جوان و ازدواج

 سید محمّدرضا حسینى

زمان و با رشد فیزیکى جسم،نیرومندتر مى شود و سرانجام به صورت میل و غریزه جنسى،ظهور و بروز پیدا مى کند. به همراه بلوغ جنسى،سایر غرایز خفته نیز در وجود جوان بیدار مى شود. بلوغ،عواطف و احساسات جوان را شکوفا مى کند،او را با دنیاى جدیدى آشنا مى سازد و جوان در خود احساس تازه اى را مى بیند.

غریزه جنسى،یک خواسته طبیعى است که باید به درستى و به طور صحیح به آن پاسخ داده شود،زیرا در غیر این صورت،اثرات نامطلوبى را در پى خواهد داشت. همان طور که نمى توان این خواسته طبیعى و خدادادى را نادیده انگاشت و یا آن را سرکوب کرد،چرا که باعث بروز بحران هاى روحى و اخلاقى در فرد مى شود،همان گونه نیز نمى توان آن را بى قید و شرط و آزاد گذاشت،زیرا آدمى را به منجلاب فساد اخلاقى مى کشاند و از راه صحیح زندگى خارج مى کند.

منطقى نیست که بگوییم این میل،تنها براى لذت جویى و هوس رانى است،چرا که غرض خداوند از ایجاد این کشش و جاذبه جنسى،علاوه بر لذت جویى زن و مرد از یک دیگر،تولید و بقاى نسل،ایجاد مهر و محبت و آرامش و سکون روح و روان هریک از آنان است که با ازدواج میسر است.

ازدواج در اسلام

اسلام با در نظر گرفتن نیازهاى واقعى و طبیعى انسان از یک سو و با عنایت به مصالح فرد و اجتماع از دیگر سو ازدواج را به عنوان بهترین راه و مناسب ترین شیوه برگزید. اسلام،آدمى را از تنهایى و تجرد نهى مى کند و براى تأمین و ارضاى غریزه جنسى او،ازدواج را راه کار عملى مى داند و حتى در مواردى که خطر انحراف و فساد وجود دارد،ازدواج را بر او واجب و ضرورى مى داند.

در اهمیت ازدواج که پیامبر اسلام(ص) فرمود:

من تزوّج احرز نصف دینه; کسى که ازدواج کند نیمى از دین خود را حفظ کرده است.۱ و نیز فرمود:

النکاح سنتى فمن رغب عن سنتى فلیس منى;۲ ازدواج سنت من است،پس هرکس از سنت من روى گردان شود از من نیست.

وقتى که غریزه جنسى از راه صحیح و شرعى ارضا شود و روح پر اضطراب انسان اعتدال و آرامش یابد،حقایق زندگى را بهتر درک مى کند و به سوى دین و سعادت خود،گام هاى بزرگ ترى برمى دارد.

فلسفه ازدواج

شاید بعضى افراد هنگام ازدواج این سؤال در ذهنشان نقش ببندد که چرا انسان ازدواج مى کند و به عبارت دیگر،فلسفه ازدواج چیست؟

خداوند سبحان در قرآن مجید فلسفه ازدواج را آرامش روح و روان و ایجاد پیوند دوستى و محبت بیان مى کند و این را از نشانه هاى خود مى خواند: (ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها وجعل بینکم موده ورحمه;۳ از نشانه هاى او این است که براى شما همسر آفرید تا با او آرام بگیرید و میان شما مهر و محبت قرار داد.)

انتخاب همسر

اسلام انتخاب همسر را به عهده هریک از پسر و دختر گذاشته تا با واقع بینى،مآل اندیشى,تفکر و مشورت با والدین و افراد مطمئن،همسر خود را انتخاب کنند. جوانى که هنوز فراز و نشیب هاى زندگى و سختى ها و مشکلات فرا روى آن را به طور کامل تجربه نکرده،نباید خود را بى نیاز از مشورت با خانواده و بزرگ ترها بداند. ضمن این که بزرگان خانواده نیز نباید به حقوق فرزندان خود بى اعتنا و بى تفاوت باشند. البته پدر و مادر و بزرگان باید راهنماى آنان باشند،اما تصمیم گیرى نهایى را باید خود پسر و یا دختر بگیرند.

عن ابن ابى یعفور عن ابى عبدالله(ع) قال: (قلت له: انى ارید ان اتزوج امراهً و اِنّ ابویّ ارادا غیرها قال تزوّج التى هویت ودع التى یهوى ابواک;۴ ابن ابى یعفور مى گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: من مى خواهم با زنى ازدواج کنم،ولى پدرم و مادرم زن دیگرى را مى خواهند به همسرى من درآورند. امام(ع) فرمود: زن دل خواه خود را بگیر و آن زنى را که پدر و مادرت مى خواهند،ترک کن.)

آثار ازدواج

ازدواج آثار فردى،اجتماعى و اقتصادى فراوانى دارد. از نظر فردى،انسان متأهل،احساس مسئولیت مى کند و چشمش از نگاه به نامحرم پاک مى شود و قلب سلیم پیدا مى کند. پیامبر(ص) فرمود: (هرکدام از شما توانایى دارید همسر اختیار کنید،زیرا ازدواج،چشم را از نامحرم بهتر مى پوشاند و پاک دامنى نیکوترى مى بخشد.)۵

از نظر اجتماعى نیز ازدواج پیامدهاى مثبتى دارد. کاهش فسادهاى اخلاقى و جنسى،تضمین سلامت روانى افراد،ایجاد محیطى امن و آرام براى یکایک اشخاص و… از جمله آثار و فواید مثبت ازدواج است.

معیارهاى گزینش همسر

یکى از معیارهاى مهم در گزینش همسر،مسئله هم شأن بودن دختر و پسر است. اسلام به هم شأن بودن دختر و پسر در امر ازدواج تأکید کرده و با واژه (هم کفو) از آن یاد کرده است; یعنى دختر و پسر باید از نظر دین،اخلاق،فرهنگ و اصالت خانوادگى هم سنگ و همانند هم باشند. متأسفانه بعضى خانواده ها به معیارهاى غیر صحیح و ساختگى از جمله: ثروت،مقام و شغل،ماشین،خانه و غیره اهمیت بیشترى مى دهند و معیارهاى صحیح و اصولى را فرع بر آن ها مى دانند. طبیعى است که با چنین نگرشى،زندگى استحکام و دوام طولانى نخواهد داشت. دین،اصول زندگى و اخلاق،رکن بهزیستى است. دختر و پسر دین دار و با اخلاق،شایسته یک دیگرند و در صورت ازدواج،سعادت مند خواهند شد. ازدواج خوب و شایسته هماره مایه آرامش روح و روان و آسایش جسم و جان است و اساس خوش بختى و سعادت دختران و پسران را بنیان مى نهد و زندگى آنان را پایدار مى سازد. اگر دختر و پسر هم شأن نباشند و تن به ازدواج دهند،نگرانى ها و ناراحتى هاى فراوانى را به وجود مى آورند. مگر این که یکى هم رنگ دیگرى شود و با بى اعتنایى به معیارهاى اصولى،بنیان خانواده را بنا کنند،که البته چنین زندگى اى همانند ساختمانى است که پایه آن را کج بنا نهاده اند و هر لحظه احتمال ریزش دارد.

پاورقیها:

۱ـ اصول کافى،ج۵،ص۳۲۸،حدیث۲.

۲ـ بحارالانوار،ج۱۰۳،ص۲۲۰.

۳ـ روم(۳۰) آیه ۲۱.

۴ـ اصول کافى،همان،ص۴۰۱،حدیث۱.

۵ ـ مستدرک الوسائل،ج۲،ص۵۳۱،حدیث۲۱.

منابع

۱. اخلاق جنسى در اسلام و جهان غرب،استاد شهید آیهاللّه مطهرى.

۲. نظام حقوق زن در اسلام،استاد شهید آیهاللّه مطهرى.

۳. جوان از نظر عقل و احساسات،مرحوم محمدتقى فلسفى.

۴. بزرگسال و جوان از نظر افکار و تمایلات،مرحوم محمدتقى فلسفى.

۵. ازدواج در اسلام،آیهاللّه مشکینى.

۶. آیین همسردارى،آیهاللّه امینى.
منبع: bachehayeghalam.ir