ویژه نامه » شهادت امام صادق علیه السلام »

خورشید مدینه

اشاره:

جعفر بن محمد معروف به امام جعفر صادق(ع) (۸۳-۱۴۸ق) ششمین امام شیعیان امامی بعد از پدرش امام باقر(ع) و پنجمین امام اسماعیلیه است. او به مدت ۳۴ سال (۱۱۴ تا ۱۴۸ق) امامت شیعیان را بر عهده داشت که با خلافت پنج خلیفه آخر اموی یعنی از هشام بن عبدالملک به بعد و دو خلیفه نخست عباسی سفاح و منصور دوانیقی هم‌زمان بود. امام صادق(ع) به جهت ضعف حکومت اموی، فعالیت علمی بسیار بیشتری نسبت به دیگر امامان شیعه داشت. شمار شاگردان و راویان او را ۴۰۰۰ نفر دانسته‌اند. بیشتر روایات اهل بیت(ع)، از امام صادق(ع) است و از این‌رو مذهب شیعه امامی را مذهب جعفری نیز می‌خوانند.

به یاد بحر حقایق، حضرت صادق(ع)

زبان رساى اسلام بود و مبین شریعت مصطفى(ص).

با سخنانى حکیمانه، منطقى استوار، علمى سرشار، برگزیده روزگاربه شمار مى‏آمد و… بنده شایسته پروردگار.

در سالهاى سیاهى که ابرهاى سلطه امویان، آسمان جهان اسلام راتاریک کرده بود و در سالهایى تیره‏تر، که حکومت عباسیان،مسلمانان را به تیرگى نشانده بود.

او خورشید مدینه دین و دانش بود.

در میان این دو فصل سیاه و سرد و ابرآلود، چند صباحى که خورشیدوجودش از افق مکتب و مذهب تابید، اسلام و قرآن را جان بخشید.

او آبیارى نهال حق کرد تا این بذر ایمان پاگرفت و در افق‏اندیشه‏ها تابان شد.

دین به نام او زنده گشت.

درخت علم، در بوستان کلامش رویید و به برگ و بارنشست.

گلشن فضل، از چشمه دانش او سیراب شد.

کتاب فقه، با «الفباى صادقى‏» نگاشته گشت.

وقتى چشمه فضل و فقه و علم و کمال او مى‏جوشید، حسودان و عنودان‏زبان به طعن مى‏گشودند و تیغ دشمنى بر مى‏کشیدند و پاى خصومت پیش‏مى‏گذاشتند.

ولى… کدام دانشور را مى‏توان شناخت و نام برد که از گنج دانش‏حضرت صادق(ع) بهره نبرده باشد؟

و کدام معلم را مى‏توان یافت که به اندازه او، تربیت‏یافته درمکتب عترت داشته باشد؟

حوزه‏هاى علمیه، نقش شاگردى او را به سردرهاى خویش نوشته‏اند.

فقیهان دین مدار، خوشه چین حدیث و حکمت صادقی‏اند.

آن چهار هزار گوش حکمت نیوش، که از زبان این حجت‏خدا حدیث‏مى‏شنیدند و آن چهار هزار زبان و قلم که به گفتن و نوشتن و ثبت‏و نشر حقایق دین از زبان او مى‏پرداختند، هرکدام منشورى بودندکه آن نورهاى تابان را در رواق اندیشه‏هاى بشرى مى‏تاباندند و آن‏معارف ناب و والا را از عرش بلند «علم لدنى‏» حضرتش، بر فرش‏کتابها و دفترها فرود مى‏آوردند.

خوشا به حال آن چهار هزار حکمت‏آموز محضرش!

آنان، همچون نسیمى خوشبوى، از کوى معارف او گذشته، در پهنه‏قلمرو اسلام، جوهره دین را پخش مى‏کردند و «قال الصادق‏» گویان،کام تشنگان معرفت را عطر آگین مى‏ساختند.

عصرى بود که بدعت گذاران و دین ستیزان، در قالبهاى مختلف به‏تحریف چهره آیین محمدى(ص) مى‏پرداختند.

امام صادق(ص) بود که خورشید گون مى‏تابید و آن اوهام و خرافات وتحریفات را مى‏زدود.

درود بر سلسله نورانى راویان احادیث،

آنان که حلقه‏اى از «تعبد» و «اطاعت‏» برگردن داشتند و برگرد«آل الله‏»، پروانه وار مى‏چرخیدند و خوشه چین محضر آن انوارتابناک مى‏شدند، تا جهان در ظلمت نماند و بشریت از این کوثر ناب‏و زلال، محروم نباشد.

ابان بن تغلب‏ها، هشام‏ها، مؤمن طاق‏ها، جمیل بن دراج‏ها،ابوبصیرها، زراره‏ها، سماعه‏ها، عمارساباطی‏ها، جابربن حیان‏ها،مفضل‏ها، صفوان‏ها و… صدها ستاره فروزان، هریک در فروغ گستری‏مکتب امام صادق(ع)، نقشى عظیم داشتند و حاملان و وارثان وراویان و ناشران آن علوم بودند.

سیراب شدگانى بودند از این زمزم جوشان!

باده نوشانى بودند از این ساغر کوثر گون!

آنان، کام دل را با حلاوت «مکتب عترت‏» آشنا ساخته بودند و ازپیشوایان دین، بویژه از صادق آل محمد، نه تنها علم، که عمل هم‏مى‏آموختند و نه تنها دانش، که عصاره دین را از زبان اومى‏گرفتند.

امروز، بام و در کشورما، «صادقیه‏» است.

اینک، در کشور امام صادق(ع)، فرهنگ اهل‏بیت علیهم السلام ، ساری‏و جارى است.

امروز، هرجا که شیعه‏اى است، جعفرى است.

و هرجا که حوزه‏اى است، صادقى است!…

منبع :کوثر ، تیر ۱۳۷۹، شماره ۴۰

جواد محدثى