جوانان در خدمت حضرت مهدى (عج)

عبدالرحیم اباذرى

قرائن و شواهد گوناگون در طول تاریخ اسلام و تجربه‌هاى عینی در نهضت بزرگ اسلامى و هشت سال دفاع مقدس، به روشنى حکایت از این حقیقت دارند که نقش مؤثر جوانان در ظهور حجّت(عج) و حکومت آن حضرت به مراتب کارآمدتر از گذشته و چشمگیرتر از امروز خواهد شد و ایثار و جانبازی و خدمت رسانى قشر جوان در راه تحقّق آرمان‌هاى حضرت ولى عصر (عج) به اوج نهایى خود خواهد رسید. این مهم، با احادیثی از امامان معصوم نیز مورد تأکید قرار گرفته است؛ چنان که امام صادق(ع) فرمود:

«بینا شباب الشیعه على ظهور سطوحهم نیامٌ إذا توافوا إلى صاحبهم فى لیلهٍ واحدهٍ على غیر میعاد فَیصبحون بمکه؛[۱] هنگام ظهور حضرت مهدى (عج)، جوانان شیعه در حالى که روى پشت بام خانه‌هایشان در خواب به سر می‌برند، همگى در یک شب به نداى آسمانى آن حضرت لبیک می‌گویند و در همان شب بدون وعده قبلى به سوى مکه می‌شتابند، در بامداد خود را به شهر می‌رسانند و به زیارت امام و رهبر خویش نایل می‌شوند و در خدمت آن حضرت قرار می‌گیرند».

در این حدیث شریف علاوه بر پیشگام بودن جوانان در لبیک گفتن به آن حضرت، داشتن حالت انتظار و گوش به زنگ بودن آنان قبل از ظهور، در این امر مهم استفاده می‌شود.

نخستین پیک جوان

در حدیث دیگرى از امام صادق(ع) نقل شده است که، هنگام ظهور حضرت حجت(عج) جوانى از جانب آن حضرت به عنوان نماینده، انتخاب و عازم مکه مکرمه می‌شود تا پیام حجت خدا را به ساکنان آن دیار برساند و آنان را به پیروى و حمایت از حکومت جهانى مهدی موعود فرا خواند. این جوان که در برخى روایات از وى به عنوان «نفس زکیه» یا «سید حسنی» یاد شده است، سراسیمه خود را به مکه می‌رساند و پیام امام مهدی(عج) را به مردم ابلاغ می‌کند، ولى حکمرانان مکه او را میان رکن و مقام به شهادت می‌رسانند[۲] و این جوان با ایمان و شجاع، اولین سفیر و نماینده حضرت مهدی(عج) و نخستین شهید حکومت جهانى آن حضرت خواهد شد.

از برخى منابع و روایات استفاده می‌شود که در مرحله اول وقتى این جوان پاک سرشت به شهادت رسید، آن گاه آن ۳۱۳ یاور خاص امام مهدی(عج) که آنها نیز از قشر جوانان با ایمان هستند، به آن امام همام ملحق می‌شوند.[۳]

سید حسنى جوان

این جوان از نسل امام حسن مجتبی(ع) است و در توصیف او نوشته‌اند که: جوان خوش سیمایى است که قبل از ظهور امام قائم(عج) از منطقه دیلم (گیلان) و قزوین، حرکت و قیام خود را آغاز می‌کند. این جوان پرشور که از شیعیان خالص به شمار می‌آید، در سطحى فراگیر و با صدایى رسا مردم را به یارى آل محمد(ص) دعوت می‌کند.

«نهضت سید حسنی» توأم با اخلاص و رفتار، کردار و گفتارش مطابق شریعت محمد(ص) خواهد بود. مردان شجاع بی‌شمارى از مناطق مختلف به او می‌پیوندند و بر ضدّ ستم و تجاوز مبارزه می‌کنند. سید جوان به کمک یاران سلحشور خویش بر همه ستمگران پیروز می‌گردد و تا حدودی، عدالت و قوانین اسلامى را در میان مردم برقرار می‌سازد.[۴]

سید حسنى وقتى با همرزمان خود وارد شهر کوفه می‌شود، به او خبر می‌دهند که حضرت حجت(عج) ظهور کرده است. او به حضور امام مهدی(عج) شرفیاب می‌شود و از محضر آن حضرت دلایل امامت و مواریث انبیا را درخواست می‌کند. امام صادق(ع) در ذیل این حدیث شریف می‌فرماید: به خدا قسم که این جوان(سیدحسنی) حضرت حجت را می‌شناسد و یقین دارد که او امام بر حق است، ولی هدفش از این کار، این است که حقیقت و واقعیت را بر مردم و یاران خود نیز آشکار سازد. آنگاه حضرت حجت(عج) دلایل و براهین را ظاهر می‌فرماید. در این هنگام، سید جوان تکبیرگویان دست خود را به سوى آن حضرت می‌برد و با امام مهدی(عج) بیعت می‌کند و همراه سایر همرزمان خود، جزو یاران حضرت قرار می‌‌گیرد.[۵]

۳۱۳ یاور جوان

وقت موعود که امام قائم در مکه معظمه ظهور می‌کند و در حالی که تکیه بر بیت الله الحرام کرده، این خطبه حیاتی را خواهند خواند:

«أیها الناس أنا فلان بن فلان، أنا بن نبى الله، أدعوکم إلی ما دعاکم إلیه نبى الله…».[۶]

«أنا ولى الله،أَنا أولى بالله و بمحمد(ص) فمن حاجّنى فی آدم فأنا أولى الناس بآدم و من حاجّنى فى نوح فأنا أولی الناس بنوح و من حاجّنى فى إبراهیم فأنا أولى الناس بإبراهیم و من حاجّنى فى محمد فأنا أولى الناس بمحمد و من حاجّنى فى النّبیین فانا أولى الناس بالنبیین. إنّ الله تعالى یقول: )انّ الله اصطفى آدم و نوحاً و آل إبراهیم و آل عمران على العالمین ذریهً بعضها من بعض و الله سمیع علیم( فأنا بقیه آدم و خیره نوح و مصطفى إبراهیم و صفوه محمد…».[۷]

آن گاه ضمن اعلان آغاز ظهور، مردم رابه پیروى از دین و حکومت جهانى خویش فرا خواهد خواند. در این وقت اولین گروه بیعت کننده با آن حضرت، همان ۳۱۳ نفر خواهند شد. این عده، بدون اینکه همدیگر را بشناسند، هر کدام از یک منطقه‌اى در مکه حضور می‌یابند و پروانه‌وار در اطراف امام گرد خواهند آمد که البته اینان جزو شخصیت‌های اجرایى ـ سیاسى و در واقع از کارگزاران و حاکمان حکومت جهانى امام مهدی(ع) به شمار می‌آیند و هر کدام مسئولیت اداره و رهبرى یکى از مناطق و سرزمین‌هاى حکومت اسلامى را برعهده خواهند گرفت.

از برخى روایات استفاده می‌شود که یکى از اوصاف و ویژگی‌هاى بارز و مهم این ۳۱۳ نفر، علاوه بر ایمان راسخ و شجاعت و قدرتمندی، جوان بودن آنان است؛ چنان که امام علی(ع) در حدیثى می‌فرماید:

«أصحاب المهدی(عج) شبابٌ لا کُهولٌ فیهم إلاّ مثل کحل العین و الملح فى الزاد و اَقلّ الزاد، الملح…[۸]؛

یاران حضرت مهدی(عج) جوانانى هستند که در میان آنها پیرمرد به چشم نمی‌خورد؛ مگر خیلى اندک، مانند سرمه در چشم و نمک در غذا، که کمترین چیزى که در غذا ریخته می‌شود، نمک است…».

در برخى از کتب روایى و تاریخى در توصیف این یاران خاص امام مهدی(عج) آمده است که:

«اِنَّهم حُکّام الارض و عُمّاله علیها و بهم یفْتَح شرق الارض و غربها… و هم النجباء، القضاء، الحکام على الناس…».[۹]

از مجموع این عبارات و از محتواى آنچه پیشتر گذشت، استفاده می‌شود که این اصحاب خاص در عین اینکه جوان هستند، از دانش و آگاهى کامل و از توانمندى و قدرت لازم در امور اجرایی و کارآمدى و تحرک کافى برخوردار خواهند بود و هر کدام به تنهایی خواهند توانست یک کشور مستقل اسلامى و یک امت بزرگ محمدی را اداره کنند.

جوانان کهف در رکاب مهدی(عج)

«اصحاب کهف» از جمله جوانانى هستند که توفیق یاری حضرت حجت(عج) را به دست خواهند آورد. اینان هنگام ظهور مهدی(عج) زنده و برانگیخته می‌شوند و در رکاب آن حضرت قرار می‌گیرند.[۱۰]

اصحاب کهف اگر چه افرادى سالخورده به شمار می‌آیند، اما به خاطر ایمان، صداقت، جانبازى و فداکارى در راه خدا و مبارزه با ظلم و دفاع از حق، هنگام ظهور حضرت به صورت جوان سر از خاک بیرون می‌آورند و در خدمت امام مهدی(عج) قرار می‌گیرند؛ چنان که در برخی از روایات دیگر نیز به اصحاب کهف، جوان «فَتی» اطلاق شده است.[۱۱]

اصبغ بن نباته در حدیث طولانى از امیرمؤمنان علی(ع) نقل می‌کند که حضرت در بخشى از سخنانش فرمود:

«… پس از سه روز از ظهور و قیام قائم آل محمد(عج)، عده‌ای از سپاهیان اسلام جهت نبرد با رومیان، عازم انطاکیه می‌شوند. آنها صندوق مقدس را از غار انطاکیه بیرون می‌آورند که نسخه اصلی تورات و انجیل در داخل آن است. سپس رومیان به طرف ساحل دریا، نزدیک غار «اصحاب کهف» هجوم می‌آورند. در این هنگام، خداوند جوانان کهف را به همراه سگشان از غار برمی‌انگیزد. دو نفر از آن جوانان به نام‌هاى ملیخا و خملاها از پیروان، شاهدان و تسلیم شوندگان به امام مهدی(عج) خواهند شد».[۱۲]

رمز جوانى در یاران مهدی(عج)

از مجموع بحث‌هاى گذشته به این نکته مهم می‌رسیم که، گویا چهارچوب قیام حضرت(ع) و اساس این حرکت سرنوشت‌ساز را، همت والاى جوانانى که داراى ایمان قوی، علم، قدرت و درایت کافى هستند، تشکیل خواهد داد و مسئولیت خطیر اجرایی، دفاعى و سازماندهى این نهضت اسلامى ـ جهانى بیش از همه، بر دوش پرتوان جوانان جان برکف و متقى و دارای نبوغ سرشار، سنگینى خواهد کرد و این، به خاطر ساختار پرتحرک و ماهیت پویاى این حرکت تکامل یافته انبیا و امامان معصوم در طول تاریخ است که هرگز ضعف، سستی، تنبلی، و بالاخره پیرى و فرسودگى در آن نمی‌تواند راه یابد. بنابراین، اگر از میان پیرمردان هم کسانى بخواهند در این حرکت و قیام شرکت کنند و سهیم باشند، قبل از هر چیز باید خود را به اوصافى که ویژه جوانمردان و جوانان پاک سرشت و با ایمان از قبیل:

ایثار، مقاومت، عشق، شور، تحرک، شیدایى و ایمان است، مسلح سازند.

جالب اینکه وقتى به روایات این باب مراجعه می‌کنیم، در می‌یابیم که در کلام امامان معصوم: خصلت جوانی، یکی از ویژگی‌هاى بارز خود امام مهدی(عج) هم عنوان شده است و با عبارات مختلف، جوانى آن حضرت به طور مستمر مورد عنایت و تأکید آن سروران قرار گرفته است و این هر انسان صاحب اندیشه و فکرى را به تأمل و تفکر وامی‌دارد.

در این بخش به عنوان حسن ختام، به چند نمونه از این احادیث اشاره و توجه می‌کنیم:

۱٫ امیرمؤمنان علی(ع) در توصیف حضرت حجت(عج) فرمود:

«مهدی، جوانى از قبیله قریش، مرد چابک و ماهری از تبار دلیرمردان است که در سن سى یا کمتر از چهل سالگی ظهور خواهد کرد».[۱۳]

۲٫ در حدیث دیگرى امام علی(ع) خطاب به خلیفه دوم فرمود:

«تو صاحب کعبه نیستی، صاحب کعبه جوانى (مهدی) از قریش است که اموال کعبه را در آخرالزمان در راه خدا انفاق می‌کند».[۱۴]

۳٫ امام حسن مجتبی(ع) فرمود:

«مهدی(عج) نهمین فرزند برادرم، حسین است. خداوند عمر او را در غیبت طولانى می‌کند، سپس با دست تواناى خویش او را به صورت جوان چهل ساله‌اى ظاهر می‌سازد تا معلوم شود که خداوند متعال بر همه چیز قادر و توانا است».[۱۵]

۴٫ امام حسین(ع) درباره آن حضرت فرمود:

«اگر مهدی(عج) قیام کند، مردم او را انکار می‌کنند؛ زیرا او به صورت جوان ظاهر می‌شود، بزرگ‌ترین امتحان الهى این است که صاحب آنان در سن جوانى خروج می‌نماید؛ در حالى که مردم تصورشان این بود که او پیرمرد سالخورده‌اى است و به شک و توهم دچار می‌شوند».[۱۶]

۵٫ امام باقر(ع) از امیرمؤمنان(ع) نقل می‌کند که از آن حضرت درباره اوصاف مهدی(عج) سؤال شد، آن حضرت فرمود:

«مهدی(عج) جوانى چهارشانه، متوسط القامه و خوش سیما است، نور صورتش، سیاهى مو و ریش آن حضرت را تحت الشعاع قرار می‌دهد».[۱۷]

۶٫ در روایات زیادى از امام صادق(ع) نقل است که حضرت فرمود:

«مهدی(عج) جوانى کامیاب «شابّاً موفّقاً، فتی موفّق» و رشید یا جوان بلند قامت و چهارشانه (شابّ مربوع) است که در سنّ نزدیک به سى یا چهل سالگى ظهور می‌کند».[۱۸]

۷٫ از امام رضا(ع) نیز نقل است که فرمود:

«علامت مهدی(عج) این است که وى از نظر سنی، پیر، اما در ظاهر و سیما، جوان خواهد بود؛ به طورى که هر کس آن امام را زیارت کند، چهل ساله یا کمتر از آن تصور خواهد کرد».[۱۹]

۸٫ در روایتى از ابن عباس نقل است که گفت:

«من امیدوارم که چند شبانه روزى نگذرد تا اینکه خدا، جوانى را از ما اهل بیت(ع) برانگیزاند که فتنه‌ها دامن‌گیرش نشود و او نیز دنبال فتنه‌ها نرود. وى امور این امت را به پا خواهد داشت. همچنان‌که خدا کار این امت را به ما آغاز کرد، امیدوارم که به ما هم ختم کند».

راوى می‌گوید: از ابن عباس پرسیدم: آیا پیران شما از این امر عاجزند که شما این امیدوارى را درباره جوانان خود دارید؟ گفت: «خدا هر عملى را که بخواهد، انجام می‌دهد».[۲۰]

۹٫ در اخبار و احادیث اهل سنت آمده است که:

«مهدی(عج) جوانى با چشمان مشکی، ابروهاى باریک، بینى بلند و ریش انبوه است و در طرف راست صورت و دست راستش خال وجود دارد».[۲۱]

پی‌نوشت‌‌ها

۱ . بحارالانوار، ج۵۲، ص۳۷۰؛ غیبه نعمانی، ص۳۱۶، باب ۲۰، حدیث۱۱٫

۲ . الغیبه، طوسی، ص۴۶۴ و ۴۴۵؛ الارشاد، مفید، ج۲، ص۳۶۸؛ کمال‌الدین و تمام النعمه، صدوق، ج۲، ص۴۹ و ۳۳۰٫

۳ . ر.ک: منابع پیشین و بحارالانوار، ج۵۲، ص۳۰۷، ۲۷۳، ۲۱۷، ۱۹۲، ۱۴۷٫

۴ . منتهى الامال، شیخ عباس قمی، ج۲، ص۴۹۵٫

۵ . همان، ص۴۹۶؛ بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۵ و ۱۶٫

۶ . بحارالانوار، ج۵۲، ص۳۰۶٫

۷ . همان، ص۳۰۵، ۱۳۵ و ۳۴۱٫

۸ . الغیبه، طوسی، ص۴۷۶؛ الغیبه، نعمانی، ص۳۱۶؛ بحارالانوار، ج۵۲، ص۳۳۳؛ منتخب الاثر، صافی، ص۴۸۴٫

۹ . اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج۲، ص۸۴٫

۱۰ . المهدی، سید صدرالدین صدر، ص۱۰۵٫

۱۱ . ر.ک: میزان الحکمه، ج۵، ص۱۰؛ بحارالانوار، ج۵۲، ۲۷۵٫

۱۲ . بحارالانوار، ج۵۲، ص۲۷۵٫

۱۳ . المهدی، ص۲۱۸؛ ملاحم و فتن، ابن طاووس، ص۷۳؛ نجم الثاقب، میرزای نوری، ص۱۱۴٫

۱۴ . المهدی، همان.

۱۵ . کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۱۶٫

۱۶ . المهدی، همان.

۱۷ . بحارالانوار، ج۵۱، ص۴۴؛ المهدی، ص۸۰٫

۱۸ . ر.ک: الغیبه، طوسی، ص۴۷۰، ۴۲۰، ۴۱۹، ۲۸۵٫

۱۹ . کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۶۵۲؛ بحارالانوار، ج۵۲، ص۲۸۵٫

۲۰ . المهدی، ص۲۸۰٫

۲۱ . همان، ص۷۹٫

منبع :فصلنامه کوثر ـ شماره ۷۴ ـ تابستان ۱۳۸۷