نقد و بررسی ادیان و فرق » مقایسه اسلام با سائر ادیان »

تفاوت ریاضت مرتاضهای هندی با ریاضت برخی عالمان مسلمان

 

اشاره:

یکی از اموری که در ادیان مطرح است ریاضت است. معمولاً ریاضت  در میان  مرتاضان هندی و راهبان مسیحی و همچنین در میان برخی فرقه های اسلام از جمله صوفیه رایج است. در این نوشته به مسئله ریاضت پرداخته شده و تفاوت بین ریاضت و زهدی که در اسلام مطرح است، بیان گردیده است.

 

ریاضت در لغت به معنای ورزش و کوشش همراه با رنج و تعب است و همچنین  به معنای جلوگیری و بازداشتن حیوانات از حرکات آزاد و دلخواه است.[۱] و در اصطلاح شرع مقدس اسلام به معنای بازداشتن انسان از هواهای نفسانی خویش و فرمان دادن و وادار کردن آن برای اطاعت امر پروردگار تعریف شده است.[۲] و همچنین به معنای خودسازی و رام کردن نفس به تعلیم و تربیت و به تعبیر دیگر جهاد و مبارزه با نفس مورد تایید اسلام و در روایات بر آن تاکید شده است.[۳]

ریاضت به معنای عام هم شامل ریاضت شرعی و هم ریاضت غیر شرعی می­شود همانطور که از اسم آنها بر می­آید در متد و غایت با هم متفاوتند چرا که در یکی روش شرعی است و غایت کسب تقوی و تقرب الی الله و سعادت اخروی است در حالی که در ریاضت های غیر شرعی غایت و هدف انجام کارهای خارق العاده  در همین دنیا می‌باشد و یا حد اکثر در زندگی دنیا از امور دنیوی خودش را راحت کرده و چند صباحی به دور از دغدغه دنیایی با آرامش زندگی کند.

پس ریاضت غیر شرعی، همه ریاضت‌هایی است که برخلاف قسم اول از محدوده شرع خارج بوده و مستلزم انجام کارهایی برخلاف دین اسلام باشد. این نوع ریاضت از نظر اسلام جایز نمی باشد. بیشترین ریاضت‌های مرتاضان از این قسم است و محرماتی مثل اضرار به نفس را در پی دارد و یا ترک واجبات الهی را به دنبال خود می‌آورد.

اما ریاضت شرعی همان ورزیدگی روحی، جهاد اکبر و خودسازی است که با انجام تکالیف شرعی و دوری از محرمات و مکروهات تحقق پیدا می کند.

امام علی(ع) در نامه معروف به عثمان بن حنیف می‌نویسد: «و انما هی نفسی اروضها بالتقوی؛ و جز آن نیست که نفس خویش را با پرهیزکاری ریاضت می‌دهم.»[۴] و باز در همین نامه فرموده اند: «به خدا سوگند! چنان نفس خود را ریاضت دهم و آن را بپرورم که در غذا به گرده نانی اگر بدان دست یابم، شاد گردد و در خورش به نمک قانع شود و کاسه چشمم را آن چنان به گریه از اشک تهی سازم، بسان چشمه ای که آبش فرو رفته باشد.»[۵]

 همچنین فرمودند: «خویشتن را به اخلاق نیکو ریاضت دهید، زیرا مسلمانی که دارای اخلاق نیکو است، به منزله کسی است که روزها روزه دارد و شب‌‌ها به عبادت قیام کرده باشد.»[۶] و نیز فرمود: «هر کس به ریاضت خویش مداومت کند، سود برده است.» [۷]

در اصطلاح اسلامی ریاضت شرعی به زهد نیز عنوان می­گردد و آن در حقیقت  «ترک نمودن کاری و اعراض از چیزی[۸] و یا برخلاف میل و رغبت عمل کردن است.»[۹]

امام صادق علیه السلام در تعریف زهد می‌فرماید: «زاهد در دنیا کسی است که حلال دنیا را ترک می‌کند، برای ترس از حسابش و حرام را ترک می‌کند، برای خوف از عقابش».

آن حضرت همچنین در حدیثی فرمود: «رهبانیت امت من هجرت، جهاد، روزه، حج و عمره است.»[۱۰]

 عرفا نیز با پیروی از اهل بیت(علیهم‌السلام) می گویند: «زهد یعنی خودداری از اعمال حلالی که موجب لذت و خوشایند نفس می‌گردد. بی‌اعتنایی به دنیا و توجه به آخرت. روی گردانیدن از هر چه غیر خداست و توجه به خواست و رضایت ذات مقدس پروردگار عالم».[۱۱]

  تفاوت ریاضت شرعی و غیر شرعی در امور زیر آشکار می گردد:

۱) هدف: در ریاضت شرعی، هدف تقرب به خداوند و متاله و ربانی شدن است؛ ولی در ریاضت غیر شرعی این هدف منظور نیست. بلکه انسان می‌خواهد بر کائنات دست یابد و قدرت تصرف درخود و امور دیگر را به دست آورد.

درحقیقت در ریاضت‌های الهی، قصد و انگیزه الهی است؛ ولی در ریاضت‌های غیر شرعی یا چنین هدفی دنبال نمی‌شود و یا اگر هم، چنین هدفی باشد، درمیان اهداف دنیوی و یا بی هدفی گم می‌شود. پس فرق میان این دو نوع ریاضت، مربوط به انگیزه و هدفی است که در ریاضت‌‌ها دنبال می‌شود. اگر از مرتاض سوال شود انگیزه و هدف تو از این عمل چیست؟ ممکن است بگوید: برای تقویت روح یا به جهت تقویت اراده یا به دلیل اینکه کارهای خارق العاده انجام بدهم. او درنهایت خواهان دست یابی به آرامش دنیوی و تسلط بر هواهای نفسانی است.

اما در ریاضت شرعی هدف تقوی و تقرب جستن به خدا است. به طور مثال  نخستین شرط روزه که یک نوع ریاضت شرعی است این است که روزه دار، باید نیت و قصد «قربت» داشته باشد.

۲) روش در ریاضت و زهد شرعی کاملاً مطابق با اسلام و احکام و دستورهای آن می‌باشد که مطابق عقل و فطرت سالم است اما در ریاضت غیر شرعی برخلاف فطرت و عقل رفتار می‌شود و شخص با مخالفت با اصول عقلانی و فطری می‌کوشد تا بر نفس خویش مسلط شود و این گونه است که از اجتماع و زن و همسر نیز می‌برد و رهبانیت را پیشه خود می‌سازد.

ریاضتی مورد قبول اسلام است که اولا با بدعت توام نباشد و ثانیاً با عزت نفس و کرامت انسانی منافات نداشته باشد. قرآن مجید یکی از ریاضت‌های مسیحیان را که رهبانیت و ترک دنیا به منظور گریز از مسئولیت‌های زندگی است، به شدت نکوهش کرده و آن را بدعتی می‌داند که ریشه وحیانی نداشته است.

امام خمینی(ره) ازقول استادش مرز میان ریاضت باطل و ریاضت صحیح را بیان داشته و فرموده‌اند: «میزان در ریاضت باطل و ریاضت شرعی صحیح، قدم نفس و قدرت و قدم حق است. اگر سالک به قدم نفس حرکت کرد و ریاضت او برای پیدایش قوای نفس و قدرت و سلطنت آن باشد، ریاضت باطل (است) و سلوک آن منجر به سوء عاقبت می‌باشد و دعوی‌های باطله نوعاً از همین اشخاص بروز می‌کند و اگر سالک به قدم حق سلوک کرد و خداجو شد، ریاضت او حق و شرعی است.»[۱۲]

براساس قاعده کلی: «لاضرر ولاضرار فی الاسلام؛ ضرر رساندن و ضرردیدن در اسلام و احکام آن، قرار داده نشده است» و همچنین براساس قاعده «لایکلف الله نفسا الاوسعها[۱۳]؛ «خداوند برای هیچ کس بیشتر از توانایی اش تکلیف نمی کند». دین، به انسان اجازه ضرر زدن به خود یا به دیگری را نمی دهد و اعمال او همواره باید فایده عقلایی داشته باشد. برای مثال روزه، عمل واجبی است که افراد مکلف، باید آن را بگیرند. اما همین روزه اگر درجایی موجب آسیب شدید جسمانی یا بیماری و یا تشدید آن گردد، حکم آن لغو می‌شود و چنین فردی نباید روزه بگیرد که اگر بگیرد کار حرامی مرتکب شده است.

درحالی که مرتاض درریاضت غیر شرعی خود، ممکن است عملی را به این جهت انجام دهد که موجب تقویت اراده شود و کاری ندارد که این عمل برای او ضرر دارد یا نه.

۳) نتیجه ریاضت نیز یکی از اموری است که تفاوت بین این دو ریاضت را آشکار می سازد. یک انسان مومن -که در قالب عمل به احکام الهی به کمالاتی دست می‌یابد هرگز حاضر نیست از این کمالی که به دست آورده سوء استفاده کند و در راه حرام، آن را به کارگیرد. اما مرتاض ممکن است دراثر توانمندی هایی که با ریاضت عاید او می‌شود در راه غیر صحیح و غیر مشروع از آن استفاده کنند.

با توجه به مطالبی که عنوان شد می­توان نتیجه گرفت که کار مرتاض بایک عارف یا عالم بالله تفاوت اساسی دارد کار عارف و عالم بالله تنها رسیدن به خداست و هرآنچه دارد در جهت رسیدن به خدا استفاده می­کند و در راستای کمال اوست به خلاف کار مرتاض که جز رسیدن به خواسته و هوای نفس چیز دیگری نیست. بنابراین اگر عالم با تقوی و زاهد و عارف کار خارق العاده ای از خود نشان دهد این کار او کرامت نامیده شده و از نیروی الهی صادر می گردد البته یک مسلمان هدفش این نیست که تقوی پیشه کند و از محرمات و مکروهات اجتناب نماید و واجبات و مستحبات را انجام دهد تا بتواند کار خارق العاده انجام دهد. اما کار خارق العاده­ی یک مرتاض هندی از نفس او صادر می شود و این کارها را به نمایش می گذارد تا توجه مردم را به خود جلب کند و اصلا هدفش از ریاضت هم همین صدور کارهای خارق العاده می باشد.

پی نوشت:

[۱] . فرهنگ لاروس، دکتر طبیبیان،  واژه «ریاضت»؛ لغت نامه دهخدا، واژه «ریاضت»، ج ۱٫

[۲] . سیدیحیی یثربی، فلسفه عرفان، .قم ، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ سوم، ۱۳۷۴ ه ش، ص ۸۶۲-۹۶۲

[۳] . معارف و معاریف، حسینی دشتی، مصطفی ،موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت (ع)  ج ۵، ص ۵۴۷

[۴] . نهج البلاغه، دشتی، محمد، نامه ۵۴

[۵] . نهج البلاغه، نامه ۵۴

[۶] . علامه مجلسی، بحار الانوار ،مؤسسه الوفاء، بیروت، ج ۱۰، ص ۲۹

[۷] . غرر الحکم و درر الکلم مؤلف : سید هاشم رسولى محلّاتى ج ۵، ص۲۷۰

[۸] . مصباح المفید، ص ۱۵۳

[۹] . طریحی، مجمع البحرین، ص ۸۹۱

[۱۰] . تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص ۲۳۴

[۱۱] . فیض کاشانی، ملامحسن، محجه البیضاء، ج۷، ص ۶۴۳-۷۴۳

[۱۲] . چهل حدیث، امام خمینی ، موسسه تنظیم و نشر اثار امام(ره) ص ۵۴٫

[۱۳] . بقره،۶۸۲٫

منبع : نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات.