خانواده شیعی » سبک زندگی »

تنظیم خانواده در اسلام

اکنون که در سراسر جهان، امواج ـ مغناطیسى الکتریکى ـ پیام‌آور فرهنگ‌ها و مکاتب مختلف شده‌اند و در فضاى کوچک زندگى روزمره‌ى هر فردى در هر لحظه از شب و روز، صدها پیام ارسال شده وجود دارد و هر کس بخواهد، مى‌تواند با فشار دکمه‌اى و یا با گردش مختصر پیچى، پیام‌هاى گوناگون را دریافت کند. خیالات و افکار بشر قرن بیستم، اینک بر بال امواج نشسته و در کوتاه‌ترین زمان، هزاران کیلومتر راه را مى‌پیماید و در دورترین سرزمین‌ها، بر دل و دیده‌ى مردمان فرود مى‌آید. سیل خروشان تبلیغات، دریچه‌ى ذهنمان را به روى اندیشه‌ها وارداتى گشوده است. در حالى که: (مبارزه با نفوذ فکرى بیگانگان در کشورهاى اسلامى، بر همه‌ى مسلمانان واجب است)(۱)

جهانخواران تبهکار و ددمنش، با مسلح شدن به سلاح تبلیغات مدرن، و مجهز شدن به تکنولوژى و با به کارگیرى همه‌ى امکانات فکرى و مادى، نبرد سخت و بى‌امانى را در پیش گرفته‌اند و یورشى ناجوانمردانه و بى‌رحمانه بر فرهنگ خونبار شیعه که همان اسلام ناب محمدى(صلی الله علیه و آله و سلم) است، انجام مى‌دهند. حال آن که شیعه، پیرو راستین مکتب اسلام است و در نگاه او، امامت و رهبرى امامان معصوم(علیهم السلام)، اساس و ریشه رسالت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) است. ستمکاران در هیچ جاى جهان، آسایش و امنیتى ندارند و بر این پایه است که سپاهیان شب، همه و همه خورشید را نشانه گرفته‌اند. آنان که صبغه‌ى الهى نداشته و با فرهنگ پربار شیعه بیگانه‌اند، در برابر هجوم افکار دیگران، خلع سلاح شده و بى‌درنگ به تقلید از آن‌ها رنگ مى‌بازند. آنچه ما اکنون شاهد آن هستیم، تغییرى ناپسند در آداب و سنت‌هاى دینى و مذهبى جامعه است، تغییرى که بسیارى از ناپسندها، پسندیده و معروف‌ها، منکر شده‌اند و هر روز که مى‌گذرد، معیارها و ارزش‌هاى اصیل فرهنگ ما، جاى خود را به معیارهاى بین‌المللى مى‌سپارد؛ ارزش‌هایى که برگرفته از زندگى منهاى خداست.

و خلاصه کلام آن که: توحیدى را که قرآن و عترت پاک پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) معرفى کرده است را از یاد نبریم و شرط اساسى توحید را که ولایت امامان معصوم(علیهم السلام) است، فراموش نکنیم و مرز بندگى خدا را نادیده نگیریم. امروز اگر بکوشیم، فرداى بهتر خواهیم داشت؛ و اگر سستى کنیم، فردا خیلى دیر است.

هویت فرزندان اسلام

فرزند صالح، آینه‌دار ماه و مهر سلاله‌ى نسل‌هاى پیشین، گل خوشبوى باغ زندگانى، فروغ دیدگان، دست و بازوى توانا، آمرزش خواه نیاکان، زینت و آرایش زندگى دنیا و هدیه گرانقدر خداى مهربان است. در دل پاک نوزاد، نور حق تابیده و گوش جانش با تسبیح و تقدیس فرشتگان انس گرفته. چنین فرزندان دلبندى، به عنایت خداوند مهربان و به پیروى از سنت نبوى، در آغوش ما جاى مى‌گیرد.

از پیامبر اسلام حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدیم که فرمود: من کان یحب ان یتبع سنتى فلیتزوج فان من سنتى التزویج و اطلبوا الولد فانى اکائربکم الامم غداً(۲). کسى که پیروى از سنت و روش مرا دوست مى‌دارد، پس باید همسر بگیرد، چون یکى از سنت‌هاى من، گرفتن همسر است و در پى فرزند باشید، همانا من در فرداى قیامت، به زیادى شما بر امت‌هاى دیگر افتخار مى‌کنم.

و چون پیامبر بزرگوار ما ـ به امرالهى فرمود: انا و على ابوا هذه الامه ـ من و على، هر دو پدران این امتیم(۳) با شنیدن پیام حیاتبخش نبوى، اصالت خود را باز شناختیم، و با وجود چنان پدران عالیقدر بر همه‌ى ناکسان بالیدیم و خود و فرزندانمان را پیش از آن که به قوم و قبیله و زادگاهمان نسبت دهیم، به امت اسلام و به رسول گرامى آن و به مولاى متقیان امیر مومنان على(علیه السلام) وابسته و منسوب مى‌دانیم.

پس فرزند ما نیز در شمار امت اسلام مى‌باشد، زیرا فرزندى که والدین او مسلمانند، در شمار امت اسلام بوده و همه‌ى احکام و فرامین الهى از زمان باردارى مادر تا لحظه‌ى مرگ، در مورد او به اجرا گذاشته مى‌شود. در شرع مقدس اسلام، به این نکته نیز عنایت شده است که اگر زن کافرى از مرد مسلمانى باردار شود و در زمان بارداری فوت کند و جنین او نیز بمیرد، هنگام به خاک سپردن وى، باید او را در قبر به گونه‌اى قرار دهند که جنین مسلمان او رو به قبله باشد؛ زیرا جنین، فرزند اسلام است و فرزند اسلام، از ارزش و اعتبار خاص برخوردار است که پیامبر بزرگ خدا که ارزش و اعتبار هر موجودى را به درستى مى‌شناسد، فرمود: (هر مولودى در امت من، از آنچه خورشید بر آن مى‌تابد، در نزد من برتر است(۴) و این چه باور درستى است؛ پس برای(تنظیم خانواده) که این روزها زیاد تکرار مى‌شود، بیشتر وقت گذاشته و تصمیم درست بگیریم.

پی‌نوشت‌ها
۱-توضیح المسائل آیت الله گلپایگانى؛ مسئله ۲۹۱۲٫
۲ ـ کافى جلد ۵ ص ۳۲۹، ح۵؛ (خصال ج ۲، ص ۴۰۵)(وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۳ ح ۶)
۳ ـ علل الشرایع؛ جلد ۱، ص ۱۲۷، ح۲؛
۴ ـ من لایحضره الفقیه؛ جلد ۳، ۱۵۸ و ح ۳۵۸۲ علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۳۰، ح ۲؛
منبع: کتاب نظارت بر آموزش و پرورش فرزندان