شیعه شناسی » سؤالات ما » اهل سنت »

تعطیل حدود الهی و آزار برخی از اصحاب بزرگ رسول خدا توسط عثمان

عثمان با این که عهده دار امور مسلمین بود ولی حدود را نه تنها در مواردی نمی خواست جاری کند بلکه مانع از اجرای آن می شد از جمله در مورد عبد الله بن عمر بن خطاب  قاتل هرمزان نگذاشت، قصاص اجرا شود و لذا مورد اعتراض امام علی(علیه السلام) قرار گرفت.[۱] شراب خواری ولیدبن عقبه استاندار کوفه و گواهی گواهان موجب حد شد که عثمان تنها از اجرای آن اباء ورزید بلکه برخی از شهود را تازیانه زد. و علی بن ابیطالب(علیه السلام) حد را بر او جاری و عثمان را مورد سرزنش قرار داده و فرمود: عطلت الحدود و ضربت قوما شهدوا علی اخیک … ، کسانی را که بر شراب خواری برادرت ولید، شهادت داده بودند دفع کرده و تازیانه زدی و حدود را تعطیل کردی[۲].

آیا تعطیل حدود الهی از سوی عثمان بن عفان چه توجیهی دارد جز اینکه از اقوامش جانب داری کند؟

از سوی دیگر اسراف، اشرافیت، زر اندوزی، بخشش های بی دلیل آن هم از بیت المال به خاندان بنی امیه و همینطور  بی توجهی خلیفه به ستمگری عمال خویش، انسان های مؤمن را وادار به اعتراض می نمود. و خلیفه هرچند ادعای حلم و بردباری می­ کرد ولی عملا با مردم مسلمان با خشونت رفتار می ­کرد، به گونه ای که کم ترین جرم شخص منتقد، تبعید و ضرب و شتم در حد مرگ بود. و در این میان ابوذر (که خروش او علیه بیداد، شُهره تاریخ است) اسراف، تبذیر و بخشش هاى ناهنجار خلیفه سوم و عمالش را برنتابید و علیه آنها خروشید و تحریف هایى را که مى خواستند براى پشتوانه سازى این حاتم بخشى ها درست کنند، تحمل ننمود و بر خلیفه و  توجیه گرى کعب الأحبار، طعن زد و خطاب به او گفت یابن الیهودیه أ تعلمنا دیننا؟[۳]و خلیفه، این فریاد رساى عدالت خواهى را به شام تبعید کرد.

 معاویه نیز فریاد های عدالت خواهی ابوذر را  نتوانست تحمل کند تا این که به دستور عثمان ابوذر را با سخت ترین و رنج آمیزترین شکل  به مدینه بر گرداندند و چون تطمیع ها و تهدیدهاى دستگاه حکومت، کارگر نیفتاد، ابوذر را این مرتبه به ربذه، بیابان خشک و سوزان، تبعید و بخش نامه کرد که هیچ کس حق ندارد ابوذر را بدرقه کند و ابوذر در سال ۳۲ هجرى در همان تبعید گاه جان داد.[۴]

و نیز عمار یاسر را که رسول خدا قاتلان  او را از قبل فئه با غیه خوانده بود[۵] ، به جرم اعتراض هایش علیه عثمان، چنان مورد ضرب و شتم قرار داد که دچار فتق گردید.[۶]

یکی دیگر از معترضین علیه خلیفه عبدالله بن مسعود قاری قرآن و صحابی پیامبر بود که عثمان هنگام آتش زدن قرآن ها، مصحف او را نیز آتش زد و خود او را مورد ضرب و شتم قرار داد به گونه­ی که دنده هایش شکست تا این که در اثر آن جان داد و قرائت ایشان را انکار نمود در حالی که پیامبر فرموده بود «هرکس می خواهد قرآن را دل نشین و بدون تغییر قرائت کند به روش ابن مسعود قرائت نماید.[۷]

آیا این اعتراضات صحابه علیه عثمان صلاحیت او را برای خلافت نفی نمی کند؟  آیا همین اسراف در بیت المال مسلمین، افراط، خشونت و ظلم خلیفه به موارد که بیان شد جامعه مسلمین را به ابتذال اخلاقی ، فساد مالی آلوده نکرده و  و طمع عده ای را به تصاحب قدرت تحریک ننمود؟  آیا آ گونه که در نهج البلاغه بیان شده [۸] پارتی بازی خویشاوندی ، شکم پرستی و ظلم عثمان  باعث کشته شدن او نشد؟

پی نوشتها

[۱] . شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید،جزء ۳ ص ۵۹.

[۲].الشریف، المرتضی، الشافی فی الامامه ج۴ ص ۲۵۳ ،اسماعلیان، چ۳، ۱۴۱۰ق؛ ری شهری ،محمد، موسوعه  الامام علی بن ابیطالب،ص ۱۴۴، دارالحدیث،۱۴۲۵ق؛ مروج الذهب ج ۲، ص ۶۹۳.

[۳] . حسینی ،سید علیرضا، مظلوم ترین پیامبر، ص ۷۷، بینا ، بیتا ؛ انساب الاشراف ج۵، ص ۵۲.

[۴] .گروه مؤلفان( سید منذر،عدی غریباوی) پیشوایان هدایت ج ۲ ص ۲۳۴، مجمع جهانی اهل بیت، چ۱، ۱۳۸۵.

[۵] . ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق ج ۱۳، ص ۹،بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵.

[۶] . شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، جزء ۳ ص ۴۷.

[۷] . علامه حلی، کشف المراد، ص  ۵۱۶، جامعه مدرسین، چ۷، ۱۴۱۷.

[۸].  ر،ک : نهج البلاغه، خطبه ۳،ص ۶۴، خطبه۲۲، ص ۸۱، خطبه۳۰ ص ۱۰۵، خطبه ۱۶۳ ص ۵۲۵ (ترجمه وشرح فیض الاسلام ) بی نا ، بی نا.