جعفر بن موسي کاظم (عليه السلام)

به اين اسم دو امامزاده در اين شهر مدفون مى باشد كه يكى از آنها در جاده كاشان نزديك قبرستان بقيع و ديگرى واقع درخيابان امامزاده شاه ابراهيم كه يكى از كهن ترين مزارهاى شهر و از نوادگان امام موسى كاظم(عليه السلام) به حساب آمده است. بهرحال گنبد مورد نظر از ابنيه باستانى حومه شهر بود كه بجهت توسعه شهر در داخل قم قرار گرفته است.

اما اينكه مدفون دراين بقعه چه كسى مى باشد ميان علماء انساب و مورخين اختلاف است و مرحوم ناصر الشريعه دركتاب(1)خود مي فرمايد:”نزديك شاه ابراهيم بمسافتى جزئى بالاى آن بقعه اى واقع است و گنبدي متوسط از كاشى دارد كه كاشى آن ريخته و همچنين كتيبه بقعه كه ريخته و محو شده وظاهرا از اولاد موسى بن جعفر(عليه السلام) است و نسب او از اينقرار باشد: جعفرالدقاق ابن محمد بن احمد بن هرون بن موسى بن جعفر(عليه السلام) و بنابر احتمالى جعفر بن على بن حمزه بن احمد بن محمد بن اسماعيل بن محمد بن عبدالله الباهر بن امام زين العابدين(عليه السلام) و احتمال مى رود جعفر بن حسين بن على بن محمد بن امام جعفر صادق(عليه السلام) باشد و سرداردالان بقيه اين عبارت بكاشى مسطور است(تجديد عمارت اين درگاه مشهد مقدس منور زبده الأعيان غازى پير قلى نموده است سه سنه 942 هـ .ق)(2).

و مؤلف كتاب(انوارالمشعشعين)(3) در كتاب خود چنين نوشته است كه”احتمال مى رود  امامزاده ايكه در قم معروف و مشهور و مدفن او در خارج شهر قم در اراضى هنديجان(هنديان و يا مزديجان يا مزادجان كه دو مزرعه متصل بيكديگر بوده اند) است و از شهر تا بقعه او قريب ربع فرسنگ(4) راه مى باشد و جناب امامزاده جليل يعنى جعفر الشعرانى بن الحسين كه پدر شاه زاده محمد جمال است، و بنابراين سلسله او با سه واسطه به امام جعفر الصادق(عليه السلام)منتهى و نسب شريفش به اين قرار است:  امامزاده جعفر الشعرانى بن الحسين بن على بن محمد ديباج بن امام جعفرالصادق(عليه السلام) و يا اينكه محتمل است جناب  امامزاده جعفر دقاق بن محمد بن احمد بن هارون بن امام موسي كاظم(عليه السلام) بوده باشد”.

ولي بايد تصريح نمود كه بدلائلى هيچ كدام از اين دو  امامزاده و يا احتمالات مرحوم ناصرالشريعه كه در بالا اشاره شد در اين بقعه مدفون نمى باشد اگر چه در ابتداء عقيده مرحوم علامه فيض هم مدفون بودن  امامزاده جعفر الشعرانى بن الحسين در اين بقعه بوده كه دركتاب(5) خود چنين مي نويسد:”بعقيده نگارنده مدفون در بقعه نامبرده بطور مظنون همان جعفر بن الحسين مكنى بابى عبدالله ومعروف بجعفر شعرانى است و در لوح مزار او هم امامزاده جعفر بن جعفر بن الصادق(عليه السلام) ضبط گرديده و مؤيد صحت اين عقيده كتيبه ايست از كاشى فيروزه رنگ كه سابقا در سر درب بقعه مزبور نصب بوده است واكنون از جنبه قدمت و نفاست بموزه آستانه مقدسه قم انتقال داده شده و در آنجا موجود است چه كه با خط ثلث برجسته درشت و زيبائى بر روئى آن عبارت زير نوشته شده:

“هذا مشهد طاهر المطهر الشهيد جعفر بن امام جعفر صادق بن الباقر بن امام على زين العابدين بن امام حسين بن امام المظلوم اميرالمؤمنين سيد الوصين صلوات اله عليهم اجمعين فى تاريخ محرم سبع و ستين و ستمأه 667”.

وي اضافه مى كند، عبارات اين كتيبه قديمى اگر چه از جنبه ادبى هم مورد ايراد و عاميانه بوده باشد ولى از لحاظ قدمت تاريخى حائز اهميت و تا حدى سنديت آن ثابت و كاملا مشعر بر مطلوب مى باشد ولى تنها موضوع قابل توجه در كتيبه نامبرده كلمه(الشهيد) است كه نميتوان آنرا با جعفر شعرانى منطبق ساخت چنانچه با غير او هم نميتوان تطبيق كرد زيرا بين امامزاادگان قم شخصى كه شهيد شده باشد جز محمد عزيزي معروف به(سيد سربخش)(6) نداريم و بنابراين بايد گفت كه نويسنده سطور را در تلفيق كلمات خطائى رخ داده و كلمه شهيد كه مي بايستى جلو نام مبارك امام حسين(عليه السلام)نوشته شود اشتباها جلو اسم جعفر بن جعفر(عليه السلام) نوشته شده است انتهي”.

بعد از اين گفتار مرحوم علامه فيض دركتاب(7)ديگرش چنين مى آورد كه:

مدفون در اين گنبد شخصيت برجسته و مورد احترام وتظعيمى بنام سيدجعفر موسوى است كه به نص كتيبه قديمى كه بر روى كاشهاى قرن هفتم يعنى همزمان با بنيان بقعه نوشته شده است به عز شهادت رسيده است.

و آنچه كه بعضى از مؤلفين در تعيين نسب  امامزاده جعفر نوشته اند(كه ما اختلافات را در فوق ذكر نموديم) ناشى از قلب تتبع مى باشد و اگر هم قول مؤلف كتاب انوار المشعشعين را مبنى بر مدفون بودن جناب  امامزاده جعفر دقاق ابن محمد بن احمد بن هارون بن امام موسى كاظم(عليه السلام)بدانيم نيز اشتباه و عدم مداقه در كتيبه هاى داخلى بقعه مورد نظر مي باشد مخصوصا كه مستند ايشان هم بسيار ضعيف و مفادا چنين است كه هجرت جعفر دقاق بقم و رحلت وى در اين شهر به نص تاريخ قم متيقن است و در اين شهر هم دو بقعه مشهور به  امامزاده جعفر بيش نيست كه يكى همين گنبد و ديگرى گنبد  امامزاده جعفر غريب دركنار تپه قم درويش(قبرستان بقيع فعلي) است پس تعيين مدفن وى بين همين دو بقعه دور ميزند.

ضعف گفتار فوق را مرحوم فيض چنين جواب مى دهد:

1ـ امامزاده هائى بنام جعفر در قم و اطراف آن فراوان است كه در همين مجموعه هم بتوصيف گنبدهاى آنان خواهيم پرداخت و محدود ساختن آن در دو بقعه دور از واقعيت است.

جعفر دقاق كشته نشده بلكه بطور طبيعى از دنيا رفته ولى مدفون در بقعه مورد سخن بعنوان شهيد قيد شده است.

جعفر دقاق نقيب نبوده و مدفون در اين بقعه جزء نقباء و شرفاء شمرده شده است.

و اما تنها دليل متقن و مستند نگارنده اين كتاب مبنى بر مدفون نبودن جعفر دقاق در اين بقعه اين است كه جناب  امامزاده جعفر دقاق با چهار واسطه به امام موسى كاظم(عليه السلام) مى رسد و از كتيبه موجود در اين بقعه مورد نظر(كه به موزه آستانه مقدسه انتقال داده شده) و استدلال مرحوم فيض معلوم گشته كه وى در سال 617 هـ .ق به شهادت و بناى بقعه هم در سال 667 هـ .ق احداث گرديده، چنين مى توان گفت كه اگر در هر قرن كمتر از 3 نسل را ما محسوب نمائيم و شهادت امام موسى كاظم(عليه السلام) راهم ك در سال 183 هـ .ق تصريح شده است حساب كنيم لازم مى آيد كه مدفون در اين بقعه راكمتر از ده پشت تا به امام(عليه السلام)بدانيم و حال آنكه جناب  امامزاده جعفر دقاق با چهار پشت به امام موسى كاظم(عليه السلام) مى رسد و از طرفى اكثر علماء انساب حياه وى را در قرن 3 تا 4 هجرى نوشته اند.

با اين وجود مدفون در اين گنبد بنابر قول مرحوم فيض و با استدلال نگارنده: سيد جليل شاه جعفر موسوى است كه از نقباء و شرفاى علويه در اواخر قرن ششم و اوائل قرن هفتم بوده است كه شجره نامه اش در دسترس نيست و نامبرده در يورش سپاه چنگيزى در سال 617 هـ .ق در فتنه امير زاده جته نويان و قتل عامل مردم قم بقتل و شهادت نائل گرديد و ماجراى آنرا مفصلا در قسمت  امامزاده ابوالمعالى اسماعيل نگاشته شد.

بهر صورت بقعه مورد نظر در سال 667 هـ .ق بفاصله پنجاه سال پس از وقوع حادثه قتل وي ساخته شده است.

توصيف بقعه و گنبد  امامزاده جعفر موسوي(شهيد)

بقعه مورد نظر تهى از مرافق و بيوتان بوده و گنبد آن هم بشكل هرمى كوتاه و مزين به كتيبه وگچ بري هاى زيبا كه همه آن تخريب و منهدم گشته و بجاى آن، بقعه با شكوه فعلي بجا مانده كه از آثار زحمات معماران ايرانى از قبل و بعد از انقلاب و به همت اراده اوقاف اين استان مى باشد و چنين توصيف مى گردد.

اين بقعه كمى بالاتر از بقعه  امامزاده ابراهيم واقع شده كه داراى سه درب ورودى به بقعه مى باشد، درب اول كه مدخل اصلى آن محسوب مى گردد مقابل خيابان و با چند پلكان كه متصل به راهروى بزرگيكه به حسنيه راه دارد و از آن بداخل روضه مقدسه وارد مي شوند ساخته شده است، دو درب ديگر آن يكى در طرف شمالى بقعه و درب ديگر در ابتداي كوچه هشت مترى واقع است كه هر دوى آن متصل به صحن بزرگ و مشجر راه دارد و در وسط اين صحن حوض بسيار بزرگ نمايان است كه به زيبائى هر چه بيشتر آن افزوده است، بايد اضافه كرد كه اطراف اين صحن را هم رواق و حجراتى بناء نموده اند كه از آن براي برپائى مراسم و اسكان زوار استفاده مى نمايند.

همان طوري كه گفته شد مدخل اصلى اين بقعه در خيابان  امامزاده ابراهيم واقع است كه خود شامل ايوان بزرگى بطول و ارتفاع تقريبى 8 متر تشكيل مى دهد كه خالى از نمابندى و با آجر است كه در اينجا از مؤمنين براى تعمير آن دعوت بعمل مى آيد و ايوان ديگر بقعه كه بزرگتر از قبلى مى باشد مقابل صحن مى باشد كه به ارتفاع 10 متر و به ارتفاع 30/ 1 سانتيمتر آنرا از سنگ مرمر مزين نموده اند و خود ايوان از نمابندى و كاشى تهى مي باشد، در جانبين ايوان مذكور كه اولى در سمت راست باشد حسينيه اى در دست احداث است كه ظاهرا مساحت آن 350 متر و در جانب چپ اين ايوان مسجدى است به مساحت 400 متر كه در آن محرابى مزين به كاشي هاى ملون و آراسته به گل و بوته و كتيبه هاى قرآن و اسماء جلاله كه ارتفاع تقريبى آن 3 متر و عرض آن 2 متر است كه از اين مسجد براي اقامه نماز جماعت و مراسم عزادارى استفاده مى گردد.

در وسط اين بقعه، روضه مطهر امامزاده وجود دارد كه جدار آنرا تماما با سنگ مرمر پوشيده اند و در وسط اين روضه مرقد منور  امامزاده جعفر واقع است كه ضريح نقره اي و مطلاى آن معنويت و جلوه اى ديگر به اين مشهد داده است، در داخل ضريح مرقد منور  امامزاده جعفر كه بوسيله آجر به ارتفاع 50 سانتيمتر بالا آمده و روى سنگ آن اين عبارت كنده شده:

“بسم الله الرحمن الرحيم، اين مرقد مطهر سيد جليل القدر و شريف حضرت جعفر بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابيطالب (عليه السلام) است كه در تاريخ 617 هجرى به شهادت نائل گرديده است. گنجينه آثار قم جلد 2″.

اما سازنده اين ضريح مطهر آقايان احمد و عباس پرورش و قلمزنى توسط جناب آقاى حسين عباس پور و نجارى از حاج نعمت الله حيدرزاده صورت گرفته كه در سال 1368 هـ .ش به اتمام و در اين مكان نصب گرديده است، اين ضريح مانند ضريحهاى مشاهد متبركه ديگر كه توصيف آنها گذشت داراى آيات قرآن كه در زمينه صورتى و به رنگ طلائى قلمزنى شده و در پائين آن اين اشعار بچشم مى خورد: چشمى كه هست محو تماشاى اهلبيت

وجه خدا كه رنگ تعلق پذير نيست

نور خدا كه موسى عمران طلب كند

هركس كه ديد نقد دل خود زدست داد

نازم به عاشقى كه شود گاه اختصار

خواهي كه خيمه بر زبرنه فلك زني

اينجا بود كه ذريه شود رشك آفتاب

غير زبان محبت ديگر لسان نداشت

ما زنده ايم از دم مهدى ولى عصر

پروانه زاد راه تو گردد كه رحيل بيند جمال دوست به سيماى اهلبيت

پيداست در جمال دلاراى اهلبيت

بين جلوه گر به سينه بيناى اهلبيت

اي جان ما فداى طلعت زيباى اهلبيت

آئينه دار محو تماشاى اهلبيت

شوخاك پاى عاشق شيداى اهلبيت

غافل مشوز همت والاى اهلبيت

سود است ليك حاصل سوداى اهلبيت

اي جان ما فداى سيماى اهلبيت

اشكي كه ريخت چشم تو درپاى اهل بيت در بالاى اين مرقد گنبد دو جداره بسيار زيبا كه به ارتفاع تقريبى 7 متر از سطح بام مشاهده مى گردد كه روى آنرا ازكاشي هاى الوان گره اى بصورت گلهاى كوچك و بزرگ تورنج مزين نموده و در زير آن آيات قرآنى در زمينه صورتى و بخط سفيد كه به زيبائى هر چه بيشتر گنبد افزوده است، سقف گنبد هم باكاشي هاى الوان و مزين به آيات قرآن و اسماء جلاله همراه با گل و بوته هاى بسيار زيبا منقش شده و چشم هر بيننده را مجذوب نموده و پى به مهارت هنرمندان مى نمايد.

پی نوشت ها

(1)ـ تاريخ قم صفحه 128.

(2)ـ در تعميرات اخير هيچ اثرى از آن نمانده و تخريب گرديده است.

(3)ـ بنقل از انجم فروزان صفحه 223 و انوار المشعشعين جلد 2 صفحه 154.

(4)ـ همانطوريكه بيان گرديد اين بقعه قبلا در خارج شهر واقع بود كه بجهت گسترش شهر جزو بقاع متبركه داخل شهر محسوب مى گردد.

(5)ـ انجم فروزان صفحه 223.

(6)ـ قبلا بيان گرديد كه سيد سربخش در اين شهر دو تن به اسامى ابو المعالى اسماعيل و محمد عزيزى بوده كه جناب  امامزاده ابو المعالى اسماعيل و شاه جعفر هر دو در يورش سپاه مغول بشهادت نائل شده اند.

(7)ـ گنجينه آثار قم جلد 2 صفحه 254