تشیع در عربستان

جمعیت شیعه تقریباً دومیلیونی عربستان سعودی حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از کل جمعیت کشور را تشکیل می دهد. (۱) اکثر این جمعیت در استان منطقه شرقیه زندگی کرده و در همانجا نیز مشغول به کار هستند؛ استانی که شیعیان به لحاظ جمعیتی اکثریت غالب را تشکیل داده ونیز بزرگ ترین منطقه نفتی با گسترده ترین تأسیسات پالایش نفت به شمار می رود.

در حالی که تعداد کمی از شیعیان در دمّام، مرکز استان شرقیه و بزرگ ترین شهر این استان ساکن هستند؛ اکثر قریب به اتفاق آنها در شهرهای و روستاهای بین دو واحه بزرگ قطیف و الحساء زندگی می کنند. (۲) تعداد کمی شیعه نیز در مکه و مدینه وجود دارد و گروه قابل ملاحظه ای هم شیعه اسماعیلی (حدود ۱۰۰/۰۰۰ نفر) در استان نجران و حومه آن (در منطقه مرزی نزدیک به کشور یمن) ساکن می باشد. (۳)
حضور شیعه در شبه جزیره عربی به قرن اول هجری باز می گردد؛ زمانی که آنها چانشینی پیامبر توسط ابوبکر را (به جای علی (ع)) رد کردند. (۴) در حالی که مرکز شیعیان امروزه عراق و ایران است، منطقه شرقیه نیز مرکز روحانی مهم شیعه است. (۵)

از قرن چهاردهم تا اوایل قرن بیستم، شیعیان در شبه جزیره عربی به معنی واقعی کلمه تحت تسلط مداوم خارجی قرار داشته اند. به استثنای حدود ۷۰ یا ۸۰ سال در زمان حضور پرتغالی ها در قرن شانزدهم، بقیه این مدت را تحت قیادت سنی های خارجی قرار داشته اند.(۶) به رغم این، شیعیان مقام های عالی روحانی را در اختیار داشتند. روحانیون و پیروان آنها تا به حکومت رسیدن سعودی ها، مؤسسات مهم دینی از قبیل مساجد و حسینیه ها (مراکز دینی جامعه شیعه) را همچنان زنده و فعال نگه می داشتند. (۷) آنها آشکارا مراسم عبادی سالانه از قبیل عزاداری عمومی و دسته جمعی شهادت امام حسین (عاشورا) را برگزار می کردند.به همین شکل، تا اواسط قرن بیستم آنهایی که به دنبال فراگیری علوم دینی بودند، در حوزه های (مراکز یادگیری) محلی تحت نظارت روحانیون بلند پایه و با سرمایه فراهم آمده و خمس (عشریه دینی) درس می خواندند. (۸) روابط با دیگر جوامع شیعی در خارج از کشور با سفر طلاب و روحانیون علاقه مند به عراق جهت تکمیل مطالعات دینی، حفظ شده است. اگر بخواهیم ارتباط تاریخی قطیف با عراق را نشان دهیم، تنها کافی است که به حوزه قطیف نظری بیفکنیم که تا دهه ۴۰ به عنوان نجف کوچک معرفی می شد. (۹)

در سال ۱۹۱۳، آل سعود منطقه شرقیه را فتح کنترل آن را از حاکما عثمانی متنزع ساخت و آن را در آنچه بعداً پادشاهی عربستان سعودی شده، ادغام نمود. با این وجود، آل سعود که ابتدا با جاه طلبی سیاسی و اقتصادی به پیش می رفت، شدیداً وابسته به جنگجویان دارای احساسات مذهبی قبایل (اخوان) (۱۰) بود تا کنترل خود را تحکیم بخشد. کانون عقیده اخوان را جهاد به ویژه علیه آنهایی که به عنوان غیر مؤمنین و مرتدین شناخته می شدند(که شیعیان نیز از جمله آنها قلمداد می شوند)، تشکیل می داد. اخوان فشار قابل ملاحظه ای بر پادشاه آینده یعنی عبدالعزیز وارد آوردند تا یا آنها را به زور به کیش خود در آورد و یا بکشد. زمانی که او در سال ۱۹۲۶ درخواست اخوان را رد کرد، آنها شورش کردند که نهایتاً آل سعود ایشان را سرکوب کرد. با این وجود، اخوان مجدداً دیدگاه را به خود به انجام رسانده و تعداد زیادی از شیعیان را به قتل رساندند.

پادشاهی عربستان سعودی که در سال ۱۹۳۲ تأسیس گردید، به طور همزمان ابزارهای مختلفی را برای آرام کردن و به حاشیه راندن اقلیت شیعه به کار گرفت. تحت ترغیب حاکمان جدید، هزاران مهاجر سنی وتاجر از نجد و قصیم به منطقه شرقیه عزیمت نموده و به ساخت شهرها و مراکز تجاری جدید که کمتر نفع شیعیان را تأمین می کرد، مساعدت نمودند. این هجوم موجب زوال شبکه های کشاورزی و تجاری قدیمی که به طور سنتی پاسخگوی نیازهای جامعه و اقتصاد منطقه بود، گردید. مهم تر آنکه، مهاجرین سنی و تجاری که وارد منطقه شدند، از تجار شیعه سر زده و بیشتر مایل بودند با هم مسلکان خود از مرکز و غرب عربستان معامله نمایند. نخل داران شیعه که زمانی با تجاری از آسیای میانه و آفریقای شرقی به تجارت مشغول بودند، شاهد مصادره منابع و محصولات خود توسط دولت گشتند. شیعیان در شرکت نفت عربی آمریکایی (آرامکو) مشغول به کار شدند اما به ندرت به پست های مدیریتی گماشته شدند.

همزمان، حاکمان سعودی و ناظران محلی به شدت از انجام شعایر و مراسم مذهبی شیعیان ممانعت به عمل می آوردند. محدودیت ها در این زمینه، ممنوعیت اعلام عمومی برای نماز و دعا، چاپ و انتشار متون دینی، ساخت مساجد و از رونق انداختن مراکز تعلیم علوم دینی، تخریب مراقد ائمه و اماکن مقدس، تعقیب و آزار آنهایی که مراسم مذهبی از قبیل عاشورا و زیارت مراقد ائمه را به جای می آوردند، را در بر می گرفت. نتیجه ناگزیر اینکه، آغاز بنیانگذاری عربستان سعودی مدرن و تسریع ساخت دولت، تضعیف جدی نهادهای شیعی را به دنبال آورد.

درحالی که بسیاری به اصول و مبانی ایمانی وفادار ماندند و روحانیون اقتدار بر عناصر زندگانی روحانی را حفظ نمودند، فشارهای دیگری در سال های میانی قرن بیستم تسلط محلی شیعیان و جاذبه گسترده آن راکاهش داد. کشف نفت و گسترش فعالیت آرامکوکه برای ساکنین محلی وهزاران کارگر خارجی از خاورمیانه و نیز کشورهای دیگر اشتغال ایجاد نمود، ساکنان عربستان شرقی را در معرض گزینه های ایدئولوژیکی که به درجات متفاوت از دهه ۵۰ تا ۷۰ مورد استقبال قرار گرفت، قرار داد. کمونیسم، ناصریسم و بعثیسم هر کدام پیروانی را در میان کارگران شیعی و ساکنین محلی پیدا کردند.

شیعه سیاسی

۱) ظهور شیعه سیاسی

 

پس از تأسیس پادشاهی سعودی، تحت فشار داخلی و خارجی اقتدار شیعه تجدید سازمان گردید. مراجع مذهبی شیعه نظر به موقعیت ونقش آشکارشان، به طور پنهانی دستورالعمل های محدودی را در نهادهای بسیار معدود ارائه داده و مراسم مذهبی مهم را تنها در خانه های امن و مساجد برگزار می کردند. روحانیون به نظارت به موضوعات اجتماعی و شبه سیاسی از قبیل قوانین خانواده ادامه دادند؛ اگرچه دامنه قدرت آنها نیز کاهش یافته بود. با بستن و یا از رونق انداختن حوزه ها شیعیان تقریباً به طور کلی در زمینه ارشاد و هدایت به دستورالعمل های خارجی و روحانیون بلند پایه دیگر کشورها متکی گردیدند . مهم تر از این ، عدم استقلال موجب تحت الشعاع قرار گرفتن مجتهدین (مراجع عالی مقام مذهبی) شد. (۱۱)

شیعیان، اگرچه تحت حکومت سعودی های دچار خسران شده و به خاطر از دست دادن مراجع و مقامات بزرگ محلی شان سوگوار می گردیدند، اما اغلب بیش از آنکه در مقابل مقابل تغییر وضعیتشان مقاومت کنند، خود را با اوضاع سازگار می نمودند. روحانیون مدارا و سکوت را با اشاره به اینکه تشیع اصیل به لحاظ تاریخی آنها را از دخالت در امور سیاسی بازداشته، توجیه می کردند. (۱۲) در حالی که تئوری حقوقی- قضایی سکوت و مدارا بدون شک برای اجتناب از امور سیاسی بر برخی روحانیون مؤثر افتاد، تصمیم به پذیرش حکومت سعودی نیز عملگرایانه بود. روحانیون شیعه بیش ازآنکه با قدرت سعودی ها درافتند- که در این صورت آنها را به سرکوب می خواندند- مجبور به تحمل شرایط بسیار سختی بودند. نه فعالان مذهبی و نه دیگر فعالان جامعه شیعی هیچ کدام قویاً از آزادی های بیشتر دم نزده و حمایت نکردند.(۱۳) به جای این نمایندگان محلی در فواصل معین و با متانت و آرامی برای رهایی از افراطی ترین اشکال تبعیض به دولت عرض حال ارائه می نمودند.

ساختار و رهبری سیاسی فعال تری که بر سیاست شیعی سعودی حاکم است در خارج از کشور متبلور گردید و با روندهای گسترده تری بر دیدگاه های شیعیان در دهه های ۶۰ و ۷۰ سازگار گردید. برجسته ترین این روندها فراخوانی برای قدرت واقتدار بیشتر فقها (ولایت فقیه) بود که توسط آیت الله ایرانی، (امام) روح الله خمینی (ره) تدوین شد. نفوذ وی همانند دیگر روحانیون شیعه کشورهای حاشیه خلیج فارس، بیشتر سمبلیک بود تا مستقیم. او یک نیروی الهام بخش بود ولی محتوای پیامش نهایتاً کمتر از الگوی مخالفت و مبارزه طلبی او اهمیت یافت. فعالان آن زمان به گروه بحران گفتند که به آنها القا نشده بود که انقلاب (امام) خمینی (ره) را گسترش دهند بلکه بیشتر درخواست حقوق و آزادی های گسترده تر مذهبی در عربستان سعودی را داشتند. (۱۴)

نسل فعلی رهبران شیعه از قطیف و الحساء تحصیلات خود را در نجف یعنی جایی که به تدریج دیدگاه سکوت و مدارای خود را به کناری گذاشتند، گذراندند. پس ازاقدام تنبیهی حکومت عراق در سال ۱۹۷۳ علیه آنها به جرم جاسوسی برای سعودی، تعدادی از شیعیان به شهر قم در ایران گریختند که در میان آنه شیخ حسن صفار شخصیت برجسته سیاسی شیعه عربستان را می توان نام برد. در سال ۱۹۷۴، صفار و همکارانش به کویت مهاجرت کردند، جایی که آیت الله محمد الحسینی الشیرازی، روحانی عالی رتبه کربلا، همراه با خواهر زاده اش محمد تقی المدرسی سکنی گزیده بودند تا یک مدرسه دینی (حوزه) تأسیس نمایند. (۱۵) این مدرسه پیروانی از عراق و بحرین را به خود جذب کرد.

کویت شرایط مناسبی را برای شیعیان سیاسی خلیج فارس فراهم آورد. شیرازی طی توافقی ضمنی با (امام)خمینی (ره)، ادعا می نمود که روحانیون باید نقش فعال تر و مستقیم تری را در سیاست ملی و محلی ایفا نموده و نیز باید در تقاضای احترام به حقوق دینی و سیاسی قاطعانه تر وارد شوند. (۱۶)(۱۷)

اگرچه، در تمایز با (امام) خمینی (ره)، شیرازی و المدرسی برای پیشبرد و حمایت از مذهبی بودن سازمان اجتماعات محلی شیعیان سیاسی، شدیداً متکی به متون اسلام گراهای معاصر سنی بودند. (۱۸) دستاورد اقامت صفار در کویت فراگیری و مطالعه منابع معتبر اخوان المسلمین و اسلام گراهای سنی از جمله حسن البناء، سید قطب از مصر و نیز ابوالعلاء مودودی از پاکستان بود .(۱۹) (۲۰)
فعالان شیعه عراق ، به ویژه اعضای چریک های حزب الدعوه نیز مدتی را در کویت گذرانده و بر هم کیشان سعودی خود تاثیر گذاشتند .

صفار و پیروانش با بکارگیری درس هایی که فراگرفته بود، به تأسیس شبکه های سیاسی- مذهبی که تا به امروز بر سیاست شیعیان عربستان حاکم بوده، کمک کردند. (۲۱) شاگردان و طلاب در کویت هر از چندی در دهه ۷۰و سال ۱۹۷۵ به عربستان برگشته و جنبش یاحرکت زیرزمینی اصلاح شیعه (حرکت الاصلاح) را پایه گذاری نمودند. این گروه نوارهای کاست را توزیع کرده، مراسم (نماز) جمعه را برگزار نموده و متون سخنرانی مربوط به تفکر سیاسی شیعه را پخش می کردند. (۲۲)

۲) از سیاسی تاتقابل و رودررویی

در سال ۱۹۷۷، الصفار و همراهان او به قطیف یعنی جایی که از کی سو دعاوی آنها مقامات سیاسی و مذهبی را و از سوی دیگر فراخوانی آنها راه و روش فعالیت های سیاسی، روحانیون مدارا پیشه و ایدئولوگ های سکولار را به چالش طلبید، بازگشتند. درعرض دو سال،تحولات ایران- به ویژه انتقادهای رادیو تهران از خاندان پادشاهی- سعودی- به آنها برجستگی و اهمیت بیشتری بخشید. لذا شیعه سیاسی به یک نیروی قوی که کنترل اندکی بر آن اعمال می شد، تبدیل شد. الصفار و همراهان او با هیجان ناشی از تحولات خارجی، به ویژه انقلاب اسلامی در ایران، خلأ داخلی تعداد زیادی از جوانان شیعه را نیرو بخشیده و به حمایت از دادن پیامی که مستقیماً رژیم را به چالش می طلبید، ترغیب نمودند.آنها شکایات و تظلمات مذهبی شیعه و جامعه شیعی را مطرح و نهایتاً در سال ۱۹۷۹، مهم ترین نافرمانی عمومی مدنی قرن شیعیان عربستان را به راه انداختند. (۲۳)

اگر چه (امام) خمینی (ره) به براندازی آل سعود تصریح داشت، (۲۴) فعالان سیاسی شیعه عربستان بیشتر بر مطالبات خاصی ازجمله حق برگزاری مراسم های مذهبی، پایان بخشیدن به تبعیض، سهم بیشتر از درآمدهای نفت، فرصت های شغلی و مدرن سازی شهرها و جوامع شیعه که با زیر ساخت هایی ویران، خیابان هایی مملو از فاضلاب و امراض و بیماری های شایع مواجه بودند، تأکید داشتند. آنها همچنین اتحاد ریاض- واشنگتن و حضور ایالات متحده در منطقه که نشان دهنده تنش های منطقه ای بود را محکوم کردند.

خشم عمومی در نوامبر ۱۹۷۹ راه را برای اعتراض گسترده هموار کرد. هزاران شیعه در صفوا به مقابله با تحریم حکومت برخاسته و برای بزرگداشت روز عاشورا به خیابان ها آمدند. (۲۵) گارد ملی شدیداً به این مبارزه طلبی پاسخ داد و در روزهای بعد از آن بیش از ۲۰ نفر را کشت. مشت آهنین حکومت تا سال بعد از آن ادامه یافت و همین امر موجب دستگیری ها و تبعید صدها نفر شده وخود الصفار نیز قبل از این که در سوریه ساکن شود به ایران پناهنده شد. (۲۶) مشارکت گسترده در اعتراض سال ۱۹۷۹ انعکاسی از ترکیب یک پیام عمومی وسازمان های سیاسی جدید شیعی بود.

چند ماه قبل از آن الصفار حرکت اصلاح شیعی را به عنوان یک سازمان برای انقلاب اسلامی در شبه جزیره عربستان نامگذاری مجدد نموده (منظمه ی الثوره الاسلامیه فی جزیره العربیه) (۲۷) و پرچم هایی را به نشان تصریح بر نارضایتی عمومی پخش کرد و نیز به حکومت های عربستان و آمریکا اخطار داده و خواستار برآورده شدن مطالبات شیعیان گردیده بود. این تحولات عمیقاً در حافظه جمعی شیعیان عربستان ضبط شده و ماهیت سیاسی شیعه را متحول کرد. همچنین این وقایع به اینکه الصفار وهمراهان او- که بیشترشان تا ۱۹۸۰ در تبعید بودند- به عنوان رهبران بی رقیب جامعه شیعی تثبیت شوند، کمک نمود. (۲۸)

مرحله ردد رویی جریان اصلی شیعه سیاسی کمتر از یک دهه دوام یافت. از اواخر دهه ۱۹۸۰ رهبری تبعیدی نگرش های خود را تعدیل کرد. بر اساس گفته های اعضای قبلی منظمه الثوره الاسلامیه فی جزیره العربیه، آنها به تدریج از پیام ها و تاکتیک های تهاجمی خسته شده و دریافتند که بر مبنای واقعیات جمعیتی، شیعیان نمی توانند یک انقلاب موفق به راه اندازند. افزون بر اینکه الگوگیری از نمونه ایران نیز با واقعیت جامعه شیعی عربستان تناسب چندانی ندارند و خشونت غیر محتمل است که موجب حصول به سازش بر سر مسائل مذهبی، سیاسی و اجتماعی شود. (۲۹)

درعوض، آنها به تدریج تغییر مسیر داده و رویکردی دو وجهی را برگزیدند که بر اساس آن هم تظلمات ومطالبات خود را عنوان می نمودند و هم به دنبال بهبود روابط با رژیمی بودند که بر مشروعیت آن صحه گذاشته بودند. (۳۰) سرانجام حکومت سعودی که اساساً از درگیری با افرادی که فعال خطرناک می پنداشت بی میل بود، به آنان پاسخ متناسب و مثبت داد. (۳۱) در سال ۱۹۹۶، در آستانه تلاش های مقامات عربستان سعودی در ایالات متحده و بریتانیا، ملک فهد چهاررهبر شیعه و حامیان الصفار (جعفر الشایب، صادق الجبران، عیسی المزیل و توفیق الصیف) را برای بحث بررسی مطالباتشان به جده دعوت کرد. در ازای پایان دادن به مخالفت فعال از خارج ، حکومت زندانیان سیاسی که از دهه ۸۰ در حبس بودند را آزاد، اجازه بازگشت صدها تبعیدی را صادر، گذرنامه های آنها را اعاده و حق مسافرت را به آنها داد. مهم تر اینکه به شیعیان اطمینان داده شد که می توانند مسائل اساسی اجتماعی و مذهبی را مطرح نمایند. چنانچه ناظران امر اشاره کرده اند، حاکمان سعودی به ارگان های دولتی دستور دادند تا اعمال تبعیض آمیز را محدود و متون درسی مدارس را اصلاح نمایند و رذایلی که به شیعه نسبت داده شده بود را حذف کنند. (۳۲)

این توافق نتایج متعددی را در پی داشت. شیعیان مدعی هستند که به استثنای موارد محدود (به ویژه در زمینه بهداشت و درمان)، کارهای چندانی برای تأمین مطالباتشان انجام نشده است. (۳۳) لذا شیعیان دیدگاه سازش کارانه را نپذیرفتند. در سال ۱۹۸۷، تعداد معدودی، حزب الله عربستان سعودی را بنیان نهادند. (۳۴)

در ۲۵ ژوئن ۱۹۹۶ حمله به مجتمع مسکونی نظامیان آمریکا، که ۱۹ کشته و ۳۵۰ زخمی برجای گذاشت، این مطلب را به اذهان متبادر ساخت که مبارزه طلبی شیعی هنوز یک تهدید جدی است. به رغم تیرگی اسرار آمیز این واقعه، در حالی که مسئولیت هنوز متوجه کسی نیست، اما از اول هم شک و تردیدها بر حزب الله سعودی متمرکز بود. (۳۵) پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در ایالات متحده این فکر که احتمالاً القاعده در بمب گذاری خبر دست داشته قوت گرفت، نظریه ای که به رغم عدم وجود قراین و مدارک، مدت ها توسط برخی شیعیان عربستان ارایه گردید. (۳۶) (۳۷)

پی نوشتها :۱٫ در خصوص اقلیت ها آمار قابل اتکایی در دست نیست. طبق سرشماری حکومت در سال ۲۰۰۴، کل جمعیت عربستان ۲۲/۶۷۰/۰۰۰ نفر می باشد که از این رقم ۱۶/۵۲۹/۳۰۲ نفر شهروند سعودی و بقیه خارجیان مقیم می باشند. ۱۰ تا ۱۵ درصد جمعیت شیعه به شیعه دوازده امامی باز می گردد که اکثریت شیعیان عربستان را تشکیل داده و معتقد است که امام دوازدهم، راهبر عالی مذهبی آنها بر روی زمین و جانشین مستقیم پیامبر درقرن نهم میلادی از نظرها غایب شد. برای توضیح خلاصه ای از ریشه های مناقشه میان شیعه و سنی به گزارش گروه بحران تحت عنوان زیر مراجعه شود.
۲٫ قطیف نام یک شهر متوسط و واحه ای است که ده ها روستا را شامل می گردد و در ۴۰ کیلومتری شمال دمّام واقع است.این شهر را شهر ها و روستاهای کوچک تر دیگر احاطه کرده است. واحه بسیار بزرگ تر الحساء تقریباً ۱۲۵ کیلومتری جنوب قطیف قرار دارد. علاوه بر ده ها روستای شیعه نشین که نخلستان های این واحه را دربر گرفته اند، الحساء، دو شهر بزرگ به نام های هفوف ومبرز را دارد که محل سکونت شیعیان و سنی هاست.
۳٫ اسماعیلی ها یا شیعیان ۷ امامی معتقدند که اسماعیل (بزرگ ترین فرزند امام جعفر صادق ششمین امام شیعه) هفتمین امام محسوب می شود و سلسله ائمه بعد از وی تا به حال ادامه دارد؛ امام شاخه اصلی فرقه اسماعیلی آقاخان؛ چهل ونهمین فرزند پیامبر اسلام است.
۴٫ حضور شیعه در شبه جزیره عربی به قرن اول هجری به زمان «یوم الانذار» بازمی گردد، طبری در تاریخ خود تصریح دارد که نبی مکرم در این روز سه موضوع مهم را مطرح کرد و عشیره خود را به آن دعوت نمود که عبارتند از: توحید، نبوت و ولایت و جانشینی بعد از پیامبر که به غیر از علی بن ابیطالب (ع) کسی به پیامبر در آن روز ایمان نیاورد و بزرگان قبیله ابوطالب را مورد خطاب قرار داده، ولایت و سرپرستی کودکش را به وی تمسخر تبریک گفتند. از نظر قرآن نیز حضور شیعه به زمان خود پیامبر باز می گردد چنانچه طبری و آلوسی در تفاسیر خود ذیل آیه هفتم سوره مبارکه «البینه» ضمن اشاره به شأن نزول آیه علی (ع) و پیروان ایشان را مصداق این آیه شریفه معرفی می کنند. (ویراستار)
۵٫ از میان آنهایی که از منطقه شرقیه به مقام عالی دینی رسیدند، می توان از ابراهیم القطیفی (قرن شانزدهم)، احمد زین الدین الاحسایی (متوفی ۱۸۰۱) و علی الخنیزی (متوفی ۱۹۴۴) یاد نمود.
۶٫ژوان کول، آسمان محترم و جنگ مقدس: فرهنگ و تاریخ اسلام شیعی (نیویورک، ۲۰۰۱)،صفحه ۴۲٫ اسلام شیعی اصطلاح درستی نیست که نویسنده به کار برده است؛ بلکه وی توانست تنها از واژه شیعه استفاده نماید. (م).
۷٫ حسینیه ها اساساً برای انجام مراسم بزرگداشت عاشورا (روز شهادت اما م حسین سومین امام شیعیان) ساخته شدند. در عربستان سعودی نقش حسینیه ها در گذر زمان تحول یافته و به عنوان مراکز فعالیت اجتماعی، فرهنگی و دینی مورد استفاده قرار گرفتند.
۸٫ واحه الحساء در حال حاضر دارای حوزه العلمیه است. یک حوزه در سال ۱۹۹۶ در قطیف تأسیس گردید و اخیراً به یک ساختمان جدید منتقل گشت. یکی از رهبران شیعه به گروه بحران گفت که اگرچه مقامات از آ«خبر دارند اما عکس العملی در قبال آن نشان نداده اند (مکاتبه پست الکترونیک گروه بحران، ۲۵ آگوست ۲۰۰۵).
۹٫ روزنامه المدینه، ۸ اکتبر ۲۰۰۴٫
۱۰٫ اخوان نباید با اخوان المسلمین که در سال ۱۹۲۸ از مصر نشأت گرفت، اشتباه گرفته شود.اگرچه اخوان المسلمین در عربستان سعودی پس از دهه ۶۰ محبوبیت یافت، اخوان اولیه یک نیروی قبیله ای تابع اقتدار پادشاه عبدالعزیز بود.
۱۱٫ اخذ هدایت و ارشاد و پیروی از روحانیون بلند پایه (مرجع تقلید) در الهیات شیعی جایگاه برجسته ای دارد. ساختار فعلی که در آن روحانیون محبوب و محترم پیروان زیادی رابه خود جلب می کنند، به تدریج شکل گرفته است. اگرچه واژه پیروی به مرور زمان تغییر یافت، عمل پیروی از روحانیون زنده مبتنی بر اهمیت ویژه اجتهاد است که به مفهوم اعمال استقلالی قوه تفکر در تفسیر کتاب (متون) مقدس می باشد (استنباط احکام). مجتهدین که بر اثر صلاحیت علمی می توانند تفاسیر و قوانین را بر اساس دانش خود از شریعت (حقوق و قانون اسلامی) و فقه (قضا) ارائه دهند، عمیقاً دارای احترام بوده و تنها موقعیت خود را پس از سال ها مطالعه و تحقیق به دست می آورند.
۱۲٫ Moojan Momen, An Introduction To Shii Islam (New Haven, 1985), pp.195-196.
۱۳٫ دوره هایی از ناآرامی در شرق به ویژه در دهه ۵۰؛ زمانی که کارگران آرامکو علیه حقوق کم، سطح زندگی پایین و رفتار تبعیض آمیز شورش کردند، وجود داشته است.
۱۴٫ Crisis Group Interview, Safwa, 23 April 2005.
۱۵٫ روزنامه المدین ، ۸ اکتبر ۲۰۰۴ ، علاوه بر صفار ، تنی چند از دیگر طلاب هسته شبکه سیاسی شیعه عربستان سعودی معاصر مدتی را در کویت گذراندند . این گروه شامل توفیق الصیف و برادرش ، فوزی الصیف و محمود الصیف ( از تاروت ) یوسف سلمان المهدی (صفوا ) ، حسن مکی الخویلدی ( صفوا ) و موسی ابو خمسین و برادرش حسین ابو خمسین ( الحساء ) می شدند . ( روزنامه المدینه ، ۲۲ اکتبر ۲۰۰۴ )
۱۶٫ حضرت امام خمینی (ره) هیچ گاه با مرحوم سید محمد شیرازی ارتباط منظم و همکاری سیاسی نداشته است. (ویراستار)
۱۷٫ پیروان شیرازی به گروه بحران گفتندکه او کاملاً دیدگاه ولایت فقیه (امام) خمینی را تأیید نمی کند. شیرازی در عین اینکه از نقش سیاسی روحانیون به ویژه در اداره امور کشور، حمایت می کرد، به جای تمرکز قدرت سیاسی در یک فقیه، حکومت یک کمیته تا شورا را ترجیح می داد.
۱۸٫ نه صفار و نه شیرازی و مدرسی هیچ یک متکی به متون اهل سنت نبوده اند و قطعاً منابع سیاسی شیعی به دلیل ماهیت ظلم ستیزی ائمه شیعه در طول تاریخ به مراتب غنی تر از اهل سنت می باشد. (ویراستار)
۱۹٫ خانواده شیرازی از سابقه مبارزاتی برخوردار می باشد و شیرازی ها زا نوادگان مرحوم میرزای شیرازی بزرگ (صاحب فتوای تحریم تنباکو) بوده و طبعاً تحت تأثیر جریانات و گروه های سنی نبوده اند. (ویراستار)
۲۰٫ روزنامه المدینه، ۱۵ اکتبر ۲۰۰۴٫
۲۱٫ برای اطلاع بیشتر درباره حرکت الاصلاح شیعه در عربستان سعودی به کتاب زیر مراجعه کنید:
Mamoun Fandy, Saudi Arabia And The Politics Of Dissent (New York, 1999), P.198.
۲۲٫ مصاحبه گروه بحران، منامه، ۱۹ جولای ۲۰۰۵٫
۲۳٫ یک فعال شیعه در پایان دهه ۷۰ به گروه بحران گفت : آنها امیدوار بودند تا از پیام شیرازی برای ایجاد اعتبار محلی و مرکزیت سیاسی استفاده نمایند. او ادعا کرد که آنها به دنبال انقلاب خشن یا ارتباط باگروه های خارجی نبودند. (مصاحبه گروه بحران، صفوا، ۲۳ آوریل ۲۰۰۵).
۲۴٫امام خمینی ( ره ) عمدتا در پیام های خود برغیر شرعی و نادرست بودن حکومت های ارتجاعی منطقه تاکید می نمودند نه برنامه ریزی و سازماندهی برای بر اندازی آنها . (ویراستار )
۲۵٫ Jacob Goldberg, “The Shia Minority in Saudi Arabia”,in Juan Cole And Nikki Keddie (Eds) , Shiasm and Social Protest (New York, 1989); Joseph Kostiner, “Shia Unrest in The Gulf” , in Martin Kramer (Ed), Shiism. Resistance And Revolution (Boulder, 1987) ; James Buchan, “, Opposition in Saudi Arabia”, in T. Niblock (Ed), State, Society And Economy in Saudi Arabia (London,1982); Hussein Musa, Al-Ahzab Wa Al-Harakat Al-Islamiyya Fi Al-Khaij Wa Al-Jazira Al-Arabiya (Manama, 2004).
۲۶٫ بسیاری از افراد شاخص تبعیدی در حال حاضر نقش محوری در صحنه سیاست جامعه دارند، که شامل شیخ الصفار، جعفر الشایب ( که اخیراً به عنوان عضو شورای شهر قطیف انتخاب شد)، توفیق السیف (که در لندن ساکن و برای روزنامه عکاظ مقالات هفتگی می نویسد)، عیسی المزیل (که به عنوان عضو شورای شهر قطیف انتخاب شد) و صادق الجبران (فعال سیاسی که در نزدیکی هفوف، الحساء زندگی می کند).
۲۷٫ Madawi Al-Rasheed, A History Of Saudi Arabia (New York,2001), P,147.
۲۸٫ مصاحبه گروه بحران، در منطقه شرقیه در مه ۲۰۰۵٫ الصفار و ده ها تبعیدی تلاش های خود درخارج را پیگیری نموده و در یک مبارزه تبلیغاتی و رسانه ای ضدحکومتی ۱۵ ساله درگیر شدند و این در حالی بود که یک شبکه از فعالان سیاسی را در داخل عربستان هدایت می کردند. صدها تن از پیروان جزئیات دستگیری ها، شکنجه های جسمی حکومت و تحولات جامعه شیعی را تشریح کردند. مصاحبه گروه بحران، منامه، ۱۹ جولای ۲۰۰۵٫
۲۹٫ مصاحبه گروه بحران با جعفر الشایب، ژوئن ۲۰۰۵٫
۳۰٫مصاحبه گروه بحران با یک گروه لیبرال سعودی، ۱۹ آوریل ۲۰۰۵؛ مصاحبه گروه بحران با تبعیدیان سیاسی پیشین، مه- ژوئن ۲۰۰۵٫ همچنین مراجعه به:
Fany , Op.cit,pp.195-228.
۳۱٫ المدینه، ۲۹ اکتبر ۲۰۰۴٫
۳۲٫Graham E.Fuller and Rahim Francke, The Arab Shia: The Forgotten Muslims (New York, 1999), P.190.
۳۳٫ مصاحبه گروه بحران، منطقه شرقیه، آوریل- مه ۲۰۰۵٫
۳۴٫ Antony H.Cordesman,” Islamis Extremism in Saudi Arabia and the Attack on Al-Khobar”, CSIS, June 2001
۳۵٫ در ژوئن ۲۰۰۱ قوه قضائیه آمریکا کیفر خواست تعقیب ۱۳ شیعه سعودی به اتهام نقش داشتن ( به ادعای مسئولین سعودی ) دراین حمله را صادر کرد .
۳۶٫ اصرار زیادی از سوی مقامات آمریکایی برای متهم ساختن شیعیان عربستان و در ادامه جمهوری اسلامی ایراین به دخالت در حادثه الخبر صورت گرفت لیکن مقامات سعودی به دلیل اطلاع از واقعیت امر و برای جلوگیری از تاثیر این امر بر روابط ایران و عربستان سعودی قویا و مکررا دخالت شیعیان و جمهوری اسلامی ایران را در آن حادثه رد نمود . (ویراستار )
۳۷٫مصاحبه گروه بحران، عربستان سعودی،آوریل- مه ۲۰۰۵، مصاحبه گروه بحران در تاروت ۲۰ آوریل ۲۰۰۵٫ گروهی از شیعیان محتاط تر هستند، که نشان می دهد شیعیان عربستان در خارج آموزش دیده و بمب ها و مواد لازم برای ساختن آنها، از طریق مرز عربستان- اردن قاچاق شده است. مصاحبه گروه بحران، دمام، ۱۸ آوریل ۲۰۰۵٫منبع: کتاب اصلاحات سیاسی در عربستان سعودی (تاثیر بحران عراق بر تحولات سیاسی عربستان سعودی )