شیعه شناسی » فروع دین » تولی و تبری »

تولّی نسبت به اهل بیت

اشاره

از نظر اسلام، حیات و سعادت فرد مسلمان و امّت اسلامی در گرو شناخت فریضه «تولّی و تبرّی» و التزام به آن است. آیات قرآن کریم و سیره پیشوایان الهی، اهمیّت و موارد هر یک از اوامر تولّی و تبرّی، از جمله تولّی نسبت به اهل بیت(علیهم‌السلام) و دوستان و پیروان آنان و تبرّی نسبت به کفّار، و ناصبیان و نیز تولی و تبرّی نسبت به مصلحان و مفسدان را با تأکید تبیین نموده است. در کنار آن، تعامل شایسته نسبت به افراد غیرمسلمان نیز همواره مورد تأکید بوده است.

مقدّمه

یکی از عوامل ضروری برای حیات و تعالی هر فرد و جامعه، توجّه به مسئله «دشمن‌شناسی و دوست‌شناسی» و جذب دوستان و دفع دشمنان است. اصولاً حیات و زندگی هر موجود زنده‌ای وابسته به فرآیند جذب و دفع و مقدّمه آن، یعنی دشمن‌شناسی و دوست‌شناسی است. این فرآیند در گیاهان و حیوانات به صورت غریزی و به هدایت تکوینی الهی، همواره انجام می‌گیرد (ر.ک؛ طه، ۵۰).

 امّا در انسان، مسئله تا حدّ زیادی متفاوت است و با توجّه به نقش اراده، قدرت و اختیار در زندگی انسان، فرآیند شناخت، جذب و دفع دوست و دشمن، وابسته به اقدام آگاهانه و ارادی اوست. لذا باید توجّه داشت که در مرحله نخست، شناخت دوست و دشمن و در مرحله بعد، جذب و دفع صحیح و شایسته، امری است که انسان از آنها ناگزیر است (ر.ک؛ المنافقون، ۴ و التّغابن، ۱۴).

شریعت مقدّس اسلام این امر مهمّ را در فریضه و اصل «تولّی و تبرّی» نهادینه نموده است. در صورتی که افراد مؤمن و امّت اسلامی، ابعاد «تولّی و تبرّی» را به درستی بشناسند و به طرز شایسته و کامل به‌کار بندند، مقتضیّات و شرایط زندگی و سعادت خویش را مهیّا نموده، موانع و آفت‌های مزاحم را از راه برداشته و زدوده‌اند، به گونه‌ای که می‌توان گفت رسیدن به زندگی مطلوب امری حتمی است و رابطه اصل «تولّی و تبرّی» با زندگی سعادتمند و خداپسندانه، رابطه علّی و ضروری است و همین امر سبب شده تا این اصل، منزلت و جایگاه «کلامی» کسب کند و در میان علمای امامیّه و عامّه و در آثار فِرَق اسلامی مورد توجّه و تأکید خاص قرار گیرد.

 علمای شیعه همچون شیخ طوسی (در تلخیص الشّافی)، خواجه نصیرالدّین طوسی (در اخلاق محتشمی)، سیّد هاشم بحرانی (در غایهالمرام)، شیخ یوسف بحرانی (در شهاب الثّاقب) و شهید ثانی (در المصنّفات الأربعه) و علمای اهل سنّت و دیگر فِرَق اسلامی از جمله، پیروان اباضیّه، مسئله تولّی و تبرّی را به گونه‌ای تأیید و اثبات نموده‌اند که اعتقاد و التزام نداشتن به آن به معنای فقدان ایمان است (ر.ک؛ دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۸۰، ج۸: ۶۰۴).

با این وصف، شاید هیچ مسئله‌ای و موضوعی در اسلام نداشته باشیم که به لحاظ عظمت و اهمیّت شمول به سطح مسئله «تولّی و تبرّی» باشد و در عین حال، به همان نسبت از سوی مسلمین مورد غفلت و بی‌توجّهی قرار گرفته است و دچار مهجوریّت شده باشد. موضوعی که از فرط عظمت، عصاره و خلاصه تمام اسلام باشد و از فرط مهجوریّت بزرگترین مصیبت و فاجعه باشد (ر.ک؛ مطهّری، ۱۳۷۲، ج ۳: ۲۱۵).

آنچه موجب تأسّف است، مهجوریّت فریضه «تولّی و تبرّی» در میان مسلمانان و غفلت و بی‌تفاوتی امّت اسلامی نسبت به آن و خسارت‌ها و زیانهایی است که از این ناحیه بر اسلام و مسلمانان وارد شده است. عواملی که باعث این وضعیّت شده، مختلف است و حکومت‌های فاسد بنی‌امیّه و بنی‌عبّاس، فرقه‌های انحرافی از جمله «مرجئه» و جریانهای فکری و سیاسی لیبرالیسم و فراماسون در زمان معاصر، بیشترین نقش را در این زمینه داشته‌اند. بی‌شک اصلاح امّت اسلامی و اعتلای آن نیز در گرو احیاء فریضه «تولّی و تبرّی» از طریق شناخت و التزام به آن و بصیرت یافتن امّت اسلامی نسبت به عوامل فوق و مواجهه با آنهاست.

مسئله «تولّی و تبرّی» در حال حاضر دارای چنین سرنوشتی و دچار اینگونه وضعیّتی است. راضی نبودن به عبور از کنار مسئله، نویسنده را بر این داشت که به طرح موضوع بپردازد، هرچند این موضوع در خور تألیف کتاب یا طرحی بزرگ است، امّا ظرفیّت مقاله به مثابه گامی نخست و نمایه‌ای الهام‌بخش، به عرصه فکر و اندیشه صاحب‌نظران تقدیم می‌گردد. در این مقاله سعی بر آن است که پس از تعریف «تولّی و تبرّی» با استناد به آیات قرآن کریم و بیان نورانی معصومان، ابعاد و زوایا، جایگاه حیاتی، موارد تولّی و تبرّی، آسیب‌شناسی و عوامل ترک تبرّی و پیامدهای منفی مهجوریّت و… تبیین و بررسی گردد.

تعریف تولّی و تبرّی

تولّی از مادّه «ولی» اشتقاق یافته که از پُر استعمال‌ترین واژه‌های قرآن کریم است. حدود ۱۲۴ مورد به صورت اسم و ۱۱۲ مورد در قالب فعل ذکر شده است. راغب معنای اصلی این کلمه را «قرار گرفتن چیزی در کنار چیز دیگر به نحوی که فاصله‌ای در کار نباشد» ذکر نموده است. (ر.ک؛ راغب اصفهانی، ۱۳۸۳: ۸۸۵).

در این نوشتار، عنوان «تولّی» هر جا به کار می‌رود، معنای تقرّب، نزدیکی، دوستی و… در مراتب و ابعاد آن مراد است، چنان‌که در مقابل آن، «تبرّی» قرار دارد که به معنای تولّی منفی و اعراض و دوری جستن از چیزی یا کسی و امری است. توجّه به کاربرد این دو عنوان به صورت متقابل در روایات معصومان) می‌تواند به فهم بهتر معنای آنها کمک نماید (ر.ک؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق.، ج۸۳: ۳۶، ۵۱، ۲۳۵ و همان، ج ۹۲: ۲۳۲).

تبرّی به معنای اعلان جدایی و فاصله گرفتن از کسی یا چیزی بر اثر مذموم بودن آن است. راغب در مفردات اینگونه توضیح داده است: واژه‌های بُرء، بَراء و تبرّی در اصل به معنای دور شدن از چیزی است که مجاورت و نزدیک بودن با آن مطلوب نیست (راغب اصفهانی، ۱۳۸۳: ۱۲۱).

تعریف اصطلاحی تولّی و تبرّی

تولّی و تبرّی در منابع کلامی اینگونه تعریف شده است: «دوستی و پیوستگی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا و گسیختگی از آنها، پیوستگی به اهل حقّ و گسیختگی از اهل باطل» (حسینی دشتی، ۱۳۶۳، ج۱: ۵۵۲). استاد مطهّری تولّی و تبرّی را چنین تعریف کرده است: «تولّی و تبرّی، یعنی پیوند دوستی با دوستان خدا برقرار کردن و پیوند بیزاری با دشمنان خدا برقرار کردن» (مطهّری، ۱۳۷۲، ج۲۷: ۲۱۵).

نظر به اهمیّتی که در امر تولّی و تبرّی به خصوص «تبرّی» وجود دارد، تبیینی که قرآن کریم در خصوص معنا و چگونگی تبرّی دارد و نیز سیره و دیدگاهی که انبیاء الهی در امر «تبرّی» دارند، می‌تواند اهمیّت و گستره‌ و واقعیت تبرّی و برائت‌جویی در اسلام را روشن سازد. در اینجا به اختصار هر یک از دو مرحله را طی می‌کنیم.

تعریف اصطلاحی (آیات قرآن)

چنان‌که گذشت مادّه «تولّی» حدود ۲۳۳ بار در قرآن آمده است. بدون شک بسیاری از مفاهیم لغوی تولّی در قرآن نیز آمده است و شمار بسیاری از این مفاهیم به یک معنی مشترک بازمی‌گردد. امّا با توجّه به موارد مختلف کاربرد این کلمه در قرآن مجید می‌توان نتیجه گرفت که اصل واحد و مفهوم مشترک مشتقّات مادّه‌ تولّی قرب و نزدیکی یا دوستی و محبّت است که از آثار آن یاری رساندن و پشتیبانی کردن است.

مادّه تبرّی نیز، ۳۰ بار تکرار شده و کم و بیش در همان مفاهیم لغوی استعمال شده است، امّا اصل مشترک در تبرّی، دوری جستن از نقص و عیب و از هر چیزی است که نزدیکی و مجاورت آن را دوست نداشته باشیم و در حقیقت مفارقت کردن از دشمنان خدا و خروج از عهد و پیمان مشرکین و کفّار و منقطع شدن و گسستن از پیروان باطل است (دائرهالمعارف تشیّع، ۱۳۷۵ ج ۵: ۱۵۷).

علاّمه طباطبائی(ره)با بررسی آیات قرآن، «تبرّی» را راهکاری برای دعوت سلبی و مبارزه منفی یافته است. در توضیح این راهکار، چنین ذکر کرده است: «دعوت منفی آن بود که مؤمنان از نظر دین و رفتار از کفّار کناره‌گیری کرده است و جامعه اسلامی خاصی به وجود آورند که از هر گونه عقاید شرک‌آمیز کفّار بر کنار باشد و اعمال زشت غیرمسلمان و گناهان و سائر رذائل اخلاقی آنان به مسلمانان سرایت نکند و آمیزش آنها با غیرمسلمان صرفاً در حدودی باشد که ضروریّات زندگی ایجاب می‌کند» (طباطبائی، ۱۳۹۳ق.، ج۴: ۱۶۳).

تعریف اصطلاحی (سیره پیامبران)

یکی از راه‌های شناخت مسئله «تبرّی»، بررسی سیره پیامبران الهی در این موضوع است. قرآن کریم سیره و روش پیامبرانی همچون ابراهیم(علیه‌السلام) (الأنعام، ۷۸) هود(علیه‌السلام)( هود،۵۴) و برخی دیگر را به طور خاصّ در مقابل مشرکان بازگو نموده است که دقّت و ملاحظه آن می‌تواند زوایای مسئله را به خوبی روشن سازد. سیره پیامبر اسلام(صلی‌الله علیه و آله)نیز تبرّی جستن از مشرکان است. آیاتی که برائت‌جویی پیامبر اسلام را بیان می‌کند، به مراتب بیشتر از آیات مربوط به دیگر پیامبران است. شاید بتوان گفت لحن آیات نیز شدیدتر است: «وَإِن کَذَّبُوکَ فَقُل لِّی عَمَلِی وَلَکُمْ عَمَلُکُمْ أَنتُمْ بَرِیئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَاْ بَرِیءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ: و اگر تو را تکذیب کردند، بگو: عمل من براى من و عمل شما براى شماست! شما از آنچه من انجام مى دهم، بیزارید و من (نیز) از آنچه شما انجام مى دهید، بیزارم» (یونس، ۴۱).

شبیه مضمون فوق در چند مورد قرآن کریم از جمله در آیه ۱۹سوره انعام، آیه ۳۵ سوره هود و آیه ۲۱۶ سوره شعراء قابل ملاحظه است. شایان ذکر است که سیره برائت‌جویی در حدّ اعلا و کامل آن، سیره انبیاء عظام الهی بوده است، امّا منحصر به آنان نبود، بلکه همواره عدّه‌ای از تربیت‌یافتگان مکتب انبیاء نیز این سیره و مرام پاک و نجات‌بخش را داشته‌اند و در این راه به حدّی مصمّم و ثابت قدم زیستند که خداوند آنان را در کنار پیامبران، نماد و الگوی شایسته ذکر کرده است (ممتحنه، ۴).

اصحاب پیامبر گرامی اسلام آنان که به فرموده قرآن با او همراه بودند، نیز اینگونه بودند، قرآن کریم می‌گوید: «مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ...: محمّد (صلی‌الله علیه و آله) فرستاده خداست و کسانى که با او هستند، در برابر کفّار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند…» (الفتح،۲۹).

چنان‌که ملاحظه می‌گردد، پیامبران الهی با آنکه زیباترین معاشرت و بیشترین نرمش اخلاقی و بهترین رفتار انسانی را با مردم داشتند، در عین حال، از اصل «تبرّی» چشم‌پوشی نداشتند، مؤمنان و پیروان شایسته پیامبران نیز بر «تولّی و تبرّی» ثابت قدم و استوار بودند. این واقعیّت نشانگر جایگاه و نقشی است که امر تولّی و تبرّی در دین مبین اسلام دارد و درسی است که باید از مکتب انبیاء و آیات قرآن فراگرفت و آن را در زندگی فردی و اجتماعی نصب‌العین خویش قرار داد.

موارد تولّی و تبرّی

از مباحث قبل تا حدودی روشن شد که تولّی و تبرّی به منزله دو رویِ یک سکّه‌اند که از یکدیگر جدا نیستند. در اینجا برخی از مهم‌ترین موارد تولّی و تبرّی را در حدّ ظرفیّت نوشتار تبیین می‌کنیم.

موارد تولّی

با تدبّر و بررسی در آیات قرآن کریم، روایات و بیانات اندیشمندان اسلامی معلوم می‌گردد که تولّی و به تعبیر دیگر موالاه، دارای اقسام و مواردی است که می‌توان موالاه محبّه (دوستی)، موالاه حلف (اتّحاد و هم‌پیمانی) و موالاه نصره (یاری نمودن) را از آن جمله نام بُرد (ر.ک؛ طباطبائی، ۱۳۹۳ق.، ج ۵: ۳۷۱ـ۳۷۳)، آنچه در این نوشتار و در مقابل تبرّی (معاداه) بررسی می‌گردد، موالاه محبّه است که اگر تحقّق یافت، بیشترین اثر و پیامد را به همراه دارد. لذا اگر موالاه به اولیاء الهی و معصومان) باشد، فرد را به آنان پیوند می‌دهد و اگر موالاه به اهل کفر و فاسقان و مفسدان باشد، فرد را به آنان ملحق خواهد نمود. این واقعیّت را برخی آیات قرآن کریم بیان فرموده است (المائده، ۵۱) مهم‌ترین موارد تولّی عبارتند از تولّی نسبت به اهل بیت (و نسبت به صالحان) که بررسی می‌گردد.

تولّی نسبت به اهل بیت

در اینجا، در مقام آن هستیم که تولّی نسبت به معصومین و اهل بیت پیامبر را تبیین کنیم. البتّه درجه بالای تولّی نسبت به معصومان است، امّا منحصر به آنان نیست، بلکه دیگر افراد از ذریّه پیامبر(صلی‌الله علیه و آله)و اهل بیت را شامل است. علاّمه طباطبائی پس از بحث مستوفایی که پیرامون حدیث غدیر (مَن کُنتَ مَولاَهُ فَعَلِیّ مَولاَهُ) نموده‌ است و آن را از احادیث متواتر نزد شیعه و اهل ‌سنّت شمرده، می‌گوید: «این ولایت (اگر حمل بر شوخی و زورگویی نشود،) مانند تولّی و تبرّی که قرآن کریم درباره آن، در آیات زیادی نصّ صریح دارد، از جمله فرائض است» (طباطبائی، ۱۳۹۳ق.، ج۵: ۱۹۶).

بنابراین، تولّی منحصر و محدود به امامان معصوم نیست، بلکه تمام اخیار و نیکان از ذریّه پیامبر(صلی‌الله علیه و آله)و اهل بیت را شامل است و با توجّه به ظرافت این امر توصیه و تأکید درباره آن فراوان است. غالباً درباره علی(علیه‌السلام)و بستگان و دوستان آن حضرت سفارش به تولّی و پیوند دوستی شده است. روایت زیر نمونه مناسبی در این مورد است.

«یک روز رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله)به یکی از اصحاب خود فرمود: ای بنده خدا! برای خدا محبّت نما و برای خدا بُغض نما و برای خدا دوستی نما و برای خدا دشمنی نما؛ زیرا جز از این راه، به ولایت و دوستی خداوند نمی‌توان رسید و کسی طعم و مزه ایمان را نمی‌یابد، مگر از این طریق، هرچند نماز و روزه‌اش بسیار باشد و در این زمان، برادری و دوستی مردم بیشتر به خاطر دنیاست، به خاطر دنیا با یکدیگر دوستی می‌ورزند و به خاطر دنیا نسبت به یکدیگر بغض و کینه پیدا می‌کنند و این وضعیّت برای آنان هیچ سودی در پیشگاه خداوند ندارد.

 آن مرد عرض کرد: چگونه من بدانم که برای خداوند دوستی و دشمنی می‌کنم؟ و چه کسی دوست خداست تا او را دوست بدارم و چه کسی دشمن خداست تا او را دشمن بدارم؟ رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله)به جانب علی(علیه‌السلام)اشاره نمود و به آن مرد فرمود: این شخص را می‌بینی؟ گفت: آری. فرمود: کسی که او را دوست بدارد، دوست خداست. پس او را دوست بدار و دشمن او دشمن خداست. پس دشمن او را دشمن بدار. سپس فرمود: دوست او ( علی) را دوست بدار، هرچند با پدرت و فرزندت جنگ کرده باشد و با دشمن او دشمنی کن، هرچند که او پدرت یا فرزندت باشد» (ابن‌بابویه، ۱۳۸۵ق.: ۱۱۴).

موارد تبرّی

موارد تبرّی کسانی و گروه‌هایی است که بر اساس تعالیم و عقاید اسلامی، تبرّی و دوری جستن از آنان ضروری (یا حسب مورد، لازم یا مطلوب) است و هر گونه تولاّ و صمیمیّت نسبت به آنان نارواست. مهم‌ترین موارد تبرّی عبارتند از: کفّار، نواصب، مفسدان، اهل فسق، سفیهان و… به لحاظ مراعات اختصار برخی از این موارد را تبیین می‌کنیم.

۱ـ تبرّی نسبت به کفّار

عنوان «کفّار» بر همه افراد غیرمسلمان (همچون کمونیست‌ها، اهل کتاب و مشرکان) صادق است. آیاتی که پیرامون تبرّی از کفاّر ذکر شده به لحاظ مضمون و محتوی متفاوت است. در برخی آیات، خداوند به صورت اساسی و کلّی دستور تبرّی نسبت به کفّار را بیان نموده است؛ از جمله به عنوان سیره و روش رفتاری پیامبر(صلی‌الله علیه و آله)و مؤمنان ملازم آن حضرت فرموده است: «مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ…: محمّد(صلی‌الله علیه و آله) فرستاده خداست و کسانى که با او هستند، در برابر کفّار سرسخت و شَدید و در میان خود مهربانند. پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود مى بینى، در حالى‌که همواره فضل خدا و رضاى او را می‌جویند. نشانه آنها در چهره‌شان از اثر سجده نمایان است…» (الفتح، ۲۹).

در پاره‌ای از آیات با لحنی شدید نهی از تولّی کفّار نموده است و علاوه بر آن، عقوبت و مجازات و موارد استثناء از حکم کلّی را بیان فرموده است: «لاَّ یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاء مِن دُوْنِ الْمُؤْمِنِینَ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللّهِ فِی شَیْءٍ إِلاَّ أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاه وَیُحَذِّرُکُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللّهِ الْمَصِیرُ: افراد باایمان نباید به جاى مؤمنان کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند و هر کس چنین کند، هیچ رابطه اى با خدا ندارد (و پیوند او به‌کلّى از خدا گسسته مى شود)، مگر اینکه از آنها بپرهیزید (و به خاطر هدف‌هاى مهم‌ترى تقیّه کنید».

 خداوند شما را از (نافرمانى) خود برحذر مى دارد؛ و بازگشت (شما) به سوى خداست﴾ (آل‌عمران، ۲۸)؛ «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ آبَاءکُمْ وَإِخْوَانَکُمْ أَوْلِیَاء إَنِ اسْتَحَبُّواْ الْکُفْرَ عَلَى الإِیمَانِ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ: اى کسانى که ایمان آورده اید! هرگاه پدران و برادران شما کفر را بر ایمان ترجیح دهند، آنها را ولىّ (و یار و یاور و تکیه گاه) خود قرار ندهید! و کسانى از شما که آنان را ولىّ خود قرار دهند، ستمگرند» (التّوبه، ۲۳).

چنان‌که ملاحظه می‌گردد، در آیه اخیر بیان شده است که عامل کفر نزدیکترین پیوندها یعنی خویشاوندی نسبی را بی‌اعتبار می‌کند و مانع صله رحم می‌گردد. البتّه قرآن کریم علاوه بر این قسم آیات عام، درباره تبرّی از برخی اصناف کافران به طور خاص آن را تبیین نموده است و هر گونه ابهام و شبهه‌ای را برطرف نموده است. مشرکان و اهل کتاب از این صنف کفّار هستند که تبرّی‌جویی از آنان به طور خاص نیز بیان شده است.

منابع

  1. قرآن کریم.
  2. ابن‌بابویه (صدوق)، محمّد بن علی. (۱۳۸۵ق.). علل الشّرایع. نجف اشرف: مکتبۀ الحیدریّه.
  3. باقریان ساروی، احمد. (۱۳۸۴). آن سوی صوفیگری‌. قم: مؤسّسه بوستان کتاب.
  4. توضیح المسائل. (۱۳۹۰). چاپ هفدهم. قم: انتشارات جامعه مدرّسین.
  5. جعفریان، رسول. (۱۳۷۱). مرجئه؛ تاریخ و اندیشه. چاپ اوّل. قم: نشر خرّم.
  6. جمیل حمود، محمّد. (۱۴۲۱ق.). الفوائد البهیّه. چاپ دوم. بیروت: مؤسّسه الأعلمی للمطبوعات.
  7. حسینی دشتی، سیّدمصطفی. (۱۳۶۹). معارف و معاریف. قم: انتشارات اسماعیلیان.
  8. خرّازی، سیّدمحمّد. (۱۳۶۹). بدایه المعارف الإلهیّه. چاپ چهارم. قم: انتشارات مرکز مدیریّت حوزه علمیّه.
  9. دائرۀ المعارف تشیع. (۱۳۷۵). تهران: نشر شهید سعید محبّی.
  10. دانشنامه جهان اسلام. (۱۳۸۰). ج۶٫ زیر نظر غلامعلی حدّاد عادل. چاپ اوّل. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
  11. دانشنامه کلام اسلامی. (۱۳۸۷). ج ۱٫ قم: مؤسّسه امام صادق(علیه‌السلام).رائین، اسماعیل. (۱۳۵۷). فراموشخانه و فرماسونری در ایران. جلد اوّل. تهران: مؤسّسه انتشارات امیرکبیر.
  12. راغب اصفهانی، حسین. (۱۳۸۳). مفردات قرآن. قم: انتشارات ذوی‌القربی.
  13. ربّانی گلپایگانی، علی. (۱۳۸۱). فرق و مذاهب کلامی. چاپ دوم. قم: انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی.
  14. شریف‌الرّضی، محمّد بن حسین. (۱۳۸۸). نهج‌البلاغه. ترجمه محمّد دشتی. قم: نشر دیوان.
  15. طباطبائی، سیّد محمدحسین. (۱۳۹۳ق.). المیزان فی تفسیر القرآن. بیروت: مؤسّسه الأعلمی للمطبوعات.
  16. طنطاوی جوهری. (۱۴۱۲ق.). تفسیر الجواهر. ج ۹٫ بیروت: دار احیاء التّراث العربی.
  17. عاملی، شیخ حر. (۱۴۱۷ق.). وسائل الشّیعه. ج۹٫ بیروت: مؤسّسه مطبوعات اعلمی.
  18. کلینی، محمّد بن یعقوب. (۱۴۱۰ق.). اصول کافی. بیروت: دارالصّعب.
  19. مجلسی، محمّدباقر. (۱۴۰۳ق.). بحارالأنوار. بیروت: مؤسّسه الوفاء.
  20. محیط طباطبائی، محمّد. (بی‌تا). مجموعه آثار میرزا ملکم‌خان. تهران: انتشارات علمی.
  21. مطهّری، مرتضی. (۱۳۷۲). مجموعه آثار. ج۳٫ چاپ دوم. قم: انتشارات صدرا.
  22. مظفّر، محمّدرضا. (بی‌تا). عقائد الإمامیّه. قم: انتشارات دارالتّبلیغ اسلامی.
  23. مکارم شیرازی، ناصر. (۱۳۶۲). تفسیر نمونه. چاپ چهاردهم. قم: مدرسۀ امام امیرالمؤمنین(علیه‌السلام).
  24. هجویری، علیّ بن عثمان. (۱۳۵۸). کشف المحجوب. تهران: کتابخانه طهوری.

نویسنده:محمد رضا ابراهیم نژاد

فصلنامه سراج منیر شماره ۱۶