بخشهای ویژه » محرم و عاشورا »

تفسیر حیات انسان بر آستان کربلا

اشاره:

مرور بر آثار متعدد علامه «محمدتقی جعفری» به روشنی از دغدغه ها، دل مشغولی ها، نگرانی ها و آرمان های وی خبر می دهد. علامه، بیش از هر چیز دغدغه مند فهم معمّای حیات بود. او هیچگاه با انسان از سر عادت مواجه نشد؛ از همین رو کشف بایسته های حیات، همواره محور تأملات فکری او را تشکیل می داد. از سوی دیگر علامه در همه آثار خود در پی پرده برداشتن از مفاهیم دینی بوده است؛ اما او هیچگاه در غیاب انسان به سراغ دین نرفته است. در این مقاله مطالبی از کتاب «امام حسین شهید فرهنگ پیشرو انسانیت» تألیف علامه محمد تقی جعفری درباره حیات انسانی بر آستان کربلا ترتیب داده شده است.

کتاب «امام حسین، شهید فرهنگ پیشرو انسانیت»  به خوبی از شخصیت علامه و دردها و آرزوهای او خبر می دهد. او در این کتاب از امام حسین(ع) به عنوان جهادگری انسان ساز و تفسیر کننده حیات یاد می کند. می توان با پرسش هایی گوناگون و متفاوت به سراغ حادثه کربلا رفت. علامه در این میان در تلاش است که به این واقعه به دیده منبعی برای یافتن معنای حقیقی حیات، مرگ، دنیا، آخرت، عزت، شرافت، ذلت، اسارت، شکست، پیروزی، قدرت، سعادت و بسیاری مفاهیم اساسی و بنیادین زندگی انسانی بنگرد.

به عقیده علامه، از عمده ترین دلایل ناکامی انسان ها در راهیابی به سعادت، مواجهه سهل انگارانه با این مفاهیم مهم است که بدون داشتن تفسیر و ارزیابی صحیح از آنها زندگی عمیقی نخواهیم داشت و در سطح، توقف خواهیم نمود و سرنوشت معنوی ما را عادت ها و روز مرگی ها رقم خواهد زد.

بر پایه مواجهه جدّی با حیات است که علامه در مواجهه با حادثه عاشورا به اندک بسنده نمی کند و به توقعی عمیق تر از حادثه عاشورا دامن می زند: «این حادثه جانسوز به تنهایی به جهت عظمت بی نهایت آن قربانی که به نام حسین بن علی (ع) به عالم بشریت برای دفاع از حیثیت و شرف و کرامت انسانی او تقدیم کرده است، توانایی نجات دادن تاریخ انسان ها را که از ظلم و بیدادگری و حق کشی در رنج می باشند دارد، مشروط به این که مغز مردم به وسیله ی یزیدیان روزگاران ،از حق جویی و واقع گرایی شست و شو نشود و تخدیر نگردد.»۱

علامه در این کتاب در ساحت عاشورا به تفسیر جلوه هایی از حیات معقول می پردازد. آنچنان که نوشته است، حادثه عاشورا از آغاز و همواره ذهن او را به خود مشغول داشته بود: «می توانم بگویم که در طول دوران تحصیلاتم، چه در ایران و چه در نجف، همواره بخشی از اوقات خود را صرف مطالعه و بررسی تدریجی پیرامون این واقعه شگفت انگیز تاریخ بشری و علل و نتایج آن می نمودم.»۲

«آرزوی قلبی ام از زمان طلبگی، نوشتن کتابی درباره شخصیت امام حسین (علیه السلام) بود.»۳

علامه دست به قلم برد و این آرزو در نهایت به سال ۱۳۷۳ جامه عمل پوشید. آنچه به قلم استاد به رشته تحریر در آمد، امروز بخش نخست کتاب را تشکیل می دهد و بخش دوم، سخنرانی های استاد است که فاصله زمانی سال ۱۳۵۰ تا سال ۱۳۷۷ یعنی واپسین سال حیات مبارک علامه را در بر می گیرد.

جملات استاد در مقدمه کتاب به خوبی حکایتگر آن است که این کتاب همچون دیگر آثار علامه نه از سر تفنّن، بلکه از روی احساس تکلیف و عشق به مفهوم پر عظمت «حیات» نگاشته شده است.

«این آرزوی بزرگ با گذشت زمان نه تنها در درون من ضعیف نمی شد، بلکه با افزایش فعالیت های فکری در علوم انسانی و مشاهده ی مسائل و مشکلات لاینحل آن ها – که هیچ راهی برای تفسیر و حل و فصل آنها، جز به رسمیت شناختن حقایق ارزشی انسانی وجود ندارد – شدیدتر و جدّی تر می گشت… تا این که در این اواخر (اوایل قرن ۱۵ هجری قمری و اواخر قرن ۲۰ میلادی) که نغمه های روح بخش حیات از طنین افتاد و به جای آنها بانگ شوم پوچی و بی هدفی زندگی از نای اکثریت قریب به اتفاق مردم سر می کشد و بیماری «از خود بیگانگی» را اعلام می نماید، احساس کردم هیچ وظیفه ای مؤکدتر و هیچ تکلیفی ضروری تر از این نیست که اگر چه با بضاعتی ناچیز، به یاری بیدارگران بشریت مست و از خود بیگانه در این برهه از تاریخ بشتابیم. باشد که در اعلان عظمت الهی حیات و هدف اعلای آن و وقاحت مرگ پست که همان مرگ ارزش های انسانیت است، خدمتی انجام بدهیم.»۴

مقدمات فهم حادثه کربلا

از نظر علامه محمد تقی جعفری فهم حادثه کربلا به دلیل ویژگی های آن نیازمند مقدماتی است که باید برخی از آن را به کمک تحقیق و مطالعه، فراهم نمود. مانند آگاهی از شأن و جایگاه دین، مبنا و محتوای اخلاق، حقوق و معنای سیاست و مدیریت انسان در حرکت به سوی عالی ترین اهداف حیات. همچنین لازم است در مورد علل و عوامل دور و نزدیک و نتایج این حادثه بررسی صورت گیرد.

علامه از برخی مقدمات دیگر برای بهره گرفتن از این حادثه یاد می کند که فراهم نمودن آنها به سلامت اخلاقی و صداقت در حقیقت جویی وابسته است. گاه شناخت همه جانبه حادثه موجب می شود تا شخص محقق از برخی معتقدات خود دست بردارد. تجدید نظر در داشته های نظری به شجاعت نیازمند است. و نیز باید توجه داشت که در ماجرای کربلا یکی از طرفین، یعنی امام حسین(ع) و یارانش اوج ایمان، عشق، احساس مسؤولیت درباره انسان ها را به نمایش گذاشته اند. فردی که در پی کسب فضیلت ها نباشد، بسیاری از زیبایی های این صحنه ماندگار را نمی بیند و آن کس که اهل این فضیلت ها نباشد، چه بسا آنها را انکار می کند.

 علامه همه آنانی که مقابل حادثه کربلا قرار می گیرند را به ارزشیابی و قضاوت دعوت می کند. این به معنای آن نیست که فرد، تمایلات و علاقه های خود را در هیأت و شکل و صورت و عوامل آن حادثه دخالت دهد و به تحریف آن بپردازد؛ بلکه منظور علامه این است که بی تفاوت رد شدن از کنار فضیلت ها و رذیلت های به نمایش در آمده در این حادثه خود نوعی کتمان حقیقت و در نتیجه بی اثر ساختن ماجرا تلقی می گردد. از دیدگاه علامه: «توصیه به بی طرفی محض در حوادث تاریخ، مخصوصاً در آن نوع از وقایع که می تواند بشر را تحت تأثیر قرار بدهد، مساوی با حذف اصول و مبانی از علوم انسانی می باشد.»۵

در غیر این صورت از امتداد بخشیدن پیام قیام امام حسین (ع) تا به امروز ناتوان خواهیم بود و این حادثه به مقصد نهایی خود نمی رسد و هدف نهایی از انس با آن جز این نیست که به فهم معنای صحیح حیات دست یابیم.

کربلا به منزله یک فرصت

علامه به جریان قیام امام حسین(ع) به دیده یک فرصت می نگرد. فرصتی برای کسب معرفت نسبت به بایسته ها و فرصتی برای تقویت اراده به منظور قرار گرفتن در مسیر کسب فضیلت ها. اصرار علامه بر اهمیت داشتن حادثه کربلا برای سامان دادن به حیات معقول، بی مبنا نیست. چرا که کربلا تابلویی ماندگار برای بشریت به یادگار نهاد که ارزش های انسانی در متن آن به زیبایی به نمایش در آمد. این حادثه به بهترین شکل، قابلیت انسان را در گرفتار آمدن به درجه حضیض سقوط و استعداد او را در اوج گرفتن به درجه رفیع صعود برای همه آیندگان نمایاند. در نگاه علامه انس با حادثه عاشورا یک فرصت است؛ چرا که می تواند تکیه گاه و پشتوانه اخلاق بشریت قرار گیرد.

«اگر کسی بگوید فهرست و مجموعه تمام ارزش های تاریخ بشری از یک طرف و فهرست ضد ارزش های بشری در طرف دیگر، در آن روز، در آن مدت معین بروز کرده است، جای تردید نیست. تنها زمان کم است و انسان خیال می کند که حادثه، حادثه یک روز و دو روز است. کمی زمان را نگاه نکنید، لحظات گاهی بوی ابدیت می دهد.»۶

«ما هر سال چند ساعتی با این چهره رویاروی هستیم و اگر خدا لطف کند و خود ما هم برای سعادت خودمان قیمتی قائل شویم، می توانیم در طول سال از خودخواهی ها، خودکامگی ها، تهمت ها، افتراها، بد اخلاقی ها، ادعاهای بی دلیل، تعدی به حقوق دیگران، توهین به دیگران و ارزان شمردن ارزش های بشری پرهیز نماییم.»۷

نزد علامه رشد انسان و دستیابی به حیات معقول، عالی ترین هدف محسوب می شود و ما در مرور حوادث تاریخی از جمله حادثه کربلا نمی توانیم از این مهم ترین هدف حیات آدمی چشم پوشی نماییم. به همین دلیل حتی نقل حادثه کربلا اگر در غیاب آرمان رشد انسان صورت گیرد از سودمندی برکنار است. علامه جعفری معتقد است: «اگر از جمع آوری و بازگو کردن سرگذشت بشری با آن همه فراز و نشیب ها و سنگلاخ ها و هموارها و ستمگری ها و ستمدیدگی ها و تکامل ها و سقوط های فرهنگی و تمدنی، برای اصلاح و بهبود وضع حاضر و آینده زندگی انسانی بهره برداری نشود، باید بر آن کاغذ های باطل شده به نام کتاب های تاریخ و بر آن انرژی های گران بهای مغزی و صرف اوقات پر ارزش عمر، تأسف ها خورد و گریه ها کرد.»۸

معنای پیروزی و شکست در آینه کربلا

ما انسان ها به طور طبیعی به دنبال کسب پیروزی و موفقیت هستیم. در این نکته، بین انسان ها تفاوتی به چشم نمی خورد. تفاوت آنجا رخ می دهد که می خواهیم پیروزی و شکست را معنا کنیم و برای آن معیاری تعیین نماییم. کم نیستند کسانی که پیروزی را به برخورداری بیشتر از لذت های مادی معنا می کنند و آنها را که از سرمایه های مادی بیشتر بهره دارند، موفق تر می شمارند. سر آغاز و ریشه بسیاری سقوط ها اینجاست که آنها در غیاب روح و سرنوشت معنوی و اخلاقی در این باره قضاوت می کنند.

علامه جعفری مخاطبان خود را برای درک صحیح معنای شکست و پیروزی به حادثه کربلا ارجاع می دهد؛ چرا که کربلا به خوبی نشان می دهد که معیارهای مادی برای ارزیابی شکست و پیروزی بسیار ناکارآمد است. اگر ما انسان ها نیز همچون امام حسین (ع) تفسیری معنوی از شکست و پیروزی داشتیم، زندگی چهره ای دیگر می یافت.

«وقتی شما آهی از اعماق دل می کشید که ای حسین! کاش ما هم با شما بودیم؛ این حال دلالت می کند بر اینکه ارواح آدمیان در عالی ترین اوج، تسلیم آن مرد هستند. او روح ها را مالک است. اگر دیگران اجسام ما را مالک هستند؛ او وجدان آزاد ما را در اختیار دارد؛ اما در تواریخ، شمشیرها کالبد ناخودآگاه انسان ها را در اختیار دارند. حال پیروزی از آن کیست؟ آیا از آن کسی است که وجدان آزاد انسان ها را در اختیار دارد یا کالبد مجبور آنها را؟»۹

تشخیص وسیله و هدف در افق کربلا

از نگاه علامه جعفری بسیاری از انحراف ها و سقوط ها آنجا به وقوع می پیوندد که وسیله و هدف در زندگی به درستی تشخیص داده نمی شود و هدف حیات به بهایی ارزان در پای آنچه که در واقع وسیله است، فدا می شود. قدرت، مال و ثروت، جایگاه و مقام و حتی عمر ما انسان ها، همگی وسیله اند برای کسب رشد، کمال و تعالی. اگر قدرت، مال و ثروت، جایگاه و مقام و ادامه عمر را هدف نهایی بدانیم، هدف واقعی که همان آبادانی حیات باطنی است را فدا ساخته ایم.

کربلا صحنه رویارویی دو دسته از انسان ها بوده است که تفسیر و تشخیص متفاوتی از وسیله و هدف حیات داشته اند. علامه جعفری برای درستی تشخیص، ما را به کربلا هدایت می کند.

«تمام نقطه های ریز و درشت این حادثه نشان می دهد که ما وسیله و هدف داریم و این دو مقوله را نباید با هم مخلوط کنیم… در این گذرگاه تاریخ، حسین بن علی منظورش این بود که آنچه هدف است، نباید قربانی وسیله شود؛ بلکه وسیله قربانی هدف است.»۱۰

«[سخن امام حسین (ع) این بود:] اگر بنا شود این کلمه «لا اله الا الله» که جوهر روح آدمی است، قوامش با کشته شدن من باشد؛ «فیا سیوف خذینی» پس ای شمشیر ها مرا در بر گیرید. من وسیله هستم. زندگانی من برای بقای این ایده، وسیله است. من حاضر و آماده هستم.»۱۱

قدر و ارزش حیات آدمی در مکتب عاشورا

علامه جعفری، امام حسین (ع) را بزرگ مدافع و بزرگ مفسر حیات معقول انسان ها معرفی می کند. او در عبارت «هیهات منا الذله» تلاش برای دفاع از شرافت و کرامت حیات انسان را مشاهده می نمود. امام حسین (ع) هر چند از مرگ استقبال کرد اما باید در آینه این استقبال از مرگ، قدر و منزلت و ارزش حیات را به نظاره نشست. امام حسین (ع) قیام کرد تا اعلام نماید که من معنای مبتذل از حیات را به رسمیت نمی شناسم و حیات حقیقی را در پای آنچه شما یزیدیان به دروغ حیات می نامید، ذبح نمی کنم. من گردن به شمشیر می سپارم اما حیات خویش را به ظلم و ستم، به دروغ و فریب، به عجب و ریا، به عافیت طلبی و راحت خواهی و به غفلت و نادانی آلوده نمی سازم.

«حسین بن علی، قیمت کرامت را به بشر تفهیم نمود؛ یعنی تمام کیهان به این عظمت در یک طرف و شرافت و حقیقت و کرامت انسانی یک طرف. این درسی بود که واقعاً حسین بن علی در این حادثه به بشریت داد.»۱۲

«این چهره نازنین پسر فاطمه به ما نشان داد که آنچه داریم، چقدر گران است… چهره حسین بن علی قیمت ارزش ها را به خوبی به ما نشان می دهد.»۱۳

«هیهات منّا الذلّه ظهورش این است که من از شرف خودم دفاع می کنم. نه، یا ابا عبد الله! به جان الهی که تو از بشر و از شرف بشر دفاع کرده ای. تو از حیثیت انسان ها دفاع کرده ای. درود و سلام بی نهایت خداوندی برای ابد بر جسم و روح تو باد. »۱۴

همراهی محبت و معرفت

مواجهه هدایت جویانه علامه جعفری که بر اساس آن، وی به حادثه عاشورا به عنوان یک منبع معرفت، می نگریسته است هرگز موجب آن نبوده که وی از برقراری رابطه عاطفی با امام حسین (ع) غفلت ورزد یا آن را کوچک بشمارد. او در کتاب خود، توازن عشق و احساس و عاطفه و محبت را با معرفت و آگاهی و بصیرت جویی به بهترین شیوه به نمایش گذارده و خود معلّم این توازن و تعادل بوده است. علامه شیوه آنها را که به بهانه کسب معرفت، گریه بر شهیدان و برقراری مجالس عزاداری را تحقیر می کنند، نمی پسندد و نیز کسانی را که تنها با گریه بر شهیدان کربلا وظیفه خود را تمام شده می پندارند، در اشتباه می داند.

«بشر مقدس ترین اشکش را در راه حسین ریخته است.»۱۵

«حرکت کشتی نجات آدمیان، احتیاجی به دریا ندارد. این کشتی بر روی قطره اشکی مقدّس که برای حسین ریخته می شود، می گذرد. اشکی که از اعماق دل بر می آید و جان را می شوراند و آنگاه رهسپار پیشگاه اقدس خداوندی می شود.»۱۶

«این غصه نیست، بلکه موتور و محرک تاریخ است. اینکه در این مکان جمع شده اید و نام حسین بن علی را برده و آهی می کشید، این، گریه و اندوه نیست، بلکه محرک تاریخ انسان هاست.»۱۷

«ما را به این کلاس خوانده اند. همه شما الان فراخوانده شده اید. شما را خواسته اند و به کلاس آمده اید، با پای خودتان نمی توانید بیایید. من این را از روی قطع عرض می کنم. ما خواسته شده ایم که اینجا می آییم و دور هم جمع می شویم تا إن شاء الله درسی بخوانیم.»۱۸

کتاب «امام حسین، شهید فرهنگ پیشرو بشریت» برای آنها که می خواهند رابطه ای جدّی تر با حادثه کربلا برقرار نمایند و به فهمی عمیق تر از آن دست یابند، منبعی قابل اتکا محسوب می شود. قسمت هایی از کتاب به بیان سیر تاریخی حوادث اختصاص دارد؛ که البته این بخش ها نیز با ژرف نگری ها و تحلیل های علامه همراه است.

این کتاب را باید نمونه ای از تلاش متفکرین معاصر دانست که به حادثه عاشورا به عنوان تجسم مکتب و محتوای فرهنگ اسلام می نگریسته اند و در پی امتداد بخشیدن آن تا به امروز بوده اند.

پی نوشت:

  1. علامه محمد تقی جعفری، امام حسین (ع) شهید فرهنگ پیشرو بشریت، ص۱۴٫
  2. همان، ص۱۶٫
  3. همان،ص۵٫
  4. همان، ص۱۷٫
  5. همان، ص۳۱٫
  6. همان، ص۵۰۵٫
  7. همان، ص۴۶۲٫
  8. همان، ص۴۰٫
  9. همان، ص۲۱۰٫
  10. همان،ص۲۳۲٫
  11. همان، ص۲۳۳٫
  12. همان، ص۵۰۶٫
  13. همان، ص۴۶۹٫
  14. همان، ص۳۱۷٫
  15. همان، ص۲۰۰٫
  16. همان، ص۱۱٫
  17. همان، ص۱۹۴٫
  18. همان، ص۲۷۷٫

منبع : کتاب «امام حسین (ع) شهید فرهنگ پیشرو بشریت» اثر علامه محمد تقی جعفرى(ره)

احسان بابایی