شیعه شناسی » مناسبت های مذهبی » ماه ذی القعده »

در سوگ جواد آل محمد(صلی الله علیه و آله) شهادت مظلومانه

 اشاره:

محمد بن علی بن موسی مشهور به امام جواد و امام محمدِ تقی (۱۹۵.۲۲۰ق) امام نهم شیعیان اثناعشری است. کنیه او ابوجعفر ثانی است. او ۱۷ سال امامت کرد و در ۲۵ سالگی به شهادت رسید. در میان امامان شیعه، وی جوان‌ترین امام در هنگام شهادت بوده است. سنّ کمِ او در هنگام شهادت پدر، سبب شد تا شماری از اصحاب امام رضا(علیه السلام)، در امامت او تردید کنند؛ برخی، عبدالله بن موسی را امام خواندند و برخی دیگر به واقفیه پیوستند، اما بیشتر آنان امامت محمد بن علی(علیه السلام) را پذیرفتند.

در مقاله حاضر نویسنده با بیان جریان ازدواج تحمیلى امام جواد(علیه السلام) با دختر مأمون (ام الفضل) و خیانت او، به تشریح یکى از مناظرات علمى آن حضرت با دانشمندان عصر خود در سن نوجوانى مى پردازد که گویاى عظمت و فضل و کمال آن امام همام مى باشد. نویسنده مقاله، مرحوم حجت الاسلام اشتهاردى از نویسندگان پرکار و باسابقه در عرصه ترویج مبانى و آموزه هاى اسلام و اهل بیت است که در طول عمر پربرکت خود دهها کتاب پرارزش تألیف و ترجمه کرده و تقدیم جامعه مسلمانان نمود که کتاب سوگنامه آل محمد یکى از این ذخایر ارزشمند ایشان است. وى در سال ۸۵ در سالگرد شهادت امام جواد(علیه السلام) دعوت حق را لبیک گفت. مقاله حاضر گزیده اى از کتاب فوق الذکر است که به مناسبت سالروز ارتحال آن مرحوم تقدیم خوانندگان عزیز مى گردد.

حضرت محمدتقى امام جواد(علیه السلام) در روز دهم رجب سال ۱۹۵ هجرى در مدینه متولد شد و در آخر ذیقعده سال ۲۲۰هـ. ق در سن ۲۵سالگى بر اثر زهرى که همسرش ام الفضل به دستور معتصم (هشتمین خلیفه عباسی) به او خورانید، مسموم شد و به شهادت رسید. مرقد شریفش در شهر کاظمین (نزدیک بغداد) است، او یگانه فرزند حضرت رضا(علیه السلام) است، و حضرت رضا(علیه السلام) غیر از او فرزندى نداشت. آن حضرت هفده سال (از سال۲۰۳ تا ۲۲۰ هـ. ق) امامت کرد. بیشتر عصر امامت آن حضرت (از سال ۲۰۳ تا سال ۲۱۸هـ. ق) در عصر خلافت مأمون بود، و حدود دو سال و نیم آن در عصر خلافت معتصم برادر مأمون بود. جریان ازدواج با ام الفضل امام جواد(علیه السلام) هنگام شهادت پدرش حضرت رضا(علیه السلام) در مدینه بود و حدود هفده سال داشت، مأمون عباسى در همین سال دختر خود ام الفضل را که نه سال داشت به عقد ازدواج امام جواد(علیه السلام) درآورد. توضیح اینکه: پس از شهادت امام رضا(علیه السلام) در سال ۲۰۳ هـ. ق مأمون از خراسان به بغداد رفت (از نظر سیاسى براى حفظ حکومت خود چنین صلاح دانست که با امام جواد(علیه السلام) پیوند خویشى برقرار کند). مأمون در بغداد نامه اى براى امام جواد(علیه السلام) نوشت، و آن حضرت را به بغداد احضار کرد. وقتى که بنى عباس از تصمیم مأمون آگاه شدند، زبان به اعتراض گشودند، و از هر سو به او انتقاد کردند، که اگر مأمون این کار را انجام دهد، ترس آن است که مقام خلافت از بنى عباس به بنى هاشم منتقل گردد. لبه تیز انتقاد آنها این بود که چرا مأمون خود را آنقدر کوچک مى کند و دخترش را به یک کودک مى دهد، این برخلاف شئون و شوکت خلافت است. مأمون مى گفت: درست است که حضرت جواد نوباوه است ولى از نظر علم و کمال، سرآمد همه بزرگان و دانشمندان سالخورده و باتجربه مى باشد، ولى بنى عباس این سخن را از مأمون نمى پذیرفتند. سرانجام مأمون در بغداد مجالسى تشکیل داد و در حضور سران بنى عباس و دیگران، عظمت علمى و اوج کمال امام جواد(علیه السلام) را به آنها نشان داد. امام جواد(علیه السلام) قهرمان میدان علم به عنوان نمونه، مأمون مجلس عظیمى تشکیل داد و علماى بزرگ را به آن مجلس دعوت کرد که یکى از آنها «یحیى بن اکثم» قاضى بغداد و اعلم علماى زمان بود، امام جواد(علیه السلام) را در صدر مجلس جاى دادند و مأمون نیز کنار آن حضرت نشست. در آن مجلس، یحیى در حضور اشراف و شخصیتها، پس از اجازه، به امام جواد (علیه السلام) رو کرد و گفت: «در حق کسى که در احرام حج بود و حیوانى صید کرد و آن را کشت چه مى فرمائید؟». امام جواد(علیه السلام) فرمود: این مسأله داراى شاخه هاى بسیار است:

۱ . آیا آن محرم در حرم (مکه و اطرافش تا چهار فرسخ) بود یا در بیرون حرم ۲ . آیا او آگاه به مسأله بود یا ناآگاه؟ ۳ . آیا او عمدا آن صید را کشت یا از روى خطا؟ ۴ . آیا آن محرم آزاد بود یا برده؟ ۵ . آیا او صغیر بود یا کبیر؟ ۶ . آیا این بار، نخستین بار او به صید رفتن بود یا قبلا نیز صید کرده بود؟ ۷ . آیا آن صید از پرندگان بود یا غیر پرندگان؟ ۸ . آیا آن حیوان صیدشده، کوچک بود یا بزرگ؟ ۹ . آیا او به کار خود اصرار داشت و یا اظهار پشیمانى مى کرد؟ ۱۰ . آیا او در شب صید کرد یا در روز؟ ۱۱ . آیا او در احرام حج بود یا در احرام عمره؟ یحیى با شنیدن این مسائل متحیر ماند و هوش از سرش رفت، و درماندگى از چهره اش پدیدار گشت و زبانش لکنت پیدا کرد و عظمت کمال و مقام علمى امام بر حاضران معلوم شد. پاسخ سؤالات یازده گانه فوق را از آن حضرت خواستند، آن بزرگوار به هر یک از آن مسائل با بیان شیوا پاسخ داد. مأمون فریاد زد احسنت، احسنت! و همه حاضران از بیان شیوا و دلنشین امام جواد(علیه السلام) حیران شدند، و به عظمت مقام علمى او اعتراف نمودند. (۱) در همان مجلس، به تقاضاى مأمون، امام جواد(علیه السلام) خطبه و عقد ازدواج را خواند و ام الفضل رسماً همسر امام جواد(علیه السلام) گردید، و مراسم باشکوهى به عنوان عروسى برگزارشد. روى کارآمدن معتصم و شهادت امام جواد(علیه السلام) مأمون در هفده رجب ماه ۲۱۸ هـ. ق از دنیا رفت و برادرش معتصم بجاى او بر مسند خلافت نشست. معتصم که همانند سایر طاغوتها مى خواست همه مردم دربست همچون برده او باشند، و شخص دیگرى داراى شخصیت و پیشرو نباشد، تصمیم گرفت امام جواد(علیه السلام) را که درمدینه داراى شخصیت و مقام بود به بغداد احضار کند، سرانجام روز ۲۸ محرم سال ۲۲۰ هـ. ق امام جواد با همسرش به بغداد آمدند.

در این ایام ام الفضل همسر امام جواد(علیه السلام) با برادرش جعفربن مأمون با عمویش معتصم همدست شدند و توطئه قتل امام جواد(علیه السلام) را طرح کردند، و چنین تصمیم گرفته شد که ام الفضل آن حضرت را با زهر مسموم کند. (۲) معتصم و جعفر، براى اینکه مبادا خلافت از بنى عباس به علویین منتقل گردد، به ام الفضل تلقین کردند و به او گفتند: تو دختر و برادرزاده خلیفه هستى و احترامت از همه کس لازم است، ولى محمدبن علی(امام جواد) مادر امام هادى را برتو مقدم مى دارد… همین امور باعث شد که ام الفضل تهییج شد و تصمیم گرفت شوهرش را مسموم نماید. معتصم و جعفر سمى را در انگور رازقى تزریق کردند و براى ام الفضل فرستادند، ام الفضل نیز آن را در میان کاسه اى گذاشت و جلو همسر جوانش امام جواد(علیه السلام) نهاد و از آن انگور توصیف بسیار نمود و سرانجام امام جواد(علیه السلام) از آن انگور خورد، طولى نکشید که آنحضرت آثار سم را در جگر خود احساس نمود و کم کم درد شدید بر او عارض گردید و موجب رنج و ناراحتى سخت امام شد. درهمان حال ام الفضل پشیمان شده و گریه مى کرد، حضرت به او فرمود: «چرا گریه مى کنی؟ اکنون که مرا کشتى گریه تو سودى ندارد. این را بدان که بخاطر این خیانتى که کردى چنان به دردى مبتلا مى شوى که هرگز علاج ندارد، و چنان به فقر و تنگدستى مبتلا گردى که جبران ناپذیر باشد». پیش گویى امام درست از آب درآمد و در مخفى ترین اعضاى ام الفضل دردى پدیدار گردید، همه اموالش را در راه معالجه آن مصرف کرد ولى سودى نبخشید و با نکبت بارترین شکل به هلاکت رسید و برادرش جعفر نیز در حال مستى به چاه افتاد و جسد بى جانش را از چاه بیرون آوردند. ۳ بدین ترتیب آن امام بزرگوار در جوانى درحالى که ۲۵ بهار بیشتر از عمرش نگذشته بود این گونه مظلومانه به شهادت رسید، او نیز مانند پدرش مهمان و در دیار غربت بود، براستى عجب مهمان نوازى کردند.

محمد محمدى اشتهاردى

پى نوشت:

۱ . کشف الغمه ج۳ص۲۰۷ و. ۲۰۸
۲ . کامل ابن اثیر ج. ۵ص۲۳۸ ۳ . الانوار البهیه، محدث قمی، ص۲۹۸
منبع: روزنامه کیهان