خانواده شیعی » تربیت فرزند » کلیات »

تربیت شاخه گلی برای بهشت(۲)

۴-۶- به بچّه ها محبّت کنیم و آنها را دوست بداریم

سرمنشأ بسیاری از انحرافات در بین پسران و دختران جوان، عدم رضایت از کانون محبّتی خانواده است. روابط پنهان، خانه گریزی، روی آوردن به مواد مخدر و مجالس گناه و بسیاری از معضلات دیگر، ریشه در عدم ارضاء حس دوستی برای جوان در کانون خانواده می باشد. انسان ها، کوچک و بزرگ، مرد و زن، همه تشنه محبّت و توجه دیگران هستند. یکی از حکمت های ازدواج و تشکیل خانواده، به وجود آمدن یک کانون عاطفی برای گفتن و شنیدن ابراز محبّت هاست.

امام ششم(علیه السّلام) از رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) روایت می کند: اَحِبُّوا الصِّبْیانَ وَ ارْحَمُوهُمْ.(۶۲)؛ فرزندانتان را دوست بدارید، و به آنان رحمت آورید.

بعضى از مردم، علاقه چندانى به کودکان خود نشان نمی دهند، یا اگر علاقه دارند، اظهار نمی کنند و در رفتار با آنان، خشن و تند و سختگیرند. اینان بدانند که با این روش، که روشى غیرانسانى و اسلامی است، خود را از رحمت حق محروم می کنند.

امام صادق(علیه السّلام) فرمود: اِنَّ اللّهَ لَیَرْحَمُ الْعَبْدَ لِشِدَّهِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ.(۶۳)؛ همانا خداوند به بنده اش محض شدت عشقش به فرزندانشان رحم می کند.

امام هفتم(علیه السّلام) فرمود: اِنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَیْسَ یَغْضِبُ لِشَیْء کَغَضَبِهِ لِلنِّساءِ وَ الصِّبْیانِ.(۶۴)؛ خداوند بزرگ، به چیزى مانند خشمش به نفع زنان و کودکان، خشم نمی گیرد.

خشم حق، محصول بى وفایى و بدرفتارى مردان، نسبت به خانواده است.

۴-۷- آن ها را ببوسیم و در آغوش بگیریم

فتال نیشابورى که از دانشمندان بزرگ شیعه است، در کتاب با ارزش روضه الواعظین از معصوم(علیه السّلام) روایت می کند: اَکْثِرُوا مِنْ قُبْلَهِ اَوْلادِکُمْ فَاِنَّ لَکُمْ بِکُلِّ قُبْلَه دَرَجَهً فِى الْجَنَّهِ مَسیرَهَ خَمْسِمِأَهِ عام.(۶۵)؛ فرزندان خود را زیاد ببوسید که به هر بوسیدنى، درجه اى در بهشت نصیب شما می شود، درجه اى که طول مسیر آن پانصد سال، راه است.

مردى به محضر رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: تاکنون فرزندم را نبوسیده ام. حضرت فرمود: همانا که این مرد، اهل آتش جهنّم است.

در این زمینه، فرقى بین دختر و پسر نیست. دختر و پسر، عنایت خدا و هر دو، فرزند انسانند. آنان که دختردار می شوند و به این خاطر، چهره درهم می کشند، روحیّه اى همانند روحیّه اعراب زمان جاهلیت دارند و وجودشان، آلوده به حماقت است.

۴-۸- برای آن ها نام نیکو انتخاب کنیم

پیامبر خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: حقّ فرزند بر پدر، سه چیز است: نام نیکو بر او بگذارد و نوشتن به او بی آموزد و هر گاه بالغ شد براى او همسر بگیرد.(۶۶)
امام رضا(علیه السّلام) می فرمودند: سمّه باحسن الاسماء و کنّه باحسن الکنى.(۶۷)؛ فرزند خود را به بهترین اسم و کنیه، نامگذارى کن.

عن ابن عمر: انّ ابنه لعمر کانت یقال لها عاصیه فسمّاها رسول اللَّه(صلّى اللَّه علیه و آله و سلم) جمیله.(۶۸)؛ عمر، دخترى داشت که نامش «عاصیه» بود یعنى گناهکار و رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم)، آن اسم را تغییر داد و او را «جمیله» یعنى زیبا، نامگذارى کرد.

عن جعفر بن محمّد(علیه السلام) عن ابیه(علیهما السّلام): انّ رسول اللَّه کان یغیّر الاسماء القبیحه فی الرّجال و البلدان.(۶۹)؛ امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم)، اسمهای قبیح مردم و بلاد را تغییر می داد.

۴-۹-نام آن ها را کامل و درست بگوییم

خداوند در قرآن، انسان ها را از دادن لقب زشت به همدیگر، باز داشته است. و لاتنابزوا بالالقاب(۷۰)؛ و با القاب زشت و ناپسند، یاد نکنید.

در حدیث کساء، حضرت زهرا(سلام الله علیها) بچّه هایش را این گونه صدا می زند: “یا قره عینی و یا ثمره فؤادی”(۷۱)؛ ای نور چشمم و ای میوه دلم.

پس چه زیباست که ما نیز به پیروی از اهل بیت(علیهم السّلام) فرزندانمان را به نیکوترین شکل صدا بزنیم. علی جان، مریم خانم، گل پسرم، دختر نازم، فدات بشم، قربونت برم…

۴-۱۰- با آنها حرف بزنیم  

حرف زدن و گپ زدن با دیگران، پیام های زیادی دارد. علاقه داشتن به مخاطب، اهمّیّت او در شنیدن حرف های متکلم، قبول داشتن تکیه گاه، محبّتی بودن مخاطب و…

در سخن گفتن با بچّه ها، نه تنها می توان به ارضاء نیاز محبّتی آنها پاسخ گفت، بلکه می توان به درددل ها و دغدغه های آنها نیز پی برده و به حل آنها پرداخت. در ارتباط کلامی با فرزندان، قوه بیان و سخن گفتن آنها، ارتقا یافته و می توان او را با مسایل زندگی و داستان ها و مثل های زیبا آشنا کرد.

مقام معظم رهبری(مدظله) در مورد مادرشان می فرمایند: «مادرم، یک خانم بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، دارى ذوق شعرى و هنرى، حافظ شناس البته حافظ شناس که می گویم، نه به معناى علمی و این ها به معناى مأیوس بودن با دیوان حافظ با قرآن کاملا آشنا بود و صداى خوشى هم داشت. ما وقتى بچّه بودیم، همه می نشستیم و مادرم قرآن می خواند؛ خیلى هم قرآن را شیرین و قشنگ می خواند. ماها دورش جمع می شدیم و براى ما به مناسبت، آیه هایى را که در مورد زندگى پیامبران هست؛ می گفت: من خودم اولین بار، زندگى حضرت موسى، زندگى حضرت ابراهیم و بعضى پیامبران دیگر را، از مادرم به این مناسبت شنیدم. قرآن که می خواند، به این جا که می رسید، بنا می کرد به شرح دادن. بعضى از شعرهاى حافظ، که الان هنوز یادم است بعد از سنین نزدیک شصت سالگى از شعرهایى است که آن وقت از مادرم شنیدم؛ از جمله، این یک بیت یادم است:

سحر چون خسرو خاور علم در کوه ساران زد

به دست مرحمت یارم در امیدواران زد

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند

گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

غرض، خانمی بود خیلى مهربان، خیلى فهمیده و فرزندانش را هم البته همه مادران دوست می داشت و رعایت آنها را می کرد. مادرم خیلى خوش برخورد بود».(۷۲)

۴-۱۱- صدای آنها را بشنویم

چه بسیار پدر و مادرهایی که آن قدر غرق صحبت های دوستانه و خانوادگی، فیلم و تلویزیون یا دغدغه های روزمره می شوند که به هیچ وجه، متوجه حرف ها، دردل ها و شادی و غصه های فرزندشان نمی شوند. بابا من امروز ۲۰ گرفتم… من امروز تشویق شدم… امروز معلم از من درس نپرسید… امروز هم شاگردیم، مداد نو خریده بود… امروز در مدرسه، مرا اذیت کردند…

گویند فردی در گیشه سینما کار می کرده است. وقتی به منزل آمد، پسرش با نشاط به سوی او دوید تا کارنامه اش را به بابا نشان دهد. بابا کارنامه را گرفت و پاره کرد!! این نشان می دهد او هنوز، از سر کار برنگشته بود.

وقتی من گوش شنیدن سخنان او را ندارم، پس باید به دنبال دیگری بگردد.

۴-۱۲- در مشکلات با آن ها همدرد شویم

بسیاری اوقات، بچّه ها، از ما راه حل یا تشویق و تنبیه نمی خواهند؛ بلکه از ما انتظار هم زبانی و هم دردی دارند. مامان بابا… من امروز امتحانم را خوب ندادم! چگونه باید جواب او را بدهیم؟ خب معلومه! خوب باید درست را می خوندی…. بله! هر که به جا درس، کارتون ببینه، سزاش همینه… نکنه من باید به جات امتحان می دادم…

این ها، راه حل هایی است که خودش نیز می داند. گفتن این جملات گوینده را ارضاء می کند، اما اثری برای کودک ندارد. در این مواقع باید با مخاطب همراه و همدرد شد. حتما امتحانش خیلی سخت بوده… نکنه سؤالات را بد نوشته بودند… نکنه هوای کلاس، خیلی سرد بوده… شاید خودکارت وسط امتحان تمام شده… و بعد از همدردی، بسیاری از مواقع، خودش اعتراف می کند که کوتاهی کرده است.

۴-۱۳- کتکشان نزده و با آنها قهر نکنیم

کودکان، خیلی نازک دل و زود رنجند. تنبیه هر فرد، اگر متناسب با زشتی کار او نباشد و یا بیش از تحمل فرد باشد، ظلم است. کتک زدن بچّه ها، علاوه بر آن که منع شرعی دارد و در بعضی موارد، منجر به دیه می شود، از نظر اخلاقی نیز اثر بدی بر آنها دارد. به این روایت توجه کنید: قَالَ بَعْضُهُمْ شَکَوْتُ إِلَى أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى ابْناً لِی فَقَالَ لَا تَضْرِبْهُ وَ اهْجُرْهُ وَ لَا تُطِلْ.(۷۳)؛ فردی نزد امام موسی کاظم(علیه السّلام) آمد و از فرزندش، ابراز شکوایه کرد. امام فرمودند: او را نزن. با او قهر کن اما این قهر را، طولانی نکن.

۴-۱۴- تشویقشان کرده و به آن ها هدیّه بدهیم

رسول حق(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود:”کسى که به بازار می رود و براى عیالش تحفه می خرد، مانند کسى است که در خانه مستمندان، صدقه می برد، او باید تحفه خریده شده را وقتى به خانه برد، ابتدا به دخترانش بدهد زیرا هر کس دخترش را خوشحال کند، چنان است که بنده اى از نسل اسماعیل را آزاد کرده، و هر کس دیده پسرش را با بردن تحفه روشن کند، گویا از ترس خدا اشک ریخته و کسى که از ترس خدا گریه کند، حضرت حق او را وارد بهشت هاى پرنعمت کند.”(۷۴)

۴-۱۵- با آن ها مهربانی و مدارا کنیم

یک روز پیامبر اعظم اسلام(صلى اللَّه علیه و آله و سلم)، با گروهى مشغول نماز بود. امام حسین(علیه السّلام) که کودکى بود، پهلوى آن حضرت بود. هر گاه که رسول خدا(صلى اللَّه علیه و آله و سلم) به سجده می رفت، امام حسین(علیه السّلام) می ‏ آمد و بر پشت مقدس آن بزرگوار، سوار می ‏شد و پاهاى خود را حرکت می داد و می گفت: “حل حل “. وقتى پیغمبر اکرم(صلى اللَّه علیه و آله و سلم) می خواست سر از سجده بر دارد، امام حسین(علیه السّلام) را می گرفت و در پهلوى خود می ‏نشانید. موقعى که رسول خدا(صلى اللَّه علیه و آله و سلم) به سجده می رفت، امام حسین(علیه السّلام) نیز بر پشت مبارک آن حضرت، سوار می شد و می گفت: حل حل. امام حسین(علیه السّلام) این عمل را همچنان انجام می داد تا پیامبر خدا(صلى اللَّه علیه و آله و سلم) از نماز، فراغت حاصل نمود. شخص یهودى گفت: یا محمّد! شما با کودکان عملى انجام می دهید که ما انجام نمی دهیم. پیغمبر اعظم(صلى اللَّه علیه و آله و سلم) فرمود: اگر به خدا و رسول ایمان آورده باشید، باید به کودکان ترحم کنید. یهودى گفت: من به خدا و رسول ایمان می آورم. وقتى آن یهودى کرامت و عظمت رسول خدا(صلى اللَّه علیه و آله و سلم) را دید، اسلام آورد.(۷۵)

۴-۱۶- با دین،الگوهای دینی و آداب الهی آشنایشان کنیم

خداوند در بین مخلوقاتش، انسان هایی را به عنوان الگوی شخصیّتی و کمال بشری قرار داده است. انسان های کاملی که چراغ راه سعادت بشریت و در بالاترین نقطه بندگی خداوند قرار دارند. کودکان گمشده، آرزوهای خود را در افراد جستجو می کنند. اگر ما نتوانیم الگوهای مناسب را به آنها معرفی کنیم، آنها به سمت الگوهای کاذب سینمایی و کارتونی کشیده خواهند شد و به ناچار در کنار ارتباط عاطفه و نزدیک با این شخصیّت ها، به الگوگیری از آنها دچار می شوند.

قوه ی تشخیص کودکان، به آن اندازه نیست که بتواند در این بازتاب شخصیّتی، زشتی های افراد را دفع کنند. از جمله مسایلی که به وفور در ماهیت فیلم ها و کارتون های جدید به چشم می خورد، خشونت های سینمایی، ظرافت های محبّتی و جنسی، شوخی های رکیک، جملات زننده و نکات زشت اخلاقی دیگر است که توسط گوش و چشم کودکان دریافت می شود و بدون هیچ گونه تحلیلی در رفتار آنها بروز می کند. پدران و مادران، وظیفه دارند علاوه بر آن که کودک را از این گونه مسایل دور نگه دارند، با شیوه های جذاب دیگر، آنها را با الگوهای اصیل دینی و ملی که روحیه محبّت و کمک به دیگران، شجاعت و دلاوری، مبارزه با ظلم و بدی و احترام به دیگران را در او زنده می کنند، آشنا سازند.

روایت شده است که پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) به برخى از کودکان نگاه کرد و فرمود: واى به حال فرزندان آخر الزّمان از پدرانشان! گفتند: اى پیامبر خدا! از پدران مشرک آنان؟ فرمود: نه، از پدران مؤمنشان که هیچ یک از واجبات را به آنان نمی ‏آموزند، و اگر فرزندانشان خود، چیزى فرا گیرند آنان را از این کار باز می ‏ دارند و به متاع اندک دنیا از آن خشنودند. من از آنان بیزارم و آنان نیز از من بیزار خواهند بود.(۷۶)

در سیره تربیّتی حضرت زهرا(سلام الله علیها) روایت شده است که ایشان از همان دوران کودکی فرزندانشان، آن ها را با ولایت علی(علیه السّلام) و شب زنده داری و به یاد مردم بودن، آشنا می کند. در روایتی می خوانیم: فاطمه(سلام الله علیها) با فرزندش حسن بازی می کرد و این اشعار را برای او می خواند:

أَشْبِهْ أَبَاکَ یَا حَسَنُ وَ اخْلَعْ عَنِ الْحَقِّ الرَّسَنَ***‏ وَ اعْبُدْ إِلَهاً ذَا مِنَنٍ وَ لَا تُوَالِ ذَا الْإِحَن؛

تو شبیه پدرت علی هستی، (پس) ریسمان را از گردن حق بگشا. عبادت کن خدایی را که بر تو منت و عطا دارد و با انسان های کینه توز و بد خواه، دوستی مکن.(۷۷)

در کتاب شریف مفاتیح الجنان، در عظمت شب زنده داری در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان، به سیره ای از حضرت زهرا(سلام الله علیها) اشاره می کنند که: حضرت فاطمه(صلوات الله علیها) نمی ‏ گذاشت در این شب، احدى از اهلش بخوابد و علاج می ‏ فرمود خواب آنها را به کمی طعام و مهیا می ‏کرد آنها را براى احیاء آن شب از روز یعنى امر می ‏فرمود که روز را خواب و استراحت کنند که شب، خوابشان نبرد و احیا بدارند و می ‏ فرمود که: محروم، کسى است که از خیر امشب، محروم بماند.

روایت زیر روایتی است که با توجه به اسامی سندش، می توان فهمید فضیلتی که دراین روایت برای حضرت زهرا(سلام الله علیها) نقل می شود از جمله فضایل عظیم آن بانوی بزرگوار است که زبانزد خاندان عصمت و طهارت(علیهم السّلام) بوده است: “و روی عن جعفر بن محمّد  عن أبیه عن علی بن الحسین عن فاطمه الصغرى عن الحسین بن علی عن أخیه الحسن بن علی بن أبی طالب  قال: رأیت أمی فاطمه قامت فی محرابها لیله جمعه فلم تزل راکعه و ساجده حتى انفجر عمود الصبح و سمعتها تدعو للمؤمنین و المؤمنات و تسمیهم و تکثر الدعاء لهم و لا تدعو لنفسها بشی‏ء فقلت لها یا أماه لم لا تدعین لنفسک کما تدعین لغیرک فقالت یا بنی الجار ثم الدار “(۷۸)

امام جعفر صادق(علیه السّلام) از پدرش امام باقر(علیه السّلام) و ایشان از پدرشان امام زین العابدین(علیه السّلام) نقل کردند که فاطمه صغری از امام حسین(علیه السّلام) شنید که امام حسن مجتبی(علیه السّلام) فرمود: شب جمعه ای دیدم مادرم فاطمه(سلام الله علیها) تا به صبح، مشغول رکوع و سجود در محراب عبادتش بود. شنیدم که ایشان برای همه مردان و زنان مومن، بسیاردعا می کرد و آن ها را به اسم، یاد می نمود. اما برای خودش، دعایی نکرد.(برایم سوال پیش آمد که چرا مادر، خودش را دعا نمی کند؟) گفتم: مادر! چرا آن گونه که برای دیگران دعا می کنی، برای خودت دعا نمی کنی؟ حضرت فرمودند: فرزندم! اول همسایه بعد خانه.

به راستی آیا فرزندی که با این فکر بزرگ می شود – که باید دیگران بر خود ترجیح داد- به مرز تجاوز به حقوق دیگران می رسد؟ یا شخص کریم و با سخاوتی می شود که هر مستمندی، با ورود به شهر مدینه، ابتدا سراغ خانه او را می گیرد. کسی که بارها اموالش را در راه خداوند بخشید و بارها با پای پیاده به حج رفت. عبداللَّه بن فضاله گوید: از امام پنجم یا ششم(علیهما السلام) شنیدم می فرمود: چون پسر بچّه، سه سالش شد، به او هفت بار تلقین کنند «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ»، و او را واگذارند تا سه سال و هفت ماه و ده روز و به او تلقین کنند «محمّد رَسُولُ اللَّهِ»(هفت بار ) و او را واگذارند تا چهار ساله شود و هفت بار «صلى اللَّه على محمّد» به او تلقین کنند و او را واگذارند تا پنج ساله شود و از او پرسند کدام دست، راست تو است و کدام چپ؛ چون آن را بداند، به سوى قبله ‏اش وادارند و به او گویند سجده کند و او را واگذارند تا شش ساله شود؛ و چون شش سالش تمام شود، به نمازش وادارند و رکوع و سجود به او آموزند و بگذارند تا هفت سالش تمام شود و سپس به او گویند روى و دستت را بشوى و چون شست، بگذارند نه سالش تمام شود و پس از اتمام نه سال، وضو به او آموزند و اگر مسامحه کند، او را براى یاد گرفتن آن، تنبیه کنند و دستور نمازش دهند و براى آن، او را بزنند و چون وضو و نماز آموخت، خدا، او را و پدر و مادرش را، بیامرزد.(۷۹)
در صورت کوتاهی پدران و مادران در تربیّت فرزندان،گرگ های فراوانی هستند که برای آن ها، دام گسترانده اند. از فرقه های ملحد و دارای انحرافات دینی و سیاسی گرفته تا گروه های ضد اخلاقی و شیطانی که تعداد آن ها بی شمار است. از امام صادق(علیه السّلام) نقل شده است که فرمودند: عَلِّمُوا صِبْیَانَکُمْ مَا یَنْفَعُهُمُ اللَّهُ بِهِ لَا تَغْلِبُ عَلَیْهِمُ الْمُرْجِئَهُ بِرَأْیِهَا(۸۰)؛ به کودکان خود چیزى بیاموزید که خدا آن‏ها را بدان سود دهد. مبادا طائفه مرجئه عقیده خود را به آن ها تحمیل کنند.

وجود فرقه هایی مانند مرجئه و خوارج و صوفی ها و…، در عصر حاضر، تبدیل به ده ها فرقه ی بزرگ تر دیگر شده است که با پیشرفت تکنولوژی و ابزار ارتباطی ماهواره و اینترنت، با حجم بیشتری در حال فعّالیّت بر علیه فرزندان ما هستند.

نکته ی مهمّ: تربیّت، سیر راهی با شروع و آغازی مشخص است که باید با صبر و حوصله مربی همراه باشد تا به نتیجه برسد. هر گونه ناشکیبایی و یا خستگی از این کار، چه بسا تمام زحمات مربی را از بین ببرد. رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: رحم اللَّه من اعان ولده على برّه. قال قلت کیف یعینه على برّه؟ قال یقبل می سوره و یتجاوز عن معسوره و لا یرهقه و لا یخرق به.(۸۱)؛ خداى رحمت کند کسى را که در نیکى و نیکوکارى، به فرزند خویش کمک کند. راوى حدیث پرسید: چگونه فرزند خود را در نیکى یارى نماید؟ حضرت در جواب چهار دستور داد: آنچه را که کودک، در قوه و قدرت داشته و انجام داده است، از او قبول کند. آنچه انجام آن براى کودک سنگین و طاقت‏فرسا است، از او نخواهد. او را به گناه و طغیان وادار نکند. به او دروغ نگوید، و در برابر او مرتکب اعمال احمقانه نشود.

۴-۱۷- هم بازی آن ها شویم

قال النّبىّ(صلّى اللَّه علیه و آله و سلم): من کان عنده صبىّ فلیتصاب له.(۸۲)؛ رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) می فرمود: کسی که دارای فرزند است، باید در تربیّت و پرورش او، با اخلاق کودکانه اقدام کند.

شاید برای ترجمه کامل تر این روایت، می توان این بیت را آورد که:

چون سر و کارت با کودک فتاد***راه و رسم کودکی باید نهاد

عن الاصبغ قال قال امیر المؤمنین(علیه السّلام): من کان له ولد صبا.(۸۳)؛ على(علیه السّلام) فرموده است: کسى که کودکى دارد، باید در راه تربیّت او، خود را تا سر حدّ طفولیت و کودکى تنزّل دهد. و قال(صلّى اللَّه علیه و آله و سلم): رحم اللَّه عبدا اعان ولده على برّه بالاحسان الیه و التّألّف له و تعلیمه و تأدیبه.(۸۴)؛ رحمت خداوند بر پدرى که در راه نیکى و نیکوکارى، به فرزند خود کمک کند، به او احسان نماید و مانند کودکى، رفیق دوران کودکى وى باشد، او را عالم و مؤدّب بار آورد. بازى پدر و مادر با فرزند مانند لباس نو و کفش قشنگ و اسباب بازى، مایه مسرت و شادمانى کودک است. در اسلام، مسرور کردن کودک، از عبادت است. کارهاى اطفال در موقع بازى کردن و همچنین سخنانى که می گویند، حاکى از طرز فکر و روحیّه کودکان و نشان دهنده درجه شخصیّت روانى آنان است.

بزرگسالان می توانند در ضمن بازى با کودکان، به درجه هوش و مراتب لیاقت معنوى آنها نیز پى ببرند. عن ابى رافع قال: کنت ألاعب الحسن بن على(علیهما السّلام) و هو صبىّ بالمداحى. فاذا اصاب مدحاتى مدحاته قلت احملنى. فیقول و یحک! أ ترکب ظهرا حمله رسول اللَّه(صلى الله علیه و آله و سلم) فاترکه. فاذا اصاب مدحاته مدحاتى قلت لا احملک کما لا تحملنى. فیقول او ما ترضى ان تحمل بدنا حمله رسول اللَّه(صلى الله علیه و آله و سلم) فاحمله.

ابو رافع با حضرت حسن(علیه السّلام)، که کودک خردسالى بود، با چنین قرار بازى که هر کدام بر پشت هم سوار شوند، بازی را شروع کردند، وقتى نوبت سوارى به ابو رافع می رسید، حضرت مجتبى(علیه السّلام) به او می گفت: عجب دارم از تو که می خواهى بر دوش کسى سوار شوى که پیغمبر او را بر دوش خود سوار می کرد. وقتى دوباره نوبت سوارى امام حسن(علیه السّلام) می شد ابو رافع می گفت: همان طور که تو به من سوارى ندادى من هم تو را بر دوش خود سوار نمی کنم.حضرت به او می فرمود: آیا میل ندارى کسى را که پیغمبر به دوش خود می نشاند، بر دوشت سوار کنى؟! ناچار ابو رافع طفل را بر دوش خود سوار می کرد!(۸۵)

غریزه بازى در کودک‏(۸۶)

عن ابى عبداللَّه(علیه السّلام): الغلام یلعب سبع سنین و یتعلّم الکتاب سبع سنین و یتعلّم الحلال و الحرام سبع سنین.(۸۷)؛ امام صادق(علیه السّلام) می فرمود: طفل، هفت سال بازى کند، هفت سال خواندن و نوشتن بیاموزد، هفت سال مقررات زندگى و حلال و حرام قانونى را یاد بگیرد. قَالَ الصَّادِقُ(علیه السّلام): دَعِ ابْنَکَ یَلْعَبْ سَبْعَ سِنِینَ وَ یُؤَدَّبْ سَبْعَ سِنِینَ وَ أَلْزِمْهُ نَفْسَکَ سَبْعَ سِنِینَ…(۸۸)؛ همچنین امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: فرزندت را هفت سال آسوده بگذار تا بازی کند. تا هفت سال نیز به او آداب دینی را بیاموز و هفت سال او را در کنار خودت ملزم به نیکی ها کن…

یکى از فوائد بازى کردن، تمرین استقلال اراده و احیاء حس ابتکار است. موقعى که طفل روى خاک ها چاه می کند، وقتى دست به کار بنایى شده، اطاقک می سازد، تمام دستگاه فکرش مانند یک مهندس ساختمان، کار می کند و از موفقیت هاى خود، لذّت می برد. موقعى که در وسط کار، با مانع برخورد می کند، چاه فرو می ریزد یا اطاقک خراب می ‏ شود، به فکر چاره‏ جویى می ‏افتد و همه این کارها، به رشد فکر و بروز شخصیّت او کمک می کند.

۴-۱۸-وسیله ی ازدواج فرزندانمان را فراهم کنیم

از جمله وظایف والدین، فراهم کردن زمینه ازدواج برای جوانان است. ازدواج، باعث دوری از زنا و محکم شدن ریشه های ایمان است. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: اى جوان! ازدواج کن و از زنا بپرهیز که زنا، ریشه ‏هاى ایمان را از دلت برمی کند.(۸۹)
آیات و روایات در ضمن تشویق جوانان به ازدواج، بخشی از خطاب خود را به سوی والدین و حاکمان و خیّرین جامعه قرار می دهد و می فرماید: وَ أَنْکِحُوا الْأَیامی ‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ(۹۰)؛ مردان و زنان بى همسر را همسر دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را، اگر فقیر و تنگ دست باشند، خداوند آنان را از فضل خود بى نیاز می ‏سازد، خداوند واسع و آگاه است.

پیامبر خداصلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: تزوّجوا، و زوّجوا؛ ألا! فمن حظّ امرئ مسلم إنفاق قیمه أیّمه. و ما من شى‏ء أحبّ إلى اللَّه عزّ و جلّ، من بیت یعمر فی الإسلام بالنّکاح. و ما من شی‏ء أبغض إلى اللَّه عزّ و جلّ، من بیت یخرب فی الإسلام بالفرقه- یعنی الطّلاق.(۹۱)

همسر اختیار کنید، و وسایل همسرى دیگران را فراهم آورید، و بدانید که از خوشبختى فرد مسلمان، پرداختن هزینه ازدواج زن بی ‏شوهر است. و هیچ چیز را خداى بزرگ- در اسلام- بیش از خانه ‏اى دوست ندارد که با ازدواج، آبادان شود. و هیچ‏ خانه‏ اى بیش از آن، مورد بغض خداى بزرگ نیست در اسلام که با جدایى زن و شوهر از یک دیگر- یعنى با طلاق- ویران شود.

در روایتی دیگر امام علی(علیه السّلام) می فرمایند: أفضل الشّفاعات أن یشفع بین اثنین فی نکاح حتّى یجمع اللَّه بینهما.(۹۲)؛ بهترین میانجی گری ها، آن است که میانجی گرى در ازدواج دو نفر باشد.

امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: من زوّج أعزبا کان ممّن ینظر اللَّه عزّ و جلّ إلیه یوم القیامه.(۹۳)؛ هر کس عزبى را به همسرى برساند، از جمله کسانى است که خداى بزرگ در روز قیامت، به او نظر خواهد کرد. هم چنین پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: سه کار را نباید تأخیر انداخت: نماز اول وقت، دفن میت، و تزویج پسر و دخترى که همسر مناسب یافته ‏اند.(۹۴)پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: حقّ فرزند بر پدر سه چیز است: نام نیکو بر او بگذارد و نوشتن به او بیاموزد و هر گاه بالغ شد براى او همسر بگیرد.(۹۵)

نکته: این توصیه، نه تنها در مورد پسران بلکه با همین بیان شدید، در مورد شوهر دادن دختران نیز مورد توجه دین قرار گرفته است. حضرت امام خمینی(ره) می فرمایند: «مستحبّ است در شوهر دادن دخترى که بالغه است یعنى مکلّف شده، عجله کنند. حضرت صادق(علیه السّلام) فرمودند: «یکى از سعادت هاى مرد، آن است که دخترش در خانه او، حیض نبیند».(۹۶)

در رساله آیت الله مکارم شیرازی(مدظله) می خوانیم: «مستحبّ است در شوهر دادن دخترى که به حدّ بلوغ رسیده، تعجیل کنند، همچنین در مورد زن دادن به پسرانى که نیاز به همسر دارند».(۹۷)

امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: خداوند در مورد آنچه انسان ها به آن نیاز دارند، کوتاهی نکرده و همه ی آن ها را به پیامبر آموخت. روزى رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)به منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: أَیُّهَا النَّاسُ! إِنَّ جَبْرَئِیلَ أَتَانِی عَنِ اللَّطِیفِ الْخَبِیرِ فَقَالَ إِنَّ الْأَبْکَارَ بِمَنْزِلَهِ الثَّمَرِ عَلَى الشَّجَرِ إِذَا أَدْرَکَ ثَمَرُهُ فَلَمْ یُجْتَنَى أَفْسَدَتْهُ الشَّمْسُ وَ نَثَرَتْهُ الرِّیَاحُ وَ کَذَلِکَ الْأَبْکَارُ إِذَا أَدْرَکْنَ مَا یُدْرِکُ النِّسَاءُ فَلَیْسَ لَهُنَّ دَوَاءٌ إِلَّا الْبُعُولَهُ وَ إِلَّا لَمْ یُؤْمَنْ عَلَیْهِنَّ الْفَسَادُ لِأَنَّهُنَّ بَشَرٌ قَالَ فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَمَنْ نُزَوِّجُ فَقَالَ الْأَکْفَاءَ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنِ الْأَکْفَاءُ فَقَالَ الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَکْفَاءُ بَعْضٍ الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَکْفَاءُ بَعْض(۹۸)

اى مردم! جبرئیل از پیشگاه الهى نزد من آمد و گفت دختران بکر، مانند میوه درختند. موقعى که می رسد اگر چیده نشود، اشعه آفتاب، فاسدش می کند و وزش باد، آن را پراکنده می سازد. همچنین دختران وقتى به حدّ بلوغ رسیدند و مانند زنان در خویشتن تمایل جنسى احساس نمودند، دارویى جز شوهر ندارند و اگر همسر نگیرند، از فساد ایمن نیستند چه آن که بشرند و بشر، از خطا و لغزش مصون نیست.

۴-۱۹-جز لقمه حلال به آن ها ندهیم

از جمله آثار شگفت این عالم، اثر غذای حلال و حرام بر زندگی انسان هاست. در مورد غذایی که مورد استفاده قرار می گیرد، باید دو پاکی رعایت شود: پاکی ظاهری و پاکی باطنی. اگر ظاهر غذایی آلوده باشد، جسم را به بیماری می کشاند و وقتی باطن غذا آلوده شد، باعث کدورت و آلودگی باطن انسان می شود.

از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود: هر که مستجاب شدن دعایش، او را شادمان می ‏ کند، باید کسب خود را پاکیزه گرداند. و فرمود: نخوردن یک لقمه حرام، نزد خدا، محبوبتر از دو هزار رکعت نماز مستحبّ است(۹۹)

رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: خداوند فرموده: مَنْ لَمْ یُبالِ مِنْ اَیِّ باب اکْتَسَبَ الدّینارَ وَ الدِّرْهَمَ لَمْ أُبالِ یَوْمَ الْقِیامَهِ مِنْ اَیِّ اَبْوابِ النّارِ اَدْخَلْتُهُ.(۱۰۰)؛ کسى که در کسب مال، پروا ندارد که از کجا می آورد، من در قیامت پروا ندارم که از کدام در، او را وارد آتش کنم!

مَنْ کَسَبَ مالاً مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ اَفْقَرَهُ اللهُ.(۱۰۱)؛ کسى که از غیر حلال، به کسب مال برخیزد، خداوند او را دچار فقر می کند.

مَنِ اکْتَسَبَ مالاً مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ کانَ زادُهُ اِلَى النّارِ؛ کسى که از غیر حلال کسب مال کند، آن مال، توشه او به سوى جهنّم است.

امیرالمؤمنین(علیه السّلام) فرمود: شَرُّ الاَْمْوالِ ما لَمْ یَخْرُجْ مِنْهُ حَقُّ اللهِ سُبْحانَهُ؛ بدترین اموال، آن مالى است که حق خدا(خمس و زکات و…) از آن خارج نشده باشد.

ثروتى که زکات، خمس، حق سائل، حق محروم، و دیگر حقوق شرعى آن پرداخت نشده، حلال مخلوط به حرام است، و تصرف در آن جایز نیست، و خوراندن حرام یا حلال مخلوط به حرام به زن و بچّه و دیگران، خود معصیتى غیر از معصیت به دست آوردن حرام، یا حبس حقوق واجبه است.

قرآن کریم در سوره تحریم می فرماید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهُ عَلَیْها مَلائِکَهٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ(۱۰۲)؛ اى کسانى که ایمان آورده ‏اید! خود و خانواده خویش را از آتشى که هیزم آن انسانها و سنگ ها است نگاه دارید، آتشى که فرشتگانى بر آن گمارده شده که خشن و سخت گیرند، و هرگز مخالفت فرمان خدا نمی ‏کنند و دستورات او را دقیقا اجرا می ‏ نمایند.

در این آیه، به خوبی به این نکته اشاره است که ما نه تنها نسبت به مراقبت خود، بلکه نسبت به اطرافیّان خود نیز وظیفه داریم که آن ها را از عذاب دوزخ حفظ کنیم.

پی نوشت ها
۱- أمالی الصدوق۳۷۱، المجلس التاسع و الخمسون‏
۲- مکارم الأخلاق۲۲۲، فی فضل الأولاد،ص۲۱۸
۳- مستدرک‏الوسائل ۱۵/ ۱۶۴، ۵۹،باب استحباب ترک الصبی سبع سنین
۴- التحریم/ ۶
۵. الصحیفه السجادیه،۱۲۰(۲۵)(و کان من دعائه علیه السلام لولده علیهم السلام)
۶- بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار،ج‏۵۸،۱۸۷،باب۴۴ حقیقه الرؤیا و تعبیرها و فضل الرؤیا الصادقه و علتها و عله الکاذبه،ص ۱۵۱
۷- شکوهى، غلامحسین؛ تعلیم و تربیت و مراحل آن، ص۶
۸- امینى، ابراهیم، اسلام و تعلیم و تربیت، ص ١۴
۹- أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏۱، ص۹۹
۱۰- المفردات فی غریب القرآن، ص ۳۳۶
۱۱- کاردان، علی محمد؛ معنى و حدود علوم تربیتى. ص۱۵
۱۲- شعراء
۱۳- سیف، على اکبر، روان‏شناسى پرورشى، ص١
۱۴- تلخیص براى توضیح بیشتر ر.ک به فصلنامه حوزه و دانشگاه سال دوم شماره پنجم، رابطه اخلاق و تربیت.
۱۵- شهاب الأخبار، ص ۳۰۹،الباب الرابع‏
۱۶- نهج البلاغه ص ۳۹۳، ۳۱ و من‏ وصیته وصیه له ع للحسن بن علی ع کتبها إلیه بحاضرین عند انصرافه من صفین، ص ۳۹۱
۱۷- الخصال ج‏۲، ۶۱۴
۱۸- تفسیر نمونه، ج‏۲، ص ۱۴۱
۱۹- بقره/ ۲۲۱
۲۰- نور/ ۳
۲۱- تحف العقول-ترجمه حسن زاده ۵۸۱
۲۲- مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏۱۴، ص ۱۹۳
۲۳- شهاب الأخبار،ص ۳۰۹
۲۴- الحدیت،روایات تربیتى ج‏۱،۱۸۴
۲۵- اخلاق در خانواده و تربیت فرزند،سید محمد نجفى یزدى
۲۶- من لا یحضره الفقیه، ترجمه غفارى ج‏۵، ۱۴۱
۲۷- نظام خانواده در اسلام
۲۸- مکارم الأخلاق،ترجمه میر باقرى، ج‏۱، ۳۹۸ فصل چهارم(در آداب زفاف و آمیزش و غیر از آن)، ص ۳۹۸
۲۹- مستدرک الوسایل حدیث ۱۶۵۴۵
۳۰- مستدرک،حدیث ۱۶۵۵۱
۳۱- مستدرک،حدیث ۱۶۵۵۴
۳۲- مستدرک،حدیث۱۶۵۶۴
۳۳- رساله عملیه،[مسأله ۴۵۰ چند چیز بر حائض حرام است‏]
مسأله ۴۵۰ چند چیز بر حائض حرام است: اول: عبادتهایى که مانند نماز باید با وضو یا غسل یا تیمّم به جا آورده شود…دوم: تمام چیزهایى که بر جنب حرام است سوم: جماع کردن در فرج، که هم براى مرد حرام است و هم براى زن، اگر چه به مقدار ختنه‏گاه داخل شود و منى هم بیرون نیاید، بلکه احتیاط واجب آن است که مقدار کمتر از ختنه‏گاه را هم داخل نکند و در دبر زن حائض، وطى کردن، کراهت شدیده دارد.
۳۴- إرشاد القلوب إلى الصواب،ج‏۱، ۱۷۵ الباب الحادی و الخمسون فی أخبار عن النبی ص و الأئمه الأطهار
۳۵- بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار ج‏۶۳، ۱۷۷باب ۸ التفاح و السفرجل و الکمثرى و أنواعها و منافعها
۳۶- بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار ج‏۶۳، ۴۴۴ باب ۲۴ مضغ الکندر و العلک و اللبان و أکلها
۳۷- بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار ج‏۶۳، ۱۳۵ باب ۳ التمر و فضله و أنواعه
۳۸- بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار ج‏۶۳، ۱۳۵ باب ۳ التمر و فضله و أنواعه
۳۹- من لا یحضره الفقیه، ج‏۳، ۵۵۳ باب النوادر، ص۵۵۱
۴۰- اصول کافی ج ۶ صفحه ۴۵،حدیث ۱۲
۴۱- اصول کافی ج ۶ صفحه ۴۵،حدیث ۱۰
۴۲- وسائل الشیعه،ج‏۲۱،۴۶۷،۷۸ باب کراهه استرضاع الحمقاء و العمشاء
۴۳- بحار الأنوار،ج‏۱۰۰،۳۲۴ و الکافی ج‏۶، ۴۴ باب من یکره لبنه و من لا یکره
۴۴- وسایل، باب ۱۱ الرضاع و أحکامه
۴۵. بحار الأنوار ج‏۱۰۰، ۳۲۴ باب ۱۱ الرضاع و أحکامه
۴۶. وسیله النجاه(مع حواشی الإمام) ۷۲۶(مسأله ۸): یستحب أن یختار لرضاع الأولاد، المسلمه العاقله العفیفه الوضیئه ذات الأوصاف الحسنه
۴۷- تفسیر نمونه، ج‏۱۴، ص: ۵۴۶
۴۸- نقل روایی تفسیر نمونه از: بحار الانوار جلد ۱۰۳ صفحه ۲۹۵-
۴۹- الحدیت،روایات تربیتى ج‏۳،۹۰ بستر خواب کودکان
۵۰- الحدیت،روایات تربیتى ج‏۳، ۹۰ بستر خواب کودکان
۵۱- مکارم الأخلاق، ص ۲۲۳
۵۲- روایات تربیتی ج۳، ص ۹۰
۵۳- الحدیت،روایات تربیتى، ج‏۳، ص ۸۹
۵۴- همان
۵۵- همان
۵۶- همان
۵۷- الحدیت،روایات تربیتى، ج‏۳، ص ۹۰
۵۸. الحدیت،روایات تربیتى، ج‏۳، ص ۹۰
۵۹- همان
۶۰- همان
۶۱- همان
۶۲- من لا یحضره الفقیه ج‏۳، ۴۸۳ باب فضل الأولاد
۶۳- الحکم الزاهره با ترجمه انصارى ۴۴۰،۱۳۲ حب الولد دوست داشتن فرزند
۶۴- الحدیت،روایات تربیتى ج‏۱، ۱۰۱ورع اجتناب از گناه
۶۵- روضه الواعظین و بصیره المتعظین ج‏۲، ۳۶۹ فصل فی ذکر حق الولد على الوالد
۶۶- مستدرک الوسائل ۲، ۲۵ البحار ۷۴، ۸۰
۶۷- الحدیت،روایات تربیتى ج‏۱،۱۹۲تغییر نام
۶۸- الحدیت،روایات تربیتى ج‏۱،۱۹۲تغییر نام
۶۹- الحدیت،روایات تربیتى ج‏۱، ۱۹۲تغییر نام
۷۰- حجرات/ ۱۱
۷۱- مفاتیح الجنان،حدیث کساء
۷۲- صدرى مازندرانى،حسن،گلهاى باغ خاطره(۱۱۰ خاطره و حکایت جالب و شنیدنى از مقام معظم رهبری)
۷۳- عده الداعی و نجاح الساعی،ص۸۹
۷۴- مکارم الأخلاق،ترجمه میر باقرى ج‏۱،ص ۴۲۴
۷۵- زندگانى حضرت زهرا علیها السلام(نجفى)،ص ۳۳۱ بخش دوازدهم در باره فضائل و مناقب و امامت حضرت حسین ع
۷۶- الحکم الزاهره با ترجمه انصارى،۴۴۵
۷۷- بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار ج‏۴۳،ص ۲۸۶، باب ۱۲ فضائلهما و مناقبهما و النصوص علیهما صلوات الله علیهما ص۲۶
۷۸- الحکم الزاهره با ترجمه انصارى۲۰۰،۴۴ عبادتها علیها السلام(عبادت فاطمه علیها سلام الله)
۷۹- امالى شیخ صدوق،ترجمه کمره‏اى متن ۳۹۱ مجلس شصت و یکم‏
۸۰- الخصال ج‏۲،۶۱۴
۸۱- الحدیت،روایات تربیتى ج‏۲،۳۵۱
۸۲- الحدیت،روایات تربیتى ج‏۳، ۷۰ بازى با کودک
۸۳- همان
۸۴- همان
۸۵- الحدیت،روایات تربیتى، ج‏۳، ص ۷۲
۸۶- برگرفته از کتاب روایات تربیتی،فلسفی
۸۷- طرائف الحکم یا اندرزهاى ممتاز متن‏ج‏۲،۱۱۷ الحدیث ۱۰۳۶ استحباب تعلیم الصبی الکتابه و القرآن سبع سنین
۸۸- من لا یحضره الفقیه،ج‏۳،۴۹۲ باب تأدیب الولد و امتحانه
۸۹- الحدیت،روایات تربیتى ج‏۱،۱۸۲ تسریع در ازدواج
۹۰- نور/۳۲
۹۱- الحیاه با ترجمه احمد آرام، ج‏۶، ص ۲۳۰
۹۲- الحیاه با ترجمه احمد آرام، ج‏۶، ص۲۳۰
۹۳- الحیاه با ترجمه احمد آرام، ج‏۶، ص ۲۳۰
۹۴- نصایح،ص۱۲۸ فصل پنجم احادیثى بطرزى دیگر
۹۵- الحکم الزاهره با ترجمه انصارى، ص۴۴۶
۹۶- توضیح المسائل(المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۲، ص ۵۰۱، مسأله ۲۴۵۹
۹۷- آیت الله مکارم شیرازی، رساله عملبه، بخش ازدواج
۹۸- الکافی، ج‏۵، ص ۳۳
۹۹- الحکم الزاهره با ترجمه انصارى ص ۶۲۸ الکسب الحلال و الحرام کسب حلال و حرام
۱۰۰- طرائف الحکم یا اندرزهاى ممتاز، متن‏ج‏۲، ص ۳۰
۱۰۱- بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج‏۶۶، ص ۳۸
۱۰۲- تحریم/ ۶
 
منابع
۱- قرآن کریم
۲- نهج البلاغه
۳- الصحیفه السجادیه
۴- آشتیانی،میرزا احمد، طرائف الحکم(اندرزهاى ممتاز)، نرم افزار گنجینه روایات
۵- امینى، ابراهیم، اسلام و تعلیم و تربیّت، نرم افزار کتاب های اسلامی در اینترنت ۳
۶- انصاریان،حسین،نظام خانواده در اسلام، نرم افزار کتاب های اسلامی در اینترنت ۳
۷- حلی،ابن فهد،عده الداعی و نجاح الساعی، نرم افزار گنجینه روایات
۸- حرانی،ابن شعبه،تحف العقول،ترجمه حسن زاده، نرم افزار گنجینه روایات
۹- حر عاملی،محمّد،وسائل الشیعه، نرم افزار نور الفقاهه ۳
۱۰- حکیمی،الحیات، ترجمه احمد آرام، نرم افزار گنجینه روایات
۱۱- خمینی،روح الله،وسیله النجاه(مع حواشی الإمام)، نرم افزار نور الفقاهه ۳
۱۲- خمینی، روح الله،توضیح المسائل، نرم افزار کتاب های اسلامی در اینترنت ۳
۱۳- دیلمی،شیخ حسن، إرشاد القلوب إلى الصواب، نرم افزار گنجینه روایات
۱۴- راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، نرم افزار گنجینه روایات
۱۵- سیف، على اکبر،روان‏شناسى پرورشى، نرم افزار کتاب های اسلامی در اینترنت ۳
۱۶- شکوهى، غلامحسین؛تعلیم و تربیّت و مراحل آن، نرم افزار کتاب های اسلامی در اینترنت ۳
۱۷- صدوق،محمّد(شیخ صدوق)، خصال، نرم افزار گنجینه روایات
۱۸.صدوق،شیخ محمّد، أمالی، نرم افزار گنجینه روایات
۱۹- صدوق،شیخ محمّد،من لا یحضره الفقیه، نرم افزار نور الفقاهه ۳
۲۰- صدرى مازندرانى،حسن، گلهاى باغ خاطره(۱۱۰ خاطره و حکایت جالب و شنیدنى از مقام معظم رهبرى)،نرم افزار کتاب های اسلامی در اینترنت ۳
۲۱.صابرى یزدى،على رضا و انصارى محلاتی، محمّد رضا،الحکم الزاهره، ترجمه انصارى، نرم افزار گنجینه روایات
۲۲- طبرسی،شیخ حسن،مکارم الأخلاق، نرم افزار گنجینه روایات
۲۳- طیب،سید عبدالحسین، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، نرم افزار جامع التفاسیر نور
۲۴- کاردان، علی محمّد، معنى و حدود علوم تربیّتى، نرم افزار کتاب های اسلامی در اینترنت ۳
۲۵- کلینی، شیخ محمّد، اصول الکافی، نرم افزار نور الفقاهه ۳
۲۶- فتال نیشابوری، روضه الواعظین و بصیره المتعظین، نرم افزار گنجینه روایات
۲۷- فلسفی،محمّد تقی،الحدیث(روایات تربیّتی)،نرم افزار گنجینه روایات
۲۸- قاضی قضایی، شهاب الأخبار با ترجمه، نرم افزار گنجینه روایات
۲۹- قمی،شیخ عباس، مفاتیح الجنان، نرم افزار نورالجنان نور
۳۰- مجلسی،محمّد باقر، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، نرم افزار گنجینه روایات
۳۱- مشکینی،علی، نصایح، نرم افزار گنجینه روایات
۳۲- محدث اربلی، کشف الغمه فی معرفه الأئمه، نرم افزار گنجینه روایات
۳۳- مکارم شیرازی،ناصر، تفسیر نمونه،نرم افزار جامع التفاسیر نور
۳۴- مکارم شیرازی،ناصر،رساله عملیه، نرم افزار کتاب های اسلامی در اینترنت ۳
۳۵- نجفی،زندگانى حضرت زهرا علیها السّلام، نرم افزار گنجینه روایات
۳۶- نجفى یزدى، سید محمّد اخلاق در خانواده و تربیّت فرزند، نرم افزار کتاب های اسلامی در اینترنت ۳
۳۷- نوری،میرزا حسین، مستدرک الوسائل، نرم افزار نور الفقاهه ۳
۳۸- فصلنامه حوزه و دانشگاه سال دوم شماره پنجم، رابطه اخلاق و تربیّت.، نرم افزار کتاب های اسلامی در اینترنت ۳
 
نویسنده: عبدالرّضا بختیارون
منبع:سایت راسخون