شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » فضائل و رذائل »

تواضع و فروتنى

 

 اشاره:

تواضع و فروتنی یکی از فضایل انسانی است که در دین اسلام بر آن بسیار تأکید شده است. از این رو بزرگان دین و به ویژه پیامبران و اولیاء الهی درکمال تواضع با مردم رفتار داشته اند. انسان متواضع نه تنها کوچک شمرده نمی شود، بلکه در بین مردم از وقار و جایگاه خاصی برخوردار می گردد. نوشتار زیر در رابطه با این صفت نفسانی مطالبی را ارائه نموده است.

 

تواضع و فروتنی ضدّ صفت کبر است و آن عبارت است از  شکسته نفسى، که نگذارد آدمى خود را بالاتر از دیگرى بیند. لازمه آن، کردار و گفتار چندى است که دلالت بر تعظیم دیگران، و اکرام ایشان مى کند. مداومت بر آنها قوی ترین معالجه براى مرض کبر است. تواضع از شرایف صفات، و کرایم ملکات است. و اخبار در فضیلت آن بى نهایت است:

حضرت پیغمبر(صلی‌الله علیه و آله) فرمودند: «هیچ کس تواضع نکرد مگر اینکه خدا او را بلند گردانید».[۱]

ز خاک آفریدت خداوند پاک پس اى بنده افتادگى کن چو خاک
تواضع سر رفعت افرازدت تکبّر به خاک اندر اندازدت
بعزت هر آنکو فروتر نشست به خوارى نیفتد زبالا به پست
بگردن فتد سرکش و تند خوى بلندیّت باید بلندى مجوى

روایت شده که: «خداوند یگانه به موسى(علیه‌السلام) وحى کرد که: من قبول مى کنم نماز کسى را که از براى عظمت من تواضع کند. و بر مخلوقات من تکّبر نکند. و در دل خود خوف مرا جاى دهد. و روز را به ذکر من به پایان رساند. و به جهت من خود را از خواهشهاى نفس باز دارد».[۲] روزى حضرت رسول(صلی‌الله علیه و آله) به اصحاب خود فرمودند: «چرا من حلاوت عبادت را در شما نمى بینم؟ عرض کردند که: چه چیز است حلاوت عبادت؟

فرمود که: تواضع».[۳] از آن حضرت نقل شده است: «چهار چیز است که خدا کرامت نمى کند مگر به کسى که خدا او را دوست داشته باشد:

یکى صمت و خاموشى، و آن اول عبادت است.

دوم توکل بر خدا.

سیم تواضع.

چهارم زهد در دنیا».[۴]

 همچنین از آن جناب روایت شده است: «هر که فروتنى کند از براى خدا، خدا او را بر مى دارد. و هر که تکّبر کند خدا او را مى افکند. و هر که قناعت کند خدا او را روزى مى دهد. و هر که اسراف کند خدا او را محروم مى گرداند. و هر که بسیار یاد مرگ کند خدا او را دوست مى دارد. و هر که بسیار یاد خدا کند خدا او را در بهشت در سایه خود جاى دهد».[۵] حضرت عیسى(علیه‌السلام) فرموده است که: «خوشا به حال تواضع کنندگان در دنیا، که ایشان در روز قیامت بر منبرها خواهند بود».[۶] خداى- تعالى- به داود(علیه‌السلام) وحى فرمود که: «همچنان که نزدیکترین مردم به خدا متواضعان اند، همچنین دورترین مردم از خدا متکبّران اند».[۷] روایت شده که: «سلیمان پیغمبر(علیه‌السلام) هر صبح بر بزرگان و اغنیاء و اشراف مى گذشت تا مى آمد، به نزد مساکین، پس با ایشان مى نشست و مى گفت: مسکینى هستم با مساکین نشسته».[۸] همچنین نقل شده که: «پدر و پسرى از مؤمنین بر حضرت امیر المؤمنین(علیه‌السلام) وارد شدند حضرت برخاست و ایشان را اکرام نمود و بر صدر مجلس نشانید و خود در برابر آنها نشست و فرمود که: طعامى آوردند و خوردند سپس قنبر آفتابه و طشتى آورد تا دست ایشان را بشوید، حضرت از جاى برجست و آفتابه را گرفت که دست آن مرد را بشوید آن مرد خود را بر خاک مالید و عرض کرد که: یا امیر المؤمنین چگونه راضى شوم که خدا ما را بیند و تو آب به دست من بریزى؟ حضرت فرمود: بنشین و دست خود را بشوى خدا تو را و برادرى از شما را مى بیند که هیچ فرقى ندارید و برادرتان مى خواهد به جهت خدمت تو در بهشت ده برابر همه اهل دنیا به او کرامت شود. پس آن مرد نشست پس حضرت فرمود که: قسم مى دهم تو را به حقّ عظیمى که من بر تو دارم که مطمئن دست خود را بشوى همچنان که اگر قنبر آب به دست تو مى ریخت. پس حضرت دست او را شست …».[۹]

 از حضرت امام جعفر صادق(علیه‌السلام) روایت شده است که: تواضع، اصل هر شرف و بزرگى نفیس، و مرتبه بلندى است. و اگر تواضع را زبانى بود که مردم مى فهمیدند، از حقایق عاقبتهاى پنهان خبر مى داد. و تواضع آن است که: از براى خدا و در راه خدا باشد و ماسواى این مکر است. و هر که از براى خدا تواضع و فروتنى کند خدا او را شرف و بزرگى مى دهد بر بسیارى از بندگانش. و از براى اهل تواضع، سیمائى است که ملائکه آسمان ها و دانایان اهل زمین ایشان را مى شناسند. و از براى خدا هیچ عبادتى نیست که آن را بپسندد و قبول کند مگر اینکه در آن تواضع است. و نمى شناسد آنچه در حقیقت تواضع است مگر بندگان مقرّبى که به وحدانیّت خدا رسیده اند.

خداى- تعالى- مى فرماید که: بندگان خدا کسانى اند که در روى زمین با تواضع راه مى روند. و خداوند- عزّ و جل- بهترین خلق خود را به تواضع امر فرمود و گفت:

«وَ اخْفِضْ جَناحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ»[۱۰] و تواضع مزرعه خشوع و خضوع و خشیت و حیاست. و شرف تامّ حقیقى سالم نمى ماند مگر از براى کسى که متواضع باشد در نزد خدا».[۱۱]

و حضرت امام حسن عسکرى(علیه‌السلام) فرمود که: «هر که تواضع کند در دنیا از براى برادر مؤمن خود پس او در نزد خدا از جمله صدّیقان است. و حقّا که او از شیعیان على بن أبی طالب است».[۱۲][۱۳]

پی نوشت:

[۱]. بحار الأنوار، ج ۷۵، ص ۱۲۰، ح ۷.

[۲]. محجه البیضاء، ج ۶، ص ۲۲۰. و احیاء العلوم، ج ۳، ص ۲۹۴.

[۳]. احیاء العلوم، ج ۳، ص ۲۹۴ و محجّه البیضاء، ج ۶، ص ۲۲۲.

[۴]. محجه البیضاء، ج ۶، ص ۲۳۱. و احیاء العلوم، ج ۳، ص ۲۹۴.

[۵]. به این مضمون در کنز العمال، ج ۳، ص ۱۱۳، خ ۵۷۳۵.

[۶]. احیاء العلوم، ج ۳، ص ۲۹۴. و در بحار الأنوار، ج ۷۸، ص ۳۰۹.

[۷]. کافى، ج ۲، ص ۱۲۳، ح ۱۱.

[۸]. محجه البیضاء، ج ۶، ص ۲۲۷. و احیاء العلوم، ج ۳، ص ۲۹۵.

[۹]. بحار الأنوار، ج ۷۵، ص ۱۱۸، ح ۱.

[۱۰]. شعراء،( سوره ۲۶) آیه ۲۱۵.

[۱۱]. بحار الأنوار، ج ۷۵، ص ۱۲۱، ح ۱۲.

[۱۲]. بحار الأنوار، ج ۷۵، ص ۱۱۷، ح ۱.

 [۱۳]. برگرفته از: نراقى، احمد بن محمدمهدى، معراج السعاده، ص۳۰۰-۳۰۳، هجرت – ایران – قم، چاپ: ۶، ۱۳۷۸ش.