جهاد در اسلام یعنی خشونت و کشتن غیر مسلمانان

شبهه

برخی شبهه می کنند که جهاد به معنای اینست که هر کسی که مخالف دین است با او باید وارد جنگ شد تا مسلمان شود و در صورت مسلمان نشدن باید کشته شود.

پاسخ:

قبل از پرداختن به پاسخ توجه به این امر لازم است که پیروان هیچ دینی آموزه های ادیان مخالف خود را تایید نمی کنند بلکه پیوسته اشکالات و شبهات را متوجه دین مخالف نموده تا خود را در پیروی از دینی که پذیرفته قناعت دهند. در سالهای اخیر بیشتر این نوع اشکالات و شبهات از طرف افراد و پیروان ادیان مختلف بلکه از طرف بی خدایان و اتئیست ها متوجه دین اسلام می شوند. یکی از این شبهات مسئله جهاد در اسلام است که مورد اشکال قرار گرفته و برای ایجاد تنفر جوانان نسبت به اسلام آن را مصداق خشونت و یک عمل غیر معقول القاء می کنند.

مسئله جنگ یک پدیده اجتناب ناپذیر اجتماعی می باشد که عامل و علت آن نه اسلام است و نه هیچ دین دیگری بلکه از متن جامعه به وجود می آید. البته این سخن هم قابل انکار نیست که جهت گیری های دینی و مذهبی از عوامل پدید آمدن جنگ‌ها بوده و می باشد و این وظیفه ادیان است که باید در مقابل این پدیده اجتماعی قانون معقول و مبتنی بر عدالت اجتماعی داشته باشند. دین مبین اسلام به این مسئله با دقتی بسیار نظر انداخته و جوانب مختلف آن را سنجیده و قوانین و حد و حدودی را در قرآن کریم و سخنان پیشوایان دین مورد دستورالعمل قرار داده است. و این توجه دین اسلام به پدیده جنگ و دفاع با ضوابط عقلی و انسانی، برخی را براین واداشته تا این آموزه ها را دلیل بر خشونت دین اسلام گرفته و به خصوص مسئله جهاد را از مصادیق آن قرار دهند.

جهاد در اسلامجهاد در اسلام به جنگی گفته می شود که فقط در راه خداوند برای گسترش دین حق و دفاع از حق مشروع بندگان خدا انجام گیرد و هیچ نوع اهداف دنیایی و مادی در آن در نظر گرفته نشود.

در بسیاری از مذاهب انحرافی، جهاد به هیچ وجه وجود ندارد و همه چیز بر محور توصیه ها و نصایح و اندرزها دور میزند، حتی برخی، هنگامی که میشنوند جهاد مسلحانه یکی از ارکان برنامه های اسلامی است در تعجب فرو میروند که مگر دین میتواند توأم با جنگ باشد.

اما با توجه به اینکه همیشه افراد زورمند و خودکامه و فرعونها و نمرودها و قارونها که اهداف انبیاء را مزاحم خویش میدیدهاند در برابر آن ایستاده و جز به محو دین و آیین خدا راضی نبودند روشن میشود که دینداران راستین در عین تکیه بر عقل و منطق و اخلاق باید در مقابل این گردنکشان ظالم و ستمگر بایستند و راه خود را با مبارزه و در هم کوبیدن آنان به سوی جلو باز کنند، اصولا جهاد یکی از نشانه های موجود زنده است و یک قانون عمومی در عالم حیات است، تمام موجودات زنده اعم از انسان و حیوان و گیاه، برای بقای خود، با عوامل نابودی خود در حال مبارزهاند.(۱)

از مطالبی که بیان خواهد شد روشن می گردد که جهاد نه تنها از اشکالات وارد بر اسلام نمی تواند باشد بلکه از افتخارات دین اسلام است که پدیده جنگ را در برابر زورگویان قانون مند نموده و حد و حدودی را برای آن در نظر گرفته است. منتها باید دید جهاد اسلامی چه اهدافی را تعقیب میکند.

اهداف جهاد در اسلام جهاد در اسلام دارای اهداف متعدد می باشد که درزیر به صورت مختصر به آنها اشاره می شود:

الف- جهاد ابتدایی برای خاموش کردن فتنه ها:میدانیم خداوند دستورها و برنامه هایی برای سعادت و آزادی و تکامل و خوشبختی و آسایش انسانها طرح کرده است، و پیامبران خود را موظف ساخته که این دستورها را به مردم ابلاغ کنند، حال اگر فرد یا جمعیتی ابلاغ این فرمانها را مزاحم منافع پست خود ببینند و سر راه دعوت انبیاء موانعی ایجاد نمایند آنها حق دارند نخست از طریق مسالمت آمیز و اگر ممکن نشد با توسل به زور این موانع را از سر راه دعوت خود بردارند و آزادی تبلیغ را برای خود کسب کنند.

به عبارت دیگر: مردم در همه اجتماعات این حق را دارند که ندای منادیان راه حق را بشنوند، و در قبول دعوت آنها آزاد باشند حال اگر کسانی بخواهند آنها را از حق مشروعشان محروم سازند و اجازه ندهند صدای منادیان راه خدا به گوش جان آنها برسد و از قید اسارت و بردگی فکری و اجتماعی آزاد گردند طرفداران این برنامه حق دارند برای فراهم ساختن این آزادی از هر وسیلهای استفاده کنند، و از اینجا ضرورت «جهاد ابتدایی» در اسلام و سایر ادیان آسمانی روشن میگردد.

ب- جهاد دفاعیجهاد دفاعی به جهادی گفته می شود که در مقابل تجاوز دشمنان صورت می گیرد. اگر کسی به انسان حمله کند و او از خود دفاع ننماید، یا ملتی متجاوز و سلطه گر هجوم بر ملت دیگر ببرند و آنها دست روی دست گذارده نابودی کشور و ملت خویش را تماشا کنند، در اینجا تمام قوانین آسمانی و بشری به شخص یا جمعیتی که مورد هجوم واقع شده حق میدهد برای دفاع از خویشتن به پا خیزد و آنچه در قدرت دارد به کار برد، و از هر گونه اقدام منطقی برای حفظ موجودیت خویش فروگذار نکند. جنگهایی مانند جنگ احزاب و احد و موته و تبوک و حنین و بعضی دیگر از غزوات اسلامی جزء این بخش از جهاد بوده و جنبه دفاعی داشته است.(۲)

ج- جهاد برای حمایت از مظلومانشاخه دیگری از جهاد که در آیات قرآن به آن اشاره شده، جهاد برای حمایت از مظلومان است، در آیه ۷۵ سوره نساء میخوانیم: وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِینَ یقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیهِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیراً. چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و کودکانی که (بدست ستمگران) تضعیف شدهاند پیکار نمیکنید، همان افراد (ستمدیدهای) که میگویند: خدایا! ما را از این شهر (مکه) که اهلش ستمگرند بیرون ببر، و برای ما از سوی خود، ولیی قرار ده، و برای ما از سوی خود یار و یاوری معین فرما».

به این ترتیب، قرآن از مسلمانان میخواهد که هم در راه خدا و هم مستضعفان مظلوم، جهاد کنند، و اصولا این دو از هم جدا نیستند و با توجه به اینکه در آیه فوق قید و شرطی نیست، این مظلومان و مستضعفان در هر نقطه جهان، باشند، باید از آنها دفاع کرده نزدیک و دور، داخل و خارج کشور تفاوت نمیکند.

و به تعبیر دیگر حمایت از مظلومان در مقابل ظالمان در اسلام یک اصل است که باید مراعات شود، حتی اگر به جهاد منتهی گردد، اسلام اجازه نمی دهد مسلمانان در برابر فشارهایی که به مظلومان جهان وارد میشود بیتفاوت باشند، و این دستور یکی از ارزشمندترین دستورات اسلامی است که از حقانیت این آیین خبر میدهد.(۳)

د- جهاد برای محو شرک و بت پرستیاسلام در عین اینکه آزادی عقیده را محترم میشمرد و هیچ کس را با اجبار دعوت به سوی این آیین نمیکند، به همین دلیل به اقوامی که دارای کتاب آسمانی هستند، فرصت کافی میدهد که با مطالعه و تفکر آیین اسلام را بپذیرند، و اگر نپذیرفتند، با آنها به صورت یک «اقلیت هم پیمان» (اهل ذمه) معامله میکند و با شرایط خاصی که نه پیچیده است و نه مشکل با آنها همزیستی مسالمت آمیز بر قرار مینماید، در عین حال نسبت به شرک و بت پرستی، سختگیر است زیرا: شرک و بت پرستی نه دین است و نه آیین و نه محترم شمرده میشود، بلکه یک نوع خرافه و انحراف و حماقت و در واقع یک نوع بیماری فکری و اخلاقی است که باید به هر قیمتی که ممکن شود آن را ریشه کن ساخت.

کلمه آزادی و احترام به فکر دیگران در مواردی به کار برده میشود که فکر و عقیده لا اقل یک ریشه صحیح داشته باشد، اما انحراف و خرافه و گمراهی و بیماری چیزی نیست که محترم شمرده شود و به همین دلیل اسلام دستور میدهد که بت پرستی به هر قیمتی که شده است حتی به قیمت جنگ، از جامعه بشریت ریشه کن گردد. بت خانه ها و آثار شوم بت پرستی اگر از طرق مسالمتآمیز ممکن نشد با زور ویران و منهدم گردند.

از آنچه در بالا- در مورد اهداف جهاد- آمد روشن میشود که اسلام جهاد را با اصول صحیح و منطق عقل هماهنگ ساخته، و هرگز آن را وسیله سلطه جویی و کشورگشایی و غصب حقوق دیگران و تحمیل عقیده، و استعمار و استثمار قرار نداده است.(۴)

ماهیت جهاد ابتداییاز میان این جهاد ها جهاد ابتدایی این استعداد را دارد که مورد اشکال قرار بگیرد. و لی از آنچه که بیان گردید جهاد ابتدایی برای دعوت به اسلام یا تحمیل عقیده نیست تا اشکال خشونت و جنگ افرزوی را با خود حمل کند، بلکه نبردی «رهایی بخش» و برای مقابله با خشونت و اختناق است. جهاد ابتدایی مبارزه با نظام های ظالمانه و ستمگری است که با توسل به زور و فشار، اندیشه های باطل را بر اذهان مردم حاکم می سازند و اجازه نمی دهند پیام الهی به گوش مردمان برسد.

اینان با گرفتن آزادی مردم، امکان آشنایی با حق و حقیقت و گزینش راه سعادت و کمال را از آنان سلب کرده و این گونه، راه خدا را سد می کنند، بنابراین جهاد ابتدایی، خود نوعی «جهاد دفاعی» است، نه چیزی در برابر آن.

دفاع منحصر به دفاع از حق «شخص» یا «ملتی» نیست بلکه دفاع از برخی امور مانند «آزادی» که از حقوق انسانی است از مقدس ترین دفاع است و روی این حساب مسأله توحید نیز این گونه است.

استاد مطهری در این باره می گوید:

توحید هم مثل آزادی جزء حقوق انسانی است. معنای حق آزادی، این نیست که آزادی یک فرد از طرف دیگری مورد تهدید قرار نگیرد، بلکه ممکن است از طرف خودش مورد تهدید قرار گیرد. پس اگر مردمی برای توحید و برای مبارزه با شرک بجنگند، جنگشان جنبه دفاعی دارد، نه جنبۀ استخدامی و استعماری و استثماری و تجاوز.(۵)

علامه طباطبایی نیز در تفسیر المیزان به ذکر پاره ای از آیات جهاد(۶) پرداخته و می فرماید:

قرآن جهاد و کارزاری که مومنین را به آن دعوت کرده است، برای آنان حیات آفرین می خواند، معنای این سخن آن است که پیکار چه در راه دفاع از اسلام یا مسلمین و چه جهاد ابتدایی، همه در واقع دفاع از حقیقت انسانیت است.(۷)

به عبارت دیگر همان طور که «حق حیات» حقی انسانی است، جهاد در راه آن مقدس است، نشر توحید و احیای کلمه «الله» نیز احیای معقول بشریت و دفاع از حیات طیبه و انسانیت انسان است. بنابراین در اسلام جهاد ابتدایی به جهاد دفاعی تبدیل می شود و چیزی به نام جنگ در راه تحمیل عقیده، وجود ندارد.

اصولاً جنگ در اسلام به خاطر کشورگشایی و خونریزی نیست، بلکه برای نجات مردم مظلوم و بی‌پناهی است که حقوق خود را از دست داده و در آتش ظلم و فساد و بت‌پرستی و محرومیت‌های اجتماعی می‌سوزند. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «چرا در راه خدا و نجات بیچارگان از مردان و زنان و کودکان پیکار نمی‌کنند؟ بیچارگانی که می‌گویند بارالها ما را از این سرزمین که مردمش همه ستمگرند بیرون کن، و نجات بده، و از ناحیه خود سرپرستی برایمان بفرست و یا از جانب خود یار و مددکاری برایمان روانه کن.»(۸)

در این آیه شریفه امر به قتال و جهاد برای آنهایی که ایمان‌شان خالص و دلهای‌شان پاک است، برای به حرکت درآمدن‌شان به سوی قتال همان یاد خدای عزوجل کافی است، تا برای اقامه حقّ و لبیک گفتن به ندای پروردگارشان، و اجابت دعوت او، به پا خیزند و اما آنهایی که ایمانشان ناخالص است، اگر یاد خدا تکانشان داد که هیچ و اگر یاد خدا کافی نبود این معنا تکان‌شان می‌دهد که اولاً این قتال‌شان قتال در راه خدا است و ثانیاً قتال در راه نجات مشتی مردم ناتوان است که به دست کفار استضعاف شده‌اند.(۹)

بنابراین قرآن کریم جهادی را تجویز می‌کند که در راه خدا و نجات توده‌های محروم و برای زدودن فتنه‌ها انجام گیرد. جنگ در اسلام برای زدودن فتنه‌ها و برقراری عدالت اجتماعی و صلح عمومی است، در جنگهای اسلامی، سم‌پاشی (استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی)، کشتن زنان و اطفال و پیرمردان و افراد ضعیف و ناتوان و بیمار، ممنوع است و حتی بریدن درختان و خراب کردن ساختمان‌ها از نظر مقررات اسلام کار غیرمشروع است.

برای درک مطلب و اینکه چرا اسلام دستور به جهاد داده است به بررسی دو آیه از آیات قرآن کریم می‌پردازیم: خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «بگو (ای پیامبر) به کسانی که کافر شدند اگر از گناهانی که تا کنون کرده‌اند دست بردارند آمرزیده می‌شوند و اگر از سر گیرند همانا گذشت شیوه پیشینیان (و به سرنوشت آنان دچار می‌شوند)»(۱۰) و در آیه بعد می‌فرماید: «و با آنان کارزار کنید تا دیگر فتنه‌ای نباشد، و دین همه‌اش برای خدا شود، حال اگر دست برداشتند خداوند به آنچه می‌کنند بینا است.»(۱۱)

رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ در آیه اولی مأمور شده که آن را بر کفار قریش قرائت نموده و ابلاغ بدارد و حقیقتش دعوت به این است که جنگ و فتنه‌انگیزی را ترک کنند تا خداوند به خاطر آن از ایشان بگذرد و اگر از آنچه نهی شده‌اند دست برندارند، همان سنت خدا که درباره نیاکان ایشان جریان یافت (هلاکت) در حق ایشان نیز جریان می‌یابد. آنگاه در آیه دوم می‌فرماید به قتال کفار بپردازید تا این فتنه‌ها که هر روز به راه می‌اندازند خاتمه پذیرد و دیگر هوای فتنه‌انگیزی در سر نپرورانند.(۱۲)

از این آیات دو مطلب استفاده می‌شود: یکی اینکه اسلام قبل از اعلام جنگ دعوت به صلح و دوری از ظلم و ستم می‌نماید و دوم اینکه جنگ را برای خاتمه دادن به فتنه‌ها و شرارت‌ها و ایجاد امنیت دستور می‌دهد. بنابراین قرآن کریم جنگی را تجویز می‌کند که در راه خدا و نجات توده‌های محروم و برای زدودن فتنه‌ها انجام می‌گیرد. پس پیکاری که در راه زدودن فتنه‌ها و نجات توده‌های محروم و برقراری عدالت عمومی انجام می‌یابد نه تنها خشونت نیست بلکه به حکم عقل عین صلح می‌باشد لذا خداوند پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ را برای عموم جهانیان رحمت قرار داده چنانکه در قرآن کریم می‌فرماید: «ای رسول، ما تو را نفرستادیم مگر آنکه رحمت برای اهل عالم باشی.»(۱۳)

بنابراین دعوت به اسلام از ابتدا بر خلاف ادعای بعضی‌ها با زور شمشیر و سر نیزه نبوده بلکه با دلیل و برهان و حکمت و موعظه همراه بوده است، به طوری که خداوند به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید: «ای پیامبر، مردم را با حکمت و پند و موعظه‌ی نیکو به راه پروردگارت دعوت کن …»(۱۴)

اگر کسانی که از اسلام انتقاد می‌کنند، تورات و کتب مقدس مسیحیان را مطالعه کنند، تصوری که از دین مسیحیت دارند به کلی عوض می‌شود. در سفر تثنیه می‌نویسد: «آنگاه سیحون با تمام قوای خود به مقابله‌ی ما برای جنگ کردن در «یاهص» بیرون آمدند و یهود خدای ما او را به دست ما تسلیم نموده او را با پسرانش و جمیع قومش زدیم و تمامی شهرهای او را در آن وقت گرفته، مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاک کردیم که یکی را باقی نگذاشتیم.»(۱۵)

با این مقایسه اجمالی روشن می‌شود که هدف اسلام از جهاد در راه خدا و برقراری صلح و عدالت در جهت هدایت و سعادت مردم بوده و به هیچ وجه، خشونت، خونریزی، انتقام و تحمیل عقیده هدف نبوده است بلکه بر خلاف کسانی که جنگ‌های صلیبی را، به راه انداختند و فقط منظورشان کشورگشایی و استعمار بوده خواستار صلح و صفا و رفاه و آسایش توده‌های سراسر روی زمین می‌باشد.

پی نوشتها

  1. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، اول، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص: ۲۶٫
  2. تفسیر نمونه، ج۲ ص۲۸٫
  3. همان، ج۲، ص: ۲۹٫
  4. تفسیر نمونه، ج۲، ص،۳۰٫
  5. مطهری، مرتضی، جهاد، بینا بیتا، ص ۴۶٫
  6. حج، ۴۴٫ بقره ۲۵۱٫ انفال۸ و ۲۴ یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یحْییکُمْ
  7. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، پنجم، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص ۶۷٫
  8. سوره نساء، آیه ۷۵٫
  9. طباطبایی، سید محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ، ۱۳۶۳ هـ . ش، ج۴، ص۶۷۳٫
  10. سوره انفال، آیات ۳۸ و ۳۹٫
  11. سوره انفال، آیات ۳۸ و ۳۹٫
  12. طباطبایی،سید محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۳ هـ . ش، ج۹ ص ۹۸٫
  13. ، سوره انبیاء، آیه ۱۰۷٫
  14. ، سوره نحل، آیه ۱۲۵٫
  15. سفر تثنیه، فصل ۲، بند ۳۲ ـ ۳۴٫