شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » عوامل رشد »

در ذکر فضل مدینه و بیت المقدس و کوفه‏

خداوند متعال در آیه هفتاد و هشتم سوره هفدهم (الاسراء) فرموده است «و اگر بخواهند، هر آینه بجنبانندت از زمین تا بیرون کنند تو را از آن و آنگاه درنگ نکنند (پس از تو) همراه تو مگر اندکى.» تا آنجا که فرموده است «بگو آمد حق و نابود شد باطل و بتحقیق که باطل نابودشدنى است.» ابن عباس مى‏گوید: چون پیامبر (صلّى الله علیه و آله) به مدینه آمدند، یهودیان بر امامت ایشان در آن شهر حسد ورزیدند و چون مرتب شدن کارهاى ایشان را دیدند، همگى به یک دیگر گفتند ما از بودن این مرد در این شهر ناراحتیم و در امان نیستیم که دین ما را تباه نکند. روزى به حضور پیامبر آمدند و پرسیدند: آیا تو پیامبرى؟ فرمودند: آرى، پرسیدند: از جانب خدا؟ فرمودند آرى. گفتند: بنا بر این خودت مى‏دانى که این شهر سرزمین پیامبران نیست و سرزمین پیامبران، شام است که ابراهیم (علیه السّلام) و پیامبران پس از او، آنجا بودند و اگر تو نیز پیامبرى همچون ایشان هستى به شام برو که اگر پیامبر باشى، خداوند بزودى در آن شهر تو را از رومیان محفوظ خواهد داشت که آنجا سرزمین مقدس و محل حشر است و مدتهاست که پیامبران در این سرزمین (مدینه) نبوده‏اند. گوید پیامبر (صلّى الله علیه و آله) در سه میلى مدینه اردو زدند تا مستقر شوند و یارانشان آنجا جمع شوند. در این هنگام جبریل فرود آمد و آن آیه را آورد که مقصود این است، یهودیان مى‏خواهند تو را از مدینه بیرون کنند و به شام روانه دارند و در آن صورت آنان اندکى پس از تو آنجا مقام خواهند داشت و سپس هلاک مى‏شوند و این آیین و سنت من است که گروههایى را که نسبت به پیامبران سرکشى، مى‏کنند، نابود مى‏سازم و آنان را در حالى که پیامبرشان میان ایشان باشد، نابود نمى‏سازم ولى همین که پیامبرشان از پیش ایشان برود عذاب مى‏شوند. و پیامبر (صلّى الله علیه و آله) به مدینه برگشتند و به ایشان این آیه از همان سوره وحى شد که مى‏فرماید «و بگو پروردگارا درآور مرا در آوردن راستى و بیرون آور مرا بیرون آوردن راستى، قرار ده براى من از نزد خودت حجتى یارى دهنده.» یعنى مرا به مدینه درآور و سپس به مکه برسان و خداوند دعاى ایشان را برآورده‏

فرمود و بدست آن حضرت سرزمین یهودیان و مکه را گشود و بر آنان پیروزى بخشید و این است معنى گفتار خداوند که در همان آیه مى‏فرماید «و بگو آمد حق و نابود شد باطل …»[۱] امیر المؤمنین على (علیه السّلام) فرموده است، مکه حرم خدا و مدینه حرم رسول خدا و کوفه حرم من است. هیچ ستمگرى به فکر ستم در آن نمى‏افتد، مگر آنکه خداوند پشتش را در هم مى‏شکند[۲].

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، دجال همه آبشخورهاى زمین را زیر پا مى‏گذارد، مگر مکه و مدینه را که بر هر محله از محله‏هاى مدینه، فرشته‏یى گماشته شده است و آن را از طاعون و دجال حفظ مى‏کند[۳].

و همان حضرت فرموده است، حد روضه در مسجد پیامبر (صلّى الله علیه و آله) تا راه سایبانهاست و فرموده است، هر کس در مدینه بمیرد، خدایش او را روز قیامت در زمره آنان که در امانند برمى‏انگیزد[۴].

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده‏اند: گزاردن یک نماز در این مسجد من پاداشى معادل هزار نماز در مساجد دیگر غیر از مسجد الحرام را دارد، ولى مسجد الحرام از آن برتر است‏[۵].

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، رفتن به مسجد قبا و دیگر مشاهد و مساجد را رها مکنید. مسجد قبا همان مسجدى است که از روز نخست بر تقوى بنا نهاده شده است و مشربه ام ابراهیم‏[۶] و مسجد فضیح‏[۷] و گورستان شهیدان احد و مسجد احزاب که همان‏ مسجد فتح است. و به ما خبر رسیده است که پیامبر (صلّى الله علیه و آله) هر گاه کنار گور شهیدان مى‏آمدند، مى‏فرمودند: سلام بر شما باد به آنچه صبر و شکیبایى کردید و خانه عاقبت (بهشت) چه نیکو است. و مناسب است در مسجد فتح این دعا را بخواند «اى فریادرس فریاد زنان! اى برآورنده دعاى مضطران! اندوه و غصه و گرفتارى مرا بگشاى، همچنان که از پیامبر خود در این مکان گشودى و شر و بیم دشمنانش را در این جا از او کفایت فرمودى.»[۸] و حضرت صادق (علیه السّلام) فرموده است، مسجد فضیح را به مناسبت درخت خرمایى که آنجا بوده و فضیح نام داشته است، فضیح مى‏گفته‏اند.

بیت المقدس: خداوند متعال در نخستین آیه سوره هفدهم فرموده است. «منزه است آنکه شبى بنده خود را از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى که اطراف آن را برکت داده‏ایم برد …» یعنى بیت المقدس که اطراف آن را با جویبارها و میوه‏ها فرخنده و پر برکت قرار داده است‏[۹]. بدان که براى بیت المقدس در قرآن نامهایى ذکر شده است که عبارت است از «مسجد الاقصى» و «إِلى‏ رَبْوَهٍ ذاتِ قَرارٍ وَ مَعِینٍ‏» که خداوند در آیه پنجاه و سوم سوره بیست و سوم فرموده است «و گردانیدیم پسر مریم و مادر او را آیتى و جاى ساختیم آن دو را به مکانى داراى قرار و آب گواراى جارى.» و بیشتر مفسران را عقیده بر این است که آنجا بیت المقدس است.

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، مقصود از کلمه ربوه، نجف کوفه و مقصود از آب گواراى روان، رودخانه فرات است‏[۱۰].

و مکان قریب که خداوند متعال در آیه چهل و یکم از سوره پنجاهم (ق) فرموده است «و بشنو روزى که ندا مى‏کند نداکننده از جایى نزدیک.» یعنى صخره بیت المقدس و آن را از این جهت نزدیک گفته‏اند که از دیگر زمین‏ها هیجده میل به آسمان نزدیک‏تر است. فرشته‏یى بر آن مى‏ایستد و ندا مى‏دهد اى استخوانهاى پوسیده‏ و مفصل‏هاى گسیخته از یک دیگر! خداوند به شما فرمان مى‏دهد که براى قیامت و رسیدگى فراهم آیید[۱۱].

و «ارض المقدسه» که خداوند متعال در آیه بیست و یکم سوره مائده فرموده است «اى قوم من! داخل شوید در آن زمین پاک گردانیده شده» که منظور بیت المقدس و دهکده‏هاى اطراف آن است.

عبد الله بن سلام گفت: اى محمد! به من خبر بده میانه دنیا کجاست؟ فرمودند:

بیت المقدس است. گفت: براى چه؟ فرمودند: محل حشر و نشر است و عرش و صراط و میزان از آن است. گفت: درست گفتى، از خیمه موسى بن عمران به من خبر بده که کجاست؟ فرمودند: همان جاى بیت المقدس است. گفت: چه کسى بیت المقدس را ساخته است؟ فرمودند: نخست داود (علیه السّلام) و پس از او پسرش سلیمان (علیه السّلام). گفت: به من خبر بده که آدم از کدام زمین آفریده شده است؟ فرمودند: سر و صورتش از خاک محل کعبه و بدنش از بیت المقدس است.

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده‏اند: چهار شهر محفوظ است، مکه و مدینه و بیت المقدس و نجران و مدینه الجنه‏[۱۲] و نیز فرموده‏اند: چهار شهر از بهشت است، مکه و مدینه و بیت المقدس و شهرى میان رودخانه‏هاى سیحان و جیحان (نام دو رودخانه در آسیاى غربى که قبلا توضیح داده شد. م.) که به آن منصوره مى‏گویند و همان مصیصه است و این چهار شهر با فرشتگان حفاظت مى‏شود[۱۳] و چهار کاخ که عبارت است از کاخ اسکندریه و آن را ذو القرنین ساخته است و عسقلان و ملطیه و مسجد کوفه که قبه الاسلام است.

و رود خانه‏هایى که از بهشت است و در دنیا روان است، سیحان و جیحان و نیل و فرات است‏[۱۴].

عبد الله بن سلام به پیامبر گفت: لطفا از آنجا که از آسمان درى گشوده شد و فرشتگان با رحمت بر بنى اسرائیل فرود آمدند، به من خبر بده. فرمودند: مقابل‏ صخره‏یى که در بیت المقدس است و معراج پیامبران هم از همان جاست و بیت المقدس، بقعه‏یى است که خداوند برگزیدگان خویش از پیامبران و اولیاء و فرشتگان مقرب را آنجا جمع فرموده است‏[۱۵].

کوفه: امام باقر (علیه السّلام) فرموده است، کوفه شهر پاک و پاکیزه است. آرامگاه پیامبران مرسل و غیر مرسل و اوصیاى صادق و مسجد سهیل در آن است که خداوند هیچ پیامبرى را مبعوث نفرموده است مگر اینکه در آن نماز گزارده است. عدل خداوند و قائم و جانشینان او در آن ظاهر مى‏شود و کوفه جایگاه و خانه پیامبران و اوصیا و نیکوکاران است‏[۱۶].

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، مکه حرم خدا و حرم رسول خدا و حرم على بن ابى طالب بشمار مى‏آید. یک رکعت نماز در آن معادل صد هزار نماز و یک درهم صدقه در آن معادل یک صد هزار درهم است. مدینه هم حرم خدا و حرم رسول خدا و حرم امیر المؤمنین على است. یک رکعت نماز در آن، معادل ده هزار رکعت و یک درهم صدقه در آن، معادل ده هزار درهم است. کوفه هم حرم خدا و حرم رسول خدا و حرم امیر المؤمنین است و یک رکعت نماز در آن، معادل هزار رکعت است‏[۱۷].

امیر المؤمنین على (علیه السّلام) فرموده است، نماز نافله در این مسجد (مسجد کوفه) معادل است با عمره‏یى که با پیامبر (صلّى الله علیه و آله) گزارده آید و نماز واجب معادل با حجى است که با پیامبر (صلّى الله علیه و آله) گزارده آید و در این مسجد هزار پیامبر و هزار وصى نماز گزارده‏اند[۱۸].

امام صادق فرموده است، هیچ بنده صالح و پیامبرى نیست مگر اینکه در مسجد کوفه نماز گزارده است و در شبى که پیامبر (صلّى الله علیه و آله) به معراج برده شدند، جبریل به ایشان گفت: اى رسول خدا! آیا مى‏دانى هم اکنون کجایى؟ اکنون برابر مسجد کوفه‏اى.

پیامبر فرمودند: اى جبریل! از خداى من براى من اجازه بگیر تا آنجا بروم و دو رکعت نماز بگزارم. جبریل از پیشگاه خداوند کسب اجازه کرد و اجازه داده شد و همانا سمت راست آن باغى و روضه‏یى از روضه‏هاى بهشت است.

و در خبر دیگرى آمده است که وسط آن و بخش آخر آن هم همچنان روضه‏یى از روضه‏هاى بهشت است و نماز واجب در آن معادل هزار نماز است و نماز مستحبى در آن معادل پانصد نماز و نشستن در آن، بدون آنکه قرآن بخوانند و ذکرى بگویند عبادت است و اگر مردم بدانند در آن چه برکتى است، هر چند با خزیدن بر روى زمین باشد، خود را به آن مى‏رسانند[۱۹].

امام باقر (علیه السّلام) فرموده است، مسجد کوفه روضه‏یى از روضه‏هاى بهشت است، هزار و هفتصد پیامبر در آن نماز گزارده‏اند. طرف راست آن رحمت و جانب چپش مکرمت است. عصاى موسى و درخت کدو و نگین و خاتم سلیمان در آن است.

تنور طوفان از آن جوشیده و کشتى نوح در آن ساخته شده است و آن برگزیده‏تر منطقه بابل و مجمع پیامبران است‏[۲۰].

عبد الله بن طلحه هندى (نهدى) مى‏گوید: حضور امام صادق (علیه السّلام) رسیدم، نخست براى ما حدیثى بیان فرمود و سپس همراه ایشان حرکت کردیم و به نجف رسیدیم. جایى ایستاد و نماز گزارد و سپس به پسر خود اسماعیل فرمود: برخیز و کنار مدفن سر پدرت امام حسین (علیه السّلام) نماز بگزار. من گفتم: مگر سر آن حضرت را به شام نبرده‏اند؟ فرمود:

آرى به شام بردند ولى فلان بنده ما آن را در ربود و آورد و این جا به خاک سپرد[۲۱].

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، دوست مى‏دارم که مؤمن نگین انگشترش از پنج چیز باشد، یاقوت که از همه فاخرتر است. عقیق که از هر نگین دیگر براى خدا و ما خالصانه‏تر است. فیروزه که مایه مسرت خاطر زنان و مردان مؤمن مى‏شود و نور چشم را تقویت مى‏کند و سینه را گشاده مى‏سازد و بر نیروى دل مى‏افزاید. آهن چینى هر چند خودم خوش نمى‏دارم که مرتب از آن به دست کنم ولى به هنگام رویارویى با مردم شرور از به دست کردن آن بدم نمى‏آید که شر و غضب آنان را خاموش کند ولى همراه داشتن آن را دوست مى‏دارم، براى اینکه دیوان سرکش را پراکنده مى‏کند و سنگها و درهاى سپید ناحیه نجف. گفتم: اى سرور من! در آنها چه فضیلتى‏ است؟ فرمود: هر کس به آن بنگرد، خداوند به هر نظر، اجر پیامبران و صالحان را مى‏نویسد و اگر لطف و رحمت خداوند بر شیعیان ما نبود، هر نگین از آن چنان گران مى‏شد که به هیچ قیمت پیدا نشود، ولى خداوند آن را براى ایشان فراوان و ارزان قرار داده است که توانگر و مستمند ایشان بتوانند از آن نگین انگشتر بسازند.

 

[۱] . بخشى از این روایت در صفحه ۲۶۵ جلد ۷ و بخش دیگرى در صفحه ۲۷۲ همان جلد تفسیر ابو الفتوح رازى، آمده است. م.

[۲] . نظیر این روایت با مختصر تفاوتى در امالى طوسى، ص ۲۸۴، آمده است. م.

[۳] . نظیر این روایت از قول پیامبر( صلّى الله علیه و آله) در صحیح مسلم، ص ۱۲۰، ج ۴، چاپ ۱۳۸۴ ق. قاهره، آمده است. م.

[۴] . نظیر این روایت در محاسن برقى، ص ۷۰، آمده است. م.

[۵] . روایات مکررى با اندک تفاوتى در این باره به نقل از ثواب الاعمال و کامل الزیارات در بحار الانوار، صفحات ۳۸۱ و ۳۸۲ جلد ۹۹ و صحیح مسلم، ص ۱۲۴، ج ۴، همان چاپ، آمده است. م.

[۶] . مشربه ام ابراهیم، محلى که ماریه، مادر ابراهیم- پسر رسول خدا- در آن ساکن بوده و منزل و جایگاه نمازگزاردن پیامبر( صلّى الله علیه و آله) هم بوده است. رک. به: بحار الانوار، ص ۲۱۳، ج ۱۰۰٫ م.

[۷] . مسجد فضیح، مسجدى است که در آن خورشید براى نماز گزاردن امیر المؤمنین على برگشت. و براى اطلاع بیشتر به بحار الانوار، صفحات ۱۶۶ تا ۱۹۱ جلد ۴۱ مراجعه فرمایید که از منابع مختلف شیعه و سنى آمده است .. م.

[۸] . این روایت به نقل از کامل الزیارات در بحار الانوار، ص ۲۱۵، ج ۱۰۰، آمده است. م.

[۹] . تفسیر تبیان، شیخ طوسى، ص ۴۴۶، ج ۶٫ م.

[۱۰] . این روایت به نقل از کامل الزیارات و روایتى نزدیک به این از معانى الاخبار صدوق در بحار الانوار، ص ۲۲۸، ج ۱۰۰، آمده است. م.

[۱۱] . مجمع البیان طبرسى، ص ۱۵۱، ج ۹ و ۱۰، و تفسیر ابو الفتوح، ص ۲۸۶، ج ۱۰٫ م.

[۱۲] . ملاحظه مى‏فرمایید نام پنج شهر آمده است. مدینه الجنه را نفهمیدم کجاست، در معجم البلدان هم از آن نام برده نشده است.

[۱۳] . در باره مصیصه که از شهرهاى شام( آسیاى صغیر) است به معجم البلدان، ص ۸۰، ج ۸، مراجعه شود. م.

[۱۴] . خصال صدوق، ص ۲۳۰، ج ۱٫ م.

[۱۵] . براى اطلاع بیشتر در باره بیت المقدس به بحث یاقوت حموى در صفحات ۱۱۰ تا ۱۲۰ جلد ۸ معجم البلدان و صفحات ۲۷۰ و ۲۷۱ جلد ۱۰۲ بحار الانوار مراجعه شود. م.

[۱۶] . بحار الانوار، ص ۴۴۰، ج ۱۰۰٫ م.

[۱۷] . بحار الانوار، ص ۴۰۰، ج ۱۰۰٫ م.

[۱۸] . کامل الزیارات، ص ۲۸٫ م.

[۱۹] . تفسیر عیاشى، ص ۱۴۶، ج ۲، و به نقل از آن در بحار الانوار، ص ۳۸۶، ج ۱۰۰، آمده است. م.

[۲۰] . کافى، ص ۴۹۳، ج ۳، و با توضیح مرحوم مجلسى در همان صفحه بحار الانوار، آمده است. م.

[۲۱] . به نقل از فرحه الغرى، ص ۲۵، در همان جلد بحار الانوار، ص ۲۴۹، آمده است. م.