تدوین حدیث شیعه در قرون اولیه

مدار حدیث اهل سنت تا نیمه قرن دوم هجرى نقل شفاهى و مستند آن حافظه روات بود، زیرا عامه به واسطه نهى خلیفه دوم از کتابت حدیث، به تدوین و ضبط آن نپرداختند.

هروى (در کتاب ذم الکلام به نقل سیوطى در تنویر الحوالک از وى) از عبد الله بن دینار نقل کرده که صحابه و تابعین، حدیث را نمى نوشتند و فقط به حفظ مى سپردند.تا اینکه به واسطه گذشت زمان و در گذشت علماء، ترس نابودى حدیث پیش آمد. لذا عمر بن عبد العزیز به ابابکر حزمى نوشت: که سنن و احادیث را جمع نماید.

ولى این روش در عقیده اهل بیت رسالت (ع) مورد مخالفت بوده و علاوه بر دستور کتابت حدیث، خود به ضبط آن پرداختند. چنانکه ابن حجر و سیوطى امام على (ع) و امام حسن (ع) را در شمار صحابه رسول اکرم (ص) که نوشتن احادیث پیغمبر را روا مى دانستند، شمرده اند.

لذا اول کتاب حدیث، طبق نوشته شیعه و بعض عامه از آن على بن ابیطالب (ع) و به املاء پیغمبر است[۱] ؛ این کتاب نزد امام باقر (ع) وجود داشته که حضرتش آن را به حکم بن عتیبه نشان داده[۲] و هم چنین کتاب السنن و الاحکام و القضاء از آن ابو رافع آزاد کرده رسول خدا (ص)[۳] و خزانه دار امیر المؤمنین (ع) است که شیخ نجاشى (ص ۵ رجال نجاشى طبع تهران) وی را از متقدمان شیعه شمرده و اسناد خود را به کتاب او پیوسته و هم اوست که براى اولین بار به تبویب اخبار پرداخت.

فوت ابو رافع به نقل ابن حجر در تقریب[۴] در سال ۳۵ هجرى بوده است (مطابق با اولین سال خلافت امیر المؤمنین (ع))؛ ولى طبق نقل رجالیون شیعه، وى در جنگ هاى آن جناب شرکت داشته است.

دیگر از پیشینیان شیعه، که به تألیف کتاب حدیث نامبرده شده اند (سلمان فارسى و ابوذر غفارى) است که اولى حدیث جاثلیق و دومى وقایع پس از رسول اکرم (ص) را جمع آورى و تدوین نموده اند[۵].

از آن پس على بن ابى رافع و برادرش عبد الله، که هر دو کاتب امیر المؤمنین (ع) بوده اند[۶] و سلیم بن قیس که از جمله اولیاء اصحاب آن جناب بوده[۷]  در حدیث و قضایاى بعد از پیغمبر به نگارش کتاب پرداختند.

على بن ابى رافع کتابى در فنون فقه مشتمل بر وضوء و نماز و سایر ابواب نوشته و کتاب سلیم از کتبى است که مرجع شیعه بوده است[۸]  بگونه ای که شیخ حر عاملى آن را از مدارک وسائل الشیعه و هدایه الامیه خود قرار داده است.

مدتى هم به واسطه کنترل شدیدى که از ناحیه بنى امیه و عمال آنان چون زیاد بن ابیه و پسرش عبید الله و حجاج بن یوسف ثقفى نسبت به شیعه اعمال مى شد بازار حدیث از رونق افتاد. البته اوضاع سیاسى زمان و جنگهاى داخلى و خارجى خاصه موضوع خوارج و قیام هاى پیاپى آنان کمتر به مسلمین فرصت درس و بحث حدیث را مى داد. به اضافه که با وجود صحابه و تابعین و دسترسى به احادیث نبوى کمتر نیازى به جمع و تدوین حدیث حس مى شد.ولى از آغاز سده دوم به بعد خاصه در زمان حضرت باقر (۱۱۴ ق) و حضرت صادق (۱۴۸ ق)، روات و مؤلفین شیعه در علم الحدیث بطور محسوس، فزونى یافتند، چنانکه ذهبى در ترجمه ابان بن تغلب گوید: تشیع در طبقه تابعان و تابع تابعان و در میان دینداران و پارسایان و ثقات، فراوان و بسیار گشت.

آنگاه گفته: چنانچه احادیث اینان را با همه کثرت و شیوعى که دارند، مردود بدانیم قسمتى از آثار نبویه از میان خواهد رفت و مفسده اینکار ظاهر است و به دلیل، نیازى نیست.حسن بن على بن زیاد وشّاء [و کان من وجوه هذه الطائفه (نجاشى)] که از اصحاب حضرت رضا (ع) است گوید: من در مسجد کوفه نهصد شیخ را درک کردم که همه مى گفتند (حدثنا جعفر بن محمد)[۹].

شیخ مفید متوفى ۴۱۳ ق فرموده: امامیه از عهد امیر المؤمنین (ع) تا عهد حضرت عسکرى (ع) چهارصد کتاب به نام (اصول) تصنیف نموده اند.

همین مطلب را محقق متوفى ۶۷۶ ق در معتبر و شهید متوفاى ۷۸۶ ق در ذکرى با (اختلاف عبارت) آورده اند.[۱۰] نیز مفید ضمن حالات حضرت صادق (ع) در کتاب ارشاد و ابن شهر آشوب در مناقب و طبرسى متوفى ۵۴۸ ق[۱۱]  در اعلام الورى نوشته اند: کسانى که از ثقات با اختلاف مقالاتشان از امام صادق روایت کرده اند، چهار هزار تن بوده اند. و نیز گفته شده از میان شاگردان حضرتش چهارصد کتاب از احادیثى که جنابش تدریس و املاء مى فرموده پرداختند و آن کتابها را (اصول) مى نامند و چون فوت حضرتش در سال ۱۴۸ ق بوده، قهرا شاگردان (یعنى نویسندگان اصول نامبرده) مقدم یا معاصر گروهى که از اهل تسنن به جمع حدیث پرداختند مى باشند. زیرا جمع کثیرى از نامبردگان، از شاگردان حضرت باقر که در ۱۱۴ یا ۱۱۲ ق وفات فرموده بوده اند و کلیه کسانى که از اهل سنت بجمع تدوین حدیث پرداخته و ما نامشان را یاد کردیم سال فوتشان پس از این دو امام خاصه حضرت باقر است (مثلا بین وفات حضرت باقر ومالک بیش از نیم قرن فاصله است و هکذا) براى نمونه جابر بن یزید جعفى در ۱۲۸ ق در گذشته و وفات ابان بن تغلب در زمان حضرت صادق بوده و محمد بن قیس بجلى از اصحاب حضرت سجاد و باقر (۱۱۴ ق) بوده اند و ابو حمزه ثمالى بسال ۱۵۰ ق درگذشته است. فوت زراره در سال ۱۵۰ ق و محمد بن مسلم نیز در همین سال و ابو عبیده حذاء و بسام صیرفى در قرن دوم بوده و به نقل رجالیون هر یک از نامبردگان داراى تألیف یا تألیفاتى در حدیث بوده اند، حتى مانند ابان بن تغلب و ابان بن عثمان الاحمر نه تنها در حدیث کتاب نوشته اند بلکه در قرائت و تفسیر و تاریخ و ادب در شمار پیشوایان این دانشها قرار داشتند (رک: تأسیس الشیعه فصل ۷ و ۸ و ۱۲) .

اصل، کتاب،مصنف

اصل در اصطلاح علماى حدیث مجموعه اى از روایات است که راوى بلاواسطه از لسان امام شنیده و ضبط نموده باشد، ولى چنانچه به واسطه کتاب دیگر (که از امام اخذ شده) مجموعه اى گردآورد به این مجموعه (فرع) و به مرجع اولى (اصل) گویند[۱۲] .

یا مراد از اصل، مجرد کلام امام (ع) است در مقابل کتاب و مصنف که در آنها علاوه بر کلام ائمه، از خود مؤلف نیز بیاناتى هست[۱۳] . مؤلفین کتب رجال در آغاز، اصحاب اصول را از مصنفین جدا مى کردند، اول کسى که این کار را به حد استیفاء انجام داد احمد بن حسین بن عبید الله غضائرى (متوفی ۴۱۱ ق)[۱۴]، است که دو کتاب، یکى در ذکر مصنفات و دیگرى در ذکر اصول تألیف کرد که شیخ طوسى پس از وى ترجمه مصنفین و اصحاب اصول را در یکجا جمع نمود.[۱۵]

هم چنین ترجمۀ پاره اى از این بزرگان و کتب مؤلفه آنان در کتابهاى فهرست ابن ندیم (متوفى ۳۸۵ ق) (۱۸) و رجال کشى تلمیذ عیاشى و رجال نجاشى (متوفى ۴۵۰ ق) و رجال و فهرست شیخ طوسى (متوفى ۴۶۰ ق) و معالم العلماء معروف به فهرست ابن شهرآشوب سروى مازندرانى (متوفى ۵۸۸ ق) و فهرست شیخ منتجب الدین (متوفى ۵۸۵ ق) و سایر کتب رجالیه متأخره آمده است[۱۶] .

با این همه شیخ طوسى که در زمان خویش ریاست امامیه را داشته و در مدت اقامت در بغداد نیز دسترسى به کتابخانه بسیار نفیس دار العلم شاپور و کتابخانه پر ارج استادش سید مرتضى داشته، در آغاز فهرست مى نویسد: من هیچ گاه تعهد نمى کنم که همه تصانیف و اصول روائى شیعه را در این کتاب نام برم، زیرا این کار با کثرت انتشار شیعه در بلاد مختلف، عملى و قابل ضبط نیست.

بارى علامه بزرگوار حاج شیخ آقا بزرگ تهرانى در جلد دوم کتاب شریف (الذریعه الى تصانیف الشیعه) یکصد و هفده اصل و ترجمه مصنفین آنها را ذکر مى کند و شیخ حر عاملى در فائده پنجم هدایه الامه (که اختصارى از وسائل الشیعه است) مى نویسد: نام آنچه از مصنفات شیعه که در زمان ائمه و یا غیبت صغرى و اوائل غیبت کبرى در کتاب رجال استرآبادى آمده، بالغ بر شش هزار کتاب است.

بارى همین اصول و نقل شفاهى محدثین معتمد شیعه مجامع حدیث امامیه را فراهم ساخت، چنانکه شیخ اجل اقدم ابو جعفر احمد بن محمد بن خالد البرقى (متوفاى ۲۷۴ یا ۲۸۰ ق) کتاب محاسن را که شامل تعداد کثیرى از ابواب حدیث است در قرن سوم تألیف فرمود.

از آن پس کوششى در جمع احادیث متفرقه و ترتیب و تنسیق و مجموعه ساختن آن در میان محدثین امامیه پیدا گشت، که از آن میان کتابهاى (کافى، تهذیب، استبصار، من لا یحضره الفقیه) بواسطه اشتمال بر اغلب روایات شیعه و اهمیت و وثاقت جامعین آن اشتهار بیشترى کسب کرد .

پی نوشت ها:

[۱] . حسن صدر ، مترجم : مشتاق‌ علی عسکری ،  تأسیس الشیعه ص .۲۷۹.

[۲] . در کتاب تأسیس الشیعه ص ۲۷۹ قضیه را چنین مى نگارد.عن عذافر الصیرفى قال کنت مع الحکم بن عتیبه عندابى جعفر محمد بن على الباقر (ع) فجعل یسأله و کان ابو جعفر له مکرها (مکرما .کذا فى النجاشى) فاختلفا فى شی ء فقال ابو جعفر یا بنى قم فاخرج کتاب على فاخرج کتابا مدرجا عظیما ففتحه و جعل ینظر حتى اخرج المسئله.فقال ابو جعفر هذا خط على و املاء رسول الله (ص) و اقبل على الحکم و قال یا ابا محمد اذهب انت و سلمه و المقداد حیث شئتم یمینا و شمالا فو الله لا تجدون العلم اوثق منه عند قوم کان ینزل علیهم جبرائیل.گرچه در کتاب مزبور (حکم بن عیینه بادویاء) نوشته ولى مسلما (حکم بن عتیبه است زیرا علاوه بر اینکه در رجال نجاشى در ترجمه محمد بن عذافر (ص ۲۷۹ نجاشى چاپ تهران) (عتیبه) آمده.اصلا حکم بن عیینه در کتب رجالیه مذکور نیست و همان حکم بن عتیبه است که زیدى مسلک و (بترى.منسوب به فرقه اى از زیدیه) بوده و بسال ۱۱۳ یا ۱۱۴ یا ۱۱۵ فوت کرده وى استاد زراره و حمران پسران اعین (قبل از استبصارشان) بوده است.بعضى او را جزو مرجئه دانسته اند چنانکه در رجال ابو على (منتهى المقال ص ۱۱۷) ویرا از فقهاى عامه شمرده و همین قول را از کشى نیز نقل نموده در تقریب التهذیب آمده: ثقه.ثبت.فقیه.الا انه ربما دلس.من الخامسه.مات سنه ثلاث عشره او بعدها، و له نیف و ستون) ظاهرا وى قاضى کوفه بوده.و چون استاد زراه و حمران و علاوه مردى مسن بوده، مورد احترام حضرت واقع گردیده.و مسلما عبارت تأسیس الشیعه (کان (ع) له مکرها) تحریف مکرما است.

(رک به خلاصه الاقوال و رجال شیخ و رجال بو على و رجال کشى و تقریب التهذیب ۱/۱۹۲) .

[۳] . وى از آن عباس عموى پیغمبر بوده که به آن جناب بخشید.و چون خبر اسلام عباس را به پیغمبر نوید داد، حضرت وی را آزاد فرمود (نجاشى ص ۳) .

[۴] . ابو رافع القبطى مولى رسول الله (ص)، اسمه ابراهیم…مات فى اول خلافه على على الصحیح (تقریب التهذیب ۲/۴۲۱).

[۵] . تأسیس الشیعه ص ۲۸۰ و .۲۸۱

[۶] . رجال نجاشى، ص .۳

[۷] . به نقل علامه از برقى (رک: نقد الرجال ص ۱۵۹) .

[۸] . ابو عبد الله نعمانى در کتاب (الغیبه) فرماید: و هو من الاصول التى یرجع الشیعه الیها و یعول علیها.کتاب سلیم اخیرا در نجف چاپ شده است.ولى آیا از آن سلیم است یا کتابى است که اصحاب آنرا از موضوعات ابان بن عیاش مى دانند، احتیاج بفرصتى مناسب دارد.بهرحال درباره کتاب سلیم علامه فرماید: (الوجه عندى الحکم بتعدیل مؤلفه و التوقف فى الفاسد من کتابه) .

[۹] . الذریعه ج ۱ ص ۱۷.رجال نجاشى ص ۳۱.

[۱۰] . به نقل از الذریعه ج ۲ ص ۱۲۹.و تأسیس الشیعه ص .۲۸

[۱۱] . ترجمه مفصل وی را در مجله آستان قدس (شماره ۹) به قلم نویسنده این سطور ببینید.

[۱۲] . الذریعه ج ۲ ص .۱۲۶

[۱۳] . رجال بوعلى ص ۱۱.توضیح المقال کنى ص ۴۹ (طبع ضمیمه رجال بوعلى) .

[۱۴] . هم او است که اقوالش در رجال مخصوصا در جرح روات بازگو میشود، پدرش حسین نیز از مشایخ شیعه و معاصر شیخ مفید و استاد حدیث نجاشى و شیخ طوسى است. (ریحانه الادب).

[۱۵] . خاندان نوبختى ص ۷۱ فهرست شیخ ص ۱ و ۲ حاشیه آقاى بهبهانى بر منهج المقال (در حاشیه کتاب مزبور ص ۳۵) .

[۱۶] . در فهرست ابن ندیم نام کثیرى از دانشمندان شیعه و تعداد کثیرى از کتب امامیه، برده شده است. در رجال نجاشى ۱۲۰۰ تن از دانشمندان شیعه با ذکر مؤلفات آنان، و در فهرست شیخ، نام هفتصد نفر، و در معالم العلماء نام سیصد تن (غیر از آنانکه شیخ در فهرست متعرض شده) ضبط گردیده و چون تألیف فهرست ابن ندیم در سال ۳۷۷ ق و کتب نجاشى و شیخ قبل از نیمه دوم قرن پنجم بوده، چنین نتیجه مى گیریم که مؤلفین شیعه (که تألیفات آنان بیشتر جنبه روائى و علم الحدیث داشته) با آن کثرت قبل از تاریخ مزبور مى زیسته اند.

 منبع : علم الحدیث؛ کاظم مدیر شانه چى / ص ۶۶