شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » فضائل و رذائل »

حلم و کظم غیظ

 اشاره:

یکی از صفات بسیار خوبی که در قرآن و روایات مورد سفارش و تأکید قرار گرفته‌، برخورداری از حلم و کظم غیظ است. این دو صفت حلال مشکلات بسیاری در تعامل انسانها است. در زندگی هر فردی ممکن است مشکلات و یا ناراحتی‌هایی به‌وجود آید؛ به‌خصوص در برخوردها و معاشرت‌هایی که انسان با دیگران دارد، چه‌بسا کدورتی پیش می‌آید که برخورداری از این صفت در زندگی انسان، بسیار می‌تواند راه‌گشا باشد. این مقاله درباره این دو صفت باارزش مطالبی را ارائه نموده است.

 

حلم ضد غضب، است، که عبارت است از: اطمینان نفس، به حیثى که قوه  غضب به آسانى او را حرکت ندهد. و مکاره روزگار او را به زودى مضطرب نگرداند.

«کظم غیظ»، که عبارت است از فرو بردن خشم، و خود را در حالت غضب نگاهداشتن، اگر چه حلم نیست و لیکن آن نیز ضدیّت با غضب دارد که نمى گذارد آثار غضب ظهور نماید.

پس این دو صفت شریفه، ضد غضب اند. و هر دو از اخلاق حسنه و صفات فاضله اند.

اما صفت حلم: پس آن اشرف کمالات نفسانیّه است بعد از صفت علم، بلکه علم را بدون حلم نفعى و اثرى و شجره دانائى را بى باغبانى بردبارى ثمرى نیست. و از این جهت است که هر وقت که مدح علم مى شود حلم نیز با او ذکر مى شود.

 حضرت رسول(صلی‌الله علیه و آله) فرمودند که: «خداوند! مرا به سبب علم، بى نیاز کن و به صفت حلم، مرا زینت ده».[۱] و باز آن حضرت فرمودند که: «پنج چیز از طریقه پیغمبران مرسل است، یکى از آنها را صفت حلم شمرده اند».[۲] و نیز فرمودند که: «طلب کنید مرتبه بلند را در نزد خدا. عرض کردند که: به چه چیز حاصل مى شود؟ فرمودند: هر که دوستى تورا قطع کند تو با او پیوند کن. و هر که از نیکى خود تو را محروم سازد تو با او نیکى و احسان کن. و هر که به نادانى با تو رفتار کند تو حلم بورز».[۳] و فرمود که: «بنده مسلم به واسطه حلم، به مرتبه کسى مى رسد که روزها را روزه مى گیرد و شبها را به عبادت به سر مى برد».[۴] و فرمودند که: «خدا دوست دارد بنده حلیم را و دشمن دارد فحش گوى بى مبالات را».[۵] و فرمودند که: «سه چیز است که هر که یکى از آنها را نداشته باشد هیچ عملى او را فائده نمى بخشد:

یکى: تقوائى که او را از معاصى باز دارد.

دوم: حلمى که به آن زبان سفها را از او کوتاه کند.

سوم: خلق نیکى که در میان مردم زندگانى کند.[۶] و از آن جناب مروى است که: «چون خلایق در روز قیامت جمع شوند منادى ندا کند که: کجایند اهل فضل؟ پس طایفه اى برخیزند و به شتاب به جانب بهشت خرامند.

ملائکه به ایشان برخورند و گویند: چرا به شتاب به جانب بهشت روانه اید؟ گویند: ما اهل فضل هستیم. گویند: چه فضل و مزیّتى از براى شما بود؟ گویند: هر وقت که ظلمى به ما مى رسید صبر مى کردیم. و کسى که به ما بدى مى کرد از او عفو مى کردیم. و کسى که به ما نادانى مى کرد حلم مى نمودیم. ملائکه گویند: بلى اهل فضل هستید، داخل بهشت شوید».[۷] و باز آن حضرت فرمودند که: «هرگز خدا به جهالت و نادانى کسى را عزیز نکرد. و هرگز با حلم و بردبارى کسى را ذلیل نگردانید».[۸] و از حضرت امیر المؤمنین- صلوات الله علیه- مروى است که: «خیر و خوبى این نیست که: مال و اولاد کسى زیاد شود، بلکه آن است که: عمل او بسیار، و حلم او عظیم گردد».[۹] و از حضرت امام جعفر صادق(علیه‌السلام) مروى است که: ناصر و یاور از براى هر کسى حلم او کافى است و اگر حلم نداشته باشد خود را بر حلم بدارد».[۱۰] و آن حضرت فرمودند که: «چون میان دو نفر نزاعى واقع مى شود دو ملک نازل مى شوند و به هر کدام که بى خردى و سفاهت مى کند مى گویند: گفتى و گفتى، و خود سزاوارى به آنچه گفتى، و جزاى آن به تو خواهد رسید. و به آن یک که حلم ورزید مى گویند: حلم ورزیدى و صبر کردى، زود باشد که خدا تورا بیامرزد اگر حلم خود را به انجام رسانى».[۱۱] «و روزى آن حضرت غلامى را از پى شغلى فرستادند، آن غلام دیر کرد، از عقب او آمدند دیدند در مکانى خوابیده، حضرت بر بالین او نشستند و او را باد زدند تا بیدار شد فرمود: اى غلام! به خدا قسم که این قدر اختیار ندارى که شب و روز بخوابى شب از توست و روز از ماست».[۱۲] و اما کظم غیظ: اگر چه فضیلت و شرافت آن بقدر حلم نباشد، لیکن هر گاه کسى بر آن مداومت نماید معتاد مى شود و صفت حلم از براى او هم مى رسد.

از این جهت حضرت پیغمبر(صلی‌الله علیه و آله) فرمودند که: «علم، به تعلّم  هم مى رسد. و حلم به تحلّم، که کظم غیظ باشد».[۱۳] خداوند عظیم در کتاب کریم خود مدح فرموده است کسانى را که: خشم خود را فرو مى برند».[۱۴] و اخبار در شرافت و بسیارى اجر و ثواب آن بى نهایت است.[۱۵] از جناب پیغمبر(صلی‌الله علیه و آله) مروى است که: «هر که خشم خود را فرو برد در جائى که هر گاه خواهد تواند خشم گیرد خدا در روز قیامت دل او را از خشنودى و رضا مملوّ خواهد ساخت».[۱۶] و آن حضرت فرمودند که: «هیچ بنده اى جرعه اى نیاشامید که اجر آن بیشتر باشد از جرعه غیظى که از براى خدا فرو برد».[۱۷] و حضرت امام محمد باقر(علیه‌السلام) فرمودند که: «هیچ بنده اى خشم خود را فرو نبرد مگر اینکه خدا در دنیا و آخرت عزت او را زیاد مى کند».[۱۸] و مروى است که: «صبر کن بر دشمنان نعمت خود، به درستى که کسى که: در حق تو معصیت خدا را کند هیچ مکافاتى بالاتر و بهتر از آن نیست که تو اطاعت خدا را در حق او کنى».[۱۹][۲۰]

پی نوشت:

[۱]. کنز العمال، ج ۲، ص ۱۸۵، خ ۳۶۶۳.

[۲]. کنز العمال، ج ۶، ص ۶۵۵، خ ۱۷۲۳۸.

[۳]. احیاء العلوم، ج ۳، ص ۱۵۳. و محجه البیضاء، ج ۵، ص ۳۱۱.

[۴]. احیاء العلوم، ج ۳، ص ۱۵۳. کنز العمال، ج ۳، ص ۱۲۹، خ ۵۸۰۹.

[۵]. کافى، ج ۲، ص ۱۱۲، ح ۸ و ص ۳۲۵، ح ۱۱.

[۶]. کافى ج ۲، ص ۱۱۶. ح ۱.

[۷]. کافى ج ۲، ص ۱۰۷- ۱۰۸، ح ۴. بحار الأنوار، ج ۷۱، ص ۴۱۹، ح ۴۸.( با اندک تفاوتى).

[۸]. کافى، ج ۲، ص ۱۱۲، ح ۵. بحار الأنوار، ج ۷۱، ص ۴۰۴، ح ۱۵.

[۹]. نهج البلاغه، فیض الاسلام، حکمت ۹۱، ص ۱۱۲۸. بحار الأنوار، ج ۶۹، ص ۴۰۹، ح ۱۲۱.

[۱۰]. کافى، ج ۲، ص ۱۱۲، ح ۶. بحار الأنوار، ج ۷۱، ص ۴۰۴، ح ۱۶.

[۱۱]. کافى، ج ۲، ص ۱۱۲ و ۱۱۳، ح ۹. بحار الأنوار، ج ۷۱، ص ۴۰۶، ح ۱۹.

[۱۲]. کافى، ج ۲، ص ۱۱۲، ح ۷.

[۱۳]. حلیه الاولیاء، ج ۵، ص ۱۷۴. و محجّه البیضاء، ج ۵، ص ۳۱۱. و احیاء العلوم، ج ۳، ص ۱۵۳.

[۱۴]. آل عمران،( سوره ۳) آیه ۱۳۴.

[۱۵]. رک: کافى، ج ۲، صفحات ۱۰۹- ۱۱۱.

[۱۶]. کافى، ج ۲، ص ۱۱۰، ح ۶.

[۱۷]. کنز العمال، ج ۳، ص ۱۳۰، خ ۵۸۱۹.

[۱۸]. کافى، ج ۲، ص ۱۱۰، ح ۵.

[۱۹]. کافى، ج ۲، ص ۱۰۹، ح ۳. بحار الأنوار، ج ۷۱، ص ۴۰۸، ح ۲۲.

[۲۰]. برگرفته از: نراقى، احمد بن محمدمهدى، معراج السعاده، ص۲۴۲- ۲۴۴ ، هجرت – ایران – قم، چاپ: ۶، ۱۳۷۸ش.