تفاسیر عرفانی شیعه(۲)

نصیرالدین طوسی ، محمد بن محمد (چهرود قم / طوس ۵۹۷ – ۶۷۲ ق)

متفکر ، دانشمند ، فیلسوف ، ریاضی دان ، دولت مرد ، مفسر ، ادیب ایرانی درقرن ۶ و ۷ ق ، همعصرحکومت ایلخانان .

محمد بن محمد بن حسن طوسی ، معروف به خواجه نصیرالدین طوسی ، اهل طوس یا روستای چهرود (یا : جهرود) درحوالی قم . ازدرخشان ترین عالمان ومفاخرایران و اسلام است که دراوج اوضاع نابسامان فرهنگی درپی قدرت یابی مغولان روحی تازه به محافل علم ودانش دمید .

دوران کودکی را تحت نظارت پدرش ، که خود ازعالمان عصربود ، ونیزدایی اش ، نورالدین علی بن محمد شیعی ، سپری کرد که خود ازدانشمندان ریاضی ومنطق بود . درنوجوانی ازمحضرمشایخی مانند کمال الدین محمد حاسب ونصیرالدین عبدالله بن حمزه وکمال الدین بن یونس موصلی ومعین الدین سالم بن بدران وفرید الدین داماد نیشابوری وقطب الدین مصری شافعی دانش اندوخت . او محضرعلامه حلی و عطار نیشابوری را هم درک کرد . در حدود بیست سالگی از بیم جان به یکی از قلاع اسماعیلیه در قهستان رفت و درهمان زمان تألیف اخلاق ناصری را به اتمام رساند . خواجه تا حدود ۶۵۴ ق در برخی قلاع اسماعیلیه ، از جمله میمون دژ ، ماند (ابن ابی صبیعه ، ج ۱، ص ۱۷۲) . پس ازافتادن اسماعیلیان به دست مغولان ، با درایت خود را در بار ایلخان مغول جای داد و به سرعت به منصب مستشاری هولاکو خان برگزیده شد و از آن پس توانست در ایران به تغییرات فرهنگی ریشه داری دست زند که فقط یکی از آن ها تأسیس رصد خانه ای در مراغه بود (تنکابنی ، ص ۳۸۱؛ کوششی ، ص ۳۴ – ۴۱) .

خواجه نصرالدین ، با همۀ مشغلۀ سیاسی واجتماعی خود ، دست از درس و بحث و تألیف برنداشت . از میان شاگردان او می توان به جمال الدین حسن بن یوسف مطهرحلی وقطب الدین شیرازی وابن فوطی وکمال الدین بن میثم بحرانی وسید رکن الدین استرآبادی اشاره کرد . از او آثارگران بهایی در زمینه های گوناگونی چون ریاضیات و کلام و نجوم و اخلاق و تفسیر برجای مانده است . از میان آن ها ، این آثار از شهرت بیش تری برخوردارند : تجرید الاعتقاد ، اخلاق ناصری ، زیج ایلخانی ، شرح اشارات ابن سینا ، تعدیل المعیارفی نقد تنزیل الافکار ، تجرید المنطق ، روضه  القلوب (قمی ، عباس ، ص ۶۱۱؛ خوانساری ، روضات الجنات ، ج ۲ ، صر۱۸۱) . اوآثاری درموضوعات کلی عام حدیث چون شرح اصول کافی تألیف کرده وتفسیری نیزبا عنوان نقد التنزیل داشته است (آقا بزرگ طهرانی ، ج ۴ ، ص ۲۵۲) . ازخواجه نصیرطوسی رساله ای درتفسیرسورۀ اخلاص درکتاب خانۀ مرکزی دانشگاه تهران به شمارۀ ۲۸۳۰ ثبت شده وموجود است . درمنابع ، آثاردیگری نیزدرزمینۀ تفسیربه وی نسبت داده شده است (عقیقی بخشایشی ، طبقات مفسران شیعه ، ج ۲ ، ص ۲۲۶) .

نظام الاعرج ، حسن بن محمد (زنده در۷۳۰ ق)

مفسر ، عالم دینی درقرن ۸ ق .

حسن بن محمد بن حسین ، معروف به نظام اعرج ونظام الدین نیشابوری، اهل قم . خاندانش درقم می زیستند ، اما خود به نیشابور نقل مکان کرد ودرآن جا به درس آموزی پرداخت . وی با سید شیریف جرجانی وابن حجرعسقلانی همعصربود .

ازاستادان بنام وی باید ازقطب الدین محمد بن مسعود شیرازی یاد کرد . درمنابع ، وی را عالمی فاضل وعارفی کامل ومفسری علامه ودانشمندی صاحب فضل خوانده اند . نیشابوری ، که درزمینه های گوناگون علوم تبحرداشت ، آثاربسیاری نوشته وازاسباب اشتهاروی توانایی اودرصرف ونحو ونیزتألیف تفسیرغرائب القرآن و رغائب الفرقان است (آقا بزرگ طهرانی ، الذریعه ، ج ۱۶ ، ص ۳۱- ۳۲) . تفسیروی ، که تألیف شد (بهاری اردشیری ، ص ۱- ۱۰) . آقا بزرگ طهرانی وصف مفصلی ازاوآورده است . نظام اعرج آثارتفسیری وقرانی دیگری هم داشته که اوقات القرآن یکی ازآن هاست . صاحب روضات الجنات به تألیف این اثربه اشارۀ قطب الدین شیرازی تصریح وبیان کرده که در۷۰۴ ق صورت گرفته است . ازدیگرآثار او می توان به شرح شافیه ای ، ابن حاجب ، که بارها درایران انتشاریافته ، ولب التأویل اشاره کرد (مدرس ، ریحانه الادب ، ج ۶ ، ص ۱۹۸) .

تفسیرنیشابوری بارها ، ازجمله سنگی ، چاپ شده است . درچاپ دولت آباد هند در۱۲۸۰ ق ، کتاب اوقاف القرآن وی نیزدرحاشیۀ آن انتشاریافته است .

این تفسیردرواقع مختصرتفسیرالکبیرفخررازی والکشاف زمخشری است . وی پس ازهرآیه (آیات) قرائات آن را آورده وسپس به شرح وتوصیف وتفسیرآیه پرداخته است . ارتباط آیات وسیاق وتأویل متشابهات وبیان مجازات واستعارات ومقدرات و مضمرات وتببین رویکرد مذاهب فقهی ازویژگی های تفسیرنیشابوری است . اودراین اثربه موضوعات کلامی وصوفیانه نیز توجه کرده است (نیشابوری ، ص ۲ – ۸) .

عبد الرزاق کاشی (- ۷۳۵)

عارف ، مفسرباطن گرا درقرن های ۷ و ۸ ق .

کمال الدین ابوالغنائم ، معروف به عبدالرزاق کاشی ، اهل کاشان . اطلاعات ازشرح احوال اواندک است وفقط می توان حدود نیمۀ دوم قرن ۷ ق را برای زمان تولد او تخمین زد . درکاشان رشد کرد وردوس اولیه را درهمان دیارآموخت . درجوانی درنزد نورالدین عبدالصمد نطنزی ورزبهان شیرازی وشیخ اصیل الدین عبدالله حضوریافت ودرمسیرطریقت گام نهاد وازمسیرعلوم عقلی وبه ذوقی گرایید . وی توانست ازشیخ خود ، نورالدین عبدالصمد نطنزی ، خرقه بگیرد وبه مقامانی دست یابد . آقا بزرگ طهرانی دربارۀ اوگفته که ازمشاهیرعرفا وعالمی کامل ودرمراتب تأویل وعلوم تنزیل محقق وپژوهشگر بود . سید حیدرآملی نیز ، که خود درسلک عارفان بود . درجامع الاسرار(ص ۴۹۸) ، عبدالرزاق را با کسانی مانند ابوحامد غزالی وفخررازی وابن سینا مقایسه کرده ودریک طرازقرارداده است .

ازتألیفات عبدالرزاق کاشی است : اصطلاحات الصوفیه ، شرح ف ، صوص الحکم ، شرح منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری ، لطائف الاعلام فی اشارات اهل الالهام ، تأویلات القرآن (آقا بزرگ طهرانی الذریعه ، ج ۵ ، ص ۳۴ ؛ کحاله ، ج ۵ ، ص ۲۱۵) .

با توجه به گرایش های عبدالرزاق درآثارش ، باید او را عالم وعارفی دانست که درعرفان نظری درمکتب ابن عربی گام می نهاد وشرح مفصل ابو برفصوص دلیلی برهمین مدعاست ، به ویژه که برخی این شرح را ، پس ازشرح صدالدین قونوی ، مهم ترین واصلی ترین تقریر براین اثرابن عربی دانسته اند (قاسم پور ، « تأویلات قرآنی عبدالرزاق . . . » ، ص ۱۶) .

درمجموعۀ رسائل عبدالرزاق کاشی ، اثرتفسیری اوبا عنوان تأویلات ارارزش بسیاری برخوردار است ، اگرچه انتساب این اثر درطول زمان سبب اختلاف آرایی شده است . درواقع بسیاری ازمحققان این اثررا ازآن ابن عربی دانسته اند وحتی درچاپ هایی ازآن هم انتساب آن به ابن عربی ثبت شده است ، اما به دلایل گوناگون متنی وتاریخی نمی توان این نسبت را درست دانست ، به ویژه این که مؤلف درجایی به صراحت ازاستادش ، نورالدین عبد الصمد ، روایت کرده است ونورالدین عبدالصمد ازنظرزمانی با عصر ابن عربی کاملاً فاصله دارد . منگابادی ، پژوهشگرمعاصر ، با بررسی این اثر ومقایسۀ آن با برخی ارجاعات سید حیدرآملی درالمحیط الاعظم به این کتاب ونقل عباراتی کامل ازآن وتصریح آملی به نام ونشان کتاب ومؤلف آن ، به این نتیجه رسیده که نمی توان دراصل انتساب اثربه عبدالرزاق شک کرد (ص۹) .

تأویلات تفسیرهمۀ سوره های قرآن را بربردارد و ، درعین حال ، چنان که درمقدمۀ اثرهم خود مؤلف بیان کرده ، ازتفسیرآیات با مضمون تکراری یا برخی آیاتی که نیازمند تفسیراجتناب ورزیده است . عبدالرزاق دراین اثر ، چنان که ازنامش هویدا است ، دقیقاً به تأویل آیات پرداخته واین عمل خود را به حدیثی ازپیامبر(ص) مرتبط ساخته که درآن به ظهروبطن قرآن اشاره شده وعبدالرزاق ظهر را به تفسیروبطن را به تأویل معنا کرده است (قاسم پور ، ج ۱، ص ۵) .

کتاب تأویلات عبدالرزاق نقطۀ عطفی درتاریخ تفسیرعرفانی است ، مخصوصاً ازآن نظرکه اومبانی فکری ابن عربی را به شیوه ای جدید بیان کرد . این اثردرطی قرن ها مورد استفادۀ اهل عرفان ورایج بوده است (جامی ، ص ۴۱۸ ، ۴۸۳) .

داوود قیصری (- ۷۵۱ق) پس ازعبدالرزاق شارح فصوص شناخته می شود وبرآن حاشیه هم زده که نسخۀ خطی آن درکتاب خانۀ دانشگاه براتیسلاوا موجود است . التأویلات عبدالرزاق کاشی بارها ، ازجمله درحیدرآباد دکن ، انتشاریافته است . چاپ انتقادی ان درتهران در۱۳۸۳ ق صورت گرفت ونیزدرمجموعۀ رسائل عبدالرزاق به چاپ رسید .

سید حیدرآملی (۷۲۰ – پس از۷۸۰ ق)

عارف ، مفسرشیعی درقرن ۸ ق

بهاءالدین حیدربن علی بن حیدرعلوی حسینی ، اهل آمل . درآغاز ، شخصیتی سیاسی ودیوانی داشت وگرایش ومشغله هایش غالباً دراین زمینه ها بود . درآمل وخراسان

واصفهان وطبرستان با درباریان ارتباط داشت وحتی به وزارت هم رسید ، اما ناگاه درحدود ۳۰ سالگی ، درپی تحولی روحی ، ازمشاغل ومناصب خویش کناره گرفت و درمسیرعبادت گام نهاد . درنهاد . درقریۀ طهران (تیران) اصفهان نزد شیخ نورالدین طهرانی حضور یافت وسپس برای زیارت عتبات به بغداد رفت وبه قصد حج خانۀ خدا رهسپارمکه شد . آن گاه به نجف اشرف بازگشت ودرآن دیاربا فخر المحققین ، فرزند علامه حلی ، ومولا نصیرالدین کاشانی ملاقات کرد و درهمان دیارازبرخی عالمان اجازۀ روایت گرفت (افندی ، ج ۲ ، ص ۲۱۹) .

سید حیدرآملی آثاربسیاری درمباحث عرفانی تدوین ودرآن ها تلاش کرد تا آموخته های خود درزمینۀ مذهب را با عرفان آشتی دهد و میان تصوف وتشیع وحدت برقرارکند . تألیفات فقهی وذوقی اوبسیارند که ازجملۀ آن ها می توان به جامع الاسرارومنبع الانوارونقد النقود فی معرفه الوجود اشاره کرد . این دو رساله به کوشش هانری کربن وعثمان یحیی درتهران در۱۳۴۷ ش به چاپ رسیده اند . نص النصوص اثردیگراوست که درشرح فصوص الحکم ابن عربی نگاشته شده است . آملی این کتاب را در۷۸۲ ق به اتمام رسانده وبه سلطان احمد بهادرخان جلایری اهدا کرده است . نص النصوص به همت هانری کربن وعثمان یحیی درتهران در۱۳۵۲ ش منتشرشد . ازدیگرآثاراواین ها را باید یاد کرد : الارکان فی فروع شرائع اهل الایمان ، اسرارالشریعه واطوارالطریقه وانوارالحقیقه ، جامع الحقایق ، الجداول الموسوعۀ بمدارج السالکین فی مراتب العارفین ، الوجود فی معرفه المعبود (همان جا) .

آملی در زمینۀ تفسیرنیزاثری با عنوان المحیط الاعظم والبحرالخصم فی تفسیرالقرآن الاعظم تدوین کرده که عنوان آن دربرخی منابع با اندکی اختلاف آمده است . سید حیدراین تفسیررا به شیوۀ ذوقی عرفانی ودرهفت جلد نگاشته است که تا کنون فقط جلد اول ودوم به دست آمده ودرحال حاضربخشی ازجلد اول آن منتشرشده است .

مفسر ، قبل ازمقدمات ، خطبۀ مفصلی آورده ودرمتن هم به این مقدمه ارجاع داده است . وی درنام گذاری اثرش به این مبحث توجه داشته است که « اگرانسان وجن و فرشتگان نویسنده باشند وهمۀ آسمان ها وزمین کاغذ وهمۀ آب دریاها مرکب و همۀ درختان قلم ، بازهم اگربخواهند یک صدم علم الهی را بنویسند ناتوان خواهند بود (آملی ، مقدمۀ) .

این تفسیر اثری برخاسته ازمحافل عرفانی ودارای برخی شذوذات وبیانات ویژه است ، چنان که مفسردروصف اثرش گفته که آنچه را با عنوان تفسیر آورده درجایی نخوانده وندیده ، بلکه ازلطف الهی است وازجانب پروردگاردریافت کرده است ؛ سخنی که یاد آورنقل آغازین ابن عربی درفصوص است . وی دراین اثرتأویل سرلوحۀ تفسیرخود قرارداده واین ویژگی کتاب اوست۰به همین سبب ، بیش ترین شهرت این کتاب نه به تفسیر ، بلکه به « التأویلات» است .

آملی کتاب را بدین صورت منظم کرده است : دربیان تأویل وتفسیر ، دربیان کتاب الله آفاقی وتطبیق آن با حروف خدا درقرآن ، کلمات آفاقی و آیات آفاقی وتطبیق آن ها با کلمات وآیات قرآنی ، دربیان شریعت و طریقت وحقیقت ، دربیان توحید واقسام آن (ایازی ، شناخت نامۀ تفاسیر) .

این اثرازدستاوردهای مهم گسترش عرفان درمحافل امامی است ووجه غالب آن کاملاً عرفان نظری با تأثیرپذیری فراوان ازافکارابن عربی است : التفسیرالمحیط با همین نام و به اهتمام وتصحیح سید محسن موسوی تبریزی درتهران در۱۴۱۴ ق انتشاریافته است .

فهرست منابع:

  1. تنکابنی ، محمد (۱۳۹۶ ق) . قصص العلماء ، تهران .
  2. کوششی ، پریش (۱۳۸۶) . « خواجه نصیرطوسی ، فیلسوف متکلم یا متکلم فیلسوف» ، اطلاعات حکمت و معرفت ، ش ۱۱٫
  3. قمی ، علی (۱۴۰۴ق) . تفسیر ، قم .
  4. خوانساری ، محمد باقر(بی تا) . روضات الجنات ، به کوشش اسدالله اسماعیلیان ، تهران ، مکتبۀ اسماعیلیان خویی ، ابوالقاسم (۱۴۰۳ق) . معجم رجال الحدیث ، قم .
  5. آقا بزرگ طهرانی ، محمد محسن (۱۳۶۶) ، طبقات اعلام الشیعه (احیا ، الداثر من القرن العاشر) ، تصحیح علی نقی منزوی ، تهران ، دانشگاه تهران .
  6. عقیقی بخشایشی ، عبدالرحیم (۱۳۷۱) . طبقات ، مفسران شیعه ، قم ، نوید اسلام .
  7. بهاری اردشیری ، عباس علی (۱۳۸۴) . « اطلاله على حیاه نظام الدین النیشابورى » ، ش ۴۷ ، ۴۸ .
  8. فتال نیشابوری ، محمد (۱۳۸۶ق) . روضه الواعظین ، به کوشش محمد مهدی خرسان ، نجف .
  9. کحاله ، عمرضا (۱۹۶۷) . معجم المؤلفین ، دمشق ، ج ۵ ، ۷ .
  10. قاسم پور ، محسن (۱۳۸۳) . « تأویلات قرانی عبدالرزاق کاشانی ، بررسی تحلیلی ونقد کتاب پیرلوری» ، کتاب ماه دین ، ش ۸۲ .
  11. قاسم پور ، محسن (۱۳۸۳) . « تأویلات قرانی عبدالرزاق کاشانی ، بررسی تحلیلی ونقد کتاب پیرلوری» ، کتاب ماه دین ، ش ۸۲ .
  12. قاسم پور ، محسن (۱۳۸۱) . « روزبهان وتفسیرعرائس البیان» ، آینۀ پژوهش ، ش ۷۵
  13. جامی ، عبدالرحمن (۱۳۶۲) . نفحات الانس ، به کوشش مهدی توحیدی پور ، تهران .
  14. افندی ، عبدالله (۱۰۴۱ق) . « ریاض العلماء ، به کوشش احمد حسینی ، قم ، ج ۱- ۵ .

منبع: نقش شیعه در فرهنگ و تمدن