شیعه شناسی » پاسخ به شبهات » حدیثی »

تقطیع احادیث از سوی شیعه

شبهه

شیعیان برای سرپوش گذاشتن بر واقعیت برخی احادیث را که به ضرر آنها باشد تقطیع می کند. مانند احادیث زیر:

از مسند ابویعلی، نشر دارالمأمون، دمشق، ج۱۲، ص۱۱۶٫ح ۶۷۴۹ :«حدثنا… قالت نظر النبی (صلی الله علیه و آله) الی علی فقال: (هذا فی الجنه و ان شیعته) تا اینجا را شیعه می خواند امّا بقیه حدیث… قوما یعلمون الاسلام ثم یرفضونه لهم نبز یسمعون الرافضه من لقیهم فانهم مشرکون. یا قال النبی… انت و شیعتک فی الجنه و ان قوما یقال لهم الرافضه فان لقیتهم فاقتلهم فانهم مشرکون».

یا ابو سعید خرکوشی در شرف النبی، ج۵، ص۳۶۴ چاپ دارالبشائر مکه چنین آورده است:

من حدیث حرب بن الحسن الطحان، ثنا یحیی بن یعلی، عن محمد بن عبیدا… بن ابی رافع، عنه ابیه، عن جده.

از قول رسول خدا (ص) خطاب به امام علی (علیه السلام) چنین می آورد: ان اول اربعه یدخلون الجنه انما و انت و الحسن و الحسین و ذرارینا خلف ظهورنا، و ازواجنا خلف ذرارینا، و شیعتنا عن ایمانا و شمائلنا.

تا اینجا را شیعه در کتاب ها و سخنرانی های خود می آورد امّا ادامه حدیث: (قال لذهبی فی المیزان: محمد بن عبیدالله بن ابی رافع ضعفوه و حرب ایضا مستکلم فیه و الحدیث باطل بهذا الاسناده و قال هیثمی فی مجمع (۹/۱۳۱)؛ حرب بن الحسن و یحیی بن یعلی و… (کلاهما ضعیف) را نمی آورد.

دوستان سنی ما می گونید چرا شیعه ادامه جمله را برای دیگران نمی خواند (یا در کتب خود نمی آورند) که رافضی ها مشرکند! یا ذهبی و دیگر کارشناسان سنی مذهب به سند امثال این احادیث خدشه وارد نموده اند. از نظر ایشان سند ادامه حدیث صحیح هم است.

پاسخ شبهه

در اینکه بین شیعه و سنی به خصوص در مسئله امامت اختلاف وجود دارد هیچ تردیدی نیست و اختلاف در همین مسئله باعث شده است که دو مذهب شیعه و سنی در برابر هم قرار بگیرند. حالا حق با کدام مذهب است بر متکلمین و دانشمندان دو مذهب است که حق را از متون دینی به دست آورند و آن را بر اساس وظیفه شرعی و عقلی برای دیگران بیان نمایند و این دو مذهب در مقام استدلال و اقامه دلیل می توانند فقط از مشترکات شان که مورد قبول هردو باشند استفاده کنند و استدلال به چیزی که موردپذیرش هردو طرف نمی باشد معقول نیست؛ زیرا همین امور اختلافی است که باعث جدایی آنها از همدیگر شده اند. پس برای پاسخ به سوال توجه به امور زیر لازم می باشد:

  1. اولین چیزی که در بین اهل سنت و شیعه قابل خدشه نیست و بر آن اتفاق وجود دارد قرآن کریم می باشد یعنی قرآن کریم هم از نظر شیعه و هم از نظر اهل سنت قطعی الصدور است و این کتاب آسمانی بر شیعه و سنی هردو حجت می باشد و می توانندبا آیات آن برای اثبات حقانیت مذهب خود و رد دیگر مذاهب استدلال کنند.

۲٫احادیث رسول خدا نیز در صورتی که ثابت باشد که یقینا از آن حضرت صادر شده، بر تمام مسلمانان حجت است و استدلال به آنها معقول و قابل پذیرش همه مسلمانان است. اما تمام احادیثی که در کتابهای طرفین نقل شده انداین وضعیت را ندارند بلکه با دلایل قطعی برخی از آنهاهیچ ربطی به رسول خدا(ص) ندارند بنابراین برخی از احادیثی که در متون حدیثی طرفین موجود می باشند از حوزه استدلال برای اثبات حق خارج می گردند.

  1. شیعه و سنی در حوزه حدیث برای اثبات حقانیت مذهب خود می توانند به آن احادیثی استدلال کنند که مورد پذیرش هر دو مذهب بوده و در کتابهای هردو فرقه نقل شده باشند و این معقول نیست که شیعه بر علیه سنی از روایاتی استفاده کند که در کتابهای اهل سنت وجود ندارد و اهل سنت بر علیه شیعه از روایاتی استفاده کند که در کتابهای شیعه وجود ندارد؛ زیرا تمام احادیثی که در کتابهای شیعه وجود دارند از نظر سنی مورد پذیرش نیست و نیز تمام احادیثی که در کتابهای سنی موجود اند از طرف شیعه مورد قبول نمی باشند و الا اگر شیعه تمام احادیث اهل سنت و بر عکس سنی تمام احادیث شیعه را بپذیرد دیگر دو مذهب شیعه و سنی وجود نمی داشت.

۴٫شیعه و سنی از احادیثی که در کتابهای آنان وجود دارند هر چند مورد پذیرش طرف مقابل نباشد می تواننددر مقام استدلال بر علیه همدیگر استفاده کنند. یعنی اگر روایتی در کتاب اهل سنت وجود دارد که از نظر این مذهب مورد قبول می باشد اما از نظر شیعه اعتبار ندارد، شیعه می تواند این گونه روایات را در مقام استدلال بر علیه سنی اقامه کند و همین طور اگر روایتی در کتاب شیعه وجود داشته و از نظر این مذهب معتبر هم باشد، سنی می تواند از این روایت بر علیه شیعه استفاده کند هرچند مورد قبول خودش نباشد.

  1. در مقام استدلال معقول است که انسان از مطلب و روایتی که به نفع اوست و در کتاب طرف مقابل وجود دارد استفاده کند هر چند خودش آن را قبول نداشته باشد. مثلا اگر حدیثی در کتاب شیعه به نفع اهل سنت موجود باشد هر چند از نظر اهل سنت مورد قبول نباشد، یک سنی می تواند از آن حدیث در برابر شیعه به نفع خود استفاده کند و نیز یک شیعه نیز می تواند چنین کند.

از آنچه که بیان شد، پاسخ شبهه این­گونه روشن می گردد که شیعه ملتزم به این نیست که تمام آن چه که در کتابهای اهل سنت نقل شده را بپذیرد و آنها را در مقام استدلال مطرح کند؛  زیرا همان­گونه که بیان شد تمام روایات و احادیث اهل سنت از نظر شیعه دارای اعتبار کافی نمی باشد بلکه طبیعی و معقول است که شیعه برای اثبات حقانیت مذهب خود به آن روایات اهل سنت متمسک شود که اولا در کتاب شیعی نیز موجود باشد یعنی روایاتی که مورد اتفاق هردو مذهب باشد و ثانیا به آن روایات اهل سنت بر علیه اهل سنت استدلال کند که مورد پذیرش خود اهل سنت باشد هر چند از نظر شیعه اعتبار نداشته باشد. و آنچه را که برادران سنی شما مطرح نموده است از مصادیق این گونه موارد می باشند. یعنی شیعه آن مقدار از حدیث و روایت را از کتاب اهل سنت نقل می کند که در کتابهای شیعه وجود داشته باشد و مقدار اضافی آن که در کتاب شیعه وجود ندارد از نظر شیعه معتبر نمی باشد بلکه به این باور است که این قسمتهای از احادیث بعد ها به این روایات اضافه شده اند نه اینکه شیعه آنها را از احادیث رسول خدا(ص) حذف کرده باشد. و آیا این معقول است که کسی از کتابهایی که آن را قبول ندارد مطلبی را بر علیه خودبیاورد و ثابت کند که او کافر است و بگوید ای مردم بدانید که ما کافر و مشرک هستیم و ما را بکشید!! اصلا رافضی بودن خودش یک مسئله غیر مجعولی می­باشد که توسط بنی امیه برای منفور جلوه دادن شیعیان جعل شده است و بیان حقیقت در این مسئله نیازی به مقاله جداگانه دارد.

اما روایتی که در شبهه مطرح شده است فقط در برخی کتابهای اهل سنت آمده است و در کتابهای معتبر اهل سنت مثل صحاح سته و برخی دیگر از کتابهای معتبر آنان و نیز در کتابهای شیعه اثری از این حدیث دیده نمی شود. در کتابهای شیعه حتی همان قسمت اولش که گفته شده «نظر النبی (ص) إلى علی رضی الله عنه فقال هذا فی الجنه …» وجود ندارد و مبلغین شیعه نیازی به این حدیث ندارد تا ثابت کند که علی (علیه السلام) از اهل بهشت است زیرا بهشتی بودن حضرت (علیه السلام) یک امر مسلم و ضروری در بین مسلمانان و حتی وهابیت می باشد.

افزون بر اینها در کتاب مجروحین که از کتابهای اهل سنت است این حدیث ضعیف تلقی شده و راوی آن که ابی الجحاف باشد جرح گردیده و روایاتی که از طرف او نقل شده است از طرف اهل سنت قابل اعتبار نیست.[۱]

اما در مورد حدیث دوم که باز در باره شخص رسول خدا(ص) و امام علی و امام حسن و امام حسین(علیه السلام) که قبل از همه وارد بهشت می شوند و سپس دیگران، باید گفت که این حدیث نیز در کتابهای شیعه وجود ندارد و اگر استفاده مبلغین شیعه از این حدیث وجهی نداردو نیاز به مطرح کردن این حدیث برای اثبات اینکه پیامبر و امام علی(علیه السلام) و دو نوه اش قبل از همه وارد بهشت می شوند ندارند بلکه آیه مباهله[۲] و آیه تطهیر با شأن نزول آن که توسط عایشه در صحیح مسلم نقل شده است[۳] قاطع ترین دلیل بر این مطلب می توانند باشند و نیز آیات دیگر و احادیثی که می توانند این مطلب را به اثبات برسانند فراوان است که مجالی برای ذکر آنها در مقاله نمی باشد.

پی نوشتها

[۱] . الإمام محمد بن حبان بن أحمد بن أبی حاتم التمیمی البستی، المجروحین من المحدثین والضعفاء والمتروکین ، ج۱ص۲۰۵، دار الوعی – حلب – ۱۳۹۶هـ، الطبعه: الأولى، تحقیق: محمود إبراهیم زاید.

[۲] .رک: الکشاف، ج۱ص۳۹۶؛ تفسیر ابی سعود، ج۲ص۲۶؛ تفسیر البیضاوی،ج۲ص۲۷٫.

[۳] . مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج۴ص۱۸۸۳، بیروت، دار احیاء التراث العربی.