شیعه شناسی » اعتقادات » امام شناسی »

تصریح رسول خدا (صلى الله علیه وآله) بر انتصابى بودن مقام امامت

اشاره:

امامت رهبری و پیشوایی جامعه اسلامی به نصب الهی و جانشینی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در امور دینی و دنیوی است. این آموزه، از اصول مذهب شیعه و از اختلافات اعتقادی میان شیعه و اهل سنت است. اهمیت امامت نزد شیعیان باعث شده که آنان امامیه لقب گیرند. بنابر آموزه‌های شیعه، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از ابتدای دوران رسالت به معرفی خلیفه خویش و امام مسلمانان پس از وفات خود، اهتمام جدی داشت. اقدامات آن حضرت در این مسیر، از نخستین دعوت علنی، با معرفی امام علی(ع) به عنوان خلیفه و جانشینِ بعد از خود آغاز شد .

۱. ابن هشام نقل مى کند: جماعتى از قبیله «بنى عامر بن صعصعه خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله)رسیدند. حضرت آنان را به خداوند متعال دعوت و رسالت خود را بر آنان عرضه نمود. شخصى از آنان به نام «بحیره بن فراس» به رسول خدا(صلى الله علیه وآله) عرض کرد: به من بگو اگر ما با تو بر اسلام بیعت کنیم، آن گاه که بر دشمنانت غلبه کردى، آیا ما بعد از تو حقّى در امر خلافت داریم؟ حضرت فرمود: امر امامت و خلافت و جانشینى من به دست خداست و هر جا که صلاح بداند قرار مى دهد. او در جواب پیامبر(صلى الله علیه وآله) عرض کرد: آیا ما گلوهاى خود را هدف تیر و نیزه ها قرار دهیم تا شما به پیروزى برسى، ولى در خلافت و جانشینى تو سهمى نداشته باشیم؟ ما این چنین دینى را نمى پذیریم…».(۱)

۲ . ابن کثیر نیز به سند خود نقل مى کند که قبیله «کنده» به خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله)شرفیاب شده، عرض کردند: اگر تو بر دشمنانت ظفر یافتى ما را در خلافت و جانشینى بعد از خود سهیم مى گردانى؟ حضرت فرمود: ملک و سلطنت و حکومت براى خداوند است، هر کجا که صلاح بداند آن را قرار مى دهد. آنان نیز به رسول خدا(صلى الله علیه وآله) عرض کردند: ما را به دینى که آورده اى حاجتى نیست.(۲)

۳ . ابن کثیر نقل مى کند که «عامر بن طفیل» و «اربد بن قیس» در مدینه خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله)رسیدند، عامر بن طفیل عرض کرد: اى محمّد! اگر من اسلام آورم چه امتیازى برایم قرار خواهى داد؟ حضرت فرمود: هر امتیازى که مسلمانان دارند، به تو نیز خواهم داد. عامر گفت: آیا امر خلافت و جانشینى بعد از خود را به من وا مى گذارى؟ پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: امر امامت براى تو و قومت نخواهد بود(۳).(۴)

پی نوشت:

۱ . تاریخ طبرى، ج ۲، ص ۸۴؛ سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۳۲؛ سیره حلبى، ج ۲، ص ۳.

۲ . سیره ابن کثیر، ج ۲، ص ۱۵۹.

۳ . سیره ابن کثیر، ج ۴، ص ۱۱۴.

۴ . على اصغر رضوانى، امام شناسى و پاسخ به شبهات (۲)، ص ۱۹.