حق زن در جامعه اسلامى

برخى نسبت به نقش عمومى زن، راه را به اشتباه رفته اند. کسانى که تمامى مسؤولیتهاى زن را در نقش «مادر بودن» خلاصه می کنند، نقش عمومى او را نمی پذیرند. البته این انحراف، در سایر جنبه هاى اجتماعى نیز به خوبى نمودار است. چنان که گاه گروهى از مردم، تمامى فعالیت خود را تنها در یک زمینه، متمرکز می کنند و از وظایف اجتماعى خود، بسیار فاصله می گیرند و البته این مشکل، سابقه اى دیرینه دارد، چنانکه امروز نیز شاهدیم که برخى می گویند: علماء بزرگ دینى نباید در مسائل سیاسى، دخالت کنند، چرا که وظیفه آنها تنها در مسائل دینى، خلاصه می شود!

درست است که وظیفه علماء دین، تحقیق و بررسى مسائل دینى است، اما رسالت انسانى آنها در جهت گیریهاى سیاسى، چگونه می تواند فراموش شود؟! اگر نقش آنان تنها در یک جنبه خلاصه شود، بی تردید جنبه هاى انسانى آنها، در زندگى اجتماعى، از میان می رود. به همین ترتیب اگر محدوده وظایف زن را نیز خلاصه کنیم، نقش انسانى او، زیر سؤال خواهد رفت. اما ما هرگز نقش انسانى او در زندگى اجتماعى را کوچک نمی شماریم. بنابراین بر این عقیده ایم که در دیدگاه اسلام، همانند سایر ادیان، تمامى مردم به برپایى عدل و داد، فرا خوانده شده اند و این بدین معنا است که تمامى مردم در حد توان خود باید در این زمینه، تلاش کنند.

هر انسانى داراى تواناییهاى ویژه اى است که در سایه آن می تواند در یکى از ابعاد اقتصادى، سیاسى و یا اجتماعى، به برپایى عدالت کمک کند. بر چنین فردى واجب است که در راستاى تخصص خود، گام بردارد و گِرِهى از زندگى انسان و یا جامعه اسلامى، باز کند.

از آنچه گفته شد روشن می شود که نمی توان، نقش زن را در زندگى اجتماعى، نادیده گرفت. اما در چگونگى شرکت زن در مسائل اجتماعى، نظریات گوناگونى ابراز شده است. آیا زن می تواند به عنوان اهرمى در خدمت عدالت قرار گیرد؟ و آیا در این زمینه نقشِ به خصوصى دارد؟ و آیا اسلام، چنین نقشى را براى زن جایز شمرده است؟

به نظر ما، اسلام چنین نقشى را براى زن، تحریم نکرده است، زیرا تمامى افرادى که با نقش زن در بُعد اجتماعى مخالفند، به مسائل اخلاقى متوسل می شوند. آنان بر این عقیده اند که شرکت زن در کار و یا مسائل اجتماعى، موجب انحطاط اخلاقى او می شود و هر عملى که فساد اخلاقى او را به دنبال داشته باشد، در نگرش اسلام، حرام است.

کسانى که تمامى مسؤولیتهاى زن را در نقش «مادر بودن» خلاصه می کنند، نقش عمومى او را نمی پذیرند. البته این انحراف، در سایر جنبه هاى اجتماعى نیز به خوبى نمودار است.