حوزه علمیه تهران

مدرسه علمیه مروی تهران

حوزه علمیه تهران پس از آنکه آقا محمد خان قاجار، تهران را به پایتختی ایران برگزید، تأسیس شد و علما و طلاب برای تدریس و تحصیل علوم دینی به تهران مهاجرت کردند و در دوره‌های بعد سلسله قاجار رونق بیشتری گرفت به گونه‌ای که بنا بر یک گزارش آماری، در دوره ناصر الدین شاه قاجار، ۴۷ مسجد، که بسیاری از آنها مدرسه نیز داشته‌اند، ۳۵ مدرسه و ۱،۴۶۳ طلبه به ثبت رسیده است.

حوزه تهران را باید حلقه واسط میان حوزه‌های بزرگ و اصلی آن عصر مانند نجف، کربلا، اصفهان و نیز حوزه‌های فرعی شهرستان های ایران دانست.

ادبیات عرب و ادبیات فارسی، فقه و اصول فقه، تفسیر قرآن و دانش‌های کاربردی از علومی بودند که در حوزه علمیه تهران تدریس می‌شد.

محمد حسن آشتیانی، حاج ملا علی کنی، شیخ فضل الله نوری، محمد تقی آملی، سید احمد خوانساری، مهدی الهی قمشه‌ای و ابوالحسن شعرانی از علمای مشهور حوزه علمیه تهران بودند.

حوزه علمیه تهران در مسائل سیاسی مثل نهضت تنباکو، جنبش مشروطه خواهی، مبارزه با اقدامات دین ستیزانه رضاشاه، نهضت ملی شدن نفت، واقعه پانزده خرداد و انقلاب اسلامی ایران نیز فعال بود.

متاخرترین مرجع تقلید ساکن تهران آیت الله آقا مجتبی تهرانی بود.

تاریخچه

در دوره فتحعلی شاه

پس از آنکه آقا محمدخان قاجار در سال ۱۲۰۰ تهران را به پایتختی ایران برگزید و پس از توسعه شهر از زمان فتحعلی شاه (۱۲۱۲۱۲۵۰) به این سو، مدارس و نیز مسجد مدرسه‌های فراوانی در این شهر بنا شد. در پیگیری سیاست توسعه تهران، در دوره محمد شاه و به ویژه با صدارت حاجی میرزا آقاسی، فضلای حوزه‌های دیگر، برای رونق تهران به مهاجرت به این شهر تشویق شدند. بدین ترتیب با روی آوردن علما و طلاب علوم دینی به تهران که در مجاورت شهر مذهبی ری، آرامگاه حضرت عبدالعظیم حسنی قرار دارد حوزه علمی بزرگی در پایتخت جدید ایران پی افکنده شد که به سرعت پیشرفت کرد. تداوم مدرسه سازی در سرتاسر دوره قاجار در این شهر و نیز جمعیت روزافزون طلاب تهران گواه این پیشرفت است.

در دوره ناصر الدین شاه

بنابر یک گزارش آماری، در دوره ناصرالدین شاه قاجار (۱۲۶۴-۱۳۱۳)، ۴۷ باب مسجد، که بسیاری از آنها مدرسه نیز داشته‌اند، ۳۵ باب مدرسه و ۱،۴۶۳ طلبه به ثبت رسیده است.[۱] جمعیت طالبان علوم دینی در دوره‌های بعد نیز روی به افزایش داشت، چنانکه مثلا در دوره مظفرالدین شاه (۱۳۱۳-۱۳۲۴) انجمن طلاب مشروطه خواه، که از تشکل‌های حوزوی بود، بیش از هزار عضو داشت.[۲] در آن دوره، اهمیت حوزه تهران، بیش از حوزه قم بود و طلاب علوم دینی از بسیاری از شهرهای ایران برای تحصیل به تهران می‌آمدند.[۳] از اسم نسبت بسیاری از علمای مقیم تهران در عهد ناصری آشکارا پیداست که بیشترشان از شهرهای مختلف ایران به تهران آمده بودند.[۴]

حلقه واسط حوزه‌های اصلی

 حوزه تهران را باید حلقه واسط میان حوزه‌های بزرگ و اصلی آن عصر مانند نجف، کربلا، اصفهان و نیز حوزه‌های فرعی شهرستان های ایران دانست. مطالعه زندگی علمای تهران نشان می‌دهد که بسیاری از طالبان علوم حوزوی که بدین حوزه می‌آمدند، پس از گذراندن مقدمات یا سطح، برای تحصیلات عالی به عتبات عراق یا اصفهان می‌رفتند و در آنجاها به درجه اجتهاد می‌رسیدند. سپس از میان آنان، شماری در اصفهان یا عتبات ماندگار می‌شدند، عده‌ای به زادگاهشان برمی‌گشتند و گروهی دیگر به تهران می‌آمدند و در آنجا به تدریس در سطوح عالی اشتغال می‌ورزیدند و احیاناً در جایگاه مرجع و ریاست عامه مسلمانان ایفای وظیفه می‌کردند.

مدارس علمیه

تدریس علوم دینی، صرف نظر از مواردی که در منازل علما صورت می‌پذیرفت، عموماً در مدارسی بود که به همین منظور ساخته شده بودند. این مدارس به مدارس پیش از دوره قاجار، دوره قاجار تا آغاز سلطنت ناصرالدین شاه(۱۲۶۴)، دوره پنجاه ساله ناصری و مدارس پس از این دوره تقسیم می‌شود؛ معدود مدرسه‌هایی هم در دوره پهلوی، و نیز در پی پیروزی انقلاب اسلامی تأسیس شد.

پیش از عصر قاجار

در میان مدرسه‌های پیش از عصر قاجاری دو مدرسه مشهورند: یکی مدرسه حکیم هاشم و دیگری مدرسه رضائیه، هر دو متعلق به قرن دوازدهم هجری قمری درخور ذکرند.

مدرسه حکیم هاشم را فردی به نام حکیم هاشم در اواخر دوره صفوی ساخت و در دوره قاجار، مادر ناصرالدین شاه، مهدعلیا (متوفی ۱۲۹۰) به تعمیر آن همت گماشت که از همین رو به مدرسه مادر شاه نیز شهرت یافت.[۵] شیخ محمدجعفر استرآبادی معروف به شریعتمدار (متوفی ۱۲۶۳)، از بزرگان علمای امامی که به دعوت فتحعلی شاه از قزوین به تهران آمده بود، در این مدرسه اسکان یافت و به تدریس مشغول شد. از شاگردان معروف وی در این مدرسه می‌توان به نصرالله استرآبادی، میرزا محمد اندرمانی و جعفر بن محمد طاهر نوری اشاره کرد.[۶]

مدرسه رضائیه به ملاآقا رضا فیروزآبادی (متوفی ۱۱۱۷) منسوب است[۷] و ابوالحسن طهرانی (متوفی ۱۲۷۲)، از فقهای به نام قرن سیزدهم، پیش از سفر علمی به اصفهان و عراق در همین مدرسه نزد مدرّسی به نامِ سیدآغا مقدمات علوم را خوانده بود.[۸]

پیش از عصر ناصری

در میان مدارس اوایل دوره قاجار و پیش از عصر ناصری، درباره چند مدرسه، از جمله مدرسه مروی، صدر و دارالشفا اطلاعات بیشتری در دست است.

بانی مدرسه صدر که در جلوخان مسجد سلطانی (نام کنونی آن: مسجد امام) قرار داشت، میرزا شفیع، صدراعظمِ فتحعلی شاه در بین سال های ۱۲۱۵ تا ۱۲۳۴، بودو این مدرسه به همین سبب به مدرسه میرزا شفیع نیز شهرت یافت.[۹] محمد رضا الهی قمشه‌ای (متوفی۱۳۴۸ش) حکیم برجسته و شاگردانش میرشهاب الدین نیریزی شیرازی (متوفی ح ۱۳۲۰) و میرزا محمود کهکی قمی (متوفی ۱۳۴۶)، متخلص به رضوان، در مدرسه صدر تدریس می‌کردند.[۱۰] سید اشرف الدین گیلانی، مشهور به نسیم شمال شاعر مشهور و سراینده اشعار نشریه نسیم شمال، در همین مدرسه حجره داشت.[۱۱] شیخ عبدالحسین رشتی (متوفی ۱۳۷۳)، فیلسوف و فقیه برجسته، در سالِ قبل از عزیمت به نجف در ۱۳۲۳ در این مدرسه ادبیات درس می‌داد.[۱۲]

مدرسه دارالشفا نیز از دیگر مدارس شناخته شده این دوره است. اطلاق دارالشفا به این مدرسه از آن رو بود که فتحعلی شاه ساختمان آن را ابتدا برای بیمارستان در نظر گرفته بود.[۱۳] به نوشته آقا بزرگ تهرانی،[۱۴] شیخ رمضان اَلَموتی در ۱۲۳۶ در این مدرسه سکونت داشت و ابوالحسن جلوه (متوفی ۱۳۱۴) نیز سالها در این مدرسه ساکن بود.[۱۵] از محصلان مشهور مدرسه دارالشفا، میزا طاهر منشی اصفهانی، متخلص به شعری و ملقب به دیباچه نگار (۱۲۲۴۱۲۷۰) مؤلف کتاب ادبی گنج شایگان، بود.[۱۶] شیخ محمد حسن طالقانی (۱۲۸۷۱۳۷۱)، از علمای بزرگ تهران، نیز در این مدرسه فقه و اصول درس می‌داد.[۱۷]

یکی دیگر از مدارس قدیم تهران، مدرسه برهان است. این مدرسه که ظاهراً در دوره فتحعلی شاه ساخته شده بود، همان مدرسه‌ای است که حاج میرزا آقاسی، پس از درگذشت محمدشاه (۱۲۶۴) و قبل از ورود ناصرالدین شاه به پایتخت، از بیم جان در آن بست نشست. در دوره پهلوی، به همت شیخ علی اکبر برهان (متوفی ۱۳۳۹ش)، پیش نماز مسجد لرزاده در خیابان خراسان، تعمیرات کلی در این مدرسه به عمل آمد.[۱۸] شیخ محمود علائی (متوفی ۱۳۶۵ش)، از شاگردان آیت الله بروجردی نیز مدتی سرپرست این مدرسه بود و در آن تدریس می‌کرد.[۱۹]

در عهد ناصرالدین شاه

در دوره طولانی سلطنت ناصرالدین شاه، مدارس بسیاری در تهران ساخته شد. از جمله این بناها:

مسجد مدرسه شیخ العراقین که اکنون به نام مدرسه و مسجد ترک ها یا آذربایجانی‌ها نیز معروف و در بازار قدیم تهران واقع است. بانی این مدرسه عبدالحسین تهرانی معروف به شیخ العراقین بود که آن را از مال الوصایه امیر کبیر در ۱۲۷۰ بنا کرد. ۲۶ باب دکان وقف این مسجد مدرسه بوده است.[۲۰]

 دیگر مدرسه عهد ناصری، مدرسه آصفیه است که آن را حاج محمدقلی خان آصف الدوله، از مال الوصایه میرزا ابوالحسن خان، وزیر خارجه ناصرالدین شاه، در ۱۲۷۷ق در بازار تهران ساخت.[۲۱] آیت الله سید رضا فیروزآبادی (متوفی ۱۳۴۴ش)، عالم خیر و بانی بیمارستان فیروزآبادی شهر ری در همین مدرسه تحصیل کرد و در آنجا اقامت داشت.[۲۲]

مدرسه دیگر این دوره، مدرسه خازن الملک است که آن را حاج رحیم خازن الملک در ۱۲۹۵ وقف کرد.[۲۳] سرپرستی این مدرسه در دست خاندان آشتیانی بود. ملا محمد تقی آملی (متوفی ۱۳۹۱) تحصیلات مقدماتی خود را در همین مدرسه گذراند.[۲۴]

مدرسه معیرالممالک/ دوستعلی خان، از دیگر مدارسی بود که در عهد ناصری ساخته شد. دوستعلی خان معیرالممالک، صاحب مناصب مهم حکومتی در عصر قاجار، این مدرسه را در ۱۲۹۰، سال آخر عمرش، در نزدیکی امام زاده سید نصرالدین ساخت و اراضی و مغازه‌ها و حمام‌های متعددی را وقف آن کرد.[۲۵] شیخ محمدصادق طهرانی (متوفی ۱۳۱۴) فقیه برجسته و برادرش مولی محمد طهرانی، از مدرّسان به نام این مدرسه بودند و طلاب بسیاری از محضرشان استفاده می‌کردند.[۲۶] از دیگر استادان این مدرسه، سید صالح خلخالی (متوفی ۱۳۰۶)، شاگرد برجسته حکیم جلوه، و شیخ علی مدرس تهرانی(متوفی ۱۳۷۴)، فقیه برجسته و از شاگردان میرزا محمدتقی شیرازی و آخوند خراسانی، بودند.[۲۷] شیخ مهدی عبدالرب آبادی، مشهور به شمس العلما از مؤلفان نامه دانشوران ناصری، در همین مدرسه درس خوانده بود.[۲۸]

مدرسه صنیعیه یا حاج ابوالحسن نیز از مدارس دوره ناصری است که به همت حاج ابوالحسن اصفهانی، ملقب به صنیع الملک و دارای منصب معمارباشی گری، ساخته شد و بنای آن در ۱۳۰۳ به پایان رسید.[۲۹]

مدرسه مهم دیگر، کاظمیه ساخته میرزا سیدکاظم، مستوفی اصطبل سلطنتی، بود که علی اکبر مجتهد تفرشی در آن تدریس می‌کرد.[۳۰]

مدرسه دانگی نیز از مدارس پراعتبار عصر ناصری است. مؤسس این مدرسه سید جعفر لاریجانی بود.[۳۱] از بزرگترین مدرّسان این مدرسه، میرزا حسن کرمانشاهی (متوفی ۱۳۳۶) بود که پس از استادش، ابوالحسن جلوه، کرسی تدریس حکمت را در اختیار داشت.[۳۲] شیخ داوود لاریجانی(متوفی بعد از ۱۳۱۵) از فقهای تهران و آقا بزرگ تهرانی در همین مدرسه حجره داشتند و تحصیل می‌کردند.[۳۳]

دیگر مدرسه شناخته دوره ناصری، مدرسه منیریه، متصل به بقعه سید نصرالدین در خیابان خیام تهران بود که به همین اعتبار نام سید نصرالدین نیز بدان داده‌اند. این مدرسه از بناهای امیرنظام، حاکم تهران بود که خواهرش منیرالسلطنه، همسر ناصرالدین شاه، به تکمیل آن همت گماشت و در ۱۳۱۱ با مراسمی خاص افتتاح شد.[۳۴] ملا محمد هیدجی (متوفی ۱۳۱۴)، حکیم برجسته حوزه تهران، و میرزا ابراهیم بن ابی الفتح زنجانی (متوفی ۱۳۵۱)، فقیه، فیلسوف و ریاضی دان برجسته، از استادان مشهور این مدرسه بودند و آقا بزرگ تهرانی، دانش حساب و هیئت را در این مدرسه خواند[۳۵]

به جز اینها مدارس و مسجد مدرسه‌های دیگری نیز در دوره ناصری دایر بود، مانندسپهسالار، عبداللّه خان، حاج ابوالفتح/ فتحیه، آقارضاخان، و نیاکی.[۳۶]

پس از عهد ناصری

ساخت مدارس علمیه پس از عصر ناصری از رونق افتاد. حسین کریمان[۳۷] در کنار مدارس بسیاری که از دوره ناصری و قبل از آن نامبرده، فقط به یک مدرسه پس از عصر ناصری به نام محمودیه اشاره کرده است که سید محمود جواهری آن را در ۱۳۲۵ در سرچشمه تهران ساخته بود.[۳۸] سرآمدِ استادان این مدرسه، شیخ عبدالنبی نوری (متوفی ۱۳۴۴)، از مراجع تقلید تهران و استاد بسیار برجسته فقه و اصول، بود.[۳۹]

پس از سقوط رضاشاه

پس از سقوط رضا شاه که پیگیر سیاستهای ضد مذهب و روحانیت بود، در دهه ۱۳۲۰ش، شیخ علی اکبر برهان (متوفی ۱۳۳۹ش) اقدام به تأسیس مدرسه لرزاده کرد. میرزا علی آقا فلسفی، مجتهد نامدار ساکن مشهد (متوفی ۱۳۸۴ش)، پس از بازگشت از نجف و پیش از انتقال به مشهد، مدتی در این مدرسه کفایه تدریس می‌کرد.[۴۰]

مواد درسی

در حوزه تهران، تعلیم همه علوم متداول در سایر حوزه‌ها مانند ادبیات، فقه و اصول، فلسفه و تفسیر قرآن معمول بود و علمای برجسته‌ای در این زمینه‌ها به تدریس و پژوهش مشغول بوده‌اند.

ادبیات

ملا محمد هزار جریبی، مشهور به سیبویه (متوفی ۱۲۹۸) استاد برجسته ادبیات عرب بود.[۴۱]

شیخ علی استرآبادی (متوفی ۱۳۱۵)، فقیه و دانشمند برجسته، کتاب البُرْدالیمانی فی الفاظ المعانی را تألیف کرد.[۴۲]

نوشتار اصلی: میرزا ابوالفضل تهرانی

حاج میرزا ابوالفضل تهرانی از شاگردان میرزای شیرازی، علاوه بر مقامات علمی، استاد مسلّم ادبیات عرب نیز بود و حاج ملاعلی کنی در ۱۳۰۰ که حاج میرزا ابوالفضل عازم سفر به عتبات و ادامه تحصیل در آنجا بود، وی را مجتهد در همه علوم و بی‌نیاز از مهاجرت به عراق خوانده بود. وی در ۱۳۱۰ به تهران بازگشت و به تدریس علوم دینی مشغول شد.[۴۳] از وی دیوان شعری به عربی مانده که محدّث ارموی آن را تصحیح و در ۱۳۶۹ منتشر کرده است.

محمد حسین گرگانی معروف به شمس العلما و ملقب به جناب (متوفی بعد از ۱۳۵۳)، از شاگردان حوزه درسی میرزا آشتیانی و ملاعلی کنی و حاج میرزا ابوالفضل تهرانی و صاحب اجازه از آنان،[۴۴] در ادبیات عرب و نیز فارسی سرآمد بوده و چند اثر در این زمینه تألیف کرده است مانند ابدع البدایع در علم بدیع که بسیار بدیع و همراه با مثال های شیرین تنظیم شده، و نورالحدقة و نورالحدیقة در علم عروض. از وی بیش از سه هزار بیت شعر فارسی و عربی باقی مانده است.[۴۵]

از استادان متأخر ادبیات باید از غلام حسین خیری دامغانی، محمد علی ادیب تهرانی، و باقر بن محمد رفیع تهرانی معزی نام برد. آقابزرگ طهرانى همراه حدود بیست طلبه دیگر مطوّل را در مدرسه مروی نزد شیخ باقر معزّی طهرانی خواند.[۴۶]

ادبیات فارسی

حوزه تهران علاوه بر ادبیات عرب، در ادبیات فارسی نیز منشأ خدمات مهمی بود است؛

شیخ حسن تنکابنی از علمای قرن سیزدهم، در شعر و ادبیات فارسی مهارت داشت.[۴۷]

میرزا مصطفی آشتیانی، معروف به افتخارالعلماء (متوفی ۱۳۲۷)، فرزند میرزا حسن آشتیانی، فردی ادیب بود و تخلص صهبا داشت و منظومه افتخارنامه حیدری را در شرح حوادث خلافت علی علیه‌السلام و بر وزن شاهنامه سرود.[۴۸]

از دیگر دانش آموختگان مشهور در ادب فارسی در حوزه تهران، خوشدل تهرانی، شاعر دوره مشروطه و طلبه مدرسه مروی، سید عبدالرحیم خلخالی(متوفی ۱۳۶۱) و سید نصرالله تقوی بودند.

فقه و اصول فقه

حوزه علمیه تهران در فقه و اصول عمدتاً تحت تأثیر حوزه نجف و تا حدی اصفهان بوده است و دانش آموختگان نزد علمای برجسته عتبات مانند شیخ مرتضی انصاری، آخوند خراسانی، سید محمد کاظم یزدی و میرزای شیرازی، پس از بازگشت به تهران، میراث علمی استادان خود را به طلاب منتقل می‌کردند و به تألیف و تحقیق در موضوعات فقهی و اصولی می‌پرداختند.

اساتید مشهور عصر قاجار

محمد جعفر استرآبادی معروف به شریعتمدار، از مراجع بزرگ شهر، کتاب موائدالعوائد را در قواعد اصولی در چهل هزار سطر و موالید الاحکام را در احکام فقهی بر پایه مذهب شیعه و چهار مذهب فقهی معروف اهل سنّت نوشت.[۴۹]

فرزند محمدجعفر استرآبادی، شیخ علی استرآبادی، از شاگردان شیخ مرتضی انصاری و صاحب جواهر، نیز از فحول فقهای تهران بود که آقابزرگ افزون بر هفتاد اثر او را برشمرده است.[۵۰]

فرزند علی بن محمدجعفر شریعت مدار، عبدالنبی استرآبادی (متوفی ۱۳۴۰) نیز از فقیهان و مراجع تهران بود.[۵۱]

محمد حسن آشتیانی (متوفی ۱۳۱۹) و فرزندان وی نیز از استادان فقه و اصول حوزه تهران بودند. وی از شاگردان خاص شیخ انصاری و نخستین عالمی بود که به طور گسترده‌اندیشه‌های اصولی شیخ مرتضی انصاری را در ایران نشر داد[۵۲] و احتمالا از همین رو وی ناشر اصول فقه به سبک نوین در تهران شمرده شده است.[۵۳] حلقه درس وی یکی از گسترده‌ترین و پربارترین حلقه‌های درسی حوزه تهران بود و صدها فقیه و مجتهد در درس او شرکت می‌کردند.[۵۴]

حاج میرزا ابوالقاسم کلانتر تهرانی نیز یکی دیگر از شاگردان برجسته شیخ انصاری و نویسنده تقریرات درس اصول او بود که در تهران کرسی تدریس مهمی داشت.

 فرزند حاج میرزا ابوالقاسم کلانتر، حاج میرزاابوالفضل تهرانی نیز در سیاق همین فقیهان بزرگ درخور ذکر است.

از فقهای بزرگ دیگر این دوره باید از آخوند ملاکاظم (متوفی ۱۲۷۲)،[۵۵] حاج ملا علی کنی و ملا نظر علی طالقانی (متوفی ۱۳۰۶) نام برد.

از دیگر مدرّسان برجسته فقه و اصول، سید عبدالکریم لاهیجی (متوفی ۱۳۲۳) شاگرد برجسته مرتضی انصاری بود که پس از بازگشت از نجف با تأکید شیخ انصاری و پی گیری های حاج ملاعلی کنی، به تدریس در مدرسه مروی مشغول شد.

سیدابراهیم بن سیدعلی اصغر حسینی تهرانی، شاگرد میرزای شیرازی، و فرزندش سیدمحمدصادق تهرانی نیز از مدرّسان برجسته فقه بودند.[۵۶]

شیخ فضل الله نوری (متوفی ۱۳۲۷)، از شاگردان میرزای شیرازی در سامرا، مدرّس برجسته و فقیه صاحب نظر حوزه تهران بود. مجلس درس او سخت مورد استقبال و مایه مباهات شاگردان او بود و مجتهدان بسیاری پای درس او می‌نشستند.[۵۷]

از مراجع و فقهای معاصرِ شیخ فضل اللّه نوری، سید جمال الدین افجه ای (متوفی ح ۱۳۳۰) بود که سپیده دمان در خانه خود تدریس می‌کرد و پدر آقا بزرگ طهرانی نیز تبرکاً در این جلسات حضور می‌یافت.[۵۸]

شیخ عبدالنبی نوری نیز مدرّس برجسته فقه و اصول بود و برخی او را در دانش‌های عقلی و نقلی اعلم علما در شهر تهران شمرده‌اند.[۵۹]

شیخ محمدرضا تنکابنی (متوفی ۱۳۴۵ش) از شاگردان سید محمد کاظم یزدی و آخوند خراسانی، پس از بازگشت از نجف به تدریس فقه و اصول در سطح و خارج پرداخت. در حوزه تهران چنین شهره بود که او آرا و سخنان تازه اصولی آخوند خراسانی را به ایران آورده است.[۶۰] وی یکی از چهار روحانی بزرگی بود که در دوره اعمال فشار بر عالمان دینی و ممنوعیت پوشش روحانی، در تهران مجاز به استفاده علنی از لباس ویژه روحانیان بود.

اساتید مشهور عصر پهلوی

از استادان مشهور و پرفضل فقه و اصول در حوزه تهران در عصر پهلوی، سیدصدرالدین بن حسین جزایری شوشتری (متوفی ۱۳۸۶) از نوادگان سید نعمت الله جزایری بود. وی پس از تحصیلات عالیه در مشهد، نجف و کربلا به تهران آمد و در مسجد بازار عباس آباد به اقامه نماز جماعت و تدریس پرداخت.[۶۱]

شیخ محمد تقی آملی (متوفی ۱۳۹۱/۱۳۵۰ش)، شاگرد شیخ عبدالنبی نوری و میرزا حسن کرمانشاهی در تهران و سپس شاگرد آقاضیاء عراقی و میرزای نائینی و سید ابوالحسن اصفهانی در نجف و نیز بهره‌مند از ارشادات سید علی قاضی طباطبایی، از وجوه علمای جامع تهران در این دوره بود. وی سطح و خارج فقه و اصول و نیز فلسفه تدریس می‌کرد. کتاب مصباح الهدی فی شرح العروةالوثقی از تألیفات فقهی مشهور اوست.[۶۲]

از فقهای بزرگ و صاحب رساله تهران در دوره پهلوی دوم، سید احمد خوانساری (متوفی ۱۳۶۳ش) برآمده از حوزه‌های اصفهان، نجف و قم و از برجسته‌ترین شاگردان حائری در اراک و قم بود. وی در دوره مرجعیت عامه آیت الله بروجردی و با نظر ایشان در ۱۳۳۰ش، از قم به تهران آمد. حلقه درس فقه و اصول او در مسجد سید عزیزاللّه بازار، که پیش نماز آن نیز خود او بود، تشکیل می‌شد و فضلای بسیاری در درس او شرکت می‌کردند. کتاب جامع المدارک فی شرح مختصرالنافع از تألیفات پرارزش اوست.[۶۳]

و متاخرترین مرجع تقلید ساکن تهران آیت الله آقا مجتبی تهرانی بود.

تفسیر

فعالیت‌های حوزه تهران در زمینه تفسیر قرآن، چندگونه نمودار شده است: تألیف کتابهای تفسیر، تدریس علم تفسیر و علوم قرآنی برای طلاب، و تشکیل جلسات عمومی تفسیر قرآن که مردم عادی هم امکان استفاده از این جلسات را داشته‌اند.

سابقه توجه به تفسیر قرآن در حوزه تهران به نخستین دهه‌های تشکیل این حوزه می‌رسد. مولی محمد رضا همدانی (متوفی ۱۲۴۷) تفسیری به نام الدّر النظیم فی تفسیرالقرآن الکریم داشته است.[۶۴]

محمدجواد استرآبادی شریعت مدار از مدرّسان و مفسران پرکار حوزه تهران بود. برخی از آثار قرآنی او عبارت اند از: دلائل المرام فی تفسیر آیات الاحکام.[۶۵] حاشیه بر تفسیر بیضاوی،[۶۶] مظاهرالاسرار، و مشکلات القرآن.[۶۷] فرزندش شیخ علی شریعت مدار نیز چندین اثر تفسیری دارد.[۶۸]

میرزا محمد علی دربندی، مشهور به کاظم بگ هم تفسیری موسوم به مفتاح کنوزالقرآن (سنپترزبورگ ۱۲۷۶) در کشف آیات قرآن داشته که آن را به نام ناصرالدین شاه نوشته است.[۶۹]

شیخ مولی آقا تهرانی (زنده در ۱۲۹۴) از مفسران حوزه تهران بود. کتاب مفصّل البیان فی علم القرآن از آثار اوست. این کتاب ترجمه و شرح مجمع البیان ابوعلی طبرسی است.[۷۰]

حاج ملا علی کنی نیز کتاب ایضاح المتشابهات را در مشکلات تفسیر قرآن نوشت. در همین زمینه ملا محمدتقی کاشانی (متوفی ۱۳۲۱) نیز کتاب توضیح الآیات را تألیف کرد.[۷۱]

در همین سال ها، سید محمدعلی شاه عبدالعظیمی (متوفی ۱۳۳۴) کتاب منتخب التفاسیر را تألیف کرد.[۷۲]

شیخ محمود تهرانی نیز کتاب خلاصةالتفاسیر (تهران ۱۳۵۲) را نوشت. وی در صفحه مقابلِ هر صفحه از آیات قرآن، تفسیر آن را درج کرد[۷۳] که کاری نو به شمار می‌رفت.

سید علی لاریجانی حائری (متوفی ۱۳۵۳) از شاگردان میرزای شیرازی، در ۱۳۱۲، تفسیری به فارسی به نام مُقْتَنَیات الدُرَر و مُلْتَقَطات الثَّمَر نوشت که در دوازده مجلد در سال های ۱۳۷۷۱۳۸۱ به چاپ رسید.[۷۴]

 در همین سال ها، جعفر لنکرانی (متوفی ۱۳۲۲)، شاگرد میرزای نائینی، و میرزا احمد یمنی (متولد ۱۳۲۰) نیز جلسات درس تفسیر داشتند.[۷۵]

محمد علی شاه آبادی (متوفی ۱۳۶۹) نیز از علمای قرآن پژوه تهران بود و کتاب القرآن و العترة از آثار قرآنی اوست.[۷۶]

میرزامحمدمهدی الهی قمشه ای (متوفی ۱۳۹۳)، افزون بر تدریس حکمت و فلسفه، درس تفسیر قرآن نیز داشت.[۷۷] وی حواشی سودمندی بر تفسیر ابوالفتوح رازی نوشته است.[۷۸]

 میرزا ابوالحسن شعرانی (متوفی ۱۳۹۳/ ۱۳۵۲ش) نیز علاوه بر تدریس فقه، کلام و علوم دیگر، قرآن پژوه برجسته حوزه تهران بود. وی علاوه بر جلسات تفسیر، که متن آن مجمع البیان بود، در حوزه‌های گوناگون علوم قرآنی چون شرح مفاهیم و احیای آثار قرآنی کوشش‌های فراوانی کرده است. مهمترین کار او در این زمینه تصحیح کتاب تفسیر ابوالفتوح رازی و نوشتن تعلیقات بر آن و تألیف نثر طوبی در شرح واژه‌های قرآنی بوده است.

سید محمد کاظم عصار تهرانی (متوفی ۱۳۹۴/ ۱۳۵۳ش) دیگر استاد حکمت حوزه تهران نیز مطالعات قرآنی فراوانی داشته و تفسیر سوره حمد وی به عنوان «تفسیر قرآن کریم» که در فاصله ۱۳۱۵ش تا ۱۳۱۷ش صورت گرفته در مجموعه آثار عصار به همت سید جلال الدین آشتیانی به چاپ رسیده است.[۷۹]

 دیگر مفسر برجسته حوزه تهران، سیدکاظم گلپایگانی از شاگردان مبرّزِ حائری بود.[۸۰]

برگزاری جلسات تفسیر در حوزه تهران

از جلسات تفسیر قرآن که در دهه‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی (۱۳۵۷ش) در دانشگاه‌ها و مساجد برای استفاده عام‌تر برگزار می‌شد، جلسات تفسیر مرتضی مطهری (شهادت ۱۳۵۸ش) و سید محمود طالقانی (متوفی ۱۳۵۸ش) بود. در همین سالها میرزا محمد ثقفی (متوفی ۱۴۰۵)، از شاگردان عبدالکریم حائری یزدی و سید ابوالحسن اصفهانی، تفسیری فارسی به نام روان جاوید نوشت.

دانش‌های دیگر

در حوزه تهران، مانند بسیاری از حوزه‌های علمی شیعی، در کنار علوم مختلف دینی، دانش‌های کاربردی مانند طب، ریاضیات، جبر، مقابله و هیئت نیز تدریس می‌شده است.

یکی از مدرّسان برجسته ریاضی ملا علی محمد اصفهانی، معروف به غیاث الدین جمشید ثانی (متوفی ۱۲۹۳) عالم و ریاضی دان برجسته حوزه اصفهان، بود که در ۱۲۷۴ به دعوت علی قلی میرزا اعتضادالسلطنه، وزیر علوم، برای تدریس ریاضی در دارالفنون به تهران آمد. او در موضوعات خواص اعداد، لگاریتم و کیمیا کتاب‌هایی نوشت. تکملةالعیون او در جبر و مقابله مشهور است.[۸۱]

میرزا لطف علی صدرالافاضل (متوفی ۱۳۱۰)، دانش آموخته مدرسه سپهسالار و شاگرد ابوالحسن جلوه و شیخ علی نوری، در هندسه و اسطرلاب و نجوم مهارت داشت.[۸۲]

ابوالقاسم نائینی معروف به سلطان الحکماء (۱۲۴۵۱۳۲۲) در مدرسه دارالفنون طب تدریس می‌کرد. نائینی پزشک ویژه ناصرالدین شاه نیز بود و کتابی نیز به نام ناصرالملوک در طب نوشت.[۸۳]

میرزا محمد جواد نهاوندی (متوفی ۱۳۳۲ یا ۱۳۳۴)، مشهور به جهان بخش، از علمای هَیوی و ریاضی دان به شمار می‌رفت. وی در فقه و اصول شاگرد میرزا محمد حسن آشتیانی، و در ریاضیات شاگرد میرزاعبدالرحیم نهاوندی بود. وی که چند سالی مسئولیت تنظیم و تهیه تقویم را برعهده داشت، صاحب تألیفاتی نیز در اعداد، نجوم و زیج بوده است.[۸۴]

میرزا ابراهیم زنجانی (متوفی ۱۳۵۱)، فقیه، حکیم و ریاضی دان، شاگرد میرزا محمد حسن آشتیانی در علوم نقلی و شاگرد میرزا ابوالحسن جلوه در علوم عقلی و استاد ریاضیات بود و در مدارس امامزاده زید و منیریه تدریس می‌کرد. وی علاوه بر تألیف چند کتاب در ریاضیات و فقه، کتابی نیز در ردّ فرقه بابیه نوشت و سال های پایانی را در زنجان سپری کرد.[۸۵]

میرزا محمدطاهر تنکابنی (متوفی ۱۳۶۰/ ۱۳۲۰ش)علاوه بر علوم عقلی و نقلی در علوم ریاضی و طب تبحر داشت و چندین دوره کتاب قانون را تدریس کرد و حواشی مفیدی بر آن نوشت.[۸۶]

سید حسن طبیب چپرسری (متوفی ۱۳۶۰) دانش آموخته محضر جلوه و سیدمحمدتقی تنکابنی در طب چیره دست بود و به زبانهای عربی و فرانسه تسلط داشت، کتاب الامراض، و علم شیمی یا صنایع شیمی، از تألیفات اوست.[۸۷]

میرزا حبیب الله عراقی تهرانی، مشهور به ذوالفنون تهرانی (متوفی ۱۳۶۷) از شاگردان میرزا حبیب اللّه رشتی و فاضل شربیانی و میرزا خلیل تهرانی، استاد ریاضیات بود و در جبر و هندسه و هیئت و اسطرلاب تبحر بسیار داشت و محمدحسین کیشوان، شیخ محمد سماوی، شیخ اسماعیل تهرانی و شیخ ابوالحسن شعرانی از شاگردان او به شمار می‌روند.[۸۸]

شیخ محمدتقی آملی، کتابهای خلاصةالحساب شیخ بهائی، فارسی هیأت قوشچی، شرح چغمینی و شرح بیست باب مظفر و تحریر اقلیدس را در گروه کتابهای درسی دوران تحصیلِ خود برشمرده است[۸۹] میرزا مهدی آشتیانی (متوفی ۱۳۷۲) و میرزا احمد آشتیانی (متوفی ۱۳۹۵) نیز در علم ریاضیات استاد بودند.

ابوالحسن شعرانی نیز استاد طب قدیم و ریاضیات بود و به سفارش سید حسن مدرس در مدرسه سپهسالار تدریس ریاضیات می‌کرد و کتاب قانون بوعلی و شرح اسباب در طب قدیم از کتب تدریسی او بود. حسن حسن زاده آملی طب و نجوم قدیم را از وی آموخته است.[۹۰]

حوزه تهران و تحولات جدید

به طور کلی از دوره قاجار بدین سو، تهران مرکز مواجهات ایرانیان با مظاهر تمدن و فرهنگ مغرب زمین و اندیشه‌ها و آرا و مذاهب گوناگون و محل جنبش ها و حرکتهای اجتماعی و سیاسی متعددی بوده است. باتوجه به چنین شرایطی، هرگونه تلاش برای تبیین فعالیت ها و گرایش های حوزه علمیه تهران، بدون بررسی چگونگی مواجهه این حوزه با تحولات جدید و نیز تأثیر این تحولات بر چند و چون فعالیت های حوزه تهران، ناقص و نامفهوم خواهد بود. تحت تأثیر چنین شرایطی بود که حوزه تهران، علاوه بر فعالیت گسترده در عرصه تبلیغات عمومی، چه به گونه شفاهی و چه به صورت عرضه آثار مکتوب، در ایجاد مدارس جدید و کمک به رونق و پیشرفت آنها مشارکت ورزید و فراتر از این دست فعالیت های فرهنگی، پیشاپیش حرکت ها و جنبش ها و فعالیت های سیاسی، از واقعه تنباکو و مشروطه گرفته تا انقلاب اسلامی، به گستردگی حضور یافت.

عرصه تبلیغات شفاهی

تهران با وقوف بر شرایط اجتماعی و فرهنگی و بافت ویژه جمعیتی تهران، بر ضرورت استفاده گسترده‌تر و سنجیده‌تر از منابر و خطابه‌ها بیش از پیش پی برد و با تربیت خطیبان و واعظان برجسته، عرصه تبلیغات شفاهی را در تهران و حتی در شهرهای دیگر، به ویژه در ماه های محرّم و رمضان در اختیار گرفت.

سخنرانان مشهور

از میان صدها سخنور نامی تهران، برخی مشهورتر شده‌اند.

ملا فیض الله دربندی پیش نماز مسجد سقّاباشی سخنوری بی‌پروا بود و به علت خرده گیری بر سیاست های ناصرالدین شاه از تهران تبعید شد.[۹۱]

ملاآقا دربندی مشهور به فاضلِ دربندی (متوفی۱۲۸۵یا۱۲۸۶)، فقیه و رجالی برجسته و صاحب تألیفاتی چون خزائن الاحکام و اسرارالشهادة منبرهای پررونقی داشت و در امر به معروف و نهی از منکر صریح و کوشا بود.[۹۲]

از دیگر واعظان مشهور این دوره باید به ملا باقر واعظ تهرانی (متوفی ۱۳۱۳) صاحب الخصایص الفاطمیة[۹۳] و ملا اسماعیل واعظ سبزواری (متوفی ۱۳۱۲)،[۹۴] شیخ عباس نهاوندی (متوفی۱۳۱۱) شاگرد شیخ مرتضی انصاری و پیش نماز مسجد دانگی و میرزا محمدرضا همدانی تهرانی (متوفی ۱۳۱۸) اشاره کرد. محمدرضا تهرانی، مؤلف چنداثر در رد مسالک انحرافی،مثل شیخیه، واعظی بسیار خوش سخن بود و در پای منبر او مردمِ بسیار و حتی مجتهدان حاضر می‌شدند.[۹۵] پای منبر سید ریحان الله بروجردی، مشهور به کشفی (متوفی ۱۳۲۸) فقیه، مفسر و مؤلف برجسته نیز انبوه عوام و خواص حضور می‌یافتند.[۹۶]

وعاظ و خطیبان نامدار حوزه تهران

در میان دیگر وعاظ و خطیبان نامدار حوزه تهران این نام‌ها مشهورترند : محمدعلی معروف به فاضل هزار جریبی (متوفی ۱۳۳۴)،[۹۷] عیسی چاله میدانی (متوفی ۱۳۳۹) عالم برجسته تهران،[۹۸] شیخ محمد واعظ تهرانی ملقب به سلطان المتکلمین مؤلف کتاب بشارات الامة و زبدةالمآثر (متوفی ۱۳۵۳)[۹۹] سلطان الواعظین شیرازی (متوفی ۱۳۹۱)، شیخ محمدحسین زاهد فصیح الزمان شیرازی، میرزا عبدالله صبوحی (متوفی ۱۳۷۰)،[۱۰۰] سید صادق تهرانی (متوفی ۱۳۷۰)،[۱۰۱] شیخ عباس تهرانی (متوفی ۱۳۴۴ش)، میرزا علی هسته ای (متوفی ۱۳۴۷ش) مجتهد برآمده از حوزه اصفهان، شیخ حسین خندق آبادی (متوفی ۱۳۴۵ش)، محمد ابراهیم آیتی (متوفی ۱۳۴۰ش)، شهید مرتضی مطهری، حسین علی راشد تربتی (متوفی ۱۳۵۸ش)، صدر بلاغی (متوفی۱۳۷۳ش)، و محمد تقی فلسفی (متوفی ۱۳۷۷ش) که خطیبی بسیار توانا بوده و شهرتش از تهران و حتی ایران هم فراتر رفته است.

برگزاری مجالس مناظره

علمای حوزه تهران، علاوه بر استفاده گسترده از مجالس وعظ، برای رویارویی با تبلیغات ضد دینی یا شبهه افکنی های مخالفان، به ویژه فعالیت های مذهبی سیاحان خارجی و مبلّغان مسیحی که در تهران به تنوع امکان بروز می‌یافت، مجالس مناظره و نقد و نظر نیز برپا می‌کردند، یا تألیفاتی در نقد آرای آنان پدید می‌آوردند.

یکی از اولین عالمان مناظره کننده با مخالفان، شیخ محمدرضابن محمدامین همدانی (متوفی ۱۲۴۷) بود که بارها با پیروان مذاهب دیگر به بحث و مناظره پرداخت. وی هم چنین کتاب مفتاح النبوة، و ارشادالمضلین را در پاسخ میزان الحق هنری مارتین مسیحی تألیف کرد.[۱۰۲]

سیدعلی بن حسین حسینی طهرانی (متوفی ح ۱۳۰۶) که از هم بحثان میرزای شیرازی و شاگرد شیخ مرتضی انصاری در نجف بود، پس از بازگشت به تهران با تکیه بر تسلطی که بر زبان عبری داشت، کتاب اقامةالشهود فی رَدالیهود نوشته میرزامحمدرضا جدیدالاسلام یزدی (تألیف دوره فتحعلی شاه) را از عبری به فارسی درآورد و خود نیز مطالبی بر آن افزود و آن را اقامةالشهود فی ردّالیهود فی منقول الرضا (معروف به منقول رضائی) نام نهاد.[۱۰۳]

میرزا ابوالفضل نوری، معروف به فخرالاسلام نیز پس از ترک مسیحیت و تشرف به اسلام، در ۱۳۱۹ در جلسات هفتگی در منزل سیدمحمد صادق طباطبایی با حضور برخی از عالمان مسلمان دیگر شرکت می‌کرد که در آنها به شبهه‌های دینی پاسخ گفته می‌شد. فخرالاسلام چند کتاب در نقد مسیحیت نوشته است.[۱۰۴]

آثار مکتوب

علمای حوزه تهران علاوه بر فعالیت گسترده در عرصه تبلیغات عمومی به صورت شفاهی، از تولید و عرضه آثار مکتوب نیز غافل نبوده‌اند. این آثار که مخاطبان آن عموم کتاب خوانان بوده‌اند، برخلاف آثار تخصصی که به زبان عربی بوده، به فارسی نوشته شده و مشتمل بر مباحثی در اصول و فروع دین و زندگی امامان است.

شیخ هادی نجم آبادی نویسنده تحریرالعقلاء در کتاب خود کوشیده ضمن خرافه زدایی از دین و دعوت به انصاف و تعقل، حقیقت دعوت انبیا و قرآن را تبیین نماید و نادرستی فرقه سازی‌های جدید را توضیح دهد.

حاج مهدی سراج انصاری (متوفی ۱۳۴۰ش) فرزند میرزاعبدالرحیم کلیبری انصاری، نیز از نویسندگانی بود که از دهه ۱۳۲۰ش به این سو در راه مبارزه با تحریف‌ها و انحراف ها، به ویژه در مواجهه با آثار احمد کسروی، تلاش های زیادی به عمل آورد؛ از جمله آثار او این هاست: نبرد با بی‌دینی، دین چیست و برای چیست؟، در پیرامون ماتریالیسم، خرد چیست و خردمند کیست؟[۱۰۵]

ابوالفضل خراسانی (متوفی ۱۳۹۱/ ۱۳۵۰ش) از شاگردان شیخ عبدالکریم حائری نیز علاوه بر ایراد سخنرانی های مؤثر، در ۱۳۲۵ش/ ۱۳۶۵ق رساله مفصّلی در ضرورت حجاب شرعی با بیانی جذاب با نام احسن الحکایات فی حجاب السافرات نوشته است.[۱۰۶]

میرزا احمد آشتیانی، فرزند محمدحسن آشتیانی، مؤلف بیش از شصت اثر در حوزه‌های گوناگون دینی، آثاری نیز به زبان فارسی نوشت.

شیخ ذبیح الله محلاتی نیز درباره زندگی امامان و بزرگان شیعه آثاری پدید آورد. مشهورترین اثر او کتاب ریاحین الشریعة در شرح احوال زنان دانشمند شیعه است.

حسن فرید گلپایگانی (متوفی ۱۳۶۶ش) نیز که در ۱۳۲۳ش/۱۳۶۴ق از قم به تهران آمد، چند اثر از جمله قانون اساسی اسلام، تفسیر سوره حشر، و رساله‌ای در ولایت پدید آورد.

حسین عمادزاده اصفهانی (متوفی ۱۳۶۹ش) نیز آثار گوناگونی به ویژه در باب زندگانی ائمه شیعه تألیف کرد.

محمدباقر کمره ای (متوفی ۱۳۷۴ش) نیز علاوه بر تألیف کتاب هایی به عربی، آثاری نیز به فارسی ساده نوشته و آثار کلاسیک شیعه به ویژه برخی از تألیفات شیخ صدوق را به فارسی ترجمه کرده است.

حوزه تهران و جراید

تبلیغات کتبی حوزه تهران به تألیف و عرضه کتابهای دینی به زبان فارسی، محدود نبوده، بلکه ایجاد و راه‌اندازی جراید مذهبی یا درج مقالات مذهبی در نشریات[۱۰۷] از ظرفیت‌های مورد استفاده علمای حوزه تهران بوده است. راه‌اندازی این نشریات به ویژه در صدر نهضت مشروطه بسیار گسترش داشت، از جمله:

مجله دعوةالحق به صاحب امتیازی شیخ محمد علی بهجت دزفولی از شاگردان آخوند خراسانی که انتشار آن از ۱۳۲۱ آغاز شد.

دعوةالاسلام نیز به صاحب امتیازی سید محمدعلی تهرانی چاله میدانی از خطبای تهران که در ۱۳۲۵ آغاز به نشر کرد.

در همین سال شیخ فضل الله نوری برای تبیین اندیشه‌های خود در مخالفت با مشروطه اقدام به انتشار روزنامه کرد.[۱۰۸]

راه‌اندازی روزنامه مجلس نیز به دستور مظفرالدین شاه برعهده یکی از علمای حوزه تهران، میرزا محسن مجتهد، امام جمعه تهران، قرار گرفت. مدیریت این روزنامه را که اولین شمارهاش در ۸ شوال ۱۳۲۴ انتشار یافت، یکی دیگر از علمای حوزه، سید محمدصادق حسینی طباطبایی برعهده داشت.

با روزنامه حبل المتین نیز علمایی چون شیخ یحیی کاشانی، درس آموخته حوزه نجف و تهران و مدیر روزنامه مجلس، همکاری می‌کردند.[۱۰۹]

 ابوالحسن طالقانی(متوفی ۱۳۵۰)، پدر سیدمحمود طالقانی، نیز جریده البلاغ را بنیان نهاد که اقدام او تشویق و حمایت سید ابوالحسن اصفهانی را در پی داشت.[۱۱۰]

با پدید آمدن آزادی های سیاسی و اجتماعی مشابه عصر مشروطه، پس از شهریور ۱۳۲۰، بار دیگر زمینه رونق مطبوعات فراهم شد و علمای حوزه تهران نیز بار دیگر به راه‌اندازی نشریات اسلامی روی آوردند. از جمله نشریات این دوره می‌توان به نشریه‌های مجد، و نور دانش از منشورات انجمن تبلیغات اسلامی (تأسیس ۱۳۲۱ش) اشاره کرد.

در همین دوره شیخ مهدی سراج انصاری از علمای حوزه، از نویسندگان دائمی هفته نامه آیین اسلام به مدیریت نصرت اللّه نوریانی، و دنیای اسلام به مدیریت سید محمدعلی تقوی بوده است.[۱۱۱]

حوزه تهران و مؤسسات جدید آموزشی

حوزه علمیه تهران با بهره‌مندی از تجارب گرانبهای آموزشی و برخورداری از مدرّسان زبردست در علوم ادبی و حکمت و نیز طب و ریاضی، در نقش مستحکم‌ترین پشتوانه علمی مراکز جدید آموزشی ظاهر شد. پیوند این حوزه با این گونه مراکز، از دارالفنون گرفته تا دانشگاه تهران و برخی دبیرستانها و دبستانها، چنان بوده که می‌توان این مراکز را به گونهای مولود حوزه تهران تلقی کرد. با راه‌اندازی مؤسسه دارالفنون در تهران، که هدف اعلام شده آن پیشرفت صنعت و فرهنگ بود، بسیاری از استادان و مدرّسان حوزه به تدریس در این مؤسسه روی آوردند. علمای حوزه علاوه بر تدریس در این مؤسسات جدید آموزشی، خود نیز در راه‌اندازی اینگونه مدارس سهیم شدند یا دستکم توسعه و تقویت آنها را تشویق می‌کردند. چنانکه شیخ فضل الله نوری، مردم دیندار را به راه‌اندازی مدرسه‌های جدید ترغیب می‌کرد و خود نیز در کمک به این راه پیش قدم شده بود.[۱۱۲]

مدارسی که با مباشرت علمای حوزه تاسیس شد

برخی از مهمترین مدارسی که به مباشرت علمای حوزه، در تهران ایجاد شده است عبارت‌اند از:

مدرسه قدسیه که میرزا ابراهیم لاریجانی معروف به سیدالعلماء (متوفی ۱۳۳۳) از شاگردان میرزا محمد حسن آشتیانی و ابوالحسن جلوه به ایجاد آن همت گماشت.[۱۱۳]

مدرسه اسلام که بانی آن سید محمد طباطبایی و مدیرش پسر او، محمدصادق طباطبایی، بوده است.[۱۱۴]

مدرسه ضیاءالدین درّی از فلاسفه حوزه اصفهان.[۱۱۵]

دبستان نو، ویژه دختران، دبستان نو، ویژه پسران و کودکستان و چند مؤسسه مشابه دیگر که بانی آنها شیخ جواد فومنی حائری (۱۳۳۰ق ۱۳۸۴/ ۱۳۴۳ش) بوده است.

مدرسه علوی که به اهتمام تنی چند از روحانیان و دانشگاهیان و در رأس آنان شیخ علی اصغر کرباسچیان معروف به علامه در ۱۳۳۵ش بنیاد نهاده شد. کرباسچیان خود از درس آموختگان حوزه تهران و قم بود و تألیف رساله فارسی توضیح المسائل آیت الله بروجردی از ابتکارات اوست و سرانجام، مدرسه‌های متعددی که شیخ عباس علی اسلامی پس از شهریور ۱۳۲۰ در تهران دایر کرد.

در مسائل سیاسی

در کنار مطالعه نقش فرهنگی حوزه تهران، باید به نقش آفرینی‌های سیاسی این حوزه نیز توجه نمود. بدون نادیده گرفتن روحانیان مخالف با فعالیتهای سیاسی، با اطمینان می‌توان چنین اظهار کرد که حوزه تهران در مبارزات اسلامی و ملی ایرانیان همواره نقش مهم و تعیین کننده‌ای ایفا کرده است. در همه وقایع و جنبش های سیاسی یکی دو قرن اخیر، از امتیاز انحصار تنباکو و اعتراض صریح حاج ملا علی کنی، رئیس حوزه تهران به اعطای امتیاز رویتر و نهضت تحریم تنباکو گرفته تا نهضت مشروطه و سپس مشروعه خواهی جمعی از علما به رهبری شیخ فضل الله نوری، ایجاد تشکل طلاب مشروطه خواه در راه پیشبرد جنبش مشروطه و حضور در انتخابات مجلس شورای ملی و ایفای نقش در تصویب قوانین، مبارزه با اقدامات دین ستیزانه رضاشاه، نهضت ملی شدن نفت، قیام پانزده خرداد و انقلاب اسلامی و روی دادهای پس از آن، نقش حوزه تهران کاملا چشمگیر و پیشتازانه بوده است.

حجره‌های حوزه علمیه مروی تهران

حوزه تهران در دهه‌های متاخر

شماری از مدارس دینی که در پی سیاست های ضد مذهب رضا شاه از رونق افتاده بود، از دوره مرجعیت آیت الله بروجردی و با حمایت و اهتمام وی به ترویج و تقویت حوزه ها، بار دیگر احیا شدند. مدرّسان بسیاری در این سالها از حوزه قم جذب حوزه تهران شدند و در آنجا به تدریس علوم دینی پرداختند. از برجسته‌ترین عالمان فعال در حوزه تهران در دهه‌های پیش از انقلاب، که به تدریس سطوح عالی و خارج اشتغال داشتند، باید از میرزا محمد تقی آملی، میرزاابوالحسن شعرانی، سید ابوالحسن رفیعی قزوینی، میرزا احمد آشتیانی، میرزا محمد ثقفی تهرانی، آیت الله برهان، سید احمد خوانساری، از مراجع تقلید، میرزا باقر آشتیانی، سید محمدعلی سبط، سیدحسن شریعتمدار جهرمی، سید محمد صادق لواسانی، شیخ اسماعیل جاپلقی، یحیی نوری و دهها عالم دیگر نام برد.

مدرسه‌های فعال

از مدرسه‌های فعال دهه‌های اخیر تاکنون، علاوه بر مدرسه سپهسالار و مروی، باید از مدرسه قائم چیذر و مدرسه مجتهدی یاد کرد.

بانی مدرسه چیذر که در میدان چیذر در منطقه یک شهر تهران واقع شده علی اصغر هاشمیان بوده است. در ۱۳۴۵ش در این مدرسه حدود پنجاه طلبه مشغول تحصیل بوده‌اند. سید علی اندرزگو، از مبارزان مشهور زمان شاه، در همین مدرسه تحصیل کرده است.

مدرسه علمیه آیت الله مجتهدی تهران

مدرسه مجتهدی، واقع در خیابان ۱۵ خرداد، در ۱۳۳۵ش پایه گذاری شد. این مدرسه در کنار مسجدی به نام ملامحمدجعفر از مساجد عهد قاجار ساخته شد، بدین ترتیب که در ۱۳۳۵ش، احمد مجتهدی (۱۳۰۲ش ۱۳۸۶ش)، از دانش آموختگان حوزه قم، به درخواست جمعی از مردم به این مسجد رفت و پس از سامان دادن وضع مسجد، آنجا را به محل تدریس خود تبدیل کرد و به زودی با خرید ساختمان های اطراف و توسعه آن، مدرسه موسوم به مجتهدی را به راه‌انداخت. به نوشته برخوردار فرید[۱۱۶] هم اکنون قریب هزار طلبه در دو نوبت صبح و عصر در این مدرسه مشغول تحصیل‌اند.

به جز مدارس مشهور یاد شده، امروز دهها مدرسه علمیه دیگر در مناطق مختلف تهران دایر است و حتی مدرسه‌هایی نیز ویژه خواهران، مانند مدرسة الزهراء، و جامعه علمیه امیرالمومنین(تأسیس ۱۳۶۴ش) در شهر ری و تهران مشغول فعالیت‌اند.

امروزه حوزه علمیه تهران زیرنظر شورای عالی حوزه‌های علمیه اداره می‌شود و طلاب از طریق آزمون سراسری که در روزنامه‌ها اعلام می‌شود برگزیده می‌شوند و با طی یک دوره تقریباً ده ساله دروس مقدمات و سطح را به پایان رسانده، آماده ورود به دوره خارج می‌شوند.

پی نوشت ها:

رجوع کنید به:نجم الدوله، ص ۳۶۳

رفیعی، ص ۲۸

سمامی حائری، بزرگان رامسر، بخش ۱، ص ۲۵، ۵۱؛ سمامی حائری، بزرگان تنکابن، ص ۲۵، فلسفی، ص ۳۱

رجوع کنید به:اعتمادالسلطنه، المآثر و الآثار، ص ۱۹۰۳۰۵

بلاغی، ص ۴۰

آقابزرگ طهرانی، طبقات: الکرام، قسم ۱، ص ۲۵۳-۲۵۴

کریمان، ص ۳۰۶

آقابزرگ طهرانی، طبقات : الکرام، قسم ۱، ص ۳۲

بامداد، ج ۶، ص ۱۷۰ و پانویس ۴

آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباء، قسم ۲، ص ۸۴۵؛ صدوقی سها، ص ۶۰، ۶۲

یغما، سال ۲۱، ش ۱۲، اسفند ۱۳۴۷، ص ۷۰۸

آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباء، قسم ۳، ص ۱۰۶۴-۱۰۶۵

سلطان زاده، ص ۳۰۹

طبقات : الکرام، قسم ۲، ص ۵۸۲

بامداد، ج ۱، ص ۴۰-۴۱

آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۱۸، ص ۲۳۸

شریف رازی، گنجینه دانشمندان، ج ۴، ص ۵۰۶-۵۰۷

رجوع کنید به:بامداد، ج ۲، ص ۲۰۸ و پانویس۱

شریف رازی، اختران فروزان ری و طهران، ص ۱۲۲

اعتمادالسلطنه، المآثر و الآثار، ص ۱۱۷؛ بلاغی، ص ۱۷۲-۱۷۳

اعتمادالسلطنه، ۱۳۶۳ش، ص ۱۱۷

یادنامۀ آیةاللّه سیدرضا فیروزآبادی، ص ۱۴

بلاغی، ص ۱۷۵

رجوع کنید به:حسن زاده آملی، ص ۲۰۳

اعتمادالسلطنه، ۱۳۶۳ش، ص ۱۱۷-۱۱۸؛ بلاغی، ص ۱۸۴

آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباء، قسم ۲، ص ۸۵۹

اعتمادالسلطنه، المآثر و الآثار، ص ۲۵۰؛ شریف رازی، اختران فروزان ری و طهران، ص ۱۱۵-۱۱۶

اعتمادالسلطنه، المآثر و الآثار، ص ۲۲۸

اعتمادالسلطنه، المآثر و الآثار، ص ۱۱۷؛ بلاغی، ص ۱۸۰

اعتمادالسلطنه، المآثر و الآثار، ص ۱۲۱

اعتمادالسلطنه، المآثر و الآثار، ص ۱۲۱

صدوقی سها، ص ۶۱

آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباء، قسم ۲، ص ۷۱۱؛ آقابزرگ طهرانی، «شرح زندگی من»، ص ۳۰۵

اعتمادالسلطنه، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، ص ۹۵۴

آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباء، قسم ۱، ص ۷۸؛ حبیب آبادی، ج ۶، ص ۱۹۶۵-۱۹۶۶

کریمان، ص ۳۰۷-۳۰۸

کریمیان، ص ۳۰۸

آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۴، ص ۱۹

رضوی، ص ۱۰۹

موسوی تهرانی، ص ۲۵۲

امین، ج ۱۰، ص ۹۱

آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباء، قسم ۴، ص ۱۳۶۴

عبرت نائینی، ص ۱۰۶ ۱۰۸

آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباء، قسم ۲، ص ۵۰۸

عاقلی، ج ۲، ص ۱۲۱۰

آقابزرگ طهرانی، طبقات نقباء، قسم ۱، ص ۲۱۰۲۱۱؛ محقق، ص ۳۷۴

حسینی اشکوری، ج ۱، ص ۲۲۷

حرزالدین، ج ۳، ص ۱۲۱۳؛ آشتیانی، ص ۱۵

آقابزرگ طهرانی، طبقات: الکرام، قسم ۱، ص ۲۵۵

آقابزرگ طهرانی: نقباء، قسم ۴، ص ۱۳۶۱-۱۳۶۴

آقابزرگ طهرانی، نقباء، قسم ۳، ص ۱۲۴۳

امین، ج ۵، ص ۳۷

رجوع کنید به:اعتمادالسلطنه، المآثر و الآثار، ص ۲۰۴

تبریزی خیابانی، ص ۳۷۹؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ج ۱۴، قسم ۲، ص ۶۵۵-۶۵۷

اعتمادالسلطنه، المآثر و الآثار، ص ۲۴۰

آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباء، قسم ۱، ص ۱۸-۱۹

انصاری، ص ۳۵-۳۶

آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباء، قسم ۱، ص ۳۱۵-۳۱۶

رجوع کنید به:حسن زاده آملی، ص ۱۹۶

فلسفی، ص ۳۱، ۵۴؛ فقیه پارسا، دفتر۱، ص ۱۳

شریف رازی، اختران فروزان ری و طهران، ص ۲۳۷-۲۳۹

آملی، ص۲۷۳۰؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ج ۱۴، قسم ۲، ص۶۳۷-۶۳۸

ریحان یزدی، ص۴۹۰؛ انصاری قمی، ص۷۸-۸۱

آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۸، ص ۸۳

آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۸، ص ۲۵۲

آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۶، ص ۴۱

آقابزرگ طهرانی، طبقات : الکرام، قسم۱، ص۲۵۶

آقابزرگ طهرانی: نقباء، قسم ۴، ص ۱۳۶۳

آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج۲۱، ص۳۴۵

آقابزرگ طهرانی، طبقات : الکرام، قسم۱، ص ۱۵۲؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۲۱، ص۳۷۰

آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۷، ص۲۲۰

رجوع کنید به:آقابزرگ طهرانی، ج ۲۲، ص ۳۸۶

آقابزرگ طهرانی، الذریعة ج ۷، ص۲۲۰

آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۲۲، ص ۳۵؛آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباء، قسم ۴، ص ۱۴۲۲

شریف رازی، آثار الحجة، ج ۲، ص ۲۴۲-۲۴۳، ۲۴۵-۲۴۶

آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۱۷، ص ۵۹

حسن زاده آملی، ص ۲۳۲

آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج ۷، ص ۹۵-۹۶

مجموعه آثار عصار،ص ۳۰۵-۵۵۹

رجوع کنید به: غفاری، ص ۴

اعتمادالسلطنه، المآثر و الآثار، ص ۲۶۸؛ حبیب آبادی، ج ۲، ص ۵۵۳-۵۵۴

قزوینی، ج ۸، ص ۱۹۹

حبیب آبادی، ج ۴، ص ۱۲۴۸-۱۲۴۹

آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباء، قسم ۱، ص ۳۱۸

آقابزرگ طهرانی، طبقات، قسم ۱، ص ۷-۸

حبیب آبادی، ج ۷، ص ۲۳۰۱

سمامی حائری، بزرگان رامسر، بخش ۱، ص ۵۱-۵۳

آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباء، قسم ۱، ص ۳۵۵-۳۵۶

رجوع کنید به: آملی، ص ۲۰

حسن زاده آملی، ص ۱۳۴، ۲۸۸

امین الدوله، ص۱۵۰

آقابزرگ طهرانی، طبقات:الکرام، قسم۱، ص۱۵۲-۱۵۳

رجوع کنید به:تبریزی خیابانی، ص۳۵۹ ۳۶۷

بامداد، ج۱، ص۱۴۳-۱۴۴

آقابزرگ طهرانی، طبقات:نقباء، قسم۲، ص ۷۶۴۷۶۵

آقابزرگ طهرانی، طبقات، قسم۲، ص۷۹۱

آقابزرگ طهرانی، طبقات، قسم ۴، ص ۱۳۲۱

آقابزرگ طهرانی، طبقات، قسم ۴، ص ۱۶۳۸

تبریزی خیابانی، ص ۳۶۷-۳۶۸

فلسفی، ص ۶۲

آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباء، قسم ۲، ص ۸۵۸۸۵۹

آقا بزرگ تهرانی، الذریعة، ج ۲۱، ص ۳۵۲؛ آقا بزرگ تهرانی، طبقات: الکرام، قسم ۲، ص ۵۴۹؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ج ۱۳، ص ۵۸۴

رجوع کنید به:جدیدالاسلام یزدی، ص۳۴، ۱۱

ناظم الاسلام کرمانی، بخش ۱، ص ۱۶۱

رجوع کنید به: جعفریان، ص ۱۱۳-۱۲۳

خراسانی، مقدمه جعفریان، ص ۷۵۷-۷۵۸

رجوع کنید به:جمال واعظ، ص ۱۲

رابینو، ص ۱۵۶

ناظم الاسلام کرمانی، بخش ۱، ج ۲، ص ۴۶۹-۴۷۳

رجوع کنید به:حوزه، سال ۸، ش ۴، مهر و آبان ۱۳۷۰، ص ۷۳-۷۶

جعفریان، ص ۲۷۳۹

معارف،ش ۱۰، ۱۵ ذیحجه ۱۳۱۶، ص ۳

رجوع کنید به:مستوفی، ج ۲، ص ۲۱

رجوع کنید به:ناظم الاسلام کرمانی، بخش ۱، ص۱۶۰-۱۶۱

قرقانی، ص ۱۲۰-۱۲۱

فرید، ص ۵۹

منابع:

«وقفنامه مسجد و مدرسه محمودیه تهران»، چاپ علی رضا میرزامحمد، وقف : میراث جاویدان، سال ۸،ش ۱ (بهار ۱۳۷۹)؛

آشتیانی، احمد، چهارده رساله فارسی، به کوشش رضا استادی، قم، ۱۴۰۳.

اعتمادالسلطنه، محمدحسن بن علی، المآثر و الآثار، در چهل سال تاریخ ایران، چاپ ایرج افشار، ج ۱، تهران: اساطیر، ۱۳۶۳ش.

اعتمادالسلطنه، محمدحسن بن علی، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۵۰ش.

آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، «شرح زندگی من»، تاریخ و فرهنگ معاصر، س۴، ش۱ و ۲، بهار و تابستان ۱۳۷۴.

آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت، ۱۴۰۳/۱۹۸۳.

آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعة، الکرام البررة، قسم ۱۲، مشهد ۱۴۰۴ق.

آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، مشهد، قسم ۱۴، ۱۴۰۴ق.

آملی، محمدتقی، «شرح احوال»، زندگی نامه و خدمات علمی و فرهنگی آیت اللّه شیخ محمدتقی آملی، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۰ش.

امین‌الدوله، علی بن محمد، خاطرات سیاسی میرزاعلی خان امین‌الدوله، چاپ حافظ فرمانفرمائیان، تهران، ۱۳۴۱ش.

انصاری قمی، ناصرالدین، «آیت اللّه سیداحمد خوانساری»، مسجد، ش ۳۴، مهر و آبان ۱۳۷۶.

انصاری، مهدی، شیخ فضل اللّه نوری و مشروطیت: رویارویی دو اندیشه، تهران ۱۳۷۸ش.

آیت اللّه شیخ محمدجواد فومنی حائری به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۷ش.

بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ هجری، تهران، ۱۳۵۷ش.

برخوردارفرید، شاکر، آداب الطلاب، تهران، ۱۳۸۷ش.

بلاغی، عبدالحجت، تاریخ تهران: قسمت مرکزی و مضافات، قم، ۱۳۵۰ش.

تبریزی خیابانی، علی، کتاب علماء معاصرین، چاپ سنگی، تهران، ۱۳۶۶.

جدیدالاسلام یزدی، محمدرضا، منقول الرضائی (اقامة الشهود فی رد الیهود)، ترجمه علی بن‌حسین حسینی تهرانی، چاپ سنگی، تهران، ۱۲۹۲.

جعفریان، رسول، حاج مهدی سراج انصاری: ستاره‌ای درخشان در عرصه مطبوعات دینی، قم، ۱۳۸۲ش.

 جمال واعظ، جمال‌الدین بن‌عیسی، «صورت مقاله جناب مستطاب آقاسید جمال‌الدین دامت برکاته»، صوراسرافیل، س۱، ش ۷ و ۸، ۲۱ جمادی الآخره ۱۳۲۵.

حبیب آبادی، محمدعلی، مکارم الآثار، اصفهان، ج۴، ۱۳۵۲ش، ج۶، ۱۳۶۴ش، ج۷، ۱۳۷۴ش.

حرزالدین، محمد، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، قم، ۱۴۰۵ق.

حسن‌زاده آملی، حسن، در آسمان معرفت: تذکره اوحدی از عالمان ربانی، قم، ۱۳۷۵ش.

منبع: ویکی فقه