شیعه شناسی » فروع دین » تولی و تبری »

تولی و تبری در اسلام

اشاره

در فرهنگ شیعه «تولی» و «تبری» از اصول مذهب محسوب می شوند و این بدین معنا است که هر کس وظیفه دارد به مفاد «تولی» و «تبری» عمل کند و اگر نکند مرتکب گناه شده است. به این معنا که مسلمانان شرعا تکلیف دارند که خدا را دوست داشته و همچنین با پیامبران و ائمه طاهرین (علیهم‌السلام) محبت بورزند و با دشمنان آنان دشمن باشند. اما در مذهب شیعه دوستی با امام علی(علیه‌السلام) و دشمنی با دشمنان آن حضرت  مصداق بارز تولی و تبری است که در این مقاله به مفهوم این دو مقوله پرداخته شده است.

مفهوم تولی و تبری

 «تولی» یعنی دوست داشتن امیرالمؤمنین «علی» علیه السلام و فرزندان معصوم آن حضرت علیهم صلوات الله اجمعین

 «تبری» یعنی دشمن داشتن دشمنان علی (علیه‌السلام) و فرزندان معصوم آن بزرگوار و منظور از دوست داشتن حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و فرزندان معصوم آن وجود مقدس تنها محبت و ارادت خاص قلبی نیست بلکه هدف آن است ضمن داشتن محبت قلبی معتقد باشیم هر ۱۲ نفر امام هستند و هر یک سه مقام مشخص دارند:

الف) مقام مرجعیت و ولایت دینی

ب) مقام ولایت قضایی

ج) مقام ولایت سیاسی و اجتماعی (۱)

بر اساس این اندیشه ما تکلیف داریم معصومین (علیه‌السلام) را الگوی اعمال و رفتار خودمان قرار دهیم و دستورهای دینی ، سیاسی، قضایی خود و جامعه مان را از آنان بیاموزیم «قول» و «عمل» آنان را حجت بدانیم و اگر این گونه باشیم «تولی» مدار هستیم و از مزایای آن نیز بهره مند خواهیم شد وگرنه گناهکار بوده و معاقب نیز خواهیم بود.

مفهوم «تبری» هم بر اساس الگوی «تولی» مشخص می شود یعنی این که ما همگی وظیفه داریم ضمن داشتن عداوت قلبی نسبت به دشمنان حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و اولاد طاهرینش معتقد باشیم:

اعمال ، رفتار، کردار مخالفین ولایت در تمام مسایل دینی، سیاسی، قضایی حجت نیست و سندیت ندارد ما هم حق الگوبرداری از آنان را نداریم و اگر چنین باشیم هم گناهکار و هم معاقب و هم هیچ گونه عمل خیری در پیشگاه حضرت حق سبحانه و تعالی نخواهیم داشت.

اهمیت تولی و تبری از دیدگاه معصومین علیهم السلام

«قال رسول الله (صلی‌الله علیه و آله): و لایه علی بن ابی طالب ولایه الله و حبه عباده الله و اتباعه فریضه الله و اولیائه اولیاء الله و أعدائه اعداء الله و حربه حرب الله و سلمه سلم الله عزوجل (۲). »

«رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب [صلوات الله و سلامه علیه] ولایت خدا و محبت او عبادت خدا است و پیروی او واجب الهی است و اولیای او دوستان خدایند و دشمنان او دشمنان خدا و جنگ با او جنگ با خدا است و صلح با او صلح با خدا می باشد.» زراره از امام باقر (علیه‌السلام) نقل کرده که آن حضرت فرموده است:

«بنی الاسلام علی خمسه اشیاء: علی الصلاه و الحج و الصوم و الولایه قال زراره: فقلت و ای شیء من ذلک افضل؟ فقال: الولایه افضل لأنها مفتاحهن هو الدلیل علیهن (۳).»

«اسلام بر پنج چیز بنا شده است: بر نماز و زکات و حج و روزه و ولایت. زراره (رض) گفت: عرض کردم کدام یک از این پنج چیز برتر است؟ فرمود: ولایت برتر است زیرا مفتاح و کلید چهار چیز دیگر می باشد و ولی راهنمایی بر آن ها می کند.»

ابوذر صحابی بزرگ رسول الله (صلی‌الله علیه و آله) از آن حضرت نقل کرده است که از حضرتش شنیدیم که می فرمود:

«الا ان مثل اهل بیتی فیکم مثل سفینه نوح من قومه ، من رکبها نجا و من تخلف عنها غرق (۴).»

«مثل اهل بیت من (علیه‌السلام) در میان شما مانند کشتی نوح (علیه‌السلام) در قومش می باشد هر کس بر آن نشیند نجات یابد و هر که از آن تخلف ورزد غرق شود.»

نقش تولی و تبری در پذیرش اعمال صالحه

در فرهنگ شیعه «تولی» و «تبری» شرط اساسی پذیرش اعمال صالحه است و بدون داشتن این دو هیچ عملی پذیرفته نیست مثل آن می ماند که شخص هیچ گونه عمل خیری انجام نداده باشد در این زمینه روایات متعددی در متون اسلامی مطرح شده که برخی از آنان آورده می شود:

حضرت امام سجاد (علیه‌السلام) به نقل از رسول الله فرموده که آن وجود مقدس (صلی‌الله علیه و آله) فرموده اند:

« ما بال اقوام اذا ذکر عندهم آل ابراهیم (علیه‌السلام) فرحوا استبشروا و اذا ذکر عندهم آل محمد (صلی‌الله علیه و آله) اشمأزت قلوبهم و الذی نفس محمد (صلی‌الله علیه و آله) بیده لو ان عبدا جاء یوم القیامه بعمل سبعین نبیا ما قبل الله ذلک حتی یلقاه بولایتی و ولایه اهل بیتی عندالله . (۵)»

«چه می شود مردمی را که چون خاندان ابراهیم (علیه‌السلام) در نزد ایشان یاد شود شاد و مسرور گردند و چون از خاندان محمد (صلی‌الله علیه و آله) یاد کنند دل هایشان متنفر شود قسم به آن کس که جان محمد (صلی‌الله علیه و آله) در دست اوست اگر بنده ای در روز قیامت عمل هفتاد پیغمبر (صلی‌الله علیه و آله) را بیاورد خدا از او نپذیرد تا خدا را دیدار کند به ولایت من و ولایت اهل بیت (علیه‌السلام) من در نزد خدا.»

ابوحمزه ثمالی (ره) روایت می کند که به حضرت باقر (علیه‌السلام) گفتم :

«جعلت فداک یابن رسول الله (صلی‌الله علیه و آله) قد یصوم الرجل النهار و یقوم اللیل و یتصدق و لا نعرف منه الا خیرا الا انه یعرف قال فتبسم ابوجعفر (علیه‌السلام) فقال: یا ثابت انا فی افضل بقعه علی ظهر الأرض لو ان عبدا لم یزل ساجدا بین الرکن و المقام حتی یفارق الدنیا و لم یعرف و لا یتنا لم ینفعه ذلک شیئا(۶).»

«یابن رسول الله (صلی‌الله علیه و آله) فدایت شوم، شخصی روز روزه دار و شب به عبادت می گذراند و صدقه می دهد و جز خیر و خوبی از او نمی دانم جز آن که اقرار به ولایت شما ندارد؟ گوید: امام (علیه‌السلام) تبسم کرد و فرمود: ای ثابت من در برترین مکان های زمین هستم اگر بنده ای همیشه در سجده در میان رکن و مقام باشد تا پایان عمر که از دنیا برود ولی ولایت ما را نشناسد این عبادت سودی به حال او ندارد.»

امام صادق (علیه‌السلام) هم فرموده است :

«ان اول ما یسئل عنه العبد اذا وقف بین یدی الله جل جلاله عن الصلوات المفروضات و عن الزکوه المفروضه و عن الصیام المفروض و عن الحج المفروض و عن ولایتنا اهل البیت فان اقربوا لا یتنا ثم مات علیها قبلت منه صلوته و زکوته و حجه و ان لم یقربو لایتنا بین یدی الله جل جلاله لم یقبل الله عزوجل منه شیئا من اعماله (۷).»

«نخستین چیزی که از بنده به هنگامی که در پیشگاه خدای جل و جلاله می ایستد پرسیده می شود از نمازهای واجب و زکات واجب و روزه ی واجب و حج واجب و از ولایت ما اهل بیت (علیه‌السلام) است که اگر اقرار به ولایت ما کرده و بر آن مرده باشد نماز و روزه و زکات و حجش پذیرفته می شود و اگر در پیشگاه خدا جل جلاله بر ولایت ما اقرار نکند خدای عزوجل چیزی از اعمالش را نخواهد پذیرفت.»

رسول مکرم اسلام (صلی‌الله علیه و آله) هم در چنین زمینه ای فرموده است:

«لو ان رجلا قام لیله وصام نهاره و تصدق بجمیع ماله و حج جمیع دهره و لم یعرف ولایه ولی الله فیوالیه و یکون جمیع اعماله بدلالته الیه ما کان له علی الله حق فی ثوابه و لا کان من اهل الایمان …(۸). »

«اگر مردی تمام شب های عمرش را به عبادت و تمام روزهایش را به داشتن روزه بگذرد و همه ی مالش را صدقه دهد و تمام عمرش حج کند ولی ولایت ولی خدا را نشناسد که دوستش بدارد و همه کارهای خویش را به دستور و دلالت او انجام دهد حق پاداشی بر خدا ندارد و از مؤمنان محسوب نخواهد شد.

در روایت دیگر رسول الله (صلی‌الله علیه و آله) فرموده است :

«من مات و لم یعرف امام زمانه ای من یجب ان یقتدی به فی زمانه مات میته جاهلیه (۹).»

«هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد یعنی امامی را که پیروی از وی واجب است نشناسد مردنش همانند مردن مردم عهد جاهلیت و بت پرستی می باشد.»

امام حسن عسگری (علیه‌السلام) فرموده اند :

«لا یقبل الله احد عملا الا بولایتهما و معاده اعدائهما و ان کان ما بین الثری الی العرش ذهبا یتصدق به فی سبیل الله (۱۰).»

«خداوند هیچ عبادتی را نمی پذیرد مگر به ولایت پیامبر و علی (علیه‌السلام) و دشمنی با دشمنان این دو اگر چه [شخص به اندازه] مابین زمین تا عرش الهی در راه خدا طلا صدقه بدهد»

امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در خصوص اهل بیت فرموده اند:

«انظروا اهل بیت نبیکم فالزموا سمتهم و اتبعوا اثرهم فلن یخرجوکم من هدی و لن یعیدوکم فی ردی ، فأن لبدوا فالبدوا ، و ان نهضوا فانهضوا و لا تسبقوهم فیضلوا و لا تتأخروا افتهلکوا.(۱۱)»

«نظر به اهل بیت پیغمبر خود کنید . از سمتی که آنان گام برمی بردارند منحرف نشوید و قدم به جای قدمشان بگذارید و آنان هرگز شما را از جاده هدایت بیرون نمی برند و به پستی و هلاکت باز نمی گردانند ، اگر سکوت کنند سکوت کنید و اگر قیام کنند قیام کنید از ایشان سبقت و پیشی نگیرید که گمراه می شوید و از آنان عقب نمائید که هلاک می گردید .»

امام رضا (علیه‌السلام) هم در روایتی به نقل از امام باقر (علیه‌السلام) فرموده اند:

«من سره ان لا یکون بینه و بین الله حجاب حتی ینظر الی الله و ینظر الله الیه فلیتوال آل محمد و یتبرأ من عدوهم . و یأتم بالأمام منهم فانه اذا کان کذلک نظر الله الیه و نظر الی الله (۱۲).»

«هر که دوست دارد که میان او و خدا حجاب و پرده ای نباشد تا خدا را ببیند و خدا نیز به او نظر فرماید باید آل محمد (صلی‌الله علیه و آله) را دوست بدارد و از دشمنانش بیزاری جوید و به امام از آنان اقتداء کند که چون این گونه باشد خدا به او نظر فرماید و خود نیز نظر به خدا نماید.»

محبت «اهل البیت» از دیدگاه بزرگان اهل سنت

می دانیم ، زمخشری و فخر رازی از علمای بزرگ اهل سنت محسوب می شوند و این دو از کسانی هستند که در باب «ولایت» به جنگ شیعه آمده اند.

ولی با همه ی عناد و لجاجت نتوانسته اند بخشی از واقعیت را کتمان نمایند هر چند مفهوم حدیث را «تحریف» کرده اند ولی هر دو نفر تصریح کرده اند که حدیث ذیل از رسول مکرم اسلام (صلی‌الله علیه و آله) نقل شده است:

« من مات علی حب آل محمد مات شهیدا، ألا و من مات علی حب آل محمد مات مغفورا له ، ألا و من مات علی حب آل محمد مات تائبا ألا و من مات علی حب آل محمد مات مؤمنا مستکمل الأیمان …. ألا و من مات علی بغض آل محمد مات کافرا، ألا و من مات علی بغض آل محمد لم یشم رائحه الجنه (۱۳).»

«هر کس که بر دوستی آل محمد بمیرد، شهید مرده است ،

«هر کس که بر دوستی آل محمد بمیرد آمرزیده مرده است ،

«هر کس که بر دوستی آل محمد بمیرد، توبه کار مرده است ،

«هر کس که بر دوستی آل محمد بمیرد، مؤمن و کامل ایمان مرده است ….

«هر کس که بر دشمنی آل محمد بمیرد، کافر مرده است ،

«هر کس که بر دشمنی آل محمد بمیرد، بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد. »

این دو نفر، همانند دیگر اسلافشان چون نتوانسته اند اصل حدیث را کتمان نمایند معنای آن را تحریف کرد ، و گفته اند منظور محبت قلبی است که ما هم قلبا آل محمد را دوست داریم!!! در صورتی که منظور رسول الله از «محبت اهل بیت» همان گونه که در سطور گذشته توضیح داده ایم فقط محبت قلبی نیست.

مسأله تولی و تبری را در قرآن مجید مورد بررسی قرار می دهیم :

  1. قد کانت لکم أسوه حسنه فی ابراهیم و الذین معه اذا قالوا لقومهم انا برآء منکم و مما تعبدون من دون الله ( ممتحنه ، ۴.)

سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند برای شما وجود داشت ، در آن هنگام که به قوم (مشرک) خود گفتند ما از شما و آنچه غیر از خدا می پرستید بیزاریم !

  1. لقد کان لکم فیهم أسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الآخر و من یتول فان الله هو الغنی الحمید (  ممتحنه ، ۶)

(آری) برای شما در زندگی آنها اسوه ی حسنه ( و سرمشق نیکویی) بود ، برای کسانی که امید به خدا و روز قیامت دارند ؛ و هر کس سرپیچی کند ( به خویشتن ضرر زده است . زیرا ) خداوند بی نیاز و شایسته ی ستایش است.

  1. لقد کان لکم فی رسول الله أسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الآخر و ذکر الله کثیرا ( احزاب ، ۲۱)

مسلما برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می کنند .

  1. لا تجد قوما یؤمنون بالله و الیوم الآخر یوادون من حاد الله و رسوله و لو کانوا آباءهم أو أبنائهم أو اخوانهم أو عشیرتهم أولئک کتب فی قلوبهم الایمان و أیدیهم بروح منه و یدخلهم جنات تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها رضی الله عنهم و رضوا عنه أولئک حزب الله ألا ان حزب الله هم المفلحون ( مجادله، ۲۲)

هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان باشند؛ آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه ی دلهایشان نوشته، و با روحی از ناحیه ی خودش آنها را تقویت فرموده، و آنها را در باغهایی از بهشت وارد می کند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است، جاودانه در آن می مانند؛ خدا از آنها خشنود است و آنان (نیز) از خدا خشنودند، آنها «حزب الله» اند، بدانید «حزب الله» پیروز و رستگارند.

  1. یا أیها الذین آمنوا لا تتولوا قوما غضب الله علیهم ( ممتحنه، ۱۲) ای کسانی که ایمان آورده اید! با قومی که خداوند آنان را مورد غضب قرار داده، دوستی نکنید!
  2. و المؤمنون و المؤمنات بعضهم بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون الصلاه و یؤتون الزکاه و یطیعون الله و رسوله أولئک سیرحمهم الله ان الله عزیز حکیم ( توبه، ۷۱)

مردان و زنان با ایمان ولی (و یار و یاور) یکدیگرند؛ امر به معروف و نهی از منکر می کنند؛ نماز را برپا می دارند؛ و زکات را می پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت می کنند؛ به زودی خدا آنان را مورد رحمت خویش قرار می دهد؛ خداوند توانا و حکیم است!

  1. الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا أولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات أولئک أصحاب النارهم فیها خالدون ( بقره، ۲۵۷)

خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند؛ آنها را از ظلمتها، به سوی نور خارج می سازد؛ (اما) کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوتها هستند که آنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون می برند؛ آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند.

  1. یا أیها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین ( توبه، ۱۱۹)

ای کسانی که ایمان آورده اید تقوای الهی پیشه کنید و (همیشه) با صادقان باشید!

پی نوشت

۱. هر چند معصومین (علیه‌السلام) ولایت تکوینی نیز دارند ولی چون ولایت تکوینی فقط به اعتقاد قلبی مربوط می باشد از موضوع بحث خارج بود، و لذا از آوردن آن خودداری شده است.

۲. امالی صدوق ص ۳۲.

۳. ولایه الفقیه ج ۱ ص۱۳.

۴. بحار الانوار ج ۲۷ ص ۱۱۲ .

۵. مستدرک الوسائل ج ۱ ص۱۵۰.

۶. جامع احادیه الشیعه ج۱ ص ۴۲۷.

۷. همان ج۱ ص۴۲۹.

۸. سفینه ج۲ ص ۶۹۱.

۹. بحار الانوار ج ۶۵ ص ۲۳۹.

۱۰. مستدرک الوسایل ج۴ ص ۲۴۷.

۱۱. سلیم بن قیس ص ۷۱۵.

۱۲. مستدرک السفینه ج ۱۰ ص ۴۴۵.

۱۳. التفسیر الکبیر فخر رازی، ج ۲۷، ص ۱۶۶ و الکشاف زمخشری، ج ۴ ذیل آیه ۳۲ سوره ی شوری.

منبع: راسخون