شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » فضائل و رذائل »

خیر خواهى و حسد.

اشاره:

خداوند متعال در آیه سى و هفتم سوره نساء فرموده است «و آرزو مکنید آنچه را فزونى داد خداوند برخى از شما را به برخى.» امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، چون نوح (علیه السّلام) بیرون آمد، ابلیس پیش او آمد و گفت: بر روى زمین هیچ کس از تو بیشتر بر من منت ندارد که بر این تبهکاران نفرین کردى و مرا از آنان رهایى بخشیدى. اکنون دو خصلت به تو مى‏آموزم، از حسد بپرهیز که آن بر من چنین کرد و از حرص بپرهیز که بر آدم چنان کرد[۱]. همان حضرت فرموده است، مردى که در وجودش بخل و رشک و بیم باشد، ایمان نیاورده است و مؤمن ترسو و آزمند و بخیل نیست‏[۲].

پیامبر فرمودند: اى على! تو را از سه خصلت بسیار بد نهى مى‏کنم، حسد و حرص و دروغ‏[۳].

و فرموده‏اند: هر کس براى من پنج چیز را ضمانت کند، من براى او بهشت را ضمانت مى‏کنم، خیر خواهى در راه خداى عز و جل و خیر خواهى براى رسولش و خیر خواهى براى کتاب خدا و خیر خواهى براى دین خدا و خیر خواهى براى جماعت مسلمانان‏[۴].

و فرموده‏اند: حسود از همه مردم داراى راحتى کمترى است.

و فرموده‏اند: دین خیرخواهى است، دین خیر خواهى است، دین خیرخواهى است. گفتند براى چه کسى اى رسول خدا! فرمودند: براى خدا و رسولش و کتاب خدا و پیشوایان مسلمانان و براى همه گروندگان.

و نیز فرموده‏اند: رشک، ایمان را مى‏خورد، آنچنان که آتش هیزم را مى‏خورد[۵].

و فرموده‏اند: سرزنشى براى برادرت آشکار مکن که خدایش بر او رحمت مى‏آورد و تو را گرفتار مى‏فرماید[۶].

و خداوند متعال به حضرت سلیمان (علیه السّلام) وحى فرمود که تو را به هفت چیز سفارش مى‏کنم، نخست اینکه بر کسى از بندگان من حسد نبرى. دوم آنکه از بندگان شایسته من غیبت نکنى. سلیمان عرضه داشت: پروردگارا! همین دو مرا بس است.

حضرت موسى (علیه السّلام) مردى را کنار عرش دید و بر او غبطه برد و از سبب قرب او پرسید. گفته شد: نسبت به فضیلت و برترى که خداوند به بندگان خود عنایت مى‏فرمود، حسد نمى‏برد[۷].

و گفته شده است، براى حسود هیچ راحتى نیست و حسود داراى اندوههاى طولانى است.

یکى از حکیمان گفته است، حسد نفس را ناتوان و اندوه را افزون مى‏کند و موجب شب‏زنده‏دارى و بى‏خوابى شب مى‏شود.

شاعرى چنین سروده است:

«به کسى که بر من رشک مى‏برد بگو، آیا مى‏دانى در این کار نسبت به چه کسى ترک ادب کرده‏اى؟ نسبت به کار خداوند ترک ادب کرده‏اى که به آنچه عنایت کرده است، راضى نیستى. نتیجه‏اش این است که نعمت براى من افزون مى‏شود و تو به آنچه جستجو مى‏کنى نمى‏رسى.» دیگرى گفته است: «برخى از مردان تمنا مى‏کنند که من بمیرم و اگر بمیرم راهى نیست که در آن یکه و تنها باشم (همگان مى‏میرند)، زندگى مخالف من، پس از من براى من زیانى ندارد و مرگ کسانى که پیش از من مرده‏اند، مرا جاودانه نمى‏کند. به کسى که بر خلاف آنکه در گذشته است، مى‏خواهد باقى بماند بگو، براى دیگرى (مصیبت‏ دیگر) آماده شو که گویى هم اکنون خواهد بود.»[۸] دیگرى سروده است:

«چون مرگ به خانه قومى فرا رود و آنان را نابود کند، بر در خانه دیگرى از ما فرو مى‏آید. به آنان که سرزنش مى‏کنند بگو از ما به خویشتن آیید. (بیدار شوید) بزودى آنچه را ما دیدیم، سرزنش‏کنندگان هم خواهند دید.»[۹]

پی نوشت:

[۱] . در خصال، ص ۹۰، ج ۱، همراه با ترجمه آقاى کمره‏یى، آمده است و در صفحه ۱۳۰ قصص قرآن مجید، برگرفته از تفسیر عتیق سورآبادى، به گونه دیگرى آمده است. م.

[۲] . در بحار الانوار، ص ۳۰۱، ج ۷۵، به نقل از خصال، آمده است. م.

[۳] . در خصال صدوق، ص ۱۴۰، ج ۱، همان چاپ، آمده است. م.

[۴] . در خصال صدوق، ص ۲۶۵، ج ۱، همان چاپ، آمده است. م.

[۵] . اصول کافى مترجم، ص ۴۱۶، ج ۳ م.

[۶] . اصول کافى مترجم، ص ۶۳، ج ۴، و منهاج الصالحین، ص ۵۶۲٫ م.

[۷] . احیاء علوم الدین، ص ۱۶۷۶، چاپ مصر. م.

[۸] . این ابیات بدون آنکه نام سراینده‏اش آمده باشد و فقط با اشاره به اینکه شعرى جاهلى است در عقد الفرید، ابن عبد ربه اندلسى، ص ۴۴۳، ج ۴، چاپ ۱۹۶۷ میلادى، مصر، آمده است و در حاشیه همان صفحه گفته‏اند در امالى قالى، ص ۲۸۱، ج ۳ هم آمده است. م.

[۹] . این دو بیت در عقد الفرید، ص ۳۲۲، ج ۲، همان چاپ، آمده است و گفته شده است عایشه، همسر حضرت پیامبر( صلّى الله علیه و آله) به این دو بیت تمثل مى‏جسته است. در حاشیه همان صفحه آمده است که در اغانى، ص ۴۹، ج ۱۹، چاپ بولاق، به علاء بن قرظه، دایى فرزدق، نسبت داده شده است. م.