شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » عوامل رشد »

در فضیلت جهاد و تشویق بر آن‏

خداوند متعال در آیه هفتاد و دوم سوره انفال فرموده است «همانا کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده اند و در راه خدا با اموال و جانهاى خویش جهاد مى کنند …» و در آیه بیست و یکم سوره توبه فرموده است «آنان که ایمان آورده و هجرت کرده اند و در راه خدا با اموال و جانهاى خویش جهاد مى کنند در پیشگاه خدا درجه بزرگترى دارند و آنان کامیابانند. پروردگارشان آنان را مژده مى دهد به رحمتى از خود …» در آیه سى همان سوره فرموده است «جنگ کنید با آنان که به خدا و روز قیامت ایمان نیاورده اند و حرام نمى شمرند آنچه را که خدا و رسولش حرام شمرده اند و دین حق را نمى پذیرند. از آنانى که اهل کتابند تا آنکه جزیه بدست خویش بپردازند و آنان خوار و کوچک باشند.» در آیه چهل و دوم همان سوره فرموده است «بیرون روید سبک و سنگین و با اموال و جانهاى خویش در راه خدا جهاد کنید.» که مقصود از سبک و سنگین این است که چه مجرد باشید و چه متاهل و سپس در مورد ترک آن بیم و وعید داده است [۱]. باز در آیه هاى سى و نه و چهلم همان سوره فرموده است «اى کسانى که ایمان آورده اید شما را چیست که چون به شما گفته مى شود بیرون روید

در راه خدا سنگین مى شوید بر زمین؟ (خود را به زمین مى چسبانید) آیا راضى شدید به زندگى دنیا از آخرت و حال آنکه مایه زندگى دنیا در قبال آخرت جز اندکى نیست، اگر بیرون نروید عذاب مى کند شما را عذابى دردناک …..» و در آیه یک صد و دوازدهم از همان سوره مى فرماید «بدرستى که خداوند از مؤمنان جانها و اموال ایشان را خرید تا آنکه براى ایشان بهشت باشد، کارزار مى کنند در راه خدا، مى کشند و کشته مى شوند. وعده دادنى بر حق در تورات و انجیل و قرآن، و چه کسى از خداوند وفاکننده تر بر عهد خویش است، پس بر شما مژده باد بر این فروختن که مبایعت کردید به آن و آن کامیابى بزرگ است.» در این آیه، خداوند معامله را بر تو قرار داده است که طمع شیطان، دشمن تو، از تو بریده شود و نفس تو را که محل هر محنت و بلاست و مال تو را که موجب همه گناهان و سرپیچى هاست از تو خریده است با اطلاع از معایبى که در تو هست و هر کس با اطلاع از عیب، کالایى را بخرد، آن را فسخ نمى کند. وانگهى بهترین پاداش را که بهشت است براى تو وعده داده است و با کرم و فضل خویش بر خود گواه گرفته و فرموده است، این وعده حقى است که در تورات و انجیل و قرآن آمده است و سپس در این مورد به تو شاد باش گفته است، همان گونه که به هنگام خرید چیزى گران به بهایى ارزان، به خریدار مژده و بشارت مى دهند.

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده اند: جبریل (علیه السّلام) چیزى را به من خبر داد که چشم من از آن روشن و دلم شاد شد، گفت: اى محمد! هر کس از امت تو به جنگى در راه خدا برود، هر قطره باران که بر او بریزد و هر دردسرى که گرفتار آن شود، روز قیامت گواه او خواهد بود[۲].

و همان حضرت فرموده اند: بهشت را درى است بنام در جهادکنندگان که ایشان به سوى آن مى روند، در حالى که سلاح بر دوش دارند و مردم همه در محشر ایستاده اند. فرشتگان به آنان خوشامد مى گویند. هر کس جهاد را ترک کند، خداوند جامه زبونى و فقر بر او مى پوشاند که در زندگى زبون و بینوا خواهد بود و دین او از میان مى رود. همانا که خداوند متعال، امت من را با تاخت و تاز اسبهایش و پیکانهاى نیزه هایش عزت و شوکت بخشیده است [۳].

و همان حضرت فرموده اند: هر کس پیام یا نامه جنگجویى را برساند پاداشى همچون پاداش آزاد کردن برده یى دارد و شریک در پاداش جهاد آن جهاد کننده هم هست و نیز فرموده اند: اسبهاى جهادکنندگان، اسبهاى آنان در بهشت است [۴].

و همان حضرت فرموده اند: تمام خیر در شمشیر و زیر سایه شمشیر است و مردم جز با شمشیر راست نمى شوند و شمشیرها، کلیدهاى بهشت و دوزخند[۵].

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است: جهاد برترین چیزها پس از فرایض است.

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده اند: براى شهید، از سوى خداوند متعال هفت خصلت است:

نخست اینکه با ریخته شدن نخستین قطره خونش، همه گناهانش آمرزیده مى شود. دوم اینکه چون سر بلند کند، از دامن دو همسر خود از حوریان بهشت سر بر مى دارد و آن دو از چهره اش غبار مى زدایند و مى گویند خوش آمدى، آفرین بر تو، او هم به آن دو، همان گونه مى گوید. سوم این است که از جامه هاى بهشت بر او پوشیده مى شود. چهارم این است که گنجوران بهشت بهترین عطر و بوهاى خوش بهشتى را براى شهید مى برند و از آن بهره مند مى شود. پنجم منزلت او را به او نشان مى دهند و آن را مى بیند. ششم، به روانش گفته مى شود، بشتاب و هر کجاى بهشت که مى خواهى برو. هفتم این است که به چهره خدا نظر مى افکند و این نظر افکندن براى هر پیامبر و شهیدى واجب است [۶].

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده اند: از هر نیکوکار، نیکوکارترى هست تا آنکه شخص نیکوکار در راه خدا کشته شود و چون در راه خدا کشته شد، نیکوکارى برتر از او نیست. و بالاتر از هر تبهکارى، تبهکارى است، مگر اینکه کسى، یکى از پدر یا مادرش را بکشد، که در آن صورت برتر از آن تبهکارى نیست [۷].

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، دعاى سه تن پذیرفته است و برآورده مى شود.

یکى از ایشان جنگجوى در راه خداوند است. بنگرید که در غیابش چگونه مواظب کارهاى او باشید[۸].

از امام رضا (علیه السّلام) در باره معنى این گفتار امیر المؤمنین على (علیه السّلام) که فرموده است، هزار ضربه شمشیر براى من، آسان تر از مردن در بستر است پرسیده شد، فرمود:

یعنى ضربه شمشیرى که در راه خدا باشد[۹].

از امیر المؤمنین على (علیه السّلام) روایت شده که چنین فرموده است، همانا جهاد درى است که خداوند آن را براى ویژگان از اولیاى خویش گشوده است و آن را براى ایشان کرامت و نعمت اندوخته، قرار داده است. جهاد جامه پرهیزکارى و دژ استوار و سپر مورد اعتماد خداوند است و هر کس آن را ترک کند و از آن روى گرداند، خداوند جامه خوارى و روپوش زبونى بر او مى پوشاند و از آسودگى جدا و دور مى شود و دلش را پرده و پوشش فرا مى گیرد. و با زبونى خوار و کوچک مى شود و به درماندگى گرفتار و از انصاف باز داشته مى شود و آن کس که جهاد را ضایع و تباه کند، خداوند از اینکه او یارى دادن را ترک کرده است بر او خشم مى گیرد و خداوند متعال در کتاب استوار خویش فرموده است «اگر خدا را یارى کنید، شما را یارى مى دهد و پاهاى شما را استوار مى دارد.»[۱۰]

[۱] . تعبیرى نزدیک به این در مورد کلمات« خفاف و ثقال» در صفحه ۲۲۳ جلد ۵ تفسیر تبیان شیخ طوسى و با صورت فعل مجهول در صفحه ۳۳ جلد ۵ و ۶ تفسیر مجمع البیان شیخ طبرسى، آمده است.

[۲] . فروع کافى، ص ۳۲۷، ج ۱، و ثواب الاعمال صدوق، ص ۲۲۵٫

[۳] . فروع کافى، همان صفحه، و تهذیب الاحکام شیخ طوسى، ص ۴۲، ج ۲٫

[۴] . فروع کافى، همان صفحه، و ثواب الاعمال، ص ۲۲۵ و تمام این روایات در صفحات ۵ تا ۱۴ جلد ۶ وسائل الشیعه مرحوم شیخ حر عاملى( رضی الله عنه)، چاپ مرحوم حاج شیخ عبد الرحیم ربانى شیرازى، ۱۳۸۷ ق، با استخراج از منابع مختلف به همت آن فقید آمده است.

[۵] . در صفحه ۲۲۶ ثواب الاعمال صدوق آمده است و در پاورقى توضیح داده شده که در صورتى که جهاد به فرمان امام معصوم و منصوب از جانب خدا باشد، کلید بهشت است و اگر به فرمان او نباشد، کلید جهنم است.

[۶] . گفتار حضرت صادق در فروع کافى، ص ۳۲۸، ج ۱، و تهذیب الاحکام طوسى، ص ۴۱، ج ۲، و گفتار رسول خدا هم در همان صفحه تهذیب آمده است.

[۷] . در صفحات ۱۰ و ۱۱ و ۱۳ جلد ۶ وسائل الشیعه، به نقل از آثار صدوق و طوسى، آمده است.

[۸] . در صفحات ۱۰ و ۱۱ و ۱۳ جلد ۶ وسائل الشیعه، به نقل از آثار صدوق و طوسى، آمده است.

[۹] . در صفحات ۱۰ و ۱۱ و ۱۳ جلد ۶ وسائل الشیعه، به نقل از آثار صدوق و طوسى، آمده است.

[۱۰] . این گفتار امیر المؤمنین على( علیه السّلام) در تهذیب الاحکام شیخ طوسى، ص ۴۲، ج ۲، آمده است و سلسله سند آن ذکر شده است و بخشى از خطبه بیست و هفتم نهج البلاغه است، که در صفحه ۸۵ چاپ فیض الاسلام و صفحه ۷۴ جلد ۲ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، چاپ محمد ابو الفضل ابراهیم، مصر، آمده است و اندکى تفاوت دارد.