شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » عرفان و معنویت »

تهذیب و تکمیل نفس

اشاره:

انسان سه ساحت وجودی دارد. هویت طبیعی و حیوانی، هویت عقلانی و انسانی و هویت الهی و عرفانی. انسان ابتدا یک موجود طبیعی است و حیوانیت بالفعل دارد و باید برای رسیدن به کمال خودسازی کند؛ یعنی از نفسانیت به سوی احیای عقل و انسانیت و سپس تقویت بعد عرفانی و هویت الهی خویش مهاجرت نماید. در این مقاله مراحل خود سازی برای رسیدن به کمال انسانی مطرح شده است.

 

خودسازى و پرورش نفس براى ما از ضرورى ترین امور است زیرا سعادت دنیا و آخرت ما به این امر بستگى دارد. پیامبران الهى هم براى تعقیب همین هدف مبعوث گشته اند.

خودسازى را در دو مرحله باید انجام دهیم:

مرحله اول تهذیب نفس از بدیها یعنى تصفیه دل از اخلاق زشت و اجتناب از گناه. این عمل را تصفیه و تخلیه هم مى نامند.

مرحله دوم پرورش و تکمیل نفس، بوسیله تحصیل علوم و معارف حقه و فضائل و مکارم اخلاق و عمل صالح. این عمل را تحلیه هم مى گویند، یعنى پرورش و تکمیل و آرایش دادن.

براى خودسازى، هر دو مرحله ضرورت دارد، زیرا زمین نفس اگر از بدیها پاک و منزه نباشد، براى پرورش علوم و معارف حقه و مکارم اخلاق و عمل صالح قابلیت ندارد. دلى که آلوده و مرکز شیطان است چگونه مى تواند مرکز تابش انوار الهى باشد؟ فرشتگان مقرب الهى چطور مى توانند به چنین دلى راه یابند؟ از طرف دیگر اگر ایمان و معرفت و فضائل اخلاق و عمل صالح نباشد نفس انسان به چه وسیله اى پرورش و تکامل یابد؟ بنابراین، براى خودسازى باید هر دو مرحله را با هم انجام داد. از یک طرف قلب را پاک کرد و از طرف دیگر عمل صالح را در آن غرس نمود. شیطان را خارج ساخت و فرشته را داخل کرد. غیر خدا را بیرون راند و افاضات و اشراقات الهى را جذب نمود. این دو مرحله لازم و ملزوم یکدیگرند، نمى توان ابتداء به تصفیه دل مشغول شد و انجام عمل صالح را براى بعد گذاشت، همان طور که نمى توان از زشتیهاى درونى چشم پوشید و به عمل صالح مشغول بود. بلکه این دو باید همزمان و همانگ انجام بگیرند. ترک بدیها و اخلاق زشت انسان را به خوبیها دعوت مى کند و انجام عمل صالح نیز باعث ترک گناه و اخلاق زشت مى شود. اما در بحث، ناچاریم این دو مرحله را از یکدیگر تفکیک کنیم. بحث تهذیب نفس را مقدم مى داریم.

تهذیب نفس

در این مرحله باید سه عمل را انجام دهیم:

الف) تهذیب نفس از عقاید باطل و افکار غلط و خرافات.

ب) تهذیب نفس از رذائل و اخلاق زشت.

ج) ترک معاصى و گناهان.

عقاید باطل و خرافات، جهالت و ضلالت و نادانى هستند. نفس را تاریک مى سازند و از صراط مستقیم تکامل و قرب الى اللّه منحرف مى نمایند. صاحبان عقاید باطل چون راه تکامل را نمى شناسند و در وادیهاى ضلالت و گمراهى قدم بر مى دارند قطعا به مقصد نخواهند رسید. دلى که تاریک است چگونه مى تواند مرکز تابش انوار قدس الهى باشد؟ هم چنین اخلاق زشت، ملکات و خویهاى حیوانى را تقویت مى کند. و روح انسانى را تدریجا به انزوا و خاموش شدن مى کشاند. چنین فردى به هدف انسانیت که نیل به کمال و قرب الى اللّه است، نخواهد رسید.

همین طور ارتکاب گناه و معصیت نفس را تاریک و آلوده و از مسیر تکامل و تقرب به خدا منحرف و دور مى گرداند، چنین فردى نیز به هدف نهائى و غایت نخواهد رسید. بنابراین، تهذیب نفس براى ما سرنوشت ساز است و از امور بسیار ضرورى محسوب مى شود. پس ابتدا باید اخلاق زشت و گناهان را بشناسیم آنگاه وارد عمل شویم و نفسمان را از آنها پاک سازیم.

خوشبختانه در قسمت اول مشکلى نداریم، زیرا طبیبان نفوس و انسان شناسان الهى، یعنى پیامبران و ائمه اطهار علیهم السّلام، اخلاق رذیله را کاملا تعریف و توصیف نموده و حتى راه علاج آنها را بیان کرده اند. معاصى و گناهان را بر شمرده و راه ترک آنها را به ما آموخته اند. همه ما اخلاق رذیله را مى شناسیم و به زشتى آنها آگاهیم. ما مى دانیم که نفاق، استکبار، حسد، کینه توزى، غضب، سخن چینى، خیانت، خودبینى، بدخواهى، سعایت، تهمت، بدگوئى، بدزبانى، تندخوئى، ستمکارى، بى اعتمادى، ترس، بخل، حرص، عیبجویى، دروغگوئى، حب دنیا، حب جاه و مقام، ریاکارى، فریب و حیله گرى، سوءظن، قساوت قلب، تکبر، ضعف نفس، و صفات دیگرى از این قبیل، زشت و بد هستند.

علاوه بر اینکه خود ما فطرتا زشتى اینها را درک مى کنیم، صدها آیه و هزاران حدیث نیز به زشتى و قبح این صفات گواهى مى دهند. احادیث ما در این باره بقدرى غنى است که کوچکترین احساس کمبودى نمى شود. و هم چنین همه محرمات و گناهان در قرآن شریف و احادیث تشریح و به کیفرهاى آنها نیز اشاره شده است و ما غالبا همه را مى دانیم بنابراین، در شناخت اخلاق رذیله و گناهان صغیره و کبیره مشکلى نداریم. درعین حال غالبا اسیر شیطان و نفس اماره هستیم و توفیق نمى یابیم که نفسمان را از گناهان و اخلاق رذیله تهذیب کنیم، این است مشکل اساسى ما که باید برایش چاره اى بیندیشیم.

به نظر من مهمترین عامل قضیه دو چیز است: یکى اینکه بیماریهاى اخلاقى خودمان را نمى شناسیم و به بیمار بودنمان اعتراف نداریم. دیگر اینکه بیماریهاى اخلاقى را کوچک مى شماریم و از نتائج و عواقب سوء و دردناک آنها غافلیم، به همین جهت در معالجه کوشا نیستیم. همین دو عامل مهم است که ما را از اصلاح و تهذیب نفس غافل نموده است باید در این باره بحث کنیم و راه علاج را بیابیم.[۱]

پی نوشت:

[۱]. برگرفته از:  امینى، ابراهیم، خودسازى(یا تزکیه و تهذیب نفس)، ص۵۹-۶۴، شفق – ایران – قم، چاپ: ۸، ۱۳۷۵ش.