تنبیه همسایه مردم آزار

مردی خدمت رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) آمد و از این که همسایه اش او را آزار می رساند، زبان به گلایه گشود. رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) که کانون علم و بردباری بود، او را به صبر دعوت کرد. مرد آرام شد و رفت.
چند روز بعد بازگشت و از آزار و اذیّت همسایه زبان به شکایت باز کرد. مجدداً رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) او را به شکیبایی فرا خواند. مرد آرام شد و رفت.

پس از چند روز، دوباره آن مرد بازگشت و از همسایه اش شکوه نمود. این بار پیامبر(صلّی الله علیه و آله) به او فرمود: اسباب و اثاثیه خود را جمع کن و داخل کوچه قرار بده! وقتی رهگذرانی که از کوچه عبور می کنند از تو علّت این اقدام را سؤال کردند، به آنها بگو برای رهایی از آزار و اذیّت همسایه به اینجا پناه آورده ام!

مرد همین ابتکار را به کار برد. رهگذران علت این اقدام مرد را از وی جویا می شدند و او به آنان پاسخ گفت. خبر به گوش همسایه ی مردم آزار رسید. آبروی خود را در خطر دید؛ پس شتابان نزد همسایه آمد و با خواهش و التماس از او خواست بیش از این به مردم چیزی نگوید و اسباب خود را به منزل ببرد و به او قول داد که من بعد، آزاری به او نرساند.
مرد نیز که به مقصود خود رسیده بود، اسباب و اثاثیه اش را به منزل برگرداند و از آن پس، همسایه اش او را آزار نرساند.

منبع: ماهنامه دیدار آشنا؛ شماره ۴۳؛ چهارم دی ۱۳۸۲؛ صفحه ۱۸