نقد و بررسی ادیان و فرق » الحاد و بی دینی »

تقلید کورکورانه در برابر دعوت انبیاء از دیدگاه قرآن

 

اشاره:

قرآن در آیات متعددی، تقلید کورکورانه و تبعیت و پیروی از گذشتگان یا از فرد را – بدون وجود برهان و دلیلی عقلی بر آن – شدیدا مورد نکوهش قرار داده، از آن نهی می کند. یکی از مشکلات و موانع مهمی که سر راه دعوت انبیا بود،  تکیه بر آداب و رسوم گذشتگان و تقلید از نیاکان بود. نوشتار زیر به چند آه ای که این مطلب را بازگو نموده اشاره شده است.

 

در آیات گوناگونی به این حقیقت تصریح شده است که هر گاه پیامبران الهی، مردم عصر خویش را به دین توحیدی دعوت می نمودند. آنان بانگ می‌زدند که ما پدران و گذشتگان خویش را بر همین طریقه و سیره یافتم و دست از آن نمی‌کشیم.نمونه ای از این آیات در ذیل می آید:

۱. «وَ إِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُواْ مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ ءَابَاءَنَا أَ وَ لَوْ کاَنَ ءَابَاؤُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ شَیْا وَ لَا یَهْتَدُون؛ و هنگامى که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است، پیروى کنید!» مى‏ گویند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروى مى‏نماییم.» آیا اگر پدران آنها، چیزى نمى‏فهمیدند و هدایت نیافتند (باز از آنها پیروى خواهند کرد (۱)»

از این آیه استفاده می شود که تکیه بر آداب و رسوم گذشتگان و اصرار بر رعایت آنها از عوامل نپذیرفتن دعوت پیامبر و پیروی نکردن از احکام دین است.

۲. و اذا قیل لهم تعالوا الی ما انزل الله و الی رسول قالوا حسبنا ما وجدنا علیه آباءنا او لو کان اباؤهم لا یعلمون شیئا و لا یهتدون(۲)؛ و چون به آنان گفته شود: به سوی آنجه خدا فرو فرستاده و به سوی پیامبر بیایید، گویند آن چه پدرانمان را بر آن یافتیم، ما را بس است.آیا هر چند که پدرانشان چیزی نمی دانستند و راه نمی یافتند (باز هم از آنان پیروی می کنند)؟

این آیه در رد مشرکان عرب جاهلی است و وصف حال آنان است که بتی به نام نیاکان خود را تا سر حد پرستش پذیرفته بودند.آنان با افتخار به نیاکان خود، افکار و عادات زشت آنها را پذیرفتند تا آن جا که در برابر فرامین حیاتی اسلام، موضع گیری خصمانه می کردند.بیماری شخصیت زدگی و تقلید آن چنان عقل ها و اندیشه های آنان را تباه کرده بود که خرافات آبا و اجدادی خود را برتر و بهتر از اوامر و نواهی خداوند می دانستند.آنان به خاطر همان روحیه تقلید و گذشته گرایی، گوشت برخی از حیوانات را بر خود حرام کردند(۳).

نه تنها کفار و مشرکان زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به این گونه بودند، بلکه در امت های گذشته نیز این چنین افرادی فراوان به چشم می خوردند و این آفت و آسیب بزرگ، گریبان گیر هر مصلح و پیامبر الهی بوده است.

۳. و کذلک ما ارسلنا من قبلک فی قریه من نذیر الا قال مترفوها انا وجدنا آباءنا علی امّه و انا علی آثارهم مقتدون(۴)؛

و همچنین پیش از تو در هیچ آبادی و شهری هیچ بیم دهنده ای نفرستاریم؛ مگر آن که توان گران و کامرانانش گفتند: که ما پدران خود را بر آیینی یافته ایم و همانا ما بر پی ایشان می رویم.

۴. حضرت موسی (علیه السلام) با فرعونیان، گرفتار همین بلای عمومی بود؛ آن جا که می گفتند: قَالُواْ أَ جِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَیْهِ ءَابَاءَنَا وَ تَکُونَ لَکُمَا الْکِبرْیَاءُ فىِ الْأَرْضِ وَ مَا نحَْنُ لَکُمَا بِمُؤْمِنِین؛گفتند: «آیا آمده‏اى که ما را، از آنچه پدرانمان را بر آن یافتیم، منصرف سازى؛ و بزرگى (و ریاست) در روى زمین، از آن شما دو تن باشد؟! ما (هرگز) به شما ایمان نمى‏آوریم!» (۵)

این سخن قوم فرعون به موسی (علیه السلام) است که احترام به نیاکان و حفظ میراث های کهن، ولی غلط و نادرست آنها، به ابزاری برای مقاومت در برابر نهضت موسی (علیه السلام) و هارون تبدیل شد.

۵. در مورد حضرت ابراهیم (علیه السلام) نیز هنگامی که به قوم خویش اعتراض می کند که چرا بت ها را پرستش می کنید، تنها استدلال آنها این است که این سنت و سیره پدران و گذشتگان بوده است: «وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِیمَ، إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ، قَالُواْ نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لهََا عَکِفِینَ، قَالَ هَلْ یَسْمَعُونَکمُ‏ْ إِذْ تَدْعُونَ، أَوْ یَنفَعُونَکُمْ أَوْ یَضُرُّونَ، قَالُواْ بَلْ وَجَدْنَا ءَابَاءَنَا کَذَالِکَ یَفْعَلُون؛ و بر آنان خبر ابراهیم را بخوان، هنگامى که به پدر و قومش گفت: «چه چیز را مى‏پرستید؟!» گفتند: «بتهایى را مى‏پرستیم، و همه روز ملازم عبادت آنهاییم.» گفت: «آیا هنگامى که آنها را مى‏خوانید صداى شما را مى‏شنوند؟! یا سود و زیانى به شما مى‏رسانند؟!» گفتند: «ما فقط نیاکان خود را یافتیم که چنین مى‏کنند.» (۶)

همین مضون در سوره انبیاء آیات ۵۲ – ۵۳ بیان شده است.

۶. قوم ثمود نیز نیز به خاطر پایبندی به آداب و رسوم پدرن و نیاکان به مخالفت با پیامبر خود صالح (علیه السلام) بر خاستند: «قالوا یا صالح قد کنت فینا مرجوا قبل هذا اتنهانا ان نعبد ما یعبد آباءنا و اننا لفی شک مما تدعونا الیه مریب(۷)؛ گفتند: ای صالح! پیش از این، تو در میان ما مایه امیدواری بودی؛ آیا ما را از این که آن چه پدران می پرستیدند، باز می داری؟همانا از آن چه ما را بدان می خوانی، سخت به شک اندریم.»

۷. قوم نوح به حضرت می گفتند که آن چه تو درباره خداوند یگانه و عبادت او و آیین توحیدی می گویی، ما از نیاکان خود نشنیده ایم.بنابراین نمی توانیم آن را بپذیریم: ماسمعنا بهذا فی آبائنا الاولین(۸)؛ گقتند: برای ما یکسان است چه پند دهی و چه از پند دهندگان نباشی.این همان روش و افسانه های پیشینیان است.

افتادن در گرداب تقلید از نیاکان و سنت گرایی، یکی از لغزش گاههای اندیشه بشر است.انسان به حکم طبع اولی خود، هنگامی که می بیند یک فکر و عقیده خاص و یا به یک سنت و روش ویژه، مورد پذیرش نسل های گذشته بوده است، آنان را می پذیرد.شهید مطهری رحمه الله در این باره می نویسد:

در قوانین عرفی و غیر شرعی (شاید قانون مدنی است) قانونی است به نام قانون مرور زمان.قانون مرور زمان در هیچ موردی به اندازه عادت قومی و بالاتر از آن، عادات و بدعتهای دینی نیست؛ به طوری که قرن به قرن، سال به سال محکم تر و قرص تر می شود صدها سال است که این طور عمل کرده اند.گاهی سیره ها و اجماعات عملیه، حقیقی جز همین قانون مرور زمان ندارد. به هر حال، مرور زمان یکی از اموری است که اعتبار می دهد؛ همان طوری که تدریجا مناره های مساجد و معابد و نوع لباس ها هم اعتبار یافته اند.زمان در این امور، عامل بزرگی است(۹).

با این وجود از نظر قرآن این آداب و رسوم و سنت گرایی و تقلید و تا آن جا پسندیده و مجاز است که در دایره تعقل و فهم قرار گیرد.در ذیل برخی آیاتی که قرآن تقلید و پیروی از گذشتگان را مذمت و محکوم می نماید، این جمله به چشم می خورد: «اولو کان آباوهم لا یعقلون شیئا و لا یهتدون(۱۰)؛

از این جمله استفاده می شود که پیروی از غیر، اگر بر اساس عقل و دانش باشد و اگر آن رسم و سنت با میزان عقل سنجیده شود و عقل آن را تایید کند و اگر آن تبعیت شوندگان، خود انسان های هدایت یافته ای بودند که با علم و دانش، رسمی را بنیاد نهادند و شما فاقد آن دانش هستید، در چنین موردی تقلید جایز و ممدوح خواهد بود(۱۱).

پی نوشت:

۱. بقره (۲) آیه ۱۷۰.

۲. مائده (۵) آیه ۱۰۴.

۳. ر.ک: تفسیر نمونه، ج ۵، ص ۱۰۲.

۴. زخرف (۴۳) آیه ۲۳.

۵. یونس (۱۰)آیه ۷۸.

۶. شعراء(۲۶) آیات ۶۹ – ۷۴.

۷. هود (۱۱) آیه ۶۲.

۸. مومنون (۲۳) آیه ۲۴.

۹. یادداشت های شهید مطهری، ج ۲، ص ۲۴۱.

۱۰. مائده (۵)آیه ۱۰۴؛ آیا هر چند پدرانشان چیزی نمی دانسته و هدایت نیافته بودند (باز از آنها پیروی می کنند)؟

۱۱. علاوه بر آیاتی که بیان شد، آیات دیگری در قرآن کریم درباره نکوهش تقلید وجود دارد؛ ر.ک: اعراف (۷) آیات ۲۸، ۷۰، ۱۷۳؛ هود (۱۱) آیات ۵۳، ۷۸، ۱۰۹؛ ابراهیم (۱۴) آیه ۱۰، انبیاء (۲۱)آیات ۵۲ – ۵۳؛ قصص (۲۸) آیه ۳۶؛ لقمان (۳۱) آیه ۲۱؛ سبا (۳۴) آیه ۴۳؛ صافات (۳۷) آیات ۶۹ – ۷۰؛ زخرف (۴۳) آیات ۲۲، ۲۴ و نجم (۵۳)آیه ۲۳.