن کاربرد دارد.اوکراین ۶۰۳,۵۵۰ کیلومتر مربع مساحت و ۲,۷۸۲ کیلومتر خط ساحلی دارد و پس از روسیه دومین کشور وسیع در اروپا است.

حکومت

حکومت اوکراین جمهوری است. این کشور ۲۴ استان دارد. در ۱ فروردین ۱۳۹۳ (۲۱ مارس ۲۰۱۴)، ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه، مصوبهٔ پارلمان روسیه در مورد الحاق شبه جزیرهٔ کریمه به خاک روسیه را امضا کرد.جمعیت این کشور، بالغ بر ۴۶ میلیون نفر است. طبق سرشماری ۲۰۰۱ اوکراین، ۷۷٫۸٪ از جمعیت اوکراین را نژاد اوکراینی و مابقی را نژادهای روسی (۱۷٫۳٪)، بلاروسی (۰٫۶٪)، مولداوی، تاتارهای کریمه (۰٫۵٪)، بلغارها (۰٫۴٪)، مجارستانی (۰٫۳٪)، رومانیایی (۰٫۳٪)، لهستانی (۰٫۳٪)، یهودیان (۰٫۲٪)، ارامنه (۰٫۲٪)، یونانی‌ها (۰٫۲٪) و تاتارها (۰٫۲٪) تشکیل می‌دهند.اوکراین به ۲۵ استان، ۳۹۴ شهر، ۸۹۲ شهرک، ۴۷۷ ناحیه و ۳ ناحیه بزرگ اقتصادی تقسیم می‌شود.[۱]

ادیان

تا سال ۹۸۸ میلادی، ساکنین اوکراین فعلی نیز به مانند بسیاری از مردم اروپا بت‌پرست بودند، ولی با پذیرش آئین مسیحیت از سوی پرنس ولادیمیر، این کشور نیز مسیحی شد. در سال ۱۰۵۴م به دنبال تکفیر متقابل پاپ روم و پاتریاک بیزانس، مذهب ارتدوکس توسط پاتریاک بیزانس به وجود آمد و کشور‌های زیادی از جمله دولت شهر روس کیف (اوکراین، روسیه و بلاروس) ارتدوکس شدند و به همین دلیل بیشتر مردم اوکراین تابع کلیسای ارتدوکس بوده و اقلیتی تابع کلیسای کاتولیک هستند که بیشتر ساکن نواحی غرب اوکراین‌اند. علاوه بر ارتدوکس‌ها و کاتولیک‌ها، پیروان مذهب پروتستان و برخی فرق مسیحی نیز در اوکراین وجود دارند. یهودیان هم دارای کنیسه‌های مختلف هستند که مراسم مذهبی خود را انجام می‌دهند.[۲]بیشتر مردم اوکراین تابع کلیسای ارتدوکس بوده و اقلیتی تابع کلیسای کاتولیک هستند. حدود ۹۶٫۲ درصد مسیحی، ۰٫۷ درصد مسلمان، ۰٫۶ درصد یهودی و ۲٫۵ درصد سایر ادیان، جمعیت اوکراین را تشکیل می‌دهند.[۳]

اسلامورود اسلام به اوکراین به نیمه‌های اول قرن دهم میلادی بازمی‌گردد که تاجران مسلمان به این کشور تردد می‌کردند. اسلام از جنوب و کشورهای عربی و ترکیه، و از شرق و قفقاز وارد این کشور شد.[۴]مسلمانان به صورت اکثریت در شبه جزیره کریمه این کشور زندگی می‌کنند. مرکز تحقیقاتی پیو، جمعیت مسلمان در اوکراین را ۳۹۳ هزار نفر اعلام کرده است[۵]، با این حال مرکز اداره امور مسلمانان اوکراین جمعیت مسلمانان را در حدود ۲ میلیون نفر تخمین زده است.[۶]هنگامی که اوکراین تحت سیطره روسیه قرار گرفت، مسلمانان شرایط سختی را گذراندند. بر اساس گزارش مرکز تحقیقات «طریق الحقیقه»، در آن زمان عزیمت برای حج در این کشور بسیار سخت بود. در ۱۹۷۹ حج ممنوع اعلام شد. مدارس و مساجد مصادره شد و بسیاری از مسلمانان مجبور شدند وطن خود را ترک کنند. ائمه مساجد و معلمین مدارس به روسیه تبیعد شدند. برای اجرای این امور ” سازمان ضد اسلامی” تأسیس شد. در ۱۹۸۳ دولت تمام کتابخانه‌ها، کتب اسلامی و بیش از ۹۰۰ مسجد را ویران کرد.در فاصله دهه‌های سوم و چهارم قرن بیستم، در اوکراین فعالیت‌هایی علیه اسلام آغاز شد. در سال‌های ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۱ حزب پیروستریکا روی کار آمد. این حزب به مسلمانان آزادی نسبی در اقامه شعایر دینی داد. مسلمانان توانستند مدارس اسلامی بنا کنند. پس از سقوط نظام شوروی، اوکراین استقلال خود را اعلام کرد و حکومت جدید به اقلیت‌های دینی آزادی نسبی داد.[۷]در اوکراین یک اقلیت اسلامی نسبتاً گسترده‌ای وجود دارد، که تعداد آن بالغ بر دو میلیون نفر است. عمدۀ مسلمانان اوکراین را تاتارهایی تشکیل می‌دهند که با جامعْه اوکراین درهم آمیخته،‌ ویژگی‌های قومیتی وسنتی خودرا از دست داده‌اند. البته جز تمایز نسبی تاتارهای شبه جزیرۀ افسون‌گر «کریمه» که هنوز بر جای مانده‌است. پس از به وجود آمدن فضای باز دموکراتیک در اوکراین در سال ۱۹۹۰، قرائن شکوفایی فعالیت‌های اسلامی در این کشور به طور قابل توجهی نمایان شد. از جمله کسانی که در این پیش رفت نقشی خاص ایفا کردند گروهایی از جوانان عرب تبار بودند که تحصیلات عالی خود را در دانشگاه‌های اوکراین ادامه می‌دادند. به ویژه دانش جویانی که در شهرهای کی‌یف،‌ دانسک، اودسا، خارکف، زباروژیا، سیمرویل،‌ وینیتسا و لوژانسک به مشغول تحصیل بودند. و البته این در کنار نقش فعالانه‌ای قرار داشت که تعداد رو به تزاید اوکراینی‌های به دین اسلام مشرف گردیده ایفا می‌کرد.[۸]

بر اساس گزارش “الاسلامیات”، سازمان امور دینی اوکراین یک عضو دایمی در مجلس اوکراین است. این سازمان در تمام کنفرانس و سمنارهای بین المللی و داخلی مشارکت می‌کند.

مسجد جمعه در شهر یفپاتوریا در منطقه کریمه اوکراینسعید اسماعیل اف رئیس اداره دینی مسلمانان اوکراین(امه) درمصاحبه با یکی از سایتهای روس زبان، وضعیت مسلمانان این کشور به خصوص مسلمانان منطقه دونباس (مناطق شرقی اوکراین) را تشریح نموده است. براساس گفته‌های اسماعیل اف، مسلمانان اوکراین پس از شبه جزیره کریمه در جنوب – که اخیرا به روسیه ملحق شد – عمدتا در مناطق شرقی یعنی استان‌های دانتسک و لوهانسک که منطقه دونباس نام دارد زندگی می‌کنند.[۹]

نقشه اوکراین انتشار تشیع در اوکراین نتیجه تلاش مبلغان جمهوری اسلامی ایران بود که پس از سقوط نظام کمونیسم، اجازه فعالیت در این کشور را پیدا کرده‌ بودند. بیشتر شیعیان اوکراین نژاد مغولی دارند و از کشورهای ازبکستان، قزاقستان و آذربایجان وارد این کشور شده‌اند. البته برخی از اوکراینی‌ها نیز از مذهب اهل بیت(ع) تاثیر پذیرفته‌اند. شیعیان این کشور، سال‌ها است که مراسم عاشورا را برگزار می‌کنند.[۱۰]آذری‌های اوکراینآذری‌های اوکراین، گروهی از مردم آذری ساکن و کوچ کرده به اوکراین هستند، غالب جمعیت آنها را اهالی کشور آذربایجان تشکیل می‌دهند، پیشنه روابط شهروندان آذربایجانی و اوکراینی به امپراتوری روسیه و اتحاد جماهیر شوروی باز می‌گردد، که دو کشور در قالب قلمروی واحد بودند. جمعیت آذربایجانی‌های اوکراین ۴۵،۰۰۰ تن شمارش شده‌است. آنان بیشتر در استان‌های دونتسک(۸ هزار نفر)، استان خارکف(۵-۶ هزار نفر) و استان دنیپروپتروفسک(۵-۶ هزار نفر) متمرکز هستند. در بین سال‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۹۰، عمدتاً به دلیل بی‌ثباتی در قفقاز جنوبی ۵٫۵٪ تعداد مهاجران افزایش یافته‌ بود. اکثریت آذربایجانی‌های اوکراین مسلمان و شیعه هستند.

آمار شیعیان

جمعیت کل              جمعیت مسلمانان     جمعیت شیعیان        درصد شیعیان         منبع         سال

۴۶.۴۸۱.۰۰۰                        ۱۰۰.۰۰۰               ۰.۲ درصد              مجمع جهانی اهل بیت(ع)      ۲۰۰۸

۴۶.۱۷۹.۰۰۰        ۴۵۶.۰۰۰               کمتر از ۴.۵۰۰      کمتر از ۱ درصد    انجمن دین و زندگی اجتماعی «مؤسسه PEW»    ۲۰۰۹[۱۱][۱۲]

مراکز شیعی    حسینیه اهل بیت کیف؛ سید احمد صابونچی، مؤسس حسینیه اهل بیت(ع) کی‌یف است، او در این حسینیه علاوه بر روضه خوانی، به مشکلات مردم نیز رسیدگی می‌کند، اجرای شهادتین برای مستبصرین و قرائت خطبه عقد مسلمانان از دیگر اقدامات وی در این حسینیه است. بیش از ۴ تا ۵ هزار نفر با حسینیه اهل بیت(ع) در ارتباط هستند. تاسیس سایت اینترنتی (www.ahlul-bayt-ukraine.com) به دو زبان انگلیسی و روسی از مهمترین فعالیت‌های این حسینیه است.[۱۳]

مرکز اسلامی کوثر؛ با هدف انعکاس اخبار و فعالیت‌های شیعیان اوکراین.[۱۴]

موسسه الرساله در کیف[۱۵]

  1. پانویس:
  2. سفارت جمهوری اسلامی ایران در اوکراین
  3. مرتضی اشرافی، کشور شناسی اوکراین، پژوهشگاه بین المللی المصطفی(ص)، ۱۳۹۱
  4. تبلیغات ضد یهودی در اوکراین و بازگشت نگرانی‌های قدیمی بی‌بی سی فارسی، ۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
  5. نواب، جغرافیای تشیع، ج۱، ص۲۴۵-۲۴۶
  6. مرکز تحقیقاتی پیو
  7. اداره دینی مسلمانان اوکراین
  8. نواب، جغرافیای تشیع، ج۱، ص۲۴۶
  9. سفارت جمهوری اسلامی ایران در اوکراین
  10. پرویز قاسمی، مطالعات روسیه و خارج نزدیک، مسلمانان اوکراین، ۱۳۹۳/۳/۳۱
  11. نواب، جغرافیای تشیع، ج۱، ص۲۴۶
  12. مجمع جهانی اهل بیت
  13. تقی زاده داوری، ص۷۳
  14. گفت‌وگو با مؤسس نخستین حسینیه اوکراین، خبرگزاری فارس، گروه فرهنگی، ۹۳/۰۴/۲۲
  15. مجله:اخبار شیعیان-آبان ۱۳۸۵، شماره ۱۲    خبرگزاری ابنا؛ شیعیان اوکراینی، خواستار افتتاح شعبه ای از دارالقرآن امام حسین (ع) در “کیف” شدندمنابع    نواب، سید ابوالحسن، درسنامه جغرافیای تشیع، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، ۱۳۹۳ش.
  16. تقی زاده داوری، محمود، گزارشی از آمار جمعیتی شیعیان کشورهای جهان، موسسه شیعه شناسی، قم، ۱۳۹۰ش.
  17. مرتضی اشرافی، کشور شناسی اوکراین، پژوهشگاه بین المللی المصطفی، ۱۳۹۱
  18. پرویز قاسمی، مطالعات روسیه و خارج نزدیک، مسلمانان اوکراین، ۱۳۹۳/۳/۳۱
  19. گفت‌وگو با مؤسس نخستین حسینیه اوکراین، خبرگزاری فارس، گروه فرهنگی، ۹۳/۰۴/۲۲

 

منبع: ویکی شیعه